باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 1

مقدمه :

• پیامبر(ص) هدف عملی بعثت خود را دعوت به اخلاق و تمامیت بخشی مکارم اخلاقی در تار و پود جامعه انسانی معرفی کردند :

" انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق " 1

• و خود در اتصاف به آنها ، در عالی ترین سظوح اخلاقی قرار گرفتند :

" و انك لعلي خلق عظيم " 2

• و بعنوان یک الگوی عملی ، نمونه ای شدند برای امکان فعلیت بخشی به دعوت اخلاقی خود :

" لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة " 3

• و در سیر تاریخی دعوت خود ، عترت خود را بعنوان الگوهای گرانسنگ خود به بشریت تشنه اخلاق معرفی کردند :

" انى قد خلفت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب الله و عترتى اهل بيتى " 4

• و در آن بین ، یکی از آنها ، امام حسین(ع) بوده که در توصیف خود چنین می فرمایند :

" لكم فِيَّ اسوة " 5

آنچه که در بررسی نهضت امام (ع) ، در تواریخ و کتب مختلف مشاهده می شود ، همه گونه ویژگیهای عبودیت و سیاست و عقلانیت امام برجسته شده ولی اصلی ترین شاخصه ایشان که او را به الگویی تمام عیار در اخلاق انسانی بدل کرده است ، فقط در لابلای متون و آنهم فرع حرکت ایشان ، دیده می شود .

در این مجال به بخشی از تصمیمات و رفتارهای امام و تربيت شدگانش ، در مدت امامت ایشان پرداخته می شود ، باشد که چهره اخلاقی ایشان که همان هدف بعثت پیامبر(ص) در الگو سازی بوده است را بهتر بشناسیم :

1-🍁 پایبندی اخلاقی به قرارداد صلح برادرش با معاویه

با رحلت امام حسن(ع) ، کوفیان در نامه ای به امام(ع) ، ضمن بی اهمیت خواندن قرارداد مصالحه ، از ایشان خواستند که معاهده را بشکند و به پشتیبانی آنها ، با حکومت معاویه به مقابله برخیزد ، ولی امام(ع) ضمن حمایت از تصمیم برادر خود ، محترمانه به درخواست آنها جواب منفی می دهد :

" اميدوارم كه برادرم در آنچه كرد خداوندش موفق مى‏داشت ، اما من امروز چنين انديشه‏اى ندارم ، خدايتان رحمت فرمايد .... " 6

2- 🍁 وفای به قول برای رفتن به کاخ ولید ( حاکم مدینه )

ولید پس از فوت معاویه و دستور یزید مبنی بر اخذ بیعت از امام و عبدالله بن زبیر ، پیکی پیش آنها فرستاد که به دار العماره بیایید ، با شما کاری دارم .

آنها به او گفتند :

" برو هم اکنون می آییم ." 7

و امام پس از آن با رعایت موارد تامینی ، به دار العماره رفتند . ( در حالیکه عبداله بن زبیر از مدینه بسوی مكه فرار کرد . )

3- 🍁رعایت ادب عرفی پس از شنیدن فوت معاویه

وقتی امام وارد دار العماره شدند و خبر فوت معاویه را از زبان ولید شنیدند فرمودند :

" انا لله و انا الیه راجعون ، خدا معاویه را رحمت کند و ترا پاداشی بزرگ دهد ." 8

زیرنویسها : 👎👎

1- مستدرک الوسائل، ج11، ص 187، باب6، ح1. ح ١٢٧٠١
2- قلم 4
3- احزاب 21
4- تاريخ اليعقوبي ج1 ص 149 – ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 ص 500 به بعد
5- تاريخ الطبري، ج 5، ص 403 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 ) - الكامل في التاريخ، ج2، ص 553.

6- " اما اخى فارجو ان يكون الله وفقه و سدده فيما ياتى و اما انا فليس راى اليوم ذاك فالصقوا رحمكم الله بالارض و اكمنوا فى البيوت و احترسوا من الظنة مادام معاوية حيا فان يحدث الله به حدثا و انا حى كتبت اليكم برايى‏ " . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص‏203 ترجمه ص 269

7- فَقَالَ: أجيبا، الأمير يدعوكما، فقال لَهُ: انصرف، الآن نأتيه . الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

8- فَقَالَ حُسَيْن: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ! و رحم اللَّه مُعَاوِيَة، و عظم لك الأجر! - همان

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/627
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 2

4- 🍁عدم توسل به دروغ جهت فرار از دستور بیعت

وقتی امام با دستور ولید مبنی بر الزام یزید به اخذ بیعت مواجه می شوند ، علیرغم تصمیم به عدم بیعت ، برای رهاسازی خود از آن شرایط سخت ، به هیچ دروغی متوسل نشده ، بلکه می فرمایند :

" اینکه گفتی بیعت کنم ، کسی همانند من به نهانی بیعت نمی کند ، گمان ندارم به بیعت نهانی من بسنده کنی و باید آنرا میان مردم علنی کنیم . "

و ولید پذیرفت که تا فردا به تاخیر افتد . 9

5- 🍁 شفاف سازی هدف خود بعنوان اصلاحات نه شورش

امام قبل از خروج از مدینه ، وصیتنامه ای نوشته و به برادر خود محمد حنفیه می دهد که ضمن خنثی سازی احتمال ترور ایشان توسط حکومت به بهانه خارجی بودن ، هدف انسانی اخلاقی خود را چنین می فرمایند :

" حقیقت آنکه من از روی سرمستی و گردنکشی و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز این نیست که خارج شدم برای اصلاح در امت جدم (ص) . اراده دارم امربه معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیرت جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم ." 10

6- 🍁 مشورت با یاران و خود داری از خود رایی

• وقتی اما قصد خروج خود را از مدینه با محمد حنفیه مطرح کرد ، محمد فرمود :

به مکه‌ برو ، اگر امنیت‌ یافتی‌ چه‌ بهتر و گرنه‌ به‌ کوه¬ها و شهرهای‌ مختلف‌ مسافرت‌ کن‌ ...
امام‌ فرمود:
" ای‌ برادر ، به‌ حق‌ خیرخواهی‌ و دلسوزی‌ کردی‌ ، امیدوارم‌ نظر تو استوار و با موفقیت‌ همراه‌ باشد. "

• پس از شنیدن خبر شهادت مسلم و هانی در نزدیکیهای کوفه ، جلسه مشورتی با یاران همراه خود تشکیل داده و وقتی ، نظر اکثریت آنها به ادامه حرکت بود ، به آن عمل کردند . 11

7- 🍁بردن خانواده جهت حفظ حرمت آنها

از آنجا که امام احتمال این را می دادند که در صورت خروج از مدینه بدون خانواده ، امکان تعرض حکومت به خانواده ایشان ، برای تحت فشار قرار دادن و تسلیم او وجود دارد ، خانواده را با خود همراه کرده تا ضمن تقویت دلیل عدم شورشی بودن خود ، بتواند از کیان و حرمت خانواده خود نیز دفاع کند . 12

زيرنويسها : 👎👎

8- أما مَا سألتني من البيعة فإن مثلي لا يعطي بيعته سرا، وَلا أراك تجتزئ بِهَا مني سرا دون أن نظهرها عَلَى رءوس الناس علانية، قَالَ: أجل - الطبری ج 5 ص 339 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2906 )

9- و انى لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ( ص) اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابى‏طالب . - مقتل خوارزمى ، ج‏1، ص‏188 - بحارالانوار ، ج‏44، ص‏329.

