به نام بی نام او
2 subscribers
597 photos
58 videos
2 files
590 links
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....
Download Telegram
🌹🍂🍃🌺🍃🍂🌻🍂🍃🌷🍃🍂

زیباترین شخصیت، پس از ظهور زشت ترین شخصیت، قابل تعریف است.

تا بد اخلاقی نباشد ، هرگز خوش اخلاقی قابل درک نیست!

کدام یک برترین اند؟!

🌹🍂🍃🌺🍃🍂🌻🍂🍃🌷🍃🍂





🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

دیروزمان با مدیریت ذهن ویروس دار و تحمل همه ی تشعشعات خوب(مثبت) و بد(منفی) روانی، گذشت.

و میدانیم فردا و فرداها نیز هرگز نخواهد امد!

اکنون،
در حالی امروز را آغاز کرده ایم که ادعای فراکل نگری و حرکت بی نام بر مبنای اصول شبکه ی هوشمند کمال، داریم!

شبکه ای که:

🌷 مراد و مریدی در آن به سمت صفر میل می کند.

🌹 پند و نصیحت(تکرار عادت ها) به سمت صفر میل می کند.

💐 دعوای واژه ای و کلامی نیز به سمت صفر میل می کند.

و لذا هر لحظه اش مملو از درس هایی منحصربفرد همراه با عمل صالح است.

بی نهایت شکر

🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او

هر کس با نام خود به من سخنی آموخت، ذهن طالب نام مرا بنده ذهن نامدار خود کرد.

در حقیقت ذهن من نامدار، بنده و وامدار ذهن بی نهایت نام بود!

هر بنده ی نام های متنوع و قدرتمند که مدعی همراهی با شبکه هوشمند فراکل نگر کمال شد، بخوبی بیاد دار که،
رها از نامی، چه زیبا فرمود:

«به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم....»

و سپس:
برای موفقیت هر مدعی همراهی در آزمون راستی سنجی بی نامی،

آرزوی توفیق الهی، نمود.


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

پرسش:
هر چه در عالم هستی به نظر می اید
حس، بر آن نام نهد تا دگرانش دانند؛

می برد نام تو را هر که در این عالم هست
تو نه پیدایی و نام تو چرا می دانند؟!

پاسخ:
نام بی نام همه کون و مکان نام من است
هر که را می نگری نام مرا می داند؛

متحد چون که بود باطن هر ظاهر نام
احمد(ص) از اوج تجلی «احدم» می خواند.


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌿🌹🍃 به نام بی نام او 🍃🌷🌿

ای نام تو بهترین سرآغاز
بی نام تو نامه کی شود باز

گر باز شود پیام مهرت
نامت بدرد ز هر سخن راز

رازی که بدین سبب نباشد
هرگز نکند کسی بدان ناز

معشوقه اگر مدام نازد
نام تو نموده عشوه اش ساز

ساز دل هر کسی شکسته
تعمیر شود به نام تو باز

ان شاءالله

🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌺بسم الله(...) الرحمن الرحیم🌺

هر مدعی همراهی با فراکل نگری بیاد دارد که، برای شناخت، فهم و درک اساسی نام خالق یکتا(الله، خدا، یهو، هو، یزدان، God ،Mongo، و...) و رحمانیت و رحیمیت او به وی گفته شد:

🌹 به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم🌹
🌷 در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم🌷

🌺 مهم نیست چگونه و چطور و چند🌺
🌼 به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم🌼

🌸 ببین که خاک چگونه به سجده افتاده🌸
💐 چرا غرور و تفاخر بیا تا رکوع کنیم💐

🌿🌹🍃ان شاءالله(...)🍃🌷🌿

💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


به نام بی نام او

رویای نی

به رویا دیدمت ای رهنمای جمله همدل ها
شکایت می نمودم از من و من ها و مشکل ها

ز درد و رنج و بیماری ز بیکاری و بی عاری
ز راز مدت خواری، حدیث طول منزل ها

به زندان بودی و بودم چو ما بسیار آنجا بود
اگر چه دردمان یک بود، گروهی بود محفل ها

