Dr. Omid Zargari
569 subscribers
568 photos
46 videos
3 files
121 links
Download Telegram
Maurizio Pollini (1942-2024)
Marvin Gaye
April 2, 1939- April 1, 1984
پیشنهاد یک فیلم قدیمی به مناسبت سالگرد مرگ دوراس…

Très vite dans ma vie il a été trop tard.

«در زندگی من خیلی سریع، بسیار دیر شد»
مارگریت دوراس

@dromidzargari
4 April 1914 – 3 March 1996
Marguerite Duras
تاریکی نمی تواند تاریکی را از بین ببرد: فقط نور می تواند این کار را انجام دهد.

نفرت نمی تواند نفرت را بزداید. فقط عشق می تواند این کار را انجام دهد.

مارتین لوترکینگ در چنین روزی (چهارم مارس ۱۹۶۸) به قتل رسید.

@dromidzargari
پیشنهاد فیلم: تتریس
در میانه ی سالهای ۸۰ میلادی، الکسی پاژیتنوف (Alexi Pajitnov)، یک برنامه نویس روس که از قضا عاشق تنیس هم بود با در هم آمیختن دو کلمه ی تترا (به معنی چهار) و تنیس، بازی تتریس را بر اساس یکی از بازی های دوران کودکی اش ساخت اما او هرگز تصور نمی کرد این بازی روزی جهانی شود.

فکر میکنم بسیاری از ما حداقل برای دوره ای به این بازی معتاد شده ایم و آن مکعبهای رنگیِ درحال سقوط شب ها به خوابمان آمده اند!

فیلم تتریس که بر اساس همین ماجرا ساخته شده درحقیقت در نهایت به یک تریلر سیاسی مبدل می شود و سالهای سیاه حکومت کمونیستی شوروی را نشان می دهد که تقریبا همه در حال دروغ گفتن هستند…
@dromidzargari
پیشنهاد کتاب (به بهانه ی درگذشت پل استر).

پل استر دیروز در ۷۷ سالگی درگذشت.
گویی برخی از نویسندگان با بعضی شهرها گره خورده اند؛ پروست با پاریس، جویس با دابلین، دیکنز با لندن، داستایوفسکی با سن پطرزبورگ، موراکامی با توکیو، همینگوی با هاوانا و پامپلونا….

استر با نیویورک گره خورده.
و شب پیشگویی داستان مردی ست در نیویورک راوی داستانی در دل داستانی دیگر. و با این حال، هیچیک داستان کاملی نیستند. طرح هایی هستند محو از زندگی هایی محوتر.

@dromidzargari
پرسش یکم:
ویژگی مشترک این افراد در چیست؟
کلئوپاترا، هانیبال، سنکا
با افزودن چند نام به فهرست بالا، پرسش را آسان تر می کنم: ویرجینیا ولف، سیلویا پلات، مارک روتکو
راهنمایی بیشتر!: رابین ویلیامز، همینگوی، ون گوگ

درست است! همه ی این افراد خودکشی کرده اند.

پرسش دوم: چرا انسان ها خودکشی می کنند؟
طبعا دلایل خودکشی متفاوت است و بحثی ست بسیار تخصصی. حتما برای شما هم پیش آمده که در خواب کابوسی هولناک دیده اید و در همان خواب تلاش کرده اید که زودتر بیدار شوید تا کابوس به پایان برسد. اما اگر کابوس تازه با بیدار شدن آغاز شود و هر روز ادامه پیدا کند چه؟
حتما شنیده اید که طی ماههای اخیر تقریبا هر ده روز یک پزشک در ایران خودکشی کرده است. درست است که پزشکان تافته ی جدابافته نیستند، اما وقتی بخشی از برگزیدگان یک جامعه دست به خودکشی میزنند همه وظیفه داریم موضوع را جدی بگیریم (این همه البته شامل اولیای امور نمیشود چرا که خودشان بخشی از مسئله اند).

