باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
ای عزیز سفر کرده : هفتمين سالگرد همجواريت با خدا مبارك باد
https://telegram.me/beshnofekrkon
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 6

مرحله سوم : کوشش برای جلوگیری از درگیری نظامی و خونریزی ناموجه و تلاش برای ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز .

( از زمان محاصره تا قبل از شروع جنگ در روز عاشورا )

در این مرحله ، شرایط کاملا نظامی شده و امکان پیگیری ورود به کوفه و تشکیل حکومت بسیار ضعیف شده که امام تصمیم می گیرند ، به هر قیمتی شده تسلیم نشده و به کوفه نزد ابن زیاد نروند .

تا آن زمان امام حسين (ع) ـ با دعوت كوفيان در راستاي انجام تكليف شرعي خود نسبت به مبارزه عملي با حاكمي فاسق و ستمگر ، عازم كوفه شده بود ؛

اما پس از ملاقات با لشكر حُرّ ، ديگر تكليفي متوجه امام نبود .

از اين رو آمادگي خود را نسبت به بازگشت از همان مسيري كه آمده بود يا حتي به منطقه اي دور افتاده از حدود و مرزهاي قلمرو اسلامي اعلام نمود ؛

اما حرّ مي خواست امام را دستگير كند و به نزد عبيداللّه ببرد و اين ، چيزي بود كه امام از پذيرش آن سرباز زد .

حُر به امام عرض كرد:

" اريد أن أنطلق بك الي عبيداللّه بن زياد " 24

" مي خواهم تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم. "

و امام در پاسخ او فرمود:

" اذن و اللّه لا اتّبعك. " 25

" در اين صورت به خدا سوگند كه از تو تبعيت نمي كنم. "

و امام بهترین حالت را اين مي ديدند كه بتوانند از راه آمده بازگردند و بالتبع جنگ ناعادلانه ای سرنگرفته و خونریزی نشود .

شاهد بر این مدعا ، حداقل 5 مرتبه ، پیشنهاد ترک مخاصمه و برگشتن به حجاز توسط امام می باشد .

1- قبل از نماز ظهر در حضور حر و نیروهایش

" و ان لم تفعلوا و کنتم لمقدمی کارهین و لقدومی علیکم باغضین انصرفت منکم الی المکان الذی جئت منه الیکم " 26

" اگر از آمدن من ناراضى هستيد به مكانى كه از آنجا آمده‏ام مراجعت‏خواهم نمود . "

2- بعد از نماز عصر همان روز

" و ان أنتم کرهتمونا وجهلتم حقنا و کان رأیکم غیر ما أتتنی کتبکم و قدمت به علی رسلکم انصرفت عنکم "27
" اگر از ما روى بگردانيد و حق ما را نشناسيد و راى شما درحال حاضر غير از آن باشد كه در دعوت نامه هايتان نوشته بوديد، من از همين جا مراجعت كرده به سوى شما نخواهم آمد ."

3- پاسخ به فرستاده عمر سعد در کربلا در بیان علت حضورش در کربلا

" کتب الی اهل مصرکم هذا ان اقدم فاما اذکرهتمونی فانا انصرف عنكم " 28

" ... اما اگر مرا خوش نمي داريد از آمدن به سوي شما منصرف مي شوم."

4- در مذاکراتی که با عمر سعد در کربلا انجام دادند . كه در نامه محرمانه عمرسعد به ابن زياد چنين منعكس شده است :

" امّا بعد فانّ اللّه قد اطفأ النائرة و جمع الكلمة و اصلح امر الأمّة هذا حين قد اعطاني ان يرجع الي المكان الذي منه أتي اَو ان نسيّره الي ايّ ثغر من ثغور المسلمين شئنا. " 29

" اما بعد ، همانا خداوند آتش فتنه را خاموش كرد و وحدت كلمه را ايجاد ساخت و امر امت را اصلاح نمود و اين زماني آشكار شد كه ـ حسين ـ از من خواست كه به سوي آن مكاني كه از آنجا آمده است بازگردد يا ما او را به سوي هر يك از مرزهاي مسلمانان كه بخواهيم تبعيد كنيم . "

5- ضمن سخنرانی پرمعنی و هیجان آور در روز عاشورا

" فانظروا هل یحل لکم قتلی ؟ ... اما فی هذا حاجز لکم عن سفک دمی ؟ .... اتطلبونی بقتیل منکم قتلته ؟ " 30
و " ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض " 31

" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . "


تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com


ادامه دارد :

مروری بر زندگی سیاسی امام حسین(ع)- ۷
https://telegram.me/beshnofekrkon/598
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - چهارم محرم

1- در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین (ع) تشویق و ترغیب نمود .

به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:

1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛

به سپاه عمر بن سعد پیوستند .1

بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است .

2- « شريح قاضي » 2 كه حاکم شرع و قاضی بزرگ کوفه بود ، حكم قتل امام حسين (ع ) را به جرم خروج و سرپیچی امام (ع) از فرمان حاکم وقت ( یزید ) صادر كرد ! 3 و 4

زیرنویسها :

1- بحارالانوار، ج44، ص386.

2- شريح ، دانشمند دینی و قاضي معروف كوفه كه به بني اميه وابسته بود در اصل يمني بود و در دوره خلافت عمر به قضاوت كوفه منصوب گرديد و مدت شصت سال در اين شغل بود .

در دوره امامت و زعامت حضرت علي (ع ) نيز مدتي بر منصب قضاوت بود وقتي امام (ع ) وي را به اين منصب گماشت بر او شرط كرد كه هيچ حكمي را اجرا نكند مگر آن كه بر حضرت عرضه كند . حضرت علي (ع ) يك بار بر او خشم گرفت و از كوفه اخراجش كرد .

تذكر : البته شايد در مورد اين فتوا سند صريحي وجود نداشته باشد ولي با تواجه به قرائن موجود در سخنان ابن زياد قبل و بعد از واقعه ، و يزيد در حضور اسرا و فرماندهان يزيد در كربلا ، چنين امري قابل اثبات است .

3- مراجعه شود به دايره المعارف تشيع ج 9 ص 570 و نيز فرهنگ عاشورا ص 266 و 267

4- به همین دلیل بود که آن زمان كه يزيدبن معاويه در مقابل حضرت زينب (س ) در دربار خويش قرار گرفت ، براساس همين توجيه شرعي ، به آن بانوي صبور و مقاوم اعلام كرد :

« انه خرج من دين ابيك و اخيك »

« حسين از دين پدر و برادرت خارج شد و همين بي ديني قتل او را واجب شرعي ساخت ! »

و « ابن زياد » نيز ـ كه حلقه اي از زنجيره هاي به هم پيوسته اي بود كه با فتواي ديني علماي دربار امويان براي قتل امام حسين (ع ) به هم رسيده بودند به همين روش تمسك مي جويد .

او در مسجد كوفه و بر فراز منبر خداوند را سپاسگزاري مي كند كه حسين و پيروانش را به قتل رساند! ( ارشاد مفيد ج 2 ص 121 )

منابع :

1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
2- http://www.jomhourieslami.com/1387/13871016
3- http://www.hawzah.net/per/magazine/TI/007/ti00707.asp

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 7

مرحله چهارم : دفاع اضطراری و قهرمانانه برای نپذیرفتن ذلت تسلیم

در این مرحله چون امام را مخیر کرده بودند بین دو امر " ذلت تسلیم یا کشته شدن " ، ایشان جنگ جوانمردانه را برای دفاع از شرافت و حقانیت خود و اهداف خود انتخاب و عاشقانه آنرا می پذیرند .

