102. #undeniable :
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
102. #undeniable : ˌəndəˈnaɪəbl̩
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
#undeniable
غیر قابل انکار،مسلم، بی تردید، قطعا"
کدینگ: مسلما" اون دنا یه بیل خاک نیس یه کوه بزرگه
🍂 @coding_504 🍂
غیر قابل انکار،مسلم، بی تردید، قطعا"
کدینگ: مسلما" اون دنا یه بیل خاک نیس یه کوه بزرگه
🍂 @coding_504 🍂
102. #undeniable : ˌəndəˈnaɪəbl̩
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
102. #undeniable :
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
not to be denied, can not be questioned
نمیتوان انکار کرد، نمیتوان زیر سوال برد، غیر قابل انکار،قطعی، مسلم
a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
هیات منصفه به این نتیجه رسیدند که نوجوانان بدون تردید مقصر بودند.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
این موضوعی غیر قابل انکار است، مسلم است، که اغلب حرفه ای ها میتوانند آماتور ها را شکست دهند
c. That Leon resented Rita's good marks in school was undeniable.
اینکه لئون از نمرات خوب ریتا در مدرسه آزرده میشد(تنفر داشت)، غیر قابل انکار بود.
🍂 @coding_504 🍂
#undeniable
غیر قابل انکار،مسلما"، بی تردید، قطعا"
کدینگ: مسلما" اون دنا یه بیل خاک نیس یه کوه بزرگه
🍂 @coding_504 🍂
غیر قابل انکار،مسلما"، بی تردید، قطعا"
کدینگ: مسلما" اون دنا یه بیل خاک نیس یه کوه بزرگه
🍂 @coding_504 🍂