Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
از نظرگاه قرآن #اعتراض حتی به #خداوند آزاد است
#عقل موهبتی است که خداوند با آن #هستی را آغاز کرده و به هر یک از مخلوقات خود به فراخور وجودیشان بخشیده است.
و با وجود #عقل است که #شعور و #آگاهی موضوعیت میابد.
و آنگاه که قرار است #شعور به #آگاهی منتج شود، #فهم است که زاییده شده و در این فهمیدن است که #تفاوتها و اختلافات ظهور می کنند.
و اینجاست که ما شاهد #بالاترین_اختلافات در فهم هایی می شویم که بین #فرشتگان و یا #انبیا با خداوند بوقوع پیوسته و آنها را به #اعتراض واداشته است.
و بیان این #اعتراضات در قرآن به معنای #اعتباری است که خداوند برای تفاوت #فهمهای مختلف تا حد اعتراض قایل شده ، چرا که خود اینگونه به خلقت، شکل و صورت داده و جز اینگونه نیز نمی پسندد:
و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا 1
و #خوبان مورد تایید خداوند ، کسانی هستند كه چون به #آيات پروردگارشان اندرزشان دهند ، در برابر آن چون #كران و #كوران نباشند.
در این مجال #چند_نمونه_اعتراض به خداوند و رسولش بیان می شود:
1️⃣ #اعتراض_فرشتگان به #خلقت انسان:
و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة قالوا ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء ... 2
و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين #خليفه اي مي آفرينم ، گفتند : آيا كسي را مي آفريني كه در آنجا #فساد كند و خونها بريزد.. ؟
و #خداوند اما ، چوب #تنبیه بر آنها نزد که چرا بر من معترضید، بلکه سخنی گفت که شما از قصد من و آنچه قرار است با آن مخلوق اتفاق افتد، مطلع نیستید و من نیز نمی توانم برایتان بگویم ؛ چرا که شما را در آن مقام نمی بینم که بتوانید بفهمید ، مگر آنکه با وقوعش ، متوجه شوید.
قال اني اعلم ما لا تعلمون 3
#گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد.
2️⃣ #اعتراض_ابراهیمِ پیامبر(س) نسبت به #عذاب قوم لوط :
وقتی که #فرشتگان عذاب برای اجرای آن بسوی قوم لوط روانه بودند ، ابراهیم(س) سعی کرد تا #مانعشان شود اما وقتی حریفشان نشد ، دهانش را به #اعتراض به خداوند گشود:
فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود 4
.. #ابراهيم ، با ما در باره قوم لوط به #مجادله برخاست . ابراهيم بردبار و نازكدل است ... اي ابراهيم ، از اين سخن اعراض كن فرمان پروردگارت فراز آمده است و ...
3️⃣ #اعتراض_سعد بن عباده به حکم خدا در مورد زنا و لزوم #شهادت 4 نفر :
قرآن ، جهت #عدم_اشاعه تخلفات جنسی در جامعه ، برای افشا کننده های موارد احتمالی که نتوانند 4 شاهد بیاورند ، #مجازات های خاصی را وضع نمود که آیه زیر ناظر به آن می باشد:
و الذين يرمون المحصنات ثم لم ياتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئك هم الفاسقون 5
كساني را كه #زنان_شوهردار را به زنا متهم مي كنند و چهار شاهد نمي آورند، #هشتاد ضربه بزنيد ..
پس از نزول آیه فوق، « #سعد بن عباده » نسبت به احتمال وقوع زنای محصنه و عدم امکان وجود 4 شاهد در محل ، #معترض شد و خداوند نیز بجای تنبیه او ، حکم را #تعدیل نمود:
و الذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين و الخامسة ان لعنت الله عليه ان كان من الكاذبين و يدرؤا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الكاذبين 6
و كساني كه #زنان خود را به #زنا متهم مي كنند و #شاهدي جز خود ندارند ، شهادت هر يك از آنها را چهار بار شهادت است .. . و بار پنجم بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد . و اگر آن زن چهار بار به خدا #سوگند خورد كه آن مرد دروغ مي گويد ، #حد از او برداشته مي شود .
4️⃣ #اعتراض_یک زن_به پیامبر(ص) در قانون #طلاق ناعادلانه #ظهار :
در عصر نزول ، هر گاه #مردی بهر دلیلی از زن خود راضی نبود می توانست او را با #جمله < انت عليّ كظهر امي > بشکلی ناعادلانه #طلاق داده و او و فرزندانش را بی سرپرست کند.
روزی #زنی که در چنین دامی دچار شده بود و خود و فرزندانش را از دست رفته می دید بر #پیامبر(ص) وارد و بشدت به آن قانون #اعتراض کرد تا آنجا که #خداوند وارد عرصه ماجرا شده و #بنفع_زن ، قانون فوق را #لغو نمود:
قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها و تشتكي الي الله و الله يسمع تحاوركما ... الذين يظاهرون منكم من نسائهم ما هن امهاتهم ... 7
خدا #سخن_زني را كه در باره شوهرش با تو، به #مجادله آمده است و به خدا #شكوه مي كند ، شنيد .. از ميان شما كساني كه زنانشان را ظهار مي كنند بدانند كه زنانشان ، مادرانشان نشوند ..
#زیرنویسها :
1- فرقان 73
2- بقره 30
3- همان
4- هود 74 تا 76
5- نور 4
6- نور 6 و 7 و 8 ( تفسیر نمونه )
7- مجادله 1 به بعد
محمد صالحي – 8/9/97
https://telegram.me/beshnofekrkon
#عقل موهبتی است که خداوند با آن #هستی را آغاز کرده و به هر یک از مخلوقات خود به فراخور وجودیشان بخشیده است.
و با وجود #عقل است که #شعور و #آگاهی موضوعیت میابد.
و آنگاه که قرار است #شعور به #آگاهی منتج شود، #فهم است که زاییده شده و در این فهمیدن است که #تفاوتها و اختلافات ظهور می کنند.
و اینجاست که ما شاهد #بالاترین_اختلافات در فهم هایی می شویم که بین #فرشتگان و یا #انبیا با خداوند بوقوع پیوسته و آنها را به #اعتراض واداشته است.
و بیان این #اعتراضات در قرآن به معنای #اعتباری است که خداوند برای تفاوت #فهمهای مختلف تا حد اعتراض قایل شده ، چرا که خود اینگونه به خلقت، شکل و صورت داده و جز اینگونه نیز نمی پسندد:
و الذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا 1
و #خوبان مورد تایید خداوند ، کسانی هستند كه چون به #آيات پروردگارشان اندرزشان دهند ، در برابر آن چون #كران و #كوران نباشند.
در این مجال #چند_نمونه_اعتراض به خداوند و رسولش بیان می شود:
1️⃣ #اعتراض_فرشتگان به #خلقت انسان:
و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة قالوا ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء ... 2
و چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين #خليفه اي مي آفرينم ، گفتند : آيا كسي را مي آفريني كه در آنجا #فساد كند و خونها بريزد.. ؟
و #خداوند اما ، چوب #تنبیه بر آنها نزد که چرا بر من معترضید، بلکه سخنی گفت که شما از قصد من و آنچه قرار است با آن مخلوق اتفاق افتد، مطلع نیستید و من نیز نمی توانم برایتان بگویم ؛ چرا که شما را در آن مقام نمی بینم که بتوانید بفهمید ، مگر آنکه با وقوعش ، متوجه شوید.
قال اني اعلم ما لا تعلمون 3
#گفت : آنچه من مي دانم شما نمي دانيد.
2️⃣ #اعتراض_ابراهیمِ پیامبر(س) نسبت به #عذاب قوم لوط :
وقتی که #فرشتگان عذاب برای اجرای آن بسوی قوم لوط روانه بودند ، ابراهیم(س) سعی کرد تا #مانعشان شود اما وقتی حریفشان نشد ، دهانش را به #اعتراض به خداوند گشود:
فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود 4
.. #ابراهيم ، با ما در باره قوم لوط به #مجادله برخاست . ابراهيم بردبار و نازكدل است ... اي ابراهيم ، از اين سخن اعراض كن فرمان پروردگارت فراز آمده است و ...
3️⃣ #اعتراض_سعد بن عباده به حکم خدا در مورد زنا و لزوم #شهادت 4 نفر :
قرآن ، جهت #عدم_اشاعه تخلفات جنسی در جامعه ، برای افشا کننده های موارد احتمالی که نتوانند 4 شاهد بیاورند ، #مجازات های خاصی را وضع نمود که آیه زیر ناظر به آن می باشد:
و الذين يرمون المحصنات ثم لم ياتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئك هم الفاسقون 5
كساني را كه #زنان_شوهردار را به زنا متهم مي كنند و چهار شاهد نمي آورند، #هشتاد ضربه بزنيد ..
پس از نزول آیه فوق، « #سعد بن عباده » نسبت به احتمال وقوع زنای محصنه و عدم امکان وجود 4 شاهد در محل ، #معترض شد و خداوند نیز بجای تنبیه او ، حکم را #تعدیل نمود:
و الذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين و الخامسة ان لعنت الله عليه ان كان من الكاذبين و يدرؤا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الكاذبين 6
و كساني كه #زنان خود را به #زنا متهم مي كنند و #شاهدي جز خود ندارند ، شهادت هر يك از آنها را چهار بار شهادت است .. . و بار پنجم بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد . و اگر آن زن چهار بار به خدا #سوگند خورد كه آن مرد دروغ مي گويد ، #حد از او برداشته مي شود .
4️⃣ #اعتراض_یک زن_به پیامبر(ص) در قانون #طلاق ناعادلانه #ظهار :
در عصر نزول ، هر گاه #مردی بهر دلیلی از زن خود راضی نبود می توانست او را با #جمله < انت عليّ كظهر امي > بشکلی ناعادلانه #طلاق داده و او و فرزندانش را بی سرپرست کند.
روزی #زنی که در چنین دامی دچار شده بود و خود و فرزندانش را از دست رفته می دید بر #پیامبر(ص) وارد و بشدت به آن قانون #اعتراض کرد تا آنجا که #خداوند وارد عرصه ماجرا شده و #بنفع_زن ، قانون فوق را #لغو نمود:
قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها و تشتكي الي الله و الله يسمع تحاوركما ... الذين يظاهرون منكم من نسائهم ما هن امهاتهم ... 7
خدا #سخن_زني را كه در باره شوهرش با تو، به #مجادله آمده است و به خدا #شكوه مي كند ، شنيد .. از ميان شما كساني كه زنانشان را ظهار مي كنند بدانند كه زنانشان ، مادرانشان نشوند ..
#زیرنویسها :
1- فرقان 73
2- بقره 30
3- همان
4- هود 74 تا 76
5- نور 4
6- نور 6 و 7 و 8 ( تفسیر نمونه )
7- مجادله 1 به بعد
محمد صالحي – 8/9/97
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
نگاهی دیگر به قصه حضرت #موسی(ع) و حضرت #خضر-1
اعتبار #نگاه_عقلانی در #زندگی در مقابل #شهود_عرفانی
مقدمه :
بشر از زمانی که در چرخه #تکاملی از جرگه جاندار ماقبل خود خارج و وارد عرصه #انسان_خردورز شد همواره خواهان #توضیح پدیده ها و اتفاقات پیرامونی خود بود، بخصوص آنانی که تاثیر حیاتی در بود و نبود او داشتند ( زلزله، سیلاب، طوفان، مرگهای ناگهانی و...)
از طرف دیگر وضعیت ناپایدار و #ناماندگار سلامتی، جوانی، عمر و موارد متعدد دیگر او را با #سوالهای عدیده جهان شناسی و سرنوشت روبرو نمود ( از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم و..)
همه اینها، در گذر زمان موجب تولید #دستگاه های مختلف فکری برای پاسخ به آن سوالات و توضیح آن پدیده ها گشت و افراد متعددی نیز داعیه ورود به آنها را داشتند.( ادیان و مکاتب فلسفی– عرفانی مختلف)
لیکن با #رشد_علم، مسایلی که چگونگی آنها قابل بحث و فهم بود حل و فصل شدند، اما هنوز اتفاقات مختلف در پیرامون مردم از جمله مرگ و میرها، بیماریهای خاص، ناکامیهای ناشناخته و .. مسیله #چرایی زندگی و مرگ را در هاله ای از ابهام نگه داشته و عطش مردم را به پاسخ و یا توضیح و توجیه، فراوانتر کرده است بگونه ای که هر روزه شاهد ظهور #مشربهای مختلف فلسفی، عرفانی و دینی مختلف در این راستا هستیم که متاسفانه بدلیل عدم امکان #آزمودن ادعاهای آنها، خرافات فراوانی نیز در آنها مشاهده و جدای تبعات اجتماعی آنها، زندگی معتقدان به خود را دستخوش تغییرات مختلف کرده است.( انزوا گزینی، مناسکهای عجیب، باورهای خرافی و...)
اما با این همه، وقتی به آموزه های #قرآن نظر می افکنیم با #توصیه ای دیگر مواجه می شویم؛ که تنها به آن سوالاتی که #خرد_پذیر بوده و در سیطره عقل قابل فهم است بپردازیم و مابقی را یا وارد نشده و یا از آنجا که تنها در حیطه #شخصی قابل تجربه بوده و نمی توان آن تجربیات شهودی را در سطح عقلایی عمومی بیان کرد صرفا در حد کلیاتی که اساس زندگی را مختل نکرده و راه های عجیب و غریب بر آن تحمیل نکند مورد بررسی قرار دهیم.
بطور مثال قرآن سوال از #روح را که مهمترین سوالی است که بشر همواره با آن مواجه بوده است با یک پاسخ کوتاه که امری از امور الهی است و با علم حداقلی مردم قابل فهم نیست، رد کرده و مردم را از افتادن در #پاسخهایی که قابل آزمودن و بیان انسانی خردپذیر نیستند برحذر می دارد چرا که می داند هر گونه پاسخ، راه را بر پاسخهای متعدد و غیرقابل ارزیابی و بعضا #خرافی دیگر باز خواهد کرد.1
حتی وقتی که از پیامبر(ص) در مورد آینده و #سرنوشت پرسش می شود، خداوند از آنجا که می داند هرگونه #مسامحه در پاسخ، تبعات خطرناکی توسط سو استفاده کنندگان، در آینده بینی و سرنوشت سازی خواهد داشت، فرمان می دهد که قطعی و صریح بگو که من به هیچ آینده و سرنوشتی آگاه نیستم، چه خودم و چه دیگری، و اگرچه پیامبرم و رابط وحی الهی با شما، ولی جز همین وحی که در اختیار شماست بر چیز دیگری احاطه ندارم. 2
و یا علیرغم درخواست های مکرر مردم برای #معجزه و کارهای غیر عادی و نیز اصرار پیامبر(ص) از خداوند جهت بستن دهان آنها، خداوند جز قرآن و دعوت به تعقل هیچ معجزه ای در قرآن ذکر نکرده و پیامبر(ص) را نیز از اینگونه درخواستها باز می دارد. 3
از طرف دیگر خداوند با بیان #قصه های مختلف در قرآن که عمدتا زبان #سمبلیک داشته و زیباترین زبان ارتباط با مخاطب در انتقال مقصود می باشد، اصول مهم و اساسی جهان بینی توحیدی و زیست معنوی اخلاقی را به مخاطبین خود عرضه می کند. 4
یکی از این داستانها که با بحث ما مرتبط است، داستان #مواجهه_موسی(ع) با حضرت #خضر در سوره کهف می باشد.
البته در این مجال قصد ورود به #متن_ظاهری داستان نیست، بلکه #پیامی که می توانم از آن داستان برگیرم را با مخاطب در میان می گذارم.
داستانی که مشتمل بر #تشنگی موسی(ع) بر فهم #چرایی پشت پرده اتفاقات و حوادث عالم بوده و خداوند علیرغم آنکه پیامبر اوست، شرایط مواجهه او را با حضرت خضر که بدلیل #سلوک_معنوی و فردی خاص خود دارای کشف و شهود عارفانه بوده است 5 فراهم می نماید. 6
در اولین گام، حضرت #خضر او را از ورود به این وادی #برحذر می دارد چرا که این راه از تجزیه و تحلیل عقلانی پدیده ها پا را فراتر گذارده و به #سکوت و #مشاهده و #پذیرش می خواند 7.
و موسی(ع) قول #صبر و سکوت می دهد و با او همراه می شود 8 ، ولی بدلیل #عقل_نقاد خود و #خرد_ناپذیر دیدن رفتارهایی که از او می بیند از او جدا شده 9 و بر اساس همان #رسالت پیامبری که باید با مردم و در #ملک_مشاع_عموم سخن بگوید به وظایف خود می پردازد. 10
#ادامه 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1959
اعتبار #نگاه_عقلانی در #زندگی در مقابل #شهود_عرفانی
مقدمه :
بشر از زمانی که در چرخه #تکاملی از جرگه جاندار ماقبل خود خارج و وارد عرصه #انسان_خردورز شد همواره خواهان #توضیح پدیده ها و اتفاقات پیرامونی خود بود، بخصوص آنانی که تاثیر حیاتی در بود و نبود او داشتند ( زلزله، سیلاب، طوفان، مرگهای ناگهانی و...)
از طرف دیگر وضعیت ناپایدار و #ناماندگار سلامتی، جوانی، عمر و موارد متعدد دیگر او را با #سوالهای عدیده جهان شناسی و سرنوشت روبرو نمود ( از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم و..)
همه اینها، در گذر زمان موجب تولید #دستگاه های مختلف فکری برای پاسخ به آن سوالات و توضیح آن پدیده ها گشت و افراد متعددی نیز داعیه ورود به آنها را داشتند.( ادیان و مکاتب فلسفی– عرفانی مختلف)
لیکن با #رشد_علم، مسایلی که چگونگی آنها قابل بحث و فهم بود حل و فصل شدند، اما هنوز اتفاقات مختلف در پیرامون مردم از جمله مرگ و میرها، بیماریهای خاص، ناکامیهای ناشناخته و .. مسیله #چرایی زندگی و مرگ را در هاله ای از ابهام نگه داشته و عطش مردم را به پاسخ و یا توضیح و توجیه، فراوانتر کرده است بگونه ای که هر روزه شاهد ظهور #مشربهای مختلف فلسفی، عرفانی و دینی مختلف در این راستا هستیم که متاسفانه بدلیل عدم امکان #آزمودن ادعاهای آنها، خرافات فراوانی نیز در آنها مشاهده و جدای تبعات اجتماعی آنها، زندگی معتقدان به خود را دستخوش تغییرات مختلف کرده است.( انزوا گزینی، مناسکهای عجیب، باورهای خرافی و...)
اما با این همه، وقتی به آموزه های #قرآن نظر می افکنیم با #توصیه ای دیگر مواجه می شویم؛ که تنها به آن سوالاتی که #خرد_پذیر بوده و در سیطره عقل قابل فهم است بپردازیم و مابقی را یا وارد نشده و یا از آنجا که تنها در حیطه #شخصی قابل تجربه بوده و نمی توان آن تجربیات شهودی را در سطح عقلایی عمومی بیان کرد صرفا در حد کلیاتی که اساس زندگی را مختل نکرده و راه های عجیب و غریب بر آن تحمیل نکند مورد بررسی قرار دهیم.
