🍁 توصیههای آیتالله فیاض در مقابله با کرونا!
به گزارش شفقنا، آیتالله #فیاض در پاسخ به درخواست نیروهای دفاع مدنی عراق، که از وی خواسته بودند در سایه مبارزه آنها با #ویروس_کرونا سخنانی را در این خصوص ایراد کند، خطاب به شهروندان عراقی به موارد زیر توصیه کرد:
▪️پایبندی کامل به توصیههای وزارت بهداشت جهت حفظ جان و کشور خود شرعاً و عقلاً واجب است.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای پزشکان و کادرهای درمانی در همه استانها.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای سازمان جهانی بهداشت و نصایح بشردوستانه آن.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای دولت و سرویسهای امنیتی، زیرا مخالفت با این توصیهها و عدم عمل به آنها باعث شیوع این بیماری خطرناک و مرگ امت میشود که اگر شیوع بیابد، مهار آن بسیار سخت است، چرا که این ویروس در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان نیز شیوع یافته، ولی با این حال از کنترل آن ناتوان بودهاند. (با اندکی ویرایش به نقل از شفقنا، دسترسی در ۱۳۹۹/۱/۲)
©️ از: سایت و کانال خبرگزاری شفقنا
به گزارش شفقنا، آیتالله #فیاض در پاسخ به درخواست نیروهای دفاع مدنی عراق، که از وی خواسته بودند در سایه مبارزه آنها با #ویروس_کرونا سخنانی را در این خصوص ایراد کند، خطاب به شهروندان عراقی به موارد زیر توصیه کرد:
▪️پایبندی کامل به توصیههای وزارت بهداشت جهت حفظ جان و کشور خود شرعاً و عقلاً واجب است.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای پزشکان و کادرهای درمانی در همه استانها.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای سازمان جهانی بهداشت و نصایح بشردوستانه آن.
▪️لزوم پایبندی به توصیههای دولت و سرویسهای امنیتی، زیرا مخالفت با این توصیهها و عدم عمل به آنها باعث شیوع این بیماری خطرناک و مرگ امت میشود که اگر شیوع بیابد، مهار آن بسیار سخت است، چرا که این ویروس در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان نیز شیوع یافته، ولی با این حال از کنترل آن ناتوان بودهاند. (با اندکی ویرایش به نقل از شفقنا، دسترسی در ۱۳۹۹/۱/۲)
©️ از: سایت و کانال خبرگزاری شفقنا
🍁 آیا پیامبر (ص) عمامه میبسته است؟ چه رنگی؟
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«چنین پرسشهایی که از وضع ظاهری رسول خدا میپرسند و به چگونگی سر و صورت و پا و اندام و دست و جامه و کفش و انگشتر و دستار ایشان ناظرند از گذشته تا کنون در کتابهایی با عنوان عام ”شمائلالنبی“ گرد آمده و پاسخ گرفتهاند.»
📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
©️ از: کانال دینواژه (انتشار در ۱۳۹۵/۹/۲۷)
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«چنین پرسشهایی که از وضع ظاهری رسول خدا میپرسند و به چگونگی سر و صورت و پا و اندام و دست و جامه و کفش و انگشتر و دستار ایشان ناظرند از گذشته تا کنون در کتابهایی با عنوان عام ”شمائلالنبی“ گرد آمده و پاسخ گرفتهاند.»
📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
©️ از: کانال دینواژه (انتشار در ۱۳۹۵/۹/۲۷)
Telegraph
آیا پیامبر (ص) عمامه میبسته است؟ چه رنگی؟
مهدی فردوسی مشهدی مینویسد: چنین پرسشهایی که از وضع ظاهری رسول خدا میپرسند و به چگونگی سر و صورت و پا و اندام و دست و جامه و کفش و انگشتر و دستار ایشان ناظرند از گذشته تا کنون در کتابهایی با عنوان عام ”شمائلالنبی“ گرد آمده و پاسخ گرفتهاند. نخستین کتاب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 محمدتقی اکبرنژاد:
لباس روحانیت لباس #پیامبر اکرم (ص) نبوده است / لباس روحانیت لباس زندگی کردن با مردم نیست / این لباس مانع اُنس گرفتن مردم با روحانیت میشود.
©️ گفتوگوی کامل ایکنا با اکبرنژاد (آپارات)
لباس روحانیت لباس #پیامبر اکرم (ص) نبوده است / لباس روحانیت لباس زندگی کردن با مردم نیست / این لباس مانع اُنس گرفتن مردم با روحانیت میشود.
©️ گفتوگوی کامل ایکنا با اکبرنژاد (آپارات)
🍁جاهلیت و نعمت بعثت!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«خدا پیامبر اسلام را هنگامى مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنهها به سر مىبُردند، هوىوهوس بر آنها چیره شده، و خودبزرگبینى و تكبّر به لغزشهاى فراوانشان کشانده بود، و نادانیهاى جاهلیت پَست و خوارشان كرده، و در امور زندگى حیران و سرگردان بودند، و بلاى جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس #پیامبر (ص) در نصیحت و خیرخواهى نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایى، و مردم را به حكمت و موعظه نیكو دعوت فرمود.» (#نهجالبلاغه: خطبه ۹۵)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«خدا پیامبر اسلام را هنگامى مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنهها به سر مىبُردند، هوىوهوس بر آنها چیره شده، و خودبزرگبینى و تكبّر به لغزشهاى فراوانشان کشانده بود، و نادانیهاى جاهلیت پَست و خوارشان كرده، و در امور زندگى حیران و سرگردان بودند، و بلاى جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس #پیامبر (ص) در نصیحت و خیرخواهى نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایى، و مردم را به حكمت و موعظه نیكو دعوت فرمود.» (#نهجالبلاغه: خطبه ۹۵)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
Forwarded from اکسیژن
🔹دنیای پس از کرونا
بیماری کرونا حالا دیگر در تمام کره زمین سایه سنگین خود را بر زندگی انسانها افکنده است. هر روز آمار مبتلایان و جانباختگان هولناکتر میشود. سرعت شیوع این ویروس بسیار زیاد است و همین امر دولتها را به اعمال محدودیتهای سختگیرانه برای حضور افراد در شهرها واداشته است. در اکثر کشورها مدارس و دانشگاهها و مسابقات ورزشی تعطیل شدهاند. برخی کشورها قرنطینه سراسری اعلام کردهاند و از نیروهای نظامی و مجازات برای در خانه نگاهداشتن مردم بهره جستهاند.
کسب و کارهای بسیاری تن به تعطیلی داده و بسیاری از ادارات دولتی نیز کارهای خود را تعطیل و یا حداقلی و پارهوقت کردهاند. شهرها یکی یکی به شهر ارواح تبدیل میشوند. سینماها، کافهها، رستورانها، بازار و فروشگاههای بزرگ و... رو به تعطیلی نهادهاند.
کارخانههای بزرگ تعطیل شدهاند و کارگران خانهنشین. شرکتهای هواپیمایی، پروازهای خود را کاهش دادهاند، مسافرتها حداقل شده است، چرا که بسیاری از کشورها مرزهای خود را بستهاند و حتی سفرهای بین شهری به شدت کاهش یافته است. در اثر کاهش تقاضا برای مصرف انرژی، قیمت نفت و سوختهای فسیلی شدیدا افت کرده است.
اما در این بین اتفاق دیگری در جریان است:
کره زمین دارد نفس میکشد!
تصاویری از شهر ونیز منتشر شده است که نشان میدهد پس از قرنطینه آب چقدر زلال شده است، که ماهیها را میتوان دید، قوها در شهر شناکنان به هر سو میروند و انعکاس ساختمانهای زیبای تاریخی در آب جلوه زیبایی به شهر تاریخی ونیز بخشیده است.
تعطیلی کارخانهها، کاهش مصرف بسیاری از اقلام، کاهش مصرف سوخت و ... هرچند موقت، فرصتی برای تنفس به کره زمینی داده است که در اثر گرمایش و تغییرات اقلیمی، شاهد دگرگونیهای بسیاری در سالهای اخیر بوده است.
قسمت بزرگی از آلودگی هوا ناشی از فعالیت نیروگاههایی است که بابد برق صنایع بزرگ را تامین بکنند و با مصرف سوخت فسیلی کار میکنند. با تعطیلی کارخانهها، طبعا نیاز به تولید انرژی و کار نیروگاهها و مصرف سوخت فسیلی کاهش چشمگیری خواهد داشت.
همچنین مردم در طی این مدت کمتر فرصت خرید اقلام آلوده کننده محیط زیست را خواهند یافت و آلودگی هوا، ولو برای چند هفته یا چند ماه، کاهش خواهد یافت.
نتایج اولیه تحقیقات پژوهشگران آمریکایی نشان میدهد که امسال (میلادی) میزان تولید دی اکسید کربن که باعث گرم شدن کره زمین میشود کاهش چشمگیری داشته است.
مونو اکسید کربن، گازی که عمدتا خودروها تولید میکنند، هم در مقایسه با سال گذشته کمتر شده است. همهگیری ویروس کرونا باعث کاهش فعالیتهای اقتصادی در دنیا شده و گازهایی که در حمل و نقل و بخش انرژی تولید میشوند کاهش زیادی داشته است.
اما یک نگرانی بزرگ وجود دارد و آن اینکه پس از پایان همهگیری کرونا، دولتها برای بازگرداندن اقتصاد راکدشده خود به حالت قبل چه کار خواهند کرد؟
لینک مطلب
@iroxygen1396
بیماری کرونا حالا دیگر در تمام کره زمین سایه سنگین خود را بر زندگی انسانها افکنده است. هر روز آمار مبتلایان و جانباختگان هولناکتر میشود. سرعت شیوع این ویروس بسیار زیاد است و همین امر دولتها را به اعمال محدودیتهای سختگیرانه برای حضور افراد در شهرها واداشته است. در اکثر کشورها مدارس و دانشگاهها و مسابقات ورزشی تعطیل شدهاند. برخی کشورها قرنطینه سراسری اعلام کردهاند و از نیروهای نظامی و مجازات برای در خانه نگاهداشتن مردم بهره جستهاند.
کسب و کارهای بسیاری تن به تعطیلی داده و بسیاری از ادارات دولتی نیز کارهای خود را تعطیل و یا حداقلی و پارهوقت کردهاند. شهرها یکی یکی به شهر ارواح تبدیل میشوند. سینماها، کافهها، رستورانها، بازار و فروشگاههای بزرگ و... رو به تعطیلی نهادهاند.
کارخانههای بزرگ تعطیل شدهاند و کارگران خانهنشین. شرکتهای هواپیمایی، پروازهای خود را کاهش دادهاند، مسافرتها حداقل شده است، چرا که بسیاری از کشورها مرزهای خود را بستهاند و حتی سفرهای بین شهری به شدت کاهش یافته است. در اثر کاهش تقاضا برای مصرف انرژی، قیمت نفت و سوختهای فسیلی شدیدا افت کرده است.
اما در این بین اتفاق دیگری در جریان است:
کره زمین دارد نفس میکشد!
تصاویری از شهر ونیز منتشر شده است که نشان میدهد پس از قرنطینه آب چقدر زلال شده است، که ماهیها را میتوان دید، قوها در شهر شناکنان به هر سو میروند و انعکاس ساختمانهای زیبای تاریخی در آب جلوه زیبایی به شهر تاریخی ونیز بخشیده است.
تعطیلی کارخانهها، کاهش مصرف بسیاری از اقلام، کاهش مصرف سوخت و ... هرچند موقت، فرصتی برای تنفس به کره زمینی داده است که در اثر گرمایش و تغییرات اقلیمی، شاهد دگرگونیهای بسیاری در سالهای اخیر بوده است.
قسمت بزرگی از آلودگی هوا ناشی از فعالیت نیروگاههایی است که بابد برق صنایع بزرگ را تامین بکنند و با مصرف سوخت فسیلی کار میکنند. با تعطیلی کارخانهها، طبعا نیاز به تولید انرژی و کار نیروگاهها و مصرف سوخت فسیلی کاهش چشمگیری خواهد داشت.
همچنین مردم در طی این مدت کمتر فرصت خرید اقلام آلوده کننده محیط زیست را خواهند یافت و آلودگی هوا، ولو برای چند هفته یا چند ماه، کاهش خواهد یافت.
نتایج اولیه تحقیقات پژوهشگران آمریکایی نشان میدهد که امسال (میلادی) میزان تولید دی اکسید کربن که باعث گرم شدن کره زمین میشود کاهش چشمگیری داشته است.
