اندیشه‌ورزی|Andishehvarzi
54 subscribers
140 photos
35 videos
5 files
619 links
ای برادر تو همه اندیشه‌ای (مولوی)

🆔 @andishehvarzi

🔝t.me/andishehvarzi/1

🌐 www.andishehvarzi.blog.ir

📧 andishehvarzi@yahoo.com

آغازبه‌کار کانال اندیشه‌ورزی: ۲۹ شهریور ۱۳۹۵
Download Telegram
📚 درباره کتاب ”شهید جاوید“

امسال ۵۰ سال از انتشار کتاب ”شهید جاوید“ (۱۳۴۹) می‌گذرد. برنامه سوره (شبکه چهار) در گفت‌وگویی با محمد اسفندیاری (عاشوراپژوه) به این کتاب پرداخته است. این گفت‌وگو را می‌توانید در تلوبیون ببینید.
🍁 اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید!

▪️اشتباه فاحش در ترجمه سخن امام حسین (ع)

💬 عبدالکریم سروش (۲۰۱۵):

«کلامی از #امام_حسین (ع)، که به گمان من متضمن نکته‌ حکیمانه‌ فوق‌العاده مغتنمی است که برای همه‌ ما باید آموزنده باشد و گوشواره‌ گوش خرد ما باشد، نقل شده است که:

امام (ع) در روز عاشورا، وقتی که دشمنان به حرم و خانواده ایشان حمله کردند، این جمله را گفتند:

”إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين، فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم“
اگر دین ندارید، [در دنیای‌تان] آزاده باشید.

روضه‌خوان‌ها معمولاً این جمله را این چنین #ترجمه می‌کنند: اگر دین ندارید، ”لااقل“ آزاده باشید.

ولی در کلام امام حسین ”لااقل“ نیامده است و این کلمه را آوردن، لطف و حُسن و عمق این جمله را کاملاً می‌گیرد. در واقع، در کلام امام، یک معادله‌ بسیار مهمی برقرار شده است؛ گویا ”آزاده بودن“ عِدل ”دینی بودن“ است. اگر کسی ”آزاده“ بود، درست شبیه این است که کسی دیندار است. از ”دیندار“ انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده نباشد، دیندار نیست.

از ”انسان“، ولو اینکه در حوزه‌‌ای از حوزه‌های دینی قرار ندارد، انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده بود، ولو دینی هم نداشته باشد و به گوش او نخورده باشد، همچنان یک انسانِ شریف و مقبول درگاه خداوند است.

این اصل، اساس و گوهر اندیشه‌ اخلاقی‌ است که آدمی باید آزاده باشد.

این آزادگی، هم تفسیر بیرونی دارد هم تفسیر درونی دارد؛ هم از درون باید از رذایل پیراسته بود و هم از بیرون باید بردهٔ کسی نبود، غلامی پیشه نکرد، خوی نوکری نداشت و استقلال و منش مستقل داشت و از این طریق، هم دین خود را تصحیح کرد و هم دنیای خود را.

”إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِين، فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم“

این را به خاطر داشته باشید و مطمئن باشید که اگر در طریق ”آزادگی“ سیر کنید، بدون تردید مسیری است که شما را به سعادت و به حقیقت می‌رساند.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال عبدالکریم سروش
🍁 اهمیت ذاتی قانون!

✍🏻 ناصر #کاتوزیان می‌نویسد:

«جوهر شعار حکومت و استقرار قانون این است که جامعه منظم باشد؛ نظم یکی از نیازهای جامعه مدنی و انسان است، انسان از آزادی‌های جامعه طبیعی گذشته و تن به وجود جامعه و دولت و تحمل سنگینی بار اقتدار دولت داده است تا جامعه‌اش منظم باشد و از بی‌نظمی پرهیز کند. جامعه منظم آن جامعه‌ای است که هر چیز آن به جای خود باشد. در این نظم بارقه‌ای از عدالت نیز هست، زیرا وقتی جامعه قانونمند شد، تساوی مردم در مقابل قانون اِعمال می‌شود؛ قانون برای همه یکسان است، چرا که تساوی جوهر عدالت است و اگر جوهر عدالت ماهوی نباشد، جوهر عدالت صوری است.» (کاتوزیان، ۱۳۸۱: ۱۱)

«از نظر سیاسی، گفته می‌شود که مردم ملزم هستند از قانون اطاعت کنند و از مردم می‌خواهیم که چنین کاری را بکنند. ولی این گفته تنها یک بُعد قضيه است؛ بُعد دیگر قضیه این است که قانون باید چه شرایطی داشته باشد که قدرت جذب و اشتیاق مردم را در اجرای قانون ایجاد کند. اولین سؤالی که در برابر این خطاب که باید قانونگرا باشی، قانونمند باشی و از قانون اطاعت کنی به ذهن می‌رسد این است که از کدام قانون؟ قانونی که به جای خودش نشسته و عادلانه است یا قانونی که از جای شایسته خود حرکت کرده و به طرف بی‌عدالتی می‌رود؟ آیا از بی‌عدالتی در لباس قانون هم باید اطاعت کرد؟» (همان: ۱۲)

📝 تفصیل این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!

