تیتر روزنامهٔ قبس:
رحل صدیق الجمیع
کانال تلگرامی مطالعات عمان در بارهی مراسم عزای سلطان قابوس پادشاه عمان که در روزهای اخیر درگذشته است، نوشت:
امروز حادثهای اتفاق افتاد که در تاریخ تکرار نمیشود.
در مراسم عزای سلطان قابوس تقریبا تمام تناقضات سیاسی این جهان حضور داشتند.
هم حکومت سیسی، هم خانواده محمد مرسی و هم خانواده مبارک پیام تسلیت دادند.
هم جواد ظریف حضور پیدا کرد و هم مقامات آمریکا!
هم حکومت انتقالی یمن پیام تسلیت داد و هم حوثیها و هم خانواده علی صالح!
هم حکومت فعلی لیبی پیام تسلیت داد هم دختر معمر قذافی.
هم رییس جمهور فعلی عراق پیام تسلیت داد هم دختر صدام حسین.
هم فلسطینیها آمدند هم نتانیاهو پیام داد.
هم قطر آمد و هم عربستان.
تیتر روزنامهٔ قبس:
رحل صدیق الجمیع
یعنی دوستِ همه رفت
منبع:
ensafnews.com/209378/
و
T.me/OmanST/6191
.....................
«یکی از دوستان گرامی (آقای صفاری) با خواندن نوشتهٔ بالا، یادِ شعری از عرفی شیرازی که اول بار، نیم قرن پیش از فخرالدین حجازی شنیده، افتاد که:
چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شویَد و هندو بسوزاند»
لقمان حکیم: فرزندم هزار دوست بگير كه هزار دوست هم كم است و یک دشمن مگیر كه یک دشمن هم زياد است
(يا بُنَىَّ اتَّخِذ أَلفَ صَديقٍ وَ أَلفٌ قَليلٌ وَ لا تَتَّخِذ عَدُوّا واحِدا و َالواحِدُ كَثيرٌ)
امالی صدوق ص۶۶۹ بحارالأنوار ج۱۳ ص۴۱۴، ح۴ نقل از:
aviny.com/hadis-mozooee/ejtemai/doost.aspx
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#بیدشمن
#کمدشمن
#دشمنپرور
.
.
رحل صدیق الجمیع
کانال تلگرامی مطالعات عمان در بارهی مراسم عزای سلطان قابوس پادشاه عمان که در روزهای اخیر درگذشته است، نوشت:
امروز حادثهای اتفاق افتاد که در تاریخ تکرار نمیشود.
در مراسم عزای سلطان قابوس تقریبا تمام تناقضات سیاسی این جهان حضور داشتند.
هم حکومت سیسی، هم خانواده محمد مرسی و هم خانواده مبارک پیام تسلیت دادند.
هم جواد ظریف حضور پیدا کرد و هم مقامات آمریکا!
هم حکومت انتقالی یمن پیام تسلیت داد و هم حوثیها و هم خانواده علی صالح!
هم حکومت فعلی لیبی پیام تسلیت داد هم دختر معمر قذافی.
هم رییس جمهور فعلی عراق پیام تسلیت داد هم دختر صدام حسین.
هم فلسطینیها آمدند هم نتانیاهو پیام داد.
هم قطر آمد و هم عربستان.
تیتر روزنامهٔ قبس:
رحل صدیق الجمیع
یعنی دوستِ همه رفت
منبع:
ensafnews.com/209378/
و
T.me/OmanST/6191
.....................
«یکی از دوستان گرامی (آقای صفاری) با خواندن نوشتهٔ بالا، یادِ شعری از عرفی شیرازی که اول بار، نیم قرن پیش از فخرالدین حجازی شنیده، افتاد که:
چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
مسلمانت به زمزم شویَد و هندو بسوزاند»
لقمان حکیم: فرزندم هزار دوست بگير كه هزار دوست هم كم است و یک دشمن مگیر كه یک دشمن هم زياد است
(يا بُنَىَّ اتَّخِذ أَلفَ صَديقٍ وَ أَلفٌ قَليلٌ وَ لا تَتَّخِذ عَدُوّا واحِدا و َالواحِدُ كَثيرٌ)
امالی صدوق ص۶۶۹ بحارالأنوار ج۱۳ ص۴۱۴، ح۴ نقل از:
aviny.com/hadis-mozooee/ejtemai/doost.aspx
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#بیدشمن
#کمدشمن
#دشمنپرور
.
.
انصاف نیوز
تیتر روزنامه قبس: رحل صدیق الجمیع
کانال تلگرامی مطالعات عمان دربارهی مراسم عزای سلطان قابوس پادشاه عمان که در روزهای اخیر درگذشته است، نوشت: امروز حادثهای اتفاق افتاد که در تاریخ تکرار
انقلابِ بیسروصدا در آذر ۵۸
(ریشهیابی معضلات لاینحلِ کشور)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
@baznegari
انقلابها با هدف سرنگونی رژیم سیاسیِ مستقر، و جایگزین ساختنِ رژیمی جدید به جای آن شکل میگیرند
در همین رابطه مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ دست به انقلاب زدند تا رژیم سیاسیِ پادشاهی (که توسط سلسلهٔ پهلوی نمایندگی میشد) را منقرض کنند.
سرانجام این مهم در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ محقق شد و انقلاب در آن روز پیروز شد و حکومت پهلوی و نظام پادشاهی به کار خود پایان داد.
پنجاه روز بعد در تاریخ دهم و یازدهم فروردین ۵۸ مردم با شرکت در همهپرسی، به پیشنهاد رهبر انقلابشان در خصوص عنوان نظامِ جایگزین پاسخ مثبت دادند و با اعلام آرا در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ رسماً حکومتِ «جمهوری اسلامی ایران» را به عنوان رژیم سیاسیِ جایگزین برگزیدند.
این تغییر را دستِکم از لحاظ شکلی میتوان مهمترین رویداد سیاسی در تاریخ ایران دانست زیرا حکومت ثابت و هزاران سالهٔ سلطنت موروثی به جمهوری (جمهوری اسلامی) تبدیل شد
بنابراین همین تغییر به حدّ کافی «بنیادی، بزرگ، اساسی، ساختاری و تحوّلآفرین» بود که بتواند تا سالهای سال انرژی و وقتِ کارشناسان، کارگزاران و انقلابیون را به خود معطوف و متمرکز کند تا بسترهای اداری، قانونی و ساختاریِ کشور را بر اساس برنامهها و اهداف نظام جدید تنظیم کنند، و طبیعتاً هیچ وقت و ظرفیت و امکانی برای پرداختن به تحولی دیگر وجود نداشت؛ چه اگر اقتضائات همان تغییر بزرگ و انقلاب را میتوانستند مدیریت کنند جای شکرش باقی بود و باید کلاهشان را بالا میانداختند
اما و هزار تعجب اینکه هنوز عرَقشان از وقوع آن انقلاب و پیامدهایش خشک نشده بود که بلافاصله در ماههای بعد هدف و فاکتور جدیدی را وارد معادله کردند که انقلاب اصلی یعنی سرنگونی حکومت قبلی و تغییر رژیم سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داد، و سرنوشت انقلاب را (با انقلابی دیگر اما بیسروصدا) در نطفه تغییر داد
قضیه از چه قرار است؟
میدانیم که رژیمها و حکومتهای جدید معمولاً پس از روی کار آمدن، در همان آغاز، اقدام به تدوین قانون اساسیِ آن حکومت (که حکم سند مادر را دارد) میکنند؛ این مهم در مورد حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز بهزودی رخ داد و حدود چهار ماه پس از رأی دادنِ مردم به نوع حکومت، مجلسی منتخب از سوی مردم کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد و پس از اتمام کار، نتیجه را در آذر ۵۸ برای تصویب نهایی به همهپرسی گذاشت
«انقلاب نَرم در انقلاب سخت»- ابلاغ تأسیس "اُمّت واحده و انقلاب جهانی" به مرکزیت ایران، و لزوم اقدام همهجانبهٔ حکومت برای تحقق آن:
تدوینکنندگان قانون اساسی به نظر میرسد پا را از عنوان حکومت (:جمهوری اسلامی ایران) فراتر نهاده و با قرار دادن اصول و عباراتی همچو «انقلاب جهانی اسلام»، «اُمّت واحده» و «وحدت همهجانبهٔ جهان اسلام»، عملاً اعلام کردند که:
-انقلاب تمام نشده و باید در دیگر کشورها با امکانات و سرمایهٔ ایران ادامه یابد
-رهبر ایران صرفاً رهبر جمهوری اسلامی ایران نبوده بلکه بالقوه رهبر تمام مسلمانان و قلمروهای اسلامی بوده که مسئولین نظام و انقلاب باید با تلاش، آن را بالفعل کنند (تعبیر ولیّ امر مسلمین جهان در همین راستا است)
-جمهوری اسلامی ایران وظیفهٔ تولید، دامنزدن و پرورش جنبشها در دیگر کشورها با هدف شکلگیری انقلاب جهانی اسلام و حکومت واحدهٔ جهانی را برعهده دارد
جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد:
افزودههای تدوینکنندگان، فراتر از عنوانِ «جمهوری اسلامی ایران» بوده، حکومت ایران را در ذیل حکومت واحد اُمتی (که قرار است در آینده و با سرمایهٔ ایران ایجاد شود) تعریف میکند حال آنکه این افزودهها مخالف با عنوان حکومت و نیز جملهٔ مهمِ «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش» است و در نتیجه گنجاندن این اصول و عبارات و مفاهیمِ متفاوت در آن قانون، عملی احتمالاً غیر اخلاقی بود که عموم مردمِ شرکتکننده در همهپرسی، در آن روزهای پر حرارت و داغ، به آن توجه دقیقی نداشتند؛ و یعنی باید برای این اصولِ اضافهشده، در شرایطی عادیتر رفراندوم جداگانه برگزار میشد
سرانجام قانون اساسیِ پیشنهادی همراه با آن افزودههای بحثانگیز در همهپرسیِ ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ با وجود عدم توجیهِ کافی، به تصویب و تأیید مردم ایران رسید، و رسماً و قانوناً این مجوز را در اختیار حکّام قرار داد تا آنان این رسالت را بهحق (بهحق از جهت وجود آن در قانون اساسی) برای خود قائل باشند که فراتر از ایران، خود را نماینده و متولی کلّ جهان اسلام بدانند (توسعهٔ مسئولیت از ملت به اُمت) و با سرمایه و پول و انرژی ایرانیان، در کشورهای اسلامی حضور و نفوذ یابند
حذف آن افزودهها در بازنگری قانون اساسی میتواند نیمی از معضلات لاینحلّ کشور را حل کند
T.me/baznegari/475
ر.ک: مأموریت جهانی:
T.me/baznegari/394
.
(ریشهیابی معضلات لاینحلِ کشور)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
@baznegari
انقلابها با هدف سرنگونی رژیم سیاسیِ مستقر، و جایگزین ساختنِ رژیمی جدید به جای آن شکل میگیرند
در همین رابطه مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ دست به انقلاب زدند تا رژیم سیاسیِ پادشاهی (که توسط سلسلهٔ پهلوی نمایندگی میشد) را منقرض کنند.
سرانجام این مهم در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ محقق شد و انقلاب در آن روز پیروز شد و حکومت پهلوی و نظام پادشاهی به کار خود پایان داد.
پنجاه روز بعد در تاریخ دهم و یازدهم فروردین ۵۸ مردم با شرکت در همهپرسی، به پیشنهاد رهبر انقلابشان در خصوص عنوان نظامِ جایگزین پاسخ مثبت دادند و با اعلام آرا در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ رسماً حکومتِ «جمهوری اسلامی ایران» را به عنوان رژیم سیاسیِ جایگزین برگزیدند.
