اندیشه‌ورزی|Andishehvarzi
54 subscribers
140 photos
35 videos
5 files
619 links
ای برادر تو همه اندیشه‌ای (مولوی)

🆔 @andishehvarzi

🔝t.me/andishehvarzi/1

🌐 www.andishehvarzi.blog.ir

📧 andishehvarzi@yahoo.com

آغازبه‌کار کانال اندیشه‌ورزی: ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
Download Telegram
🍁 غرقِ در شکوه دیگران

✍🏻 فردین #علیخواه می‌نویسد:

«فرض کنید که فردی در جست‌وجوی خانه‌ای برای خرید یا اجاره است. موردی را می‌بیند و در نگاه نخست می‌پسندد. از کارمند آژانس مسکن خواهش می‌کند تا درباره آن ”مورد اکازیون“ بیشتر بگوید. کارمند آژانس با افتخار و به شکل تحسین‌آمیزی می‌گوید ”رضا عطاران اینجا می‌شینه، می‌شناسین دیگه؟“ و دیگر به ویژگی خاصی اشاره نمی‌کند. آن فرد پس از سکونت در آن ساختمان به همه قوم و خویش خود اطلاع می‌دهد که به ساختمان جدیدی نقل مکان کرده که رضا عطاران هم ساکن آن است. باز فرض کنید که فردی دنبال‌کننده (فالوور) صفحه یک اینفلوئنسر یا ستاره اینستاگرام است. وقتی آن اینفلوئنسر موفقیتی کسب می‌کند این فرد با شور‌ و‌ شوقی وصف‌ناپذیر خبر موفقیت او را در بین خانواده و دوستانش جار می‌زند. او مدام خودش را به آن اینفلوئنسر می‌چسباند و به شکل کسالت‌باری در این خصوص مانور می‌دهد. حال موفقیت آن اینفلوئنسر هم گرفتن عکسی با یک اینفلوئنسر بسیار مشهورتر از خودش است. در واقع، اینفلوئنسر نخست هم عکس گرفتن با اینفلوئنسر مشهورتر از خود را در صفحه‌اش جار می‌زند و آشکار یا پنهان با اتصال خود به او پُز می‌دهد.

رابرت سیالدینی در سال ۱۹۷۶ به مطالعه آنچه در سطرهای قبل توصیف شد پرداخت. او طی آزمایش‌هایی مشاهده کرد که دانش‌آموزان با به تن کردن لباس‌های ورزشی تیم‌های موفق و برنده، موفقیت آنها را در واقع موفقیت خودشان قلمداد می‌کنند و به این شکل تلاش می‌کنند تا مقام و موقعیت فردی خودشان را برتر جلوه دهند و این در حالی بود که آنها هیچ نقشی در موفقیت تیم‌های مورد نظر نداشتند. رابرت سیالدینی طی این تحقیقات از پدیده ”غرقِ شکوه انعکاس‌یافته“ [۱] یا با حروف اختصاری ”بی.آی.آر.جینگ“ گفت؛ به بیانی، شکوه و افتخاری که بازتاب یافته و فرد خود را غرق آن کرده است. از آن زمان تاکنون تحقیقات درباره این رفتار اجتماعی همچنان ادامه داشته است. در این خصوص گفته می‌شود که افراد بنا به دلایلی همچون ارتقاء اعتمادبه‌نفس، تأثیر بیشتر بر دیگران، کسب هویت اجتماعی، کسب تمایز و تفاخر، و جلب توجه اطرافیان، ”غرق در شکوهِ انعکاس‌یافته“ می‌شوند.

بدون تردید، همه ما گاهی در زندگی روزمره‌مان شاید غرق که نه، ولی جسته‌گریخته به شکوه انعکاس‌یافته متوسل می‌شویم. به دلایل مختلف، گاهی سعی می‌کنیم خودمان را به چیزی متصل کنیم تا منزلت اجتماعی به دست آوریم یا در زندگی‌مان ــ حتی برای مدت زمان کوتاهی ــ احساس افتخار داشته باشیم و در مقابل، گاهی خودمان را از آنچه موجب تنزّل منزلت اجتماعی‌مان می‌شود دور می‌کنیم. ما گاهی نیاز داریم تا خودمان را عضو گروهی بدانیم و به این امر مباهات کنیم. ولی آنچه در پدیده ”غرق در شکوه انعکاس‌یافته“ موجب نگرانی و شاید سرزنش باشد رضایت به موفقیت دیگران و اکتفای فرد به آن است. به عبارت دیگر، شاهد وضعیتی باشیم که در آن فرد ”شکوهِ خود“ [۲] را به کل از یاد برده و تنها راضی به شکوه انعکاس‌یافته دیگران شده است.

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و به ویژه اینستاگرام و استقبال درخور تأمل ایرانیان از آن، توجه به پدیده ”غرق در شکوه انعکاس‌یافته“ می‌تواند از جهات گوناگون مفید و مؤثر باشد. در صفحات مختلف ستاره‌های اینستاگرام و اینفلوئنسرهای ایرانی شاهد انبوه جمعیت دنبال‌کنندگانی هستیم که به انتظار موفقیت‌های بعدی و بعدی و باز بعدی آنها نشسته‌اند تا آن را با اشتیاق برای اطرافیان خود تعریف نمایند. نگاهی به قسمت نظرات این صفحات هر محققی را به تأمل درباره حسرت‌ها، ناکامی‌ها، و غبطه‌های دنبال‌کنندگان وامی‌دارد. با مرور این نظرات می‌توان دریافت که تعداد زیادی از این دنبال‌کنندگان به معنای واقعی کلمه ”غرق در شکوه انعکاس‌یافته“ اینفلوئنسرها گشته‌اند. آنان برای ارتقاء اعتمادبه‌نفس خود یا کسب افتخار و غرور مدام به موفقیت‌های اینفلوئنسر موردِ ستایش خود متوسل می‌شوند و دقیقه به دقیقه، و اینجا و آنجا موفقیت‌های آنان را نقل می‌کنند.

