Dr. Omid Zargari
568 subscribers
568 photos
46 videos
3 files
121 links
Download Telegram
پیشنهاد فیلم هنوز ندیده!
«شیطان وجود ندارد».
فیلم رسولوف امسال خرس طلایی برلین را برد. خبر خوبی که لابلای اخبار بد بحران کورونا گم شد.
داستان فیلم، من را به یاد ماجرای آدولف آیشمن (کتاب هانا آرنت) می اندازد.
فکر میکنم فیلم بسیار تاثیرگذاری باشد.
@dromidzargari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کدامیک خطرناکترند؟!
کورونا یا سیصدهزار اکیپ بسیجی؟

ماحصل سخنان وزیر محترم را در همان جمله ی اول میتوان دریافت: «برای اولین بار در جهان بجای اینکه بنشینیم تا ویروس سراغمان بیاید خودمان به استقبال ویروس برویم!!».

دیگر این را اغلب ما دریافته ایم که ما ملتی هستیم غیر قابل پیشبینی، عاشق همیشگی حضور در صحنه و بسیار مستعد برای جوگیر شدن! اما دست بر قضا، حداقل این بار بخش قابل توجهی از مردم با شکیبایی، مراعات اصول بهداشتی و‌ماندن در منازل رفتار درستی از خود نشان دادند(از بی مغز هایی که دسته جمعی راهی شمال میشوند یا در و دیوار را می لیسند بگذریم).

در میانه ی این رفتار درست، فرمان وزیر بهداشت برای سر زدن سیصد هزار اکیپ به تک تک منازل نمایشی بی حاصل است که هیچ توجیه منطقی ندارد. اسمش را میشود گذاشت مانور استیصال یا هرچیز دیگر...
ای کاش بیش از این مضحکه ی جهان نشویم.
@dromidzargari
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

تصویر آن مادر لرستانی که شب هنگام خودپرداز بانک را تمیز میکند و یا آن جوان پارس آبادی که با هزینه ی شخصی مشغول ضد عفونی کردن شهر است را بگذارید کنار تصاویر سوپرمارکت های غارت شده...
در همین چند روز شاهد این بوده ام که همکارانم در سراسر ایران چگونه در حدتوان خود و به اشکال مختلف کمک رسانده اند.
در این بین، آنچه نیست تدبیر و همدلی از آنانی است که به ظاهر مسئول کنترل این بحران هستند.
دوستان خوبم حمید و مسعود نوشته هایی خطاب به ایشان نوشته اند که درد دل همه ی ماست👇🏼

@dromidzargari
Forwarded from Hamid Akhavein
☎️ 📞 ☎️ 📞📞📞

📞 @ نامه سرگشاده به وزیر ارتباطات...

"ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد ، "ایام کرونایی"

از ما نکند کس یاد ، بی ماسک کنیم فریاد
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی"


