کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
ای کاش
ای کاش در صدر اسلام و قرون نخستِ آن زندگی می‌کردیم و به محض دیدن زنان مملوکِ ائمه و صحابه، آنان را به خاطر فقدان روسری شدیداً "نهی از منکر" می‌کردیم تا امام و صحابی، آنان را دیگر با آن سر و وضع بیرون نفرستند، و تا اصلی‌ترین خواست و دغدغۀ امامان جمعۀ اکنون‌مان روی زمین نمانَد.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۰۲
@baznegari
تلنگر
غریب‌ترین واژه‌ها در قاموسِ قرائت سنتی‌مان، عبارت از "منافع ملی" است که آن را خیلی راحت در مقابل دین و وحی و خدا و نبی و نبوت و امامت و اسلام و... تصور کرده و به راحتی آب خوردن کنار می‌گذاریم،
و عجیب‌تر آن‌که:
مطابق همان قرائت سنتی، امامان را (برخلاف واقع) در خدمتِ "منافع خاندانیِ" خودشان تصویر کرده و حتی همۀ ملّت و تمام زمین و زمان باید دست به دستِ هم دهند تا آن منافع برای آنان فراهم شود تا جایی که اگر از این منافع خاندانی محروم شوند، به غیبت صغری و کبری فرستاده می‌شوند تا بعدها که زمینۀ تأمین آن منافع برای‌شان فراهم شد، پس از چند هزار سال دوباره ظهور کرده و قدرت را به تمامه مالِ خود کنند (و در این وسط تکلیف ده‌ها یا صدها یا هزارها نسلِ ماقبل ظهور، هباءً منثورا؛ زیرا در این قرائت: تنها مظهر ظلم، "ظلم به آن خاندان"، و تنها حق عالَم، "احقاق حق نسبت به آن خاندان" است).
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۰۳
@baznegari
Forwarded from آن‌سو | AnSoo
«چالش حجاب و سرگذشت آن»

سخنران: امیر ترکاشوند

تاریخ: ۲۹ مردادماه ۱۳۹۶

میزبان: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران

• دریافت فایل صوتی از || اینجا ||.

t.me/Baznegari
t.me/AnSoo
چالش حجاب و سرگذشت آن
AmirTorkashvand
چالش حجاب و سرگذشت آن

• سخنران: امیر ترکاشوند

• تاریخ: ۲۹ مردادماه ۱۳۹۶

• میزبان: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران

• زمان: یک ساعت و چهل دقیقه

• حجم: هفده مگابایت
t.me/Baznegari
t.me/AnSoo
امامِ کدام زمان؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۰۴
@baznegari
امامِ کدام زمان؟
گرچه در بارۀ مهدی فرزند امام حسن عسکری در اصل و فرعش چالش‌ها و پرسش‌های جدی و مهمی هست امّا اینک کاری به آن‌ها نداشته و صرفاً به نقش امامت وی در زندگی‌مان می‌پردازم.
امروز مصادف با سالروز رحلت امام یازدهم‌مان امام حسن عسکری است. گویند امامت پس از وی به کودکِ پنهان‌نگه‌داشته شده‌اش منتقل شد و به همین خاطر وفات امام یازدهم را آغاز امامتِ آن کودک به شمار می‌آورند.
این امام جدید را به نام‌ها و عناوینی چون: محمد (البته ندرتاً) ، مهدی ، مهدی موعود ، بقیةالله ، حضرت حجّت ، حجة بن الحسن ، امام دوازدهم ، امام اثنی عشر ، خاتم الأوصیا ، موعود اُمم ، منجی مستضعفان ، منجی عالم بشریت ، قائم ، قائم آل محمد ، داعی الله ، منتقم آل محمد ، امام غائب ، منتظر ، أبا صالح ، خلف صالح ، امام عصر ، ولیّ عصر ، ولیّ امر ، صاحب الأمر ، صاحب العصر و الزمان ، صاحب الزمان ، ... و به ویژه به امام زمان می‌شناسیم. امام زمان، عنوانی خاص برای او نیست زیرا هر یک از امامان‌مان در زمان حیات و امامت‌شان امام زمانِ خود به شمار می‌آمدند ولی از آن‌جا که همۀ آن‌ها درگذشتند و نوبت به امامت مهدی رسید بنابراین لقب و عنوانِ امام زمان برای وی عَلَم و ماندگار شد.
با این توضیح که مراد از امام زمان، امامِ حاضر و پایِ کار و قابل‌المراجعه و پیشوای عینی است و نه چیز دیگر، در این صورت تردیدی چشمگیر نسبت به عینیتِ آن عنوان برای او در تمام قرون متمادی تاکنون پیش می‌آید، زیرا:
قرن چهارم شد و حضوری نداشت که امام زمانِ مردم آن قرن باشد
قرن پنجم فرا رسید و سراغی از وی نبود تا امام زمان‌شان باشد
سدۀ ششم نیز آمد و رفت ولی امام عصر و زمان‌شان او نبود (عملاً و نه اسماً)
جامعه در سدۀ هفتم نیز عملاً بدون آن امام زمانِ بخصوص بود
سدۀ هشتم نیز بی چنان امام عصر و زمانی سپری شد
در قرن نهم، مهدی امام زمانِ هیچ کجا نبود
در قرن دهم اتفاقات بزرگی افتاد اما جامعه در سایۀ پیشوایی او به جایی نرسید پس امام زمان‌شان نبود
سدۀ یازدهم با چند نسلی که در آن آمدند و رفتند و پیکرهاشان در گور پوسید اما هیچ کدام‌شان از پیشوایی آن موعود بهره نگرفتند پس امام زمانِ اینان نیز نبود
در صد سال حضورِ قرن دوازدهم، حضوری از او نبود تا بتوان وی را امام زمانِ مردم قرن دوازدهم نامید
در قرن سیزدهم چه‌ها که برای توجیه نحوۀ امامت وی که نشد ولی باز هم چند نسلِ آن سده، روزگار خود را بی آن امام زمانِ خاص گذراندند
قرن چهاردهمی‌ها زندگی را از پیشینیان خود در سدۀ سیزدهم تحویل گرفتند و در این تغییر و تحول، نه مهدی موعودی به عنوان امام عصر و زمان از آنان دریافت کردند و نه خود هرگز شاهد او بودند تا بتوان نام امام زمان بر روی او گذارد.
بیایید در این آخرین سال از قرن چهاردهم، بر حرف‌های نادرست اصرار نورزیم و به قرن پانزدهمی‌ها که از چند ماه دیگر از راه می‌رسند با صدای بلند اعلام کنیم که ما نه امام عصر و زمانی از سدۀ ماقبل خود تحویل گرفتیم و نه خود چنان امام زمانی در زندگی و جامعه داشتیم که بخواهیم به شما بسپاریم (و البته نمی‌دانیم خدا برای شما چه تقدیر کرده).
هر اعتقادی داریم اما حق نداریم با کلمات بازی کنیم و از امام زمان و امام عصر، نابجا استفاده کنیم. اگر مهدی از غیبت درآمد یا اگر متولد شد یا اگر دوباره به دنیا رجعت کرد و سپس امامت و پیشوایی جامعه را برعهده گرفت در آن صورت مردم آن عصر و زمان می‌توانند وی را امام زمان خود بدانند.
https://t.me/baznegari/605

