📝چگونه فرزندی خوشبین تربیت کنیم؟
اگر شما از آن دسته افراد هستید که همیشه از جملاتی مثل « همیشه همه چیز به مشکل میخورد» یا « ما هرگز پول کافی نداشتیم» در مکالمات روزمره استفاده میکنید، باید به طور جدی این عادت ناپسند را کنار بگذارید.از آنجاییکه کودکان همیشه رفتار والدین خود را زیر نظر دارند و رفتارهای آنان را به عنوان الگو برداشت میکنند، بنابراین شک نکنید که کودک شما رفتار شما را تکرار میکند، پس اگر میخواهید کودکتان روحیه مناسبی داشته باشد، تغییر را از خودتان آغاز کنید.
🧚♀️برای داشتن روحیه و اخلاق بهتر در کودکان باید عادتهای مناسب در آنها نهادینه شود. برای نهادینه کردن روحیه قدردانی در کودکان باید اتفاقات جذاب و دوستداشتنی روزمره را یاد آور شویم تا آنها از داشتن این نعمتها احساس رضایت کنند.
🧚♀️ برای پر رنگ کردن روحیه « من میتوانم » در کودکان باید فرصتهای زمینهساز موفقیت را برای آنها فراهم کنید، یعنی آنها را در موقعیتهایی قرار دهیم که مفهوم موفقیت در کار و زندگی را از همان کودکی درک کنند.
💫 استرس اضافی را از آنها دور کنید اگر به دنبال تربیت یک کودک خوشبین و خوشاخلاق هستید پس منابع استرس را از او دور کنید.
🧚♀️آموزش کنترل افکار منفی در ذهن کودکان نیز مانند بزرگسالان دارای صدای درون یا ناطق درونی هستند که معمولا در عملکرد آنها تاثیرگذار است؛ مثلا استفاده از جملاتی مثل « این کار برای من خیلی سخت است» یا «من خنگ هستم » و سایر جملاتی از این دست بیانگر صدای منتقد درونی کودک هستند.بهترین روش برای مقابله با صدای منتقد درونی، آموزش روشهایی برای ایستادن در برابر این افکار منفی است.
🍀در آخرین گام لازم است که به آنها روش جایگزینی افکار مثبت به جای افکار منفی را آموزش دهید.
اگر شما از آن دسته افراد هستید که همیشه از جملاتی مثل « همیشه همه چیز به مشکل میخورد» یا « ما هرگز پول کافی نداشتیم» در مکالمات روزمره استفاده میکنید، باید به طور جدی این عادت ناپسند را کنار بگذارید.از آنجاییکه کودکان همیشه رفتار والدین خود را زیر نظر دارند و رفتارهای آنان را به عنوان الگو برداشت میکنند، بنابراین شک نکنید که کودک شما رفتار شما را تکرار میکند، پس اگر میخواهید کودکتان روحیه مناسبی داشته باشد، تغییر را از خودتان آغاز کنید.
🧚♀️برای داشتن روحیه و اخلاق بهتر در کودکان باید عادتهای مناسب در آنها نهادینه شود. برای نهادینه کردن روحیه قدردانی در کودکان باید اتفاقات جذاب و دوستداشتنی روزمره را یاد آور شویم تا آنها از داشتن این نعمتها احساس رضایت کنند.
🧚♀️ برای پر رنگ کردن روحیه « من میتوانم » در کودکان باید فرصتهای زمینهساز موفقیت را برای آنها فراهم کنید، یعنی آنها را در موقعیتهایی قرار دهیم که مفهوم موفقیت در کار و زندگی را از همان کودکی درک کنند.
💫 استرس اضافی را از آنها دور کنید اگر به دنبال تربیت یک کودک خوشبین و خوشاخلاق هستید پس منابع استرس را از او دور کنید.
🧚♀️آموزش کنترل افکار منفی در ذهن کودکان نیز مانند بزرگسالان دارای صدای درون یا ناطق درونی هستند که معمولا در عملکرد آنها تاثیرگذار است؛ مثلا استفاده از جملاتی مثل « این کار برای من خیلی سخت است» یا «من خنگ هستم » و سایر جملاتی از این دست بیانگر صدای منتقد درونی کودک هستند.بهترین روش برای مقابله با صدای منتقد درونی، آموزش روشهایی برای ایستادن در برابر این افکار منفی است.
🍀در آخرین گام لازم است که به آنها روش جایگزینی افکار مثبت به جای افکار منفی را آموزش دهید.
اهداف و فواید پازل ها * موجب پرورش دقت در بینایی و حس بساوایی کودک می شود.
* تشخیص فرم، رنگ، اندازه و شکل.
* پرورش قوه ی تکلم و افزایش دامنه واژگان جدید.
