🔰سیاهیلشکر نیستیم!
🔺پریشب در گعدههای مختلفی از مردم #قزوین حاضر بودم؛ بعنوان برشی از اهالیِ خیابان این شبهای ایران، حرفشون رو در یک جمله اینجوری میفهمم:
ما سیاهیلشکر نیستیم، بازیگران مؤثر و دارای دیالوگ در این جنگ هستیم و حق داریم که در جریان جزئیات مذاکرات و توافق احتمالی قرار بگیریم و در پایانبندی جنگ هم مشارکت کنیم.
🔲 @ArmanGram
🔺پریشب در گعدههای مختلفی از مردم #قزوین حاضر بودم؛ بعنوان برشی از اهالیِ خیابان این شبهای ایران، حرفشون رو در یک جمله اینجوری میفهمم:
ما سیاهیلشکر نیستیم، بازیگران مؤثر و دارای دیالوگ در این جنگ هستیم و حق داریم که در جریان جزئیات مذاکرات و توافق احتمالی قرار بگیریم و در پایانبندی جنگ هم مشارکت کنیم.
🔲 @ArmanGram
👍7❤3👎3
🔰شفافیت، گفتگو، خیابان
🔺شأن مردم ایران - بخصوص اهالی خیابان - اجل از اینه که باز هم نصفشب و از توییتهای ترامپ متوجه بشن که توافق شده یا نشده یا جزئیات متن تفاهمنامه چیه!
🔺تمام نسخههای شروط ردوبدلشده با دشمن - از نسخه اولیهی شروط ۱۰بندی رهبر انقلاب، تا متن تفاهم آخر - رو منتشر کنید و دربارهش با مردم حرف بزنید و به سوالات و ابهاماتشون پاسخ بدید. خیابان این شبها تشنهی چنین گفتگوییست...
🔲 @ArmanGram
🔺شأن مردم ایران - بخصوص اهالی خیابان - اجل از اینه که باز هم نصفشب و از توییتهای ترامپ متوجه بشن که توافق شده یا نشده یا جزئیات متن تفاهمنامه چیه!
🔺تمام نسخههای شروط ردوبدلشده با دشمن - از نسخه اولیهی شروط ۱۰بندی رهبر انقلاب، تا متن تفاهم آخر - رو منتشر کنید و دربارهش با مردم حرف بزنید و به سوالات و ابهاماتشون پاسخ بدید. خیابان این شبها تشنهی چنین گفتگوییست...
🔲 @ArmanGram
👍11👎2
Forwarded from قسط
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚪️ آن چیزی که دشمن با جنگ به دست نیاورد، با مذاکره از ما نگیرد!
🔖 «مردمِ مبعوث»، نه بازیگران بدون دیالوگ.
🔖 شفافیت در شروط مورد مذاکره، حق مردم است.
🔻#فصل_آخر
🗣 آقای میلاد گودرزی
▫️مدیر اندیشکده حکمرانی مشارکتی و فعال رسانهای
◽️ @Edalatkhahi
🔺 instagram - قسط
🔖 «مردمِ مبعوث»، نه بازیگران بدون دیالوگ.
🔖 شفافیت در شروط مورد مذاکره، حق مردم است.
🔻#فصل_آخر
🗣 آقای میلاد گودرزی
▫️مدیر اندیشکده حکمرانی مشارکتی و فعال رسانهای
قسط | اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی
◽️ @Edalatkhahi
🔺 instagram - قسط
❤10👎2👍1
🔰گزارش کانال «نقد توسعه» از گعدهی دانشجویی-مردمی مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران، با حضور میلاد گودرزی (۳ خرداد ۰۵):
🔴از بحران نمایندگی تا حکمرانی مشارکتی
سالهاست که جامعه ایران با نوعی احساس «بینمایندگی» زندگی میکند؛ احساسی که محدود به یک جناح یا دوره سیاسی خاص نیست. بسیاری از مردم، با وجود حضور در انتخابات و فرآیندهای رسمی، به این نتیجه رسیدهاند که صدای آنها الزاماً در ساختار تصمیمگیری شنیده نمیشود. در سیاستگذاری به این وضعیت «بحران نمایندگی» گفته میشود؛ یعنی جایی که نهادهای رسمی دیگر بازتابدهنده خواست و دغدغه واقعی جامعه نیستند.
🔺از سلطنت تا دموکراسی نمایندهمحور
اگر تاریخ حکومتداری را خیلی خلاصه مرور کنیم، ابتدا با حکومتهای قبیلهای و سلطنتی روبهرو هستیم؛ ساختارهایی که مردم تقریباً هیچ نقشی در تصمیمگیری نداشتند. بعدتر، مدل دموکراسی نمایندهمحور شکل گرفت؛ جایی که مردم به نمایندگانی رأی میدهند تا بهجای آنها در مجلس و دولت تصمیم بگیرند. این مدل نسبت به گذشته پیشرفت بزرگی بود، اما بهمرور محدودیتهایش آشکار شد.
