Forwarded from اتچ بات
تفاوت های روانکاوی مدرن و فرویدی
رافائل شارون
@dynamicpsychotherapy
#modernpsychodynamic
#freudian
#psychoanalysis
رافائل شارون
@dynamicpsychotherapy
#modernpsychodynamic
#freudian
#psychoanalysis
Telegram
attach 📎
Forwarded from عکس نگار
چه بی پرواست آنکه اطمینان دارد دیگری او را دوست می دارد.
به نامزدش مارتا برنایز
از نامه های فروید (۱۹۳۹-۱۸۷۳)
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis_father
#father_day
به نامزدش مارتا برنایز
از نامه های فروید (۱۹۳۹-۱۸۷۳)
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis_father
#father_day
Forwarded from اتچ بات
گفتگو با وودی آلن(فیلم ساز و بازیگر نام آشنا) در باره روانکاوی
به زبان اصلی
17 MB
#psychoanalysis
#woody_allen
@dynamicpsychotherapy
به زبان اصلی
17 MB
#psychoanalysis
#woody_allen
@dynamicpsychotherapy
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#فیلم
چرا روانکاوی مدرن؟
چه چیز سبب یک جلسه درمانی مفید در روانکاوی می شود ؟
حجم فایل ۶۱ mb
۲۵ دقیقه
@dynamicpsychotherapy رواندرمانی پویشی
#psychoanalysis
#video
چرا روانکاوی مدرن؟
چه چیز سبب یک جلسه درمانی مفید در روانکاوی می شود ؟
حجم فایل ۶۱ mb
۲۵ دقیقه
@dynamicpsychotherapy رواندرمانی پویشی
#psychoanalysis
#video
Telegram
attach 📎
روانکاوی و ادبیات
از منظر #روانکاوی یکی از راههای کشف محتوای ناهشيار رؤیا است. هم در رؤیا و هم در ادبیات از مستقيمگویی اجتناب ميشود.
در #ادبیات داستانی واجد ارزش ادبی است که يک بیانيهی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی نباشد، بلکه داستاننویس هر چه که میخواهد بگوید، به مدد شخصیت ها، موقعیت، زمان، مکان، حال و هوای داستان، کشمکش و تم خاص خودش گفته بشود.
در رؤیا هم دقیقاًًًًًٌٌٌٍ همین طور است خواب حرف نمیزند، بلکه نشان میدهد. نقد ادبی را خود فروید آغاز کرد. فروید در مقالهاش در باره مجسمه موسی اثر #میکل آنژ میگوید که دانشش از هنر، بیش از فردی عامی یا غیر حرفهای نیست.
و در نگرشاش نسبت به هنر یا در شیوه ای که جذابیت های هنر را تجربه می کند در هیچ یک تخصصی ندارد و چنین ادامه میدهد .
اما آثار هنری تاثیر عمیقی بر من میگذارند خصوصا ادبیات و مجسمه سازی بیش از نقاشی چنین تاثیری در من دارند.در آغاز سال 1907 فروید نوشتهای را منتشر کرد و آن تحلیل یک داستان از دیدگاه روانکاوی بود.
این اثر تجزیه و تحلیل داستانی است از ویلهلم نیسن به اسم #گرادیوا. گرادیوا یکی از سه نوشته فروید است که صفت دل انگیز کاملاٍ برازنده آنها است. دو نوشته دیگر عبارتند از :لئوناردو #داوینچی و تحلیل سه صندوقچه.
محمدآزاد عبدالهپور
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
#classic
از منظر #روانکاوی یکی از راههای کشف محتوای ناهشيار رؤیا است. هم در رؤیا و هم در ادبیات از مستقيمگویی اجتناب ميشود.
در #ادبیات داستانی واجد ارزش ادبی است که يک بیانيهی سیاسی، اجتماعی، اخلاقی نباشد، بلکه داستاننویس هر چه که میخواهد بگوید، به مدد شخصیت ها، موقعیت، زمان، مکان، حال و هوای داستان، کشمکش و تم خاص خودش گفته بشود.
در رؤیا هم دقیقاًًًًًٌٌٌٍ همین طور است خواب حرف نمیزند، بلکه نشان میدهد. نقد ادبی را خود فروید آغاز کرد. فروید در مقالهاش در باره مجسمه موسی اثر #میکل آنژ میگوید که دانشش از هنر، بیش از فردی عامی یا غیر حرفهای نیست.
و در نگرشاش نسبت به هنر یا در شیوه ای که جذابیت های هنر را تجربه می کند در هیچ یک تخصصی ندارد و چنین ادامه میدهد .
اما آثار هنری تاثیر عمیقی بر من میگذارند خصوصا ادبیات و مجسمه سازی بیش از نقاشی چنین تاثیری در من دارند.در آغاز سال 1907 فروید نوشتهای را منتشر کرد و آن تحلیل یک داستان از دیدگاه روانکاوی بود.
این اثر تجزیه و تحلیل داستانی است از ویلهلم نیسن به اسم #گرادیوا. گرادیوا یکی از سه نوشته فروید است که صفت دل انگیز کاملاٍ برازنده آنها است. دو نوشته دیگر عبارتند از :لئوناردو #داوینچی و تحلیل سه صندوقچه.
محمدآزاد عبدالهپور
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
#classic
روانکاو در برخورد با متن ادبی به دنبال چیست ؟
تحولات نقد ادبی روانکاوانه چگونه رخ داد؟
نقد روانکاوانه کلاسیک در واقع متن اثر را مترادف نشانه بیماری نویسنده میداند. بنیان این رهیافت این است که متن ادبی همان کارکردی را برای نویسنده دارد که رؤیا برای رؤیابين یا کسی که خواب میبیند؛ یعنی ارضاء پنهان میلی که در دورهی کودکی منع شده بود و به یک نوع دیگر، به یک شکل عجیب و غریب بر ما در خوابمان معلوم میشود. به این ترتیب هدف منتقد پیرو این رهیافت این است که روانشناسی نویسنده را بر حسب امیال ناخودآگاهانهی او به دست دهد.
در دورههای بعد در نقد روانکاوانه تغییراتی به وجود آمد. مکاتب روانکاوی گوناگونی که پس از فروید به وجود آمد،
با ایجاد دگرگونیهایی در دکترین او، نقد ادبی روانکاوانه را دستخوش تغییر کرد. از باب مثال پیروان #آدلر عقده حقارت و عقده خود بزرگبینی را جانشین عقدهی ادیپ میکردند و راه گشای تحلیل شخصیت ادبی میدانستند. هواداران نظریهی #یونگ بر افشای نقش ناخودآگاه جمعی قوم در هویت شخصیتهای ادبی پای میفشردند،ناخودآگاهی که در بردارندهی عناصر عرفانی بود.
پس از تغییرات فوق و ارائه نظرگاه های جدید منتقدان روانکاو به جای اینکه روانکاوی نویسنده را به دست دهند، روانکاوی شخصیتهای ادبی را به دست دادند.
#classic
#psychoanalysis
#literature
@dynamicpsychotherapy
تحولات نقد ادبی روانکاوانه چگونه رخ داد؟
نقد روانکاوانه کلاسیک در واقع متن اثر را مترادف نشانه بیماری نویسنده میداند. بنیان این رهیافت این است که متن ادبی همان کارکردی را برای نویسنده دارد که رؤیا برای رؤیابين یا کسی که خواب میبیند؛ یعنی ارضاء پنهان میلی که در دورهی کودکی منع شده بود و به یک نوع دیگر، به یک شکل عجیب و غریب بر ما در خوابمان معلوم میشود. به این ترتیب هدف منتقد پیرو این رهیافت این است که روانشناسی نویسنده را بر حسب امیال ناخودآگاهانهی او به دست دهد.
در دورههای بعد در نقد روانکاوانه تغییراتی به وجود آمد. مکاتب روانکاوی گوناگونی که پس از فروید به وجود آمد،
با ایجاد دگرگونیهایی در دکترین او، نقد ادبی روانکاوانه را دستخوش تغییر کرد. از باب مثال پیروان #آدلر عقده حقارت و عقده خود بزرگبینی را جانشین عقدهی ادیپ میکردند و راه گشای تحلیل شخصیت ادبی میدانستند. هواداران نظریهی #یونگ بر افشای نقش ناخودآگاه جمعی قوم در هویت شخصیتهای ادبی پای میفشردند،ناخودآگاهی که در بردارندهی عناصر عرفانی بود.
