𝙊𝙢𝙞𝙙𝙯 𝙈𝙪𝙨𝙞𝙘
Novan – Shodi Nooram
دوست دارم حتی وقتی قهرم باهات من عاشق این شهرم باهات
مواظب قلبم باش ...
چشمای تو کار بدی دستم داد نمیپرم از دست انداز
با تو میکنم پرواز ...
مواظب قلبم باش ...
چشمای تو کار بدی دستم داد نمیپرم از دست انداز
با تو میکنم پرواز ...
👍2
Forwarded from Art Land
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی سالمی
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی مامان بابا هستن و هنوز نفس میکشن
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی خواهرم میخنده
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی یارمه ، پشتمه ، پناهمه
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی دوستایی دارم که میتونم پیششون خود واقعیم باشم
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی خانوادهی دومم مهربونترین خانوادهی دنیان
واقعا چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی این همه نعمت داریم ؟
سلامتی ، خانواده ، عشق
زندگی واقعی همینه دیگه
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی مامان بابا هستن و هنوز نفس میکشن
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی خواهرم میخنده
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی یارمه ، پشتمه ، پناهمه
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی دوستایی دارم که میتونم پیششون خود واقعیم باشم
چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی خانوادهی دومم مهربونترین خانوادهی دنیان
واقعا چه اهمیتی داره زندگی چجوری پیش میره وقتی این همه نعمت داریم ؟
سلامتی ، خانواده ، عشق
زندگی واقعی همینه دیگه
❤3
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
آدمها رو به زبانِ خودشون دوست داشته باشید، نه فقط به روشی که خودتون بلدین.
اگه برای شما چند بار زنگ زدن در طول روز نشونهی عشق نیست، ولی کسی که دوستش دارید با همین تماسها احساس میکنه براتون مهمه، خب بهش زنگ بزنید.
اگه برای شما لازم نیست هر روز بگید «دوستت دارم»، ولی اون نیاز داره این جمله رو ازتون بشنوه، بهش بگید.
عشقتون رو جوری نشون بدید که طرف مقابل بتونه بفهمه و حسش کنه؛ نه فقط جوری که خودتون فکر میکنید درسته.
رابطه همین تلاشهاست دیگه؛
دوست داشتن هم بلد بودن میخواد.
آدمها رو به زبانِ خودشون دوست داشته باشید، نه فقط به روشی که خودتون بلدین.
اگه برای شما چند بار زنگ زدن در طول روز نشونهی عشق نیست، ولی کسی که دوستش دارید با همین تماسها احساس میکنه براتون مهمه، خب بهش زنگ بزنید.
اگه برای شما لازم نیست هر روز بگید «دوستت دارم»، ولی اون نیاز داره این جمله رو ازتون بشنوه، بهش بگید.
عشقتون رو جوری نشون بدید که طرف مقابل بتونه بفهمه و حسش کنه؛ نه فقط جوری که خودتون فکر میکنید درسته.
رابطه همین تلاشهاست دیگه؛
دوست داشتن هم بلد بودن میخواد.
❤1
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
هر آدمی از کودکی باید یاد بگیرد که چطور وقتش را به تنهایی بگذراند. این به این معنی نیست که باید تنها باشد، بلکه نباید از تنهایی، حوصلهاش سر برود.
چون افرادی که حوصلهشان از تنهایی سر میرود، از لحاظ عزتنفس در خطر قرار دارند.
آندری تارکوفسکی
هر آدمی از کودکی باید یاد بگیرد که چطور وقتش را به تنهایی بگذراند. این به این معنی نیست که باید تنها باشد، بلکه نباید از تنهایی، حوصلهاش سر برود.
چون افرادی که حوصلهشان از تنهایی سر میرود، از لحاظ عزتنفس در خطر قرار دارند.
آندری تارکوفسکی
❤1
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@zhuanchannel
این دو جمله با هم تناقض ندارن؛ هر دو درستن، فقط هرکدوم برای یه مرحلهان.
«اگه دوستت داشت، رهات نمیکرد»
:
برای وقتیه که تازه مشکلی پیش اومده؛ مشکلی که میشه حلش کرد.
کسی که دوستت داره، کنارت میمونه و کمک میکنه ازش رد بشی، نه اینکه تو رو با مشکلت تنها بذاره.
اما «اگه دوستش داری، رهاش کن»
:
برای آخر راهه؛ وقتی بارها حرف زدین، تلاش کردین، فرصت دادین و باز هیچچیز تغییر نکرده. اونجاست که باید رها کنی؛ نه فقط برای اون، برای خودت هم. تا هر دوتون فرصت داشته باشین مسیر تازهای رو شروع کنین و شاید جای دیگهای خوشبختی رو پیدا کنین.