این تغییر را دستِکم از لحاظ شکلی میتوان مهمترین رویداد سیاسی در تاریخ ایران دانست زیرا حکومت ثابت و هزاران سالهٔ سلطنت موروثی به جمهوری (جمهوری اسلامی) تبدیل شد
بنابراین همین تغییر به حدّ کافی «بنیادی، بزرگ، اساسی، ساختاری و تحوّلآفرین» بود که بتواند تا سالهای سال انرژی و وقتِ کارشناسان، کارگزاران و انقلابیون را به خود معطوف و متمرکز کند تا بسترهای اداری، قانونی و ساختاریِ کشور را بر اساس برنامهها و اهداف نظام جدید تنظیم کنند، و طبیعتاً هیچ وقت و ظرفیت و امکانی برای پرداختن به تحولی دیگر وجود نداشت؛ چه اگر اقتضائات همان تغییر بزرگ و انقلاب را میتوانستند مدیریت کنند جای شکرش باقی بود و باید کلاهشان را بالا میانداختند
اما و هزار تعجب اینکه هنوز عرَقشان از وقوع آن انقلاب و پیامدهایش خشک نشده بود که بلافاصله در ماههای بعد هدف و فاکتور جدیدی را وارد معادله کردند که انقلاب اصلی یعنی سرنگونی حکومت قبلی و تغییر رژیم سیاسی را تحت تأثیر خود قرار داد، و سرنوشت انقلاب را (با انقلابی دیگر اما بیسروصدا) در نطفه تغییر داد
قضیه از چه قرار است؟
میدانیم که رژیمها و حکومتهای جدید معمولاً پس از روی کار آمدن، در همان آغاز، اقدام به تدوین قانون اساسیِ آن حکومت (که حکم سند مادر را دارد) میکنند؛ این مهم در مورد حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز بهزودی رخ داد و حدود چهار ماه پس از رأی دادنِ مردم به نوع حکومت، مجلسی منتخب از سوی مردم کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد و پس از اتمام کار، نتیجه را در آذر ۵۸ برای تصویب نهایی به همهپرسی گذاشت
«انقلاب نَرم در انقلاب سخت»- ابلاغ تأسیس "اُمّت واحده و انقلاب جهانی" به مرکزیت ایران، و لزوم اقدام همهجانبهٔ حکومت برای تحقق آن:
تدوینکنندگان قانون اساسی به نظر میرسد پا را از عنوان حکومت (:جمهوری اسلامی ایران) فراتر نهاده و با قرار دادن اصول و عباراتی همچو «انقلاب جهانی اسلام»، «اُمّت واحده» و «وحدت همهجانبهٔ جهان اسلام»، عملاً اعلام کردند که:
-انقلاب تمام نشده و باید در دیگر کشورها با امکانات و سرمایهٔ ایران ادامه یابد
-رهبر ایران صرفاً رهبر جمهوری اسلامی ایران نبوده بلکه بالقوه رهبر تمام مسلمانان و قلمروهای اسلامی بوده که مسئولین نظام و انقلاب باید با تلاش، آن را بالفعل کنند (تعبیر ولیّ امر مسلمین جهان در همین راستا است)
-جمهوری اسلامی ایران وظیفهٔ تولید، دامنزدن و پرورش جنبشها در دیگر کشورها با هدف شکلگیری انقلاب جهانی اسلام و حکومت واحدهٔ جهانی را برعهده دارد
جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد:
افزودههای تدوینکنندگان، فراتر از عنوانِ «جمهوری اسلامی ایران» بوده، حکومت ایران را در ذیل حکومت واحد اُمتی (که قرار است در آینده و با سرمایهٔ ایران ایجاد شود) تعریف میکند حال آنکه این افزودهها مخالف با عنوان حکومت و نیز جملهٔ مهمِ «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش» است و در نتیجه گنجاندن این اصول و عبارات و مفاهیمِ متفاوت در آن قانون، عملی احتمالاً غیر اخلاقی بود که عموم مردمِ شرکتکننده در همهپرسی، در آن روزهای پر حرارت و داغ، به آن توجه دقیقی نداشتند؛ و یعنی باید برای این اصولِ اضافهشده، در شرایطی عادیتر رفراندوم جداگانه برگزار میشد
سرانجام قانون اساسیِ پیشنهادی همراه با آن افزودههای بحثانگیز در همهپرسیِ ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۳۵۸ با وجود عدم توجیهِ کافی، به تصویب و تأیید مردم ایران رسید، و رسماً و قانوناً این مجوز را در اختیار حکّام قرار داد تا آنان این رسالت را بهحق (بهحق از جهت وجود آن در قانون اساسی) برای خود قائل باشند که فراتر از ایران، خود را نماینده و متولی کلّ جهان اسلام بدانند (توسعهٔ مسئولیت از ملت به اُمت) و با سرمایه و پول و انرژی ایرانیان، در کشورهای اسلامی حضور و نفوذ یابند
حذف آن افزودهها در بازنگری قانون اساسی میتواند نیمی از معضلات لاینحلّ کشور را حل کند
T.me/baznegari/475
ر.ک: مأموریت جهانی:
T.me/baznegari/394
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
انقلابِ بیسروصدا در آذر ۵۸
(ریشهیابی معضلات لاینحلِ کشور)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
@baznegari
انقلابها با هدف سرنگونی رژیم سیاسیِ مستقر، و جایگزین ساختنِ رژیمی جدید به جای آن شکل میگیرند
در همین رابطه مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ دست به انقلاب زدند…
(ریشهیابی معضلات لاینحلِ کشور)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۹
@baznegari
انقلابها با هدف سرنگونی رژیم سیاسیِ مستقر، و جایگزین ساختنِ رژیمی جدید به جای آن شکل میگیرند
در همین رابطه مردم ایران در سال ۵۶ و ۵۷ دست به انقلاب زدند…
بسماللهی که عمل نشد
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱
@baznegari
چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دستمان رسیده که مطابق آنها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده است.
بر همین اساس امروزه در سخنرانیها، مصاحبهها، پاسخ به خبرنگاران، در نامهنگاریها، حتی در پاراف نامهها، نیز در برنامهٔ خردسالان (که به زحمت نام و نام خانوادگیشان را میتوانند تلفظ کنند) در همهٔ این موارد عبارت بسم الله الرحمن الرحیم یا باسمه تعالی یا به نام خدا آورده میشود.
اما جالب است بدانید خودِ امامان که توصیه به این کار کردهاند و روایات یادشده از آنها به ما رسیده، چندان تقیّدی به آن نداشته و دچار وسواسی که ما در رعایت ذکر بسم الله در آغاز هر کار و سخنی داریم نبودهاند؛
به عنوان نمونه نگاه کنید به:
۱- در نهجالبلاغه که در اکثر خانهها پیدا میشود، در آغاز هیچ یک از سخنرانیهای (خطبههای) امام علی بسمالله نیامده است.
۲- حتی نامههای رسمی حضرت علی فاقد بسمالله است.
۳- کلمات قصار امام علی در نهجالبلاغه که جای خود دارد و در رأس هیچکدامشان به نام خدا وجود ندارد.
۴- به کتاب نهجالفصاحه که در خانهٔ بسیاری از ایرانیان هست و گردآوری سخنان پیامبر گرامی (ص) از سوی ابوالقاسم پاینده است بنگرید؛ آیا در آغاز هیچ حدیثی بسمالله میبینید؟
۵- از میان چند صد هزار حدیث و روایتی که در جوامع حدیثی گردآوری شده، به کتابخانه مراجعه کنید و یکی از آنها را بردارید و صفحاتش را ورق بزنید و ببینید آیا حتی چهار تا حدیث و روایت (چه حدیث طولانی چه کوتاه چه سخنرانی چه نامه چه پاسخ به پرسش) را مزیّن به بسم الله الرحمن الرحیم مییابید؟
۶- جالبتر آنکه حتّی همان حدیثی که میگوید «هر امر مهمی که بدون بسمالله آغاز شود ابتر خواهد بود» خودش بدون بسمالله آغاز شده است.
۷- نیز میتوانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجاتها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلعشان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.
بنابراین چنین پیداست که نباید چندان تقیّد و وسواس نشان داد و به تمام آداب دینی حتماً عمل کرد زیرا ظاهراً خودِ آن حضرات (ع) هم وسواس و تقیّدی در این رعایت از خود نشان نمیدادهاند.
وجود بسمالله الرحمن الرحیم در آغاز تمام سورههای قرآن، داستان دیگری دارد چه اگر افادهٔ چنان تقیّدی میکرد لابد پیامبر گرامی و سایر اولیا باید در صدر سخنشان همواره به نام خدا میگفتند.
گفتنی است در خیل چند صد هزاریِ احادیث، فقط دو سه روایت هست که آغازشان با بسمالله همراه است.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱
@baznegari
چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دستمان رسیده که مطابق آنها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده است.
بر همین اساس امروزه در سخنرانیها، مصاحبهها، پاسخ به خبرنگاران، در نامهنگاریها، حتی در پاراف نامهها، نیز در برنامهٔ خردسالان (که به زحمت نام و نام خانوادگیشان را میتوانند تلفظ کنند) در همهٔ این موارد عبارت بسم الله الرحمن الرحیم یا باسمه تعالی یا به نام خدا آورده میشود.
اما جالب است بدانید خودِ امامان که توصیه به این کار کردهاند و روایات یادشده از آنها به ما رسیده، چندان تقیّدی به آن نداشته و دچار وسواسی که ما در رعایت ذکر بسم الله در آغاز هر کار و سخنی داریم نبودهاند؛
به عنوان نمونه نگاه کنید به:
۱- در نهجالبلاغه که در اکثر خانهها پیدا میشود، در آغاز هیچ یک از سخنرانیهای (خطبههای) امام علی بسمالله نیامده است.
۲- حتی نامههای رسمی حضرت علی فاقد بسمالله است.
۳- کلمات قصار امام علی در نهجالبلاغه که جای خود دارد و در رأس هیچکدامشان به نام خدا وجود ندارد.
۴- به کتاب نهجالفصاحه که در خانهٔ بسیاری از ایرانیان هست و گردآوری سخنان پیامبر گرامی (ص) از سوی ابوالقاسم پاینده است بنگرید؛ آیا در آغاز هیچ حدیثی بسمالله میبینید؟
۵- از میان چند صد هزار حدیث و روایتی که در جوامع حدیثی گردآوری شده، به کتابخانه مراجعه کنید و یکی از آنها را بردارید و صفحاتش را ورق بزنید و ببینید آیا حتی چهار تا حدیث و روایت (چه حدیث طولانی چه کوتاه چه سخنرانی چه نامه چه پاسخ به پرسش) را مزیّن به بسم الله الرحمن الرحیم مییابید؟
۶- جالبتر آنکه حتّی همان حدیثی که میگوید «هر امر مهمی که بدون بسمالله آغاز شود ابتر خواهد بود» خودش بدون بسمالله آغاز شده است.
۷- نیز میتوانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجاتها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلعشان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.
بنابراین چنین پیداست که نباید چندان تقیّد و وسواس نشان داد و به تمام آداب دینی حتماً عمل کرد زیرا ظاهراً خودِ آن حضرات (ع) هم وسواس و تقیّدی در این رعایت از خود نشان نمیدادهاند.
وجود بسمالله الرحمن الرحیم در آغاز تمام سورههای قرآن، داستان دیگری دارد چه اگر افادهٔ چنان تقیّدی میکرد لابد پیامبر گرامی و سایر اولیا باید در صدر سخنشان همواره به نام خدا میگفتند.
گفتنی است در خیل چند صد هزاریِ احادیث، فقط دو سه روایت هست که آغازشان با بسمالله همراه است.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
بسماللهی که عمل نشد امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱ @baznegari چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دستمان رسیده که مطابق آنها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده…
بند شماره ۷ به شرح زیر، به یادداشت بالا افزوده شد (با سپاس از حاجآقا رضایی و آقای میران):
۷- نیز میتوانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجاتها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلعشان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.
T.me/baznegari/476
۷- نیز میتوانید به صحیفهٔ سجادیه و نیز دیگر ادعیه، زیارات و مناجاتها همچو دعای کمیل، دعای جوشن کبیر، زیارت وارث، مناجات شعبانیه و... مراجعه کنید که آغاز و انجام دارند ولی مَطلعشان فاقد بسم الله الرحمن الرحیم است.
T.me/baznegari/476
Telegram
کانال بازنگری
بسماللهی که عمل نشد
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱
@baznegari
چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دستمان رسیده که مطابق آنها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱
@baznegari
چند روایت از طریق شیعه و سنّی به دستمان رسیده که مطابق آنها مسلمانان باید در آغاز هر فعلی و به ویژه کارها و اقدامات مهم، «بسم الله» بگویند و حتی برای جزئیات (مانند هر لقمه غذا) نیز چنین سفارش شده…
بِأیّ ذنبٍ قُتِلَت؟
(پیگرد مُجرمین و شاید جانیانِ تشییع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۴
T.me/baznegari/478
رهبر حکومتمان پس از فاجعه مِنا (که طیّ آن چند صد زائر حج در اثر ازدحام جمعیت، معصومانه جان سپردند) چنین گفت:
«... حکام سعودی یک عذرخواهی نکردند. چقدر وقیح و بیشرماند. این بیکفایتی جرم است برای یک مجموعه دولتی و سیاسی. چطور نتوانستید جمعیت را اداره کنید؟.... حتی اگر تعمدی در کار نباشد اینهمه بیکفایتی و بیتدبیری از یک مجموعهٔ حاکمیتی و مدیریتی، جُرم محسوب میشود»:
T.me/aftabeQoran/140
اینک که مشابه آن حادثهٔ دلخراش در کرمانِ خودمان (در جریان تشییع سردار قاسم سلیمانی) رُخ داده و ریش و قیچی و دادگاه و دادگستری دستِ خودمان است، ضرورت رسیدگی ملّی و عالی به این «جُرم»، دوچندان احساس میشود تا معلوم شود مجرم کیانند و جان هفتاد تشییعکنندهٔ پاک و معصوم توسط کدام شخصیّتِ اداری، سپاهی، تأمینی یا انتظامی ستانده شده است.
تازه مجرم شمردنشان، به تعبیر رهبری در صورتی است که تعمّدی در کار نبوده باشد وگرنه مطابق برخی خبرها و شایعات و گزارشها چنانچه کوچکترین عمد و تسهیلی در کار بوده، نام «جنایت» بر علیه "جان" انسانها (آنهم در تشییع سرداری که کارش حفاظت از "جان" مردم است) به خود میگیرد؛ از جمله بنگرید👇:
۱- عرض کمِ نقاطی از خیابان (هشدار و پیشبینی برخی مسئولان مبنی بر وقوع تلفات) - «علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کردهاند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکردهاند و گفتهاند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد»:
T.me/MyAsriran/275362
۲- بستن کوچهها و خیابانهای فرعی (معمای داربستهای کرمان)- «مراسم تشییع پیکر سردار سلیمانی از صبح زود در میدان اصلی شهر یعنی آزادی شروع شد و بعد از حرکت کاروان حامل شهید در خیابان بهشتی، موج عجیبی در میان جمعیت به پا شد و مشکل از زمانی خود را نشان داد که فشار این ازدحام جمعیت نتوانست در خیابانهای فرعی و کوچهها پخش شود و همین موضوع هم حادثهای تلخ آفرید. مسئولان برگزاری مراسم از شب قبل داربستهایی را جلوی فرعیها و کوچهها وصل کرده بودند تا اجازه ورود خودروها را به خیابان اصلی مسدود کنند ولی در زمان مراسم این داربستها عملا مانع از ورود عزاداران به فرعیها شدند و در نهایت دهها نفر در چندین نقطه از خیابان اصلی زیر دست و پا افتادند و جانشان را از دست دادند. از طرف دیگر بهدلیل ازدحام جمعیت امکان امدادرسانی سریع به حادثهدیدگان وجود نداشت و همین اتفاق هم باعث شد که تعداد جانباختگان به اعتقاد مسئولان اورژانس افزایش پیدا کند ... علی قنبرلو، عکاس خبرگزاری مهر که برای حضور در مراسم به کرمان رفته بود، در توییتی از خطر این داربستها و احتمال کشتهشدن تعدادی از عزاداران نوشته بود. او بعد از وقوع حادثه به خبرنگار بخش حادثه روزنامه همشهری گفته بود: (با دیدن داربستهایی که در خیابان و نزدیکی محل تدفین قرار داشت، به مسئولان هشدار دادم اما هیچکس توجهی نکرد. من هم برای اینکه حرفم را زده باشم، این هشدار را در استوری صفحه اینستاگرامم منتشر کردم. در بلوار اصلی که به گلزار شهدا میرسید، سر کوچهها داربست نصب کرده بودند که جمعیت را کنترل کنند. علاوه بر آن، در محل دفن هم داربستهایی نصب شده بود که به هیچوجه ایمن و مناسب نبود. من وقتی این وضع را دیدم، گفتم فردا دستکم ۵۰ ، ۶۰ نفر از جمعیت کشته میشوند که متأسفانه این پیشبینی درست از آب درآمد).
