باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
آنچه من از جهنم مي فهمم – 4

5- آيه " لايموت فيها و لايحيي " چه ميشود ؟

خداوند در اين آيه ، به صراحت اعلام ميدارد كه جهنم مكان مرگ و نابودي كسي نيست :

انه من يات ربه مجرما فان له جهنم لا يموت فيها و لا يحيى 21
هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود ، آتش دوزخ براى اوست ؛ در آن جا، نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏کند!

و اين بهمان دليل است كه هيچ انساني براي فنا خلق نشده و تنها آنچه باقي ميماند ، باور به بقاي همه بشريت است و اين بقا و زندگي ، از جنس خداوندي است و قطعا ، جهنم جايي براي حيات نيست .

بنابراين هر انسان جهنمي ، پس از طي كردن دوره پاكسازي روح خود از زنگارهاي دنيايي ، از آن رها شده و راه بسوي ابديت بهشتي پيش خواهد گرفت و گويي دوباره زنده شده و زندگي آغاز كرده است .

6- آيه " اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا " 22 به چه مفهوم است ؟

( و به او مى‏گوييم : ) خودت کتابت را بخوان ، کافى است که امروز ، خود حسابگر خويش باشى!

خداوند با اعلام اينكه كتاب اعمال تو ، بدست خودت سپرده ميشود ، دقيقا همان بيان بند 1 را تكرار كرده كه ، شكل آخرتي روح تو ، همان عينيت اعمال دنيايي توست ، و اين بيان ، گويي سپردن نامه هركس به دست خود اوست .

و اينكه ميفرمايد ، خودت اعمالت رامحاسبه كن و حكم صادر كن ، چيزي جز ظهور نتيجه اين نقش و شكل آخرتي روح براي هر شخص نميباشد و قطعا ، شخصي كه شكل نازيبا و ناهمگوني از خود ايجاد و تصوير كرده و آرايشي بس زشت بر چهره خود نمايان كرده است ، جايي براي ورود در بهشت و همراهي زيبارويان بهشتي براي خود نميبيند كه بخواهد ورود كند ، مگر آنكه جايي بيابد و اين آرايش و نقش را بزدايد و چقدر سخت است اين زدودن ، وقتي كه اين آرايش ، غليظ تر و آن نقش ، ناهمرنگتر و بيقواره تر باشد .

زيرنويسها :

1- سوره زلزال آيات 7 و 8
2- بقره آيه 156 ( انا لله و انا اليه راجعون )
3- سوره مدثر ،آیات 28 و 29
4- سوره مریم ،آیه 72
5- سوره مومنون ،آیه 115
6- سوره قیامت – آیه 12
7- سوره ذاریات - آیه 56
8- سوره های فاتحه ،آیه 1 - یونس ،آیه 10 و ...
9- سوره قصص ،آیه 88
10- دعا ی جوشن کبیر – 19
11- سوره اعراف ، آیه 39
12- من جائ بالسیئه فلا یجزی الا مثلها و هم لایظلمون – سوره انعام ،آیه 160
13- الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون – سوره بقره ،آیه 156

14- لم یدخل الجنه من لم یولد مرتین – امام معصوم (ع) به نقل از عیسی (ع) – کتاب رازهای رستاخیز ، غفارزاده ، ص 116 ( کسی وارد بهشت نمی شود مگر آنکه دوبار متولد گردد – یکبار تولد از مادر که وارد حیات زمینی شده و آماده فعلیت بخشیدن به قوای ذخیره الهی در وجود خود شده و دیگرتولد ، تولد از گناهان یا انتقال از قید و بندهای گناهان که تولد حقیقی است و مردان حق در همین دنیا به آن دست یافته و لیکن گنهکاران پس از مرگ و فراغت از جسم ، در عالم دیگر به عذاب ها دچار تا از بار گناهان ، موت حقیقی حاصل و تولد دوباره و حیات ابدی در بهشت برین الهی عطا گردد . )

15- مرحوم دولابی : فی مقعد صدق عند .... آنجا آخر راه و مرحله کمال انسان است . ص 59 طوبای محبت 2
16- لکن الذین اتقوا ربهم لهم غرف من فوقها غرف ... – سوره زمر ،آیه 20
17- انعام 128
18- كتاب رازهاي رستاخيز – غفارزاده ص 470
19- هود 107
20- سوره فجر،آیه 27
21- طه 74
22- اسرا آيه 14
محمد صالحي - جمعه 10/11/94
كانال نواي عشق
https://telegram.me/eshghonava
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
https://telegram.me/beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
https://telegram.me/naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com

http://www.tebyan-zn.ir/userpapers/m_salehy.html

http://www.aftabir.com/articles/user_articles.php?u=m_salehy&page=1
👍1
Forwarded from نغمه های سكوت
بچه بودیم و گذشت ،
نوجوان گشتیم و تمام شد !

بعضی از جوانی نیز عبور کردیم ،

و این ، سنت حاکم در هستی است .

امروز در کجا ایستاده ایم ،
که فردا حسرت آن را نخوریم ؟

فقط میدانم ،

خدا نه متعلق به دیروز بود ، که شکایتی ازو بکنیم ،
و نه آینده ای آمده که او را در آن جستجو کنیم .

و او ، اکنون با ماست ،
اینجا ، نه هیچ جای دیگر !

خود را دریابیم و با او همراه شویم
که هستی تجلی اوست ،
و مهربانی ، هویت او .

محمد صالحی - 1/1/95

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout

آدرس بلاگ اینترنتی

http://mahsan.rasekhoonblog.com

🙏🙏🙏🌺🙏🙏🙏
تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم

من در محیط دانشکده به فردی که عقاید ماتریالیستی داشت و گاهی سر کلاس ها ابراز می کرد ، هم به خودش و هم چند بار به وسیله استادهای دیگر ، به او پیغام دادم ، گفتم :

من به تو نمی گویم ، تو چرا این طور فکر میکنی ، حق داری این طور فکر کنی ،

و نمی گویم ، که تو چرا فکر خودت را ابراز می کنی ،حق داری ابراز کن ؛

تو بگو ، من هم می گویم ،

تو بنویس ، من می نویسم ،

تو فکر خودت را ابراز کن ، من هم ابراز میکنم؛

تو صریح و بی نفاق آنچه واقعا فکر میکنی - نه در زیر لفافه های دیگر که آن نفاق و حقه بازی و توطئه و اغفال و اضلال است - بیان کن ، من هم بیان می کنم. (آزادی فکر معنایش این است).

(مطهری ، مرتضی، آزادی انسان ،1392 ،تهران : بینش مطهر ، ص119)

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
دستور خداوند به مجادله احسن با مردم يعني چگونه ؟

سوال :

پیامبر در راستای ابلاغ دعوت خود ، از آموزه های متعدد علمی و تاریخی سود جسته است و این هردو ، در حوزه کارکرد علم تجربی و فهم بشری بوده که در گذر زمان دچار تغییرات زیادی گشته و طبیعتا ، علم گوینده آنها را به چالش می کشد .