* موجب پرورش دقت و حافظه کودک می گردد.
* کودک یاد می گیرد اجزا هستند که شکل اصلی را تشکیل می دهند.
* کودک ضمن بازی یاد می گیرد که هر یک از قطعات پازل جزئی از تصویر است و با نبودن هر قطعه تصویر ناقص خواهد بود.
* کودک، برای کامل کردن طرح، مجبور است رنگ ها و طرح اصلی پازل را در خاطر داشته باشد و جهت خطوط را دنبال کند. مهارت در این کار به یادگیری خواندن و نوشتن کمک می کند.
*مهارت در این مرحله به قوای ذهنی کودک برای ارتباط اجزای یک موضوع و پروراندن آن برای یافتن کل موضوع کمک می کند.
* برای یادگیری مفاهیم مکان، اندازه و اشکال هندسی مؤثر و مفید است.
* تقویت حرکات ظریف و تطابق چشم و دست.
* تقویت و پروش حافظه و استدلال دیداری. * کودک از طریق تفاوت و تشابه اشکال هندسی و غیرهندسی، آنها را به همدیگر مقایسه می کند و قعطات مناسب را در کنار یکدیگر قرار می دهد.
* باعث رشد مهارت های شناختی او می شود.
* اعتماد به نفس و احساس رضایت درونی کودک پس از تکمیل یک پازل (به شرطی که پازل متناسب با سن کودک باشد) پرورش داده می شود.
* به وسیله این بازی، کودک مفهوم نظم را درک می کند و تفکر منطقی در او ایجاد می شود.
* حس کنجکاوی کودک را تحریک می کند و او را وادار می سازد تا قوای ذهنی خود را در جهت رسیدن به هدف به کار گیرد.
* این بازی به کودک می آموزد که چگونه از راه منطقی به حل مسایل بپردازد.
* کودک، با استفاده از پازل های مکعبی، مفهوم سطح و حجم و ارتفاع را یاد می گیرد.
* تشخیص فرم، رنگ، اندازه و شکل.
* پرورش قوه ی تکلم و افزایش دامنه واژگان جدید.
* موجب پرورش دقت و حافظه کودک می گردد.
* کودک یاد می گیرد اجزا هستند که شکل اصلی را تشکیل می دهند.
* کودک ضمن بازی یاد می گیرد که هر یک از قطعات پازل جزئی از تصویر است و با نبودن هر قطعه تصویر ناقص خواهد بود.
* کودک، برای کامل کردن طرح، مجبور است رنگ ها و طرح اصلی پازل را در خاطر داشته باشد و جهت خطوط را دنبال کند. مهارت در این کار به یادگیری خواندن و نوشتن کمک می کند.
*مهارت در این مرحله به قوای ذهنی کودک برای ارتباط اجزای یک موضوع و پروراندن آن برای یافتن کل موضوع کمک می کند.
* برای یادگیری مفاهیم مکان، اندازه و اشکال هندسی مؤثر و مفید است.
* تقویت حرکات ظریف و تطابق چشم و دست.
* تقویت و پروش حافظه و استدلال دیداری. * کودک از طریق تفاوت و تشابه اشکال هندسی و غیرهندسی، آنها را به همدیگر مقایسه می کند و قعطات مناسب را در کنار یکدیگر قرار می دهد.
* باعث رشد مهارت های شناختی او می شود.
* اعتماد به نفس و احساس رضایت درونی کودک پس از تکمیل یک پازل (به شرطی که پازل متناسب با سن کودک باشد) پرورش داده می شود.
* به وسیله این بازی، کودک مفهوم نظم را درک می کند و تفکر منطقی در او ایجاد می شود.
* حس کنجکاوی کودک را تحریک می کند و او را وادار می سازد تا قوای ذهنی خود را در جهت رسیدن به هدف به کار گیرد.
* این بازی به کودک می آموزد که چگونه از راه منطقی به حل مسایل بپردازد.
* کودک، با استفاده از پازل های مکعبی، مفهوم سطح و حجم و ارتفاع را یاد می گیرد.
هماهنگی بین والد و فرزند،حائز اهمیت است اما هماهنگی بین پدر و مادر فرزند نیز ضرورت دارد.اگر پدر کودکی خیلی سهل گیر بوده و مادرش خیلی سخت گیر باشد کودک سریعا یاد میگیرد که آنها را بازی بدهد.
