آواتار مفهوم پيامبر در آيين هندو
آواتار ، از سنگهای اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست.
ما تنها در آیین هندو ، با مفهومی به نام آواتار ، که تجلی امر مطلق ، در جهان خاکی است روبرو میشویم.
در واقع بر اساس آیین هندو ، مسئولیت ویشنو ، به عنوان حافظ جهان ، ایجاب میکند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن ، به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند.
تقریبا تمامی آواتارهای هندو ، تجسمهای ویشنو هستند.
این آواتارها ، همواره حامل خرد و دانشی هستند که برای حفظ بقای جهان ضروری است. 1
در مسلک هندوئیسم ، بنابر وضعیت طبیعی جهان ، ضروری است که همواره زمین خاکی ، از آواتار خالی نباشد.
تا او اساس عقیده (دارما) را تحقق بخشد.
دارما به معنای مسیر اصلی زندگی شخص ، بدون دخالت و ضربه زدن به منافع و زندگی دیگران و بدون تجاوز به آزادی دیگر اشخاص است .
به عبارت دیگر ، دارما به معنای اینکه آنچه را که دوست داری دیگران در حق تو انجام دهند ، در حق دیگران انجام دادن و به طور کلی ایجاد یک وحدت منظم بین گفتار و پندار و کردار انسانهاست.
آواتار به صورت انسان ، به عنوان دوست، نیکخواه بشر ، خویشاوند، راهنما، معلم، درمان کننده، شفا بخش و شریک در بین انسانها زندگی میکند. 2
1.ساتیا سای بابا گیتای جدید ترجمه مرتضی بهروان انتشارات آویژه چاپ اول 1382 ص. 19
2.سوآمی ساتیا سای بابا عشق الهی را جلوه گر سازید ، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ دوم 1384 ص. 5
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آواتار ، از سنگهای اصلی بنای عظیم خداشناسی هندوست.
ما تنها در آیین هندو ، با مفهومی به نام آواتار ، که تجلی امر مطلق ، در جهان خاکی است روبرو میشویم.
در واقع بر اساس آیین هندو ، مسئولیت ویشنو ، به عنوان حافظ جهان ، ایجاب میکند که او در هنگام بروز مخاطرات جدی برای جهان و موجودات آن ، به شکل موجودی زمینی متولد شود و جهان را از نابودی برهاند.
تقریبا تمامی آواتارهای هندو ، تجسمهای ویشنو هستند.
این آواتارها ، همواره حامل خرد و دانشی هستند که برای حفظ بقای جهان ضروری است. 1
در مسلک هندوئیسم ، بنابر وضعیت طبیعی جهان ، ضروری است که همواره زمین خاکی ، از آواتار خالی نباشد.
تا او اساس عقیده (دارما) را تحقق بخشد.
دارما به معنای مسیر اصلی زندگی شخص ، بدون دخالت و ضربه زدن به منافع و زندگی دیگران و بدون تجاوز به آزادی دیگر اشخاص است .
به عبارت دیگر ، دارما به معنای اینکه آنچه را که دوست داری دیگران در حق تو انجام دهند ، در حق دیگران انجام دادن و به طور کلی ایجاد یک وحدت منظم بین گفتار و پندار و کردار انسانهاست.
آواتار به صورت انسان ، به عنوان دوست، نیکخواه بشر ، خویشاوند، راهنما، معلم، درمان کننده، شفا بخش و شریک در بین انسانها زندگی میکند. 2
1.ساتیا سای بابا گیتای جدید ترجمه مرتضی بهروان انتشارات آویژه چاپ اول 1382 ص. 19
2.سوآمی ساتیا سای بابا عشق الهی را جلوه گر سازید ، ترجمه پروین بیات انتشارات عصر روشن بینی چاپ دوم 1384 ص. 5
محمد صالحي
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
Forwarded from ایرانیان انگلستان
تهران، سال ۱۳۵۸ - یک سال پس از انقلاب ؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود
تصاویری از تهران در ماههای نخست بعد از انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود.
فیلم فوق العاده جالبی از دوران کوتاه آزادی حجاب در ایران پس از انقلاب. برگرفته از یک مستند آلمانی.
@IranUK1
👇👇👇👇👇👇👇👇
تصاویری از تهران در ماههای نخست بعد از انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷؛ زمانی که هنوز حجاب و پوشش اجباری نشده بود.
فیلم فوق العاده جالبی از دوران کوتاه آزادی حجاب در ایران پس از انقلاب. برگرفته از یک مستند آلمانی.
@IranUK1
👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from ایرانیان انگلستان
تهران،_سال_۱۳۵۸_یک_سال_پس_از_انقل.mp4
19.3 MB
چند فتوا از آيه اله جناتي
1- زمان بلوغ پسران رسیدن احتلام و در دختران عادت ماهانه است .
2- شخص مي تواند در مسائلي به فتواي مجتهدي و در مسائلي ديگر که اجراي آنها براي او مشکل است ، به فتواي مجتهدي ديگر که آسانترمي باشد ، عمل نمايد .
3- مرد بودن در مجتهدي که مورد تقليد قرار مي گيرد شرط نيست و اگر يک زن داراي شرايط اجتهاد باشد مي توان به او مراجعه کرد.
4- مرجع تقليدى كه از دنيا رفت ، همانگونه كه بقائا تقليد از او جايز مي باشد ، ابتدائا هم تقليد از او جايز است .
5- اعلم بودن مجتهد در تقليد از او شرط نيست .
6- خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل کتاب جايز است ولي پيش از خوردن، بسم الله را بگوييد .
7- نظر ما مباح و حلال بودن خوردن گوشت ماهىهاي بىفلس است .
8- ازدواج مرد مسلمان با دختر يا زن اهل کتاب مانند زرتشتي ، يهودي ومسيحي جايز است ، چه به صورت موقت و چه به صورت دائم .
9- دختر مسلمان نمی تواند با پسر غیرمسلمان ازدواج کند.
10- خانواده اي که زن و مرد کارمند ميباشند و طي چندين سال با پس انداز مبلغي از حقوق خود جهت خريد منزل برنامه ريزي مينمايند ، به اين پس انداز سالانه خمس تعلق نميگيرد .
11- سرمايه به مقدارى كه انسان بتواند با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين كند خمس ندارد.
12- سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد و اگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد..
13- غيرمسلمانان از هر نوع وقسمى كه باشند (اهل كتاب، مشركين وملحدين) ذاتا واز نظر جسمى وبدنى پاک هستند .
14- سنگسار (رجم) دليل معتبري در فقه اجتهادي ندارد .
15- اگر دختری بتواند مصلحت ومفسده را برای خود به گونه کامل درک کند و تحت تاثیر احساسات وعواطف قرار نگیرد و بر اساس مصلحت قطعی ازدواج نماید ، نيازي به اجازه پدر ندارد .
16- اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر ضرورى باشد و ترک آن موجب هتک و توهین مسلمان یا سبب بدبینی به اسلام شود، اشكال ندارد.
17- براى زنان تصدى مقامات مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى، رياستها و....، در صورتى كه در انجام آنها توانايى داشته باشند و موازين شرعى از حيث پوشش و غير آن را حفظ كنند ، اشكال ندارد .
18- رقصيدن زنان براى زنان و مردان براى مردان در مجالس عروسى و مناسبات فرح و شادى اشكال ندارد .
19- پولى را كه زنان خواننده در عروسى ها مىگيرند، حلال است .
http://jannaati.blogfa.com/post-59.aspx
5/4/94
@jannaati
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
1- زمان بلوغ پسران رسیدن احتلام و در دختران عادت ماهانه است .
2- شخص مي تواند در مسائلي به فتواي مجتهدي و در مسائلي ديگر که اجراي آنها براي او مشکل است ، به فتواي مجتهدي ديگر که آسانترمي باشد ، عمل نمايد .
3- مرد بودن در مجتهدي که مورد تقليد قرار مي گيرد شرط نيست و اگر يک زن داراي شرايط اجتهاد باشد مي توان به او مراجعه کرد.
