با شنیدن خبر درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده، یاد نقش سه نخلِ از ریشه بههمپیوسته روی یکی از آثار تمدن جیرفت افتادم؛ درست مثل ریشههایی که او سالها تلاش کرد از دل خاک آشکار کنه تا ما خودمون رو بیشتر بشناسیم.
ریشهها مهماند، حتی وقتی دیده نمیشن. 🖤
خاک بر او خوش
https://x.com/kiarashmi/status/2112592044975677868
ریشهها مهماند، حتی وقتی دیده نمیشن. 🖤
خاک بر او خوش
https://x.com/kiarashmi/status/2112592044975677868
❤15👏1
Forwarded from بزم قدسیان 2
🔻مطلبی که با مضمون عجیب و نادرست: «نحن حجج الله و فاطمة حجة الله علینا» به عنوان حدیث شهرت یافته و ترویج می شود هیچ منبع و مستندی ندارد و برای اول بار در قرن 14 در تفسیر «اطیب البیان» ذکر شده است. مصحح «عوالم العلوم» هم با افزودن آن به کتاب عوالم باعث اشتباه شده، اما تنها منبع آن همان تفسیر اطیب است و عمر آن به پنجاه سال نمی رسد.
🔻مرحوم حسن زاده آملی با استناد به همین حدیث جعلی، عبارت أشهد أن فاطمة ... حجة الله علی الحجج را در اذان و اقامه خود اضافه و ترویج میکردند که بسیار جای تعجب است.
پ.ن: تناقض و غلوّ موجود در این حدیثواره جعلی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
https://t.me/bazmeghodsian2
🔻مرحوم حسن زاده آملی با استناد به همین حدیث جعلی، عبارت أشهد أن فاطمة ... حجة الله علی الحجج را در اذان و اقامه خود اضافه و ترویج میکردند که بسیار جای تعجب است.
پ.ن: تناقض و غلوّ موجود در این حدیثواره جعلی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
https://t.me/bazmeghodsian2
👎1
🔰 پژوهش هنر
نورجهان هند گورکانی، نیمه اول سدۀ ۱۸ میلادی رنگدانههای مات با طلا روی کاغذ پشت برگه قطعۀ نستعلیق رقم محمدحبیب نگاره: ۱۹.۷ × ۱۲.۸ سانتیمتر برگه: ۴۱ × ۲۶.۱ سانتیمتر فروش در مزایده کریستیز
چلیپای نستعلیق
رقم محمدحبیب
هند گورکانی، نیمه اول سدۀ ۱۸ میلادی
پشت برگه پرتره نورجهان
برگه: ۴۱ × ۲۶.۱ سانتیمتر
فروش در مزایده کریستیز
رقم محمدحبیب
هند گورکانی، نیمه اول سدۀ ۱۸ میلادی
پشت برگه پرتره نورجهان
برگه: ۴۱ × ۲۶.۱ سانتیمتر
فروش در مزایده کریستیز
❤1
فرمان امپراتور اکبر بخط تعلیق
هند گورکانی
ربیعالاول ۹۶۷ ه .ق.
میانۀ دسامبر ۱۵۵۹ م.
57.8 × 28 سانتیمتر
فروش در مزایده کریستیز
این فرمان یکی از قدیمیترین نمونههای باقیمانده از دوران سلطنت اکبر است. تاریخ آن به دسامبر ۱۵۵۹، تنها سه سال پس از به سلطنت رسیدن او، برمیگردد. قدیمیترین فرمان ثبتشده از اکبر تنها یک سال قبل از نمونه فعلی است. (آرشیو ملی، دهلی نو، نسخه ۲۷۱۹/۱).
این فرمان، دربارۀ کمکهزینهای به محقق برجسته اسلامی، ملا حافظ، است. نسب او به عبدالله انصاری اهل هرات میرسد. ملا حافظ نخستین شخص از یک تبار خانوادگی طولانی از علمای اسلامی بود که در هند به شهرت رسید.
هند گورکانی
ربیعالاول ۹۶۷ ه .ق.
میانۀ دسامبر ۱۵۵۹ م.
57.8 × 28 سانتیمتر
فروش در مزایده کریستیز
این فرمان یکی از قدیمیترین نمونههای باقیمانده از دوران سلطنت اکبر است. تاریخ آن به دسامبر ۱۵۵۹، تنها سه سال پس از به سلطنت رسیدن او، برمیگردد. قدیمیترین فرمان ثبتشده از اکبر تنها یک سال قبل از نمونه فعلی است. (آرشیو ملی، دهلی نو، نسخه ۲۷۱۹/۱).
