DinOnline دین‌آنلاین
7.95K subscribers
1.16K photos
114 videos
67 files
4.96K links
پایگاه تحلیلی خبری دین‌پژوهی دین‌آنلاین


ارتباط با ما:
@Dinonlinecontact
گروه مخاطبان:
https://t.me/dinonlineAudiences

احراز هویت کانال در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
t.me/itdmcbot?start=dinonline

پیام‌رسان ایتا
https://eitaa.dinonline
Download Telegram
🔻 تعادل میان زندگی و کار
✍ مترجم: مریم علمایی

🔻 تحقیقات نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۱ تعداد افرادی که از شغلشان استعفا داده‌اند یا در آیندۀ نزدیک قرار است استعفا بدهند، بی‌سابقه بوده است. با این مقدمه، سوال اینجاست که چگونه می‌توان میان کار کردن و زندگی کردن تناسب ایجاد کرد؟ برای پیدا کردن نسبت میان شغل و زندگی باید اول از همه مشخص کنیم که هدفمان از کار کردن چیست؛ شاید شغل منبعی است برای خوشحالی ما؛ منبعی که معمولاً از نظرمان پنهان است؛ و ظاهراً در همه‌گیری کرونا اهمیتش بیش از پیش نمایان شده است. شغل یکی از بخش‌های هویت‌بخش شخصیت ماست و به احساس خوشبختی ما ارتباط مستقیم دارد. اگر از خودتان بپرسید چه کسی هستید، در بخشی از پاسخ، خودتان را با شغلی که دارید تعریف می‌کنید.

📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دین‌آنلاین

🆔@dinonline
❤4
Audio
✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٣)
میدان خودکامی


🔶 بدین دو روزۀ عمر چند نازی که عدم در قفا است. آخِر این ایوان دولت تا کی فرازی؟ نه گذر بر قضا است؟ در میدان خودکامی بسیار مدو که به آخِرَت بنشاند در دامن، خاک.... اگر به دهرۀ* قهر امروز خون خلق ریزی، فردا در مضیق لَحَد* در میان آن دلق* ریزی. ... خواجه، هشیار باش که نه جای مستی است ... از خواب غفلت، سر بردار که قافله درگذشت...

🔶 خواجه این معنی خود نیك می‌داند، اما از تغافل، خَرَك می‌راند. با خود نیاید تا آن وقت که سَموم* قهر، رسوم دهر را خراب کند... قاضیِ ﴿وَ اللَّهُ یَقْضِی﴾ [غافر:٢٠] بی‌متقاضی همه را داد دهد. در آن ساعت ناله و فریاد، بی‌بنیاد باشد. زبان عذرخواه به مقراضِ انقراض بریده شود ﴿فَیوْمَئِذٍ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ﴾ [روم:٥٧].

🔹واژگان
دهره: دشنه، شبیه داس
مضیق لحد: تنگنای گور
دلق:؟
سموم: باد گرم و سوزان

📖 مجالس صدرالدین اُشنُهی، نسخهٔ ۱۷۹۷ در کتابخانه سپهسالار، برگ ۷۳ب.

Ⓜ️ موسیقی متن فیلم انتقام، اثر سین مورای ۲۰۱۹



🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline


📆 شنبه ۲ اسفند ١٤٠٤ / ۳ رمضان ١٤٤٧
❤3
رمضان چهارم: بدگمانی و سوءظن

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا     سوره حجرات/ ۱۲

مجنون مغربی را به شهری گذر افتاد دید مردمانش همه بدگمان و شاکی، هیچ کس را امان و آرام نبود و محکمه و قاضی را فراغتی نی. روانها پریش و دلها ریش و تهمت و غیبت از پس و پیش. مال و جان و آبرو ارزان. سراغ شحنه شهر گرفت و سبب پرسید. شحنه گفت: این مردمان آیت قرآن نخوانده‌اند که فرمود: "از بدگمانی در حق هم بپرهیزید که بسیاریش گناهست و سر درکار هم نکنید". گوش حکمت ندارند از این رو قوت غالب ایشان جدال است.

  قضا را ژنده مردی شاهد بود، مجنون را کناری کشید و آهسته گفت: حکما گفته‌اند انچه موجب بدگمانی است رفع کرامت و برائت است و این همانست که شخص حاکم می‌کند. اگر این دستگاه را با مردمانش حسن اعتماد بود و درکار آنان بدبین و مفتش نبود، خلایق در آتش اختلاف نبودند. او آیت را از سر عادت و بر سبیل سیاست می‌خواند، گوش مده !
مجنون گفت: حاکم اگر نمی‌کند چرا مردمان درحق هم برائت نمی‌کنند !


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه


🆔 @dinonline
❤11👍1🙏1
Audio
✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٤)
سرای امتحان

🔶 دنیا سرای امتحان است ... بوالعجب کاری است که همه روز در خم‌خانۀ فلك رنگ آمیزد تا میان مردم جنگ انگیزد. طرّاری است که هر که پنجۀ طمع در دامن او آویزد، او به پای اجل از او بگریزد. بی‌وفایی است که هر که با وی مِهر کارَد او به داغ فراق دلش را بیازارد. عیّاری است که هر دم هزار بار عالَم پر شر و شور کند. بی‌رحمْ دایه‌ای است که قالَبِ نازنینان را طعمۀ حلقِ گور کند. نامهربانی است که از این جانب، فرزند دلبند را از لباس زندگی عور کند و از آن طرف مادر مهربان را از گریه کور کند.

