آنکه به جان ارزد البته به نان ارزد
(گزارش همیاری برای تأمین "نان")
در زیر، گزارش همیاریِ دوست ارجمند مهندس ممقانی را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم (ترکاشوند).
@baznegari
دوستان عزیزم
مطلبی را میخواهم با شما عزیزان در میان بگذارم لطفا با دقت به آن توجه بفرمائید.
در این تنگنای شدید که مردم، گرفتار سه مسئله مهم هستند امان بسیاری از ایشان بریده شده است.
۱- مسئله تحریمها سبب ایجاد تورم و گرانی و بیکاری شده و روز به روز بنیه اقتصادی مردم را ضعیف کرده است.
۲- پیدایش و گسترش ویروس کرونا که قوز بالا قوز شده است.
۳- عدم توجهِ کافی نهادهای مسئول به ضروریات زندگی مردم
ماحصل سه مسئله فوق، سبب شده بسیاری از مردم در زیر فقر مطلق زندگی کنند و قشر متوسط هم به زیر خط فقر کشیده شود.
نمیتوان دست روی دست گذاشت و شاهد آلام مردمانی بود که حتی از تهیۀ نان شب عاجزند.
میخواهم تجربۀ خود را با شما عزیزان در میان بگذارم، شاید بتواند مرهمی کوچک باشد بر این زخم.
تقریبا با شیوع کرونا در این فکر بودم که چگونه میتوانم شمع کوچکی در تاریکی دلخراش نیازمندان به نان شب روشن کنم.
من که خود زادۀ منطقه جنوب شهر بودم با مراجعه به محله قدیم خود با همکاری کاسب محترمی که میشناختم مشورت کردم که چگونه میتوانم به محرومین زیر خط فقر مطلق محله کمک کنم، ایشان گفت مشکل اصلی بخش قابل توجهی از مردم محله از شدت فقر، خرید نان است تا بتوانند شکم خود را سیر کنند.
کارتهای مخصوص تهیه کردم تا محرومان با ارائه آن به نانوائی بربری محله، بتوانند نان خود را تهیه کنند.
کار را با چهار خانوار محروم با جمعیت ۱۷ نفر شروع کردم و به ازای هر نفر در روز یک نان، روزانه ۱۷ نان و در ماه ۵۱۰ نان را با کارت از نانوا خرید میکردند.
یافتن محرومان و توزیع کارت به عهده کاسب محله بود و تامین هزینه با من.
بعد از دو ماه، با دوستانی که بچهمحل دوران کودکی و نوجوانیام بودند تماس گرفتم و آنها را در جریان کار قرار دادم، تقریبا همگی استقبال کردند و بعد از گذشت ۶ ماه در مهرماه تعداد خانوار تحت پوشش به ۲۱ خانوار و با جمعیت ۱۰۳ نفر رسید.
و در هر ماه هزینه تهیه نان بیش از سه میلیون تومان شد.
با توجه به استقبال خوب از این طرح تعداد خانوارهای تحت پوشش در حال افزایش است.
خواستم به دوستان بگویم اگر میتوانند این روش را در مناطق محرومی که میشناسند آغاز کنند و دلهای محرومین را شاد و خندهای بر لبانشان بنشانند.
نمونه کارت که مزین به کلام شیخ حسن خرقانی است را میتوانید در زیر مشاهده کنید👈 (:آنکه در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد).
گزارش مهر ماه که در اختیار همیاران خوبم قرار دادم، از این قرار است:
با سلام به همیار عزیز
باعث سرافرازی است که با همیاری شما و چند تن از عزیزان برای نجات هم محلیهایی که در زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند حداقل معیشت را برای کمک به آنان فراهم میکنیم.
گزارش فعالیت مهر ماه ۹۹
۱- در مهر ماه دو همیار دیگر به کمک آمده و موفق شدیم تعداد مددجویان را از ۲۰ خانوار به ۲۱ خانوار برسانیم.
تعداد افرادِ ۲۱ خانوار ۱۰۳ نفر میباشد.
۲- در مهر ماه برای مددجویان هزینه ذیل انجام شد.
۳۰۹۰ قرص نان بربری به ارزش ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان
۳- در مجموع در مهر ماه توسط همیاران عزیز کمکهای زیر صورت گرفت.
۱-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۲-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۳-۳ ۹۳،۰۰۰ تومان
۴-۳ ۸۰۰،۰۰۰ تومان
۵-۳ ۲۰۰،۰۰۰ تومان
۶-۳ ۴۰۰،۰۰۰ تومان
۷-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۸-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۹-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۱۰-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۱۱-۳ ۱۵۰،۰۰۰ تومان
و در مجموع ۳،۴۴۳،۰۰۰ تومان همیاران کمک کردند.
مبلغ مانده بدهی از شهریور ماه برابر ۳۸۹،۵۰۰ تومان
جمع کل ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان
۴- حسابرسی مهر ماه
۱-۴ درآمد از همیاران ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان
۲-۴ هزینه برای مددجویان ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان
۳-۴ بدهی تا پایان مهر ماه ۳۶،۵۰۰ تومان
ضمنا در این ماه به مناسبت اربعین، به همت گروهی از همیاران، نذورات به ارزش حدود ۶،۹۶۴،۸۰۰ تومان به شرح زیر برای مددجویان تامین و در طی این ماه و ماه بعد توزیع شده و خواهد شد.
۱- ۲۱۰ کیلو برنج ایرانی
۲- ۲۱ عدد روغن ۲ لیتری + ۶۰ عدد روغن یک لیتری
۳- ۳۵ قوطی رب گوجه فرنگی
۴- ۱۰۳ بسته ماکارونی
موارد ۲ و۳ در این ماه توزیع شده و موارد ۱ و ۴ در ماه بعد توزیع خواهد شد.
علاوه بر خدمات فوق در روز اربعین ۱۰۰ پرس چلوکباب میان مددجویان توزیع شد که واسطه این عمل خیر توسط یکی از همیاران بود.
ضمنا در صدد هستیم برای مددجویان دانشآموز، لوازمالتحریر خریداری و در آبان ماه توزیع شود.
با آرزوی رستگاری شما همیار عزیز که لبخندی بر لبان مددجویان مینشانید، لبتان خندان باد
.
.
(گزارش همیاری برای تأمین "نان")
در زیر، گزارش همیاریِ دوست ارجمند مهندس ممقانی را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم (ترکاشوند).
@baznegari
دوستان عزیزم
مطلبی را میخواهم با شما عزیزان در میان بگذارم لطفا با دقت به آن توجه بفرمائید.
در این تنگنای شدید که مردم، گرفتار سه مسئله مهم هستند امان بسیاری از ایشان بریده شده است.
۱- مسئله تحریمها سبب ایجاد تورم و گرانی و بیکاری شده و روز به روز بنیه اقتصادی مردم را ضعیف کرده است.
۲- پیدایش و گسترش ویروس کرونا که قوز بالا قوز شده است.
۳- عدم توجهِ کافی نهادهای مسئول به ضروریات زندگی مردم
ماحصل سه مسئله فوق، سبب شده بسیاری از مردم در زیر فقر مطلق زندگی کنند و قشر متوسط هم به زیر خط فقر کشیده شود.
نمیتوان دست روی دست گذاشت و شاهد آلام مردمانی بود که حتی از تهیۀ نان شب عاجزند.
میخواهم تجربۀ خود را با شما عزیزان در میان بگذارم، شاید بتواند مرهمی کوچک باشد بر این زخم.
تقریبا با شیوع کرونا در این فکر بودم که چگونه میتوانم شمع کوچکی در تاریکی دلخراش نیازمندان به نان شب روشن کنم.
من که خود زادۀ منطقه جنوب شهر بودم با مراجعه به محله قدیم خود با همکاری کاسب محترمی که میشناختم مشورت کردم که چگونه میتوانم به محرومین زیر خط فقر مطلق محله کمک کنم، ایشان گفت مشکل اصلی بخش قابل توجهی از مردم محله از شدت فقر، خرید نان است تا بتوانند شکم خود را سیر کنند.
کارتهای مخصوص تهیه کردم تا محرومان با ارائه آن به نانوائی بربری محله، بتوانند نان خود را تهیه کنند.
کار را با چهار خانوار محروم با جمعیت ۱۷ نفر شروع کردم و به ازای هر نفر در روز یک نان، روزانه ۱۷ نان و در ماه ۵۱۰ نان را با کارت از نانوا خرید میکردند.
یافتن محرومان و توزیع کارت به عهده کاسب محله بود و تامین هزینه با من.
بعد از دو ماه، با دوستانی که بچهمحل دوران کودکی و نوجوانیام بودند تماس گرفتم و آنها را در جریان کار قرار دادم، تقریبا همگی استقبال کردند و بعد از گذشت ۶ ماه در مهرماه تعداد خانوار تحت پوشش به ۲۱ خانوار و با جمعیت ۱۰۳ نفر رسید.
و در هر ماه هزینه تهیه نان بیش از سه میلیون تومان شد.
با توجه به استقبال خوب از این طرح تعداد خانوارهای تحت پوشش در حال افزایش است.
خواستم به دوستان بگویم اگر میتوانند این روش را در مناطق محرومی که میشناسند آغاز کنند و دلهای محرومین را شاد و خندهای بر لبانشان بنشانند.
نمونه کارت که مزین به کلام شیخ حسن خرقانی است را میتوانید در زیر مشاهده کنید👈 (:آنکه در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که نزد باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد).
گزارش مهر ماه که در اختیار همیاران خوبم قرار دادم، از این قرار است:
با سلام به همیار عزیز
باعث سرافرازی است که با همیاری شما و چند تن از عزیزان برای نجات هم محلیهایی که در زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند حداقل معیشت را برای کمک به آنان فراهم میکنیم.
گزارش فعالیت مهر ماه ۹۹
۱- در مهر ماه دو همیار دیگر به کمک آمده و موفق شدیم تعداد مددجویان را از ۲۰ خانوار به ۲۱ خانوار برسانیم.
تعداد افرادِ ۲۱ خانوار ۱۰۳ نفر میباشد.
۲- در مهر ماه برای مددجویان هزینه ذیل انجام شد.
۳۰۹۰ قرص نان بربری به ارزش ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان
۳- در مجموع در مهر ماه توسط همیاران عزیز کمکهای زیر صورت گرفت.
۱-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۲-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۳-۳ ۹۳،۰۰۰ تومان
۴-۳ ۸۰۰،۰۰۰ تومان
۵-۳ ۲۰۰،۰۰۰ تومان
۶-۳ ۴۰۰،۰۰۰ تومان
۷-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۸-۳ ۳۰۰،۰۰۰ تومان
۹-۳ ۱۰۰،۰۰۰ تومان
۱۰-۳ ۵۰۰،۰۰۰ تومان
۱۱-۳ ۱۵۰،۰۰۰ تومان
و در مجموع ۳،۴۴۳،۰۰۰ تومان همیاران کمک کردند.
مبلغ مانده بدهی از شهریور ماه برابر ۳۸۹،۵۰۰ تومان
جمع کل ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان
۴- حسابرسی مهر ماه
۱-۴ درآمد از همیاران ۳،۰۵۳،۵۰۰ تومان
۲-۴ هزینه برای مددجویان ۳،۰۹۰،۰۰۰ تومان
۳-۴ بدهی تا پایان مهر ماه ۳۶،۵۰۰ تومان
ضمنا در این ماه به مناسبت اربعین، به همت گروهی از همیاران، نذورات به ارزش حدود ۶،۹۶۴،۸۰۰ تومان به شرح زیر برای مددجویان تامین و در طی این ماه و ماه بعد توزیع شده و خواهد شد.
۱- ۲۱۰ کیلو برنج ایرانی
۲- ۲۱ عدد روغن ۲ لیتری + ۶۰ عدد روغن یک لیتری
۳- ۳۵ قوطی رب گوجه فرنگی
۴- ۱۰۳ بسته ماکارونی
موارد ۲ و۳ در این ماه توزیع شده و موارد ۱ و ۴ در ماه بعد توزیع خواهد شد.
علاوه بر خدمات فوق در روز اربعین ۱۰۰ پرس چلوکباب میان مددجویان توزیع شد که واسطه این عمل خیر توسط یکی از همیاران بود.
ضمنا در صدد هستیم برای مددجویان دانشآموز، لوازمالتحریر خریداری و در آبان ماه توزیع شود.
با آرزوی رستگاری شما همیار عزیز که لبخندی بر لبان مددجویان مینشانید، لبتان خندان باد
.
.
Telegram
کانال بازنگری
آنکه به جان ارزد البته به نان ارزد
(گزارش همیاری برای تأمین "نان")
در زیر، گزارش همیاریِ دوست ارجمند مهندس ممقانی را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم (ترکاشوند).
@baznegari
دوستان عزیزم
مطلبی را میخواهم با شما عزیزان در میان بگذارم لطفا با دقت…
(گزارش همیاری برای تأمین "نان")
در زیر، گزارش همیاریِ دوست ارجمند مهندس ممقانی را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم میکنم (ترکاشوند).
@baznegari
دوستان عزیزم
مطلبی را میخواهم با شما عزیزان در میان بگذارم لطفا با دقت…
تشبیهِ طیراً أبابیل
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند پیامبر گرامی در آن سالی (عامالفیل) به دنیا آمد که با اعجاز خدا "واقعۀ اصحاب فیل و طیراً أبابیل" روی داد. در این باره روایات میگویند ابرهه به قصد نابودی خانۀ کعبه با سپاهی مجهز به فیلهای تنومند روانه شد اما در آستانۀ انجام این کار، پرندگانی از جانب خدا بر بالای سرِ آنان به پرواز درآمدند و با پرتاب سنگهایی به سمت آنها همهشان را نابود ساخت و با این کار، هم از خانۀ خود محافظت کرد و هم نشان تولدی بزرگ (یعنی تولد پیامبر خاتم) شد.
این رشته سرِ دراز دارد!
چنانکه اشاره شد واقعۀ شکست اصحاب فیل را معمولاً زمینهای برای ولادت نوزادی مقدس (محمد امین) که قرار است رسول خدا شود میگیرند؛ البته این عادتِ بسیاری از ما مذهبیها و اذهانِ سادهلوح ، اسطورهطلب ، افسانهخواه است و چیز تازهای نیست، و در همین بارۀ اخیر فقط محدود به مورد فوق (حملۀ پرندگانِ مسلّح به سپاه ابرهه) نمیشود و چیزهای دیگری همچون موارد زیر را نیز در ربط با آن ولادت مقدس میگیرند:
«در همان لحظۀ ولادتِ پیامبر، تمامی بتها به رو بر زمین افتادند ، ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگرۀ آن فرو ریخت ، دریاچه ساوه که سالها آن را میپرستیدند فرو رفت و خشک گردید ، در بیابان سماوه (محلی بین کوفه و شام) که سالهای طولانی آب در آن یافت نمیشد سیل جاری شد ، آتشکده فارس که هزار سال روشن بود خاموش گردید ، طاق کسری از میان شکافت و دو نصف گردید و آب رودخانه دجله طغیان کرد و در آن کاخ نفوذ کرد ، نوری در آن شب ظاهر گردید و از سمت حجاز حرکت کرد و تا شرق عالم منتشر شد ، تختهای پادشاهان جهان سرنگون و واژگون گردید ، تمام پادشاهان جهان در آنروز تا شب لال شدند و در بهت و حیرت بسر بردند».
خلاصه این رشته سر دراز دارد، و اینکه این باورها ما را تا کجا به دنبال خود خواهد کشاند و چقدر بر مراتب تحجّر و فلجسازیِ ذهن خواهد افزود خودِ خدا میداند
حال اگر قائل به رویدادن این عجایب هستیم که هیچ؛ ولی اگر در وقوع اینها شک داریم پس چه بسا در برداشتِ مدلول اعجازی و محیرالعقول از سوره فیل، و ارتباطش به ولادت حضرت نیز باید شک کرد. از کجا معلوم همانهایی که عجایب و موهومات بالا را ساختهاند دست به چنین تفسیری از سورۀ فیل نزدهاند؟
گویا همین نوع تردیدها باعث و انگیزهای شد تا برخی مفسران و محققان برای رهایی از چالشِ پرندگانِ راکتانداز، تفاسیر دیگری همچو: از پای درآمدنِ سپاه ابرهه با مَرَض آبله (أبابیل!؟) را پیشنهاد کنند. من اما شخصاً احتمال میدهم این سوره، اساساً دلالت بر وقوع هیچ رویداد ناگهانی و خاصّ (چه پدیدهای طبیعی همچون نابودی مهاجمان با آبله، و چه معجزه یعنی پرندگان معروفِ راکتانداز) ندارد.
https://t.me/baznegari/617
ادامه در پُست بعدی: اینجا
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند پیامبر گرامی در آن سالی (عامالفیل) به دنیا آمد که با اعجاز خدا "واقعۀ اصحاب فیل و طیراً أبابیل" روی داد. در این باره روایات میگویند ابرهه به قصد نابودی خانۀ کعبه با سپاهی مجهز به فیلهای تنومند روانه شد اما در آستانۀ انجام این کار، پرندگانی از جانب خدا بر بالای سرِ آنان به پرواز درآمدند و با پرتاب سنگهایی به سمت آنها همهشان را نابود ساخت و با این کار، هم از خانۀ خود محافظت کرد و هم نشان تولدی بزرگ (یعنی تولد پیامبر خاتم) شد.
این رشته سرِ دراز دارد!
چنانکه اشاره شد واقعۀ شکست اصحاب فیل را معمولاً زمینهای برای ولادت نوزادی مقدس (محمد امین) که قرار است رسول خدا شود میگیرند؛ البته این عادتِ بسیاری از ما مذهبیها و اذهانِ سادهلوح ، اسطورهطلب ، افسانهخواه است و چیز تازهای نیست، و در همین بارۀ اخیر فقط محدود به مورد فوق (حملۀ پرندگانِ مسلّح به سپاه ابرهه) نمیشود و چیزهای دیگری همچون موارد زیر را نیز در ربط با آن ولادت مقدس میگیرند:
«در همان لحظۀ ولادتِ پیامبر، تمامی بتها به رو بر زمین افتادند ، ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگرۀ آن فرو ریخت ، دریاچه ساوه که سالها آن را میپرستیدند فرو رفت و خشک گردید ، در بیابان سماوه (محلی بین کوفه و شام) که سالهای طولانی آب در آن یافت نمیشد سیل جاری شد ، آتشکده فارس که هزار سال روشن بود خاموش گردید ، طاق کسری از میان شکافت و دو نصف گردید و آب رودخانه دجله طغیان کرد و در آن کاخ نفوذ کرد ، نوری در آن شب ظاهر گردید و از سمت حجاز حرکت کرد و تا شرق عالم منتشر شد ، تختهای پادشاهان جهان سرنگون و واژگون گردید ، تمام پادشاهان جهان در آنروز تا شب لال شدند و در بهت و حیرت بسر بردند».