10- فإني ذاهب يَا أخي، قَالَ: فانزل مكة فإن اطمأنت بك الدار فسبيل ذَلِكَ، وإن نبت بك لحقت بالرمال، وشعف الجبال، وخرجت من بلد إِلَى بلد حَتَّى تنظر إِلَى مَا يصير أمر الناس، وتعرف عند ذلك الرأي، فإنك اصوب ما تكون رأيا وأحزمه عملا حين تستقبل الأمور استقبالا، وَلا تكون الأمور عَلَيْك أبدا أشكل منها حين تستدبرها استدبارا،
قَالَ:یا أخي، قَدْ نصحت فأشفقت، فأرجو أن يكون رأيك سديدا موفقا . الطبری ج 5 ص 398 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2986 )

11- کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی ص 406

12- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/628
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 3

8- 🍁 اعتقاد به رعایت حقوق مردم در حرکت خود

• هر چند امام معتقد بودند که برای اصلاح یک جامعه ، کاراترین روش ، گرفتن حکومت می باشد ولی از آنجا که آن را نه از حقوق الهی خود ، که از حقوق مردم می دانستند ، پس از دریافت نامه های متععد کوفیان ، نامه ای به آنها نوشتند تا از اراده قطعی آنها مطمین شوند :

" اينك ... شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوى شما گسيل داشتم و به او دستور دادم كه مرا از وضعيت ..و راى شما مطلع گرداند ، پس اگر براى من بنويسد كه ، نظر بزرگان ... شما بر همان چيزى استقرار يافته كه فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هايتان خواندم ، به سرعت‏ به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله ." 13

• و با رسیدن پاسخ مسلم كه :

نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، به کوفه حرکت کنید . 14

امام بسوی آنها حرکت کرده و آنگاه بود که سخن از عدم لیاقت یزید و لیاقت خود در امر ولایت بر مردم ، به زبان راندند :

" شما آگاهيد كه اين قوم ـ بني اميه ـ پيروي از شيطان را برگزيدند و از اطاعت خدا روي برتافتند ، فساد و تباهي را آشكار و حدود الهي را تعطيل نمودند و فيي ء را به تصرف خود درآوردند ، حرام خدا را حلال و حلالش را حرام نمودند و حال آنكه من به اين امر ـ سرپرستي و حكومت بر مردم و جانشيني پيامبر (ص) ـ سزاوارترم ؛ به دليل جايگاهم نسبت به رسول خدا ." 15

9- 🍁خروج ناگهانی از مکه جهت حفظ حرمت خانه خدا

بعد از گذشت 125 روز در مکه ، وقتی خبر طرح ترور خود در مراسم حج در موقع احرام را شنیدند ، در حالیکه دو روز به عید قربان مانده بود ، از ادامه حج منصرف شده و بسرعت از آنجا خارج شدند ، که مبادا دشمن با استفاده از حرمت حمل سلاح در مراسم احرام ، نسبت به تعرض و قتل ایشان اقدام کرده و حرمت خانه خدا را بشکند و در جواب بعض دوستان علت خروج خود را چنین می فرمایند :

" اى اباهرم ! بنى اميه با فحاشى و ناسزا گويى احترام مرا درهم شكستند ، من راه صبر و شكيبايى را در پيش ‍ گرفتم . و ثروتم را از دستم ربودند ، باز هم شكيبايى كردم ولى چون خواستند خونم را بريزند ناچار به فرار شدم ." 16

10- 🍁پرداخت کرایه شتران مسیر کوفه

امام در مسیر کوفه با کاروانی یمنی روبرو شده که چند شتر از آنها برای حمل بارها و اصحاب کرایه کرده و پیشنهاد کرد تا هر کجا که او را همراهی کنند کرایه آنها محفوظ است و داده خواهد شد که تعدادی قبول کرده و با امام همراه شدند . 17

زيرنويسها : 👎👎

13- " و قد بعثت اليكم ... ثقتى من اهل بيتى و امرته ان يكتب الى .... رايكم فان كتب الى انه قد اجمع راى ملاكم و ذوى الفضل ....منكم على مثل ما قدمت على به رسلكم و قرات فى كتبكم اقدم عليكم و شيكا ان شاءالله...; " - الطبری ج 5 ص 353 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2935 )

14- " عجل الاقبال حین یاتیک کتابی فان الناس کلهم معک " - الطبری ج 5 ص 375 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )

15- فقد علمتم انّ رسول اللّه ـ (ص) ـ قد قال في حياته : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاّ لحرم اللّه ناكِثاً لعهداللّه مخالفاً لسنة رسول اللّه يعمل في عباداللّه بالاثم و العدوان ثم لم يغيّر بقول و لا فعل كان حقيقاً علي اللّه اَنْ يدخله مدخله و قد علمتم ان هؤلاء القوم قد لزموا طاعة الشيطان و تولّوا عن طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا بالفيي ء و اَحَلّوا حرام اللّه و حرموا حلاله و انّي احق بهذا الامر لقرابتي من رسول اللّه ـ (ص ) ـ " الفتوح ، ج 5 ، ص 91

16- يا اَباهِرهٍ! اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ شَتَمُوا عِرْضِى فَصَبَرْتُ وَاَخَذُوا مالى فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِى فَهَربْتُ ... - مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 226. لهوف ، ص 62 - ابن اعثم ص 873

17- فلقي عيرا قد أقبلت من اليمن، فاستأجر من أهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لأصحابها: " من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراء على قدر ما قطع من الطريق " فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج 2 ص 68

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/629
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 4

11- 🍁 أب دادن به حتی اسبان حر در مواجهه با او

وقتی امام با سپاه 1000 نفری حرّ بن يزيد رياحي در ورودی کوفه مواجه شدند ، چون هنگام ظهر بود و هوا به شدت گرم بود ، امام آنها را ديد که از شدّت تشنگي بخاطر طي مسيري دراز ، در حال تلف شدن هستند ، در یک عمل اخلاقی زیبا ، به يارانش دستور داد تا ضمن آب دادن به آنها ، حتي به اسبانشان نيز آب بدهند . ياران امام به آن لشکر آب دادند و سپس به طرف اسبانشان رفتند و ظرفها و طشتها را پر از آب کردند و هرگاه سه يا چهار يا پنج بار آب مي دادند ، اسب را کنار مي زدند و ديگري را آب مي دادند تا اينکه همه ي اسبان را آب نوشاندند . 18

12- 🍁 اعتقاد به عدم پیش دستی در جنگ

• در روز دوم محرم که سپاه امام اجبارا در کربلا اردو می زنند ، زهیر بن قین به امام عرض می کند که : ای پسر پیامبرخدا ، جنگ با اینان ، آسانتر از جنگ کسانی است که پس از این به مقابله می آیند ، به جان خودم ، از پی اینان که می بینی کسانی بسوی ما می آیند که تاب مقابله آنها نداریم .

امام فرمود : " من کسی نیستم که جنگ آغاز کنم ." 19

• در همان ابتدای صبح عاشورا ، مسلم بن عوسجه نزد امام آمد و گفت : بگذار او ( شمر ) را با تير بزنم ، او فاسقى از دشمنان خداست و خدا اين گونه فرصت پيش آورده است .

امام فرمود : " تير نينداز ؛ دوست ندارم كه آغاز گر جنگ باشم ." 20


13- 🍁 نهایت تلاش امام برای جلوگیری از جنگ و نجات همراهان خود

وقتی که امام در ورودی کوفه ، متوجه بحرانی شدن اوضاع و عدم امکان برخورداری از حمایت کوفیان شدند ، حداکثر تلاش خود را برای خروج از معرکه و رفتن به جایی امن و نجات جان خود و همراهان نمودند که از جمله آنها 5 مرحله درخواست بازگشت ( 2 مرحله درخواست از حر ، 2 مرحله درخواست از عمرسعد تا قبل از عاشورا و یک مرحله دیگر درخواست در روز عاشورا ) بود که با عبارات مشابه زیر بیان فرمودند :

" اي مردم ! اگر دعوت شما از من از روي اكراه بوده است رهایم کنید به سوي محل اَمن خويش باز مي گردم . " 21

