#امر_قدسی، در اصل و ذات خود، #عقل و #اخلاق نیست – رودلف اتو
بنیاد تجربة دینی از دیدگاه رودلف اتو، نومینوس یا امر قدسی ست؛ امری که ناگفتنی و نافهمیدنی، و درعین حال، پیشینی است.
سخن اتو در بیان امر قدسی، و شگفتی سخن او، همان چیزی است که نمی توان درباره اش سخنی دقیق و منطقی گفت ! او می خواهد دربارة تجربة درونیِ دین داران سخن بگوید؛ اما این تجربه چیست؟! چه تعریفی دارد؟ مرزش کجاست؟ پاسخ، ناگفتنی ست!... البته اتو بر آن است که می توان دورنمایی از آن را نشان داد، اما نمی توان تعریف دقیق و منطقی از آن داد.
اتو می خواهد بگوید که امر قدسی، در اصل و ذات خود، عقل و اخلاق نیست، اما در فرایند تکاملی خود بار اخلاقی و عقلانی نیز پیدا می کند.
هشدار اتو این است که نباید بار اخلاقی و عقلانی، بر محتوای بنیادی امر قدسی چیره شود و امر قدسی فراموش شود . او بر آن است که بنیاد دین، نه اخلاق و عقل، بلکه امر قدسی و تجربة امر قدسی است. عقل و اخلاق، رُویة بایسته و شایستة دین هستند، اما هرگز نباید از تُویة دین غفلت شود. دین اگر تُویه یی دارد، که بنیادش است، بی گمان نیاز به رُویه نیز دارد تا از آن محافظت کند.
الف. #مفهوم_عقلانی: مفهوم های قادر و عالم مطلق، حکیم، یگانه، و ... همگی آموزه های عقلانی اما اثبات ناپذیر دینی هستند که عنوان کلی شان امر فراسو و متعالی است. این آموزه ها در فرایند تکاملی امر قدسی، بخشی از آن می شوند. به سخن دیگر، این آموزه ها تعبیرهای عقلانی امر قدسی هستند. به سنجیده تر، امر قدسی، دارای ماهیت عقلانی است.
از یک سو به اندیشه می آید و می توان با مفهوم ها و کاته گوری های ذهنی درباره اش چیزی گفت؛ برای نمونه درباره اش این گونه گفته می شود: خدا حکیم است؛ در کارش هدف دارد و تواناست. از دیگر سو، چیزی غیرعقلانی است و سُویه یی دارد که به چنگ و چنگال فهم و مفهوم های فهم درنمی آید .
امر قدسی در آغاز، بار معنایی قدسی و الهی و فرااخلاقی و فراعقلانی دارد اما کمابیش، و بی درنگ، بار معنایی اخلاقی و عقلانی پیدا می کند و لباس فهم به تن می کند.
اینکه جهان، معلول و مخلوق خداست (که موضوعی عقلانی است) همان احساس وابستگی به امر قدسی است (که موضوعی احساسی و قلبی و درونی است) .
کسی که تماسی رودررو با امر قدسی دارد، در آن لحظة بی واسطه، خدا را نه قادر مطلق می بیند و نه خیرخواه مطلق. آنجا تجربه، تجربة است، که فرااخلاق و فراعقل است؛ اما این تجربة مبهم و خام و بی نام، باید نام یابد و » تو « با » تو «پخته گردد و لباس فهم و زبان به تن کند و شفاف شود تا مبادا جوشش شور ایمانی، چنان شدید شود که به خشونت گراید. این تجربة ناب، باید با عقل ورزی نمادین و استعاری، رُویه اش نیز نمایان شود. موضوع های ناگفتنی، فقط از دید تُویه و عمق، ناگفتنی اند اما از دید رُویه و سطح، کمابیش گفتنی اند.
درست است که غفلت از امر قدسی، دین را نابود می کند؛ اما برای دریافت و درک معنای کامل امر قدسی نیز باید آن را سرشار از عقلانیت و اخلاق ببینیم و بفهمیم و بپذیریم.
تُویه و درون مایة امر قدسی را هرگز نمی توان با عقل و عقلانیت فهمید؛ چرا که از بُن و بنیاد، فهمیدنی نیست. تویه و درون مایة آن را تنها با احساس می توان یافت.
سخن بر سر این است که امر قدسی، برای به زبان آمدن، باید به قلمرویی پا گذارد که از جنس زبان و نشانه است (گفتار و معماری و مراسم نیایش و...). و دو قلمرو عقل و اخلاق، از جنس زبان هستند. به زبان آمدن امر قدسی، یگانه روزنة بسیار کوچکی است که تجربة دینی امر قدسی چه بسا بتواند گذر به "دیگری" کند.
از دیدگاه اتو، درست است که هرگز نمی توان خدای نامحدود را با عقل بشر محدود شناخت، اما شناخت خدا از راه صفت ها هرگز کاری خُرد و کوچک نیست:
این صفت ها ]یعنی صفت های الهی مانند علم و قدرت و ...[، صفت های » ذاتی «آن موجود هستند و (نه فقط عرضی) و البته به این نکته نیز باید توجه کرد که این صفت ها صفت های ذاتی ترکیبی خدا هستند؛ یعنی باید این صفت ها را به موجودی نسبت بدهیم که آن را توصیف می کنند؛ اما ذات ژرف تر او با این صفت ها درک نمی شود و نمی تواند بشود.
ب. #مفهوم_اخلاقی: علاوه بر آنچه در مفهوم عقلانی گفته شد و اینجا نیز صادق است، اتو معتقد است:
آنچه ما انسان ها از واژة "مقدس" می فهمیم چیزی است "یک سره خوب".
او می گوید:
واژة مقدس، همة ارزش های اخلاقی را دربردارد؛ اما افزون بر ارزش های اخلاقی، معنایی افزوده نیز دارد؛ که فقط می توان آن را احساس کرد.
امر قدسی به راستی و درستی، با گذرکردن به قلمروِ دیگر یعنی قلمرو اخلاق کاربرد پیدا می کند اما خودش برگرفته از این قلمرو نیست.
#منبع: مقاله رودلف اتو، مادة امر قدسی، و صورت های آن / هادی وکیلی و هادی جعفری امان آبادی
بر اساس کتاب ماده امر قدسی از اتو ( الهی دان آلمانی– 1869–1937)
تلخیص: محمد صالجی– 5/1/99
https://t.me/beshnofekrkon
بنیاد تجربة دینی از دیدگاه رودلف اتو، نومینوس یا امر قدسی ست؛ امری که ناگفتنی و نافهمیدنی، و درعین حال، پیشینی است.
سخن اتو در بیان امر قدسی، و شگفتی سخن او، همان چیزی است که نمی توان درباره اش سخنی دقیق و منطقی گفت ! او می خواهد دربارة تجربة درونیِ دین داران سخن بگوید؛ اما این تجربه چیست؟! چه تعریفی دارد؟ مرزش کجاست؟ پاسخ، ناگفتنی ست!... البته اتو بر آن است که می توان دورنمایی از آن را نشان داد، اما نمی توان تعریف دقیق و منطقی از آن داد.
اتو می خواهد بگوید که امر قدسی، در اصل و ذات خود، عقل و اخلاق نیست، اما در فرایند تکاملی خود بار اخلاقی و عقلانی نیز پیدا می کند.
هشدار اتو این است که نباید بار اخلاقی و عقلانی، بر محتوای بنیادی امر قدسی چیره شود و امر قدسی فراموش شود . او بر آن است که بنیاد دین، نه اخلاق و عقل، بلکه امر قدسی و تجربة امر قدسی است. عقل و اخلاق، رُویة بایسته و شایستة دین هستند، اما هرگز نباید از تُویة دین غفلت شود. دین اگر تُویه یی دارد، که بنیادش است، بی گمان نیاز به رُویه نیز دارد تا از آن محافظت کند.
الف. #مفهوم_عقلانی: مفهوم های قادر و عالم مطلق، حکیم، یگانه، و ... همگی آموزه های عقلانی اما اثبات ناپذیر دینی هستند که عنوان کلی شان امر فراسو و متعالی است. این آموزه ها در فرایند تکاملی امر قدسی، بخشی از آن می شوند. به سخن دیگر، این آموزه ها تعبیرهای عقلانی امر قدسی هستند. به سنجیده تر، امر قدسی، دارای ماهیت عقلانی است.
از یک سو به اندیشه می آید و می توان با مفهوم ها و کاته گوری های ذهنی درباره اش چیزی گفت؛ برای نمونه درباره اش این گونه گفته می شود: خدا حکیم است؛ در کارش هدف دارد و تواناست. از دیگر سو، چیزی غیرعقلانی است و سُویه یی دارد که به چنگ و چنگال فهم و مفهوم های فهم درنمی آید .
امر قدسی در آغاز، بار معنایی قدسی و الهی و فرااخلاقی و فراعقلانی دارد اما کمابیش، و بی درنگ، بار معنایی اخلاقی و عقلانی پیدا می کند و لباس فهم به تن می کند.
اینکه جهان، معلول و مخلوق خداست (که موضوعی عقلانی است) همان احساس وابستگی به امر قدسی است (که موضوعی احساسی و قلبی و درونی است) .
کسی که تماسی رودررو با امر قدسی دارد، در آن لحظة بی واسطه، خدا را نه قادر مطلق می بیند و نه خیرخواه مطلق. آنجا تجربه، تجربة است، که فرااخلاق و فراعقل است؛ اما این تجربة مبهم و خام و بی نام، باید نام یابد و » تو « با » تو «پخته گردد و لباس فهم و زبان به تن کند و شفاف شود تا مبادا جوشش شور ایمانی، چنان شدید شود که به خشونت گراید. این تجربة ناب، باید با عقل ورزی نمادین و استعاری، رُویه اش نیز نمایان شود. موضوع های ناگفتنی، فقط از دید تُویه و عمق، ناگفتنی اند اما از دید رُویه و سطح، کمابیش گفتنی اند.
درست است که غفلت از امر قدسی، دین را نابود می کند؛ اما برای دریافت و درک معنای کامل امر قدسی نیز باید آن را سرشار از عقلانیت و اخلاق ببینیم و بفهمیم و بپذیریم.
تُویه و درون مایة امر قدسی را هرگز نمی توان با عقل و عقلانیت فهمید؛ چرا که از بُن و بنیاد، فهمیدنی نیست. تویه و درون مایة آن را تنها با احساس می توان یافت.