Zhuaan
این دو جمله با هم تناقض ندارن؛ هر دو درستن، فقط هرکدوم برای یه مرحلهان.
«اگه دوستت داشت، رهات نمیکرد»
:
برای وقتیه که تازه مشکلی پیش اومده؛ مشکلی که میشه حلش کرد.
کسی که دوستت داره، کنارت میمونه و کمک میکنه ازش رد بشی، نه اینکه تو رو با مشکلت تنها بذاره.
اما «اگه دوستش داری، رهاش کن»
:
برای آخر راهه؛ وقتی بارها حرف زدین، تلاش کردین، فرصت دادین و باز هیچچیز تغییر نکرده. اونجاست که باید رها کنی؛ نه فقط برای اون، برای خودت هم. تا هر دوتون فرصت داشته باشین مسیر تازهای رو شروع کنین و شاید جای دیگهای خوشبختی رو پیدا کنین.
Zhuaan
👍1
❤2
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from The Other Side of Midnights (Siavash️)
بعد از همهی این حرفها دربارهی مراقبت از سرمایهی عاطفی، شاید لازم باشد یک چیز دیگر را هم بپذیریم: قرار نیست همیشه بتوانیم از خودمان در برابر ضرر محافظت کنیم.
گاهی آنقدر از آسیب دیدن میترسیم که تصمیم میگیریم دیگر هیچچیز را خیلی جدی نگیریم.
زیادی وابسته نشویم.
زیادی اعتماد نکنیم.
خودمان را کامل نشان ندهیم.
اگر کسی نزدیک شد، یک قدم عقبتر بایستیم که مبادا بعداً مجبور شویم جمعش کنیم.
و در ظاهر، اتفاق خوبی افتاده.
کمتر آسیب میبینیم.
اما یک چیز دیگری هم آرامآرام از زندگیمان حذف میشود:
احتمال اتفاقهای خوب.
چون برای اینکه کسی واقعاً به ما نزدیک شود، باید بخشی از خودمان را در اختیارش بگذاریم.
برای دوست داشتن، باید احتمال دوست داشته نشدن را قبول کنیم.
برای شروع یک چیز تازه، باید بپذیریم که ممکن است خراب شود.
برای اینکه چیزی واقعاً مهم شود، باید قبول کنیم که از دست دادنش هم ممکن است درد داشته باشد.
نمیشود هم هیچچیز را از دست نداد و هم واقعاً چیزی را به دست آورد.
شاید مسئله این نیست که یاد بگیریم هیچوقت آسیب نبینیم.
مسئله این است که بفهمیم کجا ارزشش را دارد که آسیبپذیر باشیم.
به هر کسی اعتماد نکنیم، اما آنقدر هم بیاعتماد نشویم که آدمهای درست نتوانند به ما نزدیک شوند.
هر رابطهای را جدی نگیریم، اما از ترس پایان، هیچ رابطهای را هم شروع نکنیم.
خودمان را برای هر کسی باز نکنیم، اما آنقدر دیوار نکشیم که خودمان هم دیگر نتوانیم از آن طرفش بیرون بیاییم.
شاید بخشی از بلوغ همین باشد؛
اینکه بفهمیم امنیت مطلق وجود ندارد و با این حال، زندگی را متوقف نکنیم.
آخرش بعضی چیزها خراب میشوند.
بعضی آدمها میروند.
بعضی دوست داشتنها جواب نمیدهند.
بعضی شروعها به پایان خوبی نمیرسند.
اینها را نمیشود حذف کرد.
اما شاید یک روز که به عقب نگاه میکنیم، چیزی که بیشتر از شکستها اذیتمان کند، چیزهایی باشد که فقط به خاطر ترس، هیچوقت جرئت نکردیم تجربهشان کنیم.
گاهی آنقدر از آسیب دیدن میترسیم که تصمیم میگیریم دیگر هیچچیز را خیلی جدی نگیریم.
زیادی وابسته نشویم.
زیادی اعتماد نکنیم.
خودمان را کامل نشان ندهیم.
اگر کسی نزدیک شد، یک قدم عقبتر بایستیم که مبادا بعداً مجبور شویم جمعش کنیم.
و در ظاهر، اتفاق خوبی افتاده.
کمتر آسیب میبینیم.
اما یک چیز دیگری هم آرامآرام از زندگیمان حذف میشود:
احتمال اتفاقهای خوب.
چون برای اینکه کسی واقعاً به ما نزدیک شود، باید بخشی از خودمان را در اختیارش بگذاریم.
برای دوست داشتن، باید احتمال دوست داشته نشدن را قبول کنیم.
برای شروع یک چیز تازه، باید بپذیریم که ممکن است خراب شود.