بطور مثال قرآن سوال از #روح را که مهمترین سوالی است که بشر همواره با آن مواجه بوده است با یک پاسخ کوتاه که امری از امور الهی است و با علم حداقلی مردم قابل فهم نیست، رد کرده و مردم را از افتادن در #پاسخهایی که قابل آزمودن و بیان انسانی خردپذیر نیستند برحذر می دارد چرا که می داند هر گونه پاسخ، راه را بر پاسخهای متعدد و غیرقابل ارزیابی و بعضا #خرافی دیگر باز خواهد کرد.1
حتی وقتی که از پیامبر(ص) در مورد آینده و #سرنوشت پرسش می شود، خداوند از آنجا که می داند هرگونه #مسامحه در پاسخ، تبعات خطرناکی توسط سو استفاده کنندگان، در آینده بینی و سرنوشت سازی خواهد داشت، فرمان می دهد که قطعی و صریح بگو که من به هیچ آینده و سرنوشتی آگاه نیستم، چه خودم و چه دیگری، و اگرچه پیامبرم و رابط وحی الهی با شما، ولی جز همین وحی که در اختیار شماست بر چیز دیگری احاطه ندارم. 2
و یا علیرغم درخواست های مکرر مردم برای #معجزه و کارهای غیر عادی و نیز اصرار پیامبر(ص) از خداوند جهت بستن دهان آنها، خداوند جز قرآن و دعوت به تعقل هیچ معجزه ای در قرآن ذکر نکرده و پیامبر(ص) را نیز از اینگونه درخواستها باز می دارد. 3
از طرف دیگر خداوند با بیان #قصه های مختلف در قرآن که عمدتا زبان #سمبلیک داشته و زیباترین زبان ارتباط با مخاطب در انتقال مقصود می باشد، اصول مهم و اساسی جهان بینی توحیدی و زیست معنوی اخلاقی را به مخاطبین خود عرضه می کند. 4
یکی از این داستانها که با بحث ما مرتبط است، داستان #مواجهه_موسی(ع) با حضرت #خضر در سوره کهف می باشد.
البته در این مجال قصد ورود به #متن_ظاهری داستان نیست، بلکه #پیامی که می توانم از آن داستان برگیرم را با مخاطب در میان می گذارم.
داستانی که مشتمل بر #تشنگی موسی(ع) بر فهم #چرایی پشت پرده اتفاقات و حوادث عالم بوده و خداوند علیرغم آنکه پیامبر اوست، شرایط مواجهه او را با حضرت خضر که بدلیل #سلوک_معنوی و فردی خاص خود دارای کشف و شهود عارفانه بوده است 5 فراهم می نماید. 6
در اولین گام، حضرت #خضر او را از ورود به این وادی #برحذر می دارد چرا که این راه از تجزیه و تحلیل عقلانی پدیده ها پا را فراتر گذارده و به #سکوت و #مشاهده و #پذیرش می خواند 7.
و موسی(ع) قول #صبر و سکوت می دهد و با او همراه می شود 8 ، ولی بدلیل #عقل_نقاد خود و #خرد_ناپذیر دیدن رفتارهایی که از او می بیند از او جدا شده 9 و بر اساس همان #رسالت پیامبری که باید با مردم و در #ملک_مشاع_عموم سخن بگوید به وظایف خود می پردازد. 10
#ادامه 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1959
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به قصه حضرت #موسی(ع) و حضرت #خضر-2
در حالیکه اگر به نوع #انتخاب خداوند برای #رسالت از بین موسی(ع) و حضرت خضر بنگریم، متوجه خواهیم شد که اساس رسالت، مبتنی بر نگرش، پاسخها و #رویکردهای_منطقی و خردپذیر بوده است، به همین دلیل با آنکه در وقوع پدیده…
در حالیکه اگر به نوع #انتخاب خداوند برای #رسالت از بین موسی(ع) و حضرت خضر بنگریم، متوجه خواهیم شد که اساس رسالت، مبتنی بر نگرش، پاسخها و #رویکردهای_منطقی و خردپذیر بوده است، به همین دلیل با آنکه در وقوع پدیده…
نگاهی دیگر به قصه حضرت #موسی(ع) و حضرت #خضر-2
در حالیکه اگر به نوع #انتخاب خداوند برای #رسالت از بین موسی(ع) و حضرت خضر بنگریم، متوجه خواهیم شد که اساس رسالت، مبتنی بر نگرش، پاسخها و #رویکردهای_منطقی و خردپذیر بوده است، به همین دلیل با آنکه در وقوع پدیده ها می تواند #دلایل_خاصی نهفته باشد ولی خداوند ضمن #انتخاب_موسی(ع) به رسالت علیرغم طبیعت #ذهن_منطقی و عقلانی که بر وجود او مستولی است و هر چیزی را از آن منظر می نگرد، به ما می فهماند که خارج شدن از #نگرش_عقلانی به پدیده ها و دنبال علتها و دلایل خاص بودن که عمدتا منجر به پاسخهای #خرد_گریز و بعضا #خرد_ستیز خواهند شد، نه تنها انسان را از زندگی عادی خود خارج کرده، بلکه راه را برای سو استفاده نحله های متعدد فکری، فلسفی، عرفانی و .. باز خواهد نمود.
و در این انتخاب برای وظیفه خطیر رسالت، حضرت #خضر توفیقی نمیابد، چرا که ساحت نگاه او به پدیده ها، ساحتی #شخصی و مبتنی بر تجربه های فردی است که قابل #تسری به دیگران نبوده و بدلیل خرد پذیر نبودن اکثریت آن تجربه ها نمی توانند قابل پذیرش همگانی واقع شوند.11
لذا برای داشتن یک #زندگی ساده و عادی، باید از عرصه ای به آن نگاه کرد که #ملک_مشاع همه انسانها بوده باشد و توسط تنها منبع مشترک فهم بشری که #عقل است قابل مدیریت باشد.
و البته اگر کسی #ادعاهایی خاص دارد، باید بتواند آنها را به این #ملک_مشاع با ابزار عمومی آن که عقل است وارد نماید، همانگونه که هسته اصلی رسالت پیامبر(ص) دعوت به #شکوفایی و بهره گیری حداکثری از #عقلانیت بوده است 12، در غیر اینصورت #خرافاتی بیش برای باورمندان تشنه اینگونه پاسخها و #انحراف از مسیر مستقیم زندگی و افتادن در #کرامت سازیها و #مناسک های عجیب و غریب به ارمغان نخواهد آورد.
اتفاقی که هر روزه شاهد آن هستیم؛ بروز و ظهور #نحله های_عرفانی متعدد در داخل و خارج که مدعی کشف #حلقه های ارتباط با خداوند و کاینات و تغییر سرنوشت شده و یا #اولیاء الله سازیهایی که مدعی ارتباط با امام زمان و ماورا و دخل و #تصرف بازیهای دروغین می باشند و خیل کثیر #تشنگان را به وادی های غیرقابل آزمون و نهایتا #سرگردانی و گمراهی 13 بیشتر می کشانند.
#نحله هایی که بر اساس #تصورات موسسانشان یا بر #ریاضت و انزوا استوارند و یا بر رقص و #شورمندی؛ و یا بر اساس #مدلهای خود، ارتباط با خداوند و کائنات را به #حلقه ها و لایه ها و سطوح و مراحل مختلف سیر و سلوک و #مناسک خاص تصویرسازی می کنند؛
و البته از منظر #قرآن این قبیل مدلها تا زمانی که اساس #زندگی_عادی بشر در بستر #عقلانیت_عرفی را به خطر نینداخته اند اشکالی نداشته ولی به محض خارج شدن از زندگی عادی و عرفی جامعه، از اعتبار افتاده و باطل شمرده شده اند:
قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة كذلك نفصل الآيات لقوم يعلمون 14
#زیرنویسها :
1- يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا – اسرا 85
2- قل ما كنت بدعا من الرسل و ما ادري ما يفعل بي و لا بكم ان اتبع الا ما يوحي الي و ما انا الا نذير مبين – احقاف 9
3- فان كنت في شك مما انزلنا اليك فسئل الذين يقرؤن الكتاب من قبلك لقد جاءك الحق من ربك فلا تكونن من الممترين- یونس 94
4- لقد كان في قصصهم عبرة لاولي الالباب -یوسف 111
5- فوجدا عبدا من عبادنا آتيناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما - کهف 65
6- قال له موسي هل اتبعك علي ان تعلمن مما علمت رشدا - کهف 66
7- قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شي ء حتي احدث لك منه ذكرا- کهف 70
8- قال ستجدني ان شاء الله صابرا و لا اعصي لك امرا 69
9- قال هذا فراق بيني و بينك- کهف 78
10- و آتينا موسي الكتاب و جعلناه هدي لبني اسرائيل الا تتخذوا من دوني وكيلا - اسرا 2
11- قال انك لن تستطيع معي صبرا - کهف 67
12- و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول – خطبه 1 نهج البلاغه
13-... یوم تقلب وجوههم فی النار یقولون یا لیتنا اطعناالله و اطعناالرسولا و قالوا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا - احزاب 66 و 67
14-اعراف 32
#قسمت_اول 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1958
محمد صالحی – 8/98
در حالیکه اگر به نوع #انتخاب خداوند برای #رسالت از بین موسی(ع) و حضرت خضر بنگریم، متوجه خواهیم شد که اساس رسالت، مبتنی بر نگرش، پاسخها و #رویکردهای_منطقی و خردپذیر بوده است، به همین دلیل با آنکه در وقوع پدیده ها می تواند #دلایل_خاصی نهفته باشد ولی خداوند ضمن #انتخاب_موسی(ع) به رسالت علیرغم طبیعت #ذهن_منطقی و عقلانی که بر وجود او مستولی است و هر چیزی را از آن منظر می نگرد، به ما می فهماند که خارج شدن از #نگرش_عقلانی به پدیده ها و دنبال علتها و دلایل خاص بودن که عمدتا منجر به پاسخهای #خرد_گریز و بعضا #خرد_ستیز خواهند شد، نه تنها انسان را از زندگی عادی خود خارج کرده، بلکه راه را برای سو استفاده نحله های متعدد فکری، فلسفی، عرفانی و .. باز خواهد نمود.
و در این انتخاب برای وظیفه خطیر رسالت، حضرت #خضر توفیقی نمیابد، چرا که ساحت نگاه او به پدیده ها، ساحتی #شخصی و مبتنی بر تجربه های فردی است که قابل #تسری به دیگران نبوده و بدلیل خرد پذیر نبودن اکثریت آن تجربه ها نمی توانند قابل پذیرش همگانی واقع شوند.11
لذا برای داشتن یک #زندگی ساده و عادی، باید از عرصه ای به آن نگاه کرد که #ملک_مشاع همه انسانها بوده باشد و توسط تنها منبع مشترک فهم بشری که #عقل است قابل مدیریت باشد.
و البته اگر کسی #ادعاهایی خاص دارد، باید بتواند آنها را به این #ملک_مشاع با ابزار عمومی آن که عقل است وارد نماید، همانگونه که هسته اصلی رسالت پیامبر(ص) دعوت به #شکوفایی و بهره گیری حداکثری از #عقلانیت بوده است 12، در غیر اینصورت #خرافاتی بیش برای باورمندان تشنه اینگونه پاسخها و #انحراف از مسیر مستقیم زندگی و افتادن در #کرامت سازیها و #مناسک های عجیب و غریب به ارمغان نخواهد آورد.
اتفاقی که هر روزه شاهد آن هستیم؛ بروز و ظهور #نحله های_عرفانی متعدد در داخل و خارج که مدعی کشف #حلقه های ارتباط با خداوند و کاینات و تغییر سرنوشت شده و یا #اولیاء الله سازیهایی که مدعی ارتباط با امام زمان و ماورا و دخل و #تصرف بازیهای دروغین می باشند و خیل کثیر #تشنگان را به وادی های غیرقابل آزمون و نهایتا #سرگردانی و گمراهی 13 بیشتر می کشانند.
#نحله هایی که بر اساس #تصورات موسسانشان یا بر #ریاضت و انزوا استوارند و یا بر رقص و #شورمندی؛ و یا بر اساس #مدلهای خود، ارتباط با خداوند و کائنات را به #حلقه ها و لایه ها و سطوح و مراحل مختلف سیر و سلوک و #مناسک خاص تصویرسازی می کنند؛
و البته از منظر #قرآن این قبیل مدلها تا زمانی که اساس #زندگی_عادی بشر در بستر #عقلانیت_عرفی را به خطر نینداخته اند اشکالی نداشته ولی به محض خارج شدن از زندگی عادی و عرفی جامعه، از اعتبار افتاده و باطل شمرده شده اند:
قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة كذلك نفصل الآيات لقوم يعلمون 14
#زیرنویسها :
1- يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا – اسرا 85
2- قل ما كنت بدعا من الرسل و ما ادري ما يفعل بي و لا بكم ان اتبع الا ما يوحي الي و ما انا الا نذير مبين – احقاف 9
3- فان كنت في شك مما انزلنا اليك فسئل الذين يقرؤن الكتاب من قبلك لقد جاءك الحق من ربك فلا تكونن من الممترين- یونس 94
4- لقد كان في قصصهم عبرة لاولي الالباب -یوسف 111
5- فوجدا عبدا من عبادنا آتيناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما - کهف 65
6- قال له موسي هل اتبعك علي ان تعلمن مما علمت رشدا - کهف 66
7- قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شي ء حتي احدث لك منه ذكرا- کهف 70
8- قال ستجدني ان شاء الله صابرا و لا اعصي لك امرا 69
9- قال هذا فراق بيني و بينك- کهف 78
10- و آتينا موسي الكتاب و جعلناه هدي لبني اسرائيل الا تتخذوا من دوني وكيلا - اسرا 2
11- قال انك لن تستطيع معي صبرا - کهف 67
12- و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول – خطبه 1 نهج البلاغه
13-... یوم تقلب وجوههم فی النار یقولون یا لیتنا اطعناالله و اطعناالرسولا و قالوا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبیلا - احزاب 66 و 67
14-اعراف 32
#قسمت_اول 👇
https://t.me/beshnofekrkon/1958
محمد صالحی – 8/98
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
نگاهی دیگر به قصه حضرت #موسی(ع) و حضرت #خضر-1
اعتبار #نگاه_عقلانی در #زندگی در مقابل #شهود_عرفانی
مقدمه :
بشر از زمانی که در چرخه #تکاملی از جرگه جاندار ماقبل خود خارج و وارد عرصه #انسان_خردورز شد همواره خواهان #توضیح پدیده ها و اتفاقات پیرامونی خود بود،…
اعتبار #نگاه_عقلانی در #زندگی در مقابل #شهود_عرفانی
مقدمه :
بشر از زمانی که در چرخه #تکاملی از جرگه جاندار ماقبل خود خارج و وارد عرصه #انسان_خردورز شد همواره خواهان #توضیح پدیده ها و اتفاقات پیرامونی خود بود،…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
و اینست #اثرات نادانی #فقیهی که پیامبر(ص) بر آن هشدار داده است 😭
آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ – نهج الفصاحه ، سايت آويني حديث 4
صاحب #کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان ، مرحوم سید محمدعلی مبارکه ای می نویسد :
۱- وقتی کتاب #نفحات_اللاهوت محقق کرکی ( که بر سنیان خوش نیامد ) چاپ شد ، نسخه ای از او در شامات و #حجاز پراکنده کردند ،
و نسخ چندی در #اسلامبول برده به دولت روم عرضه داشتند ؛
چندین سال در مکه و #حجاز ، #شیعه ایرانی را #قتل_عام می کردند ،
و از علمای شیعه هر که را دسترس شدند کشتند ،
و در #جبل_عامل که مولد جناب شیخ بود نیز از طرف #سنیان شام حمله کردند و چندین هزار نفر از شیعه کشته گشت .
و می توان تمام آن اختلاف و جنگ های خونین را این کتاب ایجاد و یا حداقل ادامه داد .
۲- و در #حالات شیخ بزرگوار است که وقتی سوار می شد ، #دو_نفر در جلو او یکی #تلاوت قرآن و دیگری #لعن بر خلفای .... می نمود .
و هیچ شکی نیست که آن یک نفری که در جلو شیخ لعن علنی می کرده ، #مسیحی بوده که به #لباس_اسلام ، یا دین فروشی طبیعی مذهب بوده که به تحریک آنها این عمل بجا آورده ،
و #مفاسد این کار و ضرر او هم بر #شیعه مذهب و هم بر #سایر_مذاهب اسلام تاکنون که قریب چهارصد سال است می گذرد ادامه دارد ،
و منافع این لعن که جزء عبادات بزرگ او را قلمداد کرده ، تماما عاید خزانه های #دول_مسیحی گردید ،
و هزاران #خسارت بر #شیعه و #سنی و اصل اسلام وارد آورد .
صفح ۵۶ کتاب مذکور
با تشکر از دوست عزیزم روحانی بزرگوار سید محمد حسینی بابت هدیه کتاب
محمد صالحی - ۱۰/۱۰/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
آفَةُ الدِّينِ ثَلاثَةٌ : فَقيهٌ فاجِرٌ و إمامٌ جائرٌ و مُجتَهِدٌ جاهِلٌ – نهج الفصاحه ، سايت آويني حديث 4
صاحب #کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان ، مرحوم سید محمدعلی مبارکه ای می نویسد :
۱- وقتی کتاب #نفحات_اللاهوت محقق کرکی ( که بر سنیان خوش نیامد ) چاپ شد ، نسخه ای از او در شامات و #حجاز پراکنده کردند ،
و نسخ چندی در #اسلامبول برده به دولت روم عرضه داشتند ؛
چندین سال در مکه و #حجاز ، #شیعه ایرانی را #قتل_عام می کردند ،
و از علمای شیعه هر که را دسترس شدند کشتند ،
و در #جبل_عامل که مولد جناب شیخ بود نیز از طرف #سنیان شام حمله کردند و چندین هزار نفر از شیعه کشته گشت .
و می توان تمام آن اختلاف و جنگ های خونین را این کتاب ایجاد و یا حداقل ادامه داد .
۲- و در #حالات شیخ بزرگوار است که وقتی سوار می شد ، #دو_نفر در جلو او یکی #تلاوت قرآن و دیگری #لعن بر خلفای .... می نمود .
و هیچ شکی نیست که آن یک نفری که در جلو شیخ لعن علنی می کرده ، #مسیحی بوده که به #لباس_اسلام ، یا دین فروشی طبیعی مذهب بوده که به تحریک آنها این عمل بجا آورده ،
و #مفاسد این کار و ضرر او هم بر #شیعه مذهب و هم بر #سایر_مذاهب اسلام تاکنون که قریب چهارصد سال است می گذرد ادامه دارد ،
و منافع این لعن که جزء عبادات بزرگ او را قلمداد کرده ، تماما عاید خزانه های #دول_مسیحی گردید ،
و هزاران #خسارت بر #شیعه و #سنی و اصل اسلام وارد آورد .
صفح ۵۶ کتاب مذکور
با تشکر از دوست عزیزم روحانی بزرگوار سید محمد حسینی بابت هدیه کتاب
محمد صالحی - ۱۰/۱۰/۹۵
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#مخالفت حباب ابن منذر با #طرح_پیامبر(ص) در جنگ بدر و #پذیرش_نهایی طرح او
#جایگاه_مشاوره در #جنگ_بدر
🔥روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان #سال_دوم_هجرت ، نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار ميرود .
در اين روز يكي از مهمترين #جنگهاي_سرنوشت_ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و #دستاوردهاي مهمي را براي دولت نو پاي پيامبر (ص) به همراه داشت .
💥نمایش #مشارکت_پیامبر در خرد جمعی که از مهمترین دستورات خداوند در اداره جامعه است 1،
مشخص شدن #جایگاه_وحی در افعال و افکار پیامبر (ص) 2 ،
تبلور #وحدت و همدلي در ميان مسلمانان ، و
به نمايش درآمدن #شكوه و عظمت اسلام ، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل ميباشد .
🔥از آنجا که #حرکت زیبای پیامبر (ص) در رابطه با #مشاوره عمومی و خصوصا #صرفنظر کردن از نظر خود و #پذیرش نظر حباب ابن منذر ، موضوع این مجال است ، به اختصار آن را در ادامه خواهیم آورد :
💥لشكر حضرت رسول (ص) به #دستور حضرتش در نقطهاي #پست و سرازيري از ناحيه بدر موضع گرفته بود و لشكر قريش در نقطه #مرتفعي فرود آمده بودند .