📚 کاتوزیان، ناصر. (۱۳۸۱). اهمیت ذاتی قانون و فنون قانونگذاری. در: عبدی، عباس. (سرویراستار). معمای حاکمیت قانون در ایران (صص ۱۰ ــ ۴۳). تهران: انتشارات طرح نو.
🍁 آیا اولین بار سفیر انگلیس بدعتِ قمه‌زنی را رواج داد؟

«یک سال پیش برای اولین بار تصویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که مدعی است سفیر انگلستان را در حال قمه‌زنی نشان می‌دهد و در شرح آن نوشته شده ”اولین قمه‌زن عاشورا سفیر انگلیس در ایران بوده است.“

این تصویر مطلقاً ربطی به سفیر و سفارت انگلستان ندارد، بلکه عکسی است که یک عکاس آمریکایی در نجف گرفته و نخستین‌بار ۱۰۶ سال پیش (در سال ۱۹۱۴) در نشریه نشنال جئوگرافیک منتشر شده است.

اما فراتر از اصالت عکس، ادعای مطرح شده نیز صحت ندارد. قمه‌زنی یک شخصیت بلندپایه دیپلماتیک، آن هم به صورت عمومی و برای تبلیغ و ترویج قمه‌زنی، پدیده‌ای نیست که از چشم مورخان، روشنفکران و روزنامه‌نگاران ایرانی بعد از مشروطه دور بماند، اما در هیچ منبع معتبر و نیمه‌معتبری اشاره‌ای به چنین چیزی نشده است.[...]

با این اوصاف فکت‌نامه به این ادعا که ”اولین قمه‌زن عاشورا سفیر انگلیس در ایران بوده است“ نشان ”شاخ‌دار“ می‌دهد.» (پایگاه درستی‌سنجی فکت‌نامه، دسترسی در ۱۳۹۹/۶/۱۴)

«بی‌تردید قمه‌زنی یک رفتار انحرافی است که، از یک‌سو، با مناسک دینی سنخیتی ندارد و برخلاف دستورات اسلام است، و، از سویی دیگر، دل‌زدگی و اشمئزاز دیگران را از مذهب سبب می‌شود و یک سوء‌تبلیغ بزرگ برای عزاداری و مذهب است. ولی منشأ این رفتار را نمی‌توان انگلیس دانست، بلکه ریشه آن بدفهمی و نگاه نادرست به واقعه عاشورا و عزاداری امام حسین (ع) است، که از دوران صفویه به این سو پررنگ‌تر شده است. (ر.ک.: مهدی مسائلی، عار یا شعار: قمه‌زنی در ترازوی عقل و شرع (۱۳۹۵)، نشر آرما)» (به نقل از کانال مهدی مسائلی)

©️ از: کانال مهدی مسائلی

©️ از: سایت و کانال درستی‌سنجی فکت‌نامه

#️⃣ #آسیب‌شناسی #قمه‌زنی #محرم #بدعت #شایعه
🍁 اخلاق هدیه!

💬 مصطفی #ملکیان:

من در ۴ موضع به نظرم می‌آید که نباید هدیه را پذیرفت:

➊ اولاً هدیه‌هایی که زمینه‌ساز یک سلسله تقاضاهایی است که از من برآوردنی نیست؛ یا نمی‌توانم این تقاضاها را برآورده کنم و یا اینکه می‌توانم ولی نمی‌خواهم آن تقاضاها را برآورده کنم و اگر قبول کنم، خسارت آگاهانه به آن فرد هدیه‌دهنده زده‎ام.

➋ ثانیاً هدیه‌هایی که جنبه‎ مالی در آن چشمگیر است. مثلاً اگر شما به من سکه طلا بدهید، این اقسام هدیه‌ها با عزت نفس من منافات دارد. یعنی گویی شما مرا را با مسائل مالی تاخت زده‎اید و مرا با مسائل مالی سنجیده‌اید. البته عِوض با هدیه متفاوت است و شما می‌توانید دستمزد کاری را که انجام داده‌اید را طلب کنید و اساساً توجه کنید که ارزش کار خودتان را خودتان تعیین کنید. بنده اگر جایی بروم و سخنرانی‎ای داشته باشم و هیچ پولی نگیرم، تاکنون نشده است که اعتراضی کنم. اما اگر جایی رفته باشم و کاری کرده باشم و مثلاً یک سوم آن چیزی که در نظر خودم ارزشمند است پول داده باشند، من حتماً پول را پس می‎دهم. چون اساساً ارزش کار شما باید به دست خود شما تعیین شود.

➌ ثالثاً هدیه‌هایی که از راه نادرست تهیه شده باشند را نباید پذیرفت. من اگر بدانم که هدیه‌ای از راه نادرست به دست آمده است، چه کم یا چه زیاد باشد، آن را نمی‌پذیرم ولی چنانچه ندانم، می‌پذیرم.