مونو اکسید کربن، گازی که عمدتا خودروها تولید میکنند، هم در مقایسه با سال گذشته کمتر شده است. همهگیری ویروس کرونا باعث کاهش فعالیتهای اقتصادی در دنیا شده و گازهایی که در حمل و نقل و بخش انرژی تولید میشوند کاهش زیادی داشته است.
اما یک نگرانی بزرگ وجود دارد و آن اینکه پس از پایان همهگیری کرونا، دولتها برای بازگرداندن اقتصاد راکدشده خود به حالت قبل چه کار خواهند کرد؟
لینک مطلب
@iroxygen1396
Instagram
Instagram
Post might not be available
🍁 ادله حرمت ربا شامل ربای تولیدی نمیشود!
▪️ دیدگاه آیتالله صانعی درباره ربا
✍🏻 آیتالله #صانعی مینویسد:
«#ربا یکی از محرّمات آیین اسلام است که قرآن کریم و روایات معصومان (ع) بر آن دلالت دارند و حرمت آن نزد فقها از ضرورتهای دینی به شمار میرود.» (صانعی، ۱۳۸۳: ۲۰)
▪️ انواع ربا
«در کتب فقهی، ربای حرام را دو قِسم میدانند: ۱. ربای معاملی؛ ۲. ربای قرضی. ربای معاملی آن است که یک جنس به مانند خود فروخته شود و در آن شرط زیاده گردد، مانند اینکه یک تُن گندم به یک تُن و یکصد کیلوگرم آن معامله شود. شرط حرمت این قِسم از ربا، علاوهبر همجنس بودن، مکیل (یا موزون) بودن آن است؛ یعنی اجناسی که با کِیل (پیمانه) یا وزن خریدوفروش میشوند، اگر در معامله آنها شرط زیاده گذاشته شود، ربای حرام خواهد بود. [...]» (همان: ۲۳ ــ ۲۴) «ربای قرضی آن است که در قرض دادن شیء یا مبلغ، شرط زياده گذاشته شود. مثلاً کسی مقداری گندم یا پول به دیگری قرض بدهد که پس از یک سال، آن مقدار را با اضافه دریافت کند. فقیهان، این قِسم را مطلقاً حرام میدانند و تفصیلی در آن قائل نشدهاند.» (همان: ۲۴ ــ ۲۵)
▪️ رأی ما
«هرچند ما نیز مانند دیگر فقیهان بر اصل حُرمت ربا به استناد قرآن و سنّت باور داریم و آن را ضروری فقه اسلامی، بلکه ضروری اسلام، میدانیم، لیکن عقیده داریم باید در حرمت هر دو قِسم از ربا (یعنی معاملی و قرضی) تفصیل قائل شد. به سخن دیگر، ما تنها یک قِسم از ربای معاملی و یک قسم از ربای قرضی را حرام میدانیم و در قِسم دیگر از آنها دلیلی بر حرمت نمیبینیم. [...] توضیح اینکه، امروزه ربای قرضی دو قِسم تصویر میشود: ”ربای قرضی استهلاکی“ و ”ربای انتاجی و تولیدی.“
▪️ ربای استهلاکی
#ربای_استهلاکی آن است که قرضگیرنده به جهت گرفتاری و نیاز، به قرض رو آورده و گاه ناتوانیاش به حدی میرسد که چند نوبت زمانِ پرداخت آن را به تأخیر میاندازد، تا آنجا که بدهیاش دو برابر یا چند برابر قرض میشود. از تفاسیر و کتب روایی و تاریخی به دست میآید که در زمان نزول آیات قرآن، ربای استهلاکی رواج داشته است؛ خواه در ابتدای قرض گرفتن، زیادہ شرط میشد ــ که از نظر فقهی به ”قرض به شرط“ تعبیر میشود ــ و یا ربا برای تأخیر در زمان پرداخت یا تقسیط بدهی دریافت میشد، بدین ترتیب که وقتی تاریخ بازپرداخت میرسید و بدهکار توانِ ادای قرض را نداشت، طلبکار تقاضای مبلغی جهت مهلت دادن میکرد. #قرآن در این مورد چنین دستور میدهد: ”وَ إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيسَرَةٍ؛ اگر [بدهکارتان] تنگدست باشد، پس تا [هنگام] گشایش، مهلتی [به او بدهید].“ [#بقره: ۲۸۰] این دستورِ قرآنی مطایقِ درک عقلایی است که باید به میزان متعارف، مهلت داد. در این فرض، اگر طلبکار این دستور دینی را مراعات نکند و به گرفتن ربا و زیادتی اقدام ورزد، [...] ربای استهلاکی نام میگیرد.
▪️ ربای تولیدی
لیکن امروزه، صورتی دیگر برای ربا متصور است که به ندرت در گذشته یافت میشد و از مختصات زندگی پیشرفته امروزی است و آن اینکه شخص ثروتمند، جهت سرمایهگذاری اقتصادی (چون ساختمانسازی، ساخت و راهاندازی کارخانه، احداث مرغداری و ...) نیاز به سرمایه تکمیلی دارد؛ یعنی مبلغ قابلتوجهی از سرمایه را دارد و توان انجام دادن کار را در خود میبیند و برای تکمیلِ سرمایه قرض میگیرد و در مقابل آن، زیادتی شرط میکند. برای مثال، کسی که برای سرمایهگذاری به دویست میلیون تومان سرمایه نیاز دارد و تنها یکصدوپنجاه میلیون تومان دارد، پنجاه میلیون تومان یکساله قرض میکند و مبلغی را به عنوان سود به قرضدهنده یا #بانک میپردازد. این نوع از ربا را ”ربای انتاجی و تولیدی“ مینامند؛ یعنی پول در تولید و پیشرفت اقتصادی هزینه میشود.» (همان: ۳۱ ــ ۳۴)
▪️ حلّیت ربای تولیدی
«اینک مسئله این است که آیا میتوان گفت ادله حرمت ربا شامل این مورد هم میشود یا نه؟ مشهور فقیهان به اطلاق و عموم روایات و آیات استناد کرده و آن را تحریم کردهاند، ولی مدعای ما این است که این قِسم جایز بوده و ادله تحریم شامل آن نمیشود.» (همان: ۳۴)
📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 صانعی، یوسف. (۱۳۸۳). فقه زندگی ۱: ربای تولیدی. قم: فقه الثقلین
▪️ دیدگاه آیتالله صانعی درباره ربا
✍🏻 آیتالله #صانعی مینویسد:
«#ربا یکی از محرّمات آیین اسلام است که قرآن کریم و روایات معصومان (ع) بر آن دلالت دارند و حرمت آن نزد فقها از ضرورتهای دینی به شمار میرود.» (صانعی، ۱۳۸۳: ۲۰)
▪️ انواع ربا
«در کتب فقهی، ربای حرام را دو قِسم میدانند: ۱. ربای معاملی؛ ۲. ربای قرضی. ربای معاملی آن است که یک جنس به مانند خود فروخته شود و در آن شرط زیاده گردد، مانند اینکه یک تُن گندم به یک تُن و یکصد کیلوگرم آن معامله شود. شرط حرمت این قِسم از ربا، علاوهبر همجنس بودن، مکیل (یا موزون) بودن آن است؛ یعنی اجناسی که با کِیل (پیمانه) یا وزن خریدوفروش میشوند، اگر در معامله آنها شرط زیاده گذاشته شود، ربای حرام خواهد بود. [...]» (همان: ۲۳ ــ ۲۴) «ربای قرضی آن است که در قرض دادن شیء یا مبلغ، شرط زياده گذاشته شود. مثلاً کسی مقداری گندم یا پول به دیگری قرض بدهد که پس از یک سال، آن مقدار را با اضافه دریافت کند. فقیهان، این قِسم را مطلقاً حرام میدانند و تفصیلی در آن قائل نشدهاند.» (همان: ۲۴ ــ ۲۵)
▪️ رأی ما
«هرچند ما نیز مانند دیگر فقیهان بر اصل حُرمت ربا به استناد قرآن و سنّت باور داریم و آن را ضروری فقه اسلامی، بلکه ضروری اسلام، میدانیم، لیکن عقیده داریم باید در حرمت هر دو قِسم از ربا (یعنی معاملی و قرضی) تفصیل قائل شد. به سخن دیگر، ما تنها یک قِسم از ربای معاملی و یک قسم از ربای قرضی را حرام میدانیم و در قِسم دیگر از آنها دلیلی بر حرمت نمیبینیم. [...] توضیح اینکه، امروزه ربای قرضی دو قِسم تصویر میشود: ”ربای قرضی استهلاکی“ و ”ربای انتاجی و تولیدی.“
▪️ ربای استهلاکی
#ربای_استهلاکی آن است که قرضگیرنده به جهت گرفتاری و نیاز، به قرض رو آورده و گاه ناتوانیاش به حدی میرسد که چند نوبت زمانِ پرداخت آن را به تأخیر میاندازد، تا آنجا که بدهیاش دو برابر یا چند برابر قرض میشود. از تفاسیر و کتب روایی و تاریخی به دست میآید که در زمان نزول آیات قرآن، ربای استهلاکی رواج داشته است؛ خواه در ابتدای قرض گرفتن، زیادہ شرط میشد ــ که از نظر فقهی به ”قرض به شرط“ تعبیر میشود ــ و یا ربا برای تأخیر در زمان پرداخت یا تقسیط بدهی دریافت میشد، بدین ترتیب که وقتی تاریخ بازپرداخت میرسید و بدهکار توانِ ادای قرض را نداشت، طلبکار تقاضای مبلغی جهت مهلت دادن میکرد. #قرآن در این مورد چنین دستور میدهد: ”وَ إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيسَرَةٍ؛ اگر [بدهکارتان] تنگدست باشد، پس تا [هنگام] گشایش، مهلتی [به او بدهید].“ [#بقره: ۲۸۰] این دستورِ قرآنی مطایقِ درک عقلایی است که باید به میزان متعارف، مهلت داد. در این فرض، اگر طلبکار این دستور دینی را مراعات نکند و به گرفتن ربا و زیادتی اقدام ورزد، [...] ربای استهلاکی نام میگیرد.
▪️ ربای تولیدی
لیکن امروزه، صورتی دیگر برای ربا متصور است که به ندرت در گذشته یافت میشد و از مختصات زندگی پیشرفته امروزی است و آن اینکه شخص ثروتمند، جهت سرمایهگذاری اقتصادی (چون ساختمانسازی، ساخت و راهاندازی کارخانه، احداث مرغداری و ...) نیاز به سرمایه تکمیلی دارد؛ یعنی مبلغ قابلتوجهی از سرمایه را دارد و توان انجام دادن کار را در خود میبیند و برای تکمیلِ سرمایه قرض میگیرد و در مقابل آن، زیادتی شرط میکند. برای مثال، کسی که برای سرمایهگذاری به دویست میلیون تومان سرمایه نیاز دارد و تنها یکصدوپنجاه میلیون تومان دارد، پنجاه میلیون تومان یکساله قرض میکند و مبلغی را به عنوان سود به قرضدهنده یا #بانک میپردازد. این نوع از ربا را ”ربای انتاجی و تولیدی“ مینامند؛ یعنی پول در تولید و پیشرفت اقتصادی هزینه میشود.» (همان: ۳۱ ــ ۳۴)
▪️ حلّیت ربای تولیدی
«اینک مسئله این است که آیا میتوان گفت ادله حرمت ربا شامل این مورد هم میشود یا نه؟ مشهور فقیهان به اطلاق و عموم روایات و آیات استناد کرده و آن را تحریم کردهاند، ولی مدعای ما این است که این قِسم جایز بوده و ادله تحریم شامل آن نمیشود.» (همان: ۳۴)
📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 صانعی، یوسف. (۱۳۸۳). فقه زندگی ۱: ربای تولیدی. قم: فقه الثقلین
Telegraph
ادله حُرمت ربا شامل ربای تولیدی نمیشود!
آیتالله صانعی مینویسد: «ربا یکی از محرّمات آیین اسلام است که قرآن کریم و روایات معصومان (ع) بر آن دلالت دارند و حرمت آن نزد فقها از ضرورتهای دینی به شمار میرود.» (صانعی، ۱۳۸۳: ۲۰) انواع ربا «در کتب فقهی، ربای حرام را دو قِسم میدانند: ۱. ربای معاملی؛…
🍁 خدایا، از اخلاق متعالی بهرهورم دار!
💬 #امام_سجاد (ع):
«بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ايمان مرا به كاملترين درجاتِ ايمان و يقين مرا به برترين مراتبِ يقين و نيّت مرا به نيكوترينِ نيّتها و عمل مرا به بهترين اَعمال فرا بر. اى خداوند، به لطف خود نيّت مرا از هر شائبه مصون دار و به رحمت خود يقينِ مرا استوار گردان، و به قدرت خود فساد مرا به صلاح بدل نماى.
بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و مرا از هر كار كه پرداختن به آن از پرداختنام به تو باز مىدارد بىنياز گردان و به كارى برگمار كه در روز بازپسين از من خواهى و روزهاى عمرِ مرا در كارى كه مرا براى آن آفريدهاى مصروف دار و مرا بىنياز فرماى و درِ روزى بر من بگشاى و به نگريستن به حسرت در مال و جاه كسان گرفتار مساز و عزيزم دار و به خودپسندى دچارم مكن. مرا به بندگى خود گير و عبادتم را به عُجب و غرور تباه مكن. و بر دستِ من در حق مردم كارهاى خير جارى كن و كارهاى خير من به شائبه منت نهادن بر خلقِ خداى مياميز و از اخلاق متعالى بهرهورم دار و از نازش بر خويش در امان.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۲۰)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
💬 #امام_سجاد (ع):
«بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و ايمان مرا به كاملترين درجاتِ ايمان و يقين مرا به برترين مراتبِ يقين و نيّت مرا به نيكوترينِ نيّتها و عمل مرا به بهترين اَعمال فرا بر. اى خداوند، به لطف خود نيّت مرا از هر شائبه مصون دار و به رحمت خود يقينِ مرا استوار گردان، و به قدرت خود فساد مرا به صلاح بدل نماى.
بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و مرا از هر كار كه پرداختن به آن از پرداختنام به تو باز مىدارد بىنياز گردان و به كارى برگمار كه در روز بازپسين از من خواهى و روزهاى عمرِ مرا در كارى كه مرا براى آن آفريدهاى مصروف دار و مرا بىنياز فرماى و درِ روزى بر من بگشاى و به نگريستن به حسرت در مال و جاه كسان گرفتار مساز و عزيزم دار و به خودپسندى دچارم مكن. مرا به بندگى خود گير و عبادتم را به عُجب و غرور تباه مكن. و بر دستِ من در حق مردم كارهاى خير جارى كن و كارهاى خير من به شائبه منت نهادن بر خلقِ خداى مياميز و از اخلاق متعالى بهرهورم دار و از نازش بر خويش در امان.» (#صحیفه_سجادیه: نیایش ۲۰)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
🍁ما سپاسگزار خدا و طبیعت نیستیم!
✍🏻 سید حسن #اسلامی_اردکانی میگوید:
«از آموزههای اساسی قرآن این است که انسانهای خوب هنگامی که بر زمین گام برمیدارند آرام و نرم گام برمیدارند، متکبرانه گام برنمیدارند، متواضعانه گام برمیدارند. از آن طرف در قرآن آمده است ”وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا؛ بندگان خدا و عبادُ الرحمان کسانی هستند که بر زمین آرام گام برمیدارند.“ (#فرقان/۶۳) از آن طرف لقمان به فرزندش وصیت میکند ”وَ لاتَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً؛ متکبرانه در زمین راه نرو.“ (#لقمان/۱۸) چرا متکبرانه راه نرویم؟ چون علت تکبر این است که ما فکر میکنیم برتر از دیگران هستیم. این دیگران، گاهی انسانهای دیگر هستند، گاهی دیگران، طبیعت است؛ فرقی نمیکند. هیچ برتری برای نوع بشر در قرآن دیده نشده است. در قرآن تأکید شده که ”وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً“ (#اسراء/۷۰) خدا میفرماید: ما فضیلت بخشیدیم به شما. یعنی ما انسانها قدرتهایی داریم، تواناییهایی داریم که این تواناییها ما را بر طبیعت مسلط و چیره میکند؛ ولی مسلط شدن ما بر طبیعت معنایش این نیست که ما در طبیعت بهتر هستیم؛ چنین معنایی ندارد. معنایش این است که ما مسئولتر هستیم. میتوانیم بهتر باشیم؛ ولی لزوماً بهتر نیستیم. بله؛ در قرآن آمده است که ”لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ“ (#تین/۴) اما در ادامه میفرماید ”ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ.“ در بدترین وضعیت میگوید ما در یک دامنهای سیر میکنیم و نوسان داریم. بستگی دارد بر اساس کارهایی که میکنیم در قبال خودمان، همنوعان خودمان و طبیعت میشود داوری نهایی کرد که ما بلأخره برتر هستیم یا پستتر هستیم. این نکته درباره متواضعانه گام نهادن است.
آموزه دیگری که در #قرآن بسیار بر آن تأکید شده و همگانی میباشد بحث اسراف است. برخورد ما با طبیعت باید هم محترمانه باشد، و هم باید مقتصدانه. اصلاً اقتصاد به معنای دقیقش در سنت دینی ما معنای دیگری دارد. حضرت علی (ع) در خطبه همام در مورد اوصاف متقین میفرماید: مشیشان، روششان، شیوهشان و راه رفتنشان مقتصدانه است. اقتصاد یعنی پرهیز از افراط و تفریط، پرهیز از اسراف و بخل. یعنی سنجیده عمل کردن، یعنی حکیمانه رفتار کردن.
ما واقعاً ناسپاسی میکنیم، کفور هستیم. آموزه قرآن این است که ”لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ“ (#ابراهیم/۷) ما سپاسگزار طبیعت نیستیم، سپاسگزار خداوند نیستیم که این طبیعت را در اختیار ما گذاشته و ما را بر آن مسیطر کرده است. ما از توان تسخیری خودمان خوب استفاده نمیکنیم. مثل پسربچه، دختربچه یا دوستی که برای او یک اسباببازی گرانقیمت میخرند، ولی او آن را از بین میبرد. رفتار مالکانه موجب میشود که این را از بین ببرد به جای اینکه خوب از آن استفاده کند.
حضرت امیر (ع) در عهدنامه معروف به مالک اشتر میفرماید که هیچ سنت صالح موجودی را از بین نبر. سنتهای بسیاری قبل از اسلام در جامعه عربی وجود داشته است. مثلاً ”إخاء“ (به معنای پیوند برادری) رسم جاهلی و متعلق به قبل از اسلام بود. اسلام نیامد بگوید این إخاء مال جاهلیت است، پس ما قبول نداریم و یک سیستم جدید احداث میکنیم. نه همان را احیاء کرد و به آن روح دینی داد. فرموده ”إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ“ (#حجرات: ۱۰) قدیم رابطه اخوت و برادری قبیلگی بود؛ قرآن آن را اسلامی و دینی کرد. سنت #نوروز هم همین است؛ به هر دلیل سنت قبل از اسلام بوده است. ریشه تاریخی آن هرچه میخواهد باشد، این سنت سنتِ خوبی است و ما باید کمک کنیم این سنت زمینهای باشد برای آشنایی با طبیعت، سپاسگزاری از طبیعت، سپاسگزاری از خداوند و آموختن و دیدن تجلیات خداوند در طبیعت. [...] رفتن در دل طبیعت و گسستن از این مناسبات روزمره، ذهن ما را آزاد میکند و ما را متوجه مقصود اصلی از زندگی و حیاتمان میکند، ما را متوجه آن دست و آن ناپیدایی که همه چیز را پدید آورده میکند.» (با اندکی ویرایش به نقل از ابنا)
©️از: خبرگزاری ابنا (انتشار در ۱۳۹۹/۱/۱۱)
✍🏻 سید حسن #اسلامی_اردکانی میگوید:
«از آموزههای اساسی قرآن این است که انسانهای خوب هنگامی که بر زمین گام برمیدارند آرام و نرم گام برمیدارند، متکبرانه گام برنمیدارند، متواضعانه گام برمیدارند. از آن طرف در قرآن آمده است ”وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا؛ بندگان خدا و عبادُ الرحمان کسانی هستند که بر زمین آرام گام برمیدارند.“ (#فرقان/۶۳) از آن طرف لقمان به فرزندش وصیت میکند ”وَ لاتَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً؛ متکبرانه در زمین راه نرو.“ (#لقمان/۱۸) چرا متکبرانه راه نرویم؟ چون علت تکبر این است که ما فکر میکنیم برتر از دیگران هستیم. این دیگران، گاهی انسانهای دیگر هستند، گاهی دیگران، طبیعت است؛ فرقی نمیکند. هیچ برتری برای نوع بشر در قرآن دیده نشده است. در قرآن تأکید شده که ”وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً“ (#اسراء/۷۰) خدا میفرماید: ما فضیلت بخشیدیم به شما. یعنی ما انسانها قدرتهایی داریم، تواناییهایی داریم که این تواناییها ما را بر طبیعت مسلط و چیره میکند؛ ولی مسلط شدن ما بر طبیعت معنایش این نیست که ما در طبیعت بهتر هستیم؛ چنین معنایی ندارد. معنایش این است که ما مسئولتر هستیم. میتوانیم بهتر باشیم؛ ولی لزوماً بهتر نیستیم. بله؛ در قرآن آمده است که ”لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ“ (#تین/۴) اما در ادامه میفرماید ”ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ.“ در بدترین وضعیت میگوید ما در یک دامنهای سیر میکنیم و نوسان داریم. بستگی دارد بر اساس کارهایی که میکنیم در قبال خودمان، همنوعان خودمان و طبیعت میشود داوری نهایی کرد که ما بلأخره برتر هستیم یا پستتر هستیم. این نکته درباره متواضعانه گام نهادن است.
آموزه دیگری که در #قرآن بسیار بر آن تأکید شده و همگانی میباشد بحث اسراف است. برخورد ما با طبیعت باید هم محترمانه باشد، و هم باید مقتصدانه. اصلاً اقتصاد به معنای دقیقش در سنت دینی ما معنای دیگری دارد. حضرت علی (ع) در خطبه همام در مورد اوصاف متقین میفرماید: مشیشان، روششان، شیوهشان و راه رفتنشان مقتصدانه است. اقتصاد یعنی پرهیز از افراط و تفریط، پرهیز از اسراف و بخل. یعنی سنجیده عمل کردن، یعنی حکیمانه رفتار کردن.
ما واقعاً ناسپاسی میکنیم، کفور هستیم. آموزه قرآن این است که ”لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ“ (#ابراهیم/۷) ما سپاسگزار طبیعت نیستیم، سپاسگزار خداوند نیستیم که این طبیعت را در اختیار ما گذاشته و ما را بر آن مسیطر کرده است. ما از توان تسخیری خودمان خوب استفاده نمیکنیم. مثل پسربچه، دختربچه یا دوستی که برای او یک اسباببازی گرانقیمت میخرند، ولی او آن را از بین میبرد. رفتار مالکانه موجب میشود که این را از بین ببرد به جای اینکه خوب از آن استفاده کند.
حضرت امیر (ع) در عهدنامه معروف به مالک اشتر میفرماید که هیچ سنت صالح موجودی را از بین نبر. سنتهای بسیاری قبل از اسلام در جامعه عربی وجود داشته است. مثلاً ”إخاء“ (به معنای پیوند برادری) رسم جاهلی و متعلق به قبل از اسلام بود. اسلام نیامد بگوید این إخاء مال جاهلیت است، پس ما قبول نداریم و یک سیستم جدید احداث میکنیم. نه همان را احیاء کرد و به آن روح دینی داد. فرموده ”إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ“ (#حجرات: ۱۰) قدیم رابطه اخوت و برادری قبیلگی بود؛ قرآن آن را اسلامی و دینی کرد. سنت #نوروز هم همین است؛ به هر دلیل سنت قبل از اسلام بوده است. ریشه تاریخی آن هرچه میخواهد باشد، این سنت سنتِ خوبی است و ما باید کمک کنیم این سنت زمینهای باشد برای آشنایی با طبیعت، سپاسگزاری از طبیعت، سپاسگزاری از خداوند و آموختن و دیدن تجلیات خداوند در طبیعت. [...] رفتن در دل طبیعت و گسستن از این مناسبات روزمره، ذهن ما را آزاد میکند و ما را متوجه مقصود اصلی از زندگی و حیاتمان میکند، ما را متوجه آن دست و آن ناپیدایی که همه چیز را پدید آورده میکند.» (با اندکی ویرایش به نقل از ابنا)
©️از: خبرگزاری ابنا (انتشار در ۱۳۹۹/۱/۱۱)
🍁 درباره علیاکبر (ع)
▪️دیدگاه شیخ مفید درباره فرزندان امام حسین (ع)
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«صفت ”اکبر“ به معنای ”بزرگتر“ اکنون اسم بسیاری از پسران و مردان ایرانی است که با توجه به دلبستگی شیعیان این سرزمین به خاندان پیامبر اسلام گمان میرود شکل کوتاه ”علیاکبر“ فرزند حسین بنعلی (ع) باشد؛ چنانکه بسیاری از این فرزندان ”علیاکبر“ نامیده شدهاند. بیشتر پیروان عام تشیع معتقدند که حسین بنعلی سه پسر داشته است به نامهای ”علیاکبر“، ”علیاوسط“ و ”علیاصغر“؛ یعنی سه پسر به نام علی که با صفتهای ”بزرگتر“ و ”میانی“ و ”کوچکتر“ از یکدیگر متمایز میشدهاند. علیاکبر بر پایه این تصور، پسر ارشد حسین بنعلی (ع) بود که در کربلا به شهادت رسید.
