کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
المرجع الدینی السید کمال الحیدری: الحجاب کان حکما شرعیا فی کل زمان ومکان؟ أو حکم شرعی مرتبط بزمان خاص؟ أو لم‌یکن حکما شرعیا بل کان امراً عرفیا و اجتماعیا
alhaydari.com/ar/2018/04/65522

@baznegari
سه دیدگاه پیرامون شرعیّتِ روسری

در کلام مرجع دینی سیّدکمال حیدری

برگرفته از:
-درس خارج فقهِ زن (جلسه ٩٨)– تلاشی برای ارائۀ نگاهی جدید
-درس خارج فقهِ زن جلسه ٩٩

https://t.me/baznegari/360

مرجع سیدکمال حیدری: 《... من یک نظام فکری دارم و شما یک نظام فکری دیگر؛ به همین خاطر:
-گاه گفته می‌شود حجاب، حکمی شرعی است برای همۀ زمان‌ها و مکان‌ها. اگر چنین برداشتی دارید به نظرتان عمل کنید ولی ما را مجبور به پذیرفتن این نظر نکنید و می‌بینید که چه اصراری در تحمیل این نظر هست
-و گاه گفته می‌شود حجاب، حکمی شرعی ولی مختص به زمان خاصی است یعنی قید زمانی و مکانی بودن در موضوع حجاب اخذ شده و با نبود قید، حکم هم منتفی می‌شود این به این معنی نیست که حجاب مسئله‌ای موقت بوده بلکه موضوع آن حکم زمانمند و مکانمند بوده [و مثلا الان دیگر آن موضوع از بین رفته]
-و گاه گفته می‌شود حجاب اساساً حکم شرعی نبوده بلکه امری عرفی و اجتماعی بوده.


[حالا ] در مورد حجاب چه فتوایی می‌دهید؟ سه نظر هست:
-اولی حکمی شرعی که از نظر زمان و احوال و افراد مطلق است [یعنی همیشه یک شکل و شیوه واحد و ثابت دارد ]
-در نظر دوم اطلاق زمانی هست یا نیست [یعنی آیا در هر زمانی حجاب به آن شکل اولیه واجب است یا نه ]؟ اطلاق نیست.
-از نظر سوم هم که اساساً حجاب، حکم شرعی نیست و این نظر صاحب كتاب حجاب شرعی در عصر بيامبر امیر ترکاشوند است. کتاب او حدود هزار صفحه است. در جلد دوم کتاب صفحه ٩٨٤ می‌گوید: "که طی آن ثابت گرديد پوشاندن سر را می‌بایست به دلايل زير حمل بر رسم و اعتبار اجتماعی كرد و نه حمل بر حجاب شرعی". من اینجا درصدد تأیید یا رد این نظر نیستم فقط دارم نظرها را نقل می‌کنم. حالا نروند پخش کنند که سید حجاب را واجب نمی‌داند.

نیایید بگویید که حجاب از مسلمات سیرۀ متشرعه است [یعنی مسلمانان قرون ابتدایی همه حجاب داشته‌اند پس حتما این حکم قطعی اسلام بوده ]. ما نظر علامه شمس‌الدین را دربارۀ ارزش داشتن یا نداشتن سیره متشرعه گفتیم. آن سیره تابع فتاوای فقها [و اجتهادات و نظرات آنان ] بوده.


اینجا به اصل و قاعدۀ پنجم می‌رسیم و آن این است که در هنگام بحث از فقه زن باید توجه کنیم آنچه از اقوال و افعال و تقریرات پیامبر صادر شده آیا
-از احکام شرعی مطلق برای هر زمان و مکان و حالی بوده
-یا از احکام شرعیِ مقید به زمان و مکان بوده
-یا اساسا حکم شرعی نبوده
والحمد لله رب العالمین (درس خارج فقه زن جلسه ۹۸)

[ادامه سخن آن مرجع در جلسه بعدی:]
... عزیزان می‌توانند به عوامل تغلیظ حجاب رجوع کنند نویسنده ١٨ علت تغلیظ حجاب را در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر ذکر می‌کند که عنوان لطیفی هم هست.
كتاب حجاب شرعی در عصر پيامبر امير تركاشوند، عنوان: "علل تغليظ آراء" [یعنی] چطور مسئله‌ای که خیلی در آن تسامح بود روز به روز سخت‌گیرانه‌تر شد؟ همانطور که برایتان مثال زدم. می‌گوید من ١٨ علت را استقراء کردم. از صفحۀ ٨٥٢ شروع می‌کند تا آخر کتاب، ١٨ علت را با شواهد و ادله‌اش ذکر می‌کند. من فقط عناوینش را ذکر می‌کنم: ...... (درس خارج فقه زن جلسه ٩٩)》

🔸ترجمه توسط یکی از خوانندگان کانال بازنگری

متن اصلی:
https://t.me/baznegari/294
و
https://t.me/baznegari/298

فایل صوتی:
https://telegram.me/alhaydarii/2426



دانلود کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر "اینجا"


عکس پایین؛
مرجع دینی در حال معرفی کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به طلاب علوم دینی

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۱/۰۸
https://t.me/baznegari/361

.
به زودی یادداشتی با عنوانِ "بی‌حجابیِ اجباری در صدر اسلام" منتشر خواهم کرد. خوانندگان و به ویژه طلاب و محققان دینی در باره‌اش فکر کنند. @baznegari

منتشر شد "اینجا"
کدامیک باورکردنی‌تر است؟
(فاطمه! رو در رو گریبانِ مردی بینا را گرفت و کشید یا دورا دور از فردی نابینا در پرده شد؟)
@baznegari
یک- رو در رو گریبانِ عُمَر را کشیدن:
هنگامی که علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند، فاطمه (س) یقۀ عُمَر را گرفت و او را به سمت خود جلو کشید و نهیب زد: ای پسر خطاب! اگر از رسیدنِ بلا به بی‌گناهان ناراحت نمی‌شدم ، می‌فهمیدی که خدا را به سوگند می‌گرفتم و او نیز (نفرینم را) سریعاً اجابت می‌کرد.
عن أبی‌جعفر و أبی‌عبدالله (ع) قالا إنّ فاطمة (ع) لمّا أَنْ کان مِن أَمرهم ما کان أَخدت بِتَلابيب عُمرَ فجذَبتْه إِلیها ثمّ قالت أَما والله یا ابن الخطّاب لولا أَنّی أَكره أَن‌يُصيب البلاء مَن لا ذنبَ له لَعلمتَ أَنّی سَأُقسمُ علی الله ثمّ أَجدهُ سریع الإِجابَة (کافی کلینی ح ۱۲۴۰).

