پیشنهاد فیلم:
«منو»
تقریبا تمام فیلم در رستورانی در یک جزیره میگذرد؛ جایی که قرار است چند آدم معروف و مرفه غذایی استثنایی تناول کنند….اما در واقع، سرآشپز(با بازی درخشان ریف فینز) میهمانان را هم به نوعی داخل منوی خود میکند و بدین شکل همراه با تحقیر آنها، از ایشان انتقام می گیرد.
همانطور که می گویند:
Revenge is a dish best served cold!
@dromidzargari
پس امضا: فیلم ترسناک و گاه مهوع است.
«منو»
تقریبا تمام فیلم در رستورانی در یک جزیره میگذرد؛ جایی که قرار است چند آدم معروف و مرفه غذایی استثنایی تناول کنند….اما در واقع، سرآشپز(با بازی درخشان ریف فینز) میهمانان را هم به نوعی داخل منوی خود میکند و بدین شکل همراه با تحقیر آنها، از ایشان انتقام می گیرد.
همانطور که می گویند:
Revenge is a dish best served cold!
@dromidzargari
پس امضا: فیلم ترسناک و گاه مهوع است.
پیشنهاد فیلم: آمستردام
ماجرای اصلی فیلم آمستردام در دهه ی سی میلادی و در زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت میگذرد. فیلم، ملودرامی ست که ظاهرا با پیگیری یک قتل آغاز میشود ولی در عین حال به سیاست و نازیسم، فاشیسم، ریسیزم و …میپردازد.
فیلمی با انبوهی از بازیگران سرشناس و انبوهی از ماجراهای در هم تنیده…و شاید همین انبوهی اینهاست که فیلم را قدری خسته کننده هم میکند.
در هر حال، برای وقتی که قرار است گذرانده شود انتخاب بدی هم نیست!
@dromidzargari
ماجرای اصلی فیلم آمستردام در دهه ی سی میلادی و در زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت میگذرد. فیلم، ملودرامی ست که ظاهرا با پیگیری یک قتل آغاز میشود ولی در عین حال به سیاست و نازیسم، فاشیسم، ریسیزم و …میپردازد.
فیلمی با انبوهی از بازیگران سرشناس و انبوهی از ماجراهای در هم تنیده…و شاید همین انبوهی اینهاست که فیلم را قدری خسته کننده هم میکند.
در هر حال، برای وقتی که قرار است گذرانده شود انتخاب بدی هم نیست!
@dromidzargari
پیشنهاد دو فیلم:
این دو فیلم که هر دو توسط مارتین مک دونا نوشته و کارگردانی شده اند تا حد قابل ملاحظه ای هم شبیه هستند؛ در هر دو «آتش انتقام» است که در قالب درامی سیاه زبانه می کشد.
داستان«سه بیلبورد…» که چند سال پیش چندین جایزه ی گلدن گلوب را هم از آن خود کرد، داستان انتقام مادری ست که به دختر نوجوانش تجاوز شده و به قتل رسیده. او خشمگین از این جنایت، در پی انتقام بر می آید.
ماجرای بنشی های اینیشرین در جزیره ای دورافتاده و در میانه ی جنگ داخلی ایرلند در سال ۱۹۲۳ میگذرد. فضایی بسیار ایرلندی/روستایی؛ سرد، دلگیر، با حضور پر رنگ مذهب، پلیس فاسد، فضولیِ فراگیر، آبجوی گینس…
شخصا، این فیلم اخیر را بیشتر پسندیدم چراکه داستانی ابسورد تر دارد؛ آنچه به انتقام می انجامد ناشی از پایانِ به ظاهر بی علتِ یک دوستی ست. در واقع، بی تفاوتی بجای خشم، انگیزه ی ابتداییِ آغاز انتقام گیری است و حجم و شکل انتقام هم به کلی متفاوت است….
بقول گاندی: «تنها نتیجه ی انتقام گیری به روش چشم در برابر چشم، کوری تمام دنیا خواهد بود».
@dromidzargari
این دو فیلم که هر دو توسط مارتین مک دونا نوشته و کارگردانی شده اند تا حد قابل ملاحظه ای هم شبیه هستند؛ در هر دو «آتش انتقام» است که در قالب درامی سیاه زبانه می کشد.