#قرآن كريم به اين موضعگيري متقابل اشاره ميكند و ميفرمايد: « اذْ اَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوي »3 ؛ « به ياد آريد آن هنگامي را كه شما در طرف پايين ( بدر ) و آنها در جاي بلندي موضع گرفته بودند . »
🔥** #حباب_بن_منذر ، نزد پيامبر (ص) آمد و #عرضه داشت :
أَمَنْزِلًا أَنْزَلَكَهُ اللَّهِ لَيْسَ لَنَا أَنْ نَتَقَدَّمَهُ، وَلَا نَتَأَخَّرَ عَنْهُ، أَمْ هُوَ الرَّأْيُ وَالْحَرْبُ وَالْمَكِيدَةُ ؟
يا رسول الله ! آيا به #فرمان_خداوند اين نقطه را انتخاب كردهاي ؟ و وحی بوده است ؟ - كه ما بدون چون و چرا از آن اطاعت كنيم - يا اينكه طبق #تشخیص_شخصي خود اين ناحيه را براي نبرد ، مناسب تشخيص دادهاي ؟
🔥&& #رسول_خدا (ص) پاسخ داد :
قَالَ: بَلْ هُوَ الرَّأْيُ وَ الْحَرْبُ وَالْمَكِيدَةُ ؟
از طرف خداوند #دستور خاصي به من نرسيده است .
🔥** #حباب گفت :
فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَإِنَّ هَذَا لَيْسَ بِمَنْزِلِ ....
به نظر من اینجا #محل_مناسبی از نظر نظامی برای استقرار نیست ....
به نظر من ما بايد لشكر را به كنار آبي ببريم كه در #نزديكي دشمن است ، سپس در كنار آن #حوضي بسازيم كه براي خود و چهارپايانمان هميشه به آب دست رسي داشته باشيم .
🔥&& #پيامبر اكرم (ص) فرمود :
#نظر_خوبي است و به نکته خوبی اشاره کردی .
لَقَدْ أَشَرْتَ بِالرَّأْيِ
💥سپس به لشكر #دستور حركت داد .
آنان در #نزديكي دشمن و در كنار آب فرود آمدند و در آنجا حوضي ساختند و آن را پر از آب كردند .
🔥😍و با اینکار خود ، ضمن آنکه ، #لزوم برخورداری از #عقل_جمعی و نظرات تخصصی افراد در امور حکومت و #اداره_جامعه را به مسلمانان گوشزد نمودند ،
#جامعه_نوپا و کوچک اسلامی مدینه را از #خطری بزرگ حفظ کردند ،
چرا که چه بسا با #ماندن در جایگاه قبلی ، مسلمانان در این #اولین رویارویی جدی با قریشیان ، #شکست خورده و هم #شهر خود را از دست می دادند و هم #تلفاتی که بر آنها تحمیل می شد ، به #فروپاشی آن می انجامید .
😍 #توضیح : خداوند نه تنها برای #اداره_عالم_تکوین، نظام علل و #اسباب را طراحی کرده و خارج از آن عمل نمیکند 4 ، که این قاعده را در اداره جامعه انسانی و #عالم_تشریع نیز صحه گذارده و #سفارش اکید فرموده است 5 .
بگونه ای که #امام_رضا(ع) می فرماید ، گاهی خداوند از #زبان_دیگران ، قفل مشکلی را باز کرده و #راه_حلی را بر او آشکار می کند 6 .
🌈زیرنویس :
1- و شاورهم في الامر – آل عمران 159
2- قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي – کهف 110
3- سوره انفال – آیه 42
4- امام صادق(ع) : أبَى اللّه ُ أن يُجرِيَ الأشياءَ إلاّ بِأسبابٍ ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيءٍ سَبَبا - بحارالأنوار، ج۲، ص ۹۰ و ج۲، ص ۱۶۸ ( و یا ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها ؛ خداوند امتناع دارد که امور جز به اسباب جریان یابد.(مجمع البحرین، طریحی، ذیل واژه سبب)
5- همان بند 1
6- قال الإمام الرضا(ع) (لما ذکر عنده أبوه): کان عقله لا توازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقيل له: تشاور مثل هذا؟! فقال: إن الله تبارک وتعالي ربما فتح علي لسانه. مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99
🔥زیرنویسها :
1- و شاورهم في الامر – آل عمران 159
2- قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي – کهف 110
3- سوره انفال – آیه 42
منبع : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 278 ( ص 617 از کتاب تک جلدی بصورت word)
محمد صالحي – 6/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
#جایگاه_مشاوره در #جنگ_بدر
🔥روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان #سال_دوم_هجرت ، نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار ميرود .
در اين روز يكي از مهمترين #جنگهاي_سرنوشت_ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و #دستاوردهاي مهمي را براي دولت نو پاي پيامبر (ص) به همراه داشت .
💥نمایش #مشارکت_پیامبر در خرد جمعی که از مهمترین دستورات خداوند در اداره جامعه است 1،
مشخص شدن #جایگاه_وحی در افعال و افکار پیامبر (ص) 2 ،
تبلور #وحدت و همدلي در ميان مسلمانان ، و
به نمايش درآمدن #شكوه و عظمت اسلام ، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل ميباشد .
🔥از آنجا که #حرکت زیبای پیامبر (ص) در رابطه با #مشاوره عمومی و خصوصا #صرفنظر کردن از نظر خود و #پذیرش نظر حباب ابن منذر ، موضوع این مجال است ، به اختصار آن را در ادامه خواهیم آورد :
💥لشكر حضرت رسول (ص) به #دستور حضرتش در نقطهاي #پست و سرازيري از ناحيه بدر موضع گرفته بود و لشكر قريش در نقطه #مرتفعي فرود آمده بودند .
#قرآن كريم به اين موضعگيري متقابل اشاره ميكند و ميفرمايد: « اذْ اَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوي »3 ؛ « به ياد آريد آن هنگامي را كه شما در طرف پايين ( بدر ) و آنها در جاي بلندي موضع گرفته بودند . »
🔥** #حباب_بن_منذر ، نزد پيامبر (ص) آمد و #عرضه داشت :
أَمَنْزِلًا أَنْزَلَكَهُ اللَّهِ لَيْسَ لَنَا أَنْ نَتَقَدَّمَهُ، وَلَا نَتَأَخَّرَ عَنْهُ، أَمْ هُوَ الرَّأْيُ وَالْحَرْبُ وَالْمَكِيدَةُ ؟
يا رسول الله ! آيا به #فرمان_خداوند اين نقطه را انتخاب كردهاي ؟ و وحی بوده است ؟ - كه ما بدون چون و چرا از آن اطاعت كنيم - يا اينكه طبق #تشخیص_شخصي خود اين ناحيه را براي نبرد ، مناسب تشخيص دادهاي ؟
🔥&& #رسول_خدا (ص) پاسخ داد :
قَالَ: بَلْ هُوَ الرَّأْيُ وَ الْحَرْبُ وَالْمَكِيدَةُ ؟
از طرف خداوند #دستور خاصي به من نرسيده است .
🔥** #حباب گفت :
فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَإِنَّ هَذَا لَيْسَ بِمَنْزِلِ ....
به نظر من اینجا #محل_مناسبی از نظر نظامی برای استقرار نیست ....
به نظر من ما بايد لشكر را به كنار آبي ببريم كه در #نزديكي دشمن است ، سپس در كنار آن #حوضي بسازيم كه براي خود و چهارپايانمان هميشه به آب دست رسي داشته باشيم .
🔥&& #پيامبر اكرم (ص) فرمود :
#نظر_خوبي است و به نکته خوبی اشاره کردی .
لَقَدْ أَشَرْتَ بِالرَّأْيِ
💥سپس به لشكر #دستور حركت داد .
آنان در #نزديكي دشمن و در كنار آب فرود آمدند و در آنجا حوضي ساختند و آن را پر از آب كردند .
🔥😍و با اینکار خود ، ضمن آنکه ، #لزوم برخورداری از #عقل_جمعی و نظرات تخصصی افراد در امور حکومت و #اداره_جامعه را به مسلمانان گوشزد نمودند ،
#جامعه_نوپا و کوچک اسلامی مدینه را از #خطری بزرگ حفظ کردند ،
چرا که چه بسا با #ماندن در جایگاه قبلی ، مسلمانان در این #اولین رویارویی جدی با قریشیان ، #شکست خورده و هم #شهر خود را از دست می دادند و هم #تلفاتی که بر آنها تحمیل می شد ، به #فروپاشی آن می انجامید .
😍 #توضیح : خداوند نه تنها برای #اداره_عالم_تکوین، نظام علل و #اسباب را طراحی کرده و خارج از آن عمل نمیکند 4 ، که این قاعده را در اداره جامعه انسانی و #عالم_تشریع نیز صحه گذارده و #سفارش اکید فرموده است 5 .
بگونه ای که #امام_رضا(ع) می فرماید ، گاهی خداوند از #زبان_دیگران ، قفل مشکلی را باز کرده و #راه_حلی را بر او آشکار می کند 6 .
🌈زیرنویس :
1- و شاورهم في الامر – آل عمران 159
2- قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي – کهف 110
3- سوره انفال – آیه 42
4- امام صادق(ع) : أبَى اللّه ُ أن يُجرِيَ الأشياءَ إلاّ بِأسبابٍ ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيءٍ سَبَبا - بحارالأنوار، ج۲، ص ۹۰ و ج۲، ص ۱۶۸ ( و یا ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها ؛ خداوند امتناع دارد که امور جز به اسباب جریان یابد.(مجمع البحرین، طریحی، ذیل واژه سبب)
5- همان بند 1
6- قال الإمام الرضا(ع) (لما ذکر عنده أبوه): کان عقله لا توازي به العقول و ربما شاور الاسود من سودانه، فقيل له: تشاور مثل هذا؟! فقال: إن الله تبارک وتعالي ربما فتح علي لسانه. مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99
🔥زیرنویسها :
1- و شاورهم في الامر – آل عمران 159
2- قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي – کهف 110
3- سوره انفال – آیه 42
منبع : سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 278 ( ص 617 از کتاب تک جلدی بصورت word)
محمد صالحي – 6/4/95
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
مسئله #خدا در زبان طبیعت
بحثی #چالشی و متفاوت از آنچه قبلا شنیده ایم
مرحوم #دکتر_محمد_جواد_عظيمي
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
آنچه می شنویم:
همه موجودات طبیعت دارای #زبان_واحدی هستند که قصه #آفرینش را بیان می کنند، اما هر کدام بگونه #قصه خود.
به #زنبور، سنگ، انسان، #ستاره و هر موجود دیگر که گوش کنیم، #قصه نحوه آفرینش خود را از ابتدا تا اکنون بازگو می کند و وقتی قصه هر کدام را به عقب برگردیم به #لحظه_آغازین او می رسیم که در آنجاست که همگی سخن از یک #آغازگر می کنند.
در #زبان_طبیعت، اگر چه از بعد از #لحظه_آغاز، قصه زندگی هر موجود که بر اساس #قوانین مشخصی چیدمان شده اند، شروع می شود، ولی در نقطه آغاز، یک کلمه بیشتر بیان نمی شود: #آفرینشگر و نه چیزی بیشتر.
این #آفرینشگر با #قوانینی که در هر ذره عالم قرار داده با ما #سخن می گوید ولی ما متاسفانه، صرفا چنین #کلمه ای دال بر #آفرینشگر بودن او نمی خواهیم، بلکه #انتظاراتی داریم که باید با ورود به زندگیمان، برآورده کند.
بطور مثال:
#خداوندگاری
گویی از وابسته شدن و عبد و ذلیل بودن خوشمان می آید، پس آفرینشگر را در #جایگاه_ذهنی خود به #خداوندگار تغییر می دهیم تا یک نظام ارباب و برده بوجود بیاوریم.
#قانونگزاری
و یا به قواعدی در زندگی نیازمندیم و دوست داریم او را به جایگاه #قانونگزاری در زندگی تقلیل دهیم که به ما بگوید چه بکنیم و چگونه رفتار نماییم. ( مثلا حکم دستشویی رفتن و .. )
#داوری
و یا به #داوری عادل نیاز داریم که دایم همه #مشکلات و یا ظلمها را به او واگذاریم.
#پاسخگویی
و یا #پاسخگو بودن به خوب و بدهای انسانها در آخرت
#ستایشگری
و یا ستایش شونده بودن
بخاطر همین است که #فویر_باخ می گوید: باور به خدا، باور به انسان را نابود می کند.( البته #اشتباه او اینست که خدا را از آفرینشگر و خداوندگار تفکیک نکرد و یک اصل کلی را بیان نمود که شامل خداوندگار می شود نه آفرینشگر)
و بخاطر همین بود که #انیشتین، این نحوه مواجهه با خدا را، #اهانت به خدا تلقی می کرد.
حال، #انسان برای #آرام کردن خود از سوالهای ذهنیش، زبان 3اسطوره و #دین و 3فلسفه و .. را شکل داد تا از #آفرینشگر، #خداوندگاری بسازد که در قالب قصه ها و اسطوره ها و جدلها بگنجد.
البته بشر از 5 زاویه ی علم، دین، فلسفه، هنر و عرفان به مسئله #خدا پرداخته است که هر کدام بر اساس بخشی از #نیازهای او شکل گرفته است و قابل انکار هم نیستند.
و در #ادامه:
بحثی جالب و متفاوت در نحوه و علت وقوع #معجزات در حرمها و معابد و کلیساها دارد.
#توجه: خداوند در هر لحظه در حال نوسازی آفرینش عالم است.( قسمت دوم سخنرانی)
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 47 دقیقه
https://t.me/beshnofekrkon
اصل سخنرانی :
https://t.me/Dr2Azimi/505
بحثی #چالشی و متفاوت از آنچه قبلا شنیده ایم
مرحوم #دکتر_محمد_جواد_عظيمي
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
آنچه می شنویم:
همه موجودات طبیعت دارای #زبان_واحدی هستند که قصه #آفرینش را بیان می کنند، اما هر کدام بگونه #قصه خود.
به #زنبور، سنگ، انسان، #ستاره و هر موجود دیگر که گوش کنیم، #قصه نحوه آفرینش خود را از ابتدا تا اکنون بازگو می کند و وقتی قصه هر کدام را به عقب برگردیم به #لحظه_آغازین او می رسیم که در آنجاست که همگی سخن از یک #آغازگر می کنند.
در #زبان_طبیعت، اگر چه از بعد از #لحظه_آغاز، قصه زندگی هر موجود که بر اساس #قوانین مشخصی چیدمان شده اند، شروع می شود، ولی در نقطه آغاز، یک کلمه بیشتر بیان نمی شود: #آفرینشگر و نه چیزی بیشتر.
این #آفرینشگر با #قوانینی که در هر ذره عالم قرار داده با ما #سخن می گوید ولی ما متاسفانه، صرفا چنین #کلمه ای دال بر #آفرینشگر بودن او نمی خواهیم، بلکه #انتظاراتی داریم که باید با ورود به زندگیمان، برآورده کند.
بطور مثال:
#خداوندگاری
گویی از وابسته شدن و عبد و ذلیل بودن خوشمان می آید، پس آفرینشگر را در #جایگاه_ذهنی خود به #خداوندگار تغییر می دهیم تا یک نظام ارباب و برده بوجود بیاوریم.
#قانونگزاری
و یا به قواعدی در زندگی نیازمندیم و دوست داریم او را به جایگاه #قانونگزاری در زندگی تقلیل دهیم که به ما بگوید چه بکنیم و چگونه رفتار نماییم. ( مثلا حکم دستشویی رفتن و .. )
#داوری
و یا به #داوری عادل نیاز داریم که دایم همه #مشکلات و یا ظلمها را به او واگذاریم.
#پاسخگویی
و یا #پاسخگو بودن به خوب و بدهای انسانها در آخرت
#ستایشگری
و یا ستایش شونده بودن
بخاطر همین است که #فویر_باخ می گوید: باور به خدا، باور به انسان را نابود می کند.( البته #اشتباه او اینست که خدا را از آفرینشگر و خداوندگار تفکیک نکرد و یک اصل کلی را بیان نمود که شامل خداوندگار می شود نه آفرینشگر)
و بخاطر همین بود که #انیشتین، این نحوه مواجهه با خدا را، #اهانت به خدا تلقی می کرد.
حال، #انسان برای #آرام کردن خود از سوالهای ذهنیش، زبان 3اسطوره و #دین و 3فلسفه و .. را شکل داد تا از #آفرینشگر، #خداوندگاری بسازد که در قالب قصه ها و اسطوره ها و جدلها بگنجد.
البته بشر از 5 زاویه ی علم، دین، فلسفه، هنر و عرفان به مسئله #خدا پرداخته است که هر کدام بر اساس بخشی از #نیازهای او شکل گرفته است و قابل انکار هم نیستند.
و در #ادامه:
بحثی جالب و متفاوت در نحوه و علت وقوع #معجزات در حرمها و معابد و کلیساها دارد.
#توجه: خداوند در هر لحظه در حال نوسازی آفرینش عالم است.( قسمت دوم سخنرانی)
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 47 دقیقه
https://t.me/beshnofekrkon
اصل سخنرانی :
https://t.me/Dr2Azimi/505
بحثی متفاوت در #معجزات در حرمها و معابد و کلیساها
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
همه اینها فقط به این #دلیل اتفاق می افتند که #انسان در آن مکانها، خود را در #شرایطی قرار می دهد که به #نیروی_متمرکزه خود مجهز شده و بر اساس #فرمانی که مغزش به موارد مربوطه می دهد، آن اتفاق خاص که در حالت عادی غیر ممکن به نظر می رسد، می افتد.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 7 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/beshnofekrkon/1963
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
همه اینها فقط به این #دلیل اتفاق می افتند که #انسان در آن مکانها، خود را در #شرایطی قرار می دهد که به #نیروی_متمرکزه خود مجهز شده و بر اساس #فرمانی که مغزش به موارد مربوطه می دهد، آن اتفاق خاص که در حالت عادی غیر ممکن به نظر می رسد، می افتد.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 7 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/beshnofekrkon/1963
#دین و #عرفیات_دینی
#بحثی جذاب در:
5 نگرش به دو موضوع اساسی بشر: #انسان و #جهان
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#گوهر_دین: شعار رسمی پیامبر: قولوا لااله الا الله تفلحوا - بحار، ج ۱۸، ص۲۰۲ – و این یعنی #توحید
و برای فهم و زیستن توحیدی، تنها ابزار، #تفکر است: فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18
#عرفیات: آداب و رسومی که مردم هر منطقه به دلایل مختلف مربوط به شرایط و فهم و سطح علمی خودشان، معتقد شده و عمل می کنند ( مراسم عبادی، مراسم فوت و تولد، مناسبتهای مختلف اعیاد و محرم و رمضان و .. )
به همین دلیل است که عرفیات دینی روستایی و شهری و .. داریم که بعضا تفاوتهای زیادی هم دارند.
#سوالهای اساسی منشا تمدن بشری: #انسان چیست؟ #جهان چیست؟
از ۵ #نگرش زیر که هر کدام زبان ، منطق و زاویه دید خود به انسان و جهان را دارد، می توان به #سوالهای فوق #جواب داد اما نباید پاسخهای یکی را به حوزه دیگری برد و با آن محک زد که قطعا دچار #تناقضات متعدد خواهد شد.
1⃣ #دینی ارتباط با امر #متعالی - که ستون فقراتش #ایمان است.
2⃣ #علمی ارتباط #تجربی و آزمونی با طببعت و جهان که ستون فقراتش #تجربه و آزمون است.
3⃣ #فلسفی ارتباط #منطقی و عقلی با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #تفکر است.
4⃣ #عرفانی ارتباط #بیواسطه با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #کشف و شهود است .
5⃣ #هنر ارتباط #زیباشناسی با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #زیبایی شناختی است.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 45 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/506
https://t.me/beshnofekrkon
#بحثی جذاب در:
5 نگرش به دو موضوع اساسی بشر: #انسان و #جهان
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#گوهر_دین: شعار رسمی پیامبر: قولوا لااله الا الله تفلحوا - بحار، ج ۱۸، ص۲۰۲ – و این یعنی #توحید
و برای فهم و زیستن توحیدی، تنها ابزار، #تفکر است: فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18
#عرفیات: آداب و رسومی که مردم هر منطقه به دلایل مختلف مربوط به شرایط و فهم و سطح علمی خودشان، معتقد شده و عمل می کنند ( مراسم عبادی، مراسم فوت و تولد، مناسبتهای مختلف اعیاد و محرم و رمضان و .. )
به همین دلیل است که عرفیات دینی روستایی و شهری و .. داریم که بعضا تفاوتهای زیادی هم دارند.