زيرنويسها : 👎👎

18- قال الْحُسَيْنُ لِفِتْيَانِهِ: اسْقُوا الْقَوْمَ وَ ارْوُوهُمْ مِنَ الْمَاءِ وَ رَشِّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا،] فَقَامَ فِتْيَانُهُ فَرَشَّفُوا الْخَيْلَ تَرْشِيفًا، فَقَامَ فِتْيَةٌ وَسَقَوُا الْقَوْمَ مِنَ الْمَاءِ حَتَّى أَرْوَوْهُمْ، وَأَقْبَلُوا يَمْلَئُونَ الْقِصَاعَ وَالأَتْوَارَ وَالطِّسَاسَ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ يُدْنُونَهَا مِنَ الْفَرَسِ، فَإِذَا عَبَّ فِيهِ ثَلاثًا أَوْ أَرْبَعًا أَوْ خَمْسًا عُزِلَتْ عَنْهُ، وَسَقَوْا آخَرَ حَتَّى سَقَوُا الْخَيْلَ كُلَّهَا.- الطبری ج 5 ص 401 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2989)

19- فَقَالَ لَهُ زهير بن القين: يا بن رَسُول اللَّهِ، إن قتال هَؤُلاءِ أهون من قتال من يأتينا من بعدهم، فلعمري ليأتينا من بعد من ترى مَا لا قبل لنا بِهِ، [فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: مَا كنت لأبدأهم بالقتال،] الطبری ج 5 ص 409 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3001 )

20- فَقَالَ له مسلم بن عوسجة: يا بن رَسُول اللَّهِ، جعلت فداك! أَلا أرميه بسهم! فإنه قَدْ أمكنني، وليس يسقط مني سهم، فالفاسق من أعظم الجبارين، فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْن: لا ترمه، فإني أكره أن أبدأهم الطبری ج 5 ص 424 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3022 )

21- ایّها الناس اذا کرهتمونی فدعونی انصرف الی مأمنی من الأرض - الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/630
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 5

14- 🍁 درخواست مذاکره با عمرسعد جهت جلوگیری از جنگ

امام ، وقتی با دستورهای مکرر ابن زیاد مبنی بر بستن آب و سخت کردن شرایط مواجه می شوند و احتمال وقوع جنگ را بیش از پیش احساس میکنند ، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن انجام داده بگونه ایکه در روز هشتم محرم ، به درخواست امام ، چند بار جلسه محرمانه بین او و عمرسعد برگزار و نهایتا با پیشنهاداتی که امام ، برای ترک مخاصمه می کنند ، ابن سعد نامه ای به ابن زیاد نوشته و با خوشحالی تمام و امید به خاتمه خوش غایله ، به او اعلام میکند :

" خداوند متعال ، آتش جنگ ما را خاموش کرد . زیرا حسین ، هم اینک حاضر است :

از همان جایی که آمده است ، برگردد ؛

و یا به سوی یکی از مرزهای کشور برود و بسان سایر مسلمانان زندگی کند . نه از او بر ضد ما و نه از ما بر ضد او چیزی در میان نباشد ؛

و یا به جانب شام نزد یزید رفته دستش را در دست او گذاشته و اختلافش را با وی حل و فصل کند .

ای عبیدالله ، این پیشامد ، هم می تواند موجب خرسندی تو و هم موجب اصلاح امت باشد ". 22


15- 🍁 فداکاری امام و آزاد گذاشتن یاران و خانواده برای نجات خود

در شب عاشورا ، وقتی که امام مطمین می شود که دشمن راهی برای جلوگیری از جنگ نگذاشته و احتمال جنگ نابرابر در فردای آن بشدت بالاست و تبعا کشته شدن همه جنگاوران امام قابل پیش بینی است ، بیعت خود را از آنها برداشته و می فرمایند :

" .. بدانيد كه میدانم فردا روزمان با این دشمنان چه خواهد شد .
بدانید که من اجازه تان میدهم با رضایت من همگیتان بروید که حقی بر شما ندارم ، اينك كه شب فرا رسيده و پرده خود را بر شما افكنده است ، از تاريكى آن سود جوييد و آنرا وسیله رفتن خود کنید ، هر يك از شما دست در دست يكى از مردان من گذارده ، به شهر و ديار خودتان روى آوريد و پراكنده شويد تا آنگاه كه خداوند گشايشى عنايت كند .
زيرا اين مردم تنها مرا مى خواهند و هنگامى كه بر من دست يافتند، از تعقيب ديگران دست بر مى دارند . " 23

16- 🍁 قدردانی از یاران و خانواده همراه خود

امام چون استقامت و وفاداری یاران و خانواده خود را می بینند که در این حدود 6 ماهه با او در همه شرایط سخت و طاقت فرسا و حتی مرگ آفرین ، همراه بودند و حاضر به جان فشانی در راه و هدف مقدس ایشان هستند ، خاضعانه از همه آنها در شب عاشورا ، با کلمات زیبای زیر تشکر و قدردانی می فرمایند :

" من نه يارانى باوفاتر از ياران خود مى شناسم ، و نه اهل بيتى پاكتر و باصفاتر و خون گرمتر از اهل بيت خود. پس خداوند همگى شما را از من پاداش خير دهاد ." 24

زيرنويسها : 👎👎

22- أما بعد: فإن الله قد أطفأ النائرة وجمع الكلمة وأصلح أمر الأمة، هذا حسين قد أعطاني أن يرجع إلى المكان الذي أتى منه أو أن يسير إلى ثغر من الثغور فيكون رجلا من المسلمين، له ما لهم وعليه ما عليهم، أو أن يأتي أمير المؤمنين يزيد فيضع يده في يده، فيرى فيما بينه وبينه رأيه، وفي هذا [لكم] رضى و للأمة صلاح – الارشاد ج 2 ص 87 ، الطبری ج 5 ص 389

تذكر: اينكه امام همه موارد فوق را مطرح كرده باشند ، جاي بحث دارد كه هدف اين مقاله نيست ، بلكه بحث بر سر تلاشهاي امام براي جلوگيري از جنگ است .


23- أَلا و إني أظن يومنا من هَؤُلاءِ الأعداء غدا، أَلا و إني قَدْ رأيت لكم فانطلقوا جميعا فِي حل، ليس عَلَيْكُمْ مني ذمام، هَذَا ليل قَدْ غشيكم، فاتخذوه جملا ... ثُمَّ ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من اهل بيتى، تفرقوا فِي سوادكم ومدائنكم حَتَّى يفرج اللَّه، فإن القوم إنما يطلبوني، ولو قَدْ أصابوني لهوا عن طلب غيري . الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

24- أَمَّا بَعْدُ، فإني لا أعلم أَصْحَابا أولى وَلا خيرا من أَصْحَابي، وَلا أهل بيت أبر وَلا أوصل من أهل بيتي، فجزاكم اللَّه عني جميعا خيرا . - الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 )

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/631
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 6

17- 🍁 ارتباط بی وقفه عاشقانه با معبود

هدف اصلی امام در نهضت کربلا اصلاح اندیشه دینی مردم و خالص کردن نگرش معنوی آنها بود و خود ایشان الگوی تمام عیار معنویت و سیر و سلوک عرفانی بودند . اما در این سلوک عارفانه و مشی طریقت عاشقانه ، هرگز از انجام عبادات شریعت غافل نشدند ، بگونه ای که در تمام لحظات حرکت ایشان ، دعا و نیایش و نماز اول وقت حتی در بارش مرگ و شهادت روز عاشورا ، موج می زند .

