Dadman English School
75 subscribers
424 photos
68 videos
13 files
65 links
🏢کانال آموزشی آموزشگاه زبان انگلیسی دادمان🏢
ارتباط با ادمین:

@Teacher_akbari

@Teacher_yazdani

لینک اولین پست:

https://t.me/dadman2/1

لینک اینستاگرام آموزشگاه دادمان:

www.instagram.com/dadmaninstitute
Download Telegram
Deleted Account
Alexander Rybak© Topshadmehr.blogfa.com – 13 Horses
@dadman2

13 horses swimming in the sea
Waiting for someone to find them
Their ship is gone and now they are alone
With water everywhere around them

The men were saved from the sinking ship
Right before it started to burn
And while they’re safe, their loyal friends need help
Patiently waiting for their turn

13 horses swimming in the sea
They don’t even know it’s pointless
Their pride remains but this time it won’t help
They used to be so tall and suddenly they’re small

There’s a couple waiting far behind
Soon they will be out of sight
But then, who cares? They’re dying anyway
All of them are doomed this night

11 horses swimming in the sea
The sea they thought was just a river
They’re used to this, it’s probably just a race
That helps to ease their minds, but where’s the finish line?

The night grows dark, the body wants to rest
It hurts to breathe and still they do their best
They want to live, no matter for how long
Their thoughts all disappeared, ’cause now they’re really scared

7 horses struggling in a sea
Waiting for someone to find them
They don’t look back, ’cause what’s the point of that?
There is only death behind them

They cry for help but help will never come
They don’t know where to swim or what they’re swimming from
They try to swim some more when panic starts to spread
They’re swimming into shore but only in their heads

The 3 last horses dying in the sea
Shouting out their cries for no one
They’re born to win, they’re screaming in their hearts
The strength of thousand men, they’re fighting to the end

The sun is up, birds are everywhere
They’re flying high, surfing in the air
It’s nice to live when life is such a blast
One horse still swims, it seems to be the last

The 13th horse has always been the best
His owner will be proud but now he wants to rest
He’s longing for his home, the girl will give him food
“Good boy,” she’ll say, together they will play

13 horses swimming in the sea
Soon they will be gone forever
And while they swim one thing still remains
And that’s the hope that never dies
It never dies
It never dies

@dadman2
Deleted Account
Alexander Rybak© Topshadmehr.blogfa.com – 13 Horses
@dadman2
سیزده تا اسب در دریا شناور هستند و منتظر کسی تا آنها را پیدا کنند
قایقشان رفت و تنها شدند
آب دور و اطرافشون رو گرفت
آنها رو دارن نجات میدهند
درست قبل از آتش، دوستای باوفایشان نیاز به کمک دارند و منتظر هستن نوبتشان بشود( برای نجات)
سیزده تا اسب دارن تو دریا شنا میکنند
حتی نمیفهمند که این همه تقلا بی فایده است
غرورشان اجازه نمیدهد از تلاش دست بکشند اما ایندفعه دیگه فایده ای نداره
قدشون در آب کوتاتر میشد( کنایه از غرق شدن)
چندین نفر منتظر ایستادن و منتظر انها هستند ولی آنها از دیدگان محو شدند، به هر حال خواهند مرد. کی توجه میکنه؟
این سرنوشت آنهاست
حالا شدند یازده تا، دیگه دریا براشون مثل یک رودخانه بود و بهش عادت کرده بودند.
انگار مثل یک مسابقه ای بود که به تسلی خاطرشان کمک میکرد اما تا کجا؟ خط پایان کجاست؟
هوا تاریک تر و تاریکتر شد خسته بودند.
نفسشون به سختی میومد اما باز تلاش میکردند. چون میخواهند زنده بمانندو برایشان مهم نیست تا چه مدت.
فقط میخواهند زنده بمانند.
حالا شدند هفت تا، منتظر کمک بودند و تلاش میکردند. به عقب نگاه نمیکردند چون برایشان مهم نبود و تنها مرگ ورای(پشت) آنها بود.
فریاد کمک خواهی سر میداند اما دریغ از یک نفر..
نمیدونستند کجا شنا کنند و کدام جهت بروند.. وقتی ترس بیشتر وجودشون رو گرفت تقلاشون بیشتر شد..
سه تاشون باقی ماندند و فریاد میزدند و انگار فریادشان برای هیچ کس بود..
از ته دل جیغ میکشیدند و میخواستند زنده بمانند..
خورشید طلوع کرد و پرندگان در اسمان بودند و زندگی رو زیبا کردند
یک اسب باقی مانده و هنوز تقلا و شنا میکند.. انگار اخری هست...
اخرین اسب بهترین شد.صاحبش بهش احساس غرور میکند. اما الان وقت استراحتش هست.
اسب ها در حال تقلا و شنا بودند و در اخر مردند اما در این مدت تنها چیزی که بینشان زنده بود (( امید)) بود
که هرگز نمیمیرد
امید هرگز نمیمیرد
@dadman2
@dadman2