جناب آقای آذری جهرمی....
وزیر محترم ارتباطات....
ویکی پدیا شما را سیاستمدار و مدیر ارشد اجرایی معرفی کرده است که طبعا" با توجه به حضور شما در بالاترین منصب اجرایی در کشور یعنی وزارت ، تعریف درستی است.
البته سیاستمدار بودن و مدیر ارشد اجرایی بودن ، هم میتواند موجب هم افزایی توان شما گردد(به یک کرشمه دوکار) و هم جمع اضدادی شود که عملکرد شما را به تعارض و تناقض بکشاند که این دومی محتمل تر است ..چرا که در این دیار هرچه و هرکه سیاسی شد ، جز وحشتم نیافزود....
"از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت"
یکی از نمونه های واضح و مشهود این تضاد ، حضور شما در شبکه اجتماعی "توئیتر " در زمان فیلتر بودن آن برای عموم است.
اینجاست که اگر سیاستمدار بودن شما را قبول کنیم ، سیاست شما مصداق بارز "یک بام و دو هوا" و عملکرد اجرایی شما نمونه ای از "واعظ نا متعظ" میباشد.
"عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم"
بگذریم....
در همین فضای مجاری قابل دسترس برای امثال من، از قول شما خوانده ایم که.....
"جهرمی دو کمیته بحران به موازات هم در مرکز ملی فضای مجازی و وزارت ارتباطات برای مقابله با تحریم احتمالی اینترنت تشکیل داده‌است."
و این نیز نشانه ای بر اینکه مدیر بحران نیز هستید.چرا که مدیریت اصلی بحران در پیش بینی و حتی المقدور پیشگیری از بحران است .
عدم توان فکری و اقدام عملی در پیش بینی بحران و دوراندیشی و آینده نگری ، در کنار فقدان مهارت در کارگروهی و سازمان بندی و حل مسئله که همگی در مجموعه عملکرد وزارت بهداشت از ابتدای دولت یازدهم با طرح ناکارآمد " تحول سلامت" آغاز شد و همچنان با طرح های ناکارآمد بعدی ودر سایه ی عدم شایسته سالاری ادامه دارد، روزنه ی امید برای توانمندی مدیریت بحران کرونا توسط وزارت بهداشت را به حداقل رسانیده است.
وچون امیدی به آنها نیست با شما سخن میگویم....مصداق گفتن به در و شنیدن دیوار...
بگذریم.....شاید روزی بحران و تهدید کرونا را " فرصت کرونا" بنامیم و این فرصت امکان نقد و بررسی و بازسازی درست وزارت بهداشت و عملکرد مدیرانش را فراهم کند.
ولی تا به آن فرصت فراغت دست یابیم ّ از این فرصت بحرانی استفاده میکنم واز شما میخواهم همانطور که مدیر بحران هستید ، مرد بحران نیز باشید.
این روزها ، در تنهایی تحمیل شده و نه خودخواسته ای قرار گرفته ایم و روز به روز مجازی تر شده ایم و نیازمان به امکانات ارتباطی مجازی بیش از پیش....
افزایش سرعت اینترنت و رفع فیلترینگ به ویژه در مورد پیام رسانهای کارآمدی چون تلگرام ، در این دوری ناخواسته و اجباری و فشار روانی دلتنگی ،بی شک نه تنها با ایجاد و افزایش فضای اعتماد و آرامش در سایه ی ارتباط راحت تر کمک قابل توجهی در کاهش استرس ها و فشار های روانی انباشته شده ی این روزها خواهد کرد ، بلکه به مراکز اصلی و کارآمد اطلاع رسانی از جمله پزشکان کمک میکند تا در زمان کمتر امکان کمک رسانی مجازی بیشتری به مراجعین خود داشته باشند.
بنابراین از شما درخواست داریم که در این دو مورد یعنی افزایش سرعت اینترنت و رفع فیلترینگ دستور مقتضی، مناسب و سریع بدهید.
تا کی قرار است مزاج ِ این مجاز در قبض باشد...
ملینی تجویز فرمائید....
و چنانچه نخواستید یا نتوانستید این خواسته را اجابت نمایی حداقل در دو مورد زیر اقدام عاجل بفرمائید......
۱.اگر چند تا از آن لباس های تولیدی فضانوردی که خبرش را داده بودید ، برای ما پزشکان بدون ماسک بفرستی ممنون میشویم.
ما نگران خود نیستیم. تنفس در این فضای پر از سرفه و مملو از ویروس ، هزینه ای است که برای پاک کردن فضای آلوده ی ارتباط پزشک و بیمار که حاصل عملکرد نادانان و نابخردان است ، می پردازیم ولی اگر ما سربازان خط مقدم را از دست بدهید ، چکار خواهید کرد...؟
از هاریسون سوزان ِ مسلح به شلغم و روغن بنفشه کمک خواهید گرفت؟
۲.اگر نمیتوانید سیستم پیامکی بانک ها را قطع بفرمایید تا در این اوضاع وانفسا انقدر پیغام دیرکرد قسط نفرستند ، اقلا" ابن کلام شیخ اجل را تا اجل به سراغمان نیامده برای ایشان بفرست.
"امیدوار بود آدمى به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان"
۳.در بینابین پیامک های وزارت بهداشت ، چند تایی پیغام مالیاتی هم برایمان بفرستید. حیف است این همه زخم که بر بدن داریم بدون نمک بماند...

"در گوشه ی تنهایی ، ایام کرونایی
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی"

"رشت.۹۸/۱۲/۱۲.دکتر حمید اخوین.ایام کرونایی"
در راستای فراخوان برای مبارزه با کرونا :

گوش تان را برای شنیدن هشدار ها در مورد خطر کرونا برای مردم میهن ما باز کنید!