”شکوهِ خود“ این آن چیزی است که باید جدی گرفت.» (با اندکی ویرایش)

[1] Basking in reflected glory (BIRGing)
[2] self-glory

©️ از: کانال فردین علیخواه

#️⃣ #رسانه‌های_اجتماعی #فضای_مجازی #اینستاگرام #آسیب‌شناسی #سواد_رسانه‌ای #جامعه‌شناسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 امّ‌الفضائل و امّ‌الرذائل از دیدگاه قرآن

🎙 مصطفی #ملکیان (۱۳۹۵):

©️ از: کانال و آپارات مصطفی ملکیان
✍🏻 فرهاد #قربان‌زاده:

لیپتون شرکتی انگلیسی است که چای‌های کیسه‌ای آن شهرت جهانی دارد. نپتون هشتمین سیارۀ منظومۀ شمسی است.
گاه حتی افراد تحصیل‌کرده نیز به چای کیسه‌ای ”نپتون/ نبتون“ می‌گویند.

©️ از: کانال از ویرایش
🍁 جاهل و احمق مقیاس حق و باطل بودن را افراد قرار می‌دهد!

💬 شهید #مطهری:

«لازمه تسلیم حقیقت بودن، پذیرفتن حقایق است، قطع ‌نظر از اینکه گوینده‌اش کیست؛ گوینده تأثیری در حقیقت بودن ندارد. انسان عاقل این طور است که گوینده را به سخن می‌شناسد، نه سخن را به گوینده، برخلاف جاهل و احمق که مقیاس حق و باطل بودن را افراد قرار می‌دهد.»

📚 یادداشت‌های استاد مطهری (ج ۱۴؛ ص ۱۶۲ ــ ۱۶۳)

📝 یادداشت‌ مرتبط:

▪️ شخصیت‌گرایی!

#️⃣ #آسیب‌شناسی #شخصیت‌پرستی #حق‌پذیری
🍁 هشدار به عالمان دین و دینداران!

✍🏻 سید علی #میرموسوی می‌نویسد:

«امام جعفر صادق (ع) در زمانی پیشوایی شیعه را عهده‌دار شد که جنبش ضداموی در حال گسترش و نظام اموی دستخوش بحرانی جدی شده بود. با وجود این، امام به مداخله در امور سیاسی روی خوش نشان نمی‌داد و همچون پدر از سیاسی شدن امامت پرهیز داشت. هنگامی که جنبش ضداموی به اوج رسیده بود، او تقاضای برخی از شیعیان برای رهبری سیاسی را نپذیرفت و نامه ابوسلمه خلال را سوزانید. او پیروان خویش را از هر گونه فعالیت در این راستا بازداشت و حتی به آنان توصیه کرد که از تبلیغ برای گسترش تشیع پرهیز کنند.

امام، به جای مبارزه رسمی با حکومت، رسالت خویش را ژرف‌سازی و تحکیم بنیان‌های اعتقادی و فقهی تشیع تعریف کرد و با استفاده از موقعیت و فرصت پدید‌آمده، توانست صورت‌بندی منسجمی از آن ارائه کند. به ویژه اینکه شیعه، همگام با دور شدن از عصر تشریع، با مسایل جدیدی روبه‌رو شده بود که پاسخ‌های تازه می‌طلبیدند. شخصیت علمی و معنوی امام بسیاری از مسلمانانی که در جست‌وجوی دانش بودند را به سوی او کشاند و دانشمندان فراوانی در مکتب او پرورش یافتند و از خرمن دانش او توشه چیدند. حتی کسانی چون ابوحنیفه و مالک، که هریک مذاهب فقهی جداگانه‌ای تأسیس کردند، از او بهره بردند.

امام، در طول دوران پیشوایی خود، فرهنگ‌سازی، گسترش دانش، پرورش خردورزی و اندیشیدن در بین شیعیان را هدف قرار داد. او نه تنها پیروان خویش را به فراگرفتن دانش توصیه می‌کرد، بلکه اخلاق دانش‌پژوهی را به آنان یادآوری می‌شد. بر این اساس، آنان را از پذیرش بدون دلیل هر ادعایی و یا واداشتن دیگران به پذیرفتن بدون دلیل عقاید خود بازمی‌داشت. معاویه بن وهب، از یاران امام، توصیه او را چنین بیان می‌کند: در پی فراگیری دانش باشید و به همراه آن خود را با بردباری و وقار بیارایید و با اساتید و دانش‌آموزان خود فروتنی پیشه کنید و هرگز از دانشمندان زورگو نباشید، زیرا با این روشِ باطل حقِّ شما نیز از بین می‌رود. (کافی، ج ١، ص ٣٦، حدیث ١)

توصیه اهل دانش و دانش‌پژوهان به بردباری و فروتنی و تأکید بر خودداری از تحکم و پافشاری بر دیدگاه خود، بر این فرض استوار است که اندیشه جدی و صادقانه همواره خطاپذیری را در خود مفروض می‌دارد. اعتقاد به خطاپذیری، سعه صدر و فروتنی در برخورد با دیگران را در پی دارد، زیرا چه بسا سخن و یا اندیشه آنان راهی به سوی آشکارشدن خطا و فهم حقیقت بگشاید. از این رو، می‌توان گفت این سخن ارزشمند به روشنی بیزاری امام از یکی از آفات مهم جامعه دینی، یعنی ”کیش شخصیت“، و هشدار نسبت به رفتار زورگویانه عالمان دینی با دیگران را نشان می‌دهد. ”کیش شخصیت“ از ویژگی‌های فرهنگ‌های استبدادزده و خودکامه‌پرور، و بیانگر حالتی است که فرد از ابزارهای گوناگون، از جمله رسانه و نشانه‌ها، برای برتر نشان دادن خویش بهره ببرد.

#امام_صادق (ع) در سخنی دیگر با پرهیز دادن از ریاست‌طلبی بر ناپسند بودن ”کیش شخصیت“ تأکید کرده‌اند. محمد بن مسلم از امام چنین گزارش کرده است: آیا می‌پنداری ما نیکانِ شما را از تبهکاران نمی‌شناسیم، همانا بدترین شما کسی است که دوست دارد دیگران در پی او گام بردارند؛ چنین کسی یا دروغ‌زن و یا سست‌رأی است. (کافی، جلد ۲، باب طلب الریاسه، حدیث ۸). هر چند این سخن، به ظاهر، پرهیز از راه انداختن افراد در پی خویش را معنای می‌دهد، ولی گویا امام در پی اشاره به یکی از آفات جامعه دینی و هشدار به عالمان دینی در پرهیز از خودبزرگ‌پنداری و وادار کردن دیگران نسبت به پیروی از خویش است.