• از نمونه های بارز آن ، نماز اول وقت در هنگام برخورد با حر است . 25

• و دیگر آنکه ، وقتی امام روز تاسوعا متوجه قصد حمله ابن سعد می شوند ، شب را از آنها مهلت می گیرند ، تا آخرین لحظات را به فرصتی برای نجوای عاشقانه با معشوق بدل نمایند :

" (برادرم عباس ) پیش ابن سعد برو و اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و ما امشب را با خدای خود راز و نیاز کنیم . خدا می داند که من نماز کردن و قرآن خواندن و دعای بسیار و استغفار را همیشه دوست داشته ام . " 26

و پس از آنکه مهلت یافت ، او و یاران تا صبح به نیایش و نجوا با معشوقی که فردا با او هم حجله خواهند شد پرداختند . 27

• و از آن زیباتر ، نماز ظهر عاشوراست که در آن شرایطی که مرگ سایه اش را بر همه کسان امام پهن کرده بود ، ولیکن امام با شنیدن ندای اذان ، بسوی خدایش نماز خوف می گذارد و در کنار رقص و عشق بازی میان خون و شمشیر ، آخرین زمزمه های عابدانه خود را نیز بجای می آورد :

" و امام به ابوثمامه که ظهر را یادآور شده بود فرمودند: نماز را بیاد آوردی ، خدایت جزو نمازگزاران و ذکرگویانت بدارد ، بله الان وقت نماز است . " 28

" و آنگاه نماز خوف خواندند و .... " 29

18- 🍁 دعوت خواهر به حفظ آرامش و پایین نیاوردن ارزش خود

امام سجاد نقل می کنند که :

پس از آنکه پدرم شب عاشورا همه سخنان لازم را با یاران و خانواده بعمل آورد ، در گوشه ای به نجوا با خدای خود نشست و شعری خواند که من و عمه ام زینب ، از آن بوی بلا استشمام کردیم . من جلوی اشکم را گرفتم ولی عمه ام بخاطر رقت زنانه اش نتوانست خود را کنترل کند و سراسیمه با سر برهنه پیش او رفت و با بیتابی ناله زد که : ای کاش پیش از این مرده بودم ، برادرم به انتظار کشته شدنی ؟

پدرم در حالیکه چشمانش پر از اشک بود گفت :" اگر مرغ قطا را رها کنند خواهد خوابید . "

و اینجا بود که عمه ام به سر و صورت خود زد و گریبان چاک کرد و بیهوش بر زمین افتاد .

پدرم آبی به رویش پاشید و پس از دلداری او گفت : " خواهرکم قسمت می دهم و قسم مرا رعایت کن که بر من گریبان ندری و چهره نخراشی و وای نگویی و مرگ نخواهی . "

و سپس او را به خیمه پیش من آورد و رفت . 30

زيرنويسها : 👎👎

25- الطبری ج 5 ص 401 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982 )

26- قَالَ: ارجع إِلَيْهِم، فإن استطعت أن تؤخرهم إِلَى غدوة وتدفعهم عند العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة وندعوه ونستغفره، فهو يعلم أني قَدْ كنت أحب الصَّلاة لَهُ وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار! الطبری ج 5 ص 417 (ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2982)

27- فلما أمسى حُسَيْن وأَصْحَابه قاموا الليل كله يصلون ويستغفرون، ويدعون ويتضرعون - الطبری ج 5 ص 421 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3018)

28- قالَ: ذكرت الصَّلاة،جعلك اللَّه من المصلين الذاكرين! نعم،هَذَا أول وقتها -الطبری ج 5 ص439 (ج7 ترجمه الکترونیکی ص 3042)

29- فصلى الحسين بأصحابه صلاة الخوف – الارشاد ج2 ص 105

30- عن على ابن الْحُسَيْن بن علي قَالَ: إني جالس فِي تِلَكَ العشية ... و عمتي زينب عندي تمرضني، ... و أبي يقول : يَا دهر أف لك من خليل ... وكل حي سالك السبيل
... فعرفت مَا أراد، ... فرددت دمعي ..فأما عمتي ..، وَ هِيَ امرأة، و في النساء الرقة و الجزع، فلم تملك نفسها أن و ثبت تجر ثوبها، و انها لحاسره حتى انتهت اليه، فقالت: وا ثكلاه! . ...: فنظر إِلَيْهَا الْحُسَيْن ع فَقَالَ : يَا أخية، لا يذهبن حلمك الشَّيْطَان، قالت: .. استقتلت نفسي فداك ، فرد غصته، و ترقرقت عيناه، وَ قَالَ: لو ترك القطا ليلا لنام، قالت: يا ويلتى...و لطمت وجهها ، و أهوت إِلَى جيبها و شقته، و خرت مغشيا عَلَيْهَا ، فقام إِلَيْهَا الْحُسَيْن فصب عَلَى وجهها الماء، [وَقَالَ لها: يَا أخية، ... قَالَ: فعزاها بهذا و نحوه، وَ قَالَ لها: يَا أخية، إني أقسم عَلَيْك فأبري قسمي، لا تشقي علي جيبا، وَلا تخمشي علي وجها، وَ لا تدعي علي بالويل والثبور إذا أنا هلكت،] قَالَ: ثُمَّ جَاءَ بِهَا حَتَّى أجلسها عندي، وخرج إِلَى أَصْحَابه . - الطبری ج 5 ص 420 ( ترجمه الکترونیکی ج 7 ص 3017)

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/634
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 7

19-🍁 زيباترين جلوه هاي صبر و ادب در لحظه هاي حتي پر از مرگ

• حضرت زينب(س) ، به سبب سرشت اخلاقي ايماني خود و سفارش برادرش امام(ع) در مقام صبر و رضا ، در هيچ مرحله اي از عاشورا و بعد از آن نه به فريادي متوسل شدند و نه سخن سبكي كه حاكي از ضعف و حقارت باشد مي كنند .

يكي از زيباترين نمونه هاي آن ، لحظه مشاهده در خون غلتاندن برادرش امام است كه در حالي كه شمر و سربازان آنها ، امام را دوره كرده تا آخرين ضربه ها را وارد كرده و سر از بدنش جدا كنند ، بسوي او رفته و عمر سعد را نه به توهين و يا نفرين ، كه با لحني حاكي از نهايت تحقير اوست خطاب مي كند :

" اى عمر ! ابوعبدالله کشته می شود و تو نگاه مى‏کنى؟ "

و اينجاست كه عمر سعد را چنان در هم مي شكند كه از شرم ، اشكهايش بر گونه و ريشهايش سرازير مي شود و اولين فردي مي شود كه بر اين همه خباثت ، مي گريد . 31

• وقتي كه ياران امام به ملكوت پيوسته و او يكه و تنها به رزم شجاعانه خود ادامه مي دادند ، هر از چند گاهي بازگشتي بسوي خيمه ها مي كردند و آخرين حمايتهاي خود را از آنها به عمل مي آوردند .
در يكي از اين بازگشتها در حالي كه كنار خيمه اي مي نشينند تا لحظه اي آرام گيرند و خانواده را در آغوش گرفته به صبر بخوانند ، كودكش عبدالله ( علي اصغر ) را روي زانوي او نشان ده در آغوش مي گيرد .
در اين حالست كه تيري به او پرتاب و بر گلويش مي نشيند .

امام دست خود را زير گلوي كودك گرفته و خون را بر زمين ريخته و بي هيچگونه سخني حاكي از ضعف ، چنين دعا مي كنند :

"خداوندا ! اگر فيروزي آسمان را از ما گرفته اي ، چنان كن كه به سبب خير باشد و انتقام ما را از اين ستمگران بگير . " 32

• با اتمام جنگ و شهادت امام و همه ياران همراه ، حمله به خيمه ها آغاز شد . دريكي از اين يورشها ، شمر و سربازانش به سوي خيمه امام سجاد(ع) كه در آن زمان هم نوجواني بيش نبودند و هم بيمار ، تاختند و شمر فرياد كرد: " چرا اين را نكشيم ؟ "

حميد بن مسلم كه از كاتبان وقايع در لشگر عمر سعد بود ، فرياد كرد : " سبحان الله ، كودكان را هم مي كشيم ؟ اين كودك است ".

و چنان ايستادگي كرد تا رييس او ، عمر سعد رسيد و سربازان را از ادامه جناياتشان در حمله به خيمه ها باز داشت ، هر چند ربوده شده ها را كسي باز نگرداند .