جناب وزیر، لطفاً جهان را شگفت‌زده نکنیم!
دکتر مسعود جوزی، مدیر رسانه‌‌ای انجمن پزشکان عمومی ایران
از همان روز که وزیر بهداشت در پاسخ به پیام مقام رهبری نوشت «جهانیان را شگفت‌زده خواهیم کرد»، دلم لرزید. دکتر نمکی وزیر بهداشت ودرمان گفت : «برای نخستین بار در جهان، طرحی در قالب بسیج ملی شکست ِ کرونا با ۳۰۰ هزار اکیپ از دو روز آینده» شروع کند تا ویروس‌ها در خانه‌ها غافلگیر و «قلع و قمع» شوند.!
واقعاً معنی این کار را نمی‌فهمم. مگر کسی گفته مشکل امروز ما بیماریابی است؟ اتفاقاً تا دلت بخواهد موارد بیماری از اشکال خفیف تا بسیار شدید داریم که نه آموزش برای مدارا با انواع خفیف آن کافی است و نه امکانات برای انواع شدید آن. از طرفی، مگر با دوره نهفتگی که ویروس دارد، و با کیت‌های تشخیصی که نداریم (جز برای مسوولان محترم)، اصلاً بیماریابی به آن شکل سنتی و خانه به خانه ممکن است؟
گیرم که بیمار را یافتید (من به‌عنوان یک پزشک گیلانی قول می‌دهم تا یک هفته بعد هیچ خانه‌ای در این استان بدون بیمار نخواهد بود) می‌خواهید با بیمار چه کنید؟ همین حالا بیماران شناخته‌شده ما در حیاط و راهرو بیمارستان‌ها جان می‌دهند، چون دارو نیست و بدتر از آن تخت بیمارستانی و آی‌سی‌یو و تجهیزات کمک‌تنفسی نیست.
از آن گذشته، مگر ما ستاد ملی مبارزه با کرونا، با حضور برجسته‌ترین دانشمندان بیماری‌های عفونی کشور، نداریم؟ این طرح در کدام نشست این ستاد و براساس کدام مستند علمی مصوب شده است؟ ....، نه‌تنها بیهوده و ارزان خرج خواهیم کرد، بلکه با انتقال خانه به خانه ویروس (آن هم در شرایطی که حتی یک ماسک ساده به سختی یافت می‌شود) به‌جای قلع و قمع کرونا، اسباب گسترش آن خواهیم شد.

جناب آقای دکتر نمکی
عاقبت طرح ضربتی و جهادی «تحول» نظام سلامت که‌ یادتان هست؟ این دیگر میلیاردها دلار پول بی‌زبان این ملت نیست که بر باد برود؛ این جان ماست. منِ پزشک همین حالا از ترس این‌که اگر خدای‌نکرده پدرم (اصلاً هر گیلانی، هر قمی و گلستانی، هر ایرانی) مبتلا شود، در قحطی امکانات کمک‌تنفسی بیمارستانی چه خاکی بر سرم بریزم، تنم می‌لرزد؛ شما دیگر از این طرح‌های من‌درآوردی کوتاه بیایید.‌ لطفاً بسه!
❑خطابه‌ی آسان، در اميد


وطن کجاست که آوازِ آشنای تو چنین دور می‌نماید؟
امید کجاست
تا خود
جهان
به قرار
بازآید؟

هان، سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست!

ـ□

معشوق در ذره‌ذره‌ی جانِ توست
که باور داشته‌ای،
و رستاخیز
در چشم‌اندازِ همیشه‌ی تو
به کار است.
در زیجِ جُست‌و جو
ایستاده‌ی ابدی باش
تا سفرِ بی‌انجامِ ستارگان بر تو گذر کند،
که زمین
از اینگونه حقارت‌بار نمی‌مانْد
اگر آدمی
به هنگام
دیده‌ی حیرت می‌گشود.