#سوالهای اساسی منشا تمدن بشری: #انسان چیست؟ #جهان چیست؟
از ۵ #نگرش زیر که هر کدام زبان ، منطق و زاویه دید خود به انسان و جهان را دارد، می توان به #سوالهای فوق #جواب داد اما نباید پاسخهای یکی را به حوزه دیگری برد و با آن محک زد که قطعا دچار #تناقضات متعدد خواهد شد.
1⃣ #دینی ارتباط با امر #متعالی - که ستون فقراتش #ایمان است.
2⃣ #علمی ارتباط #تجربی و آزمونی با طببعت و جهان که ستون فقراتش #تجربه و آزمون است.
3⃣ #فلسفی ارتباط #منطقی و عقلی با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #تفکر است.
4⃣ #عرفانی ارتباط #بیواسطه با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #کشف و شهود است .
5⃣ #هنر ارتباط #زیباشناسی با طبیعت و جهان که ستون فقراتش #زیبایی شناختی است.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 45 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/506
https://t.me/beshnofekrkon
#منشا_علوم_مختلف_دینیِ تاویل، تفسیر، کلام، رجال و ..
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
علامه #طباطبایی:
#پیامبر کلاس درس علم تفسیر و .. نداشت.
اصطلاح #آسمانی بودن در آموزه ها و مفاهیم دینی از کجا بوجود آمده است؟( کتاب آسمانی و .. )
#آسمان تا ۱۰۰ سال پیش، مرجع و منبع تمام ناشناخته های بشر بود.
#روح متوفی به آسمان می رفت.
#وحی از آسمان می آمد.
#خداوند در آسمانهاست.
و ...
ولی این #باورها نه تنها در قرآن نیست بلکه امروزه بدلیل شناختهای علم تجربی، مشخص شده که چیزی بنام آسمان و مکانی برتر در بالای سر ما وجود ندارد.
و بخاطر همین است که امروزه #مباحث جدید تجربه نبوی شبستری، رویای رسولانه سروش، قرآن بمثابه گفتار حامد ابوزید و حتی مباحث جدید تفسیری در حوزه های سنتی شروع شده است.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 15 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/506
https://t.me/beshnofekrkon/1965
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
علامه #طباطبایی:
#پیامبر کلاس درس علم تفسیر و .. نداشت.
اصطلاح #آسمانی بودن در آموزه ها و مفاهیم دینی از کجا بوجود آمده است؟( کتاب آسمانی و .. )
#آسمان تا ۱۰۰ سال پیش، مرجع و منبع تمام ناشناخته های بشر بود.
#روح متوفی به آسمان می رفت.
#وحی از آسمان می آمد.
#خداوند در آسمانهاست.
و ...
ولی این #باورها نه تنها در قرآن نیست بلکه امروزه بدلیل شناختهای علم تجربی، مشخص شده که چیزی بنام آسمان و مکانی برتر در بالای سر ما وجود ندارد.
و بخاطر همین است که امروزه #مباحث جدید تجربه نبوی شبستری، رویای رسولانه سروش، قرآن بمثابه گفتار حامد ابوزید و حتی مباحث جدید تفسیری در حوزه های سنتی شروع شده است.
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 15 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/506
https://t.me/beshnofekrkon/1965
👍1
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
رفتار امام علي ( ع ) در 25 سال انزوا
گردآوري : محمد صالحي 1 / 09 /87
هر حكومت و هر نظامي كه بر پا شود ، در مقابل خود اپوزيسيون هم دارد .
منظور از اپوزيسيون آن جماعتي هستند كه معترضند .
اشكالاتي در كار حكومت مي بينند و مي خواهند انتقاد كنند .
انتقاد براي راهنمايي ، اصلاح و رفع نواقص .
امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد .
به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) منزوي بود .
ولي انزوا به معناي خانه نشيني و قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .
علي ( ع ) هرگز قهر نكرد و جدا نشد و نگفت حال كه شما به من ظلم كرديد و مرا كنار گذاشتيد ، به خانه من حمله كرديد و به همسرم جسارت و اهانت نموديد قهر مي كنم ، بلكه در كنار آن 3 خليفه هر كمكي كه توانست انجام داد .
در اين خصوص چند اقدام مهم امام علي ( ع ) به عنوان تذكاريه ، بيان شده تا نگاه اصلاحي ايشان به حكومت بهتر تبيين گردد :
1- در زمان ابوبكر فتنه اي پيش آمد ، يعني يك جنگ داخلي .
عده اي از مسلمانان مقابل حكومت ايستادند و گفتند كه ما به حكومت ماليات نمي دهيم .
چرا كه خطاب در قرآن " خذ من اموالهم صدقه 1 " اخذ ماليات توسط پيامبر است نه ابوبكر .
علي با آنكه خودش نقطه ضعف هايي در حكومت مي بيند ، ولي در اين ماجرا در كنار حكومت قرار گرفته و در لشگري كه حكومت براي مبارزه با آنها آماده كرد جزو فرماندهان آن قرار گرفته و در ريشه كني آن حركت ارتدادي ، نقش عمده اي را بازي مي كند 2.
2- در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با ايران ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت يك جلسه مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
علي ( از فرصت استفاده نكرده ) و نگفت من قهر كرده ام ، بلكه در آن جلسه شركت كرد و نظر خود را مبني بر ماندن خليفه در مركز حكومت اعلام و نهايتا نظر ايشان نيز پذيرفته مي شود . ( عمر مردد شده بود كه آيا خودش شخصا به جبهه برود و فرماندهي را بعهده بگيرد و يا در مركز بماند و نيرو بفرستد .
ولي امام علي فرمود ( در نهج البلاغه هست ) : نه ! تو حكم آن قطب آسياب را داري . اگر تو از اين وسط بروي ، نظم كارها بهم مي خورد .
تو بايد در مركز بماني و نيروي كمكي بفرستي و از همين جا نيروهاي جبهه را هدايت كني 3.
3- در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با روم ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت مجددا جلسه ای مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
ایشان بصراحت می فرمایند " .. هرگاه خود بسوی دشمن بروی و مشکلی پیدا کنی ، مسلمانان دیگر پناهگاهی ندارند ..... . مردی دلیر با یارانی آزموده بفرست ،اگر پیروز شود ، مطابق میل توست و اگر غیر آن شد لااقل تو پناه و مرجع مسلمین خواهی بود . "4
4- علي ( ع ) براي اينكه به مردم نشان دهد كه ما در حفظ وحدت اسلامي وظيفه سنگيني داريم ، اسم يكي از پسرها يش را ابوبكر گذاشت ، يكي را عمر و يكي را عثمان .
براي اينكه به مردم بفهماند من با اين 3 نفر دشمني ندارم ، چرا كه دشمني به شكست كل جامعه مي انجامد .5
5- در تمام 25 سال ، علي به نماز جماعت خلفاي وقت رفت . به آنها اقتدا كرد .
در نمازهاي جمعه شان شركت نمود و به خطبه هايي كه مي خواندند گوش داد آنهم براي حفظ وحدت اسلامي .
بهر حال رفتار امام علي ( ع ) چيزي جز كمك به اصلاح جامعه و حفظ وحدت جامعه مسلمين براي رسيدن به اهداف بالاتر و آن گسترش دين اسلام نبود كه بايد الگوي جامعي براي ما مسلمانان ( چه سني و چه شيعه ) باشد .
زیر نویسها :
1- سوره توبه، آيه 103
2- نامه امام علي ( ع ) به مردم مصر : حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ،...... – نامه 62
3- - نهج البلاغه ، فکن قطبا ... خطبه 146
4- نهج البلاغه ، خطبه 134
5- (بحار الأنوار ج 45 ص 38 )
منابع :
1- نهج البلاغه
2- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام – صالحي نجف آبادي
http://mahsan.parsiblog.com
گردآوري : محمد صالحي 1 / 09 /87
هر حكومت و هر نظامي كه بر پا شود ، در مقابل خود اپوزيسيون هم دارد .
منظور از اپوزيسيون آن جماعتي هستند كه معترضند .
اشكالاتي در كار حكومت مي بينند و مي خواهند انتقاد كنند .
انتقاد براي راهنمايي ، اصلاح و رفع نواقص .
امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد .
به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) منزوي بود .
ولي انزوا به معناي خانه نشيني و قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .
علي ( ع ) هرگز قهر نكرد و جدا نشد و نگفت حال كه شما به من ظلم كرديد و مرا كنار گذاشتيد ، به خانه من حمله كرديد و به همسرم جسارت و اهانت نموديد قهر مي كنم ، بلكه در كنار آن 3 خليفه هر كمكي كه توانست انجام داد .
در اين خصوص چند اقدام مهم امام علي ( ع ) به عنوان تذكاريه ، بيان شده تا نگاه اصلاحي ايشان به حكومت بهتر تبيين گردد :
1- در زمان ابوبكر فتنه اي پيش آمد ، يعني يك جنگ داخلي .
عده اي از مسلمانان مقابل حكومت ايستادند و گفتند كه ما به حكومت ماليات نمي دهيم .
چرا كه خطاب در قرآن " خذ من اموالهم صدقه 1 " اخذ ماليات توسط پيامبر است نه ابوبكر .
علي با آنكه خودش نقطه ضعف هايي در حكومت مي بيند ، ولي در اين ماجرا در كنار حكومت قرار گرفته و در لشگري كه حكومت براي مبارزه با آنها آماده كرد جزو فرماندهان آن قرار گرفته و در ريشه كني آن حركت ارتدادي ، نقش عمده اي را بازي مي كند 2.
2- در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با ايران ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت يك جلسه مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
علي ( از فرصت استفاده نكرده ) و نگفت من قهر كرده ام ، بلكه در آن جلسه شركت كرد و نظر خود را مبني بر ماندن خليفه در مركز حكومت اعلام و نهايتا نظر ايشان نيز پذيرفته مي شود . ( عمر مردد شده بود كه آيا خودش شخصا به جبهه برود و فرماندهي را بعهده بگيرد و يا در مركز بماند و نيرو بفرستد .
ولي امام علي فرمود ( در نهج البلاغه هست ) : نه ! تو حكم آن قطب آسياب را داري . اگر تو از اين وسط بروي ، نظم كارها بهم مي خورد .
تو بايد در مركز بماني و نيروي كمكي بفرستي و از همين جا نيروهاي جبهه را هدايت كني 3.
3- در جنگ بين سپاه اسلام ( در زمان عمر ) با روم ، به حكومت خبر داده مي شود كه نزديك است دشمن غالب شود .
عمر خليفه وقت مجددا جلسه ای مشورتي تشكيل داده و علي را نيز در آن جلسه دعوت مي كند .
ایشان بصراحت می فرمایند " .. هرگاه خود بسوی دشمن بروی و مشکلی پیدا کنی ، مسلمانان دیگر پناهگاهی ندارند ..... . مردی دلیر با یارانی آزموده بفرست ،اگر پیروز شود ، مطابق میل توست و اگر غیر آن شد لااقل تو پناه و مرجع مسلمین خواهی بود . "4
4- علي ( ع ) براي اينكه به مردم نشان دهد كه ما در حفظ وحدت اسلامي وظيفه سنگيني داريم ، اسم يكي از پسرها يش را ابوبكر گذاشت ، يكي را عمر و يكي را عثمان .
براي اينكه به مردم بفهماند من با اين 3 نفر دشمني ندارم ، چرا كه دشمني به شكست كل جامعه مي انجامد .5
5- در تمام 25 سال ، علي به نماز جماعت خلفاي وقت رفت . به آنها اقتدا كرد .
در نمازهاي جمعه شان شركت نمود و به خطبه هايي كه مي خواندند گوش داد آنهم براي حفظ وحدت اسلامي .
بهر حال رفتار امام علي ( ع ) چيزي جز كمك به اصلاح جامعه و حفظ وحدت جامعه مسلمين براي رسيدن به اهداف بالاتر و آن گسترش دين اسلام نبود كه بايد الگوي جامعي براي ما مسلمانان ( چه سني و چه شيعه ) باشد .
زیر نویسها :
1- سوره توبه، آيه 103
2- نامه امام علي ( ع ) به مردم مصر : حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ،...... – نامه 62
3- - نهج البلاغه ، فکن قطبا ... خطبه 146
4- نهج البلاغه ، خطبه 134
5- (بحار الأنوار ج 45 ص 38 )
منابع :
1- نهج البلاغه
2- كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام – صالحي نجف آبادي
http://mahsan.parsiblog.com
خداوند دو کتاب دارد، #کتاب_تکوین و #کتاب_تشریع
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#کتاب_تکوین، گستره ای دارد از کوچکترین ذره طبیعت تا بزرگترین ابرکهکشانها.
#کتاب_تشریع، گستره کوچکی از چند صد صفحه دارد.
متاسفانه در دانشکده های الهیات و مراکز دینی دنیا، کتاب تکوین رها شده و کتاب تشریع که ذره ای در برابر آن کتاب تکوین است، اصل و مرجع بحث و بررسی قرار گرفته است.
چرا؟
چون #کتاب_تکوین را می توان مستقیم در برابر مشاهده گر قرار داد و نیازی به #تفسیر آن ندارد. او خودش می بیند، حس می کند و بهره های لازم خود را می برد.
اما #کتاب_تشریع را می توان با هر ابزاری #تفسیر کرد و مطلوبات خود را در ذیل آن تفسیر به خورد مخاطب داد.
#خدای کتاب تکوین، که از طبیعت و کل کالم تشکیل شده است، #آفرینشگری است که هر لحظه در حال آفریدن عالم است ( علم: عالم در هر یک هزارم ثانیه، مجددا آفریده می شود)
#خدای کتاب تشریع، مجموعه #صفاتی است که مدعیان و مدرسان و شارحان آن، بر حسب خواسته های روانی و توقعات ما از خدا، تعریف و به خود ما ارایه می کنند.
اگر میخواهیم #خدای واقعی عالم را درک کنیم، باید بی پرده با کتاب تکوین روبرو شویم .
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 22 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/507
https://t.me/beshnofekrkon
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#کتاب_تکوین، گستره ای دارد از کوچکترین ذره طبیعت تا بزرگترین ابرکهکشانها.
#کتاب_تشریع، گستره کوچکی از چند صد صفحه دارد.
متاسفانه در دانشکده های الهیات و مراکز دینی دنیا، کتاب تکوین رها شده و کتاب تشریع که ذره ای در برابر آن کتاب تکوین است، اصل و مرجع بحث و بررسی قرار گرفته است.
چرا؟
چون #کتاب_تکوین را می توان مستقیم در برابر مشاهده گر قرار داد و نیازی به #تفسیر آن ندارد. او خودش می بیند، حس می کند و بهره های لازم خود را می برد.
اما #کتاب_تشریع را می توان با هر ابزاری #تفسیر کرد و مطلوبات خود را در ذیل آن تفسیر به خورد مخاطب داد.
#خدای کتاب تکوین، که از طبیعت و کل کالم تشکیل شده است، #آفرینشگری است که هر لحظه در حال آفریدن عالم است ( علم: عالم در هر یک هزارم ثانیه، مجددا آفریده می شود)
#خدای کتاب تشریع، مجموعه #صفاتی است که مدعیان و مدرسان و شارحان آن، بر حسب خواسته های روانی و توقعات ما از خدا، تعریف و به خود ما ارایه می کنند.
اگر میخواهیم #خدای واقعی عالم را درک کنیم، باید بی پرده با کتاب تکوین روبرو شویم .
تلخیص: محمد صالحی
مدت: 22 دقیقه
صوت کاملتر بحث:
https://t.me/Dr2Azimi/507
https://t.me/beshnofekrkon
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
◾️سرگذشت حضرت #زینب(س) و محل #دفن ایشان( #مصر)
بنا بر اخباری که در کتاب «أخبار الزينبات» تألیف عُبَیدَلی نسّابه(٢٧٧ق) آمده حضرت زینب(س) از مدینه به #مصر، شهر فُسطاط -که بعدها مجاور آن شهر قاهره بنا شد- تبعید، و در خانهای واقع در باغهای شمال شرقی این شهر که مربوط به والی مصر بود اقامت داده شد و در #همانجا درگذشت، و بنا بر وصیتش در همان اتاق محل سکونتش دفن شد.
پس از فاجعۀ خونین #کربلا در سال ٦١هجری و بازگشت اسیران و یتیمان از شام به مدینه، و هنگامی که عبدالله بن زبیر در مکه مردم را به برکنار کردن یزید و قیام به خونخواهی امام حسین(ع) میشوراند و خبرش به اهل مدینه رسید، حضرت زینب(س) نیز شروع کرد به خواندن مردم مدینه به قیام برای خونخواهی امام حسین(علیه السلام) [و اجرای عدالت]، که با مقابلۀ والی مدینه مواجه و موجب بپا شدن آشوب و غائلهای بین حضرت و والی شد و اختلافات بالا گرفت.
والی مدینه عَمرو بن سعید بن عاص أشدق اموی1️⃣، نامهای به یزید نوشت و او را از اوضاع مدینه آگاه و پیشنهاد #تبعید حضرت از مدینه را مطرح کرد. یزید نیز با دستور جدایی حضرت از مردم، با این پیشنهاد موافقت کرد.
أشدق دستور داد بصورت علنی به حضرت ابلاغ شود که از مدینه بیرون رود به هر جایی که مایل است!
حضرت نپذیرفت و فرمود: «خدا میداند چه بر ما گذشت؛ بهترینمان کشته شد، و ما را بدنبال خود کشاندند آنچنانکه حیوانات را بدنبال خود میکشانند! و بر پالان و بار و بنۀ شترها بار شدیم! بخدا سوگند خارج نخواهیم شد حتی اگر خونمان ریخته شود!»
زنان هاشمی نزد حضرت جمع شدند و با ملاطفت و مدارا با ایشان سخن گفته و حضرت را دلداری و تسلّی دادند.
زینب دختر عقیل بن أبی طالب به حضرت گفت: ای دختر عمو، براستی که خدا وعدهاش را بر ما راست گردانيد، و زمين را ميراث ما نمود در هر جاى آن بخواهيم جاى میگزينيم، پس خشنود باش و چشمت روشن باشد که خدا جزای ستمگران را خواهد داد؛ آیا میخواهی که با این نپذیرفتن، ذلت و خفتی برایمان پیش آورند! پس وطن را ترک کن بسوی سرزمینی اَمن!»
و #سکینه و فاطمه دو دختر امام حسین(ع) با عمهشان زینب مواسات نموده و آمادۀ رفتن از مدینه و تبعید همراه وی شدند.
أشدق مقدمات سفر حضرت و هر یک از زنان هاشمی که بخواهد با حضرت همراهی کند را آماده کرد، و #مصر بعنوان مقصد معین شد.
هنگام رسیدن حضرت به #قاهره، والی مصر مَسلَمة بن مخلَّد أنصاری خزرجی2️⃣، بهمراه چند نفری به پیشواز حضرت رفت و به ایشان تسلیت گفت و گریست و همراهانش نیز گریه کردند، و حضرت تلاوت فرمود: ﴿هذا ما وَعد الرحمن وصَدق المُرسَلون﴾3️⃣
سپس مَسلمه، حضرت را به #خانهای که در باغهای شمال شرقی این شهر داشت برد.
حضرت #زینب(س) پس از چند ماه اقامت در آنجا درگذشت و مَسلمه با حضور جمعیتی در مسجد جامع بر ایشان نماز خواند، و بنا بر وصیت حضرت به همان اتاق محل سکونتش برگردانده و در همانجا دفن شد.
وفات ایشان غروب روز یکشنبه ١٥ رجب ٦٢هجری بود.
📚 موسوعة التاريخ الإسلامي ٦: ٢٢٦- ٢٢٧.
از:
أخبار الزينبات: ٢١- ٢٢، چاپ المنيرية مصر؛ ١١٥- ١٢٢ چاپ کتابخانۀ مرحوم آیةالله مرعشی نجفی.