دو- دورا دور از عبدالله ابن اُمّ مکتومِ نابینا در پرده شدن:
نابینایی [گویا ابن‌اُمّ‌مکتوم] از فاطمه اذن دخول خواست پس فاطمه خود را از او در پرده بُرد. پیامبر به فاطمه گفت: این فرد که نابینا است چرا خود را از او محجوب می‌کنی؟ فاطمه پاسخ داد: ای رسول‌خدا! اگر او مرا نمی‌بیند من که او را می‌بینم و [تازه] او بو را احساس می‌کند. رسول‌خدا گفت: گواهی می‌دهم که تو پارۀ تنِ من هستی.
عن جعفربن‌محمد أنه قال: استأذن أعمی علی فاطمة فحجبته. فقال لها النبی: لم تحجبینه و هو لایراک؟ قالت: یا رسول‌الله: إن لم‌یکن یرانی فإنی أراه و هو یشم الریح. فقال رسول‌الله: أشهد أنک بضعة منی (دعائم الاسلام ج ۲ ص ۲۱۴ ح ۷۹۲).

کدام را برای سنجش حداقل الگوی فاطمیِ حجاب باور کنیم: روا بودنِ رخ به رخ شدن و گریبان گرفتن و به جلو کشیدن و رو در رو نهیب زدن؛ یا حاضر نبودن به حضور در جمعی که فردی نابینا در آنجاست؟

گفتنی است حدیث‌سازان این فرد یادشدۀ نابینا (عبدالله بن اُم مکتوم) را نقش ثابتِ احادیث تولیدیِ خود قرار داده و انواع محتوای متفاوت برای احکام خود خلق کردند؛ ادامۀ آن نقش ثابت مطابق آن‌چه در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر آوردم چنین است:

«واکنش پرسشیِ پیامبر در روایت بالا را با واکنش صریح و دستوریِ وی در این روایات مقایسه کنید:

اُمّ‌سلمه گفت: من و میمونه نزد پیامبر بودیم که ابن‌آُم‌مکتوم وارد شد ،این جریان پس از این بود که مأمور به پرده‌نشینی شده بودیم، پس رسول‏خدا گفت: در حجاب شوید. ما گفتیم: ای رسول‏خدا او نابینا است و نمی‏تواند ما را ببیند. رسول گفت: آیا شما هم نابینایید و او را نمی‏بینید؟ «عن أم‌سلمة قالت: کنت عند رسو‌‏ل‌الله(ص) و عنده میمونة فأقبل ابن‌اُم‌مکتوم و ذلک بعد أن امر بالحجاب، فقال: احتجبا، فقلنا: یا رسول‌الله، ألیس أعمی لایبصرنا؟ قال: أفعمیاوان أنتما؟ ألستما تبصرانه؟»

برخی روایات همین واقعه را دقیقاً در مورد عائشه و حفصه: «عدة من أصحابنا، عن أحمدبن أبی‌عبدالله قال: استأذن ابن‌أم‌مکتوم علی النبی(ص) و عنده عائشة و حفصة فقال لهما: قوما فادخلا البیت، فقالتا: إنه أعمی، فقال: إن لم‌یرکما فإنکما تریانه»

و در جای دیگر در مورد ام‌سلمه و عایشه، نسبت به ابن‌اُم‌مکتوم نقل کرده‌اند!: و «فی حدیث أم‌‏سلمة قالت: کنت أنا و عائشة عند النبی(ص) فدخل ابن‌اُم‌مکتوم فقال النبی(ص): احتجبن، فقلن: إنه أعمی! فقال النبی(ص) أفعمیاوان أنتما».

از این مقایسه عجیب‌تر، وجود روایات زیر است که پیامبر نه تنها در پرده رفتن از ابن‌اُم‌‏مکتومِ نابینا را لازم نمی‌داند بلکه حتّی درآوردن لباس! در برابر وی را بلااشکال و کاملاً روا می‌داند: « عن أبی‌سلمة أنه قال سألت فاطمة بنت قیس فأخبرتنی ان زوجها المخزومی طلقها فأبی ان‏ینفق علیها فجاءت إلی رسول‏الله(ص) فأخبرته فقال رسول‏الله(ص) لا نفقة لک فانتقلی فاذهبی إلی ابن‏أم‏مکتوم فکونی عنده فإنه رجل أعمی تضعین ثیابک عنده» و «عن عبیدالله، قال: أرسل مروان إلی فاطمة فسألها، فأخبرته أنها کانت عند أبی‌حفص، و کان النبی(ص) أمر علی‌بن‏أبی‏طالب -یعنی علی بعض الیمن- فخرج معه زوجها، فبعث إلیها بتطلیقة کانت بقیت لها، و أمر عیاش ‏بن‏ أبی‏ ربیعة والحارث ‏بن ‏هشام أن ‏ینفقا علیها، فقالا: والله ما لها نفقة إلا أن‏ تکون حاملا، فأتت النبی فقال: "لا نفقة لک إلا أن ‏تکونی حاملا" و استأذنته فی الانتقال، فأذن لها، فقالت: أین أنتقل یا رسول‏ الله؟ قال: عند ابن‏ أم‏ مکتوم و کان أعمی تضع ثیابها عنده و لایبصرها، فلم ‏تزل هناک حتی مضت عدتها، فأنکحها النبی(ص) أسامة...
(حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ ۲۶۷ و ۲۶۸).

به نقش طوایف و خاندان‌ها در تولید حدیث با حضورِ زنان منتسب به خود، در قبال فردی واحد (عبدالله بن ام مکتوم) دقت شود.

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۲۰

https://t.me/baznegari/364
.
.
📝 غفلتِ سه لایه‌ای از آیۀ سرنوشت‌سازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)

✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲

امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور می‌کنیم:
🔗 t.me/baznegari/366
کانال بازنگری | ترکاشوند
📝 غفلتِ سه لایه‌ای از آیۀ سرنوشت‌سازِ صابئون (به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی) ✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲ امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
غفلتِ سه لایه‌ای از آیۀ سرنوشت‌سازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
T.me/baznegari/365

امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور می‌کنیم.