تو بر من راز می گفتی ولیکن گوش من کر بود
تو از اسرار می گفتی ولی من همچو غافل ها

چو دیدی مست و مدهوشم ز گفتارت نمی نوشم
چراغ دیگری روشن نمودی تا گشایی بند جاهل ها

سه تن از سینه چاکانت* به دعوا(ی کلامی) خصم هم بودند
به سوی آن سه* رفتی تا دهی درسی به فاضل ها

مودب نزد تو ایستاده شاگردان و همراهان
و تو با تازیانه می زدی بر هر سه* باطل ها

فغان و آه و درد و حیرت و وحشت
زمین تاریک و شب شد همچو طوفانی به ساحل ها

از آن سه* با نوایی خوش یکی رو سوی تو آورد
دو دیگر*، در فرار و شکوه از بیداد کامل ها!
🌹🌹🌹
همان (که فرار نکرد و مانع خوردن ضربه ها به دو نفر دیگر شد!) می گفت:
🌺🌺🌺
" بزن ای یار خوش سیما بزن ای دست پر معنا
خرابم کن ز آبادی رهایم کن ز باطل ها

مرا دست تو پرورده برایم مژه آورده
بزن بر ساز تن این نغمه ی حلال مشکل ها

حبیب من طبیب من بزن محکم بزن محکم
نی ام کن حل نما این ظاهر در مانده در گل ها "

تو می رفتی و او خوش بود و میرقصد
صدا می زد: بزن، محکم بزن بر فرق باطل ها

میان تو و او شیطان مکرر مکر می فرمود
به نیرنگی که تا کمتر شود تعداد واصل ها

ولیکن آن یکی مشتاق و بی پروای کویت بود
دوان بود و روان بود از پی دادار بی دل ها

به یک دم تازیانه نی شد و دست تو رحمت شد
شبان شد مرد ره تا گله گیرد از تو حاصل ها

تو موسی گشتی و نی را به دست آن شبان دادی
و نی شد آن همه ظاهر که می پیمود منزل ها

شکایت ها چو در نی شد حدیث مرد و زن طی شد
شبان و موسی عمران نمایش بود بر دل ها

نی و مرد و زن ظاهر ، حدیث فیل در ظلمت
تفرق در کلام امد ز درد و رنج جاهل ها

یکی نالید از مردی، دگر را چون زن آوری؟!
یکی نی بود از هر دو ولی مقهور بد دل ها

چو ضد با درد حکمت شد، اسیر حکم وحدت شد
که صالح می دهد پایان میان حق و باطل ها

عمل چون درد دل وا کرد دو صد حل معما کرد
زبان الکن شد از گفتن، سخن عاجز به محفل ها


(((((((((؟؟؟؟؟)))))))))

* سه تن از سینه چاکان:
منظور سه شخصیت درون هر انسان است که با درد رنج ظاهری حوادث و اتفاقات، خود را بطور لحظه ای در بینش و منش های زیر آشکار می کنند:

۱- شخصیت نامدار ابلیسی، با غرور و تکبر و اعتراض و ناله برای انتقام از شخصیت سوم!

۲- شخصیت نامدار فرعونی، با تکبر و اعتراض و ناله همراه با پند و نصیحت(توهین، تهمت، تهدید، تطمیع و تنبیه آمیز)، به دو شخصیت دیگر!

۳- شخصیت بی نام و شاهد و تسلیم رب(نی یا بنی آدم)، و آماده برای ارتقاء بینش تا ضدضربه شدن و فنای در حق... (مقام صالح)


💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐

#رویای_نی
#من_های_من
#من_معنوی

#محمدعلی_طاهری
#معرف_شعور_و_هوشمندی_الهی
#عرفان_کیهانی_حلقه



مفهوم نی
🌿🌹🍃 به نام بی نام او 🍃🌷🌿

قسمتی از مثنوی حکمت و رحمت ایزدی:
شنید: از هوشمندی

ش .....«....