مشکل از جایی آغاز شد که مردم احساس کردند بسیاری از نمایندگان، پس از رسیدن به قدرت، بیش از آنکه نماینده جامعه باشند، درگیر منافع شخصی، باندهای سیاسی یا ملاحظات ساختاری میشوند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش اعتماد عمومی و شکلگیری این حس بود که حتی با مشارکت انتخاباتی هم تصمیمهای اصلی جای دیگری گرفته میشود.
🔺بحران نمایندگی در ایران
جامعه ایران سالهاست با همین مسئله روبهروست. از کارگر و معلم تا دانشجو و فعال اقتصادی، بسیاری احساس میکنند «کسی آن بالا نماینده واقعی ما نیست». این بحران، فقط سیاسی نیست؛ بلکه به رابطه میان جامعه و ساختار حکمرانی مربوط میشود.
🔺جنگ و بازگشت موقت حس نمایندگی
در جریان جنگ اخیر اما اتفاق متفاوتی رخ داد. بخشی از این بحران نمایندگی، دستکم برای مدتی کوتاه، تعلیق شد. دلیلش این بود که اولاً مردم احساس کردند برخی نهادهای رسمی، بهویژه نیروهای مسلح، واقعاً به نمایندگی از آنها در حال دفاع از کشور و امنیت جامعهاند. برای نخستینبار بعد از مدتها، جامعه حس کرد کسانی در ساختار رسمی، به شکل کارآمدی، همان چیزی را دنبال میکنند که مردم میخواهند: دفاع از ایران و منافع ملی
ثانیاً، مردم نیز صرفاً نظارهگر نبودند. حضور مستقیم در خیابان و فضای عمومی، شبکههای اجتماعی و سازماندهیهای محلی نشان داد جامعه میخواهد فراتر از نقش رأیدهنده عمل کند. این وضعیت، بیشتر به نوعی «حکمرانی مشارکتی» شباهت داشت؛ مدلی که در آن مردم فقط هر چند سال یکبار رأی نمیدهند، بلکه در فرآیند اداره کشور نقش مستقیم دارند.
ایده حکمرانی مشارکتی بر یک پرسش ساده بنا شده است: چرا مردم فقط در انتخابات حضور داشته باشند و بعد کنار گذاشته شوند؟ چرا جامعه نتواند در تصمیمهای مهم مشارکت واقعی داشته باشد؟
نمونههای این مدل در جهان وجود دارد؛ از بودجهریزی مشارکتی در شهرها گرفته تا انجمنهای محلی، رفراندومهای موضوعی و تشکلهای صنفی قدرتمند. در برخی کشورها مردم درباره بودجه محله خود تصمیم میگیرند یا اتحادیههای کارگری مستقیماً در سیاستگذاریهای اقتصادی نقش دارند.
🔺مسئله امروز ایران
در ایران اما بسیاری از این ظرفیتها ضعیف یا محدود باقی ماندهاند. شوراهای محلی اثرگذاری کمی دارند، تشکلهای صنفی فراگیر نیستند و مشارکت مردم اغلب به حضور نمادین تقلیل پیدا کرده است؛ حضوری که بیشتر در لحظات بحران از جامعه خواسته میشود.
درحالیکه جامعهای که در زمان بحران حاضر است هزینه بدهد، از کشور دفاع کند و در میدان حضور داشته باشد، طبیعی است که بخواهد در تصمیمهای کلان نیز سهم واقعی داشته باشد. مردم امروز فقط «حضور» نمیخواهند؛ بلکه «اثرگذاری» میخواهند.
🔺آینده؛ از توده به بازیگر
اگر مشارکت مردم صرفاً به پرچمگردانی و حمایت نمادین محدود بماند، بحران نمایندگی دوباره بازخواهد گشت. مشارکت واقعی میتواند از تقویت تشکلهای صنفی و شوراهای محلی تا رفراندوم، اقتصاد مشارکتی و حضور مستقیم مردم در بازسازی اقتصادی کشور ادامه پیدا کند.
شاید مهمترین تغییر پس از جنگ همین باشد: اینکه بخشی از جامعه ایران آرامآرام به این نتیجه رسیده که نه منجی بیرونی وجود دارد و نه تغییرات ناگهانی همهچیز را حل میکند. آینده ایران بیش از هر چیز به کیفیت رابطه میان مردم و حکمرانی بستگی دارد؛ اینکه مردم از «تودهای برای تأیید تصمیمات» به «بازیگرانی فعال در تصمیمسازی» تبدیل شوند.