سخن بر سر این است که امر قدسی، برای به زبان آمدن، باید به قلمرویی پا گذارد که از جنس زبان و نشانه است (گفتار و معماری و مراسم نیایش و...). و دو قلمرو عقل و اخلاق، از جنس زبان هستند. به زبان آمدن امر قدسی، یگانه روزنة بسیار کوچکی است که تجربة دینی امر قدسی چه بسا بتواند گذر به "دیگری" کند.
از دیدگاه اتو، درست است که هرگز نمی توان خدای نامحدود را با عقل بشر محدود شناخت، اما شناخت خدا از راه صفت ها هرگز کاری خُرد و کوچک نیست:
این صفت ها ]یعنی صفت های الهی مانند علم و قدرت و ...[، صفت های » ذاتی «آن موجود هستند و (نه فقط عرضی) و البته به این نکته نیز باید توجه کرد که این صفت ها صفت های ذاتی ترکیبی خدا هستند؛ یعنی باید این صفت ها را به موجودی نسبت بدهیم که آن را توصیف می کنند؛ اما ذات ژرف تر او با این صفت ها درک نمی شود و نمی تواند بشود.
ب. #مفهوم_اخلاقی: علاوه بر آنچه در مفهوم عقلانی گفته شد و اینجا نیز صادق است، اتو معتقد است:
آنچه ما انسان ها از واژة "مقدس" می فهمیم چیزی است "یک سره خوب".
او می گوید:
واژة مقدس، همة ارزش های اخلاقی را دربردارد؛ اما افزون بر ارزش های اخلاقی، معنایی افزوده نیز دارد؛ که فقط می توان آن را احساس کرد.
امر قدسی به راستی و درستی، با گذرکردن به قلمروِ دیگر یعنی قلمرو اخلاق کاربرد پیدا می کند اما خودش برگرفته از این قلمرو نیست.
#منبع: مقاله رودلف اتو، مادة امر قدسی، و صورت های آن / هادی وکیلی و هادی جعفری امان آبادی
بر اساس کتاب ماده امر قدسی از اتو ( الهی دان آلمانی– 1869–1937)
تلخیص: محمد صالجی– 5/1/99
https://t.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
بیان #صورتهای_امر_قدسی از نظر رودلف #اتو الهی دان آلمانی معاصر
#امر_قدسی 7 از دیدگاه اتو، در حکم #ماده و مایه است؛ ماده و مایه یی که با حضورش در ذهن و ضمیر انسان، او را به شدت می لرزاند و تکان می دهد.
و در این میان، در #درون انسان اتفاق هایی می افتد و درون را دچار واکنش های احساسی بسی نیرومند و بی مانند می کند.
این واکنش ها در حکم #صورت های گوناگون آن ماده و مایه اند. 8
این #واکنش های درونی و صورت ها این ها هستند:
۱- صورت نخست : #خشیت_قدسی
numinous dread
۲- صورت دوم: #حیرت و شگفتی و غربت و رازآمیزی و فریبندگی
stupor
۳- صورت سوم: #لرزش_درونی
inward shuddering
۴- صورت چهارم: #احساس_مخلوقیت و بندگی و هیچ بودن.
از دیدگاه اتو صورت نخست و دوم، دو صورت #ناسازنما هستند که به گونه یی بسیار شگفت، در تجربه کننده، نمایان می شوند.
#منبع: مقاله رودلف اتو، مادة امر قدسی، و صورت های آن / هادی وکیلی و هادی جعفری امان آبادی
بر اساس کتاب ماده امر قدسی از اتو ( الهی دان آلمانی – 1869 – 1937 )
تلخیص: محمد صالجی – 5/1/99
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1833
#امر_قدسی 7 از دیدگاه اتو، در حکم #ماده و مایه است؛ ماده و مایه یی که با حضورش در ذهن و ضمیر انسان، او را به شدت می لرزاند و تکان می دهد.
و در این میان، در #درون انسان اتفاق هایی می افتد و درون را دچار واکنش های احساسی بسی نیرومند و بی مانند می کند.
این واکنش ها در حکم #صورت های گوناگون آن ماده و مایه اند. 8
این #واکنش های درونی و صورت ها این ها هستند:
۱- صورت نخست : #خشیت_قدسی
numinous dread
۲- صورت دوم: #حیرت و شگفتی و غربت و رازآمیزی و فریبندگی
stupor
۳- صورت سوم: #لرزش_درونی
inward shuddering
۴- صورت چهارم: #احساس_مخلوقیت و بندگی و هیچ بودن.
از دیدگاه اتو صورت نخست و دوم، دو صورت #ناسازنما هستند که به گونه یی بسیار شگفت، در تجربه کننده، نمایان می شوند.
#منبع: مقاله رودلف اتو، مادة امر قدسی، و صورت های آن / هادی وکیلی و هادی جعفری امان آبادی
بر اساس کتاب ماده امر قدسی از اتو ( الهی دان آلمانی – 1869 – 1937 )
تلخیص: محمد صالجی – 5/1/99
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1833
#مردمانی_همچون_مورچگان
میبینم که بسیاری از مردم، #سختکوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی #افزودن ثروت خویشاند.
اینها چیزی فراتر از #افق_تنگی که ابزار رسیدن به این #هدف را در بر میگیرد، نمیشناسند:
#ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست.
اینها به عالیترین #لذتها که لذتهای ذهنی است دسترسی ندارند و بیهوده میکوشند تا #لذتهای فرّارِ حسّی را که مستلزم وقت کم، اما #پول زیاد است و آن را گاهی بر خود روا میدارند، جانشین آن لذتهای دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری آنان را کند، حاصل زندگیشان این خواهد بود، که تَل بزرگی از #پول را، یا برای افزودن، یا برای به باد دادن، به وارثین خود واگذارند.
بنابراین، چنین #زندگانی که با قیافهای جدّی و حالتی حاکی از اهمیت سپری شده باشد به همان اندازه #ابلهانه است که زندگانی کسانی که نمادش کلاه زنگولهدار است.
#شوپنهاور – کتاب در باب حکمت زندگی
محمد صالحی 5/1/99
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1794
میبینم که بسیاری از مردم، #سختکوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی #افزودن ثروت خویشاند.
اینها چیزی فراتر از #افق_تنگی که ابزار رسیدن به این #هدف را در بر میگیرد، نمیشناسند:
#ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست.
اینها به عالیترین #لذتها که لذتهای ذهنی است دسترسی ندارند و بیهوده میکوشند تا #لذتهای فرّارِ حسّی را که مستلزم وقت کم، اما #پول زیاد است و آن را گاهی بر خود روا میدارند، جانشین آن لذتهای دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری آنان را کند، حاصل زندگیشان این خواهد بود، که تَل بزرگی از #پول را، یا برای افزودن، یا برای به باد دادن، به وارثین خود واگذارند.
بنابراین، چنین #زندگانی که با قیافهای جدّی و حالتی حاکی از اهمیت سپری شده باشد به همان اندازه #ابلهانه است که زندگانی کسانی که نمادش کلاه زنگولهدار است.
#شوپنهاور – کتاب در باب حکمت زندگی
محمد صالحی 5/1/99
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1794
از بین رفتن #مفهوم_مقدس
هنگامی که #تابوهای کهن آنها[مردمان قدیم] اعتبار خود را از دست داد، آنها بلافاصله تکه پاره و تجزیه شدند و در چنگ انواع #شرارت ها و بیماریها قرار گرفتند... امروزه [1961] همین اتفاق برای ما روی میدهد.
در شرایطی که #تابوهای اسطوره ای ما، زیر ضربات #علوم جدید فرو میریزند، در تمامی گوشه و کنار دنیای متمدن، شرارت و جنایت، #پریشانی ذهنی، خودکشی، اعتیاد، #خانواده های از هم پاشیده، بچه های گستاخ و وقیح، خشونت و قتل و کشتار و نومیدی به سرعت گسترس می یابند.
این #ماجراها ساخته ذهن من نیستند، بلکه #واقعیات بر آنها شهادت میدهند.
همین واقعیات اند که #فریادهای موعظه گران را برای اظهار ندامت، #پذیرش دین کهن و بازگشت به آن معنا میبخشد.
#جوزف_کمبل، اسطوره هایی برای زیستن به نقل از ج.ف.بیرلین، اسطوره های موازی، ص32
با تشکر از احسان صالحی در ارسال این متن زیبا
محمد صالحی
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1764
هنگامی که #تابوهای کهن آنها[مردمان قدیم] اعتبار خود را از دست داد، آنها بلافاصله تکه پاره و تجزیه شدند و در چنگ انواع #شرارت ها و بیماریها قرار گرفتند... امروزه [1961] همین اتفاق برای ما روی میدهد.
در شرایطی که #تابوهای اسطوره ای ما، زیر ضربات #علوم جدید فرو میریزند، در تمامی گوشه و کنار دنیای متمدن، شرارت و جنایت، #پریشانی ذهنی، خودکشی، اعتیاد، #خانواده های از هم پاشیده، بچه های گستاخ و وقیح، خشونت و قتل و کشتار و نومیدی به سرعت گسترس می یابند.
این #ماجراها ساخته ذهن من نیستند، بلکه #واقعیات بر آنها شهادت میدهند.
همین واقعیات اند که #فریادهای موعظه گران را برای اظهار ندامت، #پذیرش دین کهن و بازگشت به آن معنا میبخشد.
#جوزف_کمبل، اسطوره هایی برای زیستن به نقل از ج.ف.بیرلین، اسطوره های موازی، ص32
با تشکر از احسان صالحی در ارسال این متن زیبا
محمد صالحی
☄️ https://t.me/beshnofekrkon/1764
#خوشبختی در آرامش درونی است - #شوپنهاور
#شوپنهاور فیلسوف قرن 19 آلمانی در مقدمه کتاب " در باب حکمت زندگی "می نویسد:
#خوشبختی به آسانی دست یافتنی نیست، یافتن آن در درون خود #دشوار است و در جایی دیگر #ناممکن.
و جایی دیگر از زبان #گل باز می نویسد:
تصور کرده ای که من #میشکفم تا دیده شوم، نه من برای خودم میشکفم نه برای دیگران، چون شکوفایی #خرسندم می کند. سرچشمه #شادی من در وجود خودم و شکوفایی من است.
#اهمیت دادن بیش از اندازه به نظر #دیگران، #جنونی است که بر همه مردم حاکم است و این جنون، #دشمن نیکبختی ماست.
#آدمی تازه در اواخر #پیری این گفته هوراس را در میابد که: #شگفت_زده_مباش.
یعنی به این اعتقاد صریح، صادقانه و استوار دست میابد که همه چیز بی اعتبار و همه جلال و جبروت #جهان_پوچ است.