.
کافرند یا نه!؟
(گیر کردنِ عمیق در گذشته)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۰۴
@baznegari
ما چه عمیق در تاریخ جا مانده‌ایم، لطفاً کسی ما را از اعماق تاریخ درآورَد و به دنیای امروز وارد کند.

محسن اراکی از فقهای حوزۀ سنتی، سخنان فقیه سیدکمال حیدری ،دایر بر تکفیر باطنیِ سُنّی‌ها از سوی فقهای گذشتۀ شیعه، را با تندی رد کرده و قائل است که برخلاف روایت حیدری، فقهای شیعه همواره اهل سنّت را مسلمان و غیر کافر دانسته‌اند.

چنان‌که پیداست این کشمکشِ تاریخی صرفاً بر سرِ اهل سنت است و اختلافی در مورد کفرِ دیگر گروه‌ها و دسته‌ها وجود ندارد زیرا این رد، به طور ضمنی گواه و مؤیّدِ کافر دانستن غیر مسلمان‌ها یعنی کافر خطاب کردنِ هشتاد درصد جمعیت کنونی جهان اعمّ از مسیحی و بودایی و افریقایی‌مرام و هندو و کلیمی و ... (یعنی تمام ساکنان قارۀ آمریکا: چه شمالی چی مرکزی چه جنوبی ، تمام آسیای غربی و شمالی: چه چین و ژاپن و کره چه روسیه و مغولستان ، تمام قارۀ اقیانوسیه: استرالیا و نیوزلند ، اکثر افریقای سیاه ، تمام قارۀ اروپا) و یعنی بار شدنِ احکام فقهی و خطرناکِ کفر بر این جمعیت کثیر، تنها به جُرمِ به دنیا نیامدن در کشورهای مسلمان است.

فکر کافرپنداریِ غیر مسلمان‌ها و بار شدن احکام خطرناکِ کفر بر آن‌ها (که اتفاقاً راز معضلات لاینحلِ کشورمان در این چهل و دو سال است) به همان اندازه خطرناک و مانع توسعه است که دعوت محسن اراکی از جوانان برای بی‌آبرو و بی‌حرمت کردنِ سیدکمال حیدری و وجوب توهین و بهتان و افترا بر علیه او (... فمن الواجب على الشباب المؤمن، تعرية هذا الرجل الفاسق وتوهينه وعزله نصرةً لله ولرسوله ولأئمّة أهل البيت عليهم صلوات الله وللمؤمنين):
https://rasanews.ir/files/fa/news/1399/7/29/334450_862.jpg

با تمام وجود و از تهِ دل دعا می‌کنیم که گزارش محسن اراکی درست باشد ولی گیرم که چنین باشد، با میلیاردها بی‌گناهِ دیگر که فقهای شیعه و سنّی مشترکاً و متفقاً بر علیه آنان عنوان کافر و احکام خطرناک کفر را بار می‌کنند چه می‌کنید؟

باید یاد گیریم که غیر مسلمان، فقط غیر مسلمان است و دوران کافر نامیدن‌شان سر آمده است. خوشبختانه اما آرام، نسیم فاصله گرفتن از خطاب کفر به غیر مسلمان‌ها وزیدن گرفته، و از جمله مرجع تازه‌گذشته یوسف صانعی در بازبینی‌هایش به همین نتیجه رسیده بود.