4- مرجع تقليدى كه از دنيا رفت ، همانگونه كه بقائا تقليد از او جايز مي باشد ، ابتدائا هم تقليد از او جايز است .
5- اعلم بودن مجتهد در تقليد از او شرط نيست .
6- خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل کتاب جايز است ولي پيش از خوردن، بسم الله را بگوييد .
7- نظر ما مباح و حلال بودن خوردن گوشت ماهىهاي بىفلس است .
8- ازدواج مرد مسلمان با دختر يا زن اهل کتاب مانند زرتشتي ، يهودي ومسيحي جايز است ، چه به صورت موقت و چه به صورت دائم .
9- دختر مسلمان نمی تواند با پسر غیرمسلمان ازدواج کند.
10- خانواده اي که زن و مرد کارمند ميباشند و طي چندين سال با پس انداز مبلغي از حقوق خود جهت خريد منزل برنامه ريزي مينمايند ، به اين پس انداز سالانه خمس تعلق نميگيرد .
11- سرمايه به مقدارى كه انسان بتواند با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين كند خمس ندارد.
12- سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد و اگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد..
13- غيرمسلمانان از هر نوع وقسمى كه باشند (اهل كتاب، مشركين وملحدين) ذاتا واز نظر جسمى وبدنى پاک هستند .
14- سنگسار (رجم) دليل معتبري در فقه اجتهادي ندارد .
15- اگر دختری بتواند مصلحت ومفسده را برای خود به گونه کامل درک کند و تحت تاثیر احساسات وعواطف قرار نگیرد و بر اساس مصلحت قطعی ازدواج نماید ، نيازي به اجازه پدر ندارد .
16- اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر ضرورى باشد و ترک آن موجب هتک و توهین مسلمان یا سبب بدبینی به اسلام شود، اشكال ندارد.
17- براى زنان تصدى مقامات مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى، رياستها و....، در صورتى كه در انجام آنها توانايى داشته باشند و موازين شرعى از حيث پوشش و غير آن را حفظ كنند ، اشكال ندارد .
18- رقصيدن زنان براى زنان و مردان براى مردان در مجالس عروسى و مناسبات فرح و شادى اشكال ندارد .
19- پولى را كه زنان خواننده در عروسى ها مىگيرند، حلال است .
http://jannaati.blogfa.com/post-59.aspx
5/4/94
@jannaati
محمد صالحی
كانال نواي عشق
@eshghonava
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
كانال نغمه های سکوت
@naghmehsokout
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
دغدغه ها ي پيامبر(ص) در منا در حجه الوداع - اصول بنيادين دعوت اسلامي 👆👆👆
چند فتوا از آيه اله جوادي آملي
الف ) غذا و ذبيحه اهل كتاب :
• خوردن ماهي و هر غذايي كه محتاج به ذبح نباشد ( در رستوران اقليتها ) ، جايز است. 15/9/84
• استفاده از غذاهاي اهل كتاب، در صورتي كه به چيزهاي نجس ـ مانند شراب، گوشت خوك و... ـ آلوده نشده باشد، جايز است.
• اگر اهل كتاب حيوان حلالگوشت قابل ذبح را با نام خدا، رو به قبله ذبح كنند، حلال و پاك است. ٣١/١/٧٤
ب ) لمس و نگاه اضطراري امدادگر به نامحرم
• نگاه به بدن نامحرم و لمس آن در حال ضرورت و بدون قصد گناه جائز است. 31/2/88
• تنفس دهان به دهان (CPR ) توسط امدادگر براي نامحرم - جايز است. 1/3/88
ج) لمس و نظر
• نگاه به بدن كافر نامحرم بدون لذّت و بدون ترس از ارتكاب گناه جائز است.
• لمس بدن كافر نامحرم جائز نيست. 1/3/88
http://javadi.esra.ir/home
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
الف ) غذا و ذبيحه اهل كتاب :
• خوردن ماهي و هر غذايي كه محتاج به ذبح نباشد ( در رستوران اقليتها ) ، جايز است. 15/9/84
• استفاده از غذاهاي اهل كتاب، در صورتي كه به چيزهاي نجس ـ مانند شراب، گوشت خوك و... ـ آلوده نشده باشد، جايز است.
• اگر اهل كتاب حيوان حلالگوشت قابل ذبح را با نام خدا، رو به قبله ذبح كنند، حلال و پاك است. ٣١/١/٧٤
ب ) لمس و نگاه اضطراري امدادگر به نامحرم
• نگاه به بدن نامحرم و لمس آن در حال ضرورت و بدون قصد گناه جائز است. 31/2/88
• تنفس دهان به دهان (CPR ) توسط امدادگر براي نامحرم - جايز است. 1/3/88
ج) لمس و نظر
• نگاه به بدن كافر نامحرم بدون لذّت و بدون ترس از ارتكاب گناه جائز است.
• لمس بدن كافر نامحرم جائز نيست. 1/3/88
http://javadi.esra.ir/home
محمد صالحي
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 1
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
او دیگر دغدغه ترس از حیوانات و یا بلایای طبیعی و یا احیانا همنوعان خود را نداشت . چرا که خانه ای داشت و ابزار دفاعی مطمئن تر و حامیاني از اطرافیان خود .
او دیگر دغدغه فقط شکار برای تغذیه خود و خانواده اش نداشت ، چرا که کشاورزی و شاید دامداری داشت .
او دیگر دغدغه آب و برکه خود نداشت ، چرا که یاد گرفته بود ، آب را ذخیره کند و برای کشاورزی و آشامیدن استفاده نماید .
....
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود .
در عرصه های فردی ؛
• در تنهائیهایش ، از تغییرات جوی ، آب و هوایی ، شب و روز و ... می ترسید و هزاران سوال که علت این اتفاقات چیست ؟
• مرگ ، او را می ترساند که چه بر سر من و یا بازمانده های من می آید ؟
• جسم مرده ، او را می ترساند که او را چه شده است ؟ او که تا لحظاتی پیش همانند خودش سخن می گفت و آرزوها داشت !
• او زمانی بدست حیوانات دیگر شکار می شد و شاید پیر شدن و مرگ طبیعی را تجربه نکرده بود ، ولی الآن ، این مراحل را نیز پشت سر می گذارد و میمیرد ! حال سوال برایش پیش می آید :
• او که اکنون مرده است ، اصلا چرا بدنیا آمده بود ؟ و چرا نمی توان جلو مرگ را گرفت ؟
• چه چیزی با او بود که اکنون نیست ؟ او غیر از این جسم مادی که مشهود است ، چه چیز دیگری داشته که الآن ندارد ؟
• آن چیز الآن به کجا رفته است ؟
• آیا به زندگی خود ادامه می دهد ؟ آیا ما را می بیند ؟ آیا در آسایش و آرامش است و یا ....
• و هزاران سوال دیگر ، که ترس بشر را به سطحی بالاتر و به اموری فراتر از جسم و ماده سوق داده بود .
آرام آرام ، برای نجات خود از ترسهایش ، به چیزهای دست نایافتنی مختلفی که می توانست تصور و یا تجسم کند ، پناهنده شد .
به رعد و برق ، به خورشید و ماه ، به زلزله ها ، به حیوانات بزرگ ، به اشباح و ناديده ها و ...
به آنها جان داد ، برایشان قدرت ما فوق بشری قائل شد و برای نجات خود از خشم آنها ، به التماس و قربانی برای آنها پناه برد و کم کم شکل نیایش و دعا به آنها داد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنفَعُهُمْ " 1
" به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه به آنان سود مىدهد ."
ولی اینها نیز مشکل او را حل نمی کرد .
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟ اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟ و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟ چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
و این ، او را بر آن داشت که برای خلقت خود و جهان پیرامونی خود به چیزهایی فراتر از خورشید و ماه و رعد و برق و .. فکر کند .