#شخصیت‌پرستی از دیگر آسیب‌های جامعه دینی است، که ترسیم چهره‌ای بُت‌گونه از رهبران و پیروی کورکورانه از آنان را در پی دارد. پیشوایان و اولیای دین اسلام نیز همواره نگران آلودگی جامعه به این ویژگی بوده‌اند و آن را به پیروان خویش گوشزد کرده و از آن بازداشته‌اند. از دیدگاه آنان، پیروی بی‌چون‌وچرا از اشخاص رویه‌ای نارواست. بنابراین هر ادعا و نظریه‌ای تنها بر اساس دلایل و استدلال‌های آن ارزیابی و پذیرفته یا رد می‌شود.

در این راستا، امام (ع) ابوحمزه ثمالی را از هر دو ویژگی، یعنی کیش شخصیت و شخصیت‌پرستی، بازداشته است: از ریاست‌طلبی و دنباله‌روی شخصیت‌ها بپرهیز. او پرسید: ناپسندیدگی ریاست‌طلبی روشن است، ولی نهی از گام برداشتن در پی بزرگان را درک نمی‌کنم، زیرا دو سوم از آنچه به دست آورده‌ام را از دنباله‌روی شخصیت‌ها به دست آورده‌ام. امام در پاسخ گفت: به خوبی درنیافتی؛ مقصود آن است که بپرهیز از اینکه بدون دلیل کسی را پیشوا قرار دهی و هر چه وی گفت درست پنداری.» (کافی، جلد ۲، باب طلب الریاسه، حدیث ۵)

©️ از: کانال میرموسوی و دین‌آنلاین

📝 یادداشت‌های مرتبط:

▪️ شخصیت‌گرایی!

▪️جاهل مقیاس حق و باطل بودن را افراد قرار می‌دهد!

#️⃣ #آسیب‌شناسی #تقلید_کورکورانه #ریاست‌طلبی
🍁 استفاده از ماسک و دستکش برای پیش‌گیری از ابتلا به کرونا واجب است!

✍🏻 آیت‌الله #فیاض:

� پرسش: پس از افزایش تعداد مبتلایان ویروس همه‌گیر کرونا در عراق در روزهای اخیر که به دلیل عدم رعایت اقدامات احتیاطی، نظیر پوشیدن دستکش و ماسک، از سوی برخی مردم رخ داده، آیا حضرتعالی برای پیش‌گیری از انتشار این بیماری همه‌گیرِ کشنده قائل به وجوب پوشیدن ماسک و دستکش هستید؟

● پاسخ: باسمه تعالی. با چنین فرضی استفاده از ماسک و دستکش شرعاً واجب است؛ آیا توصیه‌های پزشکان متخصص، کمیته‌های ویژه، مراکز بهداشتی در منطقه و جهان، تیم بحران‌ها و کمیته‌های امنیتی و دولت‌ها در سراسر جهان درباره شعار پیش‌گیری بهتر از درمان را نمی‌بیند و با وجود این، چگونه برخی در وجوب استفاده از دستکش و ماسک شک می‌کنند؟ بنابراین شرعاً واجب است و حتی از محکم‌ترین واجبات در شریعت مقدس و وظیفه انسانی و اجتماعی است و چگونه در حفظ جان خود، خانواده و دیگران شک می‌کند و کدامین عاقل در آن دچار تردید می‌شود.

©️از: کانال شبکه اجتهاد؛ و سایت و کانال شفقنا

📝 یادداشت‌های مرتبط:

▪️مجتهدان در بهداشت مقلّدِ پزشکان‌اند!

▪️رعایت توصیه‌های بهداشتی وجوب شرعی دارد!

#️⃣ #کرونا #ویروس_کرونا #بهداشت #پزشکی
🍁 رشد سرطانی فقه!

✍🏻 ابوالقاسم #فنایی می‌نویسد:

«رشد سرطانی #فقه موجود به خاطر این است که این فقه بر این اساس بنا شده که ”خدای شارع در هر واقعه‌ای حکمی دارد“ و ”سکوت خدای شارع مفهومی بلامصداق است.“ این دیدگاه حداکثری در مورد قلمرو بالفعل شریعت چند پیامد نامطلوب دارد. یکی از این پیامدها توسعه نابجا و ناموجه معنای آیات و روایات به منظور پاسخ‌گویی به مسائل جدید است. پیامدِ دیگر تمسک به اصل برائت و نفی وجود هر نوع وظیفه‌ای در این موارد است. در حالی که در این موارد باید به ”روح“ آیات و روایات، و اصول عقلانی و اخلاقی که در پس پشت آنها نهفته است تمسک کرد، نه به ”لفظ“ آنها. در این موارد باید گفت: خدای شارع در مورد این موضوع سکوت کرده، اما با توجه به روح احکامی که در مورد موضوع یا موضوعات مشابه دیگر تشریع کرده می‌توان تشخیص داد که اگر در مورد این موضوع جدید به مقتضای اصول اخلاقی عمل کنیم، حق او را ادا کرده و رضایت او را کسب کرده‌ایم. در این صورت، فهم مکانیکی و ایستای شریعت جای خود را به فهم دینامیکی و پویای شریعت خواهد داد.

به عنوان یک مثال مشخص، اگر #ربا به خاطر این در شرع حرام شده که رباخواری ظلم است، در تطبیق این حکم بر سود بانکی در دنیای مدرن و بانکداری مدرن به جای تمرکز بر معنای عرفی واژه ”ربا“ و تطبیق مکانیکی و ناموجه آن بر ”سود بانکی“ باید به این پرسش پاسخ داد که ”آیا همانگونه که ربا در زمان نزول قرآن ظلم بوده است، سود بانکی در زمان ما نیز ظلم است؟“ و ”اگر سود بانکی نیز ظلم است، هر نوع سود به هر مقدار و از هر کسی به هر کسی ظلم است، یا فقط بیش از درصد مشخصی از آن از بعضی اشخاص به بعضی اشخاص ظلم است، اما کمتر از آن مقدار یا از بعضی اشخاص به بعضی دیگر ظلم نیست؟“، و ”این درصد مشخص نیز ثابت و ابدی نیست، بلکه از وضعیتی به وضعیتی دیگر ممکن است تغییر کند؟“ این یعنی به میان آوردن ملاحظات اخلاقی در فهم شریعت و تفسیر اخلاقی متون دینی.