یادداشتِ دو سال پیشم (۱۳۹۷/۰۹/۲۶) در همین باره:
کافر یا غیر مسلمان؛ کدامیک؟
اصلی‌ترین گره در سیاست خارجی نظام و در روابط بین‌المللی‌مان، کافر شماریِ دُوَل غربی! و بار کردن احکام فقهیِ کفر بر آن‌هاست. روابط سرد و تیره و دشمن‌شماری، عمدتاً از قِبَل همین نگاه فقهی سنتی و احکام مترتب بر آن نشأت می‌گیرد.
آیا فردی که در مزرعه‌های استرالیا ، یا در کارخانه‌های اروپا ، یا در ایالت‌های امریکا ، یا در جزایر ژاپن ، یا در این گوشه و آن گوشۀ جهان زندگی می‌گذرانَد و هزاران کیلومتر! و چندین قرن! از نقطۀ مختصات وحی فاصله دارد را ما حق داریم "کافر"بدانیم!؟ البته ما آدم‌های عوام چنین حق و اجازه‌ای به خود نمی‌دهیم ولی متأسفانه فقهای خواص، به راحتی آبِ خوردن، دیگران را کافر (با تمام بارِ منفی‌ای که این واژه دارد) می‌شمارند؛ چرا؟ چون می‌گویند چرا مردم جهان در جای جای آن، کار و زندگی‌شان را تعطیل نمی‌کنند و تحقیق نمی‌کنند و به پیغمبرِ ما که هزار و چهارصد سال پیش در گوشه‌ای از جهان ظهور کرده ایمان نمی‌آورند!!!
آیا این فقهای سنتی و خواص (که در طول قرون متمادی حکم به کفرِ غیر مسلمان‌ها کرده و می‌کنند) نمی‌دانند که اگر خود در کشوری غیر مسلمان به دنیا می‌آمدند، جزو همان کفّار!! محسوب می‌شدند!؟
کافر کسی است که در مواجهه با حضرت محمد (ص)، زیر بارِ ادعای ارتباطِ او با خدا نمی‌رود!؛ ولی امروز شخص پیامبر گرامی، اساساً حضور! ندارد که مواجهه‌ای و ابتلایی و عرضۀ دعوتی وجود داشته باشد! که کسی ایمان بیاورد و کسی راه کفرو انکار و لِجاج و حق‌پوشی در پیش گیرد! پس این اجازه از کجا آمده که در غیاب دعوت‌کننده و با هزاران کیلومتر فاصلۀ مکانی از محلِ دعوت و با هزار و چهارصد سال فاصلۀ زمانی از زمان دعوت، و به صِرفِ این‌که پیامبرِ ما را پیامبر خودشان نمی‌دانند، برچسب کفر بر آن‌ها بزنیم و دارالکفر و دارالاسلام به راه اندازیم و کشورشان را مملکت کفر بدانیم و سیاستِ کشورمان را بر همین اساس تنظیم کنیم و ...
ما حق نداریم مردمی که هیچ طَرَفیّتی با دعوت پیامبر گرامی ندارند را کافر شماریم!؛ بله آنان غیر مسلمان‌اند! همین و بس؛ بنابراین باید از این انتسابات بلا موضوع دست شست.
پس زنده باد تمام کشورهای کرۀ زمین که پُر است از آفریده‌ها، آفریده‌هایی که در پیشگاه پروردگار هیچ فرقی میان‌شان جز به خودداری و تقوا نیست. مطمئناً دست‌ودلبازانه میلیاردها آفریده را مادرزادی به کفر متّصف کردن، از تقوا به دور است:
https://t.me/baznegari/337
.
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
کافرند یا نه!؟ (گیر کردنِ عمیق در گذشته) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ @baznegari ما چه عمیق در تاریخ جا مانده‌ایم، لطفاً کسی ما را از اعماق تاریخ درآورَد و به دنیای امروز وارد کند. محسن اراکی از فقهای حوزۀ سنتی، سخنان فقیه سیدکمال حیدری ،دایر بر تکفیر…
با علمای گذشتۀ سُنّی در تکفیر شیعیان، و با علمای گذشتۀ شیعه در تکفیر سنّیان کار ندارم که آیا این انتساب‌ها به آنان درست است یا نه، بلکه آن‌چه دردناک‌تر و متأسفانه مغفول است، اشتراک نظرِ هردوی آن‌ها چه فقهای شیعه و چه فقهای سُنی در تکفیرِ چند میلیارد جمعیتِ غیر مسلمان جهان، و وضع احکام خطرناک ، تحدیدکننده و محرومیت‌آور بر علیه آن‌ها در تمام کتب فقهی‌شان است. در این میان تنها دلخوشی این است که خوشبختانه این احکام چندان فرصت بروز و ظهور در جوامع پیدا نکرده. کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ @baznegari
کانال بازنگری | ترکاشوند
امامِ کدام زمان؟ امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ @baznegari امامِ کدام زمان؟ گرچه در بارۀ مهدی فرزند امام حسن عسکری در اصل و فرعش چالش‌ها و پرسش‌های جدی و مهمی هست امّا اینک کاری به آن‌ها نداشته و صرفاً به نقش امامت وی در زندگی‌مان می‌پردازم. امروز مصادف با سالروز…
توجه-
در یادداشت بالا (امامِ کدام زمان!؟) که بسیار از آن استقبال شد، دو لقبِ ولیّ‌عصر و قائم از القاب امام دوازدهم، جا افتاده بود که افزوده شد. همچنین کلمۀ "اساساً" از عبارتِ «بر حرف‌های اساساً نادرست اصرار نورزیم» در بند ماقبلِ پایانی حذف گردید تا موجب فهمِ نادرست از موضوع مشخص و محدود یادداشت نشود. به‌زودی یادداشت دیگری در همان رابطۀ مشخص و محدود، در بارۀ لقبِ "ولیّ‌عصر" منتشر خواهد شد.

یادداشت پیشین:
https://t.me/baznegari/605
هُنر تربیت و تغییر
آمریکا هم جزوی از آفرینش اوست، پس در دشمنی‌های روزمرّه با وی باید حد نگه داشت تا پروردگارِ خالق ناخشنود نگردد؛ و اگر هم مصداق فرعون و أبوسفیان تشخیص شد بد نیست با زبان لیّن و اثرگذار، از آن تفرعن پرهیز داده شود تا هنر تربیت انسانیِ دین، پرچم شود نه راهِ سادۀ خشم فزاینده.

