اندیشه‌ورزی|Andishehvarzi
54 subscribers
140 photos
35 videos
5 files
619 links
ای برادر تو همه اندیشه‌ای (مولوی)

🆔 @andishehvarzi

🔝t.me/andishehvarzi/1

🌐 www.andishehvarzi.blog.ir

📧 andishehvarzi@yahoo.com

آغازبه‌کار کانال اندیشه‌ورزی: ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
Download Telegram
اصالت گزاره‌های اخلاقی در قرآن
محمدکاظم شاکر
🍁 اصالت گزاره‌های اخلاقی در قرآن!

🎙محمدکاظم #شاکر (۱۳۹۹/۲/۹)

©️ از: کانال انجمن اندیشه و قلم
🍁 به هنگام نماز گزاردن، در واقع، چه می‌کنیم؟

✍🏻 مصطفی #ملکیان می‌نویسد:

«ارزش نماز، و نیز سایر عبادات، وقتی به خوبی معلوم می‌شود که دریابیم که به هنگام نماز ‌گزاردن، و انجام دادن عبادات دیگر، در واقع، چه می‌کنیم .به نظر می‌رسد که هر آ‌نچه در حال #نماز گزاردن،‌ و انجام دادن هر عبادت دیگری، می‌گوییم یا می‌کنیم تحت یکی از پنج عنوان زیر قابل اندراج است:

➊ ستایش (=حَمْد):
با ستایش خدا، نه فقط اوصاف و کمالات خدا را، که جان جهان و باطن هستی است، به یاد می‌آوریم و در ذهن و ضمیر خود رسوخ بیشتر می‌دهیم، بلکه اعتراف می‌کنیم که این اوصاف و کمالات فراتر از حد دریافت همه اذهان و عقول‌اند،‌ به طوری که برای اینکه حق خدا را به راستی اداء کرده باشیم چاره‌ای جز این نداریم که او را از ورای همه تصورات و تخیلات خود بدانیم (الله‌اکبر) و از اینکه از سنخ اذهان، خیالات، عواطف، اراده‌ها و ابدان ما آدمیان باشد منزه و مبرا بدانیم (سبحان‌الله). از طریق ستایش خدا، همچنین، از شیفتگی نسبت به تصورات و نظرات خودمان راجع به خدا برکنار می‌مانیم و نتیجتاً از تعصب و جزم و جمود دینی رهایی می‌یابیم.

➋ سپاس (=شکر):
سپاس از خدا چیزی نیست جز فهم اینکه ما کل هستی خود و همه چیزهای خوب، حقیقی، و زیبایی را که در اختیار داریم وامدار اوییم. هر وقت که واقعاً حس و وجدان کنیم که اگر در مقام عمل کار خوبی انجام داده‌ایم یا در مقام نظر به حقیقتی دست یافته‌ایم، یا در ساحت احساسات و عواطف به چیز زیبایی دلبستگی یافته‌ایم آن خوبی یا حقیقت یا زیبایی را از خودمان نداریم، بلکه جهان هستی نصیب ما کرده است، همان وقت حال سپاسگزاری و قدرشناسی‌ای در ما پدید می‌آید که شُکر واقعی همین است.

➌ اعتراف به خطا و طلب بخشایش (=استغفار):
هر وقت که احساس نقص و خطا و گناه کنیم، ولی این را نیز دریابیم که نقائص و خطاها و گناهان ما هر چه قدر عظیم باشند جای نومیدی نیست، چرا که ما در محضر موجودی هستیم که همه این نقائص و خطاها و گناهان را جبران می‌کند، به مقام #استغفار می‌رسیم. بدین قرار، اعتراف به خطا و طلب بخشایش بدیل یأس و نومیدی است.

➍ دعا برای خود:
هر وقت که احساس کنیم که خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌های جهان هستی منحصر در همان‌هایی که ما در اختیار داریم نیستند و بسا خوبی‌ها، حقیقت‌ها، و زیبایی‌ها هست که دست ما از آنها کوتاه است و، در عین حال، سخت مشتاق آنهاییم، حالت دعا در ما پدید می‌آید. #دعا چیزی نیست، جز آرزوی بهتر شدن در سه ساحت عمل (=خوبی)، نظر (=حقیقت)، و احساسات و عواطف (=زیبایی).

➎ دعا برای دیگران:
وقتی که آدمی پی می‌برد که همان محدودیت‌ها و نقائصی که دامنگیر اوست، کمابیش، دامنگیر جمیع همنوعان او هم هست، نسبت به همنوعان خود احساس همدلی و همدردی‌ای می‌کند که ناشی از همین احساس سرنوشت مشترک است. در این حال، طبیعی‌ترین واکنش این است که شخص برای همنوعان خود دعا کند و بهتر شدنِ آنان را در همان سه ساحت مذکور بخواهد. دعا برای دیگران، در واقع، نوعی شفاعت برای آنان، در پیشگاه هستی، است.» (ملکیان، ۱۳۸۰: ۴۸۷ ــ ۴۸۹)

📚ملکیان، مصطفی. (۱۳۸۰). راهی به رهایی: جستارهایی در باب عقلانیت و معنویت. تهران: نشر نگاه معاصر.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 اگر در ماه رمضان توبه نکنیم، پس کی توبه کنیم؟

🎙 شهید #مطهری:

©️از: بنیاد شهید مطهری
🍁 عمر گران‌مایه بگذشت و ما بیدار نگشتیم!