باری، بر پایه برخی از منابع معتبر این تصور نادرست مینُماید. برای نمونه، محمد بنمحمد نعمان معروف به #شیخ_مفید از عالمان سده چهارم هجری، در کتابی به نام ”الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد“ درباره شمار و نام و نشان فرزندان حسین بنعلی (ع) چنین نوشته است:
”حسین (ع) شش فرزند داشت:
۱. علی بنحسین اکبر که کنیهاش ابومحمد و مادرش شاهزنان دختر کَسرا یزدگرد بود؛
۲. علی بنحسین اصغر که مادرش لیلا بود و با پدرش در طفّ کشته شد؛
۳. جعفر بنحسین که مادرش قضاعیه بود و پیش از پدرش، درگذشت؛
۴. عبدالله بنحسین که مادرش رباب بود و در خردسالی [کودکی] در دامان پدرش بر اثر آسیب تیری به گلویَش درگذشت؛
۵. سکینه بنتحسین که مادرش رباب [و خواهر عبدالله] بود؛
۶. فاطمه بنتحسین که مادرش اُماسحاق بود.“ (محمد بنمحمد مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۳۵)
بنابراین، علیاکبر نام فرزند شاهزنان یا ”شهربانو“ یا ”شهبانو“ دختر پادشاه ایران است که اکنون نزد شیعیان با لقبهای ”زینالعابدین“ و ”سجاد“ شناخته میشود. بزرگتر بودن زینالعابدین از برادر جوان شهیدَش، با رویدادهای منقول درباره ماجرای نبرد #کربلا و رویداد اسارت خاندان حسین بنعلی (ع) پس از آن، سازگارتر است. به تعبیر دیگر، نقل (گزارش) تاریخی و عقل (سنجش) تاریخی، درستی آن تصور رایج را ثابت نمیکند. و الله العالم.»
©️ از: کانال دینواژه
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۲/۱۷
📝 جستار مرتبط:
▪️ویکیشیعه: حضرت علی اکبر (ع)
▪️دیدگاه شیخ مفید درباره فرزندان امام حسین (ع)
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«صفت ”اکبر“ به معنای ”بزرگتر“ اکنون اسم بسیاری از پسران و مردان ایرانی است که با توجه به دلبستگی شیعیان این سرزمین به خاندان پیامبر اسلام گمان میرود شکل کوتاه ”علیاکبر“ فرزند حسین بنعلی (ع) باشد؛ چنانکه بسیاری از این فرزندان ”علیاکبر“ نامیده شدهاند. بیشتر پیروان عام تشیع معتقدند که حسین بنعلی سه پسر داشته است به نامهای ”علیاکبر“، ”علیاوسط“ و ”علیاصغر“؛ یعنی سه پسر به نام علی که با صفتهای ”بزرگتر“ و ”میانی“ و ”کوچکتر“ از یکدیگر متمایز میشدهاند. علیاکبر بر پایه این تصور، پسر ارشد حسین بنعلی (ع) بود که در کربلا به شهادت رسید.
باری، بر پایه برخی از منابع معتبر این تصور نادرست مینُماید. برای نمونه، محمد بنمحمد نعمان معروف به #شیخ_مفید از عالمان سده چهارم هجری، در کتابی به نام ”الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد“ درباره شمار و نام و نشان فرزندان حسین بنعلی (ع) چنین نوشته است:
”حسین (ع) شش فرزند داشت:
۱. علی بنحسین اکبر که کنیهاش ابومحمد و مادرش شاهزنان دختر کَسرا یزدگرد بود؛
۲. علی بنحسین اصغر که مادرش لیلا بود و با پدرش در طفّ کشته شد؛
۳. جعفر بنحسین که مادرش قضاعیه بود و پیش از پدرش، درگذشت؛
۴. عبدالله بنحسین که مادرش رباب بود و در خردسالی [کودکی] در دامان پدرش بر اثر آسیب تیری به گلویَش درگذشت؛
۵. سکینه بنتحسین که مادرش رباب [و خواهر عبدالله] بود؛
۶. فاطمه بنتحسین که مادرش اُماسحاق بود.“ (محمد بنمحمد مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۳۵)
بنابراین، علیاکبر نام فرزند شاهزنان یا ”شهربانو“ یا ”شهبانو“ دختر پادشاه ایران است که اکنون نزد شیعیان با لقبهای ”زینالعابدین“ و ”سجاد“ شناخته میشود. بزرگتر بودن زینالعابدین از برادر جوان شهیدَش، با رویدادهای منقول درباره ماجرای نبرد #کربلا و رویداد اسارت خاندان حسین بنعلی (ع) پس از آن، سازگارتر است. به تعبیر دیگر، نقل (گزارش) تاریخی و عقل (سنجش) تاریخی، درستی آن تصور رایج را ثابت نمیکند. و الله العالم.»
©️ از: کانال دینواژه
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۲/۱۷
📝 جستار مرتبط:
▪️ویکیشیعه: حضرت علی اکبر (ع)
🍁 درباره شرفالشمس
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«به گواهی انواع تبلیغات اینترنتی و آگهیهای منتشر در شبکههای اجتماعی، نوزدهم فروردین هر سال از طلوع تا زوال آفتاب، زمان مناسبی برای حک کردن نقشی رمزآمیز روی عقیق زرد معروف به ”شرفالشمس“ است. یکی از دهها پایگاه اینترنتی در این زمینه، مخاطبانش را به این شیوه، بدین کار فرامیخواند:
”شرفالشمس نگینی زرد رنگ است، اما همانطور که در کتب اسلامی آمده است، در واقع شرف شمس سنگ نیست، بلکه دعایی منسوب به امام علی (ع) است با آدابی خاص پشت نگین عقیق زرد رنگ توسط افراد باتجربه با دقت بالا حکاکی میشود. این ذکر که گفته میشود از اسامی خداوند میباشد، سیزده حرف دارد که چهار حرف از تورات، چهار حرف از انجیل و پنج حرف از قرآن کریم میباشد. شرف شمس سالی یکبار در ساعات خاصی از روز نوزده فروردین که از تقویمهای نجومی استخراج میشود، بر روی عقیق زرد حکاکی میشود و دارای خواص ویژهای است.“ [۱]
میگویند علت اصلی شرافت این سنگ محکَک در زمان یادشده، جایگیری خورشید (شمس) در بُرج حَمَل (گوسفند / برِه) است و از همین روی، ”شرفالشمس“ نام میگیرد. ”شرَف“ اصطلاحی است در دانش ستارهشناسی گذشتگان در برابر ”هبوط.“ شرف هر ستارهای به معنای رسیدن آن ستاره به بالاترین نقطه حرکتش در آسمان (دایرةالبروج) است. بنابراین، شرفالشمس یعنی مکانی در آسمان که خورشید به اعلی درجهاش میرسد؛ چنانکه مجدود بنآدم #سنایی گفته است:
بد و نیک جهان همه تلف است
که هبوطش برابر شرف است [۲]
شرف آفتاب، در حمَل است
شرف ماه، گاو بیجدل است
آن نقش رمزی را روی کاغذ و پارچه زرد هم میتوان نوشت، اما سنگ (عقیق زرد) در این کار، محور است، زیرا ویژگیهایی دارد که به درمان بیماری دارندهاش یا جلوگیری از بیماری او کمک میکند. از سوی دیگر، روایات و دعاهایی در تأیید چنین کاری نقل میکنند.
بنابراین، ماجرای نگین شرف شمس، مبحثی است که میتوان از منظرهای نجومی (ستارهشناختی)، طبی (پزشکی)، روایی (حدیثشناختی) و علوم غریبه آن را بررسید.
اکنون مجالی برای ورود به مباحث فلَکی و تنجیم ندارم. همچنین نمیخواهم به مبحث سترگ سنگدرمانی و طب مکمل بپردازم. نیز تخصصی در علم حروف و طلسمات و احراز و علوم غریبه ندارم، بلکه تنها از منظر حدیثشناختی چند نکته را در اینباره یادآوری میکنم:
۱. روایت یا دعایی در این زمینه در مجامیع روایی شیعه نیامده است؛
۲. بهرغم پندار رایج، مرحوم عباس قمی در ”مفاتیحالجنان“ در اینباره سخن نگفته است؛
۳. این گفتار که مرحوم ابراهیم کفعمی در کتاب ”المصباح“ خودش آن حروف رمزی را به علی بنابیطالب (ع) نسبت داده است ادعا مستنَدی نیست، زیرا دستکم در ”مصباح“ کنونی چنین چیزی دیده نمیشود [۳]؛
۴. با فرض اینکه کفعمی و بهایی چنین روایتی را به علی بنابیطالب (ع) نسبت داده باشند، این روایت تا سده نهم و دهم هجری وجود نداشته و گویی ناگهان یافت شده است؛
۵. حتی مرحوم محمدباقر مجلسی که در ”حلیةالمتقین“ بیش از بیست صفحه درباره انگشتر و نقش مأثور نگینها سخن گفته، نه در این کتاب نه در ”بحار الانوار“، به ماجرای شرف شمس هرگز اشارت نکرده است [۴]؛
۶. شعر و وِرد منسوب به علی بنابیطالب (ع) در همه دیوانهای منسوب به ایشان نیست، بلکه بر پایه توضیحات شماری از محققان معاصر، گمان میرود از آنِ شیخ بهایی بوده باشد. [۵]
افزون بر اینها، به گفته اخترشناسان، شرف شمس از درجه نوزدهم برج حمل همواره با نوزدهم فروردین همزمان نیست [۶] و حتی شماری از مراجع تقلید هم بیاعتباری دعای شرف شمس را تأیید کردهاند:
”� آیا حرز شرفالشمس که به صورت اشکال مبهمی است و میگویند روز نوزدهم فروردین روی کاغذ زرد رنگی نوشته شود و آثار فراوانی دارد صحیح است؟
● حِرز مزبور اعتبار ندارد و در روایات معتبر نیامده است و محتوای آن هم محتوای قابل ملاحظهای نیست و سزاوار است مؤمنین و مؤمنات برای حفظ خود از آیات و روایاتی که از معصومین (ع) در کتب معتبر وارد شده است استفاده نمایند.“ [۷]»
📝 پانوشتها:
[۱] شرفآنلاین
[۲] مجدود بنآدم سنایی، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، ص ۱۹۳.
[۳] ر.ک: ابراهیم بنعلی کفعمی، جنة الامان الواقیه و جنة الایمان بالباقیه.
[۴] ر.ک: محمدباقر مجلسی، حلیةالمتقین، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ص ۹۵ به بعد.
[۵] ر.ک: محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانةالادب، ج ۷، ص ۲۳.
[۶] ر.ک: محمد الیاس، ستارهشناسی زمانهای اسلامی، ترجمه تقی عدالتی، فصل دوم به بعد.
[۷] پایگاه اطلاعرسانی آیتالله #مکارم شیرازی
©️ از: کانال دینواژه
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱/۱۹
✍🏻 مهدی #فردوسی مشهدی مینویسد:
«به گواهی انواع تبلیغات اینترنتی و آگهیهای منتشر در شبکههای اجتماعی، نوزدهم فروردین هر سال از طلوع تا زوال آفتاب، زمان مناسبی برای حک کردن نقشی رمزآمیز روی عقیق زرد معروف به ”شرفالشمس“ است. یکی از دهها پایگاه اینترنتی در این زمینه، مخاطبانش را به این شیوه، بدین کار فرامیخواند:
”شرفالشمس نگینی زرد رنگ است، اما همانطور که در کتب اسلامی آمده است، در واقع شرف شمس سنگ نیست، بلکه دعایی منسوب به امام علی (ع) است با آدابی خاص پشت نگین عقیق زرد رنگ توسط افراد باتجربه با دقت بالا حکاکی میشود. این ذکر که گفته میشود از اسامی خداوند میباشد، سیزده حرف دارد که چهار حرف از تورات، چهار حرف از انجیل و پنج حرف از قرآن کریم میباشد. شرف شمس سالی یکبار در ساعات خاصی از روز نوزده فروردین که از تقویمهای نجومی استخراج میشود، بر روی عقیق زرد حکاکی میشود و دارای خواص ویژهای است.“ [۱]
میگویند علت اصلی شرافت این سنگ محکَک در زمان یادشده، جایگیری خورشید (شمس) در بُرج حَمَل (گوسفند / برِه) است و از همین روی، ”شرفالشمس“ نام میگیرد. ”شرَف“ اصطلاحی است در دانش ستارهشناسی گذشتگان در برابر ”هبوط.“ شرف هر ستارهای به معنای رسیدن آن ستاره به بالاترین نقطه حرکتش در آسمان (دایرةالبروج) است. بنابراین، شرفالشمس یعنی مکانی در آسمان که خورشید به اعلی درجهاش میرسد؛ چنانکه مجدود بنآدم #سنایی گفته است:
بد و نیک جهان همه تلف است
که هبوطش برابر شرف است [۲]
شرف آفتاب، در حمَل است
شرف ماه، گاو بیجدل است
آن نقش رمزی را روی کاغذ و پارچه زرد هم میتوان نوشت، اما سنگ (عقیق زرد) در این کار، محور است، زیرا ویژگیهایی دارد که به درمان بیماری دارندهاش یا جلوگیری از بیماری او کمک میکند. از سوی دیگر، روایات و دعاهایی در تأیید چنین کاری نقل میکنند.
