انتظار قائم در ۹۰۰ سال پیش
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۸/۲۸
ابن بابا کاشانی که حدود ۹۰۰ سال پیش میزیسته میگوید برخی از همشهریانم هر روز صبح علیالطلوع خود را به شمشیر و سلاح تجهیز کرده و سوار اسب میشوند و از خانههای خود به سمت بیرون شهر میروند تا بلکه قائم ظهور کند و اینان پا در رکابش شوند! (انگار هر روز به آنان الهام میشود که امروز دیگه حتما میاد) و چون آفتاب برآید، دستِ خالی باز میگردند و میگویند: امروز هم نیامد:
(... وألّف أحمد بن عليّ ابن بابه القاشاني كتابا ذكر فيه فرق الشيعة ، فلمّا انتهى إلى الإمامية وذكر المنتظر قال: من العجب أن في بلادنا قوما، وأنا شاهدتهم على هذا المذهب، ينتظرون صباح كلّ يوم طلوع القائم عليهم، ولا يقنعون بالانتظار بل يركبون خيلهم متوشّحين بالسيوف شاكين السلاح، ويخرجون من مساكنهم إلى خارج البلد مستقبلين للإمام، كأنّهم قد أتاهم بريد أخبرهم بوروده، فإذا طلع النهار عادوا متأسّفين وقالوا: اليوم أيضا ما جاء! -آثار البلاد و اخبار العباد زکریا قزوینی ج ۱ ص ۴۳۲-).
پس این بساط (گره زدن زندگی و سیاست به ظهور قائم) از نهصد سال پیش هم وجود داشته؛ آنهم با چه خلوص بیشتری.
گمانم اما اگر اینهمه عزم و تلاش و خلوص را از همان زمان صرف پیشرفت بر اساس عقول و داشتههای خدادادی میکردند اینک پس از ۹۰۰ سال به تمام اهداف ظهور رسیده بودند.
از حق نگذریم آنان باز اینقدر معرفت داشتند که دستِکم سایر مردم شهر را وادار به همراهی با خود در راه و سیاستشان نکنند اما امروزه برخی سیاستهای آخرالزمانی گریبان عموم مردم را چه بخواهند چه نخواهند گرفته است.
https://t.me/baznegari/1496
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۸/۲۸
ابن بابا کاشانی که حدود ۹۰۰ سال پیش میزیسته میگوید برخی از همشهریانم هر روز صبح علیالطلوع خود را به شمشیر و سلاح تجهیز کرده و سوار اسب میشوند و از خانههای خود به سمت بیرون شهر میروند تا بلکه قائم ظهور کند و اینان پا در رکابش شوند! (انگار هر روز به آنان الهام میشود که امروز دیگه حتما میاد) و چون آفتاب برآید، دستِ خالی باز میگردند و میگویند: امروز هم نیامد:
(... وألّف أحمد بن عليّ ابن بابه القاشاني كتابا ذكر فيه فرق الشيعة ، فلمّا انتهى إلى الإمامية وذكر المنتظر قال: من العجب أن في بلادنا قوما، وأنا شاهدتهم على هذا المذهب، ينتظرون صباح كلّ يوم طلوع القائم عليهم، ولا يقنعون بالانتظار بل يركبون خيلهم متوشّحين بالسيوف شاكين السلاح، ويخرجون من مساكنهم إلى خارج البلد مستقبلين للإمام، كأنّهم قد أتاهم بريد أخبرهم بوروده، فإذا طلع النهار عادوا متأسّفين وقالوا: اليوم أيضا ما جاء! -آثار البلاد و اخبار العباد زکریا قزوینی ج ۱ ص ۴۳۲-).
پس این بساط (گره زدن زندگی و سیاست به ظهور قائم) از نهصد سال پیش هم وجود داشته؛ آنهم با چه خلوص بیشتری.
گمانم اما اگر اینهمه عزم و تلاش و خلوص را از همان زمان صرف پیشرفت بر اساس عقول و داشتههای خدادادی میکردند اینک پس از ۹۰۰ سال به تمام اهداف ظهور رسیده بودند.
از حق نگذریم آنان باز اینقدر معرفت داشتند که دستِکم سایر مردم شهر را وادار به همراهی با خود در راه و سیاستشان نکنند اما امروزه برخی سیاستهای آخرالزمانی گریبان عموم مردم را چه بخواهند چه نخواهند گرفته است.
https://t.me/baznegari/1496
شگفتانۀ صادق (ع)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۸/۲۹
این سخن امام جعفر صادق به قدری انسانی، زیبا و در راستای "درک کنشها و رفتارهای متفاوت آحاد بشری" است که چارهای جز ترجمۀ مو به موی آن ندیدم:
《اگر مردم پی میبردند که خدای تعالی چگونه آنان را [گوناگون و در مراتب شخصیتی و استعدادیِ متفاوت] آفریده است در این صورت هیچکس، دیگری را سرزنش و ملامت نمیکرد [زیرا اگر او هم مانند آن یکی آفریده شده بود همان کارِ سرزنشآمیز را میکرد]. خدا جزءها (مشخصهها، فاکتورها، استعدادها، تواناییها)یی را آفرید و آن را به ۴۹ جزء رساند و هر جزء را نیز به ده بخش کوچکتر تقسیم کرد سپس آن اجزاء [که با زیرمجموعههای فرعیاش ۴۹۰ جزء میشود] را میان خلق تقسیم کرد: در یکی فقط یکدهمِ جزء را قرار داد و در دیگری فقط دو دهمِ جزء را تا [بلکه؟] برسد به یک جزء کامل؛ و در دیگری یک جزء و یکدهمِ جزء و در آن یکی یک جزء و دو دهمِ جزء و در سومی یک جزء و سهدهمِ جزء قرار داد تا برسد به آن وسیله به دو جزء تمام؛ سپس به همین ترتیب به رفیعترینشان ۴۹ جزء [تمام و کمال] رسید. "بنابراین کسی که" بیش از یکدهمِ جزء در او تعبیه نشده، طبیعتاً قادر نیست همانند کسی باشد که دارای دو دهمِ جزء است! همچنین واجدِ دو دهمِ جزء همانند واجد سهدهمِ جزء نیست. نیز کسی که یک جزء کامل را دارد طبیعتاً نمیتواند همانند کسی که دارای دو جزء کامل است باشد. اگر مردم میدانستند که خدا انسانها را به این ترتیب [ِ متنوع و متفاوت] خلق کرده، در آن صورت هیچکس دیگری را به باد سرزنش نمیگرفت》:
سمعت أباعبدالله يقول لو علم الناس كيف خلق الله تبارك وتعالى هذا الخلق لم يلم أحد أحدا ـ فقلت أصلحك الله فكيف ذاك فقال إن الله تبارك وتعالى خلق أجزاء بلغ بها تسعة وأربعين جزءا ثم جعل الأجزاء أعشارا فجعل الجزء عشرة أعشار ثم قسمه بين الخلق فجعل في رجل عشر جزء وفي آخر عشري جزء حتى بلغ به جزءا تاما وفي آخر جزءا وعشر جزء وآخر جزءا وعشري جزء وآخر جزءا وثلاثة أعشار جزء حتى بلغ به جزءين تامين ثم بحساب ذلك حتى بلغ بأرفعهم تسعة وأربعين جزءا فمن لم يجعل فيه إلا عشر جزء ـ لم يقدر على أن يكون مثل صاحب العشرين وكذلك صاحب العشرين لا يكون مثل صاحب الثلاثة الأعشار وكذلك من تم له جزء لا يقدر على أن يكون مثل صاحب الجزءين ولو علم الناس أن الله عز وجل خلق هذا الخلق على هذا لم يلم أحد أحدا
(کافی کلینی چاپ اسلامیه ج۲ ص۴۴ ح ۱)
عیب کسان منگر و احسان خویش
این یادداشت را صمیمانه به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم.
https://t.me/baznegari/1497
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۸/۲۹
این سخن امام جعفر صادق به قدری انسانی، زیبا و در راستای "درک کنشها و رفتارهای متفاوت آحاد بشری" است که چارهای جز ترجمۀ مو به موی آن ندیدم:
《اگر مردم پی میبردند که خدای تعالی چگونه آنان را [گوناگون و در مراتب شخصیتی و استعدادیِ متفاوت] آفریده است در این صورت هیچکس، دیگری را سرزنش و ملامت نمیکرد [زیرا اگر او هم مانند آن یکی آفریده شده بود همان کارِ سرزنشآمیز را میکرد]. خدا جزءها (مشخصهها، فاکتورها، استعدادها، تواناییها)یی را آفرید و آن را به ۴۹ جزء رساند و هر جزء را نیز به ده بخش کوچکتر تقسیم کرد سپس آن اجزاء [که با زیرمجموعههای فرعیاش ۴۹۰ جزء میشود] را میان خلق تقسیم کرد: در یکی فقط یکدهمِ جزء را قرار داد و در دیگری فقط دو دهمِ جزء را تا [بلکه؟] برسد به یک جزء کامل؛ و در دیگری یک جزء و یکدهمِ جزء و در آن یکی یک جزء و دو دهمِ جزء و در سومی یک جزء و سهدهمِ جزء قرار داد تا برسد به آن وسیله به دو جزء تمام؛ سپس به همین ترتیب به رفیعترینشان ۴۹ جزء [تمام و کمال] رسید. "بنابراین کسی که" بیش از یکدهمِ جزء در او تعبیه نشده، طبیعتاً قادر نیست همانند کسی باشد که دارای دو دهمِ جزء است! همچنین واجدِ دو دهمِ جزء همانند واجد سهدهمِ جزء نیست. نیز کسی که یک جزء کامل را دارد طبیعتاً نمیتواند همانند کسی که دارای دو جزء کامل است باشد. اگر مردم میدانستند که خدا انسانها را به این ترتیب [ِ متنوع و متفاوت] خلق کرده، در آن صورت هیچکس دیگری را به باد سرزنش نمیگرفت》:
سمعت أباعبدالله يقول لو علم الناس كيف خلق الله تبارك وتعالى هذا الخلق لم يلم أحد أحدا ـ فقلت أصلحك الله فكيف ذاك فقال إن الله تبارك وتعالى خلق أجزاء بلغ بها تسعة وأربعين جزءا ثم جعل الأجزاء أعشارا فجعل الجزء عشرة أعشار ثم قسمه بين الخلق فجعل في رجل عشر جزء وفي آخر عشري جزء حتى بلغ به جزءا تاما وفي آخر جزءا وعشر جزء وآخر جزءا وعشري جزء وآخر جزءا وثلاثة أعشار جزء حتى بلغ به جزءين تامين ثم بحساب ذلك حتى بلغ بأرفعهم تسعة وأربعين جزءا فمن لم يجعل فيه إلا عشر جزء ـ لم يقدر على أن يكون مثل صاحب العشرين وكذلك صاحب العشرين لا يكون مثل صاحب الثلاثة الأعشار وكذلك من تم له جزء لا يقدر على أن يكون مثل صاحب الجزءين ولو علم الناس أن الله عز وجل خلق هذا الخلق على هذا لم يلم أحد أحدا
(کافی کلینی چاپ اسلامیه ج۲ ص۴۴ ح ۱)
عیب کسان منگر و احسان خویش
این یادداشت را صمیمانه به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم.
https://t.me/baznegari/1497
وعدۀ مهدی (ع) به شیخ مفید در سال ۴۱۰ برای ظهورِ عنقریب
(تصریح قائم به وقوع نشانههای ظهور در جمادی الاولِ سال ۴۱۰)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۸/۲۹
سال ۴۱۰ هجری قمری بود و سنّ مفروض قائم در آن هنگام به ۱۵۵ سال (حدود ۱۵۰ سال شمسی) میرسید و طبیعتاً در میان شیعیانِ منتظر ،از آنجا که سنّ وی از عمر طبیعی بسیار فراتر رفته بود و از قیام و ظهور وی هم خبری نشده بود، پرسشها و ابهامات و تردیدهایی جدی در اذهان پیرامون وعدۀ ظهور پیش میآمد؛ در همین اثنا و چالش بود که نامهای از سوی مهدی/قائم به دست شیخ مفید رسید و در خلال آن وعده داده بود که در همین جمادی الاولِ امسال پس از رخ دادن حوادثی کیهانی و زمینی و سپس تحولاتی سیاسی، از غیبت به در آمده و قیام خواهد کرد.
بخشهایی از این نامه را در زیر میخوانیم:
《در يادكرد متن نامهاى كه در چند روز پايانى صفر سال ۴۱۰ از سوى ناحيه مقدّسه به شيخ مفيد رسيد و رساننده آن گفته كه آن را از ناحيه چسبيده به حجاز آورده است-: به برادر استوارگام، دوستدار رشيد، شيخ مفيد ... ...