اولین غفلت- نادیده گرفته شدنِ صابئان در قانون اساسی:
قرآن در آیاتِ ۶۲ بقره و ۶۹ مائده (نیز تا حدودی در ۱۷ حج) هنگام برشمردن عقاید دینی علاوه بر سه دین یادشده همچنین "صابئان" را نیز برشمرده است:
إنّ الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابئین مَن آمن بالله والیوم الآخِر و عَمِلَ صالحاً فلَهُم أجرُهم عند ربّهم ولا خوفٌ علیهم ولا هم یحزنون:
در حقیقت، کسانی که [به اسلام] ایمان آورده و کسانی که یهودی شده‌اند و ترسایان و صابئان، هرکس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد (ترجمۀ
محمدمهدی فولادوند)
در این آیه مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئان یعنی هر کس که دارای ایمان به خدا و آخرت بوده را مورد توجه قرار می‌دهد و تصریح می‌کند که: هر یک از آحاد آنان اگر ایمانش را با کردارِ شایسته همراه کند، خیالش راحت باشد که پاداش وی نزد پروردگار محفوظ است و خوف و حزن نگیردش.
چنان‌که از ظاهر آیه پیداست در کلام وحی "اسلام و یهودیت و مسیحیت و صابئی‌گری" همگی رسمی قلمداد شده و حکمی واحد برای آنان وضع شده است امّا نویسندگان قانون اساسی از کنار نصِّ وحی بی‌توجه رد شدند و این قانون را مفتخر به ذکر آنان نکردند.
گفتنی است در قرآن از پیروان محمد با عنوان الذین آمنوا و مؤمنون یاد می‌شود و رایج شدنِ اصطلاح مسلمان و مُسلم مربوط به ادوار پس از پیامبر است.

دومین غفلت- بی‌توجهی به کُنهِ معنای صابئان: به رسمیّت شناختنِ ازدین‌برگشتگان و ارتدادها.
صابئان چه کسانی هستند؟ منابع کهن برخی گویند مراد ستاره پرستانند برخی دیگر مراد از آن را پیروان فلان نبی می‌گیرند برخی نیز پای خرّم‌دینان را وسط می‌کشند برخی هم شاید دم از دین مبتنی بر فطرت و درون بزنند و نیز احتمالات دیگر؛ اما صابئی دقیقاً به موضوع بسیار مهمی اشاره دارد که ما مذهبی‌ها خوش نداریم بشنویم و از آن فرار می‌کنیم!! در این راستا لازم نیست راهِ دوری برویم بلکه کافی است به معنای لغوی صابئی و ریشۀ آن صبأ بنگریم؛ فعل صبأ به معنای کسی است که:
دین خود را تغییر دهد
از دینی به دین دیگر منتقل شود
از دین خود برگردد (و به قول ما مذهبی‌ها مرتد شود!!)
و بر این اساس صابئی یعنی ازدین‌برگشته، از دین خارج‌شده، از دین پدرومادری به دینی حاصلِ تحقیقِ خود منتقل‌شده. پیامبر گرامی نیز دقیقاً به همین خاطر صابئی بود و از دین اجدادی و تنگناهای آن گذر کرد و پا به دین جدید نهاد. ما مذهبی‌ها عادت داریم برعلیهِ ازدین‌برگشتگان (و به اصطلاح فقهی، مرتدها) بد و بیراه بگوییم و کج کج نگاه‌شان کنیم حال آن‌که اینان کسانی‌اند که دینِ به خرافات آلوده و تحریف‌شدۀ قبلی‌شان آن‌ها را قانع نمی‌کرد و چون خود را در تنگنای خرافات و تحریفات و ناصواب‌ها می‌دیدند عطای آن دین را به لقایش بخشیدند و آیین و عقیدۀ دیگری را برگزیدند. ازدین‌برگشتگان از سرِ سیری ترک عقیده و آیین نمی‌کنند آنان جزو آحاد فهمیدۀ جامعه هستند که خطر تغییر عقیده را به جان می‌خرند تا به آرامش درون برسند.
جمهوری اسلامی ایران در چهل سالگی خود باید به این بلوغ برسد که صابئان و تغییرات عقیدتی را به رسمیّت بشناسد.

اسناد معنای صابئی و صبأ بر اساس تفسیر مجمع‌البیان و کشاف:
T.me/baznegari/367

سومین غفلت- غفلت از این‌که رستگاری و عاقبت‌بخیری به کردار شایسته است و نه انتساب به این دین و آن دین.
قرآن در دو آیۀ سرنوشت‌سازِ یادشده وقتی نام یکایکِ مکاتب موجودشان را می‌بَرَد (چه آیینِ تازه‌متولدِ محمدی=الذین آمنوا، چه دو آیین ماقبل یعنی یهودیت و مسیحیت=والذین هادوا والنصاری، و چه اپوزیسیون‌های دینی=والصابئین) با این‌که با این ذکرِ نام، آنان را به رسمیّت می‌شناسد ولی تعارف را کنار می‌گذارد آب پاکی روی دامن‌شان می‌ریزد و آشکارا اعلام می‌کند که دلخوش به این برچسب‌های مذهبی دینی نباشید زیرا نگرانی‌های اخروی فقط و فقط زمانی برطرف می‌شود و کارنامه‌تان مثبت ارزیابی می‌شود که ایمان‌تان (مَن آمن بالله والیوم الآخِر) را به کردار شایسته (عَمِلَ صالحاً) گره بزنید.
دو پیام اصلی آیه، یکی رسمیّتِ تنوعات دینی و تغییرات دینی و دیگری حکومت کردار مثبت بر انتسابات دینی، است.
.
.
T.me/baznegari
کانال بازنگری | ترکاشوند
غفلتِ سه لایه‌ای از آیۀ سرنوشت‌سازِ صابئون (به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲ T.me/baznegari/365 امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم…
اَسناد مربوط به معنای لغوی صابئون
(پیوست برای یادداشتِ غفلت سه لایه‌ای از آیۀ
سرنوشت‌سازِ صابئون)
T.me/baznegari/365

والصابئون: جمع صابئ، و هو من انتقل [من دین] إلی دین آخر، و کل خارج من دین کان علیه إلی آخر غیره سمی فی اللغة صابئاً ...
فکأنه معنی الصابئ: التارک دینه الذی شرع له إلی دین غیره، کما أن الصابئ علی القوم: تارک لأرضه و منتقل إلی سواها. والدین الذی فارقوه: هو ترکهم التوحید إلی عبادة النجوم أو تعظیمها (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۲ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث اللغة)

... وکان الصابئون منتقلین من دینهم الذی اُخذ علیهم إلی سواه، لم‌یستقم أن‌یکون إلا من صبأت الذی معناه انتقال من دینهم إلی دین لم‌یشرع لهم (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۱ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث الحجة)

و ما سموا صابئین إلا لأنهم صبؤا عن الأدیان کلها أی خرجوا (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۶۶۱ شرح آیۀ ۶۹ مائده)

"والصابئین" و هو من صبأ إذا خرج من الدین و هم قوم عدلوا عن دین الیهودیة والنصرانیة و عبدوا الملائکة (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۱۴۶ شرح آیۀ ۶۲ بقره)

توجه
هر پُست تلگرام گنجایش محدودی دارد و به همین
خاطر ناچار، چند خطِ مربوط به اسناد، جداگانه و در این‌جا منتشر شد.