این فرمان، دربارۀ کمکهزینهای به محقق برجسته اسلامی، ملا حافظ، است. نسب او به عبدالله انصاری اهل هرات میرسد. ملا حافظ نخستین شخص از یک تبار خانوادگی طولانی از علمای اسلامی بود که در هند به شهرت رسید.
❤4
🔰 پژوهش هنر
فرمان امپراتور اکبر بخط تعلیق هند گورکانی ربیعالاول ۹۶۷ ه .ق. میانۀ دسامبر ۱۵۵۹ م. 57.8 × 28 سانتیمتر فروش در مزایده کریستیز این فرمان یکی از قدیمیترین نمونههای باقیمانده از دوران سلطنت اکبر است. تاریخ آن به دسامبر ۱۵۵۹، تنها سه سال پس از به سلطنت رسیدن…
متن با ذکر «هُوَ الغنی» آغاز میشود. به نظر میرسد این ذکر مختص فرمانهای اولیۀ سلطنت اکبر باشد، همانطور که در فرمانهای بابر آمده است، اما در فرمانهای همایون چنین نیست. این ذکر بعداً با «الله اکبر» جایگزین شد (ظاهراً پس از ۷۶-۱۵۷۵ م.). پس از آن «عنوان» سند با حروف طغرای «فرمان جلالالدین محمد اکبر پادشاه غازی» آمده است که با سبک فرمانهای بابر مطابقت دارد. مهر اکبر در زیر طغرا ظاهر میشود و نام امپراتور را با عنوان او در مرکز آن و با عنوان اجدادش از تیمور تا همایون هممرز میکند. فرمانهای اولیه اکبر همگی این مهر گرد را دارند. به گفته ابوالفضل، که عین اکبری را نوشته و از یاران نزدیک اکبر بود، این مهر اولیه توسط مولانا مقصود طراحی شده است.
❤2
«نوعی دیگر: سنبوسهٔ غیاثشاهی: قیمهٔ خوبپخته با همچند آن پیاز، قیمه کرده، و زنجبیل خرد کرده و ربع آن و نیم تولچه (دو مثقال و نیم) سیر آس (آسیاب) کرده همه یکجا بیامیزد و زعفران سه تولچه در گلاب آس کرده با قیمه بیامیزد و از میان شوربا بادنجان بیرون آرند و با قیمه یکجا کرده در سنبوسه پر کنند و در میان روغن برشته سازند خواه از نان تنُک خشکه باشد یا از نان میده (نان از آرد بیسبوس) یا از خمیر خام؛ هر سه جنس سنبوسه بپزد، لذیذ باشد.»
دوشیدن شیر گاو و دستور پخت سنبوسه
برگی از نعمتنامه نصیرالدینشاهی
1495- 1505 میلادی، گجرات، هند
کتابخانه بریتانیا
پیرزنش گفت مبَر نام کَسروبهرو شدن جوانمردی که مَحرم راز جمشید بود با پیرزن.
همدم خود همدم خود دان و بس
هیچ کسی محرم این دم مدان
سایۀ خود محرم خود هم مدان
مرد فروبستهزبان خوش بود
آن سگ دیوانه زبانکش بود
مصلحت توست زبان زیر کام
تیغ پسندیده بُوَد در نیام
راحت این پند به جانها دَرَست
کهآفت سرها به زبانها دَرَست
لب مگشای ارچه درو نوشهاست
کز پس دیوار بسی گوشهاست
بد مشنو وقت گرانگوشی است
زشت مگو نوبت خاموشی است
چند نویسی؟ قلم آهستهدار
بر تو نویسند زبان بسته دار
عشق که در پرده کرامات شد
چون بهدر آمد به خرابات شد
برگی از خمسه نظامی، مخزن الاسرار
۷۶۴ ق. ۷۸۷ ش. ۱۳۸۶ میلادی
سبک جلایری، بغداد
کتابخانه بریتانیا
❤1
Forwarded from کاریز
آثار مولیر به قلم کورنی؟ (۱)
مثالی از کاربرد روشهای تحلیلی ریاضی و آماری در تشخیص نویسنده
مشهور است که زبان فرانسه زبان مولیر (1622-1673 Molière) است، (همچنان که آلمانی زبان گوته، و انگلیسی زبان شکسپیر و ایتالیایی زبان دانته و اسپانیایی زبان سروانتس و فارسی زبان سعدی) و از همین جا آشکار است سختی و سنگینی این ادّعای بزرگ که مولیر اساساً نویسنده نبوده است و هر آنچه او به نام خود منتشر کرده، دست کم شاهکارهای او، حاصلِ قلم «سایهنویس» اوست: پیر کورنی (Pierre Corneille 1606-1684)
این نظر، در نگاه اوّل، مایهٔ شگفتیست و قولی عجیب و نامتعارف مینماید امّا به واقع دست مدَعیان هیچ خالی نیست. در این خصوص مطلب نوشته شده است و هر چه میگذرد، با ابزارهای جدید، قراین دیگری هم به دست میآید و یکی از مهمترین این روشها هم، تحلیلهای چندبعدی ریاضی و آماری آثار این دو نویسنده است.
