کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
فلسطین‌تر از فلسطین کجاست؟

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۵/۲۴

در این‌که اسرائیل علیه مردم و سرزمین فلسطین مرتکب جنایات هولناک (که گاه تنه به هولوکاست می‌زند و به تعبیر هنرپیشه یهودی: "هیتلر ما را شبیه خودش کرد") تردید نیست. نیز می‌دانیم غرب برخلاف شعارهای حقوق بشری‌اش تمام‌قد در کنار همین اسرائیلِ معلوم‌الحال (اسرائیلی که نیمی از مردمش قائل به جواز قتل‌عام شهرهای تصرف‌شده‌ی فلسطین هستند) ایستاد و در آزمون عملی حقوق بشر مردود شد و نمره صفر گرفت.

بله فلسطین و مردم غزه‌اش مظلوم‌اند و سزاوار کمک‌های بسیار؛

با این‌حال اما ما با فلسطین‌های نزدیکتری در همسایگی‌مان (و نه چند کشور دورتر!) و بلکه در داخل کشورمان روبرو هستیم که باید در اولویت قرار گیرند.

فلسطین‌تر از فلسطین، نیمی از جمعیت کشور همسایه و همزبان و همکیش‌مان افغانستان است که با صدور دستور از جانب حاکمانش و بر اساس قرائتی که از دین دارند، حکم به ممنوعیت تحصیل و دانشگاه رفتنِ دختران دادند.
تاکنون متولیان کشورمان و صدا و سیمای حکومت‌مان در رفع این تبعیض و کور شدن میلیون‌ها استعداد چه رایزنی‌هایی کرده‌اند چه تلاشی به خرج داده‌اند چه گزارش‌هایی از بغض و آهِ محروم‌شدگان تهیه کرده‌اند؟

فلسطین‌تر از فلسطین مرزهای شمال غرب و قفقاز و پاره‌های جداشده از میهن‌مان (از جمله در اثر سماجت‌های بیهوده‌ی معدودی از آخوند‌های جهادی وقت برای جنگ تلافی‌جویانه با روسیه تزاری) است که به جای اِعمال سیاست‌هایی برای برداشتن مرزها، کار را در سیاست و تصمیمات به جایی رسانده‌ایم که مرزبندی‌ها در حال دوبله شدن و سخت‌تر شدن است.
فلسطین‌تر از فلسطین، دالان قره‌سوی اهدایی رضاشاه به آتاتورک است که به بلایی برای سوداهای بعدی در دالان‌سازی و محدودسازی مرزی بدل شد.

فلسطین‌تر از فلسطین، مناطق بسیار محروم کشور خودمان است که اگر یکی دو جا بود می‌گفتیم خب موارد استثنا همه جا پیدا می‌شود ولی وقتی گزارشات گویای گستردگی قابل توجه است دیگر چه جای آن است که هر صبح و شام، فلسطین در صدر اخبار رسمی قرار گیرد و مناطقی از خودمان که از اولیات زندگی محروم‌اند نه فقط در بایگانی‌ها آرشیو شوند بلکه انعکاس مصائب‌شان حکم سیاه‌نمایی و تضعیف نظام پیدا کند.

بارها فلسطین‌تر از فلسطین، آیا بحران و شاید ابر بحران آب و خشکیدن دریاچه‌ها و تحلیل رفتن آب‌های زیرزمینی و خطرات محتمل فرونشست‌های عظیم و تک‌رقمی شدن ذخایر سدها نیست؟
آیا فلسطین‌تر از فلسطین کوچ‌های محتمل میلیون‌ها نفری در پیِ همین بحران آب نیست؟

فلسطین‌تر از فلسطین، عددِ رو به فزونیِ ده‌ها درصدی فقر مطلق، فراتر رفتن مبلغ اجاره خانه از کل حقوق حقوق‌بگیران، افزایش پیاپی و مهار نشدنیِ همه چیز حتی اقلام ضروری معیشت است

فلسطین‌تر از فلسطین آن بود که هنوز عَرَق جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد، خشک نشده بود و هنوز در داخل هیچ نکرده بودیم که یکهو مدوّنان قانون اساسی، اصول امت‌محور را بر ایران تحمیل کردند و عملا ایران را جزوی از آن امت و بدتر آن‌که متولی تأسیس آن کردند!!! تا همه‌ی داشته‌ها و نداشته‌ها را خرج آن کنیم!؛ و الحق که چه خوب چنین کردیم.

باید در گامی ضروری مأموریت تأسیس امت و اصول ناشی از آن در ساز و کاری قانونی و رسمی از قانون اساسی حذف گردد تا انرژی بسیار زیادی که در نیروهای انقلابی همچنان وجود دارد همه و همه صَرف ساخت ایران عزیزمان شود تا اگر الگو شدیم چه بسا اتحاد ملل مسلمان و ابراهیمی و انسانی حول عدالت و رفاه و انسانیت و معنویت خودبخود شکل گیرد.

یکی از رساترین سخنان را حسن روحانی (که کمتر کسی به اندازه او نقش در شکل‌گیری کارهای تند و انقلابی داشته ولی بطور طبیعی در اثر گذر زمان تغییر کرده) همین یکی دو روز پیش بیان داشت که "از دلسوزی برای اُمّت به بهای خانمانسوزیِ ملت انتقاد کرد".

آری فلسطین‌تر از فلسطین، خودِ ماییم: مردمش، خشکسالی‌اش، بحرانِ آبش، ناترازی برقش، تورم و ناترازی خرج و دخلش، ... آری و آری و آری فلسطین‌تر از فلسطین را می‌توان داخل خاک‌مان و پیرامونش به روشنی و بی‌حاشا دید، اگر دست را تعمداً بر روی چشمان نگذاشته باشیم.

ای قومِ به‌ حج‌ رفته کجایید کجایید؟
معشوق همین‌جاست بیایید بیایید

معشوقِ تو همسایه و دیوار‌ به‌ دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
https://t.me/baznegari/1603

توجه:
این عبارت جا مانده بود:
[فلسطین‌تر از فلسطین چند میلیون افغانِ مهاجر به ایران و پاکستان، گریخته از جنگ و ترس و تنگناهای طالبانی‌اند که اینک پس از سال‌ها زندگی در کشور میزبان (ولو به دلایل موجه از دید میزبان) باید دوباره آواره و بسا از خانواده‌ها جدا شوند و زندگی نامعلومی را دوباره آغاز کنند. اینان سه چهار برابرِ جمعیت غزه‌اند!!]
... تا بتوانیم علمای دینی را قانع کنیم!!!