ما مراقبت از شما را فرو نمىنهيم و شما را از ياد نمىبريم و اگر چنين نبود، سختىها به شما مىرسيد و دشمنان، شما را از بيخ و بن بر مىكندند! از خداوند بزرگ باشُكوه، پروا كنيد و ما را در دستگيرىتان از فتنهاى پشتيبانى كنيد كه بر سرتان آمده و هر كس كه اجَلش نزديك شده، در آن هلاك و هر كه به آرزويش رسيد، از آن دور نگاه داشته مىشود، و آن فتنه، "نشانه حركت ما" و خبر كردن شما براى قيام كردن به امر و نهى ماست [:وهِيَ أمارَةٌ لِأزوفِ حَرَكَتِنا (أي لقرب قيامنا) ومُباثَّتِكُم بِأَمرِنا ونَهيِنا]، و خداوند، تمام كننده نور خويش است، هر چند مشركان را ناخوش آيد. به تقيّه چنگ زنيد تا از آتش افروخته جاهلى- كه تعصّب اموى در آن مىدمد و طايفه رهيافته را مىترساند-، در امان بمانيد. من، نجات كسى را كه در اين فتنه، به راهها و جاهاى نهان نرود و در گريز از آنها، راههاى پسنديده را بپويد، ضمانت مىكنم. هنگامى كه ماه جمادى اوّلِ سال جارى رسيد، به آنچه در آن رخ مىدهد دقّت كنيد و براى آنچه پس از آن روى مىدهد، از خواب، بيدار و آماده شويد. به زودى نشانهاى آشكار از آسمان برايتان پديدار مىشود و مانند همان نيز از زمين پيدا مىشود [: إذا حَلَّ جُمادَى الاولى مِن سَنَتِكُم هذِهِ فَاعتَبِروا بِما يَحدُثُ فيهِ، وَاستَيقِظوا مِن رَقدَتِكُم لِما يَكونُ فِي الَّذي يَليهِ. سَتَظهَرُ لَكُم مِنَ السَّماءِ آيَةٌ جَلِيَّةٌ، ومِنَ الأَرضِ مِثلُها بِالسَّوِيَّةِ] و در سرزمين خاور، چيزى حزنآور و مضطرب كننده به وجود مىآيد و پس از آن، گروههايى بر عراق چيره مىشوند كه از اسلام بيروناند و با بدرفتارىشان، روزىِ آن ديار، اندك و تنگ مىشود و اين اندوه با نابودى طاغوتى از اين شرورها، برطرف مىشود و نيكانِ باتقوا به هلاكت او شاد مىشوند و آنان كه از هر سو آهنگ حج دارند، با فراوانى و همدلى به آنچه آرزو دارند، مىرسند و ما براى آسان كردن حجّ آزاد و همدلانه آنها كارى مىكنيم كه با نظم و هماهنگى به انجام رسد. پس هر يك از شما بايد كارى كند كه به محبّت ما نزديك شود و از آنچه او را به ناپسندى و ناخشنودىِ ما نزديك مىكند، بپرهيزد كه امر ما، ناگهانى و بى آمادگى است و هنگامى است كه توبه سودى نمىبخشد و پشيمانى از گناه، كسى را از كيفر ما رهايى نمىبخشد [: فَإِنَّ أمرَنا بَغتَةٌ فَجأَةٌ حينَ لا تَنفَعُهُ تَوبَةٌ ولا يُنجيهِ مِن عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوبَةٍ]. خداوند، راه درست را به شما الهام مىكند و به رحمتش، لطف خويش را همراهتان مىنمايد》:
(منبع: دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، محمدی ریشهری، ج ۴ ص ۴۳۶ تا ۴۳۹): "اینجا" تا "اینجا"
گفتنی است این نامه با اینکه مشهور است که از سوی حضرت مهدی به شیخ مفید نوشته شده ،و اتفاقاً بسیار هم در محافل مذهبی از آن استقبال میشود و نقش مهمی در تداوم اعتقاد به مهدیِ موجود ایفا کرده، اما معلوم نیست واقعیت داشته باشد و یعنی اینکه گفته شد که مهدی (ع) در سال ۴۱۰ به شیخ مفید نامه نوشت و از وقوع علائم ظهور در ماه جمادی الاولِ همان سال پرده برداشت که در پیاش بزودیِ زود قیام و ظهورش رخ خواهد داد، از اساس زیر سؤال است؛ هر چند دلبستگی منتظران به توقیعات قائم به شیخ مفید بسیار زیاد است، و باز هر چند جمادی الاولِ آن سال آمد و رویدادی آسمانی و زمینی (: صیحه آسمانی و خسف بیداء) به نشانه ظهور پیش نیامد!
https://t.me/baznegari/1498
(تصریح قائم به وقوع نشانههای ظهور در جمادی الاولِ سال ۴۱۰)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۸/۲۹
سال ۴۱۰ هجری قمری بود و سنّ مفروض قائم در آن هنگام به ۱۵۵ سال (حدود ۱۵۰ سال شمسی) میرسید و طبیعتاً در میان شیعیانِ منتظر ،از آنجا که سنّ وی از عمر طبیعی بسیار فراتر رفته بود و از قیام و ظهور وی هم خبری نشده بود، پرسشها و ابهامات و تردیدهایی جدی در اذهان پیرامون وعدۀ ظهور پیش میآمد؛ در همین اثنا و چالش بود که نامهای از سوی مهدی/قائم به دست شیخ مفید رسید و در خلال آن وعده داده بود که در همین جمادی الاولِ امسال پس از رخ دادن حوادثی کیهانی و زمینی و سپس تحولاتی سیاسی، از غیبت به در آمده و قیام خواهد کرد.
بخشهایی از این نامه را در زیر میخوانیم:
《در يادكرد متن نامهاى كه در چند روز پايانى صفر سال ۴۱۰ از سوى ناحيه مقدّسه به شيخ مفيد رسيد و رساننده آن گفته كه آن را از ناحيه چسبيده به حجاز آورده است-: به برادر استوارگام، دوستدار رشيد، شيخ مفيد ... ...
ما مراقبت از شما را فرو نمىنهيم و شما را از ياد نمىبريم و اگر چنين نبود، سختىها به شما مىرسيد و دشمنان، شما را از بيخ و بن بر مىكندند! از خداوند بزرگ باشُكوه، پروا كنيد و ما را در دستگيرىتان از فتنهاى پشتيبانى كنيد كه بر سرتان آمده و هر كس كه اجَلش نزديك شده، در آن هلاك و هر كه به آرزويش رسيد، از آن دور نگاه داشته مىشود، و آن فتنه، "نشانه حركت ما" و خبر كردن شما براى قيام كردن به امر و نهى ماست [:وهِيَ أمارَةٌ لِأزوفِ حَرَكَتِنا (أي لقرب قيامنا) ومُباثَّتِكُم بِأَمرِنا ونَهيِنا]، و خداوند، تمام كننده نور خويش است، هر چند مشركان را ناخوش آيد. به تقيّه چنگ زنيد تا از آتش افروخته جاهلى- كه تعصّب اموى در آن مىدمد و طايفه رهيافته را مىترساند-، در امان بمانيد. من، نجات كسى را كه در اين فتنه، به راهها و جاهاى نهان نرود و در گريز از آنها، راههاى پسنديده را بپويد، ضمانت مىكنم. هنگامى كه ماه جمادى اوّلِ سال جارى رسيد، به آنچه در آن رخ مىدهد دقّت كنيد و براى آنچه پس از آن روى مىدهد، از خواب، بيدار و آماده شويد. به زودى نشانهاى آشكار از آسمان برايتان پديدار مىشود و مانند همان نيز از زمين پيدا مىشود [: إذا حَلَّ جُمادَى الاولى مِن سَنَتِكُم هذِهِ فَاعتَبِروا بِما يَحدُثُ فيهِ، وَاستَيقِظوا مِن رَقدَتِكُم لِما يَكونُ فِي الَّذي يَليهِ. سَتَظهَرُ لَكُم مِنَ السَّماءِ آيَةٌ جَلِيَّةٌ، ومِنَ الأَرضِ مِثلُها بِالسَّوِيَّةِ] و در سرزمين خاور، چيزى حزنآور و مضطرب كننده به وجود مىآيد و پس از آن، گروههايى بر عراق چيره مىشوند كه از اسلام بيروناند و با بدرفتارىشان، روزىِ آن ديار، اندك و تنگ مىشود و اين اندوه با نابودى طاغوتى از اين شرورها، برطرف مىشود و نيكانِ باتقوا به هلاكت او شاد مىشوند و آنان كه از هر سو آهنگ حج دارند، با فراوانى و همدلى به آنچه آرزو دارند، مىرسند و ما براى آسان كردن حجّ آزاد و همدلانه آنها كارى مىكنيم كه با نظم و هماهنگى به انجام رسد. پس هر يك از شما بايد كارى كند كه به محبّت ما نزديك شود و از آنچه او را به ناپسندى و ناخشنودىِ ما نزديك مىكند، بپرهيزد كه امر ما، ناگهانى و بى آمادگى است و هنگامى است كه توبه سودى نمىبخشد و پشيمانى از گناه، كسى را از كيفر ما رهايى نمىبخشد [: فَإِنَّ أمرَنا بَغتَةٌ فَجأَةٌ حينَ لا تَنفَعُهُ تَوبَةٌ ولا يُنجيهِ مِن عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوبَةٍ]. خداوند، راه درست را به شما الهام مىكند و به رحمتش، لطف خويش را همراهتان مىنمايد》:
(منبع: دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، محمدی ریشهری، ج ۴ ص ۴۳۶ تا ۴۳۹): "اینجا" تا "اینجا"
گفتنی است این نامه با اینکه مشهور است که از سوی حضرت مهدی به شیخ مفید نوشته شده ،و اتفاقاً بسیار هم در محافل مذهبی از آن استقبال میشود و نقش مهمی در تداوم اعتقاد به مهدیِ موجود ایفا کرده، اما معلوم نیست واقعیت داشته باشد و یعنی اینکه گفته شد که مهدی (ع) در سال ۴۱۰ به شیخ مفید نامه نوشت و از وقوع علائم ظهور در ماه جمادی الاولِ همان سال پرده برداشت که در پیاش بزودیِ زود قیام و ظهورش رخ خواهد داد، از اساس زیر سؤال است؛ هر چند دلبستگی منتظران به توقیعات قائم به شیخ مفید بسیار زیاد است، و باز هر چند جمادی الاولِ آن سال آمد و رویدادی آسمانی و زمینی (: صیحه آسمانی و خسف بیداء) به نشانه ظهور پیش نیامد!
https://t.me/baznegari/1498
ما ایرانیان (با توجه به اعتقادات رسمی و رایجی که در باره فرزند امام حسن عسکری: "از نمردن و به پرده غیبت رفتن و امتداد عمرش و سپس ظهور و قیام و حاکمیتِ وی" داریم) قطعاً جزو شیعیان واقفی به شمار میآییم که به شدت از سوی ائمه اطهار محکوم شدهاند.
گفتنی است در روایات، گزارش دیگر و غیر مشهوری در باره مهدی موعود وجود دارد که عاری از اکثر موضوعات باورنکردنی و عجیبغریبی است که در رأی مشهور وجود دارد.
توجه
تا چندی به استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی و سامانبخشی به پژوهشهای در دست اقدامم میپردازم و موقتاً (همچو چند سال پیش،) با خوانندگان کانال بازنگری خداحافظی میکنم
به امید دیداری دوباره
امیر ترکاشوند، یکم آذر ۱۴۰۳
https://t.me/baznegari/1499
گفتنی است در روایات، گزارش دیگر و غیر مشهوری در باره مهدی موعود وجود دارد که عاری از اکثر موضوعات باورنکردنی و عجیبغریبی است که در رأی مشهور وجود دارد.
توجه
تا چندی به استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی و سامانبخشی به پژوهشهای در دست اقدامم میپردازم و موقتاً (همچو چند سال پیش،) با خوانندگان کانال بازنگری خداحافظی میکنم
به امید دیداری دوباره
امیر ترکاشوند، یکم آذر ۱۴۰۳
https://t.me/baznegari/1499
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آقای قندهاری 👆 در انتقاد از یادداشتم (: قرائت داعشی از ظهور، ترکاشوند ۱۳۹۸/۰۲/۰۸) و در پاسخ به پرسشی مشروح (اینجا) دو ایراد مطرح کرد:
۱) آقای ترکاشوند این آیه را چگونه ترجمه میکنید: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله [انفال ۳۹ بقره ۱۹۳]
۲) خوشانصاف چرا روایاتی که گویای محبت، اخلاق، منطق و سخاوت امام زمان است و مردم را گروه گروه مجذوب دین میکند را نقل نکردی
پاسخ ترکاشوند
۱- من آن آیه را دیدهام ولی گویا شما آیات ماقبلش (۳۸ انفال و ۱۹۱ و ۱۹۲ بقره) و حتی ادامۀ همان دو آیه را ندیدهاید که قرآن به روشنی توپ را به زمین حریف انداخته و میگوید: اگر آنان دست [از ستیزهجویی] برداشتند که هیچ وگرنه به پیکار با آنان بپردازید و یعنی اقدام به پیکار را با آوردن عبارت "إن ینتهوا /فإن انتهوا" در ماقبل آن دو آیه و عبارت "فإن انتهوا" در ادامۀ آن دو، منوط به خیرهسری طرف مقابل کرده
۲- اگر انصاف داشتید تیتر یادداشت به حد کافی گویا بود؛ نیز در همان یادداشت و در یادداشت ماقبلش صریحا از دو قرائت در موضوع نام بردم و بعدتر به شرح قرائت مطبوع از ظهور پرداختم: اینجا و...
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۹/۹
T.me/baznegari/1500
۱) آقای ترکاشوند این آیه را چگونه ترجمه میکنید: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله لله [انفال ۳۹ بقره ۱۹۳]
۲) خوشانصاف چرا روایاتی که گویای محبت، اخلاق، منطق و سخاوت امام زمان است و مردم را گروه گروه مجذوب دین میکند را نقل نکردی
پاسخ ترکاشوند
۱- من آن آیه را دیدهام ولی گویا شما آیات ماقبلش (۳۸ انفال و ۱۹۱ و ۱۹۲ بقره) و حتی ادامۀ همان دو آیه را ندیدهاید که قرآن به روشنی توپ را به زمین حریف انداخته و میگوید: اگر آنان دست [از ستیزهجویی] برداشتند که هیچ وگرنه به پیکار با آنان بپردازید و یعنی اقدام به پیکار را با آوردن عبارت "إن ینتهوا /فإن انتهوا" در ماقبل آن دو آیه و عبارت "فإن انتهوا" در ادامۀ آن دو، منوط به خیرهسری طرف مقابل کرده
۲- اگر انصاف داشتید تیتر یادداشت به حد کافی گویا بود؛ نیز در همان یادداشت و در یادداشت ماقبلش صریحا از دو قرائت در موضوع نام بردم و بعدتر به شرح قرائت مطبوع از ظهور پرداختم: اینجا و...
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۹/۹
T.me/baznegari/1500
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ حجاب در ایران
(از دوران قاجار تا به امروز)
پادکست مورخ (۳۰ فروردین ۱۴۰۲):
《حجاب، یکی از مسائل پرمناقشه در تاریخ ایران بوده و هست. پدیدهای هم در بین علمای دین مناقشه بر انگیز بوده و هم در بین حاکمان و البته در دل جامعه. ما در این قسمت به سراغ این مقوله رفتیم و روندی که در جامعه معاصر ایران از دوران قاجار تا به امروز طی کرده رو بررسی کردیم.
منابع:
کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» نوشته امیرحسین ترکاشوند
کتاب خاطرات محمدعلی فروغی.
این اپیزود به قلم حامد سیاسیراد سرپرست تیم تحقیق و پژوهش و همیاری نازیلا مرادی مدیر تولید و البته سایر دوستان تیم پادکست مورخ در استودیو پیکان تهیه و تولید شد.
ویدئوکست این قسمت رو از طریق کانال یوتیوب تماشا کنید [اینجا]
لینک وبسایت پادکست مورخ [اینجا]》:
منبع:
کانال تلگرامی پادکست مورخ [مدیر مسئول، تهیهکننده و گوینده: احمد هاشمی] "اینجا" (فایل صوتی نیز در همین لینک).
این ویدئو با حجم کم، از کانال تلگرامی داود بهرامی سیاوشانی (: "اینجا" و "اینجا") اخذ شد.
تغییر مفهوم باحجاب بیحجاب در یکصد سال اخیر ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ "اینجا"
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
T.me/baznegari/1501
(از دوران قاجار تا به امروز)
پادکست مورخ (۳۰ فروردین ۱۴۰۲):
《حجاب، یکی از مسائل پرمناقشه در تاریخ ایران بوده و هست. پدیدهای هم در بین علمای دین مناقشه بر انگیز بوده و هم در بین حاکمان و البته در دل جامعه. ما در این قسمت به سراغ این مقوله رفتیم و روندی که در جامعه معاصر ایران از دوران قاجار تا به امروز طی کرده رو بررسی کردیم.