#توهماتش ناپدید شده اند، دیگر گمان نمی کند که در جایی چه در کاخ، چه در کلبه نوع خاصی از #سعادت سکنا دارد که بزرگتر از لذتهای دیگری باشد که در همه جا بتوان یافت.
این #وضعیت_ذهنی به انسان سالمند #آرامشی می دهد تا بتواند به فریب کاریهای جهان با لبخندی بر لب و دیده #تحقیر بنگرد.
او کاملا از اشتباه بیرون آمده است و می داند که هر قدر به زندگی انسان #جلا بدهند و آنرا بیارایند دیری نمی گذرد که #حقارت آن از زیر پوسته پر زرق و برقش نمایان می شود.
تاکید #رواقیون بر آرامش درون بود و معتقد بودند، مهمترین #فضیلتی که یک فرد می تواند احراز کند آرامش درون است.
#منبع: در باب حکمت زندگی / شوپنهاور
محمد صالحی 5/1/99
☄https://t.me/beshnofekrkon/1835
#شوپنهاور فیلسوف قرن 19 آلمانی در مقدمه کتاب " در باب حکمت زندگی "می نویسد:
#خوشبختی به آسانی دست یافتنی نیست، یافتن آن در درون خود #دشوار است و در جایی دیگر #ناممکن.
و جایی دیگر از زبان #گل باز می نویسد:
تصور کرده ای که من #میشکفم تا دیده شوم، نه من برای خودم میشکفم نه برای دیگران، چون شکوفایی #خرسندم می کند. سرچشمه #شادی من در وجود خودم و شکوفایی من است.
#اهمیت دادن بیش از اندازه به نظر #دیگران، #جنونی است که بر همه مردم حاکم است و این جنون، #دشمن نیکبختی ماست.
#آدمی تازه در اواخر #پیری این گفته هوراس را در میابد که: #شگفت_زده_مباش.
یعنی به این اعتقاد صریح، صادقانه و استوار دست میابد که همه چیز بی اعتبار و همه جلال و جبروت #جهان_پوچ است.
#توهماتش ناپدید شده اند، دیگر گمان نمی کند که در جایی چه در کاخ، چه در کلبه نوع خاصی از #سعادت سکنا دارد که بزرگتر از لذتهای دیگری باشد که در همه جا بتوان یافت.
این #وضعیت_ذهنی به انسان سالمند #آرامشی می دهد تا بتواند به فریب کاریهای جهان با لبخندی بر لب و دیده #تحقیر بنگرد.
او کاملا از اشتباه بیرون آمده است و می داند که هر قدر به زندگی انسان #جلا بدهند و آنرا بیارایند دیری نمی گذرد که #حقارت آن از زیر پوسته پر زرق و برقش نمایان می شود.
تاکید #رواقیون بر آرامش درون بود و معتقد بودند، مهمترین #فضیلتی که یک فرد می تواند احراز کند آرامش درون است.
#منبع: در باب حکمت زندگی / شوپنهاور
محمد صالحی 5/1/99
☄https://t.me/beshnofekrkon/1835
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#مردمانی_همچون_مورچگان
میبینم که بسیاری از مردم، #سختکوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی #افزودن ثروت خویشاند.
اینها چیزی فراتر از #افق_تنگی که ابزار رسیدن به این #هدف را در بر میگیرد، نمیشناسند:
#ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست.…
میبینم که بسیاری از مردم، #سختکوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی #افزودن ثروت خویشاند.
اینها چیزی فراتر از #افق_تنگی که ابزار رسیدن به این #هدف را در بر میگیرد، نمیشناسند:
#ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کمک های شخصی #رسول_خادم و #پرویز_پرستویی به مردم محروم #سیستان و بلوچستان❤️
در پناه خدای سلامت و شاد باشند🙏
لن تنالوالبر حتی تنفقوا مما تحبون - آل عمران ۹۲
تنها راه #رستگاری و نیک سرانجامی، خدمت و #بخشش بی منت است.
☄ @beshnofekrkon
در پناه خدای سلامت و شاد باشند🙏
لن تنالوالبر حتی تنفقوا مما تحبون - آل عمران ۹۲
تنها راه #رستگاری و نیک سرانجامی، خدمت و #بخشش بی منت است.
☄ @beshnofekrkon
#قراردادهای_پیامبر(ص)
استاد #فیرحی
#پیامبر(ص) شکل مدونی از قرارداهای مدنی بین گروه ها و قبائل سنتی را بر پایه رضایت و توافق متقابل بنا نهاد.
حدود 40 قرارداد
بطور مثال:
1️⃣قرارداد یا #میثاق_مدینه
معروف به اولین قانون اساسی مدینه
#ویژگیها:
· دارای 47 بند
· داعیه دار #تکثر_مذهبی
· همه انصار و مهاجر مسلمان و همه قبائل یهودی و مشرک هم پیمان با پیامبر را تحت لوای یک #امت برمی شمارد
· سنتها و #قوانین هر قبیله در چارچوب مدنی خودش معتبر است
2️⃣قرارداد حرم یا #مرزهای_مدینه
#الحاقیه ایست به قرارداد اول
در این الحاقیه، #مدینه را شهری بدور از شرایط جنگی اعلام میکند و افراد فقط حق دارند سلاح شخصی داشته باشند.
در سوره بقره و آیات ابتدایی آل عمران، #احکامی است که برای #مسلمانان بیان می کند و بقیه را اجبار نمی کند مگر اینکه پیامبر(ص) را به عنوان داور و حاکم بپذیرند و ما در این آیات چیزی به عنوان اینکه من حاکم منصوب خدا هستم و بقیه موظف به تبعیت نمی بینیم.
3️⃣قرارداد #صلح_حدیبیه
در سال 6 هجری
بین پیامبر و #قریشیان مکه
قرار می شود مسلمانان به مدینه برگردند و سال بعد 3 روز مجازند برای#حج به مکه بیایند.
پیامبر هیچ اصراری بر رسول خدا بودن در ابتدای قرارداد نمی کند و علیرغم مخالفت بعض یاران ، صرفا با عنوان محمدبن عبداله امضا می کند.
حتی می پذیرد که اگر شخصی از مکه به مسلمانان مدینه پیوست، او را برگردانند، ولی برعکس، قریش موظف به بازگرداندن نیستند.
این #عقب نشینیهای پیامبر بر بسیار مسلمانان گران آمد و او را ضعیف شمردند.
و خداوند در سوره بقره، به دفاع از پیامبر، این قرارداد را فتح الفتوح خواند.
و همین قرارداد بود که باعث شد، مسلمانان در کل حجاز برسمیت شناخته شده و بتوانند با دیگر قبائل قرارداد ببندند.
و نهایتا در سال 8 هجری مکه فتح می شود.
4️⃣ #قرارداد_یمن
که با یمنیها می بندد با 3 شرط
یا مسلمان باشید و مثل خود ما خواهید بود
و یا به #دین_خود باشید، تحت حمایت ما، بشرط جزیه دادن
همه قوانین و احکام خودتان برای خودتان معتبر است
5️⃣ #قرارداد_طائف
بعد از #فتح_مکه در سال 8 هجری است.
18 بند دارد و شاهکار پیامبر است.
بعد از آنکه پیامبر به مدینه بازمی گردد، گروهی به ایشان نامه می نویسند که کاری را که می توان با صلح انجام داد، نیازی به جنگ نیست.
در این زمان بود که #نامه ای از طائف به پیامبر می رسد که ما آماده صلحیم.
پیامبر نیز در نامه ای که به آنها می نویسد، مفادی را بعنوان قرارداد #صلح، بیان می دارد.
از جمله:
· شما #آزادید، چه اسلام بیاورید و چه نیاورید.
اگر اسلام بیاورید مثل خود ما خواهید بود،
در غیر اینصورت، تحت حمایت ما بوده و مطابق دیگر قراردادها، از شما کمتر از موارد عرف قراردادهای بین خودتان می گیریم.
· هیچ کس حق #دخالت در اداره امور ثقیف ( قبیله بزرگ طائف ) ندارد، حتی در انتخاب حاکم، بجز خودشان.
· تمام #اموال و زمینهای اطراف طائف، مال خود آنها باقی می ماند. ( پیامبر آنها را بعنوان انفال تحت تصرف خود قرار نمی دهد)
· #اسرای قبلی طائف بعهده خودشان است، ولی اگر شخصی از آنان در جنگی اسیر شده و تاکنون طبق قوانین آنروز او را نخریده و آزاد نکرده اند، ما خود هزینه آنرا پرداخت و آزاد می کنیم.
· آنها #تعهدی در حمایت از پیامبر ندارند ولی پیامبر خود را متعهد به حمایت از آنها می داند.
با رسمی شدن این قرارداد است که سیل قراردادهای مختلف بین پیامبر و دیگر قبائل بسته می شود با سپردن حق حاکمیت به خودشان بصورت یک فدراسیون.
که آن سال را #عام_الوفود ( سال قراردادها ) می نامند.
و با این قراردادهای پی در پی است که چتر حمایتی پیامبر بر کل حجاز پهن شده و یک شبکه گسترده حاکمیتی با رضایت طرفین برقرار می شود.
تلخیص: محمد صالحی 25/11/98
☄️https://t.me/beshnofekrkon
استاد #فیرحی
#پیامبر(ص) شکل مدونی از قرارداهای مدنی بین گروه ها و قبائل سنتی را بر پایه رضایت و توافق متقابل بنا نهاد.
حدود 40 قرارداد
بطور مثال:
1️⃣قرارداد یا #میثاق_مدینه
معروف به اولین قانون اساسی مدینه
#ویژگیها:
· دارای 47 بند
· داعیه دار #تکثر_مذهبی
· همه انصار و مهاجر مسلمان و همه قبائل یهودی و مشرک هم پیمان با پیامبر را تحت لوای یک #امت برمی شمارد
· سنتها و #قوانین هر قبیله در چارچوب مدنی خودش معتبر است
2️⃣قرارداد حرم یا #مرزهای_مدینه
#الحاقیه ایست به قرارداد اول
در این الحاقیه، #مدینه را شهری بدور از شرایط جنگی اعلام میکند و افراد فقط حق دارند سلاح شخصی داشته باشند.
در سوره بقره و آیات ابتدایی آل عمران، #احکامی است که برای #مسلمانان بیان می کند و بقیه را اجبار نمی کند مگر اینکه پیامبر(ص) را به عنوان داور و حاکم بپذیرند و ما در این آیات چیزی به عنوان اینکه من حاکم منصوب خدا هستم و بقیه موظف به تبعیت نمی بینیم.