من فکر می کنم برخلاف آنچه می گویند افزایش خودکشی پزشکان در ایران ناشی از سختی کار نیست. حتی ناشی از کم شدن درآمد و سختی زندگی هم نیست. گمان من آن است که آنچه بیش از هر عاملی به این مسئله منجر شده، از بین رفتن احترام و جایگاهی ست که پزشکان از سالیان دور بین مردم داشته اند. تردیدی نیست که بخشی از این از دست رفتن احترام معلول عملکرد برخی از خود پزشکان است اما عامل اصلی همان اولیای امور هستند که نه از روی بی درایتی بلکه با برنامه و بتدریج و با روشهای گوناگون احترام پزشکی را از بین برده اند….
…
شاه اگر عادل نباشد مُلك ویران می شود..

…بگذریم! بیایید بیشتر مراقب همدیگر باشیم.
@dromidzargari
متن زیر نوشته ی دکتر حمید سوری است. حقیر ایشان را نمی شناسم. این طور که پیداست استاد اپیدمیولوژی دانشگاه شهید بهشتی بوده و به هر علت از ایران مهاجرت کرده است.
نوشته ی او، حرف دل خیلی هاست و تصور نمی کنم از به اشتراک گذاشتنش رنجیده شود:
*بیانیه اکثریت زندگی خواه !*

ما اکثریت زندگی خواه ایران ضمن تبریک به دکتر مسعود پزشکیان و اعلام آمادگی برای همکاری با برنامه های آشتی جویانه، ترقی خواه، استقلال طلبانه، آزادی محور و رفاه خواهانه تقاضا داریم ما و خواسته های ما مورد توجه قرار گیرد.
تقاضای غیرمنصفانه ای نیست که به عنوان اکثریت خاموش جامعه درخواست و اعلام کنیم که:
۱- ما از التهابات و تشنجات سیاسی و اجتماعی که زندگی مان را سال هاست متأثر کرده است خسته شده و دنبال آرامش هستیم.

۲- نه می خواهیم به کسی زور بگوییم و نه ستم ببینیم و وظیفه دولت است تا این فضا را فراهم کند.

۳- ما از تبعیض، رانت خواری، آقازادگی، فساد و ظلم به آحاد مردم کشور بیزاریم.

۴- ما از نظر روحی و روانی به دلایل بسیار آسیب دیده هستیم و نیازمند آرامسازی جامعه و پرهیز از هر گونه خشونت به شهروندان خود هستیم.

۵- ما هم مانند بسیاری مردم دنیا، می خواهیم به هر سفارتخانه یا کشوری می رویم مورد احترام قرار بگیریم و ما را بخاطر داشتن گذرنامه ایرانی در صف جداگانه نفرستند و با تحقیر با ما رفتار نکنند.

۶- بخشی از ما به به ناحق از کشورمان رانده و آواره شده ایم، خواهان بستر سازی مناسب برای بازگشت به میهن هستیم تا امکان کار و فعالیت و خدمت به مردم خود را پیدا کنیم.

۷- ما ساده - ساده هستیم و هیچ پیچیدگی نداریم. نه به پررنگی عده ای که خود را کاتولیک تر از پاپ می دانند مذهبی و نه به وخامت برخی گروه های تندرو با رفتارهای ضداجتماعی و ضد ارزش های جامعه با ارزش ها عناد می ورزیم. آیا برای این گروه می توانید یک زندگی معمولی به دور از تبعیض و محرومیت فراهم کنید ؟

۸- ما نه ایادی بیگانه هستیم. نه جاسوس و وطن فروش ، بلکه قربانیان اقلیتی هستیم که سالها خواسته اند طرز فکر و رفتار خاص و شکست خورده خود را به اکثریت تحمیل کنند.

۹- اکثر ما افراد تحصیل کرده و خوشنامی هستند و کوچکترین نقطه سیاهی در کارنامه زندگی خود نداریم. این گروه می توانند در اعتلای ایران بزرگ در خدمت مردم و آیندگان باشند.

۱۰- ما به دنبال شایسته سالاری در مدیریت کشور هستیم. دیگر با گذشت بیش از ۴ دهه، ادامه دادن امتیازات خاص به عده ای معنا ندارد و ادامه این کار چه با قانون مجلس چه بدون آن بنفع آینده کشور نیست.

۱۱- ما می خواهیم مانند هر شهروند خارجی، با دنیا روابط اقتصادی، پولی و تجاری داشته باشیم. مانند اکثریت مردم جهان دسترسی به اینترنت و امکانات معمول باشیم و با مردم دنیا روابط شرافتمندانه برقرار کنیم.

۱۲- ما می خواهیم به حریم خصوصی مان احترام گذاشته شود و هر کسی اجازه ورود و تعدی به آن را بنام مامور و نیروی انتظامی و مانند اینها نداشته باشد.

۱۳- ما از بی عدالتی و ظلمی که به هر انسانی که در هر جای جهان می شود رنج می بریم ولی اولویت را مردم کشور خودمان می دانیم و دنبال تحمیل عقاید خود به دیگران نیستیم.

۱۴- ما دوستدار هنر فاخر و احترام به هنرمندان ارزشمند کشورمان هستیم و از تحمیل گزینشی آنها به جامعه و در اختیار گذاشتن امکانات دولتی مانند صدا و سیما به تنها عوامل حکومتی ناراحتیم. بله ما دوست داریم موسیقی گوش کنیم، شادی کنیم و حتی گاهی برقصیم و هلهله کنیم. و تا جایی که به آزادی دیگران تعرض نمی کنیم آزاد باشیم.
۱۵- ما تاریخ کشور خود را بدون سوگیری می خواهیم. می خواهیم به هر کسی به این مملکت خدمت کرده از کوروش و داریوش و نادر شاه و ... عشق بورزیم و آن را گناه نمی دانیم.

۱۶- ما از تبعیض های نامحسوس بیزاریم و عدالتخواه هستیم. دیگر از ریا، ظاهرسازی، زندگی و شخصیت و رفتار دوگانه داشتن خسته شده ایم.

۱۷- ما خواهان رفع شکاف عمیق طبقاتی در بین مردم کشورمان هستیم. نمی خواهیم به ناحق عده ای از هموطنان را در سطل های زباله و عده ای را در پنت هاوس های آنچنانی ببینیم.

۱۸- نمی خواهیم عده ای وابسته به حکومت یا شیاد، سواحل. کوه ها، آب و خاک کشور را به سود خود مصادره کنند. محیط زیست کشورمان تخریب شود و هر روز بخاطر سو مدیریت و سواستفاده عده ای با بحران های آب و خاک و سوخت و مانند اینها مواجه باشیم.

۱۹- ما نیروی انتظامی و نظامی می خواهیم که دختران و زنان مان با دیدن آنها احساس امنیت کنند، حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند و از اعمال خشونت به مردم عادی جدا اجتناب کنند.

۲۰- ما زندگی می خواهیم، خانواده خود را در کنار یکدیگر می خواهیم، امکان تحصیل فرزندان مان را بجای رفتن به خارج، در داخل کشور و به شکلی عادلانه می خواهیم، نمی خواهیم دیگر پلیس فرزندان مان باشیم، می خواهیم طعم خوب پدر بودن، مادر بودن، برادر و خواهر بودن و شهروند بودن را بچشیم.همه به عنوان ایرانی و هموطن یکدیگر را دوست بداریم، دلسوز، یار و یاور هم باشیم، از دربدری این کشور و آن کشور و شهروند درجه دو بودن در کشورهای دیگر خسته شده ایم.

اینها هیچکدام با عقل و دین و قوانین متعالی بشری ناسازگار نیست.
ما بر خلاف عده ای از وابستگان حکومتی دنبال اقامت خارج کشور و تابعیت دوگانه نیستیم تا خودمان در داخل شعار مرگ بر آنها بدهیم و پنهانی غرور خودمان و کشورمان را برای گرفتن ویزا و اقامت از آنها زیر پا بگذاریم.
می‌دانیم موانع زیاد است ولی:
آری به اتفاق جهان می توان گرفت...

دکتر حمید سوری
استاد ارشد بین المللی
ساکن خارج و دور از وطن
پیشنهاد سریال
پیشنهاد فیلم
پیشنهاد انیمیشن
پیشنهاد فیلم
‏گویی مردمان دیگری وارد کرده‌اند و ما در وطن بیگانه‌ایم. دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت می‌میرند.
دندانم کندند تا نگویم و چشمم تا نبینم، اما پا را وانهاده‌اند که ترک وطن کنم. یعنی که در این شهر جای خِرد نیست.
دانایی را نمی‌شود کُشت.

طومار شیخ شرزین
بهرام بیضایی
۱۳۶۵