امروز هفتم آبان است و تقویم‌ها در بارۀ کوروش و این روز می‌نویسند:
«هفتم آبان سالروز "ورود" کوروش کبیر به بابِل»؛ از بابلیان نیز باید سراغی گرفت و دید که آنان نیز آن را ورود و استقبال می‌دانند یا حمله و تصرّف؛ آرزو می‌کنیم که خوشیِ حقوق بشری ما به ناخوشی کسی گره نخورده باشد
کانال بازنگری (ترکاشوند) چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ @baznegari
ماهیّتِ حدیثِ ناموافق با قرآن
(دو راهیِ سرنوشت)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۰۸

در روایات (۱) آمده که اگر حدیثی از ما به دست‌تان رسید آن را به سَنجۀ قرآن عَرضه کنید:
اگر سازگار با آن بود بپذیرید
و
اگر توافق نداشت نپذیرید

در واقع ملاک حُجّیت سخنانِ منسوب به ائمه و حتّی پیامبر گرامی را، به مطابقت‌شان با قرآن و همخوانی با وحی و کتاب آسمانی دانسته است. این مطلبی که گفته شد را همه شنیده و می‌دانند و نیاز به یادکردش نیست؛ موضوع این یادداشت در پاسخگویی به پرسش سرنوشت‌سازِ زیر است:

پرسش- اگر حدیث با قرآن توافق و سازگاری نداشت و به همین خاطر کنار گذاشته شد، در این صورت در بارۀ ماهیّت آن حدیث به چه نتیجه‌ای باید رسید و کدامیک از دو گزینۀ زیر در باره‌اش درست است؟:

یک- آن حدیث واقعاً از پیامبر و امام صادر نشده و جعلی است
دو- هر دو احتمال را در بر می‌گیرد: چه جعلی و چه واقعی (و صادر از آنان) را

پاسخ شما به این پرسش چیست؟


(۱) از جمله رسول‌خدا گفت اگر از من سخنی به دست شما رسید، چنان‌چه سازگار با قرآن و حجتِ عقول بود بپذیرید و اگر توافق با آن دو نداشت درون دیوار بگذارید

https://t.me/baznegari/610
کو غیرت
اینقدری که مردم ایران مترصد و نگرانِ انتخابات آمریکا هستند خودِ مردم آنجا نیستند!؛
این اندازه وابستگیِ معیشت و اقتصاد به کشوری دیگر ،آن‌هم آمریکا!!!، آیا متولیان نظام را به غیرت نمی‌آورد؟
آیا همچنان با افتخار و با سینه‌ای جلو، دَم از استقلال بزنیم؟
وقتی ساعتِ تمام بنگاه‌های کوچک و بزرگ ، وقتی صفر تا صدِ اقتصاد ، وقتی حتّی تولیداتِ ۱۰۰% داخلی و کشاورزی ، وقتی ضربان نبض تجارت در بخش‌های مختلف ، ... ، همه و همه روز به روز به وقت دلار آمریکا تنظیم می‌شود دیگر لطفاً از این پس و تا اطلاع ثانوی شعار "آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند" را سر ندهید، زیرا بلافاصله خواهیم پرسید چرا با تدابیر و با کوله‌باری از تجارب چهل ساله‌تان از او، بزرگترین غلط‌ِ او یعنی سریال تحریم‌های ظالمانه‌اش را از پیش رصد ، خنثی و در نطفه خفه نکردید تا لذت "هیچ" غلطی به جان‌مان بنشیند؟
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۰۹ @baznegari
خدا نگرانِ حقوق پایمال‌شدۀ خدانشناسان است

نکش کافر را

نگیر اموالش را

منِ خدا پیگیر دادخواهی ستمدیدگان:
چه مؤمن و معتقد به من باشد
و
چه خدانشناس و نامعتقد باشد

هستم

عن أبی‌عبدالله قال: إنّ الله عزّوَجلّ أوحی إلی نبیٍّ من انبیائه فی مملکة جبّار من الجبّارین أن ائت هذا الجبّار فقُل له: إنّنی لم أستعملک علی سفک الدماء و اتّخاذ الأموال و إنما استعملتک لتکفّ عنّی أصوات المظلومین فانّی لم/لن أدع ظلامتهم و إن کانوا کفاراً ( کافی ج ۲ ص ۳۳۳ ح ۱۴).
وحی خدا به یکی از پیامبرانش: نزد آن فرمانروای ستمگر رو و بگو تو را بر این مسند ننشاندم که خون مردم ریزی و اموال‌شان مالِ خود کنی؛ همانا سَروری دادمت که به جای من دادِ ستمدیدگان بستانی؛ چه من هرگز از ستمی که به آنان شده ،اگر چه کافر و منکرِ من باشند، نمی‌گذرم

وقتی خدا، خدانشناسان را در آغوش می‌گیرد


کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۰
T.me/baznegari/615
آن‌که به جان ارزد البته به نان ارزد

(گزارش همیاری برای تأمین "نان")

در زیر، گزارش همیاریِ دوست ارجمند مهندس ممقانی را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم می‌کنم (ترکاشوند).
@baznegari

دوستان عزیزم
مطلبی را می‌خواهم با شما عزیزان در میان بگذارم لطفا با دقت به آن توجه بفرمائید.

در این تنگنای شدید که مردم، گرفتار سه مسئله مهم هستند امان بسیاری از ایشان بریده شده است.
۱- مسئله تحریم‌ها سبب ایجاد تورم و گرانی و بیکاری شده و روز به روز بنیه اقتصادی مردم را ضعیف کرده است.
۲- پیدایش و گسترش ویروس کرونا که قوز بالا قوز شده است.
۳- عدم توجهِ کافی نهادهای مسئول به ضروریات زندگی مردم

ماحصل سه مسئله فوق، سبب شده بسیاری از مردم در زیر فقر مطلق زندگی کنند و قشر متوسط هم به زیر خط فقر کشیده شود.

نمی‌توان دست روی دست گذاشت و شاهد آلام مردمانی بود که حتی از تهیۀ نان شب عاجزند.

می‌خواهم تجربۀ خود را با شما عزیزان در میان بگذارم، شاید بتواند مرهمی کوچک باشد بر این زخم.

تقریبا با شیوع کرونا در این فکر بودم که چگونه می‌توانم شمع کوچکی در تاریکی دلخراش نیازمندان به نان شب روشن کنم.
من که خود زادۀ منطقه جنوب شهر بودم با مراجعه به محله قدیم خود با همکاری کاسب محترمی که می‌شناختم مشورت کردم که چگونه می‌توانم به محرومین زیر خط فقر مطلق محله کمک کنم، ایشان گفت مشکل اصلی بخش قابل توجهی از مردم محله از شدت فقر، خرید نان است تا بتوانند شکم خود را سیر کنند.