🔶 ندانم تا چه افتاده است این عالم دون را و چه عادت و خو است این پروردیدۀ گردون را که یاران موافق را به دهرۀ قهرِ فراق از هم جدا کند و رازهای نهانی در عرصۀ چمنِ زمانی پیدا کند.

📖 مجالس صدرالدین اُشنُهی، نسخهٔ شمارهٔ ۱۷۹۷ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار، برگ ١٦٢آ.

Ⓜ️ موسیقی زمینه: تنهایی؛ اثر علی جعفری




🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline

📆 یکشنبه ۳ اسفند ١٤٠٤ / ٤ رمضان ١٤٤٧
❤6🙏1
رمضان پنجم: گشاده رویی و خوشخویی

 وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ.  سوره قلم/ آیه ۴

مولانا والی بلخ مکانتی عظیم داشت و مهابتی قویم اما گشاده‌روی و خوش‌خوی نبود.  شیخ را بیم لرزش ارکان شرع چندان بود که حق رعیت از یاد می‌برد و درشتی‌ها می‌کرد. جماعت پژمرده و ترس‌خورده را یقین شد که لابد قوام شرع انور جز با وحشت و دهشت ممکن نیست، ازین روی به‌اقتضای معاش و خوف عقاب، جریده می‌رفت تا گذرگاه عافیت تنگ‌تر نشود.

فیض مشرقی قدس‌الله روحه والی را در صلاه آدینه دید و بنای شکوه گذاشت که مگر خوی عظیم محمد نشنیدی؟ روی عبوس تو خلقی را مأیوس کرده و غصه طاعت راه عافیت مردمان بسته است. دولت آباد و عزت آحاد را باید در رویِ خوش و حسنِ سلوک جست که رونق ارکان شرع در نرمی و مداراست. با این ترشی و تلخی تو، نه شریعت را حرمت می‌ماند، نه دولت را شوکت، نه ملت را عزت!


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

🆔 @dinonline
❤14
Audio
✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٥)
تیربارانِ اَلَم


🔶 شب را چه خبر که عاشقان زان چه کشند
وز جام بلا چه شربت زهر چشند

گر راز نهان کنند غمْشان بکشد
ور بگشایند مردمانشان بکشند


🔶 ای پادشاه کریم و ای خداوند رحیم!
...اگر در بازار کرَمت دل‌های خسته را خریدارند اینک دل ما و اگر به درگاه قِدَمت، آه شکسته‌بسته را می‌گذارند اینک نفس ما. کدام جراحت است که بدین دل‌ها نیست؟ کدام باسیج* غم است که در این سینه‌ها نیست؟ کدام تیرباران اَلَم است که بر جان این مستمندان نیست؟ کدام خونابۀ حسرت است که در جگر این عاجزانِ بی‌سروسامان نیست؟

🔶 خدایا با دل پرسوز و آه جهان‌افروز می‌گویم: الاهی الاهی! محتاجان توییم؛ ببخش و ببخشا... خستگان توییم؛ مرهمی‌مان نه. غریبان توییم؛ ما را وانواز. مسکینان توییم؛ کار ما بساز.

🔹واژگان
باسیج: پرستو

📖 مجالس صدرالدین اُشنُهی، نسخهٔ شمارهٔ ۱۷۹۷ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار، برگ ۱۳۶آ

Ⓜ️ موسیقی زمینه: عمر فاروق، هنرمند عرب



🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline

📆 دوشنبه ٤ اسفند ١٤٠٤ / ٥ رمضان ١٤٤٧
🙏2
🔻بی‌خداترین شهر جهان

✍جان کینان

✔️پی بردن به این که چه تعداد از افراد یک شهر به وجود خداوند اعتقاد دارند (یا ندارند) فراتر از دایرۀ تشخیص بشر است. در سرزمین‌هایی که تحت کنترل داعش هستند، خطری که غیرمتدیّنان را تهدید می‌کند بسیار جدّی و مشهود است. روی دیگر سکّه نیز اتّحاد شوروی بود که الحاد دولتِ آن سبب می‌شد متدیّنان بیش از همه در معرض انگ خوردن و ایذاء و اذیت واقع شوند.


🆔 پيوند به متن کامل این مطلب در سایت دین‌آنلاین
http://dinonline.com/7014/


🆔@dinOnline
❤4
Forwarded from Inekas | انعکاس
‌
💠 درس‌گفتار عربی قرآنی

بر اساس کتاب Quranic Arabic
اثر ماراین فان‌پوتن | Marijn van Putten

👤 وحید صفا (انعکاس | دانشگاه تهران)

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد بر خلاف تصور رایج، زبان عربی قرآن را نباید با زبان عربی کلاسیک یکی دانست (برای یک مثال ساده اینجا را ببینید). در این درس‌گفتار که مبتنی بر کتابی با همین عنوان از ماراین فان‌پوتن استاد دانشگاه لایدن برگزار می‌شود، به دنبال شناخت دقیق‌تر ویژگی‌های زبان عربی قرآن هستیم. در این راستا با مقایسهٔ زبان عربی قرآن با عربی کلاسیک و حتی قرائات قرآن، ویژگی‌های زبان‌شناختیِ گویشی که قرآن بر اساس آن نازل شده را مطالعه می‌کنیم و نشان می‌دهیم هیچ‌کدام از قرائات قرآن نیز بازتاب دقیقی از گویشِ عربیِ قرآن نیستند (مثال).

