باورهای قدیم و اندیشه های نو
4.01K subscribers
166 photos
303 videos
46 files
1.97K links
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸

محمد صالحی

m.salehy@gmail.com

@m_salehy
Download Telegram
🌹🍀وقتی کشیشی به قدرت برسد، مسیح به صلیب دوم میخ می‌شود - ولتر

در تاریخ اندیشه، معدود کسانی هستند که همچون "
#ولتر"، خنده را به تیغی برنده بدل کردند و قلم را به شمشیری کهنه‌ناشونده. او نه ‏کشیش بود، نه پادشاه، نه فرمانده؛ اما با زبان خود، سلسله‌مراتب دینی را لرزاند، معابد تزویر را درید، و هیبت کلیسای کاتولیک را ‏در انبوهی از سطرهای گزنده به سخره گرفت.

اگر "
#روسو" با سوزِ دل و خلوصِ وجدان با کلیسا درافتاد، " #ولتر" با خنده‌ای هوشیار، با ‏نیشخندی تلخ، و با جملاتی که تا امروز همچون پتک فرود می‌آیند بر بنای جهل‎.‎

او فرزند قرن
#روشنگری بود، اما نه روشنگری در قاب درسی و موقر. روشنگری "ولتر"، دیوانه‌وار، رادیکال، بی‌پروا، و عصیان‌گر بود. ‏او نخواست اصلاح کند؛ خواست افشا کند.

دشمنی‌اش با کلیسا نه از جنس الحاد سطحی، بلکه از ژرفای نفرتی اخلاقی نسبت به ‏ریا، سرکوب و خشونت نهادینه‌شده‌ای بود که در پوشش خدا سخن می‌گفت و در عمل، از خدا می‌دزدید‎.‎

"
#ولتر" گفت‎:‎
‏«اگر خدا را نمی‌شناختیم، مجبور بودیم او را اختراع کنیم. اما وای به وقتی که این اختراع در دست کشیشان باشد‎.»

او
#خدا را نفی نمی‌کرد؛ اما می‌دانست که آنچه کلیسا عرضه می‌کند، خدا نیست؛ بت است. بتِ قدرت، بتِ تعصب، بتِ اطاعت ‏کورکورانه‎.‎

با همان زبان تیز، می‌نویسد‎:‎
‏«کلیسا همواره مشتاق آزادی بیان بوده... البته برای خودش، نه برای دیگران‎.‌‏»‏

"ولتر" مرد مناظره نبود؛ مرد یورش بود. در رساله‌ها، داستان‌ها، و طنزهای پرشورش، از کاندید گرفته تا نامه‌ها از انگلستان، سیمای ‏دین رسمی را به آینه‌ی مضحکه کشید‎.‎
‎
او باور داشت که
#دین، آن‌گاه که با #دولت هم‌خو شود، تنها نتیجه‌اش سوزاندن انسان‌هاست — هم در میدان شهر، هم در ‏وجدانشان‎.‎

در دفاع از قربانیان تعصب مذهبی، بی‌نظیر بود. وقتی ژان کالاس، مردی پروتستان، به‌ناحق به جرم قتل پسرش و ارتداد محکوم شد، ‏"ولتر" سکوت نکرد. برخاست، فریاد زد، نوشت، روشنگری را به صحنه آورد و نوشت آن جمله‌ی ماندگار را‎:‎
‏«له کنید منحوس را ‌‎! (Écrasez l'infâme!)‌‏ »‏

‏«منحوس» برای "ولتر"، همان قدرت دینی فاسد بود؛ کلیسایی که به‌جای بخشش، مجازات می‌آورد؛ به‌جای خرد، خرافه می‌کاشت؛ و ‏به‌جای عشق، ترس می‌پراکند‎.‎

"
#ولتر" می‌دانست که قدرت کلیسا تنها در شمشیر نیست، بلکه در #جهل است. پس تصمیم گرفت روشنگری کند، نه برای نخبگان، ‏بلکه برای مردم؛ برای کسانی که قربانی‌اند اما زبان ندارند‎.‎

در جهانی که فریاد نمی‌توانست بر بلندای محراب غلبه کند، ولتر فریاد زد. با طنز، با وقاحت، با زرنگی، با فلسفه، با شوخی‌هایی که ‏جدی‌تر از هزار خطابه بودند‎.‎

او
#ایمان را مسخره نکرد؛ ایمانِ دست‌درازی‌شده را کوبید. می‌دانست که انسان‌ها به معنا نیاز دارند، به راز، به تسلا. اما فریاد می‌زد‎:‎

‏«وقتی
#کشیشی به #قدرت برسد، #مسیح به #صلیب دوم میخ می‌شود‎.‌‏»‏

شجاعت "ولتر"، در این بود که در دل قرن هجده، در برابر طغیان کلیسای متحد با سلطنت ایستاد، بی‌آنکه تردید کند. تبعید شد، تهدید ‏شد، آثارش سوزانده شد، اما نوشت. چون می‌دانست که زبان، تنها سلاح باقی‌مانده در دست عقل است‎.‎

او در
#وصیت‌نامه‌اش نوشت‎:‎
‏«من با همه‌ی وجود از نفرت، تعصب، خشونت، و جهل متنفرم، به‌ویژه وقتی لباس مقدس به تن می‌کنند.»‏

و این نفرت، نه از کینه، بلکه از عشق می‌آمد. عشق به انسان. به آزادی. به خرد. به زندگی‌ای که با ترس از آتش جهنم آمیخته نشده ‏باشد‎.‎

"ولتر"
#خدای_خرافه را سوزاند تا شاید جایی برای #خدای_حقیقت باز شود. و اگر هنوز در جهانی زندگی می‌کنیم که می‌توان از ‏مذهب پرسید، اگر هنوز کسی جرأت می‌کند بپرسد "چرا باید اطاعت کرد؟"، این جسارت، وامدار آن مرد خندانِ گزنده است؛ ‏"ولتر"‎.‎

کلیسا خواست او را بسوزاند؛ تاریخ، اما او را به آتشی بدل کرد که هنوز می‌سوزاند — نه برای خاکستر کردن، که برای بیداری...

قربان_عباسی

#bavarh

پ.ن:
سهروردی در دادگاه جهل مقدس👇
https://t.me/beshnofekrkon/986

نامه جوردانو برونو به پاپ در قرن ۱۸ و محکومیتش به ارتداد👇
https://t.me/beshnofekrkon/954
👏15❤5👍3