که چه؟

که اجازه دهند دختران به مدرسه و دانشگاه بروند!!!


چگونه قانع کنیم؟

از لحاظ شرعی باید مجوز دقیق و شرعی به‌دست آید تا بتوانیم علمای دینی را قانع کنیم و در این مسیر به‌پیش برویم.


یعنی آیا زنان افغان از پیش مدرسه و دانشگاه نداشتند و اینک می‌خواهید با استدلال فقهی، علمای دینی را قانع کنید که با راه‌اندازی و تأسیس مکتب و دانشگاه برای دختران موافقت کنند؟

نه، مدرسه و دانشگاه از قبل داشتند و دختران و زنان مشغول تحصیل بودند ولی به دستور علمای دینیِ امارت اسلامی آن را به روی‌شان بستیم، و حال داریم راهی شرعی پیدا می‌کنیم تا قانع شوند که مکتب‌ها و دانشگاه‌ها را به روی دختران بازگشایی کنیم!!!


لطفا در زیر به متن خبر دقت کنید

هرات تایمز:
《ذبیح‌الله مجاهد: کار بر آموزش دختران ادامه دارد تا مجوز شرعی آن به‌دست آید
ذبیح‌الله مجاهد سخن‌گوی امارت اسلامی، درباره موضوع آموزش دختران می‌گوید که کار روی این مساله ادامه دارد تا مجوز دقیق شرعی برای آن فراهم شود. او در گفت‌وگویی و در پاسخ به پرسشی درباره تأخیر در بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها به‌روی دختران، چنین پاسخ داد: «عفت خواهران مهم است، رفت‌وآمد آنان نیز اهمیت دارد. از لحاظ شرعی باید مجوز دقیق و شرعی به‌دست آید تا بتوانیم علمای دینی را قانع کنیم و در این مسیر به‌پیش برویم》:
T.me/HeratTimess/257866


فقهای امارت اسلامی افغانستان چند سال است مدرسه و دانشگاه را به روی دختران و زنان افغان بسته‌اند تا اسلامِ جذّاب و جهان‌شمول‌شان را به رخ جهانیان بکشند!!
آری اگر خانواده‌های افغان به ایران (که مهد حضور پرشور و شمارِ دختران در مدارس و دانشگاه‌هاست بطوری‌که حتی نسبت دانشجویان دختر بیش از پسران است) گریختند و سرازیر شدند، دقیقاً به خاطر وجود چنین فجایع زن‌ستیزانه، تفکرات خطرناک و چنین آپارتاید عریانی در کشور خودشان بود.

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۵/۲۶
https://t.me/baznegari/1605
🔸 سال ۱۴۰۴ سر رسید! آیا رهبران نمی‌خواهند گزارش ناکامی فجیع در تحقق افق ۲۰ ساله را بدهند!؟

(قرار بود مطابق سند چشم‌انداز بیست ساله در افق ۱۴۰۴، قدرت اول اقتصادی، علمی و فنّاوری در منطقه شویم اما سرانجام با فرا رسیدنِ آن سال، در نان و معیشت و اوّلیات زندگی مردم نیز درماندیم)

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۶/۰۲


۱- مطابق سند پیشنهادی مجمع تشخیص مصلحت نظام (با اختیارات مربوط به سیاست‌های کلی نظام) و در پیِ آن ابلاغ رهبری نظام در سال ۱۳۸۴《قرار بود امسال پس از ۲۰ سال که از تدوین و ابلاغ سند چشم‌انداز گذشت و چهار برنامه‌ی پنج‌ساله برای آن تدوین و اجرا شد، باید در جایگاه اول اقتصادی منطقه قرار می‌گرفتیم》؛

اما ببینید امسال در ۱۴۰۴ کجا قرار داریم:👇

۲- رئیس‌جمهور پزشکیان مرداد ۱۴۰۴:
... اصلا من نمی‌خواهم توسعه ایجاد کنم اول نون (و آب و برقِ) مردم را باید حل کنیم!!

متن سخنان مسعود پزشکیان:

《آب نداریم، زیر پای‌مان هم آب نداریم، پشت سد هم آب نداریم. همه‌ی این آدم‌هایی که حرف می‌زنند، مدیر بودند و ما را به این‌جا رسانده‌اند ... تا دلت بخواد از این مؤسسات و نمی‌دانم از این بنیادها داریم که هیچ برون‌دادی ندارند و ما داریم پول به این‌ها میدهیم؛ خب چرا باید بدهم؟ بعد هم نمی‌توانم معیشت مردم را از این طرف تأمین کنم؛ به یکی میدهم که اصلا نباید بدهم از این ور هم پول ندارم به اون یکی بدهم. هر روز توی دولت می‌نشینم با این برنامه بودجه‌ای‌ها دعوا می‌کنم آقا کالابرگ رو بده اقلاً یه عده مشکل پیدا نکنند؛ اصلا من نمی‌خواهم توسعه ایجاد کنم اول نون مردم رو ما باید حل کنیم!! آب را مشکل داریم برق را مشکل داریم گاز را مشکل داریم پول را مشکل داریم تورم را مشکل داریم، کجا را مشکل نداریم!؟ همه‌اش هم الآن دیگه انتخاب نیست اجبار است من نمی‌توانم آب رو قطع نکنم. الآن در بعضی جاها قدرت انتخاب ندارم بالاجبار باید کاری بکنم ... مشکل اصلی تو مملکت: بی‌عدالتی است فقر است تورم است و این‌که جامعه‌ی ما روز به روز داره عقب می‌مونیم ... نود درصد بچه‌های/محصلان نخبه که طلا گرفتند، ازشون سؤال کنید، دل‌شان می‌خواهد بروند خارج. .....صلحی رو که دشمن تو را به آن دعوت می‌کند، تو دفع نکن. کسی نگفته وقتی من حرف زدم میرم تسلیم میشوم کی گفته تو بترس از این‌که حرف بزنی. حرف نمی‌زنه!؛ خب می‌خوای چه کار کنی؟ می‌خوای بجنگی؟ خب اومد زد، الآن دوباره درست کنیم باز هم میاد میزنه! یکی بگوید می‌خواهیم چه کار بکنیم؟》: "منبع"


و اما اینک؛
از مجمع تشخیص مصلحت نظام که آن سند ۲۰ ساله را (با اختیارات مربوط به سیاست‌های کلی نظام) تدوین و به رهبری پیشنهاد کرد (بطوری‌که مصوبات مجلس و حتی برنامه‌های پنج‌ساله باید در چارچوب آن می‌بود) و نیز از شخص رهبری که اختیار ابلاغ آن سیاست‌ها به دست او و نیز تمام قوای سه‌گانه مملکت تحت امر اوست انتظار دارد پاسخ دهند چرا چنین وحشتناک از آن هدف‌گذاری جا ماندیم که اینک نگرانیِ به حقِ رئیس جمهور تأمین اقلام کالابرگی خلق الله، و درماندگی در موضوعاتی فوق اساسی چون آب و برق است!!!

