کدینگ ۵۰۴ | coding 504
52.6K subscribers
5.38K photos
3.02K videos
367 files
5.7K links
ما به شما کمک میکنیم تا سریعتر زبان انگلیسی را بیاموزید,
ادمین شما @O2021

کانال های دوره های ما👇🏻👇🏻
@Friends_en
@Coding_Toefl
@Extra_en
@Joey_en

نظرات و نتایج 👈 @coding_comments
Download Telegram
64. #employee :
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee :
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
64. #employee : emˌplɔɪi
a person who works for pay
شخصی که در ازای مزد کار میکند، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
کارمندان برای دستمزد بیشتر اعتصاب کردند
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
وقتی گوشت کمیاب شد، رئیس ما مجبور شد تا کارمندان بیشتری را اخراج کند
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.
"جوی" میخواست برای خودش کاسبی کند و دیگر کارمند نباشدـ
🍂 @coding_504 🍂
👍3
#employee
معنی: کارمند، مستخدم/کارگر
کدینگ: این پلویی کارمندیه بخورید
🍂 @coding_504 🍂
👍3