پس از تغییرات فوق و ارائه نظرگاه های جدید منتقدان روانکاو به جای اینکه روانکاوی نویسنده را به دست دهند، روانکاوی شخصیتهای ادبی را به دست دادند.
#classic
#psychoanalysis
#literature
@dynamicpsychotherapy
تبیین اعتیاد از دیدگاه روان تحلیلی
دکتر فهیمه فتحعلی لواسانی
بخش اول
از ديدگاه روان شناختي، يكي از مكاتبي كه با اطلاعات حاصل از يك قرن تجربه كار باليني با معتادان، در فهم عميقتر اعتیاد نقش داشته، روان تحليلي بوده است.
در خلال چند دهه گذشته، تغييرات مهمي در تفكر روان تحليلي اتفاق افتاده و ادبيات روان تحليلي در مورد اعتياد نيز تحت تأثير اين تكامل تاريخي قرار گرفته است. اگرچه با هر پيشرفتي كه در چارچوب نظري روان تحليلي صورت ميگيرد، تفسير جديدي از اعتياد پيشنهاد ميشود، ولي بطور كلي ميتوان سه دوره روان تحليلي كلاسيك، روان شناسي ايگو، روابط ابژه و روان شناسي خود را در تبيين و درمان اعتياد از ديدگاه روان تحليلي متمايز كرد.
در دوره روان تحليلي كلاسيك، از نظريه سائق براي توضيح رفتار اعتيادي استفاده ميشد و ادبيات روان تحليلي يا بر ارضاي واپس رونده غرايز ليبيدويي و يا دفاع بر عليه تكانههاي پرخاشگري و تنش زيربنايي تأكيد داشت.
فرويد و روان تحليل گران اوليه مانند آبراهام و فنيكل، تثبيت در مرحله دهاني رشد رواني جنسي را مطرح كرده و معتقد بودند كه مصرف مواد، فرد را قادر ميسازد تا ارگاسم دهاني دوران كودكي را دوباره تجربه كند. بنابراين، اعتياد به عنوان يك ارضاي نارسيستيك، يعني يك ارضاي بدون ابژه يا انحراف جنسي دهاني ديده ميشد.
در اين دوره، علاوه بر تأكيد بر جنبه ليبيدويي و شهواني اعتياد، عده ديگري از روان تحليل گران مثل رادو و گلاور، بر نقش مصرف مواد به عنوان نوعي دفاع بر عليه تنشها و افسردگي زيربنايي و تمايلات دگرآزارانه و تكانههاي پرخاشگرانه تأكيد ميكردند. اين توجه به كاركرد دفاعي اعتياد به معناي ناديده گرفتن عوامل ليبيدويي نيست، چون تسكين و كاهش درد و ايجاد لذت، هر دو در خدمت اصل لذت هستند.
در اين دوران، با توجه به اينكه فرويد و ساير تحليل گران اوليه، معتادان را مناسب روان تحليلي نميدانستند ، تمايل چنداني براي استفاده از رويكرد روان تحليلي براي اعتياد وجود نداشت (راموس،2004).
@dynamicpsychotherapy
#addiction
#psychoanalysis
دکتر فهیمه فتحعلی لواسانی
بخش اول
از ديدگاه روان شناختي، يكي از مكاتبي كه با اطلاعات حاصل از يك قرن تجربه كار باليني با معتادان، در فهم عميقتر اعتیاد نقش داشته، روان تحليلي بوده است.
در خلال چند دهه گذشته، تغييرات مهمي در تفكر روان تحليلي اتفاق افتاده و ادبيات روان تحليلي در مورد اعتياد نيز تحت تأثير اين تكامل تاريخي قرار گرفته است. اگرچه با هر پيشرفتي كه در چارچوب نظري روان تحليلي صورت ميگيرد، تفسير جديدي از اعتياد پيشنهاد ميشود، ولي بطور كلي ميتوان سه دوره روان تحليلي كلاسيك، روان شناسي ايگو، روابط ابژه و روان شناسي خود را در تبيين و درمان اعتياد از ديدگاه روان تحليلي متمايز كرد.
در دوره روان تحليلي كلاسيك، از نظريه سائق براي توضيح رفتار اعتيادي استفاده ميشد و ادبيات روان تحليلي يا بر ارضاي واپس رونده غرايز ليبيدويي و يا دفاع بر عليه تكانههاي پرخاشگري و تنش زيربنايي تأكيد داشت.
فرويد و روان تحليل گران اوليه مانند آبراهام و فنيكل، تثبيت در مرحله دهاني رشد رواني جنسي را مطرح كرده و معتقد بودند كه مصرف مواد، فرد را قادر ميسازد تا ارگاسم دهاني دوران كودكي را دوباره تجربه كند. بنابراين، اعتياد به عنوان يك ارضاي نارسيستيك، يعني يك ارضاي بدون ابژه يا انحراف جنسي دهاني ديده ميشد.
در اين دوره، علاوه بر تأكيد بر جنبه ليبيدويي و شهواني اعتياد، عده ديگري از روان تحليل گران مثل رادو و گلاور، بر نقش مصرف مواد به عنوان نوعي دفاع بر عليه تنشها و افسردگي زيربنايي و تمايلات دگرآزارانه و تكانههاي پرخاشگرانه تأكيد ميكردند. اين توجه به كاركرد دفاعي اعتياد به معناي ناديده گرفتن عوامل ليبيدويي نيست، چون تسكين و كاهش درد و ايجاد لذت، هر دو در خدمت اصل لذت هستند.
در اين دوران، با توجه به اينكه فرويد و ساير تحليل گران اوليه، معتادان را مناسب روان تحليلي نميدانستند ، تمايل چنداني براي استفاده از رويكرد روان تحليلي براي اعتياد وجود نداشت (راموس،2004).
@dynamicpsychotherapy
#addiction
#psychoanalysis
تبیین #اعتیاد از دیدگاه روان تحلیلی
بخش دوم
روانشناسان #ايگو كه از مفاهيم اين نظريه براي تبيين ماهيت اعتياد استفاده ميكردند، بيشتر بر كاركرد دفاعي و &پروتزي& مواد تأكيد ميكردند كه ميتواند جانشين كاركردهاي ناقص و يا حتي غايب ايگو شود.
آنها مطرح ميكردند كه معتادان نقايصي در كاركردهاي اختصاصي ايگو دارند كه آنها را مستعد به اعتياد ميكند، نقايصي كه برخي مانند كريستال و ورمسر، (1977) آن را حاصل تعارض و برخي ديگر مثل خانتزيان (1977) نتيجه شكست در درون سازي كاركردهاي والديني ميدانند.
پارادايمهاي اصلي در اين رويكرد، نقايص ايگو در دفاع در مقابل رنج روان شناختي، تحمل و تنظيم عواطف و نقايص خود_ مراقبتي بود.
در اين پارادايمها فرض ميشود كه افراد آسيب پذير به اعتياد، از نقايصي در كاركردهاي ايگو در دفاع در مقابل عواطف دردناك به ويژه افسردگي، شرم، خشم و احساس درماندگي (خانتزيان، 1980، 2005؛ ورمسر، 1977، دادز، 1990)، شناخت و مديريت عواطف (ورمسر، 1977، 1980؛ كريستال، 1978) و نقايصي در ادراك، پيش بيني و مقابله با خطرات و تهديدهاي واقعي و احتمالي (خانتزيان، 1980، 2005؛ كريستال، 1977) رنج ميبرند كه مصرف مواد پاسخي به آنهاست.
به عبارت ديگر، مصرف مواد، نوعي خود - درماني يك ايگو شكننده است.با معرفي روان شناسي ايگو، تغييرات قابل ملاحظه متعددي در تكنيكهاي روان تحليلي اتفاق افتاد. روان شناسان ايگو معتقد بودند كه نقايص ايگو، تحمل درمان تحليلي را براي معتادان دشوار ساخته و روان تحليلي كلاسيك براي درمان اعتياد، به ويژه در مراحل اوليه آن مفيد نبوده و تعديلهايي را در تكنيكهاي كلاسيك توصيه ميكردند (ياليسو، 1997؛ هرمان، 2000؛ ريدينگ، 2005).