داستان«سه بیلبورد…» که چند سال پیش چندین جایزه ی گلدن گلوب را هم از آن خود کرد، داستان انتقام مادری ست که به دختر نوجوانش تجاوز شده و به قتل رسیده. او خشمگین از این جنایت، در پی انتقام بر می آید.
ماجرای بنشی های اینیشرین در جزیره ای دورافتاده و در میانه ی جنگ داخلی ایرلند در سال ۱۹۲۳ میگذرد. فضایی بسیار ایرلندی/روستایی؛ سرد، دلگیر، با حضور پر رنگ مذهب، پلیس فاسد، فضولیِ فراگیر، آبجوی گینس…
شخصا، این فیلم اخیر را بیشتر پسندیدم چراکه داستانی ابسورد تر دارد؛ آنچه به انتقام می انجامد ناشی از پایانِ به ظاهر بی علتِ یک دوستی ست. در واقع، بی تفاوتی بجای خشم، انگیزه ی ابتداییِ آغاز انتقام گیری است و حجم و شکل انتقام هم به کلی متفاوت است….
بقول گاندی: «تنها نتیجه ی انتقام گیری به روش چشم در برابر چشم، کوری تمام دنیا خواهد بود».
@dromidzargari
«خواستن نیمی از زندگی ست، بی تفاوتی نیمی از مرگ».
خلیل جبران
آخرین کتاب پاتریک دوویت به نظر من حاوی مقادیر متنابهی بی تفاوتی و به تبع آن مرگ است!
شخصیت های کتاب دوویت به میزان زیادی شما را یاد کاراکترهای فیلم وس اندرسون خواهد انداخت؛ مجموعه ای از آدم های غیر معمول(و در دنیای واقعی غیر قابل تحمل!) که در نهایت در یک آپارتمان دور هم جمع می شوند.
شخصیت اصلی داستان، بیوه ی مسن یک وکیل پولساز است که زبان تندی دارد و با کسی تعارف ندارد. طوری که حتی بهنگام مرگ همسرش و با دیدن جسد بی جان او در تختخواب، به جای خبرکردن امبولانس به اسکی می رود.
او در جایی از داستان در پاسخ به پسرش که از او میپرسد آیا همسرش را دوست داشته جواب میدهد: «داشتم، بعد نداشتم، سپس داشتم و بعد واقعا نداشتم».
از پاتریک دوویت پیشتر دو کتاب مطرح دیگر به چاپ رسیده است؛ برادران سیسترز و Undermajordomo minor. شاید بشود گفت French Exit قسمت سوم این تریلوژی ست.
همچون دو داستان قبل، این کتاب هم جا به جا حاوی موقعیتهای ابسرد است. شاید وجود گربه ی نچسبی که روح شوهر مرده را با خود حمل می کند، نقطه ی عطف کتاب باشد.
علاوه بر موقعیتهای مضحک، بازی پاتریک دوویت با واژه ها نیز معرکه ست. طبعا به پای اسکاروایلد نمی رسد اما مرتبا شما را یاد او خواهد انداخت.
اگر فیلم گرند بوداپست هتل را دیده اید و از آن خوشتان آمده، از آخرین کتاب پاتریک دوویت یعنی French Exit هم لذت خواهید برد.
@dromidzargari
خلیل جبران
آخرین کتاب پاتریک دوویت به نظر من حاوی مقادیر متنابهی بی تفاوتی و به تبع آن مرگ است!
شخصیت های کتاب دوویت به میزان زیادی شما را یاد کاراکترهای فیلم وس اندرسون خواهد انداخت؛ مجموعه ای از آدم های غیر معمول(و در دنیای واقعی غیر قابل تحمل!) که در نهایت در یک آپارتمان دور هم جمع می شوند.
شخصیت اصلی داستان، بیوه ی مسن یک وکیل پولساز است که زبان تندی دارد و با کسی تعارف ندارد. طوری که حتی بهنگام مرگ همسرش و با دیدن جسد بی جان او در تختخواب، به جای خبرکردن امبولانس به اسکی می رود.