کارت‌‌های مخصوص تهیه کردم تا محرومان با ارائه آن به نانوائی بربری محله، بتوانند نان خود را تهیه کنند.

کار را با چهار خانوار محروم با جمعیت ۱۷ نفر شروع کردم و به ازای هر نفر در روز یک نان، روزانه ۱۷ نان و در ماه ۵۱۰ نان را با کارت از نانوا خرید می‌کردند.
یافتن محرومان و توزیع کارت به عهده کاسب محله بود و تامین هزینه با من.

بعد از دو ماه، با دوستانی که بچه‌محل دوران کودکی و نوجوانی‌ام بودند تماس گرفتم و آن‌ها را در جریان کار قرار دادم، تقریبا همگی استقبال کردند و بعد از گذشت ۶ ماه در مهرماه تعداد خانوار تحت پوشش به ۲۱ خانوار و با جمعیت ۱۰۳ نفر رسید.
و در هر ماه هزینه تهیه نان بیش از سه میلیون تومان شد.
با توجه به استقبال خوب از این طرح تعداد خانوار‌های تحت پوشش در حال افزایش است.


خواستم به دوستان بگویم اگر می‌توانند این روش را در مناطق محرومی که می‌شناسند آغاز کنند و دل‌های محرومین را شاد و خنده‌ای بر لبانشان بنشانند.

نمونه کارت که مزین به کلام شیخ حسن خرقانی است را می‌توانید در زیر مشاهده کنید👈 (:آنکه در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد).


گزارش مهر ماه که در اختیار همیاران خوبم قرار دادم، از این قرار است:

با سلام به همیار عزیز
باعث سرافرازی است که با همیاری شما و چند تن از عزیزان برای نجات هم محلی‌هایی که در زیر خط فقر مطلق زندگی می‌کنند حداقل معیشت را برای کمک به آنان فراهم می‌کنیم.

گزارش فعالیت مهر ماه ۹۹

۱- در مهر ماه دو همیار دیگر به کمک آمده و موفق شدیم تعداد مددجویان را از ۲۰ خانوار به ۲۱ خانوار برسانیم.
تعداد افرادِ ۲۱ خانوار ۱۰۳ نفر می‌باشد.

۲- در مهر ماه برای مددجویان هزینه‌ ذیل انجام شد.
۳۰۹۰ قرص نان بربری به ارزش ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان

۳- در مجموع در مهر ماه توسط همیاران عزیز کمک‌های زیر صورت گرفت.
۱-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۲-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۳-۳ ۹۳،۰۰۰ تومان
۴-۳ ۸۰۰،۰۰۰ تومان
۵-۳ ۲۰۰،۰۰۰ تومان
۶-۳ ۴۰۰،۰۰۰ تومان
۷-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۸-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۹-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۱۰-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۱۱-۳ ۱۵۰،۰۰۰ تومان
و در مجموع ۳،۴۴۳،۰۰۰ تومان همیاران کمک کردند.
مبلغ مانده بدهی از شهریور ماه برابر ۳۸۹،۵۰۰ تومان
جمع کل ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان

۴- حسابرسی مهر ماه
۱-۴ درآمد از همیاران ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان
۲-۴ هزینه برای مددجویان ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان
۳-۴ بدهی تا پایان مهر ماه ۳۶،۵۰۰ تومان

ضمنا در این ماه به مناسبت اربعین، به همت گروهی از همیاران، نذورات به ارزش حدود ۶،۹۶۴،۸۰۰ تومان به شرح زیر برای مددجویان تامین و در طی این ماه و ماه بعد توزیع شده و خواهد شد.
۱- ۲۱۰ کیلو برنج ایرانی
۲- ۲۱ عدد روغن ۲ لیتری + ۶۰ عدد روغن یک لیتری
۳- ۳۵ قوطی رب گوجه فرنگی
۴- ۱۰۳ بسته ماکارونی
موارد ۲ و۳ در این ماه توزیع شده و موارد ۱ و ۴ در ماه بعد توزیع خواهد شد.
علاوه بر خدمات فوق در روز اربعین ۱۰۰ پرس چلوکباب میان مددجویان توزیع شد که واسطه این عمل خیر توسط یکی از همیاران بود.

ضمنا در صدد هستیم برای مددجویان دانش‌آموز، لوازم‌التحریر خریداری و در آبان ماه توزیع شود.

با آرزوی رستگاری شما همیار عزیز که لبخندی بر لبان مددجویان می‌نشانید، لب‌تان خندان باد
.
.
تشبیهِ طیراً أبابیل
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)

گویند پیامبر گرامی در آن سالی (عام‌الفیل) به دنیا آمد که با اعجاز خدا "واقعۀ اصحاب فیل و طیراً أبابیل" روی داد. در این باره روایات می‌گویند ابرهه به قصد نابودی خانۀ کعبه با سپاهی مجهز به فیل‌های تنومند روانه شد اما در آستانۀ انجام این کار، پرندگانی از جانب خدا بر بالای سرِ آنان به پرواز درآمدند و با پرتاب سنگ‌هایی به سمت آن‌ها همه‌شان را نابود ساخت و با این کار، هم از خانۀ خود محافظت کرد و هم نشان تولدی بزرگ (یعنی تولد پیامبر خاتم) شد.
این رشته سرِ دراز دارد!
چنان‌که اشاره شد واقعۀ شکست اصحاب فیل را معمولاً زمینه‌ای برای ولادت نوزادی مقدس (محمد امین) که قرار است رسول خدا شود می‌گیرند؛ البته این عادتِ بسیاری از ما مذهبی‌ها و اذهانِ ساده‌لوح ، اسطوره‌طلب ، افسانه‌خواه است و چیز تازه‌ای نیست، و در همین بارۀ اخیر فقط محدود به مورد فوق (حملۀ پرندگانِ مسلّح به سپاه ابرهه) نمی‌شود و چیزهای دیگری همچون موارد زیر را نیز در ربط با آن ولادت مقدس می‌گیرند:

«در همان لحظۀ ولادتِ پیامبر، تمامی بت‌ها به رو بر زمین افتادند ، ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگرۀ آن فرو ریخت ، دریاچه ساوه که سال‌ها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک گردید ، در بیابان سماوه (محلی بین کوفه و شام) که سال‌های طولانی آب در آن یافت نمی‌شد سیل جاری شد ، آتشکده فارس که هزار سال روشن بود خاموش گردید ، طاق کسری از میان شکافت و دو نصف گردید و آب رودخانه دجله طغیان کرد و در آن کاخ نفوذ کرد ، نوری در آن شب ظاهر گردید و از سمت حجاز حرکت کرد و تا شرق عالم منتشر شد ، تخت‌های پادشاهان جهان سرنگون و واژگون گردید ، تمام پادشاهان جهان در آنروز تا شب لال شدند و در بهت و حیرت بسر بردند».
خلاصه این رشته سر دراز دارد، و این‌که این باورها ما را تا کجا به دنبال خود خواهد کشاند و چقدر بر مراتب تحجّر و فلج‌سازیِ ذهن خواهد افزود خودِ خدا می‌داند
حال اگر قائل به روی‌دادن این عجایب هستیم که هیچ؛ ولی اگر در وقوع این‌ها شک داریم پس چه بسا در برداشتِ مدلول اعجازی و محیرالعقول از سوره فیل، و ارتباطش به ولادت حضرت نیز باید شک کرد. از کجا معلوم همان‌هایی که عجایب و موهومات بالا را ساخته‌اند دست به چنین تفسیری از سورۀ فیل نزده‌اند؟
گویا همین نوع تردیدها باعث و انگیزه‌ای شد تا برخی مفسران و محققان برای رهایی از چالشِ پرندگانِ راکت‌انداز، تفاسیر دیگری همچو: از پای درآمدنِ سپاه ابرهه با مَرَض آبله (أبابیل!؟) را پیشنهاد کنند. من اما شخصاً احتمال می‌دهم این سوره، اساساً دلالت بر وقوع هیچ رویداد ناگهانی و خاصّ (چه پدیده‌ای طبیعی همچون نابودی مهاجمان با آبله، و چه معجزه یعنی پرندگان معروفِ راکت‌انداز) ندارد.
https://t.me/baznegari/617
ادامه در پُست بعدی: اینجا
دنبالۀ پُست بالا (تشبیهِ طیراً أبابیل۲)

فقدان واژۀ آبله در گزارش ابن اسحاق
گاه تلاش میشود تا ابابیل را به آبله ربط دهند تا بلکه سوره را بتوانند بدون تن‌دادن به اعجازِ به ظاهر دردسرسازی که در آن می‌بینند تفسیر کنند. برای هم‌ریشه دانستن ابابیل با آبله و اینکه مراد قرآن از ابابیل عبارت از بیماری کشنده و واگیردار آبله است نیاز به دلیل داریم و باید بررسی کرد که آیا در زمان نزول قرآن، چنین واژه‌ای عیناً در جزیرة العرب (و یا حداقل به عنوان واژه‌ای دخیل) وجود داشته یا نه؟ تازه پس از آن و در صورت مثبت بودن پاسخ، باید بررسی شود که مراد از ابابیلِ قرآن همان آبله است. فراموش نکنیم که ناقل آبله فقط انسان است و نه پرنده (حال آنکه ظاهراً این تفسیر علمی طبیعی از سوره، بر ناقل بودن پرنده استوار است) و تازه عبارتِ "ترمیهم بحجارة من سجیل" چگونه با آبله قابل توضیح است؟
گویا کهن‌ترین سند برای انطباق ابابیل بر آبله، همان متن ابن هشام از ابن اسحاق است که گمان می‌رود واجد واژه آبله است و چنین ترجمه می‌شود: «در عام الفیل حصبه و آبله برای اولین بار در سرزمین عرب دیده شد» ولی جالب است بدانیم وقتی به اصل متن مراجعه می‌کنیم با دو نکتۀ مهم روبرو می‌شویم:
۱- در متن اصلی، خبری از واژه آبله نیست (دقت دارید که در این بررسی، خود واژه برای‌مان مهم است و نه فقط معنایش).
متن ابن هشام: ... أول ما رؤيت الحصبة والجدري بأرض العرب ذلك العام ، وأنه أول ما رؤى بها مرائر الشجر والحرمل والحنظل والعشر ذلك العام .
متن خودِ ابن اسحاق: ... أول ما رؤي في أرض العرب الحصبة والجدري ومرائر الشجر من العشر والحرمل وأشباه ذلك عام الفيل.
در عبارت بالا سخن از جدری و حصبه است و نه واژۀ آبله (زکریای رازی هم کتابی با همین عنوان دارد:الجُدَری و الحَصْبَة). بنابراین برای باور به انطباق ابابیل بر آبله باید سراغ دیگر متون کهن رفت و این متن، دلالت بر چنان ادعا را ندارد، چنانکه خود ابن اسحاق و سپس ابن هشام نیز چنین استنباطی نداشتند. البته به خود متن، گذشته از نکات فوق، این ایراد اساسی نیز وارد است که مگر می‌شود مردم ماقبلِ عام الفیل هیچ‌گاه دچار بلاهای مذکور نشده باشند (وأما القول بأن الحصبة والجدري أول ما رؤيا في العرب بعد الفيل وأيضا العشر والحرمل والشجر فهذا مما لا ينبغي أن يعرض عليه ولا يعول عليه كثيرا فالأمراض والأشجار مذ خلق الله العالم ، ومذ وجد الانسان على الأرض وقبل الفيل بدهور. -البدایة والنهایة ابن کثیر ج ۲ ص ۲۱۷ پاورقی ۴ از علی شیری-).
۲- بلای آن سال بر اساس سند ابن اسحاق، محدود به جدری (آبله) نبود بلکه چند بلا بر سرِ مردم و درختان آوار شده بود که در این باره دو مطلب لازم به ذکر است:
اولاً در این بلایا خشک و تر با هم می‌سوزند و نه فقط اصحاب فیل!
ثانیاً ادعا این بود که ولادت محمد امین خوش‌یُمن بود زیرا سپاه مهاجمِ فیل را نابود کرد حال آنکه بنابراین سند نمی‌توان به چنان خوش‌یمنی رسید زیرا نسل مردم منطقه و حتی نبات را با نابودی و یا خطر جدی روبرو کرد و یعنی در صورت واقعی بودن این روایت آیا منکران نبوتِ حضرت نمی‌توانستند به بدیمنی ولادت وی استشهاد کنند و مثلاً سران قریش بگویند پا قدمش بد بود و یا بگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست.
به نظر می‌رسد رأی مشهور (اعجاز پرندگان) دست کم این ایرادات را ندارد؛ هرچند همان رأی نیز با مراد قرآن یکی نیست.