بیست سال برنامه‌ریزی شد تا در ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه از حیث اقتصاد و فنّاوری و توسعه شویم ولی عاقبتش چنین شد

درست همانند صنعت هسته‌ای که این یکی نیز ۲۰ ، ۳۰ سال تلاش نفس‌گیر اما گویا بی‌حاصل برای آن شد زیرا در پی حمله دشمن نابود شد بطوری‌که چنان از بازسازی آن ناامیدند که باز همین رئیس جمهور پزشکیان گفت:
《اومد زد، الآن دوباره درست کنیم باز هم میاد میزنه!》.

کسی نمی‌تواند عامل محقق نشدن سند ۲۰ ساله را به تحریم و دشمن و..‌. نسبت دهد زیرا تحریم و دشمن اجزای لاینفکِ نظام‌مان از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی بوده و در نتیجه تدوین‌کنندگان سند چشم‌انداز بیست ساله با آگاهی از وجود تحریم و دشمنی، چنان سندی را تنظیم و تدوین کردند و یعنی با فرض تحریم اعتقاد به قابلیت اجرایی آن داشتند.

با این اوصاف انتظار نابجایی نیست که از جایگاه‌های ثابت نظام (شخص رهبری و نهاد منصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام) بخواهیم که گزارشی در باره سرنوشت آن سند و افق ۲۰ ساله (و این صنعت هسته‌ای دفن‌شده) به مردم که انتظار به بار نشستنِ آن اهداف را داشتند بدهند.
فراموش نکنیم که رهبری نظام بالإصاله و نیز مجمع تشخیص بالتفویض علاوه بر تعیین سیاست‌های کلی نظام همچنین وظیفه‌ی نظارت بر حسن اجرا و پیگیری آن را نیز دارند!
اگر برای رهبری نظام، جایگاه خداییِ "لا یُسئَل عمّا یفعل" قائل نیستید پس باید به حق منتظر گزارش ۲۰ سال پیشرفتِ بر باد رفته (و ۳۰ سال اورانیومِ از حیثیت افتاده) باشیم.
این دو بر باد رفته را من نمی‌گویم رئیس جمهورِ مملکت می‌گوید.

ویدئوی سخنان رئیس‌جمهور پزشکیان در پیوست همین یادداشت و نیز "اینجا".

@baznegari
.
آن برخی!

برخی، تا از سیر انقلاب و اوضاع کنونی کشور و منطقه، ظهور مهدی را صید نکنند دست‌بردار نیستند!
معدودی از منتظران خواهند گفت مگر بد است؟ مشکلش چیست؟
مشکل آنجاست که آن موعود در مواریث رواییِ آن برخی!، در بستری از ستیزهای خونین و ناامنی‌های فراگیر و نابسامانی‌های زندگی و در اوج ناامیدی‌ها ظهور خواهد کرد.
و این یعنی نترسیدنِ همان برخی، از آن بسترسازی!!
و این یعنی هر چه ناامیدتر، امیدوارتر
و این یعنی هر چه ...تر، ...تر
و این یعنی ...
شاید گفته شود که خیلی برخی‌ها در جوامع وجود دارند که هر یک آمال و اعتقاداتی دارند خب چرا باید از این برخیِ بخصوص نگران بود؟
نگرانی اینجاست که آن برخی، هم اینک بخشی از حکمرانی کشور را در دست دارند و در میان حکمرانان کشور، صدای‌شان بیش از دیگران شنیده می‌شود و بلکه مطاع است زیرا قانون اساسی نیز که دعوتگرِ انقلاب جهانی اسلام است تا حدود زیادی، خیز و نترسی و ناامیدیِ امیدوارانه‌ی اینان را دستورسازی کرده است.
و یعنی انگار سرنوشت هشتاد میلیون، گروِ بستر هولناکی است که آن برخی، کژدارومریز ترسی از روی دادن آن ندارند.
(سالی که نکوست از بهارش پیداست! خدا به داد فردای ظهور با چنین قرائتی از مهدی و بهارش برسد).

امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۰۶
T.me/baznegari/1608
🔸 پاک‌ترین مبارزه در طول عمر آلکساندر مدوید کشتی‌گیر بلندآوازه

کانال بازنگری | امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۰۶


کشتی‌گیر افسانه‌ای روس (الکساندر مدوید یکی از برترین آزادکاران تاریخ کشتی جهان) همیشه به نیکی از جهان‌پهلوان تختی یاد می‌کرد. این آزادکار اهل اتحاد جماهیر شوروی سابق توانسته بود سه مدال (پیاپی) طلای المپیک ۱۹۶۴ توکیو، المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ و (نیز) هفت قهرمانی جهان (و روی هم ۱۰ مدال طلای المپیک و جهان) را به دست بیاورد.

تختی نیز در سه دوره‌ی پیاپی المپیک صاحب مدال شد: ۱۹۵۲ هلسینکی (نقره)، ۱۹۵۶ ملبورن (طلا؛ او و امامعلی حبیبی اولین مدال‌های طلای ایران در تاریخ المپیک را به دست آوردند) و المپیک ۱۹۶۰ (نقره). او همچنین دو مدال طلا و دو مدال نقره‌ی جهانی نیز دارد و روی هم دارای هفت مدال المپیک و جهانی (۳ طلا و ۴ نقره) است.