این اثر علی‌رغم جذابیت فراوان خوانندهٔ علاقه‌مند به موضوع را، با چالش‌های متنوعی رو به رو خواهد کرد.

در این درس‌گفتار تلاش می‌کنیم با نگاهی انتقادی، با نویسندهٔ کتاب همراه شده و پیچیدگی‌های کتاب را نیز رفع نماییم، با این وجود جلسات را به هیچ وجه به متن‌خوانی تقلیل نخواهیم داد.

ماراین فان‌پوتن استاد زبان‌شناسی عربی و بربری در دانشگاه لایدن (هلند) است و در حال حاضر یکی از پرکارترین پژوهشگران غربی در خصوص زبان عربی قرآن به شمار می‌آید. در کانال انعکاس تاکنون مقالات متعددی از وی معرفی و یا ترجمه شده است که از جملهٔ آن‌ها مقاله‌ای در خصوص آیهٔ مشهور "إن هذان لساحران" و مقاله‌‌ای هوشمندانه در خصوص املای تای تأنيث در رسم قرآن است. اخیراً نیز مقاله‌ای از وی تحت عنوان نقد متنی قرآن در کانال انعکاس به طور کامل ترجمه و معرفی شد.
‌
👤 دربارهٔ مدرس:
وحید صفا پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های سامی در انعکاس است. جدای از برگزاری دوره‌های متعدد زبان‌های سامی، در موضوعات مرتبط با این درس‌گفتار، او دبیری علمی مدرسه سوم مدار، دورهٔ آموزشی کهن خط‌شناسی و کتیبه‌شناسی عربی، سخنرانی در پیش‌نشست سومین مدرسهٔ انعکاس با عنوان «کاربست شواهد مادی در بازسازی بافتار تاریخی عصر نبوی» و همچنین مجموعه ارائه‌ای درباره دین و آیین‌های عربستان پیشااسلامی را در کارنامه دارد. پژوهش وی در خصوص تحولات مضمونی در کتیبه‌های عربی پیش از اسلام و پس از اسلام قرار است در آینده‌ای نزدیک در مجموعهٔ Islamization and Arabization of the Arabian Peninsula in light of material evidence به سرویراستاری ایلکا لیندستت و هگیت نول منتشر شود.
🔴 ویدئوی نظرات شرکت‌کنندگان در دورهٔ قبلی وحید صفا

🔽اطلاعات دوره:

📊 از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳۰ فروردین ۱۴۰۵ (دو هفتهٔ اول فروردین این دوره‌ تعطیل است)

۱۲ جلسه، شنبه‌ها و یک‌شنبه‌ها به صورت آنلاین - از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰

🗂 طرح درس جلسات و توضیحات بیشتر

🔺 ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر:
https://evnd.co/cRqP6

⏲ مهلت ثبت‌نام: تا پایان ۸ اسفند ۱۴۰۴

🔹تخفیف ۱۰٪ برای ثبت‌نام زودهنگام (تا ۵ اسفند) با کد Earlybird

#رویداد_انعکاس
🔆 @hanifcrs
🔵 @Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
رمضان ششم: آفات زبان _ غیبت


وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ   سوره حجرات / آیه ۱۲
 
مجنون مغربی بر سکویی در بازار شام ایستاده بود و از کتاب خدا می‌خواند: "بعضى از شما غيبت دیگری نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ خود بخورد، از آن كراهت داريد".
عابری گفت: این جواز اکل مردار برای مضطر پس چیست؟
مجنون: برای خلاص جان از هلاکت است و واجب.
عابر: پس آدمی را بحکم شرع نمی‌توان از ارتکاب غیبت بازداشت.
مجنون: آدم مضطر را حرجی نیست.
عابر: همین شرط و الا و اگر، مردم را به خوردن گوشت همدگر وادارد. "کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم".
مجنون از سکو بزیر آمد و عابر بر فراز کرد که: تو بخوان. گوهر قرآن طریقت اخلاقست، نه شریعت احکام.
اگر هرآینه مردمان برای آرامش خویش زبان به بدگویی هم نمی‌گشودند، آسوده‌تر بودند تا از خوف فرمان شرع.
عابر: خدا ترا از بدگویان برهاند! متشرعان بی جواز غیبت نمی‌کنند. اول حلال می‌کنند و بعد به نیش می‌کشند !
غیبت از جنس تربیت است نه حرمت.