📖نقد توسعه
✅ ble.ir/naqd_e_tosee
🔲 @ArmanGram
🔴از بحران نمایندگی تا حکمرانی مشارکتی
سالهاست که جامعه ایران با نوعی احساس «بینمایندگی» زندگی میکند؛ احساسی که محدود به یک جناح یا دوره سیاسی خاص نیست. بسیاری از مردم، با وجود حضور در انتخابات و فرآیندهای رسمی، به این نتیجه رسیدهاند که صدای آنها الزاماً در ساختار تصمیمگیری شنیده نمیشود. در سیاستگذاری به این وضعیت «بحران نمایندگی» گفته میشود؛ یعنی جایی که نهادهای رسمی دیگر بازتابدهنده خواست و دغدغه واقعی جامعه نیستند.
🔺از سلطنت تا دموکراسی نمایندهمحور
اگر تاریخ حکومتداری را خیلی خلاصه مرور کنیم، ابتدا با حکومتهای قبیلهای و سلطنتی روبهرو هستیم؛ ساختارهایی که مردم تقریباً هیچ نقشی در تصمیمگیری نداشتند. بعدتر، مدل دموکراسی نمایندهمحور شکل گرفت؛ جایی که مردم به نمایندگانی رأی میدهند تا بهجای آنها در مجلس و دولت تصمیم بگیرند. این مدل نسبت به گذشته پیشرفت بزرگی بود، اما بهمرور محدودیتهایش آشکار شد.
مشکل از جایی آغاز شد که مردم احساس کردند بسیاری از نمایندگان، پس از رسیدن به قدرت، بیش از آنکه نماینده جامعه باشند، درگیر منافع شخصی، باندهای سیاسی یا ملاحظات ساختاری میشوند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش اعتماد عمومی و شکلگیری این حس بود که حتی با مشارکت انتخاباتی هم تصمیمهای اصلی جای دیگری گرفته میشود.
🔺بحران نمایندگی در ایران
جامعه ایران سالهاست با همین مسئله روبهروست. از کارگر و معلم تا دانشجو و فعال اقتصادی، بسیاری احساس میکنند «کسی آن بالا نماینده واقعی ما نیست». این بحران، فقط سیاسی نیست؛ بلکه به رابطه میان جامعه و ساختار حکمرانی مربوط میشود.
🔺جنگ و بازگشت موقت حس نمایندگی
در جریان جنگ اخیر اما اتفاق متفاوتی رخ داد. بخشی از این بحران نمایندگی، دستکم برای مدتی کوتاه، تعلیق شد. دلیلش این بود که اولاً مردم احساس کردند برخی نهادهای رسمی، بهویژه نیروهای مسلح، واقعاً به نمایندگی از آنها در حال دفاع از کشور و امنیت جامعهاند. برای نخستینبار بعد از مدتها، جامعه حس کرد کسانی در ساختار رسمی، به شکل کارآمدی، همان چیزی را دنبال میکنند که مردم میخواهند: دفاع از ایران و منافع ملی
ثانیاً، مردم نیز صرفاً نظارهگر نبودند. حضور مستقیم در خیابان و فضای عمومی، شبکههای اجتماعی و سازماندهیهای محلی نشان داد جامعه میخواهد فراتر از نقش رأیدهنده عمل کند. این وضعیت، بیشتر به نوعی «حکمرانی مشارکتی» شباهت داشت؛ مدلی که در آن مردم فقط هر چند سال یکبار رأی نمیدهند، بلکه در فرآیند اداره کشور نقش مستقیم دارند.
ایده حکمرانی مشارکتی بر یک پرسش ساده بنا شده است: چرا مردم فقط در انتخابات حضور داشته باشند و بعد کنار گذاشته شوند؟ چرا جامعه نتواند در تصمیمهای مهم مشارکت واقعی داشته باشد؟
نمونههای این مدل در جهان وجود دارد؛ از بودجهریزی مشارکتی در شهرها گرفته تا انجمنهای محلی، رفراندومهای موضوعی و تشکلهای صنفی قدرتمند. در برخی کشورها مردم درباره بودجه محله خود تصمیم میگیرند یا اتحادیههای کارگری مستقیماً در سیاستگذاریهای اقتصادی نقش دارند.
🔺مسئله امروز ایران
در ایران اما بسیاری از این ظرفیتها ضعیف یا محدود باقی ماندهاند. شوراهای محلی اثرگذاری کمی دارند، تشکلهای صنفی فراگیر نیستند و مشارکت مردم اغلب به حضور نمادین تقلیل پیدا کرده است؛ حضوری که بیشتر در لحظات بحران از جامعه خواسته میشود.
درحالیکه جامعهای که در زمان بحران حاضر است هزینه بدهد، از کشور دفاع کند و در میدان حضور داشته باشد، طبیعی است که بخواهد در تصمیمهای کلان نیز سهم واقعی داشته باشد. مردم امروز فقط «حضور» نمیخواهند؛ بلکه «اثرگذاری» میخواهند.
🔺آینده؛ از توده به بازیگر
اگر مشارکت مردم صرفاً به پرچمگردانی و حمایت نمادین محدود بماند، بحران نمایندگی دوباره بازخواهد گشت. مشارکت واقعی میتواند از تقویت تشکلهای صنفی و شوراهای محلی تا رفراندوم، اقتصاد مشارکتی و حضور مستقیم مردم در بازسازی اقتصادی کشور ادامه پیدا کند.