سؤال اصلی که درباره وقوع حادثه تلخ جانباختن ۵۹ نفر از حاضران در مراسم تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی وجود دارد و بهنظر میرسد که کارشناسان و مسئولان بررسی حادثه باید بهدنبال پاسخ آن باشند، تصمیمگیری درخصوص نصب داربستها و علت گرفتن این تصمیم است. اینکه چرا خیابانهای فرعی که به مسیر اصلی تشییع منتهی میشد، با حضور مأموران برگزاری مراسم مسدود نشده بود؛ اتفاقی که در تهران همیشه در زمان برگزاری مراسمهایی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن رخ میدهد و اتفاقا در مراسم تشییع پیکر شهید سردار قاسم سلیمانی که چند میلیون نفر در آن حضور داشتند هم تکرار و باعث شد که جمعیت در زمان اوج مراسم در پایتخت (روز دوشنبه) به خیابانها و کوچههای اطراف پخش شوند و حادثهای رخ ندهد»:
Newspaper.hamshahrionline.ir/id/92412/
منتظر رسیدگی عالی به این پرونده هستیم و ناامیدانه امیدواریم فقط «جُرم» باشد و مجرمانی، و نه تعمّد یا تسهیل و «جانیانی».
کانال بازنگری
T.me/baznegari/478
#بأی_ذنب_قتلت
#به_کدامین_گناه
#فکأنما_قتل_الناس_جمیعا
.
.
(پیگرد مُجرمین و شاید جانیانِ تشییع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۴
T.me/baznegari/478
رهبر حکومتمان پس از فاجعه مِنا (که طیّ آن چند صد زائر حج در اثر ازدحام جمعیت، معصومانه جان سپردند) چنین گفت:
«... حکام سعودی یک عذرخواهی نکردند. چقدر وقیح و بیشرماند. این بیکفایتی جرم است برای یک مجموعه دولتی و سیاسی. چطور نتوانستید جمعیت را اداره کنید؟.... حتی اگر تعمدی در کار نباشد اینهمه بیکفایتی و بیتدبیری از یک مجموعهٔ حاکمیتی و مدیریتی، جُرم محسوب میشود»:
T.me/aftabeQoran/140
اینک که مشابه آن حادثهٔ دلخراش در کرمانِ خودمان (در جریان تشییع سردار قاسم سلیمانی) رُخ داده و ریش و قیچی و دادگاه و دادگستری دستِ خودمان است، ضرورت رسیدگی ملّی و عالی به این «جُرم»، دوچندان احساس میشود تا معلوم شود مجرم کیانند و جان هفتاد تشییعکنندهٔ پاک و معصوم توسط کدام شخصیّتِ اداری، سپاهی، تأمینی یا انتظامی ستانده شده است.
تازه مجرم شمردنشان، به تعبیر رهبری در صورتی است که تعمّدی در کار نبوده باشد وگرنه مطابق برخی خبرها و شایعات و گزارشها چنانچه کوچکترین عمد و تسهیلی در کار بوده، نام «جنایت» بر علیه "جان" انسانها (آنهم در تشییع سرداری که کارش حفاظت از "جان" مردم است) به خود میگیرد؛ از جمله بنگرید👇:
۱- عرض کمِ نقاطی از خیابان (هشدار و پیشبینی برخی مسئولان مبنی بر وقوع تلفات) - «علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کردهاند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکردهاند و گفتهاند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد»:
T.me/MyAsriran/275362
۲- بستن کوچهها و خیابانهای فرعی (معمای داربستهای کرمان)- «مراسم تشییع پیکر سردار سلیمانی از صبح زود در میدان اصلی شهر یعنی آزادی شروع شد و بعد از حرکت کاروان حامل شهید در خیابان بهشتی، موج عجیبی در میان جمعیت به پا شد و مشکل از زمانی خود را نشان داد که فشار این ازدحام جمعیت نتوانست در خیابانهای فرعی و کوچهها پخش شود و همین موضوع هم حادثهای تلخ آفرید. مسئولان برگزاری مراسم از شب قبل داربستهایی را جلوی فرعیها و کوچهها وصل کرده بودند تا اجازه ورود خودروها را به خیابان اصلی مسدود کنند ولی در زمان مراسم این داربستها عملا مانع از ورود عزاداران به فرعیها شدند و در نهایت دهها نفر در چندین نقطه از خیابان اصلی زیر دست و پا افتادند و جانشان را از دست دادند. از طرف دیگر بهدلیل ازدحام جمعیت امکان امدادرسانی سریع به حادثهدیدگان وجود نداشت و همین اتفاق هم باعث شد که تعداد جانباختگان به اعتقاد مسئولان اورژانس افزایش پیدا کند ... علی قنبرلو، عکاس خبرگزاری مهر که برای حضور در مراسم به کرمان رفته بود، در توییتی از خطر این داربستها و احتمال کشتهشدن تعدادی از عزاداران نوشته بود. او بعد از وقوع حادثه به خبرنگار بخش حادثه روزنامه همشهری گفته بود: (با دیدن داربستهایی که در خیابان و نزدیکی محل تدفین قرار داشت، به مسئولان هشدار دادم اما هیچکس توجهی نکرد. من هم برای اینکه حرفم را زده باشم، این هشدار را در استوری صفحه اینستاگرامم منتشر کردم. در بلوار اصلی که به گلزار شهدا میرسید، سر کوچهها داربست نصب کرده بودند که جمعیت را کنترل کنند. علاوه بر آن، در محل دفن هم داربستهایی نصب شده بود که به هیچوجه ایمن و مناسب نبود. من وقتی این وضع را دیدم، گفتم فردا دستکم ۵۰ ، ۶۰ نفر از جمعیت کشته میشوند که متأسفانه این پیشبینی درست از آب درآمد).
سؤال اصلی که درباره وقوع حادثه تلخ جانباختن ۵۹ نفر از حاضران در مراسم تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی وجود دارد و بهنظر میرسد که کارشناسان و مسئولان بررسی حادثه باید بهدنبال پاسخ آن باشند، تصمیمگیری درخصوص نصب داربستها و علت گرفتن این تصمیم است. اینکه چرا خیابانهای فرعی که به مسیر اصلی تشییع منتهی میشد، با حضور مأموران برگزاری مراسم مسدود نشده بود؛ اتفاقی که در تهران همیشه در زمان برگزاری مراسمهایی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن رخ میدهد و اتفاقا در مراسم تشییع پیکر شهید سردار قاسم سلیمانی که چند میلیون نفر در آن حضور داشتند هم تکرار و باعث شد که جمعیت در زمان اوج مراسم در پایتخت (روز دوشنبه) به خیابانها و کوچههای اطراف پخش شوند و حادثهای رخ ندهد»:
Newspaper.hamshahrionline.ir/id/92412/
منتظر رسیدگی عالی به این پرونده هستیم و ناامیدانه امیدواریم فقط «جُرم» باشد و مجرمانی، و نه تعمّد یا تسهیل و «جانیانی».
کانال بازنگری
T.me/baznegari/478
#بأی_ذنب_قتلت
#به_کدامین_گناه
#فکأنما_قتل_الناس_جمیعا
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بِأیّ ذنبٍ قُتِلَت؟
(پیگرد مُجرمین و شاید جانیانِ تشییع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۴
T.me/baznegari/478
رهبر حکومتمان پس از فاجعه مِنا (که طیّ آن چند صد زائر حج در اثر ازدحام جمعیت، معصومانه جان سپردند) چنین گفت:
«... حکام سعودی یک عذرخواهی نکردند. چقدر…
(پیگرد مُجرمین و شاید جانیانِ تشییع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۴
T.me/baznegari/478
رهبر حکومتمان پس از فاجعه مِنا (که طیّ آن چند صد زائر حج در اثر ازدحام جمعیت، معصومانه جان سپردند) چنین گفت:
«... حکام سعودی یک عذرخواهی نکردند. چقدر…
ابقای مسئولیت یا معرفی به کانونهای اصلاح و تربیت!؟
اکثریّت مردم ایران ولو منتقد و حتّی متنفّر از سیاستهای دولت آمریکا باشند اما پا روی پرچم آن کشور نمیگذارند. حال ببینید این مقام ارشد چه اشدّ مجازاتی را برای آن اکثریت تجویز کرده:👇
علمالهدی نمایندهٔ ولیّ فقیه در استان خراسان رضوی:
«... اینها وقتی رد میشدند، رو زمین، عکس پرچم آمریکا و اسرائیل بوده، اینا از روی پرچم آمریکا و اسرائیل رد نشدند، از کنارش رفتند. اینا امریکائیاند اینا اسرائیلیاند؛ اینا ستون پنجم امریکا و اسرائیلاند اومدن در کشور این کارو میکنند؛ بابا در همهٔ دنیا با ستون پنجم چه میکنند؟ شما هم مثل همهٔ دنیا با ستون پنجم عمل کنید. اونوقت بعد تازه میگن آقا، سفیر انگلیس اخراج بشه؛ سفیر انگلیس اخراج بشه این بالاترین محبّته در حقّ او؛ این بالاترین گذشته که مردم ما به اخراجش راضی بشن؛ نخیر سفیر انگلیس باید تیکّه تیکّه بشه»:
T.me/MyAsriran/275992
آیا بهتر نیست به جای اینکه مسئولیّتِ ایندستْ مسئولان و نمایندهها «تداوم» یابد، آنها را برای «بازپروری» به نهادهای اصلاح و تربیت معرفی کنند؟. آیا کسی که حدوداً هشتاد درصدِ هموطنانش را مستحق اشدِ مجازات میداند از سلامت روانیِ کافی برخوردار است؟
مطمئن باشید همان اقلیتِ پُرتعداد و میلیونی که پرچم آمریکا را با خشم و به خاطر سیاستهای دولتش آتش میزنند و یا از روی آن رد میشوند هرگز دیگر هموطنان خود که این کار را نمیکنند را ستون پنجم دشمن و مستحق اعدام نمیدانند مگر افراد انگشتشماری که حتماً باید تست روانی دهند و تحت مراقبتهای درمانی قرار گیرند.
اگر سخن این مسئول را مصداق بارز و اتمِّ داعشیگری ندانیم پس فرق این طیفِ معدود از مسئولانمان را با داعش تبیین کنید.
به نظر شما اگر استاد مطهری، مرحوم طالقانی، دکتر بهشتی، رجایی، باهنر، چمران و امثال این شخصیّتهایی که اجمالا همه قبولشان دارند اینک زنده بودند و افاضات فوق را میشنیدند چه احساسی به آنها دست میداد؟ به راستی چه زود دیر شده.
اگر جان انسانها تا این حد ارزان شمرده میشود، آن را در جمعهبازارها بساط کنید.
اگر تمام پهنای معبری را با پرچم آمریکا بپوشانند و دانشجو و غیر دانشجو تمایلی به رد شدن از روی آن نداشته باشند و مسیر حرکتشان را عوض کنند، در این صورت آیا ایشان ستون پنجم دشمناند و مهدورالدم!؟؛ به راستی که این میزان خونآشامیِ نَرم، نوبر است.
شاید لازم باشد مقامات و رؤسای قوا و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تشکیل گروهی ویژه، بر رفتار و اقوالِ مسئولان که شائبهٔ انسانستیزی، اخلاقزدایی و داعشیگری دارد نظارت کنند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)۱۳۹۸/۱۱/۷
@baznegari
.
.
اکثریّت مردم ایران ولو منتقد و حتّی متنفّر از سیاستهای دولت آمریکا باشند اما پا روی پرچم آن کشور نمیگذارند. حال ببینید این مقام ارشد چه اشدّ مجازاتی را برای آن اکثریت تجویز کرده:👇
علمالهدی نمایندهٔ ولیّ فقیه در استان خراسان رضوی:
«... اینها وقتی رد میشدند، رو زمین، عکس پرچم آمریکا و اسرائیل بوده، اینا از روی پرچم آمریکا و اسرائیل رد نشدند، از کنارش رفتند. اینا امریکائیاند اینا اسرائیلیاند؛ اینا ستون پنجم امریکا و اسرائیلاند اومدن در کشور این کارو میکنند؛ بابا در همهٔ دنیا با ستون پنجم چه میکنند؟ شما هم مثل همهٔ دنیا با ستون پنجم عمل کنید. اونوقت بعد تازه میگن آقا، سفیر انگلیس اخراج بشه؛ سفیر انگلیس اخراج بشه این بالاترین محبّته در حقّ او؛ این بالاترین گذشته که مردم ما به اخراجش راضی بشن؛ نخیر سفیر انگلیس باید تیکّه تیکّه بشه»:
T.me/MyAsriran/275992
آیا بهتر نیست به جای اینکه مسئولیّتِ ایندستْ مسئولان و نمایندهها «تداوم» یابد، آنها را برای «بازپروری» به نهادهای اصلاح و تربیت معرفی کنند؟. آیا کسی که حدوداً هشتاد درصدِ هموطنانش را مستحق اشدِ مجازات میداند از سلامت روانیِ کافی برخوردار است؟
مطمئن باشید همان اقلیتِ پُرتعداد و میلیونی که پرچم آمریکا را با خشم و به خاطر سیاستهای دولتش آتش میزنند و یا از روی آن رد میشوند هرگز دیگر هموطنان خود که این کار را نمیکنند را ستون پنجم دشمن و مستحق اعدام نمیدانند مگر افراد انگشتشماری که حتماً باید تست روانی دهند و تحت مراقبتهای درمانی قرار گیرند.
اگر سخن این مسئول را مصداق بارز و اتمِّ داعشیگری ندانیم پس فرق این طیفِ معدود از مسئولانمان را با داعش تبیین کنید.
به نظر شما اگر استاد مطهری، مرحوم طالقانی، دکتر بهشتی، رجایی، باهنر، چمران و امثال این شخصیّتهایی که اجمالا همه قبولشان دارند اینک زنده بودند و افاضات فوق را میشنیدند چه احساسی به آنها دست میداد؟ به راستی چه زود دیر شده.
اگر جان انسانها تا این حد ارزان شمرده میشود، آن را در جمعهبازارها بساط کنید.
اگر تمام پهنای معبری را با پرچم آمریکا بپوشانند و دانشجو و غیر دانشجو تمایلی به رد شدن از روی آن نداشته باشند و مسیر حرکتشان را عوض کنند، در این صورت آیا ایشان ستون پنجم دشمناند و مهدورالدم!؟؛ به راستی که این میزان خونآشامیِ نَرم، نوبر است.