و وقتی که پیامبر از آنها در راستای مقاصد خود کمک گرفته و عنوان وحی الهی مضبوط در کتاب قرآن را به آنها داده است ، آیا علم خدا و یا خدایی بودن دعوت پیامبر را به چالش نمی کشد ؟

جواب :

انسان ، در میدان بیان افکار و اندیشه های خود و دعوت دیگران به فهم و تمکین نظرات او ، ناچار از برقراری ارتباط دوستانه و ایجاد اطمینان در مخاطب خود بوده ، بگونه ای که عقل و بدنبال آن ، منطق استدلالی آنها را به مبارزه علمی و جدال بکشد . و این همان مجادله به کمک بهترین و موثرترین ابزار می باشد .

آنجا که خداوند می فرماید :
" ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين . سوره نحل – آيه 125

" با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است .

و پیامبر نیز از این منظر که بشری بود همانند دیگر افراد انسانی ، و در جامعه ای زندگی می کرد که آموزه های معرفتی و یا شاخص های علمی خاص خود را داشت ، و در زمانی می زیست که یافته های علمی و منطق استدلالی آن دوره تاریخ بر آن مستولی بود ، از این قاعده مستثنی نبود ، و نشاندن خداوند در جایگاه او جهت صحت سنجی و ارزش دهی آموزه هایش ، به این معنا که می توانست بدون در نظر گرفتن فهم تاریخی آن دوران سخن گفته باشد ، و یا نشاندن عقلانیت مدرن و فهم منطقی عقلای امروزین در جایگاه معیار سنجش شیوه و گفتار آن مردمان و مخاطبان عصر نزول ، یک اشتباه مسلم غیر عقلانی بوده که بیشتر به سفسطه و تجاهل می ماند تا نگران عقلانی بودن تاریخ گذشته پیامبر .

اما آن مجادله احسن ، که به دستور خداوند ، مبنای بیان و دعوت پیامبر بود ، چه معیارهایی دارد ؟

1- استفاده حداکثری از ابزارهای طرف مقابل ( گزاره های علمی و یا اندوخته های تاریخی طرف مقابل )

2- پایبند بودن به ابزارهای زبانی و اصطلاحات و آرایه های ادبی و شیوه های تفهیم مطلب مخاطب مستقیم مورد مجادله .

3- خارج نشدن از محدوده فهم طرف مقابل ( استفاده از ادله و یا مطالب موجود در منابع معرفتی و استدلالی طرف مقابل)

4- یارگیری از افراد مورد تایید طرف مقابل ( تایید و یا بکارگیری نظریه های رایج دانشمندان و اطبا و منجمین و تاریخ دانان و متنفذین عصر نزول )

5- جلوگیری از مواجه شدن با افرادی که مورد تایید و یا احترام توده مردمند و این مواجهه سودی در پیشبرد اهداف مجادله ندارد . ( دانشمندان بند 3)

6- جلوگیری از ایجاد میدان های جدید و متعدد در مبارزه ( دانشمندان بند 3 را به رویارویی با خود تحریک نکنیم . )

7- چیزهایی نگوئیم که توان و یا ابزار تجربی اثبات آن را نداریم . ( مانند ورود به مباحث علوم نجوم و فیزیک و پزشکی و ... که تجهیزات و آزمایشگاه های خود را می طلبد و نظریه های رایج ، برگرفته از اندوخته های موروثی گذشتگانی است که به تکرار و تواتر برای مردم ارزش علمی صحیح پیدا کرده اند و صاحبان و حاملان آنها را آگاهان به جهان درون و پیرامون خود می دانند و قابل مکرمت و تعظیم . )

با توجه به قواعد و معیارهای فوق ، این نکته روشن می شود که هر انسانی که بخواهد اندیشه خود را بیان و رواج دهد ، بایستی به زبان و شیوه ای سخن بگوید که نه تنها طرف مقابل را تحریک به مقابله نکند ، بلکه آموخته های قبلی او را که تاثیری در تکذیب و یا نگاه منفی به اندیشه او ندارند را یا به چالش نکشد و یا مسکوت گذارد و یا در مواقع لزوم ( با یکسری پالایشها ) به خدمت استدلال های خود در آورد .

و نه تنها پیامبر نیز چنین کرده ، چرا که بشر بوده و جز این مسیر ، راه عقلانی دیگری نداشته ، که خداوند نیز برای ابلاغ مقصود خود به بشری به نام پیامبر ، از تنزیل و انزال و فروکاستن به حد فهم او استفاده کرده است .

آنجا که خداوند می فرماید :

" إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ... عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ - شعرا – 192

" و راستى كه اين [قرآن] فروکاستن ( مقصود ) پروردگار جهانيان است .... بر قلب تو تا بتوانی
خلق را انذار کنی .

براي مطلب كامل و آيات و روايات مربوطه به مقاله زير در بلاگ مراجعه شود :

چرايي وجود آيات علمي و تاريخي در دعوت توحيدي پيامبر(ص)

محمد صالحی 25/ 8 / 92
http://mahsan.rasekhoonblog.com/
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
استمرار ظواهر یا روح احکام اسلامی

من در مصاحبه ای که در مجله زنان راجع به حقوقِ زن و فمنیسم داشتم ، گفتم که :

کارفرمایی ، کارگری را استخدام میکند.
سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق میدهد،
سال دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان،
سال چهارم ماهی چهار هزار تومان
و به همین ترتیب تا سال دهم به او حقوق میدهد.

بعد کارفرما میمیرد.

ورثه ی این کارفرما اختلاف نظر دارند.

یک دسته میگویند ما باید ببینیم آخرین مبلغ قرارداد این کارفرما چقدر بوده است و همان را بدهیم.
پرونده ی سال دهم را بررسی میکنند و می بینند که در سال دهم آخرین امضایی که کرده است ، این بوده که به این کارگر ماهی ده هزار تومان بدهند .
بعد می گویند بسیار خب ، این کارگر اگر می خواهد صد سال دیگر هم در کارخانه باشد، باید ماهی ده هزار تومان به او بدهیم، چون امضای پدر برای ما خیلی مقدّس است.

ما اینقدر برای این پدر، حرمت، حیثیت و ارزش قائلیم که از امضای او سرِ مویی عدول نمی کنیم.
آخرین امضای او ماهی ده هزار تومان بوده است و اگر این کارگر می خواهد برای ما کار کند، باید با ماهی ده هزار تومان کار کند.

دسته ی دوم هم می گویند آقا ، باید این پروسه را نگاه کنیم.


این پروسه را که نگاه می کنیم ، می بینیم که :

پدر ما سال اول ماهی هزار تومان،
ماه دوم ماهی دو هزار تومان،
سال سوم ماهی سه هزار تومان
و سال دهم هم ماهی ده هزار تومان به این کارگر داده است.