اگر شریعت در چارچوب #اخلاق فهمیده شود و اگر متون دینی در پرتو اصول اخلاقی تفسیر شوند، آدمیان احکام شرعی را مطابق با فطرت اخلاقی و عقل سلیم خود خواهند یافت و برای اینکه احکام شرعی را بپذیرند و از آن پیروی کنند لازم نیست از باورهای اخلاقی خود دست بردارند، وجدان اخلاقی خود را سرکوب کنند، عقل خود را نادیده بگیرند و انسانیت خود را لگدمال کنند. تن در دادن به حکم شرعی از ترس جهنم، تسلیم شدن جسم در برابر آن حکم بدون رضایت ذهنی و قلبی است، و این به ارتباط معنوی انسان با خدا لطمه می‌زند و انسان را از خدا دور می‌کند. خدایی که احکام او نامعقول، خردستیز و خلاف وجدان و فطرت به نظر برسد قابلیت دلربایی از انسان‌ها را ندارد، و هرگز نمی‌تواند نقش ”علت غایی“ یا ”غایة الغایات“ یا به قول پل تیلیخ، ”دلبستگی فرجامین“ (Ultimate Concern) را در زندگی آنان بازی کند، و به زندگی آنان معنا و روشنی و گرمی ببخشد. بنابراین، به طور کلی می‌توان گفت که یکی از عوامل اصلی #دین‌گریزی، تضعیف معنویت دینی و روی آوردن به معنویت‌های سکولار یا رویگردانی کلی از معنویت در دوران مدرن عبارت است از: ترسیم چهره‌ای نامعقول و غیراخلاقی از خدا و شریعت او در ذهن انسان‌ها از رهگذر صدور فتواهای خردستیز و ناسازگار با اخلاق و #عقلانیت.» (فنایی، مناسبات فقه و اخلاق، ۱۳۹۸)

📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

📖 فنایی، ابوالقاسم. (۱۳۹۸). مناسبات فقه و اخلاق؛ گفت‌وگوی علی مهجور با ابوالقاسم فنایی. حیات معنوی. شماره دوم. (صص۷ ــ ۴۵).

📝 یادداشت‌های مرتبط:

▪️ پرسش بیجا!

▪️جامعیت دین اسلام!

▪️انتظارات گزاف از روایات!

▪️دو دیدگاه درباره انتظار از دین!

▪️خود را به رنج و زحمت نیفکنید!

▪️خدای فقه نمی‌تواند از آدمی دلربایی کند‍!

#️⃣ #آسیب‌شناسی #فربهی_فقه #بانکداری #فطرت
🍁 در اسلام شأن خاصی به عنوان روحانیت وجود ندارد!

💬 #شهید_بهشتی:

”در اسلام شأن خاصی به‌عنوان روحانیت و نگهبانان اختصاصی دین وجود ندارد و [اینکه] یک طبقه‌ای تحت این عنوان، ما به وجود بیاوریم، با امتیازات و اختصاصات از نظر لباس و مقام و اداره زندگی و ... در اسلام نیست. در اسلام، دين است و شناسايی دين است و تبليغ دين؛ و اين‌‌ وظيفه همگان است؛ زهد است و تقوا و پرهيزكاری، وظيفه همه است، همه‌اش وظیفه همه است.“ (سلسله درس‌گفتارهای تفسیری ”در مکتب قرآن“)

©️ از: کانال و وبسایت شهید بهشتی و صدانت

#⃣ #روحانیت #اسلام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙 #شهید_بهشتی:

”هیچ حکومتی تحت هیچ عنوانی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را بگیرد از مردم.“

© از: اینستاگرام محمدرضا حکیمی
🍁 چرا امام‌زادگان چنین مقدس‌اند؟

▪️ تعارض پنهان دو باور دینی با یکدیگر

✍🏻 علی #زمانیان می‌نویسد:

«هر چه تلاش می‌‌کنم میان وجود این همه امام‌زاده با آیه‌ای از قرآن توافق و مصالحه ایجاد کنم نمی‌توانم. در سوره #حجرات آیه ۱۳ آمده است: ”یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً و قَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم؛ ای مردم! بی‌تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد و زن (آدم و حوا) آفریدیم و شما را قبیله‌ای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر بشناسید؛ مسلماً گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.“

برمبنای صریح این آیه، هرگونه انتساب خانوادگی و نسبت خونی برای کسی بلندمرتبگی و تقدس نمی‌آورد. بنا به آموزه‌های آشکار و ضمنی قرآنی، پیوندهای نژادی، قبیلگی، ارتباطات خانوادگی و هم‌خون بودن، فضیلت محسوب نمی‌شود. اینکه از چه خاندان و یا منتسب به کدام رنگ و نژاد و قبیله هستیم چیزی بر ما افزوده نمی‌شود. هر یک از این پیوندها صرفاً یک ویژگی خنثی محسوب می‌شوند و نه یک فضیلت الاهیاتی و یا اخلاقی، زیرا مهم‌ترین ویژگی فضیلت (مانند تقوا) اکتسابی بودن آن است؛ در حالی که نسبت‌های خونی و خانوادگی امری اکتسابی نیستند، بلکه ارثی و طبیعی‌اند. ”فضیلت“ از طریق کوشش، ممارست، تلاش و زحمت به دست می‌آید، اما انتساب و پیوند خونی و نسبت خویشی، امری جبلی و غیراکتسابی است. در امر غیراکتسابی، فرد کوچک‌ترین اثر و نقشی ندارد؛ از این رو فضیلت به حساب نمی‌آید.

اگر چنین باشد و برداشتم از آیهٔ مورد نظر اشتباه نباشد، آنگاه می‌توانم این پرسش را در میان بگذارم که: چرا امام‌زادگان نزد بسیاری از ایرانیان از تقدس و احترام ویژه‌ای برخوردارند؟ و منظور این نیست که اینان را نباید ارج و احترام نهاد، بلکه همهٔ انسان‌ها واجد احترام‌اند. اما گنبد و بارگاه و تقدس‌شان از کجا می‌آید؟ آیا صرف اینکه از نوادگان امامان هستند و از اینکه از نظر خونی به آن سلسلهٔ شریف منتسب‌اند، از چنین مقام و منزلتی نزد ما برخوردارند؟ آیا چنین رفتار و مواجهه‌ای با متن صریح #قرآن تعارض ندارد؟ به آنان متوسل ‌شدن و دخیل بستن، آنان را واسطهٔ میان خود و خدا دانستن و مقام و رتبه‌ای مقدس برای‌شان قائل شدن، بی آنکه بشناسیم‌شان و صرف اینکه نَسَب‌شان به یکی از پاکان می‌رسد، چگونه با فرهنگ قرآنی (که بر تقوا تأکید می‌کند) سازگار است؟