در اينجا بود كه امام(ع) بدون هيچگونه بغض و كينه اي ، حميد بن مسلم را دعا مي كنند كه :

" پاداش خير يابي ، خداي به گفتار تو شري از من دور كرد . " 33

زيرنويسها : 👎👎

31- قال: فو الله إنه لكذلك إذ خرجت زينب ابنة فاطمة أخته، وكأني أنظر إِلَى قرطها يجول بين أذنيها وعاتقها وَهِيَ تقول: ليت السماء تطابقت عَلَى الأرض! وَقَدْ دنا عُمَر بن سَعْد من حُسَيْن، فَقَالَتْ: يَا عُمَر بن سَعْدٍ، أيقتل أَبُو عَبْد اللَّهِ وأنت تنظر إِلَيْهِ! قَالَ: فكأني أنظر إِلَى دموع عمر وَهِيَ تسيل عَلَى خديه ولحيته، قَالَ: وصرف بوجهه عنها. - الطبری ، ج 5 ص 452 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3060 )

32- قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك حبست عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، و انتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين، الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 108

33- قالَ، انتهيت إِلَى عَلِيّ بن الْحُسَيْن بن علي الأصغر وَ هُوَ منبسط عَلَى فراش لَهُ ، وَ هُوَ مريض، وإذا شمر بن ذي الجوشن فِي رجالة مَعَهُ يقولون: أَلا نقتل هَذَا؟ قَالَ: فقلت: سبحان اللَّه! أنقتل الصبيان! إنما هَذَا صبي، قَالَ: فما زال ذَلِكَ دأبي أدفع عنه كل من جَاءَ حَتَّى جَاءَ عُمَر بن سَعْد، فَقَالَ:
أَلا لا يدخلن بيت هَؤُلاءِ النسوة أحد، وَ لا يعرضن لهذا الغلام المريض، ومن أخذ من متاعهم شَيْئًا فليرده عليهم قال: فو الله مَا رد أحد شَيْئًا، قَالَ: [فَقَالَ عَلِيّ بن الحسين: جزيت من رجل خيرا! فو الله لقد دفع اللَّه عني بمقالتك شرا - الطبری ، ج 5 ص 454 ( ترجمه ج7 الكترونيكي ص 3062 ) – تذكر : حميد بن مسلم بعدا يكي از راويان كربلاشد .

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :

https://telegram.me/beshnofekrkon/635
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 8

20- 🍁 اجازه رفتن به یاران در عاشورا حتی در نهایت تنهایی

یکی از یاران امام بنام ضحاك بن عبدالله مشرقى همدانی ، در شب عاشورا به امام می گوید :

من قرض دارم و نان خور دارم ؛ اما اگر اجازه دهی که وقتی دیدم جنگاوری نمانده بروم ؛ و چندان که برای شما سودمند باشد و موجب دفاع از شما شود می جنگم .

امام به ایشان اجازه دادند .

او تا روز عاشورا در كنار امام ماند ، اما به محض مشاهده شهادت اکثر یاران امام و حتمی شدن غلبه دشمن ، جنگی کرده و سپس اجازه دیشب امام ، برای رفتنش را به امام یادآور شد .

امام فرمود : " اگر می توانی بروی ، اجازه داری . او نیز حضرت را ترك و از صحنه پيكار خارج شد و بعدا یکی از راویان کربلا گشت ." 34

21- 🍁مقدم داشتن فرزندان خود جهت حضور در میدان

در روز عاشورا ، یاران امام ، پیش دستی کرده و اجازه حضور او و خانواده اش را در میدان جنگ ندادند تا همگی شهید شدند ، آنگاه بود که نوبت به اعضای فامیل خود امام رسید ؛ که امام(ع) ، در اولین گام ، به درخواست فرزند عزیز خود علی اکبر ، او را به میدان فرستادند و پس از آن بود که دیگر اعضای خانواده به میدان رفتند و به شهادت رسیدند . 35

22- 🍁حفاظت از حریم خانواده حتی در آخرین لحظات

امام پس از کشته شدن اصحاب و یاران و تنها شدن ، براى رفع تشنگى و تجدید قوا ، صف دشمن را شکافت و خود را به آب فرات رساند . همین که با اسب در شریعه قرار گرفت و دست به سوى آب دراز کرد، یکى از لشکریان عمر سعد به دروغ فریاد زد :

اى حسین ، آیا از نوشیدن آب بهره‏مند شده و لذت مى‏برى ، در حالى که اهل‏ بیت تو مورد تعرّض واقع شده‏اند؟! حضرت آب را از دست ریخت و بر قوم حمله کرد ، صف آنان را درید و خود را به خیمه رسانید ، دید خیمه‏ها سالم است و مورد هجوم واقع نشده است. 36

زيرنويسها : 👎👎

34- الطبری ج 5 ص 418 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3015 ) و الطبری ج 5 ص 444 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3050 )

35- ولم يزل يتقدم رجل رجل من أصحابه فيقتل ، حتى لم يبق مع الحسين عليه السلام إلا أهل بيته خاصة. فتقدم ابنه علي بن الحسين عليه السلام .. الطبری ج 5 ص 446 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3055 ) - الارشاد ج2 ص 106

36- یا اباعبداللَّه! تتلذّذ بشرب الماء و قد هتکت حرمک؟! فنفض الماء من یده و حمل على القوم فکشفهم فاذا الخیمه سالمه - مناقب آل ابى‏طالب، ج3، ص254

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com

قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
ادامه دارد :
https://telegram.me/beshnofekrkon/636
جلوه های اخلاق در سرزمین حسین(ع) - 9


23- 🍁 پذیرش شهادت و زیر بار ذلت نرفتن

امام ، در روز عاشورا همه روشهای ممکن را برای جلوگیری از جنگ بکار گرفتند ، چه آگاه کردن سربازان از دلیل آمدنش و چه درخواست بازگشت به منطقه ای امن ؛ ولی وقتی متوجه شدند که ابن زیاد به چیزی جز کشتن او و یا اسارت ذلیلانه همچون بردگان و سپس کشتن او ( همانند مسلم ) رضایت نمی دهد ، جنگیدن تا آخرین قطره خون را انتخاب کردند و با کلمات آتشین و عاشقانه زیر اعلام کردند که ، زندگی چند روزه دنیا زیر بار ذلت و ظلم ، به جاودانگی در محفل الهی نمی ارزد :

• " آگاه باشيد كه اين فرزند زاده فرزند فرزند زاده ، مرا مخيّر گذاشته است بين انتخاب مرگ با ذلت و خواري ، و حال آنكه او هرگز به خواسته اش درباره من نخواهد رسيد و هرگز خواري و ذلت را بر نخواهم گزيد ... " 37

• " نه بخدا مانند ذلیلان تسلیم نمی شوم و مانند بردگان گردن نمی نهم ... من مرگ همراه خدا را به جاوید بودن با شما خوشتر دارم . " 38

24- 🍁 اعلام اينكه هر زندگی ای ، ارزش زیستن ندارد

يكي از آموزه های اخلاقی امام ، اعلام این اصل زیبای انسانی بود که در سیر کمالی بسوی خدا ، چند صباح بودن در دنیا ، آنگاه ارزش دارد که با اخلاقی زیستن ، هر لحظه زندگیش گامی به محفل انس الهی ، نزدیکتر شود و الا مرگ و رهایی از ننگ و ذلت ، بهترین گزینه انسانی است ، و این نکته در سخنان متعدد امام در مسیر کوفه تا شهادت ، از برجستگی خاصی برخوردار است که غیر از سخنان بند 23 ، سخنان زیر نیز آموزش شیوه اخلاقی زیستن است :

• " همانا که زندگی با ظالمان جز درد و رنج نیست و اینگاه است که مرگ ،شهادت و حضور در محفل انس الهی خواهد بود."39

• " مرگ بهتر از پذيرفتن ننگ است و پذيرفتن ننگ بهتر از قبول آتش" . 40

25- 🍁 حتی در لحظه مرگ نیز فریادگر اخلاق آزادگی بودند

امام در آخرین لحظات عمر خود ، وقتی که مواجه با حمله دشمن به خیمه و خانواده اش می شود، فریاد برمی آورد:

" وای بر شما ! اگر دین ندارید و از روز معاد نمی ترسید ، در کار دنیاتان چونان آزادگان و جوانمردان باشید." 41

و گویی فریادشان بلند است که : اگر به اخلاق دینی در دفاع از مظلوم و بی پناه ، پایبند نیستید ، به اخلاق آزادگی ، جوانمرد باشید .