اگر این پدر زنده می ماند ، سال یازدهم یازده هزار تومان می داد و می گویند ما باید به روح کار پدرمان توجه کنیم.
به نظر شما ، کدامیک از این دو دسته حق پدر را ادا کرده اند؟

دسته ی اول، به لحاظ دید خشک و ظاهربینانه ، می گویند، ما اینقدر برای این امضا قداست قائلیم که یک سر سوزن از این امضا عدول نمی کنیم.

امّا در واقع آنهایی که به پدر وفادارند ، دسته ی دوم هستند.

اینها می گویند ، ما می بینیم که پدر یک روندی را شروع کرده است و حالا مرگش رسیده است.

اگر می ماند، این کارها را نمی کرد.

من در این مصاحبه گفته ام که پیامبر ما در این بیست وسه سال، وضع زن را از کجا به کجا رسانده است.

فقط بدبختیِ ما این است که به آخرین امضایی که در سال دهم هجری صورت گرفته است، نگاه می کنیم و نمی خواهیم از این امضا کمی آن طرفتر برویم.

می گوییم آخرین امضای پیامبر این بود و ما می خواهیم تا قیام قیامت، به همان عمل کنیم و افتخار هم می کنیم که « حرام محمد حرام الی یوم القیامه و حلال محمد حلال الی یوم القیامه.»

بله، این سخن درست است امّا مراد روح پیام اوست، نه ظاهر پیام او.

روح پیام او را بگیرید و تا قیام قیامت ادامه دهید.

این یک پروسه و یک روند است.

اینکه اینقدر می گفتند مراجع تقلید باید زنده باشند، زنده بودن شان به درد این می خورد که مطابق با زمان، روند را استمرار بدهند.

ولی اگر قرار باشد که بحث فقط این باشد که دست را دو بار زیر آب بکنید یا سه بار، این زنده و مرده ندارد.

استاد مصطفی ملکیان

محمد صالحي

براي توضيح كاملتر ، مطلب زير در كانال باورهاي قديم و انديشه هاي نو نيز مراجعه شود :

#شریعت ، جریانی سیال در قانون گذاری در گذر زمان – 1

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نجس و پاك – نظرات فقهي كديور

1- در صورت ازاله‌ی عین نجاست یا متنجس از بدن یا لباس یا غیر آنها به هر روش ، محل طاهر می شود ، آب کشیدن امری احتیاطی است.

2- معنای زوال عین نجاست این نیست که هیچ اثری از نجاست مثلا رنگ آن نیز به‌جا نماند .


3- استعمال دستمال توالت برای تطهیر مدفوع به شرطی که کلیه‌ی آثار آنرا از ظاهر بدن پاک کند و برای تطهیر ادرار به شرطی که با دستمال مذکور ، رطوبت ادرار کاملا از بدن خشک شود مجاز است و استفاده از آب اگر چه افضل است اما ضروری نیست .

4- ماشین لباسشویی به آب جاری وصل است و غساله آن چند بار تخلیه می شود . لباس آغشته به هر نجاستی بعد از شسته شدن در ماشین لباسشویی و ازاله عین نجاست طاهر است و نیازی به شستن با دست ندارد.


5- مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان از محرمات است اما نجس نیستند .

6- سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است . هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد .

7- اقوی عدم نجاست فضله‌ی خرگوش است .


8- منی مرد به احتیاط واجب نجس و شستن موضع آغشته به آن از بدن و لباس برای نماز در صورتی که تر باشد لازم است. در صورتی که منی خشک شده باشد و با سائیدن لباس و مانند آن اثر منی کاملا زایل شود چنین لباسی مانع صحت نماز نیست ، هرچند احتیاط در شستن آن است .

9- فرش و لباس نجس زیر آب باران یا آب جاری بدون نیاز به فشردن بعد از ازاله‌ی عین نجاست طاهر است ، و در غیر آب باران و جاری ، بعد از جداکردن غساله‌ طاهر است.

10- فرشي كه قطره اي خون و يا نجاست ديگر روي آن بريزد ، مي توان با دستمالي تر آن لكه را رفع نموده بعد از خشك شدن پاك است .

11- کف کفش با ازاله‌ی عین نجاست بعد از چند قدم راه رفتن روی سطوح متعارف طاهر از قبیل زمین خاکی ، شنی ، ریگی ، سنگ فرش ، آجر فرش و اسفالت پاک محسوب می‌شود.

12- انسان ذاتا طاهر است . هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب ، پیروان ادیان غیرابراهیمی ، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمی‌شوند .

kadivar.com
15/12/93 - محمد صالحی

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مقدمات نماز – محسن كديور

1- غسل اعم از واجب و مستحب مجزی از وضو است .

2- تيمم بدل از غسل ، مجزي از وضو است و مي تواند نماز بخواند . روش انجام تيمم ، مانند نظر مشهور مراجع است .


3- اگر فردی از حمام یا استخر ، علاوه بر تمیزی یا شنا ، نیت غسل یا آمادگی برای نماز کرده باشد ، برای نماز نیازی به وضو گرفتن ندارد.

4- جنب و حایض نیز همین که به نیت غسل به حمام رفته اند ، بعد از شستن بدن و باقی نماندن نجاست ، غسلشان محقق شده است و طاهر محسوب می شوند .


5- جنب و يا حايض در صورتي که حمام می‌کرده اما از نیت غسل غفلت می‌کرده نماز و روزه‌هایش محکوم به صحت است هرچند احتیاط در قضای آنهاست .

6- جواز صحت وضو در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست .


7- سرمه خارج از چشم اگر غلیظ نباشد مانع صحت وضو یا غسل نیست.

8- شرط صحت وضو رسیدن آب به پوست بدن خصوصا صورت است . در مورد رژ لب و کرمهای پوست لازم است با امثال دستمال صورت را پاک کرد و سپس وضو گرفت.

9- مسح بر جوراب در حال عادی مجاز نیست و باعث بطلان وضو می شود . اگر درآوردن جوراب برای وضو متعذر باشد ، مسح بر آن مجاز است . تشخیص تعذر و عسر به عهده‌ی مکلف است ، اما جواز در موارد قریب به عسر خالی از اشکال نیست.

10- خوابی که بر چشم و گوش غلبه کند در حالت نشسته احتیاطا مبطل وضو و در غیر آن علی الاقوی مبطل وضو است .


11- در نماز جماعت ، هم ردیف بودن صف بانوان و آقایان بلااشکال است. حائل بودن پرده احتیاط مستحب است. کافی است جدا باشند مثلا در یک طرف امام جماعت بانوان و طرف دیگر همان صف آقایان باشند.