بنابراین، ماجرای نگین شرف شمس، مبحثی است که میتوان از منظرهای نجومی (ستارهشناختی)، طبی (پزشکی)، روایی (حدیثشناختی) و علوم غریبه آن را بررسید.
اکنون مجالی برای ورود به مباحث فلَکی و تنجیم ندارم. همچنین نمیخواهم به مبحث سترگ سنگدرمانی و طب مکمل بپردازم. نیز تخصصی در علم حروف و طلسمات و احراز و علوم غریبه ندارم، بلکه تنها از منظر حدیثشناختی چند نکته را در اینباره یادآوری میکنم:
۱. روایت یا دعایی در این زمینه در مجامیع روایی شیعه نیامده است؛
۲. بهرغم پندار رایج، مرحوم عباس قمی در ”مفاتیحالجنان“ در اینباره سخن نگفته است؛
۳. این گفتار که مرحوم ابراهیم کفعمی در کتاب ”المصباح“ خودش آن حروف رمزی را به علی بنابیطالب (ع) نسبت داده است ادعا مستنَدی نیست، زیرا دستکم در ”مصباح“ کنونی چنین چیزی دیده نمیشود [۳]؛
۴. با فرض اینکه کفعمی و بهایی چنین روایتی را به علی بنابیطالب (ع) نسبت داده باشند، این روایت تا سده نهم و دهم هجری وجود نداشته و گویی ناگهان یافت شده است؛
۵. حتی مرحوم محمدباقر مجلسی که در ”حلیةالمتقین“ بیش از بیست صفحه درباره انگشتر و نقش مأثور نگینها سخن گفته، نه در این کتاب نه در ”بحار الانوار“، به ماجرای شرف شمس هرگز اشارت نکرده است [۴]؛
۶. شعر و وِرد منسوب به علی بنابیطالب (ع) در همه دیوانهای منسوب به ایشان نیست، بلکه بر پایه توضیحات شماری از محققان معاصر، گمان میرود از آنِ شیخ بهایی بوده باشد. [۵]
افزون بر اینها، به گفته اخترشناسان، شرف شمس از درجه نوزدهم برج حمل همواره با نوزدهم فروردین همزمان نیست [۶] و حتی شماری از مراجع تقلید هم بیاعتباری دعای شرف شمس را تأیید کردهاند:
”� آیا حرز شرفالشمس که به صورت اشکال مبهمی است و میگویند روز نوزدهم فروردین روی کاغذ زرد رنگی نوشته شود و آثار فراوانی دارد صحیح است؟
● حِرز مزبور اعتبار ندارد و در روایات معتبر نیامده است و محتوای آن هم محتوای قابل ملاحظهای نیست و سزاوار است مؤمنین و مؤمنات برای حفظ خود از آیات و روایاتی که از معصومین (ع) در کتب معتبر وارد شده است استفاده نمایند.“ [۷]»
📝 پانوشتها:
[۱] شرفآنلاین
[۲] مجدود بنآدم سنایی، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، ص ۱۹۳.
[۳] ر.ک: ابراهیم بنعلی کفعمی، جنة الامان الواقیه و جنة الایمان بالباقیه.
[۴] ر.ک: محمدباقر مجلسی، حلیةالمتقین، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، ص ۹۵ به بعد.
[۵] ر.ک: محمدعلی مدرس تبریزی، ریحانةالادب، ج ۷، ص ۲۳.
[۶] ر.ک: محمد الیاس، ستارهشناسی زمانهای اسلامی، ترجمه تقی عدالتی، فصل دوم به بعد.
[۷] پایگاه اطلاعرسانی آیتالله #مکارم شیرازی
©️ از: کانال دینواژه
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱/۱۹
🍁 کرونا پنبه علم، تمدن و دمکراسی را زد!
✍🏻 رسول #جعفریان مینویسد:
«این روزها باب شده است تا از کرونا و بازارِ آشفتهٔ ایجادشده نتایج عجیب و غریبی گرفته شود. هر روز اظهارنظرهای عجیب و غریب مطرح شده و ابعاد کرونا و تبعات آن مورد بحث قرار میگیرد. این وضع ویژه طیف نخبگان نیست، که در میان مردم هم همین بحثها هست، و از قضا موضوعات و قضاوتهای ارائهشده جالب است؛ اینکه مثلاً این ویروس از کجا درآمده و چه کسی ساخته است، و اینکه تق علم و آن هم پیشرفت هم درآمد، و غرب و دمکراسی هم پوزشان به خاک مالیده شد و ...؛ و خیلی حرفهای دیگر.
راستش یادم آمد که یک وقتی که ایدز آمد و شمار قابل توجهی از مردم در دنیا، در اروپا و افریقا، گرفتار شدند، خطیب وقت نماز جمعه تهران، که اتفاقاً آدم عاقلی بود، چندین خطبه را به این امر اختصاص داد، و گفت که تمدن غرب رو به زوال است. ایشان طوری صحبت کرد که گویی جنازه اروپا را دراز کرده و به تفصیل از اوضاع خرابی که در اروپا پدید آمد و استفاده از ظرفهای یکبارمصرف و خیلی از مسائل دیگر سخن گفت و هزار جور از آن نتیجه گرفت!
حالا هم عدهای با آمدن این ویروس، تمام دنیای جدید را به چالش کشیده و بر این باورند که اعتبار همه چیز از علم و تمدن بشری زیر سؤال رفته است. گویی با این مشکل وضعِ آنها که به عصر بوق چسبیدهاند استوار شده است.
البته که پدیده #کرونا پیامدهای شگفتی داشته و همه چیز، از جمله ــ بله از جمله ــ بسیاری از باورهای دینی و مذهبی رایج را هم به چالش کشیده است. این راست است و اینکه در این میان، به نظرم بهتر است متدینین، اعم از مسیحی و یهودی و مسلمان، به فکر اصلاح افکار خود و مردمان و جوانان باشند تا ایمانشان بر باد نرود، و البته اجازه دهند که عالمان و طبیبان و دانشگاهیان، از یک طرف، و اقتصاددانان و سیاستمداران هم، از طرف دیگر، فکر کنند که باید در مقابل این مشکل چه کاری انجام دهند. آنها سختیهای زیادی خواهند داشت اما یاد گرفتهاند فکر کنند و تلاش کنند و مشکلات را حل کنند.
یکی از پدیدههای جالب در این بحثها و اظهارفضلها این است که اقتدارگرایان علاقهمند هستند تا با استفاده از این فرصت، و مثلاً تجربه چین در کرونا، پنبه دمکراسی و حکومتهای مبتنی بر دمکراسی را هم بزنند و پایههای روشهای استبدادی را در اذهان مخاطبان استوارتر کنند؛ اینکه دیدید چه بر سر فرانسه و ایتالیا و اسپانیا آمد! و همان وقت کره جنوبی و ژاپن و پرتغال را فراموش میکنند و ...
راستش استدلالهای اینها شبیه همان حرفهای عادی کوچه و بازار است، حرفهای خیلی ساده اما پرطمطراق ... که یکشبه تجربهٔ سیصدساله بشر را بر باد میدهد. و البته و در ضمن، کینه صدساله ما از غرب را هم چارهجویی میکند و تسکین میبخشد.
غرب از روزی که تمدن جدیدش را شروع کرده، صدها مصیبت بزرگ و کوچک را پشت سر گذاشته و هر بار دنبال حل مشکلاتش بوده است. بدترین آنها جنگ جهانی اول و دوم بوده که میلیونها آدم را نابود کرده است و باز سر برآورده است. حالا هم غرب تحفهای نیست که بخواهیم سر آن قسم بخوریم، و بنده موکل آنها نیستم که بخواهم دفاع کنم، اما مهم این است که بدانیم آنها یاد گرفتهاند مشکلات را حل کنند؛ همانطور که مشکل ایدز را حل کردند، برای مشکل جدید هم بلأخره فکر میکنند تا راهحلش از عقل خدادادی پیدا شود ...
و اما ما نگران چه هستیم؟ اگر هنری تحت هر نامی سنتی یا مدرن داریم، فکری بکنیم و عرضه کنیم و مشارکتی در این راه برای حل مشکل داشته باشیم. افتخار این است که دانشگاه شهید بهشتی و علوم پزشکی تهران و شریف (با طراحی سامانههای دیجیتالی) یا بیمارستان بقیهالله بتوانند برای بشریت قدمی بردارند. اینها ارزش دارد، اما نه پکوپز فلان سخنران که فکر میکند با این مشکل، غرب و ما فیها همه نابود شده است. (تازه! هرچه بشود، بشود. اصلاً به من چه ربطی دارد؟ بنده نگران خودمان هستم که سکوی پرشمان برای آینده چیست و در دنیای علم و تمدن چه سهمی به جز نقزدن داریم و چطور میخواهیم این عقبماندگیها را جبران کنیم و افتخاری جاودان برای خودمان به دست آوریم؟» (با اندکی ویرایش)
©️ از: خبرگزاری ایکنا و کانال جعفریان
✍🏻 رسول #جعفریان مینویسد:
«این روزها باب شده است تا از کرونا و بازارِ آشفتهٔ ایجادشده نتایج عجیب و غریبی گرفته شود. هر روز اظهارنظرهای عجیب و غریب مطرح شده و ابعاد کرونا و تبعات آن مورد بحث قرار میگیرد. این وضع ویژه طیف نخبگان نیست، که در میان مردم هم همین بحثها هست، و از قضا موضوعات و قضاوتهای ارائهشده جالب است؛ اینکه مثلاً این ویروس از کجا درآمده و چه کسی ساخته است، و اینکه تق علم و آن هم پیشرفت هم درآمد، و غرب و دمکراسی هم پوزشان به خاک مالیده شد و ...؛ و خیلی حرفهای دیگر.
راستش یادم آمد که یک وقتی که ایدز آمد و شمار قابل توجهی از مردم در دنیا، در اروپا و افریقا، گرفتار شدند، خطیب وقت نماز جمعه تهران، که اتفاقاً آدم عاقلی بود، چندین خطبه را به این امر اختصاص داد، و گفت که تمدن غرب رو به زوال است. ایشان طوری صحبت کرد که گویی جنازه اروپا را دراز کرده و به تفصیل از اوضاع خرابی که در اروپا پدید آمد و استفاده از ظرفهای یکبارمصرف و خیلی از مسائل دیگر سخن گفت و هزار جور از آن نتیجه گرفت!
حالا هم عدهای با آمدن این ویروس، تمام دنیای جدید را به چالش کشیده و بر این باورند که اعتبار همه چیز از علم و تمدن بشری زیر سؤال رفته است. گویی با این مشکل وضعِ آنها که به عصر بوق چسبیدهاند استوار شده است.
البته که پدیده #کرونا پیامدهای شگفتی داشته و همه چیز، از جمله ــ بله از جمله ــ بسیاری از باورهای دینی و مذهبی رایج را هم به چالش کشیده است. این راست است و اینکه در این میان، به نظرم بهتر است متدینین، اعم از مسیحی و یهودی و مسلمان، به فکر اصلاح افکار خود و مردمان و جوانان باشند تا ایمانشان بر باد نرود، و البته اجازه دهند که عالمان و طبیبان و دانشگاهیان، از یک طرف، و اقتصاددانان و سیاستمداران هم، از طرف دیگر، فکر کنند که باید در مقابل این مشکل چه کاری انجام دهند. آنها سختیهای زیادی خواهند داشت اما یاد گرفتهاند فکر کنند و تلاش کنند و مشکلات را حل کنند.