او در جایی از داستان در پاسخ به پسرش که از او میپرسد آیا همسرش را دوست داشته جواب میدهد: «داشتم، بعد نداشتم، سپس داشتم و بعد واقعا نداشتم».
از پاتریک دوویت پیشتر دو کتاب مطرح دیگر به چاپ رسیده است؛ برادران سیسترز و Undermajordomo minor. شاید بشود گفت French Exit قسمت سوم این تریلوژی ست.
همچون دو داستان قبل، این کتاب هم جا به جا حاوی موقعیتهای ابسرد است. شاید وجود گربه ی نچسبی که روح شوهر مرده را با خود حمل می کند، نقطه ی عطف کتاب باشد.
علاوه بر موقعیتهای مضحک، بازی پاتریک دوویت با واژه ها نیز معرکه ست. طبعا به پای اسکاروایلد نمی رسد اما مرتبا شما را یاد او خواهد انداخت.
اگر فیلم گرند بوداپست هتل را دیده اید و از آن خوشتان آمده، از آخرین کتاب پاتریک دوویت یعنی French Exit هم لذت خواهید برد.
@dromidzargari
دیگر همه متفق القول هستند که «از ماست که برماست»! یا به عبارتی؛ از مابود که برما شد!!
حضرات سالهاست که مدعی اند ماستشان سفید است، سفیدترین ماست دنیا! اما غیر از سیاهی چیزی نصیب ملت نشده است.
همه چیز آنقدر عیان است که نیازی به کشیدن مو از ماست هم نیست. ما نیز بنا نداریم در «این روز خجسته» ماست و دروازه را یکی کنیم. هردو، به موقع خودش «بسته» خواهند شد.
بنابراین، یک کلام بگوییم و تمام: دیر نخواهد بود روزی که ماست ها را کیسه کنند….
@dromidzargari
حضرات سالهاست که مدعی اند ماستشان سفید است، سفیدترین ماست دنیا! اما غیر از سیاهی چیزی نصیب ملت نشده است.
همه چیز آنقدر عیان است که نیازی به کشیدن مو از ماست هم نیست. ما نیز بنا نداریم در «این روز خجسته» ماست و دروازه را یکی کنیم. هردو، به موقع خودش «بسته» خواهند شد.
بنابراین، یک کلام بگوییم و تمام: دیر نخواهد بود روزی که ماست ها را کیسه کنند….
@dromidzargari
هیو جکمن احتمالا دوباره به سرطان پوست مبتلا شده است. ضد آفتاب بزنید!
@dromidzargari
@dromidzargari
پیشنهاد فیلم؛ «جنگ سرد»: قصه ی دلدادگی و دلتنگی
دو قلب، چهار چشم، او یو یو!
در سالهای ابتدایی پس از جنگ، در لهستان سرد و ماتم زده، یک موسیقیدان و گزارشگر همراهش مشغول ضبط موسیقی فولکلوریک لهستان و بدنبال آن کشف استعدادهای جوان میشوند.
خیلی زود موسیقیدان عاشق دختری از میان این جوانان میشود و در پیِ آن: دلدادگی، هراس، مهاجرت، فراق، حسادت، خیانت، افسوس، بازگشت و دوباره عشق…و در تمام این احوالات سایه ی شوم و سنگین سیاست و ایدئولوژی بر همه چیز.
@dromidzargari
دو قلب، چهار چشم، او یو یو!
در سالهای ابتدایی پس از جنگ، در لهستان سرد و ماتم زده، یک موسیقیدان و گزارشگر همراهش مشغول ضبط موسیقی فولکلوریک لهستان و بدنبال آن کشف استعدادهای جوان میشوند.
خیلی زود موسیقیدان عاشق دختری از میان این جوانان میشود و در پیِ آن: دلدادگی، هراس، مهاجرت، فراق، حسادت، خیانت، افسوس، بازگشت و دوباره عشق…و در تمام این احوالات سایه ی شوم و سنگین سیاست و ایدئولوژی بر همه چیز.
@dromidzargari
پیشنهاد فیلم: پینوکیو!