12- با وسایل رفت و آمد متعارف زمینی دوران ما ، مسافت جهت شكسته شدن نماز ، حداقل ۸۰۰ کیلومتر رفت و برگشت (معادل حدود ده ساعت طی مسیر رفت و برگشت) و در سفرهای هوایی نیز طول سفر رفت بیش از حدود پنج ساعت (نصف ساعات روشنایی هوا در یک روز) ميباشد .

13- فردی که در هر ده روز بیش از مسافت شرعی را طی می کند و حداقل سه ماه این سفرها تکرار شده کثیرالسفر محسوب می شود ، چنین فردی در سفر نمازش تمام و روزه اش صحیح خواهد بود. ماموریت کارمند در صورتی که به شکل فوق تکرار شود، از مصادیق کثیرالسفر است .


14- مشخص بودن شمال و جنوب و یافتن حدود قبله بسیار آسان است. همین‌که به حدود قبله مثلا جنوب غرب نماز خوانده شود کافی است.

15- سجده بر فرشهای رایج در مساجد و منازل مجاز است . افضل سجده بر خاک و زمین و در درجه بعدی فضیلت سجده بر رستنیهای غیرماکول و غیرملبوس است.



16- منی مرد به احتیاط واجب نجس و شستن موضع آغشته به آن از بدن و لباس برای نماز در صورتی که تر باشد لازم است. در صورتی که منی خشک شده باشد و با سائیدن لباس و مانند آن اثر منی کاملا زایل شود چنین لباسی مانع صحت نماز نیست ، هرچند احتیاط در شستن آن است .

17- اگر خون زخم كه روي اجزا وضو بوده ، شسته شده و پس از وضو ، جزيي از آن ديده شود كه خشک شده بوده و چسبیده به پوست ، مشکلی نیست و وضو صحیح بوده است.

18- بودن این نجاسات در لباس یا بدن نمازگزار مانع صحت نماز نیست :


یک ، خون زخم به نحوی که زایل کردن آن باعث مشقت باشد . دو ، خون اندک در بدن و لباس ( در حد یک سکه‌ی متوسط ) ، سه ، ادرار کودک شیرخوار بر لباس نمازگزار .

19- به‌جا آوردن نماز و روزه و حج از جانب میت تبرعا (بدون اخذ اجرت) و هدیه‌ی ثواب آن به میت مستحب و مجاز است. قضای نماز ، روزه‌ و حج میت به ویژه با اخذ اجرت (عبادات استیجاری) محل اشکال است . انجام تبرعی عبادات و هدیه ثواب آن به میت به معنای قضای عبادات وی نیست.

20- وقت نماز صبح از فجر صادق (سپیدی افقی بعد از سپیدی عمودی، اذان صبح) تا قبل از طلوع آفتاب است . تفاوتی بین شبهای مهتابی و غیر آن نیست .


21- وقت نماز ظهر و عصر از ظهر شرعی تا غروب آفتاب است . ( 15 تا 20 دقيقه قبل از مغرب )

22- وقت نماز مغرب و عشا از غروب آفتاب تا نیمه شب شرعی (حوالی ساعت ۱۲) است.


23- اگر نماز مغرب و عشا در وقت مقرر خوانده نشود تا قبل از اذان صبح می‌توان بدون نیت ادا یا قضا به‌جا آورد.

kadivar.com 15/2/94 - محمد صالحی /


كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 1


قبل از آن که انسان ( به مفهوم امروزین آن) به مجموعه خلقت الهی بپیوندد ، موجودات غیرانسانی بیشماری از قبیل جمادات ، نباتات ، جانوران و فرشتگان وجود داشتند ، که هر کدام برحسب هدایت غریزی خود ، که خداوند در تکوین آنها قرار داده است ، به حیات و ممات خود ادامه می دادند ، همانگونه که هنوز و آینده نیز ، به همین روال ادامه خواهند داد .
روزگاران گذشت و گذشت و هر موجودی به راه تکوینی خود می رفت و خداوند از تسبیح او راضی و خشنود .

آنجا که می فرماید :

" آسمانهاى هفتگانه و زمين و کسانى که در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى ، تسبيح و حمد او مى‏گويد ؛
ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد . " 1

و حتی فرشتگان نیز بر حسب فطرت خدادادیشان ، در سراسر هستی مشغول عبادت و تسبیح اند .

آنجا که می فرماید :

" (در آن روز) فرشتگان را مى‏بينى که بر گرد عرش خدا حلقه زده‏اند و با ستايش پروردگارشان تسبيح مى‏گويند. " 2

و یا امام علی (ع) می فرمایند :

" برخى از آن فرشتگان ، پيوسته در سجودند ، بى‏آنکه رکوعى کرده باشند ، برخى همواره در رکوعند و هرگز قد نمى‏افرازند .
صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هيچ يک را ياراى آن نيست که از جاى خود به ديگر جاى رود . خدا را مى‏ستايند و
از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهايشان
سستى نگيرد و غفلت فراموشى بر آنان چيره نگردد . " 3

اما از آنجا که همه آن مخلوقات ( غیر انسانی ) فقط به تبع غریزه و هدایت تکوینی و خلقت خداساخته شان ، به تسبیح و عبادت خداوند مشغولند و اراده ای بر این امر ندارند ، لذا با وجود آن همه ، حقیقت گنجینه خداوند بر کسی مکشوف نگشت و گاه زمانی بود که این " گنج " ، " مخفی " بود . تا آنگاه بود که حضرتش قصد کشف و تجلی خود و نمایش آن کردند .

آنجا که در حدیث قدسی می فرمایند :

" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 4
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 5

بشر را خلق نمود و خصلتی منحصر به فرد ، که به هیچ مخلوق دیگری عطا نکرده بود ، در وجودش به ودیعت گذاشت . و آن چیزی نبود جز دانه ای که در مغز و آنگاه قلبش کاشته بود تا در یک مسیر رو به کمال ، آن گونه رشد یابد تا به میوه " باور " به خدای خالقش بنشیند 6 .

و آن گاه است که خداوند ، خود را در آئینه وجود او ، به کمال زیبایی و نهایت بزرگی و جلال خواهد دید .

این انسان سالها و سالها عمر سپری کرد 7 و روز به روز با کشف و شهود جدیدی به فهمی جدید از عالم درون و بیرون خود رسید تا آن گاه که خداوند حد رشد و بلوغش را لایق هدایتی جدید دانست و او را برگزید .

آنجا که می فرمایند :

" خداوند آدم را برای ایفای مسئولیت سنگین خلیفه الهی انتخاب نمود . " 8

و امانت خود را که همان تجلی گاه ذات حضرت ربوبی بود به او بسپرد .

آنجا که می فرمایند :

" ما امانت خود را بر آسمانها و زمين و کوه‏ها عرضه داشتيم ، آنها از حمل آن سر برتافتند ، و از آن هراسيدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشيد ؛! " 9

در ظرف وجودش استعداد خداگونه شدن ریخت .

آنجا که می فرمایند :

" سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. " 10

و به دنیای زمینی ، برای بارور کردن آن استعداد ، برگرداند .