بیا، راز دیگر به تو وا کنم
جهان تو را سخت غوغا کنم

هزاران دری را که در قرن ها
به سحر و به جادو و بس رنج ها

ببستند محکم چنان تار و پود
گشایم به آنی، بر اهل وجود

که تا حیله ها جمله افشا شود
به رحمت جهان پر ز معنا شود

چو پیغمبری از برم شد رسول
به جامش همه رحمتم شد نزول

سه کس(شخصیت) دور او حلقه زد بی امان
منافق، خلف، ناخلف بی گمان

خلف، باده را خورد و بی نام شد
دو دیگر، ز رحمت، ملک نام شد

زمینی که دارای مُلک و زر است
ملک نیز رحمان گاو و خر است

چو مالک منافق بُود و نا خلف
شود رب نوعی، ولی با علف

ز حکمت زند گاو و خر را به چوب
به رحمت علف داده با آب جوب(جوی)

ملک ها به دعوای پول و زمین
رعایایشان بند(اسیر) این دو، کمین

ملک حیله برتری بر ملک
رعایای نادان(متعصب) خران ملک

ملک قوم باز است و فرقه نواز
رعایا ز تدلیس مالک، فراز(مفتخر)

از این فوت و فن، حکمت آید پدید
در و بام و دیوار آن، ناپدید

چو مالک ببندد چنین در که ساخت
نسیب رعایا، در این نرد، باخت

کشاکش در این ماجرا شد هزار
هزاران سوال و جوابش هزار

بسی قوم و فرقه، ملک آفرید
در رحمت و حکمتش ناپدید

دری در سیاست به حکمت نشست
در اقتصادی به زحمت شکست

در قدرت و امنیت چوبه دار شد
در معنویت، نگو، مصلحت دار شد

بر این چهار در جن و انس مالک اند
نگهبان و مکار(برنامه ریز) و هم هالک اند!

خداوند یکتا ولی یک ملک
نیازی ندارد به چرخ و فلک

اگر رعیت این چنین مالکی
به سوی کمالات حق سالکی

ش....»..... ز

ان شاءالله(...)


🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂


👈 مثنوی حکمت و رحمت ایزدی
🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

گفت و شنید : دیدار

گفت:عزیزی


دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بیرنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
انچ از غم و هجران تو بر جان من است

شنید: از منظری دیگر

دیدار به چشم دل، بود درمانت
بیرنگ زمانه، می رهد زندانت

هر دم که به ظاهر تنی خوش باشی
در هجر و فراق و غم برد، شیطانت


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂




🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

می نویسیم بر آب
🌏🌍🌎💦

می زنیم بر مهتاب
🌔🌓🌒🌑🌘🌗🌖🌕

تا بخواند دل یک
کور مادر زادی😲

آب، 💦💧
آگاهی دل 💖💛💜

نور مهتاب، 🌙
ز نور خورشید☀️

چشم سر، 😳
سعی و خطا😵

چشم دل، 😍
نور خدا 😇


🌹🍃🌺🌿🌸☘🌼🍃🌹
🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌎 🌍 🌏
🌑 🌓 🌕

از منظری دیگر:

دنیای بینشی هر انسان،
فقط یک شبانه روز است.

نیمی از آن تاریکی و جهل و
نیمی را روشنایی و دانایی فراگرفته.

هرگاه روشنایی روز، تاریکی جهل و ناآگاهی شب را از مدیریت ذهن انسان محو کند،
آنگاه
روز دنیای او هرگز به پایان نمی رسد.

🌕🌕🌕🌕🌕🌕🌕🌕🌕🌕
🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎🌍🌏🌎

🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


❤️ 💛. 💚. 💙. 💜

🌹امشب شهادت نامه عشاق امضاء می شود
🌺 فردا شعور عاشقان هر سو هویدا می شود

💐امشب گواهی میدهد، هر جزء بر مجموع خود
🌷 فردا گل وحدت به هر جنت شکوفا می شود

🌸 امشب شب قدر بشر، ظلمت نمی یابد اثر
🌹فردا به هر جمعی نشان نادیده پیدا می شود.