ـ□

زیستن
و ولایتِ والای انسان بر خاک را
نماز بردن؛
زیستن
و معجزه کردن؛
ورنه
میلادِ تو جز خاطره‌ی دردی بیهوده چیست،
هم از آن دست که مرگ‌ات؟
هم از آن دست که عبورِ قطارِ عقیمِ اَسترانِ تو
از فاصله‌ی کویری میلاد و مرگ‌ات؟
مُعجزه کن مُعجزه کن
که مُعجزه
تنها
دست‌کارِ توست
اگر دادگر باشی؛
که در این گُستره
گُرگان‌اند
مشتاقِ بردریدنِ بی‌دادگرانه‌ی آن
که دریدن نمی‌تواند. ــ
و دادگری
معجزه‌ی نهایی‌ست.

و کاش در این جهان
مرده‌گان را
روزی ویژه بود،
تا چون از برابرِ این همه اجساد گذر می‌کنیم
تنها دست‌مالی برابرِ بینی نگیریم:
این پُر آزار
گندِ جهان نیست
تعفنِ بی‌داد است.

ـ□

و حضورِ گران‌بهای ما
هر یک
چهره در چهره‌ی جهان
(این آیینه‌یی که از بودِ خود آگاه نیست
مگر آن دَم که در او درنگرند) ــ

تو
یا من،
آدمی‌یی
انسانی
هر که خواهد گو باش
تنها
آگاه از دست‌کارِ عظیمِ نگاهِ خویش ــ
تا جهان
از این دست
بی‌رنگ و غم‌انگیز نماند
تا جهان
از این دست
پلشت و نفرت‌خیز نماند.

ـ□

یکی
از دریچه‌ی ممنوعِ خانه
بر آن تلِّ خشکِ خاک نظر کن:
آه، اگر امید می‌داشتی
آن خُشک‌سار
کنون اینگونه
از باغ و بهار
بی‌برگ نبود
و آن‌جا که سکوت به ماتم نشسته
مرغی می‌خوانْد.

ـ□

نه
نومیدْ مردم را
معادی مقدّر نیست.
چاووشیِ‌ امید انگیزِ توست
بی‌گمان
که این قافله را به وطن می‌رساند.


۲۳ تیرِ ۱۳۵۹ | به رامین شهروند


■ از دفتر ترانه‌های کوچک غربت
ایران - تایوان

از انکار و جدی نگرفتن تا مهار و مقابله ی پیشگیرانه و فعال

تایوان با جمعیتی حدود ۲۴ میلیون نفر و تراکم جمعیتی بالا تنها حدود ۱۲۰ کیلومتر با چین فاصله دارد.
مبادلات چین و تایوان بسیار وسیع بوده، هر سال میلیون ها نفر بین این دو کشور تردد میکنند. ویروس COVID-19 درست قبل از سال نوی چینی و در آغاز تعطیلات و شروع مسافرت ها بین این دو کشور، در چین ظهور کرد.
علیرغم نزدیکی و حجم وسیع مسافرتها، تایوان چندان لطمه ای از این ویروس ندید. اما چرا؟!
تایوان از همان ابتدا مسئله را جدی گرفت و بلافاصله در صدد حفظ جان شهروندانش برآمد.
آنها سریعا یک سیستم هشدار راه اندازی کردند و با استفاده از نوعی بارکد (QR Code scanning) بطور آنلاین تمام اطلاعات را ذخیره کرده و برحسب سابقه ی مسافرت و علائم بالینی افراد، آنها را به گروه های کم خطر و پر خطر تقسیم کردند. سپس، افراد پرخطر را درمنزل خودشان قرنطینه کرده و مرتبا از طریق موبایل آنها را ردیابی کردند تا مطمئن شوند که طی دوره ی کمون از منزل خارج نمیشوند.
علاوه براین، هر بیماری که علائم شدید تنفسی داشت و آزمایش انفلوانزایش منفی بود را از نظر احتمال کورونا تست کردند.
کنترل مرزها، بیماریابی سریع، قرنطینه کردن موارد مشکوک، جستجوی فعال برای پیدا کردن موارد بیمار و در نهایت آموزش و اطمینان بخشی به مردم نتیجه داد و اینک کشور مجاور منبع آلودگی به مرتب کمتر از ما درگیر بحران است.
آیا ما هم در نهایت از دیگران و تجربیات تلخ خودمان درس خواهیم گرفت؟

در هر حال، امید را میبایست زنده نگاه داشت و بهار چندان دور نیست:

شکر آن را که دگر باز رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بپوی

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز
ورنه هرگز گل و نسرین ندمد زآهن و روی


@dromidzargari
چهارشنبه- یک ویروس جدید از چین شروع شده است. چین دور است. نگران نیستم. به من چه. می‌خواستند ران مورچه‌خوار یا خفاش به نیش نکشند. من تارک دنیا هستم.