برای اینکه چیزی واقعاً مهم شود، باید قبول کنیم که از دست دادنش هم ممکن است درد داشته باشد.
نمیشود هم هیچچیز را از دست نداد و هم واقعاً چیزی را به دست آورد.
شاید مسئله این نیست که یاد بگیریم هیچوقت آسیب نبینیم.
مسئله این است که بفهمیم کجا ارزشش را دارد که آسیبپذیر باشیم.
به هر کسی اعتماد نکنیم، اما آنقدر هم بیاعتماد نشویم که آدمهای درست نتوانند به ما نزدیک شوند.
هر رابطهای را جدی نگیریم، اما از ترس پایان، هیچ رابطهای را هم شروع نکنیم.
خودمان را برای هر کسی باز نکنیم، اما آنقدر دیوار نکشیم که خودمان هم دیگر نتوانیم از آن طرفش بیرون بیاییم.
شاید بخشی از بلوغ همین باشد؛
اینکه بفهمیم امنیت مطلق وجود ندارد و با این حال، زندگی را متوقف نکنیم.
آخرش بعضی چیزها خراب میشوند.
بعضی آدمها میروند.
بعضی دوست داشتنها جواب نمیدهند.
بعضی شروعها به پایان خوبی نمیرسند.
اینها را نمیشود حذف کرد.
اما شاید یک روز که به عقب نگاه میکنیم، چیزی که بیشتر از شکستها اذیتمان کند، چیزهایی باشد که فقط به خاطر ترس، هیچوقت جرئت نکردیم تجربهشان کنیم.
👍2
Forwarded from Paper Garden 🌱
اگر بخواهم کل کتاب را در یک جمله خلاصه کنم:
موفقیت مالی فقط به دانستن دربارهی پول بستگی ندارد؛ بیشتر به نحوهی رفتارکردن با آن بستگی دارد.
برای من مهمترین ایدههای کتاب اینها بودند:
پسانداز، صبر، دوامآوردن، مقایسهنکردن خودت با دیگران و استفاده از پول برای ساختن استقلال.
و یکی از جملههایی که بیشتر از همه برایم ماند:
«انتظارات همیشه کندتر از واقعیتها حرکت میکنند.»
موفقیت مالی فقط به دانستن دربارهی پول بستگی ندارد؛ بیشتر به نحوهی رفتارکردن با آن بستگی دارد.
برای من مهمترین ایدههای کتاب اینها بودند:
پسانداز، صبر، دوامآوردن، مقایسهنکردن خودت با دیگران و استفاده از پول برای ساختن استقلال.
و یکی از جملههایی که بیشتر از همه برایم ماند:
«انتظارات همیشه کندتر از واقعیتها حرکت میکنند.»
❤2
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
دیدن بعضی آدمها، صدای اضافهی دنیا رو کم میکنه.
کسانی که بعد از رفتنشون مجبور نیستی خودت و حرفهات رو بازجویی کنی و بیفتی توی دامِ نشخوار فکری.
همونهایی که با حرفهاشون نیش نمیزنن، لازم نیست حواست به تکتک کلماتت باشه و میتونی کنارشون خودِ خودت باشی.
کسانی که کنارشون لازم نیست از خودت مراقبت کنی؛ چون میدونی قرار نیست چیزی از تو، علیه خودت استفاده کنن.
آدمایی که رفاقت رو به کنجکاوی، قضاوت و نقل قول تبدیل نمیکنن.
شی وا
دیدن بعضی آدمها، صدای اضافهی دنیا رو کم میکنه.
کسانی که بعد از رفتنشون مجبور نیستی خودت و حرفهات رو بازجویی کنی و بیفتی توی دامِ نشخوار فکری.
همونهایی که با حرفهاشون نیش نمیزنن، لازم نیست حواست به تکتک کلماتت باشه و میتونی کنارشون خودِ خودت باشی.
کسانی که کنارشون لازم نیست از خودت مراقبت کنی؛ چون میدونی قرار نیست چیزی از تو، علیه خودت استفاده کنن.
آدمایی که رفاقت رو به کنجکاوی، قضاوت و نقل قول تبدیل نمیکنن.
شی وا
❤1
آدما با دلایلِ خودشون به زندگی ما وارد میشن!
و با دلایلِ خودشون از زندگیِ ما ميرن
نه از آمدنها زیاد خوشحال بشيم و نه از رفتنها زیاد غمگین...
@dream_of_the_red_room
و با دلایلِ خودشون از زندگیِ ما ميرن
نه از آمدنها زیاد خوشحال بشيم و نه از رفتنها زیاد غمگین...
@dream_of_the_red_room
❤2
Forwarded from دنیای ترانه
NKAR
Arown, Ashkan Kagan, Arman Arshad
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
مهمترین چیز توی هر رابطهای ، احترامه.