شاید مهمترین تغییر پس از جنگ همین باشد: اینکه بخشی از جامعه ایران آرامآرام به این نتیجه رسیده که نه منجی بیرونی وجود دارد و نه تغییرات ناگهانی همهچیز را حل میکند. آینده ایران بیش از هر چیز به کیفیت رابطه میان مردم و حکمرانی بستگی دارد؛ اینکه مردم از «تودهای برای تأیید تصمیمات» به «بازیگرانی فعال در تصمیمسازی» تبدیل شوند.
📖نقد توسعه
✅ ble.ir/naqd_e_tosee
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
❤7👎2
آرمانگرام | میلاد گودرزی
🔰گزارش کانال «نقد توسعه» از گعدهی دانشجویی-مردمی مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران، با حضور میلاد گودرزی (۳ خرداد ۰۵): 🔴از بحران نمایندگی تا حکمرانی مشارکتی سالهاست که جامعه ایران با نوعی احساس «بینمایندگی» زندگی میکند؛ احساسی که محدود به یک جناح…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 برشی از صحبتهای میلاد گودرزی در سومین گعده دانشجویی-مردمی دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران
1⃣ بخش اول
🎤 در ایام جنگ، «بحران نمایندگی» جامعه به دو شکل حل شد: ۱) میدان و «بزن که خوب میزنی!» و ۲) خیابان و «مشارکت مستقیم» مردم در ادارهی جنگ
📆 ۳ خرداد ۱۴۰۵
⭕ ble.ir/ut_edalatkhahi
🔲 @ArmanGram
1⃣ بخش اول
🎤 در ایام جنگ، «بحران نمایندگی» جامعه به دو شکل حل شد: ۱) میدان و «بزن که خوب میزنی!» و ۲) خیابان و «مشارکت مستقیم» مردم در ادارهی جنگ
📆 ۳ خرداد ۱۴۰۵
⭕ ble.ir/ut_edalatkhahi
🔲 @ArmanGram
❤9👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 برشی از صحبتهای میلاد گودرزی در سومین گعده دانشجویی-مردمی دانشجویان عدالتخواه دانشگاه تهران
1⃣ بخش دوم
🎤 مردم از «دموکراسی نمایندهمحور» موجود ناراضی و به دنبال مشارکت مؤثرتر در حکمرانیاند، برخی جریانات همان نمایندگی نیمبند را هم برنتابیده و الان سه ماه است که مجلس را تعطیل کردهاند!
📆 ۳ خرداد ۱۴۰۵
⭕ ble.ir/ut_edalatkhahi
🔲 @ArmanGram
1⃣ بخش دوم
🎤 مردم از «دموکراسی نمایندهمحور» موجود ناراضی و به دنبال مشارکت مؤثرتر در حکمرانیاند، برخی جریانات همان نمایندگی نیمبند را هم برنتابیده و الان سه ماه است که مجلس را تعطیل کردهاند!
📆 ۳ خرداد ۱۴۰۵
⭕ ble.ir/ut_edalatkhahi
🔲 @ArmanGram
❤12👍1👎1
🔺آیندگان خواهند پرسید که اینها چه قومی بودن که جلوی بزرگترین و شقیترین ارتشهای دنیا وایسادن و سر خم نکردن؟!
🔺و تاریخ جواب میده که «ایرانیانِ محب علی علیهالسلام»
#غدیر
🔲 @ArmanGram
🔺و تاریخ جواب میده که «ایرانیانِ محب علی علیهالسلام»
#غدیر
🔲 @ArmanGram
❤34👎6
🔰 یک ابهام، یک تعجب و کلی سوال!
➕پیرامون گفتگوی امشب وزیر امور خارجه در شبکه خبر و تفاهم احتمالی پایان جنگ
🔲 @ArmanGram
➕پیرامون گفتگوی امشب وزیر امور خارجه در شبکه خبر و تفاهم احتمالی پایان جنگ
🔲 @ArmanGram
👍30👎1
🔰 تفاهم ایران و آمریکا؛ روی زمین!
🔺 «پایان عملیات نظامی، باز شدن تنگه هرمز و رفع محاصرهی دریایی»
خلاصهی روی زمین تفاهمنامه ایران و آمریکا همینه (بر اساس اطلاعات منتشرشده در رسانهها)، باقی موارد یا قابل تفسیر و پیچوندنه و یا حواله داده شده به توافق نهایی در زمانی نامعلوم که احتمالاً هیچوقت محقق نخواهد شد.