شاید لازم باشد مقامات و رؤسای قوا و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تشکیل گروهی ویژه، بر رفتار و اقوالِ مسئولان که شائبهٔ انسانستیزی، اخلاقزدایی و داعشیگری دارد نظارت کنند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)۱۳۹۸/۱۱/۷
@baznegari
.
.
Telegram
عصرایران 😷 #ماسک_بزنیم
علم الهدی (امام جمعه مشهد):
اینهایی که از روی پرچم آمریکا و اسراییل رد نمی شوند ستون پنجم دشمن اند
سفیر انگلیس باید تکه تکه شود
asriran.com
@MyAsriran
اینهایی که از روی پرچم آمریکا و اسراییل رد نمی شوند ستون پنجم دشمن اند
سفیر انگلیس باید تکه تکه شود
asriran.com
@MyAsriran
• غروب جمعه
غروب جمعهها میگفت هر وقت نیمی از قرص خورشید غروب کرد خبرم کنید تا نیایش کنم
(دخت پیامبر)
اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، َإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۸
@baznegari
.
غروب جمعهها میگفت هر وقت نیمی از قرص خورشید غروب کرد خبرم کنید تا نیایش کنم
(دخت پیامبر)
اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، َإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنى حَتّى أدْعُو
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۸
@baznegari
.
«جهاد اکبر» یعنی با وجود عِدّه و عُدّهٔ کافی، به «جهاد اصغر» رو نیاوردن و از آن فاصله گرفتن؛ همانی که امام علی در دوران حکمرانیاش چنان بود و اسلامگستری نکرد، زیرا جهاد اصغر مباینت ذاتی با جهاد اکبر دارد.
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ «توسعهٔ قلمروِ دین و اسلام و تشیّع» را در خود خاموش کنند و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۱
@baznegari
جهاد اکبر= مبارزه با نفس، تقوی و خویشتنداری
جهاد اصغر= حمله به دیگر کشورها برای گسترش اسلام و حکومت اسلامی، جنگ ابتدایی و ایدئولوژیک (مطابق منابع فقهی)
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ «توسعهٔ قلمروِ دین و اسلام و تشیّع» را در خود خاموش کنند و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۱
@baznegari
جهاد اکبر= مبارزه با نفس، تقوی و خویشتنداری
جهاد اصغر= حمله به دیگر کشورها برای گسترش اسلام و حکومت اسلامی، جنگ ابتدایی و ایدئولوژیک (مطابق منابع فقهی)
کانال بازنگری | ترکاشوند
به زودی یادداشتی با عنوانِ "بیحجابیِ اجباری در صدر اسلام" منتشر خواهم کرد. خوانندگان و به ویژه طلاب و محققان دینی در بارهاش فکر کنند. @baznegari منتشر شد "اینجا"
بیحجابی اجباری در صدر اسلام
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
@baznegari
اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:
نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد
بلکه متأسفانه برعکس، اتفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد میکردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد میشد». روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیتشان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِکم معاف از آن بودند.
بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...
شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.
-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر
- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة
- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لمتفعل.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
@baznegari
اگر مرادمان از حجاب، داشتن روسری و پوشاندن مو و سر باشد در این صورت:
نه تنها اخبار و روایاتی در اجبار و الزام و قهری بودنِ استفاده از روسری در صدر اسلام و حکومت اسلامیِ آن زمان وجود ندارد
بلکه متأسفانه برعکس، اتفاقاً اخبار و روایاتی دالّ بر اجباری و الزامی و قهری بودنِ «عدم استفاده از روسری» در خصوص بخش وسیعی از زنان که مملوک و غیر آزاد بودند وجود دارد و مطابق آن، زنان غیر آزاد (چه مسلمان و چه غیر آن) و نیز گویا زنان اهل کتاب عموماً، حق نداشتند روسری سر کنند و یعنی باید در حکومت اسلامیِ صدر اسلام با موهای باز و بدون روسری تردّد میکردند و در صورت تخلّف «با خاطی برخورد میشد». روایات ما شیعیان نیز چندان اختلافی در این امر با رویهٔ حکومت خلفا و فقه آنان ندارد زیرا در روایات شیعی نیز زنان غیر آزاد (که جمعیتشان بسیار زیاد بود) یا مجبور به نپوشیدن روسری بودند و یا دستِکم معاف از آن بودند.
بنابراین وجود روسری در این مقام، «تشریفاتی» اجتماعی برای آن دورانِ دو شهروندی (شهروند درجه یک و شهروند درجه دو) بود که اینک جایی در جامعهٔ ما ندارد و ...
شاید در یادداشتی دیگر در بارهٔ «ریشهٔ این تشریفات» توضیحی بنویسم.
-أن عمر بن الخطاب رأی أمة علیها قناع، فعلاها بالدرة و قال اکشفی رأسک ولا تشبهی بالحرائر
- سألته عن الخادم تقنع رأسها فی الصلاة؟ قال [الصادق] اضربوها حتی تعرف الحرة من المملوکة
- سألت أباعبدالله [الصادق] عن الأمة، أتقنّع رأسها؟ قال: إن شاءت فعلت و إن شاءت لمتفعل.
کانال بازنگری
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
امام آمد
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خانها باقی بماند
اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پردهنشینان درون اندرونیها) را به کف خیابانها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدنشان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُستها نیز با سرعت در حال پیشرفتاند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمانها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبینشان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود بهجا آورند.
-انتقال زمینهای زراعیِ مالکان بزرگ و خانها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئتهای واگذاری پیگیری و محقق شد.
•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را میبایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگیشان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمیدید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگهداشتنِ اسرائیلستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.
اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمیکرد.
-با اینکه الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجابهای غلیظتر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده میشد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر 😐😐 که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه میکردند رو به انعطاف ملموستری میآوردند😐😐
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمیدانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی میرسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواستهاش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آنها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آنهاست و نه ما؛ چنانکه اگر ورزشکار ما با آنها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا میرود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آنها با سیاستهای حکومتمان منزویتر و کوچکتر شدهاند؟
گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیتالمقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.
https://t.me/baznegari/485
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان بزرگ و خانها باقی بماند
اما امام وقتی در سال ۵۷ به حکومت رسید از هر سه مورد بالا دست کشید و:
-نه تنها به زنان حق رأی داد بلکه همهٔ زنان (حتی پردهنشینان درون اندرونیها) را به کف خیابانها آورد، از رأی دادن بالاتر حق نماینده و منتخب شدنشان را فراهم کرد و چنان شور و شوقی در میان زنان و دختران به وجود آورد که حتّی میزان ورودی دانشجویان دختر از دانشجویان پسر بیشتر شد و مسئولین ناچار برای پسرها سهمیه اِعمال کردند. در کسب مشاغل و پُستها نیز با سرعت در حال پیشرفتاند.
-نه تنها شرکت غیر مسلمانها در انتخابات را مخالف اسلام ندانست بلکه به منتخبینشان اجازه داد که مراسم تحلیف را با کتاب آسمانی خود بهجا آورند.
-انتقال زمینهای زراعیِ مالکان بزرگ و خانها به کشاورزان نیز با جدیّت توسط هیئتهای واگذاری پیگیری و محقق شد.
•امام، دوم بار که آمد (۱۳۵۷) سه خواسته و محور و سیاست را پیاده کرد:
-حکومت مبتنی بر «فقه»؛ که طبق آن جامعه و کشور را میبایست بر اساس قوانین ۱۴۰۰ سال پیشِ مکه و مدینه که البته توسط قرآن و پیامبر و ائمه بیان شده بود اداره کرد، و طبیعتاً جایی برای متغیّر بودن آن احکام و وابستگیشان به واقعیات آن عصر و مکان باقی نگذاشت و در همین راستا بود که «جبههٔ ملی ایران» که لابد لایحهٔ قصاص را امروزی نمیدید و به آن اعتراض کرد را «مرتد»!! اعلام کرد.
-الزامی شدن حجاب و روسری، ابتدا در ادارات و سپس در سطح جامعه؛ در پیِ این اقدام موج مهاجرت صدها هزاری و بلکه میلیونی به کشورهای دیگر آغاز شد
-محو و نابودی اسرائیل؛ این هدف چنان مهم بود که از همان اوایل پیروزی انقلاب، نیروهایی در نزدیکی اسرائیل مستقر شدند و برای داغ نگهداشتنِ اسرائیلستیزی، روز جهانی قدس (به پیشنهاد وزیر خارجهٔ وقت دکتر ابراهیم یزدی) توسط امام خمینی اعلام و ابلاغ شد.
اما امام دچار تغییراتی در حکومت مبتنی بر فقه سنّتیِ ایستا شد و:
-او در اواخر عمر صریحاً از فقه پویا و تأثیر دو عنصر زمان و مکان در شناخت حکم شرع نام برد و ولایت (=حکومت و رهبری) را مطلقه و حاکم بر احکام فقهی شمرد و رسماً از ثابت بودن احکام شرعی، به علت تغییر زمان و مکان فاصله گرفت. چه بسا اگر از روز اول انقلاب به همین نظر رسیده بود، به آن سادگی جبههٔ ملی را محکوم و مرتد نمیکرد.
-با اینکه الزام روسری را او خود آورد اما به مرور انعطافاتی و حتی اعتراضاتی نسبت به لزوم حجابهای غلیظتر و یا برخوردهای خیابانی از ایشان شنیده میشد. شاید اگر اینک زنده بود و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر 😐😐 که در آن وابستگی حکم به زمان و مکان به تصویر کشیده شده را مطالعه میکردند رو به انعطاف ملموستری میآوردند😐😐
-امام خمینی اما تغییری در موضعش نسبت به اسرائیل ایجاد نشد و نمیدانم اگر اینک زنده بود آیا به رویکرد جدیدی میرسید و یا نه؛ اما اگر ایشان به عنوان امام، حق دارد که از هر سه خواستهاش که در دههٔ چهل بیان کرد بعدها در زمان حکومتش از تمام آنها دست بکشد در این صورت باید به مردم به عنوان مأموم حق داد که در این باره نیز «بازنگری» شود و تا این اندازه سرنوشتِ اقتصاد و سیاستِ یک کشور ۸۳ میلیونی متأثر از کشوری ۵ ، ۶ میلیونی نباشد زیرا این میزان تأثیر، معنایش از نظر شخص ثالث، پیروزیِ آنهاست و نه ما؛ چنانکه اگر ورزشکار ما با آنها مبارزه نکند دست ورزشکار اسرائیلی بالا میرود و چه بسا سرود اسرائیل نواخته شود. آیا آنها با سیاستهای حکومتمان منزویتر و کوچکتر شدهاند؟
گفتنی است مسجدالأقصی مطابق روایات شیعی، عبارت از بیتالمقدس نیست بلکه مکانی آسمانی است.
https://t.me/baznegari/485
Telegram
کانال بازنگری
امام آمد
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان…
امیر ترکاشوند، ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
•امام، اول بار که آمد (۱۳۴۱) سه پیام، خواسته و اعتراض به حکومت پهلوی داشت:
-رأی دادنِ زنان مخالف اسلام است
-شرکت غیر مسلمانها در انتخابات مخالف اسلام است
-زمینهای زراعی نباید به کشاورزان منتقل شود و یعنی در دست مالکان…
فتنه
(فتنهٔ فقها و مسجدیها)
@baznegari
ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خُم
(شاعر؟)
دورهای خواهد آمد که فقهای آن دوره، شرّترین فقیهان در زیرِ آسماناند: فتنه از آنها خیزد و به همانها برگشت دارد [سر و تهِ فتنهاند]
(رسولخدا)
زمانی فرا رسد که نمازخوانهای مسجدی و مسجدسازان بدترین مردم روی زمین خواهند بود؛ فتنه از آنها زایَد و برخیزد
(امام علی)
«زنهار که مصداقش شوند»:
همهٔ اصناف و اقشار باید مراقب خطراتی که آنها را تهدید میکند باشند و فقها/روحانیون نیز طبیعتاً باید مراقب «امکانِ» خطرات خاصی که از ناحیهٔ آنان میتواند جوامع دینیِ مستعدِ فتنههای مذهبی را تهدید کند باشند به ویژه مراقبت در این خطرِ محتمل هنگامی که حکومت نیز دینی باشد و قدرت سیاسی در دستشان قرار داشته باشد بیشتر احساس میشود و پل صراطشان را از مو باریکتر میکند.
امید که فقها و روحانیونمان که خانوادهها و جوامع دینی، آنها را با آرزوی اصلاح اخلاق جامعه و رشد معنویت به حوزهها فرستاده، هرگز مصداق بیت آغازین و پیشبینیِ منسوب به پیامبر گرامی قرار نگیرند و راهِ فتنههای محتمل و ویرانگر، با هُشیاریِ بزرگانشان و سیاستمداران دلسوز و متعهد بسته شود
اخبار آخرالزمانی (که اکثراً جعلیاند و امروزه کمابیش برخی مشغول شبیهسازیِ آناند) متأسفانه استعداد ایجاد این «فتنه» را دارد پس ضرورت مراقبت، سهچندان میشود.
پس نباید نه نمازخوانها و مسجدیها و نه پیشنمازها و فقیهان چندان دلخوش به ظواهر دینی و دلبستگیهای مذهبی باشند چرا که همین تبعیضها میتواند ناخواسته و آرامآرام خود محلّ خطر، و محرّک ایشان برای شعلهورزسازیِ فتنههای عالَمسوز و زندگیخرابکن شود
🔸روایات منسوب به پیامبر:
۱- روزگاری بیاید که قرآن و اسلام به «ظواهر» [و پررنگ کردنِ آن ظواهر] خلاصه میشود؛ خود را مسلمان مینامند ولی دورترین مردم از اسلاماند، مسجدهاشان از نظر ساختمان، آباد است ولی از هدایت ویران است. فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانیاند که زیر سایهٔ آسمان زیستهاند، از آنان فتنهها آغاز شده و به خودشان برمیگردد
(علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلیّ عن السکونیّ عن أبیعبدالله قال: قال أمیرالمؤمنین: قال رسولالله: سیأْتی علی النَّاس زمانٌ لایبقی من القرآن إِلّا رسمه و من الإسلام إِلّا اسمه، یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى، فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعود/الکافی کلینی ج۸ ص ۳۰۷).