لینک یادداشت اصلی:

T.me/baznegari/366
انواع ادیان در قرآن

ادیان و عقاید دینی را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد:

🔸ادیان تشریعی
🔸ادیان فطری

برای هر یک از این دو نوع می‌توان پنج دین از قرآن معرفی کرد و همگی مادام که مزاحمت برای دیگری ایجاد نکند رسمی و آزاد هستند.

نام این ادیان؛

الف- ادیان تشریعی‌مکتبی:
۱- دین مسلمانی
۲- دین یهودی
۳- دین مجوس
۴- دین مسیحی
۵- دین شرک

ب- ادیان فطری‌فکری:
۱- دین حنیف
۲- دین صابئی/انتخابی
۳- دین قیّم/دین پایدار فطرت
۴- دین اسلام
۵- دین خالص/پیراسته از شرک

امیر ترکاشوند، دوم اسفند ۱۳۹۷
T.me/baznegari/368
.
.
او خواهد آمد

(این جمله را که می‌شنیدم عواطف و رؤیاهای مذهبی سراغم می‌آمد و آهِ حسرتی می‌کشیدم و ...؛ اما تازگی‌ها که کمی بزرگ شده‌ایم، جسارت به خرج دادم و پرسیدم:)

که چکار کند؟

(چپ نگاهم کرد و گفت:)

تا جهان را فتح کند

(باز به گذشتهٔ صاف و ساده‌ام برگشتم و ناامیدانه پرسیدم:)

یعنی فتحِ قلوب و قلب‌ها؟

(با آسودگی از هفت دولت گفت:)

فتح با شمشیر!
(شمشیری که اتفاقاً قلب‌ها! را می‌دَرَد؛ شمشیری که به تعداد مجاهدان از آسمان می‌بارَد و روی دستهٔ هر یک، نام صاحبش حک شده؛ شمشیری که خون بیشترِ مردم را می‌ریزد)

و تا کجا؟

تا جهان همه در زیرِ فرمانش درآید

که چه شود؟

تا چهارده قرن ظلم به آل محمد (با استقرار عدل یعنی "او" بر تخت حکمرانی) به پایان رسد.

و سپس چه شود؟

با ظهور او که آخرین! امامِ بر حق است، جهان به نقطهٔ پایانی می‌رسد و با مرگِ "او" عالَم کن‌فیکون شده و نابود می‌گردد تا سرآغاز برپایی قیامت شود.
T.me/baznegari/369

امروز صبح یادداشت زیر را خواندم که در پایانش نوشته بود:

«چطور شب‌ها با آرامش می‌خوابی؟ من که بر مسند تصمیم‌گیری‌ای نیستم امشب خوابم نمی‌برد»:
T.me/jalaeipour/4170

به یادداشتم اگر خوب دقت شود پاسخ ریشه‌ای برای این خواب‌های آرام را خواهید یافت. به همین سادگی.

آیا وقت بازخوانی در این مأموریت جهانی فرا نرسیده؟

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۳

@baznegari
.
واپسین آیه

(قرآن در واپسین آیه‌اش نگران حالِ مشرکانِ معاند!! است)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۴
@baznegari
مشرکان عصر پیامبر را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که یا از جغرافیای دعوت دور بودند (و عملاً اصطکاک چندانی با دین جدید پیش نیامد) و یا اگر هم در آن جغرافیا بودند اما از خود خویشتن‌داری نشان دادند و با پیامبر جدید و آیینِ ضدِ شرکش به ستیز نپرداختند.
بخش دوم از مشرکان اما همان مشرکانی هستند که پیوسته در قرآن از آن‌ها یاد شده و تا جان در بدن داشتند در مقابل این دین نوظهور و پیروانش (که از دین آبا و اجدادی‌شان مرتد شده بودند) ایستادند ، محاصرۀ کامل اقتصادی کردند ، به فرار و مهاجرت اجباری کشاندند ، جنگ تحمیلی به راه انداختند ، علیه‌شان ائتلاف نظامی تشکیل دادند ، معاهدۀ آتش‌بس را نقض کردند ، و...

اینک دقیقاً در بارۀ همین مشرکان اخیر که چیزی در دشمنی و عناد بر علیه پیامبر گرامی ، یارانش و آیین جدیدش فروگذار نکردند سخن می‌گویم؛ پس دقت کنید. سرانجام که مسلمانان قوت گرفتند و نهایتاً بر این مشرکان معاند پیروز شدند، قرآن! این کتاب آسمانی و الهی (پس از این‌که آب از آسیاب افتاد و مدتی از جنگ گذشت) به صحنه آمد و در اندرزی متعالی و سوپر انسانی، به مسلمانان فاتح و مسلّط در واپسین آیۀ خود، سخنانی تلنگرآمیز در حمایت از همان مشرکان معاند سر داد تا به این وسیله نشان دهد که در پیشگاه پروردگار، مشرکان معاند نیز آفریده‌های اویند و در سخت‌ترین شرایطی که برای‌شان پیش آمده باید در کَنَف حمایت قرار گیرند!.
متن آیه را ببینید: ولا یجرمنّکم شنئان قومٍ أن صدّوکم عن المسجد الحرام أن تعتدوا و تعاونوا علی البِرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الإثم و العدوان واتقوا الله إنّ الله شدید العقاب (سورهٔ مائده آیه ۳). در این آیه به مؤمنان هشدار! می‌دهد که گذشتۀ دشمنانۀ مشرکان نباید موجب شود که مرزهای انسانی و اخلاقی را نادیده بگیرید.
شاید به خاطر همین پیچیدگی‌های مغفول از اذهان بشرِ جاهلی ولی مهم برای خدا باشد که قرآن در آیه ۱۷ سوره حج، داوری دقیق در مورد تمام ادیان، شرایع، و آیین‌ها و عقاید: چه مسلمان چه یهودی چه تغییرِ دین‌داده چه مسیحی چه مجوسی و زرتشتی و چه مشرک را حقِ چشم تیزبین و نافذ پروردگار (علی کل شیئ شهید) می‌داند و اوست که می‌تواند (بدون تعصب) در بارۀ آن‌ها (که همه نسبتی مساوی با او دارند) به داوری نشیند:
إن الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس والذین أشرکوا إن الله یفصل بینهم یوم القیامة إن الله علی کلّ شیئ شهید.

