110. #feminine :
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
110. #feminine : ˈfemənən
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
110. #feminine : ˈfemənən
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
110. #feminine : ˈfemənən
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
110. #feminine :
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️
of women or girls
زنانه، مونث
a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
وقتی خواهر من میخواهد زنانه به نظر برسد، شلوار پیش بند دار را با پیراهن عوض میکند.
b. some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
بعضی از مرد ها وقتی زنی را می بینند که فوق العاده زنانه است نمیتوانند از خیره شدن خودداری کنند.
b. Aunt Sarah can always be counted on to give the feminine viewpoint.
همواره میتوان برای ارائه ی نقطه نظرات زنانه، روی عمه سارا حساب کرد.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.
برادر من از گریه کردن برای یک فیلم غمگین شرمنده می شود زیرا مردم ممکن است فکر کنند که او رفتار های زنانه دارد
❄️ @coding_504 ❄️