حال ؛
• او کیست ؟
• کجاست ؟
• چگونه است ؟
• چه قدرتهایی دارد ؟
• چگونه می توان با او رابطه برقرار کرد ؟
• چگونه می توان به او نزدیک شد ؟
• از ما چه می خواهد تا همان کنیم ؟
• آیا پس از مرگ جسمانی ، روح ما را به جایی دیگر و برای شلاق و یا انتقام می برد ؟
• آنجا کجاست ؟
• ما چه کنیم که به انتقامش دچار نگردیم ؟
• و یا شاید مهربان است و بخشنده ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛ او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
بشر اولیه که زیستی حیوانی داشت و در غارها زندگی می کرد ، تنها دغدغه اش نجات از شر حیوانات و احیانا افراد دیگر و همچنین بلایای طبیعی و از طرف دیگر ، تهیه مایحتاج خود جهت زنده ماندن بود و این باعث می شد که حتی فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر را نداشته باشد و چه بسا قوه عاقله او در مراحل نوزادی خود بود .
به مرور زمان و بعضا با اتفاقاتی که می افتاد ، متوجه شد که می تواند وسائل و ابزار مطمئن تری برای انجام فعالیت های خود و یا حتی دفاع خود بیابد . و این خود باعث شد که فکر خود را بکار گرفته و توسعه داده و در جهت تولید و استفاده بهتر از ابزار و یا بکارگیری روشهای بهتر انجام کارهایش ، تلاش نماید .
این مرحله ، او را وارد عصر مهارتهای مختلف فردی و سپس اجتماعی نمود ( عصر کشاورزی و یکجانشینی و روستانشینی) ، و او را به یک انسان ماهر تبدیل نمود .
او دیگر دغدغه ترس از حیوانات و یا بلایای طبیعی و یا احیانا همنوعان خود را نداشت . چرا که خانه ای داشت و ابزار دفاعی مطمئن تر و حامیاني از اطرافیان خود .
او دیگر دغدغه فقط شکار برای تغذیه خود و خانواده اش نداشت ، چرا که کشاورزی و شاید دامداری داشت .
او دیگر دغدغه آب و برکه خود نداشت ، چرا که یاد گرفته بود ، آب را ذخیره کند و برای کشاورزی و آشامیدن استفاده نماید .
....
و همه اینها ، یک آسایش نسبی برای او فراهم کرده بود و فرصت کافی برای تفکر در مورد چیزهای جدید به او داده بود .
در عرصه های فردی ؛
• در تنهائیهایش ، از تغییرات جوی ، آب و هوایی ، شب و روز و ... می ترسید و هزاران سوال که علت این اتفاقات چیست ؟
• مرگ ، او را می ترساند که چه بر سر من و یا بازمانده های من می آید ؟
• جسم مرده ، او را می ترساند که او را چه شده است ؟ او که تا لحظاتی پیش همانند خودش سخن می گفت و آرزوها داشت !
• او زمانی بدست حیوانات دیگر شکار می شد و شاید پیر شدن و مرگ طبیعی را تجربه نکرده بود ، ولی الآن ، این مراحل را نیز پشت سر می گذارد و میمیرد ! حال سوال برایش پیش می آید :
• او که اکنون مرده است ، اصلا چرا بدنیا آمده بود ؟ و چرا نمی توان جلو مرگ را گرفت ؟
• چه چیزی با او بود که اکنون نیست ؟ او غیر از این جسم مادی که مشهود است ، چه چیز دیگری داشته که الآن ندارد ؟
• آن چیز الآن به کجا رفته است ؟
• آیا به زندگی خود ادامه می دهد ؟ آیا ما را می بیند ؟ آیا در آسایش و آرامش است و یا ....
• و هزاران سوال دیگر ، که ترس بشر را به سطحی بالاتر و به اموری فراتر از جسم و ماده سوق داده بود .
آرام آرام ، برای نجات خود از ترسهایش ، به چیزهای دست نایافتنی مختلفی که می توانست تصور و یا تجسم کند ، پناهنده شد .
به رعد و برق ، به خورشید و ماه ، به زلزله ها ، به حیوانات بزرگ ، به اشباح و ناديده ها و ...
به آنها جان داد ، برایشان قدرت ما فوق بشری قائل شد و برای نجات خود از خشم آنها ، به التماس و قربانی برای آنها پناه برد و کم کم شکل نیایش و دعا به آنها داد .
آنجا که خداوند می فرماید :
" وَ يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنفَعُهُمْ " 1
" به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه به آنان سود مىدهد ."
ولی اینها نیز مشکل او را حل نمی کرد .
• اینکه ، من برای چه بدنیا آمده ام ؟ اگر قرار است بمیرم ، چرا بدنیا آمدم ؟ و اگر هدفی بوده ، آن چیست ؟ چه کسی در خلقت من موثر بوده و آن هدف را برای خلق من در نظر داشته است ؟
و در راستای آن هدف ، چه انتظاری از من داشته و دارد ؟
و این ، او را بر آن داشت که برای خلقت خود و جهان پیرامونی خود به چیزهایی فراتر از خورشید و ماه و رعد و برق و .. فکر کند .
حال ؛
• او کیست ؟
• کجاست ؟
• چگونه است ؟
• چه قدرتهایی دارد ؟
• چگونه می توان با او رابطه برقرار کرد ؟
• چگونه می توان به او نزدیک شد ؟
• از ما چه می خواهد تا همان کنیم ؟
• آیا پس از مرگ جسمانی ، روح ما را به جایی دیگر و برای شلاق و یا انتقام می برد ؟
• آنجا کجاست ؟
• ما چه کنیم که به انتقامش دچار نگردیم ؟
• و یا شاید مهربان است و بخشنده ؟
این سوالها و سوالهای دیگر ، او را به جایی نمی برد ؛ او وارد دنیای تعقل شده بود و به انسانی خرد ورز تبدیل گشته بود .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
👍1
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 2
آنجا که خداوند این دوران را اینگونه بیان می دارد :
" و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس لم يکن من الساجدين – 2
" در حقيقت شما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما پرداختيم و سپس به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجدهكنندگان نبود . "
اما همه چیز و همه سوالهایش ، نتیجه ای جز عمیق تر شدن تحیر و سرگردانی او نداشت !!
او وارد دوران تحیر و سرگردانی شده بود و بدنبال اصل و هویت و انتهای راه خود می گشت . 3
و اما در عرصه های اجتماعی ؛
• اگر به او ظلم می شد و حقی از او پایمال می شد و کاری نمی توانست بکند و توسط زورمندان ، از بسیار خوبیها و خوشیها محروم می شد ، کجا و کی جبران می شود ؟
• اگر برای احقاق حق خود و یا نجات جان خانواده و یا دفاع از جامعه خود ، جان خود را از دست بدهد ، کجا و کی جبران می شود و پاداش می گیرد ؟
• و اصلا ، آیا کسی ناظر اعمال و رفتار او و جامعه هست ، تا جبران ایثار و تلاشهایش را بکند ؟
• و آیا او از ما ، اعمال و رفتارهایی خاص را خواسته که انجام دهیم و یا از رفتارهایی کناره بگیریم ، ( اخلاق ) ، که روزی به محاکمه مان بکشد ؟ و آیا راهی برای جبران اشتباهاتمان هست که به قهر او دچار نشویم ؟ و اصلا ، آیا او قهار و انتقام جو است و یا مهربان و بخشنده ؟
و همه این سوالات نیز ، او را در مشکل بزرگ تحیر و سرگردانی ، عمیق تر کرده بود .
شاید افرادی پیدا شده بودند که از دیگران باهوشتر بودند و برای آنها خدایانی خاص و دست نایافتنی با قدرتهایی عجیب و غریب و هر لحظه آماده انتقام ، مجسم و متصور کرده بودند و برای رهایی آنها از چنگال آن خدایان ، کم کم خود را واسطه و یا فرستاده آنها ، معرفی کرده و قواعد و روشهایی را خلق کرده بودند ، در جهت تامین منافع شخصی خود ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 4
" " اى کسانى که ايمان آورده ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید . وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 5
و اما بشر به جایی نمی رسید و راه به جایی نمی برد ، جز آنکه یا در تحیر و سرگردانی خود عمیق تر می شد و یا برای نجات خود از دست آن مدعیان ، به همه چیز به دیده شک می نگریست و بعضا حتی به عناد یا انکار خدای موجود .