گفتنی است آیهٔ ۱ تا ۹ سوره مائده مطابق محاسبات مهندس بازرگان در سیر تحول قرآن، آخرین گروه آیاتی است که بر پیامبر گرامی نازل شد (سال نزول یازدهم هجری).
T.me/baznegari/370
.
.
رضا بابایی این روزها سخت بیمار است و در کار درمان. برای این ذهن خلاق و پرتوان، این پیش‌کسوت آموزش نویسندگی فارسی و نواندیش و مولوی‌پژوه روزگارمان بهبود شتابان آرزو می‌کنیم.
دنیای ما به فکر و قلم و جستارهای او احتیاج دارد.‌
@rezababaei43

#زبان_خلاق
#رضا_بابایی

@nevisandegikhallagh
۹۰ سال پیش در چنین روزی

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۶
@baznegari

آیا می‌دانید تا اوایل همین قرن کنونی، تا همین نود سال پیش، پوشش زنان ایران حجاب قجریِ چادر چاقچور و پوشیه، و داغ‌ترین بخش آن عبارت از پوشیه (روبنده) که با آن صورت (چهره) پوشیده می‌شد بود؟

و یعنی تا همین نود سال پیش:

بی‌حجاب به زنی می‌گفتند که پوشیه نداشت

بی‌حیا به زنی می‌گفتند که روبنده‌اش کنار می‌رفت

عرش خدا به این خاطر دچار لرزه می‌شد که زنان در تقیّد به پوشیه/روبنده دچار سستی شوند

فساد متحرک زنی بود که روبندش هنگام راه‌رفتن اینوَر و آنوَر می‌شد

زن خیابانی به کسی گفته می‌شد که بدون پوشیه بیرون می‌آمد

سبب خشکسالی و باران نباریدن، زنی بود که بی‌پوشیه در زمین خدا قدم می‌زد

مستحق امر به معروف و نهی از منکر، زنی بود که پوشیه نداشت یا بد استفاده می‌کرد

بی‌عفّت، زنی بود که در حضور مردان، پوشیه نمی‌زد

مخالف ضروری دین کسی بود که زیرِ بار روبنده نمی‌رفت

آیا می‌دانید بر اساس متر آن دوران، همهٔ زنان کنونی (چادری، باروسری، بی‌روسری، شُل‌روسری) زنانی:
بی‌حجاب
بی‌حیا
محرک جوانان
فاسد
خیابانی
بی‌عفّت
وفاسق‌اند!؟

T.me/baznegari/
.
.
شرط پند دِهی

فذکِّر إنْ نفعت الذکری: پس پند ده، اگر پند سود بخشد (سوره اعلی آیهٔ ۹)

یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر در متون فقهی نیز همین مشروط بودنِ آن به "احتمال اثرگذاری" است (گر چه...)

آیا پندهای خیابانی، سود بخشیده!؟
آیا احدی از زنانِ کم‌روسری را متحول کرده!؟

امیر ترکاشـوند
@baznegari
ایرانیان بی‌شناسنامه

(أبتر خواندنِ پیامبر همچنان ادامه دارد)

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۵
@baznegari

فاطمه دختر پیامبر است، اما فرزندان فاطمه:

حسن و حسین فرزند و نوۀ پیامبر نیستند

زینب نیز نوه و فرزند پیامبر نیست

امام محمد باقر نیز هکذا فرزند و نوادۀ پیامبر نیست

امام جعفر صادق نیز فرزند آن رسول گرامی نیست

امام رضا نیز فرزند و نوادۀ او (ص) نیست

تمام سادات ایران، هیچ یک سیّد و از نسل پیامبر نیستند

اصلاً این‌که به امامان‌مان "یابن رسول‌الله" (ای فرزند رسول‌خدا) خطاب می‌شد، نادرست است و هیچ کدام‌شان فرزند و نوادۀ آن پیامبر و رسول گرامی نبودند!


می‌پرسید چرا!!!؟؟؟

زیرا کودکان بسیاری که در حکومت جمهوری اسلامی!! از مادرانی ایرانی (و پدری افغان) زاده شده و می‌شوند، ایرانی شمرده نمی‌شوند و همچنان فاقدِ شناسنامۀ کشورشان ایران هستند!

چه سخت است رنجِ بی‌شناسنامه بودن را در طول سال‌های کودکی، نوجوانی، جوانی، مدرسه، دانشگاه، اشتغال، ازدواج و... با خود داشتن و بر دوش کشیدن!

آیا این رویّه (: ایرانی ندانستنِ کسانی که در ایران از مادری ایرانی و پدری افغان زاده شده‌اند، و همزمان ایرانی شمردنِ کسانی که در ایران از پدری ایرانی و مادری افغان زاده شده‌اند) امتداد همان جاهلیّتی که پیامبر گرامی را اَبتر و بی‌پُشت می‌خواند نیست!؟
آیا با زبان بی‌زبانی شعار جاهلیّت عملاً تکرار نمی‌شود!؟


روایت شده که هارون الرشيد از امام موسي كاظم پرسيد: چگونه خود را فرزند پيامبر مي‌دانيد با آنكه شما فرزند علي هستيد و نسبت فرزندي از راه پدر معتبر است، نه مادر؟ امام كاظم اين آيه را خواند: و از فرزندان او (ابراهيم)... زكريا و يحيی و عيسی [را هدايت كرديم] كه همه آنان از شايستگان بودند (انعام ۸۴) با آن‌كه عيسی پدر نداشت، بلكه نسبش از طريق مادر (مریم) به پيامبران پيش از خود و به ابراهيم می‌رسيد، همين گونه فرزندي ما نسبت به پيامبر، از طريق مادرمان زهرا است

Telegram.me/baznegari
.
.
نقدی بر «ایام روزه‌داری: ماهی سه روز، در سال ۳۶ روز»/ معین مشکات ۱۳۹۷.۰۳.۲۸