🔸۲- زمانی بیاید که ...؛ در آن روزگار مساجد و مصلّیها آباد و مملو از نمازگزار است اما از حیث هدایت خراب است و بسان ویرانه میماند. در چنان روز، بدترین کسان در زیر سایهٔ آسمان، علمای دینیاند که فتنه از ایشان آغاز و به آنها بازمیگردد
(یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام إلا اسمه ولا من القرآن إلا رسمه قلوبهم خربة من الهدی و مساجدهم عامرة بأبدانهم شر من تظل السماء یومئذٍ علماؤهم منهم تخرج الفتنة و إلیهم تعود/ تفسیر روحالبیان ج۲ ص۷۱)
🔸سخن امام علی در نهجالبلاغه:
روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن فقط نوشته (و چاپ)، و از اسلام فقط نام (و شعار) باقى خواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مىباشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارىاند، هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنهاى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند». و چنین کرده است. و ما از خدا مىخواهیم که از لغزش غفلتها درگذرد
(یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ- مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَهُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَى أُولَئِکَ فِتْنَهً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ -وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ / حکمت ۳۶۹)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
@baznegari
توجه
این یادداشت به مرور تکمیل و ویرایش شد
(فتنهٔ فقها و مسجدیها)
@baznegari
ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خُم
(شاعر؟)
دورهای خواهد آمد که فقهای آن دوره، شرّترین فقیهان در زیرِ آسماناند: فتنه از آنها خیزد و به همانها برگشت دارد [سر و تهِ فتنهاند]
(رسولخدا)
زمانی فرا رسد که نمازخوانهای مسجدی و مسجدسازان بدترین مردم روی زمین خواهند بود؛ فتنه از آنها زایَد و برخیزد
(امام علی)
«زنهار که مصداقش شوند»:
همهٔ اصناف و اقشار باید مراقب خطراتی که آنها را تهدید میکند باشند و فقها/روحانیون نیز طبیعتاً باید مراقب «امکانِ» خطرات خاصی که از ناحیهٔ آنان میتواند جوامع دینیِ مستعدِ فتنههای مذهبی را تهدید کند باشند به ویژه مراقبت در این خطرِ محتمل هنگامی که حکومت نیز دینی باشد و قدرت سیاسی در دستشان قرار داشته باشد بیشتر احساس میشود و پل صراطشان را از مو باریکتر میکند.
امید که فقها و روحانیونمان که خانوادهها و جوامع دینی، آنها را با آرزوی اصلاح اخلاق جامعه و رشد معنویت به حوزهها فرستاده، هرگز مصداق بیت آغازین و پیشبینیِ منسوب به پیامبر گرامی قرار نگیرند و راهِ فتنههای محتمل و ویرانگر، با هُشیاریِ بزرگانشان و سیاستمداران دلسوز و متعهد بسته شود
اخبار آخرالزمانی (که اکثراً جعلیاند و امروزه کمابیش برخی مشغول شبیهسازیِ آناند) متأسفانه استعداد ایجاد این «فتنه» را دارد پس ضرورت مراقبت، سهچندان میشود.
پس نباید نه نمازخوانها و مسجدیها و نه پیشنمازها و فقیهان چندان دلخوش به ظواهر دینی و دلبستگیهای مذهبی باشند چرا که همین تبعیضها میتواند ناخواسته و آرامآرام خود محلّ خطر، و محرّک ایشان برای شعلهورزسازیِ فتنههای عالَمسوز و زندگیخرابکن شود
🔸روایات منسوب به پیامبر:
۱- روزگاری بیاید که قرآن و اسلام به «ظواهر» [و پررنگ کردنِ آن ظواهر] خلاصه میشود؛ خود را مسلمان مینامند ولی دورترین مردم از اسلاماند، مسجدهاشان از نظر ساختمان، آباد است ولی از هدایت ویران است. فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانیاند که زیر سایهٔ آسمان زیستهاند، از آنان فتنهها آغاز شده و به خودشان برمیگردد
(علی بن ابراهیم عن أبیه عن النوفلیّ عن السکونیّ عن أبیعبدالله قال: قال أمیرالمؤمنین: قال رسولالله: سیأْتی علی النَّاس زمانٌ لایبقی من القرآن إِلّا رسمه و من الإسلام إِلّا اسمه، یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ، مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى، فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ، مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعود/الکافی کلینی ج۸ ص ۳۰۷).
🔸۲- زمانی بیاید که ...؛ در آن روزگار مساجد و مصلّیها آباد و مملو از نمازگزار است اما از حیث هدایت خراب است و بسان ویرانه میماند. در چنان روز، بدترین کسان در زیر سایهٔ آسمان، علمای دینیاند که فتنه از ایشان آغاز و به آنها بازمیگردد
(یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام إلا اسمه ولا من القرآن إلا رسمه قلوبهم خربة من الهدی و مساجدهم عامرة بأبدانهم شر من تظل السماء یومئذٍ علماؤهم منهم تخرج الفتنة و إلیهم تعود/ تفسیر روحالبیان ج۲ ص۷۱)
🔸سخن امام علی در نهجالبلاغه:
روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن فقط نوشته (و چاپ)، و از اسلام فقط نام (و شعار) باقى خواهد ماند، مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، اما از هدایت ویران است. مسجدنشینان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترین مردم زمین مىباشند، که کانون هر فتنه، و جایگاه هر گونه خطاکارىاند، هر کس از فتنه برکنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنهها کشانند، که خداى بزرگ فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنهاى بگمارم که انسان شکیبا در آن سرگردان ماند». و چنین کرده است. و ما از خدا مىخواهیم که از لغزش غفلتها درگذرد
(یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ- مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِی الْخَطِیئَهُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِی حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَى أُولَئِکَ فِتْنَهً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ -وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ / حکمت ۳۶۹)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
@baznegari
توجه
این یادداشت به مرور تکمیل و ویرایش شد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهاد اکبرِ حاکمان دینی این است که ندای درونیِ
«توسعهٔ قلمروِ دین و مذهب و تشیّع (و حکومت اسلامی)»
را در خود خاموش کنند
و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
ر.ک:
T.me/baznegari/481
.
.
«توسعهٔ قلمروِ دین و مذهب و تشیّع (و حکومت اسلامی)»
را در خود خاموش کنند
و به وسوسهٔ این تقدّس ظاهری دچار نشوند.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
ر.ک:
T.me/baznegari/481
.
.
فرجام شیطانِ عابد
عابدترین، نمازخوانترین، متشرّعترین و مقدسترین شخصیت در طول تاریخ آفرینش، بیگمان حضرت «شیطان» بود که تقدّس و تشرّع و نمازهای پیاپیِ شبوروزش، خود «حجاب اکبر»ی شد تا در برابر معبود و آفریدگارش، بهخاطر «آزاد و مختار» آفریدنِ موجودی جدید به نام انسان، سرسختانه مخالفت کند و راه طغیان در پیش گیرد؛ و تا هزاران سال همچنان ساز مخالفت خود با آزادی را در همپالگیهای مذهبیاش کوک نگه دارد
امان از هضمناپذیریِ «آزادی» برای کثیری از مذهبیهایی که به گرد پای شیطان هم نمیرسند.
قسم به اسم آزادی
به لحظهای که روییدی
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۱۱/۱۸
@baznegari
#بازنگشتن_به_نقطهی_صفر_آفرینش
عابدترین، نمازخوانترین، متشرّعترین و مقدسترین شخصیت در طول تاریخ آفرینش، بیگمان حضرت «شیطان» بود که تقدّس و تشرّع و نمازهای پیاپیِ شبوروزش، خود «حجاب اکبر»ی شد تا در برابر معبود و آفریدگارش، بهخاطر «آزاد و مختار» آفریدنِ موجودی جدید به نام انسان، سرسختانه مخالفت کند و راه طغیان در پیش گیرد؛ و تا هزاران سال همچنان ساز مخالفت خود با آزادی را در همپالگیهای مذهبیاش کوک نگه دارد
امان از هضمناپذیریِ «آزادی» برای کثیری از مذهبیهایی که به گرد پای شیطان هم نمیرسند.
قسم به اسم آزادی
به لحظهای که روییدی
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۱۱/۱۸
@baznegari
#بازنگشتن_به_نقطهی_صفر_آفرینش
رفع وسواس
(ترشّحاتِ ناخواسته)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۱
🔸پرسش:
سلام و درود بر استاد گرامی
می دونم که مشغلتون زیاده و اگه بخواهین به هر کسی مثل من جواب بدین به کاراتون نمی رسین.اما اگه هر وقت که تونستین جوابمو بدین خیلی ممنون میشم.راستش من سالهاست که گرفتار وسواس هستم و درگیر طهارت و نجاستی که از رساله عملیه خوندم و تا الآن تو ذهنم نشسته!در مسائل دیگه به لطف خدا و علمای روشنفکری مثل شما آگاه شده ام و فکرم بسته نیست؛اما در مورد نجاسات مطرحه در رساله های عملیه اینطور نیستم. ... در طهارت بعده رفع حاجت خیلی مشکل دارم و با اینکه استبراء کامل می کنم باز هم در مواقعی قطره کوچکی ازم خارج میشه و...این مسائل باعث شده که نه بتونم به مسافرتی برم و حتی نمی تونم ازدواج کنم!وضوء مشکل شده برام.کلا زندگی برام سخت شده.بعضیا بهم میگن طهارت و نجاست الکیه و آخوندا دراوردن و بیخیال شو اما من اینطور فکر نمی کنم.هرچند که موندم مسائلی که توی رساله در مورد طهارت نوشتن در زمان پیامبر اکرم چطور قابل اجرا بوده؟!اونا ادرارشون رو با دستمال کاغذی پاک میکنن و میگن تمیز شدیم و راحت وضو میگیرن و...عذرخواهی می کنم که اینطور راحت باهاتون حرف می زنم و از اینکه مصدع اوقات شریفتون شدم.
عاجزانه استدعا دارم که راهنمائیم کنید و کمکم کنید که از این مشکل بزرگ راحت شم و زندگی طبیعی داشته باشم.سپاس بیکران از شما استاد فرهیخته و بزرگوار
البته این گرفتاری خیلی از افراد جامعس!اگه شما در این مورد مقاله ای بنویسید یا کتابی و تنویر افکار عمومی کنید مشکل خیلیا حل میشه.حتی در مصرف آب صرفه جویی میشه.من تحقیقی کردم که یکی از دلایل مصرف زیاد آب تو جامعه ما همین وسواس در شستشوس!و نیز بیماریای قارچی ناشی از خیسی در عورتین.بنظرم مسأله مهمیه که فقط بدست شما قابل حله!
بنظرم باید بهداشت در این زمینه امروزی بشه و این توسط شما ممکنه.درضمن خیلیا فتق دیسک کمر دارن و باید از توالت فرنگی استفاده کنن اما بخاطر همین مساله که نمی تونن استبرا کنن ازش استفاده نمی کنن و مرضشون بدتر میشه!تو رو خدا مردم رو از این وسواس نجات بدین.این مشکل بزرگیه که بدست شما قابل حله ببخشید که سرتون رو درد اوردم و مصدع اوقات شدم
اما باور کنید که این رو خدا تو ذهن من انداخت که این مشکل رو با شما در میان بذارم که ان شاءالله مردمی رو از این گرفتاری نجات بدین
در این سحرگاهان براتون سلامتی و توفیق در امور از خدای رحمان خواستارم.یا حق!
🔸پاسخ:
سلام دوست گرامی
اوقاتت خوش و خرم؛ پوزش از دیرشدن پاسخ
و امّا
۱- بیرودربایستی آیا قبول دارید که شورتِ اکثر قریب به اتفاق مردم، پس از چند هفته یا ماه استفاده، زردی میاندازد؟
این زردی نشانهٔ چیست؟ خیلی واضح است: بقایای ادرار است که کمکم بر جلوی شورت اثر میگذارَد!
در این امر هیچ فرقی میان عموم مردم چه متشرع چه معمولی چه آخوند و طلبه چه شهری چه روستایی نیست و همه و همه تقریباً دچار آناند؛
با این وصف آیا کسی از این عموم مردم زندگی را بر خود حرام و سخت کرده و هر روز یک شورت جدید میخرد؟ نه، کسی با وجود اطمینان از این ترشحاتِ ناخواسته، اقدام خاصی نمیکند و زندگی عادیاش را میکند. بیتردید امامان نیز همینطور بودهاند
۲- برخلاف مدفوع (غائط)، امّا ادرار مایعی «استریل» است؛ یعنی بول انسان (به گواه متخصص علوم آزمایشگاهی که دکتری مؤمن و مقیّد است و مشروحاً با وی صحبت کردم) مادهای استریل و فاقد میکروب میباشد.
بنابراین مراعات و پرهیزات شرعی در خصوص ادرارِ ذاتاً استریل از حیث بهداشت و علوم آزمایشگاهی، قابل قیاس با مدفوعِ معلومالحال نیست و میتوان با آرامش، از ذهنیّتهای آزاردهنده در رابطه با آن فاصله گرفت؛ به ویژه در جایی که مطابق روایات وارده، حتّی «آشامیدن» ادرار شتر روا بوده و از نوشیدن شیر آن نیز مفیدتر است دیگر جایی برای اینهمه درگیری ذهنی و مختل شدنِ زندگی، برای اندکْترشحاتِ ناخواستهٔ مایعی «استریل» بر روی شورت یا پا (که هم شورت و هم پا دستِکم هفتهای یکی دو بار با استحمام شسته میشوند) باقی نمیماند
۳- به این روایت نیز برای کاستن از حساسیّتها دقت کن؛
راوی گوید: «به ابوعبدالله صادق (ع) گفتم: اول صبح به بازار میروم و بعداً ناچار میشوم که در گوشهای بول کنم، و چون آب ندارم سرِ آلت را با دستم خشک میکنم و دست خود را به دیوار خاکی یا خاکِ زمین میکشم و اثر بول را میزدایم. اگر با همین دستم بدنم را خارش بدهم اشکالی دارد؟ ابوعبدالله گفت: اشکالی ندارد».
حال اگر به نقشِ «دست» (دستِ آبنکشیده!) که در طیّ روز پیاپی با آن سر و کار داریم، و نیز به پاسخِ بسیار آسانگیرانهٔ امام جعفر صادق دقت شود، ضرورت دوری از حساسیتها، عذابها و فشارهای روحی در مورد چیزهای کماهمیتتر، کاملاً روشن میشود
ضمناً به شخص شما پیشنهاد میکنم کلاً از خیر استبراء درگذری
موفق باشی
T.me/baznegari
.