1️⃣ أشدق بطور همزمان فرمانروایی مکه را نیز برعهده داشت اما با خودمختاریهای نسبی که عبدالله بن زبیر توانسته بود در مکه پیدا کند، نیروی امویان در مدینه متمرکز شده بود تا مدینه از دستشان خارج نشود.
أشدق در روزهای پناهندگی امام حسین(ع) به مکه، چنان در راه اطاعت مطلقه از خلیفه و حفظ نظام استبدادی امویان گستاخ بود که مجری این دستور یزید شد که با سی نفر نیرو در کمین امام باشد و ایشان را دستگیر کند تا دست بسته تحویل یزید دهد، و اگر نتوانست، هر طور شده امام را ترور کند حتی اگر در زیر پردۀ کعبه باشد.
و در حرم امن الهی چنان عرصه را بر امام تنگ نمود که امام فرمود حتی اگر در لانۀ حشرهای باشم مرا بیرون میآوردند تا بکشند. و عمرۀ حج را بسرعت انجام داد و برای جلوگیری از خونریزی دیگر نتوانست احرام حج را ببندد، و در همان ظهر روز ترویه و شروع مناسک حج، برعکس جهت حرکت حاجیان که به مِنا میرفتند، همراه با خانواده و فرزندان و یارانش، شتابان به سمت عراق حرکت کرد.موسوعة ٦: ١٠٦- ١٠٧
2️⃣ مسلَمه خزرجی در سال ٣٨ق که امیرالمؤمنین(ع) محمد بن أبی بکر را به فرمانروایی مصر فرستاده بود همراه عدهای به وی حمله کردند و به شکل فجیعی کشتند و سپس در بدن درازگوش مردهای گذاشته و سوزاندند وهمسرش را نیز به شهادت رساندند.
او از سال ٤٧ق توسط معاویه به ولایت مصر منصوب شد و تا آخر شعبان ٦٢ والی بود و در ماه ذ.ق از دنیا رفت.قاموس الرجال ١٠: ٧٢
3️⃣ ابتدای آیه اینست:قالوا يا وَيلنا مَن بَعثَنا مِن مرقدِنا یس٥٢
: میگويند اى وای بر ما چه كسى ما را از قبرمان برانگیخت؛ اینست همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست میگفتند!
منبع: کانال استاد یوسفی غروی
@Yusufi_Gharawi
☄ @beshnofekrkon
بنا بر اخباری که در کتاب «أخبار الزينبات» تألیف عُبَیدَلی نسّابه(٢٧٧ق) آمده حضرت زینب(س) از مدینه به #مصر، شهر فُسطاط -که بعدها مجاور آن شهر قاهره بنا شد- تبعید، و در خانهای واقع در باغهای شمال شرقی این شهر که مربوط به والی مصر بود اقامت داده شد و در #همانجا درگذشت، و بنا بر وصیتش در همان اتاق محل سکونتش دفن شد.
پس از فاجعۀ خونین #کربلا در سال ٦١هجری و بازگشت اسیران و یتیمان از شام به مدینه، و هنگامی که عبدالله بن زبیر در مکه مردم را به برکنار کردن یزید و قیام به خونخواهی امام حسین(ع) میشوراند و خبرش به اهل مدینه رسید، حضرت زینب(س) نیز شروع کرد به خواندن مردم مدینه به قیام برای خونخواهی امام حسین(علیه السلام) [و اجرای عدالت]، که با مقابلۀ والی مدینه مواجه و موجب بپا شدن آشوب و غائلهای بین حضرت و والی شد و اختلافات بالا گرفت.
والی مدینه عَمرو بن سعید بن عاص أشدق اموی1️⃣، نامهای به یزید نوشت و او را از اوضاع مدینه آگاه و پیشنهاد #تبعید حضرت از مدینه را مطرح کرد. یزید نیز با دستور جدایی حضرت از مردم، با این پیشنهاد موافقت کرد.
أشدق دستور داد بصورت علنی به حضرت ابلاغ شود که از مدینه بیرون رود به هر جایی که مایل است!
حضرت نپذیرفت و فرمود: «خدا میداند چه بر ما گذشت؛ بهترینمان کشته شد، و ما را بدنبال خود کشاندند آنچنانکه حیوانات را بدنبال خود میکشانند! و بر پالان و بار و بنۀ شترها بار شدیم! بخدا سوگند خارج نخواهیم شد حتی اگر خونمان ریخته شود!»
زنان هاشمی نزد حضرت جمع شدند و با ملاطفت و مدارا با ایشان سخن گفته و حضرت را دلداری و تسلّی دادند.
زینب دختر عقیل بن أبی طالب به حضرت گفت: ای دختر عمو، براستی که خدا وعدهاش را بر ما راست گردانيد، و زمين را ميراث ما نمود در هر جاى آن بخواهيم جاى میگزينيم، پس خشنود باش و چشمت روشن باشد که خدا جزای ستمگران را خواهد داد؛ آیا میخواهی که با این نپذیرفتن، ذلت و خفتی برایمان پیش آورند! پس وطن را ترک کن بسوی سرزمینی اَمن!»
و #سکینه و فاطمه دو دختر امام حسین(ع) با عمهشان زینب مواسات نموده و آمادۀ رفتن از مدینه و تبعید همراه وی شدند.
أشدق مقدمات سفر حضرت و هر یک از زنان هاشمی که بخواهد با حضرت همراهی کند را آماده کرد، و #مصر بعنوان مقصد معین شد.
هنگام رسیدن حضرت به #قاهره، والی مصر مَسلَمة بن مخلَّد أنصاری خزرجی2️⃣، بهمراه چند نفری به پیشواز حضرت رفت و به ایشان تسلیت گفت و گریست و همراهانش نیز گریه کردند، و حضرت تلاوت فرمود: ﴿هذا ما وَعد الرحمن وصَدق المُرسَلون﴾3️⃣
سپس مَسلمه، حضرت را به #خانهای که در باغهای شمال شرقی این شهر داشت برد.
حضرت #زینب(س) پس از چند ماه اقامت در آنجا درگذشت و مَسلمه با حضور جمعیتی در مسجد جامع بر ایشان نماز خواند، و بنا بر وصیت حضرت به همان اتاق محل سکونتش برگردانده و در همانجا دفن شد.
وفات ایشان غروب روز یکشنبه ١٥ رجب ٦٢هجری بود.
📚 موسوعة التاريخ الإسلامي ٦: ٢٢٦- ٢٢٧.
از:
أخبار الزينبات: ٢١- ٢٢، چاپ المنيرية مصر؛ ١١٥- ١٢٢ چاپ کتابخانۀ مرحوم آیةالله مرعشی نجفی.
1️⃣ أشدق بطور همزمان فرمانروایی مکه را نیز برعهده داشت اما با خودمختاریهای نسبی که عبدالله بن زبیر توانسته بود در مکه پیدا کند، نیروی امویان در مدینه متمرکز شده بود تا مدینه از دستشان خارج نشود.
أشدق در روزهای پناهندگی امام حسین(ع) به مکه، چنان در راه اطاعت مطلقه از خلیفه و حفظ نظام استبدادی امویان گستاخ بود که مجری این دستور یزید شد که با سی نفر نیرو در کمین امام باشد و ایشان را دستگیر کند تا دست بسته تحویل یزید دهد، و اگر نتوانست، هر طور شده امام را ترور کند حتی اگر در زیر پردۀ کعبه باشد.
و در حرم امن الهی چنان عرصه را بر امام تنگ نمود که امام فرمود حتی اگر در لانۀ حشرهای باشم مرا بیرون میآوردند تا بکشند. و عمرۀ حج را بسرعت انجام داد و برای جلوگیری از خونریزی دیگر نتوانست احرام حج را ببندد، و در همان ظهر روز ترویه و شروع مناسک حج، برعکس جهت حرکت حاجیان که به مِنا میرفتند، همراه با خانواده و فرزندان و یارانش، شتابان به سمت عراق حرکت کرد.موسوعة ٦: ١٠٦- ١٠٧
2️⃣ مسلَمه خزرجی در سال ٣٨ق که امیرالمؤمنین(ع) محمد بن أبی بکر را به فرمانروایی مصر فرستاده بود همراه عدهای به وی حمله کردند و به شکل فجیعی کشتند و سپس در بدن درازگوش مردهای گذاشته و سوزاندند وهمسرش را نیز به شهادت رساندند.
او از سال ٤٧ق توسط معاویه به ولایت مصر منصوب شد و تا آخر شعبان ٦٢ والی بود و در ماه ذ.ق از دنیا رفت.قاموس الرجال ١٠: ٧٢
3️⃣ ابتدای آیه اینست:قالوا يا وَيلنا مَن بَعثَنا مِن مرقدِنا یس٥٢
: میگويند اى وای بر ما چه كسى ما را از قبرمان برانگیخت؛ اینست همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست میگفتند!
منبع: کانال استاد یوسفی غروی
@Yusufi_Gharawi
☄ @beshnofekrkon
#نگاهی_نو_به_عشق
#عشق پدیده ای فراعارفانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
عشق پدیده ای فراعارفانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
#عشقی که در زبان #عوام بر انواع دلتنگی، دوست داشتن، فراق و نیز زمینی و آسمانی، برچسب زده می شود، هرگز عشق نبوده و نشان از #بیسوادی جامعه از آنست.
#عشق صد سالست که در #آکادمیهای علمی طرح و بشدت مورد مطالعه قرار گرفته است.
عشق در زبان علم، پایگاهی #فیزیولوژیکی در مغز دارد ولی دارای قدرتی #فرافیزیولوژیکی است که می تواند پدیده های فرافیزیولوژیکی تولید کند.
#عشق از پیچیده ترین و سخت ترین #متابولیسم های مغزی است که در محل اتصال #کانونهای زیباشناختی، آواشناختی، عاطفی، احساسی، هیجانی و محاسباتی مغز و فرایند نورو فیزیولوژیک ناشی از این اتصال بوجود می آید.
نه نگاه های #تونلی و عادتهای روزمره ای که بین دختر پسرها بوجود می آید و یا #وابستگیهای ناشی از حرمانهای زندگی و یا اتفاقات احساسی متعاقب عقده های روانی .
بنابراین #عشق نه #آنی بوجود می آید و نه غیر قابل محاسبه است، بلکه #هوس است که اینگونه است.
#امکان عشق ورزیدن در نقشه #ژنتیکی انسان طراحی شده است که دارای یکسری #کدهای مخصوص بخود است و وقتی این کدها توسط فرایند ناشی از اتصال کانونهای فوق الذکر فعال بشوند شخص عاشق می شود ( چه شخص دیگر باشد، چه طبیعت باشد و چه ... )
💥و در ادامه #سخنرانی:
رابطه بین #میل و #عشق در مغز و ژنوم
جایگاه #غرایز در رشد انسان و لزوم پاسخ به آنها
#نگاه غریزی به جهان، خدا، طبیعت و انسان
#سلامت روانی، هیجانی، احساسی، عاطفی، جسمی و اجتماعی انسان به #سه_مولفه_عشق وابسته است:
#عشق_ورزی
#نوع_عشق_ورزی
#مقدار_عشق_ورزی
#عشق یک #توفندگی عجیبی در شخص بوجود می آورد که تعداد اندکی عاشق در دنیا در زمینه های مختلف وجود داشته و دارند.
مانند بیل گیتس و انیشتین و موزارت و انوشه انصاری و مولانا و .. در زمینه های مربوط به خود.
تلخیص: محمد صالحی
https://t.me/Dr2Azimi/513
https://t.me/beshnofekrkon
#عشق پدیده ای فراعارفانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
عشق پدیده ای فراعارفانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
#عشقی که در زبان #عوام بر انواع دلتنگی، دوست داشتن، فراق و نیز زمینی و آسمانی، برچسب زده می شود، هرگز عشق نبوده و نشان از #بیسوادی جامعه از آنست.
#عشق صد سالست که در #آکادمیهای علمی طرح و بشدت مورد مطالعه قرار گرفته است.
عشق در زبان علم، پایگاهی #فیزیولوژیکی در مغز دارد ولی دارای قدرتی #فرافیزیولوژیکی است که می تواند پدیده های فرافیزیولوژیکی تولید کند.
#عشق از پیچیده ترین و سخت ترین #متابولیسم های مغزی است که در محل اتصال #کانونهای زیباشناختی، آواشناختی، عاطفی، احساسی، هیجانی و محاسباتی مغز و فرایند نورو فیزیولوژیک ناشی از این اتصال بوجود می آید.
نه نگاه های #تونلی و عادتهای روزمره ای که بین دختر پسرها بوجود می آید و یا #وابستگیهای ناشی از حرمانهای زندگی و یا اتفاقات احساسی متعاقب عقده های روانی .
بنابراین #عشق نه #آنی بوجود می آید و نه غیر قابل محاسبه است، بلکه #هوس است که اینگونه است.
#امکان عشق ورزیدن در نقشه #ژنتیکی انسان طراحی شده است که دارای یکسری #کدهای مخصوص بخود است و وقتی این کدها توسط فرایند ناشی از اتصال کانونهای فوق الذکر فعال بشوند شخص عاشق می شود ( چه شخص دیگر باشد، چه طبیعت باشد و چه ... )
💥و در ادامه #سخنرانی:
رابطه بین #میل و #عشق در مغز و ژنوم
جایگاه #غرایز در رشد انسان و لزوم پاسخ به آنها
#نگاه غریزی به جهان، خدا، طبیعت و انسان
#سلامت روانی، هیجانی، احساسی، عاطفی، جسمی و اجتماعی انسان به #سه_مولفه_عشق وابسته است:
#عشق_ورزی
#نوع_عشق_ورزی
#مقدار_عشق_ورزی
#عشق یک #توفندگی عجیبی در شخص بوجود می آورد که تعداد اندکی عاشق در دنیا در زمینه های مختلف وجود داشته و دارند.
مانند بیل گیتس و انیشتین و موزارت و انوشه انصاری و مولانا و .. در زمینه های مربوط به خود.
تلخیص: محمد صالحی
https://t.me/Dr2Azimi/513
https://t.me/beshnofekrkon
Telegram
آینده پژوهی
🔷عشق چیست؟
🔸#دکتر_محمد_جواد_عظيمي
🎧فایل صوتی
#آینده_پژوهی #روانپژوهی
#روانشناسی #عشق #هوش_هیجانی #میل #غریزه
#نظریه_هوش_سه_گانه #تفکر
@Dr2Azimi
🔸#دکتر_محمد_جواد_عظيمي
🎧فایل صوتی
#آینده_پژوهی #روانپژوهی
#روانشناسی #عشق #هوش_هیجانی #میل #غریزه
#نظریه_هوش_سه_گانه #تفکر
@Dr2Azimi
#عشق از منظر روان پژوهی و 15 مقدمه #ضروری آن
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#عشق در دنیای روان پژوهی مدرن، یک پدیده فرا عارفانه، فرا عاشقانه، فرا عالمانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
عشق در مطالعات مغز پژوهی، مشخص شده که یک پایگاه #بیولوژیکی در مغز دارد.
در محل اتصال آرایه های #کانونهای زیباشناختی، آواشناختی، عاطفی، احساسی، هیجانی و محاسباتی مغزی، متابولیسمی اتفاق می افتد که در موارد نادری می تواند به عشق ورزی منجر بشود.
#میل نیز اتفاقی است که در همان محل بوجود می آید و نباید با عشق اشتباه گرفته شود.
هر انسانی با توجه به طراحی #ژنتیکی اش، توان عشق ورزیدن دارد، اما در موارد بسیار نادری، این توان عشق ورزی به عاشق شدن شخص منجر می شود.
چرا که عشق در وفور و #غنای_ذهنی اتفاق می افتد، نه در فرایند وابستگیها، کمبودها، تنهائیها و فقرهای عاطفی، احساسی و ..
انسان(ذهن) باید در 15 آیتم به غنا برسد تا عشق اتفاق افتد. #آیتمهایی که شخصیت انسان را غنا می بخشد.
بنابراین، همه عشاقی که #ادعای عشق می کنند، حداکثر یک دوست داشتن برای #ارضای نیازهای عاطفی و پرکردن خلاهای خود توسط طرف مقابل می باشد، نه عشق واقعی.
🔥#فرایند_اتفاق_عشق:
یکی از مهمترین توانهای #مغز انسان، توان #شبکه سازی آنست که سرمنشا تحولات عمیق در رفتار و کارکردهای انسان است.
برای فعال سازی این توان مغری، باید به نحوی از انحا، کدهای مرکب مغز که ناشی از فرایندهای آرایه های محل اتصال کانونهای محتلف مغزی است شناسایی و باز شوند.
عشق یکی از مکانیزمهایی است که می تواند کدهای مرکب مغز را باز کند.
برای ورود به دنیای عشق ورزی، ابتدا باید از سطح #غرائز عبور کرد، بگونه ایکه نه سرکوب شوند و نه نادیده انگاشته شوند بلکه بکار گرفته شده و بعنوان نردبان اوج استفاده شوند.
غریزه در #حیوان، از نوع تخت است که قابلیت بالارفتن از آن را ندارد و حیوان در آن می ماند و زندگی اش را در همان سطح دنبال می کند.
اما غریزه در #انسان از نوع جهشی است و قابل عبور کردن و به همین دلیل غریزه در انسان تخته پرش اوست. باید پاسخ مناسب بگیرند تا باعث پرش و تعالی شخص شوند. ( اصطلاح #غرائز_حیوانی_انسان غلط است.)
اولین #شرط عاشق شدن، تجربه گامهای #فرا_غریزی داشتن است.
با برداشتن اولین گامهای فراغریزی، وارد #حوزه_سلامتی می شویم.
حوزه ای که مرکب از 15 آیتم #سلامتی است که تا محقق نشوند، عشق در شخص پدید نمی آید:
1️⃣سلامت عاطفی، که منجر به درستی جهت و راندمان عواطف می شود.
2️⃣سلامت هیجانی
3️⃣سلامت احساسی
4️⃣سلامت شناختی، که منجر به شناخت درست از خود، خدا، طبیعت و جهان می شود.
5️⃣سلامت انگیزش، که منجر به تصمیم گیری و اجرای بموقع در راستای اهداف می شود.
6️⃣سلامت ارتباطی، که منجر به فراجنسیتی دیدن دیگران می شود.
7️⃣سلامت منطقی، که منجر به رفتارهای منطقی و قابل اقناع می شود.
8️⃣سلامت زیباشناختی، که منجر به فرق گذاری بین خوشگلی و زیبایی و سلیقه و زیباشناسی می شود.
9️⃣سلامت محاسباتی، که منجر به محاسبه و عاقبت سنجی فرایندها می شود.
🔟سلامت عملکردی
⏸سلامت جسمی، که منجر به رهایی از بیماریهای روان تنی می شود.
2️⃣1️⃣سلامت فردی
3️⃣1️⃣سلامت اجتماعی
4️⃣1️⃣سلامت مسئولیت پذیری
5️⃣1️⃣سلامت جهانی
گفتیم که یکی از #توانهای مغز شبکه سازی است که می تواند از 15 آیتم فوق یک شبکه بسازد.
به محض ایجاد ساده ترین شبکه از این 15 آیتم که بتوانند با هم اتفاق افتاده و کار کنند، شخص قدرتمند شده تا بتواند از ظرفیتهای بالای مغز خود استفاده کرده و متفاوت از دیگران فکر کنند.
بنابراین مغز یک نقشه پراتیک و کارکردی برای متفاوت فکر کردن و متفاوت عمل کردن به شخص می دهد و او را به یک سری #فرا_مهارتها می رساند، چه علم، چه هنر، چه IT، و چه ...
و اینجاست که شخص به یک شخص شگفت انگیز و #توفنده تبدیل می شود.
در چنین شخص، #کانون_هوش_معنوی اش فعال شده و لذا بین ارزشهای مادی و معنوی او تعادل ایجاد می شود.
ارزشهای معنوی، ارزشهایی هستند که #هویت یک انسان را اثبات می کند، بگونه ای که بتواند حد و مرزهای خود را در مواجهه با هر چیزی معین نماید.
چنین شخص، یک شخصیت بالانس پیدا می کند.