اختصاصی شبکه اجتهاد:
پژوهشگر محترم، جناب امیرحسین ترکاشوند اخیراً نظری در باب روزه‌داری مطرح کرده و بازخوانی‌ای در آیات روزه صورت داده است که به‌طور خلاصه بیان می‌دارد ایام روزه‌داری جمعاً ۳۶ روز در سال است که به‌شکل «سه روز در هر ماه» ادا می‌شود و این همان معنای عبارت «ایاماً معدودات» در آیۀ ۱۸۴ می‌باشد که راجع به مدت روزه‌داری ذکر شده. همچنین این حکم یک واجب تخییری‌ست و به‌غیر از سه‌روز مربوط به ماه رمضان در مابقی ماه‌ها فرد مختار است که مابین روزه گرفتن یا غذا دادن به فقیر یکی را انتخاب کند و این معنای عبارت «یطیقونه» به‌کار رفته در آیه است.
اگر آقای ترکاشوند اذعان می‌داشت که این نظریه ابتکار ایشان است، من منتظر می‌ماندم تا استدلالات ایشان را برای مخالفت با اجماع امت در تفسیر این آیه بشنوم و با دلیل‌های مفسران قرآن سبک-سنگین کنم؛ چرا که نظریۀ ابداعی و شاذ را به صرف شاذ بودن‌اش محکوم نمی‌دانم. اما ایشان بیان داشته که این نظر نویی نیست و مفسران متقدم آن را ذکر کرده‌اند.
آقای ترکاشوند در شرح معنای «ایاماً معدودات» که به‌نظر ایشان حاکی از سه روز در هرماه است و در شرح عبارت «یطیقونه» که به گفتۀ ایشان تخییری بودن وجوب روزه (جز سه روز رمضان) را افاده می‌کند، از باب مثال به تفسیرهایی ارجاع داده است. اکنون من نیز تنها به متن همان کتاب‌هایی که ایشان نام‌آورده ارجاع می‌کنم تا نشان بدهم که هیچ‌یک از تفسیرهای نامبرده نظر ایشان را تأیید نمی‌کنند و سخنی متفاوت از نظریۀ مطرح‌شدۀ ایشان بیان می‌دارند.
توضیح آنکه آنچه این تفسیرها ذکر کرده‌اند اشاره به یک قول تفسیری‌ست که ادعای وجود یک حکم نَسخیده در صدراسلام را دارد؛ در واقع تمام این قول (که صحت آن نیز محل سؤال است) می‌گوید که در صدر اسلام حکم روزه‌داری سه روز از هر ماه بود و این همان معنای «ایاماً معدودات» است که سپس این حکم روزه‌داری «سه‌روز در ماه» با وجوب روزۀ ماه رمضان نَسخید (یعنی آنچه مورد نسخ قرار گرفت، همین ایام “سه روز در هر ماه” است.) و روزه‌داری در ماه رمضان جای این حکم را گرفت و نسخ (طبق این قول) از عبارت «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» در آیۀ بعدی‌ برمی‌آید. قول مشهور دربارۀ «ایاماً معدودات» نیز همان “کل ماه رمضان” است که نسخ را در این آیات نمی‌پذیرد.
و در باب «یطیقونه» نیزنظرات مختلفی مطرح شده که دراینجا نیز کسانی که تخییر مابین روزه‌داری و اطعام مسکین را آورده‌اند آن را مرتبط با همان حکم نسخ‌شده می‌دانند. یا آنکه آن را حکم خاص و مرتبط با بیمار و پیر و… می‌شمارند. اکنون به متن کتاب‌های مورد اشارۀ ایشان ارجاع خواهم داد: ...

حاصل اینکه کسی از مفسران مورد اشارۀ آقای ترکاشوند نگفته روزۀ قرآنی سه روزدر هر ماه است؛ بلکه یکی از قول‌هایی که این مفسران در تفسیر خود به آن‌ها پرداخته‌اند آن است که حکم روزه در ابتدای اسلام سه روز در هر ماه بوده و سپس نسخ شده و جای خود را به روزۀ ماه رمضان داده است. بنابراین حتی اگر نقدهای وارده از سوی مرحوم علامه بر این قول تفسیری را نپذیریم و همچنان به آن قائل باشیم، باید دانست که نسخ این عبادت از سوی خود خداوند صورت گرفته است.
نکتۀ دیگر راجع به ادعای تخییر در روزه‌داری‌ست که مفسرانی که به این ادعا اعتنا کرده‌اند آن را به حکم قبل از نسخ بازگردانده‌اند. تفاوت فقط در موضوع نسخ است که بعضی آن را «روزۀ سه‌روزه در هر ماه» برشمرده‌اند و بعضی افرادی خاص مانند زنان باردار و زنان شیرده. پس آنچه مورد استناد آقای ترکاشوند قرار گرفته مؤید نظریۀ ایشان نیست و ما یا باید به انتظار استنادات دقیق‌تری از کتاب‌های تفسیری بنشینیم که با دقت بیشتری مورد استفاده قرار بگیرند، یا به انتظار استدلالات درون‌متنی محکم که بتواند در مقام معارضه با نظرات مفسران (که احتمالاً شامل همۀ مفسران مسلمان می‌شود) با قوت به پیش بیاید و نظرات آنان و روایاتی که روزه را سی‌روز برشمرده‌اند ابطال کند ...

متن کامل نقد:
http://ijtihadnet.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%8C-%D8%AF/


▪️توضیح ترکاشوند:
یا من منظورم را خوب نرساندم و یا ایشان خوب دقت نکرده زیرا آن‌چه در این بازخوانی گفتم و ایشان چکیدۀ آن را در آغاز نقدش با دقت برشمرد، دقیقاً ابتکار خودم بوده و نه نظر مفسران متقدم!!؛ هر چند از فهم ایشان در تشخیص معنای بخش‌هایی از آیه کمک گرفتم ولی تفسیر نهایی و جمع‌بندی مربوط به آنان نیست.
به عبارت دیگر این نقد، بر فرضی اساساً نادرست تنظیم شده است.
با چند یادداشت در سال آینده، روشنگری بیشتری خواهد شد
T.me/baznegari
.
.
کشف حجابِ طاهره سرانجام جایز شمرده شد

(گاهی به گذشته‌ات نگاه کن؛ بخش ۲)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۹

همه می‌دانید زنان در عصر قاجار چگونه خود را می‌پوشاندند و دستِ‌کم از طریق سریال‌هایی که آن دوران تا اواسط عصر رضاشاه را به تصویر کشیده، با حجاب عصر قجری (که علاوه بر چادری کاملاً پوشا همچنین از پرده‌ای (=حجابی) آویزان بر روی چهره ،یعنی پوشیه یا روبنده، استفاده می‌کردند) آشنا هستید. این پرده! ناموس دین و حفاظت از آن، جدی‌ترین دغدغۀ متدینان آن دوران بود.