آنجا که می فرماید :

" گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پيروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند ." 11

و خلیفه خو د در زمینش قرار داد .

آنجا که می فرمایند :

" من در روى زمين، جانشينى قرار خواهم داد. 12

حال این انسان از آنجا که مختار بود تا کاشته خدایی وجودش را پرورش دهد و یا راه به بیراهه سقوط در اسفل السافلین دنیایی بپیماید ، به عبور در جاده رشد و بلوغ جدید، پا گذاشت .

اما بدان سبب که خداوند این مخلوقش را عبث و بیهوده نیافریده بود .

آنجا که می فرمایند :

" آيا گمان کرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم ، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟ " 13

و او را جز برای خود و عبودیت عاشقانه خود خلق نکرده بود .

آنجا که می فرمایند :

" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! " 14
به هیچ زمانه ای تنهایش نگذاشت و هدایت او را بسوی راهی که در نهایت ، رسیدن به بارگاه الهی و آرام گرفتن در جوار حضرت ربوبی است ، را خود بر عهده گرفت .

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 2

اگر چه حضرت ایشان مالکیت علی الاطلاق بر تمامی کائنات و بطور خاص بر انسان دارند .

آنجا که می فرمایند :

" خداوندى که مالکیت آسمانها و زمين از آن اوست....، و همتايى در مالکيّت ندارد ، و همه چيز را آفريد ، و آنچه مقدر بود
تقدیر فرمود . " 15

اما از آنجآ که ذات انسان را تجلیگاه ارزشهای الهی دانسته و او را به عنوان نمایشگاه ملکات اخلاقی خود برگزیده ؛

آنجا که می فرمایند :

" ( ای انسان های معزز خداوندی ) به ملکات اخلاق خداوندی ، متخلق و به آنها آراسته شوید . " 16

و از طرف دیگر همه گونه ابزار و وسوسه شیطانی بر سر راه این انسان ضعیف ، قرار داشته ؛

آنجا که خداوند از زبان شیطان می فرمایند :

" و آنها را گمراه مى‏کنم ! و به آرزوها سرگرم مى‏سازم ! و به آنان دستور مى‏دهم که .... آفرينشِ پاک خدايى را تغيير دهند ! ( و فطرت توحيد را به شرک بيالايند ! ) " 17

و طبیعتا در آن فضای وسوسه و هوس و آرزو های دور و دراز بی حاصل ، این انسان است که در بند دنیای زمینی گرفتار و فریفته مطامع زودگذر آن گشته ؛

آنجا که امام همام علی (ع) می فرمایند :

" این دنیا نیست که تو را گول زده است ، که تو فریفته و شیفته آن شده ای . " 18

تا آنجا که راه گم می کند و بی راهه می رود .

آنجا که خداوند نهیب می زند :

" ( ای انسانهای فریفته دنیایی ) ، به کدامین سو ، درگذرید ؟! " 19

لذا ، خداوند خود ، نقش هدایت او را برعهده گرفت و ذره ای در پذیرش آن اجبار نکرد .

آنجا که می فرماید :

" ما راه را به او نشان داديم ؛ خواه شاکر باشد ( و پذيرا گردد ) يا ناسپاس ! " 20

و یا آنجا که حضرتش به صراحت می فرمایند :

" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . " 21

اما از آنجا که ، خداوند اراده فرموده که ؛ انسان در معرض هدایت الهی و وسوسه های شیطانی قرار گرفته ، و خود بر مبنای تعقل انسانیش انتخاب کند که از راه مستقیم مطلوب خداوندی ، به سوی او رفته و در جوار حضرتش قرار گیرد ، و یا بی راهه برگزیند و راه دور نماید و تبعا دیرتر برسد ، پیامبرش را به تبیین هر دو راه برای او ، بسویش فرستاد .

آنجا که می فرماید :

" ما قرآن را بر تو نازل نکرديم مگر براى اينکه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن کنى ؛ و ( اين قرآن ) مايه هدايت و
رحمت است براى قومى که ايمان مى‏آورند ! " 22

و اینجاست که حضور رسولان منجر به شکوفایی عقول بشری می گردد .

آنجا که امام علی (ع) می فرمایند :

" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . " 23
و طبعا وقتی که عقل انسانی که گنجینه نهفته خداوندی در وجود آدمی است ، شکوفا شد و برهان الهی ، برای پیمودن راه
مستقیم بسوی نور را دریافت کرد .

آنجا که حضرت رحمان می فرمایند :

" اى مردم ! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد ؛ و نور آشکارى به سوى شما نازل کرديم . " 24

خود می تواند راه روشن رشد بسوی خداگونه شدن را از راه انحراف و بی راهه ضلالت و تاریکی تشخیص دهد .

آنجا که می فرماید :

" راه درست از راه انحراف ، روشن شده است. " 25

و بر همین اساس است که خداوند حکیم ، نیازی به اجبار کسی از جنس آدمیان نمی بیند ، و حتی پیامبرش را نیز حق سیطره بر
آنان نمی دهد .

آنجا که به صراحت می گویند :

" پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهنده‏اى ! - تو سلطه‏گر بر آنان نيستى که ( بر اجراي فرامين ) مجبورشان کنى " 26

و به کلامی دیگر ، حتی او را موظف به حفاظت از تاثیر پیامی که به او ، برای ابلاغ سپرده است ، در قلب دیگران ، نمی نماید .

آنجا که خداوند می فرمایند :

" و اگر روى‏گردان شوند (غمگين مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‏ايم؛ وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است! " 27

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** -3


حال این انسان اگر دنیای زمینی را بازیچه خود قرار داد و از هر چه نعمت خداوندی بود به عنوان ابزار شادی و رشد خود بکار گرفت ؛

آنجا که خداوند می فرمایند :

" زندگى دنيا، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست ! و سراى آخرت، براى آنها که پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمى‏انديشيد؟! 28

تحت ولایت و هدایت الهی ، راهش از جاده سراسر نور و روشنی خواهد گذشت ؛

آنجا که حضرتش می فرمایند :

" خداوند ، ولى و سرپرست کسانى است که ايمان آورده‏اند ؛ آنها را از ظلمتها ، به سوى نور بيرون مى‏برد . " 29

و آنگاه است که جایگاه ابدیش ، بارگاه حضرت رحمان و جوار قرب ربوبی ، خواهد شد .

آنجا که حضرت باری می فرمایند :


" یقيناً پرهيزگاران در باغها و نهرهاى بهشتى جاى دارند - در جايگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر! " 30
اما ، اگر این انسان ضعیف ، دل به سرای زمینی بست و خود در بند ظاهر فریبای آن گرفتار ساخت ، راهش از جاده نور و روشنی به سمت جاده ظلمت و تاریکی کج خواهد نمود .