و امام حتی در آن شرایط مرگ و شهادت خود ، نه در مقام اهانت به کسی است ، که آخرین تلاشهایش را در تربیت اخلاقی حتی دشمنان بکار گرفته و سخن از آزادگی و اخلاق و منش انسانی می کند و این نه به استناد به دین شناسنامه اي كسي است که آنها نیز به آن مدعی اند و معتقد به صحت عملکرد دینی خود .

زيرنويسها : 👎👎

37- " اَلا و انّ الدّعي ابن الدّعي قد تركني بين السّلّة و الذّلّة و هيهات له ذلك مني ، هيهات منا الذّلّة. " - مقتل خوارزمي، ج 2، ص 7،
( تذكر : عبارت «الدعی ابن الدعی» در بعضی از کتب روایی بدون سند و در بعضی با سند مجهول به امام نسبت داده شده است )

38- لا وَ اللَّهِ لا أعطيهم بيدي إعطاء الذليل، وَ لا أقر إقرار العبيد عباد اللَّه، إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ .. فو الله للموت مَعَهُ أحب إلي من الخلد معكم 0الطبری ج 5 ص 425 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3025 )

39- فإني لا أَرَى الموت إلا شهادة ، وَ لا الحياة مع الظالمين إلا برما – سخن امام در مسیر کربلا - الطبری ج 5 ص 404 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 2994 )

40- اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ وَ الْعارُ اَوْلى مِنْ دُخُول ِالنّار – سخن امام قبل از شهادت - مقتل عوالم و مثيرالاحزان

41- فَقَالَ الْحُسَيْن: ويلكم! إن لَمْ يَكُنْ لكم دين، وكنتم لا تخافون يوم المعاد، فكونوا فِي أمر دُنْيَاكُمْ أحرارا ذوي أحساب ، امنعوا رحلي و أهلي من طغامكم و جهالكم - الطبری ج 5 ص 450 ( ج 7 ترجمه الکترونیکی ص 3058 )

توجه : آدرس طبري عربي ، فايل موجود در كتابخانه نرم افزاري shamela بوده و آدرس فارسي ، فايل پي دي اف ترجمه ابوالقاسم پاينده است .

تحقیق : محمد صالحی – 20/7/95 مصادف با تاسوعای حسینی
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
قسمت اول :
https://telegram.me/beshnofekrkon/626
تعداد فرزندان امام حسين(ع ) و حضور آن‌ها در واقعه‌ي كربلا چگونه بود؟

طبق نقل شيخ مفيد در كتاب ارشاد ** ، امام حسين(ع) شش فرزند داشت به نام‎هاي :

1. علي بن الحسين الاكبر يا امام سجاد(ع) كه كنيه‎اش ابومحمد و نام مادرش شهربانو يا شاه زنان ـ دختر يزدگرد پادشاه ساساني ـ مي‎باشد؛[1]

2. علي بن الحسين الاصغر يا همان علي اكبر معروف ، مادرش ليلا ـ دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي ـ است.

او براساس گفته‎ي شيخ مفيد در ارشاد، دو سال پس از وفات جدّش علي(ع) در روز عاشوراي سال 42 هـ ق، متولد شد و اولين فرد از بني‎هاشم بود كه به ميدان رفت، وقتي اذن ميدان خواست، امام(ع) به او اذن ميدان داد و نگاه نوميدانه‎اي به او كرد و اشكش سرازير شد و گريست و فرمود:[2]

«خدايا! گواه باش جواني را به ميدان مي‎فرستم كه شبيه‎ترين مردم به پيغمبر تو، در خلقت و اخلاق، گفتار است، ما هر وقت مشتاق ديدار پيغمبرت مي‎شديم، به روي او نگاه مي‎كرديم.»[3]

3. جعفر ، مادر او قضاعية بود. جعفر در حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفت.

4. عبدالله يا همان علي اصغر معروف ، در مدينه متولد شده است و مادرش رباب، ـ دختر امرء القيس ـ مي‎باشد.
( که در حالیکه روی زانوی پدر در کنار خیمه ها نشسته بود با تیر به شهادت رسید. )

5. سكينه، مادر او نيز رباب است. سكينه روز پنجم ماه ربيع الاول سال117هـ وفات كرد؛ وفات خواهرش فاطمه نيز همان سال است.[4]

6. فاطمه: مادرش ام‎اسحاق بوده است.

با توجه به نقل فوق : غير از امام سجّاد‌(ع) و جعفر بن الحسين‌(ع) ، تمام فرزندان ذكور امام حسين(ع) در كربلا به شهادت رسيدند.

پی نوشتها :

** الارشاد، ج 2 ص 135

( و كان للحسين (ع) ستة أولاد:

* علي بن الحسين الأكبر، كنيته أبو محمد، و أمه شاه زنان بنت كسرى يزدجرد
* و علي بن الحسين الأصغر، قتل مع أبيه بالطف، و قد تقدم ذكره فيما سلف، و أمه ليلى بنت أبي مرة بن عروة بن مسعود الثقفية
* و جعفر بن الحسين، لا بقية له، و أمه قضاعية،؟ و كانت وفاته في حياة الحسين
* و عبد الله بن الحسين، قتل مع أبيه صغيرا، جاءه سهم و هو في حجر أبيه فذبحه، و قد تقدم ذكره فيما مضى
* و سكينة بنت الحسين، و أمها الرباب بنت امرئ القيس بن عدي، كلبية، و هي أم عبد الله بن لحسين
* و فاطمة بنت الحسين، و أمها أم إسحاق بنت طلحة بن عبيد الله، تيمية )

[1]. وجود شهربانو بعنوان دختر یزدگرد و همسر امام ، صحت تاریخی ندارد . دکتر شهیدی - کتاب امام سجاد(ع)

[2]. «اللهم اشهد أنه قد برز اليهم غلام اشبه الناس خلقاً و خلقاً و منطقاً برسولك، و كنّا اذا اشتقنا الي نبيّك نظرنا اليه».

[3]. نفس المهموم، ص 308.
[4]. نفس المهموم، ص 530.

توضیح در مورد کتاب ارشاد :

1- ارشاد شيخ مفيد از معتبرترين تواريخ شيعي قرن چهارم هجري و نزديكترين به عصر ايمه است .
2- شهید مطهری : " شیخ مفید رضوان الله علیه "ارشاد" را نوشته است و چقدر متقن نوشته است .
ما اگر به " ارشاد " شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم ، احتیاج بجای دیگر نداریم . حماسه حسینی ج 1 ص 54 "


محمد صالحی - 23/7/94
https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ #روز_شمار حرکت امام حسین در بعد از عاشورا تا #اربعین محرم ۶۱ هجری

#وقایع تاریخی محرم سال ۶۱ که بر امام‌ حسین(ع) و همراهانش رفته است بسی #مخلوط با ساخته ها و بافته های #خرافی مختلف شده است .

در #متن_پیوست👇👇👇 ، سعی شده که بطور خلاصه به #واقعیات آن روزها اشاره ای بشود .

هر چند شاید #مواردی باشند که یا اشاره نشده و یا سند ارائه شده قابل بررسی مجدد باشد .

محمد صالحی - محرم ۹۶

https://telegram.me/beshnofekrkon
Forwarded from اتچ بات
‍ آيا #شهربانو دختر يزدگرد ، بعنوان #مادر امام سجاد حقيقت دارد ؟ 1

🌹 #مقدمه :

يكي از #ابهامات در تاريخ زندگاني امام #سجاد ، #نام و نسب مادر ايشان است و همين امر باعث شده كه هر گروه و قشري ، چه #شيعه و چه سني ، افراد مختلفي را جهت #تامين پيش فرض هاي افراطي و يا تفريطي خود به ايشان نسبت دهند .

در #منابع ( خاصه متاخر ) شيعي ، بيشترين نام ، #شهربانو دختر يزدگرد سوم پادشاه ايران ذكر شده است كه به #دلايل متعدد از جمله ، #مستندات روايي ، #سندهاي تاريخي واقعه و يا حتي #مضمون و محتواي آنها #مخدوش بوده و مورد تاييد نمي باشد .