💬 #سعدی:

خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم
دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم
پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

افسوس برین عمر گران‌مایه که بگذشت
ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

©️ (گنجور، غزلیات: غزل ۴۷)
🍁 شیوه‌نامه نقل کرامات و روایات در صداوسیما تدوین شود!

✍🏻 ابوالقاسم #علیدوست می‌نویسد:

«واقعش این است که با ورود جمعی از اعزه این جانب قصد گذاشتن این یادداشت را نداشتم، اما برخی مطالب به قدری بر حقیر فشار آورد و به جانم افتاد که تصمیم گرفتم به برخی نکات اشاره کنم:

➊ دین خدا در طول تاریخ در سایه تلاش‌های عالمان بزرگ حفظ گردیده است و البته در کنار هدایت عالمان آنجا که نیازی به ذوق، شعر و مرثیه‌سرایی بود، شاعرانی و مداحانی به ”ضرورت و ندرت“ و ”با کنترل عالمان غیور“ به مرثیه‌سرایی و شعرخوانی می‌پرداختند، لکن هرگز اجازه نداشتند از خطوط قرمز در حضور عالمان تخطی کنند (داستان تذکر شدید میرزای بزرگ به آن روضه‌خوان در این باره معروف است).

➋ تا وقتی تبلیغ دین خداوند به دست عالمان بوده است، عموماً سعی شده به دور از خرافه‌گویی، شریعت‌زدایی، نقل خواب و حکایات غیرثابت، غلو و آسیب‌هایی از این قبیل باشد.

➌ این محدودیتِ محمود و میمون حساب‌ناشده نبوده است. عالمان دین به خوبی می‌دانستند به گونه‌ای باید تبلیغ کنند که گمراه‌کننده و خلاف واقع نباشد و بهانه به دست بهانه‌جویان ندهد. مگر نه این است که قرآن می‌فرماید: ”راعنا“ نگویید که اهل سخره شما را مسخره می‌کنند و با تبدیل آن به ”راعینا“ اسباب خنده خود و تمسخر شما را فراهم می‌کنند [#بقره: ۱۰۴]. از این جهت، وظیفه مبلغ تنها کلام حق گفتن نیست، حتی مقصد حق داشتن هم کافی نیست، بلکه باید به گونه‌ای مدیریت کرد که بهانه به دست اهل باطل هم ندهد.

➍ به نظر می‌رسد این محدودیت امروزه برای برخی مبلغان، مداحان، مسئولان مربوطه و ... پدیده مهمی نیست؛ لذا ثابت بودن، راست بودن و بهانه به دست بدخواهان ندادن در اولویت ایشان قرار ندارد و نتیجه آن این شده که برخی از نامهربانان به حوزه، روحانیت و تراث شیعه به همه آنچه ما حفظش را لازم می‌دانیم حمله می‌کنند و عمده استشهاد خود را نیز قطعه‌هایی از گفته‌ها و رفتارهای غیرقابل‌دفاع بخشی از همین واعظان و مداحان قرار داده‌اند (در این باره می‌توان به پنج کلیپی که از حقیر با عنوان ”آسیب‌شناسی خرافه‌زدایی“ و ”رسالت روحانیت در فهم و تبلیغ دین“ منتشر شده است مراجعه کرد).

➎ مسئولان صدا و سیما، تولیت‌های محترم اماکن متبرک و مسئولان تبلیغات قاعدتاً باور دارند که در طول ۴ دهه اخیر به قدری نیروی قابل در حوزه برای تبلیغ دین تربیت شده که می‌توان از آنها استفاده کرد، بدون آنکه به برخی آفات مبتلا شد. اما گویا مثَل روزگار ما مثل باغبانی شده که میوه خوب تولید کرده، اما نمی‌خواهد یا نمی‌تواند از این میوه‌ها بهره کافی ببرد!

➏ مناسب است علی‌الحساب به حضراتی که در مراکز عام چون صدا و سیما و حرم‌های متبرک به مداحی یا تبلیغ می‌پردازند تذکر جدی داده شود که از نقل هرگونه خواب، قصه غیرمستند، نقل کرامات برای افراد و نقل روایت ضعیف و مستعد برای سوء‌ استفاده بپرهیزند. در این باره می‌توان شیوه‌نامه‌ای متین و محکم تهیه کرد.