آنجا كه خطاب به لشكريان كوفي مي فرمايند :

" اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة اَبي اللّه ذلك و رسوله و المؤمنون و حجور طهرت و جدود طابت ان يؤثر طاعة اللئام علي مصارع الكرام . " 32

" آگاه باشيد كه اين حرامزاده فرزند حرامزاده مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ يا ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ؛ زيرا خداوند ابا دارد كه ذلت را نصيب رسولش و مؤمنان و آناني كه از رحِمهاي پاك و صُلبهاي طاهرند نمايد و اطاعت از لئيمان را به جاي فروتني در مقابل انسانهاي بزرگوار بر آنها نمي پسندد. "

البته امام می دانستند اگر تسلیم هم بشوند ، سرانجام همانند مسلم ، توسط ابن زیاد کشته خواهند شد .
آنجا كه امام در سخنرانی روز عاشورا مي فرمايند :

" قیس از لشکریان یزید گفت : تسلیم ابن زیاد شو در امان میمانی ، امام فرمودند : مسلم را نیز امان دادند و کشتند ، تو می خواهی من تسلیم شوم آنگاه مثل مسلم خونم را بریزید .... بخدا قسم هرگز دست ذلت به اینان نمی دهم ." 33

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com


ادامه دارد :
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین - ۸

https://telegram.me/beshnofekrkon/600
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - پنجم محرم

1- در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد ، شخصی بنام " شبث بن ربعی "1 را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.2

2- عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین (ع) داشته و بخواهد به سپاه امام (ع) ملحق شود ، به قتل برساند . یاران این مرد 500 نفر بودند .3

3- در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین (ع) صورت گرفت ، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام (ع) رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.4

زیرنویسها :

1- او پیامبر را درك كرد ، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام "سجاح" كه ادعای نبوّت كرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی (ع) جنگید و در كربلا نیز از لشكریان یزید بود.

2- عوالم العلوم، ج17، ص237.
3- مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.
4- همان.


منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع )
https://telegram.me/beshnofekrkon/579

2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx


تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 8

1- و در يك كلام :

1- امام حسين (ع ) پس از برادرشان ده سال امامت را بر عهده داشتند .

2- حدود 9 سال و نيم مدت مذكور را در زمامداري معاويه بسر برده و مابقي را در مبارزه با يزيد گذراندند .

3- بدليل مصالحه بين امام حسن ( ع ) و معاويه ، كه ولايت امري به معاويه واگذار شده بود ، و امام تخلف صريح و قابل توجهي در انجام آن توسط معاويه مشاهده نكردند ، اقدام سياسي خاصي عليه معاويه انجام ندادند .

4- پس از اولين تخلف معاويه ، كه يزيد را براي حكومت بعد از خود انتخاب كرد ، امام مخالفت علني خود را اعلام نمود ، ولي صرفا در مرحله اعلام آن بود و اقدام تحريك آميزي نكردند .

5- معاويه نيز با مخالفت امام برخورد قهري نكرد .

6- پس از مرگ معاويه ، يزيد در اولين اقدام ، دستور اخذ بيعت از امام صادر كرد .

7- امام ضمن مخالفت جدي ، تصميم به علني كردن آن ، با ترك مدينه و هجرت به مكه و حركت ارشادي خود گرفتند .

8- كوفيان ، با اطلاع از حركت سياسي امام ، با نامه نگاري هاي فراوان ، خواستار حضور ايشان در كوفه و گرفتن رهبري جامعه آنجا شدند .

9- امام به دليل اعتقاد به لزوم حضور و خواست عمومي مردم در عملي كردن هدف هاي سياسي خود ، براي اطمينان از اين امر ، مسلم را به كوفه فرستادند .

10- پس از ورود مسلم به كوفه و بيعت عامه مردم با ايشان ، نامه اي براي امام و دعوت ايشان به عجله براي ورود به كوفه ارسال كردند .

11- امام ، پس از اين نامه ، حجت را تمام شده ديدند و حركت خود را ، براي برقراري يك نظام عدل در كوفه ، تسريع كردند .

12- با نزديك شدن امام به كوفه ، حر ، از فرماندهان ارشد ابن زياد ، جلو ايشان را گرفته و وضعيت حكومت نظامي كوفه را براي ايشان تشريح كردند .

13- امام ، بدليل كمبود ياور و عقب نشيني كوفيان از درخواست خود از حضور امام ، شرايط را مناسب نديده و قبل از نماز ظهر و بعد از نماز عصر ، در دو سخنراني ، به صراحت ، بيان مي كنند ، كه من سرخود به اين راه نيامده ام ، بلكه به درخواست اكثريت كوفيان ، به اين امر اقدام نمودم ؛ و حال در صورت انصراف آنها از اين امر ، اجازه برگشت مي خواهم .

14- حر ، بدستور ابن زياد ، از پذيرفتن پيشنهاد امام خودداري و ايشان را تحت الحفظ به سمت كربلا حركت داده و از كوفه كه مي توانست آبستن حوادثي باشد دور مي كنند .

15- امام ، از آنجا كه احتمال جنگ و كشته شدن خود و ياران و خانواده خود را مي دادند ، و مطمئن به عدم تحقق اهداف خود شده بود ند ، پيشنهاد خود را در سه مرحله ديگر ، به فرستاده عمرسعد – به خود عمر سعد – و حتي روز عاشورا ، مبني بر اجازه بازگشت به مكه و يا حتي منطقه اي ديگر مطرح مي كنند .

16- شمر ، بر اساس دستور يزيد ، از عمر سعد مي خواهد كه كار را در همين جا تمام كرده و يا " بيعت ايشان " را بگيرد و يا " او را به قتل " برساند و غائله را خاتمه دهد .

17- امام ، بدليل اين كه بيعت را مشروعيت بخشيدن به " حكومت غير مردمي و ظالمانه " يزيد و تاييد " اعمال خلاف دين " او مي دانست ، جنگ با لشكريان يزيد را حتي در صورت كشته شدن ، بر ذلت بيعت ترجيح داده و با فدا كردن تمام هستي خود و فرزندانش حماسه اي آفريد و با نرفتن به زير بار ظلم و ستم و با نپذيرفتن ذلت و خواري ، پيشواي هر انسان آزاده و سرمشق جاودانه تاريخ شد .


تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com


زیرنویسها :

https://telegram.me/beshnofekrkon/601
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 9

زيرنويسها :

1- اعلام الورى طبرسى , ص 213 – ( يا نقل سوم شعبان سال چهارم بعد از هجرت – كتاب : مصباح المتهجد- ص 758 )
2- ارشاد – ص 198
3- مقاتل الطالبين ص 35 – بحارالنوار ج 44 – ص 40
4- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
5- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص ‏205 - تاريخ ابن كثير، ج ‏8 ، ص‏164
6- ابو حنيفه دينورى، الاخبار الطوال، ص ‏205 و 206
7- ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال، ص‏203.
8- همان .
9- بحار الأنوار ج 44 ص 65 ، الغدير ج 11 ص 6
10- مقتل خوارزمى , ج 1, ص 184 - لهوف , ص 20
11- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 215؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 14
12- طبرى ج 6 ص 189. ، انساب الاشراف بلاذري - ذكر ما كان من أمر الحسين بْن علي سخن 1035
13- مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188; بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.
14- تاريخ طبرى، ج‏3، ص‏ 278
15- الفتوح، ج 5، ص 91؛ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 234؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
16- تاريخ طبرى، ج‏7، ص‏235
17- مقتل ابو مخنف ص 51 ، طبرى ، ج 7، ص 278
18- تاريخ طبري ، ج 3، ص 280 ؛ مثير الاحزان، ص 27 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 340.
19- ارشاد شیخ مفید ص 203 ، طبری ج7 ص 283
20- تاريخ طبري، ج 4، ص 301 (5/402).
21- ارشاد مفيد، ج 2، ص 67
22- ارشاد مفید ص 205 و 206 و تاریخ طبری ج4 ص 303-304 و مقتل ابومخنف ص 84
23- همان
24- تاريخ الطبري، ج 4، ص 304
25- همان
26- همان
27- همان
28- مقتل ابو مخنف ص 96
29- تاريخ الطبري ، ج 4، ص 313
30- مقتل ابومخنف ص 117-118
31- تاریخ الطبری، ج 4، ص 323
32- احتجاج، ص 336 ؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110 ؛ بحارالانوار، ج 44، ص 83
33- مقتل ابو مخنف ص 118

منابع :

1- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي همراه با چند مقاله ديگر : مقالات " تطبيق قيام امام حسين (ع) با موازين فقهي " و
" دو سوال درباره قيام امام حسين (ع) " – مرحوم آيه الله صالحي نجف آبادي

2- مراحل شکل‏ گیری قیام خونین سیدالشهداء (ع) – پدیدآورنده : محمدتقی سبحانی‏ نیا - http://hawzah..net/Hawzah

3- نگاهی اجمالي به مراحل قیام امام حسین (ع) – محمد صالحي – http://mahsan.parsiblog.com/-923054.htm
4- زندگینامه امام حسین ( ع) - http://www.emam12.com/modules.php?name=News&file=article&sid=16
5- جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام - محمد جواد ارسطا - فصلنامه حكومت اسلامى- شماره 25
6- مفاد صلح نامه امام حسن علیه السلام و معاویه - http://www.khabaredoost..blogfa.com/post-36.aspx
7- درسهايي از نهج البلاغه – ج2 – ص 62 – مرحوم آيه الله منتظري
8- زندگانى امام حسين (ع) - www.balagh..net

تحقيق : محمد صالحی – 16/ 9 / 89 – مصادف با اول محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/579
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - ششم محرم

1- در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه : من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام . توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند .

2- در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین (ع) عرض كرد : یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی ، طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم .

3- امام (ع) اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت : بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم ، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود . عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است ، چون شما قوم و عشیره من هستید ، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم... .
4- در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" مي‏نامیدند برخاست و گفت : من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند :

"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."

5- سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین (ع) حركت كردند . در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام " ازْرَق " را با 400 سوار به سویشان فرستاد . آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین (ع) نداشتند . هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند ، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد .

حبیب بن مظاهر به خدمت امام (ع) آمد و جریان را بازگو كرد . امام (ع) فرمودند : " لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ‏ِ"1

زیرنویسها :

1- بحارالانوار، ج44، ص386.

منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1

مقدمه :

یکی از معضلات تاریخی که گریبانگیر واقعه کربلا شده هدف هایی است که توسط دشمنان و یا صحیح تر بگوئیم توسط شیعیان جاهل و یا غالی ، برای آن ساخته و پرداخته شده است .

خوشبختانه ، برای رفع معضل فوق ، دو معیار کاملا صریح و مشخص توسط شخص امام(ع) در اختیار ما قرار داده شده و همین است که او را چراغ راه هدایت می نمایاند .

آنجا که می فرماید :

ان الحسین مصباح الهدی 1

الف ) دو معیار امام(ع) :

1- بیان صریح هدف نهضت توسط شخص ایشان
2- اعلام قابلیت الگوگیری از ایشان توسط دیگران

1- هدف اعلام شده توسط امام : اصلاح جامعه از فساد و بدعتهای موجود

" ... هذا ما اوصى به الحسين بن على الى اخيه محمد بن الحنفية ، ... و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب .. . " 2

" .. ، اين وصيت حسين به برادرش محمد حنفيه است ؛ .. . حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم .... "

2- الگو بودن حضرت امام(ع) برای آیندگان :

لكم فِيَّ اسوة 3

زندگي من الگويي براي شماست ( آنچه در من مي جوئيد جهت الگو گرفتن باشد .)

براي آنكه بتوان چيزي را نمونه قرار داد لازم است سه شرط داشته باشد :

1- قابل تكرار باشد .
2- عمومي باشد .
3- تكرار آن مورد نياز باشد .

ب) اهداف پرتكرار در زبان مناديان كربلا جهت حركت امام(ع)

1- قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !
2- يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده .
3- به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

ج ) بررسي درستي اهداف فوق الذكر

با نگاهي اجمالي به اهداف فوق ، ديده مي شود كه رابطه واضح و قابل تاييدي با هدف بيان شده امام(ع) ندارند ، لذا همانطور كه در مقدمه بيان شد ، براي صحت سنجي آنها ، از دو معيار مذكور در بند الف كمك گرفته شده و نهايتا هر سه هدف مورد خدشه و رد خواهد شد .

البته لازم به ذكر است كه هر سه هدف ، هم از نظر سندهاي روايي و هم وجود نقض هاي صريح تاريخي كه در مسير حركت امام بوقوع پيوسته مخدوش و مردود بوده اند و ليكن در اين بحث مختصر ، از نگاه معيار الگوپذيري اهداف فوق الذكر مورد مناقشه قرار گرفته و مردود مي شوند .

1- هدف اول : امام(ع) ، قيام كرد تا كشته شود ، برای اينكه كفاره و شفيع گناهان امت‏ باشد !

امام رضا ـ ع ـ فرمودند: « ای پسر شبیب اگر گریه می کنی برای چیزی، پس برای حسین بن علی ـ ع ـ گریه کن که او را مانند گوسفند ذبح کردند .... . ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین ـ ع ـ تا آب دیده بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را بیامرزد، خواه اندک باشد، خواه بسیار..» 4

اولا ، اين هدف با هدف اعلام شده امام(ع) كه براي اصلاح مفاسد امت ( عمومي و خصوصي ) حركت كرده است نه تنها سنخيتي ندارد بلكه تلويحا در تضاد با آنست ، چرا كه شخص مي تواند هر فسادي را مرتكب شده ولي بدليل شفاعت امام(ع) ، چند قطره اشك هزينه كند و مطمئن گردد كه بخشيده مي شود .

ثانيا ،با توجه به معيار لزوم الگوپذيري آن ، به هيچ وجه نه قابل تكرار بوده و نه عمومي است و نه مورد نياز ، چرا كه :

قرار است امام(ع) با شفيع شدن خود ، دستگاه جديدي ( غير از روش اعلام شده در قرآن كريم كه توبه و اصلاح و جبران است )، در بخشش گناهان امت بوجود بياورند و قطعا نه تنها قابل تكرار براي ديگران نيست كه اگر تكرار پذير باشد ، نقض غرض شده و امام(ع) را از ارزش و اعتباري كه اين هدف قرار است براي ايشان ايجاد كند ساقط مي نمايد .


تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
دنباله در : 👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2
https://telegram.me/beshnofekrkon/604
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 2

2- هدف دوم : امام(ع) ، يك دستور خصوصی از طرف خداوند داشت كه برو و خودت را بكشتن بده

در حديث ملقب به " حديث لوح " مي خوانيم :

"... وقتي امام حسن(ع) فوت كردن پس آنگاه نوبت به امام حسین(ع) رسید ، مهر مربوط به خود را از نامه گشود و دید زیر آن نوشته است : تو باید همراه اقوامی برای شهادت بیرون بروی و ... " 5

و يا حديث " قد شائ " داريم :

امام(ع) به محمد حنفيه فرمود : بعد از رفتن تو ، رسول خدا (ص) پیش من آمده و فرمودند: اى حسين ! خارج شو ! که همانا خداوند مى‏خواهد تو را كشته ببيند. . ( و همچنين ) خداوند مى‏خواهد آنان ( خانواده ات ) را نیز در كسوت اسارت ببيند. 6

اولا ، اين هدف نيز با هدف اعلام شده امام(ع) هيچ تطابقي و يا حتي تناسبي ندارد .

ثانيا ، بر اساس معيار دوم كه لزوم الگوپذيري آن بود ، هيچ كدام از شروط آن را ندارد چرا كه :

• دستور خدا جهت به كشتن دادن خود ، نه تنها براي كس ديگري تكرار نشده كه طبق آيه " و لا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة و أحسنوا إن الله يحب المحسنين 7 " هر شخص موظف به حفظ جان خود مي باشد .

• ضمنا در حديث فوق هيچ دليلي براي اينكه امام(ع) خود را به كشتن بدهد ، جز تبعيت از دستور خدا اعلام نشده كه بتوانيم قابليت عمومي بودن و يا ضرورت نيازش را مورد بررسي قرار دهيم .

3- هدف سوم : امام به سفارش پيامبر(ص) ، شهادت را انتخاب كرد تا به درجه خاصي در بهشت برسد .

امام(ع) شب قبل از ترك مدينه پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرمود :

" .. حسين من! گويا مي بينم در نزديكي به زمين كربلا به خون خويش خواهي غلطيد، جمعي تو را مي كشند در حال تشنگي، ..... اي حسين عزيزم! پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و همه مشتاق ديدار تو هستند. بدان كه در بهشت درجاتي را براي تو زينت داده اند كه جز از راه شهادت بدان نائل نمي شوي. " 8

اين هدف نيز ، نه تنها با هدف اعلام شده امام(ع) منافات دارد بلكه قابليتها و شروط الگوپذيري را نيز ندارد چرا كه :

اولا ، اين مورد ، فقط پيشگويي پيامبر(ص) براي امام است و قرار نيست براي كس ديگري تكرار شود و جالب اينجاست كه معلوم نيست تكليف اصحاب امام(ع) نيز كه به شهادت رسيده اند چه مي شود .

ثانيا ، خداوند درآيه " و من يؤمن بالله و يعمل صالحا يکفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلک الفوز العظيم 9 " جهت رسيدن بندگانش به درجات بالاي بهشت و فوز عظيم ، شرط ايمان و عمل صالح را بيان كرده است و بنابراين لزومي به پيروي از امام(ع) مبني بر خود را به كشتن دادن نيست .

و در يك كلام :

هر سه هدف فوق الذكر ، كه تقريبا از 400 سال پيش به اين طرف در كتب :
روضه الشهدا ي كاشفي ( متوفي 910 هق) ،
منتخب طریحی یا کتاب الفخری ( متوفي 1085 هق) ،
تظلم الزهراء من اهراق دماء آل العباء اثر ملا رضی قزوینی ( زنده در 1134 هق )
و اسرار الشهاده از فاضل دربندی ( متوفي 1286 هق )بصورت پرتكرار ذكر شده است ،
نه تنها با هدف مورد بيان حضرت امام حسين(ع) تناسبي نداشته ، بلكه به صراحت مقصود ايشان را از مبارزه با فساد و اصلاح جامعه ، بلاموضوع كرده و هيچگونه دليلي براي الگو گرفتن از ايشان براي دوستدارانش باقي نمي گذارد .


تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

دنباله در : 👎👎👎👎👎
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3
زیرنویسها :
https://telegram.me/beshnofekrkon/605

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ 3

زیرنویسها :👆👆👆👆

1- طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، إعلام الورى، ص400،
2- مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188; بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.
3- تاريخ طبري، ج 5، ص 403، الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.
4- شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص 197، انتشارات نسیم حیات

5- ... فلما توفي الحسن و مضى ، فتح الحسین ع الخاتم الثالث فوجد فيها أن قاتل فاقتل وتقتل ، و اخرج بأقوام للشهادة لا شهادة لهم إلا معك ....... اصول کافی – جلد 1 ، ص 280

6- ... فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا .... اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64

7- سوره بقره آيه 195 ( خود را بدست خود به هلاكت و مرگ نيندازيد ( بلكه ) به سوي انجام كارهاي نيكو برويد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد .)

8- قال «ص» يا حبيبي يا حسين كأني أراك عن قريب مرملا بدمائك مذبوحا بأرض كربلا من عصابة من أمتي و أنت مع ذلك عطشان لا تسقي .. حبيبي يا حسين ان أباك و أمك و أخاك قدموا علي و هم مشتاقون اليك و ان لك في الجنات لدرجات لن تنالها الا بالشهادة . الفتوح - ابن اعثم كوفي ص 532 و 533

9- سوره تغابن ، آیه 9 (- و هر کس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى‏بخشد و او را در باغهايى از بهشت که نهرها از زير درختانش جارى است وارد مى‏کند، جاودانه در آن مى مانند؛ و اين فوز عظیم است! )

تحقيق : محمد صالحي 20 / 8 /94

https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

هدف امام حسین(ع) در واقعه کربلا از نظر ایشان یا نظر شیعیان ؟ - 1
https://telegram.me/beshnofekrkon/603
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هفتم محرم

1- از آنجا که حرّ بن يزيد در همان روزهای اول ورود امام به کربلا طى نامه اى ورود حسين (ع) را به ابن زياد اطلاع داده بود و ابن زیاد به امام (ع) نوشته بود که :

" اما بعد ، من از ورود شما به سرزمين كربلا مطلع گرديدم و اميرمؤ منان يزيد بن معاويه به من دستور داده است كه سر به بالين راحت نگذارم و شكم از غذا سير ننمايم تا تو را به قتل برسانم يا اينكه به فرمان من و به حكومت يزيد گردن بگذارى ، والسّلام ".

و امام (ع) چون نامه ابن زياد را خواند، آن را بر زمين انداخت و چنين فرموده بود :

" رستگار نباد مردمى كه خشنودى خلق را بر غضب خدا مقدم داشتند و ابن زياد در پيش ما پاسخى ندارد ."

لا اَفْلَحَ قَومٌ اِشْتَروا مَرْضاتِ الْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ ... مالَهُ عِنْدِى جَوابٌ لاَنَّهُ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَِلمة الْعَذابِ 1

چون نامه رسان نزد ابن زياد برگشت و عكس العمل امام را در مورد نامه اش به اطلاع وى رسانيد، ابن زياد شديدا خشمناك گرديد.