چهارشنبه بعدی- کرونا مثل این‌که فقط در چین جولان نمی‌دهد و رسیده خاورمیانه و اروپا. عجب گرفتاری شدیم. من همیشه گفته‌ام که انسان موجود اجتماعی‌ای نیست و باید در خلوت خود به شکل سولو زندگی کند. این هم تائید حرفم.

پنج‌شنبه- ماجرا جدی شده است. اصلا دوست ندارم مرگم بابت کرونا باشد. کیفیت مرگ آدم به اندازه‌ی کیفیت زندگی‌اش مهم است. رفتم ژل ضدعفونی بخرم. اما نیست و تخمش را ملخ خورده است. به جای آن الکل خریدم و صد تا دستکش.

یکشنبه- دست‌هایم کبره بسته است. از بس با الکل و صابون و بنزین می‌شورم‌شان. اگر از کرونا نمیرم، از سرطان پوست حتما تلف می‌شوم. اما به نظرم مرگ با سرطان پوست کیفیت بالاتری دارد.

دوشنبه- کلونی کرونا مدینه‌ی فاضله‌ی احمدی‌نژاد است. از بس که سرعت تولید مثل‌شان زیاد است. امروز دیوید زیاد سرفه می‌کند. با هر سرفه طوری نگاهش می‌کنیم که انگار گوزیده است. نگاهی پر از نفرت. در اتاقم را بستم.

سه‌شنبه- باورم نمی‌شود که یک نفر در شرقِ دور ران یک مورچه‌خوار یا خفاش را به نیش کشیده است و ما در غرب دور باید تاوانش را پس بدهیم. گمانم این همان اثر پروانه‌ای است. اگر هم نیست که به درک. حالا که وقت این حرف‌ها نیست. گمانم خداوند این بار به جای آزمون الهی تصمیم به برگزاری کنکور سراسری گرفته است.

چهارشنبه- توصیه کرده‌اند که به هیچ وجه دست به صورت‌مان نزنیم. بعد از خواندن این توصیه همه جای صورتم به خارش افتاده است. جاهایی از صورتم می‌خارد که تا حالا از وجودشان بی‌خبر بوده‌ام. با چنگال استریل صورتم را ‌میخارانم.

پنج‌شنبه- کماکان با الکل دست‌هایم را می‌شورم. تمام سلول‌های پوستم مست و پاتیل شده‌اند و خشک. کرونای پدرسگ. بدتر از خاریدن، خالی شدن زندگی از بوس و بغل است. کرونا از ایدز هم بدتر است.
جمعه- نسبت به حرکت دست‌هایم به خودآگاهی رسیده‌ام. این‌که دارند چه کار می‌کنند و چیزی را لمس می‌کنند. چقدر در روز دست‌هایم کارهای متفاوت و عجیب و پیچیده‌ای می‌کنند که به آن‌ها بی‌توجه بوده‌اند. رد چنگال روی صورتم درد می‌کند.

شنبه- الکل صنعتی کم‌یاب شده است. کم‌کم دارم فکر می‌کنم که باید پای جانی‌واکر و ابسولوت را وارد ماجرا کنم. بمالم و بنوشم و به کرونای پدرسگ فحش بدهم. همه‌جایم می‌خارد. قسمت روشن ماجرا این است که فهمیده‌ام آدم‌ها وقتی ماسک می‌زنند و فقط چشم‌هایشان دیده می‌شود، چقدر قشنگ می‌شوند. فدای چشم‌های خسته و شهلای تک‌تک‌تان.