➐ واضح است که عرضه مطالب فوق به معنای نادیده گرفتن زحمات مثبت افراد نیست و هرگز نباید ناموجه و غیرضرور زخمی بر اعتبار افراد وارد کرد.
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین و لا تجعلنا ممن نحسب اننا نحسن صنعا.» (با اندکی ویرایش به نقل از کانال انجمن فقه و حوزه، انتشار در ۱۳۹۹/۲/۱۷)

©️ از: کانال انجمن فقه و حقوق حوزه

©️ از: پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله علیدوست
🍁 آیا می‌توان تکنولوژی را به جای معلم نشاند؟

✍️ فردین #علیخواه می‌نویسد:

«در یکی از نوشته‌هایم به استعاره از مسابقات رباتیک که در آنها تیم‌های مختلف از آخرین رباتِ انسان‌نمای خود پرده‌برداری می‌کنند گفتم. در آنجا پرسیدم که چرا در جهان امروز در این سطح و در این وسعت تلاش می‌شود تا ربات‌ها دقیقاً مانند ما انسان شوند؟ چرا این همه منابع صَرف می‌شود تا ربات‌ها غم، ملال و شادی را بفهمند و روزی به جایگاهی برسند که انسان‌ها بتوانند با اطمینان و راحتی با آنان درد دل کنند؟ و پرسش اصلی‌تر آنکه، چرا ما چشم‌های‌مان را نسبت به ربات شدن انسان‌ها (خودمان) بسته‌ایم؟ آیا قرار است جای ما عوض شود یعنی ربات‌ها انسان، و انسان‌ها ربات شوند؟ کاش همزمان با مسابقات رباتیک، مسابقه‌ای درباره انسان‌های ربات‌نما هم برگزار می‌شد و در آن سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و خصوصی از آخرین دستاوردهای خود در تبدیل انسان‌ها به ربات پرده برمی‌داشتند.

متأسفانه این روزها بسیار می‌بینیم و می‌شنویم که ”بدون کلاس و بدون استاد نوازنده شوید“، ”بدون مربی ورزشکار شوید“، ”بدون معلم نابغه شوید“ و ... این تبلیغات از آینده‌ای خبر می‌دهد که در آن اپلیکیشن‌ها و طراحان حرفه‌ای گرافیک به جای معلمان نشسته‌اند، محتوای آموزشی به ”داده“ تقلیل یافته و اصلی‌ترین کُنش آموزشی نیز ”لمس صفحه تلفن همراه” و ”اتّصال سیم شارژر به دوشاخه برق“ خواهد بود! شاید این متن کمی احساسی جلوه کند، ولی به باور من پررنگ کردن نقش فناوری‌های نوین ارتباطی در امر تعلیم و تربیت و حذف نقش معلمی یا تقلیل آن به ”کلیک‌کننده“ صِرف، یا کسی که در یکی از اتاق‌های خانه نشسته و ”وُویس“ ضبط می‌کند جفا به تعلیم و تربیت و جفا به تعاملات انسانی و اجتماعی است.

نگارنده این سطور همواره معتقد بوده است که باید ارتباطات مجازی را به ارتباطات واقعی تبدیل کرد و نه بر عکس. ارتباطِ مجازی مجازی است و قرار نیست که در همه شرایط و موقعیت‌های اجتماعی جای ارتباط واقعی بنشیند. ما زمانی به کسی پیامک می‌زنیم یا با او تماس تلفنی برقرار می‌کنیم که در کنار ما نیست و با او مجاورت فیزیکی نداریم. در غیر این صورت، باید از فاجعه‌ای اجتماعی سخن گفت. کنش معلمی وسیع‌تر از انتقال صِرف دانش به یادگیرنده است. معلمی، آموزش غیرمستقیم منش نیز هست، دقیقاً همان‌طور که کلاس هم فقط شامل چهار دیوار در چهار طرف و چند میز و صندلی نیست.

کلاس هم فضایی اجتماعی است که در آن تعاملات اجتماعی تمرین می‌شود. معلم واقعی بهتر از تصویر معلم واقعی در مانیتور و دانش‌آموز واقعی بهتر از تصویر دانش‌آموز واقعی در مانیتور است. جهان ما به اندازه کافی از تصاویر اشباع شده است و دیگر مدرسه را تبدیل به تصویر نکنیم.

سخن پایانی آنکه، ”تنهایی“ (Loneliness) به تدریج دارد تبدیل به مسأله اصلی جهان امروز می‌شود. در جهتی گام برداریم که انسان اجتماعی‌تر شود و نه منزوی‌تر و جداافتاده‌تر. آیا آموزش مجازی به این هدف کمک می‌کند؟»

©️ از: کانال فردین علیخواه
🍁 دوران تقسیم انسان‌ها به مؤمن و کافر تمام شده!

💬 سید مصطفی #محقق_داماد:

« به نظر بنده، در زمان معاصر تقسیم انسان‌ها به مؤمن و کافر دورانش گذشته است و باید به جای این تقسیم‌بندی جهان بشریت را به محارب و صلح‌جو تقسیم کنیم. منظور من از محارب کسی است که سلاح به دست می‌گیرد و آرامش زندگی افراد را به هم می‌زند و صلح‌جو کسی است که برای همزیستی مسالمت‌آمیز آمادگی دارد. مراد از کفاری که در قرآن قتالی به آن واجب شده کفار زمان رسول‌الله بوده که با پیروان او در حال جنگ بوده‌اند و شامل غیرمسلمانان زمان حاضر نمی‌شود. مگر می‌شود غیرمسلمانی زمان حاضر را که پای‌بند به اصول #حقوق_بشر، از جمله آزادی مذهبی، است و برای کلیه ادیان از جمله اسلام احترام قائل هستند کافر و واجب‌القتل دانست؟» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال آیت‌الله محقق داماد
🍁 آیا در پرورش فرزندان و کودکان، توجیه رفتار به انگیز‌ه‌های دینی کافی است؟