🔺درواقع این تفاهمنامه داره شرایط رو برمیگردونه به روز قبل از جنگ؛ البته با چند سوال قابل تأمل:
- تکلیف هزینههای مادی و معنویای که ما در این جنگ متحمل شدیم چی میشه؟
- تفاهم و توافق، احتمال درگیری مجدد رو از بین نمیبره و فقط فرصت استراحت و بازیابی توان رو به دو طرف میده. نوعی تمدید آتشبس. آیا ما از لحاظ نظامی، سیاسی و اقتصادی نیاز مبرم و بیشتری از آمریکا به این استراحت داشتیم؟ مثلاً رفع محاصرهی دریایی، راهی جز تفاهم نداشت؟
- وقوع یا عدم وقوع مجدد جنگ خیلی معطل متن و جزئیات تفاهم و توافق نیست؛ وابسته به اینه که آیا در جنگ ۴۰ روزه آمریکاییها از جنگ با ایران به اندازهی کافی پشیمون و از تکرار اون هراسان شدهن یا نه. اگر آره، به هر متن نیمبندی هم پایبند خواهند بود و حمله رو تکرار نخواهند کرد، اگر نه هیچ توافقی مانع نخواهد بود. آیا جنگ ۴۰ روزه در نقطهی پشیمونی آمریکا پایان یافت؟!
- چالش دیرینهی «هستهای-تحریم»، ظرف ۶۰ روز با آمریکای ترامپ قابل حل و فصل خواهد بود؟!
🔺خلاصه؛
۴۰ روز با بزرگترین ارتش دنیا جنگیدیم، خسارت دیدیم اما مانع دستیابی او به اهداف راهبردیش شدیم و حالا انگار نه خانی اومده و نه خانی رفته و میخوایم برگردیم به روز قبل از جنگ؛ در شرایطی که شاید با مسیری غیر از آتشبس و تفاهم، باوجود همهی خسارتها و خسرانها، میتونستیم امروز در نقطهای بالاتر از وضعیت ۸ اسفند بایستیم…
🔲 @ArmanGram
🔺 «پایان عملیات نظامی، باز شدن تنگه هرمز و رفع محاصرهی دریایی»
خلاصهی روی زمین تفاهمنامه ایران و آمریکا همینه (بر اساس اطلاعات منتشرشده در رسانهها)، باقی موارد یا قابل تفسیر و پیچوندنه و یا حواله داده شده به توافق نهایی در زمانی نامعلوم که احتمالاً هیچوقت محقق نخواهد شد.
🔺درواقع این تفاهمنامه داره شرایط رو برمیگردونه به روز قبل از جنگ؛ البته با چند سوال قابل تأمل:
- تکلیف هزینههای مادی و معنویای که ما در این جنگ متحمل شدیم چی میشه؟
- تفاهم و توافق، احتمال درگیری مجدد رو از بین نمیبره و فقط فرصت استراحت و بازیابی توان رو به دو طرف میده. نوعی تمدید آتشبس. آیا ما از لحاظ نظامی، سیاسی و اقتصادی نیاز مبرم و بیشتری از آمریکا به این استراحت داشتیم؟ مثلاً رفع محاصرهی دریایی، راهی جز تفاهم نداشت؟
- وقوع یا عدم وقوع مجدد جنگ خیلی معطل متن و جزئیات تفاهم و توافق نیست؛ وابسته به اینه که آیا در جنگ ۴۰ روزه آمریکاییها از جنگ با ایران به اندازهی کافی پشیمون و از تکرار اون هراسان شدهن یا نه. اگر آره، به هر متن نیمبندی هم پایبند خواهند بود و حمله رو تکرار نخواهند کرد، اگر نه هیچ توافقی مانع نخواهد بود. آیا جنگ ۴۰ روزه در نقطهی پشیمونی آمریکا پایان یافت؟!
- چالش دیرینهی «هستهای-تحریم»، ظرف ۶۰ روز با آمریکای ترامپ قابل حل و فصل خواهد بود؟!
🔺خلاصه؛
۴۰ روز با بزرگترین ارتش دنیا جنگیدیم، خسارت دیدیم اما مانع دستیابی او به اهداف راهبردیش شدیم و حالا انگار نه خانی اومده و نه خانی رفته و میخوایم برگردیم به روز قبل از جنگ؛ در شرایطی که شاید با مسیری غیر از آتشبس و تفاهم، باوجود همهی خسارتها و خسرانها، میتونستیم امروز در نقطهای بالاتر از وضعیت ۸ اسفند بایستیم…
🔲 @ArmanGram
👍21❤5👎4
🔰شروط گفته شده؟!
🔺بنظرم مهمترین نکتهی پیام رهبر انقلاب درمورد تفاهمنامه، «مرزبندی نهضتی» بین «ما» (نهضت) و «آنها» (نظام) بود. مرزبندی الزاماً بمعنی تقابل نیست اما معنیدار و گام موثری در راستای احیای نهضته. تو ویدئوی زیر در هفته اول جنگ، وقتی هنوز رهبر جدید تعیین نشده بود، درمورد «احیای نهضت» صحبت کردم.
