باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
❤️اجمالی از زندگی امام حسین (ع)❤️

الف ) سال نگار زندگی🍁

۱- 4 تا 11 هجری قمری : عصر پیامبر (ص)
۲- 11 تا 35 ه ق : عصر خلفا
۳- 36 تا 40 ه ق : عصر امام علی (ع)
۴- 41 تا 50 ه ق : عصر امام حسن (ع)

۵- 51 تا 61 ه ق : عصر امامت امام (ع) { 50 تا 60 ه ق : خلافت معاویه - 60 تا 61 ه ق : خلافت یزید ( تقریبا 6 ماه ) }

ب ) روز نگار دوره امامت🍁

۱- 15 رجب سال 60 ه ق : مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید

۲- 27 رجب : ملاقات اجباری امام با ولید والی مدینه جهت اخذ بیعت با یزید - مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184

۳- 28 رجب : خروج اضطراری امام (برای عدم بيعت و حفظ جان ) از مدینه - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏205

۴- 3 شعبان : ورود امام به مکه ( 6 روز در راه بوده ) - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏258

۵- 10 تا 15 رمضان : رسیدن نامه های کوفیان ، برای پذیرش رهبری آنها - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏219

۶- 15 رمضان : اعزام مسلم به کوفه جهت بررسی اوضاع و صحت سنجي دعوت کوفیان - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏212

۷- 5 شوال : رسیدن مسلم به کوفه ( 8 روز در راه مکه – مدینه و 12 روز در راه مدینه – کوفه بوده است . )

۸- 12 ذی القعده : ارسال نامه برای امام توسط مسلم و دعوت حضور سریع امام ( 37 روز بررسی اوضاع کوفه – خرید سلاح و اخذ بیعت تا 18000 نفر – تشکیل لشکر مسلح 4000 نفری و ... ) - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏278 و 214

۹- 24 ذی القعده : رسیدن نامه مسلم به امام جهت حرکت سریع بسوی کوفه ( شهید جاوید ص 205 )

۱۰ - 7 ذی الحجه : رسيدن نامه امام به اهل بصره . تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏225

۱۱- 8 ذی الحجه : ورود تیم ترور یزید به مکه و خروج امام از مکه ( امام 125روز در مکه بودند – بعد از نامه مسلم ، جهت مذاکره با حاجیان در ایام حج ، 14 روز تاخیر می کنند – ص 206 و 213 شهید جاوید ) - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏258

۱۲- 8 ذی الحجه : ورود ابن زیاد به کوفه - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏227

۱۳- 8 ذی الحجه : دستگیری هانی و محاصره کاخ ابن زیاد توسط مسلم و 4000 نفر یارانش - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏241

۱۴- 9 ذی الحجه : ارسال نامه امام برای مردم کوفه ، توسط قیس بن مسهر جهت اعلام حرکت خود و آمادگی مردم جهت ورود امام به کوفه - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏277

۱۵- 9 ذی الحجه : شهادت مسلم

۱۶- 20 ذی الحجه : اطلاع امام از شهادت مسلم و قیس و مشورت با همراهان و تصمیم به ادامه راه بدلیل اصرار 5 برادر مسلم و نظر دیگران مبنی بر تفاوت شخصیت امام با مسلم و اطمینان به حمایت کوفیان - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏281

۱۷- 27 ذی الحجه : برخورد امام با حر و درخواست بازگشت در دو مرحله قبل از نماز ظهر و بعد از عصر - طبرى ، ج‏7، ص‏287

۱۸- 2 محرم سال 61 ه ق : ورود امام به کربلا - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏297

۱۹- 3 محرم : پاسخ امام به فرستاده عمر سعد و درخواست اجازه بازگشت - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏300

۲۰- 5 محرم : تمام ورودی های کربلا توسط نیروهای ابن زیاد بسته می شود

۲۱- 7 محرم : بستن آب بر روی امام - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏302

۲۲- 8 محرم : مذاکره با عمر سعد جهت جلوگیری از جنگ به دعوت امام و اطلاع آن به ابن زیاد – آوردن 20 مشک آّب با هجوم نظامی عباس و چند تن از یاران - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏304

۲۳- 9 محرم : نوشتن نامه توسط ابن زیاد به تحریک شمر ، به عمر سعد ، که غائله را با بیعت یا کشتن امام خاتمه بده . - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏305

۲۴- 9 محرم : سخنرانی امام برای اصحاب و برداشتن بیعت خود و اعلام ماندن همه آنها - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏310

۲۵- 10 محرم : سخنرانی امام در دو نوبت و اعلام هدف خود ، یادآوری نامه های کوفیان و درخواست اجازه بازگشت مجدد ( در مرتبه پنجم ) – مذاکره مجدد با عمرسعد و تقبیح او از جنگ . ( طبری ج7 ص 320 به بعد )

۲۶- 10 محرم : رد کردن پیشنهاد قیس بن اشعث مبنی بر تسلیم و گرفتن امان ، بدلیل این که مسلم و هانی را نیز به همین حیله کشتید . ( طبری ج7 ص 321 )

۲۷- 10 محرم : پیوستن حر به همراه غلام و 30 نفر دیگر به اردوی امام - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏323

۲۸- 10 محرم : شهادت یاران و امام - حمله به خیمه ها و غارت و آتش زدن آنها و اسیر کردن مابقی💔

۲۹- 11 محرم : حرکت اسرا از کربلا بسوی کوفه - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏361

۳۰- 11 محرم : دفن شهیدان توسط مردان قبیله اسد - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏360

۳۱- 19 محرم : حرکت اسرا بسوی شام - تاریخ طبرى، ج‏7، ص‏366

۳۲- 1 صفر : ورود اسرا به شام ( 21 روز در راه بودند )

۳۳- 20 صفر : خروج اسرا از شام بسوی مدینه ( اربعين شهادت امام )

۳۴- 20 صفر : ورود جابر انصاری به کربلا

تحقیق : محمد صالحی – 27/ 8 / 91– مصادف با اول محرم

توجه : منبع مذکور در متن ، ج ۷ فارسی از فایل پی دی اف کتاب طبری است .

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 11 محرم

• صبح ، عمر سعد بر کشته های لشگر خود نماز خوانده و دستور داد به خاک سپردند .

• بعد از ظهر ، بدستور عمرسعد ، باقیمانده کاروان حسین (ع) را از قتلگاه و از کنار بدن امام (ع) و دیگر شهیدان عبور داده و با این شکنجه روحی ، بسوی کوفه روانه کردند .

• توسط مردان قبیله اسد ، دفن بدن بی سر شهیدان شروع شد .

• سر امام (ع) را پیش ابن زیاد بردند .

• کاروان اسرا را در بیرون کوفه اسکان موقت دادند .


منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 1

یکی از سوالهایی که امروز در رسانه های مختلف به وفور مطرح شده و صرفا براساس سه گزارش از تاریخ طبری و یا فتوح البلدان بلاذری است ، حضور امام حسین در جنگ با ایران است ، که با توجه به دلایل زیر حضور ایشان کاملا منتفی است :

1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش
2- شخصیت امام (ع)
3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه

قبل از وارد شدن به اصل بحث ، لازم است اشاره مختصری به جنگهای مهم اعراب شود :

• جنگ قادسیه ( در زمان عمر ) :

جنگ قادسیه ، در ۱۴ هجری قمری (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در حمله اعراب به ایران در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد . 1

• جنگ نهاوند ( در زمان عمر ) :

جنگ نهاوند ، در 20 هجری قمری اتفاق افتاد و از خطرناكترين جنگ‌هاي صدر اسلام بود ؛ زيرا لشكر شكست خورده ايرانيان براي جبران آنچه در جنگ‌هاي گذشته از دست داده بود‌ ، لشكر عظيمي را از سراسر ايران متشكل از 150 هزار نفر تشكيل داد تا اين بار نه تنها لشكر مسلمانان را در كوفه شكست دهد ؛ بلكه تمام كشور اسلامي را تصرف و اسلام را نابود كند . 2

• جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ( در زمان عثمان ) :

در سال ۳۰ هجری قمری ، سپاهیان عرب برای اولین بار طبرستان (گرگان) را گشودند . 3

در ادامه مختصرا موارد فوق مورد بررسی قرار می گیرد :

همانظور که می دانیم تاریخ ولادت امام حسین (ع) 4 هق بوده است 4 ، لذا احتمال حضور ایشان در دو جنگ اول ( قادسیه و نهاوند که در زمان عمر بوقوع پیوسته ) بدلیل سنی ( به ترتیب 10 و 16 ساله ) منتفی بوده است و البته در هیچ تاریخی نیز از حضور امام در جنگهای زمان عمر سخنی به میان نیامده است .

و لیکن در جنگ طبرستان ( گرگان کنونی ) ، که در زمان عثمان اتفاق افتاده است ، سن امام 26 بوده که در تواریخ طبری و بلاذری نیز به حضور ایشان در این جنگ اشاره شده است که به دلایل زیر کاملا منتفی و مردود است :

1- عدم اجازه امام علی (ع) بر حضور فرزندانش

بر اساس آنچه که از کتب معتبر تاریخی به ما رسیده است ، امام علی (ع) یکی از کسانی بود که خلفا در موارد مختلفی با ایشان مشورت می کردند .

محقق معاصر شيخ نجم الدين عسكرى در كتاب «علي والخلفاء» مي نويسد :

• ابوبكر در 2 سال و 3 ماه (27 ماه) دوران خلافت خويش 14 مورد به حضرت مراجعه داشته‏ است. 5

از مجموع 14 مورد : 9 مورد پرسشهاى علمى ؛ 4 مورد احكام شرعى و قضاوت ؛ 1 مورد نظامى بوده است .

• عمر بن خطاب در 10 سال و 5 ماه (125 ماه) دوران خلافت، 85 مورد به حضرت امير عليه السلام مراجعه داشته است . 6

از مجموع 85 مورد مشورت خواهي عمر از امام على عليه السلام، 59 مورد امور قضايى ؛ 21 مورد پرسش‏هاى علمى ؛ 3 مورد امور مالى ؛ 2 مورد امور نظامى بوده است .

• عثمان در 12 سال (144 ماه) دوران خلافت 8 مورد به حضرت مراجعه داشته است. 7

تمام اين امور در حوزه بيان مسائل شرعى و نحوه اجراى حدود و قضاوت بوده است .

با توجه به موارد فوق :

** دیده می شود که امام علی (ع) نه تنها مشورت نظامی به عثمان نداده است ، چه رسد به آنکه بخواهد اجازه دهد فرزندانش در جنگی شرکت کرده باشند .

** از طرف دیگر با توجه به نقلهای معتبر تاریخی ، امام علی (ع) در عصر امامت و خلافت خویش ، حسنین(ع) را از شرکت در معرکه صفین باز میداشت و چون در یکی از روزها آن حضرت متوجه شد که امام حسن آماده کارزار است فرمود :

« از طرف من جلوی جوان را بگیرید تا با مرگش پشت مرا نشکند که من از رفتن این دو ( امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ) به میدان نبرد دریغ دارم تا مبادا با مرگ آن دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود » . 8

حال با چنین اکراه و امتناعی از سوی حضرت نسبت به حضور حسنین(ع) در نبردهایی که به فرمان پیشوایی خویش صورت می‌گرفت، چگونه آن بزرگوار حاضر می شود که تحت زعامت زمامداران مورد انتقادش ، فرزندان خویش را که امامان آینده هستند به جبهه جنگ بفرستد؟

** حتی در تاریخ نقل شده که خود امام علی (ع) در زمان عمر نیز حاضر به پذیرش فرماندهی حمله به ایران نشد :
" عمر بن خطاب ، رفتن به جنگ قادسيه را به علي (ع) پيشنهاد كرد تا فرماندهي عمليات ارتش مسلمانان را بر عهده گيرد . علي (ع) امتناع كرد ؛ ناگزير سعد وقاص را اعزام نمود . 9

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/618
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 12محرم

• جارچیان حکومت ، کوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار کنند!

• کوفیان هم ، بى شرمانه آمدند . آمدند براى تماشا!

• امام سجاد (ع ) از خیمه ها خارج مى شود ، وقتی هلهله و شادی و سنگ پرانی مردم را دید فرصت را غنیمت شمرد و به سخنرانی افشاگرانه خود پرداخت :

" هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ .... وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید . به چه رویی به رسول (ص) خواهید نگریست؟ "

• ارسال نامه به یزید و اعلام پیروزی بر کاروان حسین توسط ابن زیاد
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 2

2- شخصیت امام (ع)

همانطور که می دانیم ، امام حسین (ع) در واقعه کربلا ، در موارد متعددی ، جوانمردی و اخلاق را به هیچ وجه فدای رسیدن به پیروزی نکرد که به دو مورد آن اشاره می شود :

1- آب دادن به اسبان تشنه سپاه حر :

سپاه فراواني به فرماندهي حرّ بن يزيد رياحي به آنها رسيد ،... آنها هنگام ظهر در برابر امام ايستادند در حالي که هوا به شدت گرم بود . امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي در حال تلف شدن هستند، دلش به حال آنان سوخت و از اينکه آنان براي کشتن وي و ريختن خونش آمده بودند، چشم پوشيد و به يارانش دستور داد تا آنها را آب بدهند حتي به اسبانشان نيز آب بدهند. ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 10

2- عدم اجازه امام به شروع جنگ در روز عاشورا :

در همان ابتدای صبح ، مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 11

حال با این همه جوانمردی و اخلاق گرایی امام (ع) ، آیا منطقی است که ایشان در کشتن زنان و دختران و سوزاندن کتابها و .. شرکت کرده باشد ؟!

3- بی سند و یا مخدوش بودن سند نقلها و روایات مربوطه

حال به بررسی ریشه ای در مورد سند این مطالب می پردازیم:

در این ادعاها حضور امام حسن و حسین(ع) تنها در دو منبع وجود دارد ، که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است بنابر این صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد :

منبع اول : فتوح البلدان –بلاذری :

گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. .... پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته میشود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند. 12

ایرادهایی که بر این روایت وارد است :

• در اینجا واژه گفته میشود ( فیما یقال ) ، بکار رفته که ناقل و راوی آن دقیق مشخص نشده و این کار روایت را ازاعتبار ساقط می کند چون سلسله سند دقیقا ذکر نشده است.

• اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید می بینید در ابتدای روایت نویسنده میگوید: گفته اند ( قالوا ) سپس آنگاه که به حضور حسنین در طبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد : میگویند ( یقال ) . یعنی کسانی که نویسنده ، اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته می زیسته اند ، اما درباره حضور حسنین(ع) بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- به او گفته اند که احتمالا حسنین(ع) حضور داشته اند و این کار بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!! چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند.

اما منبع دوم : تاریخ طبری

طبری در دو جا در تاریخ خود به ماجرای طبرستان اشاره می کند که با اینکه راویان هر دو گزارش یکی هستند ولی در گزارش اول نامی از حسنین نیست در حالیکه در گزارش دوم نام آورده شده اند :

گزارش اول :

حنش بن مالک تغلبی گويد : ...سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ...13

همانطور که در این روایت مشاهده می کنید طبری در اینجا باز جریان لشکر کشی سعید را به گرگان و طبرستان مطرح میکند و حال آنکه اساسا نامی از امام حسن امام حسین(ع) و حضور آنها در این جنگ نمیبرد.

و این در حالی است که طبری بر خلاف بلاذری سلسله سند روایت خویش را دقیقا بیان داشته است ولی با این حال نامی از امام حسن و امام حسین(ع) نمی برند . بهر روی نشانگر آنستکه راوی اولیه سخنی از حضور حسنین به میان نیاورده است!!

تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/620
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری - 13محرم

13 محرم :

• آراستن مجلسی در دربار ابن زیاد و به حضور طلبیدن کاروان اسرا توسط او

• رفتار توهین آمیز و سخنان سبک ابن زیاد به حضرت زینب (س) ، مبنی بر " خوار کردن خاندان حسین توسط خداوند ، بدلیل خروج بر خلیفه وقت "

• پاسخ حضرت زینب (س) ، مبنی بر " حرمت و عزتی که خداوند بخاطر پیامبرش ، به خاندان حسین (ع) داد و ذلت و خفتی که خاندان حکومت بخاطر جنایتی که انجام داد به آن دچار گشته است ."

• توهین ابن زیاد به امام سجاد(ع) و دستور قتل ایشان ، بدلیل ناتوانی از مباحثه با او

• دستور ابن زیاد ، مبنی بر گرداندن سر مقدس امام (ع ) در کوچه ها برای ایجاد وحشت در مردم

• دستور انتقال سریع اسرا به شام ، توسط ابن زیاد، برای ملاقات با یزید ، جهت جلوگیری از افشاگریهای بیشتر کاروان

منابع :

1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسين مترجم سيد علي محمد موسوي جزايري، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615/

مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 3

گزارش دوم :

حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيامبر خدا ( ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند ...14

در این دو روایت ، تناقضاتی می بینیم که بسیار عجیب است، در این دو روایت میبینیم که طبری در صفحه 323 کتاب خود اشاره به همراهان سعید در جنگ طبرستان دارد و در آن نام حسنین (ع) را می برد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سند در صفحه 325 نامی از حسنین(ع) در حضور در طبرستان نمی برد!!

و این همان چیزی است که فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و طبری- بیش از پیش تقویت میکند!!

البته به غیر از تناقض آشکار فوق ، بر اساس کتب معتبر رجالی اهل سنت و شیعه ، بعض افراد موجود در سلسله روایات فوق یا مجهول الهویه هستند و یا به دروغگو و جاعل معروف بوده اند که باعث بی اعتباری روایات فوق می شود : 15

• عمر بن شَبّه از راويان مشهور و قابل اعتماد از ديدگاه دانشمندان رجالى اهل سنّت است‌ . 16

• راوى اول‌، يعنى « حَنَش‌بن مالك‌ » كه خبر از او نقل شده است‌، مجهول مى‌باشد .

• از « على بن مجاهد » نيز با عنوان كذاب و جاعل‌حديث‌ نام برده شده است . 17

• « على بن محمد مدائنى‌ » با عنوان شخصى كه در نقل حديث قوى نيست‌ ، دركتاب‌هاى رجالى اهل سنت ياد شده است‌. 18

• با توجه به مطالب فوق الذکر و هم چنین وقتی به تاریخ رجوع می کنیم دلیل جعل اینگونه مطالب را اینگونه می توان توضیح داد :

• اعراب در طبرستان نبردهای سخت و طولانی و خونینی داشتند ، و اکثر این نبردها به دستور خلیفه دوم و سوم و لشکریان معاویه بود ، در اواخر دوره امویان ایرانیان به ائمه شیعه خیلی علاقه پیدا کردند به طوری که طبرستان که روزی مرکز مخالفت با اعراب بود و دژی در مقابل آنان بود به یک پایگاه شیعی تبدیل شده بود!

• از آنجا که این کتب بعد از دوره امویان است در نتیجه احادیث بسیاری که به گفته همه در دوره امویان جعل شده بود به آنها راه پیدا می کند.

• احتمالا این روایتها برای این بوده که مردم طبرستان را از ائمه شیعه دور کنند! با این حربه که آنها در جنگ با شما شرکت داشتند حال آنکه دیدیم در کتب خودشان هم این روایتها ضعیف است.

• پس در نتیجه ، با وجود چنین تناقضات و اسناد نامعتبری نمی توان قائل به حضور امام حسن و امام حسین(ع) در جنگ ایران شد.

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/623
آیا حضور امام حسین(ع) در حمله اعراب به ایران حقیقت دارد ؟ - 4

زیرنوسها :

1- وأما الوقعة [اي واقعة النهاوند] فهي زمن عبد الله فنفرت الأعاجم بكتاب يزدجرد فاجتمعوا بنهاوند على الفيرزان في خمسين ألفا و مائة ألف مقاتل ...

2- الكامل في التاريخ - ابن اثیر (متوفاي630هـ) ج 2 ، ص 412 ، كتاب الفتوح - ابن أعثم الكوفي (متوفاى314 هـ) ، ج 2 ص290 ـ 295

3- فتوح البلدان - البلاذري ( متوفای 279.هق‌ ) ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 ، تاريخ الطبري - الطبري ( متوفای 310 هق ) - ج 3 - ص 324 – 325

4- اعلام الورى طبرسى , ص 213
5- علي والخلفاء ، ص 73 - 97.
6- علي والخلفاء ، ص 99 – 333
7- علي والخلفاء ، ص 335 – 345

8- ترجمه طبری ج 6 اینترنتی ص 398 ص 2579 ، کتاب وقعه الصفین – تک جلدی عربی اینترنتی - ص 530 ، نهج البلاغه خطبه 198 في بعض ايام صفين ، ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 25 (خطبه 200.) - وقد راى الحسن ابنه عليه السلام يتسرع الى الحرب املكوا عنى هذا الغلام لا يهدنى فانني انفس بهذين يعنى الحسن والحسين (ع) على الموت لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله ( ص)

9- مسعودي، مروج الذهب ، ج2، ص 309 ، جلد 3 عربی فایل ص 294 ، فارسی جلد 1 ص 668 – 367
10- الطبري، تاريخ جلد 5 ص 400 – 401 : فقال الحسين لفتيانه : اسقوا القوم و أرووهم من الماء و رشفوا الخيل ترشيفا ..

11- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )

12- در فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411 و ترجمه آن صفحه 468 آمده است: جرجان وطبرستان ونواحيها قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين ..... فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، و معه في غزاته فيما يقال الحسن و الحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .

13- تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 324 – 325 می نویسد: و حدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني ....

14- تاریخ طبري ج 3 - ص 323 – 325 : حدثني عمر بن شبة قال حدثني علي بن محمد عن علي بن مجاهد عن حنش بن مالك قال غزا سعيد بن العاص من الكوفة سنة ثلاثين يريد خراسان ومعه حذيفة ابن اليمان وناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين وعبد الله بن عباس وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو بن العاص وعبد الله بن الزبير وخرج عبد الله بن عامر من البصرة يريد خراسان فسبق سعيدا ونزل ....

15- در این قسمت از مقاله " مواضع على (ع) در برابر فتوحات خلفا / محسن رنجبر " استفاده شده است .

16- ابومحمد عبدالرحمان بن ابى حاتم رازى‌، كتاب الجرح و التعديل‌، ج‌6، ص‌116 و جمال الدين‌ابوالحجاج يوسف المزى‌، تهذيب الكمال فى اَسماء الرجال‌، تحقيق بشّار عوّاد معروف‌، ج‌21، ص‌389ـ390.

17- مزى‌، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال‌، ص‌118ـ119؛ ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان الذهبى‌، ميزان‌الاعتدال‌، تحقيق على‌محمد البجاوى‌، ج‌4، ص‌72.

18- ابواحمد عبدالله بن عدى الجرجانى‌، الكامل فى ضعفاء الرجال‌، تحقيق عادل احمد عبدالموجود و على‌محمد معوض‌، ج‌6، ص‌363؛ شمس الدين ذهبى‌، العبر فى خبر من عبر، ج‌4، ص‌73 و احمدالامينى‌، الغدير،ج‌5، ص‌245.


تحقيق : محمد صالحی – 10/ 8 / 94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/616
چند دليل مبني بر مردود بودن انتساب امام سجاد(ع) به شهربانو دختر يزدگرد

1- سید جعفر شهیدی در این باره می‌نویسد:

منصور دوانيقي ، طي نامه اي كه به محمد بن عبدالله (ملقب به نفس زکیه) از نوادگان امام سجاد(ع) مي نويسد براي تحقير او ، واژه « ام ولد » ( به معناي كنيز ) را برای امام سجاد(ع) به کار برده است.

این نامه نیم قرن پس از رحلت امام سجاد(ع) نوشته شده است که در آن زمان، بسیاری از هاشمیان زنده بوده‌اند.

اگر داستان شهربانو واقعیت داشت منصور چنان تعبیری به کار نمی‌برد و اگر دروغ نوشته بود محمد با قاطعیت جواب می‌داد که مادر امام سجاد(ع) شاهزاده بوده است نه کنیز.1

2- به نوشته دهخدا، پژوهش‌ها نشان داده است که این داستان واقعی نیست و یزدگرد را دختری به نام شهربانو نبوده است.

داستان شهربانو در واقع از ربیع الابرار زمخشری و قابوس نامه اخذ شده است.2

3- یوسفی غروی گفتۀ یعقوبی را بدلیل بی‌سند بودن نمی‌پذیرد، از طرفی نام حرار که یعقوبی ذکر کرده با اسامی ایران باستان همخوانی ندارد، وی روایت کافی را نیز رد می‌کند زیرا در سند روایت ، شخصی به نام عمرو بن شمر است که نجاشی وی را تضعیف کرده است.

گزارش شیخ صدوق نیز از طریق شخصی به نام سهل بن قاسم نوشجانی روایت شده که وی مجهول است؛

لذا این گزارش نیز از نظر غروی قابل قبول نیست.3

زيرنويسها :

1. ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ، ۱۳۶۵، ص۲۴

2. ↑ قابوس نامه باب ۲۷ ص۱۴۴

3. ↑ حول السیده شهربانو،ص۲۸

محمد صالحی 18/8/94
https://telegram.me/beshnofekrkon

مقاله کامل در آدرس زیر با بررسی همه مستندات :
https://telegram.me/beshnofekrkon/625
آيا_شهربانو_دختر_يزدگرد_،_بعنوان_مادر_امام_.pdf
109.4 KB
دلایل ساختگی بودن شهربانو دختر یزدگرد سوم ، همسر امام حسین ، مادر امام سجاد
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

مقدمه :

• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :

" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1

• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :

" و انك لعلي خلق عظيم " 2

• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :

" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3

• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :

" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4

• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :

" لكم فِيَّ اسوة " 5

آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .

در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :

1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه

با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :

" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مى‏داشت ، اما من امروز چنين انديشه‏اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6

2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )

ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .

آنها به او گفتند :

" برو هم اکنون می آییم ." 7

و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )

3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه

وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :

" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8

زیرنویسها : 👎👎

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.

6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى‏ " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص‏203 ترجمه ص 269

7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 2

4- 🍁عدم توسل به دروغ جهت فرار از دستور بیعت

وقتی امام با دستور ولید مبنی بر الزام یزید به اخذ بیعت مواجه می شوند ، علیرغم تصمیم به عدم بیعت ، برای رهاسازی خود از آن شرایط سخت ، به هیچ دروغی متوسل نشده ، بلکه می فرمایند :

" اینکه گفتی بیعت کنم ، کسی همانند من به نهانی بیعت نمی کند ، گمان ندارم به بیعت نهانی من بسنده کنی و باید آنرا میان مردم علنی کنیم . "

و ولید پذیرفت که تا فردا به تاخیر افتد . 9

5- 🍁 شفاف سازی هدف خود بعنوان اصلاحات نه شورش

امام قبل از خروج از مدینه ، وصیتنامه ای نوشته و به برادر خود محمد حنفیه می دهد که ضمن خنثی سازی احتمال ترور ایشان توسط حکومت به بهانه خارجی بودن ، هدف انسانی اخلاقی خود را چنین می فرمایند :

" حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم ." 10

6- 🍁 مشورت با یاران و خود داری از خود رایی

• وقتی اما قصد خروج خود را از مدینه با محمد حنفیه مطرح کرد ، محمد فرمود :

به مکه‌ برو ، اگر امنیت‌ یافتی‌ چه‌ بهتر و گرنه‌ به‌ کوه¬ها و شهرهای‌ مختلف‌ مسافرت‌ کن‌ ...
امام‌ فرمود:
" ای‌ برادر ، به‌ حق‌ خیرخواهی‌ و دلسوزی‌ کردی‌ ، امیدوارم‌ نظر تو استوار و با موفقیت‌ همراه‌ باشد. "

• پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی در نزدیکیهای کوفه ، جلسه مشورتی با یاران همراه خود تشکیل داده و وقتی ، نظر اکثریت آنها به ادامه حرکت بود ، به آن عمل کردند . 11

7- 🍁بردن خانواده جهت حفظ حرمت آنها

از آنجا که امام احتمال این را می دادند که در صورت خروج از مدینه بدون خانواده ، امکان تعرض حکومت به خانواده ایشان ، برای تحت فشار قرار دادن و تسلیم او وجود دارد ، خانواده را با خود همراه کرده تا ضمن تقویت دلیل عدم شورشی بودن خود ، بتواند از کیان و حرمت خانواده خود نیز دفاع کند . 12

زيرنويسها : 👎👎

8- أما مَا سألتني من البيعة فإن مثلي لا يعطي بيعته سرا، وَلا أراك تجتزئ بِهَا مني سرا دون أن نظهرها عَلَى رءوس الناس علانية، قَالَ: أجل - الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

9- و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب . - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 - بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.

10- فإني ذاهب يَا أخي، قَالَ: فانزل مكة فإن اطمأنت بك الدار فسبيل ذَلِكَ، وإن نبت بك لحقت بالرمال، وشعف الجبال، وخرجت من بلد إِلَى بلد حَتَّى تنظر إِلَى مَا يصير أمر الناس، وتعرف عند ذلك الرأي، فإنك اصوب ما تكون رأيا وأحزمه عملا حين تستقبل الأمور استقبالا، وَلا تكون الأمور عَلَيْك أبدا أشكل منها حين تستدبرها استدبارا،
قَالَ:یا أخي، قَدْ نصحت فأشفقت، فأرجو أن يكون رأيك سديدا موفقا . الطبری ج 5 ص 398 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2986 )

11- کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی ص 406

12- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/628
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 3

8- 🍁 اعتقاد به رعایت حقوق مردم در حرکت خود

• هر چند امام معتقد بودند که برای اصلاح یک جامعه ، کاراترین روش ، گرفتن حکومت می باشد ولی از آنجا که آن را نه از حقوق الهی خود ، که از حقوق مردم می دانستند ، پس از دریافت نامه های متععد کوفیان ، نامه ای به آنها نوشتند تا از اراده قطعی آنها مطمین شوند :

" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت‏ به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله ." 13

• و با رسیدن پاسخ مسلم كه :

نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . 14

امام بسوی آنها حرکت کرده و آنگاه بود که سخن از عدم لیاقت یزید و لیاقت خود در امر ولایت بر مردم ، به زبان راندند :

" شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ." 15

9- 🍁خروج ناگهانی از مکه جهت حفظ حرمت خانه خدا

بعد از گذشت 125 روز در مکه ، وقتی خبر طرح ترور خود در مراسم حج در موقع احرام را شنیدند ، در حالیکه دو روز به عید قربان مانده بود ، از ادامه حج منصرف شده و بسرعت از آنجا خارج شدند ، که مبادا دشمن با استفاده از حرمت حمل سلاح در مراسم احرام ، نسبت به تعرض و قتل ایشان اقدام کرده و حرمت خانه خدا را بشکند و در جواب بعض دوستان علت خروج خود را چنین می فرمایند :

" اى اباهرم ! بنى اميه با فحاشى و ناسزا گويى احترام مرا درهم شكستند ، من راه صبر و شكيبايى را در پيش ‍ گرفتم . و ثروتم را از دستم ربودند ، باز هم شكيبايى كردم ولى چون خواستند خونم را بريزند ناچار به فرار شدم ." 16

10- 🍁پرداخت کرایه شتران مسیر کوفه

امام در مسیر کوفه با کاروانی یمنی روبرو شده که چند شتر از آنها برای حمل بارها و اصحاب کرایه کرده و پیشنهاد کرد تا هر کجا که او را همراهی کنند کرایه آنها محفوظ است و داده خواهد شد که تعدادی قبول کرده و با امام همراه شدند . 17

زيرنويسها : 👎👎

13- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

14- " عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " - الطبری ج 5 ص 375 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )

15- فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ " الفتوح ، ج 5 ، ص 91

16- يا اَباهِرهٍ! اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ شَتَمُوا عِرْضِى فَصَبَرْتُ وَاَخَذُوا مالى فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِى فَهَربْتُ ... - مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 226. لهوف ، ص 62 - ابن اعثم ص 873

17- فلقي عيرا قد أقبلت من اليمن، فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لأصحابها: " من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراء على قدر ما قطع من الطريق " فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج 2 ص 68

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/629
👍1
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 4

11- 🍁 أب دادن به حتی اسبان حر در مواجهه با او

وقتی امام با سپاه 1000 نفری حرّ بن يزيد رياحي در ورودی کوفه مواجه شدند ، چون هنگام ظهر بود و هوا به شدت گرم بود ، امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي بخاطر طي مسيري دراز ، در حال تلف شدن هستند ، در یک عمل اخلاقی زیبا ، به يارانش دستور داد تا ضمن آب دادن به آنها ، حتي به اسبانشان نيز آب بدهند . ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند ، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 18

12- 🍁 اعتقاد به عدم پیش دستی در جنگ

• در روز دوم محرم که سپاه امام اجبارا در کربلا اردو می زنند ، زهیر بن قین به امام عرض می کند که : ای پسر پیامبرخدا ، جنگ با اینان ، آسانتر از جنگ کسانی است که پس از این به مقابله می آیند ، به جان خودم ، از پی اینان که می بینی کسانی بسوی ما می آیند که تاب مقابله آنها نداریم .

امام فرمود : " من کسی نیستم که جنگ آغاز کنم ." 19

• در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه نزد امام آمد و گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : " تير نينداز ؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم ." 20


13- 🍁 نهایت تلاش امام برای جلوگیری از جنگ و نجات همراهان خود

وقتی که امام در ورودی کوفه ، متوجه بحرانی شدن اوضاع و عدم امکان برخورداری از حمایت کوفیان شدند ، حداکثر تلاش خود را برای خروج از معرکه و رفتن به جایی امن و نجات جان خود و همراهان نمودند که از جمله آنها 5 مرحله درخواست بازگشت ( 2 مرحله درخواست از حر ، 2 مرحله درخواست از عمرسعد تا قبل از عاشورا و یک مرحله دیگر درخواست در روز عاشورا ) بود که با عبارات مشابه زیر بیان فرمودند :

" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است رهایم کنید به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . " 21

زيرنويسها : 👎👎

18- قال الْحُسَيْنُ لِفِتْيَانِهِ: اسْقُوا الْقَوْمَ وَ ارْوُوهُمْ مِنَ الْمَاءِ وَ رَشِّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا،] فَقَامَ فِتْيَانُهُ فَرَشَّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا، فَقَامَ فِتْيَةٌ وَسَقَوُا الْقَوْمَ مِنَ الْمَاءِ حَتَّى أَرْوَوْهُمْ، وَأَقْبَلُوا يَمْلَئُونَ الْقِصَاعَ وَالأَتْوَارَ وَالطِّسَاسَ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ يُدْنُونَهَا مِنَ الْفَرَسِ، فَإِذَا عَبَّ فِيهِ ثَلاثًا أَوْ أَرْبَعًا أَوْ خَمْسًا عُزِلَتْ عَنْهُ، وَسَقَوْا آخَرَ حَتَّى سَقَوُا الْخَيْلَ كُلَّهَا.- الطبری ج 5 ص 401 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2989)

19- فَقَالَ لَهُ زهير بن القين: يا بن رَسُول اللَّهِ، إن قتال هَؤُلاءِ أهون من قتال من يأتينا من بعدهم، فلعمري ليأتينا من بعد من ترى مَا لا قبل لنا بِهِ، [فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: مَا كنت لأبدأهم بالقتال،] الطبری ج 5 ص 409 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3001 )

20- فَقَالَ له مسلم بن عوسجة: يا بن رَسُول اللَّهِ، جعلت فداك! أَلا أرميه بسهم! فإنه قَدْ أمكنني، وليس يسقط مني سهم، فالفاسق من أعظم الجبارين، فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3022 )

21- ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/630
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 5

14- 🍁 درخواست مذاکره با عمرسعد جهت جلوگیری از جنگ

امام ، وقتی با دستورهای مکرر ابن زیاد مبنی بر بستن آب و سخت کردن شرایط مواجه می شوند و احتمال وقوع جنگ را بیش از پیش احساس میکنند ، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام داده بگونه ایکه در روز هشتم محرم ، به درخواست امام ، چند بار جلسه محرمانه بین او و عمرسعد برگزار و نهایتا با پیشنهاداتی که امام ، برای ترک مخاصمه می کنند ، ابن سعد نامه ای به ابن زیاد نوشته و با خوشحالی تمام و امید به خاتمه خوش غایله ، به او اعلام میکند :

" خداوند متعال ، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :

از همان جایی که آمده است ، برگردد ؛

و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد ؛

و یا به جانب شام نزد یزید رفته دستش را در دست او گذاشته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .

ای عبیدالله ، این پیشامد ، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 22


15- 🍁 فداکاری امام و آزاد گذاشتن یاران و خانواده برای نجات خود

در شب عاشورا ، وقتی که امام مطمین می شود که دشمن راهی برای جلوگیری از جنگ نگذاشته و احتمال جنگ نابرابر در فردای آن بشدت بالاست و تبعا کشته شدن همه جنگاوران امام قابل پیش بینی است ، بیعت خود را از آنها برداشته و می فرمایند :

" .. بدانيد كه میدانم فردا روزمان با این دشمنان چه خواهد شد .
بدانید که من اجازه تان میدهم با رضایت من همگیتان بروید که حقی بر شما ندارم ، اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و آنرا وسیله رفتن خود کنید ، هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند .
زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . " 23

16- 🍁 قدردانی از یاران و خانواده همراه خود

امام چون استقامت و وفاداری یاران و خانواده خود را می بینند که در این حدود 6 ماهه با او در همه شرایط سخت و طاقت فرسا و حتی مرگ آفرین ، همراه بودند و حاضر به جان فشانی در راه و هدف مقدس ایشان هستند ، خاضعانه از همه آنها در شب عاشورا ، با کلمات زیبای زیر تشکر و قدردانی می فرمایند :

" من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد ." 24

زيرنويسها : 👎👎

22- أما بعد: فإن الله قد أطفأ النائرة وجمع الكلمة وأصلح أمر الأمة، هذا حسين قد أعطاني أن يرجع إلى المكان الذي أتى منه أو أن يسير إلى ثغر من الثغور فيكون رجلا من المسلمين، له ما لهم وعليه ما عليهم، أو أن يأتي أمير المؤمنين يزيد فيضع يده في يده، فيرى فيما بينه وبينه رأيه، وفي هذا [لكم] رضى و للأمة صلاح – الارشاد ج 2 ص 87 ، الطبری ج 5 ص 389

تذكر: اينكه امام همه موارد فوق را مطرح كرده باشند ، جاي بحث دارد كه هدف اين مقاله نيست ، بلكه بحث بر سر تلاشهاي امام براي جلوگيري از جنگ است .


23- أَلا و إني أظن يومنا من هَؤُلاءِ الأعداء غدا، أَلا و إني قَدْ رأيت لكم فانطلقوا جميعا فِي حل، ليس عَلَيْكُمْ مني ذمام، هَذَا ليل قَدْ غشيكم، فاتخذوه جملا ... ثُمَّ ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى، تفرقوا فِي سوادكم ومدائنكم حَتَّى يفرج اللَّه، فإن القوم إنما يطلبوني، ولو قَدْ أصابوني لهوا عن طلب غيري . الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

24- أَمَّا بَعْدُ، فإني لا أعلم أَصْحَابا أولى وَلا خيرا من أَصْحَابي، وَلا أهل بيت أبر وَلا أوصل من أهل بيتي، فجزاكم اللَّه عني جميعا خيرا . - الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/631
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 6

17- 🍁 ارتباط بی وقفه عاشقانه با معبود

هدف اصلی امام در نهضت کربلا اصلاح اندیشه دینی مردم و خالص کردن نگرش معنوی آنها بود و خود ایشان الگوی تمام عیار معنویت و سیر و سلوک عرفانی بودند . اما در این سلوک عارفانه و مشی طریقت عاشقانه ، هرگز از انجام عبادات شریعت غافل نشدند ، بگونه ای که در تمام لحظات حرکت ایشان ، دعا و نیایش و نماز اول وقت حتی در بارش مرگ و شهادت روز عاشورا ، موج می زند .

• از نمونه های بارز آن ، نماز اول وقت در هنگام برخورد با حر است . 25

• و دیگر آنکه ، وقتی امام روز تاسوعا متوجه قصد حمله ابن سعد می شوند ، شب را از آنها مهلت می گیرند ، تا آخرین لحظات را به فرصتی برای نجوای عاشقانه با معشوق بدل نمایند :

" (برادرم عباس ) پیش ابن سعد برو و اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم . خدا می داند که من نماز کردن و قرآن خواندن و دعای بسیار و استغفار را همیشه دوست داشته ام . " 26

و پس از آنکه مهلت یافت ، او و یاران تا صبح به نیایش و نجوا با معشوقی که فردا با او هم حجله خواهند شد پرداختند . 27

• و از آن زیباتر ، نماز ظهر عاشوراست که در آن شرایطی که مرگ سایه اش را بر همه کسان امام پهن کرده بود ، ولیکن امام با شنیدن ندای اذان ، بسوی خدایش نماز خوف می گذارد و در کنار رقص و عشق بازی میان خون و شمشیر ، آخرین زمزمه های عابدانه خود را نیز بجای می آورد :

" و امام به ابوثمامه که ظهر را یادآور شده بود فرمودند: نماز را بیاد آوردی ، خدایت جزو نمازگزاران و ذکرگویانت بدارد ، بله الان وقت نماز است . " 28

" و آنگاه نماز خوف خواندند و .... " 29

18- 🍁 دعوت خواهر به حفظ آرامش و پایین نیاوردن ارزش خود

امام سجاد نقل می کنند که :

پس از آنکه پدرم شب عاشورا همه سخنان لازم را با یاران و خانواده بعمل آورد ، در گوشه ای به نجوا با خدای خود نشست و شعری خواند که من و عمه ام زینب ، از آن بوی بلا استشمام کردیم . من جلوی اشکم را گرفتم ولی عمه ام بخاطر رقت زنانه اش نتوانست خود را کنترل کند و سراسیمه با سر برهنه پیش او رفت و با بیتابی ناله زد که : ای کاش پیش از این مرده بودم ، برادرم به انتظار کشته شدنی ؟

پدرم در حالیکه چشمانش پر از اشک بود گفت :" اگر مرغ قطا را رها کنند خواهد خوابید . "

و اینجا بود که عمه ام به سر و صورت خود زد و گریبان چاک کرد و بیهوش بر زمین افتاد .

پدرم آبی به رویش پاشید و پس از دلداری او گفت : " خواهرکم قسمت می دهم و قسم مرا رعایت کن که بر من گریبان ندری و چهره نخراشی و وای نگویی و مرگ نخواهی . "

و سپس او را به خیمه پیش من آورد و رفت . 30

زيرنويسها : 👎👎

25- الطبری ج 5 ص 401 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )

26- قَالَ: ارجع إِلَيْهِم، فإن استطعت أن تؤخرهم إِلَى غدوة وتدفعهم عند العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة وندعوه ونستغفره، فهو يعلم أني قَدْ كنت أحب الصَّلاة لَهُ وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار! الطبری ج 5 ص 417 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982)

27- فلما أمسى حُسَيْن وأَصْحَابه قاموا الليل كله يصلون ويستغفرون، ويدعون ويتضرعون - الطبری ج 5 ص 421 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3018)

28- قالَ: ذكرت الصَّلاة،جعلك اللَّه من المصلين الذاكرين! نعم،هَذَا أول وقتها -الطبری ج 5 ص439 (ج7 ترجمه الکترونیکی ص 3042)

29- فصلى الحسين بأصحابه صلاة الخوف – الارشاد ج2 ص 105

30- عن على ابن الْحُسَيْن بن علي قَالَ: إني جالس فِي تِلَكَ العشية ... و عمتي زينب عندي تمرضني، ... و أبي يقول : يَا دهر أف لك من خليل ... وكل حي سالك السبيل
... فعرفت مَا أراد، ... فرددت دمعي ..فأما عمتي ..، وَ هِيَ امرأة، و في النساء الرقة و الجزع، فلم تملك نفسها أن و ثبت تجر ثوبها، و انها لحاسره حتى انتهت اليه، فقالت: وا ثكلاه! . ...: فنظر إِلَيْهَا الْحُسَيْن ع فَقَالَ : يَا أخية، لا يذهبن حلمك الشَّيْطَان، قالت: .. استقتلت نفسي فداك ، فرد غصته، و ترقرقت عيناه، وَ قَالَ: لو ترك القطا ليلا لنام، قالت: يا ويلتى...و لطمت وجهها ، و أهوت إِلَى جيبها و شقته، و خرت مغشيا عَلَيْهَا ، فقام إِلَيْهَا الْحُسَيْن فصب عَلَى وجهها الماء، [وَقَالَ لها: يَا أخية، ... قَالَ: فعزاها بهذا و نحوه، وَ قَالَ لها: يَا أخية، إني أقسم عَلَيْك فأبري قسمي، لا تشقي علي جيبا، وَلا تخمشي علي وجها، وَ لا تدعي علي بالويل والثبور إذا أنا هلكت،] قَالَ: ثُمَّ جَاءَ بِهَا حَتَّى أجلسها عندي، وخرج إِلَى أَصْحَابه . - الطبری ج 5 ص 420 ( ترجمه الکترونیکی ج 7 ص 3017)

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/634
🍁🍁سیری در مبانی فقهی مرحوم استاد #احمد_قابل 🍁🍁

❤️تولد : 9 مهر ماه 1337 -
💔 وفات : 1 آبان ماه 1391

تحصیلات حوزوی : #اجتهاد از سال 1377 با حكم مرحوم آيه الله منتظري

🍁الف ) اصول و #مبانی سه گانه فقهی مرحوم قابل

ایشان در تحقیقات اجتهادی خود به #شریعت_عقلانی می رسد . نکته عقلانیت ، در میان روشنفکران دینی ، سابقه داشته اما وجه ممیزه قابل ، نسبت به دیگران این است که او خوانش دین را و مشخصا خوانش فقه را از منظر عقلانی می نگرد .

کتاب او در این زمینه ،#شریعت_عقلانی بوده که در 12 بخش و 37 قسمت نگاشته اینترنتی شده است . او در این کتاب ، به سه اصل اساسی زیر که دو اصل دوم و سوم آن ، انحصاری برجسته خود اوست اتکا داشته و فتاوای خود را با نگاه تسامح و تساهل به دین ، ارائه کرده است . 1

❤️اصل اول : #عقل ،حجت اصلی و اولی است و #شرع ، حجت فرعی و ثانوی ؛ لذا شرع تنها در منطقة الفراغ عقل ، حق اظهار نظر دارد :

• 💐 #عقل، حجت مستقل باطنی است که خداوند برای بشر قرار داده است و « پیامبران الهی » و شرایع آنان ، حجت ظاهری‌اند و تنها در منطقة الفراغ عقل ، حق اظهار نظر دارند و در سایر موارد ، موظف به تأیید و تأکید حکم عقل می‌باشند . بنا بر این ، عقل ،حجت اصلی و اولی است و شرع ، حجت فرعی و ثانوی. ( شریعت عقلانی ، 6 ، بخش 5 )

• 💐 #منطقةالفراغ عقل جایی است که عقل مشترک بشری، نسبت به گزینه‌های موجود یا محتمل، هیچگونه گرایش یگانه و مستقل مثبت یا منفی الزامی ندارد و طبیعتا نسبت به آنها «بی تفاوت» است. ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

• 💐 باتوجه به سکوت عقل در چند و چون مسائل عبادی ( نماز ، روزه و حج ) ، یعنی عدم اظهار نظر قطعی عقل ، در نفی یا اثبات راهکارهای پیشنهادی شرع ، حضور نسبتا مستقل و غیرقابل انکار شریعت را در این حوزه نمی‌توان انکار کرد . ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

• 💐در حوزه‌ی مسائل #غیرعبادی ، رویکردهای شرعی با معیارهای موردنظر عقلای زمان نزول وحی یا زمان حضور اولیاءخدا، هماهنگی داشته و مبتنی بر « #مدارا با عقلانیت بشر در هر زمان » بوده ولی اگر با #عقلانیت مشترک بشر امروز سازگار نباشد و برخلاف رویکرد آنان ارزیابی شود و قدرت استدلال کافی برای قانع کردن عقلاء رانداشته باشد، لزوما باید تغییر کند . در این صورت، معلوم می‌شود که حکم شریعت محمدی در آن موارد، ثابت نبوده و موارد مورد نظر، از احکام متغیر شریعت بوده است . ( شریعت عقلانی ، 9 ، بخش 24 )

❤️اصل دوم : اصل #اصاله_الاباحه_عقلیه است ، یعنی اصل جواز و اباحه است ( در مقابل اصالة الحظر عقلی . )

• 💐 نتیجه‌ی عملی مبنای اصالة الإباحة العقلیة این است که بهره‌گیری از همه‌ی مواهب طبیعت و توان آدمی ، به حکم عقل مجاز است و جز با دلایل اطمینان‌آور ، نمی‌توان آدمی را از چیزی محروم کرد . ( شریعت عقلانی ، 5 ، بخش 4)

• 💐از نظر قرآن ، تمامی پیروان شرایع الهی ، حقیقتا مسلمان شمرده می شوند ، هرچند نام خود را « یهودی ، زرتشتی ، صابئی ، بودایی ، مسیحی ، یا چیز دیگری » بگذارند . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 14)

• 💐 اساس دین یگانه ی خدای یکتا ، که تمامی پیروان شرایع ؛ نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد ، به آن فرا خوانده و می خوانند ، چیزی جز ؛ « ایمان به خدا ، ایمان به آخرت ( پندار نیک ) و عمل صالح ( گفتار و کردار نیک ) » نبوده و نیست . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 13)

• 💐 به همین خاطر است که بین " دین و شریعت " باید تفکیک کرد ، هرچند در برخی متون ، با تسامح ، از عنوان « دین » به جای « شریعت » بهره گرفته شده است . ( شریعت عقلانی ،12، بخش 37 ، بند 14)

❤️اصل سوم : اصل #مداراست . مدارای فقها با #عقلانیت بشر در هر زمان .

•💐 یکی از مسائل شریعت محمدی(ص) که اساس آن در فقه شیعه بسیار محکم و رایج است ، بحث « تقیه » ( به عنوان نوعی مدارا ) است . ( شریعت عقلانی ،7، بخش 14)

•💐 تقیه‌ی مداراتی تا وقتی که جامعه‌ی بشری ، زمیه‌ی پذیرش احکام شرعی را پیدا نکند ، ادامه می‌یابد و هر گاه و به هر نسبت که امکان پذیرش آنها پیدا شود ، طرح و به کار بستن آنها مجاز خواهد بود. ( شریعت عقلانی ،7، بخش 14)

•💐 رویکردهای اصیل تمامی یا اکثر این شرایع ، توحیدی است و اعتقاد به عالم دیگر در آن آشکار است.

* 💐اگر در آیین #بودا سخنی از خدا نیامده است ، درست به این خاطر بوده که مردم آن سرزمین ، از کثرت خدایان، نسبت به لفظ و مفهوم خدا اشباع شده بودند و مشکل اصلی آنان اعتقاد به خدا نبود بلکه مشکل اصلی ، کمبود شدید معنویت در روابط انسان با همنوعان و مجموعه‌ی هستی بود . ( شریعت عقلانی ،6، بخش 8)

1- مجاهدت های علمی احمد قابل، دکتر محسن کدیور
منبع : كتاب شريعت عقلاني مرحوم استاد قابل

محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
نظرات فقهي مرحوم قابل

1- بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .

2- کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .

3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .

4- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .

5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .

6- ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.

7- در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.

8- در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .

9- نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .

10- برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .

11- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .

12- زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .

13- لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .

14- جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )

15- پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است .

16- اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.

17- مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .

18- برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .

19- وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .

20- ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .

کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل

محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍2
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 7

19-🍁 زيباترين جلوه هاي صبر و ادب در لحظه هاي حتي پر از مرگ

• حضرت زينب(س) ، به سبب سرشت اخلاقي ايماني خود و سفارش برادرش امام(ع) در مقام صبر و رضا ، در هيچ مرحله اي از عاشورا و بعد از آن نه به فريادي متوسل شدند و نه سخن سبكي كه حاكي از ضعف و حقارت باشد مي كنند .

يكي از زيباترين نمونه هاي آن ، لحظه مشاهده در خون غلتاندن برادرش امام است كه در حالي كه شمر و سربازان آنها ، امام را دوره كرده تا آخرين ضربه ها را وارد كرده و سر از بدنش جدا كنند ، بسوي او رفته و عمر سعد را نه به توهين و يا نفرين ، كه با لحني حاكي از نهايت تحقير اوست خطاب مي كند :

" اى عمر ! ابوعبدالله کشته می شود و تو نگاه مى‏کنى؟ "

و اينجاست كه عمر سعد را چنان در هم مي شكند كه از شرم ، اشكهايش بر گونه و ريشهايش سرازير مي شود و اولين فردي مي شود كه بر اين همه خباثت ، مي گريد . 31

• وقتي كه ياران امام به ملكوت پيوسته و او يكه و تنها به رزم شجاعانه خود ادامه مي دادند ، هر از چند گاهي بازگشتي بسوي خيمه ها مي كردند و آخرين حمايتهاي خود را از آنها به عمل مي آوردند .
در يكي از اين بازگشتها در حالي كه كنار خيمه اي مي نشينند تا لحظه اي آرام گيرند و خانواده را در آغوش گرفته به صبر بخوانند ، كودكش عبدالله ( علي اصغر ) را روي زانوي او نشان ده در آغوش مي گيرد .
در اين حالست كه تيري به او پرتاب و بر گلويش مي نشيند .

امام دست خود را زير گلوي كودك گرفته و خون را بر زمين ريخته و بي هيچگونه سخني حاكي از ضعف ، چنين دعا مي كنند :

"خداوندا ! اگر فيروزي آسمان را از ما گرفته اي ، چنان كن كه به سبب خير باشد و انتقام ما را از اين ستمگران بگير . " 32

• با اتمام جنگ و شهادت امام و همه ياران همراه ، حمله به خيمه ها آغاز شد . دريكي از اين يورشها ، شمر و سربازانش به سوي خيمه امام سجاد(ع) كه در آن زمان هم نوجواني بيش نبودند و هم بيمار ، تاختند و شمر فرياد كرد: " چرا اين را نكشيم ؟ "

حميد بن مسلم كه از كاتبان وقايع در لشگر عمر سعد بود ، فرياد كرد : " سبحان الله ، كودكان را هم مي كشيم ؟ اين كودك است ".

و چنان ايستادگي كرد تا رييس او ، عمر سعد رسيد و سربازان را از ادامه جناياتشان در حمله به خيمه ها باز داشت ، هر چند ربوده شده ها را كسي باز نگرداند .

در اينجا بود كه امام(ع) بدون هيچگونه بغض و كينه اي ، حميد بن مسلم را دعا مي كنند كه :

" پاداش خير يابي ، خداي به گفتار تو شري از من دور كرد . " 33

زيرنويسها : 👎👎

31- قال: فو الله إنه لكذلك إذ خرجت زينب ابنة فاطمة أخته، وكأني أنظر إِلَى قرطها يجول بين أذنيها وعاتقها وَهِيَ تقول: ليت السماء تطابقت عَلَى الأرض! وَقَدْ دنا عُمَر بن سَعْد من حُسَيْن، فَقَالَتْ: يَا عُمَر بن سَعْدٍ، أيقتل أَبُو عَبْد اللَّهِ وأنت تنظر إِلَيْهِ! قَالَ: فكأني أنظر إِلَى دموع عمر وَهِيَ تسيل عَلَى خديه ولحيته، قَالَ: وصرف بوجهه عنها. - الطبری ، ج 5 ص 452 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3060 )

32- قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، و انتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين، الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 108

33- قالَ، انتهيت إِلَى عَلِيّ بن الْحُسَيْن بن علي الأصغر وَ هُوَ منبسط عَلَى فراش لَهُ ، وَ هُوَ مريض، وإذا شمر بن ذي الجوشن فِي رجالة مَعَهُ يقولون: أَلا نقتل هَذَا؟ قَالَ: فقلت: سبحان اللَّه! أنقتل الصبيان! إنما هَذَا صبي، قَالَ: فما زال ذَلِكَ دأبي أدفع عنه كل من جَاءَ حَتَّى جَاءَ عُمَر بن سَعْد، فَقَالَ:
أَلا لا يدخلن بيت هَؤُلاءِ النسوة أحد، وَ لا يعرضن لهذا الغلام المريض، ومن أخذ من متاعهم شَيْئًا فليرده عليهم قال: فو الله مَا رد أحد شَيْئًا، قَالَ: [فَقَالَ عَلِيّ بن الحسين: جزيت من رجل خيرا! فو الله لقد دفع اللَّه عني بمقالتك شرا - الطبری ، ج 5 ص 454 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3062 ) – تذكر : حميد بن مسلم بعدا يكي از راويان كربلاشد .

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :

https://telegram.me/beshnofekrkon/635
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 8

20- 🍁 اجازه رفتن به یاران در عاشورا حتی در نهایت تنهایی

یکی از یاران امام بنام ضحاك بن عبدالله مشرقى همدانی ، در شب عاشورا به امام می گوید :

من قرض دارم و نان خور دارم ؛ اما اگر اجازه دهی که وقتی دیدم جنگاوری نمانده بروم ؛ و چندان که برای شما سودمند باشد و موجب دفاع از شما شود می جنگم .

امام به ایشان اجازه دادند .

او تا روز عاشورا در كنار امام ماند ، اما به محض مشاهده شهادت اکثر یاران امام و حتمی شدن غلبه دشمن ، جنگی کرده و سپس اجازه دیشب امام ، برای رفتنش را به امام یادآور شد .

امام فرمود : " اگر می توانی بروی ، اجازه داری . او نیز حضرت را ترك و از صحنه پيكار خارج شد و بعدا یکی از راویان کربلا گشت ." 34

21- 🍁مقدم داشتن فرزندان خود جهت حضور در میدان

در روز عاشورا ، یاران امام ، پیش دستی کرده و اجازه حضور او و خانواده اش را در میدان جنگ ندادند تا همگی شهید شدند ، آنگاه بود که نوبت به اعضای فامیل خود امام رسید ؛ که امام(ع) ، در اولین گام ، به درخواست فرزند عزیز خود علی اکبر ، او را به میدان فرستادند و پس از آن بود که دیگر اعضای خانواده به میدان رفتند و به شهادت رسیدند . 35

22- 🍁حفاظت از حریم خانواده حتی در آخرین لحظات

امام پس از کشته شدن اصحاب و یاران و تنها شدن ، براى رفع تشنگى و تجدید قوا ، صف دشمن را شکافت و خود را به آب فرات رساند . همین که با اسب در شریعه قرار گرفت و دست به سوى آب دراز کرد، یکى از لشکریان عمر سعد به دروغ فریاد زد :

اى حسین ، آیا از نوشیدن آب بهره‏مند شده و لذت مى‏برى ، در حالى که اهل‏ بیت تو مورد تعرّض واقع شده‏اند؟! حضرت آب را از دست ریخت و بر قوم حمله کرد ، صف آنان را درید و خود را به خیمه رسانید ، دید خیمه‏ها سالم است و مورد هجوم واقع نشده است. 36

زيرنويسها : 👎👎

34- الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 ) و الطبری ج 5 ص 444 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3050 )

35- ولم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل ، حتى لم يبق مع الحسين عليه السلام إلا أهل بيته خاصة. فتقدم ابنه علي بن الحسين عليه السلام .. الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 106

36- یا اباعبداللَّه! تتلذّذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟! فنفض الماء من یده و حمل على القوم فکشفهم فاذا الخیمه سالمه - مناقب آل ابى‏طالب، ج3، ص254

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/636