💬 ابوالقاسم #فنایی:

«ساحت دیگری که داریم ساحت عواطف و احساسات ما است که در آنجا هم عواطف و احساسات غیراخلاقی در ما شدید می‌شود و آنها می‌توانند مانع اخلاقی زیستن ما باشند. یک اتفاق بدی که ممکن است در بعضی از جوامع دینی بیفتد برمی‌گردد به تعلیم و تربیت دینی. در تعلیم و تربیت دینی، والدین یا سیستم آموزش و پرورشی که به دینی زیستن اهمیت می‌دهد سعی می‌کنند انگیزه‌های افراد و دلایلی را که برای توجیه یک کار دارند را منحصر به دلایل دینی کنند. اگر نگاه کنید خیلی از خود ما به طور ناخودآگاه وقتی می‌خواهیم فرزندمان کاری را انجام ندهد به او می‌گوییم این کار را انجام نده برای اینکه خدا بدش می‌آید؛ اگر می‌خواهی خدا دوستت داشته باشد، این کار را انجام نده یا می‌گوییم اگر دروغ بگویی، جهنم می‌روی. مثلاً می‌گوییم اگر می‌خواهی پیغمبر یا #امام_زمان دوستت داشته باشد، این کار را بکن یا آن کار را نکن. آن کسانی که با این شیوه تربیتی بار می‌آیند انگیزه‌ها و دلایل‌شان برای اخلاقی زیستن منحصر می‌شود به دلایل و انگیزه‌های دینی. اگر از بدِ حادثه یک اتفاقی در آن جامعه‌ دینی بیفتد، مشکلاتی پیش بیاید، مثل مشکلات سیاسی یا اجتماعی، که باورهای دینی افراد جامعه تضعیف شود، اخلاق هم خودبه‌خود از بین می‌رود. یعنی اگر به هر دلیلی، به خاطر توطئه دشمنان یا به خاطر ناکارآمدی سیستم سیاسی، افراد در موقعیتی قرار بگیرند که در وجود خدا یا وجود زندگی پس از مرگ دچار شک و شبهه شوند، بنیان‌های اخلاقی جامعه هم فرو می‌ریزد و پشتوانه‌ روان‌شناختی اخلاق از بین می‌رود و خیلی راحت رفتارهای غیراخلاقی از او سر خواهد زد. در حالی که همین فرد اگر از همان ابتدای کودکی پدر و مادر به او گاهی اوقات هم می‌گفتند که این کار را نکن، چون خوب نیست، یعنی دلیل و انگیزه‌ اخلاقی برای او تولید می‌کردند، آن مشکلات پیش نمی‌آید؛ مثلاً به فرزندمان بگوییم این کار را نکن، چون مردم‌آزاری است و مردم‌آزاری بد است. یا بگوییم دوست داری دیگری همین بلا را سر تو دربیاورد؟ دوست داری همان طور که تو خواهرت را کتک می‌زنی، برادرت هم تو را کتک بزند؟ اگر از این جور دلایل را در ذهن فرزندمان پررنگ شود و او را به این صورت تربیت کنیم، وقتی آن باورهای دینی تضعیف شود، هنوز هم شخص دلیل و انگیزه‌ای برای اخلاقی زیستن دارد و از این جهت مشکلی برای او به وجود نمی‌آمد.»

©️ از: کانال، سایت و اینستاگرام بنیاد باران

📝 یادداشت مرتبط:

▪️اخلاق بدون پیشوند و پسوند تدریس شود!
🍁 اخلاق بدون پیشوند و پسوند تدریس شود!

✍🏻 کاظم #موسوی_بجنوردی می‌نویسد:

«اخیراً در گروه‌های اجتماعی مسائلی مربوط به اخلاق جوانان مطرح شده که انگیزه‌ای شد برای نوشتن این یادداشت. پیشنهاد من به وزیر محترم آموزش و پرورش این است که ترتیبی داده شود تا #اخلاق بدون هیچ‌گونه پسوند و پیشوندی و فقط اخلاق، صرفاً به دلیل خوب و پرثمر بودن از کودکستان تا دانشگاه تدریس شود و برنامه دقیقی از سوی اتاق فکر یا اندیشکده‌ای که به همین منظور تشکیل می‌شود فراهم گردد. مثلاً معلم در کلاس اول ابتدایی با کودکان به بحث و گفت‌وگو بنشیند و بپرسد که بچه‌ها شرف یعنی چه، شرف چه معنایی دارد، آدم باشرف کیست و آدم بی‌شرف کیست. اگر روی همین کلمه چند ماه آقا یا خانم معلم بچه‌ها را به تفکر وا دارد و آنان را برانگیزاند که در بحث شرکت کنند و نشاط و علاقه‌ای در کلاس پدید آورد که هر بچه‌ای بدون ترس و خجالت این شهامت را پیدا کند که دست خود را به نشانۀ اینکه سخنی دارد بالا بگیرد، و چنان شوری در کلاس به وجود آید که همه بچه‌ها یکی دو ماه در اطراف این مفهوم که شرف چیست و بی‌شرف کیست بحث و گفت‌وگو کنند، مسلماً معنای شرف چیست و بی‌شرف کیست در اعماق وجودشان رسوخ خواهد کرد ومی‌توان این امید را داشت که در رفتار و گفتارشان ملکه گردد.