موضوع بر سر شجره‌نامه نیست. حتی اگر انتساب به یکی از امامان هم مُسلّم و قطعی باشد، آنگاه این پرسش پیش می‌آید که چرا باید او را مقدس بپنداریم و امام‌زاده‌اش بدانیم و قدر و قیمتش را به آسمان ملکوت برسانیم؟ بر چه مبنا و متنی اینان را واسطهٔ خیر و رحمت الهی تلقی می‌کنیم؟ و چرا به جای ارتباط گرفتن با ”او“ و سخن گفتن با خودِ خدا، در پای اینان زانو می‌زنیم و زیارت می‌کنیم؟

لختی بیندیشیم که در برابر معیار تقوای الهی، آیا انتساب خونی و خانوادگی مهم و سرنوشت‌ساز است؟ به هر نتیجه‌ای که رسیدیم در اتخاذ رأی و نظر جدی و به نتایجِ ضروری و اجتناب‌ناپذیرش پای‌بند باشیم. اندکی بیندیشیم که مقام رفیع امام‌زادگان در فرهنگ ما از کجا پایه‌گذاری شده است و آن را با باورهای قرآنی سنجش و مقابله نماییم. آیا در ناحیهٔ دو گونه باور دینی دچار تعارض نشده‌ایم؟ از سویی، بر اساس آموزه‌های قرآنی به #معیار_تقوا معتقدیم. از سویی دیگر، به تقدس امام‌زادگان (به علت انتساب‌شان به امامان) باور داریم.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال خرد منتقد

📆 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۹/۲۱
🍁 پژوهش‌های تاریخی و اعتقادات دینی!

✍🏻 حسن #انصاری می‌نویسد:

«تصور عمومی نه تنها نزد بسیاری از مؤمنان، بلکه همچنین در میان بسیاری از طبقه تحصیل‌کرده در حوزه‌های علوم دینی این است که باورهای ایمانی و گزاره‌های اعتقادی ماهیتی فراتاریخی و غیرقابل‌تغییر دارند و آنچه امروزه به عنوان مجموعه باورهای اعتقادی یک مکتب شناخته می‌شود همواره ماهیتی ثابت داشته و نه تنها همگان از میان مؤمنان و به شکل مستمر بر آن اطلاع داشته‌اند و به عنوان مجموعه‌ای از باورهای ”ضروری مذهب“ بدان ایمان داشته‌اند، بلکه این منظومه اعتقادی بدون هیچ‌گونه تغییری ساختمان اعتقادی و هویتی جامعه مؤمنان را همواره شکل می‌داده است.

آگاهان بر تاریخ متون و تحولات مکاتب فکری و دینی طبعاً چنین نمی‌اندیشند. ایمان مواجهه آدمیان است با ”امر قدسی“ و تا آنجا که این مواجهه مربوط است به آدمیان و زبان و فکر و دریافت ما طبعاً نمی‌توان از ”فراتاریخی“ بودن ایمان سخن گفت. اعتقادات هم مجموعه‌ای از گزاره‌های ایمانی است که در مجموع هویت یک مکتب را شکل می‌دهد، هویتی که خود در بستر زمان و مکان شکل می‌گیرد، بالیده می‌شود و نسبت به متغیرات واکنش نشان می‌دهد. تا آنجا که سخن از ایمان است و اعتقادات دینی ما با مقوله ”متن مقدس“ سروکار داریم و فرایند فهم آدمیان از آن. ”فرایند فهم“ اصلاً خود پدیده‌ای تاریخی است، کما اینکه ”هویت دینی“ هم تاریخی است. ظرفیت‌های متن در بسترِ تاریخی فهم‌های متنوع و تاریخمندی را در نسبت با متغیرات و نیازمندی‌های دینی، هویتی و فکری ممكن می‌کند.

بنابراین آن چیزی که امروز به عنوان هویت دینی یک مکتب اعتقادى شکل گرفته و مجموعه‌ای از گزاره‌های اعتقادی را نیز شامل می‌شود چیزی است که در بستر تاریخی شكل‌گیری هویت ”جماعت مؤمنان“ و در خاطره جمعی آنان خود را به سطح آورده است. این هویت دینی و مذهبی نه تنها نتیجه فراهم آمده از فرایند فهم متن و اجتهادات و تأویلات است، بلکه از دیگر سو تحت تأثیرات تاریخی و محیطی مختلفی قرار داشته و دارد؛ از آن جمله است باورها، عادات و رسوم مختلف، اسطوره‌ها، فرهنگ‌های محلی و قومی و ضرورت‌های سیاسی و اجتماعی. اینها طبعاً تفسیرها و برداشت‌های متفاوتی را از متن مقدس و در نتیجه گزاره‌های اعتقادی متحولی را سبب‌ساز می‌شود.

معتزلیان، که از خلق قرآن و از زبان ”مخلوق“ سخن می‌راندند، به درستی می‌دانستند که نتیجه سخن آنان چیست. آنان در حقيقت در مقام فهم زبان قرآن در فرایند تفسیر، تاریخی بودن عنصر زبان را درک می‌کرده‌اند. در واقع، نه تنها فهمِ متن تاریخی است، بلکه اساساً زبان ماهیتی تاریخی دارد و امر قدسی آنگاه که تعبیر زبانی پیدا می‌کند ناچار امری ”تاریخی“ می‌شود. به تعبیر دیگر، دین آنجا که تعبیر زبانی پیدا می‌کند و مواجهه آدمیان را با امر قدسی از طریق ”متن“ یا ”گفتار“ میسر می‌کند، در واقع، به بسترى انسانی و تاریخی تنزل یافته و به تعبیر قرآنی، ”تنزیل“ وحی صورت مى‌گيرد. بدين ترتيب، جوهرِ ایمان، که یک سوى آن جنبه انسانی دارد، امرى تاریخی است. تعابیر زبانی که ایمان بدان تعلق می‌گیرد و اصلاً سازمان ایمان را شکل می‌دهد بدين ترتيب تاریخی است.» (با اندکی ویرایش)

📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

©️ از: کانال یادداشت‌های حسن انصاری

#️⃣ #اعتقادات #ایمان #هویت_دینی #فهم_متن #ضروری_مذهب #تحولات_تاریخی_مذهب #باورها
🍁 صنعت مُد مخرب محیط زیست!