منابع:
کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» نوشته امیرحسین ترکاشوند
کتاب خاطرات محمدعلی فروغی.
این اپیزود به قلم حامد سیاسیراد سرپرست تیم تحقیق و پژوهش و همیاری نازیلا مرادی مدیر تولید و البته سایر دوستان تیم پادکست مورخ در استودیو پیکان تهیه و تولید شد.
ویدئوکست این قسمت رو از طریق کانال یوتیوب تماشا کنید [اینجا]
لینک وبسایت پادکست مورخ [اینجا]》:
منبع:
کانال تلگرامی پادکست مورخ [مدیر مسئول، تهیهکننده و گوینده: احمد هاشمی] "اینجا" (فایل صوتی نیز در همین لینک).
این ویدئو با حجم کم، از کانال تلگرامی داود بهرامی سیاوشانی (: "اینجا" و "اینجا") اخذ شد.
تغییر مفهوم باحجاب بیحجاب در یکصد سال اخیر ۱۳۹۵/۱۲/۲۶ "اینجا"
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
T.me/baznegari/1501
Telegram
رادیو سایه بان 📻
🔰 نقد کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر
قسمت اول
نسخه تصویری
⬅️ معنای واژه عریان در زبان عربی
⬅️ روش عجیب جناب ترکاشوند در اثبات حرف خودش
⬅️ لخت شدن رونالدو، کمک به ترکاشوندِ هزار سال آینده!
#حجاب
#ترکاشوند
#دوشنبهها_زنان_و_حجاب
#محمود_انواری
#تصویری
🔻اگه…
قسمت اول
نسخه تصویری
⬅️ معنای واژه عریان در زبان عربی
⬅️ روش عجیب جناب ترکاشوند در اثبات حرف خودش
⬅️ لخت شدن رونالدو، کمک به ترکاشوندِ هزار سال آینده!
#حجاب
#ترکاشوند
#دوشنبهها_زنان_و_حجاب
#محمود_انواری
#تصویری
🔻اگه…
🔰پادکست رادیو سایهبان در نقد کتاب ترکاشوند؛ ۱۱ دی ۱۴۰۲
《پادکست | نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)
این پادکست با صدای آقای محمود انواری نقدی است بر کتاب "حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)" نوشته امیرحسین ترکاشوند》:
منبع پادکست و توضیح "اینجا" و "اینجا"
درخواست دارم ابتدا پادکست را گوش دهید و پس از آن، توضیح کوتاهم (: پاسخ ترکاشوند) را در زیر بخوانید.
پاسخ ترکاشوند
برخلاف شتاب اینان در ارزیابی اما من با حوصله، موضوع را در کتاب دنبال کرده بودم و در همان آغاز کتاب (ص ۳۱ با عنوانِ: در سطح اجتماع) از سه پدیده در میان آن مردم نام بردم: ۱- پدیده برهنگی ۲- جامههای بلند اشرافی ۳- پوشش رسمی و حدّ متوسط.
سپس در شرح پدیده برهنگی/عریانی به چهار جلوهی آن پرداختم: برهنگی کامل، نیمهبرهنگی، برهنگیهای موردی، برهنگی نابالغان.
گفتنی است به آن دو پدیده نخست (: پدیده برهنگی و پدیده جامههای بلند) به چشم پدیدههای نادر نگریستم (که البته چارهای جز شرحشان نبود) ولی هنگام پرداختن به مورد سوم که آن را متعارف و مرسوم میدانستم، به اندازه دو برابرِ مجموعِ دو پدیده نخست، به شرح آن پرداختم (ر.ک: صفحات ۳۱ تا ۸۳).
اگر ذکر موارد عریانی، گوینده را به تولید این پادکست انداخته، خب چرا ذکر جامههای بلند اشرافی در کتاب، نباید او را به تولید پادکستی دیگر و با محوریت غرق بودن مردم آن زمان در جامههای متعدد و بلند و اشرافگونه بیندازد!؟
در ضمن بولد کردن و زیر ذرهبین قرار دادنِ مواضع برهنه، رویهای فقهی در استخراج حدّ پوشش و مواضع جایزالکشف است به عنوان نمونه بنگرید برای استخراج حکم پیرامون ران مردان که آیا جزو مواضع لازمالستر است یا نه، سراغ فلان روایت که پیامبر هنگام سوار اسب بودن، إزارش در اثر سایش با بدن اسب عقب رفت و رانش نمایان بود رفتند و حکم به عورت نبودن ران میدهند!
جالب توجه اینکه ناقد در این پادکست حتی صورت (و دستِ) زنِ ایدهآل را پوشانده است! که همین میتواند دستمایه قلمفرساییهایی شبیه خودشان شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
《پادکست | نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)
این پادکست با صدای آقای محمود انواری نقدی است بر کتاب "حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)" نوشته امیرحسین ترکاشوند》:
منبع پادکست و توضیح "اینجا" و "اینجا"
درخواست دارم ابتدا پادکست را گوش دهید و پس از آن، توضیح کوتاهم (: پاسخ ترکاشوند) را در زیر بخوانید.
پاسخ ترکاشوند
برخلاف شتاب اینان در ارزیابی اما من با حوصله، موضوع را در کتاب دنبال کرده بودم و در همان آغاز کتاب (ص ۳۱ با عنوانِ: در سطح اجتماع) از سه پدیده در میان آن مردم نام بردم: ۱- پدیده برهنگی ۲- جامههای بلند اشرافی ۳- پوشش رسمی و حدّ متوسط.
سپس در شرح پدیده برهنگی/عریانی به چهار جلوهی آن پرداختم: برهنگی کامل، نیمهبرهنگی، برهنگیهای موردی، برهنگی نابالغان.
گفتنی است به آن دو پدیده نخست (: پدیده برهنگی و پدیده جامههای بلند) به چشم پدیدههای نادر نگریستم (که البته چارهای جز شرحشان نبود) ولی هنگام پرداختن به مورد سوم که آن را متعارف و مرسوم میدانستم، به اندازه دو برابرِ مجموعِ دو پدیده نخست، به شرح آن پرداختم (ر.ک: صفحات ۳۱ تا ۸۳).
اگر ذکر موارد عریانی، گوینده را به تولید این پادکست انداخته، خب چرا ذکر جامههای بلند اشرافی در کتاب، نباید او را به تولید پادکستی دیگر و با محوریت غرق بودن مردم آن زمان در جامههای متعدد و بلند و اشرافگونه بیندازد!؟
در ضمن بولد کردن و زیر ذرهبین قرار دادنِ مواضع برهنه، رویهای فقهی در استخراج حدّ پوشش و مواضع جایزالکشف است به عنوان نمونه بنگرید برای استخراج حکم پیرامون ران مردان که آیا جزو مواضع لازمالستر است یا نه، سراغ فلان روایت که پیامبر هنگام سوار اسب بودن، إزارش در اثر سایش با بدن اسب عقب رفت و رانش نمایان بود رفتند و حکم به عورت نبودن ران میدهند!
جالب توجه اینکه ناقد در این پادکست حتی صورت (و دستِ) زنِ ایدهآل را پوشانده است! که همین میتواند دستمایه قلمفرساییهایی شبیه خودشان شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
یکی از جدیترین چالشهای حکومت با زنان، به مانتوی آنان برمیگشت و اصلیترین محور مأموریتیِ مأموران گشت (در کنار روسری) نیز به همین مورد مربوط بود که آیا مانتو کوتاه است یا نه، بالای زانو است یا پایین آن، خیلی بالای زانو است یا اندکی، دکمههایش بسته است یا نه، جلوباز است یا نه، ...
اما در قانون حجاب که موضوع پوشش را در سه محور: برهنگی، بدپوششی و حجاب مطرح کرده، آنجا که در تبصره ۱ ماده ۴۸ به تعریف پوشش و میزان آن میرسد، تنها به صِرف پوشاندن اندام بسنده کرده و الزامی قانونی به استفاده از جامهای رویین (: روپوش، مانتو، چادر ...) تعریف نکرده است و به این ترتیب به بغرنجترین محل نزاع میان مأموران با زنان پایان بخشیده شد بطوریکه در سطح شهر نیز درصد بسیاری از زنان فاقدِ مانتو دیده میشوند که با آسودگی از منع تعقیب رفتوآمد میکنند و نفس راحتی از آن خلاصی میکشند.
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچِ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. (منبعِ قانون "اینجا").
خوشبختانه از نظر شرعی نیز همین که اندام لازمالستر به نحو مطلوب پوشیده باشند کفایت میکند و وجوبی بر پارچههای مازاد نیست.
https://t.me/baznegari/1503
بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
یکی از جدیترین چالشهای حکومت با زنان، به مانتوی آنان برمیگشت و اصلیترین محور مأموریتیِ مأموران گشت (در کنار روسری) نیز به همین مورد مربوط بود که آیا مانتو کوتاه است یا نه، بالای زانو است یا پایین آن، خیلی بالای زانو است یا اندکی، دکمههایش بسته است یا نه، جلوباز است یا نه، ...
اما در قانون حجاب که موضوع پوشش را در سه محور: برهنگی، بدپوششی و حجاب مطرح کرده، آنجا که در تبصره ۱ ماده ۴۸ به تعریف پوشش و میزان آن میرسد، تنها به صِرف پوشاندن اندام بسنده کرده و الزامی قانونی به استفاده از جامهای رویین (: روپوش، مانتو، چادر ...) تعریف نکرده است و به این ترتیب به بغرنجترین محل نزاع میان مأموران با زنان پایان بخشیده شد بطوریکه در سطح شهر نیز درصد بسیاری از زنان فاقدِ مانتو دیده میشوند که با آسودگی از منع تعقیب رفتوآمد میکنند و نفس راحتی از آن خلاصی میکشند.
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچِ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. (منبعِ قانون "اینجا").
خوشبختانه از نظر شرعی نیز همین که اندام لازمالستر به نحو مطلوب پوشیده باشند کفایت میکند و وجوبی بر پارچههای مازاد نیست.
https://t.me/baznegari/1503
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
یکی از جدیترین چالشهای حکومت با زنان، به مانتوی آنان برمیگشت و اصلیترین محور مأموریتیِ مأموران گشت (در کنار روسری) نیز به همین مورد مربوط بود که آیا مانتو…
بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
@baznegari
یکی از جدیترین چالشهای حکومت با زنان، به مانتوی آنان برمیگشت و اصلیترین محور مأموریتیِ مأموران گشت (در کنار روسری) نیز به همین مورد مربوط بود که آیا مانتو…
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۲- معافیتِ قَدَم/پا
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
@baznegari
فرو ریختنِ وجه و کفین
مشهور میان فقها این است که مواضع و جاهایی از اندام که زنان اجازه دارند نپوشانند و پیدا بودنش شرعاً اشکال ندارد عبارت است از: وجه و کفین (وجه یعنی صورت و چهره، و کفّین یعنی دستها از مچ به پایین). عبارت وجه و کفّین آنقدر رایج و مشهور و بر سرِ زبانها است که به گوش همه خورده است.
من اما در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر نه فقط بر پایه برداشت خودم بلکه با آوردن اسناد پرشمار نشان دادهام که برخلاف آن شهرت اما اکثر قاطع فقها قائل به آناند که علاوه بر وجه و کفین همچنین قدمین (قدمها/ پاها از مچ به پایین) نیز از وجوب پوشش استثنا شدهاند و یعنی حتی مطابق نظر خود فقیهان نیز مواضع جایزالکشف عبارت است از وجه و کفین و قدمین! و نه فقط وجه و کفین. من البته در کتابم مواضع جایزالکشف در شریعت صدر اسلام را عبارت از هفت موضع دانستهام (: ۱- وجه/چهره/صورت ۲- کفین/پنجههایدستها ۳- قدمین/پنجههایپا ۴- گردن ۵- ساعد/مچتاآرنج ۶- مو/گیسو، ۷- ساق/مچتازانو) که اینک به آن نمیپردازم.
خوشبختانه در تبصره ۱ ماده ۴۸، به اختلاف میان اقلیت فقها با اکثریتشان پایان داد و شرعاً رأی به استثنا شدنِ قدم/پا از مواضع واجبالستر داد و از پیدا بودنش رفعِ جرم نمود.
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا "بالاتر از مچِ پا" یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. (منبعِ قانون "اینجا").
https://t.me/baznegari/1504
بخش۲- معافیتِ قَدَم/پا
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
@baznegari
فرو ریختنِ وجه و کفین
مشهور میان فقها این است که مواضع و جاهایی از اندام که زنان اجازه دارند نپوشانند و پیدا بودنش شرعاً اشکال ندارد عبارت است از: وجه و کفین (وجه یعنی صورت و چهره، و کفّین یعنی دستها از مچ به پایین). عبارت وجه و کفّین آنقدر رایج و مشهور و بر سرِ زبانها است که به گوش همه خورده است.
من اما در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر نه فقط بر پایه برداشت خودم بلکه با آوردن اسناد پرشمار نشان دادهام که برخلاف آن شهرت اما اکثر قاطع فقها قائل به آناند که علاوه بر وجه و کفین همچنین قدمین (قدمها/ پاها از مچ به پایین) نیز از وجوب پوشش استثنا شدهاند و یعنی حتی مطابق نظر خود فقیهان نیز مواضع جایزالکشف عبارت است از وجه و کفین و قدمین! و نه فقط وجه و کفین. من البته در کتابم مواضع جایزالکشف در شریعت صدر اسلام را عبارت از هفت موضع دانستهام (: ۱- وجه/چهره/صورت ۲- کفین/پنجههایدستها ۳- قدمین/پنجههایپا ۴- گردن ۵- ساعد/مچتاآرنج ۶- مو/گیسو، ۷- ساق/مچتازانو) که اینک به آن نمیپردازم.
خوشبختانه در تبصره ۱ ماده ۴۸، به اختلاف میان اقلیت فقها با اکثریتشان پایان داد و شرعاً رأی به استثنا شدنِ قدم/پا از مواضع واجبالستر داد و از پیدا بودنش رفعِ جرم نمود.
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا "بالاتر از مچِ پا" یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. (منبعِ قانون "اینجا").
https://t.me/baznegari/1504
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۳- معافیتِ گردن
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
@baznegari
آیا از نظر فقهی پوشاندن گردن، واجبی شرعی برای زنان به حساب میآید؟
از اکتفای آنان به وجه و کفین و قدمین چنین برمیآید که قائل به وجوب پوشاندن گردن هستند اما از لابهلای توضیح برخی از آنان، تردیدهایی استشمام میشود به ویژه که مطابق برخی روایات، گاه روسریها چندان کوتاه بود که به زحمت گوشها را نیز فرا میگرفت و همین موجب دودلی در وجوب پوشش گردن گردید.