خلاصه این رشته سر دراز دارد، و اینکه این باورها ما را تا کجا به دنبال خود خواهد کشاند و چقدر بر مراتب تحجّر و فلجسازیِ ذهن خواهد افزود خودِ خدا میداند
حال اگر قائل به رویدادن این عجایب هستیم که هیچ؛ ولی اگر در وقوع اینها شک داریم پس چه بسا در برداشتِ مدلول اعجازی و محیرالعقول از سوره فیل، و ارتباطش به ولادت حضرت نیز باید شک کرد. از کجا معلوم همانهایی که عجایب و موهومات بالا را ساختهاند دست به چنین تفسیری از سورۀ فیل نزدهاند؟
گویا همین نوع تردیدها باعث و انگیزهای شد تا برخی مفسران و محققان برای رهایی از چالشِ پرندگانِ راکتانداز، تفاسیر دیگری همچو: از پای درآمدنِ سپاه ابرهه با مَرَض آبله (أبابیل!؟) را پیشنهاد کنند. من اما شخصاً احتمال میدهم این سوره، اساساً دلالت بر وقوع هیچ رویداد ناگهانی و خاصّ (چه پدیدهای طبیعی همچون نابودی مهاجمان با آبله، و چه معجزه یعنی پرندگان معروفِ راکتانداز) ندارد.
https://t.me/baznegari/617
ادامه در پُست بعدی: اینجا
Telegram
کانال بازنگری
تشبیهِ طیراً أبابیل
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
دنبالۀ پُست بالا (تشبیهِ طیراً أبابیل۲)
فقدان واژۀ آبله در گزارش ابن اسحاق
گاه تلاش میشود تا ابابیل را به آبله ربط دهند تا بلکه سوره را بتوانند بدون تندادن به اعجازِ به ظاهر دردسرسازی که در آن میبینند تفسیر کنند. برای همریشه دانستن ابابیل با آبله و اینکه مراد قرآن از ابابیل عبارت از بیماری کشنده و واگیردار آبله است نیاز به دلیل داریم و باید بررسی کرد که آیا در زمان نزول قرآن، چنین واژهای عیناً در جزیرة العرب (و یا حداقل به عنوان واژهای دخیل) وجود داشته یا نه؟ تازه پس از آن و در صورت مثبت بودن پاسخ، باید بررسی شود که مراد از ابابیلِ قرآن همان آبله است. فراموش نکنیم که ناقل آبله فقط انسان است و نه پرنده (حال آنکه ظاهراً این تفسیر علمی طبیعی از سوره، بر ناقل بودن پرنده استوار است) و تازه عبارتِ "ترمیهم بحجارة من سجیل" چگونه با آبله قابل توضیح است؟
گویا کهنترین سند برای انطباق ابابیل بر آبله، همان متن ابن هشام از ابن اسحاق است که گمان میرود واجد واژه آبله است و چنین ترجمه میشود: «در عام الفیل حصبه و آبله برای اولین بار در سرزمین عرب دیده شد» ولی جالب است بدانیم وقتی به اصل متن مراجعه میکنیم با دو نکتۀ مهم روبرو میشویم:
۱- در متن اصلی، خبری از واژه آبله نیست (دقت دارید که در این بررسی، خود واژه برایمان مهم است و نه فقط معنایش).
متن ابن هشام: ... أول ما رؤيت الحصبة والجدري بأرض العرب ذلك العام ، وأنه أول ما رؤى بها مرائر الشجر والحرمل والحنظل والعشر ذلك العام .
متن خودِ ابن اسحاق: ... أول ما رؤي في أرض العرب الحصبة والجدري ومرائر الشجر من العشر والحرمل وأشباه ذلك عام الفيل.
در عبارت بالا سخن از جدری و حصبه است و نه واژۀ آبله (زکریای رازی هم کتابی با همین عنوان دارد:الجُدَری و الحَصْبَة). بنابراین برای باور به انطباق ابابیل بر آبله باید سراغ دیگر متون کهن رفت و این متن، دلالت بر چنان ادعا را ندارد، چنانکه خود ابن اسحاق و سپس ابن هشام نیز چنین استنباطی نداشتند. البته به خود متن، گذشته از نکات فوق، این ایراد اساسی نیز وارد است که مگر میشود مردم ماقبلِ عام الفیل هیچگاه دچار بلاهای مذکور نشده باشند (وأما القول بأن الحصبة والجدري أول ما رؤيا في العرب بعد الفيل وأيضا العشر والحرمل والشجر فهذا مما لا ينبغي أن يعرض عليه ولا يعول عليه كثيرا فالأمراض والأشجار مذ خلق الله العالم ، ومذ وجد الانسان على الأرض وقبل الفيل بدهور. -البدایة والنهایة ابن کثیر ج ۲ ص ۲۱۷ پاورقی ۴ از علی شیری-).
۲- بلای آن سال بر اساس سند ابن اسحاق، محدود به جدری (آبله) نبود بلکه چند بلا بر سرِ مردم و درختان آوار شده بود که در این باره دو مطلب لازم به ذکر است:
اولاً در این بلایا خشک و تر با هم میسوزند و نه فقط اصحاب فیل!
ثانیاً ادعا این بود که ولادت محمد امین خوشیُمن بود زیرا سپاه مهاجمِ فیل را نابود کرد حال آنکه بنابراین سند نمیتوان به چنان خوشیمنی رسید زیرا نسل مردم منطقه و حتی نبات را با نابودی و یا خطر جدی روبرو کرد و یعنی در صورت واقعی بودن این روایت آیا منکران نبوتِ حضرت نمیتوانستند به بدیمنی ولادت وی استشهاد کنند و مثلاً سران قریش بگویند پا قدمش بد بود و یا بگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست.
به نظر میرسد رأی مشهور (اعجاز پرندگان) دست کم این ایرادات را ندارد؛ هرچند همان رأی نیز با مراد قرآن یکی نیست.
مگر ابرهه در زمان میلاد پیامبر، زنده بود؟:
ابرهه پس از تسخیر یَمَن (که به فرمان پادشاه حبشه صورت گرفت) سرانجام حاکم آنجا شد. پس از وی به ترتیب یکسوم و مسروق (که هر دو فرزند وی بودند) حکومت بر سرزمین تصرّف شدۀ یمن را ادامه دادند. مدت حکمرانی این دو فرزند جمعاً حدود سی سال بود تا اینکه در فاصلۀ سالهای ۵۷۰ تا ۵۷۶ میلادی، ارتش ایران در دوران پادشاهی انوشیروان و بنا به درخواست یمنیها به آنجا لشگر کشید و یمن را از اشغال حبشیها درآورد و به حکومت مسروق فرزند دوم ابرهه پایان داد.
از سوی دیگر، میدانیم میلاد پیامبر (ص) در سال ۵۷۰ میلادی (یعنی همان سال فروپاشی حکومت مسروق فرزند ابرهه و یا حداکثر شش سال پیش از فروپاشی) است که طبیعتاً در آن زمان حدود ۲۵ تا ۳۰ سال از مرگ ابرهه گذشته بود! بنابراین چنانچه گزارش بالا درست باشد هیچ تقارن زمانی میان لشگرکشی ابرهه به مکه (با فرض صحت) با زمان ولادت رسولخدا وجود ندارد. اگر این سخن درست باشد، در این صورت تکلیف اینهمه قصه و داستان و شان نزولی که در ذیل سوره فیل وارد شده (و البته برخیشان به قصههای دور کرسی مادر بزرگ شباهت دارد) را چه کنیم.
https://t.me/baznegari/618
ادامه در پُست بعدی: اینجا
فقدان واژۀ آبله در گزارش ابن اسحاق
گاه تلاش میشود تا ابابیل را به آبله ربط دهند تا بلکه سوره را بتوانند بدون تندادن به اعجازِ به ظاهر دردسرسازی که در آن میبینند تفسیر کنند. برای همریشه دانستن ابابیل با آبله و اینکه مراد قرآن از ابابیل عبارت از بیماری کشنده و واگیردار آبله است نیاز به دلیل داریم و باید بررسی کرد که آیا در زمان نزول قرآن، چنین واژهای عیناً در جزیرة العرب (و یا حداقل به عنوان واژهای دخیل) وجود داشته یا نه؟ تازه پس از آن و در صورت مثبت بودن پاسخ، باید بررسی شود که مراد از ابابیلِ قرآن همان آبله است. فراموش نکنیم که ناقل آبله فقط انسان است و نه پرنده (حال آنکه ظاهراً این تفسیر علمی طبیعی از سوره، بر ناقل بودن پرنده استوار است) و تازه عبارتِ "ترمیهم بحجارة من سجیل" چگونه با آبله قابل توضیح است؟
گویا کهنترین سند برای انطباق ابابیل بر آبله، همان متن ابن هشام از ابن اسحاق است که گمان میرود واجد واژه آبله است و چنین ترجمه میشود: «در عام الفیل حصبه و آبله برای اولین بار در سرزمین عرب دیده شد» ولی جالب است بدانیم وقتی به اصل متن مراجعه میکنیم با دو نکتۀ مهم روبرو میشویم:
۱- در متن اصلی، خبری از واژه آبله نیست (دقت دارید که در این بررسی، خود واژه برایمان مهم است و نه فقط معنایش).
متن ابن هشام: ... أول ما رؤيت الحصبة والجدري بأرض العرب ذلك العام ، وأنه أول ما رؤى بها مرائر الشجر والحرمل والحنظل والعشر ذلك العام .
متن خودِ ابن اسحاق: ... أول ما رؤي في أرض العرب الحصبة والجدري ومرائر الشجر من العشر والحرمل وأشباه ذلك عام الفيل.
در عبارت بالا سخن از جدری و حصبه است و نه واژۀ آبله (زکریای رازی هم کتابی با همین عنوان دارد:الجُدَری و الحَصْبَة). بنابراین برای باور به انطباق ابابیل بر آبله باید سراغ دیگر متون کهن رفت و این متن، دلالت بر چنان ادعا را ندارد، چنانکه خود ابن اسحاق و سپس ابن هشام نیز چنین استنباطی نداشتند. البته به خود متن، گذشته از نکات فوق، این ایراد اساسی نیز وارد است که مگر میشود مردم ماقبلِ عام الفیل هیچگاه دچار بلاهای مذکور نشده باشند (وأما القول بأن الحصبة والجدري أول ما رؤيا في العرب بعد الفيل وأيضا العشر والحرمل والشجر فهذا مما لا ينبغي أن يعرض عليه ولا يعول عليه كثيرا فالأمراض والأشجار مذ خلق الله العالم ، ومذ وجد الانسان على الأرض وقبل الفيل بدهور. -البدایة والنهایة ابن کثیر ج ۲ ص ۲۱۷ پاورقی ۴ از علی شیری-).
۲- بلای آن سال بر اساس سند ابن اسحاق، محدود به جدری (آبله) نبود بلکه چند بلا بر سرِ مردم و درختان آوار شده بود که در این باره دو مطلب لازم به ذکر است:
اولاً در این بلایا خشک و تر با هم میسوزند و نه فقط اصحاب فیل!
ثانیاً ادعا این بود که ولادت محمد امین خوشیُمن بود زیرا سپاه مهاجمِ فیل را نابود کرد حال آنکه بنابراین سند نمیتوان به چنان خوشیمنی رسید زیرا نسل مردم منطقه و حتی نبات را با نابودی و یا خطر جدی روبرو کرد و یعنی در صورت واقعی بودن این روایت آیا منکران نبوتِ حضرت نمیتوانستند به بدیمنی ولادت وی استشهاد کنند و مثلاً سران قریش بگویند پا قدمش بد بود و یا بگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست.
به نظر میرسد رأی مشهور (اعجاز پرندگان) دست کم این ایرادات را ندارد؛ هرچند همان رأی نیز با مراد قرآن یکی نیست.
مگر ابرهه در زمان میلاد پیامبر، زنده بود؟:
ابرهه پس از تسخیر یَمَن (که به فرمان پادشاه حبشه صورت گرفت) سرانجام حاکم آنجا شد. پس از وی به ترتیب یکسوم و مسروق (که هر دو فرزند وی بودند) حکومت بر سرزمین تصرّف شدۀ یمن را ادامه دادند. مدت حکمرانی این دو فرزند جمعاً حدود سی سال بود تا اینکه در فاصلۀ سالهای ۵۷۰ تا ۵۷۶ میلادی، ارتش ایران در دوران پادشاهی انوشیروان و بنا به درخواست یمنیها به آنجا لشگر کشید و یمن را از اشغال حبشیها درآورد و به حکومت مسروق فرزند دوم ابرهه پایان داد.
از سوی دیگر، میدانیم میلاد پیامبر (ص) در سال ۵۷۰ میلادی (یعنی همان سال فروپاشی حکومت مسروق فرزند ابرهه و یا حداکثر شش سال پیش از فروپاشی) است که طبیعتاً در آن زمان حدود ۲۵ تا ۳۰ سال از مرگ ابرهه گذشته بود! بنابراین چنانچه گزارش بالا درست باشد هیچ تقارن زمانی میان لشگرکشی ابرهه به مکه (با فرض صحت) با زمان ولادت رسولخدا وجود ندارد. اگر این سخن درست باشد، در این صورت تکلیف اینهمه قصه و داستان و شان نزولی که در ذیل سوره فیل وارد شده (و البته برخیشان به قصههای دور کرسی مادر بزرگ شباهت دارد) را چه کنیم.
https://t.me/baznegari/618
ادامه در پُست بعدی: اینجا
Telegram
کانال بازنگری
تشبیهِ طیراً أبابیل
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
دنبالۀ پُست بالا (پُست پایانی؛ تشبیهِ طیراً أبابیل۳)
بهرهگیری از صنعت تشبیه:
اگر اقدام اصحاب فیل، انجام حمله (یا در سر پروراندنِ آن) برای هدفی شوم باشد (که به احتمال زیاد به سرزمین مکه و سرنوشت آنان مربوط بود) در این صورت قرآن، ارتشی که به مقابله با آنان پرداخته (و یا به آنان حملۀ پیشدستانه کرده) را به پرندگانی تشبیه کرده که فوج فوج بر سرِ ایشان خراب شدند و آنها را به هزیمت کشاندند: وأرسل علیهم طیراً ابابیل. علت تشبیه به پرنده، چه بسا برای مرضیّ خدا نشاندادن و تقدیس آن باشد.
وقتی قرآن ارتش مورد اشاره را به طیراً ابابیل تشبیه کرد، خود به ذوق هنری دنبالۀ ماجرا را در همان حال و هوای تشبیه پی گرفت و تعبیر "ترمیهم بحجارة من سجّیل" را به کار برد تا در تشبیه و زیباییهای آن و رؤیاپردازی سنگ تمام گذارد!
خدا عقد اخوت با هیچ ملتی نبسته که بدون خواست و تلاشِ خودِ آنان، اقدامی ویژه و عجیب غریب برایشان انجام دهد و مثلاً پرندگانی برای بمباران دشمنانشان بفرستد.
و اما اینکه ارتش مورد اشاره، کیانند؛ آیا مقاومت خود مکّیان است در برابر حملۀ خارجی ، آیا ارتش آزادیبخش ایران است که حبشیهای متصرّف (که گویا در ادامۀ اشغال یمن، نقشههایی برای تصرف مکه در سر میپروراندند) را از یمن بیرون راند ، و یا حتی رویدادی طبیعی است که مهاجمان را زمینگیر کرد، نیاز به بررسی بیشتر دارد.
فروپاشی فیل یهودیت با پیکهای آگاهیبخشِ عیسوی:
قرآن در این سوره به رسولش محمد آرامش میدهد که اگر تو در راه دعوت، با مانع بزرگِ مشرکان و دستگاه مذهبی اصلاح ناپذیرشان روبرو هستی، بدان که این معضل در گذشته نیز بوده است آنجا که دستگاه یهودیت همه چیز را در کنترل داشت و پنجرهای در آن نمیتوانست گشود اما با ظهورِ نرم و آرام عیسی مسیح و حواریون پاکبازِ انگشتشمارش آن دستگاه بزرگ فرو پاشید.
بر این اساس میتوان اصحاب فیل را کنایه از دستگاه بزرگ و اصلاحناپذیرِ یهودیّت دانست که قرآن میگوید آیا ندیدی پروردگارت چه بر سرشان آورد (الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل) و چگونه نقشههایی که در سر میپروراندند را نقش بر آب کرد (الم یجعل کیدهم فی تضلیل).
سپس قرآن به چگونگی فروپاشی این دستگاه مذهبی میپردازد و سفیران خودجوش عیسی را به پرنده، و خود وی و آنها را به راهبان از خود گذشته (أبیل: راهب) تشبیه میکند و میگوید: پروردگارت در میانشان پیکهایی از دنیا گذشته [یعنی مقامات دنیوی که از طریق حضور در دستگاه یهودیت برایشان حاصل میشد] فرستاد همان حواریونی که بیچشمداشت به آگاهسازی مردم پرداختند و چونان پرنده بر سرشان آوار شدند (وارسل علیهم طیرا ابابیل).
النهاية في غريب الحديث ابن أثير ج ۱ ص ۱۶: ... ومنه الحديث (كان عيسى عليهالسلام يسمى أبيل الأبيلين) الأبيل - بوزن الأمير - : الراهب، سمي به لتأبله عن النساء وترك غشيانهن، والفعل منه أبل يأبل إبالة إذا تنسك وترهب. قال الشاعر : وما سبح الرهبان في كل بلدة * أبيل الأبيلن المسيح بن مريما ويروى : - أبيل الأبيليين عيسى بن مريما * على النسب.
پس قرآن با نزول این سوره به پیامبر دلگرمی میدهد که ای محمد، بدان چنانکه عیسی و یاران بیسلاح ولی آگاهش بر دستگاه مذهبی زمانشان پیروز شدند تو نیز بر دستگاه مذهبی زمانت پیروز میشوی.
https://t.me/baznegari/619
(با آرزوی بهبودی بیماران کورونایی و از جمله تایپیستِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر)
بهرهگیری از صنعت تشبیه:
اگر اقدام اصحاب فیل، انجام حمله (یا در سر پروراندنِ آن) برای هدفی شوم باشد (که به احتمال زیاد به سرزمین مکه و سرنوشت آنان مربوط بود) در این صورت قرآن، ارتشی که به مقابله با آنان پرداخته (و یا به آنان حملۀ پیشدستانه کرده) را به پرندگانی تشبیه کرده که فوج فوج بر سرِ ایشان خراب شدند و آنها را به هزیمت کشاندند: وأرسل علیهم طیراً ابابیل. علت تشبیه به پرنده، چه بسا برای مرضیّ خدا نشاندادن و تقدیس آن باشد.
وقتی قرآن ارتش مورد اشاره را به طیراً ابابیل تشبیه کرد، خود به ذوق هنری دنبالۀ ماجرا را در همان حال و هوای تشبیه پی گرفت و تعبیر "ترمیهم بحجارة من سجّیل" را به کار برد تا در تشبیه و زیباییهای آن و رؤیاپردازی سنگ تمام گذارد!
خدا عقد اخوت با هیچ ملتی نبسته که بدون خواست و تلاشِ خودِ آنان، اقدامی ویژه و عجیب غریب برایشان انجام دهد و مثلاً پرندگانی برای بمباران دشمنانشان بفرستد.
و اما اینکه ارتش مورد اشاره، کیانند؛ آیا مقاومت خود مکّیان است در برابر حملۀ خارجی ، آیا ارتش آزادیبخش ایران است که حبشیهای متصرّف (که گویا در ادامۀ اشغال یمن، نقشههایی برای تصرف مکه در سر میپروراندند) را از یمن بیرون راند ، و یا حتی رویدادی طبیعی است که مهاجمان را زمینگیر کرد، نیاز به بررسی بیشتر دارد.