➍ رابعاً هم هدیه‌هایی که فرد هدیه‌دهنده با مشقت فراوان فراهم آورده است، اگر بشود به صورتی که نرنجد به او بازگرداند، کاری اخلاقاً درست است. مثلاً اگر بدانم که فلان دانشجو که نزد من می‌آید خیلی به مشقت دسته گلی را می‌خرد، من به کمک راهی که تحقیر نشود به او باز می‌گردانم.» (گفت‌وگوی شفاهی با مصطفی ملکیان، مصاحبه‌کننده: حسام شوشتری. با اندکی ویرایش به نقل از کانال مصطفی ملکیان)

© از: کانال مصطفی ملکیان
🍁 ایمان خود را باید نو کرد!

💬 عبدالکریم #سروش (۱۳۶۷):

«عموم دینداران کمتر می‌توانند از ایمان خود فاصله بگیرند و از بیرون یا از بالا در آن نظر کنند. گویی شرط دینداری آن است که آدمی در دیانت خویش نقادانه نظر نکند، و آنچه را که دارد بی‌چون‌وچرا و بدونِ پرسش و کنکاش مجدد و مکرر حفظ کند.

اما شخص دیندار باید آن‌چنان هاضمه قوی و ظرفیت فراخی داشته باشد که هر از چند گاه به آنچه می کند و می‌اندیشد و اعتقاد می‌ورزد دوباره بنگرد و آنها را از غربال دانش‌ها و تأملات جدید بگذراند و پابه‌پای تکامل معنوی و فکری تکامل ایمانی نیز بیابد و هر روز از خود بپرسد که آنچه در آن غوطه‌ور است چیست و چرا به آن روی آورده است.

انسان مختار و مکلف و عاقل، اگر عاقلانه و مختارانه به امری روی آورد، لاجرم اقبالش مبتنی بر دلیلی خواهد بود. ایمان آوردن نمی‌تواند و نمی‌باید امری تقلیدی باشد. امّا همه می‌دانیم که ممکن است دلایلی را که پیش‌تر بر پذیرش و انجام کاری داشته‌ایم چه بسا امروز در نظرمان چهره و جلوه دیگری داشته باشند.

آدمی حاضر است در طول زندگی خویش بارها جامه‌ها، دوستان، خانه و روابط خویش با دیگران را دگرگون کند، امّا دیر آماده و متفطّن می‌گردد که باید ایمان خود را نیز نو کند، یعنی باید از نو در آنچه که داشته و بدان اعتقاد می‌ورزیده نظر کرده و پابه‌پای بالا آمدنِ سایر شئون و سطوح هستیِ خویشِ، ایمان خود را نیز ارتقاء بخشیده و از منظر رفیع‌تری در آن نظر کند.

این امر به نوعی جراحی نامهربانانه نسبت به دین می‌ماند، و لذا برخی از این کار حذر می‌نمایند و گمان می‌کنند که این‌گونه نگریستن‌ها با قوّت ایمان منافات دارد.
امّا در حقیقت چنین نیست.

تجدیدنظر در آنچه که آدمی دارد و عزیز می‌شمارد
در واقع تجدیدنظری است برای
صیقلی کردن،
غبارزدایی،
تجدیدنظری است برای
بهتر دیدن،
بهتر شناختن،
و بیشتر دوست داشتن.

لذا ما باید هر روز خود را در معرض پرسش‌های نو قرار دهیم، و از خود بپرسیم که چرا اکنون این‌گونه هستیم و چرا بدین‌جا رسیده‌ایم و به راه دیگر نمی‌رویم یا نرفته‌ایم.

در این جهان پرسش‌ها به اعتباری بر دو دسته‌اند:
پرسش‌های کهنه‌شونده و پرسش‌های کهنگی‌ناپذیر.

عرصه فلسفه و عرصه دین عرصه‌هایی هستند که پرسش‌های آنها هرگز کهنگی نمی‌پذیرند. در واقع این‌گونه پرسش‌ها لازمه ”این‌چنین بودن آدمی“ هستند و هیچ‌گونه خاستگاه دیگری ندارند.
یعنی ناشی از القاء و تلقین و وسوسه و توطئه نمی‌باشند.
تا آدمی آدمی است این پرسش‌ها نیز با وجودِ وی همراه‌اند.
چرا که از لوازم و خصوصیات وجود آدمی محسوب می‌شوند.

بنابراین، اگر برای کسی این‌گونه پرسش‌ها نو نشود و همواره تازه و پرطراوت نباشد، باید در شکوفایی شخصیت انسانی خود تردید نماید.

این امور یکبار و برای همیشه پاسخ نمى‌یابند، بلکه آدمی می‌تواند از ارتفاعات و مناظر مختلف در آنها بنگرد و نکته‌های تازه بیاموزد ...» (بخش‌هایی از سخنرانی در مسجد اقدسیه)

©️ از: کانال و اینستاگرام عبدالکریم سروش
🍁 بدون شرح!
🍁 مناسبات حجاب و سیاست در ایران!