در اين نسخههاي تعديل شده روان تحليلي، درمان، ساختار بيشتري داشته، درمانگر فعالتر است، بيشتر روي علايم تمركز دارد و به جاي تشويق بيمار براي ابراز عواطف دردناك، به بررسي آسيب پذيريهاي موجود در شخصيت ميپردازد.
@dynamicpsychotherapy
#classic
#psychoanalysis
بخش دوم
روانشناسان #ايگو كه از مفاهيم اين نظريه براي تبيين ماهيت اعتياد استفاده ميكردند، بيشتر بر كاركرد دفاعي و &پروتزي& مواد تأكيد ميكردند كه ميتواند جانشين كاركردهاي ناقص و يا حتي غايب ايگو شود.
آنها مطرح ميكردند كه معتادان نقايصي در كاركردهاي اختصاصي ايگو دارند كه آنها را مستعد به اعتياد ميكند، نقايصي كه برخي مانند كريستال و ورمسر، (1977) آن را حاصل تعارض و برخي ديگر مثل خانتزيان (1977) نتيجه شكست در درون سازي كاركردهاي والديني ميدانند.
پارادايمهاي اصلي در اين رويكرد، نقايص ايگو در دفاع در مقابل رنج روان شناختي، تحمل و تنظيم عواطف و نقايص خود_ مراقبتي بود.
در اين پارادايمها فرض ميشود كه افراد آسيب پذير به اعتياد، از نقايصي در كاركردهاي ايگو در دفاع در مقابل عواطف دردناك به ويژه افسردگي، شرم، خشم و احساس درماندگي (خانتزيان، 1980، 2005؛ ورمسر، 1977، دادز، 1990)، شناخت و مديريت عواطف (ورمسر، 1977، 1980؛ كريستال، 1978) و نقايصي در ادراك، پيش بيني و مقابله با خطرات و تهديدهاي واقعي و احتمالي (خانتزيان، 1980، 2005؛ كريستال، 1977) رنج ميبرند كه مصرف مواد پاسخي به آنهاست.
به عبارت ديگر، مصرف مواد، نوعي خود - درماني يك ايگو شكننده است.با معرفي روان شناسي ايگو، تغييرات قابل ملاحظه متعددي در تكنيكهاي روان تحليلي اتفاق افتاد. روان شناسان ايگو معتقد بودند كه نقايص ايگو، تحمل درمان تحليلي را براي معتادان دشوار ساخته و روان تحليلي كلاسيك براي درمان اعتياد، به ويژه در مراحل اوليه آن مفيد نبوده و تعديلهايي را در تكنيكهاي كلاسيك توصيه ميكردند (ياليسو، 1997؛ هرمان، 2000؛ ريدينگ، 2005).
در اين نسخههاي تعديل شده روان تحليلي، درمان، ساختار بيشتري داشته، درمانگر فعالتر است، بيشتر روي علايم تمركز دارد و به جاي تشويق بيمار براي ابراز عواطف دردناك، به بررسي آسيب پذيريهاي موجود در شخصيت ميپردازد.
@dynamicpsychotherapy
#classic
#psychoanalysis
👍1
تبیین اعتیاد از دیدگاه روان تحلیلی
بخش سوم
در دوره مكتب روابط #ابژه و روان شناسي #خود، تفكر روان كاري به سمت يك پارادايم ارتباطيتر سوق پيدا كرد.اين تغيير در تفكر روان تحليلي، ديدگاههاي جديدي را براي تبيين ماهيت اعتياد معرفي نمود.
در ديدگاه روابط ابژه، مصرف مواد جانشيني براي ابژههاي مورد علاقه و يا نوعي وحدت مجدد با يك ابژه والديني ديده ميشود. بر اساس اين نظريه، همه انسانها، يك سائق اساسي براي ارتباط با ديگران و دوست داشته شدن دارند و بدترين ترسها، ترس از طرد و دوست نداشته شدن است.
اعتياد، هم يك پيامد و هم يك راه حل به عدم وجود روابط رضايت بخش است و تا وقتي فرد قادر به برقراري چنين روابطي نباشد، آسيب پذير به اعتياد و جايگزين كردن الكل و مواد با روابط انساني، باقي ميماند.
علاوه بر اين، مصرف الكل و مواد امكان درهم آميزي خود و ابژه را فراهم كرده و موجب ظهور تجارب عاطفي وحدت رواني - زيستي اوليه با مادر ميشود و اين دليل جذابيت سيري ناپذير مواد است (ولكات، 1981).
در روانشناسي خود كه به نوعي فرزند مكتب روابط ابژه محسوب ميشود، مصرف مواد حاصل نارسايي والدين در انجام كاركرد خود به عنوان خود - ابژه بوده كه موجب ايجاد يك ضعف اساسي در هسته شخصيت، در خود، شده و مصرف مواد، جانشين خود - ابژه براي ترميم اين نقص اساسي در خود ميشود. بنابراين، از اين منظر، اعتياد جانشيني براي ابژه مورد علاقه و يا رابطه با او نيست، بلكه يك جايگزين براي نقص در ساختار روان و خود محسوب ميشود. اما چنين تلاشي محكوم به شكست است، چون هيچ ساختار رواني ساخته نميشود و نقص در خود باقي ميماند (كوهات، 1977؛ ويگمن، 2002).
ديدگاههاي روابط ابژه و روان شناسي خود، رويكردهاي مفيدي را براي درمان اعتياد پيشنهاد ميكنند. درمان تركيبي از همدلي و پاسخ به نيازهاي بين فردي است. ارتباط مثبت با درمانگر، موجب ترك در مراحل اوليه شده و اتحاد درماني را بوجودميآورد كه در ادامه درمان و پيامد موفقيتآميز آن نقش زيادي دارد. در واقع، اصل اساسي درمان مثل &والديني خوب&، فراهم كردن يك محيط دربرگيرنده، امن و ترميمكننده است كه زمينه لازم را براي فهم آسيب شناسيهاي زيربنايي و تعارضهاي ارتباطي و حل و فصل آنها را بدون روآوردن به مصرف مواد، فراهم ميكند.
بنابراين، آگاهي و يك رابطه هيجاني مثبت با درمانگر موجب ازسرگيري رشد هيجاني و ترميم نقايص ساختاري ميشود (فلورز، 1997؛ فريدر، 2005، كريستال، 2005).
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
#addiction
بخش سوم
در دوره مكتب روابط #ابژه و روان شناسي #خود، تفكر روان كاري به سمت يك پارادايم ارتباطيتر سوق پيدا كرد.اين تغيير در تفكر روان تحليلي، ديدگاههاي جديدي را براي تبيين ماهيت اعتياد معرفي نمود.
در ديدگاه روابط ابژه، مصرف مواد جانشيني براي ابژههاي مورد علاقه و يا نوعي وحدت مجدد با يك ابژه والديني ديده ميشود. بر اساس اين نظريه، همه انسانها، يك سائق اساسي براي ارتباط با ديگران و دوست داشته شدن دارند و بدترين ترسها، ترس از طرد و دوست نداشته شدن است.
اعتياد، هم يك پيامد و هم يك راه حل به عدم وجود روابط رضايت بخش است و تا وقتي فرد قادر به برقراري چنين روابطي نباشد، آسيب پذير به اعتياد و جايگزين كردن الكل و مواد با روابط انساني، باقي ميماند.
علاوه بر اين، مصرف الكل و مواد امكان درهم آميزي خود و ابژه را فراهم كرده و موجب ظهور تجارب عاطفي وحدت رواني - زيستي اوليه با مادر ميشود و اين دليل جذابيت سيري ناپذير مواد است (ولكات، 1981).
در روانشناسي خود كه به نوعي فرزند مكتب روابط ابژه محسوب ميشود، مصرف مواد حاصل نارسايي والدين در انجام كاركرد خود به عنوان خود - ابژه بوده كه موجب ايجاد يك ضعف اساسي در هسته شخصيت، در خود، شده و مصرف مواد، جانشين خود - ابژه براي ترميم اين نقص اساسي در خود ميشود. بنابراين، از اين منظر، اعتياد جانشيني براي ابژه مورد علاقه و يا رابطه با او نيست، بلكه يك جايگزين براي نقص در ساختار روان و خود محسوب ميشود. اما چنين تلاشي محكوم به شكست است، چون هيچ ساختار رواني ساخته نميشود و نقص در خود باقي ميماند (كوهات، 1977؛ ويگمن، 2002).
