#از_اینور_اونور 🌐
یکی از تفاوتهای انسان با حیوانات داشتن معرفته. حیوونا خیلی معرفت دارن.
@Bluepione | ها شم
یکی از تفاوتهای انسان با حیوانات داشتن معرفته. حیوونا خیلی معرفت دارن.
@Bluepione | ها شم
#از_اینور_اونور 🌐
من تحقیق کردم بیشتر مشکلا با پول حل میشه بقیهشم با یکم تلاش با پول حل میشه
@Bluepione | سـٰـاناز
من تحقیق کردم بیشتر مشکلا با پول حل میشه بقیهشم با یکم تلاش با پول حل میشه
@Bluepione | سـٰـاناز
#چندثانیهمطالعه 📓
همیشه کسانی که در هیچکاری موفق نشدهاند،
میخواهند به آدم راه کار یاد بدهند!
خشم و هیاهو
ویلیام فاکنر
@Emood 🍃
همیشه کسانی که در هیچکاری موفق نشدهاند،
میخواهند به آدم راه کار یاد بدهند!
خشم و هیاهو
ویلیام فاکنر
@Emood 🍃
Forwarded from Coffeins
#چندثانیهمطالعه 📓
گفت خيلي ميترسم؛
گفتم چرا ؟
گفت چون از ته دل خوشحالم ...
اين جور خوشحالي ترسناك است ...
پرسيدم آخه چرا ؟
جواب داد: وقتي آدم اين جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چيزي را از آدم بگيرد!
📓بادبادك باز
🖋خالد حسينی
@CoffeinZ
گفت خيلي ميترسم؛
گفتم چرا ؟
گفت چون از ته دل خوشحالم ...
اين جور خوشحالي ترسناك است ...
پرسيدم آخه چرا ؟
جواب داد: وقتي آدم اين جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چيزي را از آدم بگيرد!
📓بادبادك باز
🖋خالد حسينی
@CoffeinZ
#یک_نکته 🔹
همهچیز داره ازهم میپاشه وما نگران قفل خرابیم!
شاید درستش همینه، تلاش روی چیزهای کوچک تنها راه زندگی درجهان درحال فروپاشیه.
@Bluepione | عشق سمسا/موراکامی
همهچیز داره ازهم میپاشه وما نگران قفل خرابیم!
شاید درستش همینه، تلاش روی چیزهای کوچک تنها راه زندگی درجهان درحال فروپاشیه.
@Bluepione | عشق سمسا/موراکامی
#کمیبغض 💘
رفتگر پاکدست به خاطر بیپولی روانه زندان شد
رفتگر پاکدست کرجی که سه بار کیفهای حاوی طلا و میلیونها تومان پول نقد را یافته و آنها را بدون هیچ چشمداشتی به صاحبانش برگردانده بود، در پی اخراج از محل کار و به دلیل مصدومیت شدید ناشی از برقگرفتگی با شکایت صاحبخانهاش و به علت ناتوانی در پرداخت اجارهخانه و هزینههای درمان، به زندان افتاد.
جعفر، اهل روستای «قیطول» زنجان است اما مردم کرج او را به نام رفتگر پاکدست میشناسند؛ رفتگری که تنها یک ماه پس از صدور تقدیرنامه شهرداری، زخم بیمهری و قدرنشناسیها قامت خستهاش را خم کرده است.
کارگر پیمانکار و وظیفهشناس، به علت عقبافتادن ۲۱ ماه حقوق و ناتوانی در پرداخت اجارهخانهاش، سرانجام با وجود تلاشهای بیثمر قاضی اجرای احکام و به خاطر پافشاری صاحبخانه بازداشت و روانه زندان شد.
سه بار کیف مردم را پیدا کردهام. نخستین بار ۳۰ میلیون تومان داخل یک کیف بود که به ۱۱۰ زنگ زدم وکیف را تحویل دادم. دومین بار یک کیف با ۷۰ میلیون تومان پول نقد پیدا کردم که موضوع را به رئیس پاسگاه کلاک خبر دادم.
سومین بار هم کیفی حاوی ۳۰۰ میلیون تومان پول نقد و مقدار زیادی طلا و جواهرات پیدا کردم که متعلق به مردی طلافروش در شمال تهران بود.
مسئولان شهرداری پس از دریافت این خبر، مراسمی ترتیب دادند و از من با ۱۰۰ هزار تومان هدیه تقدیر کردند. مدیرانم هم با من عکسهایی یادگاری گرفتند اما افسوس که یک ماه بعد ورق برگشت و دیگر کسی جواب تلفنهایم را نداد.