از آنجا که "تکلیف" نیاز به اثبات و احراز دارد و نه عدم تکلیف! و با اسناد غیر قطعی نمیتوان حکم به تکلیفی شرعی کرد بنابراین به خاطر همین تردیدها و عدم قطعها نمیتوان به وجوب پوشش گردن رسید و آن را نباید قانون و الزامآور کرد.
در تبصره ۱ ماده ۴۸ آشکارا به این معافیت شرعی پرداخته و گردن را از شمول جاهای پوشاندنی خارج کرده (: ... پایینتر از گردن ...)
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن "پایینتر از گردن" یا بالاتر از مچِ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. ("اینجا").
من البته در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر با شرحی تاریخی قرآنی، بیرون بودنِ گردن از شمول دستورات وحیانی و نبوی را با روشنی بیشتری پیشِ چشم خوانندگان آوردهام.
https://t.me/baznegari/1505
بخش۳- معافیتِ گردن
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
@baznegari
آیا از نظر فقهی پوشاندن گردن، واجبی شرعی برای زنان به حساب میآید؟
از اکتفای آنان به وجه و کفین و قدمین چنین برمیآید که قائل به وجوب پوشاندن گردن هستند اما از لابهلای توضیح برخی از آنان، تردیدهایی استشمام میشود به ویژه که مطابق برخی روایات، گاه روسریها چندان کوتاه بود که به زحمت گوشها را نیز فرا میگرفت و همین موجب دودلی در وجوب پوشش گردن گردید.
از آنجا که "تکلیف" نیاز به اثبات و احراز دارد و نه عدم تکلیف! و با اسناد غیر قطعی نمیتوان حکم به تکلیفی شرعی کرد بنابراین به خاطر همین تردیدها و عدم قطعها نمیتوان به وجوب پوشش گردن رسید و آن را نباید قانون و الزامآور کرد.
در تبصره ۱ ماده ۴۸ آشکارا به این معافیت شرعی پرداخته و گردن را از شمول جاهای پوشاندنی خارج کرده (: ... پایینتر از گردن ...)
متن تبصره:
(ماده ۴۸) تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن "پایینتر از گردن" یا بالاتر از مچِ پا یا بالاتر از ساعدِ دستها دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. ("اینجا").
من البته در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر با شرحی تاریخی قرآنی، بیرون بودنِ گردن از شمول دستورات وحیانی و نبوی را با روشنی بیشتری پیشِ چشم خوانندگان آوردهام.
https://t.me/baznegari/1505
بیشرمی، از اینهمه بیشرمیتان بر خود لرزید
《ماده ۵۴ قانون حجاب تبصره ۲- سکوهای تاکسی اینترنتی موظفند ظرف دو ماه در سامانههای ارتباطی خود با مشتریان و رانندگان امکان گزارشدهی راننده خودرو در مورد مسافرانِ ناقض این قانون را تعبیه کنند در صورتی که راننده گزارش نقض احکامِ این قانون توسط مسافر را به سامانه ارسال نماید از پرداخت جریمه معاف میشود ...》 "اینجا"
اینهمه بیشرمی و پستی را از کجا و چگونه آموختید؟ ناآموزگارتان که بود که چنین قلههای پستی را یکی پس از دیگری آموزشتان داد تا چگونه درنوردید؟ واحدهای ماکیاولی و دوبهمزنی و بهجانهماندازی و بیشرفی را نزد کدام نااستاد پاس کردید؟ راهنما و مشاور پایاننامهی ناقانون حجابتان که بود که در دفاعیهتان شیطان ساعتها ایستاد و برایتان کف زد و از ته دل قهقههها کشید؟ خندههای شیطان مبارکتان باد که "إنی بُعثتُ لِأتمّم مکارم الاخلاق" را به لجن کشیدید.
من اما با این وجود، با شرمندگی از قلم، به سلسله یادداشتم با عنوان "وجوه مثبت در قانون یأسآور حجاب" ادامه میدهم.
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
https://t.me/baznegari/1506
《ماده ۵۴ قانون حجاب تبصره ۲- سکوهای تاکسی اینترنتی موظفند ظرف دو ماه در سامانههای ارتباطی خود با مشتریان و رانندگان امکان گزارشدهی راننده خودرو در مورد مسافرانِ ناقض این قانون را تعبیه کنند در صورتی که راننده گزارش نقض احکامِ این قانون توسط مسافر را به سامانه ارسال نماید از پرداخت جریمه معاف میشود ...》 "اینجا"
اینهمه بیشرمی و پستی را از کجا و چگونه آموختید؟ ناآموزگارتان که بود که چنین قلههای پستی را یکی پس از دیگری آموزشتان داد تا چگونه درنوردید؟ واحدهای ماکیاولی و دوبهمزنی و بهجانهماندازی و بیشرفی را نزد کدام نااستاد پاس کردید؟ راهنما و مشاور پایاننامهی ناقانون حجابتان که بود که در دفاعیهتان شیطان ساعتها ایستاد و برایتان کف زد و از ته دل قهقههها کشید؟ خندههای شیطان مبارکتان باد که "إنی بُعثتُ لِأتمّم مکارم الاخلاق" را به لجن کشیدید.
من اما با این وجود، با شرمندگی از قلم، به سلسله یادداشتم با عنوان "وجوه مثبت در قانون یأسآور حجاب" ادامه میدهم.
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۳
https://t.me/baznegari/1506
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۴- معافیتِ ساعد
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
قانونگزار در تعیین جاهایی از اندام که باید پوشیده باشد، ساعد (از مچ تا آرنج) را نگنجانده و به بیان دیگر پیدا بودنش را خلاف محرز شرع ندانسته و آن را جرم نشمرده است. این استثنا متکی به شواهد روایی نیز هست تا جایی که مثلاً امام جعفر صادق در تفسیر عبارت قرآنیِ "إلا ما ظَهَر منها" که به معنای مواضع جایز الکشف و اندامی است که پیدا بودنش گناه نیست میگوید منظور چهره و ساعدها است: الوجه و الذراعان.
برخی فقهای گذشته نیز به ممکن نبودنِ پوشاندن ساعد هنگام شستن رخت و لباس (که در قدیم معمولا در مکانهای باز انجام میشد) استناد کردهاند؛ من نیز در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به شواهد بیشتری در معافیت ساعد و استثنا بودن آن از پوشش در شریعت صدر اسلام پرداختهام.
واجب نبودن پوشش ساعد و رفع جرمانگاری از آن، در تبصره ۱ ماده ۴۸ اینگونه آمده است:
تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچِ پا یا "بالاتر از ساعدِ دستها" دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. ("اینجا").
https://t.me/baznegari/1507
بخش۴- معافیتِ ساعد
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
قانونگزار در تعیین جاهایی از اندام که باید پوشیده باشد، ساعد (از مچ تا آرنج) را نگنجانده و به بیان دیگر پیدا بودنش را خلاف محرز شرع ندانسته و آن را جرم نشمرده است. این استثنا متکی به شواهد روایی نیز هست تا جایی که مثلاً امام جعفر صادق در تفسیر عبارت قرآنیِ "إلا ما ظَهَر منها" که به معنای مواضع جایز الکشف و اندامی است که پیدا بودنش گناه نیست میگوید منظور چهره و ساعدها است: الوجه و الذراعان.
برخی فقهای گذشته نیز به ممکن نبودنِ پوشاندن ساعد هنگام شستن رخت و لباس (که در قدیم معمولا در مکانهای باز انجام میشد) استناد کردهاند؛ من نیز در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به شواهد بیشتری در معافیت ساعد و استثنا بودن آن از پوشش در شریعت صدر اسلام پرداختهام.
واجب نبودن پوشش ساعد و رفع جرمانگاری از آن، در تبصره ۱ ماده ۴۸ اینگونه آمده است:
تبصره ۱- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایینتر از گردن یا بالاتر از مچِ پا یا "بالاتر از ساعدِ دستها" دیده شود یا لباسی که مصداق اعانه بر اثم یا تهییج دیگران باشد. ("اینجا").
https://t.me/baznegari/1507
تقابل مجلس با واضحات قرآنی
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
ابتدا متن آن ماده را بخوانیم:
《ماده ۵۴ – وسایل نقلیه موتوری که راننده یا راکب یا سرنشین آن مرتکب جرائم موضوع مواد (۴۸) و (۵۰) این قانون شود، توسط مأموران فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) معادل یک ششم حداکثر جزای نقدی درجه هشت، جریمه میشود. همچنین اعمال جریمه برای وسیله نقلیه مذکور نافی اعمال احکام و مجازاتهای مقرر در مورد مرتکب یا مرتکبان نیست. حکم این ماده در مورد تاکسیها و مسافربرهای اینترنتی نیز جاری میشود. ثبت اولین تخلف موجب عدم ثبت تخلفات بعدی از لحاظ زمانی نبوده و جریمههای نقدی جمع میشود وسایل نقلیه عمومی بزرگ از جمله اتوبوس و مینیبوس و مترو مشمول احکام فوق نیست》 "اینجا"
چنانکه در این ماده از ناقانون حجاب ملاحظه شد وسیله نقلیه به خاطر روسری نپوشیدنِ سرنشین، و نیز تاکسیها و مسافربرهای اینترنتی به خاطر روسری نپوشیدن مسافر جریمه میشوند! در حالیکه آن فعل هیچ ربطی به راننده یا صاحب ماشین ندارد!
تقابل مجلس موسوم به اسلامی با:
-آیه قصاص
-اصل متفقالقول و نیز قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات
-قاعدۀ قرآنیِ وزر
قصاص و اکتفا به مجرم.
چنانکه پیشتر گفتهام در آیه انسانی و مترقی قصاص، اصل شخصی بودن جرم و مجازات (برای اعرابی که در تقاص، به مجرم اکتفا نمیکردند) بنا نهاده شد و شمول مجازات بر وابستگان فرد مرتکبِ جنایت را از میان برداشت و کیفر را صرفاً متوجهِ فرد مرتکب کرد.
اصل شخصی بودن جرم و مجازات.
اصل شخصی بودن جرائم و مجازات یا اصل فردی بودن مسئولیت کیفری به این معناست که هر کس برای تقصیری که مرتکب شده مؤاخذه میگردد و هیچ کس را نمیتوان برای فعلی که دیگری مرتکب شده مسئول دانست. گفتنی است اصل شخصی بودن جرم و مجازات جانشین اصل جمعی بودن مجازاتها شد.
قاعدۀ قرآنی وِزر
قاعده وِزْر قاعدهای فقهی است که بر شخصی بودن مجازات و عدم تعقیب شخص دیگر در قبال جرم هر شخص تأکید میکند. این قاعده که عنوانش از آیه «لَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخْرَیٰ» گرفته شده، از مسلمات اسلامی نزد شیعه و اهل سنت و از اصول مکتوب ادیان الهی پیش از اسلام شمرده شده است. برای اثبات این قاعده از کتاب، سنت، عقل و اجماع دلیل آوردهاند. "اینجا"؛ قاعده وزر یکی از قواعد فقهی استنتاجی است که میتوان مفهوم آن را با اصل شخصی بودن مجازاتها در حقوق جزای عرفی منطبق دانست. از جمله آیههایی که زیر بنای این قاعده را تشکیل میدهند آیه «ولاتزر وازرة وزر اخری» است به این مفهوم که «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد» "اینجا".
https://t.me/baznegari/1508
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
ابتدا متن آن ماده را بخوانیم:
《ماده ۵۴ – وسایل نقلیه موتوری که راننده یا راکب یا سرنشین آن مرتکب جرائم موضوع مواد (۴۸) و (۵۰) این قانون شود، توسط مأموران فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) معادل یک ششم حداکثر جزای نقدی درجه هشت، جریمه میشود. همچنین اعمال جریمه برای وسیله نقلیه مذکور نافی اعمال احکام و مجازاتهای مقرر در مورد مرتکب یا مرتکبان نیست. حکم این ماده در مورد تاکسیها و مسافربرهای اینترنتی نیز جاری میشود. ثبت اولین تخلف موجب عدم ثبت تخلفات بعدی از لحاظ زمانی نبوده و جریمههای نقدی جمع میشود وسایل نقلیه عمومی بزرگ از جمله اتوبوس و مینیبوس و مترو مشمول احکام فوق نیست》 "اینجا"
چنانکه در این ماده از ناقانون حجاب ملاحظه شد وسیله نقلیه به خاطر روسری نپوشیدنِ سرنشین، و نیز تاکسیها و مسافربرهای اینترنتی به خاطر روسری نپوشیدن مسافر جریمه میشوند! در حالیکه آن فعل هیچ ربطی به راننده یا صاحب ماشین ندارد!
تقابل مجلس موسوم به اسلامی با:
-آیه قصاص
-اصل متفقالقول و نیز قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات
-قاعدۀ قرآنیِ وزر
قصاص و اکتفا به مجرم.
چنانکه پیشتر گفتهام در آیه انسانی و مترقی قصاص، اصل شخصی بودن جرم و مجازات (برای اعرابی که در تقاص، به مجرم اکتفا نمیکردند) بنا نهاده شد و شمول مجازات بر وابستگان فرد مرتکبِ جنایت را از میان برداشت و کیفر را صرفاً متوجهِ فرد مرتکب کرد.
اصل شخصی بودن جرم و مجازات.
اصل شخصی بودن جرائم و مجازات یا اصل فردی بودن مسئولیت کیفری به این معناست که هر کس برای تقصیری که مرتکب شده مؤاخذه میگردد و هیچ کس را نمیتوان برای فعلی که دیگری مرتکب شده مسئول دانست. گفتنی است اصل شخصی بودن جرم و مجازات جانشین اصل جمعی بودن مجازاتها شد.