و پس از همه اینها، او تبدیل به یک انسان فرامادی، فرامعنوی، فرافکری، فراشهودی و فرا تجربی شده که به او می گوئیم #عاشق شده است.
عشق یک #نوبینایی درست در انسان ایجاد می کند که همه چیز را جور دیگر می بیند و زندگی برای او رنگ و بوی جدیدی می گیرد و این نتیجه یک تحول صد در صد در وجود انسانی است.
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید سهراب سپهری
تلخیص: محمد صالحی
صوت سخنرانی👇
https://t.me/Dr2Azimi/514
قسمت اول: نگاهی نو به عشق👇
https://t.me/beshnofekrkon/1970
مرحوم استاد دکتر #عظیمی
پزوهشگر دین، فلسفه، هنر و علم
#عشق در دنیای روان پژوهی مدرن، یک پدیده فرا عارفانه، فرا عاشقانه، فرا عالمانه، فرا شاعرانه و فرا هنرمندانه است.
عشق در مطالعات مغز پژوهی، مشخص شده که یک پایگاه #بیولوژیکی در مغز دارد.
در محل اتصال آرایه های #کانونهای زیباشناختی، آواشناختی، عاطفی، احساسی، هیجانی و محاسباتی مغزی، متابولیسمی اتفاق می افتد که در موارد نادری می تواند به عشق ورزی منجر بشود.
#میل نیز اتفاقی است که در همان محل بوجود می آید و نباید با عشق اشتباه گرفته شود.
هر انسانی با توجه به طراحی #ژنتیکی اش، توان عشق ورزیدن دارد، اما در موارد بسیار نادری، این توان عشق ورزی به عاشق شدن شخص منجر می شود.
چرا که عشق در وفور و #غنای_ذهنی اتفاق می افتد، نه در فرایند وابستگیها، کمبودها، تنهائیها و فقرهای عاطفی، احساسی و ..
انسان(ذهن) باید در 15 آیتم به غنا برسد تا عشق اتفاق افتد. #آیتمهایی که شخصیت انسان را غنا می بخشد.
بنابراین، همه عشاقی که #ادعای عشق می کنند، حداکثر یک دوست داشتن برای #ارضای نیازهای عاطفی و پرکردن خلاهای خود توسط طرف مقابل می باشد، نه عشق واقعی.
🔥#فرایند_اتفاق_عشق:
یکی از مهمترین توانهای #مغز انسان، توان #شبکه سازی آنست که سرمنشا تحولات عمیق در رفتار و کارکردهای انسان است.
برای فعال سازی این توان مغری، باید به نحوی از انحا، کدهای مرکب مغز که ناشی از فرایندهای آرایه های محل اتصال کانونهای محتلف مغزی است شناسایی و باز شوند.
عشق یکی از مکانیزمهایی است که می تواند کدهای مرکب مغز را باز کند.
برای ورود به دنیای عشق ورزی، ابتدا باید از سطح #غرائز عبور کرد، بگونه ایکه نه سرکوب شوند و نه نادیده انگاشته شوند بلکه بکار گرفته شده و بعنوان نردبان اوج استفاده شوند.
غریزه در #حیوان، از نوع تخت است که قابلیت بالارفتن از آن را ندارد و حیوان در آن می ماند و زندگی اش را در همان سطح دنبال می کند.
اما غریزه در #انسان از نوع جهشی است و قابل عبور کردن و به همین دلیل غریزه در انسان تخته پرش اوست. باید پاسخ مناسب بگیرند تا باعث پرش و تعالی شخص شوند. ( اصطلاح #غرائز_حیوانی_انسان غلط است.)
اولین #شرط عاشق شدن، تجربه گامهای #فرا_غریزی داشتن است.
با برداشتن اولین گامهای فراغریزی، وارد #حوزه_سلامتی می شویم.
حوزه ای که مرکب از 15 آیتم #سلامتی است که تا محقق نشوند، عشق در شخص پدید نمی آید:
1️⃣سلامت عاطفی، که منجر به درستی جهت و راندمان عواطف می شود.
2️⃣سلامت هیجانی
3️⃣سلامت احساسی
4️⃣سلامت شناختی، که منجر به شناخت درست از خود، خدا، طبیعت و جهان می شود.
5️⃣سلامت انگیزش، که منجر به تصمیم گیری و اجرای بموقع در راستای اهداف می شود.
6️⃣سلامت ارتباطی، که منجر به فراجنسیتی دیدن دیگران می شود.
7️⃣سلامت منطقی، که منجر به رفتارهای منطقی و قابل اقناع می شود.
8️⃣سلامت زیباشناختی، که منجر به فرق گذاری بین خوشگلی و زیبایی و سلیقه و زیباشناسی می شود.
9️⃣سلامت محاسباتی، که منجر به محاسبه و عاقبت سنجی فرایندها می شود.
🔟سلامت عملکردی
⏸سلامت جسمی، که منجر به رهایی از بیماریهای روان تنی می شود.
2️⃣1️⃣سلامت فردی
3️⃣1️⃣سلامت اجتماعی
4️⃣1️⃣سلامت مسئولیت پذیری
5️⃣1️⃣سلامت جهانی
گفتیم که یکی از #توانهای مغز شبکه سازی است که می تواند از 15 آیتم فوق یک شبکه بسازد.
به محض ایجاد ساده ترین شبکه از این 15 آیتم که بتوانند با هم اتفاق افتاده و کار کنند، شخص قدرتمند شده تا بتواند از ظرفیتهای بالای مغز خود استفاده کرده و متفاوت از دیگران فکر کنند.
بنابراین مغز یک نقشه پراتیک و کارکردی برای متفاوت فکر کردن و متفاوت عمل کردن به شخص می دهد و او را به یک سری #فرا_مهارتها می رساند، چه علم، چه هنر، چه IT، و چه ...
و اینجاست که شخص به یک شخص شگفت انگیز و #توفنده تبدیل می شود.
در چنین شخص، #کانون_هوش_معنوی اش فعال شده و لذا بین ارزشهای مادی و معنوی او تعادل ایجاد می شود.
ارزشهای معنوی، ارزشهایی هستند که #هویت یک انسان را اثبات می کند، بگونه ای که بتواند حد و مرزهای خود را در مواجهه با هر چیزی معین نماید.
چنین شخص، یک شخصیت بالانس پیدا می کند.
و پس از همه اینها، او تبدیل به یک انسان فرامادی، فرامعنوی، فرافکری، فراشهودی و فرا تجربی شده که به او می گوئیم #عاشق شده است.
عشق یک #نوبینایی درست در انسان ایجاد می کند که همه چیز را جور دیگر می بیند و زندگی برای او رنگ و بوی جدیدی می گیرد و این نتیجه یک تحول صد در صد در وجود انسانی است.
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید سهراب سپهری
تلخیص: محمد صالحی
صوت سخنرانی👇
https://t.me/Dr2Azimi/514
قسمت اول: نگاهی نو به عشق👇
https://t.me/beshnofekrkon/1970
Telegram
آینده پژوهی
🔷بررسی آیتم های سلامت روان منجر به درک عشق حقیقی
🔸#دکتر_محمد_جواد_عظيمي
🎧فایل صوتی
#آینده_پژوهی #روانپژوهی
#روانشناسی #عشق #هوش_هیجانی #میل #غریزه
#نظریه_هوش_سه_گانه #خلاقیت #انگیزه #تفکر
@Dr2Azimi
🔸#دکتر_محمد_جواد_عظيمي
🎧فایل صوتی
#آینده_پژوهی #روانپژوهی
#روانشناسی #عشق #هوش_هیجانی #میل #غریزه
#نظریه_هوش_سه_گانه #خلاقیت #انگیزه #تفکر
@Dr2Azimi
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#هدف_انبیا ، توسعه #نگرش_توحیدی به هستی بوده است و بس -1
مهمترین #برداشت_غلطی که در طول تاریخ دینی بشر از هدف ارسال پیامبران شده است ، ایجاد یک #جامعه_نو با ایده های نظری و رویکردهای عملی خاص و منفک از #ساختار_تاریخی خود آن جامعه بوده است .
و همین امر باعث پدید آمدن #نهادهایی شده که مدعی #مالکیت انحصاری آن دین و اداره آن جامعه بوده و هستند . نهادهایی که از نام دین بعنوان پرچم رسمی خود استفاده کرده ولی چیزی جز اعمال #سلیقه های شخصی خود در لباس آن دین بر جوامع مربوطه تحمیل نکرده اند و این امر هیچ خروجی ای جز #ارتداد و تکفیرهای جمعی تا خشونتها و #جنگهای عقیدتی نداشته و هنوز هم ادامه دارد .
اما وقتی به کتاب مقدس #قرآن نگاه می کنیم ، سخنی بوضوح غیر از این امر می بینیم و می فهمیم . سخنی که بیانگر اتخاذ #نگرش_توحیدی به هستی و دعوت مردم به انتخاب آن است :
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون 1
ما پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم ، جز آنكه به او #وحي كرديم كه جز، من خدايي نيست پس #مرا بپرستيد .
مشابه همه شیوه های انسانی ، که برای هر امری علاوه بر #اصل اساسی خود ، به #ملزوماتی نیز در بیان و تصریح آن اشاره می شود ، این دعوت به توحیدی نگری به هستی نیز به #دو_زیرشاخه مهمی که از ملزومات آن می باشد تصریح کرده که مبادا به قیدهای #بشری آلوده گردد :
• ایمان به #آخرت
• عمل صالح و #اخلاقی
ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 2
بر اساس این سخن مهم قرآن ، هیچ پیامبری در پی #فروریزی ساختار اجتماعی و یا حتی سنتهای زندگی مردم عصر خود نبوده است ، مگر #سنگین تر کردن وزنه #توحیدی نگری به هستی و گزینش رویکردهای #اخلاقی در حوزه عمل ، بگونه ای که مردم در #انتخاب از بین نگرشهای نظری و رویکردهای عملی موجود ، #نظر_خداوند را نیز مد نظر قرار دهند .
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا 3
در این راستا به #شش_نکته مهم باید توجه کرد که متاسفانه در همه این سالها مورد غفلت مردم و یا سرقت متولیان واقع شده است :
💥1- مردم در طول تاریخ ، همواره با دغدغه ها و #سوالهای اساسی ای در رابطه با #نگرش به هستی و نحوه #مواجهه عملی با جامعه و روابط بینافردی خود روبرو بوده و قطعا برای این سوالها ، در معرض #پاسخهای مختلف و متعددی که توسط افراد و متخصصین و مکاتب مختلف بیان می شده بوده اند . پاسخهایی از قبیل نگرش مشرکانه به هستی تا توحیدی و رویکردهای عملی مبتنی بر اخلاق و هنجارهای اجتماعی تا شیوه های غیراخلاقی و مستبدانه و ظالمانه .
💥2- در چنین #فضای_شلوغ_انتخاب ، که مردم یا بر اساس #عقلانیت خود دست به گزینش می زنند و یا بر اساس #اعتماد به پیشینیان و بزرگان جامعه ، انتخاب خود را انجام می دهند ، #خداوند ضمن تایید ضمنی شیوه مواجهه مردم با سوالها و دغدغه های خود ، وارد #میدان_گزینش آنها شده و کفه #ترازوی توحیدی نگریستن به هستی در حوزه نظر و رویکرد اخلاقی در مقام عمل را سنگین تر کرده و سعی در #کمک کردن به افزایش فهم عقلانی آنها جهت امکان #گزینش_درست آنها داشته است .
لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 4
💥3- در این دعوت پیامبرانه ، سعی بر آن بوده که مردم را از قید #تابعیت انسانها و یا موجودات دیگر برهانند و تنها به خداوند #یکتا بخوانند.
لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا 5
💥4- و در پس آن اعتقاد توحیدی ، سعی بر نشان دادن #ساختار_عالم به شکلی #دوسرایی بوده که انسان مسیری بس طولانی در راستای اتصاف به فضایل اخلاقی و خداگونه شدن در پیش دارد و ویژگی برجسته این عالم دوسرایی ، محوریت عدالت در آن است .
💥5- و در ادامه این دعوت پیامبرانه ، مردم را از بین #شیوه های متعدد و مختلف روابط انسانی و اجتماعی ، به انتخاب #رویکردهای_اخلاقی برای تمرین فضایل خداگونگی دعوت نموده است .
و این بدین معناست که خداوند به #قابلیت انسان در طراحی و بکارگیری شیوه های مختلف اخلاقی و غیر اخلاقی اذعان داشته ، و از باب لطف خود سعی نموده است که #مطلوبات خداوند را نیز برای او بیان کرده ، تا در #انتخاب خود به آن نیز نظر داشته باشد .
نه اینکه در تکاپوی #تعطیلی_عقل او بوده و تلاش در #تدوین آیین نامه ای اجرایی و فراتاریخی برای او داشته باشد . و اتفاقا هر #مثال عملی که در قرآن بیان شده است ( مانند توصیه به عبادات ، مذمت کم فروشی ، زشتی ظلم ، لزوم مجازات مجرمین متناسب با جرمهای آنها و ... ) در زمینه تحریک #عقلانیت او و ترغیب به #اخلاقی شدن او بوده است :
كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون 6
يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون 7
#ادامه_دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/1366
محمد صالحی – 14/4/97
مهمترین #برداشت_غلطی که در طول تاریخ دینی بشر از هدف ارسال پیامبران شده است ، ایجاد یک #جامعه_نو با ایده های نظری و رویکردهای عملی خاص و منفک از #ساختار_تاریخی خود آن جامعه بوده است .
و همین امر باعث پدید آمدن #نهادهایی شده که مدعی #مالکیت انحصاری آن دین و اداره آن جامعه بوده و هستند . نهادهایی که از نام دین بعنوان پرچم رسمی خود استفاده کرده ولی چیزی جز اعمال #سلیقه های شخصی خود در لباس آن دین بر جوامع مربوطه تحمیل نکرده اند و این امر هیچ خروجی ای جز #ارتداد و تکفیرهای جمعی تا خشونتها و #جنگهای عقیدتی نداشته و هنوز هم ادامه دارد .
اما وقتی به کتاب مقدس #قرآن نگاه می کنیم ، سخنی بوضوح غیر از این امر می بینیم و می فهمیم . سخنی که بیانگر اتخاذ #نگرش_توحیدی به هستی و دعوت مردم به انتخاب آن است :
و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون 1
ما پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم ، جز آنكه به او #وحي كرديم كه جز، من خدايي نيست پس #مرا بپرستيد .
مشابه همه شیوه های انسانی ، که برای هر امری علاوه بر #اصل اساسی خود ، به #ملزوماتی نیز در بیان و تصریح آن اشاره می شود ، این دعوت به توحیدی نگری به هستی نیز به #دو_زیرشاخه مهمی که از ملزومات آن می باشد تصریح کرده که مبادا به قیدهای #بشری آلوده گردد :
• ایمان به #آخرت
• عمل صالح و #اخلاقی
ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري و الصابئين من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون 2
بر اساس این سخن مهم قرآن ، هیچ پیامبری در پی #فروریزی ساختار اجتماعی و یا حتی سنتهای زندگی مردم عصر خود نبوده است ، مگر #سنگین تر کردن وزنه #توحیدی نگری به هستی و گزینش رویکردهای #اخلاقی در حوزه عمل ، بگونه ای که مردم در #انتخاب از بین نگرشهای نظری و رویکردهای عملی موجود ، #نظر_خداوند را نیز مد نظر قرار دهند .
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا 3
در این راستا به #شش_نکته مهم باید توجه کرد که متاسفانه در همه این سالها مورد غفلت مردم و یا سرقت متولیان واقع شده است :
💥1- مردم در طول تاریخ ، همواره با دغدغه ها و #سوالهای اساسی ای در رابطه با #نگرش به هستی و نحوه #مواجهه عملی با جامعه و روابط بینافردی خود روبرو بوده و قطعا برای این سوالها ، در معرض #پاسخهای مختلف و متعددی که توسط افراد و متخصصین و مکاتب مختلف بیان می شده بوده اند . پاسخهایی از قبیل نگرش مشرکانه به هستی تا توحیدی و رویکردهای عملی مبتنی بر اخلاق و هنجارهای اجتماعی تا شیوه های غیراخلاقی و مستبدانه و ظالمانه .
💥2- در چنین #فضای_شلوغ_انتخاب ، که مردم یا بر اساس #عقلانیت خود دست به گزینش می زنند و یا بر اساس #اعتماد به پیشینیان و بزرگان جامعه ، انتخاب خود را انجام می دهند ، #خداوند ضمن تایید ضمنی شیوه مواجهه مردم با سوالها و دغدغه های خود ، وارد #میدان_گزینش آنها شده و کفه #ترازوی توحیدی نگریستن به هستی در حوزه نظر و رویکرد اخلاقی در مقام عمل را سنگین تر کرده و سعی در #کمک کردن به افزایش فهم عقلانی آنها جهت امکان #گزینش_درست آنها داشته است .
لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي 4
💥3- در این دعوت پیامبرانه ، سعی بر آن بوده که مردم را از قید #تابعیت انسانها و یا موجودات دیگر برهانند و تنها به خداوند #یکتا بخوانند.
لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا 5
💥4- و در پس آن اعتقاد توحیدی ، سعی بر نشان دادن #ساختار_عالم به شکلی #دوسرایی بوده که انسان مسیری بس طولانی در راستای اتصاف به فضایل اخلاقی و خداگونه شدن در پیش دارد و ویژگی برجسته این عالم دوسرایی ، محوریت عدالت در آن است .
💥5- و در ادامه این دعوت پیامبرانه ، مردم را از بین #شیوه های متعدد و مختلف روابط انسانی و اجتماعی ، به انتخاب #رویکردهای_اخلاقی برای تمرین فضایل خداگونگی دعوت نموده است .
و این بدین معناست که خداوند به #قابلیت انسان در طراحی و بکارگیری شیوه های مختلف اخلاقی و غیر اخلاقی اذعان داشته ، و از باب لطف خود سعی نموده است که #مطلوبات خداوند را نیز برای او بیان کرده ، تا در #انتخاب خود به آن نیز نظر داشته باشد .
نه اینکه در تکاپوی #تعطیلی_عقل او بوده و تلاش در #تدوین آیین نامه ای اجرایی و فراتاریخی برای او داشته باشد . و اتفاقا هر #مثال عملی که در قرآن بیان شده است ( مانند توصیه به عبادات ، مذمت کم فروشی ، زشتی ظلم ، لزوم مجازات مجرمین متناسب با جرمهای آنها و ... ) در زمینه تحریک #عقلانیت او و ترغیب به #اخلاقی شدن او بوده است :
كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون 6
يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون 7
#ادامه_دارد :
https://t.me/beshnofekrkon/1366
محمد صالحی – 14/4/97
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#هدف_انبیا ، توسعه #نگرش_توحیدی به هستی بوده است و بس - 2
💥6- از آن همه #آیاتی که در رابطه با احکام و یا توصیه ها و مذمتها در قرآن شاهد هستیم ، و نیز #سیره پیامبر در اداره جامعه تحت امر خود ، تنها #نتیجه ای که می توان دریافت آنست که ، #شیوه_کلی برخورد با…
💥6- از آن همه #آیاتی که در رابطه با احکام و یا توصیه ها و مذمتها در قرآن شاهد هستیم ، و نیز #سیره پیامبر در اداره جامعه تحت امر خود ، تنها #نتیجه ای که می توان دریافت آنست که ، #شیوه_کلی برخورد با…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#هدف_انبیا ، توسعه #نگرش_توحیدی به هستی بوده است و بس - 2
💥6- از آن همه #آیاتی که در رابطه با احکام و یا توصیه ها و مذمتها در قرآن شاهد هستیم ، و نیز #سیره پیامبر در اداره جامعه تحت امر خود ، تنها #نتیجه ای که می توان دریافت آنست که ، #شیوه_کلی برخورد با موضوعات مختلف را بیان می کند نه در بیان یک حکم و #قاعده جزیی برای آن مورد و یا موارد مشابه است و همین #شیوه_کلی است که می تواند #الگوی مواجهه ما با موضوعات اجتماعی باشد ، نه اینکه بدنبال کشف #قواعدی_فراتاریخی از لابلای حجم محدود موضوعات و احکام عصر نزول باشیم که منجر به تاسیس یک #بنیاد عظیم دینی با تحمیل اندیشه ها و #سلایق گروهی خاص بر جامعه شده و #عقلانیت و #اخلاق را به محاق ببرد .