یک‌شنبه- امروز توی خبرها خواندم که خیلی از نمایندگان مجلس کرونا گرفته‌اند. مگر این‌ها توی مجلس چه کار می‌کنند؟ آنها درآمد کافی دارند و می‌توانند با خیال راحت بروند قرنطینه و انگور و آناناس بخورند. اما اگر من کرونا بگیرم، یک ماه هم دوام نمی‌آورم. من هنوز معتقدم که عدالت افسانه است. کی کنکور تمام می‌شود؟

دوشنبه- نوروز نزدیک است. اما کی جرات دارد برود عیددیدنی؟ درواقع امسال عیدِ ماهی‌های گلی است که احتمالا جان چند میلیون‌ نفرشان نجات پیدا می‌کند. لابد آن خفاش یا مورچه‌خوار قهرمان ملی ماهی‌هاست. چرا سوراخ دماغ آدم باید این‌قدر بخارد. چرا دسته‌ی چنگال را این‌قدر کلفت می‌سازند؟

سه‌شنبه- ران یک مورچه‌خوار (یا خفاش) با اقتصاد جهان وصلت کرده است. برندگان این ماجرا محتکران دستکش و ژل (ضدعفونی و نه آن یکی ژل) هستند. خیلی بی‌شرفند. اما برنده‌ی واقعی آن زنی بود که دستکش اضافه‌اش را داد به آن آقایی که دستکش گیرش نیامده بود. شرافت موقع کنکور معلوم می‌شود. اصلا اسمش شرافت‌سنج است. مثل حرارت‌سنج.

چهارشنبه- دیوید هنوز سرفه می‌کند. صرفا یک آلرژی معمولی است به بوی دستمال الکلی. اما ما هنوز دوستش نداریم. پوست دست‌هایم شده مثل پوست زانوی غارنشینان دوران پارینه‌سنگی. صورتم هم می‌خارد. دستمال توالت هم در استرالیا قحط شده است. آقای حریرچی هم در قرنطینه است. هر چه بگندد نمکش می‌زنند وای به روزی که بگندد نمک.

پنج‌شنبه- کشته‌شدگان کرونا از کشته‌شان یازده سپتامبر زده جلو. چرا هیچ کس کرونا را تروریست معرفی نمی‌کند و دولت‌ها همت‌شان را نمی‌گذارند روی جمع کردن این ماجرا؟ تحت همین شرایط، هنوز سیاست‌مداران سیخ به هم فرو می‌کنند. سیخ‌تان را غلاف کنید و ببینید که جان جهان بسته به ران خفاش (یا مورچه‌خوار) است. اصلا بروید داستان ابرهه را بخوانید.

جمعه- امروز تعطیل است. گور پدر هر چی خفاش و مورچه‌خوار. ما این کنکور را هم رد می‌کنیم. من نیمه‌ی پر لیوان را نگاه می‌کنم. حتی اگر در آن مایع زرد رنگ کف‌کرده‌ای ریخته‌ باشند. ما برنده‌ایم.
#فهیم_عطار
@fahimattar
همشهریان عزیزم
برای چندمین بار خواهش میکنم از منزل خارج نشوید.
بیمارانی که نیاز به تجدید دارو دارند به من ای میل بزنند تا هماهنگی لازم انجام شود:
ozargari@yahoo.com
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت

آیا این بلای جدید بزودی پایان خواهد یافت؟
واقعیت این است که هیچکس نمیداند (و هنوز دوایی هم فرستاده نشده!).

با این حال، دامن زدن به وحشت و هراس عمومی خود بحرانی بزرگتر رقم خواهد زد. درست است که به آمار و عملکرد اولیای امور اعتمادی نیست، اما خوشبختانه پزشکان و پرستاران ما از دل و‌جان مشغول مراقبت از بیماران هستند.(همان پزشکان و پرستارانی که صدا و سیما به طرق مختلف در حال تخریب اعتبارشان بود!).

پاندمی ها اغلب حالت موجی دارند. امیدوارانه باید گفت چنانچه مرحله ی حاد کنونی را سپری کنیم، به مرور شیوع بیماری کاهش یافته و تا موج بعد آمادگی های لازم کسب خواهد شد. احتمالا واکسن موثر علیه ویروس جدید هم ساخته خواهد شد. از همین حالا اخباری در مورد دارویی موثر برای این ویروس نیز شنیده می شود.

مهمترین چیزی که اینک به آن نیاز داریم زمان است. زمانی برای فرصت دادن به سیستم بهداشتی تا از این طوفان گذر کند. از این رو کاستن هرگونه تماس و ماندن در منزل منطقی ترین کار است.