و احترام از همین چیزای کوچیک شروع میشه؛ از اینکه بهموقع جواب پیام طرف مقابل رو بدی، اگه برنامههات تغییر کرد بهش خبر بدی، به جزئیات توجه کنی و چیزایی رو که دوست داره یا براش اهمیت دارن، به خاطر بسپری.
وقتی واقعاً برای کسی احترام قائل باشی، رعایت کردن این چیزای ساده اصلاً کار سختی نیست.
چون احترام فقط توی حرفهای قشنگ و رفتارهای بزرگ نیست؛ گاهی توی همین توجههای کوچیکیه که به یه نفر نشون میده چقدر برات ارزشمنده.
Zhuaan
مهمترین چیز توی هر رابطهای ، احترامه.
و احترام از همین چیزای کوچیک شروع میشه؛ از اینکه بهموقع جواب پیام طرف مقابل رو بدی، اگه برنامههات تغییر کرد بهش خبر بدی، به جزئیات توجه کنی و چیزایی رو که دوست داره یا براش اهمیت دارن، به خاطر بسپری.
وقتی واقعاً برای کسی احترام قائل باشی، رعایت کردن این چیزای ساده اصلاً کار سختی نیست.
چون احترام فقط توی حرفهای قشنگ و رفتارهای بزرگ نیست؛ گاهی توی همین توجههای کوچیکیه که به یه نفر نشون میده چقدر برات ارزشمنده.
Zhuaan
❤2
Forwarded from دنیای ترانه
Meen Dah Elly Nseik
Nancy Ajram
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
کمتر کسی بهاندازهٔ کافی دربارهٔ
تغییر شخصیتیای صحبت میکند
که با افزایش سن اتفاق میافتد؛
تغییری که در آن، دیگر هدف،
تحسینبرانگیز بودن نیست،
بلکه آسودگی، تعادل هیجانی
و دور از دسترس بودن برای هر چیزی است
که انرژیتان را تحلیل میبرد،
به خواستهٔ واقعی شما تبدیل میشود.
مدتها ذهن شما در پی تحسینبرانگیز بودن بوده است،
زیرا احساس میکرد این امنترین راه
برای به دست آوردن جایگاهی در میان دیگران است.
موفقیت، تصویر اجتماعی، حفظ ظاهر
و همیشه در دسترس بودن برای همه،
مبادا روزی به شما نیاز پیدا کنند.
حفظ این وضعیت فرساینده است
و سرانجام، ذهن شما خواهان چیزی کاملاً متفاوت میشود.
این تغییر به این معناست که ذهن شما
سرانجام تنظیم هیجانی را بر عملکردگرایی در اولویت قرار میدهد
کمتر کسی بهاندازهٔ کافی دربارهٔ
تغییر شخصیتیای صحبت میکند
که با افزایش سن اتفاق میافتد؛
تغییری که در آن، دیگر هدف،
تحسینبرانگیز بودن نیست،
بلکه آسودگی، تعادل هیجانی
و دور از دسترس بودن برای هر چیزی است
که انرژیتان را تحلیل میبرد،
به خواستهٔ واقعی شما تبدیل میشود.
مدتها ذهن شما در پی تحسینبرانگیز بودن بوده است،
زیرا احساس میکرد این امنترین راه
برای به دست آوردن جایگاهی در میان دیگران است.
موفقیت، تصویر اجتماعی، حفظ ظاهر
و همیشه در دسترس بودن برای همه،
مبادا روزی به شما نیاز پیدا کنند.
حفظ این وضعیت فرساینده است
و سرانجام، ذهن شما خواهان چیزی کاملاً متفاوت میشود.
این تغییر به این معناست که ذهن شما
سرانجام تنظیم هیجانی را بر عملکردگرایی در اولویت قرار میدهد
Forwarded from مجله هنرى ژوان🕊
@zhuanchannel
نوشته بود : بزرگترین درسی که امسال از زندگی گرفتم این بود که نباید اینقدر از خودم، وقتم، محبتم و انرژیم برای آدمهایی مایه بذارم که حاضر نیستن حتی نصف همین کارها رو برای من انجام بدن.
آدم باید یاد بگیره همونقدر که برای دیگران ارزش قائله، برای خودش هم ارزش قائل باشه.
نوشته بود : بزرگترین درسی که امسال از زندگی گرفتم این بود که نباید اینقدر از خودم، وقتم، محبتم و انرژیم برای آدمهایی مایه بذارم که حاضر نیستن حتی نصف همین کارها رو برای من انجام بدن.
آدم باید یاد بگیره همونقدر که برای دیگران ارزش قائله، برای خودش هم ارزش قائل باشه.