لحظه اي با صداي زيباي يك كارگر كلماتي از قرآن را بنيوشيم 🍁🍁🍁🍁🍁
از خدا بی واسطه بخواه ، مطمئن باش بی واسطه خواهد داد – 3
خوشه ای ازوصایای امام علی ( ع ) به فرزند عزیزش امام حسن (ع ) 1
.........................................................................................................................
زیر نویسها :
1 – نامه 31 نهج البلاغه - بر اساس ترجمه محمد دشتی
2- الخلق عيال الله – رسول اكرم ( ص) بحار، ج 74، ص .316
3 – فتبارک الله احسن الخالقین – سوره مومنون ، آیه 14
4 – ام جعلوا للله شرکا خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیئ و هو الواحد القهار، سوره رعد ، آیه 16
5 – اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان – سوره بقره – آیه 186
6 – سوره آل عمران ، آیه 97
7 - اني اوصيک بتقوي الله اي بني ولزوم امره ، و عماره قلبک بذکره ، والا عتصام بحبله و اي سبب اوثق من سبب بينک و بين الله ان انت اخذت به .
8 - فتفهم يا بني وصيتي ، و اعلم ان مالک الموت هو مالک الحياه ، و ان الخالق هو المميت ، و ان المفني هو المعيد ، و ان المبتلي هو المعافي ، و ان الدنيا لم تکن لتستقر الا علي ما جعلها الله عليه من النعماء ، و الابتلاء ، و الجزاء في المعاد ، او ما شاء مما لا تعلم ، فان اشکل عليک شي ء من ذلک فاحمله علي جهالتک .
9 - اعلم ان الذي بيده خزائن السموات و الارض قد اذن لک في الدعاء ، و تکفل لک بالاجابه ، و امرک ان تساله ليعطيک ، و تسترحمه ليرحمک ، و لم يجعل بينک و بينه من يحجبک عنه و لم يلجئک الي من يشفع لک اليه ، و لم يمنعک ان اسات من التوبه و لم يعاجلک بالنقمه ، و لم يعيرک بالانابه ، و لم يفضحک حيث الفضيحه بک اولي ، و لم يشدد عليک في قبول الانابه ، و لم يناقشک بالجريمه و لم يؤيسک من الرحمه ، بل جعل نزوعک عن الذنب حسنه .
10 - فاذا ناديته سمع نداک ، و اذا ناجيته علم نجواک ، فافضيت اليه بحاجتک ، و ابثثته ذات نفسک ، و شکوت اليه همومک ، و استکشفته کروبک ، و استعنته علي امورک ، و سالته من خزائن رحمته ما لا يقدر علي اعطائه غيره ، من زياده الاعمار ، و صحه الابدان ، و سعه الارزاق ثم جعل في يديک مفاتيح خزائنه بما اذن لک فيه من مسالته ، فمتي شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته ، و استمطرت شابيب رحمته ، فلا يقنطنک ابطاء اجابته ، فان العطيه علي قدر النيه و ربما اخرت عنک الاجابه ، ليکون ذلک اعظم لاجر السائل ، و اجزل لعطاء الامل و ربما سالت الشي ء فلا تؤتاه ، و اوتيت خيرا منه عاجلا او آجلا ، او صرف عنک لما هو خير لک ، فلرب امر قد طلبته فيه هلاک دينک لو او تيته ، فلتکن مسالتک فيما يبقي لک جماله ، و ينفي عنک و باله ، فالمال لا يبقي لک و لا تبقي له .
محمد صالحی – 23/7/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خوشه ای ازوصایای امام علی ( ع ) به فرزند عزیزش امام حسن (ع ) 1
.........................................................................................................................
زیر نویسها :
1 – نامه 31 نهج البلاغه - بر اساس ترجمه محمد دشتی
2- الخلق عيال الله – رسول اكرم ( ص) بحار، ج 74، ص .316
3 – فتبارک الله احسن الخالقین – سوره مومنون ، آیه 14
4 – ام جعلوا للله شرکا خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیئ و هو الواحد القهار، سوره رعد ، آیه 16
5 – اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان – سوره بقره – آیه 186
6 – سوره آل عمران ، آیه 97
7 - اني اوصيک بتقوي الله اي بني ولزوم امره ، و عماره قلبک بذکره ، والا عتصام بحبله و اي سبب اوثق من سبب بينک و بين الله ان انت اخذت به .
8 - فتفهم يا بني وصيتي ، و اعلم ان مالک الموت هو مالک الحياه ، و ان الخالق هو المميت ، و ان المفني هو المعيد ، و ان المبتلي هو المعافي ، و ان الدنيا لم تکن لتستقر الا علي ما جعلها الله عليه من النعماء ، و الابتلاء ، و الجزاء في المعاد ، او ما شاء مما لا تعلم ، فان اشکل عليک شي ء من ذلک فاحمله علي جهالتک .
9 - اعلم ان الذي بيده خزائن السموات و الارض قد اذن لک في الدعاء ، و تکفل لک بالاجابه ، و امرک ان تساله ليعطيک ، و تسترحمه ليرحمک ، و لم يجعل بينک و بينه من يحجبک عنه و لم يلجئک الي من يشفع لک اليه ، و لم يمنعک ان اسات من التوبه و لم يعاجلک بالنقمه ، و لم يعيرک بالانابه ، و لم يفضحک حيث الفضيحه بک اولي ، و لم يشدد عليک في قبول الانابه ، و لم يناقشک بالجريمه و لم يؤيسک من الرحمه ، بل جعل نزوعک عن الذنب حسنه .
10 - فاذا ناديته سمع نداک ، و اذا ناجيته علم نجواک ، فافضيت اليه بحاجتک ، و ابثثته ذات نفسک ، و شکوت اليه همومک ، و استکشفته کروبک ، و استعنته علي امورک ، و سالته من خزائن رحمته ما لا يقدر علي اعطائه غيره ، من زياده الاعمار ، و صحه الابدان ، و سعه الارزاق ثم جعل في يديک مفاتيح خزائنه بما اذن لک فيه من مسالته ، فمتي شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته ، و استمطرت شابيب رحمته ، فلا يقنطنک ابطاء اجابته ، فان العطيه علي قدر النيه و ربما اخرت عنک الاجابه ، ليکون ذلک اعظم لاجر السائل ، و اجزل لعطاء الامل و ربما سالت الشي ء فلا تؤتاه ، و اوتيت خيرا منه عاجلا او آجلا ، او صرف عنک لما هو خير لک ، فلرب امر قد طلبته فيه هلاک دينک لو او تيته ، فلتکن مسالتک فيما يبقي لک جماله ، و ينفي عنک و باله ، فالمال لا يبقي لک و لا تبقي له .
محمد صالحی – 23/7/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
جناب حنیف زاده عزیز
من بشخصه از تلاش شما در مورد بحثهای انتخابیتون تشکر میکنم .
کتب مرحوم آقا شيخ نعمت اله صالحی نجف آبادي
اعم از
جهاد
حکومت صالحان
غلو
حدیث های خیالی
مجموعه مقالات
شهيد جاويد
و ..
هر کدام از یک انسجام بسیار محکم
و قلمی روان
و استدلال قوی
برخوردار بوده و برای هر محققی غنیمت است .
اتفاقا روش تحقیقی اجتهادی صالحی بر 4 مبنا استوار است :
1- همه آرای موجود در باره موضوع را بیان و دسته بندی میکند .
2- تمام ادله قرآنی و روایی هر دسته را بیان میکند .
3- به بررسی آرای هر دسته بر مبنای نگاه عقلی به قرآن و روایات و همچنین شرایط تاریخی عصر نزول مربوطه می پردازد .
4- نهایتا به جمع بندی نهایی و ارائه نظر خودشون با ادله کافی مي ژردازند .