3️⃣قرارداد #صلح_حدیبیه
در سال 6 هجری
بین پیامبر و #قریشیان مکه
قرار می شود مسلمانان به مدینه برگردند و سال بعد 3 روز مجازند برای#حج به مکه بیایند.
پیامبر هیچ اصراری بر رسول خدا بودن در ابتدای قرارداد نمی کند و علیرغم مخالفت بعض یاران ، صرفا با عنوان محمدبن عبداله امضا می کند.
حتی می پذیرد که اگر شخصی از مکه به مسلمانان مدینه پیوست، او را برگردانند، ولی برعکس، قریش موظف به بازگرداندن نیستند.
این #عقب نشینیهای پیامبر بر بسیار مسلمانان گران آمد و او را ضعیف شمردند.
و خداوند در سوره بقره، به دفاع از پیامبر، این قرارداد را فتح الفتوح خواند.
و همین قرارداد بود که باعث شد، مسلمانان در کل حجاز برسمیت شناخته شده و بتوانند با دیگر قبائل قرارداد ببندند.
و نهایتا در سال 8 هجری مکه فتح می شود.
4️⃣ #قرارداد_یمن
که با یمنیها می بندد با 3 شرط
یا مسلمان باشید و مثل خود ما خواهید بود
و یا به #دین_خود باشید، تحت حمایت ما، بشرط جزیه دادن
همه قوانین و احکام خودتان برای خودتان معتبر است
5️⃣ #قرارداد_طائف
بعد از #فتح_مکه در سال 8 هجری است.
18 بند دارد و شاهکار پیامبر است.
بعد از آنکه پیامبر به مدینه بازمی گردد، گروهی به ایشان نامه می نویسند که کاری را که می توان با صلح انجام داد، نیازی به جنگ نیست.
در این زمان بود که #نامه ای از طائف به پیامبر می رسد که ما آماده صلحیم.
پیامبر نیز در نامه ای که به آنها می نویسد، مفادی را بعنوان قرارداد #صلح، بیان می دارد.
از جمله:
· شما #آزادید، چه اسلام بیاورید و چه نیاورید.
اگر اسلام بیاورید مثل خود ما خواهید بود،
در غیر اینصورت، تحت حمایت ما بوده و مطابق دیگر قراردادها، از شما کمتر از موارد عرف قراردادهای بین خودتان می گیریم.
· هیچ کس حق #دخالت در اداره امور ثقیف ( قبیله بزرگ طائف ) ندارد، حتی در انتخاب حاکم، بجز خودشان.
· تمام #اموال و زمینهای اطراف طائف، مال خود آنها باقی می ماند. ( پیامبر آنها را بعنوان انفال تحت تصرف خود قرار نمی دهد)
· #اسرای قبلی طائف بعهده خودشان است، ولی اگر شخصی از آنان در جنگی اسیر شده و تاکنون طبق قوانین آنروز او را نخریده و آزاد نکرده اند، ما خود هزینه آنرا پرداخت و آزاد می کنیم.
· آنها #تعهدی در حمایت از پیامبر ندارند ولی پیامبر خود را متعهد به حمایت از آنها می داند.
با رسمی شدن این قرارداد است که سیل قراردادهای مختلف بین پیامبر و دیگر قبائل بسته می شود با سپردن حق حاکمیت به خودشان بصورت یک فدراسیون.
که آن سال را #عام_الوفود ( سال قراردادها ) می نامند.
و با این قراردادهای پی در پی است که چتر حمایتی پیامبر بر کل حجاز پهن شده و یک شبکه گسترده حاکمیتی با رضایت طرفین برقرار می شود.
تلخیص: محمد صالحی 25/11/98
☄️https://t.me/beshnofekrkon
Telegram
attach 📎
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
در سیره پیامبر(ص) #اخلاق مقدم بر #فقه بود
آنچه که از #آموزه های قرآن و پیامبر فهمیده می شود، #دینداری ، به زیست #مومنانه_اخلاقی است:
..من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 1
به همین دلیل، انجام #مناسک مختلف، در صورتی که مترتب بر یک #فعل_اخلاقی و عمل انسانی نباشد هیچ ارزش ماهوی ندارد:
حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت 2
آیات و روایات متعددی در این رابطه وجود داشته که هیچگونه شکی باقی نمی گذارد که #احکام_فقهی، زمانی #ارزش وجودی پیدا می کنند که منتج به یک فعل #اخلاقی و مترتب بر یک ارزش #ایمانی باشند و در غیر اینصورت هیچگونه اصالت و #ارزش_ذاتی ندارند.
بطور مثال خداوند #هدف ارسال پیامبران را #تزکیه ای دانسته که مقدم بر حتی آموزشهای کلامی و فلسفی اعلام کرده است:
..بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة..3
و پیامبر(ص) نیز #هدف خود را به تمامیت رساندن فضائل و #ارزشهای اخلاقی در جامعه بیان فرموده و بقول مرحوم استاد #منتظری، هرگز نفرمود که هدفم به تمامیت رساندن احکام و #قوانین_فقهی است:
انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 4
😍در این رابطه، موارد متعددی در سیره پیامبر(ص) وجود داشته که به #دو_مورد آنها اشاره می شود:
1⃣ماجرای حج #خانمی_مسن از نزدیکان پیامبر(ص) در حجه الوداع:
وقتی پیامبر(ص) در سال دهم هجرت قصد آخرین حج خود را کردند، همه مسلمانان را به حج فراخواندند.
در این میان حتی از #دختر_عموی خود 5 نیز که مسن و در بستر بیماری بود #سوال کرد: آیا اراده حج نداری؟
و او با توجه به کهولت و بیماری خود #پاسخ داد: دوست دارم ولی با این اوصاف جز مسیری کوتاه نمی توانم بیایم.
پیامبر(ص) #فرمود: از مدينه به نيت حج بيرون شو و شرط بگذار تا #هر_جا كه توانستی ادامه بدهی.
عَنْ عَائِشَةَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَ عَلَى ضُبَاعَةَ بِنْتِ الزُّبَيْرِ، فَقَالَ لَهَا: «لَعَلَّكِ أَرَدْتِ الحَجَّ؟» قَالَتْ: وَاللَّهِ لاَ أَجِدُنِي إِلَّا وَجِعَةً، فَقَالَ لَهَا: " حُجِّي وَ اشْتَرِطِي، وَ قُولِي: اللَّهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي " وَ كَانَتْ تَحْتَ المِقْدَادِ بْنِ الأَسْوَدِ 6
2⃣تقدم و تاخر #اعمال_حاجیان در حجه الوداع
نقل است كه در حجه الوداع، حاجيان بدليل اينكه هنوز به #ترتيب مناسك وارد نبودند، با #نگراني از تقدم و يا تاخر اعمالي كه انجام داده بودند، پيش پيامبر آمده و يكي عرض ميكرد كه قبل از طواف، سعي را انجام دادم؛ ديگري ميگفت كه فلان عمل را اول انجام دادم و شخص ديگري ميگفت بهمان عمل را آخر كار انجام دادم و حال #چكار كنم؟
#پيامبر (ص) فرمودند: #نگران چيزي نباش، #اشكالي ندارد. آنچه بايد بنده را نگران كند، ريختن #آبروي مسلمان است كه قطعا از مصاديق ظلم بوده و او را هلاك خواهد كرد.
أُسَامَةَ بْنِ شَرِيكٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ ص حَاجًّا فَكَانَ النَّاسُ يَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَيْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَيْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَيْئًا فَكَانَ يَقُولُ: لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَى رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِكَ الَّذِي حَرِجَ وَ هلک ۷
..أن رسول الله ص وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: اذبح و لا حرج. فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ارم و لا حرج. فما سئل النبي ص عن شيء قدم ولا أخر إلا قال: افعل و لا حرج 8
😍و اما #دو_نکته مهم:
1⃣در ماجرای #اول، با آنکه آن خانم مسن از #نزدیکان پیامبر(ص) بوده و در خانواده ایشان افراد #قوی و یا #متمول وجود داشت، ولی پیامبر(ص) #فتوا نداده و امر نکردند که لازم است برایش #وسیله حرکت تهیه و یا بر #دوش کسی حمل شود تا به #مناسک برسد، بلکه بدلیل ناتوانی او، همان #توجه_باطنی او را بر این عمل کافی دانسته و عملش را بر کسی دیگر تحمیل نکردند، چرا که بر این امر واقف بودند که #عبادات، اموری شخصی بوده که در راستای #تزکیه نفس و #برونداد اخلاقی معنا میابندو اینکه دیگری به آن اقدام نماید #هدف تربیت معنوی آنبرای شخص محقق نخواهد شد.
2⃣ در ماجرای #دوم، علیرغم #اشتباهات مکرر حاجیان در تقدم و تاخر اعمال از قبیل رمی و قربانی و تراشیدن سر و ..، پیامبر(ص) نه تنها هیچگونه #ایرادی بر آنها نگرفته، بلکه از فرصت استفاده کرده، ضمن آنکه آنها را از توجه به #ظاهر منصرف کرده، ضرورت نگرانی آنها را به سمت #بی_اخلاقی های ممکن در زندگی اجتماعی سوق دادند.
#زیرنویسها:
1⃣بقره 62
2⃣مومنون 99 و 100
3⃣آل عمران 164
4⃣مستدرک ج11 ص 187باب6، ح1
5⃣ضباعه بنت زبير ابن عبد المطلب
6⃣صحيح بخاری،حديث 5089
7⃣سنن ابو داود،حديث 2015
8⃣صحيح بخاری حديث 83
محمد صالحی 2/1/98
☄@beshnofekrkon
آنچه که از #آموزه های قرآن و پیامبر فهمیده می شود، #دینداری ، به زیست #مومنانه_اخلاقی است:
..من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 1
به همین دلیل، انجام #مناسک مختلف، در صورتی که مترتب بر یک #فعل_اخلاقی و عمل انسانی نباشد هیچ ارزش ماهوی ندارد:
حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما تركت 2
آیات و روایات متعددی در این رابطه وجود داشته که هیچگونه شکی باقی نمی گذارد که #احکام_فقهی، زمانی #ارزش وجودی پیدا می کنند که منتج به یک فعل #اخلاقی و مترتب بر یک ارزش #ایمانی باشند و در غیر اینصورت هیچگونه اصالت و #ارزش_ذاتی ندارند.