کودکان یاد خواهند گرفت که از پدر یا مادر خیلی سهل گیر، سو استفاده بکنند و برای گرفتن امتیازاتی مثل تماشای بیشتر تلویزیون، پول بیشتر سراغ پدر یا مادری می روند که خیلی سهل گیر است. چون میدانند معمولا چنین پدر یا مادری تسلیم خواسته آنها خواهد شد.در مورد مقررات خانه و انتظارات خود از فرزندان به توافق برسید. در مورد چیزهایی که بچه ها بایستی یاد بگیرند یا یاد نگیرند و نیز در مورد کم و کیف تنبیه و مسایل مربوط به تربیت فرزندان با همسر خود به توافق برسید اما مخالفتهای خود را با یکدیگر پشت درهای بسته انجام بدهید تا کودکان شاهد چنین رفتارهایی از طرف شما نباشند.مسایل خود را با یکدیگر زمانی حل و فصل کنید که فرزندان شما حضور ندارند. حتی اگر در یک موضوعی با یکدیگر توافق ندارید جلو بچه های خود اتحاد داشته باشید.اگر هم لازم باشد با یکدیگر مصالحه کنید. اگر جلوی بچه های خود به مخالفت با یکدیگر بپردازید به کودکان خود نقاط ضعف خود را آشکار خواهید ساخت که بعدها آن موارد جزو سواستفاده های کودکانتان خواهد بود.
در مورد تربیت کودکان خود با همسرتان گفتگو کنید.از احساسات و باورهای یکدیگر در این خصوص مطلع شوید.لیستی از بدرفتاریها را درست کنید و برای پرداختن به آنها راهبرد مناسب را انتخاب کنید.در اینصورت صرف نظر از اینکه کدام یک از شما پیش فرزند خود هستید بدرفتاری اصلاح خواهد شد.
تمام تصمیم گیریهای مربوط به تربیت فرزند را به یک نفر-پدر یا مادر-محول نکنید.تربیت روزانه باید بطور مشترک صورت گیرد.اگر مادر متکی به پدر بجه ها تا آنها را ادب کند در اینصورت کودکان به ندرت به حرفهای مادرشان توجه خواهند کرد.
هماهنگی بین پدر و مادر،همیشه کار راحتی نیست اما ارزش آن را دارد.سعی کنید با بدرفتاری فورا مقابله کنید.از نه گفتن به بچه ها،نهراسید.در مورد نحوه تربیت فرزندان با همسر خود گفتگو کنید،حتی اگر از هم جدا شده اید.برنامه ریزی کنید تا با هر سوءرفتاری بطور هماهنگ برخورد کرده و با شیوه مناسب آن را رفع کنید.
کودکان یاد خواهند گرفت که از پدر یا مادر خیلی سهل گیر، سو استفاده بکنند و برای گرفتن امتیازاتی مثل تماشای بیشتر تلویزیون، پول بیشتر سراغ پدر یا مادری می روند که خیلی سهل گیر است. چون میدانند معمولا چنین پدر یا مادری تسلیم خواسته آنها خواهد شد.در مورد مقررات خانه و انتظارات خود از فرزندان به توافق برسید. در مورد چیزهایی که بچه ها بایستی یاد بگیرند یا یاد نگیرند و نیز در مورد کم و کیف تنبیه و مسایل مربوط به تربیت فرزندان با همسر خود به توافق برسید اما مخالفتهای خود را با یکدیگر پشت درهای بسته انجام بدهید تا کودکان شاهد چنین رفتارهایی از طرف شما نباشند.مسایل خود را با یکدیگر زمانی حل و فصل کنید که فرزندان شما حضور ندارند. حتی اگر در یک موضوعی با یکدیگر توافق ندارید جلو بچه های خود اتحاد داشته باشید.اگر هم لازم باشد با یکدیگر مصالحه کنید. اگر جلوی بچه های خود به مخالفت با یکدیگر بپردازید به کودکان خود نقاط ضعف خود را آشکار خواهید ساخت که بعدها آن موارد جزو سواستفاده های کودکانتان خواهد بود.
در مورد تربیت کودکان خود با همسرتان گفتگو کنید.از احساسات و باورهای یکدیگر در این خصوص مطلع شوید.لیستی از بدرفتاریها را درست کنید و برای پرداختن به آنها راهبرد مناسب را انتخاب کنید.در اینصورت صرف نظر از اینکه کدام یک از شما پیش فرزند خود هستید بدرفتاری اصلاح خواهد شد.
تمام تصمیم گیریهای مربوط به تربیت فرزند را به یک نفر-پدر یا مادر-محول نکنید.تربیت روزانه باید بطور مشترک صورت گیرد.اگر مادر متکی به پدر بجه ها تا آنها را ادب کند در اینصورت کودکان به ندرت به حرفهای مادرشان توجه خواهند کرد.
هماهنگی بین پدر و مادر،همیشه کار راحتی نیست اما ارزش آن را دارد.سعی کنید با بدرفتاری فورا مقابله کنید.از نه گفتن به بچه ها،نهراسید.در مورد نحوه تربیت فرزندان با همسر خود گفتگو کنید،حتی اگر از هم جدا شده اید.برنامه ریزی کنید تا با هر سوءرفتاری بطور هماهنگ برخورد کرده و با شیوه مناسب آن را رفع کنید.