و اما داستان راستان؛
در مسابقات جهانی ۱۹۶۲ تولیدو در آمریکا، مدوید به‌شدت از ناحیه زانو احساس درد داشت و تختی نیز پس از اطلاع از این موضوع هیچگاه در طول مبارزه به سمت پای مصدوم او نرفت؛ مبارزه‌ای که مدوید آن را پاک‌ترین مبارزه طول عمر خود دانست.
در آن مسابقه دو کشتی‌گیر در پایان به تساوی رسیدند و در نهایت مطابق قانون آن زمان به روی باسکول رفتند تا چهره فرد پیروز مشخص شود که به علت سبک‌تر بودن مدوید، او برنده شناخته شد.
رک: "اینجا"


《گویند مدوید در آن باره چنین گفته است:
تختی حتی یک بار هم به پای آسیب‌دیده‌ی من دست نزد. او کشتی را با نتیجه‌ی مساوی و بخاطر وزن بیشتر به من باخت، اما برنده‌ی واقعی او بود》: "اینجا"

《دیروز پنجم شهریور سالگرد تولد جهان پهلوان غلامرضا تختی بود پهلوانی که روی تشک پای حریفان را می‌گرفت و بیرون تشک و مسابقات دست مردم را می‌گرفت》 ر.ک: "اینجا"

@baznegari
کانال بازنگری | ترکاشوند
آن برخی! برخی، تا از سیر انقلاب و اوضاع کنونی کشور و منطقه، ظهور مهدی را صید نکنند دست‌بردار نیستند! معدودی از منتظران خواهند گفت مگر بد است؟ مشکلش چیست؟ مشکل آنجاست که آن موعود در مواریث رواییِ آن برخی!، در بستری از ستیزهای خونین و ناامنی‌های فراگیر و نابسامانی‌های…
شاهد از غیب رسید👇

امام جمعه شیراز:
هرچه شرایط سخت‌تر شود، ظهور نزدیک می‌شود/ اروپا رو سیاه و ما در رکاب امام زمان پیروز می‌شویم

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۶/۰۷


آن برخی ۲  (تتمه)
دیروز در یادداشت کوتاهِ "آن برخی" توضیح دادم که خطر آن‌جاست که بخشی قدرتمند در نظام حکمرانی کشورمان برای نیل به ظهور مهدی، از وخیم و وخیم‌تر شدن شرایط زندگی استقبال می‌کنند!!!؛ و امروز شاهد از غیب رسید و دژکام امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان فارس چنین گفت:
《دوران غیبت با آزمون‌های دشوار همراه است هرچه این شرایط سخت‌تر شود، نوید نزدیکی ظهور را می‌دهد》 :
منبع وب‌سایت دیدبان ایران: "اینجا".

https://t.me/baznegari/1610


یادداشتِ آن برخی "اینجا".
دیروز دهم شهریور روز بانکداری اسلامی و بانکداری بدون ربا بود...!

در نگاه انتقادی به سرنوشتِ این ادعا، به دو یادداشتِ پیشینم مراجعه شود:


۱- فرجام بانکداری اسلامیِ فقهای مبسوط‌الید
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۰۵:
https://t.me/baznegari/1159

۲- ربا (= جنگ با خدا) حلال شد!
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۵:
https://t.me/baznegari/1378


کانال بازنگری | ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۶/۱۱
T.me/baznegari/1612
جواز کنسرت!! علی رؤوس الأشهاد!!

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۶/۱۳

اولا خودِ واژه کنسرت به تنهایی واجد هزار معصیت و هزار استغفرالله است؛ پس ابتدا فکری به حال خود واژه کنید تا شنیده شدنش توسط شماری قلیلاً معدودا!!!، آنان را نگران لرزش عرش نکند.

ثانیاً فرض که از گناه خودِ واژه و نیز از گناه برگزاریِ ولو پنهان و از نمایش ولو مخفی آلات لهو و لعب در سالنی محصور بگذرند اما دیگر وامصیبتا از نمایش خیابانی و میدانیِ آن در حضور صدها هزار تماشاچی!!!: کنسرت!!! در ملأعام!!! برپا شود خوانندگان بخوانند!!! نوازندگان آشکارا بنوازند!!! تماشاچیان کف بزنند!!!
مگر نمی‌دانید آن جمعیتِ قلیلاً معدودا و کمتر از نیم درصد، با موسیقی و شطرنج از سر ناچاری کنار آمدند اما "کنسرت"!! (چه در خلوت و سالنی محصور و چه) به ویژه در محیطی باز و در برابر هزاران چشم و دیده، اعظم الکبائر است و حالا حالاها کنار آمدنی نیست.


معاون هنری آیا نمی‌داند اولیای امور چه بیم‌های کهنه و موهومی دارند و به همان خاطر است که به عنوان نمونه بر درِ ورزشگاه‌های داخل شهرها (برای مسابقات فوتبال) قفل زده‌اند و هر چه استادیوم فوتبال می‌سازند با کیلومترها فاصله از شهرها می‌سازند تا نکند چه و چه شود!

پس هرگاه بر بیم‌های کوچکتر غلبه کردند و از جمله مجوز برگزاری مسابقه فوتبال در ورزشگاه شیرودی/امجدیه که در قلب تهران (یعنی بهترین نقطه) واقع شده صادر شد آن‌گاه سراغ تابوهای بزرگتر و رفع دیگر بیم و واهمه‌های بزرگتر همچو برپایی کنسرتِ خیابانی روید.

البته کار نشد ندارد و چون از نیّت پاک درخواست‌کننده و جسارت ستودنی مجوّزدهنده باخبریم، آرزو می‌کنیم اقدام آن‌ها (که به دلایل بالا با مانع روبرو شده) به زودی به بار نشیند و شهرها یکی پس از دیگری رنگ شادی به خود گیرد و گوی سبقت را در شادی آفرینی از امجدیه‌ها بگیرند.

و صد البته باید خیلی پیشتر از کنسرت ،که چندان هم بومی نیست ولی مقبولیت یافته، سراغ برپایی گسترده و مکرر جشن‌ها و جشنواره‌های بومی و فصلی و میوه‌ای مناطق مختلف کشور رفت و آن‌ها را در نه فقط در گوشه و کنار کشور (که در حال انجام است) بلکه در میادین بزرگ شهرها برپا کرد تا جشن و پایکوبی دسته‌جمعی و در سطح ملی به جان و به کام مردم و حکمرانان نشیند.