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه
🆔 @dinonline
👍5❤2
🔻مدونه جعفری؛ میان سلطه فقیه و دشواری گذار به جامعه مدنی

✍ علي المدن

✔️تلاش برای تدوین قانون احوال شخصیه بر مبنای فقه امامیه در عراق، بار دیگر تنش تاریخی میان نهاد مذهب و دولت مدرن را برجسته کرده است. علی المدن، در این گزارش تحلیلی، با بررسی ریشه‌های فکری و سیاسی «مدونه جعفری» و مقایسه آن با قانون شماره ۱۸۸، نشان می‌دهد که این مناقشه فراتر از اختلافات فقهی، به پروژه‌ای هویتی-نهادی برای بازتعریف مرزهای قدرت میان فقیه و دولت بدل شده است.

📎 پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دین‌آنلاین
https://www.dinonline.com/45846/

اینستاگرام ♤ یوتیوپ ♤ تلگرام ♤ آپارات ♤ بله ♤ ایتا ♤



🆔 @dinonline
Audio
1⃣

✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٦)
      قربان کردن اسماعیل


🔶 چون اسماعیل که میوۀ دل خلیل بود به کمال حال رسید و آثار نجابت و انوار صلابت و مَخایِل* مهابت نبوت بر چهرۀ مبارکش روشن شد،... همی ناگاهی شبانگاهی هاتف غیبی از درون سراچۀ خواب این خطاب به گوش هوش ابراهیم رسانید که اگر ما را می‌خواهی سر پسر به شکرانه در میان نه و کارد تیز بر آن حلق و رگ جان نه و روی نازپروردش بر این خطۀ خاکدان نه. پس مُهر خاموشی بر سر کیسۀ زبان نه و درِ دروازۀ دهان نه. و هم بر این هنجار سه بار این خطاب به وی رسید. 👇

🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline

📆 سه‌شنبه ٥ اسفند ١٤٠٤ / ٦ رمضان ١٤٤٧
❤3
DinOnline دین‌آنلاین
1⃣ ✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٦)       قربان کردن اسماعیل 🔶 چون اسماعیل که میوۀ دل خلیل بود به کمال حال رسید و آثار نجابت و انوار صلابت و مَخایِل* مهابت نبوت بر چهرۀ مبارکش روشن شد،... همی ناگاهی شبانگاهی هاتف غیبی از درون سراچۀ خواب این خطاب به گوش هوش ابراهیم رسانید…
2⃣

✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٦)
      قربان کردن اسماعیل


🔶 چون خلیل بدانست که این فرمان جلیل است نه تسویل* عزازیل،* گفت: «حاشا که من حُلۀ خُلَّت* را آلودۀ غبار استکبار گردانم یا اذیال* جلال نبوت را مُلَطَّخ * ادناس* توانی و تهاون*  گردانم. به صد هزار جان با جانان مضایقت نیست».

🔶 بامداد مادرش را گفت که امروز فرزند تو را به مهمان دوستی می‌برم که در عالم از او دوست‌تر  و کریم‌تر نیست. هان تا سرش پاک بشوی که جز پاکان را در آن خانه نمی‌گذارند و کارد و ریسمان بیار تا قدری هیزم با خود همراه کنم که می‌خواهم که آتشی برافروزم که تا قیامت، بدان آتش، دل دوستان در جوش آرم و آب آتش‌بار و آتش آب‌دار از دل و دیدۀ مؤمنان ظاهر گردانم.

🔶 مادر به حکم فرمان، کمر امتثال بر میان بست و پسر را برآراست و سرش به شانه مُطرّا* کرد و بوس‌های مشفقانه بر مفارق دل‌آویزش داد. پس با گریۀ زار و نالۀ بسیار، فرزند را به خدای سپرد و با ابراهیم گفت: «هان تا میوه از شاخ جدا نکنی و مادر غریب را به فِراق فرزند دلبند مبتلا نکنی و نگذاری که غبار فِراق بر آفاق دل این مشتاق نشیند، تا روز به شب رسد که این دیدۀ غم‌دیدۀ غربت‌گزیده، آفتاب چهره‌اش نبیند.» ابراهیم دست اسماعیل گرفت و به صحرا رفت.


🔹واژگان
مخایل: نشانه‌ها
تسویل: آراستن برای گمراهی
عزازیل: شیطان
خُلّت: دوستی
اذیال: دامان
ملطخ: آلوده
ادناس: جمع دنس؛ ریمناکی و چرک
توانی و تهاون: سستی و سهل‌انگاری

📖 مجالس صدرالدین اُشنُهی، نسخهٔ شمارهٔ ۱۷۹۷ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار، برگ ۱٤٠آ و ١٤٠ب.

Ⓜ️ موسیقی زمینه: The Bible in the Beginning اثر هانس زیمر.




🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline

📆 سه‌شنبه ٥ اسفند ١٤٠٤ / ٦ رمضان ١٤٤٧
👍1
رمضان هفتم: آفات زبان ـ تهمت

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا   سوره احزاب آیه ۵۸

فیض مشرقی را عادت ملامتیان بود، در خرابات می‌رفت و با لوطیان می‌نشست. در کوی و برزن پیچید که زاهد شهر آلوده فسق است و پروای رسوایی ندارد. ملازمان او پرهیز دادند که برای بستن دهان خلایق، ترک عادت کند که گفته‌اند: در موضع تهمت منشین !
فیض گفت: آنان که نسبتی ناروا به پاکدامنان می‌دهند را باید پرهیز داد که تهمت و بهتان نزنند.
یاران گفتند: میان گوش و چشم مردم چارانگشت فاصله است و این فاصله هرگز پر نمی‌شود.