فروپاشی فیل یهودیت با پیکهای آگاهیبخشِ عیسوی:
قرآن در این سوره به رسولش محمد آرامش میدهد که اگر تو در راه دعوت، با مانع بزرگِ مشرکان و دستگاه مذهبی اصلاح ناپذیرشان روبرو هستی، بدان که این معضل در گذشته نیز بوده است آنجا که دستگاه یهودیت همه چیز را در کنترل داشت و پنجرهای در آن نمیتوانست گشود اما با ظهورِ نرم و آرام عیسی مسیح و حواریون پاکبازِ انگشتشمارش آن دستگاه بزرگ فرو پاشید.
بر این اساس میتوان اصحاب فیل را کنایه از دستگاه بزرگ و اصلاحناپذیرِ یهودیّت دانست که قرآن میگوید آیا ندیدی پروردگارت چه بر سرشان آورد (الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل) و چگونه نقشههایی که در سر میپروراندند را نقش بر آب کرد (الم یجعل کیدهم فی تضلیل).
سپس قرآن به چگونگی فروپاشی این دستگاه مذهبی میپردازد و سفیران خودجوش عیسی را به پرنده، و خود وی و آنها را به راهبان از خود گذشته (أبیل: راهب) تشبیه میکند و میگوید: پروردگارت در میانشان پیکهایی از دنیا گذشته [یعنی مقامات دنیوی که از طریق حضور در دستگاه یهودیت برایشان حاصل میشد] فرستاد همان حواریونی که بیچشمداشت به آگاهسازی مردم پرداختند و چونان پرنده بر سرشان آوار شدند (وارسل علیهم طیرا ابابیل).
النهاية في غريب الحديث ابن أثير ج ۱ ص ۱۶: ... ومنه الحديث (كان عيسى عليهالسلام يسمى أبيل الأبيلين) الأبيل - بوزن الأمير - : الراهب، سمي به لتأبله عن النساء وترك غشيانهن، والفعل منه أبل يأبل إبالة إذا تنسك وترهب. قال الشاعر : وما سبح الرهبان في كل بلدة * أبيل الأبيلن المسيح بن مريما ويروى : - أبيل الأبيليين عيسى بن مريما * على النسب.
پس قرآن با نزول این سوره به پیامبر دلگرمی میدهد که ای محمد، بدان چنانکه عیسی و یاران بیسلاح ولی آگاهش بر دستگاه مذهبی زمانشان پیروز شدند تو نیز بر دستگاه مذهبی زمانت پیروز میشوی.
https://t.me/baznegari/619
(با آرزوی بهبودی بیماران کورونایی و از جمله تایپیستِ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر)
Telegram
کانال بازنگری
تشبیهِ طیراً أبابیل
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
(بیان یک احتمال، به مناسبت میلاد پیامبر گرامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۲
@baznegari
ألم تر کیف فعل ربّک بأصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل. وأرسل علیهم طیراً أبابیل. ترمیهم بحجارة من سجّیل. فجعلهم کعصف مأکول (قرآن، سورۀ فیل)
گویند…
به ظالم رسماً ظلمورزی او را نهیب زن، وگرنه اُمّت محمّد بی اُمتِ محمد
... فإذا رَأیتَ اُمَّتِی لا یقولونَ للظالمِ: أنتَ ظالمٌ، فقد تُوُدِّعَ مِنهُم
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ @baznegari
.
... فإذا رَأیتَ اُمَّتِی لا یقولونَ للظالمِ: أنتَ ظالمٌ، فقد تُوُدِّعَ مِنهُم
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ @baznegari
.
رهبری و گرانی و تورم
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
@baznegari
مقام معظم رهبری امروز در سخنانی عمومی و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی، در بارۀ معضل جانکاه گرانی چنین گفتند:
«حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی، ارتباطی به تحریم ندارند و ناشی از ناهماهنگیها هستند، گفتند: بسیاری از گرانیهای اخیر توجیه ندارد و باید با هماهنگی بین دستگاههای مربوطه هرچه زودتر علاج شوند. ایشان، گرانی گوشت، مرغ، گوجه تا پوشک بچه را برغم موجود بودن جنس و کالا، گرانیهای بیمبنا و بیدلیل خواندند و افزودند: همۀ این گرانیها و مشکلات، با هماهنگی دستگاهها قابل حل هستند و باید مشکلات از جلوی پای مردم برداشته شود»:
https://www.irna.ir/news/84097610
در بارۀ این سخنان به نظر میرسد که:
۱- گویا مراد رهبر معظم از عبارت "گرانیهای اخیر" صرفاً از باب اشاره به اصل موضوع بوده وگرنه همه میدانیم این گرانیِ پیاپی و تورم افسارگسیخته، مربوط به "اخیر" نبوده و از حدود دو سال و نیمِ پیش تاکنون حضوری پیوسته و مستمر در زندگی مردم داشته و دارد.
۲- نیز گویا مراد رهبرمان از ذکر گوشت و پوشک و گوجه، محدود دانستن گرانی به این چهار قلم نبوده بلکه آنها را از باب نمونه و مثال بیان نمودهاند زیرا این گرانی در "همۀ کالاها و اقلام و خدمات (مگر معدودی)" آنهم به اندازۀ "چند صد درصد افزایش قیمت" وجود داشته و دارد.
۳- نیز گویا عبارت ایشان در رابطه با تقصیرِ "دستگاهها و ناهماهنگی میان آنها"، خدای ناکرده برای این بیان نشده که خودِ معظمله را تبرئه نموده و تقصیرات را فقط به گردن سایر دستگاهها بیندازند بلکه این بیان صرفاً از باب ذکرِ اصل مشکل و بیان نقاط آسیب بوده؛ به ویژه که مطابق قانون اساسی وظیفۀ هماهنگی میان دستگاهها (و نیز حتّی حلّ معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نباشد) دقیقاً بر عهدۀ "رهبری نظام" سپرده شده و این را خودِ ایشان بهتر از هر کس در جریان است. عالیترین مقامهای اداری کشور به ترتیب: مقام معظم رهبری (با اختیارات مطلقه) ، رئیس جمهور محترم (با ریاست دولت) و معاون اول (با ادارۀ امور اجرایی) بوده و بدیهی است که معضلات نظام (و در این مورد گرانیهای فراگیر و پیوسته و سنگین) به نسبتِ مسئولیت، میان این سه مقام عالیرتبه (همراه با وزیر مربوطه) تقسیم میشود (نقش غیر مدیریتیِ مجلس و قوۀ قضائیه نیز در جای خود محفوظ است).
از خوانندگان کانال بازنگری از اینکه در غیر حوزۀ تخصصیام مطلب نوشتم پوزش میخواهم (گهگاه چنین میشود ولی تلاش میکنم رویّه نشود)
T.me/baznegari/621
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
@baznegari
مقام معظم رهبری امروز در سخنانی عمومی و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی، در بارۀ معضل جانکاه گرانی چنین گفتند:
«حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی، ارتباطی به تحریم ندارند و ناشی از ناهماهنگیها هستند، گفتند: بسیاری از گرانیهای اخیر توجیه ندارد و باید با هماهنگی بین دستگاههای مربوطه هرچه زودتر علاج شوند. ایشان، گرانی گوشت، مرغ، گوجه تا پوشک بچه را برغم موجود بودن جنس و کالا، گرانیهای بیمبنا و بیدلیل خواندند و افزودند: همۀ این گرانیها و مشکلات، با هماهنگی دستگاهها قابل حل هستند و باید مشکلات از جلوی پای مردم برداشته شود»:
https://www.irna.ir/news/84097610
در بارۀ این سخنان به نظر میرسد که:
۱- گویا مراد رهبر معظم از عبارت "گرانیهای اخیر" صرفاً از باب اشاره به اصل موضوع بوده وگرنه همه میدانیم این گرانیِ پیاپی و تورم افسارگسیخته، مربوط به "اخیر" نبوده و از حدود دو سال و نیمِ پیش تاکنون حضوری پیوسته و مستمر در زندگی مردم داشته و دارد.
۲- نیز گویا مراد رهبرمان از ذکر گوشت و پوشک و گوجه، محدود دانستن گرانی به این چهار قلم نبوده بلکه آنها را از باب نمونه و مثال بیان نمودهاند زیرا این گرانی در "همۀ کالاها و اقلام و خدمات (مگر معدودی)" آنهم به اندازۀ "چند صد درصد افزایش قیمت" وجود داشته و دارد.
۳- نیز گویا عبارت ایشان در رابطه با تقصیرِ "دستگاهها و ناهماهنگی میان آنها"، خدای ناکرده برای این بیان نشده که خودِ معظمله را تبرئه نموده و تقصیرات را فقط به گردن سایر دستگاهها بیندازند بلکه این بیان صرفاً از باب ذکرِ اصل مشکل و بیان نقاط آسیب بوده؛ به ویژه که مطابق قانون اساسی وظیفۀ هماهنگی میان دستگاهها (و نیز حتّی حلّ معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نباشد) دقیقاً بر عهدۀ "رهبری نظام" سپرده شده و این را خودِ ایشان بهتر از هر کس در جریان است. عالیترین مقامهای اداری کشور به ترتیب: مقام معظم رهبری (با اختیارات مطلقه) ، رئیس جمهور محترم (با ریاست دولت) و معاون اول (با ادارۀ امور اجرایی) بوده و بدیهی است که معضلات نظام (و در این مورد گرانیهای فراگیر و پیوسته و سنگین) به نسبتِ مسئولیت، میان این سه مقام عالیرتبه (همراه با وزیر مربوطه) تقسیم میشود (نقش غیر مدیریتیِ مجلس و قوۀ قضائیه نیز در جای خود محفوظ است).
از خوانندگان کانال بازنگری از اینکه در غیر حوزۀ تخصصیام مطلب نوشتم پوزش میخواهم (گهگاه چنین میشود ولی تلاش میکنم رویّه نشود)
T.me/baznegari/621
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
رهبری و گرانی و تورم
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
@baznegari
مقام معظم رهبری امروز در سخنانی عمومی و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی، در بارۀ معضل جانکاه گرانی چنین گفتند:
«حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی، ارتباطی به…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۸/۱۳
@baznegari
مقام معظم رهبری امروز در سخنانی عمومی و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی، در بارۀ معضل جانکاه گرانی چنین گفتند:
«حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه بسیاری از مشکلات کنونی اقتصادی، ارتباطی به…
برای چی ما را میکشید؟
سربازان خدای بیرحمِ جاهلیّت، دانشجویان بیگناهِ دانشگاه کابل را به خاک و خون کشیدند؛
و هر چه پرسیده شود که: «برای چی کشته میشویم؛ جواب دهید» جوابی نخواهد آمد چه، گوش خدایشان بدهکار این پرسشها نیست و جز به قتل، رضایتش حاصل نمیشود.
راستی به کدامین گناه!؟ (بأیّ ذنبٍ قُتلت)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۴ @baznegari
https://af.shafaqna.com/wp-content/uploads/2020/11/123622438_3932465666782026_4179425666459950901_n.jpg
تصاویر پَر پَر شدگان:
https://af.shafaqna.com/FA/411754
سربازان خدای بیرحمِ جاهلیّت، دانشجویان بیگناهِ دانشگاه کابل را به خاک و خون کشیدند؛
و هر چه پرسیده شود که: «برای چی کشته میشویم؛ جواب دهید» جوابی نخواهد آمد چه، گوش خدایشان بدهکار این پرسشها نیست و جز به قتل، رضایتش حاصل نمیشود.
راستی به کدامین گناه!؟ (بأیّ ذنبٍ قُتلت)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۴ @baznegari
https://af.shafaqna.com/wp-content/uploads/2020/11/123622438_3932465666782026_4179425666459950901_n.jpg
تصاویر پَر پَر شدگان:
https://af.shafaqna.com/FA/411754
تقوىٰ و رهبری
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
@baznegari
ارزشیترین صفت و شرط رهبری برای عهدهداری این مسئولیت عبارت از تقوا است که لزوم آن در اصل پنجم و یکصد و نهمِ قانون اساسی ذکر شده است. این ارزش چنان جایگاه ممتازی در پیشگاه باریتعالی دارد که قرآن آشکارا میگوید: «گرامیترین شما در نزد پروردگار، با تقویترینِ شماست».
ما مردم ایران نزدیک به سه سال است که زیر سختترین ، ظالمانهترین و ضدِ بشریترین تحریمهای دولت کنونی آمریکا به سر میبریم بطوریکه نهادهای مربوط در آن کشورِ مدعی حقوق بشر هر روز پیگیری میکنند که کدام شرکت و بانک و کشور، کوچکترین داد و ستد و نقل و انتقالِ مالی با ما دارد تا با تهدید و خوی استکباری و ضد بشری و با إعمال روشهای شیطانی جلوی تداوم آن را بگیرند و در این راه حتی همسایههای دیوار به دیوارمان را نیز تهدید میکنند تا روز به روز حلقۀ محاصرۀ صد در صدی بر علیهِ کشور و خانوادهها کاملتر، و معیشت و زندگی عادی سخت و سختتر شود.
در این نوع جنگ تمامعیار، طبیعی است که "تصمیمگیری در بارۀ اقتصاد کشور" ، تأسیس یا تقویت نهادهای مربوطه، و خنثی کردنِ نقشۀ آنان باید اولویت نخست کشور و متولیان باشد. در همین راستا همزمان با إعمال تشدید تحریمها، در آغاز سال ۹۷ «شورای عالی هماهنگی اقتصادی قوای سهگانۀ کشور» (سران قوا) تأسیس شد تا با تصمیماتش در این شرایط اضطراری، توطئۀ ضدّ بشری دولت آمریکا را خنثی کند.
به جرأت میتوان گفت این نهاد تازهتأسیس، اهمیتش از هر نهاد دیگری: چه هیئت دولت چه مجلس شورا چه شورایعالی امنیت ملی چه مجمع تشخیص مصلحت و چه و چه بیشتر و بیشتر است.
چه کسی باید مسئول این شورای عالیِ هماهنگی باشد؟
بسیار طبیعی ، واضح و فاقد هر گونه ابهام است که مسئول این شورای عالی میبایست شخص "رهبری" باشد زیرا:
او نفر اول کشور است (و این شورا نیز عالیترین شورای فراقوهای بوده و حساسترین وظیفۀ حیثیتی را بر دوش دارد)
به تصریح قانون اساسی، اساساً وظیفه و مسئولیتِ "هماهنگی" میان قوا و تنظیم روابطشان، مشخصاً بر عهدۀ رهبری است (این وظیفه تا پیش از بازنگریِ قانون اساسی، بر عهدۀ رئیس جمهور بود و پس از بازنگریِ سال ۶۸ به رهبری سپرده شد).
غیبتِ مسئول
جای شگفتی دارد که جلسات این شورای بینهایت مهم، بدونِ "حضور و ریاستِ" مقام معظم رهبری تشکیل شده و میشود؛ و جای این پرسش را باقی گذاشته که ایشان در وقت تشکیل جلسات این شورا به چه کار مهمترِ دیگری مشغولاند؟ و اساساً مگر کار مهمتر دیگری وجود دارد؟
خلأ وجود "مسئول مافوقِ" قوا در جلسات این شورا کاملاً محسوس و قابل حدس است زیرا قوای شرکتکننده قوایی ذاتاً منفکاند که تنها مافوقِ مشترکشان میتواند به آنها انسجام ، شکل و یکپارچگی ببخشد.
و امّا علّت غیبت
از اینجا به بعد هر چه میگویم، برداشت شخصی است و در نتیجه میتواند درست باشد (که آرزو میکنم چنین نباشد) و میتواند نادرست باشد.
اولین احتمالی که در بارۀ علت غیبت رهبری در جلسات آن نهاد و در جایگاه ریاست آن به ذهن میرسد برکنار ماندن از پیامدهای منفیِ مصوبات آن شورا و مخدوش نشدن شوکت است.
طبیعی است تا وقتی آستین بالا نزنیم و وارد گود نشویم و فقط ارشاد و توصیه کنیم و از کمبودها و گرفتاریها فقط اظهار نگرانی کنیم و منتقد باشیم، همواره محبوب پیروان خواهیم بود ولی اگر پای در آب گذاریم و زندگی و معیشت و اشتغال مردممان را بر آبرو و عظمت خود اولویت دهیم و نگران خیس شدنِ پایمان نباشیم در این صورت مسئولیت و ریاست نهادهای ولو ریسکدار را بر عهده گرفته، و با نقش مافوقِ قوا و منحصر به فردی که در جلسات داریم گره از کار فرو بستۀ مردمِ زیر فشارِ مدعیان حقوق بشر باز میکنیم و اگر هم گاه تصمیماتمان منفی از آب درآمد، چه باک از انتقاد که هدیهای الهی شمردیمش.
آیا تقوا تأیید میکند که حفظ شوکت و معصومشماریِ ما به قیمتِ خراب شدنِ همۀ کاسه کوزهها بر سر دیگران تمام شود؟
آیا تقوا تأیید میکند که در سخنرانی عمومی خود، تورم و گرانیِ چندصد درصدی را بیمبنا و بیدلیل (و در بسیاری موارد بیارتباط با تحریم) تشخیص داده و آن را معلولِ ناهماهنگی دستگاهها و ناکارآمدیشان دانسته ولی نزدیک سه سال نظارهگر این ناکارآمدی و ناهماهنگی و گرانیِ چندصددرصدیِ بیمبنا و بیدلیل باشیم و به وظیفۀ ذاتی خود در پذیرش ریاست و مسئولیت آن شورا برای ایجاد هماهنگی و جلوگیری از افزایش بیمبنا عمل نکنیم و از دیگران ایراد گیریم؟
اینک که این متن را مینویسم رئیس جمهورِ کنونی آمریکا در انتخابات شکست خورده و کس دیگری رئیس جمهورشان میشود و یحتمل التهابات اقتصادی و فشارهای مضاعف کمی فروکش کند، اما من نوشتم تا یادمان نرود که رهبرمان در سختترین شرایط اقتصادی کشور شخصاً به میدان نیامد و مردم را تنها گذاشت (و شوکت و معصومشماری محفوظ ماند).
با پوزش از رهبر معظم
T.me/baznegari/624
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
@baznegari
ارزشیترین صفت و شرط رهبری برای عهدهداری این مسئولیت عبارت از تقوا است که لزوم آن در اصل پنجم و یکصد و نهمِ قانون اساسی ذکر شده است. این ارزش چنان جایگاه ممتازی در پیشگاه باریتعالی دارد که قرآن آشکارا میگوید: «گرامیترین شما در نزد پروردگار، با تقویترینِ شماست».
ما مردم ایران نزدیک به سه سال است که زیر سختترین ، ظالمانهترین و ضدِ بشریترین تحریمهای دولت کنونی آمریکا به سر میبریم بطوریکه نهادهای مربوط در آن کشورِ مدعی حقوق بشر هر روز پیگیری میکنند که کدام شرکت و بانک و کشور، کوچکترین داد و ستد و نقل و انتقالِ مالی با ما دارد تا با تهدید و خوی استکباری و ضد بشری و با إعمال روشهای شیطانی جلوی تداوم آن را بگیرند و در این راه حتی همسایههای دیوار به دیوارمان را نیز تهدید میکنند تا روز به روز حلقۀ محاصرۀ صد در صدی بر علیهِ کشور و خانوادهها کاملتر، و معیشت و زندگی عادی سخت و سختتر شود.