آنجا که می فرمایند :
" هل أتي علي الانسان حين من الدهر لم يکن شيئا مذکورا " 6
" آیا روزگارانی بر بشر نگذشت که چیز قابل توجهی برای گفتن و ضبط کردن ندارد ؟ "
و اين لحظه ابتداي دوران آموزش پذيري بشر بود ، كه به مدرسه و معلم نيازمند شد تا انديشه معنوي او را هدايت كند .
اینجا بود که خداوند ، عقل بشر را بالغ یافت و بر اساس " قاعده لطف " خود ، او را آماده و مستحق دریافت هدایت و رهنمونی به حقیقت مکنون هستی دید .
به سرگردانی بیشتر او و یا سو استفاده ای که مدعیان دروغین از جایگاه خدایی او می کردند ، راضی نبود و اینچنین بود که تصمصم به هدایت و پالایش اندیشه او از خرافات ، کوته نگریها ، نافهمیها و پاسخ به انبوه سوالهایش گرفت ، که بتواند راه خود را ار آن همه سنگلاخ و پر پیچ و خم افکار و باورهای عجیب و بی معنا ، پیدا نماید و عقل خود را برای پیشبرد زندگی بهتر و اخلاقی تر ، بکار گیرد .
از بین آنها ، آدم را برگزید ،
آنجا که حضرت حق می فرمایند :
" ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " 7
" خداوند آدم را ...... انتخاب نمود . "
و پاسخ سوالهایش را داد ،
آنجا که می فرمایند :
" علم ادم الاسما کلها " 8
" سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. "
و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.
آنجا که می فرماید :
" قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 9
" گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پيروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند ."
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
آنجا که خداوند این دوران را اینگونه بیان می دارد :
" و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس لم يکن من الساجدين – 2
" در حقيقت شما را خلق كرديم سپس به صورتگرى شما پرداختيم و سپس به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه از سجدهكنندگان نبود . "
اما همه چیز و همه سوالهایش ، نتیجه ای جز عمیق تر شدن تحیر و سرگردانی او نداشت !!
او وارد دوران تحیر و سرگردانی شده بود و بدنبال اصل و هویت و انتهای راه خود می گشت . 3
و اما در عرصه های اجتماعی ؛
• اگر به او ظلم می شد و حقی از او پایمال می شد و کاری نمی توانست بکند و توسط زورمندان ، از بسیار خوبیها و خوشیها محروم می شد ، کجا و کی جبران می شود ؟
• اگر برای احقاق حق خود و یا نجات جان خانواده و یا دفاع از جامعه خود ، جان خود را از دست بدهد ، کجا و کی جبران می شود و پاداش می گیرد ؟
• و اصلا ، آیا کسی ناظر اعمال و رفتار او و جامعه هست ، تا جبران ایثار و تلاشهایش را بکند ؟
• و آیا او از ما ، اعمال و رفتارهایی خاص را خواسته که انجام دهیم و یا از رفتارهایی کناره بگیریم ، ( اخلاق ) ، که روزی به محاکمه مان بکشد ؟ و آیا راهی برای جبران اشتباهاتمان هست که به قهر او دچار نشویم ؟ و اصلا ، آیا او قهار و انتقام جو است و یا مهربان و بخشنده ؟
و همه این سوالات نیز ، او را در مشکل بزرگ تحیر و سرگردانی ، عمیق تر کرده بود .
شاید افرادی پیدا شده بودند که از دیگران باهوشتر بودند و برای آنها خدایانی خاص و دست نایافتنی با قدرتهایی عجیب و غریب و هر لحظه آماده انتقام ، مجسم و متصور کرده بودند و برای رهایی آنها از چنگال آن خدایان ، کم کم خود را واسطه و یا فرستاده آنها ، معرفی کرده و قواعد و روشهایی را خلق کرده بودند ، در جهت تامین منافع شخصی خود ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" يا ايها الذين امنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله " 4
" " اى کسانى که ايمان آورده ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان ، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! "
و یا عیسی ابن مریم می فرماید :
" ای علمای دین که بر مسند موسی نشسته اید . شما خود را به مردم ، پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از ریاکاری و شرارتید . وای برشما ای علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، مقبره می سازید . ای ماران ! چگونه از مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ " 5
و اما بشر به جایی نمی رسید و راه به جایی نمی برد ، جز آنکه یا در تحیر و سرگردانی خود عمیق تر می شد و یا برای نجات خود از دست آن مدعیان ، به همه چیز به دیده شک می نگریست و بعضا حتی به عناد یا انکار خدای موجود .
آنجا که می فرمایند :
" هل أتي علي الانسان حين من الدهر لم يکن شيئا مذکورا " 6
" آیا روزگارانی بر بشر نگذشت که چیز قابل توجهی برای گفتن و ضبط کردن ندارد ؟ "
و اين لحظه ابتداي دوران آموزش پذيري بشر بود ، كه به مدرسه و معلم نيازمند شد تا انديشه معنوي او را هدايت كند .
اینجا بود که خداوند ، عقل بشر را بالغ یافت و بر اساس " قاعده لطف " خود ، او را آماده و مستحق دریافت هدایت و رهنمونی به حقیقت مکنون هستی دید .
به سرگردانی بیشتر او و یا سو استفاده ای که مدعیان دروغین از جایگاه خدایی او می کردند ، راضی نبود و اینچنین بود که تصمصم به هدایت و پالایش اندیشه او از خرافات ، کوته نگریها ، نافهمیها و پاسخ به انبوه سوالهایش گرفت ، که بتواند راه خود را ار آن همه سنگلاخ و پر پیچ و خم افکار و باورهای عجیب و بی معنا ، پیدا نماید و عقل خود را برای پیشبرد زندگی بهتر و اخلاقی تر ، بکار گیرد .
از بین آنها ، آدم را برگزید ،
آنجا که حضرت حق می فرمایند :
" ان الله اصطفی آدم و ... علی العالمین " 7
" خداوند آدم را ...... انتخاب نمود . "
و پاسخ سوالهایش را داد ،
آنجا که می فرمایند :
" علم ادم الاسما کلها " 8
" سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. "
و بعنوان اولین انسان موحد ، برای تبیین هستی و جایگاه انسان در آن ، به میان آنها فرستاد.
آنجا که می فرماید :
" قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينکم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 9
" گفتيم : همگى از آن ، فرود آييد ! هرگاه هدايتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پيروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين شوند ."
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 3
و تنها از او ، دعوت مردمان به ایمان موحدانه را خواستار شد ،
آنجا که می فرمایند :
" و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون " 10
" ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينکه به او وحى کرديم که: «معبودى جز من نيست؛ پس تنها مرا پرستش کنيد.» "
و البته سیطره ای برای اجبار آنها به این ایمان ، برای او قائل نشد ،
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 11
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
و این بود که بشر وارد دوران جدیدی به نام " دوران وحی " شد که به حقیقت جهان هستی دست یافته بود ، حقیقتی که هرگز به تنهایی ، با تفکر و تعقل خود به آن دست پیدا نمی کرد .