ديدگاههاي روابط ابژه و روان شناسي خود، رويكردهاي مفيدي را براي درمان اعتياد پيشنهاد ميكنند. درمان تركيبي از همدلي و پاسخ به نيازهاي بين فردي است. ارتباط مثبت با درمانگر، موجب ترك در مراحل اوليه شده و اتحاد درماني را بوجودميآورد كه در ادامه درمان و پيامد موفقيتآميز آن نقش زيادي دارد. در واقع، اصل اساسي درمان مثل &والديني خوب&، فراهم كردن يك محيط دربرگيرنده، امن و ترميمكننده است كه زمينه لازم را براي فهم آسيب شناسيهاي زيربنايي و تعارضهاي ارتباطي و حل و فصل آنها را بدون روآوردن به مصرف مواد، فراهم ميكند.
بنابراين، آگاهي و يك رابطه هيجاني مثبت با درمانگر موجب ازسرگيري رشد هيجاني و ترميم نقايص ساختاري ميشود (فلورز، 1997؛ فريدر، 2005، كريستال، 2005).
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
#addiction
Forwarded from عکس نگار
#معرفی_کتاب 📕
📙کتاب وینیکات، به زندگی و سیر تکوین نظریۀ روانکاو مشهور بریتانیایی، دونالد وینیکات میپردازد. وینیکات به دلیل نظریاتش در مورد رابطۀ کودک و محیط اطراف، بهخصوص رابطه با مادر شهرت دارد. زاویۀ دید وینیکات به کودک با روانکاوان پیش از او تفاوت بسیاری دارد.
📘 او که به دلیل تخصص اطفال، تعامل تعداد زیادی از کودکان را با مادرانشان مشاهده کرده بود، تغییری کلی در پارادایم روانکاوی به وجود آورد.
📙آدام فیلیپس در این کتاب، نظریۀ وینیکات را در بستر تغییرات حرف های- اجتماعی او مورد بررسی قرار میدهد. او ضمن تشریح فضای نزاع بین طرفداران آنا فروید و ملانی کلاین، نشان میدهد که وینیکات چطور مفاهیم اصلی نظریهاش را صورتبندی کرد. به این ترتیب بسیاری از بخشهای عمدۀ نظریه، با بافت ایجادکنندهاش پیوند میخورد و امکان درک عمیقتری فراهم میآورد.
📒کتاب وینیکات نکات بسیار مفیدی برای رواندرمانگران تحلیلی، درمانگران کودک، روانشناسان و روانپزشکان ارائه میدهد.
نوشته آدام فیلیپس
ترجمه نهاله مشتاق
نشر ارجمند
#معرفی_کتاب
#psychoanalysis
#book
#winnicott
@dynamicpsychotherapy
📙کتاب وینیکات، به زندگی و سیر تکوین نظریۀ روانکاو مشهور بریتانیایی، دونالد وینیکات میپردازد. وینیکات به دلیل نظریاتش در مورد رابطۀ کودک و محیط اطراف، بهخصوص رابطه با مادر شهرت دارد. زاویۀ دید وینیکات به کودک با روانکاوان پیش از او تفاوت بسیاری دارد.
📘 او که به دلیل تخصص اطفال، تعامل تعداد زیادی از کودکان را با مادرانشان مشاهده کرده بود، تغییری کلی در پارادایم روانکاوی به وجود آورد.
📙آدام فیلیپس در این کتاب، نظریۀ وینیکات را در بستر تغییرات حرف های- اجتماعی او مورد بررسی قرار میدهد. او ضمن تشریح فضای نزاع بین طرفداران آنا فروید و ملانی کلاین، نشان میدهد که وینیکات چطور مفاهیم اصلی نظریهاش را صورتبندی کرد. به این ترتیب بسیاری از بخشهای عمدۀ نظریه، با بافت ایجادکنندهاش پیوند میخورد و امکان درک عمیقتری فراهم میآورد.
📒کتاب وینیکات نکات بسیار مفیدی برای رواندرمانگران تحلیلی، درمانگران کودک، روانشناسان و روانپزشکان ارائه میدهد.
نوشته آدام فیلیپس
ترجمه نهاله مشتاق
نشر ارجمند
#معرفی_کتاب
#psychoanalysis
#book
#winnicott
@dynamicpsychotherapy
Forwarded from عکس نگار
عقاید زیگموند فروید در اوایل قرن بیستم تاثیر نیرومندی در شکل گیری مداخله های روانشناختی براساس الگویی یکپارچه از ذهن بر جای گذاشت. این حقیقت که فروید روانکاو، هم یک پزشک بود و هم متخصصی در علوم اعصاب به او این امکان را می داد نظریه هایی را ارائه نماید که با اں چه بعدها دربارهٔ کارکردهای مغز معلوم شد، مطابقت داشته باشند. چنین ارتباطی با دانش زیست شناسی اهمیت زیادی را برای جایگاه روان درمانی پویشی در حرفهٔ پزشکی بجا گذاشت.
روش بالینی از دورهٔ فروید به بعد تغییر کرده است. روانکاوی تاکنون تنها در دسترس تعداد کمی از مردم می توانست باشد، و روشی اصلی آن تغییر کرده است تا درمان های کوتاهتر و فشرده تری را به افراد بسیاری که به دنبال روان درمانی هستند ارائه نماید. علاقه به مشکلات خاصی باعث مطالعه در مورد مداخله های خاصی به عنوان مثال در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی،شده است. تاکید اخیر بر روش مبتنی بر شواهد " در درمان، انگیزه بیشتری را برای ارزیابی روشهای موجود و تعیین روش های اثر بخش ایجاد کرده است.
روندرمانی پویشی به زبان ساده
نوشته پاتریشیا هیوز ،دنیل رایردن
ترجمه عطااله محمدی
#psychoanalysis
#freud
@dynamicpsychotherapy
عقاید زیگموند فروید در اوایل قرن بیستم تاثیر نیرومندی در شکل گیری مداخله های روانشناختی براساس الگویی یکپارچه از ذهن بر جای گذاشت. این حقیقت که فروید روانکاو، هم یک پزشک بود و هم متخصصی در علوم اعصاب به او این امکان را می داد نظریه هایی را ارائه نماید که با اں چه بعدها دربارهٔ کارکردهای مغز معلوم شد، مطابقت داشته باشند. چنین ارتباطی با دانش زیست شناسی اهمیت زیادی را برای جایگاه روان درمانی پویشی در حرفهٔ پزشکی بجا گذاشت.
روش بالینی از دورهٔ فروید به بعد تغییر کرده است. روانکاوی تاکنون تنها در دسترس تعداد کمی از مردم می توانست باشد، و روشی اصلی آن تغییر کرده است تا درمان های کوتاهتر و فشرده تری را به افراد بسیاری که به دنبال روان درمانی هستند ارائه نماید. علاقه به مشکلات خاصی باعث مطالعه در مورد مداخله های خاصی به عنوان مثال در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی،شده است. تاکید اخیر بر روش مبتنی بر شواهد " در درمان، انگیزه بیشتری را برای ارزیابی روشهای موجود و تعیین روش های اثر بخش ایجاد کرده است.
روندرمانی پویشی به زبان ساده
نوشته پاتریشیا هیوز ،دنیل رایردن
ترجمه عطااله محمدی
#psychoanalysis
#freud
@dynamicpsychotherapy
روانکاوی تغییرات و تغییرات پویا
🔴فروید در سال ۱۹۰۰ کتاب تعبیر رویا را منتشر کرد. مطالعه او بر روی رویاها یک نمونه از روشی است که تصور می شد آرزوهای ناهوشیار از طریق آن به سطح می آیند. فشاری که برای بیان مستقیم این آرزوها وجود دارد، باعث بروز تعارض در ارزیابی های فرد از واقعیت و ایده ال هایش می شد.
⚫️این تعارض بین نیروهای غریزی از یک طرف و نیروهای واپس زده شده و دفاعی از طرف دیگر منجر به شکل گیری مصالحه هایی می شد، که تلاش در جهت ارضاء آرزوهای ناهوشیار به شکل تغییر یافته را بازنمایی می کرد.
⚪️بنابراین محتوای آشکار رویا می توانست ارضاء یک آرزوی ناهوشیار به صورت سانسورشده یا تغییر یافته باشد. تداعی آزاد بیمار در روانکاوی نیز به شکل مشابهی می توانست شکل تغییریافته ی آرزوهای ناهوشیار در نظر گرفته شود.