و در روز هفتم محرم ضمن نامه‏ای به عمر بن سعد از وی خواست تا آب را بر اردوگاه امام ببندند :

" اما بعد ، میان حسین و یاران وی و آب حایل شو که یک قطره از آن ننوشند .... " 2

عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب شدند .

2- در این روز مردی به نام "عبداللّه‏ بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد :
ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره ‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!

امام (ع) فرمودند : خدایا! هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده. 3

3- با توجه به شرایط بوجود آمده ، امام وضعیت اضطراری اعلام و ضمن دستور صرفه جویی در مصرف آب ، جلسه ای برای تصمیم گیری جهت مقابله با وضعیت پیش رو و سختی های بیشتر آینده برگزار شد ، که نتیجه اولیه آن ، دستور امام برای هجوم به لشکریان عمر سعد برای برداشت آب بود که در روز هشتم عملی شد .

زیرنویسها :

1- مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 239. بحار، ج 10، ص 189
2- انساب الاشراف، ج3، ص180. و طبری ص 2006 ( ج 7 الکترونیکی – ص 302 )
3- ارشاد شیخ مفید، ج2، ص86.

منابع :
1- مروري بر زندگي سياسي امام حسين ( ع ) http://mahsan.parsiblog.com/Posts/468/
2- http://www.aviny.com/news/83/11/26/03.aspx
3- كتاب : سخنان حسين بن على (ع ) از مدينه تا كربلا - محمّد صادق نجمى

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 1

مدتهاست که اين شبهه طرح شده كه ادعا ميكنند علّت زمينه ساز واقعه كربلا و شهادت امام حسين (ع) داستان عاشقانه اي بود كه به واسطه عشق و علاقه شديد يزيد به زني به نام « اُورَيْنَب » ،ْ همسر عبدالله بن سلام آغاز شد و امام حسين (ع) با اقدامي كه در بعضي كتابها ذكر شده وارد ماجرا شده و ارینب را از چنگ يزيد خارج کرده است .

و وانمود كردهاند كه سرآغاز كينه توزي و دشمني يزيد با امام حسين(ع) و سرمنشأ واقعه كربلا اين ماجرا بوده است .

منابعی که برای این ماجرا عنوان می کنند عبارتند از :

1- کتاب شیعه گری دکتر مسعود انصاری ص 58 ، که ایشان نیز از کتاب سنجش فرهنگ پارسی با فرهنگ تازی ص 6 ذکر کرده است .

2- کتاب ناسخ التواریخ محمد تقی لسان الملک سپهر ج 6 ص 55

پاسخ :

وقتی سخن از یک اتفاق تاریخی می شود از سه منظر قابل بررسی است :

• مستندات منابع آن
• مضامین و محتوای آن
• کاراکتر و هویت شخصیتهای آن

و اما منابع فوق الذکر :

1- در کتاب دکتر انصاری فقط ذکر ماجراست بدون اشاره به سلسله راویان و ناقلان آن تا عصر امام ، که از نظر مورخان قابل اطمینان نبوده چه رسد به قابل استناد و نقد و بررسی .

2- و اما کتاب ناسخ التواریخ مربوط به سالهای 1216 تا 1297 قمری یعنی 200 سال پیش بوده که بسیاری از نقلهای تاریخی آن با منابع قدیمی اولیه مغایرت اساسی داشته و بعضا اهداف خاصی را دنبال می کرده است . و همین امر سندیت و ماهیت این ماجرا را خدشه دار می کند .

بنابر این برای بررسی اصل ماجرا ، باید سراغ منابع قدیمی نزدیک به عصر ماجرا رفت .

با تحقيقي كه در متون و منابع تاريخي انجام شده تنها كتاب قابل اعتنائي كه اين واقعه را ذكر كرده است كتاب الامامه و السياسه ابن قتيبه دينوري متوفاي 276 هق از مصادر تاريخي اهل سنّت ميباشد.

كه هر محقّقي با مطالعه اين متن ، آن را به يك داستان و رمّان شبيهتر ميبيند تا يك اتّفاق حقيقي.

در اینجا به اجمال ماجرای مذکور در کتاب فوق را می آوریم و سپس به بررسی مختصر آن می پردازیم :

در ابتدای قصه می نویسد :

« و ذکر کرده اند که شبی یزید ... » 1

1- یزید ، قصه دلدادگیش را به اورینب که الان به همسری پسر عمویش عبداله بن سلام از والیان معاویه درآمده است ، با پدرش معاویه در میان گذاشت .

2- معاویه با طرح نقشه ای ، ابو دردا عموی اورینب و ابوهریره را خواست و به آنها گفت دختری دارم که دوست دارم بهترین را برایش به شوهری انتخاب کنم و آن شخص کسی نیست جز عبداله بن سلام و میخواهم نظر مرا به او برسانید . ( البته دختر معاویه مشروط به طلاق اورینب کرد )

3- آن دو قضیه را با عبداله بن سلام مطرح کرده و او نیز با توجه به جایگاه معاویه ، اورینب را در حضور آنها طلاق داد .

4- آنها طلاق اورینب را به عرض معاویه رسانده و نزد دختر او رفتند که طبق نقشه قبلی پدرش جواب را به بعد موکول کرد .

5- معاویه به ابودردا ماموریت داد تا اورینب را که در عراق بود به عقد یزید در آورد .

6- ابودردا پس از ورود به عراق ، به سبب دوستی اش با پیامبر ، خدمت امام حسین (ع) جهت عرض ارادت رفته و علت حضورش را در عراق نیز بیان نمود .

7- امام نیز پیشنهاد خواستگاری از اورینب را مطرح کرد .

8- ابودردا نزد اورینب رفته و خواستگاری هر دو را اعلام نمود .

9- اورینب از عمویش ابودردا نظر خواست و او امام را از نظر شخصیتی والاتر دانست .

10- اورینب نیز خواستگاری امام را پدیرفت و به عقد ایشان در آمد .

11- پس از این اتفاق ، امام ، عبداله بن سلام را برای گرفتن امانت خود که نزد اورینب بود صدا زد و آن دو را تنها گذاشت و آن دو با دیدن یکدیگر به یاد خاطرات گدشته شان اشکها ریختند .

12- امام وارد شد و گفت : « خدا را شاهد می گیرم که اورینب را سه طلاقه کردم ، و از اول هم بخاطر خوش گذرانی او را عقد نکرده بودم بلکه برای رساندنش به صاحبش این کار را کرده بودم » . 2

13- و ماجرا با عقد دوباره عبداله بن سلام و اورینب خاتمه یافت .

اما این قضیه باعث خشم و نفرت معاویه از امام حسین گردید . 3

ادامه دارد :

تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

ادامه در :
https://telegram.me/beshnofekrkon/608
آیا رمان عشقی امام حسین (ع) و اورینب حقیقت دارد ؟ - 2

و اما بررسی و نقد داستان :

همانطور که در ابتدای مقال عرض شد روایت فوق به دلایل زیر قابل خدشه و مردود است :

1- ابن قتيبه بدون هيچ اشارهاي به ناقل و راوي اين داستان ، می گوید :
« و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ... »
و حكايت را از شخص ثالثي نقل ميكند كه براي ما آن شخص شناخته شده نيست ؛ پس داستان از نظر سندي مشكل دارد و قابل احتجاج نيست .