مطلب کامل در #فایل_پیوست 👇👇👇

محمد صالحی - محرم ۹۶

https://telegram.me/beshnofekrkon

آیا من #انتخاب کردم در چه خانواده ای و چه سرزمینی به دنیا بی آیم ؟چه مدرسه ای بروم ؟

نقش #شرایط محیطی ،عوامل اجتماعی والدین و پروردگار در زندگی من چیست ؟

اگر من اکنون در وضعیت نابسمان به سر می برم ،باز هم انتخاب خود من است ؟

به طور کلی #تئوری_انتخاب برای پرسشهای این چنینی پاسخی دارد؟


بطور کلی :

اگر من می توانم #چگونه_زیستنم را انتخاب کنم ، پس نقش #خدا ، تاریخ ، #جامعه ، خانواده و .. چه می شود ؟

#پاسخ دکتر #صاحبی :

ما می توانیم #جهان_انتخابی خود را به #سه_دایره تو در تو فرض کنیم :

💥دایره #بزرگتر جهان #هستی است با همه متعلقاتش از خدا ، تاریخ ، جامعه ، ژنها و ... که من هیچ #کنترلی بر آنها ندارم .

💥دایره #کوچکتر ، #محیطی که اگر چه من در وجود اجزائش دخالت ندارم ولی می توانم نسبت به نحوه تعامل با آنها #انتخاب کنم ؛ مثل اعضای خانواده ، همکاران ، بیماری و ... که می توانم نحوه ارتباط با آنها را خودم برگزینم .


💥دایره #کوچکی در حد یک #نقطه که همه اختیار و کنترل من در آنجاست و آن #ذهن و افکار من است ، که چگونه هر چیزی را #تفسیر کنم ؛
مثلا در نقش یک #راننده_تاکسی دایم از ترافیک و شلوغی و آدمای جورواجور و آلودگی و ... #شکایت کنم و یا از اینکه می توانم با آدمهای مختلف هم کلام بشوم و چیزای جدید یاد بگیرم و از آنها به موقعیتهای جدید پی ببرم و ... #شاکر باشم و خوشرو و .. .

ضمنا ، #خداوند انتخاب نحوه زیستن و تعامل با هستی ، دیگران و خودمان را به خودمان سپرده است :
ان الله لایعیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

تلخیص : محمد صالحی

@beshnofekrkon
‍ 🔊 فایل صوتی

#سارا، دانشجوی سال اخر داروسازی بود که حین دفاع ، به علت #سکته قلبی، جانش را ازدست میدهد؛


آنچه میشنوید ، صحبت های #مادر اوست؛ وی روانشناس است؛

محتوای این پادکست ، تحلیل او از پدیده #مرگ_هراسی است .
به زیبایی ، پدیده #مرگ ، #مرگ_هراسی و #مرگ_اندیشی را بیان می کند .

او #مرگ_اندیشی را مقدمه #زندگی_اندیشی می داند .

و بیان می کند که #ترسهای ما از مرگ که واقعی و قطعی ترین پدیده زندگی است ، ما را وادار کرده که دایم آن را #انکار کنیم و به اسم انرژی مثبت دادن ، آن را از بچه هامان #مخفی نماییم .

ما اگر بفهمیم که #مرگ چیست و اینجا چه می کنیم و مرگ قرار است ما را با #حقیقت_عریان خود روبرو کند ، دیگر بدنبال #القاب و سرمایه ها و داشته ها و #آرزوهایی که هرگز از ما نخواهند شد نخواهیم رفت و بلکه آنگونه #عاشقانه و مهرورزانه زندگی می کنیم که می دانیم تنها پس انداز ماندگار ما همان #عشق و مهرورزی خواهد بود .

او سپس به #ضربه های وحشتناکی که بنگاه های اقصادی #گاج و #قلمچی و .. #سیستم آموزشی به روح و #روان و زندگی فرزندان ما می زنند اشاره می کند .

18 دقیقه

تلخیص : محمد صالحی

🆔 @sokhanranihaa
☄ @beshnofekrkon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم/ آخرین خطبه‌ی مرحوم آیت‌الله طالقانی در نمازجمعه:

📌این خطرناکترین #تحمیلات؛ یعنی آنچه که از جانب حق نیست به #اسم_خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی بازدارند.
حق #اعتراض، #انتقاد و #فعالیت آزاد به مردم ندهند.

📌#خودرأیی و خودخواهی و استبداد زیر پرده دین را کنار بگذارید و به مردم بپیوندید.


☄ @beshnofekrkon
‍‍ #جن در قرآن ، یک موجود دیگر نیست

مرحوم استاد سید #مرتضی_جزایری فقیه و عارف معاصر

#شخصیت_تعقلی انسان #جن است
#و شخصیت_احساسی عاطفی او #انسان است

#پشت اعمال هر انسان که با نیتهای اخلاقی خوبی ظاهر شده و مردم به آن نیات می شناسند ،
#چهره دیگری هست که #پنهان است و آن #جن_وجودی اوست .

انسانی که شب و روز می دود و کارخانه میسازد بنام #پیشرفت جامعه و ... ،
در وجود جنی ( پنهان ) او حقیقتی وجود دارد بنام #حرص که اکنون بنام تلاش برای توسعه مطرح و ظاهر شده است .

او که در بیرون چهره ای #مقدس نشان می دهد ، در درون چهره جنی ای دارد که پیش دیگران #خوب جلوه کند .

و ...

#جن موجودی بیرون از ما نیست ، بلکه موجودی است که محصول ظهور #تعینات_باطنی و پنهان خود ماست
و آنها که #احساسی تر و بسیط ترند ، امکان #دیدن آن وجود پنهانی ( جنی ) خود را دارند ، در حالی که دیگران آنرا نمی بینند .

البته توجه شود که چهره جنی و پنهانی ما بر دو نوع است : #شیطانی و #فرشته ای

بنابر این در سطح #مکاشفاتی که برای بشر اتفاق می افتد ( از جمله #عرفا ) ، اولین مرحله ، رویارویی مستقیم با چهره پنهانی و #جنی شیطانی خود اوست و فاصله زیادی تا روبرویی با چهره #ملکوتی خود دارد .

و آنچه دیگر می شنویم : 👇

🌴مفاهیم #غیب و آسمان و زمین در قرآن
🌴 #دروغ بودن قصه 313 نفر #یاران امام زمان و بسیار خوابهای مرتبط

و ...

تلخیص : محمد صالحی 10/6/98

https://t.me/beshnofekrkon
👍1
‍ ✍️ مصطفی ملکیان

🖊از پوست #انسان_مصرف‌زده بیرون بیایید

✅ من معتقدم #مصرف‌زدگی #سه_ویرانگری بزرگ دارد:

1️⃣ یکی آنکه مصرف‌زدگی #فلسفه‌ی وجودی زندگی را می‌گیرد.
ما آمده ‌بودیم که زندگی کنیم تا از طریق آن به چیزی ارزشمندتر از زندگی دست پیدا کنیم.
آمده ‌بودیم زیستن را مقدمه کنیم برای رسیدن به چیزی مهم‌تر از زیستن؛ اما با #مصرف‌زدگی به خودِ زیستن مشغول می‌مانیم و هرگز نمی‌توانیم به چیزی بالاتر از زیستن استعلا و ارتقا پیدا کنیم.

به تعبیری دیگر، « #پاستور» زیست، اما با چند دهه زندگی خود میلیون‌ها زندگی را نجات داد؛ یعنی به چیزی بزرگتر از زندگی رسید.

همه‌‌ی ما می‌توانیم پاستور شویم، چون همه‌مان بالقوه پاستوریم. اما برای آنکه این ظرفیت به فعلیت برسد، نباید به #خود_زندگی بپردازیم؛ بلکه باید به زندگی به چشم #نردبانی نگاه کنیم که قرار است از آن بالا برویم و به یک‌چیز مهم‌تر از زندگی برسیم.
#مصرف‌زدگی اما این اجازه را نمی‌دهد، مصرف‌زدگی ما را به جای بالا رفتن از نردبان، مشغول خود نردبان می‌کند و حتی نمی‌توانیم پا روی نخستین پله‌اش بگذاریم؛ بلکه تنها دل‌مشغول آن هستیم که این نردبان را متجملانه‌تر و زیباتر کنیم و بر زیورآلات‌اش بیفزاییم.