▪️ #برنامه_زاویه: الزام یا التزام به حجاب؟

👥 مهمان‌ها: مهدی نصیری و ‎حسین سوزنچی

� حجاب امری فقهی و فردی است یا امری حقوقی و اجتماعی؟

� زنان باید به حجاب ملزم باشند یا ملتزم؟

� آیا باید زنان را به حجاب ملزم کرد یا این زنان هستند که خود باید ملتزم شوند؟

� در وضعیت کنونی آیا باید به دنبال رفع قانون حجاب باشیم یا حفظ این قانون؟

📆 تاریخ پخش: ۱۳۹۹/۶/۲۶

🖥 aparat.com/v/D3mUv

📥 مشاهده فیلم | دریافت فایل صوتی | متن کامل
Forwarded from زبان‌ورزی
🍁 بیانیه انجمن [استادان] زبان و ادبیات فارسی در محکومیت اقدام وزارت آموزش و پرورش در خصوص احراز شرایط نامتعارف برای تصدی دبیری زبان و ادبیات فارسی!

در آستانه بزرگ‌داشت روز شعر و ادب فارسی و در اقدامی ناباورانه و نسنجیده در دفترچه آزمون استخدامی کشوری متنی منتشر شد که نگرانی و اعتراض جمع زیادی از استادان، معلمان، دانش‌آموختگان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی را موجب شد.

بر اساس دفترچه راهنمای این آزمون، برای احراز شغل دبیری رشته زبان و ادبیات فارسی، دارندگان مدارک سطح ۲ و ۳ حوزه با دانش‌آموختگان کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از نظر تخصص در حوزه زبان و ادبیات فارسی برابر دانسته شده‌اند تا سند دیگری باشد بر مظلومیت معیار تخصص، آن‌هم در رشته زبان و ادبیات فارسی در آموزش و پرورش.

انجمن علمی [استادان] زبان و ادبیات فارسی به نمایندگی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه‌های کشور، ضمن محکوم کردن قاطع این اقدام، از وزارت آموزش و پرورش می‌خواهد نسبت به اصلاح بند مذکور، اقدام مقتضی و عاجل انجام دهد.

ای کاش، متولیان امور در این وزرات‌خانه از اشتباهات گذشته درس می‌گرفتند و پیش از اتخاذ چنین تصمیمی به تبعات فرهنگی و آموزشی و عواقب ناگوار آن نیز می‌اندیشیدند.

ای کاش، این کارگزارانِ دلسوز پاسخِ خردپسندی برای این پرسش می‌آوردند که چگونه می‌شود برای احراز سمت دبیری ادبیات فارسی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد ادبیات فارسی، که نزدیک به ۲۰۰ واحد درسی مرتبط با رشته را گذرانده و پایان‌نامه نوشته است، با عزیزانی که درس‌های تخصصی رشته زبان و ادبیات فارسی را نخوانده‌اند برابر دانست؟

این متولیان کاردان، برخلاف تأکیدات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در خصوص اهمیت زبان و ادبیات فارسی و ضرورت توجه به آن و بی‌اعتنا به مندرجات اسناد بالادستی نظام (نقشه جامع علمی کشور، سند تحول راهبردی علم و فناوری و برنامه پنجم توسعه) درباره آموزش و گسترش زبان فارسی، با اقداماتی از این دست به قلع‌وقمع آموزش روشمند و تخصصی زبان فارسی در مدارس کمر بسته‌اند.

بدون شک ادامه چنین اقداماتی نه تنها موجب کم‌رنگ شدن زبان و ادبیات فارسی در مدراس خواهد شد، که انگیزه و اشتیاق جوانان را برای تحصیل دانشگاهی و کسب تخصص علمی در رشته‌ای که مبنای هویت ملی، زبانی و فرهنگی ایرانیان است بر باد خواهد داد.

این تصمیم نسنجیده موجب شده، در این وانفسای نبودِ شغل مناسب، همین کورسوی امید هم از دانش‌آموختگان پرشمار و مظلوم رشته زبان و ادبیات فارسی دریغ شود و موجی از یأس و اندوه و حرمان وجودشان را فراگیرد.