اپلیکیشن گفتار بگو:
🔴 چرا کودک ما پرخاشگر میشود؟
خیلی از اوقات محیطی که کودک ما در آن رشد می کند زمینه پرخاشگر شدن او را فراهم می کند و ما فراموش می کنیم که کودکان تا چه حد از دنیای اطراف و رفتار پدر و مادر خود الگو می گیرند و همان رفتار ها را تکرار میکنند
به غیر از اینها مجموع عوامل زیر نیز می تواند معصومیت و پاکی یک کودک را تبدیل به آتشفشانی از خشم و نفرت کند
1⃣ حسادت :
وقتی او در هر موقعیتی خود را در جایگاه کمتری نسبت به دوستان خود میبیند و آنها را بهتر و برتر از خود میبیند طبیعی است که نسبت به آنها پرخاشگری نشان دهد.
2⃣ تولد فرزند جدید :
وقتی فرزند جدیدی وارد یک خانواده می شود طبیعی است که بچه بزرگتر موقعیت خود را در خطر ببیند و بخواهد با هر وسیله ای جایگاه خود را به دست بیاورد حتی با پرخاشگری و صدمه زدن به کودک کوچک تر.
3⃣ احساس ناکامی :
همه ما وقتی از هدف ها و آرزوهایمان دور می شویم دچار خشم می شویم ولی چون کودکان هنوز با بسیاری از واقعیت های دوران بزرگسالی آشنا نیستند ، تحمل ناکامی برایشان سخت تر است و به همین دلیل خشم و پرخاشگری بیشتری نشان می دهند.
4⃣ عامل اجتماعی و اقتصادی :
خیلی واضح است که محیط های خانوادگی دور از تفاهم که اعضای آن دائم در درگیری و پرخاشگری هستند و در بین آنها زد و خورد ، درگیری است کودکانی رشد می کنند که بخواهند از طریق پرخاشگری و اعمال خشونت ، عصبانیت خود را کاهش دهند.
5⃣ حکم رانی کودک :
ارضای تمام خواستهها و امیال کودک خود عملی است که موجب لوس کردن آنها میشود.
چون این کودکان یاد نگرفته اند که اندکی ناکامی را در زندگی تحمل کنند با اولین برآورده نشدن خواسته هایشان دست به پرخاشگری میزنند.
6⃣ الگوپذیری کودکان از والدین :
چنانچه پدر یا مادری خلق و خویی عصبانی و پرخاشگر داشته باشند ، مسلماً فرزندشان نیز پرخاشگر خواهد شد.
این رفتار توسط کودک یاد گرفته می شود از آنجا که کودکان با والدین همانند سازی میکنند
🔰 با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟
شاید پرخاشگری فرزندتان شما را خسته کرده ولی فراموش نکنید ضرر را از هر جا که بگیرید منفعت است چه بهتر که این کار از سن کودکی و نوجوانی انجام شود تا در بزرگسالی فرزند شما از پیامد این رفتار خود کمتر آسیب ببیند.
1⃣ فرق بین عصبانی بودن با رفتار پرخاشگرانه را برای او توضیح دهید :
مهم است فرزندتان درک کند که احساس عصبانیت کردن خوب است عصبانیت هم مثل بقیه احساسات است ولی باید بتوانیم عصبانیتمان را با کلام ابراز داریم نه اینکه با رفتار پرخاشگرانه ، کتک زدن یا فحش دادن بروز دهیم
2⃣ الگوی رفتار درست برای فرزندتان شوید :
کودکان شما نیاز دارند تا ببینند شما به عنوان والدین شان در مواقع بحرانی چگونه احساس عصبانیت خود را کنترل می کنید.
3⃣ قانون گذار شوید :
بین خودتان و فرزندتان قانونی مقرر کنید که وقتی فرزند شما عصبانی می شود چه پیامدهایی برایش دارد.
مثلا اینکه اگر کودک شما بی احترامی کرد یا به دیگران آسیب فیزیکی زد و با پرخاشگری با دیگران صحبت کرد از بازی کردن با دوستانش محروم می شود.
4⃣ راه های سالم کنترل عصبانیت را به او آموزش دهید :
نمیتوانیم از فرزندمان بخواهیم که اصلا عصبانی نشود بلکه باید راه های مناسب غلبه بر عصبانیت را به آنها آموزش دهیم.
مثلا به جای اینکه بگوییم برادرت را نزن ، به آنها بگوییم که وقتی احساس عصبانیت کردی چطور آن را مدیریت کن.