ابتدا مختصری از سابقه موضوع بگوییم تا بعد سراغ آن نکته اصلی در خصوص این روشهای جدید تشخیص نویسنده برویم.
اینک آشکار است که تقریباً هیچ دستنوشتهٔ مستقلی از مولیر باقی نمانده است، نه نامهای به خامهای، نه دستنویس آن همه آثار منتسب، نه گزیدهٔ شخصی از متون... هیچ! تنها چند امضای رسمی از او باقی مانده است. چطور از همچو نویسندهٔ مستعدّ مشهوری که به قاعده محلّ رجوع و مکاتبهٔ بسیاری از نویسندگان عصر بوده، هیچ دستنوشتهای باقی نمانده است؟
مولیر مدیر و کارگردان گروه نمایشی بزرگ پرکاری بوده است با بیش از پنجاه بازیگر و خدمه، و با چندین هزار اجرای مستمرّ. نمایشهای بسیار ساخته و پرداخته که گاه پادشاه و درباریان به تماشای آن مینشستهاند. مولیر همچنین بازیگر این نمایشنامهها بوده است و اصلا مرگ او بر روی صحنه و در میانهٔ نمایش «بیمار خیالی» رخ داد. از دفترچه روزنوشتهای دوست و همکار بسیار نزدیک او در گروه نمایشی برمیآید که مولیر همزمان شغل پدری تجارت پارچه را دنبال میکرده است. این همه نشان میدهد که همچو فرد بسیار پرمشغلهای فرصت نوشتن این همه نمایشنامه نداشته است، یعنی تقریبا دو نمایشنامه در سال با آن همه ظرافت و ریزهکاری که مستلزم صرف وقت و بازنویسی مکرّر بوده است.
دیگر این که هیچ کس در عهد مولیر، و این نکته هم مورد توافق همگان است، مولیر را نویسنده ننامیده است بلکه او را مدیر گروه نمایشی، کارگردان و بازیگر میدانستهاند و تاجر پارچه که اقلام مورد نیاز دربار را هم فراهم میکرده است. نام او البته بر عنوان کتابها آمده که از آن خواهیم گفت امّا ناشر در مقدّمه برخی آثار میگوید که این کتاب را مولیر «عرضه» کرده است.
نکته دیگر این که آثارش، به یکباره و ناگهان، از کارهای سطحی معمولی به مجموعهای از شاهکارها رسیده که در تاریخ ادبیات فرانسه به «معجزهٔ مولیر» مشهور شده است.
همچنین در آثارش از موضوعات یا محیطهایی سخن میرود که او تجربهای در آن نداشته است. برخی لغات خاص مناطق شمال فرانسه در آن به چشم میخورد که توقّع نمیرود بر زبان مولیر جاری باشد. اصطلاحات حقوقی و لاتین دارد که در سابقهٔ مطالعات و تحصیل مولیر نشانی از آن پیدا نیست.
پژوهشها همچنین نشان میدهد که مولیر به نسبت ثروتمند بوده امّا در خانهاش کتابخانه و محلّ کار و مطالعه نداشته است.
نکته دیگر «غثّ و سمین» در آثار اوست. چطور در میان ابیاتی بسیار درخشان و پرداخته، جملات کوتاه و بلند سستی در میان میآید؟ ممکن است که نویسندهٔ متن دیگری بوده و او گاه، برای اجرا، در آن دست برده است؟ آیا مولیر به واقع اسم مستعار نویسنده مشهوری بوده است؟ و اگر چنین بوده چه کسی و چرا؟ از همان عهد مولیر کسانی به پیر کورنی اشاره کردهاند و خواهیم دید چرا...
ادامه در فرسته بعدی.
