#شکوه_و_جلال
این یکی از بزرگترین #هدایای خداونداست.
#شکوه و جلال تو در #اصل تو نهفته است .
هیچ جانوری از این #موهبت بهره ای نبرده است .
#جانوران همگی دارای برنامه ای از پیش تعیین شده هستند غیر از انسان.
یک سگ به قید #سرنوشت مجبور ومحکوم هست
که برای همیشه سگ باشد و
هیچ راه وامکان دیگری از این برایش وجود ندارد ودر #انتخاب آزاد نیست.
انسان کاملا #آزاد است .
#آزادی گوهر وجود انسان وبزرگترین هدیه الهی به اوست
انسان خود #خالق خویش است
وبه خودش بستگی دارد .
او می تواند موجود الهی مثل #بودا باشد
یا یک دیکتاتور و آدمکش مانند #هيتلر .
به خاطر داشته باش که خود #مسئول انتخاب هایی که می کنی هستی .
#فقط_تو؛
غیرازتو هیچ کس #مسئول نيست.
#اشو
#عشق_رقص_زندگی
@oshoi
❤️ @eshghonava
این یکی از بزرگترین #هدایای خداونداست.
#شکوه و جلال تو در #اصل تو نهفته است .
هیچ جانوری از این #موهبت بهره ای نبرده است .
#جانوران همگی دارای برنامه ای از پیش تعیین شده هستند غیر از انسان.
یک سگ به قید #سرنوشت مجبور ومحکوم هست
که برای همیشه سگ باشد و
هیچ راه وامکان دیگری از این برایش وجود ندارد ودر #انتخاب آزاد نیست.
انسان کاملا #آزاد است .
#آزادی گوهر وجود انسان وبزرگترین هدیه الهی به اوست
انسان خود #خالق خویش است
وبه خودش بستگی دارد .
او می تواند موجود الهی مثل #بودا باشد
یا یک دیکتاتور و آدمکش مانند #هيتلر .
به خاطر داشته باش که خود #مسئول انتخاب هایی که می کنی هستی .
#فقط_تو؛
غیرازتو هیچ کس #مسئول نيست.
#اشو
#عشق_رقص_زندگی
@oshoi
❤️ @eshghonava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️واکنش #مغز به پدیده ی #عشق❤️
سخنرانی دکتر #هلن فیشر، استاد دانشگاه ایندیانا امریکا
بهمراه زیرنویس فارسی
@fekrpuya
❤️ @eshghonava
سخنرانی دکتر #هلن فیشر، استاد دانشگاه ایندیانا امریکا
بهمراه زیرنویس فارسی
@fekrpuya
❤️ @eshghonava
ساسان حبیبوند
سمینار « #معمای_زیستن_در_حال»
اکتبر ۲۰۱۹
شهر پرث استرالیا
💠 " #زیستن در زمان حال" دقیقا به چه معناست؟
آیا میتوان فارغ از اندوه گذشته و هراس آینده زیست؟ این پند کهن و آرزوی دیرین تا چه حد قابل دسترسی است؟
در سمینار "معمای زمان حال" به این سوال همیشگی پرداخته و زوایای پنهان آن را کاویدهایم.
#گذشته چیزی نیست جز مراجعه به #اطلاعاتی که در #حافظه ذخیره شده است .
اگر چه شاید واقعیتی بوده ولی دیگر قابل دستیابی و لمس نیست ، جز تصویرهایی که در حافظه ذخیره شده است .
#آینده یک گام ضعیف تر از گذشته ، حتی از جنس اطلاعات موجود در حافظه نیست ، بله #تصورات و تصویرهای ذهنی خیالی ماست و هنوز هیچگونه واقعیتی ندارد .
#گذشته ، همان #حافظه ماست .
#آینده ، همان #تخیلات ماست .
برای #رها شدن از گذشته باید از حافظه #گریخت و این غیر ممکن است
گذشته و آینده چون واقعیت وجودی در اکنون ندارند نمی توانند بر ما #مسلط شده و آزار بدهند ، بلکه تعبیر و تفسیر ما از آنهاست که ما را آزار داده و یا اضطراب ایجاد می کنند .
بنابراین گذشته ، مجموعه ای از حافظه های ما بوده که باید یاد بگیریم چه موقع و برای چه امری به آنها #مراجعه کنیم ، نه اینکه مدام در بالاترین نقطه دسترسی حافظه و جلوی چشم خود ، برای #تصمیم گیری خود قرارشان بدهیم .
پس برای #زیستن در اکنون #سه نکته را باید در نظر گرفت :
1️⃣گذشته و آینده دو واقعیت موجود نیستند ، بلکه صرفا فعالیت ذهنی ما هستند .
2️⃣حذف حافظه غیر ممکن و غیر مفید است .
3️⃣برای تصمیم سازی ، نیاز به مدیریت اطلاعات حافظه و پردازش آنهاست که باید مهارتهای لازم جهت زمان و موقعیت مناسب برای مراجعه به آنها را یاد بگیریم .
تلخیص : محمد صالحی - 25/7/98
https://t.me/eshghonava
سمینار « #معمای_زیستن_در_حال»
اکتبر ۲۰۱۹
شهر پرث استرالیا
💠 " #زیستن در زمان حال" دقیقا به چه معناست؟
آیا میتوان فارغ از اندوه گذشته و هراس آینده زیست؟ این پند کهن و آرزوی دیرین تا چه حد قابل دسترسی است؟
در سمینار "معمای زمان حال" به این سوال همیشگی پرداخته و زوایای پنهان آن را کاویدهایم.