🔺اما همچنان یکی دو ابهام درمورد کارویژهی نهضت درمورد مذاکرات و تفاهمنامه وجود داره:
«از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق #شروط_گفتهشده خواهیم بود».
🔺آیا منظور از «شروط گفتهشده»، همان ۱۰ بند مورداشاره در بیانیه شعام در شب آتشبسه؟ باتوجه به اینکه تاکنون در بیانیهها و پیامهای رهبری هیچجا این شروط ذکر نشدهاند و از طرفی برخی نزدیکان مسئولین مذاکرهکننده مدعی شدند که اینها شروط رهبری نیست و صرفاً بیانیهی رسانهای دبیرخانه شعامه، بنظرم ضروریه که این موضوع توسط مطلعین و مسئولین شفاف بشه.
🔺سؤال یا ابهام بعدی اینه که به فرض، اگر منظور از شروط همین ۱۰ بند است، آیا تمامی این شروط از دل متن تفاهمنامهی فعلی، با هر نوع مذاکرهای، قابل حصول خواهد بود؟ تحقق بعضی از شروط، ردپا یا تضمین پررنگی در متن تفاهمنامه نداره. مثلاً «پرداخت خسارت به ایران» (صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری مصداق خسارت و غرامت نیست)
🔺به عبارت دیگه؛ در خود متن تفاهمنامه تعهداتی صراحتاً برای آمریکا ذکر شده که تحقق خود اونا هم در هالهای از ابهامه، حال آیا باید علاوه بر خود متن تفاهمنامه، تحقق شروطی فراتر از متن رو هم مطالبه کنیم؟
🔺احتمالاً با رفع ابهام از موارد بالا، منظور رهبرانقلاب از «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» هم شفافتر خواهد شد.
🔲 @ArmanGram
🔺بنظرم مهمترین نکتهی پیام رهبر انقلاب درمورد تفاهمنامه، «مرزبندی نهضتی» بین «ما» (نهضت) و «آنها» (نظام) بود. مرزبندی الزاماً بمعنی تقابل نیست اما معنیدار و گام موثری در راستای احیای نهضته. تو ویدئوی زیر در هفته اول جنگ، وقتی هنوز رهبر جدید تعیین نشده بود، درمورد «احیای نهضت» صحبت کردم.
🔺اما همچنان یکی دو ابهام درمورد کارویژهی نهضت درمورد مذاکرات و تفاهمنامه وجود داره:
«از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق #شروط_گفتهشده خواهیم بود».
🔺آیا منظور از «شروط گفتهشده»، همان ۱۰ بند مورداشاره در بیانیه شعام در شب آتشبسه؟ باتوجه به اینکه تاکنون در بیانیهها و پیامهای رهبری هیچجا این شروط ذکر نشدهاند و از طرفی برخی نزدیکان مسئولین مذاکرهکننده مدعی شدند که اینها شروط رهبری نیست و صرفاً بیانیهی رسانهای دبیرخانه شعامه، بنظرم ضروریه که این موضوع توسط مطلعین و مسئولین شفاف بشه.
🔺سؤال یا ابهام بعدی اینه که به فرض، اگر منظور از شروط همین ۱۰ بند است، آیا تمامی این شروط از دل متن تفاهمنامهی فعلی، با هر نوع مذاکرهای، قابل حصول خواهد بود؟ تحقق بعضی از شروط، ردپا یا تضمین پررنگی در متن تفاهمنامه نداره. مثلاً «پرداخت خسارت به ایران» (صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری مصداق خسارت و غرامت نیست)
🔺به عبارت دیگه؛ در خود متن تفاهمنامه تعهداتی صراحتاً برای آمریکا ذکر شده که تحقق خود اونا هم در هالهای از ابهامه، حال آیا باید علاوه بر خود متن تفاهمنامه، تحقق شروطی فراتر از متن رو هم مطالبه کنیم؟
🔺احتمالاً با رفع ابهام از موارد بالا، منظور رهبرانقلاب از «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» هم شفافتر خواهد شد.
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرمانگرام | میلاد گودرزی
🔰رسالت رهبر سوم
🔺ثانیهها را برای احیای نهضت داریم از دست میدهیم!
🔲 @ArmanGram & @Goftar_Media
🔺ثانیهها را برای احیای نهضت داریم از دست میدهیم!
🔲 @ArmanGram & @Goftar_Media
👍9❤2
🔰چرا مذاکره هستهای؟!
🔺 یه کم بریم عقبتر و یه سوال بپرسیم:
اساساً چرا باید مذاکرات «هستهای - تحریم» چسبیده به مذاکرات «پایان جنگ» اتفاق میافتاد؟
بر فرض که بپذیریم پایان جنگ نیازمند مذاکره و توافق بود، بهتر نبود که مذاکرات هستهای کلاً به بعد از دولت ترامپ یا مثلاً به یکسال بعد از پایان جنگ موکول و به پایبندی آمریکا به تعهدات توافق پایان جنگ مشروط میشد؟
🔺این موضوع از این نظر مهمه که اگه بدعهدی آمریکا و احتمال جنگ مجدد رو پیشفرض بگیریم، مهلکترین اتفاق برای ما در توافقات پیش رو، دادن «امتیازات غیرقابل بازگشت» خواهد بود و این امتیازات عمدتاً درموضوع هستهای و مشخصاً در رقیقسازی مواد غنیشده ممکنه اتفاق بیفته.