دیگر مفاهیم اخلاقی را نیز به همین ترتیب و با چنین روشی می‌توان به بچه‌ها آموخت که بدانند راستگویی و وطن‌خواهی و وفاداری، و دفاع از میهن و دلسوزی نسبت به همنوعان و غمخوارگی نسبت به فروافتادگان و افراد و خانواده‌های پریشان و وفای به عهد و امانت‌داری و التزام به همبستگی خانوادگی و احترام به مادر و پدر و اطاعت از آنان و احترام به بزرگترها و ادب در گفتار و رفتار و پاک‌اندیشی و خیرخواهی برای دیگران و شاید صدها مفهوم دیگر که انسان‌ها در طول تجربه زیسته خود به آن رسیده‌اند و بدان انسانیت را چشیده و تجربه کرده‌اند. در واقع، جوامع بشری نیز براساس همین مفاهیم رفتار و کردار و پندارشان را در جهت اعتلای خود و خانواده و جامعه به کار بسته‌اند. در این روش، آموزش مفاهیم اخلاقی به خاطر رسیدن به بهشت یا به خاطر سفارش دین نیست و باید به بچه‌ها آموخت که در هر کجا باشند و هر هویت و یا دینی داشته باشند بدی بد است و خوبی خوب است؛ یعنی در هر حال حُسن براساس حکم عقل پسندیده است و قبح نیز براساس حکم عقل بَد و ناپسند است.

کودکانی که بدین ترتیب ملکات نفسانی نیکی پیدا می‌کنند و به مفاهیم اخلاقی باور می‌آورند و بدانها مزین می‌شوند تبدیل به شخصیت نیرومند و پاکی می‌شوند که بهتر می‌توانند #دین را بپذیرند و به تعالیم آن عمل کنند. اگر به بچه‌ای بگویند به دلیل اینکه خدا یا دین گفته دروغ بد است و دروغ گفتن حرام است، هرگز چنین بچه‌ای نخواهد دانست که دروغ علامت ترس و ضعف و ریا و بی‌مایگی و بی‌شخصیتی است. فرد نیرومند و باشخصیت دروغ نمی‌گوید و باید بچه‌ها به زشتی و قبح دروغ، بدون در نظر گرفتن اینکه دین یا خدا گفته است، پی ببرند و عمیقاً در آنان ملکه گردد و بدون ترس و طمع، راستگویی را روش خود در زندگی قرار دهند. تأمین منابع ملی و رسیدن به مواهب وحدت ملی نیز در همین است، زیرا کودکانی که بدین منوال تربیت شوند تبدیل به افرادی متعهد، مسئولیت‌پذیر، پاسخ‌گو، قوی و محکم خواهند شد و چنانچه این روش در سراسر کشور تعمیم یابد، چنان ملت نیرومندی به وجود خواهد آمد که هیچ دشمنی قادر به شکست آن نیست و جاودانه به پویش تکاملی خود ادامه خواهد داد و قطعاً دین‌مدارانی بدون ریا و تزویر خواهند شد.» (با اندکی ویرایش، به نقل از سایت دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، انتشار در ۱۳۹۹/۲/۱۰)

©️ از: سایت و کانال دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی

📝یادداشت مرتبط:

▪️ آیا در پرورش فرزندان و کودکان، توجیه رفتار به انگیز‌ه‌های دینی کافی است؟
🍁 خدایا، گناهان آشکار و نهان ما را بیامرز!

💬 #امام_سجاد (ع):

«بار خدايا، ما‌ آشناى اين ماه‌ايم، ماهى که‌ ما‌ را‌ بِدان شرف ‌و‌ منزلت دادى ‌و‌ به‌ برکت نعمت ‌و‌ احسان خويش روزه داشتن‌اش را‌ توفيق دادى، در‌ حالى که‌ مردمان شقى قدرش را‌ نشناختند ‌و‌ شوربختى خويش را‌ از‌ فضيلتش محروم ماندند.

اى خداوند، تو‌ بودى که‌ ما‌ را‌ برگزيدى ‌و‌ به‌ شناخت اين ماه توفيق عنايت کردى ‌و‌ به‌ سنت ‌آن راه نمودى. تو‌ بودى که‌ ما‌ را‌ توفيق #روزه داشتن ‌و‌ نمازگزاردن ارزانى داشتى، هر‌ چند ما‌ قصور ورزيديم ‌و‌ اندکى از‌ بسيار به‌ جاى آورديم.