در حال جارو کردن خیابان بودم که متوجه شدم طوفان شدید شب گذشته درختی را شکسته و افتادن درخت در کانال آب، جریان جوی آب را بسته. اصلا متوجه نشدم سیم برقی که لابلای شاخ و برگ درخت بوده پاره شده است.
همسرم ناچار شد ودیعه مسکن را برای هزینههای جراحی از صاحبخانه پس بگیرد و قرار گذاشت ماهانه ۵۵۰ هزار تومان اجاره پرداخت کند؛ اجارهبهایی که با بیکار شدن من و خانهنشینی ماهها عقب افتاد و سرانجام صاحبخانه مرا تهدید به تخلیه خانه با حکم قضایی کرد.
پس از بهبود نسبی ناچار به شکایت شدم اما به محض اینکه به قانون پناه بردم شرکت پیمانکار، برادرانم و دامادمان را تهدید به اخراج کردند. بعد هم در حالی که آنها نیز همانند من رفتگر، مستأجر و عیالوار بودند هر سه نفر در یک روز اخراج شدند./ایران
@Bluepione
رفتگر پاکدست به خاطر بیپولی روانه زندان شد
رفتگر پاکدست کرجی که سه بار کیفهای حاوی طلا و میلیونها تومان پول نقد را یافته و آنها را بدون هیچ چشمداشتی به صاحبانش برگردانده بود، در پی اخراج از محل کار و به دلیل مصدومیت شدید ناشی از برقگرفتگی با شکایت صاحبخانهاش و به علت ناتوانی در پرداخت اجارهخانه و هزینههای درمان، به زندان افتاد.
جعفر، اهل روستای «قیطول» زنجان است اما مردم کرج او را به نام رفتگر پاکدست میشناسند؛ رفتگری که تنها یک ماه پس از صدور تقدیرنامه شهرداری، زخم بیمهری و قدرنشناسیها قامت خستهاش را خم کرده است.
کارگر پیمانکار و وظیفهشناس، به علت عقبافتادن ۲۱ ماه حقوق و ناتوانی در پرداخت اجارهخانهاش، سرانجام با وجود تلاشهای بیثمر قاضی اجرای احکام و به خاطر پافشاری صاحبخانه بازداشت و روانه زندان شد.
سه بار کیف مردم را پیدا کردهام. نخستین بار ۳۰ میلیون تومان داخل یک کیف بود که به ۱۱۰ زنگ زدم وکیف را تحویل دادم. دومین بار یک کیف با ۷۰ میلیون تومان پول نقد پیدا کردم که موضوع را به رئیس پاسگاه کلاک خبر دادم.
سومین بار هم کیفی حاوی ۳۰۰ میلیون تومان پول نقد و مقدار زیادی طلا و جواهرات پیدا کردم که متعلق به مردی طلافروش در شمال تهران بود.
مسئولان شهرداری پس از دریافت این خبر، مراسمی ترتیب دادند و از من با ۱۰۰ هزار تومان هدیه تقدیر کردند. مدیرانم هم با من عکسهایی یادگاری گرفتند اما افسوس که یک ماه بعد ورق برگشت و دیگر کسی جواب تلفنهایم را نداد.
در حال جارو کردن خیابان بودم که متوجه شدم طوفان شدید شب گذشته درختی را شکسته و افتادن درخت در کانال آب، جریان جوی آب را بسته. اصلا متوجه نشدم سیم برقی که لابلای شاخ و برگ درخت بوده پاره شده است.
همسرم ناچار شد ودیعه مسکن را برای هزینههای جراحی از صاحبخانه پس بگیرد و قرار گذاشت ماهانه ۵۵۰ هزار تومان اجاره پرداخت کند؛ اجارهبهایی که با بیکار شدن من و خانهنشینی ماهها عقب افتاد و سرانجام صاحبخانه مرا تهدید به تخلیه خانه با حکم قضایی کرد.
پس از بهبود نسبی ناچار به شکایت شدم اما به محض اینکه به قانون پناه بردم شرکت پیمانکار، برادرانم و دامادمان را تهدید به اخراج کردند. بعد هم در حالی که آنها نیز همانند من رفتگر، مستأجر و عیالوار بودند هر سه نفر در یک روز اخراج شدند./ایران
@Bluepione
#از_اینور_اونور 🌐
هممون یا ناامیدیم یا نمیدونیم که ناامیدیم.
البته بجز شما که الان میای میگی من خیلی هم باامیدم.
@Emood | پینادو
هممون یا ناامیدیم یا نمیدونیم که ناامیدیم.
البته بجز شما که الان میای میگی من خیلی هم باامیدم.
@Emood | پینادو