به گزارش زیست‌آنلاین، مدگرایی و به‌روز بودن در خرید لباس باعث می‌شود با طرح‌های متنوع‌تری روبه‌رو شویم، اما باید بدانیم که این نگرش چه آسیب‌ها و خساراتی به محیط زیست وارد می‌کند؛ ۱۰ ٪ از کل انتشارات گازهای گلخانه‌ای جهان مربوط به صنعت مد است، دومین مصرف‌کننده آب جهان است و اقیانوس‌ها را با ریزپلاستیک‌ها آلوده می‌کند.

در این دوره از زمان، برخی از بخش‌های زندگی مدرن مانند مسافرت‌های هوایی، استفاده از وسایل پلاستیکی یک‌بارمصرف و حتی استفاده از وسایط نقلیه برای رفتن به و یا از محل کار به عنوان آلوده‌کننده و آسیب‌رسان به #محیط_زیست شناخته می‌شوند، اما وقتی صحبت از لباس و پوشاک می‌شود، تأثیرات مخرب آن آشکار نیست.

همان‌طور که مصرف‌کنندگان در سراسر جهان لباس بیشتری می‌خرند، این بازار برای تولید اقلام ارزان‌قیمت و سبْک‌های جدید به محیط زیست آسیب می‌زند. به طور متوسط، مردم در سال ۲۰۱۴ ۶۰ ٪ پوشاک بیشتری نسبت به سال ۲۰۰۰ خریداری کردند.

#صنعت_مد ۱۰ ٪ از انتشار کربن جهان را تشکیل می‌دهد، منابع آبی را خشک می‌کند و رودخانه‌ها و نهرها را آلوده می‌کند. علاوه‌بر این، ۸۵ درصد از کل منسوجات هر سال دور ریخته شده و به زباله تبدیل می‌شوند و شستن برخی از انواع لباس‌ها مقادیر بسیاری از پلاستیک را به اقیانوس‌ها می‌فرستد. اینها فقط بخشی از مهم‌ترین تأثیرات مُد بر کره زمین هستند.

تولید لباس از سال ۲۰۰۰ تقریباً دو برابر شده است، در حالی که مردم فقط از نیمی از طول عمر لباس‌های خود استفاده می‌کنند. در اروپا، شرکت‌های مُد از میانگین عرضه دو مجموعه در سال در سال ۲۰۰۰ به پنج مورد در سال ۲۰۱۱ روی آورده‌اند و برخی از مارک‌های تجاری حتی بیشتر ارائه می‌دهند؛ مثلاً برند زارا ۲۴ مجموعه در سال و H&M بین ۱۲ تا ۱۶ عرضه را در سال ارائه می‌دهد، که البته سرنوشت تعداد زیادی از این لباس‌ها در زباله‌ها به پایان می‌رسد.

در محل دفن زباله‌ها، در هر ثانیه معادل یک کامیون پر از لباس ریخته یا سوزانده می‌شود. در مجموع ، تقریباً ۸۵ درصد پارچه‌ها هر سال به محل دفن زباله‌ها می‌روند و این مقدار برای پر کردن سالانه بندر سیدنی کافی است.

در عین حال، شستن لباس، سالانه ۵۰۰.۰۰۰ تن میکروفیبر معادل ۵۰ میلیارد بطری پلاستیکی را به اقیانوس‌ها رها می‌کند. بسیاری از این الیاف از پلی‌استر یا پلاستیک موجود در حدود ۶۰ ٪ از پوشاک هستند. تولید پلی‌استر دو تا سه برابر بیشتر از میزان تولید پنبه منجر به انتشار کربن می‌شود و، از طرف دیگر، پلی‌استر در اقیانوس تجزیه نمی‌شود.

در گزارشی از اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) تخمین زده شده است که ۳۵ ٪ از کل میکروپلاستیک‌ها، یا همان قطعات بسیار کوچک پلاستیک که هرگز تجزیه بیولوژیکی نمی‌شوند، در اقیانوس‌ها از شست‌وشوی پارچه‌های مصنوعی مانند پلی‌استر رها شده‌اند. به طور کلی، تا ۳۱ ٪ از آلودگی پلاستیک در اقیانوس‌ها را میکروپلاستیک‌ها تشکیل می‌دهند.

۱۰ ٪ از انتشار کربن در جهان مربوط به صنعت مُد است که این میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای بیشتر از همه پروازهای بین‌المللی و حمل‌ونقل دریایی است. براساس گزارش بنیاد الن مک آرتور، اگر صنعت مد به مسیر فعلی خود ادامه دهد، این سهم از انتشار کربن می‌تواند تا سال ۲۰۵۰ به ۲۶ درصد برسد.

صنعت مد نیز دومین مصرف‌کننده آب در سراسر جهان است. برای تولید یک پیراهن نخی حدود ۷۰۰ گالن آب نیاز است. این مقدار آب برای اینکه یک نفر در مدت زمان سه‌ونیم سال حداقل هشت فنجان آب در روز بنوشد کافی است. برای تولید یک شلوار جین حدود ۲۰۰۰ گالن آب لازم است و این مقدار برای نوشیدن ۸ فنجان در روز به مدت ۱۰ سال کافی است. دلیل آن این است که شلوار جین و پیراهن هر دو از یک گیاه بسیار پرآب ساخته می‌شوند: پنبه.

در ازبکستان، آن‌قدر برای تولید پنبه از آب دریاچه آرال استفاده شده که بعد از حدود ۵۰ سال خشک شد. دریاچه آرال، که زمانی یکی از چهار دریاچه بزرگ جهان بود، در حال حاضر یک بیابان خشک و حداکثر دارای چند حوضچه کوچک است.» (با اندکی ویرایش به نقل از ترجمهٔ زیست‌آنلاین از Business Insider)

📝 ادامه این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

©️ از: کانال، سایت و اینستاگرام زیست‌آنلاین

📝 یادداشت مرتبط:

▪️ما سپاسگزار خدا و طبیعت نیستیم!
🍁 چرا سلبریتی‌ها جای روشنفکران را گرفته‌اند؟

✍🏻 محمدامین #قانعی‌راد می‌نویسد:

«ما با پدیده روشنفکر غایب مواجه هستیم. روشنفکر غایب یعنی کشورهایی که روشنفکرانش از کشور خارج می‌شوند و مهاجرت می‌کنند. افرادی که صاحب ایده هستند تحت فشار شرایط، جامعه را ترک می‌کنند. نویسندگان بزرگ، هنرمندان و شاعران منتقد و رمان‌نویسان اجتماعی ــ سیاسی وقتی از جامعه غایب باشند جای خود را به سلبریتی‌ها می‌دهند. در فقدان این روشنفکران، روشنفکرانِ کاذب نقش می‌یابند ... تبعات این انتقال مرجعیت فرهنگی، دامن زدن به افت و ابتذال فرهنگی است. غیبت روشنفکران از این عرصه‌ها زمینه را برای حضور و بروز #سلبریتی در جامعه، فرهنگ و سیاست فراهم می‌کند و مصلحت عمومی و اجتماعی فدای فرصت‌طلبی سلبریتی‌ها خواهد شد. باید روشنفکران را به عرصه عمومی بازگرداند و از زندگی عمومی ــ اجتماعی معنازدایی نشود.» (هفته‌نامه صدا، شماره ۱۳۰؛ به نقل از کانال جامعه‌شناسی)

©️از: کانال جامعه‌شناسی

#️⃣ #آسیب‌شناسی #جامعه‌شناسی #ابتذال_فرهنگی
🍁 نقد مجموعه تلویزیونی ”ولایت عشق“ (۱۳۷۹) از منظر بازنمایی سبک زندگی رضوی

✍🏻 سعید #طاوسی_مسرور می‌نویسد:

چکیده: «مجموعه تلویزیونی ”ولایت عشق“ ذهنیت بسیاری از ایرانیان از طیف‌های گوناگون درباره امام رضا (ع) را شکل داده است. از‌ این ‌رو، نقد آن از جنبه‌های مختلف فنی و محتوایی ضرورت می‌یابد. از آنجا که سبک زندگی از موضوع‌هایی است که امروزه پژوهشگران حوزه‌های مختلف علوم انسانی بسیار به آن توجه کرده‌اند، در این نوشتار به نقد محتوایی این مجموعه تلویزیونی، از منظر بازنمایی سبک زندگی رضوی پرداخته شده است. این کار از آن جهت ضرورت دارد که آشنایی بیشتر مردم با سیره #امام_رضا (ع) از اهداف اصلی این مجموعه تلویزیونی بوده است. برای نشان دادن سیره امام باید ”چگونه زیستن“ آن حضرت را به تصویر کشید و این همان بازنمایی سبک زندگی رضوی است. سبک زندگی رضوی در سه محور سیره فردی (در نسبت خود)، سیره اجتماعی (در نسبت دیگران) و سیره عبادی (در نسبت خداوند) قابل تبیین است که در این نقد به هر سه محور پرداخته شده است.»

📝 متن کامل این مقاله را در اینجا بخوانید.

📖 طاووسی مسرور، سعید. (۱۳۹۲). نقد مجموعه تلویزیونی ولایت عشق از منظر بازنمایی سبک زندگی رضوی. دوفصلنامه معارف رضوی و رسانه. شماره چهارم. (صص ۱۲ ــ ۲۸).
نقد مجموعه تلویزیونی ولایت عشق.pdf
409.4 KB
🍁 نقد مجموعه تلویزیونی ”ولایت عشق“ از منظر بازنمایی سبک زندگی رضوی

✍🏻 سعید #طاوسی_مسرور (۱۳۹۲)

📖 دوفصلنامه معارف رضوی و رسانه
🍁 منابع عاطفی ما رو به اتمام است!

✍🏻 فردین #علیخواه می‌نویسد:

«با یکی از دانشجویان قدیمی‌ام درباره اوضاع و احوال این روزهای جامعه حرف می‌زدیم. می‌گفت در ماه‌های اخیر گاهی از رفتارهای خودش متعجب می‌شود. مثلاً هنگام تماشای اخبار مربوط به انفجار در بیمارستان سینا اطهر تهران، که باعث مرگ حدود ۲۰ نفر شد، خیلی عادی با همسرش چیپس‌و‌ماست می‌خورند و از طعم شگفت‌انگیز آنها حرف می‌زنند. خبر بعدی درباره مرگ ۱۵۶ نفر بر اثر ویروس کرونا در همان روز است و آنها همچنان با مکیدن انگشت شست و اشاره‌شان که مزه چیپس نمکی روی آنها نشسته ملچ‌ملوچ می‌کنند و درباره مزه انواع چیپس با هم حرف می‌زنند. نکته او آن بود که چرا مرگ این‌قدر برای او و برای بسیاری از اطرافیانش عادی شده و دیگر واکنش جدی کسی را برنمی‌انگیزد؟

”کلانشهر و حیات ذهنی“، اثری از جامعه‌شناس آلمانی، گئورگ زیمل، است که در سال ۱۹۰۳ منتشر شد. زیمل در این اثر توضیح می‌دهد که زندگی در شهرهای بزرگِ زمانه خودش در مقایسه با زندگی روستایی، چه تأثیرات شگرفی بر حیات ذهنی و روانی افراد می‌گذارد. او در این اثر برای بیان یکی از پیامدهای مهم این زندگی از اصطلاح ”دید یا نگرش بلازه“ (Blasé Outlook) استفاده کرد. از نظر زیمل، فرد در شهر، زیر فشار شدید رفتار کردن به شیوه‌ای عقلانی قرار می‌گیرد. او با توجه به شرایط زندگی در شهر کم‌کم یاد می‌گیرد که درباره پدیده‌های اطرافش نه با قلب، که با سر (مغز) واکنش نشان دهد. پیامد این امر از نظر زیمل ”بی‌تفاوتی“، ”دلزدگی“ و ”تحریک‌ناپذیری“ تدریجی است. در شهرهای بزرگ محرک‌ها آن‌قدر زیاد می‌شوند که فرد نمی‌داند به کدام‌یک جواب دهد. منظور از محرک‌ها پدیده‌های توجه‌برانگیز در زندگی شهری است. فرد یاد می‌گیرد که دیگر نمی‌تواند برای هر آنچه می‌بیند دل بسوزاند، اشک بریزد و غمگین شود. او فرامی‌گیرد که نمی‌تواند برای هرکس که در خیابان دید و دلش سوخت بایستد و به او یاری رساند، چون در اداره باید ساعت ورودش را ثبت کند. در‌ غیر ‌این‌ صورت، تأخیرهای مکرر در پایان ماه باعث کسر حقوق و شاید هم اخراج او شود. چرا فرد چنین شیوه‌ای برای زندگی برمی‌گزیند؟