قاعدۀ قرآنی وِزر
قاعده وِزْر قاعدهای فقهی است که بر شخصی بودن مجازات و عدم تعقیب شخص دیگر در قبال جرم هر شخص تأکید میکند. این قاعده که عنوانش از آیه «لَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخْرَیٰ» گرفته شده، از مسلمات اسلامی نزد شیعه و اهل سنت و از اصول مکتوب ادیان الهی پیش از اسلام شمرده شده است. برای اثبات این قاعده از کتاب، سنت، عقل و اجماع دلیل آوردهاند. "اینجا"؛ قاعده وزر یکی از قواعد فقهی استنتاجی است که میتوان مفهوم آن را با اصل شخصی بودن مجازاتها در حقوق جزای عرفی منطبق دانست. از جمله آیههایی که زیر بنای این قاعده را تشکیل میدهند آیه «ولاتزر وازرة وزر اخری» است به این مفهوم که «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد» "اینجا".
https://t.me/baznegari/1508
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
تقابل مجلس با واضحات قرآنی
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
ابتدا متن آن ماده را بخوانیم:
《ماده ۵۴ – وسایل نقلیه موتوری که راننده یا راکب یا سرنشین آن مرتکب جرائم موضوع مواد (۴۸) و (۵۰) این قانون شود، توسط مأموران فرماندهی انتظامی جمهوری…
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
ابتدا متن آن ماده را بخوانیم:
《ماده ۵۴ – وسایل نقلیه موتوری که راننده یا راکب یا سرنشین آن مرتکب جرائم موضوع مواد (۴۸) و (۵۰) این قانون شود، توسط مأموران فرماندهی انتظامی جمهوری…
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو
(معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
فقهای دوران معاصر، مقدار پوشش زنان را عبارت از بدن و مو دانستهاند و یعنی در باره خودِ مو (موی سر) نیز حکم دادهاند: 《زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند -رساله توضیح المسائل حاجآقا حسین بروجردی-》
اما در کلام فقهای متقدم چنین تأکیدی روی خصوص مو (یعنی خودِ مو بخودیِ خود) وجود نداشته! و فقط بر پوشاندن سر! (صرفنظر از اینکه مو را بپوشانَد یا نپوشاند) فتوا دادهاند. اگر بخواهیم تفاوت این دو را در ذهن مجسم کنیم: اولی زنی کاملا محجبه در ایران است که روسری یا مقنعهاش به گونهای است که نه فقط بر روی سر قرار دارد بلکه با آن تمام مو/گیسو نیز پنهان و پوشیده است اما دومی زنی همچو مرحوم بینظیر بوتو (و بسیاری دیگر از زنان پاکستانی و بنگلادشی و...) است که با وجودی که شرعاً روسری بر سر دارد ولی آن روسری چنان نیست که مانع پوشیدگی موها شود و یعنی انگار پوشش مو موضوعیت و خصوصیتی ندارد و ستر اجمالی سر (: برقرار بودنِ پارچهای بر روی سر) هدف است.
قانونگزار در ماده ۵۰، همین دومی را به عنوان کفِ انتظار شرعی، لباس قانون پوشیده و فقط از داشتن پارچهای بر سر (بی هیچ تبصرهای در خصوص پنهان کردن مو در زیرِ آن) سخن میگوید:
《ماده ۵۰ – هر زنی در انظار عمومی، معابر یا اماکن عمومی که نوعاً در منظر نامحرم است اعم از فضای حقیقی یا مجازی کشف حجاب کند، به نحوی که چادر یا مقنعه یا روسری یا شال و امثال آنها "بر سر" نداشته باشد، در مرتبه اول از طریق سامانههای هوشمند فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) با تطبیق با سایر بانکهای اطلاعاتی اطمینانآور و احراز هویت قطعی مرتکب، معادل یک دوم حداکثر جزای نقدی درجه هشت جریمه و لیکن أخذ جریمه مذکور به مدت سه سال معلق میشود و ...》 ("اینجا").
بر این اساس، پیدا بودن مو گناه و حرام نیست و جرم به شمار نمیآید؛ هر چند باید سراندازی (: روسری، شال، روسری توری، ...) بر سر نهاده شود.
چندی پیش آقای ضیاء مرتضوی (فقیه و مجتهد) در واکنش به یادداشتی از من (: فقیه قرن هشتم اولین قائل به پوشش مو "اینجا") که در کتابم نیز هست، نقد مفصلی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت (: آیا وجوب پوشش مو مربوط به قرن هشتم است "اینجا") و ایرادات فاحشی بر نوشتهام گرفت حال آنکه موضوع یادداشتِ من خصوص مو بود و نه سر! اما ایشان غافل از اینکه من در آن یادداشت، سرگذشت پوشش مو تا شهید اول را گزارش کرده بودم و نه سرگذشت پوشش سر تا شهید اول را، به نقد غیر مرتبط با موضوعم پرداخته بود و در آن راستا اسناد مربوط به سر! (و نه خصوص مو) را در نقد یادداشتم ذکر کرده بود (البته سندی از قطب راوندی آورده بود که من ندیده بودم و مورد غفلتم قرار گرفته بود و جای تشکر از ایشان دارد).
من البته در جاهای دیگر کتاب به موضوع سر نیز پرداختهام و استفاده از سرانداز را در آن روزگار امری رایج و عرفی و اقلیمی (و مشترک میان زنان و مردان) و نه شرعی دانستهام هر چند برای وقت نمازشان امری شرعی دیدهام؛ بگذریم.
توجه
تا اینجای کار از هفت موضعی که در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، به: گناه نبودنِ کشف و جواز پیدا بودنش در عصر پیامبر رسیده بودم (یعنی: وجه، کفین، قدمین، گردن، ساعد، مو، ساق)، تاکنون پنج و نیم موضعش (و بلکه شش موضع آن) شامل: وجه، کفین، قدمین، گردن، ساعد و تقریباً مو، در استثنائات و معافیتهای قانون حجاب مصوب مجلس و تأیید شده توسط فقهای شورای نگهبان نیز آمده است! با این وجود کتاب من هنوز مجوز نشر عمومی ندارد (و گفته بودند فقط در نشریات تخصصی چاپ شود) ولی قانون مجلس منع چاپ ندارد و حتی قرار است به سرتاسر کشور ابلاغ شود.
در ایستگاه بعد به اون یک یا یک و نیم موضع باقیمانده نیز خواهید رسید! زمانی که در زمستان ۱۳۸۹ کتاب را برای مجوز به ارشاد دادم فقط کشف دو موضع (وجه و کفین) شرعاً جایز بود ولی اینک در قانون شرعی مجلس، سه و نیم موضع به آن افزوده شده: قدم، گردن، ساعد و تا حدودی مو.
پوشش مانتو نیز که در کتاب، شرعاً غیر واجب شمرده شده بود، در لایحه حجاب نیز حذف شده و از شمول واجبات پوشش کنار گذاشته شده است.
https://t.me/baznegari/1509
بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو
(معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
فقهای دوران معاصر، مقدار پوشش زنان را عبارت از بدن و مو دانستهاند و یعنی در باره خودِ مو (موی سر) نیز حکم دادهاند: 《زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند -رساله توضیح المسائل حاجآقا حسین بروجردی-》
اما در کلام فقهای متقدم چنین تأکیدی روی خصوص مو (یعنی خودِ مو بخودیِ خود) وجود نداشته! و فقط بر پوشاندن سر! (صرفنظر از اینکه مو را بپوشانَد یا نپوشاند) فتوا دادهاند. اگر بخواهیم تفاوت این دو را در ذهن مجسم کنیم: اولی زنی کاملا محجبه در ایران است که روسری یا مقنعهاش به گونهای است که نه فقط بر روی سر قرار دارد بلکه با آن تمام مو/گیسو نیز پنهان و پوشیده است اما دومی زنی همچو مرحوم بینظیر بوتو (و بسیاری دیگر از زنان پاکستانی و بنگلادشی و...) است که با وجودی که شرعاً روسری بر سر دارد ولی آن روسری چنان نیست که مانع پوشیدگی موها شود و یعنی انگار پوشش مو موضوعیت و خصوصیتی ندارد و ستر اجمالی سر (: برقرار بودنِ پارچهای بر روی سر) هدف است.
قانونگزار در ماده ۵۰، همین دومی را به عنوان کفِ انتظار شرعی، لباس قانون پوشیده و فقط از داشتن پارچهای بر سر (بی هیچ تبصرهای در خصوص پنهان کردن مو در زیرِ آن) سخن میگوید:
《ماده ۵۰ – هر زنی در انظار عمومی، معابر یا اماکن عمومی که نوعاً در منظر نامحرم است اعم از فضای حقیقی یا مجازی کشف حجاب کند، به نحوی که چادر یا مقنعه یا روسری یا شال و امثال آنها "بر سر" نداشته باشد، در مرتبه اول از طریق سامانههای هوشمند فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (فراجا) با تطبیق با سایر بانکهای اطلاعاتی اطمینانآور و احراز هویت قطعی مرتکب، معادل یک دوم حداکثر جزای نقدی درجه هشت جریمه و لیکن أخذ جریمه مذکور به مدت سه سال معلق میشود و ...》 ("اینجا").
بر این اساس، پیدا بودن مو گناه و حرام نیست و جرم به شمار نمیآید؛ هر چند باید سراندازی (: روسری، شال، روسری توری، ...) بر سر نهاده شود.
چندی پیش آقای ضیاء مرتضوی (فقیه و مجتهد) در واکنش به یادداشتی از من (: فقیه قرن هشتم اولین قائل به پوشش مو "اینجا") که در کتابم نیز هست، نقد مفصلی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت (: آیا وجوب پوشش مو مربوط به قرن هشتم است "اینجا") و ایرادات فاحشی بر نوشتهام گرفت حال آنکه موضوع یادداشتِ من خصوص مو بود و نه سر! اما ایشان غافل از اینکه من در آن یادداشت، سرگذشت پوشش مو تا شهید اول را گزارش کرده بودم و نه سرگذشت پوشش سر تا شهید اول را، به نقد غیر مرتبط با موضوعم پرداخته بود و در آن راستا اسناد مربوط به سر! (و نه خصوص مو) را در نقد یادداشتم ذکر کرده بود (البته سندی از قطب راوندی آورده بود که من ندیده بودم و مورد غفلتم قرار گرفته بود و جای تشکر از ایشان دارد).
من البته در جاهای دیگر کتاب به موضوع سر نیز پرداختهام و استفاده از سرانداز را در آن روزگار امری رایج و عرفی و اقلیمی (و مشترک میان زنان و مردان) و نه شرعی دانستهام هر چند برای وقت نمازشان امری شرعی دیدهام؛ بگذریم.
توجه
تا اینجای کار از هفت موضعی که در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، به: گناه نبودنِ کشف و جواز پیدا بودنش در عصر پیامبر رسیده بودم (یعنی: وجه، کفین، قدمین، گردن، ساعد، مو، ساق)، تاکنون پنج و نیم موضعش (و بلکه شش موضع آن) شامل: وجه، کفین، قدمین، گردن، ساعد و تقریباً مو، در استثنائات و معافیتهای قانون حجاب مصوب مجلس و تأیید شده توسط فقهای شورای نگهبان نیز آمده است! با این وجود کتاب من هنوز مجوز نشر عمومی ندارد (و گفته بودند فقط در نشریات تخصصی چاپ شود) ولی قانون مجلس منع چاپ ندارد و حتی قرار است به سرتاسر کشور ابلاغ شود.
در ایستگاه بعد به اون یک یا یک و نیم موضع باقیمانده نیز خواهید رسید! زمانی که در زمستان ۱۳۸۹ کتاب را برای مجوز به ارشاد دادم فقط کشف دو موضع (وجه و کفین) شرعاً جایز بود ولی اینک در قانون شرعی مجلس، سه و نیم موضع به آن افزوده شده: قدم، گردن، ساعد و تا حدودی مو.
پوشش مانتو نیز که در کتاب، شرعاً غیر واجب شمرده شده بود، در لایحه حجاب نیز حذف شده و از شمول واجبات پوشش کنار گذاشته شده است.
https://t.me/baznegari/1509
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب
بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو
(معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
فقهای دوران معاصر، مقدار پوشش زنان را عبارت از بدن و مو دانستهاند و یعنی در باره خودِ مو (موی سر) نیز حکم دادهاند: 《زن…
بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو
(معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۴
@baznegari
فقهای دوران معاصر، مقدار پوشش زنان را عبارت از بدن و مو دانستهاند و یعنی در باره خودِ مو (موی سر) نیز حکم دادهاند: 《زن…
ظهور مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ هجری
(زمانبندی تحولات پس از پیامبر تا سال ظهور و آخرالزمان و قیامت)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
مطابق پیشبینی منسوب به امام علی در خطبه البیان، مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ قمری (برابر با ۱۱۴۹ خورشیدی) ظهور کرده! و اینک ۲۵۴ سال است که از آن ظهور میگذرد:
... فیظهر عند ذلک صاحب الرایة المحمّدیة و الدولة الأحمدیة القائم بالسیف والحال الصادق فی المقال یُمَهِّد الأرض و یُحیی السنّة و الفرض سیکون ذلک بعد ألف و مائة و أربع و ثمانین سنة من سنی الفترة بعد الهجرة (الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب ج ۲ ص ۱۹۷ "اینجا")
این خطبه که سه نسخه متفاوت دارد، به تعیین زمان ظهور بسنده نکرده و هفت دوره زمانی پس از پیامبر تا آخرالزمان را با ذکر سال آنها پیشبینی کرده که با هم میخوانیم:
《... شما در هفت طبقه دستهبندی میشوید:
طبقه یکم کسانی که در فزونی تقوا و پرهیزکاری سر آمدند که تا سال هفتادم از هجرت زندگی میکنند (بنابر نسخه دیگر: کسانی که اهل سخت و دشوار زندگی کردن هستند که تا سال هفتادم از هجرت وجود دارند)
طبقه دوم اهل بذل و بخشش و مهربانی هستند که تا سال دویست و سیام هجری یافت شوند
طبقه سوم اهل پشت کردن به یک دیگر و بریدن از یک دیگر هستند که تا سال پانصد و پنجم هجری یافت شوند
طبقه چهارم اهل سگصفتی و رشک بردن به یکدیگر هستند که تا سال هفتصد هجری دوام یابند
طبقه پنجم اهل باد به بینی افکندن و تکبر و بهتانند که تا سال هشتصد و بیست هجری دوام یابند
طبقه ششم اهل خونریزی و غلق و اضطراب و سگ صفتی با دشمنان هستند که مردمان فاسق پیشه در این برهه ظهور و بروز پیدا میکنند و تا سال نهصد و چهل هجری یافت میشوند
طبقه هفتم مردمانی هستند مکرپیشه، نیرنگباز، ستیزهجو، فاسق، پشت به یک دیگر کن که از دیگران میبرند و کینه هم را به دل میگیرند. آنان اسباب بازیهای بزرگ را فراهم آورده و مرتکب شهوات گردند و به خراب نمودن شهرها و خانه و انهدام ساختمانها و قصرها همت گمارند. در این طبقه لعنت شدهای از بیابانی بد یمن پدیدار میگردد و در همین طبقه است که پرده حیا و شرمگاه به کنار میرود و وضعیت بدین منوال است تا اینکه قائم ما مهدی -که درود خداوند بر او باد- ظاهر گردد (متن اصلی "اینجا") .....
... در آن زمان، صاحب پرچم محمدی و دولت احمدی و قائم به شمشیر و راستگو در گفتار ظهور خواهد کرد زمین را آماده میکند و سنت را زنده میکند و این بعد از هزار و صد و هشتاد و چهار سال پس از هجرت محقق میشود (متن اصلی "اینجا") .....