#شیوه ای که مبتنی بر #دو_اصل زیر است :
☄️• توجه به #قواعد و اصول و سنتهای موجود و #گزینش_عقلانی رویکردهای #اخلاقی آنها در مواجهه با موضوعات محتلف و مبتلا به ، با استفاده از #مشورتهای جمعی .
و شاورهم في الامر 8
☄️• توجه به حد #فهم و #پذیرش مردم و امکانات حکومت و جامعه ، در تغییر و یا عملیاتی کردن آنها .
امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض 9
#زیرنویسها :
1- انبیا 25
2- بقره 62
3- انسان 3
4- بقره 256
5- نامه 31 نهج البلاغه
6- بقره 242
7- بقره 21
8- آل عمران 159
9- کافی ج۲ ص ۱۱۷
محمد صالحی – 14/4/97
#قسمت_اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1365
http://mahsan.rasekhoonblog.com
💥6- از آن همه #آیاتی که در رابطه با احکام و یا توصیه ها و مذمتها در قرآن شاهد هستیم ، و نیز #سیره پیامبر در اداره جامعه تحت امر خود ، تنها #نتیجه ای که می توان دریافت آنست که ، #شیوه_کلی برخورد با موضوعات مختلف را بیان می کند نه در بیان یک حکم و #قاعده جزیی برای آن مورد و یا موارد مشابه است و همین #شیوه_کلی است که می تواند #الگوی مواجهه ما با موضوعات اجتماعی باشد ، نه اینکه بدنبال کشف #قواعدی_فراتاریخی از لابلای حجم محدود موضوعات و احکام عصر نزول باشیم که منجر به تاسیس یک #بنیاد عظیم دینی با تحمیل اندیشه ها و #سلایق گروهی خاص بر جامعه شده و #عقلانیت و #اخلاق را به محاق ببرد .
#شیوه ای که مبتنی بر #دو_اصل زیر است :
☄️• توجه به #قواعد و اصول و سنتهای موجود و #گزینش_عقلانی رویکردهای #اخلاقی آنها در مواجهه با موضوعات محتلف و مبتلا به ، با استفاده از #مشورتهای جمعی .
و شاورهم في الامر 8
☄️• توجه به حد #فهم و #پذیرش مردم و امکانات حکومت و جامعه ، در تغییر و یا عملیاتی کردن آنها .
امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی بأداء الفرائض 9
#زیرنویسها :
1- انبیا 25
2- بقره 62
3- انسان 3
4- بقره 256
5- نامه 31 نهج البلاغه
6- بقره 242
7- بقره 21
8- آل عمران 159
9- کافی ج۲ ص ۱۱۷
محمد صالحی – 14/4/97
#قسمت_اول :
https://t.me/beshnofekrkon/1365
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
#هدف_انبیا ، توسعه #نگرش_توحیدی به هستی بوده است و بس -1
مهمترین #برداشت_غلطی که در طول تاریخ دینی بشر از هدف ارسال پیامبران شده است ، ایجاد یک #جامعه_نو با ایده های نظری و رویکردهای عملی خاص و منفک از #ساختار_تاریخی خود آن جامعه بوده است .
و همین امر…
مهمترین #برداشت_غلطی که در طول تاریخ دینی بشر از هدف ارسال پیامبران شده است ، ایجاد یک #جامعه_نو با ایده های نظری و رویکردهای عملی خاص و منفک از #ساختار_تاریخی خود آن جامعه بوده است .
و همین امر…
به بهانه دیدار #پاپ و آقای #سیستانی ( و به بهانه #هفته_وحدت، که پیشنهاد مرحوم استاد منتظری بود)
#وحدت_ادیان، امری #حقیقی است نه #اعتباری و یا #سیاسی
#دین به معنای مراد خداوند از هدایت، دعوت و سنگین تر کردن کفه جهان بینی #توحیدی و پاسداشت آن بوده، هر چند به تعداد انبیا در تاریخ دینی بشر، در شکل و قالب #شریعتهای مختلف، که تصویری از حد #عقلانیت و فهم و سنن عصر هر پیامبر و خاص او بوده، بروز و ظهور یافته است.
اما آنچه در طول تاریخ خودنمایی میکند نه #هسته اصلی و مشترک آن شرایع که دین بوده است، بلکه #قالبهای اختلافی آنهاست که به صدها سال نزاع و خود حق پنداریهای خشونت بار منجر شده است.
در #آخرین تلاش خداوند در تبیین خود از مرادش در ارسال رسولان، بصراحت به بی اعتباری #شریعت_شناسنامه ای در رستگاری انسان پرداخته و اصل را مجددا در چهان بینی #توحیدی، ایمان به #عدالت محوری هستی و عمل #اخلاقی، بعنوان هسته اصلی دین بیان می دارد.( بقره/62)
و در اواخر عمر آخرین فرستاده اش، از آنجا که #خودحق پنداریها و خودبرتر دانستنها در بین پیروان شرایع مختلف بالا گرفته بود، مجددا وارد صحنه شده و به مدعیان شرایع موجود، تنها #وجوه_مشترک آنها را که همان هسته اصلی آنها، یعنی دین است را معتبر اعلام می کند و از همه مهمتر اینکه #ضمانت اجرای این ابلاغ را پایبندی پیامبر و مسلمانان اعلام می دارد.(آل عمران/64)
متاسفانه آن #ابلاغ_توحیدی هرگز به عمل ننشست و هر روز بر طبل #اختلافات بیشتر کوبیده شده و چه نزاعها و #حذفهای وحشتناکی که در تاریخ بوقوع نپیوست که حتی در بین دو گروه شیعه و سنی هنوز شاهد آنیم.
البته در مواردی بزرگانی مانند رئیس الازهر/ شیخ #شلتوت و آیه اله #بروجردی برای #تقریب بین مذاهب کوشیدند که متاسفانه بدلیل بیشتر ممانعت فقیهان قم، به بار ننشست و یا #گفتگوی ادیان در سطح جهان توسط سازمانها و نهادهای مستقل و البته در سطح #سمینار انجام که در این اواخر در شکل گفتگوی تمدنها توسط آقای #خاتمی مطرح و در سازمان ملل نیز تایید شد ولی مجددا بدلیل #ممانعتهای سازمان یافته به جایی نرسید و متاسفانه به نتایج وحشتباری چون #کشتارهای داعش صفتانه از مذاهب و شرایع مختلف منجر شد.
و #پاپ، اما این روزها، علیرغم #تکلیفی که خداوند بر دوش مسلمانان برای حفاظت از وحدت بین شرایع در چارچوب اصول مذکور در هسته دین، گذاشته بود ولی خود عامل بیشترین نزاعها و اختلافات شده اند، بدنبال #ملاقات چند سال پیش خود با روسای #الازهر، جهت عملی کردن #گفتگوی بین رهبران شرایع مختلف حول مشترکات خود، متواضعانه به دیدار یکی از معتدلترین رهبران #شیعی شتافت.
قطعا اینگونه تحرکات می تواند به #ثمرات مثبتی در #سرنوشت مردمان اقوام و ادیان مختلف در سطح جهان منجر شود، اما به نظر می آید برای آنکه این #نهال به بار بنشیند راهی ندارد جز:
💥 #پازگشت به بیان صریح خداوند در آیه 62 بقره و پذیرش بی اعتباری شریعت شناسنامه ای در رستگاری
💥 تکیه صریح بر اصول #ایمان و #اخلاق در آیه مذکور و سرلوحه قرار دادن #مشترکات آیه
💥 نهادینه کردن جهانی #گفتگوی بین شرایع و ادیان شرق و غرب عالم در قالب آیات فوق
و الا وقتی این حرکت زیبای پاپ و آقای سیستانی با #بی_توجهی و بی مهری مدعیان حوزه های مختلف دینی مواجه می شود، متاسفانه می تواند #سرنوشتی چون تقریب بین مذاهب آیه اله بروجردی و شیخ شلتوت و یا گفتگوی بین تمدنهای آقای خاتمی بیابد،
و اگر چشم و گوش باز کنیم خواهیم فهمید که #گمشده انسان پست مدرن و خسته از بخشی از تبعات مدرنیته، #آرامش و #صلح و #معنای زندگی است که جسته و گریخته سراغ #معنویت ادیان شرقی رفته و آنچه در این جستجو به دوری انداخته می شود #قرائتهای انحصارطلبانه و خودحق پنداریهای شرایع ابراهیمی و بخصوص اسلام است.
به امید بازگشت به #دعوت_توحیدی خداوند و ترجیح #اخلاق شفقت و صلح، در همه مدعیان ادیان سراسر عالم
محمد صالحی – 21/12/99 مصادف با بعثت رسول مکرم اسلام(ص)
https://t.me/beshnofekrkon/1900
#وحدت_ادیان، امری #حقیقی است نه #اعتباری و یا #سیاسی
#دین به معنای مراد خداوند از هدایت، دعوت و سنگین تر کردن کفه جهان بینی #توحیدی و پاسداشت آن بوده، هر چند به تعداد انبیا در تاریخ دینی بشر، در شکل و قالب #شریعتهای مختلف، که تصویری از حد #عقلانیت و فهم و سنن عصر هر پیامبر و خاص او بوده، بروز و ظهور یافته است.
اما آنچه در طول تاریخ خودنمایی میکند نه #هسته اصلی و مشترک آن شرایع که دین بوده است، بلکه #قالبهای اختلافی آنهاست که به صدها سال نزاع و خود حق پنداریهای خشونت بار منجر شده است.
در #آخرین تلاش خداوند در تبیین خود از مرادش در ارسال رسولان، بصراحت به بی اعتباری #شریعت_شناسنامه ای در رستگاری انسان پرداخته و اصل را مجددا در چهان بینی #توحیدی، ایمان به #عدالت محوری هستی و عمل #اخلاقی، بعنوان هسته اصلی دین بیان می دارد.( بقره/62)
و در اواخر عمر آخرین فرستاده اش، از آنجا که #خودحق پنداریها و خودبرتر دانستنها در بین پیروان شرایع مختلف بالا گرفته بود، مجددا وارد صحنه شده و به مدعیان شرایع موجود، تنها #وجوه_مشترک آنها را که همان هسته اصلی آنها، یعنی دین است را معتبر اعلام می کند و از همه مهمتر اینکه #ضمانت اجرای این ابلاغ را پایبندی پیامبر و مسلمانان اعلام می دارد.(آل عمران/64)
متاسفانه آن #ابلاغ_توحیدی هرگز به عمل ننشست و هر روز بر طبل #اختلافات بیشتر کوبیده شده و چه نزاعها و #حذفهای وحشتناکی که در تاریخ بوقوع نپیوست که حتی در بین دو گروه شیعه و سنی هنوز شاهد آنیم.
البته در مواردی بزرگانی مانند رئیس الازهر/ شیخ #شلتوت و آیه اله #بروجردی برای #تقریب بین مذاهب کوشیدند که متاسفانه بدلیل بیشتر ممانعت فقیهان قم، به بار ننشست و یا #گفتگوی ادیان در سطح جهان توسط سازمانها و نهادهای مستقل و البته در سطح #سمینار انجام که در این اواخر در شکل گفتگوی تمدنها توسط آقای #خاتمی مطرح و در سازمان ملل نیز تایید شد ولی مجددا بدلیل #ممانعتهای سازمان یافته به جایی نرسید و متاسفانه به نتایج وحشتباری چون #کشتارهای داعش صفتانه از مذاهب و شرایع مختلف منجر شد.
و #پاپ، اما این روزها، علیرغم #تکلیفی که خداوند بر دوش مسلمانان برای حفاظت از وحدت بین شرایع در چارچوب اصول مذکور در هسته دین، گذاشته بود ولی خود عامل بیشترین نزاعها و اختلافات شده اند، بدنبال #ملاقات چند سال پیش خود با روسای #الازهر، جهت عملی کردن #گفتگوی بین رهبران شرایع مختلف حول مشترکات خود، متواضعانه به دیدار یکی از معتدلترین رهبران #شیعی شتافت.
قطعا اینگونه تحرکات می تواند به #ثمرات مثبتی در #سرنوشت مردمان اقوام و ادیان مختلف در سطح جهان منجر شود، اما به نظر می آید برای آنکه این #نهال به بار بنشیند راهی ندارد جز:
💥 #پازگشت به بیان صریح خداوند در آیه 62 بقره و پذیرش بی اعتباری شریعت شناسنامه ای در رستگاری
💥 تکیه صریح بر اصول #ایمان و #اخلاق در آیه مذکور و سرلوحه قرار دادن #مشترکات آیه
💥 نهادینه کردن جهانی #گفتگوی بین شرایع و ادیان شرق و غرب عالم در قالب آیات فوق
و الا وقتی این حرکت زیبای پاپ و آقای سیستانی با #بی_توجهی و بی مهری مدعیان حوزه های مختلف دینی مواجه می شود، متاسفانه می تواند #سرنوشتی چون تقریب بین مذاهب آیه اله بروجردی و شیخ شلتوت و یا گفتگوی بین تمدنهای آقای خاتمی بیابد،
و اگر چشم و گوش باز کنیم خواهیم فهمید که #گمشده انسان پست مدرن و خسته از بخشی از تبعات مدرنیته، #آرامش و #صلح و #معنای زندگی است که جسته و گریخته سراغ #معنویت ادیان شرقی رفته و آنچه در این جستجو به دوری انداخته می شود #قرائتهای انحصارطلبانه و خودحق پنداریهای شرایع ابراهیمی و بخصوص اسلام است.
به امید بازگشت به #دعوت_توحیدی خداوند و ترجیح #اخلاق شفقت و صلح، در همه مدعیان ادیان سراسر عالم
محمد صالحی – 21/12/99 مصادف با بعثت رسول مکرم اسلام(ص)
https://t.me/beshnofekrkon/1900
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
🍁رعایت #وحدت جامعه ، اصل اساسی قرآن🍁
وقتی که مسیر تاریخی ارسال پیامبران را از نظر میگذرانیم ، به این نتیجه صریح و مهم می رسیم که :
🍇هرگاه بزرگان و #راهبران بشر در گذر تاريخ ، #دعوت_پيامبران را ، به ابزاري براي #سركشي 1 و #تحميق مردمان كردند 2 ،…
وقتی که مسیر تاریخی ارسال پیامبران را از نظر میگذرانیم ، به این نتیجه صریح و مهم می رسیم که :
🍇هرگاه بزرگان و #راهبران بشر در گذر تاريخ ، #دعوت_پيامبران را ، به ابزاري براي #سركشي 1 و #تحميق مردمان كردند 2 ،…
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
هیچ #متنی در #خلأ متولد نمی شود حتی #وحی
هیچ متن تاریخی در خلأ متولد نشده است حتی وحی و هیچ #پیامبری در پی ساختن #جامعه ای نو از مردمانی بدون پیشینه تاریخی و فرهنگی و علمی نبوده است .
بارها و بارها ، در قرآن کریم از #نحوه_بیان حقایق هستی در رسالت پیامبران ، از " #لسان_قوم " استفاده شده است . ( و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم – ابراهیم 4 )
و آن بدین معناست که #محدودیتها و ابزارهای زبانی ، #فضای حاکم بر محاورات مردم ، تعابیر و #تعاریف اخلاقی در نظام ارزشی آن جامعه ، #ساختار_جهان برخاسته از علوم آن روز ، #قصه ها و حکایاتی که به گذشتگان منسوب بوده و #حد_فهم عقلانی و پذیرش مردم ، مورد توجه قرار می گرفته است . ( امام صادق(ع) : ما کان الله لیخاطب خلقه بما لا یعلمون – بحار ج24 ص 300 ،انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم اصول كافي ج 8 ص 268 ح 394)
این امر ، نه مختص بیان #رسالت پیامبران بوده ، که حقایق هستی را در #ظرف_جامعه خود ریخته و در حد فهم آنها فروکاسته و بر آنها #نازل می کرده اند ، بلکه از مهمترین #روشهای_انتقال مفاهیم مختلف علمی و یا انسانی به دیگران از هر سطح سواد و یا هر دوره سنی بوده و هست .
بطور مثال ، یک #فیلسوف_اخلاق ، در بیان چرایی اخلاقی بودن #راستگویی، بسته به آنکه با چه مخاطبی سخن می گوید ، از شیوه های مختلفی استفاده می کند :
💥برای مخاطبی که #علم_اخلاق می داند ، در بیان خود ، #نظریه های اخلاقی مختلف را بکار می گیرد .
💥برای مخاطبی که #عام است ، به #توصیه های دینی و فرهنگی می پردازد .
💥و برای #کودکی که جز قصه برایش جذاب نیست ، از قصه #چوپان_دروغگو استفاده می کند .
بنابراین آنچه مهم است ، اینکه #خواننده متن ، توجه کند که آن متن در چه بستر #زمانی و با چه مخاطبانی از نظر حد فهم عقلانی و ارزشهای اخلاقی و در چه #دوره علمی ، تولید شده است و آنگاه به #اصل_پیام که به آن قالب تاریخی تزریق شده پرداخته ، آن را استخراج و در قالب های امروزی ریخته و به مخاطب امروز تحویل دهد .
با این نگاه ، خواننده متوجه خواهد بود که #قالبهای زبانی ، علمی و تاریخی موجود در هر متن ، از نظر تولید کننده آن ( حتی وحی ) #اصالت ذاتی نداشته و بلکه تابع بالعرض حقیقت پیام موجود در آن متن است و طبیعتا آن متن در بیان #صحت و یا #نفی صناعات ادبی و یا گزاره های علمی و تاریخی مورد استفاده خود نیست .
همانطور که در بیان #زشتی دروغ ، قصه چوپان دروغگو یک #ابزار در حد فهم کودک است برای #تسهیل انتقال پیام اخلاقی راستگویی به او ، نه #اثبات_صحت وقوع قصه چوپان دروغگو که بعدا مورد مناقشه قرار گرفته و حتی اصل پیام مخدوش شود .
🌈برای توضیح بهتر مطلب ، می توان از #مثال_زیر نیز بهره برد :
کسی می آید که #آب_دریایی شیرین
در امکان استفاده اوست و با مردمانی #تشنه روبرو می شود .
آیا با #کدام_ظرف می تواند به آنها از آن دریا بنوشاند ؟
قاعدتا #دو_راه بیشتر در پیش ندارد :
☄️• به هر تشنه لبی بگوید " #ظرف_خود " را بیاور تا من در آن بریزم .
☄️• یا خود #ظرف متناسب هر فرد را می شناسد و در آنها ریخته و به هریک متناسب خود او می نوشاند .
یکی #کودک است ، لیوانکی می آورد ،
یکی #چوپان است ، پیاله ای می آورد که شاید #حیوانش نیز از آن نوشیده است
و دیگری #نماینده افرادی است ، لذا پارچ و یا ظرف بزرگتری می آورد .
شاید آن شخص ، اگر برایش #مقدور باشد ، #ظرف بهتر و بهداشتی تری در حد مقتضای هر سن و شخصیت افراد ، تهیه و آنها را #مجاب به استفاده کند ، اما به هیچوجه منظور او #نفس_ظرف نیست ، بلکه #آب_حیاتی است که به آنها می نوشاند تا از مرگ نجاتشان دهد .
و اگر #روزگارانی بعد ، کسی به سبب #پیشرفتهای علمی ، بر نابهداشتی بودن بعض آن ظروف واقف شد ، نمی تواند بر آن شخص #حمله برد ، چرا که آن #مردمان جز آن ظروف نمی شناخته اند ، بلکه باید به #محتوای آن ظروف که آب زندگی بخش آنها بوده بنگرد و آن را متصل به آن دریای عظیم ببیند ، و اکنون نیز همان آب حیات بخش را در #ظرف_خود ریخته و استفاده نماید .