بطور مثال خداوند #هدف ارسال پیامبران را #تزکیه ای دانسته که مقدم بر حتی آموزشهای کلامی و فلسفی اعلام کرده است:
..بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة..3
و پیامبر(ص) نیز #هدف خود را به تمامیت رساندن فضائل و #ارزشهای اخلاقی در جامعه بیان فرموده و بقول مرحوم استاد #منتظری، هرگز نفرمود که هدفم به تمامیت رساندن احکام و #قوانین_فقهی است:
انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق 4
😍در این رابطه، موارد متعددی در سیره پیامبر(ص) وجود داشته که به #دو_مورد آنها اشاره می شود:
1⃣ماجرای حج #خانمی_مسن از نزدیکان پیامبر(ص) در حجه الوداع:
وقتی پیامبر(ص) در سال دهم هجرت قصد آخرین حج خود را کردند، همه مسلمانان را به حج فراخواندند.
در این میان حتی از #دختر_عموی خود 5 نیز که مسن و در بستر بیماری بود #سوال کرد: آیا اراده حج نداری؟
و او با توجه به کهولت و بیماری خود #پاسخ داد: دوست دارم ولی با این اوصاف جز مسیری کوتاه نمی توانم بیایم.
پیامبر(ص) #فرمود: از مدينه به نيت حج بيرون شو و شرط بگذار تا #هر_جا كه توانستی ادامه بدهی.
عَنْ عَائِشَةَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَ عَلَى ضُبَاعَةَ بِنْتِ الزُّبَيْرِ، فَقَالَ لَهَا: «لَعَلَّكِ أَرَدْتِ الحَجَّ؟» قَالَتْ: وَاللَّهِ لاَ أَجِدُنِي إِلَّا وَجِعَةً، فَقَالَ لَهَا: " حُجِّي وَ اشْتَرِطِي، وَ قُولِي: اللَّهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي " وَ كَانَتْ تَحْتَ المِقْدَادِ بْنِ الأَسْوَدِ 6
2⃣تقدم و تاخر #اعمال_حاجیان در حجه الوداع
نقل است كه در حجه الوداع، حاجيان بدليل اينكه هنوز به #ترتيب مناسك وارد نبودند، با #نگراني از تقدم و يا تاخر اعمالي كه انجام داده بودند، پيش پيامبر آمده و يكي عرض ميكرد كه قبل از طواف، سعي را انجام دادم؛ ديگري ميگفت كه فلان عمل را اول انجام دادم و شخص ديگري ميگفت بهمان عمل را آخر كار انجام دادم و حال #چكار كنم؟
#پيامبر (ص) فرمودند: #نگران چيزي نباش، #اشكالي ندارد. آنچه بايد بنده را نگران كند، ريختن #آبروي مسلمان است كه قطعا از مصاديق ظلم بوده و او را هلاك خواهد كرد.
أُسَامَةَ بْنِ شَرِيكٍ، قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ ص حَاجًّا فَكَانَ النَّاسُ يَأْتُونَهُ ، فَمَنْ قَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَعَيْتُ قَبْلَ أَنْ أَطُوفَ أَوْ قَدَّمْتُ شَيْئًا أَوْ أَخَّرْتُ شَيْئًا فَكَانَ يَقُولُ: لَا حَرَجَ لَا حَرَجَ، إِلَّا عَلَى رَجُلٍ اقْتَرَضَ عِرْضَ رَجُلٍ مُسْلِمٍ وَهُوَ ظَالِمٌ، فَذَلِكَ الَّذِي حَرِجَ وَ هلک ۷
..أن رسول الله ص وقف في حجة الوداع بمنى للناس يسألونه، فجاءه رجل فقال: لم أشعر فحلقت قبل أن أذبح؟ فقال: اذبح و لا حرج. فجاء آخر فقال: لم أشعر فنحرت قبل أن أرمي؟ قال: ارم و لا حرج. فما سئل النبي ص عن شيء قدم ولا أخر إلا قال: افعل و لا حرج 8
😍و اما #دو_نکته مهم:
1⃣در ماجرای #اول، با آنکه آن خانم مسن از #نزدیکان پیامبر(ص) بوده و در خانواده ایشان افراد #قوی و یا #متمول وجود داشت، ولی پیامبر(ص) #فتوا نداده و امر نکردند که لازم است برایش #وسیله حرکت تهیه و یا بر #دوش کسی حمل شود تا به #مناسک برسد، بلکه بدلیل ناتوانی او، همان #توجه_باطنی او را بر این عمل کافی دانسته و عملش را بر کسی دیگر تحمیل نکردند، چرا که بر این امر واقف بودند که #عبادات، اموری شخصی بوده که در راستای #تزکیه نفس و #برونداد اخلاقی معنا میابندو اینکه دیگری به آن اقدام نماید #هدف تربیت معنوی آنبرای شخص محقق نخواهد شد.
2⃣ در ماجرای #دوم، علیرغم #اشتباهات مکرر حاجیان در تقدم و تاخر اعمال از قبیل رمی و قربانی و تراشیدن سر و ..، پیامبر(ص) نه تنها هیچگونه #ایرادی بر آنها نگرفته، بلکه از فرصت استفاده کرده، ضمن آنکه آنها را از توجه به #ظاهر منصرف کرده، ضرورت نگرانی آنها را به سمت #بی_اخلاقی های ممکن در زندگی اجتماعی سوق دادند.
#زیرنویسها:
1⃣بقره 62
2⃣مومنون 99 و 100
3⃣آل عمران 164
4⃣مستدرک ج11 ص 187باب6، ح1
5⃣ضباعه بنت زبير ابن عبد المطلب
6⃣صحيح بخاری،حديث 5089
7⃣سنن ابو داود،حديث 2015
8⃣صحيح بخاری حديث 83
محمد صالحی 2/1/98
☄@beshnofekrkon
#مهریه، #نفقه و ... #نه
#مشارکت در همه امور مادی و عاطفی زندگی #آری.
ضرورت #تغییر_ساختار خانواده از #سنتی به #مشارکتی👇
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1736
#مشارکت در همه امور مادی و عاطفی زندگی #آری.
ضرورت #تغییر_ساختار خانواده از #سنتی به #مشارکتی👇
☄ https://t.me/beshnofekrkon/1736
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 در " #معرفت_دینی" هیچ #خطّ_قرمزی وجود ندارد!
➖ از دیدگاه بنده، در #معرفت_دینی هیچ پرونده ای بسته و مختومه نیست!
➖ #پرونده هر مساله ای را می توان گشود و مورد بازاندیشی و تقویت یا نقد و #ابطال قرار داد، البته با #دلیل.
➖ آنچه که #مقدس و مطلق می باشد خود #دین است، اما #معرفت و برداشت های علما از دین، نه مقدس است و نه مطلق و نقدناپذیر!
فقیه نواندیش عقلگرا آیه اله حیدری
✅ @alhaydarii_fa
☄ @beshnofekrkon
➖ از دیدگاه بنده، در #معرفت_دینی هیچ پرونده ای بسته و مختومه نیست!
➖ #پرونده هر مساله ای را می توان گشود و مورد بازاندیشی و تقویت یا نقد و #ابطال قرار داد، البته با #دلیل.
➖ آنچه که #مقدس و مطلق می باشد خود #دین است، اما #معرفت و برداشت های علما از دین، نه مقدس است و نه مطلق و نقدناپذیر!
فقیه نواندیش عقلگرا آیه اله حیدری
✅ @alhaydarii_fa
☄ @beshnofekrkon
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
نظرات فقهي مرحوم قابل
1- بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .
2- کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .
4- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
6- ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.
7- در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.
8- در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .
9- نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .
10- برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .
11- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
12- زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .
13- لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .
14- جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )
15- پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است .
16- اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
17- مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .
18- برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .
19- وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
20- ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل
محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- بجاي خمس اصطلاحي ، انفاق و زکات واجب است و کسی که فردی برخوردار است از باب « وجوب انفاق » باید یک پنجم مازاد را بپردازد . و مالیات های دولتی می تواند با ادای زکات جایگزین شود .
2- کسی برخوردار ناميده ميشود که در آمدی مازاد بر هزینه هاي ازدواج ، تحصيل ، شغل و مسكن خود و فرزندانش دارد ( در حد متعارف و متوسط جامعه ای که در آن زندگی می کند ) . ضمنا سرمایه ی لازم برای کار و شغلی که در پیش می گیرد تا هزینه ی زندگی خود و افراد تحت تکفل خود را به صورت مستمر تأمین کند نيز جزو هزينه محاسبه مي شود .
3- بهره گرفتن از حیوانات حلال گوشتی که غیر مسلمان آن را برای عرضه به بازار محصولات خوراکی، ذبح کرده است مجاز است .
4- اهل کتاب طاهرند ، بلکه هر انسانی طاهر است . انسان نجس وجود ندارد .
5- ازدواج با پیروان شرایع الهی و هر انسانی که حق طلب و ملتزم به مبانی عقلانی و منطقی است جایز است .
6- ازدواج موقت دخترانی که به بلوغ رسیده اند و دارای رشد فکری هستند با شرط عدم انجام عمل زناشویی ، حتی بدون اذن پدر جایز است . البته گرفتن اجازه از پدر یا مادر مستحب است.
7- در ازدواج موقت ، صرف توافق دو طرف و رضایت آنان و تعیین محدوده ی زمانی آن (که با رضایت یکدیگر قابل تمدید است) کفایت می کند و احتیاجی به گفتار یا رفتار خاص دیگر (مثل آنچه در ازدواج دائم وجود دارد) نیست.
8- در ازدواج موقت ، اگر زناشویی با وسایل پیشگیری انجام شود و یا اساسا به هر گونه ای که علم به عدم حاملگی حاصل شود ، لزوم مراعات عده از زن ساقط می شود و می تواند بلافاصله با مرد دیگری ازدواج کند .
9- نجاسات به موارد آلوده کننده کاهش یافته و مطهرات نیز ، به تبع آن تغییر می کند .
10- برای تطهیر مخرج بول لازم نیست حتما با آب شسته شود . اگر با شکل دیگری ( مانند دستمال کاغذی ) هم عین نجاست ازاله شود، کفایت می کند و با آن می توان نماز خواند .
11- مشروبات الکلی ، علی رغم حرمت نوشیدن آنها نجس نیستند .
12- زنان برای قضاوت ، افتاء ، مدیریت جامعه و امامت نماز مجاز هستند .
13- لازم است مناسبات دیه زن و مرد با توجه به نقش متفاوت اقتصادی آنها در عصر حاضر نسبت به عصر نزول ، تغییر کند .
14- جدایی از همسر برای زن ،که با عنوان « خلع » شناخته می شود حق اوست و با مراجعه ی وی به قاضی و تأکید بر تصمیم به جدایی ، نهایی می شود و قاضی ملزم به تأیید جدایی آنان است. (پس از بازگرداندن مقدار موجودی مهریه ای که گرفته )
15- پوشش بدن برای زن واجب بوده ، ولي پوشش سر و گردن مستحب شرعي است .