و البته ، شاید روزی به خدای خالق هستی پی می برد ولی اینکه :
• او چگونه است ؟
• چه رابطه ای با جهان هستی دارد ؟
• آیا با واسطه امر را مدیزیت می کند و یا بدون واسطه ؟
• آیا چه هدفی از خلقت جهان هستی و انسان داشته و دارد ؟
• برای رسیدن به آن هدف ، چه انتظاری از او دارد ؟
• کی و کجا می تواند بفهمد که به آن هدف رسیده است یا نه ؟
• با مرگ ، این مسیر خاتمه میابد و یا به شکلی دیگر تداوم دارد ؟
• آیا او با بندگانش رابطه ای دو سویه دارد و مهربانانه و یا قهری است و منتقمانه ؟
• آیا برای اعلام انتظارات خوذ از بشر و یا اعلام نحوه برخوردش با عکس العمل بشر به انتطارات او ، چه راهی را در پیش گرفته و یا می گیرد ؟
• آیا فردی از جنس خود بشر را بر می گزیند و بسویش می فرستد و یا رهایش می کند و هرکس از راهی و از گمان خود به آن می رسد؟ که قهرا به چیزی جز ابداع مکاتب جدید و سرگردانی بیشتر منجرنخواهد شد .!
آنجا که می فرماید :
" وَ قَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَ مَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ " 12
" گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمىسپرند ."
• و دیگر آنکه ، آیا او جهان هستی را خلق کرده و به استراحت پرداخته و همه چیز بر پای خود به پیش می رود ؟
آنجا که خداوند مردود می دارد :
" کل یوم هو فی شأن " 13
" خداوند تعالى هر زمانى در آفرینش جدیدى است و هر زمانى طرحى نو در مىاندازد . "
و همه این سوالهاست که عاقلانه می نماید که بدانيم :
خداوند با جهان هستی رابطه عینیت و اتحاد داشته و این جهان ، جلوه ای از حضور اوست که اینسان رخ نموده است .
و هدایت وحیانی او ، برای گذر بشر از وادی تحیر و سرگردانی به وادی حقیقت بود و نجات عقل او از بیراهه های بی ابتدا و انتها یی است که به آنها گرفتار آمده بود و رهنمونی آن به گزاره ها ، مفاهیم و موضوعاتی است که بشر امروز مدعی است خود به آنها رسیده است ، از قبیل : خدای خالق واحد ، خدای ناظر و حاکم ، خدای حکیم ، خدای اخلاقی و عادل و ... ،
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 14
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
و در حقیقت ، اندیشه معنوی بشر امروز که در سرتاسر جهان ساری و جاری است و اگر چه در ظاهر متفاوت بنظر می رسند ولی در باطن به یک امر مشترک می رسند ، از سرچشمه همان هدایت وحیانی نشئت گرفته و همچون یک رودخانه عظیم در عالم هستی به راه افتاده و پیش می رود .
آنجا که مرحوم آیه الله منتظری می فرماید :
اصولا عنوان و لفظ "شرع و شريعت" به معناي نهر يا راهي است كه از يك رودخانه بزرگتر يا بزرگ راهي ، جدا ميشود، به گونه اي كه مناطقي خاص از آن بهره مند ميشوند; و در اصطلاح ، نهر و راهي است كه از بزرگراه يا رودخانه عظيم دين خدا سرچشمه ميگيرد، و لذا در قرآن كريم آمده است : " لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا - سوره مائده (5)، آيه 48 "
"براي هر قوم از شما انسانها يك شريعت و راه قرار داديم ."
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و تنها از او ، دعوت مردمان به ایمان موحدانه را خواستار شد ،
آنجا که می فرمایند :
" و ما ارسلنا من قبلک من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون " 10
" ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينکه به او وحى کرديم که: «معبودى جز من نيست؛ پس تنها مرا پرستش کنيد.» "
و البته سیطره ای برای اجبار آنها به این ایمان ، برای او قائل نشد ،
آنجا که می فرماید :
" قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين " 11
" بگو : اين راه من است كه من و هر كس كه پيرو من است با بصيرت و بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم "
و این بود که بشر وارد دوران جدیدی به نام " دوران وحی " شد که به حقیقت جهان هستی دست یافته بود ، حقیقتی که هرگز به تنهایی ، با تفکر و تعقل خود به آن دست پیدا نمی کرد .
و البته ، شاید روزی به خدای خالق هستی پی می برد ولی اینکه :
• او چگونه است ؟
• چه رابطه ای با جهان هستی دارد ؟
• آیا با واسطه امر را مدیزیت می کند و یا بدون واسطه ؟
• آیا چه هدفی از خلقت جهان هستی و انسان داشته و دارد ؟
• برای رسیدن به آن هدف ، چه انتظاری از او دارد ؟
• کی و کجا می تواند بفهمد که به آن هدف رسیده است یا نه ؟
• با مرگ ، این مسیر خاتمه میابد و یا به شکلی دیگر تداوم دارد ؟
• آیا او با بندگانش رابطه ای دو سویه دارد و مهربانانه و یا قهری است و منتقمانه ؟
• آیا برای اعلام انتظارات خوذ از بشر و یا اعلام نحوه برخوردش با عکس العمل بشر به انتطارات او ، چه راهی را در پیش گرفته و یا می گیرد ؟
• آیا فردی از جنس خود بشر را بر می گزیند و بسویش می فرستد و یا رهایش می کند و هرکس از راهی و از گمان خود به آن می رسد؟ که قهرا به چیزی جز ابداع مکاتب جدید و سرگردانی بیشتر منجرنخواهد شد .!
آنجا که می فرماید :
" وَ قَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَ مَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ " 12
" گفتند غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى] نيست مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز طبيعت هلاك نمىكند و[لى] به اين [مطلب] هيچ دانشى ندارند [و] جز [طريق] گمان نمىسپرند ."
• و دیگر آنکه ، آیا او جهان هستی را خلق کرده و به استراحت پرداخته و همه چیز بر پای خود به پیش می رود ؟
آنجا که خداوند مردود می دارد :
" کل یوم هو فی شأن " 13
" خداوند تعالى هر زمانى در آفرینش جدیدى است و هر زمانى طرحى نو در مىاندازد . "
و همه این سوالهاست که عاقلانه می نماید که بدانيم :
خداوند با جهان هستی رابطه عینیت و اتحاد داشته و این جهان ، جلوه ای از حضور اوست که اینسان رخ نموده است .
و هدایت وحیانی او ، برای گذر بشر از وادی تحیر و سرگردانی به وادی حقیقت بود و نجات عقل او از بیراهه های بی ابتدا و انتها یی است که به آنها گرفتار آمده بود و رهنمونی آن به گزاره ها ، مفاهیم و موضوعاتی است که بشر امروز مدعی است خود به آنها رسیده است ، از قبیل : خدای خالق واحد ، خدای ناظر و حاکم ، خدای حکیم ، خدای اخلاقی و عادل و ... ،
آنجا که امام علی ( ع ) می فرماید :
" و اصطفي سبحانه من ولده انبياء ..... يثيروا لهم دفائن العقول " 14
" خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد ....تا خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته برانگيزاند . "
و در حقیقت ، اندیشه معنوی بشر امروز که در سرتاسر جهان ساری و جاری است و اگر چه در ظاهر متفاوت بنظر می رسند ولی در باطن به یک امر مشترک می رسند ، از سرچشمه همان هدایت وحیانی نشئت گرفته و همچون یک رودخانه عظیم در عالم هستی به راه افتاده و پیش می رود .
آنجا که مرحوم آیه الله منتظری می فرماید :
اصولا عنوان و لفظ "شرع و شريعت" به معناي نهر يا راهي است كه از يك رودخانه بزرگتر يا بزرگ راهي ، جدا ميشود، به گونه اي كه مناطقي خاص از آن بهره مند ميشوند; و در اصطلاح ، نهر و راهي است كه از بزرگراه يا رودخانه عظيم دين خدا سرچشمه ميگيرد، و لذا در قرآن كريم آمده است : " لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجا - سوره مائده (5)، آيه 48 "
"براي هر قوم از شما انسانها يك شريعت و راه قرار داديم ."