💫 I'd like for them to say he took a few cups of love, he took one tablespoon of patience, teaspoon of generosity, one pint of kindness. He took one quart of laughter, one pinch of concern, and then he mixed willingness with happiness. He added lots of faith, and he stirred it up well. Then he spread it over his span of a lifetime, and served it to each and every deserving person he met.

💫 دوست دارم در موردم گفته شود: او چند فنجان عشق، یک قاشق غذاخوری صبر، یک قاشق چایخوری سخاوت، نیم لیتر مهربانی، یک لیتر خنده و کمی توجه را با هم ترکیب کرد و سپس به آن تمایل و شادی را اضافه کرد. مقدار زیادی ایمان به آن اضافه کرد و خوب هم زد. سپس آن را در سراسر زندگی اش پخش کرد و در اختیار هر شخص شایسته ای که ملاقات می کرد، قرار داد.

ما را به دوستان خود معرفی کنید...

@dadman2
@dadman2

💪

نایک✔️ شعار بسیار جالبی دارد. فقط انجامش بده یا همانjust do it. اما این شعار زیاد در حوزه‌ی یادگیری زبان کارساز نیست. چون این سؤال پیش می‌آید که چه‌کاری انجام بدم؟! که جواب‌های بسیار زیادی برای این سؤال وجود دارد که هیچ‌کدام به‌طور مطلق غلط یا درست نیستند.
اگر بجای جستجوی بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی، کتابی را باز بکنی و بخوانی و یا فیلمی به زبان انگلیسی نگاه بکنی وقتتان بهتر صرف یادگیری زبان انگلیسی می‌شود.

بنابراین توصیه‌ی بنده به شما این است: شروعش کن!

@dadman2


💪شروعش کن

اصلاً نگران این نباش که از کجا شروع کنی. اصلاً نگران این نباش که وقتی‌که می‌توانی الآن اختصاص دهی بسیار کم است. اصلاً نگران روش آموزشی نباش. فقط شروع کن. شروع کن به یادگرفتن، خواندن، شنیدن، و برقراری ارتباط با این‌وآن. وقتی اولین قدم را که برداری همه‌چیز رفته‌رفته درست می‌شود. اگر خوشت آمد ادامه بدی و اگر خوشت نیامد با روش دیگری ادامه بدی. ولی شروع کن. همین حالا!🏃

مارا به دوستان خود معرفی کنید...

@dadman2
میدونی چیه؟🤔

آدمای تنبل همیشه سرشون شلوغه🤔
@dadman2
ما را برای بهتر دیده شدن یاری کنید...
@dadman2
Maybe I Maybe You
Scorpions
One of the best way to learn English is to listen to English songs.
یکی از بهترین راه های یادگیری زبان،گوش کردن به اهنگ انگلیسی است....
@dadman2
#music
Dadman English School
Scorpions – Maybe I Maybe You
@dadman2

🔹Maybe I maybe you
Can make a change to the world
We're reaching out for a soul
That's kind of lost in the dark
شاید من ،شاید تو بتونیم تغییری در دنیا ایجادکنیم ما بدنبال یک روحی هستیم که گم گشته در تاریکی

🔸Maybe I maybe you
Can find the key to the stars
To catch the spirit of hope
To save one hopeless heart
شاید من ،شاید تو بتونیم راهی به ستاره ها پیدا کنیم برای بدست آوردن روح امیدبرای نجات دادن یک دل بی امید