در این نوع جنگ تمامعیار، طبیعی است که "تصمیمگیری در بارۀ اقتصاد کشور" ، تأسیس یا تقویت نهادهای مربوطه، و خنثی کردنِ نقشۀ آنان باید اولویت نخست کشور و متولیان باشد. در همین راستا همزمان با إعمال تشدید تحریمها، در آغاز سال ۹۷ «شورای عالی هماهنگی اقتصادی قوای سهگانۀ کشور» (سران قوا) تأسیس شد تا با تصمیماتش در این شرایط اضطراری، توطئۀ ضدّ بشری دولت آمریکا را خنثی کند.
به جرأت میتوان گفت این نهاد تازهتأسیس، اهمیتش از هر نهاد دیگری: چه هیئت دولت چه مجلس شورا چه شورایعالی امنیت ملی چه مجمع تشخیص مصلحت و چه و چه بیشتر و بیشتر است.
چه کسی باید مسئول این شورای عالیِ هماهنگی باشد؟
بسیار طبیعی ، واضح و فاقد هر گونه ابهام است که مسئول این شورای عالی میبایست شخص "رهبری" باشد زیرا:
او نفر اول کشور است (و این شورا نیز عالیترین شورای فراقوهای بوده و حساسترین وظیفۀ حیثیتی را بر دوش دارد)
به تصریح قانون اساسی، اساساً وظیفه و مسئولیتِ "هماهنگی" میان قوا و تنظیم روابطشان، مشخصاً بر عهدۀ رهبری است (این وظیفه تا پیش از بازنگریِ قانون اساسی، بر عهدۀ رئیس جمهور بود و پس از بازنگریِ سال ۶۸ به رهبری سپرده شد).
غیبتِ مسئول
جای شگفتی دارد که جلسات این شورای بینهایت مهم، بدونِ "حضور و ریاستِ" مقام معظم رهبری تشکیل شده و میشود؛ و جای این پرسش را باقی گذاشته که ایشان در وقت تشکیل جلسات این شورا به چه کار مهمترِ دیگری مشغولاند؟ و اساساً مگر کار مهمتر دیگری وجود دارد؟
خلأ وجود "مسئول مافوقِ" قوا در جلسات این شورا کاملاً محسوس و قابل حدس است زیرا قوای شرکتکننده قوایی ذاتاً منفکاند که تنها مافوقِ مشترکشان میتواند به آنها انسجام ، شکل و یکپارچگی ببخشد.
و امّا علّت غیبت
از اینجا به بعد هر چه میگویم، برداشت شخصی است و در نتیجه میتواند درست باشد (که آرزو میکنم چنین نباشد) و میتواند نادرست باشد.
اولین احتمالی که در بارۀ علت غیبت رهبری در جلسات آن نهاد و در جایگاه ریاست آن به ذهن میرسد برکنار ماندن از پیامدهای منفیِ مصوبات آن شورا و مخدوش نشدن شوکت است.
طبیعی است تا وقتی آستین بالا نزنیم و وارد گود نشویم و فقط ارشاد و توصیه کنیم و از کمبودها و گرفتاریها فقط اظهار نگرانی کنیم و منتقد باشیم، همواره محبوب پیروان خواهیم بود ولی اگر پای در آب گذاریم و زندگی و معیشت و اشتغال مردممان را بر آبرو و عظمت خود اولویت دهیم و نگران خیس شدنِ پایمان نباشیم در این صورت مسئولیت و ریاست نهادهای ولو ریسکدار را بر عهده گرفته، و با نقش مافوقِ قوا و منحصر به فردی که در جلسات داریم گره از کار فرو بستۀ مردمِ زیر فشارِ مدعیان حقوق بشر باز میکنیم و اگر هم گاه تصمیماتمان منفی از آب درآمد، چه باک از انتقاد که هدیهای الهی شمردیمش.
آیا تقوا تأیید میکند که حفظ شوکت و معصومشماریِ ما به قیمتِ خراب شدنِ همۀ کاسه کوزهها بر سر دیگران تمام شود؟
آیا تقوا تأیید میکند که در سخنرانی عمومی خود، تورم و گرانیِ چندصد درصدی را بیمبنا و بیدلیل (و در بسیاری موارد بیارتباط با تحریم) تشخیص داده و آن را معلولِ ناهماهنگی دستگاهها و ناکارآمدیشان دانسته ولی نزدیک سه سال نظارهگر این ناکارآمدی و ناهماهنگی و گرانیِ چندصددرصدیِ بیمبنا و بیدلیل باشیم و به وظیفۀ ذاتی خود در پذیرش ریاست و مسئولیت آن شورا برای ایجاد هماهنگی و جلوگیری از افزایش بیمبنا عمل نکنیم و از دیگران ایراد گیریم؟
اینک که این متن را مینویسم رئیس جمهورِ کنونی آمریکا در انتخابات شکست خورده و کس دیگری رئیس جمهورشان میشود و یحتمل التهابات اقتصادی و فشارهای مضاعف کمی فروکش کند، اما من نوشتم تا یادمان نرود که رهبرمان در سختترین شرایط اقتصادی کشور شخصاً به میدان نیامد و مردم را تنها گذاشت (و شوکت و معصومشماری محفوظ ماند).
با پوزش از رهبر معظم
T.me/baznegari/624
Telegram
خبرآنلاين
هماکنون؛ تیتر یک معنیدار سایت رهبر انقلاب
@KhabarOnline_IR
@KhabarOnline_IR
این فرد، در بلای فراگیر کرونا نه فقط همۀ تحریمها را پابرجا نگه داشت و هیچ رفتار متفاوتی نشان نداد بلکه هر روز بر شدت آن افزود.
این سیاستِ انسانستیز بر علیه دهها میلیون انسان، در جلوی چشم نهادهای ریز و درشتِ حقوق بشری که حتی به ریزترین حقوق حیوانات حساساند و نیز در برابر رؤسای قدرتمند فرنگ که برای حقوق چهار زندانی دل میسوزانند و بیانیه صادر میکنند رُخ داد. تاریخ به این حقوق بشر خواهد خندید.
او رفت اما نقابِ آنان نه
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
@baznegari
این سیاستِ انسانستیز بر علیه دهها میلیون انسان، در جلوی چشم نهادهای ریز و درشتِ حقوق بشری که حتی به ریزترین حقوق حیوانات حساساند و نیز در برابر رؤسای قدرتمند فرنگ که برای حقوق چهار زندانی دل میسوزانند و بیانیه صادر میکنند رُخ داد. تاریخ به این حقوق بشر خواهد خندید.
او رفت اما نقابِ آنان نه
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۰۸/۱۷
@baznegari
این جمله از کیست؟ بخش۱
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام به هیچ روی باورمان نشده و نمیشود که پاسخ، گزینۀ الف باشد و نمیپذیریم علامۀ طباطبایی چنین سخنی گفته باشد، ولی بیهیچ مقاومتی، صدور آن از فقیه احمد جنتی و امثال او را محتمل میدانیم؛ امّا با صد افسوس و اندوه جانسوز به آگاهی میرساند که آن جمله را هر دویِ آنها گفتهاند!!
و یعنی از جنتی تا علامه که طیف وسیع و متنوعی از علمای دینی را در بر میگیرد، موضعی واحد و ضد انسانی بر علیه غیر مسلمانان دارند. این دقیقاً همان چیزی است که باید تغییر کند. خوشبختانه در منابع اصیل دینی به وفور اسناد مهمی برای کنار گذاردن این موضعِ سنتی و روی آوردن به موضعی برابر و انسانی وجود دارد (قابل حدس است که اگر علامه طباطبایی اینک زنده بود از این رأیش فاصله میگرفت و در مبنای تکریم، تصحیحات جدی اِعمال میکرد چنانکه برخی از شاگردانش به این تصحیح گرایش پیدا کردند).
ریشۀ مشکل کجاست؟
ما دچار مشکل اخلاقی هستیم؛ مشکل به اخلاقِ آپارتایدی ما برمیگردد
زیرا مطابق تفسیر سنتی (والبته نادرست و غیر اصیل) از دین، ما مسلمانان خود را تافتۀ جدا بافتۀ خدا میشماریم؛
ارزشی برای مطلق انسان قائل نبوده، و مبنای تکریم و شرط بهرهمندی انسان از حقوق را به پذیرش اسلام، رعایت تقیّدات اسلامی، و تندادن به منصب ولایت منوط میکنیم
نگاه تبعیضآلود بر ذهن و روان و افکار و رفتارمان سایه افکنده
تا جایی که علمای مسلمان حق انحصاری زعامت بشر تا پایان جهان را برخیشان به آحاد قبیلۀ قریش (اهل سنت) و برخی به آل علی (ما شیعیان) سپردهاند.
اگر این احکام و پندارها را نتوان تبعیض نامید پس ما را آگاه کنید و تبعیض، نژادپرستی و ناسیونالیسم افراطی را برایمان بازتعریف کنید!
پرسش جدی و اساسی که امروز فقیه باید در خلوت خود به آن بیندیشد ، به آن بپردازد و بیهیچ تعارفی پاسخ دهد این است که:
آیا مسلمان نبودن جرم است؟
آیا نامسلمانیِ کشورها مستوجب دندان تیز کردنِ ما برای به انقیادِ خود درآوردنِ آنهاست؟
آیا ما باید به چند میلیارد جمعیت غیر مسلمانِ جهان به چشم اُشتر و حیوان بنگریم؟
دومین مشکل- حجیت فعل و انفعالات مردم عصر و مصر پیامبر برای تعمیم:
علما جهان امروز را همچنان بر اساس انتخابها و فعلوانفعالات مردمی که چهارده قرن پیش در گوشهای از زمین هنگام بعثت پیامبرمان زندگی میکردند به دو قطب اسلام و کفر تقسیم میکنند.
تا زمانی که ما مسلمانان، نافع و نامسلمانان، متضرر از تصمیم و فعلوانفعالات آن قبایل معدود در واکنشِ مثبت و منفیشان به دعوت پیامبر به شمار آییم و انتخابهای آنها به کل بشریت تعمیم یابد نباید انتظار گشایش پایدار داشت
اسناد
فقیه احمد جنتی:
بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند:
Tabnak.ir/fa/news/781823
توجه- پس از بیان سخن فوق از سوی جنتی، هیچیک از علمای سنتی نسبت به آن موضع منفی نگرفت. ضمنا قلم از ترجمۀ عبارت علامه که در زیر میآورم با توجه به شخصیت والا و سالروز وفاتش شرم دارد
علامه طباطبایی:
«والإسلام لما وضع بنية المجتمع -المجتمع الديني- على أساس التوحيد وحكومة الدين الإسلامي ألغى جزئية كل مستنكف عن التوحيد وحكومة الدين من المجتمع الإنساني إلا مع ذمة أو عهد فكان الخارج عن الدين وحكومته وعهده خارجا عن المجتمع الإنساني لا يعامل معه إلا معاملة غير الإنسان الذي للإنسان أن يحرمه عن أي نعمة يتمتع بها الإنسان في حياته ، ويدفعه بتطهير الأرض من رجس استكباره وإفساده فهو مسلوب الحرمة عن نفسه وعمله ونتائج أي مسعى من مساعيه ، فللجيش الإسلامي أن يتخذ أسرى ويستعبد عند الغلبة.
ما هو السبيل إلى الاستعباد في الإسلام؟ يتأهب المسلمون على من يلونهم من الكفار فيتمون عليهم الحجة ويدعونهم إلى كلمة الحق بالحكمة والموعظة والمجادلة بالتي هي أحسن فإن أجابوا فإخوان في الدين لهم ما للمسلمين وعليهم ما عليهم وإن أبوا إلا الرد فإن كانوا أهل كتاب وقبلوا الجزية تركوا وهم على ذمتهم، وإن أخذوا عهدا كانوا أهل كتاب أم لا وفي بعهدهم، وإن لم يكن شيء من ذلك أوذنوا على سواء وقوتلوا. يقتل منهم من شهر سيفا ودخل المعركة ولا يقتل منهم من ألقى السلم، ولا يقتل منهم المستضعفون من الرجال والنساء والولدان، ولا يبيتون ولا يغتالون، ولا يقطع عنهم الماء، ولا يعذبون ولا يمثل بهم فيقاتلون حتى لا تكون فتنة ويكون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا على الظالمين. فإذا غلبوهم ووضعت الحرب أوزارها فما تسلط عليه المسلمون من نفوسهم وأموالهم فهو لهم» (المیزان ج ۶ ص ۳۴۶ شرح آیات ۱۲۰-۱۱۶ مائده):
lib.eshia.ir/12016/6/346
یادداشت مرتبط:
T.me/baznegari/123
.
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام به هیچ روی باورمان نشده و نمیشود که پاسخ، گزینۀ الف باشد و نمیپذیریم علامۀ طباطبایی چنین سخنی گفته باشد، ولی بیهیچ مقاومتی، صدور آن از فقیه احمد جنتی و امثال او را محتمل میدانیم؛ امّا با صد افسوس و اندوه جانسوز به آگاهی میرساند که آن جمله را هر دویِ آنها گفتهاند!!
و یعنی از جنتی تا علامه که طیف وسیع و متنوعی از علمای دینی را در بر میگیرد، موضعی واحد و ضد انسانی بر علیه غیر مسلمانان دارند. این دقیقاً همان چیزی است که باید تغییر کند. خوشبختانه در منابع اصیل دینی به وفور اسناد مهمی برای کنار گذاردن این موضعِ سنتی و روی آوردن به موضعی برابر و انسانی وجود دارد (قابل حدس است که اگر علامه طباطبایی اینک زنده بود از این رأیش فاصله میگرفت و در مبنای تکریم، تصحیحات جدی اِعمال میکرد چنانکه برخی از شاگردانش به این تصحیح گرایش پیدا کردند).
ریشۀ مشکل کجاست؟
ما دچار مشکل اخلاقی هستیم؛ مشکل به اخلاقِ آپارتایدی ما برمیگردد
زیرا مطابق تفسیر سنتی (والبته نادرست و غیر اصیل) از دین، ما مسلمانان خود را تافتۀ جدا بافتۀ خدا میشماریم؛
ارزشی برای مطلق انسان قائل نبوده، و مبنای تکریم و شرط بهرهمندی انسان از حقوق را به پذیرش اسلام، رعایت تقیّدات اسلامی، و تندادن به منصب ولایت منوط میکنیم
نگاه تبعیضآلود بر ذهن و روان و افکار و رفتارمان سایه افکنده
تا جایی که علمای مسلمان حق انحصاری زعامت بشر تا پایان جهان را برخیشان به آحاد قبیلۀ قریش (اهل سنت) و برخی به آل علی (ما شیعیان) سپردهاند.
اگر این احکام و پندارها را نتوان تبعیض نامید پس ما را آگاه کنید و تبعیض، نژادپرستی و ناسیونالیسم افراطی را برایمان بازتعریف کنید!
پرسش جدی و اساسی که امروز فقیه باید در خلوت خود به آن بیندیشد ، به آن بپردازد و بیهیچ تعارفی پاسخ دهد این است که:
آیا مسلمان نبودن جرم است؟
آیا نامسلمانیِ کشورها مستوجب دندان تیز کردنِ ما برای به انقیادِ خود درآوردنِ آنهاست؟
آیا ما باید به چند میلیارد جمعیت غیر مسلمانِ جهان به چشم اُشتر و حیوان بنگریم؟
دومین مشکل- حجیت فعل و انفعالات مردم عصر و مصر پیامبر برای تعمیم:
علما جهان امروز را همچنان بر اساس انتخابها و فعلوانفعالات مردمی که چهارده قرن پیش در گوشهای از زمین هنگام بعثت پیامبرمان زندگی میکردند به دو قطب اسلام و کفر تقسیم میکنند.
تا زمانی که ما مسلمانان، نافع و نامسلمانان، متضرر از تصمیم و فعلوانفعالات آن قبایل معدود در واکنشِ مثبت و منفیشان به دعوت پیامبر به شمار آییم و انتخابهای آنها به کل بشریت تعمیم یابد نباید انتظار گشایش پایدار داشت
اسناد
فقیه احمد جنتی:
بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند:
Tabnak.ir/fa/news/781823
توجه- پس از بیان سخن فوق از سوی جنتی، هیچیک از علمای سنتی نسبت به آن موضع منفی نگرفت. ضمنا قلم از ترجمۀ عبارت علامه که در زیر میآورم با توجه به شخصیت والا و سالروز وفاتش شرم دارد
علامه طباطبایی:
«والإسلام لما وضع بنية المجتمع -المجتمع الديني- على أساس التوحيد وحكومة الدين الإسلامي ألغى جزئية كل مستنكف عن التوحيد وحكومة الدين من المجتمع الإنساني إلا مع ذمة أو عهد فكان الخارج عن الدين وحكومته وعهده خارجا عن المجتمع الإنساني لا يعامل معه إلا معاملة غير الإنسان الذي للإنسان أن يحرمه عن أي نعمة يتمتع بها الإنسان في حياته ، ويدفعه بتطهير الأرض من رجس استكباره وإفساده فهو مسلوب الحرمة عن نفسه وعمله ونتائج أي مسعى من مساعيه ، فللجيش الإسلامي أن يتخذ أسرى ويستعبد عند الغلبة.
ما هو السبيل إلى الاستعباد في الإسلام؟ يتأهب المسلمون على من يلونهم من الكفار فيتمون عليهم الحجة ويدعونهم إلى كلمة الحق بالحكمة والموعظة والمجادلة بالتي هي أحسن فإن أجابوا فإخوان في الدين لهم ما للمسلمين وعليهم ما عليهم وإن أبوا إلا الرد فإن كانوا أهل كتاب وقبلوا الجزية تركوا وهم على ذمتهم، وإن أخذوا عهدا كانوا أهل كتاب أم لا وفي بعهدهم، وإن لم يكن شيء من ذلك أوذنوا على سواء وقوتلوا. يقتل منهم من شهر سيفا ودخل المعركة ولا يقتل منهم من ألقى السلم، ولا يقتل منهم المستضعفون من الرجال والنساء والولدان، ولا يبيتون ولا يغتالون، ولا يقطع عنهم الماء، ولا يعذبون ولا يمثل بهم فيقاتلون حتى لا تكون فتنة ويكون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا على الظالمين. فإذا غلبوهم ووضعت الحرب أوزارها فما تسلط عليه المسلمون من نفوسهم وأموالهم فهو لهم» (المیزان ج ۶ ص ۳۴۶ شرح آیات ۱۲۰-۱۱۶ مائده):
lib.eshia.ir/12016/6/346
یادداشت مرتبط:
T.me/baznegari/123
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
این جمله از کیست؟ بخش۱
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
ادامۀ یادداشتِ "این جمله از کیست؟" بخش۲
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۷
@baznegari
چند روز پیش یادداشت این جمله از کیست؟ (مصادف با سالگرد وفات علامه طباطبایی) منتشر شد و موجی از بُهت ، پرسش و نقدوبررسی را به وجود آورد. علت این مسئله علاقۀ زایدالوصف به ایشان و تفسیر او المیزان است که من نیز با آنان در این تعلق خاطر شریکم اما نباید این علاقهها (و کلاً حب و بغضها) مانع دیدنِ حقیقت شود.