🔵 در فاز دوم همانند فاز اول، فروید فرض می کرد که بخشی از ذهن یا "دستگاه دو نوع ناهوشیار تفاوت قائل شد.یکی از آن دو با "سیستمی"بازنمایی می شد متشکل از رانه های غريزى و آرزوهايى كه اگر اجازه ی راه يابی به هوشیاری را پیدا کنند،تهدیدآمیز بوده ومنجر به بروز اضطراب یااحساسات ناخوشایند دیگر می شوند.
🔘نیروهای ناهوشیار به طور دائم در تلاش برای تخلیه هستند اما تنها به شکل تغییر یافته یا سانسور شده اجازه ی بروز پیدا می کنند.
🔴 نوع دوم ناهوشیار نیمه هوشیارنامیده می شد، متشکل از دانش و افکاری که خارج از دسترسی هوشیاری قرار می گیرند اما مانند محتویات ناخودآگاه با نیروی متقابل واپس زنی عقب نگه داشته نمی شوند.
⚫️محتوای نیمه هوشیار روانی می تواند در زمان مناسب به هشیار وارد شود و نه تنها فرد برای انجام وظایف منطقی از آن استفاده می کند بلکه آرزوهای ناهوشیاری که برای پیدا کردن راهی به سمت هشیاری فشار می آورند نیز به آن می چسبند-یعنی آنها می توانند برای بازنمایی این آرزوها مورد استفاده قرار بگیرند.
🖲مدل دستگاه روانی در مرحله ی دوم عموماً تحت عنوان مدل توپوگرافیک شناخته شده است که در آن سیستم نیست.
@dynamicpsychotherapy
#topographic
#psychoanalysis
🔴فروید در سال ۱۹۰۰ کتاب تعبیر رویا را منتشر کرد. مطالعه او بر روی رویاها یک نمونه از روشی است که تصور می شد آرزوهای ناهوشیار از طریق آن به سطح می آیند. فشاری که برای بیان مستقیم این آرزوها وجود دارد، باعث بروز تعارض در ارزیابی های فرد از واقعیت و ایده ال هایش می شد.
⚫️این تعارض بین نیروهای غریزی از یک طرف و نیروهای واپس زده شده و دفاعی از طرف دیگر منجر به شکل گیری مصالحه هایی می شد، که تلاش در جهت ارضاء آرزوهای ناهوشیار به شکل تغییر یافته را بازنمایی می کرد.
⚪️بنابراین محتوای آشکار رویا می توانست ارضاء یک آرزوی ناهوشیار به صورت سانسورشده یا تغییر یافته باشد. تداعی آزاد بیمار در روانکاوی نیز به شکل مشابهی می توانست شکل تغییریافته ی آرزوهای ناهوشیار در نظر گرفته شود.
🔵 در فاز دوم همانند فاز اول، فروید فرض می کرد که بخشی از ذهن یا "دستگاه دو نوع ناهوشیار تفاوت قائل شد.یکی از آن دو با "سیستمی"بازنمایی می شد متشکل از رانه های غريزى و آرزوهايى كه اگر اجازه ی راه يابی به هوشیاری را پیدا کنند،تهدیدآمیز بوده ومنجر به بروز اضطراب یااحساسات ناخوشایند دیگر می شوند.
🔘نیروهای ناهوشیار به طور دائم در تلاش برای تخلیه هستند اما تنها به شکل تغییر یافته یا سانسور شده اجازه ی بروز پیدا می کنند.
🔴 نوع دوم ناهوشیار نیمه هوشیارنامیده می شد، متشکل از دانش و افکاری که خارج از دسترسی هوشیاری قرار می گیرند اما مانند محتویات ناخودآگاه با نیروی متقابل واپس زنی عقب نگه داشته نمی شوند.
⚫️محتوای نیمه هوشیار روانی می تواند در زمان مناسب به هشیار وارد شود و نه تنها فرد برای انجام وظایف منطقی از آن استفاده می کند بلکه آرزوهای ناهوشیاری که برای پیدا کردن راهی به سمت هشیاری فشار می آورند نیز به آن می چسبند-یعنی آنها می توانند برای بازنمایی این آرزوها مورد استفاده قرار بگیرند.
🖲مدل دستگاه روانی در مرحله ی دوم عموماً تحت عنوان مدل توپوگرافیک شناخته شده است که در آن سیستم نیست.
@dynamicpsychotherapy
#topographic
#psychoanalysis
ساز و کار روانکاوی
🌓اگر شما در یکی کشور بیگانه به مسافرت بپردازید. حتی اگر زبان ساکنین آنجا را نیز بدانید، در آغاز به هیچ وجه نمی تواند روحیهٔ مردم را درک کنید. حرکات چهرهٔ آنها و واکنش هایشان ناآشناست.
🌒 ولی بر اثر مرور زمان، بی آنکه بدانید چگونه و چرا، واکنشهای آنها را درک می کنید و رفته رفته خود را از نظر روحی سازش می دهید.
🌕 عین همین جریان نیز در خلال یک دوره #روانکاوی اتفاق می افتد.
🌞 حتی یک شخصیت روان پریشی غیرمعمولی نیز طی یک دوره مطالعهٔ طولانی و دقیق برای شماآشنا می شود.
منبع مبانی روانکاوی
نوشته فرانتز الکساندر
ترجمه فرید جواهر کلام
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
🌓اگر شما در یکی کشور بیگانه به مسافرت بپردازید. حتی اگر زبان ساکنین آنجا را نیز بدانید، در آغاز به هیچ وجه نمی تواند روحیهٔ مردم را درک کنید. حرکات چهرهٔ آنها و واکنش هایشان ناآشناست.
🌒 ولی بر اثر مرور زمان، بی آنکه بدانید چگونه و چرا، واکنشهای آنها را درک می کنید و رفته رفته خود را از نظر روحی سازش می دهید.
🌕 عین همین جریان نیز در خلال یک دوره #روانکاوی اتفاق می افتد.
🌞 حتی یک شخصیت روان پریشی غیرمعمولی نیز طی یک دوره مطالعهٔ طولانی و دقیق برای شماآشنا می شود.
منبع مبانی روانکاوی
نوشته فرانتز الکساندر
ترجمه فرید جواهر کلام
@dynamicpsychotherapy
#psychoanalysis
🚹چه افرادی مناسب درمان روانکاوی اند؟
🚺تمایز بین ظرفیت بیمار برای برقراری اتحاددرمانی و حفظ آن از احساسات مثبت نسبت به درمانگر و درمان که از منابع دیگر ناشی می شوند،ممکن است به ویژه در آغاز درمان دشوار باشد.
احترام نسبی و یا حتی عاطفه نسبت به درمانگر و تمایل اولیه برای حضور در جلسات،ضرورتاً نشان دهنده ی آمادگی بیمار برای ادامه ی کار درمان نیست.
🚹 این در مواردی پررنگ تر است که بیمار برای جلب رضایت یکی از خویشاوندان یا پزشک اش درخواست کمک می کند، برخی افراد نیز به دلیل آنکه روانکاوی بخشی از مرحله ی آموزشی آنهاست، متحمل روانکاوی می شوند (گیتلسون، ۱۹۵۴).
🚺 به طور کلی از ابتدا ضروری است که تعیین کنیم:
الف)آیا بیمار از ظرفیت شکل دهی اتحاد برخوردار است؟
ب) آیا میتواندبرای برقراری اتحاد در طول تحلیل انگیزه ای مناسب و کافی ایجاد کند که از آن طریق بتواند استرس ها و فشارهای درمان را تحمل کند؟
🚹 اهمیت ارزیابی ظرفیت بیمار برای شکل دهی اتحاد درمانی و توسط نویسندگانی چون گسلی مکران (۱۹۸۹) مورد تأکید قرار گرفته است که به ظرفیت اتحاد درمانی در بیماران با اختلال شخصیت #ضداجتماعی شاخص پیش بینی کننده مهمی است.
🚼روانکاوان به طور معمول بیمار #سایکوتیک را تحت تحلیل قرار نمی دهند»
#اتحاد_درمانی
نوشته سندلر هولدر و دیر
ترجمه نهاله مشتاق
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
🚺تمایز بین ظرفیت بیمار برای برقراری اتحاددرمانی و حفظ آن از احساسات مثبت نسبت به درمانگر و درمان که از منابع دیگر ناشی می شوند،ممکن است به ویژه در آغاز درمان دشوار باشد.