یکی از پدیدههای جالب در این بحثها و اظهارفضلها این است که اقتدارگرایان علاقهمند هستند تا با استفاده از این فرصت، و مثلاً تجربه چین در کرونا، پنبه دمکراسی و حکومتهای مبتنی بر دمکراسی را هم بزنند و پایههای روشهای استبدادی را در اذهان مخاطبان استوارتر کنند؛ اینکه دیدید چه بر سر فرانسه و ایتالیا و اسپانیا آمد! و همان وقت کره جنوبی و ژاپن و پرتغال را فراموش میکنند و ...
راستش استدلالهای اینها شبیه همان حرفهای عادی کوچه و بازار است، حرفهای خیلی ساده اما پرطمطراق ... که یکشبه تجربهٔ سیصدساله بشر را بر باد میدهد. و البته و در ضمن، کینه صدساله ما از غرب را هم چارهجویی میکند و تسکین میبخشد.
غرب از روزی که تمدن جدیدش را شروع کرده، صدها مصیبت بزرگ و کوچک را پشت سر گذاشته و هر بار دنبال حل مشکلاتش بوده است. بدترین آنها جنگ جهانی اول و دوم بوده که میلیونها آدم را نابود کرده است و باز سر برآورده است. حالا هم غرب تحفهای نیست که بخواهیم سر آن قسم بخوریم، و بنده موکل آنها نیستم که بخواهم دفاع کنم، اما مهم این است که بدانیم آنها یاد گرفتهاند مشکلات را حل کنند؛ همانطور که مشکل ایدز را حل کردند، برای مشکل جدید هم بلأخره فکر میکنند تا راهحلش از عقل خدادادی پیدا شود ...
و اما ما نگران چه هستیم؟ اگر هنری تحت هر نامی سنتی یا مدرن داریم، فکری بکنیم و عرضه کنیم و مشارکتی در این راه برای حل مشکل داشته باشیم. افتخار این است که دانشگاه شهید بهشتی و علوم پزشکی تهران و شریف (با طراحی سامانههای دیجیتالی) یا بیمارستان بقیهالله بتوانند برای بشریت قدمی بردارند. اینها ارزش دارد، اما نه پکوپز فلان سخنران که فکر میکند با این مشکل، غرب و ما فیها همه نابود شده است. (تازه! هرچه بشود، بشود. اصلاً به من چه ربطی دارد؟ بنده نگران خودمان هستم که سکوی پرشمان برای آینده چیست و در دنیای علم و تمدن چه سهمی به جز نقزدن داریم و چطور میخواهیم این عقبماندگیها را جبران کنیم و افتخاری جاودان برای خودمان به دست آوریم؟» (با اندکی ویرایش)
©️ از: خبرگزاری ایکنا و کانال جعفریان
🍁 کرونا و روزهداری: فتوای آیتالله سیستانی!
� ماه مبارک رمضان در حالی نزدیک میشود که #ویروس_کرونا همچنان در مناطق مختلف جهان در حال انتشار است. برخی از پزشکان برای کاهش احتمال ابتلا به این ویروس خطرناک، نوشیدن آب را در فاصلههای نزدیک توصیه میکنند، زیرا کمبود آب موجب کاهش سیستم ایمنی و دفاعی بدن میشود، و در صورت رسیدن ویروس به گلوی خشک، شرایط مساعدی برای انتقال آن به دستگاه تنفسی فراهم میشود، در حالی که نوشیدن مکرر مایعات به انتقال ویروس به معده و از بین بردن آن کمک میکند. آیا مطالب ذکرشده موجب میشود که امسال روزه ماه رمضان از مسلمانان ساقط شود؟
✍🏻 آیتالله #سیستانی:
وجوب #روزه ماه مبارک رمضان یک تکلیف فردی است، و هر کس شرایط وجوب روزه را دارا باشد، با صرفنظر از وجوب یا عدم وجوب آن بر دیگران، موظف است روزه بگیرد.
بنابراین، اگر مسلمانی وارد ماه رمضان آینده شود و ترس آن را داشته باشد که در صورت روزه گرفتن به بیماری کرونا مبتلا خواهد شد، هرچند تمام اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی را مراعات کند، نسبت به هر روز که چنین ترسی وجود داشته باشد وجوب روزه از او ساقط میگردد و بعداً باید قضا کند، ولی اگر بتواند با مراعات اقدامات احتیاطی احتمال ابتلا به بیماری را کاهش دهد تا آنجا که از نظر عقلا دیگر چنین احتمالی مورد اعتنا نباشد، ولو به اینکه در خانه بماند و از اختلاط با دیگران در فاصله نزدیک پرهیز کند و از ماسک و دستکش استفاده کند و دستهایش را مکرراً ضدعفونی کند، و انجام این کارها او را در مشقت شدید و فوقالعاده قرار ندهد، در این صورت وجوب روزه از او ساقط نمیگردد.
و اما اینکه گفته شد برخی از پزشکان جهت جلوگیری از کاهش آب بدن و خشکی گلو، نوشیدن مکرر آب در فاصله زمانی نزدیک به هم را توصیه میکنند، چراکه عارض شدن این دو امر احتمال ابتلا به ویروس کرونا را افزایش میدهد، این مطلب ــ بر فرض صحت ــ مانع از وجوب روزه نمیشود، مگر برای کسی که پس از رسیدن این مطلب به او بر خود بترسد که اگر روزه بگیرد به این بیماری مبتلا خواهد شد و راهی برای کاهش احتمال ابتلا وجود نداشته باشد، به طوری که [عنوان] ترس از بیماری بر او صدق نکند ــ هرچند با ماندن در خانه و به کارگیری سایر اقدامات احتیاطی یادشده ــ و اما افراد دیگر باید روزه بگیرند. و چه بسا ممکن است شخص روزهدار پیش از سحر با مصرف سبزیجات و میوههای سرشار از آب ــ مانند خیار و هندوانه ــ کاهش آب بدنِ ناشی از روزهداری را جبران کند؛ همچنان که میتواند با جویدن آدامسِ بدون شکر از خشک شدن گلو جلوگیری کند ــ البته به شرط اینکه ذرات آدامس پس از جدا شدن وارد حلق نشود ــ چراکه جویدن آدامس باعث افزایش ترشح بزاق دهان میشود و بلعیدن بزاق دهان در حال روزه بلامانع است.
بنابراین، افرادی که میتوانند کار خود را در ماه #رمضان رها کنند و در منزل باقی بمانند و از ابتلا به ویروس در امان باشند، وجوب روزه از آنان ساقط نمیشود؛ ولی افرادی که ــ بنا به هر دلیلی ــ نمیتوانند کار خود را رها کنند، اگر به واسطه نخوردن آب در فاصلههای زمانی نزدیک در روز، ترس از ابتلا به کرونا داشته باشند و راه دیگری برای در امان بودن از آن نداشته باشند، روزه بر آنان واجب نیست، ولی با این وجود مجاز به روزهخواری در ملأ عام هم نیستند. بدون شک، روزه ماه رمضان یکی از مهمترین فریضههای شرعی است و ترک آن بدون داشتن عذر واقعی جایز نیست، و هر شخص نسبت به وضعیت خود آگاهتر است که آیا عذر واقعی برای ترک روزه دارد یا خیر؟
خلاصه کلام اینکه، وجوب روزه در ماه رمضان از کسی ساقط میشود که عذر شرعی داشته باشد، مانند بیمار و کسی که به خاطر نصیحت پزشک ــ مثلاً ــ بر خود بترسد که روزه گرفتن موجب ابتلایش به بیماری شود و اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی که او را از ابتلا به بیماری ایمن سازند برایش میسّر نباشد؛ و در غیر این صورت، باید این اقدامات را انجام دهد و مجاز به ترک روزه نیست. (به نقل از سایت رسمی دفتر آیتالله سیستانی، ۱۷ شعبان ۱۴۴۱)
©️سایت رسمی دفتر آیتالله سیستانی
📅 تاریخ دسترسی: ۱۳۹۹/۱/۲۴
� ماه مبارک رمضان در حالی نزدیک میشود که #ویروس_کرونا همچنان در مناطق مختلف جهان در حال انتشار است. برخی از پزشکان برای کاهش احتمال ابتلا به این ویروس خطرناک، نوشیدن آب را در فاصلههای نزدیک توصیه میکنند، زیرا کمبود آب موجب کاهش سیستم ایمنی و دفاعی بدن میشود، و در صورت رسیدن ویروس به گلوی خشک، شرایط مساعدی برای انتقال آن به دستگاه تنفسی فراهم میشود، در حالی که نوشیدن مکرر مایعات به انتقال ویروس به معده و از بین بردن آن کمک میکند. آیا مطالب ذکرشده موجب میشود که امسال روزه ماه رمضان از مسلمانان ساقط شود؟
✍🏻 آیتالله #سیستانی:
وجوب #روزه ماه مبارک رمضان یک تکلیف فردی است، و هر کس شرایط وجوب روزه را دارا باشد، با صرفنظر از وجوب یا عدم وجوب آن بر دیگران، موظف است روزه بگیرد.
بنابراین، اگر مسلمانی وارد ماه رمضان آینده شود و ترس آن را داشته باشد که در صورت روزه گرفتن به بیماری کرونا مبتلا خواهد شد، هرچند تمام اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی را مراعات کند، نسبت به هر روز که چنین ترسی وجود داشته باشد وجوب روزه از او ساقط میگردد و بعداً باید قضا کند، ولی اگر بتواند با مراعات اقدامات احتیاطی احتمال ابتلا به بیماری را کاهش دهد تا آنجا که از نظر عقلا دیگر چنین احتمالی مورد اعتنا نباشد، ولو به اینکه در خانه بماند و از اختلاط با دیگران در فاصله نزدیک پرهیز کند و از ماسک و دستکش استفاده کند و دستهایش را مکرراً ضدعفونی کند، و انجام این کارها او را در مشقت شدید و فوقالعاده قرار ندهد، در این صورت وجوب روزه از او ساقط نمیگردد.
و اما اینکه گفته شد برخی از پزشکان جهت جلوگیری از کاهش آب بدن و خشکی گلو، نوشیدن مکرر آب در فاصله زمانی نزدیک به هم را توصیه میکنند، چراکه عارض شدن این دو امر احتمال ابتلا به ویروس کرونا را افزایش میدهد، این مطلب ــ بر فرض صحت ــ مانع از وجوب روزه نمیشود، مگر برای کسی که پس از رسیدن این مطلب به او بر خود بترسد که اگر روزه بگیرد به این بیماری مبتلا خواهد شد و راهی برای کاهش احتمال ابتلا وجود نداشته باشد، به طوری که [عنوان] ترس از بیماری بر او صدق نکند ــ هرچند با ماندن در خانه و به کارگیری سایر اقدامات احتیاطی یادشده ــ و اما افراد دیگر باید روزه بگیرند. و چه بسا ممکن است شخص روزهدار پیش از سحر با مصرف سبزیجات و میوههای سرشار از آب ــ مانند خیار و هندوانه ــ کاهش آب بدنِ ناشی از روزهداری را جبران کند؛ همچنان که میتواند با جویدن آدامسِ بدون شکر از خشک شدن گلو جلوگیری کند ــ البته به شرط اینکه ذرات آدامس پس از جدا شدن وارد حلق نشود ــ چراکه جویدن آدامس باعث افزایش ترشح بزاق دهان میشود و بلعیدن بزاق دهان در حال روزه بلامانع است.
بنابراین، افرادی که میتوانند کار خود را در ماه #رمضان رها کنند و در منزل باقی بمانند و از ابتلا به ویروس در امان باشند، وجوب روزه از آنان ساقط نمیشود؛ ولی افرادی که ــ بنا به هر دلیلی ــ نمیتوانند کار خود را رها کنند، اگر به واسطه نخوردن آب در فاصلههای زمانی نزدیک در روز، ترس از ابتلا به کرونا داشته باشند و راه دیگری برای در امان بودن از آن نداشته باشند، روزه بر آنان واجب نیست، ولی با این وجود مجاز به روزهخواری در ملأ عام هم نیستند. بدون شک، روزه ماه رمضان یکی از مهمترین فریضههای شرعی است و ترک آن بدون داشتن عذر واقعی جایز نیست، و هر شخص نسبت به وضعیت خود آگاهتر است که آیا عذر واقعی برای ترک روزه دارد یا خیر؟
خلاصه کلام اینکه، وجوب روزه در ماه رمضان از کسی ساقط میشود که عذر شرعی داشته باشد، مانند بیمار و کسی که به خاطر نصیحت پزشک ــ مثلاً ــ بر خود بترسد که روزه گرفتن موجب ابتلایش به بیماری شود و اقدامات پیشگیرانه و احتیاطی که او را از ابتلا به بیماری ایمن سازند برایش میسّر نباشد؛ و در غیر این صورت، باید این اقدامات را انجام دهد و مجاز به ترک روزه نیست. (به نقل از سایت رسمی دفتر آیتالله سیستانی، ۱۷ شعبان ۱۴۴۱)
©️سایت رسمی دفتر آیتالله سیستانی
📅 تاریخ دسترسی: ۱۳۹۹/۱/۲۴
🍁 کرونا و روزهداری: فتوای آیتالله شبیری زنجانی!