🔺باز کردن تنگه هرمز، تعهد به عدم حمله به اسرائیل و منافع آمریکا و… غیرقابل بازگشت نیستن (هرچند رفت و برگشت به اینا هم بیهزینه نیست)، اما اون چیزی که اگه بدیم بره، دیگه از دست رفته و اگه آمریکا بزنه زیر توافق، ما نمیتونیم به عقب برگردیم، مربوط به دسترسی آژانس به سایتهای هستهای و رفع ابهام اونها از وضعیت ذخایر اورانیوم ۶۰درصد و نهایتاً از دست دادن این مواد خواهد بود و این یعنی جنگ مجدد و سنگینتر.
🔺مشخصه که مذاکره بر سر هستهای خواست آمریکاییهاست و طبیعتاً اونا دنبال اینن که چیزی که با جنگ نتونستن بدست بیارن رو با توافق از چنگ ما خارج کنن؛ اما احتمالاً «امیدواری کور» مسئولین ما به رفع تحریمها هم مزید بر علت شده که این روزا وارد مذاکراتی بشیم که تهش ممکنه به از دست دادن داراییهایی راهبردی و جنگ مجدد منجر بشه!
🔲 @ArmanGram
🔺 یه کم بریم عقبتر و یه سوال بپرسیم:
اساساً چرا باید مذاکرات «هستهای - تحریم» چسبیده به مذاکرات «پایان جنگ» اتفاق میافتاد؟
بر فرض که بپذیریم پایان جنگ نیازمند مذاکره و توافق بود، بهتر نبود که مذاکرات هستهای کلاً به بعد از دولت ترامپ یا مثلاً به یکسال بعد از پایان جنگ موکول و به پایبندی آمریکا به تعهدات توافق پایان جنگ مشروط میشد؟
🔺این موضوع از این نظر مهمه که اگه بدعهدی آمریکا و احتمال جنگ مجدد رو پیشفرض بگیریم، مهلکترین اتفاق برای ما در توافقات پیش رو، دادن «امتیازات غیرقابل بازگشت» خواهد بود و این امتیازات عمدتاً درموضوع هستهای و مشخصاً در رقیقسازی مواد غنیشده ممکنه اتفاق بیفته.
🔺باز کردن تنگه هرمز، تعهد به عدم حمله به اسرائیل و منافع آمریکا و… غیرقابل بازگشت نیستن (هرچند رفت و برگشت به اینا هم بیهزینه نیست)، اما اون چیزی که اگه بدیم بره، دیگه از دست رفته و اگه آمریکا بزنه زیر توافق، ما نمیتونیم به عقب برگردیم، مربوط به دسترسی آژانس به سایتهای هستهای و رفع ابهام اونها از وضعیت ذخایر اورانیوم ۶۰درصد و نهایتاً از دست دادن این مواد خواهد بود و این یعنی جنگ مجدد و سنگینتر.
🔺مشخصه که مذاکره بر سر هستهای خواست آمریکاییهاست و طبیعتاً اونا دنبال اینن که چیزی که با جنگ نتونستن بدست بیارن رو با توافق از چنگ ما خارج کنن؛ اما احتمالاً «امیدواری کور» مسئولین ما به رفع تحریمها هم مزید بر علت شده که این روزا وارد مذاکراتی بشیم که تهش ممکنه به از دست دادن داراییهایی راهبردی و جنگ مجدد منجر بشه!
🔲 @ArmanGram
👍21👎3🔥1
🔰تیم «شجاع و خلیلزاده»ی ایران
➕پیشنهاد آرسن ونگر برای قانون آفساید (که الان بصورت آزمایشی در لیگ کانادا داره اجرا میشه و احتمالاً بزودی در فوتبال دنیا پیاده بشه):
فقط در صورتی موقعیت آفساید محسوب میشه که مهاجم به طور کامل از مدافع جلوتر باشه، نه اینکه بخاطر بخشی از بدن یا کفش و… آفساید اعلام بشه!
🔲 @ArmanGram
➕پیشنهاد آرسن ونگر برای قانون آفساید (که الان بصورت آزمایشی در لیگ کانادا داره اجرا میشه و احتمالاً بزودی در فوتبال دنیا پیاده بشه):
فقط در صورتی موقعیت آفساید محسوب میشه که مهاجم به طور کامل از مدافع جلوتر باشه، نه اینکه بخاطر بخشی از بدن یا کفش و… آفساید اعلام بشه!