احترام نسبی و یا حتی عاطفه نسبت به درمانگر و تمایل اولیه برای حضور در جلسات،ضرورتاً نشان دهنده ی آمادگی بیمار برای ادامه ی کار درمان نیست.
🚹 این در مواردی پررنگ تر است که بیمار برای جلب رضایت یکی از خویشاوندان یا پزشک اش درخواست کمک می کند، برخی افراد نیز به دلیل آنکه روانکاوی بخشی از مرحله ی آموزشی آنهاست، متحمل روانکاوی می شوند (گیتلسون، ۱۹۵۴).
🚺 به طور کلی از ابتدا ضروری است که تعیین کنیم:
الف)آیا بیمار از ظرفیت شکل دهی اتحاد برخوردار است؟
ب) آیا میتواندبرای برقراری اتحاد در طول تحلیل انگیزه ای مناسب و کافی ایجاد کند که از آن طریق بتواند استرس ها و فشارهای درمان را تحمل کند؟
🚹 اهمیت ارزیابی ظرفیت بیمار برای شکل دهی اتحاد درمانی و توسط نویسندگانی چون گسلی مکران (۱۹۸۹) مورد تأکید قرار گرفته است که به ظرفیت اتحاد درمانی در بیماران با اختلال شخصیت #ضداجتماعی شاخص پیش بینی کننده مهمی است.
🚼روانکاوان به طور معمول بیمار #سایکوتیک را تحت تحلیل قرار نمی دهند»
#اتحاد_درمانی
نوشته سندلر هولدر و دیر
ترجمه نهاله مشتاق
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
👍1
♌️ تفاوت عمده بین یک #روان_پریش و یک #روان_رنجور عبارت است از:
♍️ میزان نفوذ محتویات ناسازگار سرکوب شدهٔ روانی در هشیاری پس از غلبه کردن بر عوامل سرکوب کننده.
🉑 در روان پریش ها طغیان عناصر سرکوب شده و تجلی آنها در هشیاری به طور کامل انجام می گیرد.
🈸مثلاً در آخرین مراحل بیماری اسکیزوفرنی چنین به نظر می رسد که خود،مقاومت خویش را بکلی از دست داده و مطلقاً تحت نفوذ توهمات قرار گرفته است.
🈚️در یک روان پریش حتی نخستین سازگاری خود که همان استعدادهماهنگ کردن اندیشه ها با ادراکات است نیز از میان می رود و، در نتیجه، شخص از قدرت سازگاری با محیط محروم می گردد.
مبانی روانکاوی
نوشته فرانتز الکساندر
ترجمه فرید جواهر کلام
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
♍️ میزان نفوذ محتویات ناسازگار سرکوب شدهٔ روانی در هشیاری پس از غلبه کردن بر عوامل سرکوب کننده.
🉑 در روان پریش ها طغیان عناصر سرکوب شده و تجلی آنها در هشیاری به طور کامل انجام می گیرد.
🈸مثلاً در آخرین مراحل بیماری اسکیزوفرنی چنین به نظر می رسد که خود،مقاومت خویش را بکلی از دست داده و مطلقاً تحت نفوذ توهمات قرار گرفته است.
🈚️در یک روان پریش حتی نخستین سازگاری خود که همان استعدادهماهنگ کردن اندیشه ها با ادراکات است نیز از میان می رود و، در نتیجه، شخص از قدرت سازگاری با محیط محروم می گردد.
مبانی روانکاوی
نوشته فرانتز الکساندر
ترجمه فرید جواهر کلام
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
🚧کنش معوق
⛱ به تعبیری مفهوم «کنش معوق» با مشاهدات بالینی روزمره در ارتباط است و به گوش آنانی آشنا است که با بیمارانی کار می کنند که در دوران کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
🗼اضطراب و دیگر احساسات مرتبط با آسیب جنسی زمانی برانگیخته می شوند که واقعه ای در بزرگسالی پیوندی با آسیب دوران کودکی فراهم می سازد.
⛲️ یکی از نمونه های رایج هنگامی است که فردی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است، خود بچه دار شود
🛶 یا وقتی که کودک او خودش به سنی برسد که آن فرد بدواً مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. بااین حال، امروزه علاقه مندیم این اثر را به دو شیوه درک کنیم که به نظر نمی رسد هیچ یک از آنها منظور نظر فروید بوده باشد.
🎡اول؛ واقعه ی بزرگسالی مستقیماً تجربه ی کودکی را برمی انگیزد که فی نفسه آسیب زا بوده است (مثلاً ترسناک، بسیار تحریک کننده، گیج کننده).
🌋 دوم؛ بزرگسالی آگاهی جنسی بیشتری را برایش به ارمغان می آورد تا بر تجربه ی دوران کودکی تأثیر گذاشته و معنایی آسیب زا به آن بخشد، معنایی که ممکن است آن زمان معنای این چنینی نداشته است.
🏜 با این حال، آنچه منظور فروید بود، این است که خاطره ی دوران کودکی که اکنون پس از بلوغ جنسی برانگیخته شده است، موجب بیداری جنسی ای می شود که واقعه ی اصلی باعث آن نشده بود.
این نیروی جنسی، زیست مایه(لیبیدو)، مستقیماً به عنوان تمایل جنسی تجربه نمی شود بلکه به لحاظ روان شناختی به اضطراب بدل می شود.
🏖 فروید در این مرحله از نظریه پردازی خود فکر می کرد که اضطراب به واسطه ی مهار زیست مایه و تبدیل حاصله ی آن اتفاق می افتد.
#کلاسیک_خوانی
منبع فروید و سندرم حافظه کاذب
فیل مالن ترجمه محسن محمودی
#psychoanalysis
#libido
@dynamicpsychotherapy
⛱ به تعبیری مفهوم «کنش معوق» با مشاهدات بالینی روزمره در ارتباط است و به گوش آنانی آشنا است که با بیمارانی کار می کنند که در دوران کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
🗼اضطراب و دیگر احساسات مرتبط با آسیب جنسی زمانی برانگیخته می شوند که واقعه ای در بزرگسالی پیوندی با آسیب دوران کودکی فراهم می سازد.
⛲️ یکی از نمونه های رایج هنگامی است که فردی که در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است، خود بچه دار شود
🛶 یا وقتی که کودک او خودش به سنی برسد که آن فرد بدواً مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. بااین حال، امروزه علاقه مندیم این اثر را به دو شیوه درک کنیم که به نظر نمی رسد هیچ یک از آنها منظور نظر فروید بوده باشد.
🎡اول؛ واقعه ی بزرگسالی مستقیماً تجربه ی کودکی را برمی انگیزد که فی نفسه آسیب زا بوده است (مثلاً ترسناک، بسیار تحریک کننده، گیج کننده).
🌋 دوم؛ بزرگسالی آگاهی جنسی بیشتری را برایش به ارمغان می آورد تا بر تجربه ی دوران کودکی تأثیر گذاشته و معنایی آسیب زا به آن بخشد، معنایی که ممکن است آن زمان معنای این چنینی نداشته است.
🏜 با این حال، آنچه منظور فروید بود، این است که خاطره ی دوران کودکی که اکنون پس از بلوغ جنسی برانگیخته شده است، موجب بیداری جنسی ای می شود که واقعه ی اصلی باعث آن نشده بود.
این نیروی جنسی، زیست مایه(لیبیدو)، مستقیماً به عنوان تمایل جنسی تجربه نمی شود بلکه به لحاظ روان شناختی به اضطراب بدل می شود.
🏖 فروید در این مرحله از نظریه پردازی خود فکر می کرد که اضطراب به واسطه ی مهار زیست مایه و تبدیل حاصله ی آن اتفاق می افتد.
#کلاسیک_خوانی
منبع فروید و سندرم حافظه کاذب
فیل مالن ترجمه محسن محمودی
#psychoanalysis
#libido
@dynamicpsychotherapy
❇️مفهوم من و تمایز آن از منیت:❇️
🕯آنچه از مفهوم من از منظر روانکاوی مدرن وجود دارد ، با مفهومی که در ادبیات عرفان #پارسی به عنوان یک رذیلت اخلاقی به شمار رفته متمایز است.