وقتی معنای تخصصی بودن رشته‌های دانشگاهی با تصمیم نامعقول و غیرکارشناسانه جماعتی همه‌چیزدان از معنا و اعتبار می‌افتد، دیگر این همه آموزش و تتبع و پژوهش به چه کار می‌آید؟ استادان این رشته، که متاع‌شان به ثمن بخس در چهار سوق منفعت‌طلبی و بی‌تمییزی عده‌ای کارناشناس کارنابلد حراج شده، دیگر با چه استدلالی دانشجویان‌شان را به ضرورت خواندن ده‌ها درس تخصصی برای آماده شدن در تدریس درس‌های زبان و ادبیات فارسی ترغیب و تشویق کنند؟

انجمن [استادان] زبان و ادبیات فارسی بار دیگر در پاس‌داشت زبان و ادبیات فارسی و در دفاع از منافع دانش‌آموختگان این رشته این تصمیم نسنجیده را محکوم کرده، از وزارت آموزش و پرورش مصرانه می‌خواهد با در نظر گرفتن مصالح عالی نظام آموزشی و در دفاع از جایگاه زبان و ادبیات فارسی، با صدور اطلاعیه‌ای نسبت به لغو تصمیم مذکور اقدام کند و از تداوم تبعات و اعتراض‌های بیشتر استادان، معلمان، دانشجویان و دوستداران زبان و ادب فارسی به این تصمیم ناروا جلوگیری نماید.

©️ از: کانال و سایت انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض شدید دکتر غلامحسین زاده رئیس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی ایران به وضعیت حاکم بر رشته زبان و ادبیات فارسی و نادیده گرفته شدن حقوق دانش آموختگان این رشته در آزمون استخدامی آموزش و پرورش در نشست خانه کتاب ایران بیست و سوم شهریور ماه ۱۳۹۹
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
برای حفظ زبان و ادبیات فارسی لطفا در گروههای مخنلف به اشتراک بگذارید
بیانیه رسمی انجمن را در صفحات مجازی و پایگاه خبری انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی بخوانید
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
https://telegram.me/anjomanfarsi
https://www.instagram.com/anjomanfarsi.iran/
تلفن تماس:  09372571989
تلفن تماس:  02188630231
ساعت تماس: 7-15 
Www.anjomanfarsi.ir
🍁 نامه اعتراضی انجمن‌های علوم اجتماعی و تاریخی به اقدام وزارت آموزش و پرورش!

به نام خداوند جان و خرد

جناب آقای محسن حاجی‌میرزایی
وزیر محترم آموزش و پرورش
۲۹ شهریور ۱۳۹۹

با سلام و احترام
همان طور که استحضار دارید، در آستانۀ بازگشایی دانشگاه‌ها، دانش‌آموختگان رشته‌‌های علوم اجتماعی و تاریخ با خبری دور از انتظار و نگران‌کننده روبه‌رو شدند. بر اساس مندرجات دفترچه راهنمای آزمون استخدامی کشوری، که توسط سازمان سنجش و آموزش کشور منتشر شده است، برای استخدام به‌ عنوان دبیر تاریخ، و علوم اجتماعی، علاوه‌بر دانش‌آموختگان کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشته‌ها، دانش‌آموختگان سطح ۲ و ۳ حوزه علمیه هم واجد شرایط اعلام شده‌اند.

اتخاذ این تصمیم غیرحرفه‌ای، که نشانۀ بهاندادن به دانش‌‌آموختگان مجموعۀ رشته‌های علوم اجتماعی و تاریخ و بی‌توجهی کامل به دانش و تخصص در تصدی نقش مهم معلمی در آموزش و پرورش است، نتایج بسیار زیان‌باری در آموزش و پرورش و جامعه خواهد داشت که به بخشی از آنها اشاره می‌‌شود:

مقایسۀ واحدهای درسی دانشجویان رشته‌های اعلام‌شده و دانش‌آموختگان حوزوی نشان از فقدان نخستین و مهم‌ترین شایستگی علمی برای آموزش این دروس در دانش‌آموختگان حوزوی دارد. دانش‌آموختگان رشته‌های علوم‌ اجتماعی و تاریخ بیش از صد واحد تخصصی و پایان‌‌نامه پژوهشی مرتبط با حوزه تخصصی خود می‌‌گذرانند. این در حالی است که چنین درس‌‌هایی در برنامه آموزشی حوزه‌ها وجود ندارد. در نتیجه، گویی این‌همه سرمایه‌گذاری و صرف وقت در دانشگاه‌ها برای آموزش تخصصی این درس‌ها ضرورتی نداشته است.

این تصمیمِ غیرکارشناسی موجب می‌شود اهمیت رشته‌های علوم‌ اجتماعی و تاریخی، که برای تربیت شهروند آگاه و مسئول و بهبود نظام حکمرانی بسیار بااهمیت هستند، نزد دانش‌آموزان کم شود؛ و در عین حال، این پیام نادرست به آنان داده می‌شود که در نظام مدیریتی کشور، برای تصدی مسئولیت‌های آموزشی و شاید سایر مسئولیت‌ها، دانش تخصصی اهمیت چندانی ندارد.

بر رغبت و انگیزه دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی اثر منفی داشته و باعث می‌شود وظایف تحصیلی خود را چندان جدی نگیرند. با این اقدام، فرصت‌های شغلی اندک دانش‌آموختگان این رشته‌ها، که هم‌اکنون نیز بسیار محدود و بحرانی است، باز هم محدودتر می‌شود.