و اتفاقا کتب ایشون برای کسانی که خواهان بررسی اقوال مختلف در باره موضوع هستند بسیار ارزشمند است .
با تشکر مجدد
محمد صالحی – 23/7/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
من بشخصه از تلاش شما در مورد بحثهای انتخابیتون تشکر میکنم .
کتب مرحوم آقا شيخ نعمت اله صالحی نجف آبادي
اعم از
جهاد
حکومت صالحان
غلو
حدیث های خیالی
مجموعه مقالات
شهيد جاويد
و ..
هر کدام از یک انسجام بسیار محکم
و قلمی روان
و استدلال قوی
برخوردار بوده و برای هر محققی غنیمت است .
اتفاقا روش تحقیقی اجتهادی صالحی بر 4 مبنا استوار است :
1- همه آرای موجود در باره موضوع را بیان و دسته بندی میکند .
2- تمام ادله قرآنی و روایی هر دسته را بیان میکند .
3- به بررسی آرای هر دسته بر مبنای نگاه عقلی به قرآن و روایات و همچنین شرایط تاریخی عصر نزول مربوطه می پردازد .
4- نهایتا به جمع بندی نهایی و ارائه نظر خودشون با ادله کافی مي ژردازند .
و اتفاقا کتب ایشون برای کسانی که خواهان بررسی اقوال مختلف در باره موضوع هستند بسیار ارزشمند است .
با تشکر مجدد
محمد صالحی – 23/7/88
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 1
*** مقدمه
وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .
آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :
" اول ما خلق الله العقل ." 1
و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .
*** اعتقادات ، تقلید یا تحقیق
این انسان ، در طول تاریخ خود ، از زمان هبوط به دنیای زمینی تا زمان اکنون ، همیشه در تلاش برای پاسخ به دو نیاز اساسی مادی و نیازهای بنیادین روحی خود ، بسر برده و وقتی ، این گذر تاریخی را محققانه بررسی می کنیم ، تقسیم افراد انسانی را به دو گروه عمده زیر می یابیم :
1- آنها که در پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای هستی شناسی خود ( که همان اساس دین را تشکیل می دهد ) ، فقط بدنبال پاسخ پدران و گذشتگان و بزرگان خود و جامعه رفته و از آن تقلید و تبعیت کرده اند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا " 5
" و مىگويند : پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند! "
این گروه ، با فراموش کردن فهم عقلانی، گوهر عقل وجود خود را به کناری نهاده ،در لابلای اعتقادات تقلیدی خود ، دفن کردند .
و از آنجا که می دانند ، هر لحظه ممکن است مورد سوال و مواخذه درباره اعتقاداتشان ، که همه نیز عاریتی اند و خود سهمی در یافتن آنها نداشته اند ، قرار گیرند ، به جای رفتن بسوی فهم عقلانی ، سعی در بالا بردن مقام و شان آنهایی می کنند که خود را مرهون و مدیون اعتقادی آنها می دانند .
آنجا که خداوند می فرماید :
"واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون." 6
" و هنگامى كه به آنها گفته شود: « به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبربياييد!»،
مىگويند: «آنچه از پدران خود يافتهايم، ما را بس است! » آيا اگر پدران آنها چيزى نمىدانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مىكنند )؟! "
و در این راه ، کرامات و امتیازاتی را برای بزرگان و راهبران دینی خود قائل می شوند که نهایتا به غلو ختم شده و کم کم مقام واسطه خلق و خالق و در نهایت شان ربانی و الوهیت را به آنها عطا می کنند .
2- آنها که پای در مسیر تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم اعتقادی گذشتگان و متون دینی موجود ، قرار دادند و فهم نوی را از آنها پایه ریزی کرده و گروه اول را به زیر سلطه اعتقادی خود در آوردند .
بسیاری از این گروه ، با سو استفاده از جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و خدا انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زنند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 7
" " اى کسانى که ايمان آوردهايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 8
و یا پیامبر اسلام ( ص ) می فرماید :
" ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین " 9
" منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران . "
و یا کلام دیگر ایشان :
" آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ " 10
" آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان "
ادامه دارد 👇
https://t.me/beshnofekrkon/157
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** مقدمه
وقتی خداوند ، هستی را بنا نهاد ، عقل را پایه های آن قرار داد .
آنجا که پیامبر(ص) می فرماید :
" اول ما خلق الله العقل ." 1
و وقتی ، انسان را خلق کرد ، با نفخ روح خود در وجود او 2 و تعلیم اسمای خود 3 که اساس سیر تکاملی هستی را نمایندگی می کردند ، با ابزاری به نام گوهر عقل ، به دنیای زمینی فرستاد 4 و از او خواست که پیوند خود را با هستی ، از مسیر عقل برقرار و مستحکم کرده و راه تا اوج خدایی شدن را بپیماید .
*** اعتقادات ، تقلید یا تحقیق
این انسان ، در طول تاریخ خود ، از زمان هبوط به دنیای زمینی تا زمان اکنون ، همیشه در تلاش برای پاسخ به دو نیاز اساسی مادی و نیازهای بنیادین روحی خود ، بسر برده و وقتی ، این گذر تاریخی را محققانه بررسی می کنیم ، تقسیم افراد انسانی را به دو گروه عمده زیر می یابیم :
1- آنها که در پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای هستی شناسی خود ( که همان اساس دین را تشکیل می دهد ) ، فقط بدنبال پاسخ پدران و گذشتگان و بزرگان خود و جامعه رفته و از آن تقلید و تبعیت کرده اند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا " 5
" و مىگويند : پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند! "
این گروه ، با فراموش کردن فهم عقلانی، گوهر عقل وجود خود را به کناری نهاده ،در لابلای اعتقادات تقلیدی خود ، دفن کردند .
و از آنجا که می دانند ، هر لحظه ممکن است مورد سوال و مواخذه درباره اعتقاداتشان ، که همه نیز عاریتی اند و خود سهمی در یافتن آنها نداشته اند ، قرار گیرند ، به جای رفتن بسوی فهم عقلانی ، سعی در بالا بردن مقام و شان آنهایی می کنند که خود را مرهون و مدیون اعتقادی آنها می دانند .
آنجا که خداوند می فرماید :
"واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله و الى الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا عليه اباءنا او لو کان اباؤهم لا يعلمون شيئا ولا يهتدون." 6
" و هنگامى كه به آنها گفته شود: « به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبربياييد!»،
مىگويند: «آنچه از پدران خود يافتهايم، ما را بس است! » آيا اگر پدران آنها چيزى نمىدانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مىكنند )؟! "
و در این راه ، کرامات و امتیازاتی را برای بزرگان و راهبران دینی خود قائل می شوند که نهایتا به غلو ختم شده و کم کم مقام واسطه خلق و خالق و در نهایت شان ربانی و الوهیت را به آنها عطا می کنند .
2- آنها که پای در مسیر تحقیق و تتبع گذاشته و بنا را بر فهم اعتقادی گذشتگان و متون دینی موجود ، قرار دادند و فهم نوی را از آنها پایه ریزی کرده و گروه اول را به زیر سلطه اعتقادی خود در آوردند .
بسیاری از این گروه ، با سو استفاده از جهالت و روزمرگیهای مادی گروه اول ، خود را در مصدر راهبری دینی جامعه قرار داده و با تفاسیر خودمحور و غیر عقلانی خود ، به تاراج سرمایه های مادی و معنوی جامعه پرداختند .
و البته با هوش سرشاری که داشته و با علم به خصوصیات بارز تقلید و تعصب جاهلی گروه اول ، سعی در استدلال سازیهای بی منطق و خدا انگاری آموزه های خود ، جهت تثبیت عقاید آنها کرده و غلوگونه به شان خدایی خود دامن می زنند .
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 7
" " اى کسانى که ايمان آوردهايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید .
وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 8
و یا پیامبر اسلام ( ص ) می فرماید :
" ابغض العباد الی الله من کان ثوباه خیرا من عمله : ان تکون ثیابه ثیاب الانبیائ و عمله عمل الجبارین " 9
" منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران . "
و یا کلام دیگر ایشان :
" آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ " 10
" آفت دين سه چيز است : فقيه و عالم بد كار ، پيشواى ستم كار و مجتهد نادان "
ادامه دارد 👇
https://t.me/beshnofekrkon/157
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from نغمه های سكوت
نگاهی عاشقانه به راز آفرینش انسان
بر اساس برداشتی نو ، از آیات نورانی قرآن و احادیث .
با صدای محمد و علیرضا
❤️🌺🌺🌺🌺❤️🌺🌺🌺🌺❤️
بر اساس برداشتی نو ، از آیات نورانی قرآن و احادیث .
با صدای محمد و علیرضا
❤️🌺🌺🌺🌺❤️🌺🌺🌺🌺❤️
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 2
*** اما خداوند چه می خواهد ؟
اما آنچه را که خداوند برای بشر پسندیده و اساس حرکت کمالی او خوانده است ، جستجو برای پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود بر اساس اصول مبتنی بر عقل می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . " 11
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " القول " و " تبعیت احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :
• خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ، بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .
• گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .
• هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .
• تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .
• عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ، به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ، بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ، لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .
• شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ، بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ، باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ، هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .
با عنایت به تفاصیل بالا ، به این اصل اساسی در خلقت می رسیم که خداوند بشر را به مبارزه ای دائمی و تاریخی با سوالهای خود و فهم متون دینی ، به کمک سلاح عقل ، بدون افتادن در چاه تقلید و یا تعصبهای کور جاهلی فراخوانده است .
آنجا که پیامبر (ص) می فرماید :
" اِسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا، وَ لا تَعْصُوهُ فَتَنْدِمُوا " 12
" از عقل ، ارشاد بخواهید که هدایتتان می کند و از فرمان عقل سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید . "
و یا در جایی دیگر می فرماید :
" اَلْعَقْلُ نُورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلاِْنْسانِ وَجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَی الْقَلْبِ لِیَعْرِفَ بِهِ الْفَرْقَ بَیْنَ الْمُشاهَداتِ مِنَ الْمُغَیَّباتِ؛" 13
" عقل نوری است که خداوند آن را برای انسان آفرید و آن را روشنگر قلب (و روح) قرار داد تا در پرتو آن فرق بین آنچه که آشکار است و آنچه که پنهان است را بشناسد. "
و یا امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 14
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و از آنجا که عقل انسان در لابلای القائات و روزمرگی های زندگی مادی او مغفول و مدفون می گردد ، خداوند ، پیامبرانش را برای شکوفایی و کشف و پرده برداری از گنجینه نهفته درونی انسان که همان عقل است ، فرستاده است .
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 15
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
محمد صالحي
ادامه دارد
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** اما خداوند چه می خواهد ؟
اما آنچه را که خداوند برای بشر پسندیده و اساس حرکت کمالی او خوانده است ، جستجو برای پاسخ به نیازهای روحی و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود بر اساس اصول مبتنی بر عقل می باشد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئك الّذين هدئهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب . " 11
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نيکوترين آنها پيروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
اگر نگاهی اجمالی به تعابیر " القول " و " تبعیت احسن " بیفکنیم ، به ظرایف زیر که شاید به غفلت ، دیده نشده اند برمی خوریم :
• خداوند در برخورد انسان با موضوعات و سوالهای اعتقادی و هستی شناسی خود ، قائل به یک فهم واحد و قرائت رسمی نیست ، بلکه قرائتها ، معرفتها و گفتمانهای مختلف و متفاوت را برمی تابد .
• گفتمانهای مختلف ، زمانی محقق خواهد شد ، که نظریه ها و دیدگاههای مختلف وجود داشته باشد و این نیز زمانی میسر خواهد شد که همگان در یک فضای شفاف ، به تحقیق و تفکر و فهم دور از تعصب و تقلید بپردازند .
• هر کدام از قرائتهای فوق ، در جای خود و بدلیل جهد و تلاش علمی و عقلی صاحب آن ، قابل تقدیر است .
• تبعیت احسن ، زمانی میسر خواهد شد ، که انسان از قوه و استعداد بررسی اقوال و آرا و قرائتهای مختلف برخوردار باشد و این نیز ، زمانی ممکن است که همه چیز را از مسیر تعقل عبور داده و فهم عقلانی را هدف خود قرار دهد .
• عبارت احسن ، که معنای قرائت بهتر را اراده می کند ، به این معناست که فهم عقلانی که بر اصول علمی استوار می باشد ، بدلیل آنکه علم در طی زمان ، همواره در حال رشد و شکوفایی و تغییر می باشد ، لاجرم ، فهم عقلانی را نیز دچار تغییر و رشد و شکوفایی کرده و در یک پروسه وابسته به زمان ، همواره ، فهمی متفاوت از قبل ( که باید بهتر و قابل استدلال تر باشد ) را سبب خواهد شد و تبعا هیچ فهم و یا قرائتی ، مقدس و غیر قابل مناقشه نیست .
• شنیدن قول ، نه به زمان و یا افرادی خاص محدود شده و نه به حد مشخصی از سطح علم و دانایی کسی تخصیص زده شده است ، بلکه تمام افراد انسانی که خواهان دریافت نشان و مقام " عباد " از طرف خداوند هستند ، باید در یک فرایند دائمی پرسش و جستجو و استنباط و فهم عقلانی بوده ، هر چند به بالاترین مقامات علمی موجود رسیده باشند .
با عنایت به تفاصیل بالا ، به این اصل اساسی در خلقت می رسیم که خداوند بشر را به مبارزه ای دائمی و تاریخی با سوالهای خود و فهم متون دینی ، به کمک سلاح عقل ، بدون افتادن در چاه تقلید و یا تعصبهای کور جاهلی فراخوانده است .
آنجا که پیامبر (ص) می فرماید :
" اِسْتَرْشِدُوا الْعَقْلَ تُرْشَدُوا، وَ لا تَعْصُوهُ فَتَنْدِمُوا " 12
" از عقل ، ارشاد بخواهید که هدایتتان می کند و از فرمان عقل سرپیچی نکنید که پشیمان می شوید . "
و یا در جایی دیگر می فرماید :
" اَلْعَقْلُ نُورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلاِْنْسانِ وَجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَی الْقَلْبِ لِیَعْرِفَ بِهِ الْفَرْقَ بَیْنَ الْمُشاهَداتِ مِنَ الْمُغَیَّباتِ؛" 13
" عقل نوری است که خداوند آن را برای انسان آفرید و آن را روشنگر قلب (و روح) قرار داد تا در پرتو آن فرق بین آنچه که آشکار است و آنچه که پنهان است را بشناسد. "
و یا امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 14
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و از آنجا که عقل انسان در لابلای القائات و روزمرگی های زندگی مادی او مغفول و مدفون می گردد ، خداوند ، پیامبرانش را برای شکوفایی و کشف و پرده برداری از گنجینه نهفته درونی انسان که همان عقل است ، فرستاده است .
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 15
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
محمد صالحي
ادامه دارد
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 3
*** پیامهای ابلاغی خداوند در قرآن
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " تبیین " و " ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار عقل می خواند .
1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 16
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
آنجا که می فرماید :
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 17
" پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهندهاى ! - تو سلطهگر بر آنان نيستى که ( بر پذیرش چیزی ) مجبورشان کنى "
3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
آنجا که می فرماید :
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " 18
" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . راه درست از راه انحراف ، روشن شده است . "
4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
آنجا که می فرماید :
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." 19
" این قرآن ، هدایت برای کسی است که در راه یافتن پاسخ سوالهای خود ، پویاتر و استوارتر گام برمی دارد . "
5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
آنجا که می فرماید :
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " 20
" و آنهایی که در راه رسیدن به حقیقت تلاش کرده و استوار گام بردارند ، قطعا راه های خود را به آنها نشان خواهیم داد ."