ان شاءالله

🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌿☘🌱🌴🍀🌳🍃

زبان قاصر از لطف بی خشم تو
نگاه عاجز از چشمه ی یشم تو

نظر کن به خاک وجود بشر
که تا کیمیا گردد از چشم تو


🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


🌿☘🌱🌴🍀🌳🍃

پرسش و پاسخ از کمال یوسف:

پرسش:


گفت: یوسف چه کرد بهر کمال
جز به قدرت نبود او به جمال

کل این داستان وصل و فراغ
از ته چاه تا به قصر وصال

از زلیخائیان یوسف کش
تا به زندان حزن و خوف و ملال

کشت و کاری ز بهر روزی خوش
هفت سالی برای حفظ منال

هفت سال دگر ز تدبیرش شد
مقسم برای شرق و شمال

از جنوب و غروب عالم نیز
جیره بردند ز گندمان حلال

مصر از او شادمان و خرم شد
داد او را ملک چه جاه و جلال

قدرت و علم اقتصاد زمان
در کف اش بود همچو قاب و هلال

سجده کرد از برای او مه و خور
یازده ستاره ای به مثال

این همه با هزار اوج و فراز
حاصلی کی فزود بهر کمال؟

پاسخ:

پاسخش داد هوش داداری:
تو ز حکمت چه سان خبر داری

یوسف دور قدرت ظاهر
دوره ی سروری و سرداری

به توفا رسید در تسلیم
تا که ملحق شود به بیداری

دوره ی صالحین چو شد آغاز
رو نماید کمال دین داری

چو سوالی ز هوش ما کردی
پس بچش رمز و راز حق داری

تو کنون یوسفی به مصر بشر
عصر زیبا کشان به قداری

صد هزاران زلیخی عاشق
هر یکی میل سلطنت داری

عالم اقتصاد و اهل سیاس
عالم روح و مملکت داری

تو زلیخا نموده ای همه را
عاشق حلقه های هشداری

قدرت اما نمی کند تمکین
تا کمال بشر به سر داری

عاقبت از برای حفظ کمال
تن به زندان دهی ز، نا داری

تن به تهمت به خفت و خواری
زره صالحین به تن داری

صلح با دیگران که آسان نیست
بهر حل اش چه حلقه ای داری؟

یوسف ما کمال را نشناخت
یوسف نو، چه در عمل داری؟

تو کمالات خود نمایان کن
تا دهم بر تو چرخ داداری

یوسف نو به صالحین ملحق
می شود با کمال بیداری

دوره ی فتح و نصرت الله
می برد آبروی سرداری

هر مرام (دین) تفرق و قدرت
پوچ و خالی ز هر هواداری

ارزش دین(مرام) حق شود پیدا
سیل مردم روان به دین داری (روان به بیداری)

🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂




🌿☘🌱🌴🍀🌳🍃

گفت و شنید : دوست داشتن

گفت:عزیزی

در شهر من این نیست راه و رسم دلداری 
باید بفهمم تا چه حدی دوستم داری 

هرکس نگاهت کرد چشمش را درآوردم 
شد قصه ی آغا محمدخان قاجاری! 

آسوده باش، از این قفس بیرون نخواهم رفت 
حتی اگر در را  برایم  باز  بگذاری ...

🍂🌿🍃🌺

شنید:از منظری دیگر

در قلب ما مهر و وفا جاریست
فهمیدن هر دوستی، باریست

هم با اراده چشم ها بستیم
آسوده از زندان و یا داریست

هر کس نگاهی می کند ما را
از ظن خود مشغول افکاریست


🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂




⏳⏱⌛️⏲⏳⏰⌛️

تعریف زمان:

قسمتی از مثنوی کمال دانه ی گندم؛

.....است

چون سوالی در دل ذره گذشت
پاسخ، از بهر سوال آمد به گشت

ذره ی بی تاب و نالان با غرور
ساکن اما فکر و ذهنش در عبور

او سوال ساکن است و پاسخش
بهره ی صبر است و عزم راسخش

از چنین میلی، زمان آغاز شد
آدمی را چنگ و عود و ساز شد

کوه طور خواهش و میل و سوال
ساعت و روز است و هفته، ماه و سال

چون جواب از دور آمد سوی تو
صفر شد آن دم، زمان، در کوی تو

لیلی و مجنون چو در آغوش هم
زد زمان سیلی، به حق، در گوش غم

دور شد...