مثلاً وقتی با دوستانش دعوا می کند آنجا را ترک کند یا چند دقیقه به خود فرصت دهد تا حالش بهتر شود و یا اینکه به جای رفتار پرخاشگرانه اول چند نفس عمیق کشیده و تا عدد ۱۰ بشمارد دوباره نفس عمیق بکشد و فکر کند که با چه روشی این مشکل را حل کند.
5⃣ پیامدهای رفتاری را دنبال کنید :
کودکان باید وقتی که قوانین غلبه بر عصبانیت را دنبال می کنند پیامدهای مثبت دریافت کنند و وقتی نقض قوانین می کنند پیامدهای منفی دریافت کنند.
پیامدهای مثبت میبایست رعایت شود تا رفتار کودک ادامه یابد.
🔴 چرا کودک ما پرخاشگر میشود؟
خیلی از اوقات محیطی که کودک ما در آن رشد می کند زمینه پرخاشگر شدن او را فراهم می کند و ما فراموش می کنیم که کودکان تا چه حد از دنیای اطراف و رفتار پدر و مادر خود الگو می گیرند و همان رفتار ها را تکرار میکنند
به غیر از اینها مجموع عوامل زیر نیز می تواند معصومیت و پاکی یک کودک را تبدیل به آتشفشانی از خشم و نفرت کند
1⃣ حسادت :
وقتی او در هر موقعیتی خود را در جایگاه کمتری نسبت به دوستان خود میبیند و آنها را بهتر و برتر از خود میبیند طبیعی است که نسبت به آنها پرخاشگری نشان دهد.
2⃣ تولد فرزند جدید :
وقتی فرزند جدیدی وارد یک خانواده می شود طبیعی است که بچه بزرگتر موقعیت خود را در خطر ببیند و بخواهد با هر وسیله ای جایگاه خود را به دست بیاورد حتی با پرخاشگری و صدمه زدن به کودک کوچک تر.
3⃣ احساس ناکامی :
همه ما وقتی از هدف ها و آرزوهایمان دور می شویم دچار خشم می شویم ولی چون کودکان هنوز با بسیاری از واقعیت های دوران بزرگسالی آشنا نیستند ، تحمل ناکامی برایشان سخت تر است و به همین دلیل خشم و پرخاشگری بیشتری نشان می دهند.
4⃣ عامل اجتماعی و اقتصادی :
خیلی واضح است که محیط های خانوادگی دور از تفاهم که اعضای آن دائم در درگیری و پرخاشگری هستند و در بین آنها زد و خورد ، درگیری است کودکانی رشد می کنند که بخواهند از طریق پرخاشگری و اعمال خشونت ، عصبانیت خود را کاهش دهند.
5⃣ حکم رانی کودک :
ارضای تمام خواستهها و امیال کودک خود عملی است که موجب لوس کردن آنها میشود.
چون این کودکان یاد نگرفته اند که اندکی ناکامی را در زندگی تحمل کنند با اولین برآورده نشدن خواسته هایشان دست به پرخاشگری میزنند.
6⃣ الگوپذیری کودکان از والدین :
چنانچه پدر یا مادری خلق و خویی عصبانی و پرخاشگر داشته باشند ، مسلماً فرزندشان نیز پرخاشگر خواهد شد.
این رفتار توسط کودک یاد گرفته می شود از آنجا که کودکان با والدین همانند سازی میکنند
🔰 با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟
شاید پرخاشگری فرزندتان شما را خسته کرده ولی فراموش نکنید ضرر را از هر جا که بگیرید منفعت است چه بهتر که این کار از سن کودکی و نوجوانی انجام شود تا در بزرگسالی فرزند شما از پیامد این رفتار خود کمتر آسیب ببیند.
1⃣ فرق بین عصبانی بودن با رفتار پرخاشگرانه را برای او توضیح دهید :
مهم است فرزندتان درک کند که احساس عصبانیت کردن خوب است عصبانیت هم مثل بقیه احساسات است ولی باید بتوانیم عصبانیتمان را با کلام ابراز داریم نه اینکه با رفتار پرخاشگرانه ، کتک زدن یا فحش دادن بروز دهیم
2⃣ الگوی رفتار درست برای فرزندتان شوید :
کودکان شما نیاز دارند تا ببینند شما به عنوان والدین شان در مواقع بحرانی چگونه احساس عصبانیت خود را کنترل می کنید.
3⃣ قانون گذار شوید :
بین خودتان و فرزندتان قانونی مقرر کنید که وقتی فرزند شما عصبانی می شود چه پیامدهایی برایش دارد.
مثلا اینکه اگر کودک شما بی احترامی کرد یا به دیگران آسیب فیزیکی زد و با پرخاشگری با دیگران صحبت کرد از بازی کردن با دوستانش محروم می شود.