6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " چرا ابزار عقل خود را بکار نمی برید ؟"
" افلا یتدبرون ؟ " – " چرا تدبر نمی کنید ؟ "
" افلا تتفکرون ؟ " - " چرا اندیشه خود را بکار نمی گیرید ؟ "
" فما لهولا القوم لایکادون یفقهون " – " پس چه بر سر اين گروه آمده که حاضر نيستند سخنى را درک کنند؟! "
7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " اگر قوه عقل خود را مبنا قرار دهید . "
" لعلکم تعقلون " – " باشد که عقل خود را بکار بندید . "
" لقوم یعقلون " – " ( این استدلال ها ) برای آنهایی است که از عقل خود استفاده می کنند . "
" لعلهم یفقهون " – " باشد که بفهمند "
" لقوم یفقهون " – " ( این استدلال ها ) برای قومی است که فهم خود را بکار می گیرند . "
" لیتفقهوا فی الدین " – " ( این آیات ) برای آنست که در دین ( و رسیدن به پاسخ نیازهای روحی خود ) تفقه کنند ."
" لعلکم تتفکرون " – " باشد که اندیشه خود را بکار گیرید . "
" لقوم یتفکرون " – " ( این آیات و استدلال ها ) برای گروهی است که اندیشه می کنند . "
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** پیامهای ابلاغی خداوند در قرآن
با نگاهی اجمالی به پیامهای خداوند در قرآن ، که همگی از ویژگی منحصر به فرد " تبیین " و " ارشاد " برخوردارند ، به موارد زیر می رسیم که انسان را به رویارویی با همه واقعیات هستی و حتی فهم خمیر مایه آن ، که چیزی جز یگانگی خداوند در ذات و افعال و صفات نیست ، به کمک ابزار عقل می خواند .
1- خداوند ، تنها اعتقادی را بر می تابد ، که از فهم عقلانی سرچشمه گرفته و بر بصیرت و دانایی استوار باشد .
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 16
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
2- خداوند آنقدر به بشر و مایه های فهم عقلی درونی او اعتقاد دارد که پیامبرش را از اجبار او به پذیرش اعتقادات دینی برحذر می دارد و تنها وظیفه ایشان را ، یادآوری گنجینه عظیم مدفون شده درونی انسان می داند .
آنجا که می فرماید :
" فذکر انما انت مذکر - لست عليهم بمصيطر " 17
" پس تذکّر ده که تو فقط تذکّر دهندهاى ! - تو سلطهگر بر آنان نيستى که ( بر پذیرش چیزی ) مجبورشان کنى "
3- خداوند به بشر اعلام می دارد که تو اجباری در پذیرش آموزه های دینی پیامبر نداری ، چرا که آنها مسیر رشد و کمال را از گمراهی و انحراف روشن کرده و به تو نمایاندند .
آنجا که می فرماید :
" لا اکراه في الدين - قد تبين الرشد من الغي " 18
" در قبول دين ، اکراه و اجبارى نيست . راه درست از راه انحراف ، روشن شده است . "
4- ای انسان : تو خود هستی که اگر بدنبال یافتن پاسخ صحیح سوالهای خود و گام نهادن در راه کمال می باشی ، هدایت را درون پیامها ی پیامبر خواهی یافت .
آنجا که می فرماید :
" ان هذا القران يهدي للتي هي اقوم ." 19
" این قرآن ، هدایت برای کسی است که در راه یافتن پاسخ سوالهای خود ، پویاتر و استوارتر گام برمی دارد . "
5- برای رسیدن انسان به فهم درستی از هستی و جایگاه او در آن ، تنها ، خواستن او ، و تلاشش را برای یافتن ، می طلبد .
آنجا که می فرماید :
" و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين . " 20
" و آنهایی که در راه رسیدن به حقیقت تلاش کرده و استوار گام بردارند ، قطعا راه های خود را به آنها نشان خواهیم داد ."
6- بدلیل اعتقاد خداوند به وجود دریچه فهم عقلانی در وجود انسان ، وقتی او را می بیند که خود را به جهالت زده و تابع اعتقادات دیگران گشته ، در جای جای قرآن ، او را مورد عتاب و سرزنش قرار می دهد که : ( بیش از 30 جای قرآن )
" افلا تعقلون ؟ " - " چرا ابزار عقل خود را بکار نمی برید ؟"
" افلا یتدبرون ؟ " – " چرا تدبر نمی کنید ؟ "
" افلا تتفکرون ؟ " - " چرا اندیشه خود را بکار نمی گیرید ؟ "
" فما لهولا القوم لایکادون یفقهون " – " پس چه بر سر اين گروه آمده که حاضر نيستند سخنى را درک کنند؟! "
7- بدلیل باور حضرتش به قدرت فهم استدلالی انسان ، برای رساندن پیام خود به او ، همواره از بیان دلیل و برهان و نشانه های متقن استفاده کرده و به تحریک قوه عقلانی او می پردازد . ( بیش از 50 جای قرآن )
" ان کنتم تعقلون " – " اگر قوه عقل خود را مبنا قرار دهید . "
" لعلکم تعقلون " – " باشد که عقل خود را بکار بندید . "
" لقوم یعقلون " – " ( این استدلال ها ) برای آنهایی است که از عقل خود استفاده می کنند . "
" لعلهم یفقهون " – " باشد که بفهمند "
" لقوم یفقهون " – " ( این استدلال ها ) برای قومی است که فهم خود را بکار می گیرند . "
" لیتفقهوا فی الدین " – " ( این آیات ) برای آنست که در دین ( و رسیدن به پاسخ نیازهای روحی خود ) تفقه کنند ."
" لعلکم تتفکرون " – " باشد که اندیشه خود را بکار گیرید . "
" لقوم یتفکرون " – " ( این آیات و استدلال ها ) برای گروهی است که اندیشه می کنند . "
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
آلبركامو.jpg
58 KB
ترجيح مي دهم ، طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست -
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 4
8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " در باره « هلالهاى ماه » از تو سؤال مىکنند ، بگو که .. "
" یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " درباره انفاق سوال می کنند ، بگو .. "
" یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " درباره شراب و قمار می پرسند ، بگو در آنها .. "
" یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " درباره حلالهای خدا سوال می کنند بگو حلال شده ... "
" یسئلونک عن الساعه قل .. " – " درباره روز قیامت می پرسند بگو .. "
" یسئلونک عن الانفال قل .. " – " درباره انفال و منابع ملی سوال می کنند بگو .. "
" یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا .. " – " درباره ذوالقرنین می پرسند بگو بزودی خواهم گفت .. "
" یسئلونک عن الجبال فقل .. " – " درباره کوهها سوال می کنند پس بگو .. "
" اذا سالک عبادي عني فانی قریب .. " – " وقتی بندگانم درباره من و جایگاهم نسبت به خود می پرسند بگو .. "
9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
آنجا که می فرماید :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 21
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد . و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
آنجا که می فرماید :
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " 22
" و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان ، انواعى با رنگها و نژادهاى مختلف ( خلق کردیم )، (ولی) حقيقت چنين است : از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان ، عظمت او را درک میکنند و در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند . "
10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که بر خدمت او خلق شده است ؛
آنجا که در حدیث قدسی داریم :
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " 23
" ای فرزند آدم ، تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم ."