فیض گفت: باید آب را از سرچشمه بست. بدگمانی، بدگویی آورد و عادت به غیبت کار را به تهمت رسانید. گام بعدی مشاجره مردمان و نابودی شهرست، بیم دهید و آگاه کنید که فرصت نیست !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

🆔 @dinonline
❤15👎1
🔻تنوع مذهبی در جهان؛ سنگاپور در صدر، آمریکا پیشتاز در میان کشورهای پرجمعیت

✔️سنگاپور متنوع‌ترین کشور جهان از نظر مذهبی است و ایالات متحده در میان کشورهای بسیار پرجمعیت، رتبه نخست تنوع را به خود اختصاص داده است.

📎 پیوند به متن کامل این گزارش به نقل از مرکز تحقیقات پیو در سایت
https://www.dinonline.com/45841/



🆔 @dinonline
❤1👍1
📢 فراخوان گفت‌وگو: از باور تا پرسش؛ رمضان، ظرفیت‌ها و واقعیت‌های دینداری در ایران

سلام به همراهان دین‌آنلاین،

در روزهایی که به استقبال ماه رمضان می‌رویم، ماه مهمانی خدا، ماه نزول قرآن و به تعبیر امام سجاد (ع) «ماه طهارت، ماه آزمایش و ماه قیام» ، فضای جامعه ما با پرسش‌های عمیق و گاه تلخی درباره دین و دینداری همراه است.

بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، بخش قابل‌توجهی از جامعه ایران، به‌ویژه نسل جوان، تعریف تازه‌ای از دینداری پیدا کرده یا مسیر جدایی از دین سازمان‌یافته را طی می‌کنند . عواملی مانند استفاده از دین برای اهداف سیاسی، یا تبدیل شدن ماه رمضان از یک آیین مردمی به مجموعه‌ای از بایدها و نبایدهای حکومتی، در این تغییر نگرش بی‌تأثیر نبوده است.

اما رمضان تنها ماه روزه‌داری و پرهیز نیست. این ماه ظرفیت‌های عظیمی برای بازسازی رابطه انسان با خود، با خدا و با همنوع دارد. ماهی است که می‌تواند «قرنطینه‌ای» برای کشف ظرفیت‌های ناشنفته انسانی باشد و فرصتی برای همدلی، ترک عادت‌های نادرست و تمرین خویشتن‌داری.

ما در دین‌آنلاین می‌خواهیم این دو فضا را به گفت‌وگو بنشانیم: وضعیت موجود و ظرفیت‌های مغفول‌مانده.

از شما دعوت می‌کنیم در این فراخوان شرکت کنید و نظر خود را با ما و دیگر مخاطبان به اشتراک بگذارید. روایت شما برای ما ارزشمند است، چه دیندار باشید، چه در میانه راه، و چه پرسشگر یا منتقد دین.

❓ سؤالات ما از شما:

1. از نگاه شما، مهم‌ترین عواملی که در سال‌های اخیر بر بی‌دینی، کاهش باورهای دینی یا مخالفت با دین (اسلام‌گریزی) در ایران تأثیر گذاشته، چیست؟ (می‌توانید به عوامل سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی یا حتی نوع تبلیغ دین اشاره کنید.)
2. به‌باور شما، رمضان با چه ظرفیت‌هایی می‌تواند پاسخی به این وضعیت باشد؟ (برای مثال، ظرفیت‌های خودسازی ، همدلی با محرومان، ایجاد آرامش روانی ، بازگشت به متن قرآن ، یا تجربه زیست جمعی و همبستگی اجتماعی.)
3. برای اینکه ظرفیت‌های ماه رمضان (مثل روزه، شب‌قدر، انس با قرآن) بتواند به کاهش شکاف میان مردم و دین کمک کند، چه باید کرد؟ چه موانعی بر سر راه است؟

📝 چگونه مشارکت کنید:

· متن خود را (حتی به صورت خلاصه و در چند خط) برای ما ارسال کنید.
· می‌توانید یک فایل صوتی کوتاه (حداکثر ۳ دقیقه) از دیدگاه خود ضبط کرده و برای ما بفرستید.

📌 تعهد ما: تمام دیدگاه‌ها (در چارچوب اخلاق گفت‌وگو و بدون توهین) پس از بررسی، در کانال منتشر خواهد شد. صدای شما باید شنیده شود.

بیایید این رمضان را به فرصتی برای شنیدن واقعی‌تر شدن دردها، پرسش‌ها و امیدها تبدیل کنیم.