گفتنی است تاکنون بارها در همین کانال یادداشت‌هایی در جواز شرعی موسیقی و خوانندگی زنان منتشر کرده‌ام که می‌توان مراجعه کرد.
https://t.me/baznegari/1613
✍ امیر ترکاشوند

افتخارمان این است که در دوران جمهوری اسلامی‌مان یک وجب از مرزهای کشورمان کم نشده؛

غافل از آن‌که درونِ همان مرزها، کم از آن کم شدن نکرده‌ایم:
بزرگترین دریاچه (ارومیه) را خشکاندیم
(کاش جزو مرزمان نبود)
سفره‌های آب زیرزمینی را به نفس‌نفس انداختیم
(کاش جزو مرزمان نمی‌بود)
هامون و هزار خاطره و افسانه‌اش را به حوضی کوچک رساندیم
(کاش هیچ‌اش جزو مرزمان نبود)
با این‌که در مجموع منابع نفت و گاز، اولِ جهانیم اما توان بهره‌برداری از آن‌ها نداریم و هشت‌مان گروِ نه‌مان است
(کاش مرزهای‌مان فاقد آن‌ها بود و همه‌اش نصیبِ از ما بهتران می‌بود)
در برپایی جشن‌های ملی، بومی، محلی و شادی‌آفرین چه بسیار غنی و خودکفا و شهره‌ایم اما همه‌اش را حرام و در فهرست کالاهای قاچاق قرار دادیم
(کاش آن استعدادهای شادی‌آفرین جایی برون از مرزها زاده می‌شدند)
ملت و مرزش را قربانیِ اُمت و آن‌ورِ مرز کردیم
(کاش آن‌ور زاده می‌شدیم تا بلکه کمی دیگران قربان‌مان روند)
مرز را در خدمت آخرالزمان و رؤیاهای آن گرفتیم و در آن مسیر، سختی‌های طاقت‌فرسا بر مردم روا داشتیم
(کاش در این همه مرزهای دیگرِ خدا زاده می‌شدیم تا در زمان! زندگی می‌کردیم)
مرز را چنان فدای فلسطین‌ها و غزه‌ها و هر مظلومِ دیگرِ آن‌ور مرزی کردیم که در پی‌اش انواع تیره‌بختی‌های فلسطینی در جای جایِ مرز در حال سر برون آوردن است
(کاش در مرزی زاده می‌شدیم که حد یقفی برای میزان فداکاری تعریف می‌شد: لعلّک باخعٌ نفسک ...)
مرز را، همه و همه را دربست هدیه به اسلام کردیم
(کاش کمی آن‌ورِ مرز در ام‌القری زاده می‌شدیم یا مسافر زمان بعثت می‌شدیم تا درمی‌یافتیم اسلام را باید به مردم و کشور هدیه کرد و نه برعکس)
و هنوز سخن بازرگان در گوش‌ها طنین‌انداز است که: اسلام برای ایران (: مهندس بازرگان) یا ایران برای اسلام (: امام خمینی)
کاش حال که رهبری، سرودِ "ای ایران" می‌طلبد و وعده‌ی سرودِ "ای سرای امید" می‌گیرد، از کارشناسان بخواهد تا به آن پرسش و اختلاف بپردازند و نسبتِ میان اسلام و مردم ایران را به گفت‌وگو درآورند تا بلکه برآیند نوینی شکل گیرد و افقی باز شود

کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۱۷
https://t.me/baznegari/1614
اى نایب پیغمبر ما جاى تو خالی

دو صاحبِ امروز   ۱۷ربیع ۱۹شهریور

امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۱۹


تو (خمینی) رژیم هزاران ساله را توانستی فرو بپاشی پس نمی‌توان تو را نستود

اما کاش پس از فروپاشی، طالقانی را به جای خود برای فرمانروایی پیشنهاد می‌دادی

چه، گویند او از تو شبیه‌تر به صاحبِ این روز (پیغمبر ص) بود:
مِهرش فراگیرتر (رحمة للعالمین)
نرم‌تر
انگیزه‌اش در برقراری اُخوّت‌ها و برادری‌ها میان جریان‌های گوناگون، و توانش در جذب و حفظِ حداکثری، بیشتر (فبِما رحمة من الله لِنت لهم ولو کان فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا مِن حولک)

شاید اگر چنان می‌شد، اینک اوضاع‌مان بِه از این بود؛ نیز به جای "یدخلون فی دین الله أفواجا" نظاره‌گرِ "یخرجون أفواجا" نمی‌بودیم


امام خمینی در سوگ طالقانی:
《مردم چه شعار مى‌دادند: اى نایب پیغمبر ما جاى تو خالی.. شخصى که به واسطه روحانیتش در بین مردم محبوبیت دارد، وقتى خدمتگزارى او را هم که مشاهده کنند این انفجار حاصل مى‌شود: آن بیل و کلنگى که قبر ایشان را کنده بودند مردم با آن بیل و کلنگ چه مى‌کردند: مى‌بوسیدند چرا مى‌بوسیدند براى این بود که این را نایب پیغمبر خودشان مى‌دانستند》
T.me/baznegari/1615
✍ امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۲۳

      (خوشی، ممنوع❗️ / عزا، آزاد)

《دختران (در آن جشن آسمانی) دف زدند و رقص‌کنان دست‌افشانی کردند، و ابوطالب عموی پیامبر از شدت ذوق (از برپایی این جشن در ازدواج خدیجه ع و حضرت محمد ص) خدای را شکر کرد که غم و اندوه را از آنان برطرف ساخته و بر دردها فائق آمده‌اند》 (رجوع به یادداشتِ "ساز و رقص زنان در عروسی خدیجه و خاتم‌الانبیا" در اینجا)

پروردگارا بار الها چرا معدودی از عمامه‌به‌سرهای کشورمان متعصب‌تر از پیامبر گرامی‌مان‌ (و به اصطلاح کاتولیک‌تر از پاپ)اند!؟

مگر شادی گناه است؟ مگر دست‌افشانی گناه است؟ مگر دست‌افشانی و پایکوبی دختران در مراسمی رسمی در حضور انبوه پدران و مادران و خانواده‌ها و در برابر هزاران دیده و دوربین، واجد منکر و فعل حرام و مفسده است!؟ (در آن ۳۷ ثانیه‌ای که از جشنی در شیراز پخش شد و دوباره معدودی از معمّمان بساط واویلا راه انداختند، وجه منکرش چه بود که در جشن عروسی پیامبر و دیگر گزارشات مشابه از صدر اسلام نبود!؟ [من و تو خوش‌مان بیاید یا نیاید و پرهیز بکنیم یا نکنیم یک حرف است، گناه و ممنوع بودنش حرفی دگر] اگر در سوگ‌های مذهبی، مردم سینه بزنند و یا بر سر و صورت بزنند و خاک بر سر ریزند و زنجیرزنان راه بیفتند اشکال ندارد و واویلا ندارد اما اگر در جشن ملی و مذهبی دست‌افشانی کنند و به شادی وافر بپردازند آیا عرش خدا به لرزه می‌افتد!؟؟؟ -ویدئوی آن ۳۷ ثانیه "اینجا")

هشت سال جنگ تحمیلی را با صبوری سپری کردیم اما دریغ از برپایی چند تا دونه جشن، در پسِ آن جنگ از سوی متولیان کشور برای زدودن غم و اندوه‌های هشت ساله!