🔹You look up to the sky
With all those questions in mind
All you need is to hear
The voice of your heart
In a world full of pain
Someone's calling your name
Why don't we make it true
Maybe I maybe you
تو به آسمون نگاه میکنی باتمام اون سوالها توی ذهنت همه نیاز تو این هست که صدای قلبت روبشنوی در دنیایی پر از درد یکی اسمتو صدا میزنه چرا ما درستش نکنیم؟ شاید من ،شاید تو

🔸Maybe I maybe you
Are just dreaming sometimes
But the world would be cold
Without dreamers like you
شاید من ،شاید توفقط برخی اوقات رویا میبینیم اما جهان سرد میشد بدون رویاپردازانی مثل تو

🔹Maybe I maybe you
Are just soldiers of love
Born to carry the flame
Bringin' light to the dark
شاید من ،شاید توتنها نگهبانان عشقیم به دنیا آمدیم تا مشعل عشق رو نگه داریم روشنایی رو به تاریکی ها ببریم

@dadman2
Remember Me
Josh Groban
One of the best way to learn English is to listen to English songs.
یکی از بهترین راه های یادگیری زبان،گوش کردن به اهنگ انگلیسی است....
@dadman2
#music
Dadman English School
Josh Groban – Remember Me
@dadman2

🔹Remember, I will still be here
به یاد داشته باش، من هنوز اینجا خواهم بود

🔸As long as you hold me, in your memory
تا زمانی که تو من را، در خاطرت نگه داری

🔹Remember, when your dreams have ended
بیاد داشته باش، وقتی رویاهایت به پایان رسیده است

🔸Time can be transcended
زمان می تواند برتر باشد

🔹Just remember me
فقط مرا به یاد بیاور

🔸I am the one star that keeps burning, so brightly,
من تک ستاره ای هستم که آتش گرفته، به شدت تابناک،

🔹It is the last light, to fade into the rising sun
این آخرین شب است، تا به خورشید در حال طلوع تبدیل شوم

🔸I'm with you
من با تو هستم

🔹Whenever you tell, my story
هر زمان که تو بگویی، داستان من را

🔸For I am all I've done
برای اینکه من نتیجه ی کارهایی هستم که انجام داده ام

🔹Remember, I will still be here
به یاد داشته باش، من هنوز اینجا خواهم بود

🔸As long as you hold me, in your memory
تا زمانی که تو من را، در خاطرت نگه داری

🔹Remember me
مرا به یاد داشته باش

🔸I am the one voice in the cold wind, that whispers
من تک صدایی هستم در بادی سرد، که نجوا می کند

🔹And if you listen, you'll hear me call across the sky
و اگر تو گوش فرا دهی، تو صدای مرا خواهی شنید که در سراسر آسمان فرا می خوانم[ت]

🔸As long as I still can reach out, and touch you
تا زمانی که من هنوز بتوانم دستم را دراز کنم، و تو را لمس کنم

🔹Then I will never die
[تا پیش از آن] من هرگز نخواهم مرد

🔸Remember, I'll never leave you
به یاد داشته باش، من هرگز تو را ترک نخواهم کرد

🔹If you will only
اگر تو فقط

🔸Remember me
من را به یاد داشته باشی

🔹Remember me...
مرا به یاد داشته باش...

🔸Remember, I will still be here
به یاد داشته باش، من هنوز اینجا خواهم بود

🔹As long as you hold me
تا زمانی که تو مرا

🔸In your memory
در خاطرت نگه داری

🔹Remember, when your dreams have ended
بیاد داشته باش، وقتی رویاهایت به پایان رسیده است

🔸Time can be transcended
زمان می تواند برتر باشد

🔹I live forever
من تا ابد زندگی می کنم

🔸Remember me
[اگر] مرا به یاد داشته باش[ی]

🔹Remember me
مرا به یاد داشته باش

🔸Remember... me...
مرا...به یاد داشته باش...

@dadman2
animation.gif
56.6 KB
@dadman2
The tortoise and the hare
داستان لاک پشت و خرگوش
@dadman2
👇👇👇👇👇👇👇👇
@dadman2
لاک‌پشت و خرگوش

The Tortoise and the Hare

خرگوشی چابک در جنگل زندگی می‌کرد. او همیشه درباره سرعت دویدنش برای حیوانات دیگر لاف می‌زد.

A speedy hare lived in the woods. She was always bragging to the other animals about how fast she could run.