💡گاهی مراد از من در ادبیات عرفانی و ادبی نه من بلکه منیت است. منیت همان خودشیفتگی است اما نه تکیده بلکه بسیار هم فربه.
🏺به عنوان مثال در دیوان #شمس آمده است:
«این باغ من، آن خان من، این آن من، آن آن من،
ای هر منت هفتاد من، اکنون کهی از تو فزون.»
🔭در خصوص منیت از مناجات شیخ #بایزید آمده است:
«بار خدایا ! تاکی میان من و تو، من وتویی بود؟ منی از میان بردار تا منیت من به تو باشد، تا من هیچ نباشم.»
⚗در ادبیات #عرفانی - ایرانی، منیت از کفر نیز مخرب تر قلمداد شده چرا که: «اگر تقدیر کنند، اهل همت با کفر، کامل تر باشند از اهل منیت با ایمان.»
🔬 پندار تورم نفس به حدی که در تکاپوی هضم همه چیز در خود باشد، من را به منیت بدل می کند و ذهنیت را به شکل پنداری چنان فربه می کند که تکاپو برای حفظ و تداوم این من متورم با مشکلاتی همراه می شود.
🛋مؤلفه های #خودشیفتگی در روانشناسی علمی انعکاسی از تلاش های همراه با زجر در حفظ این من متورم یا منیت است.
#narcissistic
#psychoanalysis
من به روایت من
نوشته نیما قربانی
@dynamicpsychotherapy
🕯آنچه از مفهوم من از منظر روانکاوی مدرن وجود دارد ، با مفهومی که در ادبیات عرفان #پارسی به عنوان یک رذیلت اخلاقی به شمار رفته متمایز است.
💡گاهی مراد از من در ادبیات عرفانی و ادبی نه من بلکه منیت است. منیت همان خودشیفتگی است اما نه تکیده بلکه بسیار هم فربه.
🏺به عنوان مثال در دیوان #شمس آمده است:
«این باغ من، آن خان من، این آن من، آن آن من،
ای هر منت هفتاد من، اکنون کهی از تو فزون.»
🔭در خصوص منیت از مناجات شیخ #بایزید آمده است:
«بار خدایا ! تاکی میان من و تو، من وتویی بود؟ منی از میان بردار تا منیت من به تو باشد، تا من هیچ نباشم.»
⚗در ادبیات #عرفانی - ایرانی، منیت از کفر نیز مخرب تر قلمداد شده چرا که: «اگر تقدیر کنند، اهل همت با کفر، کامل تر باشند از اهل منیت با ایمان.»
🔬 پندار تورم نفس به حدی که در تکاپوی هضم همه چیز در خود باشد، من را به منیت بدل می کند و ذهنیت را به شکل پنداری چنان فربه می کند که تکاپو برای حفظ و تداوم این من متورم با مشکلاتی همراه می شود.
🛋مؤلفه های #خودشیفتگی در روانشناسی علمی انعکاسی از تلاش های همراه با زجر در حفظ این من متورم یا منیت است.
#narcissistic
#psychoanalysis
من به روایت من
نوشته نیما قربانی
@dynamicpsychotherapy
تصمیمات سال نو از منظر #روانکاوی
آیا #سال_نو فرصتی برای #تغییر است ؟
💭هر سال به این فکر می کنم چه کاری نیازه انجام بدم تا زندگیم بهتر بشه،هر سال اید های یکسانی دارم،باید کمتر کار کنم . من کار آزاد دارم و بنابراین این آسون خواهد بود که کار رو زیاد یا کمش بکنم اما هر سال خودم را رو دقیقا در گیر و دار سال قبل می بینم .
🤔چرا این اتفاق می افته؟ چرا بر نامه ام رو تغییر نمی دم؟ چی منو متوقف می کنه؟
🔆پاسخ این است که من #متناقض و دارای #تعارض هستم. در این برحه از سال به فکر آرزو ها و امیالم هستم ، وزندگی آسونی روبرای خودم خیالات می کنم. با این حال وقتی زمان می گذرد می فهمم بسیاری از انگیزه های ِهشیار و ناهشیار وجود دارد که مرا در جای که بودم نگه می داره.
اگر چه ،کم کار کردن به نظر خوب است ، در همین حال ، کار کردن نیز لذت بخش است و موجب تحرکم می شود
.
🃏این تعارض مو جب یک رقص می شود که بین جستجو در بیرون برای کار بیشتر از سویی ،و یافتن وقت های بیشتر برای استراحت در نوسان است . بر اساس اینکه من کجای این رقص قرار گرفته باشم آرزوی مخالف دیگررا ابراز خواهم کرد. اینگونه است که ، اگر من بیشتر کار کرده باشم، تعطیطلات بیشتری را می خواهم،و اگر اوقات فراغت بیشتری را پشت سر گذاشته باشم به دنبال فرصت های شغلی بیشتر خواهم بود.
⚔اگر این دو دلی بسیار سریع رخ دهد دوستان و همکارانم من را به عنوان یک #نوروتیک در نظر خواهند گرفت.اگر زمان معقولی ما بین این دو بخش فکری باشد بنا براین دیگران من را همچون یک فرد عادی که نوسان خلق دارد در نظر خواهند گرفت.
🗿رومیان باستان تصمیم گیری برای آینده را ایجاد کردند.تصمیم گیری های اولیه قابل اعتبار و ثبت شده به نوشته های رومیان در سال های ۱۸۰ پیش از میلاد مسیح باز می گردد. تصمیم گیری از پیش و تغییر اوضاع یک کار منحصراً انسانیست.
📚بعضی از روانکاوان می گویند که شکستن تصمیمات سال نو مربوط است به #اجبار_به_تکرار . لئونارد شن گولد ، این پدیده رابه " قول های وحشتناکِ" تغییر، توصیف کرده است.
برای بعضی افراد ،انتظارات خوشایند موجب فراخوانی تغییر و در پی آن تغییرات بد شده است و زنده شدن تهدیدات غالب سخت وتکراری می تواند باشد.از این رو، #خود_تخریبی جایگزین می شود و تغییر رخ نمی دهد.
📝فرصت تصمیم گیری در سال نو این اجازه را به فرد می دهد که امیدوارانه دوباره از نو شروع کند، لا اقل برای لحظه ای، که زندگی را به شکل یک تکرار نبیند. تو تصمیم گرفتی، تو تصمیمت را شکستی، این روشی است که تصمیمات سال نو با آن کار می کند. درک تعارض در پشت این الگو می تونه جالب باشه. درک #چالش پیروزی بر تعارض می تونه اولین گام باشد. انتخاب چالش مناسب،از طریق درک #پویایی های زیرین آن می تواند یک هنر باشد . برای من به شخصه ، بعد از تفکر بسیار، اینگونه است ،قصد دارم دوره درسی را تغییر دهم، امسال تصمیم گرفتم وبلاگم را بیشتر دنبال کنم بنابراین سر کار می تونم فکر کنم .نمی خوام کم کار کنم،کلا بیشتر می خوام کار کنم،برام آرزو موفقیت کنید!
منبع
Www.psychologytoday.com
http://blog.shirahvollmermd.com/
شیرا ولمر ۲۰۰۹
ترجمه محسن میرا
#تصمیمات
#تغییر
#روانکاوی_و_سال_نو
#resolution
#new_year
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
@dynamicworkshops
آیا #سال_نو فرصتی برای #تغییر است ؟
💭هر سال به این فکر می کنم چه کاری نیازه انجام بدم تا زندگیم بهتر بشه،هر سال اید های یکسانی دارم،باید کمتر کار کنم . من کار آزاد دارم و بنابراین این آسون خواهد بود که کار رو زیاد یا کمش بکنم اما هر سال خودم را رو دقیقا در گیر و دار سال قبل می بینم .
🤔چرا این اتفاق می افته؟ چرا بر نامه ام رو تغییر نمی دم؟ چی منو متوقف می کنه؟
🔆پاسخ این است که من #متناقض و دارای #تعارض هستم. در این برحه از سال به فکر آرزو ها و امیالم هستم ، وزندگی آسونی روبرای خودم خیالات می کنم. با این حال وقتی زمان می گذرد می فهمم بسیاری از انگیزه های ِهشیار و ناهشیار وجود دارد که مرا در جای که بودم نگه می داره.