مگر ابرهه در زمان میلاد پیامبر، زنده بود؟:
ابرهه پس از تسخیر یَمَن (که به فرمان پادشاه حبشه صورت گرفت) سرانجام حاکم آنجا شد. پس از وی به ترتیب یکسوم و مسروق (که هر دو فرزند وی بودند) حکومت بر سرزمین تصرّف شدۀ یمن را ادامه دادند. مدت حکمرانی این دو فرزند جمعاً حدود سی سال بود تا این‌که در فاصلۀ سال‌های ۵۷۰ تا ۵۷۶ میلادی، ارتش ایران در دوران پادشاهی انوشیروان و بنا به درخواست یمنی‌ها به آنجا لشگر کشید و یمن را از اشغال حبشی‌ها درآورد و به حکومت مسروق فرزند دوم ابرهه پایان داد.
از سوی دیگر، می‌دانیم میلاد پیامبر (ص) در سال ۵۷۰ میلادی (یعنی همان سال فروپاشی حکومت مسروق فرزند ابرهه و یا حداکثر شش سال پیش از فروپاشی) است که طبیعتاً در آن زمان حدود ۲۵ تا ۳۰ سال از مرگ ابرهه گذشته بود! بنابراین چنانچه گزارش بالا درست باشد هیچ تقارن زمانی میان لشگرکشی ابرهه به مکه (با فرض صحت) با زمان ولادت رسولخدا وجود ندارد. اگر این سخن درست باشد، در این صورت تکلیف این‌همه قصه و داستان و شان نزولی که در ذیل سوره فیل وارد شده (و البته برخی‌شان به قصه‌های دور کرسی مادر بزرگ شباهت دارد) را چه کنیم.
https://t.me/baznegari/618

ادامه در پُست بعدی: اینجا
دنبالۀ پُست بالا (پُست پایانی؛ تشبیهِ طیراً أبابیل۳)

بهره‌گیری از صنعت تشبیه:
اگر اقدام اصحاب فیل، انجام حمله (یا در سر پروراندنِ آن) برای هدفی شوم باشد (که به احتمال زیاد به سرزمین مکه و سرنوشت آنان مربوط بود) در این صورت قرآن، ارتشی که به مقابله با آنان پرداخته (و یا به آنان حملۀ پیشدستانه کرده) را به پرندگانی تشبیه کرده که فوج فوج بر سرِ ایشان خراب شدند و آنها را به هزیمت کشاندند: وأرسل علیهم طیراً ابابیل. علت تشبیه به پرنده، چه بسا برای مرضیّ خدا نشان‌دادن و تقدیس آن باشد.
وقتی قرآن ارتش مورد اشاره را به طیراً ابابیل تشبیه کرد، خود به ذوق هنری دنبالۀ ماجرا را در همان حال و هوای تشبیه پی گرفت و تعبیر "ترمیهم بحجارة من سجّیل" را به کار برد تا در تشبیه و زیبایی‌های آن و رؤیاپردازی سنگ تمام گذارد!
خدا عقد اخوت با هیچ ملتی نبسته که بدون خواست و تلاشِ خودِ آنان، اقدامی ویژه و عجیب غریب برای‌شان انجام دهد و مثلاً پرندگانی برای بمباران دشمنان‌شان بفرستد.
و اما اینکه ارتش مورد اشاره، کیانند؛ آیا مقاومت خود مکّیان است در برابر حملۀ خارجی ، آیا ارتش آزادیبخش ایران است که حبشی‌های متصرّف (که گویا در ادامۀ اشغال یمن، نقشه‌هایی برای تصرف مکه در سر می‌پروراندند) را از یمن بیرون راند ، و یا حتی رویدادی طبیعی است که مهاجمان را زمین‌گیر کرد، نیاز به بررسی بیشتر دارد.


فروپاشی فیل یهودیت با پیک‌های آگاهی‌بخشِ عیسوی:
قرآن در این سوره به رسولش محمد آرامش می‌دهد که اگر تو در راه دعوت، با مانع بزرگِ مشرکان و دستگاه مذهبی اصلاح ناپذیرشان روبرو هستی، بدان که این معضل در گذشته نیز بوده است آنجا که دستگاه یهودیت همه چیز را در کنترل داشت و پنجره‌ای در آن نمی‌توانست گشود اما با ظهورِ نرم و آرام عیسی مسیح و حواریون پاکبازِ انگشت‌شمارش آن دستگاه بزرگ فرو پاشید.
بر این اساس می‌توان اصحاب فیل را کنایه از دستگاه بزرگ و اصلاح‌ناپذیرِ یهودیّت دانست که قرآن می‌گوید آیا ندیدی پروردگارت چه بر سرشان آورد (الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل) و چگونه نقشه‌هایی که در سر می‌پروراندند را نقش بر آب کرد (الم یجعل کیدهم فی تضلیل).
سپس قرآن به چگونگی فروپاشی این دستگاه مذهبی می‌پردازد و سفیران خودجوش عیسی را به پرنده، و خود وی و آنها را به راهبان از خود گذشته (أبیل: راهب) تشبیه می‌کند و می‌گوید: پروردگارت در میان‌شان پیک‌هایی از دنیا گذشته [یعنی مقامات دنیوی که از طریق حضور در دستگاه یهودیت برای‌شان حاصل می‌شد] فرستاد همان حواریونی که بی‌چشمداشت به آگاه‌سازی مردم پرداختند و چونان پرنده بر سرشان آوار شدند (وارسل علیهم طیرا ابابیل).
النهاية في غريب الحديث ابن أثير ج ۱ ص ۱۶: ... ومنه الحديث (كان عيسى عليه‌السلام يسمى أبيل الأبيلين) الأبيل - بوزن الأمير - : الراهب، سمي به لتأبله عن النساء وترك غشيانهن، والفعل منه أبل يأبل إبالة إذا تنسك وترهب. قال الشاعر : وما سبح الرهبان في كل بلدة * أبيل الأبيلن المسيح بن مريما ويروى : - أبيل الأبيليين عيسى بن مريما * على النسب.