گذشته از این پوشش غلیظ، اساساً زنان، پرده‌نشین و در اندرونی بودند و نه تنها هیچ حضور اجتماعی نداشتند بلکه به ندرت از خانه بیرون می‌رفتند و به اصطلاح آفتاب مهتاب ندیده بودند و این ویژگی! ارزش به شمار می‌آمد.

بانو زرین‌تاج قزوینی ملقب و متخلص به طاهره، نخستین زنی در آغاز دوران معاصر بود که در آن تنگنای غلیظ و نفَس‌گیر،
هم سنّت غلطِ پرده‌نشینی را شکست ، به تحصیل علوم دینی/رایج پرداخت و فعال جامعه شد
و هم بدتر از آن، این‌که چندان اعتنایی به استفاده از آن پرده/حجاب (یعنی روبند و پوشیه) از خود نشان نداد و با چهرۀ نمایان! و بی‌پوشیه دیده شد! و به دنبال همین امر، برخی متشرعان از آن زمان تاکنون (اکثراً بی‌توجه به شرایطی که طاهره در آن می‌زیست و غافل از کمّ‌وکیفِ اقدام وی) انواع تهمت‌های اخلاقی و جنسی! را نثار آن بانوی شاعر و فعال کردند تا دِینِ خود را به حدیث غلطِ باهتوهم (:لجن‌مالی مخالفان) ادا کرده باشند.

طاهره استفاده از پوشیه را شرعاً لازم نمی‌دانست و به همین خاطر مبادرت به کشفِ آن کرد و با این کارش تهمت‌ها را به سوی خود روانه ساخت تا این‌که یکصد سال پس از وی مرتضی مطهری فقیه حوزوی و یکی از معلمان انقلاب اسلامی ایران، با نگارش کتاب و ذکر ادلۀ دینی:
نه تنها پوشیه را لازم ندانست
بلکه حتی چادر را هم واجب قلمداد نکرد

امروز نه طاهره حضور دارد و نه ابلاغ رضاشاه ملاک است بلکه برعکس در فضای موجود جمهوری اسلامی، پوشیدگیِ بیشتر و هرچه بیشتر و بیشتر، امتیاز و ارزش به حساب می‌آید، با این وجود حتّی یک ده‌هزارمِ عموم زنان و نیز حتی یک صدم طلابِ زن یا همسر روحانیون، حاضر نیستند به پوششی که طاهره آن را کنار گذاشت بازگردند و با روبنده بیرون آیند.

پس بد نیست گاه‌گاهی به گذشته‌مان بنگریم که چرا پیشگامی چون او که اینک همه چون اویند را مورد بی‌مهری قرار می‌دادیم و همچنان با اعتماد به نفسِ عجیب، از تاریخ خود شرمنده نیستیم

(گفتنی است در این یادداشت، کاری به دیگر ایده‌های طاهره: وقوع ظهور، بابی‌گری، نوسازی شریعت و... نداریم گرچه مطمئنیم تنگناهای وحشتناک بر علیه زنان، در آن رویکردها بی‌تأثیر نبوده است).

@baznegari

.........................

ترانه‌ای از سروده‌های طاهره:
http://dl2.sarimusic.net/Old/1396/08/15/Ho/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/11Shifte%20Bala.mp3
.
.
کشورداری یا اُمّت‌پروری و توسعه نفوذ؟

نهیب امام رضا به مأمون والی مسلمین:

ای امیر! چرا دلخوش به موفقیت‌های برون‌مرزی، و بی‌توجه به معیشت و مشکلات مردمِ خودت هستی؛ از این فخرها دست بردار، به کشورت بازگرد و به درد مردم خودت برس:

«··· فجاء المأمون و معه کتابٌ طویلٌ فأَراد الرضا (ع) أن‌یقومَ فأقْسمَ علیهِ الْمأْمون بحقّ رسول‌الله (ص) ألّا یَقومَ إِلیه ثم جاء حتى انکبّ على أبی‌الحسن (ع) و قبّل وجهه و قعد بین یدیه على وسادة فقرأ ذلک الکتاب علیه فإذا هو فتح لبعض قُرى کابل فیه: إنا فتحنا قریة کذا وکذا؛ فلما فرغ قال له الرضا (ع): وسرّک فتح قریة من قرى الشرک فقال له المأمون: أو لیس فی ذلک سرور؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین اتق الله فی أمة محمد (ص) وما ولّاک الله من هذا الأمر وخصّک به فإنک قد ضیّعت أمور المسلمین وفوّضت ذلک إلى غیرک یحكم فیهم بغیر حکم الله وقعدت فی هذه البلاد وترکت بیت الهجرة ومهبط الوحی وإنّ المهاجرین والأنصار یُظلمون دونک ولا یرقبون فی مؤمن إلّا ولا ذمّة ویأتی على المظلوم دهرٌ یتعب فیه نفسه ویعجز عن نفقته فلا یجد مَن یشكو إلیه حاله ولا یصل إلیک فاتق الله یا أمیر المؤمنین فی أمور المسلمین وارجع إلى بیت النبوة ومعدن المهاجرین والأنصار أما علمت یا أمیرالمؤمنین أنّ والی المسلمین مثل العمود فی وسط الفسطاط من أراده أخذه قال المأمون یا سیدی فما ترى قال أرى أن‌تخرج من هذه البلاد و تتحوّل إلى موضع آبائک وأجدادک وتنظر فی أمور المسلمین ولا تكلهم إلى غیرک فإنّ الله تعالی سائلک عمّا ولّاک فقام المأمون فقال: نِعمَ ما قلت یا سیدی، هذا هو الرأی ...»

از روی این روایت سه بار نه، سی بار بنویس و ترجمه‌اش را جمله به جمله و کلمه به کلمه پیدا کن

.......