... مهدی تا چهل سال در حکومت خود باقی میماند تا اینکه زمین را از لوث چرکیها و کثافات پاک کند ... بعد از آن مهدی دار فانی را وداع میگوید و وزیران او یکی پس از دیگری از دنیا رخت بر میبندند، دنیا رفته رفته به حالتی که از پیش بود بر میگردد و نادانیها و گمراهیها روزافزون شده و مردم به کفر باز میگردند. در آن هنگام خداوند شهرها را به ویرانی میکشاند ... در این زمان یاجوج و ماجوج بیرون آیند. این دو قبیله به این اوصاف از یک دیگر متمایزند: صنف اول طول قامتشان صد ذراع است و عرض اندامشان هفتاد ذراع و صنف دوم طول قامت هر یک از ایشان یک ذراع است و عرض اندامشان هفتاد ذراع؛ فرش میکنند یکی از دو گوش خود را و لحاف مینمایند گوش دیگر را. شماره ایشان از ستارهها بیشتر است. آنان به سیر در روی زمین میپردازند بر نهری نمیگذرند مگر اینکه تمام آب آن را میآشامند بر کوهی عبور نمیکنند مگر اینکه آن را میلیسند (یعنی گیاهی و درختی بر آن باقی نمیگذارند) همچنین از رودخانهای گذر نمیکنند مگر اینکه آب آن را خشک میکنند ... پس از آن خسوف میشود و آفتاب از جانب مغرب سر میزند که حرارتش درختان بیابانها و کوه ها را میسوزاند آن گاه آتشی از آسمان فرو ریزد که دشمنان آل محمد را بسوزاند آنگونه که چهرهها و بدنهایشان را بریان کند. کف دستی بدون مچ در فضا پدید آید که قلمی بدست دارد؛ در آسمان چیزی مینویسد که مردم صدای نوشتنش را به گوش جان میشنوند که: زمان وعده حق فرا رسید (یعنی قیامت) ... آنگاه صیحهای مردم را فرو گیرد ... آنگاه در صور دمیده شود و هر که در آسمانها و زمین است از آن بیهوش گردد، مگر آنانی را که خداوند بخواهد. دیگر بار در صور نفخه دیگری دمیده شود و مردگان بر پا خیزند ...》 (الزام الناصب ج ۲ ص ۱۴۸ تا ۱۹۸)، (ترجمه [مگر بند مربوط به سال ظهور که در نسخه سوم است]: "اینجا")
با این حساب ما الآن یک چیزی هم به دنیا و حیات بدهکار هستیم زیرا باید حدود ۲۰۰ سال پیش (پس از ۴۰ سال حکومت مهدی) همه شهرها ویران، نسل بشر منقرض، نفخ صور دوم اجرا و قیامت نیز برپا شده بود
امید که سرنوشت خود و کشور را به روایات ضعیف و موهوم گره نزنیم و پس از ناامیدی از ظهوراندن مهدی در موقف غزه، حال به دنبال همان در موقف حلب نباشیم
https://t.me/baznegari/1510
(زمانبندی تحولات پس از پیامبر تا سال ظهور و آخرالزمان و قیامت)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
مطابق پیشبینی منسوب به امام علی در خطبه البیان، مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ قمری (برابر با ۱۱۴۹ خورشیدی) ظهور کرده! و اینک ۲۵۴ سال است که از آن ظهور میگذرد:
... فیظهر عند ذلک صاحب الرایة المحمّدیة و الدولة الأحمدیة القائم بالسیف والحال الصادق فی المقال یُمَهِّد الأرض و یُحیی السنّة و الفرض سیکون ذلک بعد ألف و مائة و أربع و ثمانین سنة من سنی الفترة بعد الهجرة (الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب ج ۲ ص ۱۹۷ "اینجا")
این خطبه که سه نسخه متفاوت دارد، به تعیین زمان ظهور بسنده نکرده و هفت دوره زمانی پس از پیامبر تا آخرالزمان را با ذکر سال آنها پیشبینی کرده که با هم میخوانیم:
《... شما در هفت طبقه دستهبندی میشوید:
طبقه یکم کسانی که در فزونی تقوا و پرهیزکاری سر آمدند که تا سال هفتادم از هجرت زندگی میکنند (بنابر نسخه دیگر: کسانی که اهل سخت و دشوار زندگی کردن هستند که تا سال هفتادم از هجرت وجود دارند)
طبقه دوم اهل بذل و بخشش و مهربانی هستند که تا سال دویست و سیام هجری یافت شوند
طبقه سوم اهل پشت کردن به یک دیگر و بریدن از یک دیگر هستند که تا سال پانصد و پنجم هجری یافت شوند
طبقه چهارم اهل سگصفتی و رشک بردن به یکدیگر هستند که تا سال هفتصد هجری دوام یابند
طبقه پنجم اهل باد به بینی افکندن و تکبر و بهتانند که تا سال هشتصد و بیست هجری دوام یابند
طبقه ششم اهل خونریزی و غلق و اضطراب و سگ صفتی با دشمنان هستند که مردمان فاسق پیشه در این برهه ظهور و بروز پیدا میکنند و تا سال نهصد و چهل هجری یافت میشوند
طبقه هفتم مردمانی هستند مکرپیشه، نیرنگباز، ستیزهجو، فاسق، پشت به یک دیگر کن که از دیگران میبرند و کینه هم را به دل میگیرند. آنان اسباب بازیهای بزرگ را فراهم آورده و مرتکب شهوات گردند و به خراب نمودن شهرها و خانه و انهدام ساختمانها و قصرها همت گمارند. در این طبقه لعنت شدهای از بیابانی بد یمن پدیدار میگردد و در همین طبقه است که پرده حیا و شرمگاه به کنار میرود و وضعیت بدین منوال است تا اینکه قائم ما مهدی -که درود خداوند بر او باد- ظاهر گردد (متن اصلی "اینجا") .....
... در آن زمان، صاحب پرچم محمدی و دولت احمدی و قائم به شمشیر و راستگو در گفتار ظهور خواهد کرد زمین را آماده میکند و سنت را زنده میکند و این بعد از هزار و صد و هشتاد و چهار سال پس از هجرت محقق میشود (متن اصلی "اینجا") .....
... مهدی تا چهل سال در حکومت خود باقی میماند تا اینکه زمین را از لوث چرکیها و کثافات پاک کند ... بعد از آن مهدی دار فانی را وداع میگوید و وزیران او یکی پس از دیگری از دنیا رخت بر میبندند، دنیا رفته رفته به حالتی که از پیش بود بر میگردد و نادانیها و گمراهیها روزافزون شده و مردم به کفر باز میگردند. در آن هنگام خداوند شهرها را به ویرانی میکشاند ... در این زمان یاجوج و ماجوج بیرون آیند. این دو قبیله به این اوصاف از یک دیگر متمایزند: صنف اول طول قامتشان صد ذراع است و عرض اندامشان هفتاد ذراع و صنف دوم طول قامت هر یک از ایشان یک ذراع است و عرض اندامشان هفتاد ذراع؛ فرش میکنند یکی از دو گوش خود را و لحاف مینمایند گوش دیگر را. شماره ایشان از ستارهها بیشتر است. آنان به سیر در روی زمین میپردازند بر نهری نمیگذرند مگر اینکه تمام آب آن را میآشامند بر کوهی عبور نمیکنند مگر اینکه آن را میلیسند (یعنی گیاهی و درختی بر آن باقی نمیگذارند) همچنین از رودخانهای گذر نمیکنند مگر اینکه آب آن را خشک میکنند ... پس از آن خسوف میشود و آفتاب از جانب مغرب سر میزند که حرارتش درختان بیابانها و کوه ها را میسوزاند آن گاه آتشی از آسمان فرو ریزد که دشمنان آل محمد را بسوزاند آنگونه که چهرهها و بدنهایشان را بریان کند. کف دستی بدون مچ در فضا پدید آید که قلمی بدست دارد؛ در آسمان چیزی مینویسد که مردم صدای نوشتنش را به گوش جان میشنوند که: زمان وعده حق فرا رسید (یعنی قیامت) ... آنگاه صیحهای مردم را فرو گیرد ... آنگاه در صور دمیده شود و هر که در آسمانها و زمین است از آن بیهوش گردد، مگر آنانی را که خداوند بخواهد. دیگر بار در صور نفخه دیگری دمیده شود و مردگان بر پا خیزند ...》 (الزام الناصب ج ۲ ص ۱۴۸ تا ۱۹۸)، (ترجمه [مگر بند مربوط به سال ظهور که در نسخه سوم است]: "اینجا")
با این حساب ما الآن یک چیزی هم به دنیا و حیات بدهکار هستیم زیرا باید حدود ۲۰۰ سال پیش (پس از ۴۰ سال حکومت مهدی) همه شهرها ویران، نسل بشر منقرض، نفخ صور دوم اجرا و قیامت نیز برپا شده بود
امید که سرنوشت خود و کشور را به روایات ضعیف و موهوم گره نزنیم و پس از ناامیدی از ظهوراندن مهدی در موقف غزه، حال به دنبال همان در موقف حلب نباشیم
https://t.me/baznegari/1510
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
ظهور مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ هجری
(زمانبندی تحولات پس از پیامبر تا سال ظهور و آخرالزمان و قیامت)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
مطابق پیشبینی منسوب به امام علی در خطبه البیان، مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ قمری (برابر با ۱۱۴۹ خورشیدی) ظهور کرده! و اینک ۲۵۴ سال است…
(زمانبندی تحولات پس از پیامبر تا سال ظهور و آخرالزمان و قیامت)
امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
مطابق پیشبینی منسوب به امام علی در خطبه البیان، مهدیِ قائم در سال ۱۱۸۴ قمری (برابر با ۱۱۴۹ خورشیدی) ظهور کرده! و اینک ۲۵۴ سال است…
فهرست یادداشتهای ترکاشوند پیرامون
لایحه حجاب
T.me/baznegari/1511
واکنش تند قرآن علیه کسانی که مزاحم زنان کمپوشش میشدند (۱۴۰۳/۰۹/۱۹):
https://t.me/baznegari/1516
یادداشتی از دیگران (: قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با طراحان آن برخورد قانونی شود) ۱۴۰۲/۰۹/۱۷:
https://t.me/baznegari/1514
تقابل مجلس با واضحات قرآنی
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب (۱۴۰۳/۰۹/۱۴):
https://t.me/baznegari/1508
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو / معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو) ۱۴۰۳/۰۹/۱۴:
https://t.me/baznegari/1509
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۴- معافیتِ ساعد) ۱۴۰۳/۰۹/۱۴:
https://t.me/baznegari/1507
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۳- معافیتِ گردن) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1505
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۲- معافیتِ قَدَم/پا) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1504
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲:
https://t.me/baznegari/1503
بیشرمی، از اینهمه بیشرمیتان بر خود لرزید (ماده ۵۴ قانون حجاب تبصره ۲-) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1506
مرجع مکارم شیرازی در دیدار رئیسجمهور پزشکیان:《در مسأله حجاب، اجبار نه صحیح است و نه عملی؛ موضوع حجاب باید بصورت عادلانهای حل شود》:
https://t.me/baznegari/1479
بدون روتوش بدون سانسور بدون رودربایستی بدون عقبنشینی (قانون امر به معروف و نهی از منکر از سوی رهبر طالبان ابلاغ شد) ۱۴۰۳/۰۶/۰۲:
https://t.me/baznegari/1429
بیان ساده، دینی و مردمیِ مسعود پزشکیان در چالش حجاب (: یک آیه یا روایت نشانِ بنده بدهند که پیامبر یا ائمه در برخورد با زنانی که حجاب سر نداشتهاند امر به مجازات، بازداشت، توقیف اسب و شتر یا اخذ فلان مبلغ درهم و دینار نمودهاند) ۱۴۰۳/۰۴/۰۱:
https://t.me/baznegari/1415
تقریر معصوم و رفع پیگرد از فقدان روسری (۱۴۰۳/۰۲/۲۹):
https://t.me/baznegari/1399
سخت نگیرید (استجابت دعا با برداشتن روسری) ۱۴۰۳/۰۲/۱۱:
https://t.me/baznegari/1385
پیشنهاد (در ۸ بند) ۱۴۰۳/۰۱/۳۱:
https://t.me/baznegari/1369
نهی بیهوده بخش۱ (فقهای سنتی و لغو بودن غرضِ غیر حاصل) ۱۴۰۲/۱۲/۲۵:
https://t.me/baznegari/1348
چرا چرا چرا!؟ (۱۴۰۲/۱۱/۱۴):
https://t.me/baznegari/1313
تقدیم به مخالفان لایحه حجاب و عفاف (سخن زیبای امام باقر در تفاوت میان عفاف و حجاب) ۱۴۰۲/۱۱/۰۱:
https://t.me/baznegari/1307
حجاببانان اگر دههها پیش بودند چه قانونی مینوشتند؟ (۱۴۰۲/۷/۳۰):
https://t.me/baznegari/1234
راننده تاکسی حواسش به کجا باشد؟ جلو یا عقب!؟ (چرا پلیس راهنمایی و رانندگی از مجلس بابت ماده ۵۲ لایحه حجاب شکایت نمیکند؟) ۱۴۰۲/۰۷/۲۲:
https://t.me/baznegari/1228
لایحه حجاب و تبعیض در جریمۀ پرخاش (نهیکننده جریمۀ درجه ۶، نهیشونده جریمۀ درجه۵) ۱۴۰۲/۰۷/۲۲:
https://t.me/baznegari/1227
یادتان میآید؟ (بخش۱- پیراهنهای روی شلوار) ۱۴۰۲/۰۷/۰۱:
https://t.me/baznegari/1200
حجاب اختیاری [در دوران اقتدار نبی] (عدم بازخواستِ زنان بیروسری در حکومت پیامبر) ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ و ۱۳۹۹/۰۷/۰۲:
https://t.me/baznegari/581
اما و اگر در گسترش آزادیهای مشروع اجتماعی (۱۴۰۲/۰۶/۱۱):
https://t.me/baznegari/1168
عادی بودنِ کشف حجابِ زنان در محضر پیغمبر (۱۴۰۲/۰۵/۲۶):
https://t.me/baznegari/1147
ارتداد مجلس شورای اسلامی (تقابل مجلس با: آیه قصاص / اصل قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات / قاعدۀ قرآنیِ وزر) ۱۴۰۲/۰۵/۲۵:
https://t.me/baznegari/1145