16- اگر منجمین به شکل دقیق علمی حلول ماه را خبر دادند در همه جای دنیا موظفیم به نظر آنها عمل کنیم.
17- مربی و مربیه نسبت به کودکانی که از روزها یا ماههای آغازین زندگی تحت تربیت یا کفالت قرار می گیرند و در صورت کفالت اصطلاحا به فرزند خواندگی گرفته می شوند و مادر یا پدر خوانده کودک شمرده می شوند محرم است .
18- برخی حیوانات که در فقه شیعه حرام دانسته شده است مثل خرگوش ، حلال است .
19- وضو ( یا غسل ) با لاک ناخن برای بانوان جایز است .
20- ملاک تشخیص حرام اصوات از حلال آنها ، زشتی یا بی آلایشی آن است . در این مقیاس ، عقلاً زن یا مرد بودن افراد مطرح نیست .
کتاب " فقه ، کارکردها و قابلیت ها – مرحوم آيه الله قابل
محمد صالحی – 13/1/ 92
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from پیوست
#تجربه_های_نزدیک_به_مرگ
#این_جهانی_اند، نه #آن_جهانی
و ربطی به دنیای پس از مرگ ندارند.
#عبدالحمید_ضیایی
کافر کیست؟
چه کسانی با مرگ جسم، برای ابد نابود خواهند شد؟
22 تیر 99
☄ @beshnofekrkon
#این_جهانی_اند، نه #آن_جهانی
و ربطی به دنیای پس از مرگ ندارند.
#عبدالحمید_ضیایی
کافر کیست؟
چه کسانی با مرگ جسم، برای ابد نابود خواهند شد؟
22 تیر 99
☄ @beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
🔸دیگر #خسته شدم، می خواهم #زرتشتی شوم!
#پرسش و #پاسخی از آیت الله #منتظری
👈 #پرسش: من می خواهم به دین پدریمان برگردم و #زرتشتی بشوم!
من یک #میهن پرست هستم و کشورم را دوست دارم ولی دیگر خسته شده ام.
بعضی از #جوانان ایرانی دارند زرتشتی می شوند!
✍️ #پاسخ:
#اولا؛ در #انتخاب دین هر چند #اکراه و اجبار نه معقول و ممکن است و نه #ارزشی دارد:« لا اکراه فی الدین»،
اما مثل انتخاب نوع #لباس و غذا نیست که انسان از هر کدام #خوشش آمد انتخاب نماید بلکه #دین و ایدئولوژی باید از روی دلیل محکم و #عقل پسند باشد.
#انسان طبعا و منطقا تسلیم دلیل و #استدلال خواهد بود.
بنابراین اگر شما #اسلام را از روی دلیل و منطق انتخاب کردید منطقا #بدون_دلیل نمی توانید آن را رها کنید و اگر بدون دلیل و از روی #تقلید یا تبعیت از محیط بوده است و به همین جهت آن را رها کرده دین #زرتشتی را انتخاب کرده اید، ارزشی ندارد و ممکن است در #آینده از دین دیگری خوشتان بیاید!
#دوم: علت خسته شدن و #زدگی شما از اسلام اگر #عمل_من و رفتار من و امثال من می باشد باید متذکر شوم که #من و امثال من معیار و ملاک و #الگوی اسلام نیستیم بلکه #قرآن و پیامبر و عترت معصوم ملاک واقعی و الگوی حقیقی اسلام می باشند...
#بهترین راه برای انتخاب دین برتر #موازنه و مقایسه بین #ادیان و #گزینش عالی ترین آنها در ترسیم #معارف و خطوط فکری و عملی راه مستقیم هدایت است.
(منبع: پاسخ به پرسش های دینی،آیت الله منتظری، انتشار پاییز 89، ص 105)
@lotfi_mojtaba
☄https://t.me/beshnofekrkon
#پرسش و #پاسخی از آیت الله #منتظری
👈 #پرسش: من می خواهم به دین پدریمان برگردم و #زرتشتی بشوم!
من یک #میهن پرست هستم و کشورم را دوست دارم ولی دیگر خسته شده ام.
بعضی از #جوانان ایرانی دارند زرتشتی می شوند!
✍️ #پاسخ:
#اولا؛ در #انتخاب دین هر چند #اکراه و اجبار نه معقول و ممکن است و نه #ارزشی دارد:« لا اکراه فی الدین»،
اما مثل انتخاب نوع #لباس و غذا نیست که انسان از هر کدام #خوشش آمد انتخاب نماید بلکه #دین و ایدئولوژی باید از روی دلیل محکم و #عقل پسند باشد.
#انسان طبعا و منطقا تسلیم دلیل و #استدلال خواهد بود.
بنابراین اگر شما #اسلام را از روی دلیل و منطق انتخاب کردید منطقا #بدون_دلیل نمی توانید آن را رها کنید و اگر بدون دلیل و از روی #تقلید یا تبعیت از محیط بوده است و به همین جهت آن را رها کرده دین #زرتشتی را انتخاب کرده اید، ارزشی ندارد و ممکن است در #آینده از دین دیگری خوشتان بیاید!
#دوم: علت خسته شدن و #زدگی شما از اسلام اگر #عمل_من و رفتار من و امثال من می باشد باید متذکر شوم که #من و امثال من معیار و ملاک و #الگوی اسلام نیستیم بلکه #قرآن و پیامبر و عترت معصوم ملاک واقعی و الگوی حقیقی اسلام می باشند...
#بهترین راه برای انتخاب دین برتر #موازنه و مقایسه بین #ادیان و #گزینش عالی ترین آنها در ترسیم #معارف و خطوط فکری و عملی راه مستقیم هدایت است.
(منبع: پاسخ به پرسش های دینی،آیت الله منتظری، انتشار پاییز 89، ص 105)
@lotfi_mojtaba
☄https://t.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 8
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
17- ارتداد یا تغییر عقیده ، معنا چیست ؟ 17
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ؛ زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج ميباشد . آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن ميباشد ؛ نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري ، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ؛ و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
" لا اكراه في الدين ..." - (10)
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد ، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز ميباشد .
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ؛ و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير : ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
18- کرامت انسانها به چیست ؟ 18
بايد دانست انسان كه يك موجود متعلق به ناسوت است و در قوس نزول در عالم ناسوت كه نازلترين عوالم هستي است قرار گرفته است ، خداوند چنان لياقت و استعدادي به او عطا نموده كه در اثر حركت جوهري پس از طي مراحل نباتي و حيواني و نيل به مرحله انسانيت ميتواند با قدرت علم و عمل در قوس صعود به مرحله كون جامع و بالاترين و شريف ترين عوالم هستي يعني عالم عقول مجرده برسد ؛ كه نمونه بارز آن انسانهاي كامل همچون : پيامبراكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) ميباشند . جايي كه - بنا بر آموزه هاي ديني - هيچ فرشته و ملك مقربي به آن نمي رسد . و چنين موجودي با چنين لياقت و استعدادي قهرا داراي كرامت ذاتي و شرافت خواهد بود .
بنابراين همه انسانها صرف نظر از دين و مذهب و اعتقادات و اعمال و رفتار، داراي كرامت ذاتي هستند ؛
هرچند انسان باتقوا در نزد خداوند داراي فضيلت و كرامتي بيشتر است . و در حقيقت هرانساني داراي كرامت ذاتي است ؛ اما انسان باتقوا علاوه بر كرامت ذاتي داراي كرامت ارزشي كه با اكتساب به دست ميآيد نيز ميباشد :
" ان اكرمكم عندالله اتقيكم " (11)
" باارزشترين شما نزد خداوند باتقواترين شما هستند."
ولي اين كرامت ارزشي هيچ تأثيري در حقوق اجتماعي ندارد ، و در حقوق اجتماعي ، همه انسانها - صرف نظر از درجه ايمان و تقواي آنها - از اين گونه حقوق بهره مند هستند .
زیرنویسها :
10- سوره بقره ، آیه 256
11- سوره حجرات (49)، آیه 13.
منابع :
17- کتاب رساله حقوق – ص 51
18- کتاب رساله حقوق – ص 32
ادامه دارد :
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
دين - شاخص ها و آموزه هاي آن – 4
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
7- دین چه می آموزد ؟ 7
• دين به انسانها ميآموزد تا خود را با عالمي كه در آن زندگي ميكنند هماهنگ سازند . چرا كه بدون چنين هماهنگي ميان انسان و جهان پيرامونش ، تداوم زندگي برايش دشوار ميشود و احساس پوچي و بيگانگي به او دست ميدهد .
• آنچه دين به انسانها ميآموزد ، چه در بخش اعتقادات و چه در بخش احكام ، به منظور رساندن آنان به كمال و سعادت است . دو چيزي كه جزء خواسته هاي ذاتي انسانها است و چنين سعادت و كمالي منحصر در رشد مادي و دستاوردهاي رفاهي نيست .
• دين حرفه اي نيست كه با آموختن آن بتوان رنج ها را كاهش داد و نابساماني ها را از بين برد . دين احساسي قلبي است كه وجودش آثار و ثمرات پيش گفته را دارد .
8- جامعیت دین به چه معناست ؟ 8
جامعيت و كمال دين ، به داشتن رهنمودهايي در راستاي راهنمايي انسان به مقصد تعيين شده است ، كه از آنها به هدايت تعبير ميشود.
راز و رمز اصلي اين رهنمودها ، ايجاد رابطه زيستي متناسب ميان انسان و عالم هستي است .....
همين است كه دين در راستاي دعوت مردم به خداوند و تبيين ارزشهاي معنوي ، آنچه را كه انسانها بدون دين نمي توانستند به دست آورند ، در بر دارد و از اين جهت هيچ كاستي ندارد .
بر اين اساس توقع از دين براي برآوردن نيازهايي كه با عقل و خرد جمعي قابل تحصيل ميباشد ، توقعي بي جا است .
9- قلمرو تعاليم دين کجاست ؟ 9
جهت گيري اصلي دين ، دعوت مشفقانه مردم به خدا و اصلاح امور آنان به دست خودشان است ....
دين هيچ گاه در صدد ارائه شكل خاصي براي زندگي نيست . زندگي شهري يا روستايي ، صحرانشيني و امثال اينها ، توصيه دين نيستند .
دين به انسانها ، در هر كجا كه هستند ، سفارش ميكند تا اموري را رعايت كنند....