این شاید چندمین فیلمی ست که از داستان قدیمی کارلو کلودی برگرفته شده و به نظر من بهترینِ آنهاست!
گیرمو دل تورو (سازنده ی فیلمهایی چون لابیرنت پن و شکل آب)دست به هر کاری میزند، چیزی متفاوت و تاثیر گذار خلق میکند. چه کسی میتوانست تصور کند که از یک قصه ی معروف قدیمی بتوان فیلمی اینچنین سیاه ساخت؟!
در این انیمیشن که به شکل استاپ موشن ساخته شده ، داستان با جنگ جهانی اول آغاز میشود و پدر ژپتو در بمبارانِ کلیسا پسرش را از دست میدهد…ژپتو در غم ِ از دست دادن فرزند، پینوکیو را از چوب میسازد. همزمان، فاشیسم در ایتالیا در حال شکل گیری ست( واژه ی فاشیسم از fascio به معنای چند شاخه چوب بهم متصل شده گرفته شده).
پینوکیوی دل تورو نه فقط داستان جنگ و نیرنگ و فاشیسم و موسولینی، بلکه داستان ِمرگ، زندگی، وجدان و…هم هست.
پینوکیو: «وجدان همان ندای نازکی ست که کسی به آن گوش نخواهد داد!».
@dromidzargari
این شاید چندمین فیلمی ست که از داستان قدیمی کارلو کلودی برگرفته شده و به نظر من بهترینِ آنهاست!
گیرمو دل تورو (سازنده ی فیلمهایی چون لابیرنت پن و شکل آب)دست به هر کاری میزند، چیزی متفاوت و تاثیر گذار خلق میکند. چه کسی میتوانست تصور کند که از یک قصه ی معروف قدیمی بتوان فیلمی اینچنین سیاه ساخت؟!
در این انیمیشن که به شکل استاپ موشن ساخته شده ، داستان با جنگ جهانی اول آغاز میشود و پدر ژپتو در بمبارانِ کلیسا پسرش را از دست میدهد…ژپتو در غم ِ از دست دادن فرزند، پینوکیو را از چوب میسازد. همزمان، فاشیسم در ایتالیا در حال شکل گیری ست( واژه ی فاشیسم از fascio به معنای چند شاخه چوب بهم متصل شده گرفته شده).
پینوکیوی دل تورو نه فقط داستان جنگ و نیرنگ و فاشیسم و موسولینی، بلکه داستان ِمرگ، زندگی، وجدان و…هم هست.
پینوکیو: «وجدان همان ندای نازکی ست که کسی به آن گوش نخواهد داد!».
@dromidzargari
۲۳ آوریل روز جهانی کتاب است. پیشنهاد من: تمام کتابهای جولیان بارنز!
@dromidzargari
@dromidzargari
«دو چیز را که پیشتر کنار هم نبوده اند، کنار هم می گذارید. و دنیا عوض می شود....».
«سطوح زندگی»کتابی ست در مورد دو چیز که کنار هم گذاشته می شوند؛ از بالون سواری و عکاسی... تا عشق و غم از دست دادن معشوق.
تریپتیک (triptych) فرمی از نقاشی ست که در سه لت کنار هم کشیده می شود. جولیان بارنز در «سطوح زندگی» تریپتیکی کشیده و در هر لت دو چیز را که پیشتر کنار هم نبوده اند، کنار هم گذاشته است. لت های تریپتیک بارنز در نگاه اول چندان با هم جور به نظر نمی رسند، اما اگر نگاهی عمودی به آن بیندازیم «سطوح زندگی» کتابیست کشیده شده در سه سطح؛ از آسمان به جایی در زیر خاک.
شخصا آنچه در مورد نوشته های بارنز می پسندم جدا از سبک و ایجاز، آمیختن تاریخ در جوهر داستان های اوست. کاری که بارنز بخصوص در «نویز زمان» استادانه انجام داده است. و البته هنوز «درک یک پایان» بهترین کتاب اوست. «سطوح زندگی» اگرچه در هر فصل با کنار هم گذاشتن دو چیز آغاز می شود اما مثل بیشتر داستانهای خوب، داستانی در مورد تنهایی ست.