💬 آیتالله #شبیری_زنجانی:
� سؤال: با توجه به شیوع ویروس خطرناک #کرونا و گفتههای پزشکان مبنی بر تقویت بدن برای جلوگیری از اثر کردن ویروس، آیا در ماه رمضان امسال میشود روزه نگرفت؟
✍🏻 پاسخ: اگر بنا به گفته پزشکان متخصص، روزه گرفتن برای فردی، احتمال ابتلای او به این بیماری و آسیب دیدن وی را افزایش دهد، نباید روزه بگیرد و این مسأله در رساله عملیه هم آمده است. البته نباید مرتکب تظاهر به روزهخواری شده و به ماه مبارک بیاحترامی کند.
همچنین اگر با تغییر شرایط، مثلاً با ماندن در منزل، تحرک کمتر، رعایت نکات بهداشتی و مصرف غذاها و نوشیدنیهای تقویتی، بتواند احتمال متعارف ضرر را دفع کند و ایجاد چنین شرایطی موجب مشقت شدید نشود، باید چنین کند و #روزه بگیرد. (دسترسی و انتشار در ۱۳۹۹/۱/۲۴)
©️ از: کانال آیتالله شبیری زنجانی
©️از: کانال و سایت خبرگزاری شفقنا
💬 آیتالله #شبیری_زنجانی:
� سؤال: با توجه به شیوع ویروس خطرناک #کرونا و گفتههای پزشکان مبنی بر تقویت بدن برای جلوگیری از اثر کردن ویروس، آیا در ماه رمضان امسال میشود روزه نگرفت؟
✍🏻 پاسخ: اگر بنا به گفته پزشکان متخصص، روزه گرفتن برای فردی، احتمال ابتلای او به این بیماری و آسیب دیدن وی را افزایش دهد، نباید روزه بگیرد و این مسأله در رساله عملیه هم آمده است. البته نباید مرتکب تظاهر به روزهخواری شده و به ماه مبارک بیاحترامی کند.
همچنین اگر با تغییر شرایط، مثلاً با ماندن در منزل، تحرک کمتر، رعایت نکات بهداشتی و مصرف غذاها و نوشیدنیهای تقویتی، بتواند احتمال متعارف ضرر را دفع کند و ایجاد چنین شرایطی موجب مشقت شدید نشود، باید چنین کند و #روزه بگیرد. (دسترسی و انتشار در ۱۳۹۹/۱/۲۴)
©️ از: کانال آیتالله شبیری زنجانی
©️از: کانال و سایت خبرگزاری شفقنا
Forwarded from کلام | سید حمید حسینی
💢 مبنای مبهم یک استفتا 💢
❇️ پاسخ اخیر برخی از مراجع محترم تقلید به پرسشهایی دربارهٔ روزهداری در ایام شیوع کرونا بر پایهٔ ادعاها یا فرضیههایی است که پرسشکنندگان مطرح کردهاند. در اغلب این استفتاها ابتدا پرسشگر میگوید پزشکان، خشک بودن حلق را در جذب و انتقال ویروس به دستگاه تنفسی مؤثر میدانند و آب خوردن با انتقال ویروس به معده باعث از بین رفتن آن میشود و سپس از فقیه میخواهد حکم روزه را در این شرایط بیان کند.
🔺آنچه در پاسخ مراجع معظم تقلید آمده کاملاً منطقی و منطبق با مبانی قرآن و سنت است، ولی باید دقت داشت که آیا پیشفرضهایی که در این پرسشها مطرح شده است هم با یافتهها و مستندات دانش پزشکی انطباق دارد یا مطالبی است که بیدقتی رسانهها و شایعات مطرح در فضای مجازی به آن دامن میزند و از آنجا که ممکن است پاسخ فقها نوعی تأیید آن فرضها تلقی شود، بسیاری را در تشخیص وظیفه دچار خطا کند؟
🔻بهعنوان نمونه، پایگاه اینترنتی ای بی سی اخیراً در خبری برخی سخنان مشهور دربارهٔ ویروس کرونا را افسانه خوانده است که از جمله، هر دو ادعای مطرحشده در این استفتا را نیز در بر میگیرد. این خبرگزاری میگوید اینکه آبرسانی باعث تقویت سیستم دفاعی بدن میشود به مرطوب نگه داشتن دهان ربطی ندارد و اینکه ویروس با آب خوردن به معده منتقل و نابود میشود نیز سخن بیمبنا و نادرستی است.
✅ من در اینباره تخصصی ندارم و امیدوارم دوستان آشنا با منابع معتبر پزشکی، با ارائهٔ اطلاعاتی مستند در بخش نظرات یادداشت به رفع ابهام از این مسئله کمک کنند؛ ولی با توجه به بازتاب گستردهٔ اینگونه استفتاها و سوء برداشتهای احتمالی، پیشنهاد میکنم مراجع محترم تقلید در هنگام پاسخگویی به چنین پرسشهایی علاوه بر مشروط کردن حکم، خودشان هم مشاورهای با متخصصان موضوع داشته باشند.
⭕️ @hamidhossaini
❇️ پاسخ اخیر برخی از مراجع محترم تقلید به پرسشهایی دربارهٔ روزهداری در ایام شیوع کرونا بر پایهٔ ادعاها یا فرضیههایی است که پرسشکنندگان مطرح کردهاند. در اغلب این استفتاها ابتدا پرسشگر میگوید پزشکان، خشک بودن حلق را در جذب و انتقال ویروس به دستگاه تنفسی مؤثر میدانند و آب خوردن با انتقال ویروس به معده باعث از بین رفتن آن میشود و سپس از فقیه میخواهد حکم روزه را در این شرایط بیان کند.
🔺آنچه در پاسخ مراجع معظم تقلید آمده کاملاً منطقی و منطبق با مبانی قرآن و سنت است، ولی باید دقت داشت که آیا پیشفرضهایی که در این پرسشها مطرح شده است هم با یافتهها و مستندات دانش پزشکی انطباق دارد یا مطالبی است که بیدقتی رسانهها و شایعات مطرح در فضای مجازی به آن دامن میزند و از آنجا که ممکن است پاسخ فقها نوعی تأیید آن فرضها تلقی شود، بسیاری را در تشخیص وظیفه دچار خطا کند؟
🔻بهعنوان نمونه، پایگاه اینترنتی ای بی سی اخیراً در خبری برخی سخنان مشهور دربارهٔ ویروس کرونا را افسانه خوانده است که از جمله، هر دو ادعای مطرحشده در این استفتا را نیز در بر میگیرد. این خبرگزاری میگوید اینکه آبرسانی باعث تقویت سیستم دفاعی بدن میشود به مرطوب نگه داشتن دهان ربطی ندارد و اینکه ویروس با آب خوردن به معده منتقل و نابود میشود نیز سخن بیمبنا و نادرستی است.
✅ من در اینباره تخصصی ندارم و امیدوارم دوستان آشنا با منابع معتبر پزشکی، با ارائهٔ اطلاعاتی مستند در بخش نظرات یادداشت به رفع ابهام از این مسئله کمک کنند؛ ولی با توجه به بازتاب گستردهٔ اینگونه استفتاها و سوء برداشتهای احتمالی، پیشنهاد میکنم مراجع محترم تقلید در هنگام پاسخگویی به چنین پرسشهایی علاوه بر مشروط کردن حکم، خودشان هم مشاورهای با متخصصان موضوع داشته باشند.
⭕️ @hamidhossaini
ABC News
Debunking myths about how to avoid or cure coronavirus
Social media is spreading plenty of false rumors about coronavirus.
� آیا نوشیدن مقدار زیادی آب در هر ١۵ دقیقه، ویروس کرونا را بیرون رانده، و [از بدن] در برابر کووید ١۹ محافظت میکند؟
✅ واقعیت: هیچ شواهدی وجود ندارد که نوشیدن مقدار زیادی آب ویروس کرونا را [از بدن] بیرون میراند. با این حال، برای سلامتی به طور کلی، توصیه میشود افراد هر روز مقدار کافی آب بنوشند تا از کمبودِ آبِ بدن پیشگیری شود.
©️ از: سازمان بهداشت جهانی
✅ واقعیت: هیچ شواهدی وجود ندارد که نوشیدن مقدار زیادی آب ویروس کرونا را [از بدن] بیرون میراند. با این حال، برای سلامتی به طور کلی، توصیه میشود افراد هر روز مقدار کافی آب بنوشند تا از کمبودِ آبِ بدن پیشگیری شود.
©️ از: سازمان بهداشت جهانی
شهر رمضان (بقره: ۱۸۵)
محمد صدیق منشاوی
🍁 خدایا، اگر کج رفتهایم، به راه راستمان آور!
💬 #امام_سجاد (ع):
«حمد و سپاس خداوندی را که دینِ خود به ما ارزانی فرمود و ما را به آيين خويش اختصاص داد و به راههای احسان خود درآورد، تا به مدد احسانش در طریق خشنودیاش گام برداریم، حمد و سپاسی که شایان قبولش افتد و بدان از ما خشنود گردد.
حمد و سپاس خداوندی را که یکی از آن راهها که در برابر ما گشوده ماهِ خود، ماه رمضان، است، ماه صيام و ماه اسلام، ماه پاکیزگی از آلودگیها، ماه رهایی از گناهان، ماه نماز، ماهی که در آن #قرآن نازل شده، قرآنی که راهنمای مردم است و نشانه آشکار هدایت است و تمیزدهنده حق از باطل است.
ای خداوند، در این ماه ما را موفق دار که به خویشاوندانمان #نیکی کنیم و به دیدارشان بشتابیم و همسایگانمان را به بخشش و عطای خویش بنوازیم و اموالمان را از هر چه به ناحق بر آن افزودهایم پیراسته داریم و با ادای زکات پاکیزه گردانیم و با آنان که از ما گسیختهاند بپیوندیم و با آن که در حق ما ستمی روا داشته به مقتضای انصاف رفتار کنیم و با آن که با ما دشمنی ورزیده دوستی کنیم، جز آن کسان که به خاطر رضای تو با آنان دشمن شدهایم، که با چنین دشمنی هیچ گاه سخن از دوستی نگوییم و همدل نشویم.
بار خدایا، بر محمد و خاندان او درود بفرست. اگر در این ماه به راه کج رفتهایم، به راه راستمان آور و اگر از حق عدول کردهایم، به حقمان بازگردان و اگر دشمن تو، شیطان، بر ما چیره شد، ما را از چنگال او رهایی بخش.
ای خداوند، ماه #رمضان را از زمزمه عبادت ما پر ساز و شب و روزش را به طاعات ما آراسته گردان. ما را یاری ده که روزهایش را #روزه بداریم و شبهایش را به نماز و تضرع و خشوع و مذلّت در پیشگاه تو به سحر رسانیم، تا مباد که روزهایش به غفلت ما شهادت دهند و شبهایش به سهلانگاری ما.
ای خداوند، چنان کن که در دیگر ماهها و روزها تا زندهایم چنین باشیم. چنان کن که در شمار بندگان صالح تو درآییم: آنان که بهشت را به میراث بردهاند و در آن جاویداناند، آنان که همه آنچه را که باید ادا کنند ادا میکنند و باز هم دلهایشان ترسان است، آنان که باید نزد پروردگارشان بازگردند، آنان که به کارهای نیک میشتابند و در آن بر یکدیگر سبقت میگیرند.» (#صحیفه_سجادیه: بخشهایی از نیایش ۴۴)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
💬 #امام_سجاد (ع):
«حمد و سپاس خداوندی را که دینِ خود به ما ارزانی فرمود و ما را به آيين خويش اختصاص داد و به راههای احسان خود درآورد، تا به مدد احسانش در طریق خشنودیاش گام برداریم، حمد و سپاسی که شایان قبولش افتد و بدان از ما خشنود گردد.
حمد و سپاس خداوندی را که یکی از آن راهها که در برابر ما گشوده ماهِ خود، ماه رمضان، است، ماه صيام و ماه اسلام، ماه پاکیزگی از آلودگیها، ماه رهایی از گناهان، ماه نماز، ماهی که در آن #قرآن نازل شده، قرآنی که راهنمای مردم است و نشانه آشکار هدایت است و تمیزدهنده حق از باطل است.