حقیقت این است که با وجود تمایزات و برجستگیهای فراوان علامه طباطبایی، اما متأسفانه آراء وی در بارۀ غیر مسلمانان هیچ تفاوت محسوسی با احکام نامسلمانستیزِ قدما (فقهای سنتی) ندارد.
ناباوری و بُهت ما از علامه، به خاطر زاویه داشتن این رأی او با مشرب فلسفی و عرفانی که از وی سراغ داریم میباشد ولی نباید غافل از این بود که معمولاً وقتی همین علمای منحصر به فرد سراغ احکام فقهی میروند انگار با اقتضائات عقلی فلسفی و عرفانی انسانی خداحافظی میکنند و عیناً همان احکامِ بعضاً تند و فاقد توجیه را با توجیهات عقلی تکرار میکنند.
در پُست پیشین یک سند ناامیدکننده از رأی وی آوردم ولی از آن بدتر، صراحت لهجۀ وی همچون قدمای فقه سنتی در نادیده گرفتنِ "حق حیاتِ" انسان (در اینجا مرادم غیر مسلمانها) است که مطابق این سند جدید، حیات آنان را فقط به شرط اسلام آوردن یا به شرط تحت حکومت اسلامی زیستنِ موحدانشان روا میداند و در غیر اینصورت نه:
«... والذي يعتبره الإسلام في ثبوت الحق هو دين التوحيد من الإسلام أو الذمة فمن لا إسلام له ولا ذمة ، فلا حق له من الحيوة وهو الذي ينطبق على الناموس الفطري الذي سمعت أنه المعتبر إجمالاً عند المجتمع الإنساني» (المیزان ج۳ ص۲۶۲)
و شگفتی مضاعف اینکه این حکمِ تبعیضآمیز را بلافاصله پس از استدلال مفصل در تقبیح رفتار "تبعیضآمیز" یهود بیان کرد.
در خصوص سند بالا فقط به متن علامه توجه شود و نه افزودههای ترجمۀ المیزان ج۳ ص۴۱۴
و از این دو سند، شگفتانگیزتر این است که برای توجیه و جا انداختن مسئله (و این پرسش مقدر که آیا این تندی و خشونت، انسانی و حق است یا نه) ابتدا "انسانیت و حق انسانی" و "دشمن حیات و انسانیت نبودن" را به توحید و اسلامآوری تفسیر میکند و سپس با خیالی آسوده، آنان را به جُرم گردنکشی در برابر "انسانیت" ، "حق انسانی" و به جرم "دشمن حیات و انسانیت بودن" مستحق نابودی میداند، و با این استدلال، لشکرکشی به سمت غیرمسلمانها را جهادی دفاعی، برای دفاع از حق فطری انسانها و مقابله با دشمنان بشریت و حیات معرفی میکند:
المیزان ج۲ ص ۶۸-۶۵ (ترجمۀ المیزان ج۲ ص ۱۰۰-۹۶): «وجملة الامر أن القرآن يذكر أن الاسلام ودين التوحيد مبني على أساس الفطرة وهو القيم على إصلاح الانسانية في حيوتها ... فإقامته والتحفظ عليه أهم حقوق الانسانية المشروعة ... فسمى الجهاد والقتال الذي يدعى له المؤمنون محييا لهم ، ومعناه أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الاسلام أو كان قتالا ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الانسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الانسانية وموت الفطرة ، وفي القتال وهو دفاع عن حقها إعادة لحياتها وإحيائها بعد الموت. ومن هناك يستشعر الفطن اللبيب : إنه ينبغي أن يكون للاسلام حكم دفاعي في تطهير الارض من لوث مطلق الشرك وإخلاص الايمان لله سبحانه وتعالى فان هذا القتال الذى تذكره الآيات المذكورة إنما هو لاماتة الشرك الظاهر من الوثنية ، أو لاعلاء كلمة الحق على كلمة اهل الكتاب بحملهم على اعطاء الجزية ... وذلك أن القرآن يبين أن الاسلام مبني على قضاء الفطرة الانسانية التي لا ينبغي أن يرتاب أن كمال الانسان في حياته هو ما قضت به وحكمت ودعت إليه ، وهي تقضى بأن التوحيد هو الاساس الذي يجب بناء القوانين الفردية والاجتماعية عليه ، وأن الدفاع عن هذا الاصل بنشره بين الناس وحفظه من الهلاك والفساد حق مشروع للانسانية يجب استيفائه بأى وسيلة ممكنة ، وقد روعي في ذلك طريق الاعتدال ، فبدأ بالدعوة المجردة والصبر على الاذى في جنب الله ، ثم الدفاع عن بيضة الاسلام ونفوس المسلمين وأعراضهم وأموالهم ، ثم القتال الابتدائي الذي هو دفاع عن حق الانسانية وكلمة التوحيد... وأما ما ذكروه من استلزامه الاكراه عند الغلبة فلا ضير فيه بعد توقف إحياء الانسانية على تحميل الحق المشروع على عدة من الافراد بعد البيان واقامة الحجة البالغة عليهم ، وهذه طريقة دائرة بين الملل والدول فان المتمرد المتخلف عن القوانين المدنية يدعى إلى تبعيتها ثم يحمل عليه بأي وسيلة أمكنت ولو انجر إلى القتال حتى يطيع وينقاد طوعا أو كرها. على ان الكره انما يعيش ويدوم في طبقة واحدة من النسل ، ثم التعليم والتربية الدينيان يصلحان الطبقات الآتية بإنشائها على الدين الفطري وكلمة التوحيد طوعا»
برای نقد قرآنیِ این برداشت علامه (در جهاد ابتدایی) به کتاب جهاد در اسلامِ مرحوم صالحی نجفآبادی (ص ۶۰-۵۶) مراجعه شود
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۷
@baznegari
چند روز پیش یادداشت این جمله از کیست؟ (مصادف با سالگرد وفات علامه طباطبایی) منتشر شد و موجی از بُهت ، پرسش و نقدوبررسی را به وجود آورد. علت این مسئله علاقۀ زایدالوصف به ایشان و تفسیر او المیزان است که من نیز با آنان در این تعلق خاطر شریکم اما نباید این علاقهها (و کلاً حب و بغضها) مانع دیدنِ حقیقت شود.
حقیقت این است که با وجود تمایزات و برجستگیهای فراوان علامه طباطبایی، اما متأسفانه آراء وی در بارۀ غیر مسلمانان هیچ تفاوت محسوسی با احکام نامسلمانستیزِ قدما (فقهای سنتی) ندارد.
ناباوری و بُهت ما از علامه، به خاطر زاویه داشتن این رأی او با مشرب فلسفی و عرفانی که از وی سراغ داریم میباشد ولی نباید غافل از این بود که معمولاً وقتی همین علمای منحصر به فرد سراغ احکام فقهی میروند انگار با اقتضائات عقلی فلسفی و عرفانی انسانی خداحافظی میکنند و عیناً همان احکامِ بعضاً تند و فاقد توجیه را با توجیهات عقلی تکرار میکنند.
در پُست پیشین یک سند ناامیدکننده از رأی وی آوردم ولی از آن بدتر، صراحت لهجۀ وی همچون قدمای فقه سنتی در نادیده گرفتنِ "حق حیاتِ" انسان (در اینجا مرادم غیر مسلمانها) است که مطابق این سند جدید، حیات آنان را فقط به شرط اسلام آوردن یا به شرط تحت حکومت اسلامی زیستنِ موحدانشان روا میداند و در غیر اینصورت نه:
«... والذي يعتبره الإسلام في ثبوت الحق هو دين التوحيد من الإسلام أو الذمة فمن لا إسلام له ولا ذمة ، فلا حق له من الحيوة وهو الذي ينطبق على الناموس الفطري الذي سمعت أنه المعتبر إجمالاً عند المجتمع الإنساني» (المیزان ج۳ ص۲۶۲)
و شگفتی مضاعف اینکه این حکمِ تبعیضآمیز را بلافاصله پس از استدلال مفصل در تقبیح رفتار "تبعیضآمیز" یهود بیان کرد.
در خصوص سند بالا فقط به متن علامه توجه شود و نه افزودههای ترجمۀ المیزان ج۳ ص۴۱۴
و از این دو سند، شگفتانگیزتر این است که برای توجیه و جا انداختن مسئله (و این پرسش مقدر که آیا این تندی و خشونت، انسانی و حق است یا نه) ابتدا "انسانیت و حق انسانی" و "دشمن حیات و انسانیت نبودن" را به توحید و اسلامآوری تفسیر میکند و سپس با خیالی آسوده، آنان را به جُرم گردنکشی در برابر "انسانیت" ، "حق انسانی" و به جرم "دشمن حیات و انسانیت بودن" مستحق نابودی میداند، و با این استدلال، لشکرکشی به سمت غیرمسلمانها را جهادی دفاعی، برای دفاع از حق فطری انسانها و مقابله با دشمنان بشریت و حیات معرفی میکند:
المیزان ج۲ ص ۶۸-۶۵ (ترجمۀ المیزان ج۲ ص ۱۰۰-۹۶): «وجملة الامر أن القرآن يذكر أن الاسلام ودين التوحيد مبني على أساس الفطرة وهو القيم على إصلاح الانسانية في حيوتها ... فإقامته والتحفظ عليه أهم حقوق الانسانية المشروعة ... فسمى الجهاد والقتال الذي يدعى له المؤمنون محييا لهم ، ومعناه أن القتال سواء كان بعنوان الدفاع عن المسلمين أو عن بيضة الاسلام أو كان قتالا ابتدائيا كل ذلك بالحقيقة دفاع عن حق الانسانية في حياتها ففي الشرك بالله سبحانه هلاك الانسانية وموت الفطرة ، وفي القتال وهو دفاع عن حقها إعادة لحياتها وإحيائها بعد الموت. ومن هناك يستشعر الفطن اللبيب : إنه ينبغي أن يكون للاسلام حكم دفاعي في تطهير الارض من لوث مطلق الشرك وإخلاص الايمان لله سبحانه وتعالى فان هذا القتال الذى تذكره الآيات المذكورة إنما هو لاماتة الشرك الظاهر من الوثنية ، أو لاعلاء كلمة الحق على كلمة اهل الكتاب بحملهم على اعطاء الجزية ... وذلك أن القرآن يبين أن الاسلام مبني على قضاء الفطرة الانسانية التي لا ينبغي أن يرتاب أن كمال الانسان في حياته هو ما قضت به وحكمت ودعت إليه ، وهي تقضى بأن التوحيد هو الاساس الذي يجب بناء القوانين الفردية والاجتماعية عليه ، وأن الدفاع عن هذا الاصل بنشره بين الناس وحفظه من الهلاك والفساد حق مشروع للانسانية يجب استيفائه بأى وسيلة ممكنة ، وقد روعي في ذلك طريق الاعتدال ، فبدأ بالدعوة المجردة والصبر على الاذى في جنب الله ، ثم الدفاع عن بيضة الاسلام ونفوس المسلمين وأعراضهم وأموالهم ، ثم القتال الابتدائي الذي هو دفاع عن حق الانسانية وكلمة التوحيد... وأما ما ذكروه من استلزامه الاكراه عند الغلبة فلا ضير فيه بعد توقف إحياء الانسانية على تحميل الحق المشروع على عدة من الافراد بعد البيان واقامة الحجة البالغة عليهم ، وهذه طريقة دائرة بين الملل والدول فان المتمرد المتخلف عن القوانين المدنية يدعى إلى تبعيتها ثم يحمل عليه بأي وسيلة أمكنت ولو انجر إلى القتال حتى يطيع وينقاد طوعا أو كرها. على ان الكره انما يعيش ويدوم في طبقة واحدة من النسل ، ثم التعليم والتربية الدينيان يصلحان الطبقات الآتية بإنشائها على الدين الفطري وكلمة التوحيد طوعا»
برای نقد قرآنیِ این برداشت علامه (در جهاد ابتدایی) به کتاب جهاد در اسلامِ مرحوم صالحی نجفآبادی (ص ۶۰-۵۶) مراجعه شود
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
این جمله از کیست؟ بخش۱
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
چکیدۀ نامسلمانستیزی در یادداشتِ "این جمله از کیست؟" بخش۳
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۸
@baznegari
آنچه در روزهای پیش در دو یادداشت با عنوان: «این جمله از کیست؟ و نیز ادامۀ این جمله از کیست؟» از صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان و در انتقاد از برداشت وی نقل کردم را به صورت چکیده در سه شمارۀ زیر خلاصه میکنم:
یک- کسی که "مسلمان" و "شهروند حکومت اسلامی" نباشد حقّ حیات ندارد:
«فمن لا إسلام له ولا ذمة فلا حق له من الحيوة»
دو- کسی که مسلمان و شهروند حکومت اسلامی نباشد باید مورد حملۀ نظامی قرار گیرد:
«يتأهب المسلمون على من يلونهم من الكفار فيتمون عليهم الحجة ويدعونهم إلى كلمة الحق بالحكمة والموعظة والمجادلة بالتي هي أحسن فإن أجابوا فإخوان في الدين لهم ما للمسلمين وعليهم ما عليهم وإن أبوا إلا الرد فإن كانوا أهل كتاب وقبلوا الجزية تركوا وهم على ذمتهم، وإن أخذوا عهدا كانوا أهل كتاب أم لا وفي بعهدهم، وإن لم يكن شيء من ذلك أوذنوا على سواء وقوتلوا»
سه- کسی که مسلمان و شهروند حکومت اسلامی نباشد جزو آحاد انسانی به شمار نمیآید ، فاقد حرمت انسانی بوده و باید با او رفتار (حیوانی) و غیر انسانی داشت:
«والإسلام لما وضع بنية المجتمع -المجتمع الديني- على أساس التوحيد وحكومة الدين الإسلامي ألغى جزئية كل مستنكف عن التوحيد وحكومة الدين من المجتمع الإنساني إلا مع ذمة أو عهد فكان الخارج عن الدين وحكومته وعهده خارجا عن المجتمع الإنساني لا يعامل معه إلا معاملة غير الإنسان الذي للإنسان أن يحرمه عن أي نعمة يتمتع بها الإنسان في حياته ، ويدفعه بتطهير الأرض من رجس استكباره وإفساده فهو مسلوب الحرمة عن نفسه وعمله ونتائج أي مسعى من مساعيه ، فللجيش الإسلامي أن يتخذ أسرى ويستعبد عند الغلبة»
این سه، گوشهای از احکام فقه سنتی بر علیه نامسلمانها/کفار است که عیناً و مو به مو توسط صاحب تفسیر المیزان تکرار شده است؛ گرچه عمیقاً خوشحال میشوم اگر کسی سند بیاورد و نشان دهد که علامه بعدها از این برداشتها دست کشید و به نتایج جدیدی از تفسیر آیات رسید.
آنچه نوشتم را باید در راستای تبرئهی امثال فقیه احمد جنتی که صاف و ساده آموختههای سنتی را بر زبان جاری میکند دانست. نوشتم تا بدانیم جنتیها این حرفهای نامأنوس را از پیش خود تولید نمیکنند بلکه او حرف مشترکِ درسهای خواندهشدۀ سنتی را بیان میکند و درست به همین خاطر است که سخنان عجیب امثال او و امام جمعههای مشابه، هرگز و هرگز از سوی فقهای سرشناسِ سنتی رد و نفی نشده و متأسفانه همچنان نمیشود
حرمتشکنی اگر بابش باز شود، اول غیر موحدان و مشرکان را نشانه میرود سپس سراغ موحدان واهل کتاب میرود و آنگاه دیگر نمیشود جلوی این رویّه را گرفت و ناچار دامن گروههای داخلی جامعۀ اسلامی را پلهپله میگیرد تا علی مانَد و حوضش؛ پس باید جلوی این برداشت نادرست را همان اول گرفت.
به نظرم اولین وظیفۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی در یک حکومت اسلامی، این است که مهر باطلشد بر روی این برداشتِ نادرست و سراپا منفی و قهرآلودِ علمای گذشته بزند. خوشبختانه تربیتیافتگان علامه طباطبایی بیش از هر کس، در راستای این مهم قرار دارند بطوریکه در چند دهۀ اخیر، برخی از شاگردان و نیز شاگردان شاگردان آن مفسر و عالم گرانقدر با بازخوانی موضوع و دقتی دوباره در آیات نورانی قرآن، از آن قرائت نامهربانانه نسبت به غیر مسلمانها فاصله گرفته و با نوشتن مقالات محققانه قائل به ارزش انسان بما هو انسان شده و با توضیح دقیق آیات، به تضعیف استنباطِ قدما و ردّ جهاد ابتدایی (گسترش قلمرو اسلام با زور شمشیر) پرداختند.
کلام را با ترجمۀ عبارت المیزان که در انتهای یادداشت قبلی آوردم (و به خاطر تنگیِ جا بیترجمه ماند) به پایان میرسانم:
«... جنگی که در آیات قرآن ذکر شده است یا برای نابود کردن شرک است و یا برای اینکه کلمۀ حق بر کلمۀ اهل کتاب غلبه کند و آنان را به دادن جزیه ناچار سازد ... و اینکه میگویند جنگ موجب اکراه مردم بر پذیرش دین و تحمیل آن میشود، این مانعی ندارد زیرا احیای انسانیت منوط به تحمیل حق بر عدهای از مردم بعد از اتمام حجت است، و این چیزی است که میان ملتها و دولتها معمول است که اگر کسی از قوانین مدنی تخلف کند اول او را به پیروی از قانون دعوت میکنند و اگر نپذیرفت قانون را بر او تحمیل میکنند اگر چه به جنگ بینجامد. علاوه بر این، اکراه و تحمیل دین فقط در نسل اول است زیرا در نسلهای بعد با تربیت صحیح دینی اصلاح میشوند و با اختیار خود آزادانه دین فطری را میپذیرند»
.
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۸
@baznegari
آنچه در روزهای پیش در دو یادداشت با عنوان: «این جمله از کیست؟ و نیز ادامۀ این جمله از کیست؟» از صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان و در انتقاد از برداشت وی نقل کردم را به صورت چکیده در سه شمارۀ زیر خلاصه میکنم:
یک- کسی که "مسلمان" و "شهروند حکومت اسلامی" نباشد حقّ حیات ندارد:
«فمن لا إسلام له ولا ذمة فلا حق له من الحيوة»
دو- کسی که مسلمان و شهروند حکومت اسلامی نباشد باید مورد حملۀ نظامی قرار گیرد:
«يتأهب المسلمون على من يلونهم من الكفار فيتمون عليهم الحجة ويدعونهم إلى كلمة الحق بالحكمة والموعظة والمجادلة بالتي هي أحسن فإن أجابوا فإخوان في الدين لهم ما للمسلمين وعليهم ما عليهم وإن أبوا إلا الرد فإن كانوا أهل كتاب وقبلوا الجزية تركوا وهم على ذمتهم، وإن أخذوا عهدا كانوا أهل كتاب أم لا وفي بعهدهم، وإن لم يكن شيء من ذلك أوذنوا على سواء وقوتلوا»
سه- کسی که مسلمان و شهروند حکومت اسلامی نباشد جزو آحاد انسانی به شمار نمیآید ، فاقد حرمت انسانی بوده و باید با او رفتار (حیوانی) و غیر انسانی داشت:
«والإسلام لما وضع بنية المجتمع -المجتمع الديني- على أساس التوحيد وحكومة الدين الإسلامي ألغى جزئية كل مستنكف عن التوحيد وحكومة الدين من المجتمع الإنساني إلا مع ذمة أو عهد فكان الخارج عن الدين وحكومته وعهده خارجا عن المجتمع الإنساني لا يعامل معه إلا معاملة غير الإنسان الذي للإنسان أن يحرمه عن أي نعمة يتمتع بها الإنسان في حياته ، ويدفعه بتطهير الأرض من رجس استكباره وإفساده فهو مسلوب الحرمة عن نفسه وعمله ونتائج أي مسعى من مساعيه ، فللجيش الإسلامي أن يتخذ أسرى ويستعبد عند الغلبة»
این سه، گوشهای از احکام فقه سنتی بر علیه نامسلمانها/کفار است که عیناً و مو به مو توسط صاحب تفسیر المیزان تکرار شده است؛ گرچه عمیقاً خوشحال میشوم اگر کسی سند بیاورد و نشان دهد که علامه بعدها از این برداشتها دست کشید و به نتایج جدیدی از تفسیر آیات رسید.