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
آنجا که پیامبر می فرماید :
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " 24
" قلب مؤمن ، ساحت خدای رحمان است . "
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ، لذا ، با هیچ بهانه ای ، جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، عالم و فهیم و عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این فهم عالمانه را که عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
آنجا که در حدیث قدسی می فرماید :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 25
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 26
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم . 27
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
8- بدلیل اعتقاد خداوند به فهم بشر، و کرامتی که برای او قائل است ، بارها و بارها در قرآن ، در مقام پاسخ به سوالهای او برآمده ، بدون آنکه افرادی خاص ، در جایگاه و یا مقام علمی خاصی را مخاطب قرار داده باشد . ( بیش از 20 آیه )
" یسئلونک عن الاهله قل هی .. " – " در باره « هلالهاى ماه » از تو سؤال مىکنند ، بگو که .. "
" یسئلونک ماذا ینفقون قل .. " – " درباره انفاق سوال می کنند ، بگو .. "
" یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما .. " – " درباره شراب و قمار می پرسند ، بگو در آنها .. "
" یسیئلون ماذا احل لهم قل احل .. " – " درباره حلالهای خدا سوال می کنند بگو حلال شده ... "
" یسئلونک عن الساعه قل .. " – " درباره روز قیامت می پرسند بگو .. "
" یسئلونک عن الانفال قل .. " – " درباره انفال و منابع ملی سوال می کنند بگو .. "
" یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا .. " – " درباره ذوالقرنین می پرسند بگو بزودی خواهم گفت .. "
" یسئلونک عن الجبال فقل .. " – " درباره کوهها سوال می کنند پس بگو .. "
" اذا سالک عبادي عني فانی قریب .. " – " وقتی بندگانم درباره من و جایگاهم نسبت به خود می پرسند بگو .. "
9- از آنجا که خداوند بشر را برای عبادت عاشقانه خود خلق کرده ؛
آنجا که می فرماید :
" و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " 21
" من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينکه عبادتم کنند ! "
این عبادت را ، فقط از طریق خشیت و اعتراف به بزرگی و علو خود دوست می دارد . و آنهم میسر نخواهد شد مگر از طریق علم ، که بنیان عقل بر آن استوار است .
آنجا که می فرماید :
" و من الناس و الدواب و الانعام مختلف الوانه کذلک انما يخشى الله من عباده العلماء . " 22
" و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان ، انواعى با رنگها و نژادهاى مختلف ( خلق کردیم )، (ولی) حقيقت چنين است : از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان ، عظمت او را درک میکنند و در مقابلش سر تعظیم فرود می آورند . "
10- از آنجا که انسان ، تنها مخلوق خداوند است که بر خدمت او خلق شده است ؛
آنجا که در حدیث قدسی داریم :
" يا بْنَ آدَمَ خَلَقْتُ الْاشياءَ لِاجْلِكَ ، وَ خَلَقْتُكَ لِاجْلى " 23
" ای فرزند آدم ، تمام اشیا را برای تو و تو را برای خودم آفریدم ."
و از چنان کرامت و استعدادی برخوردار است که عرش خداوندی بر قلب مومن نهاده شده است ؛
آنجا که پیامبر می فرماید :
" قلب المؤمن عرش الرحمن . " 24
" قلب مؤمن ، ساحت خدای رحمان است . "
و از طرف دیگر ، خداوند مظهر علم کامل می باشد ، لذا ، با هیچ بهانه ای ، جهل انسان را برنمی تابد و مطمئنا او را چون خود ، عالم و فهیم و عارف می خواهد و خود نیز تمام ابزار این فهم عالمانه را که عقل است ، به او ارزانی داشته و جز آن را به هیچ نمی بخشد .
آنجا که در حدیث قدسی می فرماید :
" كنت كنزاً مخفياً فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف " 25
" من گنج پنهان بودم . دوست داشتم كه آشكار شوم . پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم " 26
و قطعا ، این عرفان و شناخت ، از یافته های عقل است ، نه فرایند تقلید و تبعیت از گذشتگان و بزرگان قوم . 27
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 5
*** و در یک کلام :
• خداوند ، همواره انسان را به مبارزه و جدال علمی و پویا می طلبد .
• خداوند ، فهم مبتنی بر تعقل را می خواهد و معتبر می داند . 28
• و عقل بر علم استوار است . 29
• و علم نیز ، مختص هیچ ملت ، فرهنگ و یا مذهبی خاص نیست .
• و این علم نیز همواره ، در یک سیر تاریخی ، رو به رشد و شکوفایی بیشتر است .
• بنابراین ، اصول و مبانی فهم عقلانی نیز ، دائم در حال تغییر و رشد است .
• و تبعا فهم عقلانی بشر از قرآن ، و نتیجتا ، برداشتها و قرائتها از آن ، دائما در حال تغییر و رشد خواهد بود . ( هر چند موضوعات اصلی از قبیل خدا ، هستی ، جایگاه انسان در هستی ، سیر تکاملی تاریخ بشر ، نبوت ، معاد و .. ثابتند)
• فهم ما از قرآن و سنت و روایات ، فقط یک برداشت و قرائت مبتنی بر فهم ماست .
• با این فرض مذکور ، هیچکدام از قرائتها و معرفتهای دینی ، مقدس و غیر قابل تغییر نیستند ؛ که ترس از مناقشه و یا نقد و رد آنها وجود داشته باشد .
• هر کدام از ما انسانها ، جایگاه حقیقی و والای خود را ، در خلقت خداوندی داریم و به این دنیای زمینی آمده ایم تا هدف خداوند از خلقت تک تک فرزندان آدم را که همان آینه جمال او شدن است را به انجام برسانیم و قرار نیست در سایه کسی و یا کسانی دیگر به فراموشی سپرده شویم .
چرا که هرگز بخاطر انسانی دیگر ، مورد غفلت خداوند نبوده و نخواهیم بود .
• و با این فرض ، خداوند ، تنها ، مسیری را برای انسان برمی تابد ، که از دروازه عقل بگذرد و به معرفت حقیقی او و عبودیت عاشقانه اش ختم گردد .
...........................................................................................................................
*** بحث درباره فروع و احکام اجتهادی دین نیست ، بلکه موضوعات و سوالهایی است که انسان در طول تاریخ ، همواره دغدغه پاسخ به آنها را داشته و اصول اساسی دین ، بر پاسخ به آنها از منظر خداوندی، استوار گشته ، و نیز شاخص درستی فهم آنها .
ادامه دارد
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** و در یک کلام :
• خداوند ، همواره انسان را به مبارزه و جدال علمی و پویا می طلبد .
• خداوند ، فهم مبتنی بر تعقل را می خواهد و معتبر می داند . 28
• و عقل بر علم استوار است . 29
• و علم نیز ، مختص هیچ ملت ، فرهنگ و یا مذهبی خاص نیست .
• و این علم نیز همواره ، در یک سیر تاریخی ، رو به رشد و شکوفایی بیشتر است .
• بنابراین ، اصول و مبانی فهم عقلانی نیز ، دائم در حال تغییر و رشد است .
• و تبعا فهم عقلانی بشر از قرآن ، و نتیجتا ، برداشتها و قرائتها از آن ، دائما در حال تغییر و رشد خواهد بود . ( هر چند موضوعات اصلی از قبیل خدا ، هستی ، جایگاه انسان در هستی ، سیر تکاملی تاریخ بشر ، نبوت ، معاد و .. ثابتند)
• فهم ما از قرآن و سنت و روایات ، فقط یک برداشت و قرائت مبتنی بر فهم ماست .
• با این فرض مذکور ، هیچکدام از قرائتها و معرفتهای دینی ، مقدس و غیر قابل تغییر نیستند ؛ که ترس از مناقشه و یا نقد و رد آنها وجود داشته باشد .
• هر کدام از ما انسانها ، جایگاه حقیقی و والای خود را ، در خلقت خداوندی داریم و به این دنیای زمینی آمده ایم تا هدف خداوند از خلقت تک تک فرزندان آدم را که همان آینه جمال او شدن است را به انجام برسانیم و قرار نیست در سایه کسی و یا کسانی دیگر به فراموشی سپرده شویم .