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 4
و البته هدایت خداوند از جنس دو مقوله مختلف که یکی اصل و دیگری فرع بر اولیست می باشد :
یکی ؛ مقوله هدایت اندیشه معنوی بشر و پاسخ به سوالهای اوست ، که دین را معرفی می کند و راه ارتباط خالق و مخلوق و نحوه رسیدن به مطلوب خداوند را بیان میکند ،
آنجا که حضرت حق می فرمایند :
" ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 15
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان ، هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
و دیگری ؛ مقوله هدایت و کمک به ساماندهی رفتارهای فردی و اجتماعی بشر در جهت زیست مومنانه اخلاقی ، که شریعت را معرفی می کند ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى ... " 16
" آيينى را براى شما تشريع کرد که به نوح توصيه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى .. "
و در این مقوله دوم ، که عمدتا مصداقهای رفتار اخلاق مدار و یا روش های اجرا و تثبیت آنهاست ، خداوند گام به گام با بشر پیش می آید و با عقل او مدارا کرده و همراه می گردد ، تا آنجا که او را در مقامی از فهم و بلوغ عقلی میابد که خود می تواند جامعه را بر اساس آموزه ها و انتظارات خداوند از او ، در جهت برقراری عدالت اجتماعی و اخلاق پایه ریزی کند ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوي عزيز " 17
" ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها کتاب (آسمانى) و ميزان (جهت شناسايى حقّ از باطل و وضع قوانين عادلانه) نازل کرديم تا مردم خود قيام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کرديم که در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را يارى مىکند بىآنکه او را ببينند؛ خداوند قوّى و شکستناپذير است! "
و آنجا بود که خاتمیت شریعت وحیانی را اعلام کرد ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا " 18
" امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم "
و دیگر ، فرستاده مستقیمی را لازم به ارسال نمیابد و هدایت باطنی خود به نام عقل را که در وجود بشر به ودیعت گذاشته بعنوان مکیال و معیار برداشت او از آموزه های وحیانی در راستای کمک به معنوی و اخلاقی تر کردن جامعه خود کافی می داند .
آنجا که امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 19
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و یا آنجا که امام هادی در پاسخ ابن سکیت که پرسید :
ما الحجه علی الخلق الیوم ؟ امروز حجت خدا بر خلق چیست ؟
فرمود :
العقل ، یعرف به الصادق علی الله فلیصدقه و الکاذب علی الله فلیکذبه 20
عقل است ، همان كه بوسيله آن راستگو را مىشناسد و تصديقش مىكند و دورغگو را مىشناسد و تكذيبش مىنمايد.
و اين لحظه ، زمان فارغ التحصيلي بشر و شروع دوران تحقيق و توسعه او به كمك اندوخته هاي پيشين ، در ادامه مسير حيات كمال معنوي خود بود .
و قطعا آگاهي هاي معنوي بشر امروز ، مرهون حضور چند هزار ساله رسولان الهي در جامعه بشري ديروز است .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
و البته هدایت خداوند از جنس دو مقوله مختلف که یکی اصل و دیگری فرع بر اولیست می باشد :
یکی ؛ مقوله هدایت اندیشه معنوی بشر و پاسخ به سوالهای اوست ، که دین را معرفی می کند و راه ارتباط خالق و مخلوق و نحوه رسیدن به مطلوب خداوند را بیان میکند ،
آنجا که حضرت حق می فرمایند :
" ان الذين امنوا و الذين هادوا و النصارى و الصابئين من امن بالله و اليوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون " 15
" کسانى که ( به پيامبر اسلام ) ايمان آوردهاند ، و کسانى که به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان ، هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است ؛ و هيچگونه ترس و اندوهى براى آنها نيست ."
و دیگری ؛ مقوله هدایت و کمک به ساماندهی رفتارهای فردی و اجتماعی بشر در جهت زیست مومنانه اخلاقی ، که شریعت را معرفی می کند ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" شرع لکم من الدين ما وصى به نوحا و الذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى ... " 16
" آيينى را براى شما تشريع کرد که به نوح توصيه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى .. "
و در این مقوله دوم ، که عمدتا مصداقهای رفتار اخلاق مدار و یا روش های اجرا و تثبیت آنهاست ، خداوند گام به گام با بشر پیش می آید و با عقل او مدارا کرده و همراه می گردد ، تا آنجا که او را در مقامی از فهم و بلوغ عقلی میابد که خود می تواند جامعه را بر اساس آموزه ها و انتظارات خداوند از او ، در جهت برقراری عدالت اجتماعی و اخلاق پایه ریزی کند ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس و ليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوي عزيز " 17
" ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها کتاب (آسمانى) و ميزان (جهت شناسايى حقّ از باطل و وضع قوانين عادلانه) نازل کرديم تا مردم خود قيام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کرديم که در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است، تا خداوند بداند چه کسى او و رسولانش را يارى مىکند بىآنکه او را ببينند؛ خداوند قوّى و شکستناپذير است! "
و آنجا بود که خاتمیت شریعت وحیانی را اعلام کرد ،
آنجا که خداوند می فرماید :
" الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا " 18
" امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم "
و دیگر ، فرستاده مستقیمی را لازم به ارسال نمیابد و هدایت باطنی خود به نام عقل را که در وجود بشر به ودیعت گذاشته بعنوان مکیال و معیار برداشت او از آموزه های وحیانی در راستای کمک به معنوی و اخلاقی تر کردن جامعه خود کافی می داند .
آنجا که امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :
" یا هشامُ! إنَّ لله علیالنّاس حجّتین، حجّةً ظاهرةً و حجّةً باطنةً؛ فامّا الظّاهرةُ فالرّسلُ و الأنبیاءُ و الائمةُ: و أمَّا الباطِنةُ، فَالعقولُ . " 19
" ای هشام خدای را بر مردم دو حجّت و راهنماست. حجتی آشکار و حجتی پنهان؛ حجّت آشکار الهی رسولان، انبیا و ائمه هستند، و حجّت پنهان عقلهاست . "
و یا آنجا که امام هادی در پاسخ ابن سکیت که پرسید :
ما الحجه علی الخلق الیوم ؟ امروز حجت خدا بر خلق چیست ؟
فرمود :
العقل ، یعرف به الصادق علی الله فلیصدقه و الکاذب علی الله فلیکذبه 20
عقل است ، همان كه بوسيله آن راستگو را مىشناسد و تصديقش مىكند و دورغگو را مىشناسد و تكذيبش مىنمايد.
و اين لحظه ، زمان فارغ التحصيلي بشر و شروع دوران تحقيق و توسعه او به كمك اندوخته هاي پيشين ، در ادامه مسير حيات كمال معنوي خود بود .
و قطعا آگاهي هاي معنوي بشر امروز ، مرهون حضور چند هزار ساله رسولان الهي در جامعه بشري ديروز است .
ادامه دارد :
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
وحی ، جهت دهنده عقل انسان اولیه و حامی عقل انسان مدرن ** - 5
زیرنویسها :
1- یونس آیه 18
2- اعراف ، آیه 11 (درآیه ، پس از بیان خلقت از خاک ، می گوید " سپس مدتی گذشت " ، و این خود دلیل فاصله زمانی بین خلقت از مرحله خاک تا مرحله انتخاب آدم و تعلیم او بعنوان اولین پیامبر می باشد . همانطور که مشاهده می شود ، این فاصله را با دوبار کلمه " ثم " که افاده دوره زمانی در کلام عرب دارد ، بیان می کند .