منتظر پیام‌ها و صداهای شما هستیم. 🌙

@dinonlinecontact

#دین_آنلاین #فراخوان #رمضان #دینداری #ایران #گفتگو
❤1👍1👎1
DinOnline دین‌آنلاین pinned «📢 فراخوان گفت‌وگو: از باور تا پرسش؛ رمضان، ظرفیت‌ها و واقعیت‌های دینداری در ایران سلام به همراهان دین‌آنلاین، در روزهایی که به استقبال ماه رمضان می‌رویم، ماه مهمانی خدا، ماه نزول قرآن و به تعبیر امام سجاد (ع) «ماه طهارت، ماه آزمایش و ماه قیام» ، فضای جامعه…»
Audio
✅ سحرگاهی ١٤٤٧ (٧)
جاودانگى


🔶 آیت این است: «وَ مَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ» [انبیا: ٣٤]؛ یعنی خیاط قضا در فضا[ی] رضا، قبای بقا بر بالای علای هیچ مُحدَث* ندوخت، و فراش حکم صمدی شمع دوام سرمدی به پروانۀ بارگاه احدی بر مَجمَعِ عمر هیچ آفریده نیفروخت.

🔶 هر که قدم از دروازۀ وجود درنهاد، هرآینه از دروازۀ عدم با هزار حسرت و نَدَم به درش بایست رفت و هر که در میدان زمان بر ابلق* روز یا ادهم* شب سواری نمود، به مدتی اندک از زین تمکین، با زمینِ تسکینش بایست نشست.

🔶 در صحرای جهان، ایوان امل، که افراخت که به تَبَر قهر خراب نشد و در گلشن زمان، دل در گُلزار رخسار یاری که بست که هم در پی، جگرش چون دلِ لاله از تأثیر آتش فراق با هزار ناله کباب نشد؟

🔹واژگان
مُحدَث: نوپدید
ابلق: دو رنگ، سیاه و سفید
ادهم: سیاه

📖 مجالس صدرالدین اُشنُهی، نسخهٔ شمارهٔ ۱۷۹۷ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار، برگ ٧٥آ.

Ⓜ️ موسیقی زمینه: قطعهٔ پرواز از هنرمند ناشناس
 


🆔 @Mohammed_Soori
🆔 @Qavaami_54
🆔 @dinonline


📆 چهارشنبه ٦ اسفند ١٤٠٤ / ٧ رمضان ١٤٤٧
❤2
رمضان هشتم: آفات زبان ـ دروغ

 اِنَّ الله لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّار 
سوره زمر آیه ۳

مجنون مغربی از سفر روم بازگشته و مهمان عالمان شهر بود. گفتند ما را چه تحفه آورده‌ای از کافران؟ گفت: صدق و آبادی !
مجلسیان گفتند: حیرتا، چگونه ممکن است! بحکم کتاب‌ و رسول، ما راستان و رسته‌ایم، سرّ این بازگوی !
مجنون گفت: آنچه در کتاب خداست قاعده است و قاعده دروغ، حرمت مطلق است و عکس آن راستی مطلق و چنین راستان البته رسته‌اند. اما آنچه در رسالات شماست مستثنیات دروغ است و مقلدان نه به‌حکم قرآن که به‌فتوی شما، راستگویان مصلحت‌اند.
شیوخ طایفه بانگ برآوردند که مصلحت برای مکلفِ مضطر است !
مجنون گفت: و هر مکلفی به‌حکم کتاب و سنت مصلحت خویش را بهتر از شما می‌شناسد و عندالاقتضا مضطر است و لامحاله به‌مصلحت دروغ می‌گوید !

رندی از جمع شیوخ لحیه جنبانید که: آری، این است رمز خرابی دارالاسلام و آبادی دارالکفر: تقدیم استثنای مصلحتی و تأخیر قاعده دروغ !


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

🆔 @dinonline
❤9
DinOnline دین‌آنلاین
📢 فراخوان گفت‌وگو: از باور تا پرسش؛ رمضان، ظرفیت‌ها و واقعیت‌های دینداری در ایران سلام به همراهان دین‌آنلاین، در روزهایی که به استقبال ماه رمضان می‌رویم، ماه مهمانی خدا، ماه نزول قرآن و به تعبیر امام سجاد (ع) «ماه طهارت، ماه آزمایش و ماه قیام» ، فضای جامعه…
✍محمدعلی شامانی:

من وقتی از «دین‌گریزی» یا «اسلام‌گریزی» در ایران حرف می‌زنم، قصدم این نیست که مردم یک‌باره با خدا دشمن شده‌اند یا میل به معنا در آنها خاموش شده است. من بیشتر با یک واقعیتِ انسانی روبه‌رو می‌شوم: بخش بزرگی از آنچه امروز دیده می‌شود، گریز از دینِ حکومتی و دینِ اجباری است؛ یعنی فاصله گرفتن از جایی که دین از مسیرِ دل بیرون آمده و در مسیرِ قدرت، کنترل و سیاست افتاده است.
برای اینکه این موضوع را درست بفهمیم، من همیشه اصرار دارم سه چیز را از هم جدا کنیم: ایمان، دینداری، و دینِ رسمی/نهادی.
ایمان برای من آن تجربه‌ی درونی است؛ همان لحظه‌ای که آدم در خلوتش، در یک گرفتاری یا در یک امید، زیر لب می‌گوید «یا خدا»؛ نه برای نمایش، برای نفس کشیدن.
دینداری شکل بیرونیِ همین تجربه است: مناسک، آداب، سبک زندگی، و آنچه آدم در رفتار روزمره‌اش به عنوان دین نشان می‌دهد.
اما دینِ رسمی آن جایی است که دین به زبان قانون، رسانه، نهاد و قدرت تبدیل می‌شود؛ یعنی دین در مقام «ساختار» می‌نشیند، نه فقط در مقام «معنا». خیلی‌ها که امروز فاصله می‌گیرند، درواقع از سومی فاصله می‌گیرند، نه لزوماً از ایمان.
من این فاصله را در زندگی مردم، بی‌واسطه می‌بینم. آدم‌هایی را می‌بینم که شاید دیگر اهل شکل‌های رسمی دینداری نباشند، اما هنوز در بزنگاه‌ها دعا می‌کنند، هنوز به یک حقیقتِ بالاتر فکر می‌کنند، هنوز در رنجِ عزیزان‌شان دنبال تکیه‌گاهند. هم‌زمان همین آدم‌ها ممکن است نسبت به دین، تلخ و عصبی و طعنه‌زن شوند. چرا؟ چون تجربه‌ای که از دین در فضای عمومی گرفته‌اند، تجربه‌ی «انتخاب» و «گفت‌وگو» نیست؛ بیشتر تجربه‌ی «اجبار» و «تحقیر» است.
من فکر می‌کنم سه عامل در سال‌های اخیر این فاصله را جدی‌تر کرده است.
اول: سیاسی‌شدن ایمان.
وقتی دین زبان رسمی سیاست می‌شود، دین ناخواسته هزینه‌ی سیاست را هم می‌دهد. وقتی سفره کوچک می‌شود، وقتی امید کم می‌شود، وقتی فساد و ناکارآمدی دیده می‌شود، مردم ناخودآگاه آن را به همان منبعی نسبت می‌دهند که برای مشروعیت‌بخشی به قدرت معرفی شده است. در چنین وضعی، دین دیگر فقط «پناهگاه معنا» نیست؛ برای بخشی از جامعه «زبان توجیه» می‌شود و اینجاست که آدم‌ها می‌پرسند: اگر دین این‌قدر در صحنه است، پس عدالتش کجاست؟ اگر اخلاق این‌قدر تکرار می‌شود، پس صداقت چرا کم است؟ این سؤال‌ها، سؤال‌های خطرناک نیستند؛ سؤال‌های طبیعی یک جامعه‌اند. مشکل از جایی شروع می‌شود که این سؤال‌ها شنیده نشوند یا با برچسب پاسخ داده شوند.
دوم: اجباری‌شدن اخلاق.
من به تجربه فهمیده‌ام هر چیزی که به زور تبدیل شود—حتی اگر در اصل ارزشمند باشد—می‌تواند نتیجه‌ی معکوس بدهد. انسان وقتی احساس کند اختیارش محدود شده، برای بازپس‌گیری کرامتش، واکنش نشان می‌دهد. این واکنش، همیشه ضدّمعنا نیست؛ اغلب ضدّ زور است. وقتی دین در فضای عمومی به شکل فشار، کنترل، تحقیر و مچ‌گیری تجربه شود، آدم‌ها از آن دور می‌شوند؛ چون هیچ انسانی دوست ندارد با تحقیر زندگی کند. خیلی‌ها شاید دین را ترک نکرده باشند؛ اما از شیوه‌ای که دین به آنها عرضه شده، خسته شده‌اند. و خستگی اگر انباشته شود، گاهی به طعنه و نفرت تبدیل می‌شود؛ نه لزوماً نفرت از خدا، بلکه نفرت از تجربه‌ی تلخ.
سوم: فرسایش اعتماد در بحران اقتصادی و اجتماعی.
وقتی زندگی سخت می‌شود، مردم دنبال تکیه‌گاهند: انصاف، عدالت، همدلی، صداقت. اما اگر همزمان تبعیض، رانت، فساد، و استاندارد دوگانه دیده شود—یعنی بعضی‌ها همیشه «استثنا» باشند و بعضی‌ها همیشه «متهم»—اعتماد عمومی فرو می‌ریزد. و اگر نهادهای دینی یا زبان دینی در کنار این تصویر قرار بگیرد، دین هم آسیب می‌بیند؛ چون مردم احساس می‌کنند فاصله‌ی میان گفتار اخلاقی و رفتار واقعی زیاد شده است. در چنین شرایطی، حتی حرفِ درست هم ممکن است خریدار نداشته باشد، چون گوشِ جامعه از بی‌اعتمادی پر شده است.
جمع‌بندی من ساده است: جامعه بی‌معنا نشده؛ جامعه بی‌اعتماد شده است. این جمله را جدی می‌گویم. هنوز آدم‌های زیادی را می‌بینم که در لحظه‌های شکست و بیماری و فقدان، دل‌شان به یک معنا پناه می‌برد. اما در همان حال، نسبت به «دینِ رسمیِ اجباری» حسِ فاصله دارند.
اگر واقعاً هدف این است که این فاصله کمتر شود، من فکر می‌کنم راهش تبلیغ بیشتر و فشار بیشتر نیست. راهش سه چیز است:
یک) کاهش اجبار و حذف تحقیر در حوزه‌های سبک زندگی و اخلاق عمومی؛
دو) بازسازی اعتماد با عدالت و شفافیت واقعی (چون هیچ موعظه‌ای جای عدالت را نمی‌گیرد)؛
سه) باز کردن میدان گفت‌وگوی امن و حقِ پرسش، بدون برچسب و ترساندن.
ایمان با زور نمی‌آید؛ با اعتماد می‌آید. و اعتماد، در زمینی رشد می‌کند که در آن انصاف هست، احترام هست، و صداقت دیده می‌شود. اگر دین دوباره به جایگاه طبیعی‌اش برگردد—جایگاه معنا، کرامت، و اخلاقِ زیسته—خیلی‌ها ممکن است دوباره دست‌کم امکان گفت‌وگو را پیدا کنند...
❤9👌6👎3👍2
🔻رقص بر مزار؛ وقتی بدن علیه «پدر» شورش می‌کند