حیوانات از گوش دادن به حرف‌های خرگوش خسته شده بودند. به همین خاطر روزی از روزها لاک‌پشت آرام‌آرام پیش او رفت و او را به مسابقه دعوت کرد. خرگوش با خنده‌ای فریاد زد.

The animals grew tired of listening to the hare. So one day, the tortoise walked slowly up to her and challenged her to a race. The hare howled with laughter.

خرگوش گفت: «با تو مسابقه بدم؟ من تو رو به‌راحتی می‌برم!» اما نظر لاک‌پشت عوض نشد. «باشه لاک‌پشته. پس تو می خوای مسابقه بدی؟ باشه قبوله. این واسه من مثه آب خوردنه.» حیوانات برای تماشای مسابقه بزرگ جمع شدند.

"Race you? I can run circles around you!" the hare said. But the tortoise didn't budge. "OK, Tortoise. You want a race? You've got it! This will be a piece of cake." The animals gathered to watch the big race.

سوتی زدند و آن‌ها مسابقه را شروع کردند. خرگوش مسیر را با حداکثر سرعت می‌دوید درحالی‌که لاک‌پشت به‌کندی از خط شروع مسابقه دور می‌شد.

A whistle blew, and they were off. The hare sprinted down the road while the tortoise crawled away from the starting line.

خرگوش مدتی دوید و به عقب نگاه کرد. او دیگر نمی‌توانست لاک‌پشت را پشت سرش در مسیر ببیند. خرگوش که از برنده شدن خود مطمئن بود تصمیم گرفت در سایه‌ی یک درخت کمی استراحت کند.

The hare ran for a while and looked back. She could barely see the tortoise on the path behind her. Certain she'd win the race, the hare decided to rest under a shady tree.

لاک‌پشت با سرعت همیشگی‌اش آهسته‌آهسته از راه رسید. او خرگوش را دید که کنار تنه‌ی درختی به خواب رفته است. لاک‌پشت درست از کنارش رد شد.

The tortoise came plodding down the road at his usual slow pace. He saw the hare, who had fallen asleep against a tree trunk. The tortoise crawled right on by.

خرگوش از خواب بیدار شد و پاهایش را کش‌وقوسی داد. مسیر را نگاه کرد و اثری از لاک‌پشت ندید. با خودش فکر کرد «من باید برم و این مسابقه رو هم برنده بشم.»

The hare woke up and stretched her legs. She looked down the path and saw no sign of the tortoise. "I might as well go win this race," she thought.

وقتی خرگوش آخرین پیچ را رد کرد، ازآنچه می‌دید تعجب کرد. لاک‌پشت داشت از خط پایان رد می‌شد! لاک‌پشت مسابقه را برد!

As the hare rounded the last curve, she was shocked by what she saw. The tortoise was crossing the finish line! The tortoise had won the race!

خرگوش سردرگم از خط پایان رد شد. خرگوش گفت: «وای لاک‌پشته، من واقعاً فکر نمی‌کردم تو بتونی منو ببری.» لاک‌پشت لبخندی زد و گفت: «می دونم. واسه همین بود که من برنده شدم.»

The confused hare crossed the finish line. "Wow, Tortoise," the hare said, "I really thought there was no way you could beat me." The tortoise smiled. "I know. That's why I won."

 @dadman2
Dadman English School
@dadman2 لاک‌پشت و خرگوش The Tortoise and the Hare خرگوشی چابک در جنگل زندگی می‌کرد. او همیشه درباره سرعت دویدنش برای حیوانات دیگر لاف می‌زد. A speedy hare lived in the woods. She was always bragging to the other animals about how fast she could run. حیوانات…
@dadman2

Hare خرگوش📚
Tortoise لاک پشت📚
Speedy پر سرعت📚
The woods بیشه📚
Brag to خودستایی کردن📚
Grow tired ofاز چیزی خسته شدن📚
Budgeتغییر نظر دادن📚
A piece of a cake
📚مثل اب خوردن کنایه از آسان بود
Whistle سوت📚
Sprint تند دویدن📚
Plodبا سختی راه رفتن 📚
...

ما را به دوستان خود معرفی کنید...

@dadman2
#English_alphabets
@dadman2

ما را به دوستان خود معرفی کنید...
از محرم اموختم که در عین مظلومیت میشود پیروز شد...
گاندی
@dadman2

ایام سوگواری شهادت سید الشهدا تسلیت باد