چرا که هرگز بخاطر انسانی دیگر ، مورد غفلت خداوند نبوده و نخواهیم بود .
• و با این فرض ، خداوند ، تنها ، مسیری را برای انسان برمی تابد ، که از دروازه عقل بگذرد و به معرفت حقیقی او و عبودیت عاشقانه اش ختم گردد .
...........................................................................................................................
*** بحث درباره فروع و احکام اجتهادی دین نیست ، بلکه موضوعات و سوالهایی است که انسان در طول تاریخ ، همواره دغدغه پاسخ به آنها را داشته و اصول اساسی دین ، بر پاسخ به آنها از منظر خداوندی، استوار گشته ، و نیز شاخص درستی فهم آنها .
ادامه دارد
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خدا ، انسان ، و نردبانی به نام عقل *** - 6
*** زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- " فاِذا سويته و نفخت فيه من روحى "-" پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم "- سوره حجر آیه 29
3- " علم ادم الاسما کلها " - " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت . " - سوره بقره – آیه 31
4- " قلنا اهبطوا منها جميعا " – " گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! " - سوره بقره – آیه 38
5- سوره احزاب – آیه 67
6- سوره مائده – آیه 104
7- سوره توبه - آیه 34
8- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
9- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
10- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
11- سوره زمر – آیات 17 و 18
12- بحار الانوار، ج 1، ص 96، ح 51؛ کنز الفوائد، ص 194؛ الحکم الزاهره، ج 1، ص 16.
13- منتخب میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ص 358، به نقل از الکافی، ج 1، ص 16، ح 12.
14- اصول کافى، ج 1، ح 12
15- نهج البلاغه – خطبه 1
16- سوره یوسف ، آیه 108
17- سوره غاشیه – 21 و 22
18- سوره بقره – آیات 255 و 256
19- سوره اسرا - آیه 9
20- سوره عنکبوت – آیه 69
21- سوره ذاریات – آیه 56
22- سوره فاطر – آیه 28
23- الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
24- بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
25- بحارالانوار، ج 84 ، ص
198
26- آيت الله شاه آبادي ، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در كتاب گرانقدر خويش ، شذرات المعارف ، در توضيح حدیث فوق می فرمایند که :
« حق متعال از جهت وحدت و دوري از كثرت ، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد ، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز ، استظهار يا اظهار كمال و جمال خود بوده است .»
27- البته اثبات مسیر عقل ، نه به معنای رد کردن امکان مکاشفه روحانی است . بلکه مقصود آنست که مکاشفه نیز بمعنای کشف و شکوفایی عقل انسان است ، چرا که بنیان هستی ( و انسان ) که پیوند خالق و مخلوق را برقرار می کند همان عقل است . آنجا که امام صادق (ع) در پاسخ سوال : عقل چیست ، می فرماید :" مُا عُبِدَ بِه الرّحمنُ و اکْتُسِبَ بِهِ الجِنَانُ ؛" - عقل چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت شود و بهشت به دست آید . (اصول کافی ، ج 1، ح 3 )
28- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمُ الرّجُلَ كَثِيرَ الصّلَاةِ كَثِيرَ الصّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتّى تَنْظُرُوا كَيْفَ عَقْلُهُ . امام صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم (ص) فرمود: چون مردى را پرنماز و روزه ديديد به او ننازيد ، تا بنگريد عقلش چگونه است . ( اصول کافی ، ج1 ، ح 28 )
29- يَا هِشَامُ إِنّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ . امام موسی بن جعفر ، ( اصول کافی ، ج1 ، ح 12)
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
*** زیرنویسها :
1- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار ،ج1،ص97
2- " فاِذا سويته و نفخت فيه من روحى "-" پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم "- سوره حجر آیه 29
3- " علم ادم الاسما کلها " - " سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت . " - سوره بقره – آیه 31
4- " قلنا اهبطوا منها جميعا " – " گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! " - سوره بقره – آیه 38
5- سوره احزاب – آیه 67
6- سوره مائده – آیه 104
7- سوره توبه - آیه 34
8- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
9- نهج الفصاحه – ترجمه پاينده - حديث 2107
10- نهج الفصاحه – سايت آويني - حدیث 4
11- سوره زمر – آیات 17 و 18
12- بحار الانوار، ج 1، ص 96، ح 51؛ کنز الفوائد، ص 194؛ الحکم الزاهره، ج 1، ص 16.
13- منتخب میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ص 358، به نقل از الکافی، ج 1، ص 16، ح 12.
14- اصول کافى، ج 1، ح 12
15- نهج البلاغه – خطبه 1
16- سوره یوسف ، آیه 108
17- سوره غاشیه – 21 و 22
18- سوره بقره – آیات 255 و 256
19- سوره اسرا - آیه 9
20- سوره عنکبوت – آیه 69
21- سوره ذاریات – آیه 56
22- سوره فاطر – آیه 28
23- الجواهر السّنيّة في الاحاديث القدسيّة - ص 361 – شيخ حر عاملي
24- بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫
25- بحارالانوار، ج 84 ، ص
198
26- آيت الله شاه آبادي ، استاد عرفان حضرت امام خميني(س)، در كتاب گرانقدر خويش ، شذرات المعارف ، در توضيح حدیث فوق می فرمایند که :
« حق متعال از جهت وحدت و دوري از كثرت ، مخفي است و آنچه باعث شد اين گنج نهفته تجلي نمايد ، حب ذات به شناخته شدن در آينه وجود بود و مقصود اصلي حق نيز ، استظهار يا اظهار كمال و جمال خود بوده است .»
27- البته اثبات مسیر عقل ، نه به معنای رد کردن امکان مکاشفه روحانی است . بلکه مقصود آنست که مکاشفه نیز بمعنای کشف و شکوفایی عقل انسان است ، چرا که بنیان هستی ( و انسان ) که پیوند خالق و مخلوق را برقرار می کند همان عقل است . آنجا که امام صادق (ع) در پاسخ سوال : عقل چیست ، می فرماید :" مُا عُبِدَ بِه الرّحمنُ و اکْتُسِبَ بِهِ الجِنَانُ ؛" - عقل چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت شود و بهشت به دست آید . (اصول کافی ، ج 1، ح 3 )
28- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمُ الرّجُلَ كَثِيرَ الصّلَاةِ كَثِيرَ الصّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتّى تَنْظُرُوا كَيْفَ عَقْلُهُ . امام صادق عليه السلام از پيغمبر اكرم (ص) فرمود: چون مردى را پرنماز و روزه ديديد به او ننازيد ، تا بنگريد عقلش چگونه است . ( اصول کافی ، ج1 ، ح 28 )
29- يَا هِشَامُ إِنّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ . امام موسی بن جعفر ، ( اصول کافی ، ج1 ، ح 12)
تحقیق : محمد صالحی 20 / 3 / 91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
قرائتی و خرافه خواندن قصه موسي و شبان در مثنوي و دروغگو خواندن سعدي
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه قم، حجتالاسلام و المسلمین محسن قرائتی صبح امروز در جمع مبلغان طرح هجرت ویژه تابستان با ارائهی راهکارهای عملی تبلیغ و توصیههای اخلاقی، تربیتی و تبلیغی، افزود : موعظه خود را بر اساس قرآن قرار دهید و از شعر، داستان و تاریخ کم کنید چرا که شعر دارای تخیلات بوده، در تاریخ احتمال صدق و کذب آن وجود دارد و روایات دارای انواع قوی و ضعیف بوده و تنها کتاب دست نخورده قرآن است.
انتقاد به شعر موسی و شبان مولانا
وی همچنین اعلام کرد: دین را باید از اهلش گرفت نه از عارف و شاعر .
شعر «موسی و شبان» را هم حتما شنیدهاید که آن چوپان میخواهد برای خدا چارقد بدوزد و شاعر هم میگوید ما درون را بنگریم و حال را و پیامبر خدا سرزنش میشود.
در قرآن خداوند بزرگترین غضبش را اینگونه مطرح می فرماید :
" تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ" نزدیک است که آسمان ها بشکافد..." وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ" و زمین شقه شقه شود "وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا" کوه ها تکه تکه شود .
چرا؟
چون گفتند "أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا" خداوند بچه دارد.
اگر کسی خداوند را جسم توصیف کند ، اگر زمین و آسمان بشکافد، جا دارد
و آن وقت ما این مطالبی که کاملا ضد قرآن است را در کتاب های درسی وارد کرده ایم.
ما وقتی که عرفان مان را از مثنوی می گیریم به این خباثت ها می افتیم که خداوند بزرگترین غضبش را در این خصوص بیان می کند.
موسی(ع) مبعوث شده تا خرافات را از بین ببرد اما در این شعر موسی مؤاخذه می شود و این شعر کاملا ضد بعثت انبیاء است.
اگر اینطور است پس اصلا ما چرا برویم مکه، هر کس در شهر خودش یک کعبه بسازد و دور آن بچرخد،
چرا نماز را عربی بخوانیم به هر زبانی میخواهیم بخوانیم،
چرا اصلا رو به قبله نماز بخوانیم و...؟
چون ما درون را بنگریم! مولانا این همه شعر خوب دارد اما این درست نیست.
انتقاد به شعر سعدي
حجت الاسلام قرائتی ادامه داد:
در سرودهای از سعدی آمده که «عبادت به جز خدمت خلق نیست» که این مطلبی دروغ است زیرا خدمت به خلق یکی از عبادات است.
پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۹
http://www.mehrnews.com/news
http://www.isna.ir/fa/news
http://www.khabaronline.ir/detail/352226/culture/religion
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه قم، حجتالاسلام و المسلمین محسن قرائتی صبح امروز در جمع مبلغان طرح هجرت ویژه تابستان با ارائهی راهکارهای عملی تبلیغ و توصیههای اخلاقی، تربیتی و تبلیغی، افزود : موعظه خود را بر اساس قرآن قرار دهید و از شعر، داستان و تاریخ کم کنید چرا که شعر دارای تخیلات بوده، در تاریخ احتمال صدق و کذب آن وجود دارد و روایات دارای انواع قوی و ضعیف بوده و تنها کتاب دست نخورده قرآن است.
انتقاد به شعر موسی و شبان مولانا
وی همچنین اعلام کرد: دین را باید از اهلش گرفت نه از عارف و شاعر .
شعر «موسی و شبان» را هم حتما شنیدهاید که آن چوپان میخواهد برای خدا چارقد بدوزد و شاعر هم میگوید ما درون را بنگریم و حال را و پیامبر خدا سرزنش میشود.
در قرآن خداوند بزرگترین غضبش را اینگونه مطرح می فرماید :
" تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ" نزدیک است که آسمان ها بشکافد..." وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ" و زمین شقه شقه شود "وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا" کوه ها تکه تکه شود .
چرا؟
چون گفتند "أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا" خداوند بچه دارد.
اگر کسی خداوند را جسم توصیف کند ، اگر زمین و آسمان بشکافد، جا دارد
و آن وقت ما این مطالبی که کاملا ضد قرآن است را در کتاب های درسی وارد کرده ایم.
ما وقتی که عرفان مان را از مثنوی می گیریم به این خباثت ها می افتیم که خداوند بزرگترین غضبش را در این خصوص بیان می کند.
موسی(ع) مبعوث شده تا خرافات را از بین ببرد اما در این شعر موسی مؤاخذه می شود و این شعر کاملا ضد بعثت انبیاء است.
اگر اینطور است پس اصلا ما چرا برویم مکه، هر کس در شهر خودش یک کعبه بسازد و دور آن بچرخد،
چرا نماز را عربی بخوانیم به هر زبانی میخواهیم بخوانیم،
چرا اصلا رو به قبله نماز بخوانیم و...؟
چون ما درون را بنگریم! مولانا این همه شعر خوب دارد اما این درست نیست.
انتقاد به شعر سعدي
حجت الاسلام قرائتی ادامه داد:
در سرودهای از سعدی آمده که «عبادت به جز خدمت خلق نیست» که این مطلبی دروغ است زیرا خدمت به خلق یکی از عبادات است.
پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۹
http://www.mehrnews.com/news
http://www.isna.ir/fa/news
http://www.khabaronline.ir/detail/352226/culture/religion
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
خبرآنلاین
حجت الاسلام قرائتی: مثنوی «موسی و شبان» مولوی کاملا ضد قرآنی است
خبرگزاری مهر نوشت:
نظر استاد ديناني و مراجع در مورد رقص و سماع عارفانه
الف ) متن صحبتهای آقای دینانی در تایید سماع ( رقص صوفیانه)
عرض کنم که خب این نسبتهایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه . یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی میفهمند و رقاصی میفهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه . این دیگه بیشتر از این هم نمیتونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر میکنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!
رقص نوعی حرکته …منتهاش حرکتی است که یک مبنایی تکونش میده. یه محرکی داره
رقص بیخودی که نمیاد که! اصلا رقص بیخودی نمیشه یه محرک میخواد…اگه بیخودی باشه اون حرفه است اون تکنیکه این همین هرزه درائیه . یه رقاص حرفه ای که یه رقص واقعی نمیکنه. اون حرفشه… تکنیکه. اما اون کسی که به رقص میاد یه محرکی از درون داره…محرک از درون. رقص نوعی حرکته ولی حرکت ویژه! نه هر حرکتی رقصه. حرکت ویژه رقصه.
حرکتی است که از نقص به کمال میره. اگه ما رقص رو اینطور معنی کنیم که از نقص به کمال رفتنه ، نه تنها عارف در رقص میاد ، نه تنها انسان در رقص میاد ، هستی در رقصه.
برای اینکه هستی همواره علی الاتصال و علی الدوام از نقص به کمال میره. از قوه به فعلیت. از مرحله ی قوه به فعلیت.
اما کسی که هل من مزید میگه برا کمال و هر لحظه بالا و بالا و بالاتر میخواد بره از نقص به کمال بره ، این در واقع در یه رقصه! حالا شجر در رقصه حجر در رقصه دریا در رقصه کوه در رقصه. همین کوه هم حرکت جوهری داره حرکت حبّی داره در رقصه…عالم در رقصه.
منتها رقص عارف باز با رقص جماد و نبات و حیوان یه تفاوتی داره. اونا هم از نقص به کمال میرن. ولی از نقص به کمال رفتن عارف یک حرکت دیگری میخواد. چون عارف یه حرکت فیزیکی داره در بدنش. بدنش هم مانند سایر موجودات در حرکته.چون بدنم که آرام نیست بدنم از نقص به کمال میره. وحتی وقتی پیر میشه رو به نزول میره اونم یه نوع کمالی دیگه است. یعنی اون نزول رو برای کمالی دیگه آغاز میکنه.
اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره ، که روحش در حرکته. اصلا روح ریحه پروازه.
این رقص روحانی درونی سرایت میکنه به بدن!!
اون رقص در درونه داره حرکت حبّی در تعالی فکریست و عشقی!!
اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!
اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.
این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که!
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
الف ) متن صحبتهای آقای دینانی در تایید سماع ( رقص صوفیانه)
عرض کنم که خب این نسبتهایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه . یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی میفهمند و رقاصی میفهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه . این دیگه بیشتر از این هم نمیتونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر میکنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!