3- مولوی :
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بود است مراد وی از این ساختنم
4- سوره توبه - آیه 34
5- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
6- سوره انسان ( دهر ) – آیه 1 – تفسیر مجمع البیان
7- سوره ال عمران – آیه 33
8- سوره بقره – آیه 31
9- سوره بقره – آیه 38
10- سوره انبیا ، آیه 25
11- سوره یوسف ، آیه 108
12- جاثیه ، آیه 24
مولوی : همچنين هر يك به جزوي كه رسيد فهم آن ميكرد هر جا ميشنيد
از نظرگه گفتشان شد مختلف آن يكي دالش لقب داد اين الف
چشم حس همچون كف دستست و بس نيست كف را بر همهء او دسترس
13- رحمن ، 29
14- نهج البلاغه – خطبه 1
15- سوره بقره - آیه 62
16- سوره شوری ، آیه 13
17- سوره حدید، آیه 25
18- سوره مائده ، آیه 3
19- اصول كافى جلد 1 صفحه: 28 رواية: 20
20- کافى، ج 1، ص 16
** آيات و احاديث مورد استفاده در متن مقاله ، نه براي دليل مطلب كه صرفا بعنوان تاييدي بر آن مي باشد .
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
زیرنویسها :
1- یونس آیه 18
2- اعراف ، آیه 11 (درآیه ، پس از بیان خلقت از خاک ، می گوید " سپس مدتی گذشت " ، و این خود دلیل فاصله زمانی بین خلقت از مرحله خاک تا مرحله انتخاب آدم و تعلیم او بعنوان اولین پیامبر می باشد . همانطور که مشاهده می شود ، این فاصله را با دوبار کلمه " ثم " که افاده دوره زمانی در کلام عرب دارد ، بیان می کند .
3- مولوی :
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بود است مراد وی از این ساختنم
4- سوره توبه - آیه 34
5- انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33
6- سوره انسان ( دهر ) – آیه 1 – تفسیر مجمع البیان
7- سوره ال عمران – آیه 33
8- سوره بقره – آیه 31
9- سوره بقره – آیه 38
10- سوره انبیا ، آیه 25
11- سوره یوسف ، آیه 108
12- جاثیه ، آیه 24
مولوی : همچنين هر يك به جزوي كه رسيد فهم آن ميكرد هر جا ميشنيد
از نظرگه گفتشان شد مختلف آن يكي دالش لقب داد اين الف
چشم حس همچون كف دستست و بس نيست كف را بر همهء او دسترس
13- رحمن ، 29
14- نهج البلاغه – خطبه 1
15- سوره بقره - آیه 62
16- سوره شوری ، آیه 13
17- سوره حدید، آیه 25
18- سوره مائده ، آیه 3
19- اصول كافى جلد 1 صفحه: 28 رواية: 20
20- کافى، ج 1، ص 16
** آيات و احاديث مورد استفاده در متن مقاله ، نه براي دليل مطلب كه صرفا بعنوان تاييدي بر آن مي باشد .
تحقیق : محمد صالحی – 27 / 4/ 91 مصادف با شب قدر
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
سرود شگفت آور " آفرينش " در سروده هاي دين ودايي هند باستان
یکی از عالى ترين اشعار كتاب نيايشهاي " ريگ ودا " ، از نيايشها و سروده هاي دين ودايي هند در دوره ( 1500 الى 500 ق .م ) ، سرود شگفت آور آفرينش است :
آنگاه نه هستى بود و نه نيستى ،
نه هوایی و نه افلاکی در ماورا آن ...
آیا جنبشی پدید آمد ؟ کجا ؟ به زیر کدامین پوشش ؟
آیا در اعماق ، آبی عظیم و راکد بود ؟
آنجا نه مرگ بود و نه زندگی جاوید ؛
نه هیچ نشانی که روز و شب را از یکدیگر جدا سازد .
آن " شیئ واحد 1 " در سکوت و سکون بآرامی دم می کشید ؛
و چیزی دومین وجود نداشت . 2
ظلمات در اعماق تیرگی نهان بود ؛
این همه بسان دریایی بیکران بود ؛
در این خلا و سکون مطلق ، نیرویی متمکن بود،
تا آنکه قدرت گرما آن " یگانه مجرد " را به بار 3 آورد .
آنگاه در آن " یگانه " اراده به وجود آمدن پدید آمد،
اراده ای که نخستین بذر روح بود . 4
فرزانگان در سویدای دل خویش به هوشمندی ،
دریافتند که هستی و نیستی به یکدیگر وابسته اند .
آنان اندیشه را در خلا به جولان درآوردند و به تامل پرداختند ؛
آیا همه چیز بر زبر و در زیر " او " هیچ بود ؟
بخشندگان بذر هستی و نیروها وجود داشتند ؛
نیروی آزاد و معلق ، و در مرتبه پایین ، حرکتی ناگهانی کرد .
براستی ، که می داند و که می تواند بیان کند ؟
کی او زاده شد و چگونه این جهان تجسم یافت ؟
خواه او عالم را آفریده ، خواه نیافریده باشد ،
او می داند که این خلقت از کجا آمده و تنها اوست که میداند ،
و در اعلا مقامات سماوات 5 قرار دارد و جهان را مراقبت میکند 6 ،
و او شاهد عالم 7 و دانای کل 8 باشد ، و .. .
.............................
1- شیئ واحد ، همان حقیقت بی نام و نشانی است که اصل و عامل نخستین هستی است . = خدا
2- میتوان این بخش را با سوره ی توحید ، در آنجا که می فرماید : او بی نیاز است ، نه زاده و نه زاییده شده است مقایسه کرد . ( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ1اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ )
3- شايد اشاره به پديدار شدن عشق در حضرت دوست است .!
4- بسیار شبیه است به حدیث قدسی : من گوهری بودم پنهان ، خواستم تا شناخته و آشکار شوم پس خلق کردم . (کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف - احقاق الحق، ج1، ص431)
5- . شيبه به اين آيه : خداي رحمان بر عرش استوا يافت ( الرحمن على العرش استوى– سوره طه آيه 5﴾
6- شبيه به اين آيه : و پروردگار تو حافظ و نگاهبان هر چيز است. ( و ربک علی کل شیء حفیظ – سوره سبا آيه 21 )
7- شبيه به آيه : همانا كه او بر هر چيزي شاهد است . ( أَنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ – فصلت آيه 25 )
8- شبيه به آيه : و او به هر چيزي عالم است . (هو بکل شيء عليم – بقره 29 )
منبع : سرود ۱۲۹ ، کتاب ۱۰ ریگ ودا – مربوط به دين ودايي هند باستان ، تاريخ جامع اديان - جان بایر ناس ( بخش هندوئیزم قدیم ص ۱۴۴ )
محمد صالحي – 24/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
یکی از عالى ترين اشعار كتاب نيايشهاي " ريگ ودا " ، از نيايشها و سروده هاي دين ودايي هند در دوره ( 1500 الى 500 ق .م ) ، سرود شگفت آور آفرينش است :
آنگاه نه هستى بود و نه نيستى ،
نه هوایی و نه افلاکی در ماورا آن ...
آیا جنبشی پدید آمد ؟ کجا ؟ به زیر کدامین پوشش ؟
آیا در اعماق ، آبی عظیم و راکد بود ؟
آنجا نه مرگ بود و نه زندگی جاوید ؛
نه هیچ نشانی که روز و شب را از یکدیگر جدا سازد .
آن " شیئ واحد 1 " در سکوت و سکون بآرامی دم می کشید ؛
و چیزی دومین وجود نداشت . 2
ظلمات در اعماق تیرگی نهان بود ؛
این همه بسان دریایی بیکران بود ؛
در این خلا و سکون مطلق ، نیرویی متمکن بود،
تا آنکه قدرت گرما آن " یگانه مجرد " را به بار 3 آورد .
آنگاه در آن " یگانه " اراده به وجود آمدن پدید آمد،
اراده ای که نخستین بذر روح بود . 4
فرزانگان در سویدای دل خویش به هوشمندی ،
دریافتند که هستی و نیستی به یکدیگر وابسته اند .
آنان اندیشه را در خلا به جولان درآوردند و به تامل پرداختند ؛
آیا همه چیز بر زبر و در زیر " او " هیچ بود ؟
بخشندگان بذر هستی و نیروها وجود داشتند ؛
نیروی آزاد و معلق ، و در مرتبه پایین ، حرکتی ناگهانی کرد .
براستی ، که می داند و که می تواند بیان کند ؟
کی او زاده شد و چگونه این جهان تجسم یافت ؟
خواه او عالم را آفریده ، خواه نیافریده باشد ،
او می داند که این خلقت از کجا آمده و تنها اوست که میداند ،
و در اعلا مقامات سماوات 5 قرار دارد و جهان را مراقبت میکند 6 ،
و او شاهد عالم 7 و دانای کل 8 باشد ، و .. .