علاوه‌بر موارد فوق، قرار گرفتن دانش‌آموختگان حوزوی در جایگاهی که دانش تخصصی آن را ندارند از اعتبار اخلاقی و اجتماعی آنها می‌کاهد و به تعارضات غیراصولی بین نظام حوزوی و دانشگاهی دامن می‌زند، که به هیچ عنوان به نفع این دو نهاد مهم علمی و آموزشی جامعه ایران نیست. به همین دلیل، بسیار بعید است که حوزویانِ مسئول و متعهد هم خود راضی به پذیرش نقشی باشند که دانش تخصصی آن را ندارند.

بنا به دلایل ذکرشده، انجمن‌های علوم اجتماعی و تاریخی امضاکننده این نامه، مخالفت شدید خود را با این تصمیم نسنجیده و غیرکارشناسی اعلام می‌کنند و از جناب‌عالی به عنوان وزیر آموزش و پرورش و همچنین سازمان اداری و استخدامی كشور انتظار دارند، برای احترام گذاشتن به دانش تخصصی دانشگاهی و جایگاه علوم اجتماعی و تاریخی، جلوگیری از تعارضات غیراصولی بین نظام حوزوی و دانشگاهی، و رفع نگرانی دانش‌آموختگان این رشته‌ها، دستور فرمایید هر چه زودتر نسبت به اصلاح آن اقدام نمایند و نتیجه را به اطلاع این انجمن‌ها و آگاهی عمومی برسانند.

با تجدید احترام و آرزوی توفیق در خدمت به آموزش و پرورش کشور

سیدحسین سراج‌زاده، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران
هادی خانیکی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
مهرداد عربستانی، رئیس انجمن انسان‌شناسی ایران
کیومرث اشتریان، رئیس انجمن علوم سیاسی ایران
ذکرالله محمدی، رئیس انجمن ایرانی تاریخ
سید احمدرضا خضری، رئیس انجمن ایرانی تاریخ اسلام
سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

رونوشت:
جناب آقای جمشید انصاری، معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی كشور، جهت استحضار
جناب آقای دکتر منصور غلامی، وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری، جهت استحضار

🌐 انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
🍁 پسا‌اسلام‌گرایی در قم!

✍🏻 سید علی #میرموسوی می‌نویسد:

«”اقتصاد اسلامی یک شوخی است، خودمان را گول نزنیم.“ این سخن بسیار بااهمیت را آقای محمد جواد علوی، نوه مرحوم آیت‌الله بروجردی، از اساتید و فقیهان معاصر حوزه علمیه قم، به تازگی در مصاحبه‌ای بیان کرده است. دو سال پیش نیز یکی دیگر از اساتید، یعنی آقای محمد جواد فاضل، فرزند مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی، در مراسم یادبود مرحوم آیت‌الله اردبیلی گفت: ”این عناوین نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام قضایی، نباید چشم و گوش ما را پر کند که بگوییم اسلام نظام دارد. نه، اسلام در هر زمینه‌ای احکام جزیی و قواعد دارد، امّا چیزی به عنوان نظام ندارد.“

این دو سخن به روشنی تحولی را نشان می‌دهند که در فضای گفتمانی حاکم بر حوزه علمیه قم در حال رخ دادن است و با بیانی کوتاه می‌توان آن را ”گذار از اسلام‌گرایی به پسااسلام‌گرایی“ دانست. این تحول، چنانکه آصف بیات، جامعه‌شناس و استاد برجسته مطالعات خاورمیانه، به درستی بیان کرده از دهه هفتاد در ایران آغاز شد و در سال‌های اخیر آرام آرام موج آن به حوزه علمیه قم نیز رسیده است.

اسلام‌گرایی گفتمانی بود که در واکنش به مدرنیسم یا تجددگرایی ایدئولوژیک در ایران پدیدار شد. این گفتمان در مرزبندی با سرمایه‌داری و کمونیسم، بر ایده اسلام به عنوان راه‌حل تأکید داشت و به ارائه الگویی برای اداره جامعه و حکومت بر پایه اسلام می‌اندیشید. طیفی از نیروهای فکری و سیاسی در جهان اسلام از افراطی تا معتدل، در پی ارائه این الگو بر آمدند. سید قطب برجسته‌ترین نماینده اسلام‌گرایی افراطی در اهل سنت بود، که برخی از شیعیان را نیز به خود جذب کرد. محمد باقر صدر نیز از نمایندگان جریان اعتدالی در شیعه بود، که با نگارش ”اقتصادنا“ گامی مهم در این راستا برداشت.