رقص نوعی حرکته …منتهاش حرکتی است که یک مبنایی تکونش میده. یه محرکی داره
رقص بیخودی که نمیاد که! اصلا رقص بیخودی نمیشه یه محرک میخواد…اگه بیخودی باشه اون حرفه است اون تکنیکه این همین هرزه درائیه . یه رقاص حرفه ای که یه رقص واقعی نمیکنه. اون حرفشه… تکنیکه. اما اون کسی که به رقص میاد یه محرکی از درون داره…محرک از درون. رقص نوعی حرکته ولی حرکت ویژه! نه هر حرکتی رقصه. حرکت ویژه رقصه.
حرکتی است که از نقص به کمال میره. اگه ما رقص رو اینطور معنی کنیم که از نقص به کمال رفتنه ، نه تنها عارف در رقص میاد ، نه تنها انسان در رقص میاد ، هستی در رقصه.
برای اینکه هستی همواره علی الاتصال و علی الدوام از نقص به کمال میره. از قوه به فعلیت. از مرحله ی قوه به فعلیت.
اما کسی که هل من مزید میگه برا کمال و هر لحظه بالا و بالا و بالاتر میخواد بره از نقص به کمال بره ، این در واقع در یه رقصه! حالا شجر در رقصه حجر در رقصه دریا در رقصه کوه در رقصه. همین کوه هم حرکت جوهری داره حرکت حبّی داره در رقصه…عالم در رقصه.
منتها رقص عارف باز با رقص جماد و نبات و حیوان یه تفاوتی داره. اونا هم از نقص به کمال میرن. ولی از نقص به کمال رفتن عارف یک حرکت دیگری میخواد. چون عارف یه حرکت فیزیکی داره در بدنش. بدنش هم مانند سایر موجودات در حرکته.چون بدنم که آرام نیست بدنم از نقص به کمال میره. وحتی وقتی پیر میشه رو به نزول میره اونم یه نوع کمالی دیگه است. یعنی اون نزول رو برای کمالی دیگه آغاز میکنه.
اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره ، که روحش در حرکته. اصلا روح ریحه پروازه.
این رقص روحانی درونی سرایت میکنه به بدن!!
اون رقص در درونه داره حرکت حبّی در تعالی فکریست و عشقی!!
اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!
اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.
این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که!
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
داستان بسيار زيبا و آموزنده " كار خوبه خدا درست كنه - سلطان محمود خر كيه ؟ " 🍎🍎🍎🍎🍎👆
نظر استاد ديناني و مراجع در مورد رقص و سماع عارفانه- 2
ب ) نظر مراجع تقليد ( مبني بر باطل و نامشروع بودن رقص و سماع ) :
سوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع( رقص صوفیانه ) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه ( و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند .
وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکاتی موزون ، ناشی از رقص و تلاطم روح است ، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است.
با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟
پاسخ مراجع معظم (دام ظلهم(
مقام معظم رهبری :
ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمیشود و باید از روش اهلبیت (ع) پیروی کرد.
شماره استفتاء : ۲۲۲۷۷۵
آیت الله سیستانی :
موسیقی لهوی حرام است و همینطور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می باشد واگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد , و این روشها بر خلاف طریقه ی صحیحه اتباع اهل بیت (ع) است.
آیت الله صافی گلپایگانی :
به هیچ وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده میشوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روشهای خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که بانصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این فبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار واعصار رهبران عقیدتی شیعه ،افرادی مثل ابن بابویه پدرصدوق و خودصدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام و همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است . اکنون هم راه وصراط مستقیم همان راه آنها است. مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد میتوانید به کتابهایی مثل: خیراتیه و فضائح الصوفیه و نقدی بر مثنوی و حدیقه الشیعه و عرفان و تصوف و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمایید.
شماره اتوماتیک استفتاء : ۹۰۳۲۷
آیت الله مکارم شیرازی :
در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندر غلط است. جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می توانید به کتاب ما « جلوه حق »رجوع کنید.
آیت الله مظاهری :
حرام است و شرکت در این گونه جلسات نیز جایز نیست.
آیت الله نوری همدانی :
اینگونه برداشتها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس میباشد و هیچگونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است حرام است.
شماره استفتاء : ۲۵۶۲
آیت الله سید محمد صادق روحانی:
اولا حکم رقص را دارد ثانیا حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد ثالثا جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد.
شماره استفتاء : ۵۹۶۵۷
آیت الله محمد عزّالدین حسینی زنجانی:
فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست.
آیت الله سید محمد شاهرودی:
سماع و حرکاتی که معروف به رقص سماع است نیز جائز نیست.
آیت الله موسوی اردبیلی:
استناد اینگونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد.
شماره استفتاء : ۰۰۰۶۰۶۸
آیت الله گرامی:
آیا حرکات ابر و کوه رقص است؟ گویا معنای رقص را استاد نفهمیده . رقص طبق روایات معتبر حرام است .والسلام
http://www.ebnearabi.com/?p=1665
محمد صالحي – ارديبهشت ماه
91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
ب ) نظر مراجع تقليد ( مبني بر باطل و نامشروع بودن رقص و سماع ) :
سوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع( رقص صوفیانه ) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه ( و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند .
وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکاتی موزون ، ناشی از رقص و تلاطم روح است ، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است.
با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟
پاسخ مراجع معظم (دام ظلهم(
مقام معظم رهبری :
ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمیشود و باید از روش اهلبیت (ع) پیروی کرد.
شماره استفتاء : ۲۲۲۷۷۵
آیت الله سیستانی :
موسیقی لهوی حرام است و همینطور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می باشد واگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد , و این روشها بر خلاف طریقه ی صحیحه اتباع اهل بیت (ع) است.
آیت الله صافی گلپایگانی :
به هیچ وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده میشوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روشهای خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که بانصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این فبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار واعصار رهبران عقیدتی شیعه ،افرادی مثل ابن بابویه پدرصدوق و خودصدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام و همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است . اکنون هم راه وصراط مستقیم همان راه آنها است. مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد میتوانید به کتابهایی مثل: خیراتیه و فضائح الصوفیه و نقدی بر مثنوی و حدیقه الشیعه و عرفان و تصوف و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمایید.
شماره اتوماتیک استفتاء : ۹۰۳۲۷
آیت الله مکارم شیرازی :
در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندر غلط است. جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می توانید به کتاب ما « جلوه حق »رجوع کنید.
آیت الله مظاهری :
حرام است و شرکت در این گونه جلسات نیز جایز نیست.
آیت الله نوری همدانی :
اینگونه برداشتها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس میباشد و هیچگونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است حرام است.
شماره استفتاء : ۲۵۶۲
آیت الله سید محمد صادق روحانی:
اولا حکم رقص را دارد ثانیا حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد ثالثا جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد.
شماره استفتاء : ۵۹۶۵۷
آیت الله محمد عزّالدین حسینی زنجانی:
فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست.
آیت الله سید محمد شاهرودی:
سماع و حرکاتی که معروف به رقص سماع است نیز جائز نیست.
آیت الله موسوی اردبیلی:
استناد اینگونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد.
شماره استفتاء : ۰۰۰۶۰۶۸
آیت الله گرامی:
آیا حرکات ابر و کوه رقص است؟ گویا معنای رقص را استاد نفهمیده . رقص طبق روایات معتبر حرام است .والسلام
http://www.ebnearabi.com/?p=1665
محمد صالحي – ارديبهشت ماه
91
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
پژوهشی درباره ابن عربی ،عرفان و تصوف
مولوی و واجب بودن سماع و موسیقی و رقص و پایکوبی همچون نماز!
مولوی ، دلداده سماع و آواز و موسیقی خانقاه، و شوریده رقص و پایکوبی! سران عرفان صوفیانه، مجلس شعر و سماع و رقص و موسیقی و اختلاط زن و مرد را بر مجلس زهد و تقوی و عقل و عدل و قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ترجیح می دهند! کتاب “سماع درویشان در …