2️⃣ #ویرانگریِ دوم مصرف‌زدگی که به نظر من ویرانگری بسیاری دارد، آن است که مصرف‌زدگی #ارزش انسان را در حد #جمادات پایین می‌آورد.

شما به یک جماد تنها از یک‌منظر نگاه می‌کنید که «این به چه درد زندگی من می‌خورد»؛ نه بیشتر از آن. چون برای جمادات چیزی جز ابزارنگری در اختیار ندارید و جماد را به چشم ابزار نگاه می‌کنید.

#مصرف‌زدگی انسان‌ها را هم برای ما #جماد می‌کند. چون مدام به هرکه نگاه می‌کنیم، به این چشم نگاه می‌کنیم که این برای ارضای مصرف‌زدگی من به چه درد می‌خورد.

اگر بخواهم به تعبیر کانتی بگویم، انسانِ مصرف‌زده هرگز نمی‌تواند به انسان دیگری به چشم «غایت» نگاه کند؛ بلکه حتماً باید به او به چشم «آلت» نگاه کند. چاره‌ای جز این ندارد، چون غایت‌اش «کالای هرچه‌بیشتر داشتن است» و آن‌وقت دیگر به شما هم که نگاه می‌کند، در این فکر است که از شما چه‌قدر کالا به زندگی‌اش وارد خواهد شد. بنابراین برای انسان مصرف‌زده، هر ارزش دیگری جز ارزش اقتصادیِ صرف برای انسان‌ها؛ بی‌معناست. تنها به ارزش اقتصادی شما نگاه می‌کند و توجه به این که نشست و برخاست و دوستی با شما، از نظر کالایی چه‌قدر می‌تواند به زندگی‌اش افزوده کند.
به نظرم این مورد هم بسیار خطرناک است.

3️⃣ و اما ویرانگریِ سوم مصرف‌زدگی، پدید آمدن نوعی #سنگدلی نسبت به هم‌نوع است و نه‌تنها نسبت به هم‌نوع؛ بلکه نسبت به عالم حیوانات، نباتات و جمادات نیز این سنگدلی ایجاد می‌شود.

مصرف‌زدگی در من این تصور را ایجاد می‌کند که من #امیرم و جهان اسیرم است و جهان باید در استخدام و خدمت من باشد تا مصرف‌زدگی‌ام را ارضا کند.
بنابراین دیگر کاری به این ندارم که بر اثر مصرف‌زدگی من محیط‌زیست به چه صورتی درمی‌آید. چون بی‌رحم، سنگدل و قسی‌القلب می‌شوم، یا دست‌کم به تعبیری معتدل‌تر نسبت به سرنوشت محیط‌زیست بی‌اعتنا می‌شوم؛ در حالی‌که مهم‌ترین اعضای این محیط‌زیست هم‌نوعان من هستند. آن‌ها هم اجزای محیط‌زیستِ من هستند و من نسبت به سرنوشت‌شان بی‌اعتنایم. پس دیگر هرگز آن‌چه که از آن به عنوان همدلی، همدردی و شفقت تعبیر می‌کنیم؛ در من پدید نمی‌آید. چون انسانِ مصرف‌زده آن‌قدر به خود مشغول است و به لذت خود می‌اندیشد که امکان التفات به غیر در او روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود.

من وقتی مصرف‌زده نیستم، التفات‌ام به محیط بیرون و ازجمله هم‌نوعان خودم بسیار بیش از وقتی است که تنها غوطه‌ور شده‌ام در جمع‌آوری کالا، به مصرف درآوردن کالا، از دور خارج کردن کالا، وارد کردن کالای جدید، مصرف‌کردن کالای جدید و دوباره از دور خارج کردن آن کالای جدید و هرچه من مصرف‌زده‌تر باشم، این بی‌رحمی و سنگدلی در من بیشتر می‌شود.
در حالی که اگر انسان نسبت به محیط‌زیست خود اعتنا ورزد، به چشم یک انسان مصرف‌زده به محیط‌زیست نگاه نمی‌کند.

☑️ به اعتقاد من این سه پیامد ویرانگر مصرف‌زدگی، با وجود آنکه روان‌شناختی هستند؛ اما پیامدهای جامعه‌شناختی دارند.

☄ https://t.me/beshnofekrkon
سالروز میلاد مبارک مرحوم استاد منتظری ،
که روحی نو به اسلام کهنه شده و رها شده در دست مدعیان دینی که لباس پیامبری پوشیده ولی جز ظلم و خود مطرح کردن نداشتند ، دمید .

از مهمترین ویژگیهای ایشان :

۱ - بازگرداندن جایگاه عقل عرفی در استنباط احکام .

۲- ترجیح حکم عقل بر حکم شرع ، در جایی که حکم شرعی نتواند عقل را مجاب کند .

۳ - اعلام اینکه حقوق بشر از حقوق ذاتی انسانست نه دستوری خداوند .

۴- تصریح به اینکه هر انسان ، به آن دلیل که انسان است ( از هر رنگ و نژاد و دین ) ، دارای ارزش ذاتی است و به همین دلیل ، همه حقوق بشر بر او جاریست .

۵- نمایشگر مهر و محبتی بود که از وجودش ساطع می شد .

۶- دنیا و همه متعلقاتش را وسیله ای برای تمرین بروز عشق و محبت خدا گونه به مردم می دانست نه ابزاری برای فرعونیت و قدرتنمایی .

۷- حکومت را از حقوق مردم و مشروعیت حاکم را به انتخاب مردم می دانست .

۸ - ورود حکومت به عرصه خصوصی زندگی مردم و الزام به رعایت احکامی مانند حجاب و .. را خلاف می دانست .

۹ - امر به معروف و نهی از منکر را در حوزه حکومت و جلوگیری از خودکامگی حاکمان ، می دانست نه دخالت حکومتی در زندگی مردم .

۱۰ - و در یک کلام ، انسانی بود که در تخلق به اخلاق الهی و اتصاف به ویژگیهای محبت و عشق به مردم ، الگویی بی بدیل بود .
و در گذشتن از بالاترین مقامات دنیایی ( حکومت ) ، بخاطر دفاع از حقوق مردم ، اسوه ای بیمانند بود .

محمد صالحی - ۱/۷/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
آيه " فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما .. " در كلام مرحوم فقيه عاليقدر منتظري

خداوند در قرآن مي‎فرمايد: " قل فأتوا بكتاب من عند الله هو أهدي منهما أتبعه ان كنتم صادقين (قصص آيه 49 )
"بگو: كتاب و شريعتي برتر و هدايتگرتر از آن دو [قرآن و تورات ] بياوريد تا از آن پيروي كنم اگر راستگو هستيد."

آيه فوق ظاهرا ضرورت پيروي از معقولترين و بهترين روشها را براي رسيدن به اهداف دين بيان مي‎كند .
( اسلام دين فطرت - ص 702 تا 705 )

مطالب ديگر ايشان :

• بسياري از احكام سياسي و اجتماعي اسلام از اين قبيل اند كه اسلام شناس بصير نسبت به متغير بودن آن حكم و تطبيق آن با تحولات زمانه نظر خواهد داد . (اسلام دین فطرت ص 70 تا 74 )

• تحولات اجتماعي در علوم مربوط به جرم شناسي و نحوه پيش گيري از آنها و روان شناسي مجرمين و نحوه اصلاح و تربيت آنان پديد آمده است ، به نحوي كه ديگر شيوه هاي گذشته در جوامع كنوني آثار مورد نظر شارع را نخواهد داشت و چه بسا ممكن است گفته شود :

با شيوه هاي جديد ، زودتر و بهتر ، هدف اصلي شارع از تشريع بعضي مجازات هاي رايج ، محقق مي‎شود . (پاسخ به پرسش هايي پيرامون مجازات هاي اسلامي و حقوق بشر - ص 86 و 87 ) .

محمد صالحي – 11/8/93

كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com