4⃣ راه های سالم کنترل عصبانیت را به او آموزش دهید :
نمیتوانیم از فرزندمان بخواهیم که اصلا عصبانی نشود بلکه باید راه های مناسب غلبه بر عصبانیت را به آنها آموزش دهیم.
مثلا به جای اینکه بگوییم برادرت را نزن ، به آنها بگوییم که وقتی احساس عصبانیت کردی چطور آن را مدیریت کن.
مثلاً وقتی با دوستانش دعوا می کند آنجا را ترک کند یا چند دقیقه به خود فرصت دهد تا حالش بهتر شود و یا اینکه به جای رفتار پرخاشگرانه اول چند نفس عمیق کشیده و تا عدد ۱۰ بشمارد دوباره نفس عمیق بکشد و فکر کند که با چه روشی این مشکل را حل کند.
5⃣ پیامدهای رفتاری را دنبال کنید :
کودکان باید وقتی که قوانین غلبه بر عصبانیت را دنبال می کنند پیامدهای مثبت دریافت کنند و وقتی نقض قوانین می کنند پیامدهای منفی دریافت کنند.
پیامدهای مثبت میبایست رعایت شود تا رفتار کودک ادامه یابد.
✅ تربیت کودک هماهنگی والدین را طلب میکند!
🔹 دکتر ویکتور فرانکل پس از آزادی از زندان آشوتیس اینگونه در نامه ای خطاب به معلمان نوشت ؛چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهترين و متخصصترين پزشكانی را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه ای مسموم میکردند. انسانهایی که توسط فارغالتحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند. به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که: برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد . پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن، كار سختی نيست و ميشه با چند سال درس خواندن به آنها رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما هست كه با هيچ مدركی قابل مقايسه نيست.
🔹 در تربیت کودک هماهنگی بین والد و فرزند،حائز اهمیت است اما هماهنگی بین پدر و مادر فرزند نیز ضرورت دارد.اگر پدر کودکی خیلی سهل گیر بوده و مادرش خیلی سخت گیر باشد کودک سریعا یاد میگیرد که آنها را بازی بدهد.
کودکان یاد خواهند گرفت که از پدر یا مادر خیلی سهل گیر، سو استفاده بکنند و برای گرفتن امتیازاتی مثل تماشای بیشتر تلویزیون، پول بیشتر سراغ پدر یا مادری می روند که خیلی سهل گیر است. چون میدانند معمولا چنین پدر یا مادری تسلیم خواسته آنها خواهد شد.در مورد مقررات خانه و انتظارات خود از فرزندان به توافق برسید. در مورد چیزهایی که بچه ها بایستی یاد بگیرند یا یاد نگیرند و نیز در مورد کم و کیف تنبیه و مسایل مربوط به تربیت فرزندان با همسر خود به توافق برسید اما مخالفتهای خود را با یکدیگر پشت درهای بسته انجام بدهید تا کودکان شاهد چنین رفتارهایی از طرف شما نباشند.مسایل خود را با یکدیگر زمانی حل و فصل کنید که فرزندان شما حضور ندارند. حتی اگر در یک موضوعی با یکدیگر توافق ندارید جلو بچه های خود اتحاد داشته باشید.اگر هم لازم باشد با یکدیگر مصالحه کنید. اگر جلوی بچه های خود به مخالفت با یکدیگر بپردازید به کودکان خود نقاط ضعف خود را آشکار خواهید ساخت که بعدها آن موارد جزو سواستفاده های کودکانتان خواهد بود.
🔹 در مورد تربیت کودکان خود با همسرتان گفتگو کنید.از احساسات و باورهای یکدیگر در این خصوص مطلع شوید.لیستی از بدرفتاریها را درست کنید و برای پرداختن به آنها راهبرد مناسب را انتخاب کنید.در اینصورت صرف نظر از اینکه کدام یک از شما پیش فرزند خود هستید بدرفتاری اصلاح خواهد شد.
🔹 تمام تصمیم گیریهای مربوط به تربیت فرزند را به یک نفر-پدر یا مادر-محول نکنید.تربیت روزانه باید بطور مشترک صورت گیرد.اگر مادر متکی به پدر بچه ها تا آنها را ادب کند در اینصورت کودکان به ندرت به حرفهای مادرشان توجه خواهند کرد.
🔹 هماهنگی بین پدر و مادر،همیشه کار راحتی نیست اما ارزش آن را دارد.سعی کنید با بدرفتاری فورا مقابله کنید.از نه گفتن به بچه ها،نهراسید.در مورد نحوه تربیت فرزندان با همسر خود گفتگو کنید،حتی اگر از هم جدا شده اید.برنامه ریزی کنید تا با هر سوءرفتاری بطور هماهنگ برخورد کرده و با شیوه مناسب آن را رفع کنید.