ای خداوند، در این ماه ما را موفق دار که به خویشاوندانمان #نیکی کنیم و به دیدارشان بشتابیم و همسایگانمان را به بخشش و عطای خویش بنوازیم و اموالمان را از هر چه به ناحق بر آن افزودهایم پیراسته داریم و با ادای زکات پاکیزه گردانیم و با آنان که از ما گسیختهاند بپیوندیم و با آن که در حق ما ستمی روا داشته به مقتضای انصاف رفتار کنیم و با آن که با ما دشمنی ورزیده دوستی کنیم، جز آن کسان که به خاطر رضای تو با آنان دشمن شدهایم، که با چنین دشمنی هیچ گاه سخن از دوستی نگوییم و همدل نشویم.
بار خدایا، بر محمد و خاندان او درود بفرست. اگر در این ماه به راه کج رفتهایم، به راه راستمان آور و اگر از حق عدول کردهایم، به حقمان بازگردان و اگر دشمن تو، شیطان، بر ما چیره شد، ما را از چنگال او رهایی بخش.
ای خداوند، ماه #رمضان را از زمزمه عبادت ما پر ساز و شب و روزش را به طاعات ما آراسته گردان. ما را یاری ده که روزهایش را #روزه بداریم و شبهایش را به نماز و تضرع و خشوع و مذلّت در پیشگاه تو به سحر رسانیم، تا مباد که روزهایش به غفلت ما شهادت دهند و شبهایش به سهلانگاری ما.
ای خداوند، چنان کن که در دیگر ماهها و روزها تا زندهایم چنین باشیم. چنان کن که در شمار بندگان صالح تو درآییم: آنان که بهشت را به میراث بردهاند و در آن جاویداناند، آنان که همه آنچه را که باید ادا کنند ادا میکنند و باز هم دلهایشان ترسان است، آنان که باید نزد پروردگارشان بازگردند، آنان که به کارهای نیک میشتابند و در آن بر یکدیگر سبقت میگیرند.» (#صحیفه_سجادیه: بخشهایی از نیایش ۴۴)
📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
🍁 آیا احکام روزه صرفاً معطوف به جسم است؟
▪️ بازخوانی فقه با توجه به بُعد دوم
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
«”فقه“ عموماً ناظر به جسم و بدن مؤمنان است. اگر فتوا و حکمی صادر میکند، و اگر چیزی را حلال و یا حرام میداند، نیز معطوف به مدیریت و مهندسیِ بدن است. در هر چه امر و یا نهی میکند، در واقع، بدن را امر و یا نهی میکند. همچنانکه در دینداریِ عارفان، دل مؤمن و آن چه امروزیان از آن به ساحت عواطف، احساسات و یا بُعد وجودی آدمی یاد میکنند محل اعتنا و توجه است. عارف میخواهد مؤمن با وجود و قلب خویش با هستی رابطه برقرار کند. از این رو، ایمان نزد عارف، توجه قلبی و وجودیِ تمامعیار به امر متعال است. اما ایمان نزد فقیه، مجموعهای از حرکات بدنی در آستانهٔ هستی است.
به عنوان مثال، نمازِ فقیهپسند مجموعهٔ آدابی است که تنها جسم آدمی را درگیر میکند. مانند: وضوی دست و صورت، ایستادن و خم و راست شدن و حرکات زبانی و تلفظ صحیح الفاظ. روزه، امساک از خوردن و آشامیدن بدن و کشیدن بار گرسنگی است. حج در این رویکرد، حرکت بدنی، انتقال و چرخیدن و دویدن و موی سر را تراشیدن است. این همه اصرار بر حجاب زنان به دلیل توجه بیش از حد فقه به تن زنان است و هلم جرا.
در عموم احکام فقهی، آنچه نادیده انگاشته میشود ساحت روان و درون آدمی است. همان که مورد توجه عارفان و علمای اخلاق، از یک سو، و، از سوی دیگر، روانشناسان و روانپزشکان قرار میگیرد. بنابراین وقتی در حکم فقهی میگویند: اگر احتمال عقلانی و ترس از ضرر میدهید، نباید روزه بگیرید. منظورشان به نحو اغلب، ترس از ضرر و آسیب به جسم است. به همین علت است که برای تشخیصِ ضرر و زیان، پای پزشکان را در میان میکشند. وقتی فقیه به این آیه میرسد که ”خدا هیچکس را تکلیف نکند، مگر به قدر توانایی او“ (#بقره/۲۸۶)، از توانایی مورد نظر در این آیه، توانایی جسمی و بدنی برداشت میکند. از این رو، در هنگامی که جواز فقهی برای تعدد زوجات مردان صادر میکند، اساساً به ”تابآوری روانشناختی“ زنان بیتوجه است. و یا هنگامی که ازدواج زودهنگام دختران خردسال را مجاز مییابد و یا تکالیف زنان را در قبال همسران معلوم میکند، توانایی روانشناختیشان را در میان نمیآورد. گویی وسع و ظرفیت و توانایی انسان به همان توانایی و وسع بدنی خلاصه میشود.
همانگونه که اشاره شد، منظور عموم فقیهان از ضرر احتمالی ناشی از روزه گرفتن (که فرد را از این فریضه معاف میدارد) آسیب و ضرر جسمی است. به سخن دیگر، گویا نزد ایشان اساساً سلامت و تعادل روان و ساحت درون چندان به رسمیت شناخته نشده است. در حالی که بسیار کسانی هستند که در وقت گرسنگی و تشنگی، شدیداً بیحوصله، زودرنج، کجخلق و کمطاقت میشوند و به همین علت، خشم و عصبانیتهای زودهنگام، گاهی خمودی و افسردگی از خود بروز میدهند. وقتی تعادل درون کاهش مییابد، اخلاق نیز در آنها کمرنگ شده و در نهایت، رفتارشان نیز به سمت غیراخلاقی شدن کشیده شده میشود.
خلاصه آنکه، فقیه نسبت به آثار و نتایج روانشناختی صدور فتوا و احکام، که نتایجش در کوتاه و بلندمدت نشان داده میشود، التفاتی نمیکند و تو گویی نزد فقیهان، آدمی تکبعدی و تکساحتی است و آن هم بُعد جسمانی است. شاید همین بیتوجهی به ساحت روان آدمی است که فقیه را امروزه دچار چالشی بزرگ کرده است. اگر فقیهان به بُعد دوم انسان عطف توجه میکردند و تکلیف فقهی را متناسب با وسعِ تن و روان بر دوش مؤمنان میگذاشتند، بسیاری از احکام فقهی این نبود که امروزه شاهدش هستیم. به نظر میرسد توجه و اهتمام جدی فقیهان به ساحت روان، ضرورتی اجتنابناپذیر است و اساساً لازمهٔ ادامهٔ حیات فقه، بازخوانی و بازسازی براساس توان و تحمل روانشناختی است. غفلتِ فقیهان نسبت به ”تاب روانشناختی“، سبب شده است عمل به برخی فتواها و احکام فقهی، عملاً ناممکن و یا دستکم بسیار دشوار شود.
غفلت از وسعِ روانشناختی به دور زدن فقهیِ احکامِ فقه و، در نهایت، به تعطیلی و یا تضعیفِ فقه به دست فقیه منجر میگردد.» (با اندکی ویرایش از کانال خرد منتقد)
©️ از: کانال خرد منتقد
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۲/۴
▪️ بازخوانی فقه با توجه به بُعد دوم
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
«”فقه“ عموماً ناظر به جسم و بدن مؤمنان است. اگر فتوا و حکمی صادر میکند، و اگر چیزی را حلال و یا حرام میداند، نیز معطوف به مدیریت و مهندسیِ بدن است. در هر چه امر و یا نهی میکند، در واقع، بدن را امر و یا نهی میکند. همچنانکه در دینداریِ عارفان، دل مؤمن و آن چه امروزیان از آن به ساحت عواطف، احساسات و یا بُعد وجودی آدمی یاد میکنند محل اعتنا و توجه است. عارف میخواهد مؤمن با وجود و قلب خویش با هستی رابطه برقرار کند. از این رو، ایمان نزد عارف، توجه قلبی و وجودیِ تمامعیار به امر متعال است. اما ایمان نزد فقیه، مجموعهای از حرکات بدنی در آستانهٔ هستی است.
به عنوان مثال، نمازِ فقیهپسند مجموعهٔ آدابی است که تنها جسم آدمی را درگیر میکند. مانند: وضوی دست و صورت، ایستادن و خم و راست شدن و حرکات زبانی و تلفظ صحیح الفاظ. روزه، امساک از خوردن و آشامیدن بدن و کشیدن بار گرسنگی است. حج در این رویکرد، حرکت بدنی، انتقال و چرخیدن و دویدن و موی سر را تراشیدن است. این همه اصرار بر حجاب زنان به دلیل توجه بیش از حد فقه به تن زنان است و هلم جرا.
در عموم احکام فقهی، آنچه نادیده انگاشته میشود ساحت روان و درون آدمی است. همان که مورد توجه عارفان و علمای اخلاق، از یک سو، و، از سوی دیگر، روانشناسان و روانپزشکان قرار میگیرد. بنابراین وقتی در حکم فقهی میگویند: اگر احتمال عقلانی و ترس از ضرر میدهید، نباید روزه بگیرید. منظورشان به نحو اغلب، ترس از ضرر و آسیب به جسم است. به همین علت است که برای تشخیصِ ضرر و زیان، پای پزشکان را در میان میکشند. وقتی فقیه به این آیه میرسد که ”خدا هیچکس را تکلیف نکند، مگر به قدر توانایی او“ (#بقره/۲۸۶)، از توانایی مورد نظر در این آیه، توانایی جسمی و بدنی برداشت میکند. از این رو، در هنگامی که جواز فقهی برای تعدد زوجات مردان صادر میکند، اساساً به ”تابآوری روانشناختی“ زنان بیتوجه است. و یا هنگامی که ازدواج زودهنگام دختران خردسال را مجاز مییابد و یا تکالیف زنان را در قبال همسران معلوم میکند، توانایی روانشناختیشان را در میان نمیآورد. گویی وسع و ظرفیت و توانایی انسان به همان توانایی و وسع بدنی خلاصه میشود.
همانگونه که اشاره شد، منظور عموم فقیهان از ضرر احتمالی ناشی از روزه گرفتن (که فرد را از این فریضه معاف میدارد) آسیب و ضرر جسمی است. به سخن دیگر، گویا نزد ایشان اساساً سلامت و تعادل روان و ساحت درون چندان به رسمیت شناخته نشده است. در حالی که بسیار کسانی هستند که در وقت گرسنگی و تشنگی، شدیداً بیحوصله، زودرنج، کجخلق و کمطاقت میشوند و به همین علت، خشم و عصبانیتهای زودهنگام، گاهی خمودی و افسردگی از خود بروز میدهند. وقتی تعادل درون کاهش مییابد، اخلاق نیز در آنها کمرنگ شده و در نهایت، رفتارشان نیز به سمت غیراخلاقی شدن کشیده شده میشود.
خلاصه آنکه، فقیه نسبت به آثار و نتایج روانشناختی صدور فتوا و احکام، که نتایجش در کوتاه و بلندمدت نشان داده میشود، التفاتی نمیکند و تو گویی نزد فقیهان، آدمی تکبعدی و تکساحتی است و آن هم بُعد جسمانی است. شاید همین بیتوجهی به ساحت روان آدمی است که فقیه را امروزه دچار چالشی بزرگ کرده است. اگر فقیهان به بُعد دوم انسان عطف توجه میکردند و تکلیف فقهی را متناسب با وسعِ تن و روان بر دوش مؤمنان میگذاشتند، بسیاری از احکام فقهی این نبود که امروزه شاهدش هستیم. به نظر میرسد توجه و اهتمام جدی فقیهان به ساحت روان، ضرورتی اجتنابناپذیر است و اساساً لازمهٔ ادامهٔ حیات فقه، بازخوانی و بازسازی براساس توان و تحمل روانشناختی است. غفلتِ فقیهان نسبت به ”تاب روانشناختی“، سبب شده است عمل به برخی فتواها و احکام فقهی، عملاً ناممکن و یا دستکم بسیار دشوار شود.
غفلت از وسعِ روانشناختی به دور زدن فقهیِ احکامِ فقه و، در نهایت، به تعطیلی و یا تضعیفِ فقه به دست فقیه منجر میگردد.» (با اندکی ویرایش از کانال خرد منتقد)
©️ از: کانال خرد منتقد
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۲/۴