تصور کنید تازه از سفری خسته کننده برگشته اید! در آن صورت شیرینی ماندن در خانه را بیشتر حس خواهید کرد!
@dromidzargari
پس امضای دوم!
برخی از دوستانم میپرسند پس وظیفه ی دولت چیست؟
جوابش ....است!
پس امضای سوم: تا همینجا هم ممنون! مبالغ خوبی جمع آوری شد.
میشود در خانه ماند،

میشود در خانه ماند و به همشهری و هموطن کمک کرد،
میشود در خانه ماند و روحیه را حفظ کرد،
میشود در خانه ماند و اولیای امور را مورد نوازش کلامی قرار داد! (که همان اثر کلردیازپوکساید را داراست!)،
میشود در خانه ماند و کتاب خواند (مثلن «در جستجوی زمان از دست رفته» ای که گویی هیچوقت تمام نمیشود)
و البته میشود فیلم دید!

پیشنهاد فیلم: Yesterday

گروه بیتلز را میتوان دوست نداشت، اما تصور دنیای بدون بیتلز قدری غریب است.
داستان فیلم «دیروز» داستان دنیای بدون بیتلز، بدون کوکاکولا و بدون هری پاتر است!
قهرمان داستان که خواننده ای کم استعداد و‌معمولی ست پس از تصادفی غیرمعمول، متوجه می شود که ظاهرن تنها کسی ست که گروه بیتلز و آهنگهایش را بخاطر می آورد. به این ترتیب تصمیم میگیرد که ترانه های بیتلز را با اسم خودش منتشر کند و با کمک Ed Sheeran خیلی سریع به معروفترین خواننده ی دنیا تبدیل میشود.

فیلم، طنز سرد و تیز و درعین حال بسیار دلچسب انگلیسی را داراست، همراه با قدری رومنس و البته مقادیر زیادی موزیک! و در مجموع برای هم نسلان من و مسن تر ها که با بیتلز خاطره دارند فیلم سرگرم کننده ایست.
@dromidzargari
دوستان عزیزم

کمابیش از اوضاع رشت (و گیلان) مطلع هستید. طی این مدت همکاران خط اول درمان مدام و دلسوزانه مشغول کمک به بیماران هستند.

ما نیز در خط دوم با جمع آوری کمک های نقدی (تاکنون حدود یکصد و هشتاد میلیون تومان) در حد امکان در تهیه ی وسایل پشتیبان این عزیزان بوده ایم.
متاسفانه هنوز مشکلات زیادی باقیست. بنابر این بی آن که امید چندانی به اولیای امور داشته باشیم، برای تامین نیازمندی های بیمارستان ها (بخصوص بیمارستان رازی رشت) به کمکهای بیشتری نیاز هست.
شماره ی کارت انجمن متخصصین پوست استان گیلان (به نام دکتر عباس درجانی) را به اشتراک میگذارم تا چنانچه مایل بودید از این طریق کمک کنید:
6104 3376 2967 4084
بانک ملت

با سپاس
دکتر امید زرگری
پس امضا: چنانچه مایل بودید رسید پرداخت خود را برای من ای میل کنید:
ozargari@yahoo.com
عزیزان من!
روز جهانی زن و روز مرد بر شما مبارک!

از همه ی شما متشکرم. خوشبختانه با کمک شما تاکنون رقم قابل توجهی (حدود دویست میلیون تومان) جمع شده است. در ادامه ی کمک به همکاران عزیزمان، در حال خرید وسایل مورد نیاز برای پرسنل فداکار بیمارستان های گیلان هستیم.

مردم ما علیرغم همه ی تنگدستی و مشکلاتی که بر اثر بی کفایتی و بی تدبیری مسئولین به آن دچار شده ایم هنوز انسانیت را از یاد نبرده اند.