اسلام‌گرایی با تفسیری ایدئولوژیک از سنت، پروژه اسلامی‌سازی همه حوزه‌های زندگی، از معرفتی و غیرمعرفتی، را در دستورکار قرار داد. این کار با اقتصاد و سیاست آغاز شد و با افزودن پسوند ”اسلامی“، حوزه‌هایی همچون حقوق بشر، مدیریت، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را نیز در گام بعد فراگرفت. کار به آنجا رسید که سخن از ریاضیات، فیزیک، شیمی و مهندسی اسلامی نیز به میان آمد. با تخصیص بودجه و امکانات دولتی و در آرزوی ساختن تمدن نوین اسلامی، الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی نیز طراحی شد. در این راستا هر ساله همایش‌ها و کنفرانس‌های فراوان برگزار گردید و پای‌بندی به ایده اسلامی‌سازی به عنوان معیاری برای برآمدن نیروهای فکری شناسایی شد. افزون بر این، دامنه فقه به شکلی بی‌سابقه به حوزه‌هایی گسترش یافت که تصور آن هرگز در مخیله فقیهان معتبر و صاحب‌نام نمی‌گنجید.

گذار از اسلام‌گرایی، بیش از آنکه نتیجه بحثی نظری بر سر سستی بنیادها و دلایل آن باشد، در اثر ناکامی آن در عملی ساختن آرمان‌ها و وعده‌هایش رخ داده است. همچنان که چیرگی این گفتمان نیز برخاسته از قوت استدلال‌های آن به لحاظ نظری نبود، بلکه ثمره پیوند آن با قدرت سیاسی و ترسیم فضایی استعاری و آرمان‌شهری بود که در شرایطی خاص توانست قدرت اجتماعی را با خود همراه سازد. به بیان دیگر، هرچند روایت ایدئولوژیک از اسلام به لحاظ نظری بر بنیانی محکم استوار نبود، در مقام عمل نیز در ارائه الگویی از اسلام، که به تعبیر رهبر فقید انقلاب، در جهان کنونی به ناکارآمدی متهم نشود، توفیق نیافت. اسلام‌گرایی نه تنها در برقراری عدالت، از بین بردن فقر و بهبود اوضاع معیشتی ناکام ماند، بلکه در عرصه اخلاقی و معنوی نیز یادگاری مثبت از خود بر جا نگذاشت، در نتیجه، قدرت اجتماعی پشتیبان خود را از دست داد.

پسااسلام‌گرایی در قم اینک در پی کاستن از بار سنگینی است که در طول سالیان گذشته بر دوش اسلام و علوم اسلامی، به ویژه فقه، نهاده شده است. این جریان با عبور از مرزبندی دینی و جغرافیایی دانش و شناسایی احترام و ارزش دانش و یافته‌های بشری به ویژه در عرصه علوم انسانی، در پی آن است که اداره جامعه و حکمرانی را به کارشناسانی واگذار کند که از تخصص و شایستگی آن برخوردارند. افزون‌بر این، با تأکید بر استقلال روحانیت از دولت و حوزه از حکومت، خواهان بازگشت آنها به جایگاه اصلی خویش، بسان نهادی مدنی در درون جامعه، است. از این دیدگاه، احترام و اعتبار فقه و فقیهان در صورتی حفظ می‌شود که به جایگاه و رسالت اصلی خویش وفادار بمانند و پای از گلیم خویش فراتر نبرند.

توفیق این جریان نه تنها می‌تواند اعتبار آسیب‌دیده روحانیت را تا اندازه‌ای ترمیم کند، بلکه گذار مسالمت‌آمیز به سامانی شایسته از مناسبات دین و دولت را نیز تسهیل کند. بی‌گمان چنین سامانی بر استقلال نهاد دین و تفکیک آن از دولت استوار خواهد بود.» (با اندکی ویرایش)

©️ از: کانال میرموسوی
😢 جنگ اشک‌ها: مُجاز یا غیرمُجاز بر روی آنتن؟

▪️هیچ رسانه‌ای در دنیا بی‌طرف نیست!

💬 اکبر نصرالهی:

▪️با شروع درگیری دوباره میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره‌باغ، فیلم‌هایی از ابراز احساسات گوینده خبر تلویزیون ارمنستان در هنگام اجرای خبر و قرائت اسامی قربانیان جنگ و نیز هیجان و گریه گوینده خبر تلویزیون جمهوری آذربایجان در هنگام خبر آزادی چند روستا در شبکه‌های اجتماعی این پرسش را در ذهن مخاطبان مطرح کرد که گوینده تا چه اندازه و در چه مواردی می‌تواند در بیان خبر ابراز احساسات کند؟ اساساً آیا این کار با اصول اخلاق حرفه‌ای مغایرت دارد؟

تولیدات رسانه‌ای در ژانرها و قالب‌های مختلفی منتشر می‌شوند؛ یکی از ژانرها و قالب‌های مهم رسانه‌ای خبر است. اگرچه اشتراک‌هایی در ژانرهای مختلف رسانه‌ای وجود دارد، ولی آنچه خبر را از غیر خبر متمایز می‌کند بیشتر در سه ویژگی عینیت، بی‌طرفی و تازگی است. در مورد این بحث، با فاکتور گرفتن از ویژگی تازگی، که شاخص مهم و نخست خبر است، موضوعات غیرواقعی و فاقد عینیت در زمره خبر قرار نمی‌گیرند. به همین دلیل، عینیت شالوده و اساس خبر است و بدون آن اخبار جذابیت نخواهند داشت و مخاطبان به آن اعتماد و باور نخواهند کرد.