به بیان زیمل، چون منابع عاطفی و اقتصادی او محدود است. زیمل معتقد بود که منابع عاطفی ما انسان‌ها، درست مانند منابع اقتصادی‌مان، می‌تواند تمام شود. ما نمی‌توانیم به همه محرک‌های آزاردهنده اطراف‌مان واکنش نشان دهیم و مدام رنجیده‌خاطر شویم همان‌طور که نمی‌توانیم به همه نیازمندان، کمک مالی کنیم. اگر این‌گونه رفتار کنیم، در جایی منابع عاطفی ما به اتمام می‌رسد و کم می‌آوریم. از همین روست که به اعتقاد زیمل شهرنشینان یاد می‌گیرند که باید نسبت به بعضی پدیده‌ها چشم‌های‌شان را ببندند یا از آنها کمی فاصله بگیرند، چرا که انبوهِ محرک‌های بیرونی، خارج از ظرفیت و توان آنها برای نشان دادن واکنش است. زیمل این وضعیت را، که در حقیقت مکانیسمی برای بقاست، واقعیت تلخ زندگی شهری می‌داند.

با تکیه بر چارچوب مفهومی زیمل، به مثالی برگردیم که در ابتدای این نوشته به آن اشاره شد. به نظر می‌رسد که ما به تدریج در حال درونی‌کردن ”دید یا نگرش بلازه“ هستیم. اگر تنها حوادت و فجایع سه سال گذشته تا به امروز و (البته حوادث و فجایع پیش رو) را به خاطر آوریم یا مجسّم کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که منابع عاطفی ما چقدر محدود است و دیگر در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که نمی‌توانیم به همه پدیده‌های تراژیک واکنش نشان دهیم. متأسفانه به نقطه‌ای از حیات اجتماعی رسیده‌ایم که دیگر مرگ ۵۰ یا ۱۰۰ نفر توجه‌برانگیز و باعث تحریک احساسات ما نمی‌شود چرا که در آن سوی ”بی‌تفاوتی یا تحریک‌ناپذیری عاطفی“ واقعیت تلخی به نام ”خستگی مطلق“ و ”دلزدگی از رنج اجتماعی“ نشسته است. به راستی آیا ما آن‌قدر منابع عاطفی داریم که مدام برای همه مرگ‌ها در این کشور اشک بریزیم، بر سرمان بزنیم، سوگواری کنیم و همواره غمگین باشیم؟

رفتار آن کسی که با خوردن گوجه سبز، چیپس و ماست، یا شیرینی خامه‌ای ملچ‌ملوچ می‌کند و در‌عین‌حال به تماشای اخبار مرگ (هر روزه) هموطنان‌مان از تلویزیون می‌نشیند قابل سرزنش نیست. اینها، در حقیقت مکانیسم بقاء و سرپا ایستادن اوست. این وضعیت را به عنوان تراژدی تلخ زندگی در ایران فعلی باید پذیرفت.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال فردین علیخواه

#️⃣ #آسیب‌شناسی #جامعه‌شناسی
🍁 قصاص: مجازات شیوع‌دهندگان عمدی کرونا!

▪️مجازات سنگین در انتظار افرادی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند!

💡 #صرفا_جهت_اطلاع!

💬 محمود عباسی (معاون حقوق بشر و امور بین‌الملل و دستیار وزیر دادگستری در امور حقوق شهروندی):

مصوبات ستاد ملی کرونا در چارچوب قانون اساسی و مبتنی بر مصوبه شورای عالی امنیتی است که در حکم قانون تلقی می‌شود و قضات و دادستان‌ها مکلف به اجرای مصوبات این ستاد هستند.

الزام شهروندان به زدن ماسک اجرای امر قانونی است و تخطی از آن، دارای ضمانت اجرای قانونی است. در اکثر کشورها مجازات‌های حبس و جزای نقدی برای تخطی از این مصوبات در نظر گرفته شده و با قوت و قدرت اجرا می‌شود.

نزدن ماسک و عدم رعایت فاصله فیزیکی و بی‌توجهی به پروتکل‌های بهداشتی یعنی بازی با مرگ و در این بازی شطرنج خطرناک، که نتیجه‌اش کیش‌ومات خود و شهروندان است، هیچ‌کس نمی‌تواند و حق ندارد با آتش بازی کند.

اگر شخصی که مبتلا به کرونا است و با آگاهی و به طور عمدی سلامت و حیات دیگران را به مخاطره افکند، مرتکب فعل مجرمانه‌ای شده که در قوانین جزایی برای آن مجازات پیش‌بینی شده است.

کسی که با علم و اطلاع از ابتلای خود به کرونا و آگاهی از اینکه مبتلا کردن دیگران با بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماران قلبی و عروقی که در صورت ابتلا به کرونا خطر مرگ برای آنها وجود دارد یا با نزدن ماسک و سرفه و عطسه و عدم رعایت پروتکل‌های بهداشتی موجبات ابتلای آنان به کرونا را فراهم کند و در نهایت منجر به مرگ آنان شود، مرتکب جنایت عمدی و مستوجب قصاص است.

باید به افرادی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند و دستورات مقامات اجرایی یا قضایی را نادیده می‌گیرند، هشدار داد که مجازات سنگینی در انتظار آنها است.

©️ از: خبرگزاری ایرنا (انتشار در: ۲۳ تیر ۱۳۹۹)

#️⃣ #کرونا #ویروس_کرونا #قوه_قضاییه #مجازات
🍁 اختلاف زبان‌های شما از نشانه‌های خداوند است!

«و از جمله آیات او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و اختلاف زبان‌های شما و رنگ‌های شما؛ بی‌گمان در این برای دانشمندان مایه‌های عبرت است.» (#روم: ۲۲)

📚 #قرآن. ترجمه بهاء‌الدین #خرمشاهی (۱۳۸۶). تهران: انتشارات دوستان.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁 چالش‌های پیش‌روی دین و مدرنیته در مواجهه با کرونا

💬 آیت‌الله #حیدری:

کرونا هم غرور انسان غربی را به چالش کشید، و هم قرائت رسمی و سنتی عالمان ادیان (از جمله علمای اسلام) را!

©️ از: آپارات و کانال آیت‌الله حیدری