⏳⏱⌛️⏲⏳⏰⌛️




💖💝👨‍❤️‍👨💗💖

راز وحدت جمال و جلال:

حسن جمال و جلال برده دل و چشم را
قدرت طراحی اش مست کند هست را

یوسف صاحب جمال جلوه نقش خداست
کیست که با دیدنش خود نبرد دست را

دیده ی ظاهر پرست وصل بجوید مدام
کام بخواهد از او، تیر زند پست را

دم همه دم ایینه می نگرد خود نگر
حسرت یوسف به دل تیز کند شصت را

*********

کشتی زیبای تن در دل دریای جان
رقص کنان می خورد موج کج اندیش را

شرم و حیا می رود عشق چو ظاهر شود
هیچ نگیرد سکون شهوت بد کیش را

یوسف بیرون خدا، عاشق او نا خدا
کی رسد او تا کمال تا نکشد خویش را

عاشق یوسف چو کشت آن من زیبا پسند
دید که یوسف در او جلوه کند خویش را

یوسف یکتا کنون گشته مکثر برون
برده ز دل ناله ی دوری و تشویش را

چهره یوسف گرفت، چهره عشاق او
باطن تسلیم خورد ظاهر بندیش را

حسن جمال و جلال گشت یکی در وصال
بند رها شد ز پا یوسف بی خویش را

صلح به پا شد از این وحدت دو در یکی
نیست دگر بندی و ظلم جگر ریش را

عاشق یوسف که تو زخم زدی بر خودت
تا به کجا کشته ای نام من خویش را؟!

🍀🌺🌾☘🌱🌿🍂🍃🌷🍂



👏❤️😘🌷💐😍🌺🌿🌸🍃

در تعریف و تمجید از هر چیزی

واژه های خوب و زیبا و عالی و جالب و قشنگ و.... ، همیشه هست.

چون:
بود، از منظر مدیریت ذهن همواره مربوط به گذشته و عالم مردگان تلقی میشه!.

🙏💐

از اینرو در تعریف و تمجید از چیزی، مثلا

میشه گفت:
خوب بود،
پس ذهن اونو به عنوان مرده در آرشیو مطالب گذشته دفن میکنه و با یادآوریش بار تشعشعاتی اندوه و دشارژ به کالبد روان میده!

و میشه گفت:
خوب هست،
در این صورت مدیریت ذهن همواره اونو زنده و حی تصور میکنه و بار تشعشعاتی ایمنی و شارژ دایم به کالبد روان میده.

ان شاءالله

🍂🍁🌾🍀🌱🌴🍃🌿🍂

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


««««« ؟؟؟؟؟ »»»»»

چرا به نام بی نام او

🌹چون:

در طول تاریخ همواره یکی از ترفندهای شیطان این بوده است که عشق به حقیقت را تبدیل به عشق به صورت کند. اگر عشق به حقیقت اولیا الله که ریشه ی آن در علاقه
به کمال و عشق به الله است، کمرنگ شود و عشق به صورت و ظاهر بر آن اولویت یابد، به اسم آنها خلاف خواسته ی آنها (که گذر از ظاهر به باطن است) عمل شده است.

صفحه ۱۲۶ کتاب چند مقاله
فلسفه غیبت و مفهوم انتظار

🌷💐🌺🌿🌸🍃

به نام بی نام او
√ به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم √ در امتداد شب نشینیم تا طلوع کنیم √ مهم نیست چگونه و چطور و چند √.....


گفت و شنید : چشم دل

گفت: عزیزی

برخیز و صبحِ مردمِ یک شهر خسته را
با چشم های روشن شعرت به خیر کن


شنید: از منظری دیگر

از خستگی و خواب به دور است چشم دل
دایم به نور و خیر و سرور است چشم دل

صبح و سحرگه و ظهر و غروب و شام
با روح جمع و عین شعور است چشم دل

🌷💐🌺🌿🌸🍃