آنچه نوشتم را باید در راستای تبرئهی امثال فقیه احمد جنتی که صاف و ساده آموختههای سنتی را بر زبان جاری میکند دانست. نوشتم تا بدانیم جنتیها این حرفهای نامأنوس را از پیش خود تولید نمیکنند بلکه او حرف مشترکِ درسهای خواندهشدۀ سنتی را بیان میکند و درست به همین خاطر است که سخنان عجیب امثال او و امام جمعههای مشابه، هرگز و هرگز از سوی فقهای سرشناسِ سنتی رد و نفی نشده و متأسفانه همچنان نمیشود
حرمتشکنی اگر بابش باز شود، اول غیر موحدان و مشرکان را نشانه میرود سپس سراغ موحدان واهل کتاب میرود و آنگاه دیگر نمیشود جلوی این رویّه را گرفت و ناچار دامن گروههای داخلی جامعۀ اسلامی را پلهپله میگیرد تا علی مانَد و حوضش؛ پس باید جلوی این برداشت نادرست را همان اول گرفت.
به نظرم اولین وظیفۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی در یک حکومت اسلامی، این است که مهر باطلشد بر روی این برداشتِ نادرست و سراپا منفی و قهرآلودِ علمای گذشته بزند. خوشبختانه تربیتیافتگان علامه طباطبایی بیش از هر کس، در راستای این مهم قرار دارند بطوریکه در چند دهۀ اخیر، برخی از شاگردان و نیز شاگردان شاگردان آن مفسر و عالم گرانقدر با بازخوانی موضوع و دقتی دوباره در آیات نورانی قرآن، از آن قرائت نامهربانانه نسبت به غیر مسلمانها فاصله گرفته و با نوشتن مقالات محققانه قائل به ارزش انسان بما هو انسان شده و با توضیح دقیق آیات، به تضعیف استنباطِ قدما و ردّ جهاد ابتدایی (گسترش قلمرو اسلام با زور شمشیر) پرداختند.
کلام را با ترجمۀ عبارت المیزان که در انتهای یادداشت قبلی آوردم (و به خاطر تنگیِ جا بیترجمه ماند) به پایان میرسانم:
«... جنگی که در آیات قرآن ذکر شده است یا برای نابود کردن شرک است و یا برای اینکه کلمۀ حق بر کلمۀ اهل کتاب غلبه کند و آنان را به دادن جزیه ناچار سازد ... و اینکه میگویند جنگ موجب اکراه مردم بر پذیرش دین و تحمیل آن میشود، این مانعی ندارد زیرا احیای انسانیت منوط به تحمیل حق بر عدهای از مردم بعد از اتمام حجت است، و این چیزی است که میان ملتها و دولتها معمول است که اگر کسی از قوانین مدنی تخلف کند اول او را به پیروی از قانون دعوت میکنند و اگر نپذیرفت قانون را بر او تحمیل میکنند اگر چه به جنگ بینجامد. علاوه بر این، اکراه و تحمیل دین فقط در نسل اول است زیرا در نسلهای بعد با تربیت صحیح دینی اصلاح میشوند و با اختیار خود آزادانه دین فطری را میپذیرند»
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
چکیدۀ نامسلمانستیزی در یادداشتِ "این جمله از کیست؟" بخش۳
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۸
@baznegari
آنچه در روزهای پیش در دو یادداشت با عنوان: «این جمله از کیست؟ و نیز ادامۀ این جمله از کیست؟» از صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان و در انتقاد از برداشت وی نقل کردم را…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۸
@baznegari
آنچه در روزهای پیش در دو یادداشت با عنوان: «این جمله از کیست؟ و نیز ادامۀ این جمله از کیست؟» از صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان و در انتقاد از برداشت وی نقل کردم را…
تکمله بر یادداشتِ "این جمله از کیست؟" بخش۴
(آزادی عقیده و لا إکراه فی الدین در المیزان)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۹
@baznegari
به دنبال انتشار سه یادداشت پیشین (: یک ، دو ، سه) و آشنایی با دیدگاه بُهتآور صاحب تفسیر المیزان در حرمت نداشتنِ جان و آبرویِ غیرمسلمانها، این پرسش در اذهان بسیاری پیش میآید که پس تکلیف آزادی انتخاب عقیده چه میشود؟ اهمیت آیۀ لا إکراه فی الدین چه میشود؟
علامه طباطبایی هنگام شرح آیۀ ۲۰۰ سورۀ آلعمران در انتهای بند شمارۀ ۹ به هر دو پرسش یکجا پاسخ میدهد، و آن پاسخ نیز برای اکثر مأنوسانِ المیزان باورنکردنی بوده و خواندنش بر مراتب تعجب خوانندگانی که یادداشتهای قبلی را با دقت و شگفتی دنبال میکردند خواهد افزود. او میگوید:
«عجیب، این ارادۀ برخی محققان و مفسران است که با زور و تکلّف درصدد اثباتِ آزادی عقیده در اسلام به استناد آیۀ لا إکراه فی الدین و دیگر آیات مشابهِ قرآناند.
بحث تفسیری در بارۀ معنای آن آیه در سوره بقره گذشت و آنچه اینک به آن بحث میافزاییم این است: دانستی که (عقیدۀ) توحید پایه و اساسِ (اسلام و) همۀ نوامیس اسلامی است؛ با این وجود چگونه ممکن است اسلام، قائل به آزادی عقیده و تشریع آن باشد؟ آیا این چیزی جز یک تناقض آشکار میتواند باشد؟! قائل شدن به آزادی عقیده در اسلام درست مانند این است که گفته شود در قوانین مدنی و موضوعۀ دنیا، آزادی از حاکمیت قانون وجود دارد [در حالی که هیچ یک از قوانین دنیا آزادی نقض قانون را روا نمیدانند]. به عبارت دیگر، درست است که عقیده به معنای حصول ادراک تصدیقی که در ذهن انسان به وجود میآید، یک عمل اختیاری انسان نیست تا قابل منع یا تجویز و یا قابل آزادی یا بردگی باشد، اما آنچه که قابل منع و یا اباحه میباشد عبارت است از التزام به لوازم و پیامدهای عملی عقیده، مانند دعوت و اقناع مردم نسبت به عقیدهای خاص و یا نوشتن و انتشار یک عقیده و فاسد کردن عقاید مردم و امثال آن، که قابل منع و یا تجویز میباشد و آشکار است که در قوانین کشورها اگر چنین عقیدهای با مواد قانون جاری جامعه مخالف باشد و یا با یک اصلی که مبنای قانون قرار گرفته است مخالفت داشته باشد، به ناچار قانون اظهار چنین عقیدهای را ممنوع خواهد کرد. و اسلام در تشریع خود جز بر دین توحید (توحید و نبوت و معاد) یعنی همانی که مسلمانان و یهود و نصارا و مجوس (یعنی اهل کتاب) بر آن اتحاد و اجتماع دارند، تکیه نکرده؛ پس آزادی جز در این اعتقاد نمیتواند باشد و در ماعدای آن جز نابودی اصل دین نخواهد بود. بله البته در این میان آزادی دیگری که عبارت از آزادی در باب اظهار عقیده در هنگام بحث است وجود دارد که در فصل چهاردهم همین فصول در بارهاش بحث خواهیم کرد».
متن اصلی المیزان ج ۴ ص ۱۱۷
«ومن عجيب الأمر ما رامه بعض الباحثين والمفسرين وتكلف فيه من إثبات حرية العقيدة في الإسلام بقوله تعالى : (لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ): «البقرة ٢٥٦» وما يشابهه من الآيات الكريمة.
وقد مر البحث التفسيري عن معنى الآية في سورة البقرة والذي نضيف إليها هاهنا أنك عرفت أن التوحيد أساس جميع النواميس الإسلامية ومع ذلك كيف يمكن أن يشرع حرية العقائد؟ وهل ذلك إلا التناقض الصريح؟ فليس القول بحرية العقيدة إلا كالقول بالحرية عن حكومة القانون في القوانين المدنية بعينه.
وبعبارة أخرى العقيدة بمعنى حصول إدراك تصديقي ينعقد في ذهن الإنسان ليس عملا اختياريا للإنسان حتى يتعلق به منع أو تجويز أو استعباد أو تحرير ، وإنما الذي يقبل الحظر والإباحة هو الالتزام بما تستوجبه العقيدة من الأعمال كالدعوة إلى العقيدة وإقناع الناس بها وكتابتها ونشرها وإفساد ما عند الناس من العقيدة والعمل المخالفين لها ، فهذه هي التي تقبل المنع والجواز ، ومن المعلوم أنها إذا خالفت مواد قانون دائر في المجتمع أو الأصل الذي يتكي عليه القانون لم يكن مناص من منعها من قبل القانون ولم يتك الإسلام في تشريعه على غير دين التوحيد (التوحيد والنبوة والمعاد) وهو الذي يجتمع عليه المسلمون واليهود والنصارى والمجوس (أهل الكتاب) فليست الحرية إلا فيها وليست فيما عداها إلا هدما لأصل الدين ، نعم هاهنا حرية أخرى وهي الحرية من حيث إظهار العقيدة في مجرى البحث وسنبحث عنها في الفصل ١٤ الآتي».
کسانی که موضوع را از طریق ترجمۀ المیزان پیگیری میکنند به جلد ج ۴ ص ۱۸۴ مراجعه کنند.
(آزادی عقیده و لا إکراه فی الدین در المیزان)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۹
@baznegari
به دنبال انتشار سه یادداشت پیشین (: یک ، دو ، سه) و آشنایی با دیدگاه بُهتآور صاحب تفسیر المیزان در حرمت نداشتنِ جان و آبرویِ غیرمسلمانها، این پرسش در اذهان بسیاری پیش میآید که پس تکلیف آزادی انتخاب عقیده چه میشود؟ اهمیت آیۀ لا إکراه فی الدین چه میشود؟
علامه طباطبایی هنگام شرح آیۀ ۲۰۰ سورۀ آلعمران در انتهای بند شمارۀ ۹ به هر دو پرسش یکجا پاسخ میدهد، و آن پاسخ نیز برای اکثر مأنوسانِ المیزان باورنکردنی بوده و خواندنش بر مراتب تعجب خوانندگانی که یادداشتهای قبلی را با دقت و شگفتی دنبال میکردند خواهد افزود. او میگوید:
«عجیب، این ارادۀ برخی محققان و مفسران است که با زور و تکلّف درصدد اثباتِ آزادی عقیده در اسلام به استناد آیۀ لا إکراه فی الدین و دیگر آیات مشابهِ قرآناند.
بحث تفسیری در بارۀ معنای آن آیه در سوره بقره گذشت و آنچه اینک به آن بحث میافزاییم این است: دانستی که (عقیدۀ) توحید پایه و اساسِ (اسلام و) همۀ نوامیس اسلامی است؛ با این وجود چگونه ممکن است اسلام، قائل به آزادی عقیده و تشریع آن باشد؟ آیا این چیزی جز یک تناقض آشکار میتواند باشد؟! قائل شدن به آزادی عقیده در اسلام درست مانند این است که گفته شود در قوانین مدنی و موضوعۀ دنیا، آزادی از حاکمیت قانون وجود دارد [در حالی که هیچ یک از قوانین دنیا آزادی نقض قانون را روا نمیدانند]. به عبارت دیگر، درست است که عقیده به معنای حصول ادراک تصدیقی که در ذهن انسان به وجود میآید، یک عمل اختیاری انسان نیست تا قابل منع یا تجویز و یا قابل آزادی یا بردگی باشد، اما آنچه که قابل منع و یا اباحه میباشد عبارت است از التزام به لوازم و پیامدهای عملی عقیده، مانند دعوت و اقناع مردم نسبت به عقیدهای خاص و یا نوشتن و انتشار یک عقیده و فاسد کردن عقاید مردم و امثال آن، که قابل منع و یا تجویز میباشد و آشکار است که در قوانین کشورها اگر چنین عقیدهای با مواد قانون جاری جامعه مخالف باشد و یا با یک اصلی که مبنای قانون قرار گرفته است مخالفت داشته باشد، به ناچار قانون اظهار چنین عقیدهای را ممنوع خواهد کرد. و اسلام در تشریع خود جز بر دین توحید (توحید و نبوت و معاد) یعنی همانی که مسلمانان و یهود و نصارا و مجوس (یعنی اهل کتاب) بر آن اتحاد و اجتماع دارند، تکیه نکرده؛ پس آزادی جز در این اعتقاد نمیتواند باشد و در ماعدای آن جز نابودی اصل دین نخواهد بود. بله البته در این میان آزادی دیگری که عبارت از آزادی در باب اظهار عقیده در هنگام بحث است وجود دارد که در فصل چهاردهم همین فصول در بارهاش بحث خواهیم کرد».
متن اصلی المیزان ج ۴ ص ۱۱۷
«ومن عجيب الأمر ما رامه بعض الباحثين والمفسرين وتكلف فيه من إثبات حرية العقيدة في الإسلام بقوله تعالى : (لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ): «البقرة ٢٥٦» وما يشابهه من الآيات الكريمة.
وقد مر البحث التفسيري عن معنى الآية في سورة البقرة والذي نضيف إليها هاهنا أنك عرفت أن التوحيد أساس جميع النواميس الإسلامية ومع ذلك كيف يمكن أن يشرع حرية العقائد؟ وهل ذلك إلا التناقض الصريح؟ فليس القول بحرية العقيدة إلا كالقول بالحرية عن حكومة القانون في القوانين المدنية بعينه.
وبعبارة أخرى العقيدة بمعنى حصول إدراك تصديقي ينعقد في ذهن الإنسان ليس عملا اختياريا للإنسان حتى يتعلق به منع أو تجويز أو استعباد أو تحرير ، وإنما الذي يقبل الحظر والإباحة هو الالتزام بما تستوجبه العقيدة من الأعمال كالدعوة إلى العقيدة وإقناع الناس بها وكتابتها ونشرها وإفساد ما عند الناس من العقيدة والعمل المخالفين لها ، فهذه هي التي تقبل المنع والجواز ، ومن المعلوم أنها إذا خالفت مواد قانون دائر في المجتمع أو الأصل الذي يتكي عليه القانون لم يكن مناص من منعها من قبل القانون ولم يتك الإسلام في تشريعه على غير دين التوحيد (التوحيد والنبوة والمعاد) وهو الذي يجتمع عليه المسلمون واليهود والنصارى والمجوس (أهل الكتاب) فليست الحرية إلا فيها وليست فيما عداها إلا هدما لأصل الدين ، نعم هاهنا حرية أخرى وهي الحرية من حيث إظهار العقيدة في مجرى البحث وسنبحث عنها في الفصل ١٤ الآتي».
کسانی که موضوع را از طریق ترجمۀ المیزان پیگیری میکنند به جلد ج ۴ ص ۱۸۴ مراجعه کنند.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
تکمله بر یادداشتِ "این جمله از کیست؟" بخش۴
(آزادی عقیده و لا إکراه فی الدین در المیزان)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۹
@baznegari
به دنبال انتشار سه یادداشت پیشین (: یک ، دو ، سه) و آشنایی با دیدگاه بُهتآور صاحب تفسیر المیزان در حرمت نداشتنِ جان و آبرویِ غیرمسلمانها،…
(آزادی عقیده و لا إکراه فی الدین در المیزان)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۹
@baznegari
به دنبال انتشار سه یادداشت پیشین (: یک ، دو ، سه) و آشنایی با دیدگاه بُهتآور صاحب تفسیر المیزان در حرمت نداشتنِ جان و آبرویِ غیرمسلمانها،…
اطلاعیه
از خوانندگان کانال بازنگری درخواست دارد نظر به اهمیت و حساسیتِ چهار یادداشتی که تاکنون با عنوان کلیِ "این جمله از کیست؟" منتشر شده، در صورت صلاحدید آنها را برای آشنایان و گروهها ارسال نمایید تا چنانچه کسی از اهل تحقیق و مطالعه، از تغییر رأی صاحب المیزان در موارد ادعایی، اطلاع دارد با ذکر سند بیان کرده تا در کانال بازنگری منتشر شود.
گفتنی است این چهار یادداشت را که فاقد شماره بودند، هم اینک جلوی عنوان هر یادداشت، شمارۀ مربوطهاش (:بخش۱، بخش۲، بخش۳، بخش٤) را افزودم تا کار ارجاع، آسانتر شود.
بخش ۵ از این مجموعه (پس از چندی استراحت) با عنوان فرعیِ "تعمیم زمانی مکانیِ قتل مشرکین در المیزان" منتشر میشود.
بخشهایی که تاکنون منتشر شده از این قرار است:
این جمله از کیست!؟ بخش۱
ادامۀ یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش۲
چکیدۀ نامسمانستیزی در یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش۳
تکمله بر یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش٤
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۸/۲۹ @baznegari
از خوانندگان کانال بازنگری درخواست دارد نظر به اهمیت و حساسیتِ چهار یادداشتی که تاکنون با عنوان کلیِ "این جمله از کیست؟" منتشر شده، در صورت صلاحدید آنها را برای آشنایان و گروهها ارسال نمایید تا چنانچه کسی از اهل تحقیق و مطالعه، از تغییر رأی صاحب المیزان در موارد ادعایی، اطلاع دارد با ذکر سند بیان کرده تا در کانال بازنگری منتشر شود.
گفتنی است این چهار یادداشت را که فاقد شماره بودند، هم اینک جلوی عنوان هر یادداشت، شمارۀ مربوطهاش (:بخش۱، بخش۲، بخش۳، بخش٤) را افزودم تا کار ارجاع، آسانتر شود.
بخش ۵ از این مجموعه (پس از چندی استراحت) با عنوان فرعیِ "تعمیم زمانی مکانیِ قتل مشرکین در المیزان" منتشر میشود.
بخشهایی که تاکنون منتشر شده از این قرار است:
این جمله از کیست!؟ بخش۱
ادامۀ یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش۲
چکیدۀ نامسمانستیزی در یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش۳
تکمله بر یادداشتِ این جمله از کیست؟ بخش٤
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۹/۸/۲۹ @baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
این جمله از کیست؟ بخش۱
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۸/۲۴
@baznegari
جملۀ: «بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین میچرخند و فساد میکنند» از کیست؟
الف- علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان
ب- احمد جنّتی فقیه شورای نگهبان
پ- هیچکدام
ت- هر دو
ما مردم عوام…
.