چه اين كه دخالت در چنين اموري دين را با مشكلات عديده اي مواجه خواهد ساخت و پيشرفت ها و تحولات ، دين را به تدريج از زندگي مردم خارج ميكند .
منابع :
7- كتاب اسلام دين فطرت – ص 39 تا 43
8- كتاب اسلام دين فطرت – ص 47 تا 49
9- كتاب اسلام دين فطرت – ص 49 تا 51
ادامه دارد
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
رجحان عقل بر شرع در كلام فقيه عاليقدر
• ما عقل را ام الحجج یعنی اساس حجت ها و براهین میدانیم و احکام و قوانینی را که مخالف عقل باشد قبول نداریم .
• هیچ گاه احکام شرعی مخالف عقل نیست ، و خود شرع و قرآن، ما را به عقل ارجاع میدهند.
• در موارد زیادی قرآن بحث تعقل و تفکر و اندیشه را مطرح کرده است و مردم را به اندیشه کردن در امور تکوینی و غیرتکوینی سفارش نموده است.
• ما در اسلام (لااکراه فی الدین) را داریم که معنی اش این است دین زوری قابل قبول نیست .
• ما میگوییم : “ کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع”.
• حکم عقل و شرع با هم تلازم دارند و تضاد در آنها نیست، و اگر تضادی در جایی مشاهده شد در اینجا آنچه عقل میگوید مقدم است، چون ام الحجج است»
كتاب : دیدگاه ها ص 352 و 353
محمد صالحي – 11/2/91
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
• ما عقل را ام الحجج یعنی اساس حجت ها و براهین میدانیم و احکام و قوانینی را که مخالف عقل باشد قبول نداریم .
• هیچ گاه احکام شرعی مخالف عقل نیست ، و خود شرع و قرآن، ما را به عقل ارجاع میدهند.
• در موارد زیادی قرآن بحث تعقل و تفکر و اندیشه را مطرح کرده است و مردم را به اندیشه کردن در امور تکوینی و غیرتکوینی سفارش نموده است.
• ما در اسلام (لااکراه فی الدین) را داریم که معنی اش این است دین زوری قابل قبول نیست .
• ما میگوییم : “ کلما حکم به الشرع حکم به العقل و کلما حکم به العقل حکم به الشرع”.
• حکم عقل و شرع با هم تلازم دارند و تضاد در آنها نیست، و اگر تضادی در جایی مشاهده شد در اینجا آنچه عقل میگوید مقدم است، چون ام الحجج است»
كتاب : دیدگاه ها ص 352 و 353
محمد صالحي – 11/2/91
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#زندگی_مشترک اگر به راستی #مشترک باشد، زن و مرد، #سهم_برابری در #خوب نگاه داشتنش ایفا خواهند کرد و دیگر هیچ یک احساس نمی کند #تنها او زندگی را ساخته و #دیگری فقط نظاره گر بوده است.
❤️ https://t.me/beshnofekrkon/1736
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد #روانشناسان و مشاوران در سطوح و گرایشهای مختلف لیسانس تا دکترا و نیز کارگاهها و سمینارهای مختلف آموزشی و مهارت افزایی، افزوده می شود ولی سرعت افزایش تعداد #طلاقها و کاهش چشمگیر ازدواج بسیار بیشتر شده و رو بسوی یک جامعه افسارگسیخته پیش می رود ؟!!
❤️ https://t.me/beshnofekrkon/1736
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرا تاریخ مصرف #ساختار_سنتی_خانواده تمام شده است؟ ۱
اگر چه قبلا در مقالات و سخنرانیهای متعدد به این موضوع پرداخته ام، ولی جهت وضوح بیشتر نکاتی را مختصرا عرض می کنم:
آیا فکر کرده ایم که با آنکه هر ساله به تعداد #روانشناسان و مشاوران در سطوح و گرایشهای مختلف لیسانس تا دکترا و نیز کارگاهها و سمینارهای مختلف آموزشی و مهارت افزایی، افزوده می شود ولی سرعت افزایش تعداد #طلاقها و کاهش چشمگیر ازدواج بسیار بیشتر شده و رو بسوی یک جامعه افسارگسیخته پیش می رود ؟!!
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#ابراهیم ، پیامبری که هرگز از #پرسشگری و حتی جدال برهان خواهی از خداوند باز نایستاد
🌈آنگونه که از #قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه #بت می پرستیدند 1 .
☄️اما او بدلیل روح آزاد و #عقل_پرسشگر خود نتوانست با آنها همنوا شده و با آنها به یک #جدال_برهان_خواهی پرداخت و آنها را بر شیوه گمراهی دانست . 2
☀️در این راه به #جستجوی پاسخ سوالهای خود برای شناخت هستی و شعور حاکم بر آن به سرزمینهای مختلف با #نحله_های_مختلف_دینی قدم گذاشت و در #تجربه_ایمانی آنها شریک شد .
☄️اما #عقل_نقاد و سیلان روح آزاده او ، به هیچ کدام آنها #قانع نشد و از همه آنها دل برید 3 و لحظه ای تا رسیدن به #حقیقت توحیدی ملک و ملکوت از جستجو نایستاد 4 .
😳و آنگاه نیز که در #مقام_پیامبری به همنشینی در خلوت الهی رسید ، هرگز خود را #تسلیم بی چون و چرای آنچه از او می شنید نکرد .
🔥چه آن سخن که در #معاد_جسمانی مردمان از خداوند شنید و علیرغم #ایمانش به او و اعتماد به قدرت بیکرانه اش ، از او #برهانی خواست که قلبش به #اطمینان رسد و روح جستجوگرش آرام یابد 5 .
🔥و چه آنگاه که بر #عذاب_قوم_لوط ، علیرغم آن همه ناهنجاریهای اخلاقی شان ، ابتدا با #ماموران الهی به سخن پرداخت ، شاید به انصرافشان وادارد 6 و آنگاه که از محاجه با آنها مایوس شد ، با #خدا در مقام #مجادله نشست و از او رحمتش را بر آنان خواست مگر آنکه برهانش او را #مجاب کند و خداوند نیز چنان کرد 7 .
👍 #همراهی خداوند با روح آزاده و ذهن پرسشگر ابراهیم ، نشان از #شان والای الوهیت و بی ارزشی #ایمان بی اندیشه حتی پیامبرش دارد .
و پس از این همه #پرسش و جستجو و یافتن بود که خداوند او را لایق مقام #امامت و پیشوایی مردمان دانست 8 ، آنگونه که خلوص و #عقلایی بودن توحید او را #تراز ایمان توحیدی آیندگان قرار داد 9 .
🌈زیرنویسها :
1- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون ، قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاكفين ، قال هل يسمعونكم اذ تدعون ، او ينفعونكم او يضرون ، قالوا بل وجدنا آباءنا كذلك يفعلون ، قال ا فرايتم ما كنتم تعبدون ، انتم و آباؤكم الاقدمون – شعرا 70 تا 76
2- و اذ قال ابراهيم لابيه آزر ا تتخذ اصناما آلهة اني اراك و قومك في ضلال مبين – انعام 74
3- فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين فلما راي القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين فلما راي الشمس بازغة قال هذا ربي هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين – انعام 76 تا 79
4- و كذلك نري ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين – انعام 75
5- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي - بقره 260
6- و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين ، قال ان فيها لوطا قالوا نحن اعلم بمن فيها لننجينه و اهله الا امراته كانت من الغابرين – عنکبوت 31 و 32
7- فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود – هود 74 تا 76
8- و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما – بقره 124
9- و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين – بقره 135
محمد صالحی – 2/9/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
🌈آنگونه که از #قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه #بت می پرستیدند 1 .
☄️اما او بدلیل روح آزاد و #عقل_پرسشگر خود نتوانست با آنها همنوا شده و با آنها به یک #جدال_برهان_خواهی پرداخت و آنها را بر شیوه گمراهی دانست . 2
☀️در این راه به #جستجوی پاسخ سوالهای خود برای شناخت هستی و شعور حاکم بر آن به سرزمینهای مختلف با #نحله_های_مختلف_دینی قدم گذاشت و در #تجربه_ایمانی آنها شریک شد .
☄️اما #عقل_نقاد و سیلان روح آزاده او ، به هیچ کدام آنها #قانع نشد و از همه آنها دل برید 3 و لحظه ای تا رسیدن به #حقیقت توحیدی ملک و ملکوت از جستجو نایستاد 4 .
😳و آنگاه نیز که در #مقام_پیامبری به همنشینی در خلوت الهی رسید ، هرگز خود را #تسلیم بی چون و چرای آنچه از او می شنید نکرد .
🔥چه آن سخن که در #معاد_جسمانی مردمان از خداوند شنید و علیرغم #ایمانش به او و اعتماد به قدرت بیکرانه اش ، از او #برهانی خواست که قلبش به #اطمینان رسد و روح جستجوگرش آرام یابد 5 .
🔥و چه آنگاه که بر #عذاب_قوم_لوط ، علیرغم آن همه ناهنجاریهای اخلاقی شان ، ابتدا با #ماموران الهی به سخن پرداخت ، شاید به انصرافشان وادارد 6 و آنگاه که از محاجه با آنها مایوس شد ، با #خدا در مقام #مجادله نشست و از او رحمتش را بر آنان خواست مگر آنکه برهانش او را #مجاب کند و خداوند نیز چنان کرد 7 .
👍 #همراهی خداوند با روح آزاده و ذهن پرسشگر ابراهیم ، نشان از #شان والای الوهیت و بی ارزشی #ایمان بی اندیشه حتی پیامبرش دارد .
و پس از این همه #پرسش و جستجو و یافتن بود که خداوند او را لایق مقام #امامت و پیشوایی مردمان دانست 8 ، آنگونه که خلوص و #عقلایی بودن توحید او را #تراز ایمان توحیدی آیندگان قرار داد 9 .