🔲 @ArmanGram
👍15❤3
🔰 خامنهایِ آرمانگرا
🔺سالهاست این تابلو (عکس ضمیمه) در اتاق محل کارم، هرجا که باشم، روی دیواره. صبح به صبح از آیهی شریفه تذکر گرفتهم و «نباید از آرمانخواهی دست برداشت» رو برای خودم یادآوری کردهم. بنظرم مهمترین مأموریتی که آقای خامنهای شهید برای خودش متصور بود، همین پاسداری از «آرمانخواهی» و مانع شدن از له شدن این روحیه، زیر چرخ بیرحم روزمرگی و کوتهبینی و عافیتطلبی بود.
🔺از مسجد امام حسن مجتبای مشهد در دههی ۴۰ و ۵۰، تا نه و نیم صبح ۹ اسفند۴۰۴ تهران، آرمانخواهی رو هم برای خودش زنده نگه داشت و هم سعی کرد این شعلهی حیاتبخش رو هرچند به اندازهی یک شمع، در دل ما ها روشن نگه داره.
🔺آرمانخواهیِ ناظر به فردا البته اگر امروز رو سرشار از کار و دویدن و متوقف نشدن برای تغییر واقعیتها و دستیابی به آرمانها نکنه، مخدر و توهمی بیش نیست و از این جهت بود که خامنهای آرمانگرا «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» رو اینطور و در نسبت با آرمانخواهی، فهم و تفسیر میکرد.
🔺سیدعلی خامنهای که بیتوقف تا آخرین بادهی ناخوردهی رگ تاک و تا لحظهی نوشیدن شراب شیرین شهادت، در پی آرمانش رفت؛ اما شاید خیلیها، از جمله برخی عزاداران امروز او، این روزها بدنبال این باشن که همراه با تشییع و تدفین او، «آرمانخواهی» رو هم دفن کرده، فاتحهای بخونن و تسلیم واقعیتها بشن و چه بسا مهمترین رسالت دوستداران او، زنده نگه داشتن آرمانخواهیست و قامت راست کردن و ایستادنِ بیتوقف برای رسیدن به آرمان او، یعنی «ایران قوی».
🔺دوست دارم از این به بعد، با دیدن هر تابلو و قاب عکسی از رهبر شهید، مثل تابلوی اتاق کارم «نباید از آرمانخواهی دست برداشت» و «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» برام یادآوری بشه و بایستم برای ادامهی کار...
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است
به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی
چو خس مزی که هوا تیز و شعله بیباک است
🔲 @ArmanGram
🔺سالهاست این تابلو (عکس ضمیمه) در اتاق محل کارم، هرجا که باشم، روی دیواره. صبح به صبح از آیهی شریفه تذکر گرفتهم و «نباید از آرمانخواهی دست برداشت» رو برای خودم یادآوری کردهم. بنظرم مهمترین مأموریتی که آقای خامنهای شهید برای خودش متصور بود، همین پاسداری از «آرمانخواهی» و مانع شدن از له شدن این روحیه، زیر چرخ بیرحم روزمرگی و کوتهبینی و عافیتطلبی بود.
🔺از مسجد امام حسن مجتبای مشهد در دههی ۴۰ و ۵۰، تا نه و نیم صبح ۹ اسفند۴۰۴ تهران، آرمانخواهی رو هم برای خودش زنده نگه داشت و هم سعی کرد این شعلهی حیاتبخش رو هرچند به اندازهی یک شمع، در دل ما ها روشن نگه داره.
🔺آرمانخواهیِ ناظر به فردا البته اگر امروز رو سرشار از کار و دویدن و متوقف نشدن برای تغییر واقعیتها و دستیابی به آرمانها نکنه، مخدر و توهمی بیش نیست و از این جهت بود که خامنهای آرمانگرا «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» رو اینطور و در نسبت با آرمانخواهی، فهم و تفسیر میکرد.
🔺سیدعلی خامنهای که بیتوقف تا آخرین بادهی ناخوردهی رگ تاک و تا لحظهی نوشیدن شراب شیرین شهادت، در پی آرمانش رفت؛ اما شاید خیلیها، از جمله برخی عزاداران امروز او، این روزها بدنبال این باشن که همراه با تشییع و تدفین او، «آرمانخواهی» رو هم دفن کرده، فاتحهای بخونن و تسلیم واقعیتها بشن و چه بسا مهمترین رسالت دوستداران او، زنده نگه داشتن آرمانخواهیست و قامت راست کردن و ایستادنِ بیتوقف برای رسیدن به آرمان او، یعنی «ایران قوی».
🔺دوست دارم از این به بعد، با دیدن هر تابلو و قاب عکسی از رهبر شهید، مثل تابلوی اتاق کارم «نباید از آرمانخواهی دست برداشت» و «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» برام یادآوری بشه و بایستم برای ادامهی کار...
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است
به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی
چو خس مزی که هوا تیز و شعله بیباک است
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
❤20👍9👎2