#الهیات_شادی
تلخیصی از مصاحبه #دکتر_همتی در سایت دین آنلاین 29/7/97
ده قرن #قرون_وسطیꞌ – از حدود قرن چهار تا حدود قرن چهارده – که به آن دوران تاریک (Dark Ages) گفته میشود دورۀ سیطرۀ ارباب کلیساست و نوعی نگاه اشاتولوژیک و فرجامشناختی و #آخرتگرایانه بر زندگی حاکم شد.
بنابراین ما در کل آن دورة توجهی به #شادی و شادمانی ( که این جهانی است ) نمیبینیم. آنچه هست ادامۀ بحث فضیلت و #سعادت ارسطویی است ( که آن جهانی است ) و بعضا نگاههای افلاطونی .
به عبارت دیگر، #زهدگرایی مسیحی یعنی ترک دنیا (monasticism)، و زندگی راهبانه (monastic life)در صومعهها ، تلاش برای رسیدن به #رستگاری (salvation) از طریق آراستگی به فضایل و نهایتا هم ملاقات خداست و بحث در مورد مسئلۀ دوشیزگی مریم، ازدواج نکردن دختران و مجردزیستی، رنج عیسی بر صلیب و سایر مقولات دینی.
و همین بحث "ر#نج_مسیح" بود که جا را بر مقولاتی مثل شادی و #عشق تنگ کرده و این مفاهیم را به جهان پس از مرگ تبعید نموده بود . (عشقی هم که میگفتند آگاپه یا عشق الهی بود نه عشق زمینی و اروس و فیلیا نبود) . گویی #انسان فراموش و #گم شده بود و فقط حق خدا مطرح بود، نه حق انسان .
لذا مفهوم #شادی یک مفهوم #مدرن است که بعد از شروع نهضت "روشنگری" ( و #مدرنیته ) و توجه روشنفکران به انسانی دیدن این مفاهیم ( #اومانیسم )، رایج شد.
در چند دهۀ اخیر، یعنی از 1950 و1960به بعد ( یعنی دوره #پسامدرن )، ما شاهد طرح دوبارۀ مسئلۀ #عشق هستیم.
چرا که #اروپاییها با دو جنگ جهانی، #فروپاشی خانواده، از دست دادن عزیزان، غم و درد و #مصیبت، قحطسالی، گرسنگی، بیسرپرستی، #جدایی و #خودکشیهای زیاد روبرو شده ( و این همه جامعه غرب را دچار مشکلات فراوان بحران بی معنایی و #افسردگی کرد و لذا فیلسوفان و روانشناسان بفکر چاره افتادند و موضوعات #عشق و #شادی و لذت را مجددا به صحنه آوردند ، اما با نگاه و کارکرد #اینجهانی، نه جهت رستگاری آخرتی.)
در این مرحله بود که #کلیسا هم به فکر تجدید نظر افتاد بگونه ای که #پاپ فرانسیس اول میگوید خدا #جهنم ندارد. خدا، خدای عبوس ،دژخیم و جلاد نیست که ما را بسوزاند و در جهنم #شکنجه کند، خدا خدای #عشق و مهربانی است، حتی گفت درِ کلیساها را به روی #همجنسگراها باز کنید.
و همین توجه روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به مقولات فوق باعث شد که یک #سیستم_الهیاتی جدید در مسیحیت به نام #الهیات_شادی (Theology of Joy) تاسیس گردد.
و یا #پروژههایی دربارۀ شادی در دانشگاهها، مخصوصاً #ییل در آمریکا انجام شود که یکی "کرسی الهیات خوشی و شادی" است که با حمایت بنیاد تمپلتون انجام میشود.
( توجه شود که #happiness واژۀ مناسبی برای شادی نیست و #Joy و #cheerness معادلهای بهتری هستند . گاهی هم واژۀ pleasure را مطرح میکنند که ممکن است باز بحث را منحرف کند . اگر امروز در نوشتههای روانشناسان و مخصوصاً #اومانیستهایی مثل آبراهام #مزلو و روانشناسان #مثبتگرا مثل #سلیگمن happiness به کار برده میشود، این اصطلاح یک تحول سمانتیک یا #معنایی پیدا کرده است. )
الان در #مسیحیت بیش از 51 سیستم الهیاتی بوجود آمده است .