✅ #فریبا_محققی
کارشناسی ارشد روانشناسی
درمانگر کودک
#روزنه
🆔 @Rozaneh_Channel
🔹 دکتر ویکتور فرانکل پس از آزادی از زندان آشوتیس اینگونه در نامه ای خطاب به معلمان نوشت ؛چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهترين و متخصصترين پزشكانی را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه ای مسموم میکردند. انسانهایی که توسط فارغالتحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند. به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که: برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد . پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن، كار سختی نيست و ميشه با چند سال درس خواندن به آنها رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما هست كه با هيچ مدركی قابل مقايسه نيست.
🔹 در تربیت کودک هماهنگی بین والد و فرزند،حائز اهمیت است اما هماهنگی بین پدر و مادر فرزند نیز ضرورت دارد.اگر پدر کودکی خیلی سهل گیر بوده و مادرش خیلی سخت گیر باشد کودک سریعا یاد میگیرد که آنها را بازی بدهد.
کودکان یاد خواهند گرفت که از پدر یا مادر خیلی سهل گیر، سو استفاده بکنند و برای گرفتن امتیازاتی مثل تماشای بیشتر تلویزیون، پول بیشتر سراغ پدر یا مادری می روند که خیلی سهل گیر است. چون میدانند معمولا چنین پدر یا مادری تسلیم خواسته آنها خواهد شد.در مورد مقررات خانه و انتظارات خود از فرزندان به توافق برسید. در مورد چیزهایی که بچه ها بایستی یاد بگیرند یا یاد نگیرند و نیز در مورد کم و کیف تنبیه و مسایل مربوط به تربیت فرزندان با همسر خود به توافق برسید اما مخالفتهای خود را با یکدیگر پشت درهای بسته انجام بدهید تا کودکان شاهد چنین رفتارهایی از طرف شما نباشند.مسایل خود را با یکدیگر زمانی حل و فصل کنید که فرزندان شما حضور ندارند. حتی اگر در یک موضوعی با یکدیگر توافق ندارید جلو بچه های خود اتحاد داشته باشید.اگر هم لازم باشد با یکدیگر مصالحه کنید. اگر جلوی بچه های خود به مخالفت با یکدیگر بپردازید به کودکان خود نقاط ضعف خود را آشکار خواهید ساخت که بعدها آن موارد جزو سواستفاده های کودکانتان خواهد بود.
🔹 در مورد تربیت کودکان خود با همسرتان گفتگو کنید.از احساسات و باورهای یکدیگر در این خصوص مطلع شوید.لیستی از بدرفتاریها را درست کنید و برای پرداختن به آنها راهبرد مناسب را انتخاب کنید.در اینصورت صرف نظر از اینکه کدام یک از شما پیش فرزند خود هستید بدرفتاری اصلاح خواهد شد.
🔹 تمام تصمیم گیریهای مربوط به تربیت فرزند را به یک نفر-پدر یا مادر-محول نکنید.تربیت روزانه باید بطور مشترک صورت گیرد.اگر مادر متکی به پدر بچه ها تا آنها را ادب کند در اینصورت کودکان به ندرت به حرفهای مادرشان توجه خواهند کرد.
🔹 هماهنگی بین پدر و مادر،همیشه کار راحتی نیست اما ارزش آن را دارد.سعی کنید با بدرفتاری فورا مقابله کنید.از نه گفتن به بچه ها،نهراسید.در مورد نحوه تربیت فرزندان با همسر خود گفتگو کنید،حتی اگر از هم جدا شده اید.برنامه ریزی کنید تا با هر سوءرفتاری بطور هماهنگ برخورد کرده و با شیوه مناسب آن را رفع کنید.
✅ #فریبا_محققی
کارشناسی ارشد روانشناسی
درمانگر کودک
#روزنه
🆔 @Rozaneh_Channel
چیزی که درنهایت سرنوشت شما را تعیین میکند واکنشی است که به آن اتفاقات نشان میدهید.
در منزل دوستی که پسرش دانشآموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسیاش را انجام میداد بودم که زنگ منزل را زدند و پدر بزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه اش داد و گفت: این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشیات. پسر ده ساله، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت: بابا بزرگ؛باز هم که از این جنسهای ارزون قیمت خریدی الان مداد رنگیهای خارجی هست که ده برابر این کیفیت داره.
مادر بچه گفت: میبینید آقاجون؟
بچههای این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند. اصلا نمیشه گولشونزد و سرشون کلاه گذاشت.
پدربزرگ چیزی نگفت.