دفاع از هدایتِ نامسلمانها در مقابل لشکرِ مانع و مزاحم
(نقد سیدمحسن موسوی تبریزی) ۱۳۹۹/۰۸/۳۰
نقد فقیه سیدمحسن موسوی تبریزی (نمایندۀ پیشین مجلس خبرگان رهبری، و ساکن نجف) بر یادداشتهایی که اخیراً در انتقاد از برداشتهای تفسیر المیزان علیهِ غیرمسلمانها نوشتم.
(یکی از نقدهای ایشان):
ملاک اسلام در هدایت انسان، آزادی اوست و اینکه ملاک انسانیت هم در خداپرستیِ انسان است. اسلام برای دعوت به توحید و برای دعوت به عبادت خدای خالق پروردگار آمده، و بر آن دو تأکید دارد. بنابراین چگونه ممکن است در عین حال به تناقض مرتکب شده و به شرک و کفر و به بتپرستی اجازه دهد؟ و این همان بلاغ مبین است که در سوره تغابن به آن اشاره شده است .
حاصل این که: در اسلام جهاد ابتدائی بمعنای اصطلاح در اسلام وجود ندارد؛ همۀ جهادها از قبیل جهاد دفاعی بوده: یا دفاع از جان و مال و عِرض مسلمانان و یا برای دفاع از هدایت انسانهای دیگر در مقابل لشگرِ مانع و مزاحم:
https://t.me/mosavitabrizi/638
.
.
نشانی یادداشتهای مورد نقدم با عنوان: این جمله از کیست!؟ (ترکاشوند):
https://t.me/baznegari/630
دفاع از هدایتِ نامسلمانها در مقابل لشکرِ مانع و مزاحم
(نقد سیدمحسن موسوی تبریزی) ۱۳۹۹/۰۸/۳۰
نقد فقیه سیدمحسن موسوی تبریزی (نمایندۀ پیشین مجلس خبرگان رهبری، و ساکن نجف) بر یادداشتهایی که اخیراً در انتقاد از برداشتهای تفسیر المیزان علیهِ غیرمسلمانها نوشتم.
(یکی از نقدهای ایشان):
ملاک اسلام در هدایت انسان، آزادی اوست و اینکه ملاک انسانیت هم در خداپرستیِ انسان است. اسلام برای دعوت به توحید و برای دعوت به عبادت خدای خالق پروردگار آمده، و بر آن دو تأکید دارد. بنابراین چگونه ممکن است در عین حال به تناقض مرتکب شده و به شرک و کفر و به بتپرستی اجازه دهد؟ و این همان بلاغ مبین است که در سوره تغابن به آن اشاره شده است .
حاصل این که: در اسلام جهاد ابتدائی بمعنای اصطلاح در اسلام وجود ندارد؛ همۀ جهادها از قبیل جهاد دفاعی بوده: یا دفاع از جان و مال و عِرض مسلمانان و یا برای دفاع از هدایت انسانهای دیگر در مقابل لشگرِ مانع و مزاحم:
https://t.me/mosavitabrizi/638
.
.
نشانی یادداشتهای مورد نقدم با عنوان: این جمله از کیست!؟ (ترکاشوند):
https://t.me/baznegari/630
این جمله از کیست بخش۵
(علامه و توجیه جنگپروری برای "دانشآموزان")
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۲
@baznegari
علامه طباطبایی به درخواست برای نگارش کتاب ویژۀ دانشآموزان (مدارس اسلامیِ وقت) پاسخ مثبت داد و آن کتاب که شامل عقاید ، اخلاق و احکام است، ابتدا بارها با نامهای مختلف (و گاه در چند مجلد) چاپ گردید و سپس در دهههای جدیدتر با موافقت و نظارت خودِ ایشان و انجام اصلاحاتی، تجمیع و با عنوان "آموزش دین" (به گردآوری و تنظیم سیدمهدی آیتاللهی دادور) و "تعالیم اسلام" (به کوشش سیدهادی خسروشاهی) منتشر شد.
آنچه در قسمت جهادِ این کتاب آمده تداوم توجیهات قدمایی و بازی مخلصانه با کلمات برای مشروعیتبخشی به نامسلمانستیزیِ آپارتایدی است. سخن وی از این قرار است:
《جهاد در اسلام
مسائل کلی جهاد:
دفاع هر آفریدهای از هستی خود؛ و همچنین از منافع خود؛ یک ناموس عمومی است که در جهان آفرینش بی چون و چرا حکومت میکند.
انسان نیز به نوبه خود از هستی خود و از منافع خود دفاع مینماید و مانند دیگران با نیروی دفاع که بتواند با دشمنان خویش مبارزه کند مجهز میباشد. آدمی با غریزه و فطرت خدادادی خود معتقد است که باید از خود دفاع نموده دشمنی را که به فکر نابود کردن او است و به هیچ وسیلهای از دشمنی خود منصرف نمیشود نابود سازد همچنین اگر کسی روی "منافع حیاتی" او دست بگذارد به دفاع برخاسته از هر راهی که ممکن است دست او را کوتاه کند.
این موضوع فطری که در نهاد یک فرد انسان ثابت و پای برجاست در میان جامعههای بشری هم ثابت و استوار میباشد، یعنی دشمنی که افراد جامعه یا استقلال اجتماعی آن را تهدید میکند پیش آن جامعه؛ محکوم به مرگ است. و تا انسان و جامعههای انسانی بوده است این فکر در میان آنان ثابت و برقرار بوده است که هر فرد و جامعه در حق "دشمن حیاتی" خود میتواند هر گونه تصمیم بگیرد و شدت عمل بخرج دهد.
اسلام هم که دینی است اجتماعی و بر اساس توحید استوار گردیده، کسانی را که زیر بار حق و عدالت نمیروند "دشمن حیاتی" خود و مخل نظام بشریت دانسته هیچگونه ارزش و احترام انسانی برای آنان قائل نخواهد بود؛ و چون خود را دین جهانی میداند و هیچ وطن و مرزی برای پیروان خود در نظر نگرفته است، با هر کس که گرفتار عقیده شرک است و با منطق روشن و پند و اندرزهای حکیمانه زیر بار حق و احکام آسمانی نمیرود میجنگد تا در مقابل حق و عدالت خاضع شود.
خلاصه مقررات اسلام در جهاد همین است و به تمام معنی مطابق روشی است که هر جامعه انسانی از روی فطرت خود با دشمنان حیاتی خود دارد.
اسلام علی رغم تبلیغات مدعیان بداندیش، دین شمشیر نیست زیرا اسلام روش امپراطورانه که دلیلش تنها شمشیر و بازیهای سیاسی است نبوده بلکه دینی است که پایهگذار آن خدا است و در کلام آسمانی خود از راه منطق و عقل با مردم سخن میگوید و آفریدگان خود را به دینی که مطابق آفرینش آنان است دعوت میکند.
دینی که تحیت عمومی آن "سلام" و برنامه عمومی آن به مقتضای نص صریح قرآن "الصلح خیر" میباشد هرگز دین شمشیر نخواهد بود ...
موارد جنگ در اسلام:
کسانی که اسلام با آنان میجنگد چند طایفهاند:
۱- مشرکین؛ یعنی جماعتی که به توحید و نبوت و معاد قائل نیستند که باید اول به اسلام دعوت شوند و به طوری که هیچ نقطۀ ابهام و جای عذری باقی نماند حقایق دین را برای آنان روشن نموده توضیح دهند پس اگر پذیرفتند با دیگر مسلمانان برادر و در نفع و ضرر برابر خواهند بود؛ و اگر قبول نکردند و پس از آنکه حق و حقیقت برای آنان روشن شد سر فرود نیاوردند اسلام در مقابل آنان، وظیفۀ دینی جهاد را انجام خواهد داد.
۲- اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) که اسلام آنان را صاحب دین و کتاب آسمانی میداند و به توحید و نبوت مطلقه و معاد قائل هستند و با این طوائف نیز باید مانند مشرکین رفتار کنند ولی چون به اصل توحید عقیده دارند با دادن جزیه میتوانند به پناه اسلام بیایند. یعنی سرپرستی اسلام را بپذیرند و استقلال خود را حفظ کنند و به مقررات دینی خود عمل نموده مثل همه مسلمانان جان و عرض و مالشان محترم باشد، و در برابر آن، مالی به جامعه مسلمین بپردازند، ولی نباید تبلیغات سوء یا کمک دشمنان دین یا کار دیگری که به ضرر مسلمانان است انجام دهند ...
جامعه اسلامی موظف است که اگر شرائط جهاد موجود باشد با کفار هم مرز خود در راه خدا بجنگد و جهاد بر هر مسلمانی که بالغ و عاقل و تندرست باشد و از دست و پا و چشم ناقص نباشد واجب کفائی است》
( آموزش دین ص ۲۸۱-۲۷۸، تعالیم اسلام ص ۳۵۲-۳۵۰)
لینک چهار یادداشت پیشین:
https://t.me/baznegari/630
.
(علامه و توجیه جنگپروری برای "دانشآموزان")
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۲
@baznegari
علامه طباطبایی به درخواست برای نگارش کتاب ویژۀ دانشآموزان (مدارس اسلامیِ وقت) پاسخ مثبت داد و آن کتاب که شامل عقاید ، اخلاق و احکام است، ابتدا بارها با نامهای مختلف (و گاه در چند مجلد) چاپ گردید و سپس در دهههای جدیدتر با موافقت و نظارت خودِ ایشان و انجام اصلاحاتی، تجمیع و با عنوان "آموزش دین" (به گردآوری و تنظیم سیدمهدی آیتاللهی دادور) و "تعالیم اسلام" (به کوشش سیدهادی خسروشاهی) منتشر شد.
آنچه در قسمت جهادِ این کتاب آمده تداوم توجیهات قدمایی و بازی مخلصانه با کلمات برای مشروعیتبخشی به نامسلمانستیزیِ آپارتایدی است. سخن وی از این قرار است:
《جهاد در اسلام
مسائل کلی جهاد:
دفاع هر آفریدهای از هستی خود؛ و همچنین از منافع خود؛ یک ناموس عمومی است که در جهان آفرینش بی چون و چرا حکومت میکند.
انسان نیز به نوبه خود از هستی خود و از منافع خود دفاع مینماید و مانند دیگران با نیروی دفاع که بتواند با دشمنان خویش مبارزه کند مجهز میباشد. آدمی با غریزه و فطرت خدادادی خود معتقد است که باید از خود دفاع نموده دشمنی را که به فکر نابود کردن او است و به هیچ وسیلهای از دشمنی خود منصرف نمیشود نابود سازد همچنین اگر کسی روی "منافع حیاتی" او دست بگذارد به دفاع برخاسته از هر راهی که ممکن است دست او را کوتاه کند.
این موضوع فطری که در نهاد یک فرد انسان ثابت و پای برجاست در میان جامعههای بشری هم ثابت و استوار میباشد، یعنی دشمنی که افراد جامعه یا استقلال اجتماعی آن را تهدید میکند پیش آن جامعه؛ محکوم به مرگ است. و تا انسان و جامعههای انسانی بوده است این فکر در میان آنان ثابت و برقرار بوده است که هر فرد و جامعه در حق "دشمن حیاتی" خود میتواند هر گونه تصمیم بگیرد و شدت عمل بخرج دهد.
اسلام هم که دینی است اجتماعی و بر اساس توحید استوار گردیده، کسانی را که زیر بار حق و عدالت نمیروند "دشمن حیاتی" خود و مخل نظام بشریت دانسته هیچگونه ارزش و احترام انسانی برای آنان قائل نخواهد بود؛ و چون خود را دین جهانی میداند و هیچ وطن و مرزی برای پیروان خود در نظر نگرفته است، با هر کس که گرفتار عقیده شرک است و با منطق روشن و پند و اندرزهای حکیمانه زیر بار حق و احکام آسمانی نمیرود میجنگد تا در مقابل حق و عدالت خاضع شود.
خلاصه مقررات اسلام در جهاد همین است و به تمام معنی مطابق روشی است که هر جامعه انسانی از روی فطرت خود با دشمنان حیاتی خود دارد.
اسلام علی رغم تبلیغات مدعیان بداندیش، دین شمشیر نیست زیرا اسلام روش امپراطورانه که دلیلش تنها شمشیر و بازیهای سیاسی است نبوده بلکه دینی است که پایهگذار آن خدا است و در کلام آسمانی خود از راه منطق و عقل با مردم سخن میگوید و آفریدگان خود را به دینی که مطابق آفرینش آنان است دعوت میکند.
دینی که تحیت عمومی آن "سلام" و برنامه عمومی آن به مقتضای نص صریح قرآن "الصلح خیر" میباشد هرگز دین شمشیر نخواهد بود ...
موارد جنگ در اسلام:
کسانی که اسلام با آنان میجنگد چند طایفهاند:
۱- مشرکین؛ یعنی جماعتی که به توحید و نبوت و معاد قائل نیستند که باید اول به اسلام دعوت شوند و به طوری که هیچ نقطۀ ابهام و جای عذری باقی نماند حقایق دین را برای آنان روشن نموده توضیح دهند پس اگر پذیرفتند با دیگر مسلمانان برادر و در نفع و ضرر برابر خواهند بود؛ و اگر قبول نکردند و پس از آنکه حق و حقیقت برای آنان روشن شد سر فرود نیاوردند اسلام در مقابل آنان، وظیفۀ دینی جهاد را انجام خواهد داد.
۲- اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) که اسلام آنان را صاحب دین و کتاب آسمانی میداند و به توحید و نبوت مطلقه و معاد قائل هستند و با این طوائف نیز باید مانند مشرکین رفتار کنند ولی چون به اصل توحید عقیده دارند با دادن جزیه میتوانند به پناه اسلام بیایند. یعنی سرپرستی اسلام را بپذیرند و استقلال خود را حفظ کنند و به مقررات دینی خود عمل نموده مثل همه مسلمانان جان و عرض و مالشان محترم باشد، و در برابر آن، مالی به جامعه مسلمین بپردازند، ولی نباید تبلیغات سوء یا کمک دشمنان دین یا کار دیگری که به ضرر مسلمانان است انجام دهند ...
جامعه اسلامی موظف است که اگر شرائط جهاد موجود باشد با کفار هم مرز خود در راه خدا بجنگد و جهاد بر هر مسلمانی که بالغ و عاقل و تندرست باشد و از دست و پا و چشم ناقص نباشد واجب کفائی است》
( آموزش دین ص ۲۸۱-۲۷۸، تعالیم اسلام ص ۳۵۲-۳۵۰)
لینک چهار یادداشت پیشین:
https://t.me/baznegari/630
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
اطلاعیه
از خوانندگان کانال بازنگری درخواست دارد نظر به اهمیت و حساسیتِ چهار یادداشتی که تاکنون با عنوان کلیِ "این جمله از کیست؟" منتشر شده، در صورت صلاحدید آنها را برای آشنایان و گروهها ارسال نمایید تا چنانچه کسی از اهل تحقیق و مطالعه، از تغییر رأی صاحب…
از خوانندگان کانال بازنگری درخواست دارد نظر به اهمیت و حساسیتِ چهار یادداشتی که تاکنون با عنوان کلیِ "این جمله از کیست؟" منتشر شده، در صورت صلاحدید آنها را برای آشنایان و گروهها ارسال نمایید تا چنانچه کسی از اهل تحقیق و مطالعه، از تغییر رأی صاحب…
گردآوری سخنرانیهای ترکاشوند
(فهرست سخنرانیها)
https://t.me/baznegari/636
🔸جرمانگاری گناه:
https://t.me/AnSoo/3089
یا
https://t.me/sokhanranihaa/9382
یا
https://t.me/sedanet/2703
یا
https://t.me/baznegari/598
🔸نابودی گناه (ابعاد مبارزه با گناه در نگاه سنتی):
https://t.me/baznegari/417
🔸جایگاه خوانش رحمانی در قرآن، و چالشهای آن:
https://t.me/andishehznu/796
یا
https://t.me/sokhanranihaa/10994
یا
https://t.me/sedanet/3052
🔸خوانشی اخلاقی از بظاهر تندترین آیهٔ قرآن:
https://t.me/Vortrags/1375
یا
https://t.me/roshanfekridini/129
🔸امر به معروف و نهی از منکر (تبیینی نو از زخمی کهنه):
https://t.me/baznegari/218
🔸بازخوانی آیات روزه:
https://t.me/roshanfekridini/1320
بازخوانی آیات روزه (دزفول):
https://t.me/sokhanranihaa/20122
بسته روزه (تهران):
https://t.me/sokhanranihaa/20106
🔸نقد و بررسی کتاب "حجاب شرعی در عصر پیامبر" در انجمن دوستداران کتابِ دزفول:
https://t.me/baznegari/774
و
https://aparat.com/v/2tmFq
و
https://youtu.be/phxjmKLkhNc
🔸سنجش فقه سنتی به حقوق بنیادین ۱و۲:
https://t.me/sedanet/2011
🔸بازخوانی آیهٔ ۳۴ سوره نساء (الرجال قوّامون علی النساء ... واضربوهنّ):
https://t.me/sokhanranihaa/21309
🔸بازخوانی آیات قصاص:
https://t.me/sarayeghalam/3580
🔸چالش حجاب و سرگذشت آن:
https://t.me/AnSoo/11000
یا
https://t.me/AnSoo/11001
یا
https://t.me/baznegari/603
یا
https://www.youtube.com/watch?v=oF_Y0Iqmryk
یا
https://t.me/farhangsaz_youtube/108
🔸قهر و مهر (خوانشهای اسلام و مسلمانی)-
جلسۀ اول- خوانش قهرآمیز:
https://t.me/baznegari/449
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22436
جلسۀ دوم- خوانش مهربنیان:
https://t.me/baznegari/450
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22448
جلسۀ سوم- کارگاه قهر و مهر:
https://t.me/baznegari/451
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22461
یا هر سه جلسه در وبسایت صدانت: "اینجا"
🔸تبیینی نو از حجاب قرآنی:
https://t.me/sokhanranihaa/43854
🔸بازنگری در دینداری (قرآن چه میگوید):
الف- ویدئویی:
https://t.me/Vortrags/91813
و
https://t.me/a_p_a_i/948
و
https://youtu.be/WKexO3Y_rog?si=iObaN0R7Qw_XAnf2
ب- فایل صوتی:
https://t.me/sokhanranihaa/48670
🔸میزگرد و مناظره پیرامون حجاب و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر-
الف- در تهران دانشکده الهیاتِ دانشگاه تهران با دکتر آذرنوش و ... :
https://t.me/sedanet/724
یا
https://3danet.ir/religious-veil-critique/
یا
https://t.me/sokhanranihaa/33562
یا
https://www.mediafire.com/file/o45jxrm3vdkfq4k
یا
http://youtube.com/watch?v=oF_Y0Iqmryk
یا
https://t.me/farhangsaz_youtube/356
ب- در قم مؤسسۀ حوزویِ فهیم با آقای سوزنچی:
https://t.me/sokhanranihaa/12924
یا
https://t.me/sedanet/3556
فیلم جلسه:
https://t.me/fahiminst/438
و
https://t.me/neeloofaran/10483
پ- در مشهد دانشکده الهیاتِ دانشگاه فردوسی با آقای وطندوست:
https://t.me/baznegari/467
فایل ویدئویی:
https://www.aparat.com/v/FwRkG/
این فهرست ناقص بوده و به مرور تکمیل میشود
توجه
این یادداشت بعدها در اینجا (که پُستی خالی و فقط لینک کانال بود) قرار داده شد و تاریخ واقعی و جدید آن ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ میباشد
.......