(ترشّحاتِ ناخواسته)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۱
🔸پرسش:
سلام و درود بر استاد گرامی
می دونم که مشغلتون زیاده و اگه بخواهین به هر کسی مثل من جواب بدین به کاراتون نمی رسین.اما اگه هر وقت که تونستین جوابمو بدین خیلی ممنون میشم.راستش من سالهاست که گرفتار وسواس هستم و درگیر طهارت و نجاستی که از رساله عملیه خوندم و تا الآن تو ذهنم نشسته!در مسائل دیگه به لطف خدا و علمای روشنفکری مثل شما آگاه شده ام و فکرم بسته نیست؛اما در مورد نجاسات مطرحه در رساله های عملیه اینطور نیستم. ... در طهارت بعده رفع حاجت خیلی مشکل دارم و با اینکه استبراء کامل می کنم باز هم در مواقعی قطره کوچکی ازم خارج میشه و...این مسائل باعث شده که نه بتونم به مسافرتی برم و حتی نمی تونم ازدواج کنم!وضوء مشکل شده برام.کلا زندگی برام سخت شده.بعضیا بهم میگن طهارت و نجاست الکیه و آخوندا دراوردن و بیخیال شو اما من اینطور فکر نمی کنم.هرچند که موندم مسائلی که توی رساله در مورد طهارت نوشتن در زمان پیامبر اکرم چطور قابل اجرا بوده؟!اونا ادرارشون رو با دستمال کاغذی پاک میکنن و میگن تمیز شدیم و راحت وضو میگیرن و...عذرخواهی می کنم که اینطور راحت باهاتون حرف می زنم و از اینکه مصدع اوقات شریفتون شدم.
عاجزانه استدعا دارم که راهنمائیم کنید و کمکم کنید که از این مشکل بزرگ راحت شم و زندگی طبیعی داشته باشم.سپاس بیکران از شما استاد فرهیخته و بزرگوار
البته این گرفتاری خیلی از افراد جامعس!اگه شما در این مورد مقاله ای بنویسید یا کتابی و تنویر افکار عمومی کنید مشکل خیلیا حل میشه.حتی در مصرف آب صرفه جویی میشه.من تحقیقی کردم که یکی از دلایل مصرف زیاد آب تو جامعه ما همین وسواس در شستشوس!و نیز بیماریای قارچی ناشی از خیسی در عورتین.بنظرم مسأله مهمیه که فقط بدست شما قابل حله!
بنظرم باید بهداشت در این زمینه امروزی بشه و این توسط شما ممکنه.درضمن خیلیا فتق دیسک کمر دارن و باید از توالت فرنگی استفاده کنن اما بخاطر همین مساله که نمی تونن استبرا کنن ازش استفاده نمی کنن و مرضشون بدتر میشه!تو رو خدا مردم رو از این وسواس نجات بدین.این مشکل بزرگیه که بدست شما قابل حله ببخشید که سرتون رو درد اوردم و مصدع اوقات شدم
اما باور کنید که این رو خدا تو ذهن من انداخت که این مشکل رو با شما در میان بذارم که ان شاءالله مردمی رو از این گرفتاری نجات بدین
در این سحرگاهان براتون سلامتی و توفیق در امور از خدای رحمان خواستارم.یا حق!
🔸پاسخ:
سلام دوست گرامی
اوقاتت خوش و خرم؛ پوزش از دیرشدن پاسخ
و امّا
۱- بیرودربایستی آیا قبول دارید که شورتِ اکثر قریب به اتفاق مردم، پس از چند هفته یا ماه استفاده، زردی میاندازد؟
این زردی نشانهٔ چیست؟ خیلی واضح است: بقایای ادرار است که کمکم بر جلوی شورت اثر میگذارَد!
در این امر هیچ فرقی میان عموم مردم چه متشرع چه معمولی چه آخوند و طلبه چه شهری چه روستایی نیست و همه و همه تقریباً دچار آناند؛
با این وصف آیا کسی از این عموم مردم زندگی را بر خود حرام و سخت کرده و هر روز یک شورت جدید میخرد؟ نه، کسی با وجود اطمینان از این ترشحاتِ ناخواسته، اقدام خاصی نمیکند و زندگی عادیاش را میکند. بیتردید امامان نیز همینطور بودهاند
۲- برخلاف مدفوع (غائط)، امّا ادرار مایعی «استریل» است؛ یعنی بول انسان (به گواه متخصص علوم آزمایشگاهی که دکتری مؤمن و مقیّد است و مشروحاً با وی صحبت کردم) مادهای استریل و فاقد میکروب میباشد.
بنابراین مراعات و پرهیزات شرعی در خصوص ادرارِ ذاتاً استریل از حیث بهداشت و علوم آزمایشگاهی، قابل قیاس با مدفوعِ معلومالحال نیست و میتوان با آرامش، از ذهنیّتهای آزاردهنده در رابطه با آن فاصله گرفت؛ به ویژه در جایی که مطابق روایات وارده، حتّی «آشامیدن» ادرار شتر روا بوده و از نوشیدن شیر آن نیز مفیدتر است دیگر جایی برای اینهمه درگیری ذهنی و مختل شدنِ زندگی، برای اندکْترشحاتِ ناخواستهٔ مایعی «استریل» بر روی شورت یا پا (که هم شورت و هم پا دستِکم هفتهای یکی دو بار با استحمام شسته میشوند) باقی نمیماند
۳- به این روایت نیز برای کاستن از حساسیّتها دقت کن؛
راوی گوید: «به ابوعبدالله صادق (ع) گفتم: اول صبح به بازار میروم و بعداً ناچار میشوم که در گوشهای بول کنم، و چون آب ندارم سرِ آلت را با دستم خشک میکنم و دست خود را به دیوار خاکی یا خاکِ زمین میکشم و اثر بول را میزدایم. اگر با همین دستم بدنم را خارش بدهم اشکالی دارد؟ ابوعبدالله گفت: اشکالی ندارد».
حال اگر به نقشِ «دست» (دستِ آبنکشیده!) که در طیّ روز پیاپی با آن سر و کار داریم، و نیز به پاسخِ بسیار آسانگیرانهٔ امام جعفر صادق دقت شود، ضرورت دوری از حساسیتها، عذابها و فشارهای روحی در مورد چیزهای کماهمیتتر، کاملاً روشن میشود
ضمناً به شخص شما پیشنهاد میکنم کلاً از خیر استبراء درگذری
موفق باشی
T.me/baznegari
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
شاشِ بچّه پاک است!؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۴
@baznegari
برخی از فقهای متقدم قائل به پاک بودن شاشِ پسربچه بودند و میگفتند: لازم نیست پیراهن آلوده به شیر پسر و هم چنین ادرار او، قبل از این که غذاخور بشود، شسته شود. آنان در این راستا به سخنی از امام علی استناد میکنند که طیّ آن علت پاک بودنِ شیر (و سپس ادرارِ حاصل از آن) را مربوط به آن میدانستند که شیرِ موجود در پستان، از «بازو و شانهٔ» مادر (یعنی از جایی خوب و قابل احترام) تولید و خارج میشود.
در همین حدیث امّا شیر و ادرار دختربچّه را منصوصاً به این علّت، غیر پاک ذکر میکند که از طریق «مثانهٔ» مادر (یعنی جایی بد و غیر قابل احترام) تولید و به پستان هدایت شده است.
امروزه که در سایهٔ پیشرفت دقیق علوم مربوطه، منشأ شیر هر دو، چه پسربچه و چه دختربچه، یکی دانسته میشود بنابراین پیروان فقهای یادشده میتوانند به دلیل نقض علت منصوصه، حکم به پاک بودن شیر و ادرار عموم بچهها (بدون فرق میان پسر و دختر) کنند؛ و در غیر این صورت حتّی "شیر" دختربچه نیز لباس مادر و خودِ بچه را نجس میکند و از آن بدتر این نتیجه را میدهد که دختربچه با شیرِ نجس تغذیه میشود و رشد میکند، و لابد انواع شرارتها و شیطانصفتیها که احادیث نامعتبر یا جعلی برای زنان ساخته و پرداختهاند و بر دیدگاه سنّتیِ مردان متدیّن نسبت به زنان اثر منفی گذارده، از همین ارتزاق نجس و از همین نوع جاها آغاز میشود
من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۶۸ (ابواب الطهارة ، بَابُ مَا يُنَجِّسُ اَلثَّوْبَ وَ اَلْجَسَدَ) وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: «لَبَنُ اَلْجَارِيَةِ وَ بَوْلُهَا يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا يَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ اَلْغُلاَمِ لاَ يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ وَ لاَ بَوْلُهُ لِأَنَّ لَبَنَ اَلْغُلاَمِ يَخْرُجُ مِنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ وَ اَلْعَضُدَيْنِ»:
و از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذاخوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر میخورد از مثانه مادر سرچشمه میگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذاخوار شود از لباس نمیشويند همچنين بول او نيز شستن نمیخواهد زيرا شيرى را كه پسر میخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد (ترجمهٔ بلاغی و غفاری ج ۱ ص ۹۸ ح ۱۵۷).
گفتنی است گویا تفاوت قائل نشدن میان تعبیرِ «بول الرضیع» با «بول الصبی»، در ادوار بعدیِ فقهی غفلتهایی به دنبال داشته که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد (ص۹تبصره).
🔸توجه
روایت زیر به تازگی به متن افزوده شد:
«امام حسن و امام حسین در شیرخوارگیشان جامهٔ رسولخدا را خیس کردند، اما حضرت، لباسِ تَرشده از ادرارِ آنها را نشُست»
(قال علی: بال الحسن والحسین علی ثوب رسولالله قبل أن یطعما، فلم یغسل بولهما من [عن] ثوبه /مستدرکالوسائل ج۲ ح ۲۷۰۵).
کانال بازنگری:
T.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۱/۲۴
@baznegari
برخی از فقهای متقدم قائل به پاک بودن شاشِ پسربچه بودند و میگفتند: لازم نیست پیراهن آلوده به شیر پسر و هم چنین ادرار او، قبل از این که غذاخور بشود، شسته شود. آنان در این راستا به سخنی از امام علی استناد میکنند که طیّ آن علت پاک بودنِ شیر (و سپس ادرارِ حاصل از آن) را مربوط به آن میدانستند که شیرِ موجود در پستان، از «بازو و شانهٔ» مادر (یعنی از جایی خوب و قابل احترام) تولید و خارج میشود.
در همین حدیث امّا شیر و ادرار دختربچّه را منصوصاً به این علّت، غیر پاک ذکر میکند که از طریق «مثانهٔ» مادر (یعنی جایی بد و غیر قابل احترام) تولید و به پستان هدایت شده است.
امروزه که در سایهٔ پیشرفت دقیق علوم مربوطه، منشأ شیر هر دو، چه پسربچه و چه دختربچه، یکی دانسته میشود بنابراین پیروان فقهای یادشده میتوانند به دلیل نقض علت منصوصه، حکم به پاک بودن شیر و ادرار عموم بچهها (بدون فرق میان پسر و دختر) کنند؛ و در غیر این صورت حتّی "شیر" دختربچه نیز لباس مادر و خودِ بچه را نجس میکند و از آن بدتر این نتیجه را میدهد که دختربچه با شیرِ نجس تغذیه میشود و رشد میکند، و لابد انواع شرارتها و شیطانصفتیها که احادیث نامعتبر یا جعلی برای زنان ساخته و پرداختهاند و بر دیدگاه سنّتیِ مردان متدیّن نسبت به زنان اثر منفی گذارده، از همین ارتزاق نجس و از همین نوع جاها آغاز میشود
من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۶۸ (ابواب الطهارة ، بَابُ مَا يُنَجِّسُ اَلثَّوْبَ وَ اَلْجَسَدَ) وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: «لَبَنُ اَلْجَارِيَةِ وَ بَوْلُهَا يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ تَطْعَمَ لِأَنَّ لَبَنَهَا يَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمِّهَا وَ لَبَنُ اَلْغُلاَمِ لاَ يُغْسَلُ مِنْهُ اَلثَّوْبُ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ وَ لاَ بَوْلُهُ لِأَنَّ لَبَنَ اَلْغُلاَمِ يَخْرُجُ مِنَ اَلْمَنْكِبَيْنِ وَ اَلْعَضُدَيْنِ»:
و از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: شير و بول دختر، پيش از آنكه غذاخوار شود (يا غذايش بر شير خوردنش غالب شود) از جامه شسته مىشود، زيرا شيرى كه دختر میخورد از مثانه مادر سرچشمه میگيرد ولى شير پسر را قبل از اينكه غذاخوار شود از لباس نمیشويند همچنين بول او نيز شستن نمیخواهد زيرا شيرى را كه پسر میخورد از دوشها و بازوان مادر بيرون مىآيد (ترجمهٔ بلاغی و غفاری ج ۱ ص ۹۸ ح ۱۵۷).
گفتنی است گویا تفاوت قائل نشدن میان تعبیرِ «بول الرضیع» با «بول الصبی»، در ادوار بعدیِ فقهی غفلتهایی به دنبال داشته که باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرد (ص۹تبصره).
🔸توجه
روایت زیر به تازگی به متن افزوده شد:
«امام حسن و امام حسین در شیرخوارگیشان جامهٔ رسولخدا را خیس کردند، اما حضرت، لباسِ تَرشده از ادرارِ آنها را نشُست»
(قال علی: بال الحسن والحسین علی ثوب رسولالله قبل أن یطعما، فلم یغسل بولهما من [عن] ثوبه /مستدرکالوسائل ج۲ ح ۲۷۰۵).
کانال بازنگری:
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
ادرار اطفال شیرخوار با ادرار سایر مردم فرق دارد؟
(بررسی قول سایر فقها)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱
@baznegari
در یادداشت پیشین (:شاش بچه پاک است؟)، قول «برخی از فقهای متقدم» را گزارش کردم که ایشان ادرار پسربچهها را با این تصوّر که شیرِ مورد تغذیهشان از شانه و بازوی مادر خارج میشود پاک دانسته، و ادرار دختربچهها را با این تصوّر که شیر مورد تغذیهشان از مثانهٔ مادر خارج میشود نجس و ناپاک میدانستند؛ و نتیجه گرفتم که چون در سایهٔ آگاهیهای بشر، به مشابهت منشأ شیر دختربچه با پسربچه و یعنی به نقض علت منصوصه در بارهٔ منشأ شیر دختربچهها رسیدیم پس بر اساس مبنای آن بخش از فقها، باید قائل به پاک بودن ادرار هر دویِ آنها شد.