صورتحسابِ جریمههای لایحه عفاف و حجاب برای عائلۀ امام هفتم (۱۴۰۲/۰۵/۱۸):
http://T.me/baznegari/1137
شبهۀ دینی در برخورد با برهنگی و نیمه برهنگی! (۱۴۰۲/۰۵/۱۷):
https://t.me/baznegari/1133
ضرورت اصلاح ماده ۵۱ کمیسیون حقوقی با توجه به انعطاف فقهیِ مصرّح در روایات (استثنای روایی در تعمیمِ الزام به روسری) ۱۴۰۲/۰۵/۱۴:
https://t.me/baznegari/1131
راه طی شده اما ناتمام (نکات مثبت مصوبهِ پیشنهادی کمیسیون حقوقی مجلس در لایحه عفاف و حجاب) ۱۴۰۲/۰۵/۱۳:
https://t.me/baznegari/1129
برآورد جریمۀ آدم و حوا (۱۴۰۲/۰۵/۱۰):
https://t.me/baznegari/1123
چرا جریمه فقط بابت روسری!؟ (۱۴۰۲/۲/۲۶):
https://t.me/baznegari/1086
آیا میدانید که (جهت اطلاع مسئولان بازنگری اساسی در طرح عفاف و حجاب) ۱۴۰۰/۸/۱۱:
https://t.me/baznegari/740
انعطاف فقهی در خصوص کمحجابان (۱۳۹۸/۰۶/۰۲):
https://t.me/baznegari/435
این فهرست آرام آرام تکمیل خواهد شد
https://t.me/baznegari/1511
لایحه حجاب
T.me/baznegari/1511
واکنش تند قرآن علیه کسانی که مزاحم زنان کمپوشش میشدند (۱۴۰۳/۰۹/۱۹):
https://t.me/baznegari/1516
یادداشتی از دیگران (: قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با طراحان آن برخورد قانونی شود) ۱۴۰۲/۰۹/۱۷:
https://t.me/baznegari/1514
تقابل مجلس با واضحات قرآنی
در ماده ۵۴ ناقانونِ حجاب (۱۴۰۳/۰۹/۱۴):
https://t.me/baznegari/1508
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۵- موضوعیت نداشتن خصوصِ مو / معافیت نصفهونیمۀ مو/گیسو) ۱۴۰۳/۰۹/۱۴:
https://t.me/baznegari/1509
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۴- معافیتِ ساعد) ۱۴۰۳/۰۹/۱۴:
https://t.me/baznegari/1507
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۳- معافیتِ گردن) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1505
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۲- معافیتِ قَدَم/پا) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1504
وجوه مثبتِ قانون یأسآورِ حجاب (بخش۱- معافیتِ مانتو/روپوش) ۱۴۰۳/۰۹/۱۲:
https://t.me/baznegari/1503
بیشرمی، از اینهمه بیشرمیتان بر خود لرزید (ماده ۵۴ قانون حجاب تبصره ۲-) ۱۴۰۳/۰۹/۱۳:
https://t.me/baznegari/1506
مرجع مکارم شیرازی در دیدار رئیسجمهور پزشکیان:《در مسأله حجاب، اجبار نه صحیح است و نه عملی؛ موضوع حجاب باید بصورت عادلانهای حل شود》:
https://t.me/baznegari/1479
بدون روتوش بدون سانسور بدون رودربایستی بدون عقبنشینی (قانون امر به معروف و نهی از منکر از سوی رهبر طالبان ابلاغ شد) ۱۴۰۳/۰۶/۰۲:
https://t.me/baznegari/1429
بیان ساده، دینی و مردمیِ مسعود پزشکیان در چالش حجاب (: یک آیه یا روایت نشانِ بنده بدهند که پیامبر یا ائمه در برخورد با زنانی که حجاب سر نداشتهاند امر به مجازات، بازداشت، توقیف اسب و شتر یا اخذ فلان مبلغ درهم و دینار نمودهاند) ۱۴۰۳/۰۴/۰۱:
https://t.me/baznegari/1415
تقریر معصوم و رفع پیگرد از فقدان روسری (۱۴۰۳/۰۲/۲۹):
https://t.me/baznegari/1399
سخت نگیرید (استجابت دعا با برداشتن روسری) ۱۴۰۳/۰۲/۱۱:
https://t.me/baznegari/1385
پیشنهاد (در ۸ بند) ۱۴۰۳/۰۱/۳۱:
https://t.me/baznegari/1369
نهی بیهوده بخش۱ (فقهای سنتی و لغو بودن غرضِ غیر حاصل) ۱۴۰۲/۱۲/۲۵:
https://t.me/baznegari/1348
چرا چرا چرا!؟ (۱۴۰۲/۱۱/۱۴):
https://t.me/baznegari/1313
تقدیم به مخالفان لایحه حجاب و عفاف (سخن زیبای امام باقر در تفاوت میان عفاف و حجاب) ۱۴۰۲/۱۱/۰۱:
https://t.me/baznegari/1307
حجاببانان اگر دههها پیش بودند چه قانونی مینوشتند؟ (۱۴۰۲/۷/۳۰):
https://t.me/baznegari/1234
راننده تاکسی حواسش به کجا باشد؟ جلو یا عقب!؟ (چرا پلیس راهنمایی و رانندگی از مجلس بابت ماده ۵۲ لایحه حجاب شکایت نمیکند؟) ۱۴۰۲/۰۷/۲۲:
https://t.me/baznegari/1228
لایحه حجاب و تبعیض در جریمۀ پرخاش (نهیکننده جریمۀ درجه ۶، نهیشونده جریمۀ درجه۵) ۱۴۰۲/۰۷/۲۲:
https://t.me/baznegari/1227
یادتان میآید؟ (بخش۱- پیراهنهای روی شلوار) ۱۴۰۲/۰۷/۰۱:
https://t.me/baznegari/1200
حجاب اختیاری [در دوران اقتدار نبی] (عدم بازخواستِ زنان بیروسری در حکومت پیامبر) ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ و ۱۳۹۹/۰۷/۰۲:
https://t.me/baznegari/581
اما و اگر در گسترش آزادیهای مشروع اجتماعی (۱۴۰۲/۰۶/۱۱):
https://t.me/baznegari/1168
عادی بودنِ کشف حجابِ زنان در محضر پیغمبر (۱۴۰۲/۰۵/۲۶):
https://t.me/baznegari/1147
ارتداد مجلس شورای اسلامی (تقابل مجلس با: آیه قصاص / اصل قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات / قاعدۀ قرآنیِ وزر) ۱۴۰۲/۰۵/۲۵:
https://t.me/baznegari/1145
صورتحسابِ جریمههای لایحه عفاف و حجاب برای عائلۀ امام هفتم (۱۴۰۲/۰۵/۱۸):
http://T.me/baznegari/1137
شبهۀ دینی در برخورد با برهنگی و نیمه برهنگی! (۱۴۰۲/۰۵/۱۷):
https://t.me/baznegari/1133
ضرورت اصلاح ماده ۵۱ کمیسیون حقوقی با توجه به انعطاف فقهیِ مصرّح در روایات (استثنای روایی در تعمیمِ الزام به روسری) ۱۴۰۲/۰۵/۱۴:
https://t.me/baznegari/1131
راه طی شده اما ناتمام (نکات مثبت مصوبهِ پیشنهادی کمیسیون حقوقی مجلس در لایحه عفاف و حجاب) ۱۴۰۲/۰۵/۱۳:
https://t.me/baznegari/1129
برآورد جریمۀ آدم و حوا (۱۴۰۲/۰۵/۱۰):
https://t.me/baznegari/1123
چرا جریمه فقط بابت روسری!؟ (۱۴۰۲/۲/۲۶):
https://t.me/baznegari/1086
آیا میدانید که (جهت اطلاع مسئولان بازنگری اساسی در طرح عفاف و حجاب) ۱۴۰۰/۸/۱۱:
https://t.me/baznegari/740
انعطاف فقهی در خصوص کمحجابان (۱۳۹۸/۰۶/۰۲):
https://t.me/baznegari/435
این فهرست آرام آرام تکمیل خواهد شد
https://t.me/baznegari/1511
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
فهرست یادداشتهای ترکاشوند پیرامون
لایحه حجاب
T.me/baznegari/1511
واکنش تند قرآن علیه کسانی که مزاحم زنان کمپوشش میشدند (۱۴۰۳/۰۹/۱۹):
https://t.me/baznegari/1516
یادداشتی از دیگران (: قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با…
لایحه حجاب
T.me/baznegari/1511
واکنش تند قرآن علیه کسانی که مزاحم زنان کمپوشش میشدند (۱۴۰۳/۰۹/۱۹):
https://t.me/baznegari/1516
یادداشتی از دیگران (: قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با…
امسال نوروز ۱۴۰۴ منتظر ظهور امام زمان باشید!
۱- در برخی روایات آمده که عمر نوح ۱۵۰۰ سال بود
۲- در برخی روایات آمده که مدت عمر امام زمان برابر با عمر نوح (شیخ الانبیا) است.
۳- پس امام زمان ۱۵۰۰ سال عمر میکند
۴- در برخی روایات آمده که مدت حکمرانی امام زمان ۳۰۹ سال به اندازه توقف اصحاب کهف در غار است
۵- پس عمر امام زمان در هنگام ظهور با کسر ۳۰۹ از ۱۵۰۰ برابر است با ۱۱۹۱ سال
۶- در برخی روایات آمده که امام زمان در سال ۲۵۵ به دنیا آمد
۷- پس اینک امام زمان در سال ظهورش قرار دارد زیرا سنّش با کسر ۲۵۵ از سال ۱۴۴۶ قمری (که در آن به سر میبریم) همان عدد ۱۱۹۱ سال میشود.
۸- مطابق برخی روایات امام زمان در نوروز و مطابق برخی دیگر در ماه رمضان ظهور میکند و چون نوروز امسال با ماه رمضان تلاقی دارد (۱۰ روز نخست نوروز مصادف با ۱۰ روز پایانی ماه رمضان است) بنابراین ظهور امام زمان در نوروز ۱۴۰۴ خورشیدی (برابر با رمضان ۱۴۴۶ قمری) روی خواهد داد.
ر.ک: وبسایت آیندهنگاران مغز "اینجا"
پرسش
آیا هر یک از دادههای بالا که مبنای آن نتیجه است درست و واقعی میباشد: آیا نوح ۱۵۰۰ سال عمر کرد آیا مهدی ۳۰۹ سال حکمرانی میکند آیا او در سال ۲۵۵ به دنیا آمده آیا مدت عمر او به عمر نوح تشبیه شده آیا مدت حکومت وی به مدت خوابِ مرگگونه اصحاب کهف تشبیه شده آیا اساسا عدد ۳۰۹ نظر خود قرآن است یا نقل آن آیا ...؛ (البته خودِ آن وبسایت نیز احتیاطها، تردیدها و خطاهایی را مطرح کرده و به رسمیت شناخته).
در طول تاریخمان همواره بودهاند کسانی که درصدد تطبیق شرایط زمان خود با وقت ظهور برآمدهاند و هیچکدام به هدف نزدند! آیا تداوم آن راه، معقول است؟ آیا بهتر نیست استعداد خود را صرف پیشرفت جامعه کنیم؟
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
https://t.me/baznegari/1513
۱- در برخی روایات آمده که عمر نوح ۱۵۰۰ سال بود
۲- در برخی روایات آمده که مدت عمر امام زمان برابر با عمر نوح (شیخ الانبیا) است.
۳- پس امام زمان ۱۵۰۰ سال عمر میکند
۴- در برخی روایات آمده که مدت حکمرانی امام زمان ۳۰۹ سال به اندازه توقف اصحاب کهف در غار است
۵- پس عمر امام زمان در هنگام ظهور با کسر ۳۰۹ از ۱۵۰۰ برابر است با ۱۱۹۱ سال
۶- در برخی روایات آمده که امام زمان در سال ۲۵۵ به دنیا آمد
۷- پس اینک امام زمان در سال ظهورش قرار دارد زیرا سنّش با کسر ۲۵۵ از سال ۱۴۴۶ قمری (که در آن به سر میبریم) همان عدد ۱۱۹۱ سال میشود.
۸- مطابق برخی روایات امام زمان در نوروز و مطابق برخی دیگر در ماه رمضان ظهور میکند و چون نوروز امسال با ماه رمضان تلاقی دارد (۱۰ روز نخست نوروز مصادف با ۱۰ روز پایانی ماه رمضان است) بنابراین ظهور امام زمان در نوروز ۱۴۰۴ خورشیدی (برابر با رمضان ۱۴۴۶ قمری) روی خواهد داد.
ر.ک: وبسایت آیندهنگاران مغز "اینجا"
پرسش
آیا هر یک از دادههای بالا که مبنای آن نتیجه است درست و واقعی میباشد: آیا نوح ۱۵۰۰ سال عمر کرد آیا مهدی ۳۰۹ سال حکمرانی میکند آیا او در سال ۲۵۵ به دنیا آمده آیا مدت عمر او به عمر نوح تشبیه شده آیا مدت حکومت وی به مدت خوابِ مرگگونه اصحاب کهف تشبیه شده آیا اساسا عدد ۳۰۹ نظر خود قرآن است یا نقل آن آیا ...؛ (البته خودِ آن وبسایت نیز احتیاطها، تردیدها و خطاهایی را مطرح کرده و به رسمیت شناخته).
در طول تاریخمان همواره بودهاند کسانی که درصدد تطبیق شرایط زمان خود با وقت ظهور برآمدهاند و هیچکدام به هدف نزدند! آیا تداوم آن راه، معقول است؟ آیا بهتر نیست استعداد خود را صرف پیشرفت جامعه کنیم؟
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۵
https://t.me/baznegari/1513
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
امسال نوروز ۱۴۰۴ منتظر ظهور امام زمان باشید!
۱- در برخی روایات آمده که عمر نوح ۱۵۰۰ سال بود
۲- در برخی روایات آمده که مدت عمر امام زمان برابر با عمر نوح (شیخ الانبیا) است.
۳- پس امام زمان ۱۵۰۰ سال عمر میکند
۴- در برخی روایات آمده که مدت حکمرانی امام زمان…
۱- در برخی روایات آمده که عمر نوح ۱۵۰۰ سال بود
۲- در برخی روایات آمده که مدت عمر امام زمان برابر با عمر نوح (شیخ الانبیا) است.
۳- پس امام زمان ۱۵۰۰ سال عمر میکند
۴- در برخی روایات آمده که مدت حکمرانی امام زمان…
یادداشت مهم تابناک!
قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با طراحان آن برخورد قانونی شود
کانال بازنگری | ترکاشوند،
یادداشت دقیق، تحسینبرانگیز و عقلایی سایت تابناک در چگونگی نگاه حاکمیت به قانون حجاب که مورد استقبال دیگر وبسایتهای اصولگرا و طبیعتا سایتهای منتقد و اصلاحطلب قرار گرفت را تقدیم خوانندگان کانال میکند. بخشهایی از این قانون: ترویج اخلاقستیزی، هتک شرافت انسانی، زیر پا گذاردن اصل حقوقی و قرآنیِ قاعده وِزر و شخصی بودن جرم و مجازات (: تعمیم مجازات به غیرِ مرتکبان) و ... است
متن یادداشت:
《هشت موضع در برابر قانون حجاب و یک پیشنهاد برای عبور از این معضل
امیر دبیریمهر؛ ۱۷ آذر ۱۴۰۳
وقتی تصمیمی در سطح حاکمیت گرفته میشود بطور طبیعی عدهای با آن موافق و عدهای با آن مخالف هستند. از منظر فلسفه سیاسی میزان اعتبار و مشروعیت تصمیمات در میزان تبعیت از آن است. بنابراین تصمیمی که با استقبال مردم برای اجرا مواجه نشود اصطلاحا منبطل است یعنی باطل متولد شده است مانند جنین مرده به دنیا آمده.... در خصوص قانون حجاب هم همه مخالفان و موافقان از یک منظر و با اغراض و نیت یکسان با آن موافق و مخالف نیستند.
اقلیت موافق این قانون را میتوان در سه گروه زیر شناسایی کرد:
۱- گروهی که در فضای دوران پیشامدرن به امر حکومتی مینگرند و هر تصمیمی از جانب قدرت را هر چند ظالمانه باشد واجبالطاعه میدانند. دستاندرکاران تهیه و تصویب قانون حجاب از مردم ایران چنین تصوری دارند و با مباحث جدید حقوق اساسی و فلسفه حقوق و قانون و مشروعیت و حقوق بشر و حدود سرپیچی موجه (به قول فرانتس نویمان) به کل بیگانهاند از این رو حاضر به مباحثه و مناظره در این خصوص نیستند. برای مثال حتی یک نفر حاضر [نیست] با اینجانب بعنوان دانشآموز حقوق اساسی در این خصوص مناظره کند و احتمالا نخواهد کرد.
۲- گروهی که از اهداف [پیدا] و نهان و پشتپرده این قانون بیاطلاع هستند و تصور میکنند وضع کنندگان دنبال گسترش عفاف و حجاب هستند و از آنجا که با این ارزش دینی موافق هستند تبعیت از این قانون را شرعی و به صلاح جامعه متدین میدانند.
۳- گروهی که نفع مادی سرشار در اجرای این قانون دارند بویژه از محل دریافت بودجههای کلان و دریافت جریمههای سنگین. این دسته فارغ از حق و باطل فقط به پر شدن جیب خود میاندیشند و بس.
اما مخالفین قانون حجاب هم یکدست نیستند و میتوان آنها را در ۵ دسته قرار داد:
۱- گروهی که آن را بهانهای برای تعارض و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی میدانند و دغدغه حق و عدالت و حقوق شهروندی ندارند.
۲- گروهی که معتقدند این قانون قابل اجرا نیست و تصویب آن موجب وهن نهاد مقنن و مجری خواهد شد و از سر دلسوزی برای نظام با آن مخالف هستند مانند موضع مسعود پزشکیان و دولت
۳- گروهی که این قانون را مغایر ارزشهای حقوق بشری و اولیه انسان بويژه زنان میدانند مانند حقوقدانان و فعالان حقوق بشر
۴- گروهی که این قانون را ناعادلانه و نقضکننده مهمترین ارزش اجتماعی و سیاسی یعنی عدالت میدانند و دفاع از عدالت را مهمترین کارکرد حکومت از منظر عقل و شرع و وجدان و عرف و اخلاق میدانند. بنده از این زاویه با این قانون صریحا مخالف هستم.
۵- گروهی که به پیامدهای امنیتی اجرای این قانون میاندیشند و آن را آشوبناک میدانند مانند کارشناسان امنیتی و اجتماعی و انتظامی و نظامی.
راه حل چیست ؟
اصرار حکومت بر اجرای این قانون بدون توجه به اعتراضات، اشتباهترین تصمیم ممکن است که بیشتری لطمه را به اعتبار و مشروعیت حاکمیت میزند. راه صحیح، تعلیق این قانون است تا در فضای مناسب وضعکنندگان بتوانند ۴ دسته اخیر از مخالفین قانون را اقناع کنند و در صورتی که موفق به اقناع شدند که بهتر اما اگر موفق به اقناع نخبگان نشدند حکومت با ابطال این قانون نه تنها از مردم عذرخواهی کند بلکه با طراحان و تصویبکنندگان که باعث تحمیل هزینه زیاد به کشور و تشویش اذهان و امنیت روانی جامعه شدند برخورد قانونی شود تا دیگر در کشور این تجربه تلخ تکرار نشود》.
https://t.me/baznegari/1514
منبع؛
وبسایت تابناک "اینجا"
قانون حجاب فعلا تعلیق و در صورت عدم اقناعِ چهار گروهِ مخالف، با طراحان آن برخورد قانونی شود
کانال بازنگری | ترکاشوند،
یادداشت دقیق، تحسینبرانگیز و عقلایی سایت تابناک در چگونگی نگاه حاکمیت به قانون حجاب که مورد استقبال دیگر وبسایتهای اصولگرا و طبیعتا سایتهای منتقد و اصلاحطلب قرار گرفت را تقدیم خوانندگان کانال میکند. بخشهایی از این قانون: ترویج اخلاقستیزی، هتک شرافت انسانی، زیر پا گذاردن اصل حقوقی و قرآنیِ قاعده وِزر و شخصی بودن جرم و مجازات (: تعمیم مجازات به غیرِ مرتکبان) و ... است
متن یادداشت:
《هشت موضع در برابر قانون حجاب و یک پیشنهاد برای عبور از این معضل
امیر دبیریمهر؛ ۱۷ آذر ۱۴۰۳
وقتی تصمیمی در سطح حاکمیت گرفته میشود بطور طبیعی عدهای با آن موافق و عدهای با آن مخالف هستند. از منظر فلسفه سیاسی میزان اعتبار و مشروعیت تصمیمات در میزان تبعیت از آن است. بنابراین تصمیمی که با استقبال مردم برای اجرا مواجه نشود اصطلاحا منبطل است یعنی باطل متولد شده است مانند جنین مرده به دنیا آمده.... در خصوص قانون حجاب هم همه مخالفان و موافقان از یک منظر و با اغراض و نیت یکسان با آن موافق و مخالف نیستند.
اقلیت موافق این قانون را میتوان در سه گروه زیر شناسایی کرد:
۱- گروهی که در فضای دوران پیشامدرن به امر حکومتی مینگرند و هر تصمیمی از جانب قدرت را هر چند ظالمانه باشد واجبالطاعه میدانند. دستاندرکاران تهیه و تصویب قانون حجاب از مردم ایران چنین تصوری دارند و با مباحث جدید حقوق اساسی و فلسفه حقوق و قانون و مشروعیت و حقوق بشر و حدود سرپیچی موجه (به قول فرانتس نویمان) به کل بیگانهاند از این رو حاضر به مباحثه و مناظره در این خصوص نیستند. برای مثال حتی یک نفر حاضر [نیست] با اینجانب بعنوان دانشآموز حقوق اساسی در این خصوص مناظره کند و احتمالا نخواهد کرد.
۲- گروهی که از اهداف [پیدا] و نهان و پشتپرده این قانون بیاطلاع هستند و تصور میکنند وضع کنندگان دنبال گسترش عفاف و حجاب هستند و از آنجا که با این ارزش دینی موافق هستند تبعیت از این قانون را شرعی و به صلاح جامعه متدین میدانند.
۳- گروهی که نفع مادی سرشار در اجرای این قانون دارند بویژه از محل دریافت بودجههای کلان و دریافت جریمههای سنگین. این دسته فارغ از حق و باطل فقط به پر شدن جیب خود میاندیشند و بس.
اما مخالفین قانون حجاب هم یکدست نیستند و میتوان آنها را در ۵ دسته قرار داد:
۱- گروهی که آن را بهانهای برای تعارض و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی میدانند و دغدغه حق و عدالت و حقوق شهروندی ندارند.
۲- گروهی که معتقدند این قانون قابل اجرا نیست و تصویب آن موجب وهن نهاد مقنن و مجری خواهد شد و از سر دلسوزی برای نظام با آن مخالف هستند مانند موضع مسعود پزشکیان و دولت
۳- گروهی که این قانون را مغایر ارزشهای حقوق بشری و اولیه انسان بويژه زنان میدانند مانند حقوقدانان و فعالان حقوق بشر
۴- گروهی که این قانون را ناعادلانه و نقضکننده مهمترین ارزش اجتماعی و سیاسی یعنی عدالت میدانند و دفاع از عدالت را مهمترین کارکرد حکومت از منظر عقل و شرع و وجدان و عرف و اخلاق میدانند. بنده از این زاویه با این قانون صریحا مخالف هستم.
۵- گروهی که به پیامدهای امنیتی اجرای این قانون میاندیشند و آن را آشوبناک میدانند مانند کارشناسان امنیتی و اجتماعی و انتظامی و نظامی.
راه حل چیست ؟
اصرار حکومت بر اجرای این قانون بدون توجه به اعتراضات، اشتباهترین تصمیم ممکن است که بیشتری لطمه را به اعتبار و مشروعیت حاکمیت میزند. راه صحیح، تعلیق این قانون است تا در فضای مناسب وضعکنندگان بتوانند ۴ دسته اخیر از مخالفین قانون را اقناع کنند و در صورتی که موفق به اقناع شدند که بهتر اما اگر موفق به اقناع نخبگان نشدند حکومت با ابطال این قانون نه تنها از مردم عذرخواهی کند بلکه با طراحان و تصویبکنندگان که باعث تحمیل هزینه زیاد به کشور و تشویش اذهان و امنیت روانی جامعه شدند برخورد قانونی شود تا دیگر در کشور این تجربه تلخ تکرار نشود》.
https://t.me/baznegari/1514
منبع؛
وبسایت تابناک "اینجا"
آخرالزمانِ غیرشیعهها نیز خونبار و پر از جنگ است
(إنشاءالله بزودی باقی پایتختها)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
برای اینکه ببینید تفاوتی در نگاهِ پر از جنگ و آشوب و خونریزی و ناآرامی، میان مهدی و آخرالزمانِ ما شیعهها با سنیها نیست و آنان نیز مطابق قرائت مشهورشان چنان افقی را انتظار میکشند، کافی است به بخشهایی از سه پُست در کانال تلگرامی "ندای مظلومیت قدسیان" (پوشش اخبار جهاد در سوریه) که در پی تحولات جاری سوریه منتشر کرده نگاه بیندازیم:
۱- در آخرالزمان «شام» برای اسلام و اهل اسلام پناهگاه میباشد. تفسیر ابن کثیر "اینجا"
۲- ... الله اکبر؛ پس از کابل، دومین پایتخت در جهان اسلام یعنی دمشق نیز به دست مسلمانان افتاد و إنشاءالله بزودی باقی پایتختها. "اینجا"
۳- در تفسیر ابنکثیر، اشاره به اهمیت منطقه «شام» در آخرالزمان شده است. این منطقه که شامل سرزمینهای سوریه، اردن، فلسطین و لبنان میشود، در بسیاری از احادیث نبوی و روایات اسلامی بهعنوان مکانی مهم و پرمعنا در حوادث آخرالزمان ذکر شده است.
ابنکثیر در تفسیر خود، با استناد به احادیث پیامبر اکرم (ﷺ)، بیان میکند که شام در آخرالزمان بهعنوان پناهگاه و منطقهای امن برای مسلمانان معرفی شده است. یکی از دلایل این اهمیت، حضور نیروهای حق و ایمان در این منطقه و وقوع برخی از مهمترین حوادث آخرالزمان، مانند نبردهای بزرگ میان نیروهای حق و باطل (معروف به “ملحمه کبری”) در شام است. مثالهایی از احادیث مرتبط: ... "اینجا"
ناامیدانه آرزو میکنیم سوریه جدید در تله و دام جهادیهای آخرالزمانی نیفتد (داعش هم در پی مهدی بود) و به دنبال آرامش باشد و نه دامن زدن به ناآرامی.
به یاد دوست فقیدمان محسن علایی که با دقت و موشکافی موضوعات دینی را پیگیری و بررسی میکرد و متأسفانه از میانمان رفت و امروز مراسم ختم و بزرگداشتش برگزار شد. یادش گرامی
https://t.me/baznegari/1515
(إنشاءالله بزودی باقی پایتختها)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
برای اینکه ببینید تفاوتی در نگاهِ پر از جنگ و آشوب و خونریزی و ناآرامی، میان مهدی و آخرالزمانِ ما شیعهها با سنیها نیست و آنان نیز مطابق قرائت مشهورشان چنان افقی را انتظار میکشند، کافی است به بخشهایی از سه پُست در کانال تلگرامی "ندای مظلومیت قدسیان" (پوشش اخبار جهاد در سوریه) که در پی تحولات جاری سوریه منتشر کرده نگاه بیندازیم:
۱- در آخرالزمان «شام» برای اسلام و اهل اسلام پناهگاه میباشد. تفسیر ابن کثیر "اینجا"
۲- ... الله اکبر؛ پس از کابل، دومین پایتخت در جهان اسلام یعنی دمشق نیز به دست مسلمانان افتاد و إنشاءالله بزودی باقی پایتختها. "اینجا"
۳- در تفسیر ابنکثیر، اشاره به اهمیت منطقه «شام» در آخرالزمان شده است. این منطقه که شامل سرزمینهای سوریه، اردن، فلسطین و لبنان میشود، در بسیاری از احادیث نبوی و روایات اسلامی بهعنوان مکانی مهم و پرمعنا در حوادث آخرالزمان ذکر شده است.
ابنکثیر در تفسیر خود، با استناد به احادیث پیامبر اکرم (ﷺ)، بیان میکند که شام در آخرالزمان بهعنوان پناهگاه و منطقهای امن برای مسلمانان معرفی شده است. یکی از دلایل این اهمیت، حضور نیروهای حق و ایمان در این منطقه و وقوع برخی از مهمترین حوادث آخرالزمان، مانند نبردهای بزرگ میان نیروهای حق و باطل (معروف به “ملحمه کبری”) در شام است. مثالهایی از احادیث مرتبط: ... "اینجا"
ناامیدانه آرزو میکنیم سوریه جدید در تله و دام جهادیهای آخرالزمانی نیفتد (داعش هم در پی مهدی بود) و به دنبال آرامش باشد و نه دامن زدن به ناآرامی.
به یاد دوست فقیدمان محسن علایی که با دقت و موشکافی موضوعات دینی را پیگیری و بررسی میکرد و متأسفانه از میانمان رفت و امروز مراسم ختم و بزرگداشتش برگزار شد. یادش گرامی
https://t.me/baznegari/1515
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
آخرالزمانِ غیرشیعهها نیز خونبار و پر از جنگ است
(إنشاءالله بزودی باقی پایتختها)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
برای اینکه ببینید تفاوتی در نگاهِ پر از جنگ و آشوب و خونریزی و ناآرامی، میان مهدی و آخرالزمانِ ما شیعهها با سنیها نیست و آنان نیز مطابق قرائت…
(إنشاءالله بزودی باقی پایتختها)
امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
برای اینکه ببینید تفاوتی در نگاهِ پر از جنگ و آشوب و خونریزی و ناآرامی، میان مهدی و آخرالزمانِ ما شیعهها با سنیها نیست و آنان نیز مطابق قرائت…