✍️ پردیس بیدار

✔️آیا رقص سوگواران دی‌ماه ۱۴۰۴ بر مزارِ عزیزانشان، تنها یک بی‌تابیِ ساده است؟ یا ما در حال تماشای یک «انقلاب در ناخودآگاه جمعی» هستیم؟ در حالی که پدرسالاری، سوگواری را در انجماد، سکوت و فغان تعریف می‌کند، بدن‌های رقصان بر خاکِ سرد، ساحتِ نمادینِ مرگ را به چالش می‌کشند. این کنش، گذارِ جامعه از «نظمِ پدرسالارِ مرگ‌محور» به سمتِ یک «زنانگیِ والا» است؛ ساحتی که در آن زندگی، از بازنماییِ قدرت فراتر می‌رود.

▫️رقص: دالی در برابرِ لکنتِ زبان:
برای ژاک لکان، مرگ ساحتِ «امر واقعی» است؛ جایی که زبان در برابر عظمتِ فقدان دچار لکنت می‌شود. وقتی کلمات نمی‌توانند بارِ سنگینِ تروما را به دوش بکشند، بدن به مثابه یک «دالّ» وارد میدان می‌شود. رقص بر مزار، تلاشی است برای معنادار کردنِ آن حفره‌ی سیاهی که کشتار در قلب جامعه ایجاد کرده است؛ رقصنده با تنِ خود، متنی را بر خاک می‌نویسد که قدرت، توانِ خواندن (و سرکوب) آن را ندارد.

▫️عصیان علیه «نام پدر»:
در نظم پدرسالار، سوگوار باید «منفعل» باشد تا قدرتِ مرگ‌آفرینِ «پدر» تثبیت شود. اما رقص، گذار از مرزهای مجازِ ماتم است. سوژه با رقصیدن بر گور، با «نام پدر» (آن قانونِ نمادینی که سوگواری را محدود به انفعال می‌کند) درمی‌افتد. این‌جا رقصنده در وضعیتِ «بین-دو-مرگ» قرار می‌گیرد: او اجازه نمی‌دهد مرگِ فیزیکی عزیز، به مرگِ نمادین (فراموشی) تبدیل شود؛ او با شورِ حرکت، «ابژه‌ی از دست رفته» را به مثابه علتِ میل، زنده نگه می‌دارد.

▫️ ظهور ژوئیسانسِ زنانه: فراری به سویِ حیات:
لکان میان لذت فالیک (مردانه/قانونی) و «ژوئیسانس زنانه» تمایزی بنیادین قائل است؛ اولی در بندِ مرزها و قانون است و دومی، لذتی است مازاد، بی‌حد و خارج از قلمروِ زبانِ قدرت. رقص‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، تجلیِ همین زنانگیِ والا در ناخودآگاه جمعی ماست. این رهاشدگیِ تن، نشان می‌دهد که جامعه از سیطره‌ی «پدرِ سرکوبگر» عبور کرده و به منطقی پناه برده است که آفرینندگی، باروری و زندگی را حتی در قلبِ سردِ گورستان بازتولید می‌کند. این کنشِ بدنمند، شهادتی است بر یک دگردیسیِ عمیق؛ اینکه ناخودآگاهِ زخمیِ ما، راهِ نجات را در «زنانه‌شدن» جسته است؛ یعنی روی‌گردانی از منطقِ مرگ‌آفرینِ «پدر» و ایمان آوردن به قدرتِ ترمیم‌گر و آفریننده‌ی زندگی.

▫️ بدن به مثابه سنگرِ آخر:
وقتی پدرسالاری با خشونتِ عریان، بدن را به «جسد» (شیء بی‌جان) تقلیل می‌دهد، رقص بر مزار، کنشی برای بازپس‌گیریِ اقتدارِ تن است. رقصنده در اینجا بدنِ خود را به جای ناله، به مثابه یک «متنِ اعتراضی» علیه نیستیِ تحمیلی به کار می‌گیرد تا گورستان را از «انتهای تاریخ»، به «صحنه‌ی اجرا» بدل کند. این جنبشِ موزون، اعلامِ کوچِ ناخودآگاهِ یک ملت به ساحتی است که در آن، شکوهِ زندگی بر منطقِ تخریب‌گرِ پدرسالار پیروز می‌شود.

▫️این رقص، تکان دادنِ شانه‌های تاریخی است که می‌خواست ما را در سوگِ ابدی منجمد کند. ما با پاهایمان سوگواری می‌کنیم، چون ایستادن، آغازِ فراموشی است.



🆔 @dinonline
👎25👏8❤2👍2🤯1