کدینگ ۵۰۴ | coding 504
52.6K subscribers
5.38K photos
3.02K videos
367 files
5.7K links
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید,
ادمین شما @O2021

کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻
@Friends_en
@Coding_Toefl
@Extra_en
@Joey_en

نظرات و نتایج 👈 @coding_comments
Download Telegram
74. #consent :
agree, give permission or approval
موافقت کردن، اجازه یا رضایت دادن

a. My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا ما کلاس را زودتر ترک کنیم
b. David would not consent to our plan.
"دیوید" با برنامه ما موافقت نخواهد کرد
c. The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثر اعضای کلوپمان را با بالا بردن حق عضویت موافقت کردند
🍂 @coding_504 🍂
74. #consent : kənˈsent
agree, give permission or approval
موافقت کردن، اجازه یا رضایت دادن

a. My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا ما کلاس را زودتر ترک کنیم
b. David would not consent to our plan.
"دیوید" با برنامه ما موافقت نخواهد کرد
c. The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثر اعضای کلوپمان را با بالا بردن حق عضویت موافقت کردند
🍂 @coding_504 🍂
#consent
رضایت دادن-موافقت کردن
کدینگ: پدرم رضایت داد برم کنسرت
🍂 @coding_504 🍂
74. #consent : kənˈsent
agree, give permission or approval
موافقت کردن، اجازه یا رضایت دادن

a. My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا ما کلاس را زودتر ترک کنیم
b. David would not consent to our plan.
"دیوید" با برنامه ما موافقت نخواهد کرد
c. The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثر اعضای کلوپمان را با بالا بردن حق عضویت موافقت کردند
🍂 @coding_504 🍂
74. #consent : kənˈsent
agree, give permission or approval
موافقت کردن، اجازه یا رضایت دادن

a. My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا ما کلاس را زودتر ترک کنیم
b. David would not consent to our plan.
"دیوید" با برنامه ما موافقت نخواهد کرد
c. The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثر اعضای کلوپمان را با بالا بردن حق عضویت موافقت کردند
🍂 @coding_504 🍂
#consent
رضایت دادن-موافقت کردن
کدینگ: پدرم رضایت داد برم کنسرت
🍂 @coding_504 🍂
74. #consent : kənˈsent
agree, give permission or approval
موافقت کردن، اجازه یا رضایت دادن

a. My teacher consented to let our class leave early.
معلم من موافقت کرد تا ما کلاس را زودتر ترک کنیم
b. David would not consent to our plan.
"دیوید" با برنامه ما موافقت نخواهد کرد
c. The majority of our club members consented to raise the dues.
اکثر اعضای کلوپمان را با بالا بردن حق عضویت موافقت کردند
🍂 @coding_504 🍂
#consent
رضایت دادن-موافقت کردن
کدینگ: پدرم رضایت داد برم کنسرت
🍂 @coding_504 🍂