من بعد از رفتن ایشان توضیح دادم که این رفتار پسر بچه نشانۀ هوشمندی نیست، همان طور که هدیۀ پدربزرگ برای گول زدن نوهاش نیست و این داستان را برایشان تعریف کردم ،آن زمان که من دانشآموز ابتدایی بودم، خانم بزرگ گاهی به دیدنمان میآمد و به بچههای فامیل هدیه میداد، بیشتر وقتها هدیهاش تکههای کوچک قند بود.
بار اول که به من تکه قندی داد.
یواشکی به پدرم گفتم: این تکه قند کوچک که هدیه نیست.پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را دوست دارد
هر چه برایتان بیاورد هدیه است،
وقتی خانم بزرگ رفت، پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچهها آرزومیکردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند.
خانم بزرگ هنوز هم خیال میکند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم
قنددان خانه پر از قند است،
اما این تکه قند که مادرجان
داده با آنها فرق دارد،
چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به شماست.
این تکه قند معنا دارد ،
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند
اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه میدهد،
منظورش این نیست که ما نمیتوانیم، مانند آن هدیه را بخریم،
منظورش کمک کردن به ما هم نیست.
او میخواهد علاقهاش را به ما نشان بدهد میخواهد بگوید که ما را دوست دارد و این، خیلی با ارزش است.
این چیزی است که در هیچ بازاری نیست
و در هیچ مغازهای آن را نمیفروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هر وقت به یاد خانم بزرگ و تکه قندهای مهربانش میافتم،
دهانم شیرین میشود،
کامم شیرین میشود،
جانم شیرین میشود.....
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ "ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ همه ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ...
مادر بچه گفت: میبینید آقاجون؟
بچههای این دوره و زمونه خیلی باهوش هستند. اصلا نمیشه گولشونزد و سرشون کلاه گذاشت.
پدربزرگ چیزی نگفت.
من بعد از رفتن ایشان توضیح دادم که این رفتار پسر بچه نشانۀ هوشمندی نیست، همان طور که هدیۀ پدربزرگ برای گول زدن نوهاش نیست و این داستان را برایشان تعریف کردم ،آن زمان که من دانشآموز ابتدایی بودم، خانم بزرگ گاهی به دیدنمان میآمد و به بچههای فامیل هدیه میداد، بیشتر وقتها هدیهاش تکههای کوچک قند بود.
بار اول که به من تکه قندی داد.
یواشکی به پدرم گفتم: این تکه قند کوچک که هدیه نیست.پدرم اخم کرد و گفت: خانم بزرگ شما را دوست دارد
هر چه برایتان بیاورد هدیه است،
وقتی خانم بزرگ رفت، پدر برایم توضیح داد که در روزگار کودکی او، قند خیلی کمیاب و گران بوده و بچهها آرزومیکردند که بتوانند یک تکه کوچک قند داشته باشند.
خانم بزرگ هنوز هم خیال میکند که قند، چیز خیلی مهمی است.
بعد گفت: ببین پسرم
قنددان خانه پر از قند است،
اما این تکه قند که مادرجان
داده با آنها فرق دارد،
چون نشانۀ مهربانی و علاقۀ او به شماست.
این تکه قند معنا دارد ،
آن قندهای توی قنددان فقط شیرین هستند
اما مهربان نیستند.
وقتی کسی به ما هدیه میدهد،
منظورش این نیست که ما نمیتوانیم، مانند آن هدیه را بخریم،
منظورش کمک کردن به ما هم نیست.
او میخواهد علاقهاش را به ما نشان بدهد میخواهد بگوید که ما را دوست دارد و این، خیلی با ارزش است.
این چیزی است که در هیچ بازاری نیست
و در هیچ مغازهای آن را نمیفروشند.
چهل سال از آن دوران گذشته است و من هر وقت به یاد خانم بزرگ و تکه قندهای مهربانش میافتم،
دهانم شیرین میشود،
کامم شیرین میشود،
جانم شیرین میشود.....
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ "ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ "ﺷﻮﻧﺪ؛
ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ " ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ " ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ همه ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ...
تکنوازی ، شعر و خوانش
سولماز نراقی می گوید : از آنها که این ساز را مقدس می انگارند پوزش میطلبم؛ اما با همین ساز میتوان کودک را رقصاند، خواباند،به بازی گرفت و فرنی داد و اینگونه آهسته آهسته با ساز ایرانی دوستش کرد🎼
پ.ن ؛موسیقی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آن ها بسیار موثر است.
سولماز نراقی می گوید : از آنها که این ساز را مقدس می انگارند پوزش میطلبم؛ اما با همین ساز میتوان کودک را رقصاند، خواباند،به بازی گرفت و فرنی داد و اینگونه آهسته آهسته با ساز ایرانی دوستش کرد🎼
پ.ن ؛موسیقی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آن ها بسیار موثر است.