.............................
1- شیئ واحد ، همان حقیقت بی نام و نشانی است که اصل و عامل نخستین هستی است . = خدا
2- میتوان این بخش را با سوره ی توحید ، در آنجا که می فرماید : او بی نیاز است ، نه زاده و نه زاییده شده است مقایسه کرد . ( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ1اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ )
3- شايد اشاره به پديدار شدن عشق در حضرت دوست است .!
4- بسیار شبیه است به حدیث قدسی : من گوهری بودم پنهان ، خواستم تا شناخته و آشکار شوم پس خلق کردم . (کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف - احقاق الحق، ج1، ص431)
5- . شيبه به اين آيه : خداي رحمان بر عرش استوا يافت ( الرحمن على العرش استوى– سوره طه آيه 5﴾
6- شبيه به اين آيه : و پروردگار تو حافظ و نگاهبان هر چيز است. ( و ربک علی کل شیء حفیظ – سوره سبا آيه 21 )
7- شبيه به آيه : همانا كه او بر هر چيزي شاهد است . ( أَنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ – فصلت آيه 25 )
8- شبيه به آيه : و او به هر چيزي عالم است . (هو بکل شيء عليم – بقره 29 )
منبع : سرود ۱۲۹ ، کتاب ۱۰ ریگ ودا – مربوط به دين ودايي هند باستان ، تاريخ جامع اديان - جان بایر ناس ( بخش هندوئیزم قدیم ص ۱۴۴ )
محمد صالحي – 24/1/95
@beshnofekrkon
http://mahsan.rasekhoonblog.com
اگر احكام شريعت امضائي اند چرا خداوند گفته حكم من اينست ؟
همانطور كه ميدانيم اكثريت احكام غير عبادي شريعت شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و سياسي و .. توسط پيامبر(ص) از بين قوانين عصر نزول گزينش شده و جهت اجرا امضا و ابلاغ شده است . و بنابراين تاسيسي شارع مقدس نبوده اند و اين امر ، دليل اعتبار و اعتنا به دخالت عقلانيت هر عصر در تدوين قوانين اجتماعي بوده و ثابت بودن آنها را در اين عصر و اعصار بعدي منتفي ميسازد .
اگر كسي قائل به اين عدم ثبات احكام اجتماعي نباشد اين سوال پيش مي آيد كه :
چگونه است كه خداوند با ارسال پيامبران متعدد در دورانهاي مختلف تاريخي ، به اين حقيقت اذعان كرده كه بشر با گذشت زمان بالغتر و عاقلتر شده و تبعا سطح مناسبات فردي و اجتماعي او بالاتر رفته و نياز به تغيير و يا حذف و يا نوسازي قوانين خود دارد ، ولي با ختم كردن ارسال هدايت تشريعي با رحلت حضرت محمد(ص) ، براي هميشه چشم خود را به روي رشد عقلي و بلوغ انديشه انسانهاي آينده بسته و او را محصور در تعداد محدودي قانون ، آنهم در حد فهم و عقلانيت و نگرش اخلاقي مردم عصر نزول كرده است ؟
حاشا كه خداوند چنين كرده باشد ، كه او هدايتش را مشمول بندگاني ميكند كه مقدمات هدايت را خود فراهم كنند و آن مقدمات چيزي نيست جز شنيدن و بررسي نظرات و اقوال و فرضيه ها و نظريه هاي مختلف 1 ، كه يكي از آنها احكام شريعت عصر نزول در كنار ديگر روشها و قوانين منتج از سيستمهاي حقوقي و سازمانهاي قانونگذاري هر عصر است و سپس گزينش بهترين آنها ؛ و چون خروجي اين عمل را خداوند ، برخاسته از عقلانيت و خرد بشري ميداند ، تاييد ميكند .
و اينكه خداوند در اينگونه موارد در احكام عصر نزول ميگويد " حكم خداست " ، دقيقا به همين دليل است كه پيامبر پروسه گزينش احكام را به روش عقلاني فوق بكار گرفته و بهترين آنها را انتخاب كرده است و تبعا از نظر خداوند ، آن احكام به عنوان نتيجه ، قابل اعتبار بوده و حكم خود خوانده است .
با توجه به اين مطلب ، در صورتي كه در هر عصر ، پروسه وضع قوانين به روش فوق و رعايت عقلانيت جمعي انجام گيرد و شرايط عادلانه و اخلاقي بودن با رعايت كرامت انساني لحاظ گردد ، روش مورد تاييد خداوند بوده و هدايتش را شامل آنها مي گرداند .
1- " فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نیکوترین آنها پیروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
محمد صالحی 20/ 6 / 94
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
همانطور كه ميدانيم اكثريت احكام غير عبادي شريعت شامل احكام اجتماعي و اقتصادي و سياسي و .. توسط پيامبر(ص) از بين قوانين عصر نزول گزينش شده و جهت اجرا امضا و ابلاغ شده است . و بنابراين تاسيسي شارع مقدس نبوده اند و اين امر ، دليل اعتبار و اعتنا به دخالت عقلانيت هر عصر در تدوين قوانين اجتماعي بوده و ثابت بودن آنها را در اين عصر و اعصار بعدي منتفي ميسازد .
اگر كسي قائل به اين عدم ثبات احكام اجتماعي نباشد اين سوال پيش مي آيد كه :
چگونه است كه خداوند با ارسال پيامبران متعدد در دورانهاي مختلف تاريخي ، به اين حقيقت اذعان كرده كه بشر با گذشت زمان بالغتر و عاقلتر شده و تبعا سطح مناسبات فردي و اجتماعي او بالاتر رفته و نياز به تغيير و يا حذف و يا نوسازي قوانين خود دارد ، ولي با ختم كردن ارسال هدايت تشريعي با رحلت حضرت محمد(ص) ، براي هميشه چشم خود را به روي رشد عقلي و بلوغ انديشه انسانهاي آينده بسته و او را محصور در تعداد محدودي قانون ، آنهم در حد فهم و عقلانيت و نگرش اخلاقي مردم عصر نزول كرده است ؟
حاشا كه خداوند چنين كرده باشد ، كه او هدايتش را مشمول بندگاني ميكند كه مقدمات هدايت را خود فراهم كنند و آن مقدمات چيزي نيست جز شنيدن و بررسي نظرات و اقوال و فرضيه ها و نظريه هاي مختلف 1 ، كه يكي از آنها احكام شريعت عصر نزول در كنار ديگر روشها و قوانين منتج از سيستمهاي حقوقي و سازمانهاي قانونگذاري هر عصر است و سپس گزينش بهترين آنها ؛ و چون خروجي اين عمل را خداوند ، برخاسته از عقلانيت و خرد بشري ميداند ، تاييد ميكند .
و اينكه خداوند در اينگونه موارد در احكام عصر نزول ميگويد " حكم خداست " ، دقيقا به همين دليل است كه پيامبر پروسه گزينش احكام را به روش عقلاني فوق بكار گرفته و بهترين آنها را انتخاب كرده است و تبعا از نظر خداوند ، آن احكام به عنوان نتيجه ، قابل اعتبار بوده و حكم خود خوانده است .
با توجه به اين مطلب ، در صورتي كه در هر عصر ، پروسه وضع قوانين به روش فوق و رعايت عقلانيت جمعي انجام گيرد و شرايط عادلانه و اخلاقي بودن با رعايت كرامت انساني لحاظ گردد ، روش مورد تاييد خداوند بوده و هدايتش را شامل آنها مي گرداند .
1- " فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ، اولئک الّذین هدئهم اللّه و اولئک هم اولوا الالباب . " سوره زمر – آیات 17 و 18
" پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نیکوترین آنها پیروى مىکنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. "
محمد صالحی 20/ 6 / 94
كانال باورهای قدیم و اندیشه های نو
@beshnofekrkon
بلاگ اينترنتي
http://mahsan.rasekhoonblog.com