2- اشكال مهم ديگري كه در اين داستان وجود دارد اين است كه امام حسين (ع) در يك مجلس همسرش را سه طلاقه ميكند و می گوید :
« أشهد الله أنها طالق ثلاثا »
و حال آن كه بر اساس فقه شيعه كه بر گرفته از روايات اهل بيت (ع) است سه طلاق در يك مجلس جايز نميباشد.

3- امام حسین (ع) فقط در زمان حکومت پدر و برادرش در عراق ساکن بوده و پس از مصالحه برادرش با معاویه در سال 41 هق به مدینه هجرت و همانجا ساکن شد .

بنابراین در زمان قصه که پس از مصالحه بوده ، امام در عراق نبوده است . 4

4- طبق نقلهای مختلف ، ابودردا عموی اورینب در زمان عثمان فوت کرده و بنابراین در زمان قصه فوق زنده نبوده است . 5

5- برای تحریک و تقویت صحت ماجرا در اذهان دوستداران امام ، ماجرا را بگونه مثبت و به نفع شخصیت او تعریف میکند تا خود شیعیان از تکثیر کنندگان این روایت رمان گونه دروغ بشوند و جای شک و شبهه برای کسی نگداشته و بالتبع بتواند اصل هدف امام در جریان کربلا را که اصلاح فساد حاکمیت و جامعه بوده را مورد حمله و خدشه قرار دهد .

زیر نویسها :

1- و ذكروا أن يزيد بن معاوية سهر ليلة من الليالي ...
2- فقال : أشهد الله أنها طالق ثلاثا ، اللهم إنك تعلم أني لم أستنكحها رغبة في مالها ولا جمالها ، ولكني أردت إحلالها لبعلها ...
3- الامامه و السیاسه – ابن قتیبه دینوری ، 213 تا 276 هق ، جلد 1 عربی ص 166 تا 174 و ترجمه تک جلدی از سید ناصر طباطبایی ص 223 به بعد
4- ترجمه طبری ج 7 ص 2717 ( ص 13 کتاب )
5- الاصابه فی تمیز الصحابه – ج 4 ص 622 ، ابن حجر عسقلانی از نسب شناسان اهل سنت

تحقیق : محمد صالحی 8/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/607
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - هشتم محرم

1- در روز هشتم امـام (ع ) , عباس را به فرماندهى سـى سـوار و ده پياده مامور تهيه آب كرد . هلال بن نافع جملى پيشاپيش پيادگان حركت مى كرد .

عـمـرو بـن حجاج گفت می توانید خودتان آب بنوشید ولی برای حسین نمی توانید ببرید .

جنگ سختى درگرفت . سواران مى جنگيدند و پيادگان مشكها را آب مى كردند . نهایتا ، ياران امام با بيست مشك پر از آب به خيمه ها برگشتند و اينجا بود كه حضرت , عباس را سقا لقب دادند . 1

2- در این روز "یزید بن حصین همدانی" با اجازه امام برای مذاکره با عمر بن سعد رفت و به او گفت : اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا ... تصمیم به كشتن حسین گرفته‏ای و ..؟

عمر بن سعد گفت : ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است ، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم ؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، ؟ ..

یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام (ع) رساند و گفت : عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند .2

3- امام (ع) مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند .

شب هنگام، امام (ع) با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند . امام (ع) به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علي‏اكبر" را نزد خود نگاه داشت . عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد .

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام (ع) كه فرمود : آیا مي‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد . یك بار گفت : مي‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند ! و ...

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏فرمود : تو را چه مي‏شود ؟ .... . به خدا سوگند! من مي‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت : جو عراق ما را بس است.3

4- در این چند مرحله مذاکره که تمام آنها به درخواست امام انجام گرفت و نشان از اراده قوی امام بر بازگشت و جلوگیری از جنگ داشت ، نتایج مثبتی بدست آمد .

5- عمر بن سعد، نامه ای رضایت بخش برای عبیدالله ارسال کرد و در آن یادآور شد : " خداوند متعال، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :

🍁 از همان جایی که آمده است ، برگردد

🍁و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد

🍁 و یا به جانب شام نزد یزید رفته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .

ای عبیدالله ، این پیشامد، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 4

6- وقتى كه اين نامه به عبيدالله زياد رسيد ، گفت : الحق كه اين نامه را مردى نوشته كه خيرخواه امير و دلسوز قومش مى باشد .

در این لحظه ، شمر برخاست و گفت : اكنون كه حسين در سرزمين تحت فرمان تو گرفتار شده ، اين سخنان را از او مى پذيرى ؟ قسم به خدا، اگر پيش ‍ از آنكه دست در دست تو بگذارد از اينجا برود، نيرو و شوكتش فزونى گيرد و برعكس ، نيرو و توان تو رو به سستى و كاستى خواهد نهاد ! چنين امكانى را به او مده كه بيانگر ترس و درماندگى توست ....

7- ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر گفت : خوب فهميدى و راءى درست همان است كه تو انديشيده اى !5

8- سپس نامه ای برای عمر سعد نوشت و توسط شمر برایش فرستاد .

" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .

خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....

اينك اگر تو فرمان ما را به كار بردى ، پاداش فرمانبرداران را خواهى يافت . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار و اداره سپاه را به وى بسپار كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ."6

زیرنویسها :

1- مقتل خوارزمى , ج 1, صص 5ـ244. و طبری ص 3007 ( ج 7 الکترونیکی – ص 303 )
2- كشف الغمة، ج2، ص47.
3- بحارالانوار، ج44، ص388. و مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 245
4- ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.
5- و 6 - طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
فواصل شهرهاي مسير حركت امام حسين

مدينه تا مكه : 430 كيلومتر ( 28 رجب تا 3 شعبان – 5 روز )

اقامت در مكه : 3 شعبان تا 8 ذي الحجه - 4 ماه و 5 روز

مكه تا كربلا : حدود 1400 کیلومتر ( از 8 ذی حجه تا 2 محرم - 23 روز)

كربلا تا كوفه : 70 كيلومتر ( 11 محرم تا 12 محرم )

اقامت در كوفه : 4 روز

كوفه تا شام : 923 كيلومتر از باديه - 1200 تا 1300 از كناره فرات – 1450 از كنار دجله ( 16 محرم تا 1 صفر – 18 روز )

اقامت در شام : 1 صفر تا 20 صفر – 20 روز

شام تا مدينه : 1230 كيلومتر ( 21 صفر تا ... )

حرکت پُر رنج خانواده امام علیه‌السلام و همراهان، از مدینه آغاز و به مدینه نیز ختم شد و حداقل مسیری‌ که این بزرگواران طی‌کرده‌اند (با فرض رفتن از کوفه به دمشق از کوتاه‌ترین مسیر، یعنی ‌راه بادیه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به کربلا)، حدود 4100 کیلومتر است،

با این محاسبه:

431 کیلومتر (از مدینه به مکّه) +

1447 کیلومتر (از مکّه به کربلا) +

70 کیلومتر (از کربلا به کوفه) +

923 کیلومتر (از کوفه به دمشق از راه بادیه) +

1229 کیلومتر (از دمشق به مدینه)

= 4100 کیلومتر است.