حال ببینیم غیر از آن فقهای معدود، دیگر فقها (که اکثریتِ نزدیک به تمام فقها را تشکیل میدهند) چه حکمی در بارهٔ لباس آلوده به ادرار دارند؛ عموم فقها در این باره با طبقهبندی افراد، به ذکر حکم متفاوت هر یک به شرح زیر میپردازند:
الف- شیرخوار. لباس آلوده به ادرار بچههای شیرخوار (چه پسربچه چه دختربچه) با ریختن مقداری آب بر روی آن محل، پاک میشود (و شستن و فشردن لازم نیست).
ب- شیرخوارغذاخوار. اگر بچهٔ شیرخوار علاوه بر شیر مادر، شروع به غذاخوردن هم کرده باشد در این صورت لباس آلوده به ادرار او را باید یکبار شست (یعنی روی محل آب ریخت و سپس آن را فشار داد)
پ- غذاخوار. لباس آلوده به ادرار سایر مردم (: از شیر گرفتهشدهها و بزرگها)، با دو بار شستن پاک میشود (یعنی ابتدا یک شُر آب روی محل ریخته شود و فشار داده شود و سپس دوباره همان کار تکرار شود)
چنانکه ملاحظه کردید عموم فقها قائل به تفاوت میان ادرار انسانها بر اساسِ «منشأ خوراکِ» آنها بودند و ادرار حاصل از تغذیهٔ صِرف شیر را با ادرار حاصل از تغذیهٔ غیر شیر (: انواع خوراکیهای دیگر) متفاوت تشخیص میدادند و به همین خاطر احکام متفاوت وضع میکردند؛ به این صورت که:
-به خاطر پاک و خالص بودنِ شیر مادر، ادرار حاصل از آن را نیز تقریباً پاک میدانستند (کفایت یک شُر آب بر روی آن ریختن)
-و به خاطر افزوده شدن غذا در کنار شیر، ادرار حاصل از آن را نیمهپاک میدانستند (لزوم یک بار شستن= آبریختن+فشردن)
-و به خاطر غذاخور شدن و فاصله گرفتن از شیر پاکِ مادر، ادرار حاصل از آن را ناپاک میدانستند (لزوم دو بار شستشو)
اما همان اشکال قبلی در مورد برخی فقهای متقدم (فقدان دانش) به نوعی دیگر در اینجا هم در مورد سایر فقها وجود دارد زیرا به گواه متخصصان امر، تفاوتی میان ادرارِ شیرخوار با ادرار غذاخور وجود ندارد و به عبارت دیگر دستگاهِ کلیهٔ بچههای شیرخوار همان موادی را با ادرار دفع میکند که کلیهٔ آدمبزرگها دفع میکند؛ آنچه ادرار بزرگسال دارد ادرار بچه و شیرخوار هم همان را دارد و یعنی تغذیه از شیر مادر موجب این نمیشود که ترکیبات ادرارش متفاوت شده و از ویژگیهای بهتری نسبت به ادرارِ غذاخورها برخوردار شود، و روی لباسهای آلوده به ادرار شیرخوار، تفاوتی با لباسهای آلوده به ادرار غذاخورها ایجاد کند و موجب تغییر حکم هر یک از حیث چگونگی شستن و زدودن شود
نباید گفت اینها امری تعبّدی و غیر تحقیقی است زیرا:
در حکم فقهای گروه اول، علت تفاوت پاکی و نجسیِ دختر و پسر، صریحاً در کلام ذکر شده بود و در واقع به همان اعتبار، حکم متفاوتی برای دختربچهها صادر گردیده بود و چون آن علتِ منصوصه از اساس باطل بود (و فقهای بعدی هم به باطل بودنش پرداختند) پس حکم استخراجی نیز نادرست و نامعتبر خواهد بود؛
و به همان صورت در حکم فقهای گروه دوم (که در این یادداشت به آن پرداختم) علت تفاوت میزان نجسی و پاکی و تفاوت اندازهٔ آبکشیِ گروههای: «صرفاً شیرخوار» ، «شیرخوارغذاخور» و «صرفاً غذاخور»، به علتِ محسوسهٔ «تغذیه یا عدم تغذیه از شیر پاک مادر» نسبت داده شده که موجب ادرارهای متفاوت از حیث میزان پاکی و نجسی میشود و چون این علت محسوسه و تفاوت ترکیبات ادرارها به خاطر تغذیه از شیر پاک مادر یا تغذیه از سایر خوراکیها، در سایهٔ علم و دانش نقض شده و نامعتبر دانسته شده بنابراین احکام متفاوت استخراجی نیز نادرست بوده و یعنی باید حکم ادرارِ همهٔ گروههای یادشده را یکی دانست
طبیعتاً روایات متعدد مورد استناد این فقیهان نیز (اگر ضعیف و ساختگی ندانیم) در شرایطی صادر شده که هنوز بشر به دانش امروزی نرسیده بود پس نمیتوان بر ایشان خُرده گرفت، چرا که باید زندگی را بر اساس دانش موجود آن موقع میچرخاندند وگرنه در بلاتکلیفی که نمیتوان زندگی کرد
احادیث متعدد کیهانشناسی و بعضاً انسانشناسی (از حیث فیزیولوژی) بهترین گواه بر اتکای روایات (اگر جعلی ندانیمشان) بر دانش آن روز است که امروزه اکثراً فرو ریخته
احتمال دیگری در بارهٔ علت تفاوت شستن ادرارها وجود دارد که شاید بعداً به آن بپردازم
T.me/baznegari
یادداشت پیشین:
T.me/baznegari/495
(بررسی قول سایر فقها)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۱
@baznegari
در یادداشت پیشین (:شاش بچه پاک است؟)، قول «برخی از فقهای متقدم» را گزارش کردم که ایشان ادرار پسربچهها را با این تصوّر که شیرِ مورد تغذیهشان از شانه و بازوی مادر خارج میشود پاک دانسته، و ادرار دختربچهها را با این تصوّر که شیر مورد تغذیهشان از مثانهٔ مادر خارج میشود نجس و ناپاک میدانستند؛ و نتیجه گرفتم که چون در سایهٔ آگاهیهای بشر، به مشابهت منشأ شیر دختربچه با پسربچه و یعنی به نقض علت منصوصه در بارهٔ منشأ شیر دختربچهها رسیدیم پس بر اساس مبنای آن بخش از فقها، باید قائل به پاک بودن ادرار هر دویِ آنها شد.
حال ببینیم غیر از آن فقهای معدود، دیگر فقها (که اکثریتِ نزدیک به تمام فقها را تشکیل میدهند) چه حکمی در بارهٔ لباس آلوده به ادرار دارند؛ عموم فقها در این باره با طبقهبندی افراد، به ذکر حکم متفاوت هر یک به شرح زیر میپردازند:
الف- شیرخوار. لباس آلوده به ادرار بچههای شیرخوار (چه پسربچه چه دختربچه) با ریختن مقداری آب بر روی آن محل، پاک میشود (و شستن و فشردن لازم نیست).
ب- شیرخوارغذاخوار. اگر بچهٔ شیرخوار علاوه بر شیر مادر، شروع به غذاخوردن هم کرده باشد در این صورت لباس آلوده به ادرار او را باید یکبار شست (یعنی روی محل آب ریخت و سپس آن را فشار داد)
پ- غذاخوار. لباس آلوده به ادرار سایر مردم (: از شیر گرفتهشدهها و بزرگها)، با دو بار شستن پاک میشود (یعنی ابتدا یک شُر آب روی محل ریخته شود و فشار داده شود و سپس دوباره همان کار تکرار شود)
چنانکه ملاحظه کردید عموم فقها قائل به تفاوت میان ادرار انسانها بر اساسِ «منشأ خوراکِ» آنها بودند و ادرار حاصل از تغذیهٔ صِرف شیر را با ادرار حاصل از تغذیهٔ غیر شیر (: انواع خوراکیهای دیگر) متفاوت تشخیص میدادند و به همین خاطر احکام متفاوت وضع میکردند؛ به این صورت که:
-به خاطر پاک و خالص بودنِ شیر مادر، ادرار حاصل از آن را نیز تقریباً پاک میدانستند (کفایت یک شُر آب بر روی آن ریختن)
-و به خاطر افزوده شدن غذا در کنار شیر، ادرار حاصل از آن را نیمهپاک میدانستند (لزوم یک بار شستن= آبریختن+فشردن)
-و به خاطر غذاخور شدن و فاصله گرفتن از شیر پاکِ مادر، ادرار حاصل از آن را ناپاک میدانستند (لزوم دو بار شستشو)
اما همان اشکال قبلی در مورد برخی فقهای متقدم (فقدان دانش) به نوعی دیگر در اینجا هم در مورد سایر فقها وجود دارد زیرا به گواه متخصصان امر، تفاوتی میان ادرارِ شیرخوار با ادرار غذاخور وجود ندارد و به عبارت دیگر دستگاهِ کلیهٔ بچههای شیرخوار همان موادی را با ادرار دفع میکند که کلیهٔ آدمبزرگها دفع میکند؛ آنچه ادرار بزرگسال دارد ادرار بچه و شیرخوار هم همان را دارد و یعنی تغذیه از شیر مادر موجب این نمیشود که ترکیبات ادرارش متفاوت شده و از ویژگیهای بهتری نسبت به ادرارِ غذاخورها برخوردار شود، و روی لباسهای آلوده به ادرار شیرخوار، تفاوتی با لباسهای آلوده به ادرار غذاخورها ایجاد کند و موجب تغییر حکم هر یک از حیث چگونگی شستن و زدودن شود
نباید گفت اینها امری تعبّدی و غیر تحقیقی است زیرا:
در حکم فقهای گروه اول، علت تفاوت پاکی و نجسیِ دختر و پسر، صریحاً در کلام ذکر شده بود و در واقع به همان اعتبار، حکم متفاوتی برای دختربچهها صادر گردیده بود و چون آن علتِ منصوصه از اساس باطل بود (و فقهای بعدی هم به باطل بودنش پرداختند) پس حکم استخراجی نیز نادرست و نامعتبر خواهد بود؛
و به همان صورت در حکم فقهای گروه دوم (که در این یادداشت به آن پرداختم) علت تفاوت میزان نجسی و پاکی و تفاوت اندازهٔ آبکشیِ گروههای: «صرفاً شیرخوار» ، «شیرخوارغذاخور» و «صرفاً غذاخور»، به علتِ محسوسهٔ «تغذیه یا عدم تغذیه از شیر پاک مادر» نسبت داده شده که موجب ادرارهای متفاوت از حیث میزان پاکی و نجسی میشود و چون این علت محسوسه و تفاوت ترکیبات ادرارها به خاطر تغذیه از شیر پاک مادر یا تغذیه از سایر خوراکیها، در سایهٔ علم و دانش نقض شده و نامعتبر دانسته شده بنابراین احکام متفاوت استخراجی نیز نادرست بوده و یعنی باید حکم ادرارِ همهٔ گروههای یادشده را یکی دانست
طبیعتاً روایات متعدد مورد استناد این فقیهان نیز (اگر ضعیف و ساختگی ندانیم) در شرایطی صادر شده که هنوز بشر به دانش امروزی نرسیده بود پس نمیتوان بر ایشان خُرده گرفت، چرا که باید زندگی را بر اساس دانش موجود آن موقع میچرخاندند وگرنه در بلاتکلیفی که نمیتوان زندگی کرد
احادیث متعدد کیهانشناسی و بعضاً انسانشناسی (از حیث فیزیولوژی) بهترین گواه بر اتکای روایات (اگر جعلی ندانیمشان) بر دانش آن روز است که امروزه اکثراً فرو ریخته
احتمال دیگری در بارهٔ علت تفاوت شستن ادرارها وجود دارد که شاید بعداً به آن بپردازم
T.me/baznegari
یادداشت پیشین:
T.me/baznegari/495
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
چهل روز گذشت
شاید بهترین و جدّیترین جلسهٔ معرفی و نقدِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، تاکنون، به ابتکار و مدیریت خانم دکتر مرضیه محمدزاده (محقق پُرکار تاریخ اسلام، و نویسندهٔ زندگینامهٔ تک تکِ ائمه) و در مهر ۹۶ برگزار گردید که از قبل محورها و رئوس مطالب تعیین و همراه با جمعآوری پرسشهای دعوتشدگان، جلسه آمادهٔ برگزاری گردید تا هم نویسنده در چند نوبت و در محورهای مشخصشده به تبیین دیدگاه خود بپردازد و هم چند بانوی محقق به ارزیابی و نقد محورها در نوبتهای مکرّر اقدام کنند. آن نشست با حضور دهها تن از محققان و خوانندگان کتاب که اکثراً خانمهای علاقهمند و پیگیر بودند برگزار شد.
برجستهترین معاون و همکارِ خانم دکتر در شکلگیری و برگزاری آن نشست تخصصی (و نیز در سایر شؤون تحقیقیِ ایشان) همسرشان سردار مهندس سیداحمد موسوی🌴 بود.
ایشان امّا متأسفانه ۴۰ روز است که آسمانی شده و دوستان و اعضای گروه تخصصی تاریخ اسلام را تنها گذاشته است.
بیگمان نقش مردانی چون زندهیاد موسوی که در این دورانِ رشد و ارتقای علمی و اجتماعی زنان نقشآفرینی میکنند در تاریخ خواهد ماند
یادش گرامی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۲
@baznegari
شاید بهترین و جدّیترین جلسهٔ معرفی و نقدِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، تاکنون، به ابتکار و مدیریت خانم دکتر مرضیه محمدزاده (محقق پُرکار تاریخ اسلام، و نویسندهٔ زندگینامهٔ تک تکِ ائمه) و در مهر ۹۶ برگزار گردید که از قبل محورها و رئوس مطالب تعیین و همراه با جمعآوری پرسشهای دعوتشدگان، جلسه آمادهٔ برگزاری گردید تا هم نویسنده در چند نوبت و در محورهای مشخصشده به تبیین دیدگاه خود بپردازد و هم چند بانوی محقق به ارزیابی و نقد محورها در نوبتهای مکرّر اقدام کنند. آن نشست با حضور دهها تن از محققان و خوانندگان کتاب که اکثراً خانمهای علاقهمند و پیگیر بودند برگزار شد.
برجستهترین معاون و همکارِ خانم دکتر در شکلگیری و برگزاری آن نشست تخصصی (و نیز در سایر شؤون تحقیقیِ ایشان) همسرشان سردار مهندس سیداحمد موسوی🌴 بود.