و اینک نیز دریغ از برپایی جشنی، در پایانِ نسبتاً آبرومند شرارت‌آفرینی اسرائیلی‌ها، و حتی وتوی جشن مردمی و مجوّزدار در میدان آزادی (در آینده‌ای نزدیک با چراغ همی گرد شهر خواهید گشت تا نادره رضایی [که با شجاعت نایابش داشت به کشور روحی تازه می‌دمید] را بیابید همچنان‌که فقط اندی پس از فاجعه جانگداز مهسا امینی، همه‌تان دست به دعا شدید و آرزو کردید و دارید که دیگر دخترانِ امروزی، پوشش ممنوعِ همو را ملاک خود قرار دهند!! تاریخ برای درس نگرفتن است شک نکنید)

شما معدودیان اگر با دیدن جشن و شادیِ خانوادگی احساس منکر می‌کنید، خب نگاه نکنید خب ویدئوش را باز نکنید ..‌ بگذارید تا آنان که از چنین جشن‌های عمومی، برداشت گناه ندارند و وجود منکر در آن جشن‌ها حتی به ذهن‌شان نیز نمی‌رسد، از تیغ و گزند نیش‌های شما و از اِرعاب‌تان در امان باشند؛ و صد البته متعهدان و متخصصان و کارشناسان فرهنگی به تدبیر و چاره‌اندیشی در باره چگونگی هدایت این جشن‌ها و حد و حدود آن بپردازند تا نه از مواهب بسیارش در روح جامعه محروم مانیم و نه دچار پیامدهایی ناپسند ناشی از آن شویم.
https://t.me/baznegari/1616
تصمیمِ مردم در ۲۵ شهریورِ دوم:

       تاج بر سرِ خود نهادن

امیر ترکاشوند، ۲۵ شهریور ۱۴۰۴

امروز در سالگرد جانگدازترین رویداد سال‌های اخیر هستیم که وجدان جامعه را وادار به نواختن سیلی بر چهره‌ی بخشِ ترشروی حاکمیت کرد و حاکمیت خواه‌ناخواه درس گرفت و عقب نشست (و بساط گشت‌های آنچنانی که به جای ارشاد موجب اِرعاب دختران جامعه بود را جمع کرد) و یعنی رسماً کوتاه آمد، تا جایی که امروز در رؤیاهایش آرزوی رضایت دادنِ دختران به زیّ مهسایی را می‌پرورانَد!

پس اینک که دستگاه حکمرانی با چالشی جدید: "شادی‌های دسته‌جمعی" روبرو شده، باید تصمیم بگیرد از یک سوراخ دو بار گزیده نشود: و یعنی شادی و نمودهای آن را به رسمیت بشناسد و حتما و حتماً تشخیص پسند یا ناپسند بودنِ آن نمودها را نه به کسانی که حتی با لبخند و شادمانی نیز مشکل دارند بلکه به کارشناسان متعهد و معتدل جامعه بسپارد

شرم‌آور است در سرزمینی که زادگاه نوروز است هنوز حکمرانی کشور اقدام به راه‌اندازی ستاد جشن‌های نوروزی نکرده است و این عمق شکاف میان خواسته‌های عموم مردم (: سنتی و مذهبی و متجدد و...) با نگاه حکمرانان را نشان می‌دهد.
مگر پذیرفتنی است جشن‌های بزرگ نوروزی در جای جای کشور (از مناطق مختلف کردنشین تا ایلام و آذربایجان و لرستان و...) بر پا شود ولی دوربین‌های صدا و سیما خاموش، و متولیان فرهنگ و ارشاد و هنرِ کشور فقط نظاره‌گر و حتی نگران باشند!؟

در این ۴۷ سال حکومتِ ما مذهبی‌ها چرا حتی یک قلم جشن ملی!!! و مردمی و فراگیر در کارنامه‌مان وجود ندارد!؟
در سوگ‌ها نیز با این‌که متولیان سخت طرفدار آن‌اند باز در آن‌جا نیز گسترده‌ترین سوگ‌های عاشورا و تاسوعا به صورتی مردمی و نه دولتی برپا می‌شود اِلا این‌که دوربین‌های حکومت روشن است.

۲۵ شهریورِ اول
در ۲۵ شهریور بود که محمدرضا شاه پهلوی، تاجِ شاهی بر سر نهاد؛ اما آن تاج به وی وفا نکرد چه، سرانجام مردم در قیامی گسترده و از جمله به دلیل غربزدگی فرهنگیِ حکومت، در بهمن ۱۳۵۷ آن تاج را از سر او برداشتند و مُهر پایان بر سلسله پهلوی زدند و حکومتی نو با محوریت فقه و فقها جایگزین آن شد.

در حکمرانی جدید و به دلیل ذات فقاهتی (و نه لزوماً دینیِ) آن، رفته‌رفته ابعادِ رو به فزونیِ واکنش منفی نسبت به غربزدگی فرهنگی و اجتماعیِ حکومت قبلی، موجب شد حکومت جدید این بار از آن ورِ بام بیفتد زیرا ابعاد آن، حتی زندگی عادی و شادی‌های متعارف را نیز دچار مخاطره ساخت و به ویژه زنان را وادار به پوشش‌های غلیظ و سرتاپایی کرد و از خوانندگی‌شان محروم نمود و برگزاری جشن و شادی‌های دسته‌جمعی نیز ممنوع گردید.