توجه
ترجمه روایت بالا به شرح زیر، همراه با دو نکته کوتاه (امروز ۱۴۰۱/۳/۲۲) به این یادداشت قدیمی افزوده شد:
《... مأمون با نامه‌ای بلند که در دست داشت وارد شد، حضرت [رضا] خواست برخیزد و احترام کند مأمون قسم داد که تو را به حق پیغمبر (ص) بلند نشو؛ آن‌گاه آمد و خود را به حضرت رسانید و روی او را بوسید و در مقابلش روی تشک نشست، و نامه را خواند و در آن خبرِ فتح پاره‌ای از قریه‌های کابل بود و نوشته بود که ما قلعه فلان را گشودیم و چنان و چنین نمودیم ... وقتی خواندن نامه را تمام کرد حضرت به او فرمود: آیا فتح قریه‌ای از قریه‌های مشرکین تو را خشنود می‌کند؟ مأمون گفت: آیا این پیروزی خوشحال کننده نیست؟ امام فرمود: ای امیر! از خدا بترس و امّت محمد و مأموریتی که خدا به تو داده را در نظر بیاور و فراموش مکن! سرزمین‌هایی که بر آن‌ها حکومت داری ضایع گذاشته‌ای و به امورشان رسیدگی نمی‌کنی و آن را برعهده دیگران محوّل کرده‌ای، و آنان بر این امت به خلاف آن‌چه خدا فرموده حکومت می‌کنند و به کلی از مدینه‌ای که پیامبر به آن مهاجرت نمود غافل شده‌ای که آن سرزمین، جایگاه رحمت و نزول وحی الهی است و اولاد مهاجر و انصار در آن‌جا مظلوم واقع شده‌اند و با بودن تو به آنان مرتب ظلم و ستم می‌شود و دادرسی ندارند و کسانی که بر آنان مسلط می‌باشند ملاحظه و رعایت هیچ‌گونه پیمان و عهدی نه با خدا و نه با خلق نمی‌کنند و روزگاری بر مردم مظلوم آن سرزمین می‌گذرد که کاملا در مشقت و بدبختی می‌گذرانند و از نفقه و مخارج خود عاجزند و کسی را ندارند یا نمی‌یابند که شکایتِ حال پریشان خود را به او ببرند، و دست آنان به دامن امیر نمی‌رسد. ای امیر! از خدا بترس و به امور مسلمانان رسیدگی نما، و نظری به خانه نبوت و مرکز مهاجرین و انصار بینداز، آیا نمی‌دانی ای امیر که والی و سرپرستِ مسلمین حکمش حکم عمود خیمه است، هرکس قصد برانداری آن خیمه را دارد اول عمود را می‌اندازد؟ مأمون عرض کرد: ای سیّد من! اکنون چه کنم، نظر شما چیست؟ امام فرمودند: نظر من این است که از این سرزمین بیرون روی و در مرکزی که پدرانت در آن‌جا بودند اقامت کنی و در آن‌جا به امور مسلمانان رسیدگی کنی، و آنان را به دیگران وانگذاری، زیرا خداوند تعالی از کارهای تو خواهد پرسید. مأمون برخاست و عرض کرد: نظر شما درست و پسندیده و صحیح است، و بیرون رفت و ...》(عیون اخبار الرضا ج ۲ باب ۴۰ ح ۲۳ ص ۱۶۹ ترجمه محمد رحمتی شهرضا).


۱- اگر می‌گذاشتند به رهنمود امام رضا عمل شود و از گسترش نظامی اسلام چشم‌پوشی می‌شد شاید امروز طالبان بر گرده مردم کابل و افغانستان سوار نبود

۲- در شرایط کنونی کشور که اولویت حکومت‌مان تمرکزِ اکید بر بیرون مرزها و توسعه نفوذ و حضور است و احساس عمومی آن است که مردم و رفاه و آرامشِ پایدارشان در معادلات کلان، موضوعیتِ ویژه و چندانی ندارد، خواندن روایت بالا توصیه می‌شود


کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۲/۲۰:
T.me/baznegari/379
پروین و حجابِ قجری

(به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی)
امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
@baznegari

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

چنان‌که از تاریخ ولادت تا مرگ وی پیداست او در بطن و متن دورانِ گذار از حجاب عصر قجری به پوشش جدید قرار داشته و هر دو نوع پوشش را در ادوار زندگی‌اش تجربه کرده است:


الف- ترسیم پوشش نوجوانیِ پروین از سوی شهریار:

محمدحسین شهریار شاعر نامور معاصر ایران، که در سنین نوجوانیِ پروین با او آشنا شده بود، شعر بلندی (در سبک شعر نو) در بارۀ او سرود:

به راستی که یکی از نوابغ ادب است
میان شاعره ها تا کنون نظیرش نیست
......
به یادم است که او شاعر شهیری بود
قصایدش به مجلات منتشر می‌شد
ولی کسی نه گمان داشت کو زنی باشد
.....
به یادم است که عصر دوشنبه‌ها گاهی
در آن اطاق خصوصی اعتصام الملک
مجالس ادبی نیز پیش می‌آمد
به یادم است که استاد نامدار بهار
مرا به همراۀ خود بار اول آنجا برد
....
از آن پس من و او آشنای هم بودیم
خیال می‌کنم او بیست سال کمتر داشت
هزار و سه صد و دو یا سه ، او محصل بود
هنوز کالج و دارالمعلمین می‌دید
کتب زیر بغل داشت در ورود از در
به زیر «چادر مشکی و پیچه»!، ماهی بود


🔸مراد از پیچه٬ روبنده است. بنابراین پروین در دوران دانشجویی و اوان جوانی ملبّس به حجاب عصر قجری یعنی چادر مشکی و روبنده بود.



ب- اعتراض شدید پروین به حجاب و تنگناهای قجری:

پروین در شعری موسوم به "زن در ایران" به روشنی پرده از محرومیت‌ها و انزوای وصف‌ناشدنیِ زنان در آغاز قرن معاصر برمی‌دارد. چنین پیداست که از گشایش‌ها در این باره استقبال داشته و بر رعایت تقوی تأکید می‌کند. ملاحظه کنید:

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود

کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود

در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود

دادخواهی‌های زن می‌ماند عمری بی‌جواب
آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود

از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگ‌میدانی نبود

نور دانش را ز چشم زن نهان می‌داشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود

زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود

میوه‌های دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود

بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنگ از علم می‌بایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود

جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود

ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود

سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پرده‌پوش عیب نادانی نبود

عیبها را جامهٔ پرهیز پوشانده‌ست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود

زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود

زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود

اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان
زآن که می‌دانست کآنجا جای مهمانی نبود

پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشه‌ای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود

چشم و دل را پرده می‌بایست اما از عفاف
«چادر پوسیده»!، بنیاد مسلمانی نبود


🔸مراد پروین از چادر پوسیده٬ عبارت از ترکیب چادر مشکی با پیچه/روبنده است که شهریار به آن اشاره داشت و برای اختصار، از کُل آن به چادر تعبیر کرد. چنین می‌نماید که پروین در ادامۀ زندگی‌اش مطابق محتوای این شعر، حجاب قجری را به کل کنار نهاده است



T.me/baznegari
.
.