مثالی از کاربرد روشهای تحلیلی ریاضی و آماری در تشخیص نویسنده
مشهور است که زبان فرانسه زبان مولیر (1622-1673 Molière) است، (همچنان که آلمانی زبان گوته، و انگلیسی زبان شکسپیر و ایتالیایی زبان دانته و اسپانیایی زبان سروانتس و فارسی زبان سعدی) و از همین جا آشکار است سختی و سنگینی این ادّعای بزرگ که مولیر اساساً نویسنده نبوده است و هر آنچه او به نام خود منتشر کرده، دست کم شاهکارهای او، حاصلِ قلم «سایهنویس» اوست: پیر کورنی (Pierre Corneille 1606-1684)
این نظر، در نگاه اوّل، مایهٔ شگفتیست و قولی عجیب و نامتعارف مینماید امّا به واقع دست مدَعیان هیچ خالی نیست. در این خصوص مطلب نوشته شده است و هر چه میگذرد، با ابزارهای جدید، قراین دیگری هم به دست میآید و یکی از مهمترین این روشها هم، تحلیلهای چندبعدی ریاضی و آماری آثار این دو نویسنده است.
ابتدا مختصری از سابقه موضوع بگوییم تا بعد سراغ آن نکته اصلی در خصوص این روشهای جدید تشخیص نویسنده برویم.
اینک آشکار است که تقریباً هیچ دستنوشتهٔ مستقلی از مولیر باقی نمانده است، نه نامهای به خامهای، نه دستنویس آن همه آثار منتسب، نه گزیدهٔ شخصی از متون... هیچ! تنها چند امضای رسمی از او باقی مانده است. چطور از همچو نویسندهٔ مستعدّ مشهوری که به قاعده محلّ رجوع و مکاتبهٔ بسیاری از نویسندگان عصر بوده، هیچ دستنوشتهای باقی نمانده است؟
مولیر مدیر و کارگردان گروه نمایشی بزرگ پرکاری بوده است با بیش از پنجاه بازیگر و خدمه، و با چندین هزار اجرای مستمرّ. نمایشهای بسیار ساخته و پرداخته که گاه پادشاه و درباریان به تماشای آن مینشستهاند. مولیر همچنین بازیگر این نمایشنامهها بوده است و اصلا مرگ او بر روی صحنه و در میانهٔ نمایش «بیمار خیالی» رخ داد. از دفترچه روزنوشتهای دوست و همکار بسیار نزدیک او در گروه نمایشی برمیآید که مولیر همزمان شغل پدری تجارت پارچه را دنبال میکرده است. این همه نشان میدهد که همچو فرد بسیار پرمشغلهای فرصت نوشتن این همه نمایشنامه نداشته است، یعنی تقریبا دو نمایشنامه در سال با آن همه ظرافت و ریزهکاری که مستلزم صرف وقت و بازنویسی مکرّر بوده است.
دیگر این که هیچ کس در عهد مولیر، و این نکته هم مورد توافق همگان است، مولیر را نویسنده ننامیده است بلکه او را مدیر گروه نمایشی، کارگردان و بازیگر میدانستهاند و تاجر پارچه که اقلام مورد نیاز دربار را هم فراهم میکرده است. نام او البته بر عنوان کتابها آمده که از آن خواهیم گفت امّا ناشر در مقدّمه برخی آثار میگوید که این کتاب را مولیر «عرضه» کرده است.
نکته دیگر این که آثارش، به یکباره و ناگهان، از کارهای سطحی معمولی به مجموعهای از شاهکارها رسیده که در تاریخ ادبیات فرانسه به «معجزهٔ مولیر» مشهور شده است.
همچنین در آثارش از موضوعات یا محیطهایی سخن میرود که او تجربهای در آن نداشته است. برخی لغات خاص مناطق شمال فرانسه در آن به چشم میخورد که توقّع نمیرود بر زبان مولیر جاری باشد. اصطلاحات حقوقی و لاتین دارد که در سابقهٔ مطالعات و تحصیل مولیر نشانی از آن پیدا نیست.
پژوهشها همچنین نشان میدهد که مولیر به نسبت ثروتمند بوده امّا در خانهاش کتابخانه و محلّ کار و مطالعه نداشته است.
نکته دیگر «غثّ و سمین» در آثار اوست. چطور در میان ابیاتی بسیار درخشان و پرداخته، جملات کوتاه و بلند سستی در میان میآید؟ ممکن است که نویسندهٔ متن دیگری بوده و او گاه، برای اجرا، در آن دست برده است؟ آیا مولیر به واقع اسم مستعار نویسنده مشهوری بوده است؟ و اگر چنین بوده چه کسی و چرا؟ از همان عهد مولیر کسانی به پیر کورنی اشاره کردهاند و خواهیم دید چرا...
ادامه در فرسته بعدی.
Telegram
K-A-Images