پس قرآن با نزول این سوره به پیامبر دلگرمی می‌دهد که ای محمد، بدان چنان‌که عیسی و یاران بی‌سلاح ولی آگاهش بر دستگاه مذهبی زمان‌شان پیروز شدند تو نیز بر دستگاه مذهبی زمانت پیروز می‌شوی.
https://t.me/baznegari/619

(با آرزوی بهبودی بیماران کورونایی و از جمله تایپیستِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر)
به ظالم رسماً ظلم‌ورزی او را نهیب زن، وگرنه اُمّت محمّد بی اُمتِ محمد


... فإذا رَأیتَ اُمَّتِی لا یقولونَ للظالمِ: أنتَ ظالمٌ، فقد تُوُدِّعَ مِنهُم


کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ @baznegari
.
رهبری و گرانی و تورم

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
@baznegari

مقام معظم رهبری امروز در سخنانی عمومی و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی، در بارۀ معضل جانکاه گرانی چنین گفتند:

«حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر این‌که بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی، ارتباطی به تحریم ندارند و ناشی از ناهماهنگی‌ها هستند، گفتند: بسیاری از گرانی‌های اخیر توجیه ندارد و باید با هماهنگی بین دستگاه‌های مربوطه هرچه زودتر علاج شوند. ایشان، گرانی گوشت، مرغ، گوجه تا پوشک بچه را برغم موجود بودن جنس و کالا، گرانی‌های بی‌مبنا و بی‌دلیل خواندند و افزودند: همۀ این گرانی‌ها و مشکلات، با هماهنگی دستگاه‌ها قابل حل هستند و باید مشکلات از جلوی پای مردم برداشته شود»:
https://www.irna.ir/news/84097610

در بارۀ این سخنان به نظر می‌رسد که:

۱- گویا مراد رهبر معظم از عبارت "گرانی‌های اخیر" صرفاً از باب اشاره به اصل موضوع بوده وگرنه همه می‌دانیم این گرانیِ پیاپی و تورم افسارگسیخته، مربوط به "اخیر" نبوده و از حدود دو سال و نیمِ پیش تاکنون حضوری پیوسته و مستمر در زندگی مردم داشته و دارد.

۲- نیز گویا مراد رهبرمان از ذکر گوشت و پوشک و گوجه، محدود دانستن گرانی به این چهار قلم نبوده بلکه آن‌ها را از باب نمونه و مثال بیان نموده‌اند زیرا این گرانی در "همۀ کالاها و اقلام و خدمات (مگر معدودی)" آن‌هم به اندازۀ "چند صد درصد افزایش قیمت" وجود داشته و دارد.

۳- نیز گویا عبارت ایشان در رابطه با تقصیرِ "دستگاه‌ها و ناهماهنگی میان آن‌ها"، خدای ناکرده برای این بیان نشده که خودِ معظم‌له را تبرئه نموده و تقصیرات را فقط به گردن سایر دستگاه‌ها بیندازند بلکه این بیان صرفاً از باب ذکرِ اصل مشکل و بیان نقاط آسیب بوده؛ به ویژه که مطابق قانون اساسی وظیفۀ هماهنگی میان دستگاه‌ها (و نیز حتّی حلّ معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نباشد) دقیقاً بر عهدۀ "رهبری نظام" سپرده شده و این را خودِ ایشان بهتر از هر کس در جریان است. عالیترین مقام‌های اداری کشور به ترتیب: مقام معظم رهبری (با اختیارات مطلقه) ، رئیس جمهور محترم (با ریاست دولت) و معاون اول (با ادارۀ امور اجرایی) بوده و بدیهی است که معضلات نظام (و در این مورد گرانی‌های فراگیر و پیوسته و سنگین) به نسبتِ مسئولیت، میان این سه مقام عالیرتبه (همراه با وزیر مربوطه) تقسیم می‌شود (نقش غیر مدیریتیِ مجلس و قوۀ قضائیه نیز در جای خود محفوظ است).


از خوانندگان کانال بازنگری از این‌که در غیر حوزۀ تخصصی‌ام مطلب نوشتم پوزش می‌خواهم (گهگاه چنین می‌شود ولی تلاش می‌کنم رویّه نشود)

T.me/baznegari/621
.
برای چی ما را می‌کشید؟

سربازان خدای بی‌رحمِ جاهلیّت، دانشجویان بی‌گناهِ دانشگاه کابل را به خاک و خون کشیدند؛

و هر چه پرسیده شود که: «برای چی کشته می‌شویم؛ جواب دهید» جوابی نخواهد آمد چه، گوش خدای‌شان بدهکار این پرسش‌ها نیست و جز به قتل، رضایتش حاصل نمی‌شود.

راستی به کدامین گناه!؟ (بأیّ ذنبٍ قُتلت)

کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۴ @baznegari

https://af.shafaqna.com/wp-content/uploads/2020/11/123622438_3932465666782026_4179425666459950901_n.jpg
تصاویر پَر پَر شدگان:

https://af.shafaqna.com/FA/411754