آنجا که حضرت رب بی نیاز میفرمایند :

" کسانى که کافر شدند ، اولياى آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نو ر، به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند. " 31

و طبیعتا ، آن زمان که پای در سرای آن جهانی گذارده و پرده اسرار به کنار می رود ، جایگاه وحشتناک خود و جاده پر سنگلاخ و
ظلمانی آن را مشاهده کرده و در دیگر سو مقصد نورانی مقصود خلقت الهی را به چشم دل می بیند .

آنجا که خداوند می فرمایند :

" کسانى که کافر شدند ، اعمالشان همچون سرابى است در يک کوير که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد ؛ امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد ، و خدا را نزد آن مى‏يابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد " 32

و آنگاه آه از نهاد برآورده و ای کاش ، که شاید خداوند او را به دنیای زمینی برگرداند ، تا بتواند فرصت از دست رفته را جبران کرده ، و حقیقت وجودی خود را به ملکات اخلاق خداوندی بیاراید .

آنجا که خداوند از زبان او می فرماید :

" و اگر ببينى مجرمان را هنگامى که در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افکنده، مى‏گويند : « پروردگارا ! آنچه وعده کرده بودى
ديديم و شنيديم ؛ ما را بازگردان تا کار شايسته‏اى انجام دهيم ؛ ما (به قيامت) يقين داريم ! »" – 33

اما دیگر دیر شده ، که هر کس به هر مقدار از راه ، که کج رفته ، باید عذاب وحشتناک حسرت دور افتادن از خدای رحمان را بچشد تا زنگارهای ناشی از غفلت و هوس های زمینی از روح او زدوده شود .

آنجا که پروردگار عزیز می فرمایند :

" (امّا) بزودى او را وارد سَقَر مى‏کنم ! - و تو نمى‏دانى «سقر» چيست! - (آتشى است که) نه چيزى را باقى مى‏گذارد و نه
چيزى را رها مى‏سازد ! - پوست را بکلّى دگرگون مى‏کند! ( زنگارهای روح را بکلی می برد و آن را خالص و پاکیزه می کند ) " 34

و پس از آن است که راه بسوی مستقر نهایی ، که همان مکان نور و آرامش و حضور خدای رحمان و جمیل است ، باز خواهد شد .

آنجا که رب جلیل می فرمایند :

" آن روز ، قرارگاه نهايى ، تنها بسوى پروردگار تو است . " 35

و در یک کلام ؛ از زبان حضرت امام خمینی (ره) :

" غايت خلقت انسان عالم غيب مطلق است؛ چنانچه در قدسيّات وارد است : يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى ؛ 36 " تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم "؛ و در قرآن شريف خطاب به موسى بن عمران- على نبينا و آله و عليه السلام- فرمايد كه : وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِى 37 ؛ « " و من تو را براى خودم ساختم " » و نيز فرمايد : وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ 38 ؛ « " و من تو را برگزيدم " » . پس ، انسان مخلوق « لاجل اللَّه » و ساخته شده براى ذات مقدّس اوست ؛ و از ميان موجوداتْ ، او مصطفى و مختار است ؛ غايت سيرش وصول به باب اللَّه و فناى فى ذات اللَّه و عكوف به فناء اللَّه است ؛ و معاد او الى اللَّه و من اللَّه و فى اللَّه و باللَّه است . " 39

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com


** به مطلب زیر مراجعه شود :
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما – http://mahsan.parsiblog.com/-1549197.htm
❤2
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 4


زیر نویسها :

1- تسبح له السماوات السبع و الارض و من فيهن و ان من شي‏ء الا يسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبيحهم – اسرا 44


و همچنین در آیات زیر :


• " ا لم تر ان الله يسبح له من في السماوات و الارض و الطير صافات کل قد علم صلاته و تسبيحه و الله عليم بما يفعلون "
نور – 41

" آيا نديدى تمام آنان که در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مى‏کنند، و همچنين پرندگان به هنگامى که بر فراز آسمان بال گسترده‏اند ؟! هر يک از آنها نماز و تسبيح خود را مى‏داند؛ و خداوند به آنچه انجام ميدهند داناست! "

• " بل له ما في السماوات و الارض کل له قانتون " - بقره 116

" بلکه آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست؛ و همه در برابر او خاضعند! "


موید کلام در بیان حضرت امام خمینی (ره)


" .. لكن عالم پر هياهوست. تمام عالم زنده است، همه هم اسم اللَّه هستند. همه چيز اسم خداست. شما خودتان از اسماء اللَّه هستيد، زبانتان هم از اسماء اللَّه است، دستتان هم از اسماء اللَّه است .... هر چيز [كه‏] در زمين و آسمان است، تسبيح مى‏كند با اسم خدا كه جلوه اوست، و همه موجودات به اين جلوه متحققند و همه حركات، حركاتى است كه از همان جلوه هست. تمام چيزهايى كه در عالم واقع مى‏شود از همان جلوه‏ هست .. " – تفسیر سوره حمد – جلسه اول – سیمای جمهوری اسلامی 1358


2- و ترى الملائکة حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم و قضي بينهم بالحق و قيل الحمد لله رب العالمين – زمر 75

و همچنین است آیه زیر :

الذين يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمد ربهم و يؤمنون به – غافر – 7

" فرشتگانى که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف مى‏کنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏گويند و به او ايمان دارند ."

3- ثم فتق ما بين السموات العلا، فملاهن اطوارا من ملائکته : منهم سجود لايرکعون ، ورکوع لا ينتصبون، وصافون لا يتزايلون ، ومسبحون لا يسامون، لا يغشاهم نوم العيون، ولا سهو العقول، ولا فترة الابدان، ولا غفلة النسيان – نهج البلاغه – خطبه 1

4- بحارالانوار، ج 84 ، ص 198


5- آيت الله شاه آبادي ، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در كتاب گرانقدر خويش ، شذرات المعارف ، در توضيح حدیث فوق می فرمایند که :

« حق متعال از جهت وحدت و دوري از كثرت ، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد ، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز ، استظهار يا اظهار كمال و جمال خود بوده است .»

6- لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم اذان لا يسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون – سوره اعراف – 179

" آنها دلها [= عقلها ]يى دارند که با آن ( انديشه نمى‏کنند، و) نمى‏فهمند ؛ و چشمانى که با آن نمى‏بينند ؛ و گوشهايى که
با آن نمى‏شنوند ؛ آنها همچون چهارپايانند ؛ بلکه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدايت ،
باز هم گمراهند ! "

7- " هل اتی علی الا نسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا . سوره انسان ( دهر ) – آیه 1 – تفسیر مجمع البیان
" دوره قبل از خلقت حضرت آدم : آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چيز قابل ذکرى نبود ؟! "

8- " ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " - سوره ال عمران – آیه 33

9- " انا عرضنا الامانة على السماوات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان ...سوره احزاب 72

ادامه دارد :

محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان ** - 5



10- " علم ادم الاسما کلها . سوره بقره – آیه 31 "
11- " قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون " – بقره 38
12- " اني جاعل في الارض خليفة – سوره بقره 30 "
13- " ا فحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون " – سوره مومنون – 115
14- " و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون "– سوره ذاریات – 56
15- " الذي له ملک السماوات و الارض .... و لم يکن له شريک في الملک و خلق کل شي‏ء فقدره تقديرا " – فرقان – 2

و همچنین آیات زیر :
" ا لم تعلم ان الله له ملک السماوات و الارض و ما لکم من دون الله من ولي و لا نصير – بقره 107
" آيا نمى‏دانستى که مالکیت آسمانها و زمين، از آن خداست و جز خدا، ولى و ياورى براى شما نيست. "
" و لله ملک السماوات و الارض و ما بينهما يخلق ما يشاء و الله على کل شي‏ء قدير – مائده 17 "
" و مالکیت آسمانها و زمين ، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست؛ هر چه بخواهد، مى‏آفريند؛ و او، بر هر چيزى
تواناست . "
16- " تخلقوا باخلاق الله - بحارالانوار- ج 58- ص 129- ماه رمضان از زبان آيت الله جوادي آملي
17- و لاضلنهم و لامنينهم .... و لامرنهم فليغيرن خلق الله "– نسا – 119
18- " ماالدنیا غرتک و لیکن بها اغتررت . " – نهج البلاغه – خطبه 214
19- " این تذهبون " – تکویر – 26
20- " انا هديناه السبيل ، اما شاکرا و اما کفورا " – انسان – 3
21- " لا اکراه في الدين " – بقره – 256
22- " و ما انزلنا عليک الکتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه و هدى و رحمة لقوم يؤمنون " - سوره نحل – 64
23- " و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول "– نهج البلاغه – خطبه 1
24- " يا ايها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و انزلنا اليکم نورا مبينا " - سوره نسا – 174
25- " قد تبين الرشد من الغي " – بقره – 256
26- " فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " - سوره غاشیه – 21 و 22
و یا آیه زیر که موید اجباری نبودن پیام خداوند می باشد :
" نحن اعلم بما يقولون و ما انت عليهم بجبار فذکر بالقران من يخاف وعيد " – سوره ق 45
ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ايمان) نيستى؛ پس بوسيله قرآن ، کسانى را که از عذاب من مى‏ترسند متذکّر ساز (وظيفه تو همين است)!
27- " فان اعرضوا فما ارسلناک عليهم حفيظا ان عليک الا البلاغ . " – سوره شوری 48
و یا آیات زیر که به پیامبر جز وظیقه ابلاغ نداده و حفاظت از نتایج آن و یا حفاظت بندگان از گمراهی را ، نداده است :
" من يطع الرسول فقد اطاع الله و من تولى فما ارسلناک عليهم حفيظا " – سوره نسا 80
" کسى که از پيامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده ؛ و کسى که سرباز زند ، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم ( و در برابر او ، مسؤول نيستى ) . "
" و لو شاء الله ما اشرکوا و ما جعلناک عليهم حفيظا و ما انت عليهم بوکيل" – سوره انعام 107
" اگر خدا مى‏خواست، (همه به اجبار ايمان مى‏آوردند،) و هيچ يک مشرک نمى‏شدند؛ و ما تو را مسؤول و محافظ ( اعمال ) آنها قرار نداده‏ايم ؛ و وظيفه و وکالت از کسی هم ندارى که آنها را (به ايمان) مجبور سازى ! "
28- " و ما الحياة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخرة خير للذين يتقون ا فلا تعقلون " – انعام – 32
29- " الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور " – بقره 257
30- " ان المتقين في جنات و نهر . فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر "– سوره قمر – 54 و 55
31- " و الذين کفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات " – بقره 257
32- " والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمئان مائا حتی اذا جائه لم یجده شیئا و وجد الله عنده "– سوره نور ، 39
33- " و لو ترى اذ المجرمون ناکسوا رؤسهم عند ربهم ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون " – سجده 12
34- " ساصليه سقر - و ما ادراک ما سقر - لا تبقي و لا تذر - لواحة للبشر – سوره مدثر – 26 تا 29
35- " الى ربك يومئذ المستقر "- سوره قیامت – آیه 12
36- الجواهر السّنيّة‌ في‌ الاحاديث‌ القدسيّة‌ - ص 361 – شيخ حر عاملي
37- سوره طه – 41
38- سوره طه – 13
39- تفسیر سوره حمد از كتاب آداب الصلاة - http://www.imam-khomeini.com

منابع :

1- قرآن کریم – ترجمه مکارم و فولادوند
2- نهج البلاغه – ترجمه دشتی
3- تفسیر نمونه
4- تفسیر المیزان
5- رازهاي رستاخيز – سعيد غفارزاده
6- http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=12125&cat=0&lang=Fa - مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)

محمد صالحی – 19 / 6 / 89 — مصادف با عید سعید فطر

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قرض دادن‏ و تورم – مرحوم منتظری

سوال : باتوجه به عارضه تورم که گریبان گیر اقتصاد بسیاری از کشورها می باشد، به نظر حضرتعالی در امر قرض الحسنه چنانچه قرض دهنده مبلغی وجه نقد رایج در اختیار قرض گیرنده قراردهد، آیا قرض دهنده شرعاً مجاز است که ردّ قدرت خرید مبلغ قرض در روز پرداخت را در روز عودت مبلغ توسط قرض گیرنده، شرط قراردهد؟

آیه اله منتظری :

قیمت روز طلا بر عهدۀ شما نمی باشد، ولی مقدار پولی که شما بدهکار بودید، چنانچه زمان پرداخت آن، کاهش ارزش پیدا کرده باشد.
بنابر احتیاط واجب باید جبران کنید یا مصالحه نمائید.

ان شاء الله موفق باشید.

http://www.amontazeri.com/farsi/
محمد صالحي –

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout

آدرس بلاگ اینترنتی

http://mahsan.rasekhoonblog.com
قرض و تورم – محسن کدیور

در قرض آنچه باید پس داده شود معادل قدرت خرید پول است نه رقم آن .

قدرت خرید موضوعیت دارد و تعداد اسکناس طریقیت دارد .

قدرت خرید را با معادل پول از طلا یا ارز یا نرخ تورم یا میانگینی از آنها می باید محاسبه کرد.

به عنوان مثال اگر مهریه زنی چهل سال قبل ۲۰۰ تومان بوده، قدرت خرید آن در آن زمان با قدرت خرید ۴۰ سال بعد یکسان نیست و اگر مرد چهل سال بعد ۲۰۰ تومان به وی بدهد یقینا ذمه‌ی او بری نشده است.