هر اندازه که خبر عینیت و بی‌طرفی پایین‌تری داشته باشد به همان اندازه اعتماد مردم نسبت به آن رسانه و خبر منتشرشده زیر سؤال می‌رود. بنابراین، هرگونه ابراز احساسات، هیجانات و اقداماتی که در فرایند تولید و انتشار اخبار به‌وسیله هر یک از عوامل خبر (خبرنگار، گوینده و …) صورت گیرد و به اصول عینیت، بی‌طرفی و اصالت خبر لطمه بزند غیرحرفه‌ای و مغایر با اصول پوشش خبری است.

قضاوت کردن به جای مخاطبان، نادرست و اعتمادزدا و وهن مخاطبان است و هر اقدامی از جمله به کار بردن صفت‌های کیفی و گریه کردن گوینده که قضاوت عوامل رسانه‌ای (خبرنگار، گوینده و …) به‌جای مخاطب را موجب و بر آنها تحمیل شود ممکن است توجه مخاطبان را جلب کند، اما بی‌تردید به اصل بی‌طرفی اخبار لطمه می‌زند و گریز مخاطب را به دنبال خواهد داشت. بنابراین گوینده و خبرنگار نباید به‌جای مخاطب قضاوت کنند. به دلیل همین اصل مهم است که در خبرنویسی تأکید می‌شود تا از بیان صفت در خبر پرهیز شود؛ چون اگر خبرنگار یا گوینده در خبرش از صفت استفاده کند، در واقع به‌جای مخاطب به قضاوت درباره خبر می‌پردازد. این در حالی است که گوینده خبر و خبرنگار باید به بیان چیستی، چرایی، چگونگی و جزئیات رویداد بپردازند و مخاطب با توجه به این اطلاعات از رویداد برداشت‌های متفاوتی کند. بنابراین، تأکید بر عینیت و بی‌طرفی، احترام به حقوق مخاطب است تا با شنیدن و دیدن اصل خبر، خود به جمع‌بندی و قضاوت در خبر برسد. بیان احساسات توسط گوینده خبر هم مثل بیان صفت در خبر است. یعنی اگر ابراز احساسات و نحوه بیان خبر سبب شود که گوینده خبر به‌جای مخاطب دست به قضاوت بزند، مغایر با اصول تولید و پوشش اخبار در رسانه‌های حرفه‌ای است.

در مواردی که خبر درباره یک ماجرای ملی و محلی است و گوینده خبر به این نتیجه می‌رسد که تقریباً همه مردم احساس مشابه دارند، استفاده از صفت و یا ابراز احساسات همراه و همسو با مردم پسندیده و اگر اشکالی هم باشد، قابل اغماض است. به‌عنوان‌ مثال، خبر وقوع جنگ، زلزله، پیروزی‌های ورزشی ملی، فوت شخصیت‌های محبوب اکثریت جامعه و … می‌تواند با ابراز احساسات و هیجانات همسو و همراه با اکثریت مردم بروز داده شود. اگر این احساسات بیشتر از احساسات مردم باشد و یا شامل اقلیت شود، غیرحرفه‌ای است. استثنای بعدی بیان صفت‌های کمی است. ”بلندقدترین فرد جهان“ یا ”مرتفع‌ترین برج جهان“ ، ”طولانی‌ترین پل آسیا“ و … صفت‌هایی کمی و قابل راستی‌آزمایی هستند که در بیان خبر به اعتبار رسانه نزد مخاطب لطمه نمی‌زند. علاوه‌بر آن، می‌توان صفت را به نقل از دیگری به کار برد.

[درباره ابراز احساسات گوینده‌های خبر جمهوری آذربایجان و ارمنستان در بیان خبر] باید دید که آیا احساسات اکثر مخاطبان‌شان با آنها همسو است. در صورت همسو بودن باید این ابراز احساسات در حدی باشد که باعث ترویج جنگ، خشونت، اقدامات هیجانی مغایر با منافع ملی و یا آدرس اشتباه نشود و متناسب با احساسات اکثریت، رویه‌ها، فرهنگ و منافع آن کشور باشد. در این صورت شاید این عملکردشان قابل‌اغماض و حتی در برخی جاها پسندیده باشد. این در حالی است که اگر رسانه بین‌المللی باشد، گوینده خبر حق ندارد کوچک‌ترین ابراز احساسات کند و باید به‌عنوان یک فرد مستقل و بی‌طرف به بیان خبر بپردازد. علاوه‌بر آن، باید بگویم که هیچ رسانه‌ای در دنیا بی‌طرف نیست، ولی باید تلاش شود تا حد امکان به عینیت خبر و بی‌طرفی لطمه‌ای وارد نشود.

©️از: شفقنا رسانه؛ و کانال و اینستاگرام اکبر نصرالهی