🌈زیرنویسها :
1- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون ، قالوا نعبد اصناما فنظل لها عاكفين ، قال هل يسمعونكم اذ تدعون ، او ينفعونكم او يضرون ، قالوا بل وجدنا آباءنا كذلك يفعلون ، قال ا فرايتم ما كنتم تعبدون ، انتم و آباؤكم الاقدمون – شعرا 70 تا 76
2- و اذ قال ابراهيم لابيه آزر ا تتخذ اصناما آلهة اني اراك و قومك في ضلال مبين – انعام 74
3- فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين فلما راي القمر بازغا قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونن من القوم الضالين فلما راي الشمس بازغة قال هذا ربي هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين – انعام 76 تا 79
4- و كذلك نري ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين – انعام 75
5- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبي - بقره 260
6- و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين ، قال ان فيها لوطا قالوا نحن اعلم بمن فيها لننجينه و اهله الا امراته كانت من الغابرين – عنکبوت 31 و 32
7- فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود – هود 74 تا 76
8- و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما – بقره 124
9- و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين – بقره 135
محمد صالحی – 2/9/96
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرا #شاخص مسلمانی و #رفرنس ایمانی ما، اسلام و ایمان #ابراهیمی معرفی شده است؟
خداوند وقتی #بشر را خلق کرد و او با بالغتر شدن در گذر زمان ، ابتدا به انسانی ماهر و سپس خرد ورز تبدیل شد و با طی کردن دوران #نوزادی_عقلی خود ، به مرحله #آموزش پذیری وارد شد ، با انتخاب حضرت #آدم از بین آنها 1 ،اصول کلی جهان بینی #توحیدی را به او یاد داد 2 و به سوی مردمان خود فرستاد تا آنها را از #دغدغه های " من اینجا چه می کنم؟ " ، " آیا کسی مالک بر جهان هست " ، " زندگی من با مرگ چه می شود؟ " و ده ها سوالات اساسی دیگر ، نجات دهد.
و بارها و بارها ، با #بالغتر شدن عقل بشر و پیدا شدن سوالات جدید و نیازهای مختلف رفتاری دیگر ، پیامبران دیگری را فرستاد تا هم جهان بینی توحیدی را مدللتر کند و هم #اخلاقی زیستن را به بشر گوشزد نماید. 3
اما از آنجا که بشر همواره بدنبال #لذتهای دنیایی خود ، حتی با سوء استفاده از آموزه های انبیا بوده و هست و گروهی #مقلدانه ، بدنبال آموزه های گروهی دیگر که با #دستبردهای مختلف در مبانی شرایع ، اهداف خود را پیش می بردند ، بودند، و از آنجا که خداوند حتی #پذیرش سخنان خود را به حساب آنکه از خداست نمی پذیرفت 4 و جستجو و #تحقیقی همه جانبه را شرط هدایت و ورود به جرگه بندگان خود می دانست 5 ، از بین همه انبیا ، #شیوه_ابراهیم در ورود به پرسشهای هستی شناسی خود و نحوه #ایمان_ورزی محققانه اش را معیار و رفرنس ایمانی مردم قرار داد.
و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه في الآخرة لمن الصالحين 6
ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين7
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم و ما جعل عليكم في الدين من حرج ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم و تكونوا شهداء علي الناس 8
👇در این #مجال اندک، به دلایل این انتخاب نگاهی مختصر می کنیم :
💥1- ابراهیم انسانی بود با #دغدغه های وجودی خود ( رها شده ام یا #خدایی هست؟ 9 - #مرگ چیست و پس از آن چه می شود؟ 10 - این همه #درد و رنج و ظلم برای چیست؟ 11 )
💥2- بجای #ایمان_موروثی به ادیان موجود، خود به جستجوی سوالها و دغدغه هایش پرداخت ، و در تمام عمر خود ، پرسشگری در جستجوی حقایق هستی بود. 12
💥3- در این جستجوی خستگی ناپذیر ، #خدای_یگانه را مرهم تنهاییش یافت 13 ، #جاودانگی را در پس از مرگ پیدا کرد 14 ،انسان را #مسیول زندگی و عاقبت اعمال خود دید و ظلم را پدیده زشتی یافت که انسان را پر از درد و سرانجامش را پر از رنج خواهد نمود.15
💥4- و اینجا بود که به مقام امامت و الگو و مرجعیت #ایمان_یقینانه رسید. 16
💥5- و در این #پرسشگری مدام خود ، حتی در زمان نبوتش، ثابت کرد که اگر چه این راه سخت است ولی به #حقیقتی متعالی رهنمون خواهی شد . 17
💥6 - و دیگر دلیل اینکه ، در شیوه #اداره_جامعه خود، دخالتی نکرده، #شریعتی بنا ننهاد و موسس و یا مولد هیچ فرقه ای در یافته ها و آموزه های خود نشد 18 ،چرا که این #فرقه_سازیها از نظر خداوند پیش گرفتن راه بغی و تجاوز به حقیقت است. 19
👇#زیرنویسها :
1- ان الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين– آل عمران 33
2- و علم آدم الاسماء كلها– بقره 31
3- هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين– جمعه 2
4- و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الي الله متابا .... و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا– فرقان 73
5- فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب– زمر 18
6- بقره 130
7- نحل 123
8- حج 78
9- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون– شعرا 70
10- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي– بقره 260
11 - فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب– هود 74
12 - فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين– انعام 76
13 - قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين– انعام 79
14 - قال بلي و لكن ليطمئن قلبي– بقره 260
15 - و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين– عنکبوت 31
16 - و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما– بقره 124
17- و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا- عنکبوت 69
18 - و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين– بقره 135
19- ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم– بقره 213
محمد صالحی – 2/9/96
😍 #مطلب_زیر 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1062
http://mahsan.rasekhoonblog.com
خداوند وقتی #بشر را خلق کرد و او با بالغتر شدن در گذر زمان ، ابتدا به انسانی ماهر و سپس خرد ورز تبدیل شد و با طی کردن دوران #نوزادی_عقلی خود ، به مرحله #آموزش پذیری وارد شد ، با انتخاب حضرت #آدم از بین آنها 1 ،اصول کلی جهان بینی #توحیدی را به او یاد داد 2 و به سوی مردمان خود فرستاد تا آنها را از #دغدغه های " من اینجا چه می کنم؟ " ، " آیا کسی مالک بر جهان هست " ، " زندگی من با مرگ چه می شود؟ " و ده ها سوالات اساسی دیگر ، نجات دهد.
و بارها و بارها ، با #بالغتر شدن عقل بشر و پیدا شدن سوالات جدید و نیازهای مختلف رفتاری دیگر ، پیامبران دیگری را فرستاد تا هم جهان بینی توحیدی را مدللتر کند و هم #اخلاقی زیستن را به بشر گوشزد نماید. 3
اما از آنجا که بشر همواره بدنبال #لذتهای دنیایی خود ، حتی با سوء استفاده از آموزه های انبیا بوده و هست و گروهی #مقلدانه ، بدنبال آموزه های گروهی دیگر که با #دستبردهای مختلف در مبانی شرایع ، اهداف خود را پیش می بردند ، بودند، و از آنجا که خداوند حتی #پذیرش سخنان خود را به حساب آنکه از خداست نمی پذیرفت 4 و جستجو و #تحقیقی همه جانبه را شرط هدایت و ورود به جرگه بندگان خود می دانست 5 ، از بین همه انبیا ، #شیوه_ابراهیم در ورود به پرسشهای هستی شناسی خود و نحوه #ایمان_ورزی محققانه اش را معیار و رفرنس ایمانی مردم قرار داد.
و من يرغب عن ملة ابراهيم الا من سفه نفسه و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه في الآخرة لمن الصالحين 6
ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين7
و جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم و ما جعل عليكم في الدين من حرج ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل و في هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم و تكونوا شهداء علي الناس 8
👇در این #مجال اندک، به دلایل این انتخاب نگاهی مختصر می کنیم :
💥1- ابراهیم انسانی بود با #دغدغه های وجودی خود ( رها شده ام یا #خدایی هست؟ 9 - #مرگ چیست و پس از آن چه می شود؟ 10 - این همه #درد و رنج و ظلم برای چیست؟ 11 )
💥2- بجای #ایمان_موروثی به ادیان موجود، خود به جستجوی سوالها و دغدغه هایش پرداخت ، و در تمام عمر خود ، پرسشگری در جستجوی حقایق هستی بود. 12
💥3- در این جستجوی خستگی ناپذیر ، #خدای_یگانه را مرهم تنهاییش یافت 13 ، #جاودانگی را در پس از مرگ پیدا کرد 14 ،انسان را #مسیول زندگی و عاقبت اعمال خود دید و ظلم را پدیده زشتی یافت که انسان را پر از درد و سرانجامش را پر از رنج خواهد نمود.15
💥4- و اینجا بود که به مقام امامت و الگو و مرجعیت #ایمان_یقینانه رسید. 16
💥5- و در این #پرسشگری مدام خود ، حتی در زمان نبوتش، ثابت کرد که اگر چه این راه سخت است ولی به #حقیقتی متعالی رهنمون خواهی شد . 17
💥6 - و دیگر دلیل اینکه ، در شیوه #اداره_جامعه خود، دخالتی نکرده، #شریعتی بنا ننهاد و موسس و یا مولد هیچ فرقه ای در یافته ها و آموزه های خود نشد 18 ،چرا که این #فرقه_سازیها از نظر خداوند پیش گرفتن راه بغی و تجاوز به حقیقت است. 19
👇#زیرنویسها :
1- ان الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين– آل عمران 33
2- و علم آدم الاسماء كلها– بقره 31
3- هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين– جمعه 2
4- و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الي الله متابا .... و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا– فرقان 73
5- فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب– زمر 18
6- بقره 130
7- نحل 123
8- حج 78
9- اذ قال لابيه و قومه ما تعبدون– شعرا 70
10- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي– بقره 260
11 - فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب– هود 74
12 - فلما جن عليه الليل راي كوكبا قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين– انعام 76
13 - قال يا قوم اني بري ء مما تشركون اني وجهت وجهي للذي فطر السماوات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين– انعام 79
14 - قال بلي و لكن ليطمئن قلبي– بقره 260
15 - و لما جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا انا مهلكوا اهل هذه القرية ان اهلها كانوا ظالمين– عنکبوت 31
16 - و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما– بقره 124
17- و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا- عنکبوت 69
18 - و قالوا كونوا هودا او نصاري تهتدوا قل بل ملة ابراهيم حنيفا و ما كان من المشركين– بقره 135
19- ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم– بقره 213
محمد صالحی – 2/9/96
😍 #مطلب_زیر 👇
https://telegram.me/beshnofekrkon/1062
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#ابراهیم ، پیامبری که هرگز از #پرسشگری و حتی جدال برهان خواهی از خداوند باز نایستاد
🌈آنگونه که از #قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه #بت می پرستیدند 1 .
☄️اما او بدلیل روح آزاد و #عقل_پرسشگر خود…
🌈آنگونه که از #قرآن بر می آید ، ابراهیم(ع) در خانواده ای بدنیا آمد که برحسب اعتقاد پیشینیان خود ، مقلدگونه #بت می پرستیدند 1 .
☄️اما او بدلیل روح آزاد و #عقل_پرسشگر خود…