بار خدايا، حمد تو‌ راست در‌ حالى که‌ به‌ بدکردارى خويش اقرار می‌کنيم ‌و‌ به‌ تبهکارى خويش معترف‌ايم. براى رضاى توست اگر در‌ اين اعماق دل‌مان پشيمان شده‌ايم ‌و‌ از‌ سر‌ صدق از‌ تو‌ پوزش مى‌طلبيم. پس‌ در‌ برابر قصورى که‌ در اين ماه در‌ طاعت تو‌ ورزيده‌ايم، ما‌ را‌ پاداشى ده‌ که‌ به‌ يارى ‌آن بر‌ فضيلت مرغوب دست يابيم ‌و‌ ‌آن اندوخته‌هاى گوناگون را‌ که‌ به‌ ‌آن مشتاق شده‌ايم بستانيم.

عذر تقصير ما‌ را‌ در‌ اداى حق خود بپذير ‌و‌ عمر ما‌ را‌ تا‌ رمضان ديگر دراز کن. ‌و‌ چون به‌ #رمضان ديگر رسيديم، ياری‌مان ده‌ تا‌ آن‌سان که‌ سزاى خداوندى توست عبادتت کنيم ‌و‌ ما‌ را‌ به‌ منزلتى رسان که‌ سزاوار طاعت توست ‌و‌ به‌ چنان اعمال شايسته‌اى برگمار که‌ اداى حق تو‌ را‌ در‌ اين رمضان ‌و‌ رمضان ديگر، بايسته باشد.

بار خدايا، در‌ اين ماه اگر قصد گناه کرده‌ايم، يا‌ مرتکب ‌آن شده‌ايم، يا‌ به‌ عمد خطايى از‌ ما‌ سر‌ زده، يا‌ از‌ سر‌ فراموشى ستمى بر‌ خود روا داشته‌ايم، يا‌ پرده‌ حرمت ديگرى را‌ دريده‌ايم، بار خدايا بر‌ محمد ‌و‌ خاندانش درود بفرست ‌و‌ گناه ما‌ در‌ پرده‌ اغماض فرو پوش ‌و‌ ما‌ را‌ عفو کن ‌و‌ در‌ برابر ديدگان شماتت‌کنندگان قرار مده ‌و‌ زبان طاعنان در‌ حق ما‌ دراز مگردان ‌و‌ ما‌ را‌ به‌ رأفت پايان‌نيافتنى ‌و‌ فضل ‌و‌ کرم نقصان‌ناپذير خود به‌ کارى برگمار که‌ خطاهايى را‌ که‌ در‌ اين ماه مرتکب شده‌ايم ‌و‌ تو‌ ‌آن را‌ نپسنديده‌اى، از‌ ميان ببرد يا‌ فرو پوشد.

بار خدايا، درود بفرست بر‌ محمد ‌و‌ خاندان او. ما‌ از‌ سپرى شدن رمضان اندوهگين‌ايم، تو‌ ما‌ را‌ بر‌ اندوه اين فراق پاداش خير ده‌ ‌و‌ اين روز #عيد ‌و‌ روز روزه گشادن را‌ بر‌ ما‌ مبارک گردان. چنان کن که‌ روز عيد از‌ شمار بهترين روزهايى باشد که‌ بر‌ ما‌ گذشته ‌و‌ عفو تو‌ را‌ به‌ سوى ما‌ آورده ‌و‌ گناه ما‌ را‌ زدوده است. بار خدايا، گناهان آشکار ‌و‌ نهان ما‌ را‌ بيامرز.

اى خداوند، با‌ به‌ پايان رسيدن اين ماه، ما‌ را‌ از‌ لوث گناه پاک نماى ‌و‌ با‌ رفتن‌اش، از‌ ورطه‌ گناهان بِرَهان ‌و‌ از‌ نيکبخت‌ترين کسانى قرار ده‌ که‌ در‌ ‌آن به‌ عبادت تو‌ پرداخته‌اند ‌و‌ نصيب‌شان از‌ همه بيشتر بوده ‌و‌ بيش از‌ همه از‌ ‌آن بهره يافته‌اند.

اى خداوند، ما‌ در‌ اين روز فطر، روز عيد ‌و‌ شادمانى مؤمنان، روز اجتماع مسلمانان به‌ گرد يکديگر، از‌ هر‌ گناه که‌ مرتکب شده‌ايم ‌و‌ از‌ هر‌ کار زشت که‌ زين پيش از‌ ما‌ سرزده، ‌و‌ از‌ هر‌ خيال بد که‌ در‌ دل خود پنهان داشته‌ايم، #توبه می‌کنيم، توبه کسى که‌ در‌ دل خيال بازگشتش به‌ گناه نيست ‌و‌ بار ديگر به‌ گناه بازنگردد توبه‌اى بی‌بازگشت، عارى از‌ هرگونه شک ‌و‌ ريب. بار خدايا، چنين توبه‌اى را‌ از‌ ما‌ بپذير ‌و‌ از‌ ما‌ خشنود شو ‌و‌ ما‌ را‌ در‌ ‌آن توبه ثابت‌قدم گردان.» (#صحیفه_سجادیه: بخش‌هایی از نیایش ۴۵)

📚 صحیفه سجّادیه. ترجمه عبدالمحمد آیتی. (۱۳۷۵). چاپ دوم. تهران: سروش.
🍁 علی (ع) سرباز چشم‌وگوش‌بسته نمی‌خواهد!