#الهیات یک دانش جدید است، ما #الهیات_مدرن داریم، الهیات پستمدرن داریم . الهیات فقط بحثهای سنتی نیست، امروز الهیات را به کار میگیرند برای #رویکرد_الهیاتی به مسائلی مثل #شادی، فرهنگ، معنای زندگی، هنر، #علم، جهانی شدن، محیط زیست، سینما ، #رقص ، پوشاک ، شعر و ادبیات.
حتی در غرب کلیساهایی داریم که #کلیساهای_شفابخشی (healing) هستند و درسهایی در این کلیساها داده میشود راجع به "خدای شاد" (Glad God) .
💥و اما تفاوت #سعادت و #شادی
#سعادت یک بحث انتزاعی و پیچیدۀ #فلسفی است. اینکه انسان چگونه به سعادت میرسد و
آیا سعادت در کسب لذت است چنانکه #اپیکوریها میگفتند،
آیا سعادت در هماهنگی و اعتدال است چنانکه #رواقیون میگفتند و ...
این بحثها به اینجا منجر شد که سعادت یک مسئلۀ فلسفی است و با #زندگی_روزمرۀ عملی پیوند چندانی ندارد. یعنی یک بُعد معرفتی و شناختی دارد، بُعد صرفاً روحی دارد.
#شادی یک مسئلۀ مربوط به #زندگی_روزمره و زندگی عملی است و بیشتر با #عاطفه و #احساس (emotive) مرتبط است نه امور انتزاعی (abstractive).
شادی یک مفهوم فلسفی و انتزاعی نیست، یک امر احساسی است. البته دقیق ترین تحلیل این است که امروزه بعضی روانشناسان مثبتگرا میگویند #شادی دو بُعد دارد: یک بُعد شناختی (cognitive) و یکسره از معرفت تهی نیست و یک بُعد مربوط به احساس (feeling) و (sensation) دارد.
در #شادی یک نوع #لذتمندی و لذتبخشی هم هست. همان بحث لذت که گفته میشود لذت ، ادراک سازگار با سرشت و ملائم با طبع است.
محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
تلخیصی از مصاحبه #دکتر_همتی در سایت دین آنلاین 29/7/97
ده قرن #قرون_وسطیꞌ – از حدود قرن چهار تا حدود قرن چهارده – که به آن دوران تاریک (Dark Ages) گفته میشود دورۀ سیطرۀ ارباب کلیساست و نوعی نگاه اشاتولوژیک و فرجامشناختی و #آخرتگرایانه بر زندگی حاکم شد.
بنابراین ما در کل آن دورة توجهی به #شادی و شادمانی ( که این جهانی است ) نمیبینیم. آنچه هست ادامۀ بحث فضیلت و #سعادت ارسطویی است ( که آن جهانی است ) و بعضا نگاههای افلاطونی .
به عبارت دیگر، #زهدگرایی مسیحی یعنی ترک دنیا (monasticism)، و زندگی راهبانه (monastic life)در صومعهها ، تلاش برای رسیدن به #رستگاری (salvation) از طریق آراستگی به فضایل و نهایتا هم ملاقات خداست و بحث در مورد مسئلۀ دوشیزگی مریم، ازدواج نکردن دختران و مجردزیستی، رنج عیسی بر صلیب و سایر مقولات دینی.
و همین بحث "ر#نج_مسیح" بود که جا را بر مقولاتی مثل شادی و #عشق تنگ کرده و این مفاهیم را به جهان پس از مرگ تبعید نموده بود . (عشقی هم که میگفتند آگاپه یا عشق الهی بود نه عشق زمینی و اروس و فیلیا نبود) . گویی #انسان فراموش و #گم شده بود و فقط حق خدا مطرح بود، نه حق انسان .
لذا مفهوم #شادی یک مفهوم #مدرن است که بعد از شروع نهضت "روشنگری" ( و #مدرنیته ) و توجه روشنفکران به انسانی دیدن این مفاهیم ( #اومانیسم )، رایج شد.
در چند دهۀ اخیر، یعنی از 1950 و1960به بعد ( یعنی دوره #پسامدرن )، ما شاهد طرح دوبارۀ مسئلۀ #عشق هستیم.