۲۵ شهریورِ دوم
چند دهه به همین منوال گذشت و چون ملت دیدند که گوش حکومت بدهکار نصایح نیست، کاسه صبرشان با فاجعه جانگداز مهسا امینی (که برای مسافرت از سقز به تهران آمده بود و توسط گشت ارشاد بازداشت و در مقر پلیس جان داد) لبریز شد و تصمیم گرفتند همراه با اعتراضات‌شان، نقطه عطف جدید و مهمی در تاریخ ایران پدید آورند و آن این که: تاجِ شاهی و تنظیمات اجتماعی را در ۲۵ شهریورِ جدید، بر سرِ خود گذارند!! و تحولات برای عادی شدن زندگی متعارف و خدادادی را خود مدیریت کنند و به پیش برند! پس آستین همت بالا زدند و آرام آرام بی‌هیچ ادعای سیاسی، یک به یک حق‌های معمولی و ستانده‌شده در دهه‌های گذشته را شروع به بازپس‌گیری کردند، از جمله:

الف- پوشش
از غلظتِ پوشش‌های اجباری (و در رأس آن: مانتو/روپوش) کاستند که خوشبختانه با همراهی حاکمیت همراه شد؛ و همچنین میزان پوشش‌های اجباریِ سرتاسری (معروف به وجه و کفینی) را نیز تا حدودی برنتافتند (هر چند برخی‌ها زیاده‌روی‌هایی کردند) و حاکمیت نیز با بخش‌هایی از آن نارضایتی همراهی کرد و با بخش‌های دیگری فعلا در کش و قوس به سر می‌برند.

ب- شادی‌های دسته‌جمعی
مردم تصمیم گرفتند حق خود از شادی‌ها و جشن‌های ملی را با همّت خود استیفا کنند و در این راستا: هم جشن‌های نوروزی را باشکوه‌تر از سال‌های پیش برگزار کردند و امید می‌رود در سال‌های آینده با گستردگی بیشتر و انشاءالله همراهی دستگاه‌های تبلیغی و فرهنگی کشور برپا شود و هم خلأ وجودیِ نمایش‌های شادی گروهی در رسانه‌های حکومتی را با اقدامات خودجوش خود در مکان‌های عمومی و سربسته یا پارک‌ها جبران کنند

این قصه ادامه خواهد داشت

پس امید که حاکمیت، کار مدیریت اجتماعی، فرهنگی و تبلیغی را به کاردان بسپرد تا هم مردم از مواهب زندگی متعارف و شاد بهره‌مند گردند و هم با کاردانیِ متخصصان، ضایعات و نکات منفی به حداقل کاهش پیدا کند. در این صورت می‌توان انتظار داشت آن تاج را مشترکاً مردم و حاکمیت هر دو بر سر نهاده باشند.
https://t.me/baznegari/1617
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزارشِ سید زهیر مجاهد

(مسئول رسانه‌ای لشگر فاطمیون  ؛
دارای: تحصیلات حوزوی در جامعة المصطفی، لیسانس کارگردانی تلویزیون، فوق لیسانس تفسیر و علوم قرآن)

در بابِ: "تشریفاتی یا شرعی" بودنِ کارکرد روسری (بر اساس کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، اثر ترکاشوند)


منبع ویدئو "اینجا"
صفحه سید مجاهد در اینستاگرام "اینجا"

در باره ایشان:
فرزانگان مهاجر (زهیر مجاهد نویسنده، پژوهشگر، فعال فرهنگی و حوزوی) "اینجا"


گفتنی است آنچه از ترکاشوند در این ویدئوی کوتاه پخش شد مربوط به مناظره‌ای در قم (مؤسسه فرهنگی فهیم) است که در ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ برگزار گردید (ویدئوی کامل مناظره "اینجا")

کانال بازنگری | ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۶/۲۷
https://t.me/baznegari/1618
.         برای نخستین بار
کشتی آزاد و فرنگی ایران هم‌زمان
        قهرمان جهان شدند

امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۶/۳۱


کشتی ایران در مسابقات جام جهانی کشتی که در زاگرب کرواسی برگزار می‌شود در هر دو بخشِ آزاد و فرنگی بر سکوی نخست جهان ایستاد

اوج این اقتدار، زمانی دوچندان می‌شود که هر دو تیم (: آزاد و فرنگی) یک روز پیش از پایان مسابقات، قهرمانی‌شان مسجّل شده بود

کشتی آزاد ایران تا پیش از این ۵ بار (در سال‌های ۱۹۶۱، ۱۹۶۵، ۱۹۹۸، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۳) و کشتی فرنگی یک بار در سال ۲۰۱۴ (بجز قهرمانی المپیک) قهرمان جهان شده بودند و اینک (در سال ۲۰۲۵) برای نخستین بار بود که همزمان هر دو با هم اولِ جهان شدند تا شمار قهرمانی آزادکاران به ۶ بار، و فرنگی‌کاران به ۲ بار رسد

تیم ملی کشتی آزاد ایران در رقابت‌های امسال، با کسب ۲ مدال طلا، ۲ نقره و ۳ برنز، با ۱۴۵ امتیاز در جایگاه نخست جهان قرار گرفت و تیم ملی فرنگی با کسب ۴ مدال طلا، ۲ نقره و ۲ برنز و کسب ۱۸۵ امتیاز، با اختلافی زیاد، جایگاه نخست را به دست آورد


گفتنی است جز روسیه هیچ تیمی در تاریخ کشتی نتوانسته بود همزمان در دو بخش آزاد و فرنگی، اولِ جهان شده باشد
💐💐💐
T.me/baznegari/1619
این یادداشت برای بررسی بیشتر فعلا پاک شد

https://t.me/baznegari/1620
✍ امیر ترکاشوند

وقف زمان مردم در راه آخرالزمانِ خودشان

زمان مردم را وقف آخرالزمانِ خودشان می‌کنند

زمانِ اکنون و نقدِ مردم را وقف آخرالزمانِ نامعلوم خودشان می‌کنند

خودخواهی و نفسانیتی عمیق‌تر از این، سراغ می‌توان گرفت!؟

آیا می‌دانید آنان که چنین می‌کنند، از همان‌های‌اند که به جِد مراقب‌اند پای بر مور ننهند

اما هشدار که اگر، هم پای بر مور نمی‌نهید هم برای تحقق رؤیاهای آخر الزمانیِ خود، پا بر روی زندگی و زمانه‌ی نقدِ مردم می‌نهید و فرصت زیستِ خدادادی و بهره‌برداری‌شان از زمان و زندگی را فنا می‌کنید در این صورت چه باک که بر مور و مورچه‌ها نیز پای نهید! تا مگر عذاب وجدانی که ذهن‌تان را خواهد آزرد، شما را در پا نهادن بر زمان و زندگی مردم‌تان و ملت‌تان دچار تردید کند

گویند بابت عمر و زمان کوتاه زندگیِ خود و این‌که چگونه سپری شد حسابرسی می‌شویم؛ امان از روزی که زمان دیگران را مالِ خود کرده باشیم و بابت آن حساب‌کشی شویم

کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۷/۰۶
https://t.me/baznegari/1621
.    عذرخواهی مسئولان بابت
         شهدای هشتِ مِهر
    و تمجید مولوی عبدالحمید

امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۷/۷


مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در نمازجمعه این هفته به مناسبت رویداد به غایت تلخِ جمعه خونین در ۸ مهر ۱۴۰۱، از اقدام مسئولان (پس از سه سال از آن فاجعه) در "عذرخواهی از شهادت نمازگزاران و محکومیت رسمیِ آن واقعه" تمجید کرد و آن را اتفاق بزرگ و بدیع در حکمرانیِ کشورمان شمرد

بخش‌هایی از سخنان وی:

《من باید در ابتدا گرامی بدارم خون شهدایی را که هشتم مهر در این مصلی و اطراف مصلی جام شهادت نوشیدند و مظلومانه هم شهید شدند. آن‌ها برای نماز آمده بودند و جانمازهایشان بر سر شانه‌هایشان بود...
بعد از کشته‌شدن مظلومانه آن‌ها، ظلم اضافی، این تهمت بود که این‌ها را تجزیه‌طلب و یا از اعضای گروهک‌ها خواندند. بعضی‌ها که این جنایت به دست‌شان انجام گرفته بود، می‌خواستند این تهمت‌ها را اضافه کنند تا خودشان تبرئه شوند...
الحمدلله از اینجا تا تهران ماجرا برای همه روشن شد و برای آن‌هایی که گزارش‌های دروغ دریافت کرده بودند هم واضح شد که هم این افراد مظلومانه کشته شده‌اند و هم به آن‌ها تهمت زده شده است. تهمت، ظلمی اضافی برای فرار از این جرم بود، اما الحمدلله قضیه روشن شد و از بالاترین مسئولان تا مسئولان استانی همه اقرار کردند که ظلم صورت گرفته است...
عده‌ای به دنبال حل این مسئله بودند و پیشنهاداتی دادند مثلا اینکه به خانواده شهدا دیه پرداخت شود اما خانواده شهدا گفتند ما به هیچ صورت به مال راضی نمی‌شویم و تنها زمانی راضی می‌شویم که قاتلان قصاص شوند و مسئولان هم آن‌ها را محکوم کنند...، دو وکیل بسیار خوب هم برای خانواده شهدا تعیین شد که انصافا با استدلال از حقوق شهدا دفاع کردند و گفتند هرکس از هر نهاد و ارگانی دستش به خون آلوده بوده باید محاکمه شود...
چون دادگاه احکامی صادر کرده بود و به عده‌ای حکم زندان داده بود، بسیاری آمدند در دادگاه و گفتند شلیک هوایی کرده‌ایم؛ درحالی‌که ما می‌دانستیم این نادرست است و به مردم شلیک کرده‌اند اما حالا از ترس مجازات برخی فرار کرده‌اند و آن‌ها هم که گرفتار شدند حکم حبس گرفتند. وکلا به این حکم اعتراض کردند و ما هم از همین تریبون اعتراض کردیم و پرونده باز است و روند رسیدگی به پرونده هنوز ادامه دارد...
در برنامه اخیر که.. مسئولان برای عذرخواهی آمدند و... گفتند... مراسم در مسجد برگزار شود...؛ آمدند و بعد از سه سال، مسئولان، این جنایت را محکوم کردند و عذرخواهی هم کردند. به‌هرحال در ایران اینکه کسی گناهی را بپذیرد، خیلی کم اتفاق می‌افتد و به نظر ما این اتفاق بزرگی است...
استاندار سیستان‌وبلوچستان که در این راستا زحمت‌های زیادی کشیدند و در جلسۀ مسجد مکی با هیئتی از مسئولان استانی حاضر شده بودند، گفتند که به‌اصطلاح بلوچی، ما در مسجد به «پَتَّر» شما آمده‌ایم و یکی از رسومات این منطقه آن است که در چنین مواردی، گذشت می‌کنند؛ چنان‌که در گذشته در جنایت‌ها و اتفاقات بزرگی که رخ داده، مردم گذشت کرده‌اند...
من همیشه معتقدم بهترین راه بخشش است تا انتقام. یکی از امتیازات مردم بلوچ هم همین گذشت بوده است.
دیه هم پرداخت شد و از چیزی که معمول بود، بیشتر هم پرداخت شد: دو قواره ۲۰۰ متری هم به شهدا و یک قواره هم به مجروحان داده شده است. برخی خانواده‌ها خواسته‌اند نامشان در پرونده‌ها ذکر نشود و بسیاری شهدا را در روستاها و بدون مجوز دفن کرده‌اند...
اگر در جریان سقوط هواپیمای اوکراینی مسئولان حداقل از خانواده‌های کشته‌شدگان این حادثه و سایر جریاناتی که در کشور پیش آمد عذرخواهی می‌کردند و این حوادث را ملامت می‌کردند، این بهترین راه برای دلجویی بود...
یکی از دلایل اینکه خواستیم مسئله حل شود این بود که اثرات منفی زیادی بر استان‌ گذاشته بود؛ بسیاری از جوانان احساساتی هستند و جلوی ماموران کمین می‌زدند و بسیاری کشته شدند. آن‌ها می‌گفتند این برای خون‌خواهی شهداست. حالا که این مسئله حل شده یکی از فایده‌هایش این است که امنیت اینجا گسترش پیدا کند و کسانی به بهانه این شهدا، راهی را نبندند و کسی را نکشند؛ وگرنه تا ما زنده‌ایم خاطرات این شهدا را گرامی می‌داریم...
نکتۀ دیگر آنکه مردم استان اعم از شیعه و سنی، ریشه‌های قومی و فامیلی با یکدیگر دارند و با توجه به اینکه برخی از افرادی که در حادثۀ مصلی مرتکب آن جنایت شدند با بعضی از طوایف و قومیت‌های استان قرابت و خویشاوندی دارند، لذا تلاش بر این بود که اثرات سوء این جریان در آینده باقی نماند و مردم با محبت کنار یکدیگر زندگی کنند و خطر انتقام‌گیری از بین برود》
منبع: اینجا، اینجا و اینجا

پیشنهاد
به شهرداری پایتخت پیشنهاد می‌کنم به پاسداشت غیرت اخلاقی آن شهدا و برای دفاع از عفاف و محکومیت تعرّض!، نام میدان یا گذری را به "هشتِ مهر" نامگذاری کنند
T.me/baznegari/1622