ایشان امّا متأسفانه ۴۰ روز است که آسمانی شده و دوستان و اعضای گروه تخصصی تاریخ اسلام را تنها گذاشته است.
بیگمان نقش مردانی چون زندهیاد موسوی که در این دورانِ رشد و ارتقای علمی و اجتماعی زنان نقشآفرینی میکنند در تاریخ خواهد ماند
یادش گرامی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۱۲/۲
@baznegari
شاید تنها رفرانس علمی موجود و آنلاینی که به همکاران بشه داد صحبتهای پزشک بیمارستان کامکار باشه قطعات منقطع هستند اما خوب گوش بدید.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری تا مرگ چند ساعته
▫️سطح اکسیژن O2Sat تا ۴۰٪ بدون اسیدوز تنفسی یا متابولیک
▪️وجود آلکالوز تنفسی
▫️گزارش موارد اختلال کلیوی
▪️برخلاف تصور تعداد زیادی از فوتیها بیماری زمینه ریوی نداشتند
▫️ هنوز انتقال از سطوح آلوده منبع فرضی اصلی ست
▪️این علت شدت و گسترش در قم رو توضیح میده
▫️شستن دستها و ضدعفونی سطوح آلوده رکن محافظته
منبع:
https://t.me/lawmed/13550
...........
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#فوق_برنامه
#کرونا
#کرونا_ویروس
.
.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری تا مرگ چند ساعته
▫️سطح اکسیژن O2Sat تا ۴۰٪ بدون اسیدوز تنفسی یا متابولیک
▪️وجود آلکالوز تنفسی
▫️گزارش موارد اختلال کلیوی
▪️برخلاف تصور تعداد زیادی از فوتیها بیماری زمینه ریوی نداشتند
▫️ هنوز انتقال از سطوح آلوده منبع فرضی اصلی ست
▪️این علت شدت و گسترش در قم رو توضیح میده
▫️شستن دستها و ضدعفونی سطوح آلوده رکن محافظته
منبع:
https://t.me/lawmed/13550
...........
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
#فوق_برنامه
#کرونا
#کرونا_ویروس
.
.
Telegram
صداى حقوق بالينى
شاید تنها رفرانس علمی موجود و آنلاینی که به همکاران بشه داد صحبتهای پزشک بیمارستان کامکار باشه قطعات منقطع هستند اما خوب گوش بدید.
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری…
رفتار ویروس تا امروز ۲ اسفند در قم بیمارستان کامکار
▪️چست سفید
▫️میوکاردیت سریع ▪️دپرسیون قلبی
▫️فاصله بین کاهش هشیاری…
عمر نوح بخش۵
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل سلیمان رسید همانجا عصابهدست و گویا ایستاده، میخکوب شد، و مدتهای بسیار مدید در همان حالت ماند و هیچ بنی بشری از مرگش در این مدت باخبر نشد زیرا مانند یک فرد سالم، سرِ جایش بیحرکت ایستاده بود؛ این وضعیت اینقدر به درازا کشید و ادامه یافت تا سرانجام، موریانه کارِ خود کرد و توانست آرامآرام و طبیعتاً با ماهها و بلکه سالها کار مداوم، عصا را بخورَد و از درون بپوکانَد و بشکند و سبب افتادن سلیمان بر زمین شود؛ و در پیِ همین افتادن بود که اطرافیان چه انس و چه جن پی بُردند که ای دلِ غافل، سلیمان نه الآن بلکه از همان زمانی که بیحرکت و میخکوب شده بود مُرده است:
«چون حُکم مرگ وی را کردیم، مردم را به مرگ وی آگاه نکرد مگر موریانه که عصای او را میخورد. چون سلیمان به زمین افتاد جنّیان دانستند که اگر دانای غیب بودند در عذاب خوارکننده نمیماندند» (ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سوره سبأ از قاموس قرآن قرشی):
فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته إلا دابّةُ الأرض تأکل مِنسَأته فلمّا خرَّ تبیّنت الجنّ أنْ لو کانوا یعملون الغیب ما لبثوا فی العذاب المُهین.
مگر میشود باور کرد چنان شخصیت بزرگی با آن همه خَدَم و حَشَم و دربار و خانواده، مرگش و اتفاقاً در داخل کاخ پادشاهی و در برابر انظار، از چشم آنهمه چشم، مخفی بماند و هیچکس با وجود مُردن و میخکوب شدنِ غیر طبیعیاش به سراغ وی نرود، تا سرانجام شکستن عصایش با خورده شدن توسط موریانه، موجب خبردار شدنِ اطرافیان گردد؟ وانگهی فرد بلافاصله پس از مردن، واژگون میشود و بر زمین میاُفتد و عصا و چوبدستی نمیتواند مانعِ این افتادن (چه بر زمین چه بر دستههای صندلی) شود.
چنانکه ملاحظه شد قرآن در این ترسیم، از قالب واقعیت خارج شد تا مرگ آن پادشاه بزرگ و نبیِ نامدار را، همانند پادشاهی مقتدرانه، رؤیایی و بینظیرش متناظر با آن، «باعظمت، با اقتدار و رؤیایی» به تصویر کشد، و از ترسیم هنری و تئاترگونه برای مرگ این امپراتور بزرگ بهره گیرد و البته در خلال این تئاتر، به حقایقی که در ادامهٔ آیه آمده (علم غیب نداشتنِ ...) پرداخته است.
قرآن میتواند از همهٔ ظرفیتهای ادبی برای بیان مراد و داستانهایش استفاده کند. اگر کسی در تخیلی و غیر واقعی بودنِ ترسیم مرگ سلیمان تردید و انکار دارد بهتر است خودش آیات مربوطه را بیتکلّف بخوانَد و چارهای بهتر و البته منطقی بیندیشد.
بر همین اساس میتوان عمرِ ۹۵۰ سالهٔ نوح در آیهٔ «فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً» را نیز غیر واقعی و با هدف بیانِ تلاش بسیار زیاد او در دعوت و انذار مردم دانست.
آن عدد بسیار بزرگ و باورنکردنی را همانند مَثَلِ «اینقدر گفت که زبانش مو درآورد » بدانیم؛ و یعنی انگار با آن آیه میخواهد بگوید: نوح در مسیر نبوت و رسالت و دعوت اینقدر گفت و گفت که زبانش مو درآورد؛ ولی همچنانکه در آن مَثَل، گوینده فقط میخواهد تلاش زایدالوصفِ خود در گفتن و تفهیم مطلب را برسانَد و هرگز زبان کسی با زیاد گفتن، مو در نمیآورَد، به همین ترتیب در آن آیه نیز صرفاً میخواهد تلاش مستمرّ و خستگیناپذیر و زایدالوصف (و مثلا معادل هزار سال زحمتِ) نوح در مسیر دعوت را نشان دهد و نه اینکه واقعاً عمرش و یا مدت رسالتش هزار سال (یا ۹۵۰ سال) بوده.
علت انتخاب عددِ ۹۵۰:
علتِ اینکه از میان اینهمه عددِ غیر واقعی برای بیان آن تلاش مستمر و خستگیناپذیرِ نوح، عدد ۹۵۰ سال را انتخاب کرد، وجود این عدد در متون اهل کتاب (تورات، سِفر پیدایش، فصل ۹ آیهٔ ۲۹) بود که قرآن با ذکر آن میخواست الفت و اُنسی با ایشان برقرار کند (چرا که خود را اجمالاً مصدّق آنها معرفی کرده بود) ولی جالب اینکه همین عدد را نه سرراست به صورت ۹۵۰، بلکه در قالب هزار سال پنجاه سال کم، بیان کرد تا با ذکر واژهٔ «هزار» توجهِ بیشتر مخاطب را به آن تلاش فوقالعاده جلب کند.
🔸این تبیین و توجیه، توسط آیات مذکور در یادداشت بخش۲ که همهٔ ویژگیهای نوح (و از جمله طبیعتاً عمر او) را به تصریح خود نوح و قومش عیناً مثل سایر ابنای بشر میدانست، و نیز آیهٔ مذکور در یادداشت بخش۳ که اشاره به عمر گذرای نوح داشت تقویت میشود و قابل تأیید مینماید
T.me/baznegari/502
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟):
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
(دو گزارش ظاهراً متفاوت در آیات قرآن):
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح):
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۴
(عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا):
T.me/baznegari/460
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل سلیمان رسید همانجا عصابهدست و گویا ایستاده، میخکوب شد، و مدتهای بسیار مدید در همان حالت ماند و هیچ بنی بشری از مرگش در این مدت باخبر نشد زیرا مانند یک فرد سالم، سرِ جایش بیحرکت ایستاده بود؛ این وضعیت اینقدر به درازا کشید و ادامه یافت تا سرانجام، موریانه کارِ خود کرد و توانست آرامآرام و طبیعتاً با ماهها و بلکه سالها کار مداوم، عصا را بخورَد و از درون بپوکانَد و بشکند و سبب افتادن سلیمان بر زمین شود؛ و در پیِ همین افتادن بود که اطرافیان چه انس و چه جن پی بُردند که ای دلِ غافل، سلیمان نه الآن بلکه از همان زمانی که بیحرکت و میخکوب شده بود مُرده است:
«چون حُکم مرگ وی را کردیم، مردم را به مرگ وی آگاه نکرد مگر موریانه که عصای او را میخورد. چون سلیمان به زمین افتاد جنّیان دانستند که اگر دانای غیب بودند در عذاب خوارکننده نمیماندند» (ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سوره سبأ از قاموس قرآن قرشی):
فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته إلا دابّةُ الأرض تأکل مِنسَأته فلمّا خرَّ تبیّنت الجنّ أنْ لو کانوا یعملون الغیب ما لبثوا فی العذاب المُهین.
مگر میشود باور کرد چنان شخصیت بزرگی با آن همه خَدَم و حَشَم و دربار و خانواده، مرگش و اتفاقاً در داخل کاخ پادشاهی و در برابر انظار، از چشم آنهمه چشم، مخفی بماند و هیچکس با وجود مُردن و میخکوب شدنِ غیر طبیعیاش به سراغ وی نرود، تا سرانجام شکستن عصایش با خورده شدن توسط موریانه، موجب خبردار شدنِ اطرافیان گردد؟ وانگهی فرد بلافاصله پس از مردن، واژگون میشود و بر زمین میاُفتد و عصا و چوبدستی نمیتواند مانعِ این افتادن (چه بر زمین چه بر دستههای صندلی) شود.
چنانکه ملاحظه شد قرآن در این ترسیم، از قالب واقعیت خارج شد تا مرگ آن پادشاه بزرگ و نبیِ نامدار را، همانند پادشاهی مقتدرانه، رؤیایی و بینظیرش متناظر با آن، «باعظمت، با اقتدار و رؤیایی» به تصویر کشد، و از ترسیم هنری و تئاترگونه برای مرگ این امپراتور بزرگ بهره گیرد و البته در خلال این تئاتر، به حقایقی که در ادامهٔ آیه آمده (علم غیب نداشتنِ ...) پرداخته است.
قرآن میتواند از همهٔ ظرفیتهای ادبی برای بیان مراد و داستانهایش استفاده کند. اگر کسی در تخیلی و غیر واقعی بودنِ ترسیم مرگ سلیمان تردید و انکار دارد بهتر است خودش آیات مربوطه را بیتکلّف بخوانَد و چارهای بهتر و البته منطقی بیندیشد.
بر همین اساس میتوان عمرِ ۹۵۰ سالهٔ نوح در آیهٔ «فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً» را نیز غیر واقعی و با هدف بیانِ تلاش بسیار زیاد او در دعوت و انذار مردم دانست.
آن عدد بسیار بزرگ و باورنکردنی را همانند مَثَلِ «اینقدر گفت که زبانش مو درآورد » بدانیم؛ و یعنی انگار با آن آیه میخواهد بگوید: نوح در مسیر نبوت و رسالت و دعوت اینقدر گفت و گفت که زبانش مو درآورد؛ ولی همچنانکه در آن مَثَل، گوینده فقط میخواهد تلاش زایدالوصفِ خود در گفتن و تفهیم مطلب را برسانَد و هرگز زبان کسی با زیاد گفتن، مو در نمیآورَد، به همین ترتیب در آن آیه نیز صرفاً میخواهد تلاش مستمرّ و خستگیناپذیر و زایدالوصف (و مثلا معادل هزار سال زحمتِ) نوح در مسیر دعوت را نشان دهد و نه اینکه واقعاً عمرش و یا مدت رسالتش هزار سال (یا ۹۵۰ سال) بوده.
علت انتخاب عددِ ۹۵۰:
علتِ اینکه از میان اینهمه عددِ غیر واقعی برای بیان آن تلاش مستمر و خستگیناپذیرِ نوح، عدد ۹۵۰ سال را انتخاب کرد، وجود این عدد در متون اهل کتاب (تورات، سِفر پیدایش، فصل ۹ آیهٔ ۲۹) بود که قرآن با ذکر آن میخواست الفت و اُنسی با ایشان برقرار کند (چرا که خود را اجمالاً مصدّق آنها معرفی کرده بود) ولی جالب اینکه همین عدد را نه سرراست به صورت ۹۵۰، بلکه در قالب هزار سال پنجاه سال کم، بیان کرد تا با ذکر واژهٔ «هزار» توجهِ بیشتر مخاطب را به آن تلاش فوقالعاده جلب کند.
🔸این تبیین و توجیه، توسط آیات مذکور در یادداشت بخش۲ که همهٔ ویژگیهای نوح (و از جمله طبیعتاً عمر او) را به تصریح خود نوح و قومش عیناً مثل سایر ابنای بشر میدانست، و نیز آیهٔ مذکور در یادداشت بخش۳ که اشاره به عمر گذرای نوح داشت تقویت میشود و قابل تأیید مینماید
T.me/baznegari/502
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟):
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
(دو گزارش ظاهراً متفاوت در آیات قرآن):
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح):
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۴
(عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا):
T.me/baznegari/460
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۵
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل…
(وجود جملات هُنری، تألیفی و "غیر واقعی" در قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۲/۴
@baznegari
قرآن در توصیف حالتِ مرگ سلیمان، صحنهای هنری و گویا صرفاً تخیّلی را به نمایش میگذارد. در این ترسیم تخیّلی، رؤیایی و غیر واقعی توضیح میدهد همین که اَجل…