✍🏻 شهید #مطهری می‌نویسد:

«ما در تاریخ می‌خوانیم که علی (ع) نه تنها حق انتقاد را از دیگران نمی‏‌گرفت، بلکه ترغیب می‌کرد که از من انتقاد کنید، می‌فرمود: لَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ وَ لَا تَظُنُّوا بِي اسْتِثْقَالًا فِي حَقٍّ قِيلَ لِي‏ (قریب به این مضمون ــ رجوع شود به خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه) و همین روش سبب شد که گروهی از خوارج طغیان کنند و حق چون‌وچرا برای خود در امر حکمیت و قرآن به نیزه کردن قائل شوند، گو اینکه در اثر کج‌فهمی سوء‌استفاده کردند.

ولی علی ترجیح می‌دهد که سربازش چشم‌وگوش‌بسته و دارای انضباط کورکورانه نباشد و این اصل پرورش اسلامی محفوظ بماند، ولو اینکه منجر به شکست سیاسی خیالی او بشود، زیرا پیروزی مسلکی و هدفی او را دربرداشت. ولی معاویه همه کوشش‏‌اش این است که مردم را بسازد آنچنان که برای او مفید باشد؛ چشم‌و‌گوش‌بسته، شتر نر را از ماده تشخیص ندهد، روز چهارشنبه را به جای جمعه بپذیرد و بعد محرمانه پیغام دهد که به علی بگویید با سربازانی ”انضباطی“ به جنگ تو خواهم آمد که چهارشنبه را به جای جمعه می‏‌پذیرند، شتر نر را به جای شتر ماده می‌گیرند. به یزید توصیه می‌کند مردم شام را نگهداری کن، نگذار ملت‌های دیگر با اینها خلط و آمیزش یابند که در این صورت ”تغیرت اخلاقهم.“ این تغییر اخلاق جز به خود آمدن مردم شام و باز شدن چشم‌شان نیست، جز آزادی و خروج از اطاعت کورکورانه نیست.

چرا امام حسین (ع) در شب عاشورا اصحابش را مرخص کرد و گفت: ”أَنْتُم فی حِلّ مِنْ بَیعَتی‏“ و به آنها گفت دشمن هم به شما کاری ندارد، پس شما هم از ناحیه دوست و هم از ناحیه دشمن آزادید؟ برای اینکه نمی‌خواست کوچک‌ترین اجباری در کار باشد، ولو اجبار یک بیعت، ولو اجبار یک رودرواسی؛ می‌خواست راه خود را در کمال بصیرت و آگاهی انتخاب کنند.

از همه بالاتر اینکه، چرا رسول خدا در کارهای عمومی که دستوری از وحی الهی نداشت با اصحاب مشورت می‌کرد، آرای آنها را محترم می‏‌شمرد، به آنها شخصیت می‌داد، آنها را عملًا وادار می‌کرد که فکر کنند (هرکس که طرف مشورت قرار گیرد احساس مسئولیت می‌کند و طبعاً فکر خود را در اطراف کار به جولان درمی‌آورد) و حال آنکه برای هیچ‌کس به اندازه رسول خدا زمینه ساختن ابزار بلااراده از انسان میسر نبود؟ برای اینکه تربیت اسلامی نه براساس ساختن موجودات بی‏‌انتخاب، بی‌فکر، آلی و ابزارصفت، وسیله هویتی، نوکرماهیتی بود، بلکه براساس رشد دادن شخصیت‌ها بود.» (با اندکی ویرایش)

📚 یادداشت‌های استاد مطهری (ج ۲؛ ۱۷۸ ــ ۱۷۹)
❓مردم چرا بی‌دین می‌شوند؟

✍🏻 شهید #مطهری:

📚 فطری بودن دین (ص ۱۰۵)
🍁 چرا بداخلاقی می‌کنیم؟

💬 ناصر #مهدوی:

”امروز تمام مسلمانان عراق، افغانستان، عربستان و ایران نماز می‌خوانند، اما در کنار پای‌بندی به نماز و عبادت، شاهدیم که چه اندازه میان ما بی‌اخلاقی، بدعهدی، بی‌وفایی و … رایج است. متأسفانه در کشور ما، دروغ گفتن، تخلف، تقلب و چپاول کردن حقوق مردم، آن هم به‌صورت علنی، یک کار کاملاً عادی شده است. حالا چه می‌شود که این مسلمانان در عین عبادت کردن، مناسباتِ اخلاقی قوی و اندیشه‌های سازنده نیرومند ندارند؟ چرا بیشتر سرزمین‌های مسلمانان سرتاپا وابسته شده‌اند؟ این درد بزرگی است که کشورهای مسلمانی که ثروتمندند، بیشترین وابستگی را به تکنولوژی غرب دارند و در آنها اندیشه‌های بارور، فکرهای نیرومند، مناسبات عالی اخلاقی و فرآورده‌های معرفتی در حد بسیار ضعیف دیده می‌شود. دلیل این امر آن است که ما نکات اصلی آموزه‌های دینی خودمان را فراموش کرده‌ایم. صورت بیشتر از محتوا در ذهن و روح و روان ما قرار گرفته و بسته‌بندی مهم‌تر از خود محتوا شده است.“