و ظاهرا 32 منزل از كوفه تا شام اطراق كرده اند .

اسراي اهل بيت روز دوازدهم محرم وارد کوفه شدند و روز شانزدهم خارج شده و روانه شام گشتند.

اين کاروان با سرعت زياد و تحت تدابير شديد امنيتي در روز اول صفر وارد شام شدند .

و در روز 20 صفر از شام به سمت مدينه خارج شدند .

و في اليوم العشرين منه كان رجوع حرم سيدنا و مولانا أبي عبدالله علیه¬السلام من الشام إلى مدينة الرسول‏ .
شيخ مفيد، مسار الشيعه، قم، كنگره شيخ مفيد، 1413، اول،ص 46 و شيخ طوسي، مصباح المتجهد، بيروت، موسسة الشيعه، 1411، اول، ص 787
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - نهم محرم ( تاسوعا )

1- روز نهم محرم، شمر به همراه چهار هزار نفر سپاهی و یک امان نامه برای خانواده ابوالفضل و یک نامه براي عمر سعد به مضمون زیر به سرزمین کربلا وارد شد .1

" اما بعد، من تو را به سوى حسين نفرستاده بودم كه با او مدارا كرده ، كارش را به تاءخير و تعويق اندازى و بقا و سلامتش را آرزو كنى و از او در نزد من به شفاعت برخيزى .

خوب توجه كن ! اگر حسين و يارانش سر به فرمان من نهادند و تسليم راءى من شدند، آنها را همگى سالم به خدمت من بفرست ، و اگر زير بار نرفتند، بر آنان بتاز و همه را از پاى درآور و مثله كن كه در خور چنين رفتارى هستند ! ....

... . در غير اين صورت ، از فرماندهى سپاه ما كناره گير و زمام كار را به عهده شمر بگذار .. كه ما دستورهاى لازم را به او داده ايم . والسلام ." 2

2- ابن¬سعد با خواندن نامه ، شمر را گفت: وای بر تو ؛ ....به خدا سوگند، می¬دانم که تو ... کاری را که من امیدوار بودم با صلح و سازش به سرانجام برسد را تباه ساختی . به خدا سوگند حسین(ع) تسلیم نخواهد شد، زیرا روح پدرش در کالبد اوست .

3- شمر به او گفت : چه خواهی کرد ؟ آیا فرمان امیر را اطاعت کرده .. و یا کناره خواهی گرفت و مسؤلیت لشکر را به من می-سپاری؟

4- عمر بن سعد گفت: امارت لشکر را به تو واگذار نخواهم کرد .. پس خود این کار را به پایان خواهم رساند؛ تو فرمانده پیاده نظام لشکر باش. 3

5- سپس شمر به اردوگاه امام نزدیک شد و فریاد برآورد : خواهرزادگان ما کجایند؟ عباس و برادرانش در نزد امام (ع) نشسته بودند . عباس ساکت بود و جواب شمر را نمی داد .
امام(ع) به عباس فرمودند: هر چند او فاسق است اما پاسخش را بده ، همانا او از داییهای شما است .
عباس و عبدالله و جعفر و عثمان ، فرزندان علی بن ابیطالب(ع) بیرون آمدند و گفتند : چه میخواهی ؟
شمر گفت: من برای شما از عبیدالله امان گرفته ام ؛
اما عباس(ع) و برادرانش همگی گفتند: خدا تو و امان تو را لعنت کند ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر(ص) امان نداشته باشد.4

6- عمر بن سعد در شامگاه روز نهم خود را آماده جنگ کرد و ندا در داد که : یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؛ ای لشکریان خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت میدهم.!

در این هنگام امام فرمود : ای عباس؛ جانم به فدایت؛ بر اسب خود بنشین و نزد آنها برو و بپرس که چه میخواهند ؟ .

عباس با بیست سوار نزد دشمن آمد و پرسید : چه میخواهید؟ گفتند: فرمان امیر است که به شما بگوییم یا بیعت کنید و یا آماده کارزار شوید . عباس گفت : از جای خود حرکت نکنید تا نزد ابی عبدالله(ع) رفته و کسب تکلیف کنم .

امام(ع) فرمودند : اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم ...

در این هنگام ابوالفضل نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست امام(ع) را به اطلاع آنان رساند . ابن سعد در پذیرش این در خواست تردید داشت از اینرو با سران لشکرش مشورت کرد . و در نهایت با رای مثبت آنان ، قبول کرد .

ولی اعلام کرد که ما تا فردا به شما مهلت میدهيم اگر تسليم شديد، که بهتر ، اما اگر از پذیرش بیعت سر باز زدید با شما خواهیم جنگید .

7- طبرى از قول امام سجاد (ع ) آورده است : پس از بازگشت عمر سعد ، امام يارانش را فرا خواند و گفت :

" اما بعد، من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد .

اكنون اين را بدانيد كه من تا به امروز نسبت به دشمنان خود گمانى ديگر داشتم ، اما اكنون كه چنان نشده ، همه شما آزاديد كه بازگرديد كه من بيعت خود را از شما برداشتم . اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند . زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . "

8- احدی از یاران امام او را ترک نکرده و هر يك سخنان پر شوری گفتند و همانند يكديگر پشتيبانى خود را از حضرتش ابراز مى داشتند .. 5

9- پس از آن دستور داد تا اطراف چادرها خندق بکنند و حفاظت از آنها را بیشتر نمایند .

زیرنویسها :

1- الکوفی، ابن¬اعثم؛ الفتوح، ص1991، ج5، ص94
2- طبری ص 3010 ( ج 7 الکترونیکی – ص 305 ) و حماسۀ حسینی، مرتضی مطهری، جلد دوم، صفحه139
3- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 306 )
4- طبری ص 3011 ( ج 7 الکترونیکی – ص 307 )
5- طبرى ص 3015 ( ج 7 - ص 310 )

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
تعداد فرزندان امام حسين(ع ) و حضور آن‌ها در واقعه‌ي كربلا چگونه بود؟
جایگاه #رقیه در این بین کجاست؟

طبق نقل شيخ مفيد در كتاب ارشاد ، امام حسين(ع) شش فرزند داشت به نام‎هاي :

1. علي بن الحسين الاكبر يا امام سجاد(ع) كه كنيه‎اش ابومحمد و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر يزدگرد پادشاه ساساني ـ مي‎باشد؛[1]

2. علي بن الحسين الاصغر يا همان علي اكبر معروف ، مادرش ليلا ـ دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي ـ است.

او براساس گفته‎ي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ ق، متولد شد و اولين فرد از بني‎هاشم بود كه به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانه‎اي به او كرد و اشكش سرازير شد و گريست و فرمود:[2]

«خدايا! گواه باش جواني را به ميدان مي‎فرستم كه شبيه‎ترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت مي‎شديم، به روي او نگاه مي‎كرديم.»[3]

3. جعفر ، مادر او قضاعية بود. جعفر در حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفت.

4. عبدالله يا همان علي اصغر معروف ، در مدينه متولد شده است و مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ مي‎باشد.
( که در حالیکه روی زانوی پدر در کنار خیمه ها نشسته بود با تیر به شهادت رسید. )

5. سكينه، مادر او نيز رباب است. سكينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ وفات كرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.[4]

6. فاطمه: مادرش ام‎اسحاق فرزند طلحه صحابی معروف پیامبر است.

با توجه به نقل فوق : غير از امام سجّاد‌(ع) و جعفر بن الحسين‌(ع) ، تمام فرزندان ذكور امام حسين(ع) در كربلا به شهادت رسيدند.

پی نوشتها :

الارشاد، ج 2 ص 135

( و كان للحسين (ع) ستة أولاد:

* علي بن الحسين الأكبر، كنيته أبو محمد، و أمه شاه زنان بنت كسرى يزدجرد
* و علي بن الحسين الأصغر، قتل مع أبيه بالطف، و قد تقدم ذكره فيما سلف، و أمه ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفية
* و جعفر بن الحسين، لا بقية له، و أمه قضاعية،؟ و كانت وفاته في حياة الحسين
* و عبد الله بن الحسين، قتل مع أبيه صغيرا، جاءه سهم و هو في حجر أبيه فذبحه، و قد تقدم ذكره فيما مضى
* و سكينة بنت الحسين، و أمها الرباب بنت امرئ القيس بن عدي، كلبية، و هي أم عبد الله بن لحسين
* و فاطمة بنت الحسين، و أمها أم إسحاق بنت طلحة بن عبيد الله، تيمية )

[1]. وجود شهربانو بعنوان دختر یزدگرد و همسر امام ، صحت تاریخی ندارد . دکتر شهیدی - کتاب امام سجاد(ع)

[2]. «اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولك، و كنّا اذا اشتقنا الي نبيّك نظرنا اليه».

[3]. نفس المهموم، ص 308.
[4]. نفس المهموم، ص 530.

توضیح در مورد کتاب ارشاد :

1- ارشاد شيخ مفيد از معتبرترين تواريخ شيعي قرن چهارم هجري و نزديكترين به عصر ايمه است .
2- شهید مطهری : " شیخ مفید رضوان الله علیه "ارشاد" را نوشته است و چقدر متقن نوشته است .
ما اگر به " ارشاد " شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم ، احتیاج بجای دیگر نداریم . حماسه حسینی ج 1 ص 54 "

#نکته_مهم: در بین اسامی فوق، فرزندی بنام و یا سن و مشخصات #رقیه وجود ندارد.

محمد صالحی - 23/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری - دهم محرم ( عاشورا )

1- چون صبح شد ، امام (ع) نماز را با یاران خود خواند و سپس آنها را كه 34 سواره و 40 پياده بودند ، آراست . زهير بن قين را فرمانده راست و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ گماشت و پرچم را به برادرش عباس سپرد ، سپس دستان خود را به دعا بلند كرد و گفت: خداوندا تو در هر گرفتاری تكیه گاه منی.....1

2- پس از آرايش جنگی لشگر ، دستور داد در گودال پشت لشكرگاه خود ، که دیشب حفر کرده بودند آتش افروختند تا از يك سو با آنان بجنگد .

3- دشمنان آمدند و اطراف خيمه گاه امام به جولان پرداختند . خندق پر از آتش مشتعل را ديدند . شمر فرياد زد: اى حسين ! قبل از قيامت دچار آتش شده اى . امام فرمود : اى پسر بز چران ! تو بر آتش ‍ شايسته ترى .

مسلم بن عوسجه گفت : بگذار او را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خدا و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : تير نينداز؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم . 2

4- امام اسب خود را خواست . سوار شد و با صداى بلند فرياد زد :

" اى اهل عراق ، سخنم را بشنويد و شتاب نكنيد تا موعظه اى شايسته كنم و عذر آمدنم را بگويم ..... سپس فرمود : نسب مرا بنگريد و ببينيد من كيستم ؟ آنگاه به وجدان خويش ‍ برگرديد و آن را ملامت كنيد . بنگريد آيا كشتن من و هتك حرمتم براى شما شايسته است ؟ .... آيا از شما كسى كشته ام كه به خونخواهى آمده ايد؟ مالى به يغما برده ام يا زخمى زده ام كه مى خواهيد قصاص كنيد ؟

سپس امام صدا زد : اى شبث بن ربعى ، اى حجار بن ابجر، قيس بن اشعث ، يزيد بن حارث ! مگر شما براى من ننوشتيد كه ميوه ها رسيده و درختها و باغها سر سبز است و اگر بيايى ، بر سپاهى سازمان يافته وارد خواهى شد ؟

و مجددا فرمودند :

" ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض "

" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است به سوي محل اَمني روي زمين باز مي گردم . "

...... ..... آگاه باشيد كه ناپاك ناپاك زاده ، مرا بين دو چيز مخیر كرده است ، بين كشته شدن و ذلت . هيهات كه ما به پستى تن دهيم ! ما اطاعت از فرومايگان را بر شهادت پرافتخار ترجيح نمى دهيم . ...

سپس اين اشعار را خواند :

اگر پيروز شويم و دشمن را بشكنيم ، از دير باز دشمن شكن بوده ايم و اگر مغلوب شويم ، شكست نخورده ايم . ما را از مرگ ، باكى نيست .

من بر خداوند ، پروردگار من و شما تكيه كرده ام . هيچ جنبنده اى نيست مگر آنكه اختيارش دست اوست . " 3

5- در این هنگام ، قیس بن اشعث فریاد زد : چرا تسلیم نمی شوی ؟ بخدا با تو بدی نکنند ؟ امام فرمود : می خواهی خون من هم مانند مسلم ( که امانش داه بودند ) بر گردن شما افتد ؟ نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم . 4

6- پس از آن بود که عمر سعد اولین تیر را بسوی امام (ع) پرتاب کرد و فرمان جنگ را صادر نمود .

7- حر ، فرمانده جنگی ابن زیاد که شب را در مبارزه با نفس خود ، که کدامین راه را برگزیند ، بسر برده بود ، در حال ندامت ، بسوی امام (ع) آمد و امام (ع) او را با خوشرویی پذیرفت و آنگاه بود که جزو اولین مبارزین و شهدای راه حسین (ع) شد .

8- پس از آن که در یورشی عمومی تعدادی از دو طرف کشته شدند ، باقیمانده یاران امام و اهل بیت او ، یکی پس از دیگری در نبردی تن به تن ، شجاعانه جنگیدند و به لقای معشوق خود شتافتند .

9- بعد از نماز ظهر بود که امام (ع) ، تنها شده و در حالیکه بیش از 30 زخم برداشته بود ، یکه و تنها می جنگید ، تا آن که در یک حمله غافلگیرانه جمعی ، سنان بن انس با نیزه ای ، امام (ع) را بر زمین انداخت و سر از بدنش جدا کرد .

10- و آنگاه در عصر عاشورا بود که حمله وحشیانه سپاه عمر سعد به زنان و فرزندان شهدای کربلا اغاز گشته و پس از غارت اموال آنها ، همگی را به اسارت ، بسوی ابن زیاد در کوفه و سپس یزید در شام بردند . 5

زیرنویسها :
1- كامل ابن اثير, ج 4, ص 60 ـ 59.
2- طبری ص 3022 ( ج 7 الکترونیکی – ص 318 )
3- طبری ص 3025 ( ج 7 الکترونیکی – ص 321 )
4- همان ماخذ
5- طبری ص 3062 ( ج 7 الکترونیکی – ص 358 )

تحقيق : محمد صالحی – 7/ 9 / 90– مصادف با دوم محرم
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com