«و درمان تنهایی، خلوت گزینی ست».
« The cure for loneliness is solitude ».
@dromidzargari
«سطوح زندگی»کتابی ست در مورد دو چیز که کنار هم گذاشته می شوند؛ از بالون سواری و عکاسی... تا عشق و غم از دست دادن معشوق.
تریپتیک (triptych) فرمی از نقاشی ست که در سه لت کنار هم کشیده می شود. جولیان بارنز در «سطوح زندگی» تریپتیکی کشیده و در هر لت دو چیز را که پیشتر کنار هم نبوده اند، کنار هم گذاشته است. لت های تریپتیک بارنز در نگاه اول چندان با هم جور به نظر نمی رسند، اما اگر نگاهی عمودی به آن بیندازیم «سطوح زندگی» کتابیست کشیده شده در سه سطح؛ از آسمان به جایی در زیر خاک.
شخصا آنچه در مورد نوشته های بارنز می پسندم جدا از سبک و ایجاز، آمیختن تاریخ در جوهر داستان های اوست. کاری که بارنز بخصوص در «نویز زمان» استادانه انجام داده است. و البته هنوز «درک یک پایان» بهترین کتاب اوست. «سطوح زندگی» اگرچه در هر فصل با کنار هم گذاشتن دو چیز آغاز می شود اما مثل بیشتر داستانهای خوب، داستانی در مورد تنهایی ست.
«و درمان تنهایی، خلوت گزینی ست».
« The cure for loneliness is solitude ».
@dromidzargari
«تنها زمانی آزاد و خشنود خواهی بود که قادر باشی بین چیزهایی که توان تغییرشان را داری و آنهایی که از اختیار تو خارجند، افتراق قائل شوی».
@dromidzargari
@dromidzargari
«من همیشه حقیقت رو میگم، حتی وقتی دروغ میگم».
-Scarface
آل پاچینوی بزرگ امروز ۸۳ ساله شد.
@dromidzargari
-Scarface
آل پاچینوی بزرگ امروز ۸۳ ساله شد.
@dromidzargari
«خواننده را میتوان در قفس کرد، آوازش را نه».
هری بلافونته
هری بلافونته امروز در ۹۶ سالگی درگذشت. او فقط خواننده نبود، یک فعال سیاسی و یک مبارز علیه آپارتاید هم بود.
@dromidzargari
هری بلافونته
هری بلافونته امروز در ۹۶ سالگی درگذشت. او فقط خواننده نبود، یک فعال سیاسی و یک مبارز علیه آپارتاید هم بود.
@dromidzargari
مارکوس اورلیوس در چنین روزی در حدود ۱۹۰۰ سال پیش بدنیا آمد. او امپراطور روم بود شاید تنها امپراطوری که بیش از آن که امپراطور باشد، فیلسوف بود. در واقع مارکوس اورلیوس از بزرگترین رواقیون عالم است و کتاب «تالمات» او سرشار از پندهای کم نظیر است.
«این مرگ نیست که هراسناک است بلکه آنچه میبایست از آن ترسید هرگز شروع به زندگی نکردن است».
@dromidzargari
«این مرگ نیست که هراسناک است بلکه آنچه میبایست از آن ترسید هرگز شروع به زندگی نکردن است».
@dromidzargari
«گدایان چو بر اسب نشینند، چنان برانند که حیوان بمیرد».
Beggars mounted run their horse to death.
-شکسپیر
@dromidzargari
Beggars mounted run their horse to death.
-شکسپیر
@dromidzargari
Happy birthday universe!
تولد کائنات مبارک!
مطابق محاسبات کپلر، کائنات در ۲۷ آوریل ۴۹۷۷ پیش از میلاد خلق شدند! یعنی امروز هفت هزار ساله شدند!
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم.
@dromidzargari
تولد کائنات مبارک!
مطابق محاسبات کپلر، کائنات در ۲۷ آوریل ۴۹۷۷ پیش از میلاد خلق شدند! یعنی امروز هفت هزار ساله شدند!
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا درگذریم
با هفت هزار سالگان سر بسریم.
@dromidzargari