از طرف انجمن متخصصین پوست از همه سپاسگزاری میکنم.
🌺🌼🌸
🖋عملیات آرامش فکری....
پنج توصیه برای حفظ آرامش و خونسردی در مواقع مواجهه با مصیبت ها:

🔸۱/به تنهایی کار خاصی نمی توانید انجام دهید مگر اینکه آدم معروفی باشید.
اغلب فجایع بشری از آنچه به نظر می رسند بسیار پیچیده ترند.به همین دلیل هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند چگون به پایان می رسند و به همین خاطر است که بیشتر از آنچه پیش بینی می شود به طول می انجامند.
🔹۲/ اگر قصد دارید کاری کنید از درد و رنج مردم کاسته شود ، کمک مالی کنید. فقط پول...
اگر پزشک ، خنثی کننده بمب یا دیپلمات نیستید ّ از این سر دنیا به آن سر دنیا به مناطق بحران زده
سفر نکنید.
خیلی از مردم دچار حماقت" داوطلب" می شوند.
شیرینی و لذت حاصل از کار خیر از پایه اشتباه است .متخصصان خیلی بهتر از شما می توانند از پولی که فرستاده اید استفاده کنند.
🔸۳/تا می توانید خودتان را از اخبار دور نگه دارید. بخصوص وقتی فجایع انسانی رخ می دهد.
مطلع بودن ، شاید حس انسانی بیشتری به شما بدهد اما شما نمی توانید کار خاصی بکنید ( مگر این که کمک مالی کنید)
🔹۴/دور از منطق نیست که در نظر بگیرد که دنیا سرشار از شور زندگی است و چنین بحران ها ّ فجایع و مصیبت هایی در همه جا شایع اند.
از آن جایی که منابع مالی شما محدود است باید آن ها را متمرکز کنید.دو یا سه سازمان خیریه راانتخاب کنید و سخاوتمندانه به آن ها کمک کنید.
🔸۵/شما مسئول وضعیت کنونی جهان نیستید.
زندگی شرافتمندانه پرباری را در پیش بگیرید و فقط شیطان صفت نباشید.اگر به این نصیحت گوش بدهید ، شما هم در بهتر شدن دنیا سهیم هستید.
🔸🔹نتیجه نهایی:
راه حلی پیدا کنید تا بتوانید با بی رحمی های
جهان کنار بیایید.لازم نیست حتما" از روش های فوق استفاده کنید. اما مهم است که برایش طرح و برنامه داشته باشید. در غیر این صورت تحمل زندگی برایتان سخت می شود.

🔸برداشت از فصل ۳۴ از کتاب "هنر خوب زندگی کردن"
نوشته ی رولف دوبلی...ترجمه عادل فردوسی پور

🖋"گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند

حقا کز این غمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند"
 
🌹شماره حسابهای معتبر برای ارسال کمک های نقدی برای کمک رسانی در واقعه "کرونا"
👇👇👇👇
🔸۰۱۰۶۳۲۳۲۰۹۰۰۹ عهده ی بانک ملی
و شماره کارت۸۴۹۱_۱۸۱۴_۹۹۷۴_۶۰۳۷
بنام جناب آقای بابک عبدالصمدی موقر..
نماینده ی کانون وکلای دادگستری
وارسال تصویر فیش واریزی به شماره۰۹۱۱۱۸۱۳۶۹۰

🔹شماره کارت۴۷۳۰_۰۰۰۴_۲۹۷۰_۵۰۲۲
شماره کارت مجازی حساب انجمن پزشکان عمومی به نام دکتر دوگونچی و دکتر رضایی


🔸شماره حساب...."۶۹۸۷۰۱۸۴۷"
و شماره کارت....۲۷۰۰_۰۰۰۶_۶۳۷۰_۵۸۹۴
بنام مجمع خیرین سلامت استان گیلان


🔹شماره کارت ۴۰۸۴_۲۹۶۷_۳۳۷۶_۶۱۰۴
بنام دکتر عباس درجانی
و ارسال فیش دریافتی به شماره موبایل "۰۹۱۱۱۳۶۱۵۷۰"
یا ایمیل بهozargari@yahoo.com
انجمن متخصصین پوست استان گیلان


🔸موسسه فرهنگی هنری خیریه خادمین امام علی ابن ابیطالب (ع)....تحت نظارت و مدیریت پهلوان رسول خادم....
تایید شده در اینستاگرام "پرویز پرستویی"
شماره حساب ۸۷۶۸۶۰۷۳۱۷...بانک ملت
و شماره کارت۵۲۵۶_۱۱۲۳_۳۳۷۸_۶۱۰۴

😷رشت.دکتر حمید اخوین.۹۸/۱۲/۱۸.ایام کرونایی😷
@HypnoseChannel