اگر چه ،کم کار کردن به نظر خوب است ، در همین حال ، کار کردن نیز لذت بخش است و موجب تحرکم می شود
.
🃏این تعارض مو جب یک رقص می شود که بین جستجو در بیرون برای کار بیشتر از سویی ،و یافتن وقت های بیشتر برای استراحت در نوسان است . بر اساس اینکه من کجای این رقص قرار گرفته باشم آرزوی مخالف دیگررا ابراز خواهم کرد. اینگونه است که ، اگر من بیشتر کار کرده باشم، تعطیطلات بیشتری را می خواهم،و اگر اوقات فراغت بیشتری را پشت سر گذاشته باشم به دنبال فرصت های شغلی بیشتر خواهم بود.
⚔اگر این دو دلی بسیار سریع رخ دهد دوستان و همکارانم من را به عنوان یک #نوروتیک در نظر خواهند گرفت.اگر زمان معقولی ما بین این دو بخش فکری باشد بنا براین دیگران من را همچون یک فرد عادی که نوسان خلق دارد در نظر خواهند گرفت.
🗿رومیان باستان تصمیم گیری برای آینده را ایجاد کردند.تصمیم گیری های اولیه قابل اعتبار و ثبت شده به نوشته های رومیان در سال های ۱۸۰ پیش از میلاد مسیح باز می گردد. تصمیم گیری از پیش و تغییر اوضاع یک کار منحصراً انسانیست.
📚بعضی از روانکاوان می گویند که شکستن تصمیمات سال نو مربوط است به #اجبار_به_تکرار . لئونارد شن گولد ، این پدیده رابه " قول های وحشتناکِ" تغییر، توصیف کرده است.
برای بعضی افراد ،انتظارات خوشایند موجب فراخوانی تغییر و در پی آن تغییرات بد شده است و زنده شدن تهدیدات غالب سخت وتکراری می تواند باشد.از این رو، #خود_تخریبی جایگزین می شود و تغییر رخ نمی دهد.
📝فرصت تصمیم گیری در سال نو این اجازه را به فرد می دهد که امیدوارانه دوباره از نو شروع کند، لا اقل برای لحظه ای، که زندگی را به شکل یک تکرار نبیند. تو تصمیم گرفتی، تو تصمیمت را شکستی، این روشی است که تصمیمات سال نو با آن کار می کند. درک تعارض در پشت این الگو می تونه جالب باشه. درک #چالش پیروزی بر تعارض می تونه اولین گام باشد. انتخاب چالش مناسب،از طریق درک #پویایی های زیرین آن می تواند یک هنر باشد . برای من به شخصه ، بعد از تفکر بسیار، اینگونه است ،قصد دارم دوره درسی را تغییر دهم، امسال تصمیم گرفتم وبلاگم را بیشتر دنبال کنم بنابراین سر کار می تونم فکر کنم .نمی خوام کم کار کنم،کلا بیشتر می خوام کار کنم،برام آرزو موفقیت کنید!
منبع
Www.psychologytoday.com
http://blog.shirahvollmermd.com/
شیرا ولمر ۲۰۰۹
ترجمه محسن میرا
#تصمیمات
#تغییر
#روانکاوی_و_سال_نو
#resolution
#new_year
#psychoanalysis
@dynamicpsychotherapy
@dynamicworkshops
🚹چه افرادی مناسب درمان روانکاوی اند؟
🚺تمایز بین ظرفیت بیمار برای برقراری اتحاددرمانی و حفظ آن از احساسات مثبت نسبت به درمانگر و درمان که از منابع دیگر ناشی می شوند،ممکن است به ویژه در آغاز درمان دشوار باشد.
احترام نسبی و یا حتی عاطفه نسبت به درمانگر و تمایل اولیه برای حضور در جلسات،ضرورتاً نشان دهنده ی آمادگی بیمار برای ادامه ی کار درمان نیست.
🚹 این در مواردی پررنگ تر است که بیمار برای جلب رضایت یکی از خویشاوندان یا پزشک اش درخواست کمک می کند، برخی افراد نیز به دلیل آنکه روانکاوی بخشی از مرحله ی آموزشی آنهاست، متحمل روانکاوی می شوند (گیتلسون، ۱۹۵۴).
🚺 به طور کلی از ابتدا ضروری است که تعیین کنیم:
الف)آیا بیمار از ظرفیت شکل دهی اتحاد برخوردار است؟
ب) آیا میتواندبرای برقراری اتحاد در طول تحلیل انگیزه ای مناسب و کافی ایجاد کند که از آن طریق بتواند استرس ها و فشارهای درمان را تحمل کند؟
🚹 اهمیت ارزیابی ظرفیت بیمار برای شکل دهی اتحاد درمانی و توسط نویسندگانی چون گسلی مکران (۱۹۸۹) مورد تأکید قرار گرفته است که به ظرفیت اتحاد درمانی در بیماران با اختلال شخصیت #ضداجتماعی شاخص پیش بینی کننده مهمی است.
🚼روانکاوان به طور معمول بیمار #سایکوتیک را تحت تحلیل قرار نمی دهند»
#اتحاد_درمانی
نوشته سندلر هولدر و دیر
ترجمه نهاله مشتاق
#psychoanalysis
@dynamicworkshopsAD
🚺تمایز بین ظرفیت بیمار برای برقراری اتحاددرمانی و حفظ آن از احساسات مثبت نسبت به درمانگر و درمان که از منابع دیگر ناشی می شوند،ممکن است به ویژه در آغاز درمان دشوار باشد.
احترام نسبی و یا حتی عاطفه نسبت به درمانگر و تمایل اولیه برای حضور در جلسات،ضرورتاً نشان دهنده ی آمادگی بیمار برای ادامه ی کار درمان نیست.
🚹 این در مواردی پررنگ تر است که بیمار برای جلب رضایت یکی از خویشاوندان یا پزشک اش درخواست کمک می کند، برخی افراد نیز به دلیل آنکه روانکاوی بخشی از مرحله ی آموزشی آنهاست، متحمل روانکاوی می شوند (گیتلسون، ۱۹۵۴).
🚺 به طور کلی از ابتدا ضروری است که تعیین کنیم:
الف)آیا بیمار از ظرفیت شکل دهی اتحاد برخوردار است؟
ب) آیا میتواندبرای برقراری اتحاد در طول تحلیل انگیزه ای مناسب و کافی ایجاد کند که از آن طریق بتواند استرس ها و فشارهای درمان را تحمل کند؟
🚹 اهمیت ارزیابی ظرفیت بیمار برای شکل دهی اتحاد درمانی و توسط نویسندگانی چون گسلی مکران (۱۹۸۹) مورد تأکید قرار گرفته است که به ظرفیت اتحاد درمانی در بیماران با اختلال شخصیت #ضداجتماعی شاخص پیش بینی کننده مهمی است.
🚼روانکاوان به طور معمول بیمار #سایکوتیک را تحت تحلیل قرار نمی دهند»
#اتحاد_درمانی
نوشته سندلر هولدر و دیر
ترجمه نهاله مشتاق
#psychoanalysis
@dynamicworkshopsAD
👍1
اگرچه #روانشناسی و #تربیت همیشه بر این باور بودهاند که کودک موجودی شاد و بدون #تعارض است و #رنجهای بزرگسالان را نتیجه سختیها و بار واقعیت فرض کردهاند، اما باید ادعا کرد که درست برعکس است. آنچه در مورد #کودک و #بزرگسال از طریق #روانکاوی میآموزیم نشان میدهد که تمام رنجهای زندگی بعدی در بیشتر موارد تکرار همان رنج های قبلی است و هر کودکی در سالهای اول زندگی میزان رنج بیاندازهای را پشت سر میگذارد.
#ملانی_کلاین، #عشق، #گناه و #جبران: و آثار دیگر 1921-1945، ص. 173
#مجموعه_روان_درمانی_پویشی#روانکاوی
www.Instagram.com/dynamicpsychotherapyMagazine
art work terrence by #anbrzoskowski
#klein#psychoanalysis #love#guilt#reparation
#ملانی_کلاین، #عشق، #گناه و #جبران: و آثار دیگر 1921-1945، ص. 173
#مجموعه_روان_درمانی_پویشی#روانکاوی
www.Instagram.com/dynamicpsychotherapyMagazine
art work terrence by #anbrzoskowski
#klein#psychoanalysis #love#guilt#reparation
Telegram
attach 📎
👍6