”چرا بدعهدی می‌کنیم؟ چرا از آخرت نمی‌ترسیم؟ چرا از زندگی پس از مرگ نمی‌ترسیم؟ چرا نسبت به حقوق انسان‌ها بی‌اعتنا هستیم؟ چرا مسلمان‌ها مثل آبی که آدمی راحت می‌نوشد راحت تخلف می‌کند، دروغ می‌گوید یا کینه می‌ورزد؟ گفته می‌شود عیب از مسلمان‌هاست، اما خداوند که آدم‌ها را متفاوت نیافریده، دلیل این ویژگی‌ها در آموزه‌های نادرست و اشتباه است. خوب است که برای یک‌بار هم که شده، خودمان را نقد کنیم. همیشه گفته می‌شود که همه این عالم کافر و فاسق‌ و پر از خطا هستند، و تنها ما به بهشت می‌رویم؛ اما در قرآن داریم که جهنمیان می‌گویند: برای اینکه عقل و فهم ما مرده بود به جهنم آمدیم. برای اینکه گوش ما کر شده بود و چشم ما حقیقت را نمی‌دید. در کلام حضرت علی (ع) داریم که کسی وارد بهشت می‌شود که عقلش را به کار ببندد و اخلاقی زندگی کند، اما ما رفته‌رفته این نکات را تحریف کرده و تصویری از دین ارائه دادیم که به ما فرصت داد که تخلف کنیم. می‌شود گفت خود دینداران و خود معلمان دینی اجازه دادند که ما بتوانیم راحت تخلف کنیم.“ (چکیده‌ای از سخنرانی ”کرامت انسان و مسئله انتظار“، ۱۳۹۸)

©️ از: کانال کانون فرهنگی هنری میرنشانه
🍁 بدون شرح!
🍁 نیایش: تأملاتی فلسفی درباره خدایی که تأثیر می‌پذیرد!

🎙 #آرش_نراقی (۱۳۹۹)

🎥 مشاهده در آپارات یا یوتیوب سروش مولانا!
🍁 حضرت عبدالعظیم از نگاهی دیگر

✍🏻 محمد #سروش_محلاتی می‌نویسد:

«حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از اصحاب امام جواد و امام هادی (ع) است و در نزد فقها و محدثان، مورد اعتماد بوده، روایاتش پذیرفته شده است. هیچ‌یک از علمای رجال قدحی درباره او ذکر نکرده، و بلکه جملگی او را ستوده‌اند، تا جایی که جلالت قدر، ایمان و تقوای وی امری مسلم شمرده شده است. ولی متأسفانه برای شناخت شخصیت علمی این راوی بزرگوار اسناد معتبر کافی در اختیار نداریم و آنچه درباره وی ذکر شده است برای پاسخ به بسیاری از سؤالات کافی نیست.

آیا عبدالعظیم حسنی در فقه و کلام، مانند هشام بن حکم و محمد بن مسلم، در رتبه نخست قرار دارد؟

آیا عبدالعظیم حسنی از راویان كثيرالروایه است و در نشر احادیث اهل بیت موقعیت ممتازی داشته و روات فراوانی از وی اخذ حدیث کرده‌اند؟

آیا آن جناب از مؤلفانی است که با تألیفات خود، در حفظ معارف تشیع، نقش مؤثری ایفا نموده است؟

آیا وی در عصر خود به عنوان یک شخصیت علمی مطرح بوده است، و شیعیان برای حل معضلات فکری خویش بدو مراجعه داشته‌اند؟

آیا عبدالعظیم حسنی از طرف امامان آن زمان، دارای سمتی مانند وکالت بوده و از موقعیت خاصی نزد ایشان برخوردار بوده است؟ و ...

با تفحص در روایات وی، و با تأمل در آنچه اصحاب رجال و تراجم درباره او آورده‌اند، پاسخ مثبتی برای هیچ‌یک از این سؤالات نمی‌توان یافت.

در برخی از روایات، تعبیراتی در باره حضرت عبدالعظیم به کار رفته است که نشان از عظمت آن بزرگوار دارد؛ مانند آنکه امام هادی، ابوحماد رازی را به وی ارجاع داده تا مشکلات دینی‌اش را از وی بپرسد. همچنین آن حضرت او را از دوستان حقیقی خود دانسته است. و در روایتی برای زیارت قبر آن بزرگوار، فضیلت زیارت امام حسین بیان شده است.

هیچ یک از این روایات، از اعتبار کافی برخوردار نیست و اعتماد بدانها دشوار است، زیرا حديث ابو حماد رازی، علاوه‌بر جهالت شخص وی، در هیچ منبع حدیثی معتبری با ذکر سند نقل نشده است، و حدیث فضیلت زیارت آن حضرت را یک ”راوی مجهول“ روایت کرده است. البته روایت دیگری از حضرت رضا (ع) نیز منقول است که ”من زار قبره وجبت له الجنه“، ولی محققان این روایت را نیز نپذیرفته‌اند.» (بخش‌هایی از مقاله ”حضرت عبدالعظیم از نگاهی دیگر“)

©️ مجله علوم حدیث (۱۳۸۲، شماره ۳۰)

📝 یادداشت مرتبط:

▪️ درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت عبدالعظیم!