هکذا اگر سه سال قبل ده میلیون تومان قرض گرفته ایم ، بازگرداندن سه میلون تومان به صاحب پول ، ذمه ما را بری نمی کند و شرعا موظیم نرخ تورم یا معادل طلای آن سه میلیون تومان را امروز به صاحبش برگردانیم.

چنین محاسبه ای قطعا ربا نیست.

ربا زمانی است که ده سکه بهار آزادی مثلا قرض کرده باشیم و انتظار داشته باشیم در زمان ادای قرض تعداد سکه های بیشتری بازگردانده شود ، حتی اگر قیمت طلا در این فاصله ثابت بوده باشد. موفق باشید.

كديور
۶ تیر ۱۳۹۲

http://kadivar.com
محمد صالحي

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout

آدرس بلاگ اینترنتی

http://mahsan.rasekhoonblog.com
استفتاء از حضرت آیت الله العظمی جناتی درباره سود بانکی...

آيا سودی که بانک ها ماهیانه به حساب های کوتاه مدت وبلند مدت می دهند اشکالی دارد و آیا به پول موجود در این حساب ها وسود آن خمس تعلق می گیرد؟

پاسخ: سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد و اگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد...


@jannaati

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout

آدرس بلاگ اینترنتی

http://mahsan.rasekhoonblog.com
استاد محمد مجتهد شبستری:

ایمان من چیزی بود که در کف دست‌ام بود و محکم به آن چسبیده بودم تا از کف‌ام نرود. اما در لحظه‌ای دستان‌ام باز شد .

و اکنون چیزی در آن نیست. اما دستان‌ام هم‌چنان به نشانه‌ی طلب گشوده است و ایمان برای من در «طلب دائمی» معنا می‌شود.

کانال در جستجوی معنا
@searchformeaning
شبستري مبتكر هرمنوتيك ( روش فهم علمي متن ) در ايران معاصر
اسلام بمثابه اصولي ايماني اخلاقي فراتاريخي ، يا احكامي متعلق به عصر نزول ؟ - 1

مقدمه :

يكي از چالشهاي پيش روي دين مداران عصر حاضر ، عدم تطبيق احكام و قوانين ( خاصه ) اجتماعي اسلام ، از قبيل احكام قضاوت ، اقتصاد ، خانواده ، حقوق مدني و ... با مباني عقلانيت نوين و يا عدم تاييد توسط عرف عقلاست .

براي بررسي صحت اين ادعا و يا خروج از بن بست ايجاد شده توسط چالش مذكور ، بايستي برخورد مطالعاتي با اسلام ( و يا هر متن مقدس تاريخي ديگر ) ، را بر اساس يكسري روشهاي علمي درست ( هرمنوتيكي ) انجام داد و الا نتيجه آن ، چيزي جز ، افتادن در مسير فهم غلط و نهايتا ، باور به اسلام خشن و بي هويت ، و رها كردن آن ، نخواهد بود .

در اين مجال ، راهكاري كه براي مطالعه اسلام ارائه مي شود ، مي تواند به فهم درست آن ، كمك شايان و قابل قبولي بنمايد .

الف ) شاخصه هاي مهم در بررسي دين :

براي ورود به بحث بررسي دين و شريعت ( در هر بخش از آن ، بخصوص احكام اجتماعي ) ، بايستي ، سه شاخصه مهم زير مورد توجه قرار گرفته و بطور دقيق ، جداسازي و ارزابي گردد :

1- اصول اساسي مطرح در پيام خداوند ؛ كه هدف دراز مدت رسالت نيز ، رسيدن به همانهاست .

( در همانند سازي ، مي توان با اصول قانون اساسي يك كشور مقايسه كرد . )

2- احكام و قوانين مقطعي ، در به جريان انداختن و عملياتي كردن هدف مذكور ؛ كه محكوم به محدوديتهاي قابليت هاي جامعه و امكانات حكومت گرديده و بناچار ، نيازمند برنامه ريزي هاي كوتاه مدت ، ولي با رعايت چشم انداز اهداف دراز مدت بند فوق مي شود .

( در همانند سازي ، مي توان به قوانين دوره هاي مختلف مجلس آن كشور اشاره كرد .)

3- ابزارهاي مورد نياز جهت تقنين ، براي دستيابي به اهداف بند 1


ب) جايگاه سه شاخصه فوق در ارتباط با دين و شريعت اسلام :

در آيات مختلف قرآن و سيره پيامبر(ص) ، عينيت شاخصه هاي فوق ، به شرح مختصر زير ، به وضوح قابل مشاهده و قابل بررسي است :

1- شاخصه اول : اصول و اهداف اساسي و فراتاريخي رسالت محمد(ص) ؛

كه بايستي ، در آيات مكي ( نازل شده در مكه ) ، توصيه هاي اخلاقي ذيل آيات مختلف مدني ( نازل شده در مدينه ) ، از قبيل آيات احكام و آيات مشتمل بر وقايع تاريخي و علمي و هم چنين خطابه ارزشمند پيامبر(ص) در حجه الوداع در مراسم منا ، مطالعه شود . كه بطور اجمال ، شامل معنويت گرايي ، جهانبيني توحيدي و زيست اخلاقي است .

2- شاخصه دوم : احكام و قوانين عصر نزول ، كه تاريخي و زمانمند مي باشند ؛

كه بايستي ، در آيات مدني ، از قبيل آيات جهاد ، آيات مبتني بر قوانين مدني و حقوقي زن و مرد ، احكام قصاص ، احكام اقتصادي و ... مطالعه و بررسي شوند ، ولي با اين ديد كه آنها ، برنامه ميان راهي و كوتاه مدت حكومت پيامبر(ص) ، در مدينه ، ولي با رعايت و رسيدن به اصول اساسي بند 1 ، براي اداره جامعه تحت حكومت ايشان بوده ، كه با توجه به همه قابليتهاي انساني موجود ، توانائيها و حد فهم و پذيرش آنها و امكانات در دسترس حكومت ، وضع شده اند و به هيچ وجه اصول فراتاريخي و قابل تسري به اعصار بعدي نيستند .

3- شاخصه سوم : ابزارهاي قانون گذاري ؛


كه در آيات مختلف قرآن و روش مورد استفاده پيامبر(ص) در وضع قوانين در مدينه ، در جريان اداره حكومت خود ، قابل مشاهده و بررسي بوده و مي توان به بعض آنها در آيات زير اشاره كرد :

• قاعده اعتبار بخشي به همه نظريه ها و روشهاي موجود جهت بررسي و مطالعه و سپس انتخاب بهترين روش اجرايي و مديريتي

( فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب 1

• قاعده مخاطبه و مذاكره ، با رعايت حد فهم و پذيرش صاحبان نظريه هاي متفاوت و استفاده از ابزارهاي قابل اطمينان

( ادع الى سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتي هي احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمهتدين 2 )

ادامه دارد :

محمد صالحي – 4/12/94

كانال نواي عشق
@eshghonava

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon

كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
http://mahsan.rasekhoonblog.com