🌈و در یک کلام :
☀#حقیقت ایمان و اخلاق( من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم – بقره 62 ) که #پیام اصلی خداوند در #هدایت معنوی بشر ( هذا ... هدی و موعظة للمتقین– آل عمران 138 ) و #حیات بخشی اوست ( اذا دعاكم لما يحييكم – انفال 24 ) ، متصل به دریای بیکرانی است که در #عصر هر پیامبر ، در #ظرف_موجود عصر نزول از نظر زبانی ، علمی و تاریخی ریخته شده و به مردمان آن عصر چشانده شده است.
☀️لذا #امروز نیز بی هیچ لجاجت و یا تعصب و جزم نگری ، باید آن #حقیقت ایمان و اخلاق را از آن ظروف #جدا کرده ، در #ظرف این عصر برای هدایت اندیشه معنوی مردمان تشنه آن ریخته و در راستای #زیستی_ایمانی_اخلاقی از آن نیوشید .
https://telegram.me/beshnofekrkon/440
محمد صالحي – 24/7/96
هیچ متن تاریخی در خلأ متولد نشده است حتی وحی و هیچ #پیامبری در پی ساختن #جامعه ای نو از مردمانی بدون پیشینه تاریخی و فرهنگی و علمی نبوده است .
بارها و بارها ، در قرآن کریم از #نحوه_بیان حقایق هستی در رسالت پیامبران ، از " #لسان_قوم " استفاده شده است . ( و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم – ابراهیم 4 )
و آن بدین معناست که #محدودیتها و ابزارهای زبانی ، #فضای حاکم بر محاورات مردم ، تعابیر و #تعاریف اخلاقی در نظام ارزشی آن جامعه ، #ساختار_جهان برخاسته از علوم آن روز ، #قصه ها و حکایاتی که به گذشتگان منسوب بوده و #حد_فهم عقلانی و پذیرش مردم ، مورد توجه قرار می گرفته است . ( امام صادق(ع) : ما کان الله لیخاطب خلقه بما لا یعلمون – بحار ج24 ص 300 ،انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم اصول كافي ج 8 ص 268 ح 394)
این امر ، نه مختص بیان #رسالت پیامبران بوده ، که حقایق هستی را در #ظرف_جامعه خود ریخته و در حد فهم آنها فروکاسته و بر آنها #نازل می کرده اند ، بلکه از مهمترین #روشهای_انتقال مفاهیم مختلف علمی و یا انسانی به دیگران از هر سطح سواد و یا هر دوره سنی بوده و هست .
بطور مثال ، یک #فیلسوف_اخلاق ، در بیان چرایی اخلاقی بودن #راستگویی، بسته به آنکه با چه مخاطبی سخن می گوید ، از شیوه های مختلفی استفاده می کند :
💥برای مخاطبی که #علم_اخلاق می داند ، در بیان خود ، #نظریه های اخلاقی مختلف را بکار می گیرد .
💥برای مخاطبی که #عام است ، به #توصیه های دینی و فرهنگی می پردازد .
💥و برای #کودکی که جز قصه برایش جذاب نیست ، از قصه #چوپان_دروغگو استفاده می کند .
بنابراین آنچه مهم است ، اینکه #خواننده متن ، توجه کند که آن متن در چه بستر #زمانی و با چه مخاطبانی از نظر حد فهم عقلانی و ارزشهای اخلاقی و در چه #دوره علمی ، تولید شده است و آنگاه به #اصل_پیام که به آن قالب تاریخی تزریق شده پرداخته ، آن را استخراج و در قالب های امروزی ریخته و به مخاطب امروز تحویل دهد .
با این نگاه ، خواننده متوجه خواهد بود که #قالبهای زبانی ، علمی و تاریخی موجود در هر متن ، از نظر تولید کننده آن ( حتی وحی ) #اصالت ذاتی نداشته و بلکه تابع بالعرض حقیقت پیام موجود در آن متن است و طبیعتا آن متن در بیان #صحت و یا #نفی صناعات ادبی و یا گزاره های علمی و تاریخی مورد استفاده خود نیست .
همانطور که در بیان #زشتی دروغ ، قصه چوپان دروغگو یک #ابزار در حد فهم کودک است برای #تسهیل انتقال پیام اخلاقی راستگویی به او ، نه #اثبات_صحت وقوع قصه چوپان دروغگو که بعدا مورد مناقشه قرار گرفته و حتی اصل پیام مخدوش شود .
🌈برای توضیح بهتر مطلب ، می توان از #مثال_زیر نیز بهره برد :
کسی می آید که #آب_دریایی شیرین
در امکان استفاده اوست و با مردمانی #تشنه روبرو می شود .
آیا با #کدام_ظرف می تواند به آنها از آن دریا بنوشاند ؟
قاعدتا #دو_راه بیشتر در پیش ندارد :
☄️• به هر تشنه لبی بگوید " #ظرف_خود " را بیاور تا من در آن بریزم .
☄️• یا خود #ظرف متناسب هر فرد را می شناسد و در آنها ریخته و به هریک متناسب خود او می نوشاند .
یکی #کودک است ، لیوانکی می آورد ،
یکی #چوپان است ، پیاله ای می آورد که شاید #حیوانش نیز از آن نوشیده است
و دیگری #نماینده افرادی است ، لذا پارچ و یا ظرف بزرگتری می آورد .
شاید آن شخص ، اگر برایش #مقدور باشد ، #ظرف بهتر و بهداشتی تری در حد مقتضای هر سن و شخصیت افراد ، تهیه و آنها را #مجاب به استفاده کند ، اما به هیچوجه منظور او #نفس_ظرف نیست ، بلکه #آب_حیاتی است که به آنها می نوشاند تا از مرگ نجاتشان دهد .
و اگر #روزگارانی بعد ، کسی به سبب #پیشرفتهای علمی ، بر نابهداشتی بودن بعض آن ظروف واقف شد ، نمی تواند بر آن شخص #حمله برد ، چرا که آن #مردمان جز آن ظروف نمی شناخته اند ، بلکه باید به #محتوای آن ظروف که آب زندگی بخش آنها بوده بنگرد و آن را متصل به آن دریای عظیم ببیند ، و اکنون نیز همان آب حیات بخش را در #ظرف_خود ریخته و استفاده نماید .
🌈و در یک کلام :
☀#حقیقت ایمان و اخلاق( من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم – بقره 62 ) که #پیام اصلی خداوند در #هدایت معنوی بشر ( هذا ... هدی و موعظة للمتقین– آل عمران 138 ) و #حیات بخشی اوست ( اذا دعاكم لما يحييكم – انفال 24 ) ، متصل به دریای بیکرانی است که در #عصر هر پیامبر ، در #ظرف_موجود عصر نزول از نظر زبانی ، علمی و تاریخی ریخته شده و به مردمان آن عصر چشانده شده است.
☀️لذا #امروز نیز بی هیچ لجاجت و یا تعصب و جزم نگری ، باید آن #حقیقت ایمان و اخلاق را از آن ظروف #جدا کرده ، در #ظرف این عصر برای هدایت اندیشه معنوی مردمان تشنه آن ریخته و در راستای #زیستی_ایمانی_اخلاقی از آن نیوشید .
https://telegram.me/beshnofekrkon/440
محمد صالحي – 24/7/96
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
چرا پيامبر از يكسري موضوعات علمي و تاريخي استفاده كرده كه امروز زير سوال هستند ؟
با توجه به قواعد و معیارهای مجادله و مباحثه ، این نکته روشن می شود که هر انسانی که بخواهد اندیشه خود را بیان و رواج دهد ، بایستی به زبان و شیوه ای سخن بگوید که نه تنها طرف مقابل…
با توجه به قواعد و معیارهای مجادله و مباحثه ، این نکته روشن می شود که هر انسانی که بخواهد اندیشه خود را بیان و رواج دهد ، بایستی به زبان و شیوه ای سخن بگوید که نه تنها طرف مقابل…
#سوال_از_اشو
اشوی عزیز، #پیام شما در این روزهای نزدیک #سال جدید، برای انسانیت چیست؟
#پاسخ
#پیام من ساده است.
پیام من #انسانی_جدید است.
مفهوم قدیمی انسانیت، #دوگانگی داشت
مادی گرا/روحانی،
اخلاقی/غیر اخلاقی،
قدیس/ گناهکار
و این #دوگانگی همه را دچار #شکاف شخصیتی کرده بود.
#گذشته ی بشر چیزی جز #بیماری نبود.
در سه هزار سال گذشته، پنج هزار جنگ روی زمین رخ داده است. و این #دیوانگی محض است، باور نکردنی است. احمقانه و غیر انسانی است.
زمانی که انسان را #دو_بخش می کنی، غم و بدبختی را در وجودش خلق می کنی. و در این حالت او نمی تواند #سالم باشد، شخصیتی تفکیک شده که بخش #انکار شده در صدد #انتقام است.
و برای این #انتقام گیری، راه های زیادی پیدا می شود. وجود تو میدان #جنگ می شود. و این است گذشته ی بشر.
در گذشته ما نمی توانستیم #انسانی_واقعی خلق کنیم، بلکه فقط #شبه_انسان تولید می کردیم.
#شبه_انسان کسی است که شبیه انسان است ولی بدون #ویژگی های انسانی.
کسی که فرصت #شکوفایی کل وجودش را نداشته. وجود او #نیمه هایی مجزا دارد، و به همین خاطر همیشه #عصبانی و متشنج است.
#انسان_جدید شخصیتی دوگانه نخواهد داشت،
او زمینی/ملکوتی خواهد بود
این جهانی و آن جهانی
کل وجودش را خواهد پذیرفت،
بی هیچ تقسیم بندی و #تفکیکی.
من #رهایی آموزش می دهم.
دیگر وقت آن رسیده که انسان همه ی #زنجیرها را باز کند و #رها باشد.
انسان باید #مستقل باشد با
#فردیتی مستقل.
او باید #عصیانگر باشد.
نگرش من به #انسان_جدید این است که او، #زوربا و #بودا را یکجا در وجودش خواهد داشت.
هم از #جسم لذت خواهد برد هم از #روح.
همه ی #مذاهب شکست خورده اند،*
چون تاکیدشان بر #دنیای پس از مرگ بود،
و تو نمی توانی از این دنیا چشم بپوشی و انکار کنی.
#انکار این دنیا یعنی انکار #ریشه های وجودی خودت.
#علم هم شکست خورده محسوب می شود، چون علم هم #آن_دنیا را انکار می کرد، عالم درون را انکار می کرد.
#شرق از دست #مذهب کلافه شده است و #غرب از دست #علم.
و الان ما به #بشری_جدید نیاز داریم که #علم و #مذهب در کنار هم باشد.
#اشو
کتاب: #زوربای_بودایی
* #مذاهب، فرقه ها و شعبه هایی است که متناسب با جریانهای انسانی خاص، در ادیان ایجاد شده اند، و الا آموزه های #قرآن به هیچوجه از دنیا برای رسیدن به آخرت عبور نمی کند.( مایده/ ۸۷)
@oshoi
☄https://telegram.me/beshnofekrkon
اشوی عزیز، #پیام شما در این روزهای نزدیک #سال جدید، برای انسانیت چیست؟
#پاسخ
#پیام من ساده است.
پیام من #انسانی_جدید است.
مفهوم قدیمی انسانیت، #دوگانگی داشت
مادی گرا/روحانی،
اخلاقی/غیر اخلاقی،
قدیس/ گناهکار
و این #دوگانگی همه را دچار #شکاف شخصیتی کرده بود.
#گذشته ی بشر چیزی جز #بیماری نبود.
در سه هزار سال گذشته، پنج هزار جنگ روی زمین رخ داده است. و این #دیوانگی محض است، باور نکردنی است. احمقانه و غیر انسانی است.
زمانی که انسان را #دو_بخش می کنی، غم و بدبختی را در وجودش خلق می کنی. و در این حالت او نمی تواند #سالم باشد، شخصیتی تفکیک شده که بخش #انکار شده در صدد #انتقام است.
و برای این #انتقام گیری، راه های زیادی پیدا می شود. وجود تو میدان #جنگ می شود. و این است گذشته ی بشر.
در گذشته ما نمی توانستیم #انسانی_واقعی خلق کنیم، بلکه فقط #شبه_انسان تولید می کردیم.
#شبه_انسان کسی است که شبیه انسان است ولی بدون #ویژگی های انسانی.
کسی که فرصت #شکوفایی کل وجودش را نداشته. وجود او #نیمه هایی مجزا دارد، و به همین خاطر همیشه #عصبانی و متشنج است.
#انسان_جدید شخصیتی دوگانه نخواهد داشت،
او زمینی/ملکوتی خواهد بود
این جهانی و آن جهانی
کل وجودش را خواهد پذیرفت،
بی هیچ تقسیم بندی و #تفکیکی.
من #رهایی آموزش می دهم.
دیگر وقت آن رسیده که انسان همه ی #زنجیرها را باز کند و #رها باشد.
انسان باید #مستقل باشد با
#فردیتی مستقل.
او باید #عصیانگر باشد.
نگرش من به #انسان_جدید این است که او، #زوربا و #بودا را یکجا در وجودش خواهد داشت.
هم از #جسم لذت خواهد برد هم از #روح.
همه ی #مذاهب شکست خورده اند،*
چون تاکیدشان بر #دنیای پس از مرگ بود،
و تو نمی توانی از این دنیا چشم بپوشی و انکار کنی.
#انکار این دنیا یعنی انکار #ریشه های وجودی خودت.
#علم هم شکست خورده محسوب می شود، چون علم هم #آن_دنیا را انکار می کرد، عالم درون را انکار می کرد.
#شرق از دست #مذهب کلافه شده است و #غرب از دست #علم.
و الان ما به #بشری_جدید نیاز داریم که #علم و #مذهب در کنار هم باشد.
#اشو
کتاب: #زوربای_بودایی
* #مذاهب، فرقه ها و شعبه هایی است که متناسب با جریانهای انسانی خاص، در ادیان ایجاد شده اند، و الا آموزه های #قرآن به هیچوجه از دنیا برای رسیدن به آخرت عبور نمی کند.( مایده/ ۸۷)
@oshoi
☄https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
Forwarded from باورهای قدیم و اندیشه های نو
#انسان هیچ راهی جز حضور در #بهشت لقای الهی ندارد ( چه #درست رفته و چه #خطا رفته )
💥1- #آخرت ، جایی برای ظهور تصویر نگاتیوی روح ماست که از #اعمال ما در اینجا نقش گرفته است .
من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره - سوره زلزال آيات 7 و 8
اقرا كتابك – اسرا 14
يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون – نور 24
💥2- آنجا کسی #محاکمه نمیکند ، بلکه هر کس خودش #قاضی خود است ( تنها جایی است که انسان بجای قضاوت دیگران به قضاوت خود می پردازد ) .
اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا - اسرا 14
💥3- خداوند کسی را #عذاب نمی کند بلکه هر کس خودش #مجری احکام خودش است .
جزاء بما کانوا یکسبون – توبه 95
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون – انعام 31
💥4- #جهنم ، حمام جایی است برای پاکسازی روح .
لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - سوره مدثر ،آیات 28 و 29
ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا - سوره مریم ،آیه 72
💥5- خداوند هر کاری بتواند برای #پاکسازی روح انجام می دهد ( بخشیدن ، جایگزینی و #شفاعت ) .
فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما – فرقان 70
نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم – حجر 49
* قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم – زمر 53
يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضي له قولا – طه 109
و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له حتي اذا فزع عن قلوبهم قالوا ما ذا قال ربكم قالوا الحق و هو العلي الكبير – سبا 23
قل لله الشفاعة جميعا – زمر 44
💥6- جهنم و بهشت ، هیچکدام #ابدی نیستند .
فاما الذين شقوا ففي النار ...... خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ- هود 107
وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ – هود 108
قالوا ربنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الي خروج من سبيل ذلكم بانه اذا دعي الله وحده كفرتم و ان يشرك به تؤمنوا فالحكم لله العلي الكبير – غافر 11 و 12
💥7- همواره راه #استعلای روح باز است و انسان مقصدی جز #جنت ماوای الهی ندارد .
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون - سوره مومنون ،آیه 115
یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – سوره فجر،آیه 27
💥8- #نیک_کاران در آن دنیا ، راه را از #بهشت شروع و ادامه می دهند .
بشر الذين آمنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجري من تحتها الانهار – بقره 25
💥9- #بد_کاران در آن دنیا ، راه را از #جهنم شروع و ادامه می دهند .
و نسوق المجرمين الي جهنم وردا – مریم 86
💥10- #سرعت تغییرات در مسیر رشد داشته های وجودی در این سرا 365000 برابر در آن سراست .
ان يوما عند ربك كالف سنة مما تعدون – حج 47
💥11- و در نهایت ، انسان روحانی که نفخه الهی است ، به #جایگاه اصیل خود باز گشته و با خداوند #جاودانه می شود .
انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156
الى ربك يومئذ المستقر – سوره قیامت – آیه 12
محمد صالحي – 1/3/97
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
💥1- #آخرت ، جایی برای ظهور تصویر نگاتیوی روح ماست که از #اعمال ما در اینجا نقش گرفته است .
من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من يعمل مثقال ذره شرا يره - سوره زلزال آيات 7 و 8
اقرا كتابك – اسرا 14
يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون – نور 24
💥2- آنجا کسی #محاکمه نمیکند ، بلکه هر کس خودش #قاضی خود است ( تنها جایی است که انسان بجای قضاوت دیگران به قضاوت خود می پردازد ) .
اقرا کتابک کفى بنفسک اليوم عليک حسيبا - اسرا 14
💥3- خداوند کسی را #عذاب نمی کند بلکه هر کس خودش #مجری احکام خودش است .
جزاء بما کانوا یکسبون – توبه 95
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها و هم يحملون اوزارهم علي ظهورهم الا ساء ما يزرون – انعام 31
💥4- #جهنم ، حمام جایی است برای پاکسازی روح .
لا تبقی و لاتذر لواحه للبشر - سوره مدثر ،آیات 28 و 29
ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا - سوره مریم ،آیه 72
💥5- خداوند هر کاری بتواند برای #پاکسازی روح انجام می دهد ( بخشیدن ، جایگزینی و #شفاعت ) .
فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما – فرقان 70
نبئ عبادي اني انا الغفور الرحيم – حجر 49
* قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم – زمر 53
يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له الرحمن و رضي له قولا – طه 109
و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن اذن له حتي اذا فزع عن قلوبهم قالوا ما ذا قال ربكم قالوا الحق و هو العلي الكبير – سبا 23
قل لله الشفاعة جميعا – زمر 44
💥6- جهنم و بهشت ، هیچکدام #ابدی نیستند .
فاما الذين شقوا ففي النار ...... خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ- هود 107
وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ – هود 108
قالوا ربنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الي خروج من سبيل ذلكم بانه اذا دعي الله وحده كفرتم و ان يشرك به تؤمنوا فالحكم لله العلي الكبير – غافر 11 و 12
💥7- همواره راه #استعلای روح باز است و انسان مقصدی جز #جنت ماوای الهی ندارد .
افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون - سوره مومنون ،آیه 115
یا ایتهاالنفس المطمینه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی – سوره فجر،آیه 27
💥8- #نیک_کاران در آن دنیا ، راه را از #بهشت شروع و ادامه می دهند .
بشر الذين آمنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجري من تحتها الانهار – بقره 25
💥9- #بد_کاران در آن دنیا ، راه را از #جهنم شروع و ادامه می دهند .
و نسوق المجرمين الي جهنم وردا – مریم 86
💥10- #سرعت تغییرات در مسیر رشد داشته های وجودی در این سرا 365000 برابر در آن سراست .
ان يوما عند ربك كالف سنة مما تعدون – حج 47
💥11- و در نهایت ، انسان روحانی که نفخه الهی است ، به #جایگاه اصیل خود باز گشته و با خداوند #جاودانه می شود .
انا لله و انا اليه راجعون – بقره 156
الى ربك يومئذ المستقر – سوره قیامت – آیه 12
محمد صالحي – 1/3/97
https://telegram.me/beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy