پیشنهاد فیلمِ هنوز ندیده!
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد….
با این حال نمیتوان درخواست دوستان برای پیشنهاد فیلم را نادیده گرفت….
پیشتر چند فیلم از وس اندرسون را پیشنهاد کرده بودم؛ آقای روباه شگفت انگیز، جزیره ی سگها…و بهترین فیلم او؛ گرند بوداپست هتل.
سبک وس اندرسون، سبک متداولی نیست و طنزش هم اغلب بیش از اندازه ابسورد به نظر میرسد. اما اگر طرفدار سینما باشید نمیتوانید بی اعتنا از کنار کارهای او رد شوید. شخصا تاکنون همه ی فیلمهایی که از او دیده ام را دوست داشتم!
تعمد آگاهانه ی وس اندرسون در اگزاژره کردن تقریبا همه چیز (از رنگ دیوار گرفته تا قرینه بودنِ اغلب تصاویر) و در عین حال توی ذوق نزدنِ آن، مهارتِ ویژه ی اوست.
آخرین فیلم وس اندرسون، French dispatch نوعی ادای دین به مجله ی New Yorker است(از نظر من بهترین مجله ی دنیا!). این بخودی خود، اشتیاق دیدن فیلم را چند برابر میکند. چه برسد به آنکه یک اسکادران هنرپیشه ی فوق العاده هم در آن بازی کنند: تیلدا سوینتن، بیل موری، فرنسیس مک دورمند، آدریان برودی، اون ویلسون، ویلیام دافو، ادوارد نورتون، کریستوفر والتز….(جای رالف فینز و جف گلدبلوم خالیست).
@dromidzargari
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد….
با این حال نمیتوان درخواست دوستان برای پیشنهاد فیلم را نادیده گرفت….
پیشتر چند فیلم از وس اندرسون را پیشنهاد کرده بودم؛ آقای روباه شگفت انگیز، جزیره ی سگها…و بهترین فیلم او؛ گرند بوداپست هتل.
سبک وس اندرسون، سبک متداولی نیست و طنزش هم اغلب بیش از اندازه ابسورد به نظر میرسد. اما اگر طرفدار سینما باشید نمیتوانید بی اعتنا از کنار کارهای او رد شوید. شخصا تاکنون همه ی فیلمهایی که از او دیده ام را دوست داشتم!
تعمد آگاهانه ی وس اندرسون در اگزاژره کردن تقریبا همه چیز (از رنگ دیوار گرفته تا قرینه بودنِ اغلب تصاویر) و در عین حال توی ذوق نزدنِ آن، مهارتِ ویژه ی اوست.
آخرین فیلم وس اندرسون، French dispatch نوعی ادای دین به مجله ی New Yorker است(از نظر من بهترین مجله ی دنیا!). این بخودی خود، اشتیاق دیدن فیلم را چند برابر میکند. چه برسد به آنکه یک اسکادران هنرپیشه ی فوق العاده هم در آن بازی کنند: تیلدا سوینتن، بیل موری، فرنسیس مک دورمند، آدریان برودی، اون ویلسون، ویلیام دافو، ادوارد نورتون، کریستوفر والتز….(جای رالف فینز و جف گلدبلوم خالیست).
@dromidzargari
فیلم بیلی هالیدی کمتر از حد انتظار بود. با این حال، موزیکِ بیلی هالیدی تا حد زیادی ضعفهای فیلم را جبران میکند. در واقع، بخش عمده ی آن به شرح سرسختی های بیلی هالیدی و اصرارش بر اجرای آهنگ معروفِ strange fruit میپردازد. آهنگی که به سمبل اعتراض سیاهان به لینچ شدن مبدل میشود….
@dromidzargari
@dromidzargari
پیشنهاد دو فیلم
چنانچه به موزیک بلوز و جز علاقه دارید ناچارید این دو فیلم را ببینید!
فیلم Ma Rainey’s black bottom داستان زندگی ما راینی خواننده ی سیاهپوست است که از او بعنوان «مادر موسیقیِ بلوز» یاد میشود. این داستان، در واقع سالها بصورت نمایشنامه روی صحنه رفته است و فیلم هم تا حد زیادی جنبه ی تئاتری دارد. بخش عمده ی فیلم در استودیویی در شیکاگوی در یک بعداز ظهر در سال ۱۹۲۷ میگذرد. نوازندگانِ باند پیش از ضبط صفحه و در جریانِ تمرین، هر یک داستانی تعریف میکنند و دیالوگهایی در باب موضوعات مختلف (خدا، مرگ، تروماهای کودکی…)بین آنها شکل می گیرد که در واقع بخشِ عمیق تر فیلم را میسازد.
برای نمونه (و نقل به مضمون):
«اما مرگ! مرگ برای خودش استایل داره، کاری باهات میکنه که از بدنیا اومدنت پشیمون شی…».
ویولا دیویس و چادویک بوزمن هر دو فوقالعاده هستند و چه حیف که این آخرین فیلم بوزمن بود چرا که پیش از اکران آن بر اثر سرطان در گذشت.
@dromidzargari
چنانچه به موزیک بلوز و جز علاقه دارید ناچارید این دو فیلم را ببینید!
فیلم Ma Rainey’s black bottom داستان زندگی ما راینی خواننده ی سیاهپوست است که از او بعنوان «مادر موسیقیِ بلوز» یاد میشود. این داستان، در واقع سالها بصورت نمایشنامه روی صحنه رفته است و فیلم هم تا حد زیادی جنبه ی تئاتری دارد. بخش عمده ی فیلم در استودیویی در شیکاگوی در یک بعداز ظهر در سال ۱۹۲۷ میگذرد. نوازندگانِ باند پیش از ضبط صفحه و در جریانِ تمرین، هر یک داستانی تعریف میکنند و دیالوگهایی در باب موضوعات مختلف (خدا، مرگ، تروماهای کودکی…)بین آنها شکل می گیرد که در واقع بخشِ عمیق تر فیلم را میسازد.
برای نمونه (و نقل به مضمون):
«اما مرگ! مرگ برای خودش استایل داره، کاری باهات میکنه که از بدنیا اومدنت پشیمون شی…».
ویولا دیویس و چادویک بوزمن هر دو فوقالعاده هستند و چه حیف که این آخرین فیلم بوزمن بود چرا که پیش از اکران آن بر اثر سرطان در گذشت.
@dromidzargari
📢 زالی: اجازه خرید واکسن ندادند چون فکر می کردند گران است، سفرای ما در خارج به دنبال خرید واکسن نبودند، این چه دیپلماسی است؟/ چطور در تحریم حاضریم تجهیزات نفتی را ۳ برابر قیمت بخریم ولی در مورد واکسن این کار را نمیکنیم؟
🗣 رئیس ستاد مقابله با کرونای تهران در جمع خبرنگاران:
◀️ هزینه داروهای کرونا چند برابر واردات واکسن شده است اما اجازه خرید واکسن ندادند چون فکر می کردند گران است.
◀️ وقتی نخستین مورد کرونا در قم مشاهده شد خواهان قرنطینه قم شدم و گفتم انتخابات شهر قم تعطیل شود اما بعضی ها مرا مسخره کردند و گفتند این بیماری را براحتی کنترل می کنیم.
◀️ وقتی کارشناسان سازمان جهانی بهداشت به ایران آمدند ما بجای مشورت با آنها مدام از آنها میخواستیم در رسانه ها از نظام سلامت ایران تعریف کنند. ما آمارهای مرگ و میر را از سازمان جهانی بهداشت پنهان کردیم.
◀️ کمک های جهانی و پزشکان بدون مرز را از فرودگاه برگرداندیم در حالی که اطلاعات چندانی درباره ویروس نداشتیم و از مشاوره های بین المللی استفاده نکردیم. چرا چین که دوست صمیمی ما است به ما واکسن کافی نمی دهد؟
◀️ خبرهای خیلی تلخ تری برای هفته های آینده داریم و شرایط بسیار بدتر خواهد شد. دلتا ۳ ماه در هند طول کشید، آنها بسرعت همه را واکسینه کردند.
◀️ ما نباید غصه قیمت واکسن را بخوریم حتی باید ۲ برابر قیمت بخریم و مردم را واکسینه کنیم. ما ۷۲۰ میلیون یورو خرج رمدسیویر کردیم و این پول را باید خرج واکسن می کردیم چطور در تحریم حاضریم تجهیزات نفتی را ۳ برابر قیمت بخریم ولی در مورد واکسن این کار را نمیکنیم. هیچ راهی نداریم جز ۲ هفته تعطیلی که از همین امروز باید آغاز شود.
◀️ ما فقط برای ۵ روز ذخیره واکسن داریم و نمیتوانیم سرعت را زیاد کنیم، اگر واکسن زیاد بود ما مراکز را ۲ برابر می کردیم.
◀️ نیروهای طرح تحول سلامت ۴ ماه است حقوق نگرفته اند، افراد حاضر در ستاد کرونا در محیط نیستند و نمیتوانند تصمیم درست بگیرند.
◀️ سفیران ما در کشورهای خارجی بدنبال تأمین واکسن نبودند، با سفیر ژاپن صحبت کردم گفت اصلا سفیر ایران دنبال واکسن نیامده است، این چه دیپلماسی است؟
🗣 رئیس ستاد مقابله با کرونای تهران در جمع خبرنگاران:
◀️ هزینه داروهای کرونا چند برابر واردات واکسن شده است اما اجازه خرید واکسن ندادند چون فکر می کردند گران است.
◀️ وقتی نخستین مورد کرونا در قم مشاهده شد خواهان قرنطینه قم شدم و گفتم انتخابات شهر قم تعطیل شود اما بعضی ها مرا مسخره کردند و گفتند این بیماری را براحتی کنترل می کنیم.
◀️ وقتی کارشناسان سازمان جهانی بهداشت به ایران آمدند ما بجای مشورت با آنها مدام از آنها میخواستیم در رسانه ها از نظام سلامت ایران تعریف کنند. ما آمارهای مرگ و میر را از سازمان جهانی بهداشت پنهان کردیم.
◀️ کمک های جهانی و پزشکان بدون مرز را از فرودگاه برگرداندیم در حالی که اطلاعات چندانی درباره ویروس نداشتیم و از مشاوره های بین المللی استفاده نکردیم. چرا چین که دوست صمیمی ما است به ما واکسن کافی نمی دهد؟
◀️ خبرهای خیلی تلخ تری برای هفته های آینده داریم و شرایط بسیار بدتر خواهد شد. دلتا ۳ ماه در هند طول کشید، آنها بسرعت همه را واکسینه کردند.
◀️ ما نباید غصه قیمت واکسن را بخوریم حتی باید ۲ برابر قیمت بخریم و مردم را واکسینه کنیم. ما ۷۲۰ میلیون یورو خرج رمدسیویر کردیم و این پول را باید خرج واکسن می کردیم چطور در تحریم حاضریم تجهیزات نفتی را ۳ برابر قیمت بخریم ولی در مورد واکسن این کار را نمیکنیم. هیچ راهی نداریم جز ۲ هفته تعطیلی که از همین امروز باید آغاز شود.
◀️ ما فقط برای ۵ روز ذخیره واکسن داریم و نمیتوانیم سرعت را زیاد کنیم، اگر واکسن زیاد بود ما مراکز را ۲ برابر می کردیم.
◀️ نیروهای طرح تحول سلامت ۴ ماه است حقوق نگرفته اند، افراد حاضر در ستاد کرونا در محیط نیستند و نمیتوانند تصمیم درست بگیرند.
◀️ سفیران ما در کشورهای خارجی بدنبال تأمین واکسن نبودند، با سفیر ژاپن صحبت کردم گفت اصلا سفیر ایران دنبال واکسن نیامده است، این چه دیپلماسی است؟
ووهان، خفاش، قم، قرنطینه، فاصله گذاری اجتماعی، موج اول، لاکدان، مستعان، روغن بنفشه، فاوچی، موج دوم، شهدای سلامت، کاسبان کرونا، واکسن، کوواکس، اسپوتنیک، موشک، امید، فایزر، تحریم، تشکیک، حکیمانه، موج سوم، نومیدی، کیانوش، پفیوز، سرخوردگی، قندی، نمکی، سرم، اکسیژن، موج چهارم، رونمایی، برکت، جنگ، آب، برق، خوزستان، طلای المپیک، پرستار، پاسدار، صیانت، دلتا، لامبدا، زتا، رکورد، موج هزارم، جدی، همه جانبه، سریع، فوری، انقلابی، مرگ، یاس، خشم، شب، سیاهی….
در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت….
در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت….
Forwarded from پزشکان گیل
📌سرمایه اجتماعی و خودکشی جمعی نهنگهای ایرانی
📌این که مردم رعایت نمیکنند هم تقصیر حکومت است
📌مسعود جوزی، پزشک و روزنامهنگار
▫️این روزها تصاویر دردناک افغانستان به کنار، اخبار و تصاویر داخلی هم شگفتانگیز و تاسفبار است.
انگار مردم ایران دو دسته شدهاند: جمعی در تکایا و حسینیهها به شور و حال، و گروهی در اتوبانهای منتهی به شمال.
این بیتوجهی مردم به توصیهها و محدودیتهای حکومتی، در روزی که #کرونا با آمار #رسمی ۶۵۵ کشته رکورد زده است، چه معنایی دارد؟
این بیتوجهی مردم به سلامت خود و نزدیکانشان، در روزهایی که مرگ از در و دیوار میبارد، این خودکشی جمعی نهنگهای ایرانی چه معنایی دارد؟
آسانترین کار در این شرایط محکوم کردن مردم است؛ لایک زدن و کامنت گذاشتن زیر اخبار و تصاویری که ملت ایران را سرکش و بیمبالات نشان میدهد. اما آیا واقعا اینگونه است؟ آیا ما بهطور ذاتی از ملل دیگر بیخردتر و نادانتریم؟
در اینباره باید کارشناسان علوم اجتماعی و سیاسی و... نظر بدهند، ولی تا جایی که عقل من میرسد، اینها همه نشانه فقدان «اعتماد اجتماعی» است. «سرمایه اجتماعی» ما ایرانیان از بین رفته است. به مفهوم ساده، بیاعتمادی آنقدر ریشه دوانده است که کسی برای حرف دیگری (ولو مراجع اجتماعی، از پزشک و دانشمند تا سلبریتی و روحانی و وزیر و وکیل و رییسجمهور و...) تره خرد نمیکند. در این شرایط، سخت است ایرانیان را به کنش مشترکی فرا خواند؛ حتی اگر این فراخوان برای در خانه ماندن و دوری گزیدن از اجتماعات بهمنظور حفظ سلامت خودشان باشد.
چطور شد به اینجا رسیدیم؟ من در مورد مسایل کلان نظر نمیدهم ولی در این مورد خاص پاندمی کرونا بیشک حاکمیت مقصر است. مجموعه عملکرد مقامات رسمی در ۱۸ ماه گذشته (از پنهانکاری درباره ورود ویروس و میزان مرگومیر همهگیری گرفته تا ناچیز شمردن خطر بیماری و اظهارات ضد و نقیض درباره #قرنطینه و #واکسن و بهویژه سیاسی کردن موضوع واکسن و دروغپراکنی درباره عوارض آن و کاسبکاری برخی مراکز وابسته بر سر تولید و واردات آن و تبلیغ #طب_سنتی و باورهای خرافی و...) همه را به همهچیز بیاعتماد کرده است. همه دنبال توطئه میگردند: توطئه آمریکا، توطئه چین، توطئه جمهوری اسلامی، توطئه شرکتهای دارویی و... .
تا این رفتارهای حاکمیتی اصلاح و اعتماد اجتماعی ترمیم نشود، به هیچجا نخواهیم رسید؛ و متاسفانه هیچ قرینهای برای اصلاح امور وجود ندارد. حتی از فرصت بالقوه دست به دست شدن قدرت بین دو جناح و «ریست» شدن حاکمیت هم استفاده نمیکنند تا نوید گشایشی باشد.
وزرای پیشنهادی دولت جدید را ببینید: یکیشان از امضاکنندگان نامه مخالفت با واردات واکسن است (عیناللهی، بهداشت)، دیگری راز موفقیت خودروسازی کرهجنوبی را در تنگ بودن در پارکینگهایشان میداند (عبدالملکی، کار و رفاه)، و آن یکی میگوید برای تربیت بچهها به معلمان نیازی نیست و مادرها میتوانند به فرزندان خود آموزش بدهند (باغگلی، آموزش و پرورش). میبینید؟ همین فرمان را گرفتهاند و صاف میروند. مردم به چه اعتماد کنند؟
خب، بر همگان مشخص است که به این ترتیب دهها هزار و شاید بیشتر از ما در ادامه پاندمی خواهیم مرد، ولی آنچه زودتر از ما میمیرد «روحیه ملی» ماست. ما وقتی روحیه ملی نداشته باشیم، یک «ملت» نیستیم؛ مجموعهای از آدمهای جداگانهایم که ایدهآلها، آمال و اهداف مشترک نداریم و در یک مسیر ساده و آسان هم نمیتوانیم با هم حرکت کنیم، چه رسد وقتی به پیچ دشوار یا سربالایی نفسگیری رسیده باشیم.
دنبال دردسر نیستم و از وارد شدن در امور بیارتباط با تخصص خود هم پرهیز دارم؛ فقط اشاره کنم ثمره آخرین نمونه تخریب سرمایه اجتماعی و روحیه ملی را متاسفانه همین روزها در افغانستان دیدهایم. کاش عبرت بگیریم!
Tel: t.me/pezeshkangil
Site: pezeshkangil.com
Insta: instagram.com/pezeshkangil
📌این که مردم رعایت نمیکنند هم تقصیر حکومت است
📌مسعود جوزی، پزشک و روزنامهنگار
▫️این روزها تصاویر دردناک افغانستان به کنار، اخبار و تصاویر داخلی هم شگفتانگیز و تاسفبار است.
انگار مردم ایران دو دسته شدهاند: جمعی در تکایا و حسینیهها به شور و حال، و گروهی در اتوبانهای منتهی به شمال.
این بیتوجهی مردم به توصیهها و محدودیتهای حکومتی، در روزی که #کرونا با آمار #رسمی ۶۵۵ کشته رکورد زده است، چه معنایی دارد؟
این بیتوجهی مردم به سلامت خود و نزدیکانشان، در روزهایی که مرگ از در و دیوار میبارد، این خودکشی جمعی نهنگهای ایرانی چه معنایی دارد؟
آسانترین کار در این شرایط محکوم کردن مردم است؛ لایک زدن و کامنت گذاشتن زیر اخبار و تصاویری که ملت ایران را سرکش و بیمبالات نشان میدهد. اما آیا واقعا اینگونه است؟ آیا ما بهطور ذاتی از ملل دیگر بیخردتر و نادانتریم؟
در اینباره باید کارشناسان علوم اجتماعی و سیاسی و... نظر بدهند، ولی تا جایی که عقل من میرسد، اینها همه نشانه فقدان «اعتماد اجتماعی» است. «سرمایه اجتماعی» ما ایرانیان از بین رفته است. به مفهوم ساده، بیاعتمادی آنقدر ریشه دوانده است که کسی برای حرف دیگری (ولو مراجع اجتماعی، از پزشک و دانشمند تا سلبریتی و روحانی و وزیر و وکیل و رییسجمهور و...) تره خرد نمیکند. در این شرایط، سخت است ایرانیان را به کنش مشترکی فرا خواند؛ حتی اگر این فراخوان برای در خانه ماندن و دوری گزیدن از اجتماعات بهمنظور حفظ سلامت خودشان باشد.
چطور شد به اینجا رسیدیم؟ من در مورد مسایل کلان نظر نمیدهم ولی در این مورد خاص پاندمی کرونا بیشک حاکمیت مقصر است. مجموعه عملکرد مقامات رسمی در ۱۸ ماه گذشته (از پنهانکاری درباره ورود ویروس و میزان مرگومیر همهگیری گرفته تا ناچیز شمردن خطر بیماری و اظهارات ضد و نقیض درباره #قرنطینه و #واکسن و بهویژه سیاسی کردن موضوع واکسن و دروغپراکنی درباره عوارض آن و کاسبکاری برخی مراکز وابسته بر سر تولید و واردات آن و تبلیغ #طب_سنتی و باورهای خرافی و...) همه را به همهچیز بیاعتماد کرده است. همه دنبال توطئه میگردند: توطئه آمریکا، توطئه چین، توطئه جمهوری اسلامی، توطئه شرکتهای دارویی و... .
تا این رفتارهای حاکمیتی اصلاح و اعتماد اجتماعی ترمیم نشود، به هیچجا نخواهیم رسید؛ و متاسفانه هیچ قرینهای برای اصلاح امور وجود ندارد. حتی از فرصت بالقوه دست به دست شدن قدرت بین دو جناح و «ریست» شدن حاکمیت هم استفاده نمیکنند تا نوید گشایشی باشد.
وزرای پیشنهادی دولت جدید را ببینید: یکیشان از امضاکنندگان نامه مخالفت با واردات واکسن است (عیناللهی، بهداشت)، دیگری راز موفقیت خودروسازی کرهجنوبی را در تنگ بودن در پارکینگهایشان میداند (عبدالملکی، کار و رفاه)، و آن یکی میگوید برای تربیت بچهها به معلمان نیازی نیست و مادرها میتوانند به فرزندان خود آموزش بدهند (باغگلی، آموزش و پرورش). میبینید؟ همین فرمان را گرفتهاند و صاف میروند. مردم به چه اعتماد کنند؟
خب، بر همگان مشخص است که به این ترتیب دهها هزار و شاید بیشتر از ما در ادامه پاندمی خواهیم مرد، ولی آنچه زودتر از ما میمیرد «روحیه ملی» ماست. ما وقتی روحیه ملی نداشته باشیم، یک «ملت» نیستیم؛ مجموعهای از آدمهای جداگانهایم که ایدهآلها، آمال و اهداف مشترک نداریم و در یک مسیر ساده و آسان هم نمیتوانیم با هم حرکت کنیم، چه رسد وقتی به پیچ دشوار یا سربالایی نفسگیری رسیده باشیم.
دنبال دردسر نیستم و از وارد شدن در امور بیارتباط با تخصص خود هم پرهیز دارم؛ فقط اشاره کنم ثمره آخرین نمونه تخریب سرمایه اجتماعی و روحیه ملی را متاسفانه همین روزها در افغانستان دیدهایم. کاش عبرت بگیریم!
Tel: t.me/pezeshkangil
Site: pezeshkangil.com
Insta: instagram.com/pezeshkangil
Telegram
....
Forwarded from یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
یادداشت روز چهارشنبه صفحه اول اعتماد
وزیر جدید و طب سنتی
یکی از موافقین جلسه معرفی وزیر جدید بهداشت در مجلس علت موافقت خود را چنین بیان کرد که «ایشان طرفدار طب سنتی است و اساساً بنیانگذار دانشکدههای طب سنتی در کشور ایشان بوده است.»
با این اظهار که آشکار است پیشاپیش میخواهند وزیر جدید را وامدار شبهعلم کنند موضعگیری خود جناب وزیر در همین آغاز در این زمینه اهمیت زیادی پیدا میکند . آیا میخواهند مثل مورد قبل -درخواست عدم واردات واکسن- موضوع را مسکوت بگذارند تا هرکسی از ظن خود حدسی بزند و دیوار بیاعتمادی ادامه یابد و یا میخواهند با جملاتی دوپهلو در اصول کلی و ایدئالها، بدون اشاره به واقعیات تلاش کنند که همه جوانب را ازخودراضی سازند.
تصمیم ایشان هرچه باشد باید اطمینان داشته باشند بدنه دستگاهی که زعامتش را برعهدهگرفتهاند چیزی به اسم طب سنتی ایرانی و... را نه میشناسد نه تدریس میکند و نه از مواد آن امتحان میگیرد معاون تحقیقات این وزارت به همین خاطر استعفا داد و لابد اطلاع دارند که علمای بزرگ اسلام هم چیزی به نام طب اسلامی را به رسمیت نمیشناسند و اکثریت علما و روحانیون در متابعت از دستورات هنگام بیماری جزو بهترین بیماران هستند. با عدم قاطعیت در مورد ناروایی طب سنتی ایرانی و... در بحبوحه بحران کرونا، ایشان حمایت اکثریت انجمنهای پزشکی، دانشکدههای پزشکی و اعضا هیات علمی را در این زمینه پشت سر خود نخواهند داشت و بدتر از آن اینکه رها کردن ریسمان دانش به هر بیراههای در این بحبوحه کرونا میدان خواهد داد و لابد هنوز سیلی سخت واقعیت را که تنها از زبان علم بیان میشود بر تن خود، شهر خود و کشور خود هنوز فراموش نکردهاند.
ازآنجاکه ساختار وزارتخانهها و تأسیسات ما خودسامان نیستند و بلافاصله عرصه تجلی ذرهذره احساسات و عقاید وزرا میشوند و این عقاید مثل قوس و قزح بهسرعت و با هر وزیر تغییر رنگ میدهند، باید یک نکته را هم به جهت تنویر عقاید ایشان جدا تذکر داد و آنهم اینکه اینطور نیست که چشمپزشکی دستگاههای مدرن و پیشرفته داشته باشد و بدون آن دستگاهها هیچ معجون سنتی بر چشم کارگر نیفتد اما در بقیه حیطههای طب همانجا که هیچ دستگاهی وجود ندارد یحتمل اثراتی داشته باشند، کسی چه میداند؟! در آن حیطهها هم همچنان دانش حکم میراند. دانش ضرورتاً فنّاورانه نیست. عمق یک اطلاع و اطمینان از یک اطلاع هم دانش است. صرفا فنّاورانه دیدن دانش یک نگاه بدوی است . فرصت کردید نگاهی اجمالی به مجلدات متعدد کتاب قانون که احتمالاً به کمک شما توسط وزارت بهداشت با قطع نفیس چاپشده بیندازید. در خلوت خود قضاوت کنید که آیا میتوان اینهمه معجون و شراب و شربت را بدون عبور از چرخه دانش روز به مردم خوراند؟ کلاهتان را قاضی کنید آیا آن دانشکدههایی که تأسیس شدند در این زمینهها تحقیق روزآمد کردند یا با اعتبار وزارت به کار طبابت بر اساس این معجونها پرداختند؟ آیا آنچه که با نام طب سنتی در حال حاضر انجام میشود بیش از آنکه از سنت های ما ریشه بگیرد از مصوبات سال های اخیر وزارت مشروعیت نمیگیرد؟ دانش بینالمللی است. ایرانی و غیر ایرانی نمیشناسد ژن انسان با شامپانزه هم تفاوتهای اندکی دارد چه برسد به غیر ایرانی. پس طب خاص برای ایرانیان تنها یک فریب است. شیوه تحقیقات ویژه هم یک فریب است. کسی از سود سرشار فروش داروی مؤثر به همه ساکنین دنیا به این سادگی نمیگذرد. گول گفتههای دلفریب را نخورید.
موضعگیری وزیر بهداشت در مورد طب سنتی مثل پل صراطی است که بر بسیاری از رویکردهای ایشان در آینده تأثیر خواهد گذاشت.
باید دید در دوراهی علم و شبهعلم کدام را برمیگزینند، راه میانهای وجود ندارد.
https://t.me/bzyad
وزیر جدید و طب سنتی
یکی از موافقین جلسه معرفی وزیر جدید بهداشت در مجلس علت موافقت خود را چنین بیان کرد که «ایشان طرفدار طب سنتی است و اساساً بنیانگذار دانشکدههای طب سنتی در کشور ایشان بوده است.»
با این اظهار که آشکار است پیشاپیش میخواهند وزیر جدید را وامدار شبهعلم کنند موضعگیری خود جناب وزیر در همین آغاز در این زمینه اهمیت زیادی پیدا میکند . آیا میخواهند مثل مورد قبل -درخواست عدم واردات واکسن- موضوع را مسکوت بگذارند تا هرکسی از ظن خود حدسی بزند و دیوار بیاعتمادی ادامه یابد و یا میخواهند با جملاتی دوپهلو در اصول کلی و ایدئالها، بدون اشاره به واقعیات تلاش کنند که همه جوانب را ازخودراضی سازند.
تصمیم ایشان هرچه باشد باید اطمینان داشته باشند بدنه دستگاهی که زعامتش را برعهدهگرفتهاند چیزی به اسم طب سنتی ایرانی و... را نه میشناسد نه تدریس میکند و نه از مواد آن امتحان میگیرد معاون تحقیقات این وزارت به همین خاطر استعفا داد و لابد اطلاع دارند که علمای بزرگ اسلام هم چیزی به نام طب اسلامی را به رسمیت نمیشناسند و اکثریت علما و روحانیون در متابعت از دستورات هنگام بیماری جزو بهترین بیماران هستند. با عدم قاطعیت در مورد ناروایی طب سنتی ایرانی و... در بحبوحه بحران کرونا، ایشان حمایت اکثریت انجمنهای پزشکی، دانشکدههای پزشکی و اعضا هیات علمی را در این زمینه پشت سر خود نخواهند داشت و بدتر از آن اینکه رها کردن ریسمان دانش به هر بیراههای در این بحبوحه کرونا میدان خواهد داد و لابد هنوز سیلی سخت واقعیت را که تنها از زبان علم بیان میشود بر تن خود، شهر خود و کشور خود هنوز فراموش نکردهاند.
ازآنجاکه ساختار وزارتخانهها و تأسیسات ما خودسامان نیستند و بلافاصله عرصه تجلی ذرهذره احساسات و عقاید وزرا میشوند و این عقاید مثل قوس و قزح بهسرعت و با هر وزیر تغییر رنگ میدهند، باید یک نکته را هم به جهت تنویر عقاید ایشان جدا تذکر داد و آنهم اینکه اینطور نیست که چشمپزشکی دستگاههای مدرن و پیشرفته داشته باشد و بدون آن دستگاهها هیچ معجون سنتی بر چشم کارگر نیفتد اما در بقیه حیطههای طب همانجا که هیچ دستگاهی وجود ندارد یحتمل اثراتی داشته باشند، کسی چه میداند؟! در آن حیطهها هم همچنان دانش حکم میراند. دانش ضرورتاً فنّاورانه نیست. عمق یک اطلاع و اطمینان از یک اطلاع هم دانش است. صرفا فنّاورانه دیدن دانش یک نگاه بدوی است . فرصت کردید نگاهی اجمالی به مجلدات متعدد کتاب قانون که احتمالاً به کمک شما توسط وزارت بهداشت با قطع نفیس چاپشده بیندازید. در خلوت خود قضاوت کنید که آیا میتوان اینهمه معجون و شراب و شربت را بدون عبور از چرخه دانش روز به مردم خوراند؟ کلاهتان را قاضی کنید آیا آن دانشکدههایی که تأسیس شدند در این زمینهها تحقیق روزآمد کردند یا با اعتبار وزارت به کار طبابت بر اساس این معجونها پرداختند؟ آیا آنچه که با نام طب سنتی در حال حاضر انجام میشود بیش از آنکه از سنت های ما ریشه بگیرد از مصوبات سال های اخیر وزارت مشروعیت نمیگیرد؟ دانش بینالمللی است. ایرانی و غیر ایرانی نمیشناسد ژن انسان با شامپانزه هم تفاوتهای اندکی دارد چه برسد به غیر ایرانی. پس طب خاص برای ایرانیان تنها یک فریب است. شیوه تحقیقات ویژه هم یک فریب است. کسی از سود سرشار فروش داروی مؤثر به همه ساکنین دنیا به این سادگی نمیگذرد. گول گفتههای دلفریب را نخورید.
موضعگیری وزیر بهداشت در مورد طب سنتی مثل پل صراطی است که بر بسیاری از رویکردهای ایشان در آینده تأثیر خواهد گذاشت.
باید دید در دوراهی علم و شبهعلم کدام را برمیگزینند، راه میانهای وجود ندارد.
https://t.me/bzyad
Telegram
یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
كانال بازنشرِ يادداشتهای منتشرشده
پیشنهاد فیلم: جوجو ربیت
مدتها بود میخواستم این فیلم را ببینم اما کار فشرده ومداوم مانع بود. این شد که در اولین فرصت (یعنی در هواپیما!) فیلم را دیدم و حظ کردم!
ماجرای فیلم در سال پایانی جنگ جهانی دوم و در زمان رایش سوم میگذرد. شخصیت اول فیلم، پسر بچه ای ست ده ساله که عاشق هیتلر است و طی فیلم او را بصورتی خیالی همواره کنار خود میبیند.
آموزه هایی که پسرک در مدرسه آموخته از او یک نازی سرسخت طرفدار هیتلر ساخته طوری که حاضر است جان خود را فدای رهبرش کند. طبق همین آموزه ها، خود را از نژاد برتر آریایی میداند با تنفری عمیق نسبت به قوم جهود.
در طی فیلم اما جوجو ربیت در می یابد که مادرش (با بازی فوقالعاده ی اسکارلت جوهانسون) طور دیگری فکر میکند. از آن مهمتر، به این پی میبرد که مادر به دختری یهودی پناه داده است (که مشخصا ماجرای «آن فرانک» را به خاطر می آورد). با آشنا شدن با این دختر، تنفر جوجو از یهودی ها، کم کم جای خود را به عشق میدهد….
برای من که از طرفداران وس اندرسون هستم، فیلم تایکا وایتیتی بقدر کافی وس اندرسونی ست؛ آمیزه ای از موقعیتهای ابسورد، دیالوگهای تاثیرگذار و بازی های تعمدا غلو آمیز!
اگرچه جوجو ربیت به ظاهر کمدی و هجو نازیسم به نظر میرسد، اما در واقع فیلمی ست عمیق و گاه بسیار غمگین کننده. و اگرچه فیلم در سالهای جنگ جهانی دوم میگذرد، اما مشابهتهای آن با اوضاع کنونی جهان تامل برانگیز است….
@dromidzargari
مدتها بود میخواستم این فیلم را ببینم اما کار فشرده ومداوم مانع بود. این شد که در اولین فرصت (یعنی در هواپیما!) فیلم را دیدم و حظ کردم!
ماجرای فیلم در سال پایانی جنگ جهانی دوم و در زمان رایش سوم میگذرد. شخصیت اول فیلم، پسر بچه ای ست ده ساله که عاشق هیتلر است و طی فیلم او را بصورتی خیالی همواره کنار خود میبیند.
آموزه هایی که پسرک در مدرسه آموخته از او یک نازی سرسخت طرفدار هیتلر ساخته طوری که حاضر است جان خود را فدای رهبرش کند. طبق همین آموزه ها، خود را از نژاد برتر آریایی میداند با تنفری عمیق نسبت به قوم جهود.
در طی فیلم اما جوجو ربیت در می یابد که مادرش (با بازی فوقالعاده ی اسکارلت جوهانسون) طور دیگری فکر میکند. از آن مهمتر، به این پی میبرد که مادر به دختری یهودی پناه داده است (که مشخصا ماجرای «آن فرانک» را به خاطر می آورد). با آشنا شدن با این دختر، تنفر جوجو از یهودی ها، کم کم جای خود را به عشق میدهد….
برای من که از طرفداران وس اندرسون هستم، فیلم تایکا وایتیتی بقدر کافی وس اندرسونی ست؛ آمیزه ای از موقعیتهای ابسورد، دیالوگهای تاثیرگذار و بازی های تعمدا غلو آمیز!
اگرچه جوجو ربیت به ظاهر کمدی و هجو نازیسم به نظر میرسد، اما در واقع فیلمی ست عمیق و گاه بسیار غمگین کننده. و اگرچه فیلم در سالهای جنگ جهانی دوم میگذرد، اما مشابهتهای آن با اوضاع کنونی جهان تامل برانگیز است….
@dromidzargari