چرا که #اروپاییها با دو جنگ جهانی، #فروپاشی خانواده، از دست دادن عزیزان، غم و درد و #مصیبت، قحطسالی، گرسنگی، بیسرپرستی، #جدایی و #خودکشیهای زیاد روبرو شده ( و این همه جامعه غرب را دچار مشکلات فراوان بحران بی معنایی و #افسردگی کرد و لذا فیلسوفان و روانشناسان بفکر چاره افتادند و موضوعات #عشق و #شادی و لذت را مجددا به صحنه آوردند ، اما با نگاه و کارکرد #اینجهانی، نه جهت رستگاری آخرتی.)
در این مرحله بود که #کلیسا هم به فکر تجدید نظر افتاد بگونه ای که #پاپ فرانسیس اول میگوید خدا #جهنم ندارد. خدا، خدای عبوس ،دژخیم و جلاد نیست که ما را بسوزاند و در جهنم #شکنجه کند، خدا خدای #عشق و مهربانی است، حتی گفت درِ کلیساها را به روی #همجنسگراها باز کنید.
و همین توجه روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به مقولات فوق باعث شد که یک #سیستم_الهیاتی جدید در مسیحیت به نام #الهیات_شادی (Theology of Joy) تاسیس گردد.
و یا #پروژههایی دربارۀ شادی در دانشگاهها، مخصوصاً #ییل در آمریکا انجام شود که یکی "کرسی الهیات خوشی و شادی" است که با حمایت بنیاد تمپلتون انجام میشود.
( توجه شود که #happiness واژۀ مناسبی برای شادی نیست و #Joy و #cheerness معادلهای بهتری هستند . گاهی هم واژۀ pleasure را مطرح میکنند که ممکن است باز بحث را منحرف کند . اگر امروز در نوشتههای روانشناسان و مخصوصاً #اومانیستهایی مثل آبراهام #مزلو و روانشناسان #مثبتگرا مثل #سلیگمن happiness به کار برده میشود، این اصطلاح یک تحول سمانتیک یا #معنایی پیدا کرده است. )
الان در #مسیحیت بیش از 51 سیستم الهیاتی بوجود آمده است .
#الهیات یک دانش جدید است، ما #الهیات_مدرن داریم، الهیات پستمدرن داریم . الهیات فقط بحثهای سنتی نیست، امروز الهیات را به کار میگیرند برای #رویکرد_الهیاتی به مسائلی مثل #شادی، فرهنگ، معنای زندگی، هنر، #علم، جهانی شدن، محیط زیست، سینما ، #رقص ، پوشاک ، شعر و ادبیات.
حتی در غرب کلیساهایی داریم که #کلیساهای_شفابخشی (healing) هستند و درسهایی در این کلیساها داده میشود راجع به "خدای شاد" (Glad God) .
💥و اما تفاوت #سعادت و #شادی
#سعادت یک بحث انتزاعی و پیچیدۀ #فلسفی است. اینکه انسان چگونه به سعادت میرسد و
آیا سعادت در کسب لذت است چنانکه #اپیکوریها میگفتند،
آیا سعادت در هماهنگی و اعتدال است چنانکه #رواقیون میگفتند و ...
این بحثها به اینجا منجر شد که سعادت یک مسئلۀ فلسفی است و با #زندگی_روزمرۀ عملی پیوند چندانی ندارد. یعنی یک بُعد معرفتی و شناختی دارد، بُعد صرفاً روحی دارد.
#شادی یک مسئلۀ مربوط به #زندگی_روزمره و زندگی عملی است و بیشتر با #عاطفه و #احساس (emotive) مرتبط است نه امور انتزاعی (abstractive).
شادی یک مفهوم فلسفی و انتزاعی نیست، یک امر احساسی است. البته دقیق ترین تحلیل این است که امروزه بعضی روانشناسان مثبتگرا میگویند #شادی دو بُعد دارد: یک بُعد شناختی (cognitive) و یکسره از معرفت تهی نیست و یک بُعد مربوط به احساس (feeling) و (sensation) دارد.
در #شادی یک نوع #لذتمندی و لذتبخشی هم هست. همان بحث لذت که گفته میشود لذت ، ادراک سازگار با سرشت و ملائم با طبع است.
محمد صالحی
https://telegram.me/beshnofekrkon
Telegram
باورهای قدیم و اندیشه های نو
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy
محمد صالحی
m.salehy@gmail.com
@m_salehy