Telegram.me/baznegari
(فهرست سخنرانیها)
https://t.me/baznegari/636
🔸جرمانگاری گناه:
https://t.me/AnSoo/3089
یا
https://t.me/sokhanranihaa/9382
یا
https://t.me/sedanet/2703
یا
https://t.me/baznegari/598
🔸نابودی گناه (ابعاد مبارزه با گناه در نگاه سنتی):
https://t.me/baznegari/417
🔸جایگاه خوانش رحمانی در قرآن، و چالشهای آن:
https://t.me/andishehznu/796
یا
https://t.me/sokhanranihaa/10994
یا
https://t.me/sedanet/3052
🔸خوانشی اخلاقی از بظاهر تندترین آیهٔ قرآن:
https://t.me/Vortrags/1375
یا
https://t.me/roshanfekridini/129
🔸امر به معروف و نهی از منکر (تبیینی نو از زخمی کهنه):
https://t.me/baznegari/218
🔸بازخوانی آیات روزه:
https://t.me/roshanfekridini/1320
بازخوانی آیات روزه (دزفول):
https://t.me/sokhanranihaa/20122
بسته روزه (تهران):
https://t.me/sokhanranihaa/20106
🔸نقد و بررسی کتاب "حجاب شرعی در عصر پیامبر" در انجمن دوستداران کتابِ دزفول:
https://t.me/baznegari/774
و
https://aparat.com/v/2tmFq
و
https://youtu.be/phxjmKLkhNc
🔸سنجش فقه سنتی به حقوق بنیادین ۱و۲:
https://t.me/sedanet/2011
🔸بازخوانی آیهٔ ۳۴ سوره نساء (الرجال قوّامون علی النساء ... واضربوهنّ):
https://t.me/sokhanranihaa/21309
🔸بازخوانی آیات قصاص:
https://t.me/sarayeghalam/3580
🔸چالش حجاب و سرگذشت آن:
https://t.me/AnSoo/11000
یا
https://t.me/AnSoo/11001
یا
https://t.me/baznegari/603
یا
https://www.youtube.com/watch?v=oF_Y0Iqmryk
یا
https://t.me/farhangsaz_youtube/108
🔸قهر و مهر (خوانشهای اسلام و مسلمانی)-
جلسۀ اول- خوانش قهرآمیز:
https://t.me/baznegari/449
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22436
جلسۀ دوم- خوانش مهربنیان:
https://t.me/baznegari/450
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22448
جلسۀ سوم- کارگاه قهر و مهر:
https://t.me/baznegari/451
یا
https://t.me/sokhanranihaa/22461
یا هر سه جلسه در وبسایت صدانت: "اینجا"
🔸تبیینی نو از حجاب قرآنی:
https://t.me/sokhanranihaa/43854
🔸بازنگری در دینداری (قرآن چه میگوید):
الف- ویدئویی:
https://t.me/Vortrags/91813
و
https://t.me/a_p_a_i/948
و
https://youtu.be/WKexO3Y_rog?si=iObaN0R7Qw_XAnf2
ب- فایل صوتی:
https://t.me/sokhanranihaa/48670
🔸میزگرد و مناظره پیرامون حجاب و کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر-
الف- در تهران دانشکده الهیاتِ دانشگاه تهران با دکتر آذرنوش و ... :
https://t.me/sedanet/724
یا
https://3danet.ir/religious-veil-critique/
یا
https://t.me/sokhanranihaa/33562
یا
https://www.mediafire.com/file/o45jxrm3vdkfq4k
یا
http://youtube.com/watch?v=oF_Y0Iqmryk
یا
https://t.me/farhangsaz_youtube/356
ب- در قم مؤسسۀ حوزویِ فهیم با آقای سوزنچی:
https://t.me/sokhanranihaa/12924
یا
https://t.me/sedanet/3556
فیلم جلسه:
https://t.me/fahiminst/438
و
https://t.me/neeloofaran/10483
پ- در مشهد دانشکده الهیاتِ دانشگاه فردوسی با آقای وطندوست:
https://t.me/baznegari/467
فایل ویدئویی:
https://www.aparat.com/v/FwRkG/
این فهرست ناقص بوده و به مرور تکمیل میشود
توجه
این یادداشت بعدها در اینجا (که پُستی خالی و فقط لینک کانال بود) قرار داده شد و تاریخ واقعی و جدید آن ۱۴۰۲/۰۶/۲۳ میباشد
.......
Telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
گردآوری سخنرانیهای ترکاشوند
(فهرست سخنرانیها)
https://t.me/baznegari/636
🔸جرمانگاری گناه:
https://t.me/AnSoo/3089
یا
https://t.me/sokhanranihaa/9382
یا
https://t.me/sedanet/2703
یا
https://t.me/baznegari/598
🔸نابودی گناه (ابعاد مبارزه با گناه…
(فهرست سخنرانیها)
https://t.me/baznegari/636
🔸جرمانگاری گناه:
https://t.me/AnSoo/3089
یا
https://t.me/sokhanranihaa/9382
یا
https://t.me/sedanet/2703
یا
https://t.me/baznegari/598
🔸نابودی گناه (ابعاد مبارزه با گناه…
المیزان و تبعیضبردار بودنِ رعایت اخلاق و حرمتهای انسانی
(این جمله از کیست بخش۶)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۳
مهم نبودنِ رعایت آبروی غیرمسلمانها در فقه سنتی (و در نتیجه جواز هتک حیثیتشان ، عبور از دایرۀ اخلاق و نادیده گرفته شدنِ عِرضشان) یکی از سه ضلعِ شومِ "محترم نبودنِ جان ، مال و آبروی نامسلمانها" است که در آن فقه وجود دارد و باید مورد تجدید نظر و بازپژوهی قرار گیرد.
علامه طباطبایی که از او انتظار داشتیم چند گام جلوتر از دیگر مفسران، به تعمیم ملاحظات انسانی اخلاقی توجه نشان داده باشد امّا متأسفانه هنگام شرح آیۀ "نهی از غیبت" و پس از آنکه چقدر خوب در فلسفۀ اجتماعی این رهنمود قرآنی مطالبی نوشته اما بهیکباره و ناباورانه این دستور را فقط قابل رعایت نسبت به مسلمانها دانسته و نه نسبت به سایر انسانها:
«این را هم باید دانست که در این کلام اِشعار و یا دلالتی هست بر اینکه حرمت غیبت تنها در بارۀ مسلمان است، به قرینۀ اینکه در تعلیل آن، عبارت "لحمَ أخیه" را آورده، و ما میدانیم که اخوت تنها در بین مؤمنین است» (ترجمۀ المیزان ج ۱۸ ص ۴۸۶)
واعلم أن في الكلام إشعارا أو دلالة على اقتصار الحرمة في غيبة المسلمين ، ومن القرينة عليه قوله في التعليل: «لَحْمَ أَخِيهِ» فالأخوة إنما هي بين المؤمنين (متن اصلی ج ۱۸ ص ۳۲۵).
تغییر پایدار، با فاصله گرفتن از آن تبعیضات ثلاثه شکل میگیرد.
@baznegari
یادداشت قبلی:
https://t.me/baznegari/634
(این جمله از کیست بخش۶)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۳
مهم نبودنِ رعایت آبروی غیرمسلمانها در فقه سنتی (و در نتیجه جواز هتک حیثیتشان ، عبور از دایرۀ اخلاق و نادیده گرفته شدنِ عِرضشان) یکی از سه ضلعِ شومِ "محترم نبودنِ جان ، مال و آبروی نامسلمانها" است که در آن فقه وجود دارد و باید مورد تجدید نظر و بازپژوهی قرار گیرد.
علامه طباطبایی که از او انتظار داشتیم چند گام جلوتر از دیگر مفسران، به تعمیم ملاحظات انسانی اخلاقی توجه نشان داده باشد امّا متأسفانه هنگام شرح آیۀ "نهی از غیبت" و پس از آنکه چقدر خوب در فلسفۀ اجتماعی این رهنمود قرآنی مطالبی نوشته اما بهیکباره و ناباورانه این دستور را فقط قابل رعایت نسبت به مسلمانها دانسته و نه نسبت به سایر انسانها:
«این را هم باید دانست که در این کلام اِشعار و یا دلالتی هست بر اینکه حرمت غیبت تنها در بارۀ مسلمان است، به قرینۀ اینکه در تعلیل آن، عبارت "لحمَ أخیه" را آورده، و ما میدانیم که اخوت تنها در بین مؤمنین است» (ترجمۀ المیزان ج ۱۸ ص ۴۸۶)
واعلم أن في الكلام إشعارا أو دلالة على اقتصار الحرمة في غيبة المسلمين ، ومن القرينة عليه قوله في التعليل: «لَحْمَ أَخِيهِ» فالأخوة إنما هي بين المؤمنين (متن اصلی ج ۱۸ ص ۳۲۵).
تغییر پایدار، با فاصله گرفتن از آن تبعیضات ثلاثه شکل میگیرد.
@baznegari
یادداشت قبلی:
https://t.me/baznegari/634
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
المیزان و تبعیضبردار بودنِ رعایت اخلاق و حرمتهای انسانی
(این جمله از کیست بخش۶)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۳
مهم نبودنِ رعایت آبروی غیرمسلمانها در فقه سنتی (و در نتیجه جواز هتک حیثیتشان ، عبور از دایرۀ اخلاق و نادیده گرفته شدنِ عِرضشان) یکی از سه ضلعِ شومِ…
(این جمله از کیست بخش۶)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۳
مهم نبودنِ رعایت آبروی غیرمسلمانها در فقه سنتی (و در نتیجه جواز هتک حیثیتشان ، عبور از دایرۀ اخلاق و نادیده گرفته شدنِ عِرضشان) یکی از سه ضلعِ شومِ…
این جمله از کیست ؛ بخش۷
(علامه و امتداد قهر تا پس از گور)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۵
@baznegari
نمیدانم میلیاردها غیر مسلمانِ جهان که هر یک سرگرم کار و بار خود است چه هیزم تری به علمای ما فروختهاند که آنان را بیارزش ، فاقد حقوق برابرِ اجتماعی ، مستحق تهاجم و مهدورالدم دانسته و حتّی برای پس از مرگشان نیز نسخه نوشته و رأی به دوزخی بودنِ آنها میدهند.
ما تودۀ عوام که هاج و واج به این آرای خواصمان مینگریم پیشِ خود میگوییم: اگر چنین خیل عظیم از افراد نجسالولادۀ مهدورالدمِ مغضوبالآخرة وجود دارد پس چرا اساساً آفریده میشوند؟
این عقوبت ناچسب و تبعیضآلود متأسفانه قلم علامه طباطبایی صاحب المیزان را نیز به سوی خود جلب کرده و وی نه تنها غیر مسلمانها را چندان آدم به حساب نمیآورد و لازم الحرب میشمارد و حکم به بردگیشان میدهد بلکه حتی اعتراض میکند که چرا فلان روشنفکر دینی در خواب دیده که بَهمان استادِ مسیحیاش جزو بهشتیان است!؟ علامه به او اعتراض میکند که مگر میشود فردی غیر مسلمان به بهشت راه یابَد؟:
«ما با دکتر شریعتی عداوت ذاتی نداریم، مسأله این است که در لابه لای تألیفاتشان مطالبی دیده میشود که با موازین اسلام قابل توجیه نیست. مانند اینکه ... در وصف معراج خود میگوید: "استادان مسیحی من مرا وارد بهشت کردند و در بهشت میگشتم در حالی که دستم در دست آنها بود!" در صورتی که قرآن صریحاً مسیحی را کافر میداند و میفرماید کافر داخل بهشت نمیشود و نظایر این اشتباهات که زیاد هم هست». (اسناد انقلاب اسلامی ج ۲ ص ۲۰۷ ؟)
به زبان ساده از دید علامه طباطبایی بهشت مِلک طِلق مسلمانهاست و محالِ ممکن است ابواب آن به روی بوداییها ، مسیحیها ، هندوها ، کلیمیها ، بیاعتقادها ، زرتشتیها ... ولو که انسان خوبی بوده و آزارشان به مورچه نرسیده باشد، باز شود.
این در حالی است که قرآن در واپسین آیات محکمش مسلمانها را در کنار پیروان دیگر ادیان و عقاید، یکسان خطاب کرده و شرط قبولی اخروی را باورِ توأم با درستکرداری اعلام میکند:
«إنّ الذین آمنوا والذین هادوا و الصابئون و النصاری مَن آمن بالله والیوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوفٌ علیهم ولا هم یحزنون» (سوره مائده آیۀ ۶۹)
وانگهی اگر با استناد به برخی آیات قرآن، جهنمی بودنِ غیر مسلمانها برداشت شود: «والذین کفروا و کذّبوا بآیاتنا اولئک أصحاب النار هُم فیها خالدون» (بقره ۳۹)، به همان ترتیب و با استناد به شماری دیگر از آیات قرآن، جهنمی بودنِ تمام آحاد بنیبشر چه اِنسی و چه جنی استخراج میشود: «وتَمّت کلمةُ ربّک لأملأنّ جهنّم مِن الجنّة والناس أجمعین ... وإن منکم إلّا واردُها کان علی ربّک حتماً مقضیّاً ... ولکن حقَ القولُ مِنّی لأملأنّ جهنّم مِن الجنّة والناس أجمعین» (هود۱۱۹ ... مریم۷۱ ... سجده۱۳) ؛ پس باید برای آن آیات توضیح و چارۀ دیگری اندیشید ،چنانکه برای این آیات توجیه و چارهای میشود، و نه اینکه خود را مصون و دیگری را راهیِ دوزخ کرد.
اگر کفارِ عصر و مصرِ پیامبر جهنمی باشند آیا آن، مجوزِ این است که غیرمسلمانانِ اعصار و امصارِ بعد را نیز به گناهِ جنایاتِ آن مردم خاص بسوزانیم؟
اگر این برداشت علامه مصداق مَثَل: گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری نیست پس چه چیز دیگری به این روشنی، میتواند مصداق آن مَثَل باشد؟
(علامه و امتداد قهر تا پس از گور)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۵
@baznegari
نمیدانم میلیاردها غیر مسلمانِ جهان که هر یک سرگرم کار و بار خود است چه هیزم تری به علمای ما فروختهاند که آنان را بیارزش ، فاقد حقوق برابرِ اجتماعی ، مستحق تهاجم و مهدورالدم دانسته و حتّی برای پس از مرگشان نیز نسخه نوشته و رأی به دوزخی بودنِ آنها میدهند.
ما تودۀ عوام که هاج و واج به این آرای خواصمان مینگریم پیشِ خود میگوییم: اگر چنین خیل عظیم از افراد نجسالولادۀ مهدورالدمِ مغضوبالآخرة وجود دارد پس چرا اساساً آفریده میشوند؟
این عقوبت ناچسب و تبعیضآلود متأسفانه قلم علامه طباطبایی صاحب المیزان را نیز به سوی خود جلب کرده و وی نه تنها غیر مسلمانها را چندان آدم به حساب نمیآورد و لازم الحرب میشمارد و حکم به بردگیشان میدهد بلکه حتی اعتراض میکند که چرا فلان روشنفکر دینی در خواب دیده که بَهمان استادِ مسیحیاش جزو بهشتیان است!؟ علامه به او اعتراض میکند که مگر میشود فردی غیر مسلمان به بهشت راه یابَد؟:
«ما با دکتر شریعتی عداوت ذاتی نداریم، مسأله این است که در لابه لای تألیفاتشان مطالبی دیده میشود که با موازین اسلام قابل توجیه نیست. مانند اینکه ... در وصف معراج خود میگوید: "استادان مسیحی من مرا وارد بهشت کردند و در بهشت میگشتم در حالی که دستم در دست آنها بود!" در صورتی که قرآن صریحاً مسیحی را کافر میداند و میفرماید کافر داخل بهشت نمیشود و نظایر این اشتباهات که زیاد هم هست». (اسناد انقلاب اسلامی ج ۲ ص ۲۰۷ ؟)
به زبان ساده از دید علامه طباطبایی بهشت مِلک طِلق مسلمانهاست و محالِ ممکن است ابواب آن به روی بوداییها ، مسیحیها ، هندوها ، کلیمیها ، بیاعتقادها ، زرتشتیها ... ولو که انسان خوبی بوده و آزارشان به مورچه نرسیده باشد، باز شود.
این در حالی است که قرآن در واپسین آیات محکمش مسلمانها را در کنار پیروان دیگر ادیان و عقاید، یکسان خطاب کرده و شرط قبولی اخروی را باورِ توأم با درستکرداری اعلام میکند:
«إنّ الذین آمنوا والذین هادوا و الصابئون و النصاری مَن آمن بالله والیوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوفٌ علیهم ولا هم یحزنون» (سوره مائده آیۀ ۶۹)
وانگهی اگر با استناد به برخی آیات قرآن، جهنمی بودنِ غیر مسلمانها برداشت شود: «والذین کفروا و کذّبوا بآیاتنا اولئک أصحاب النار هُم فیها خالدون» (بقره ۳۹)، به همان ترتیب و با استناد به شماری دیگر از آیات قرآن، جهنمی بودنِ تمام آحاد بنیبشر چه اِنسی و چه جنی استخراج میشود: «وتَمّت کلمةُ ربّک لأملأنّ جهنّم مِن الجنّة والناس أجمعین ... وإن منکم إلّا واردُها کان علی ربّک حتماً مقضیّاً ... ولکن حقَ القولُ مِنّی لأملأنّ جهنّم مِن الجنّة والناس أجمعین» (هود۱۱۹ ... مریم۷۱ ... سجده۱۳) ؛ پس باید برای آن آیات توضیح و چارۀ دیگری اندیشید ،چنانکه برای این آیات توجیه و چارهای میشود، و نه اینکه خود را مصون و دیگری را راهیِ دوزخ کرد.
اگر کفارِ عصر و مصرِ پیامبر جهنمی باشند آیا آن، مجوزِ این است که غیرمسلمانانِ اعصار و امصارِ بعد را نیز به گناهِ جنایاتِ آن مردم خاص بسوزانیم؟
اگر این برداشت علامه مصداق مَثَل: گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری نیست پس چه چیز دیگری به این روشنی، میتواند مصداق آن مَثَل باشد؟
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
این جمله از کیست ؛ بخش۷
(علامه و امتداد قهر تا پس از گور)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۵
@baznegari
نمیدانم میلیاردها غیر مسلمانِ جهان که هر یک سرگرم کار و بار خود است چه هیزم تری به علمای ما فروختهاند که آنان را بیارزش ، فاقد حقوق برابرِ اجتماعی ، مستحق تهاجم…
(علامه و امتداد قهر تا پس از گور)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۹/۰۹/۰۵
@baznegari
نمیدانم میلیاردها غیر مسلمانِ جهان که هر یک سرگرم کار و بار خود است چه هیزم تری به علمای ما فروختهاند که آنان را بیارزش ، فاقد حقوق برابرِ اجتماعی ، مستحق تهاجم…