#گذشته چیزی نیست جز مراجعه به #اطلاعاتی که در #حافظه ذخیره شده است .
اگر چه شاید واقعیتی بوده ولی دیگر قابل دستیابی و لمس نیست ، جز تصویرهایی که در حافظه ذخیره شده است .
#آینده یک گام ضعیف تر از گذشته ، حتی از جنس اطلاعات موجود در حافظه نیست ، بله #تصورات و تصویرهای ذهنی خیالی ماست و هنوز هیچگونه واقعیتی ندارد .
#گذشته ، همان #حافظه ماست .
#آینده ، همان #تخیلات ماست .
برای #رها شدن از گذشته باید از حافظه #گریخت و این غیر ممکن است
گذشته و آینده چون واقعیت وجودی در اکنون ندارند نمی توانند بر ما #مسلط شده و آزار بدهند ، بلکه تعبیر و تفسیر ما از آنهاست که ما را آزار داده و یا اضطراب ایجاد می کنند .
بنابراین گذشته ، مجموعه ای از حافظه های ما بوده که باید یاد بگیریم چه موقع و برای چه امری به آنها #مراجعه کنیم ، نه اینکه مدام در بالاترین نقطه دسترسی حافظه و جلوی چشم خود ، برای #تصمیم گیری خود قرارشان بدهیم .
پس برای #زیستن در اکنون #سه نکته را باید در نظر گرفت :
1️⃣گذشته و آینده دو واقعیت موجود نیستند ، بلکه صرفا فعالیت ذهنی ما هستند .
2️⃣حذف حافظه غیر ممکن و غیر مفید است .
3️⃣برای تصمیم سازی ، نیاز به مدیریت اطلاعات حافظه و پردازش آنهاست که باید مهارتهای لازم جهت زمان و موقعیت مناسب برای مراجعه به آنها را یاد بگیریم .
تلخیص : محمد صالحی - 25/7/98
https://t.me/eshghonava
Telegram
attach 📎
#نقش_والدین در #رشد_کودکان
عملکرد #والدین این نیست که چگونه به رشد فرزندان کمک کنند. آنها بدون شما رشد خواهند کرد.
#عملکرد شما #حمایت کردن و تغذیه کردن چیزی است که پیشاپیش دارد رشد می کند.
به آنها #جهت، ایده آل و آرمان ندهید. به آنها نگوید که چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه است. به آنها اجازه دهید که آنرا با #تجربهٔ خودشان بیابند.
شما فقط یک کار می توانید انجام دهید و آن #سهیم کردن زندگی خودتان است.
به آنها بگوید که شما توسط والدین خود #شرطی شده اید؛ و در #محدودیتهای خاصی و مطابق با آرمان های خاصی زندگی کرده اید و به خاطر این محدودیت ها و آرمان ها، زندگی را کاملاً از دست داده اید و نمیخواهید زندگی فرزندان خود را خراب کنید.
شما میخواهید که آنها کاملاً #آزاد باشند: آزاد از شما، چونکه شما برای آنها ارائهٔ دهندهٔ کل #گذشته هستید. این کار نیاز به دل و #جرات دارد و مادر و پدر باید عشق فوق العاده ای داشته باشند که به فرزندان خود بگویند: شما نیاز دارید که از ما #رها باشید. از ما #اطاعت نکنید. به #هوشمندی خودتان تکیه کنید. حتی اگر به #بیراهه بروید، بسیار بهتر از این است که یک #برده باقی بمانید و همواره راه درست را بروید.
بهتر است که مطابق #میل خود مرتکب اشتباه شوید و از آن چیزی #یاد بگیرید تا اینکه از کسی دیگر #پیروی کنید و مرتکب #اشتباه نشوید.
چونکه در این صورت هرگز چیزی جز #پیروی کردن یاد نخواهید گرفت. و این سم است، سم محض.
اگر #عشق داشته باشید، این کار بسیار ساده است. نپرسید « #چگونه» چونکه «چگونه» به این معناست که شما تقاضای یک روش، اسلوب و #تکنیک می کنید.
و #عشق یک تکنیک نیست.
به فرزندان خود #عشق بورزید.
از #آزادی آنها لذت ببرید.
بگذارید آنها #اشتباه کنند، به آنها کمک کنید تا ببینند که در چه جایی مرتکب اشتباه شده اند.
به آنها #بگویید: «مرتکب اشتباه شدن، #اشتباه نیست: هر آنچه که ممکن است مرتکب اشتباه شوید، چونکه این #راهی است که شما بیشتر خواهید آموخت.
اما یک اشتباه را #دوباره و دوباره تکرار نکنید. چونکه این کار شما را #احمق خواهد ساخت.
📘 #کتاب_رابطه_و_تنهايي
OSHO
❤️ @eshghonava
عملکرد #والدین این نیست که چگونه به رشد فرزندان کمک کنند. آنها بدون شما رشد خواهند کرد.
#عملکرد شما #حمایت کردن و تغذیه کردن چیزی است که پیشاپیش دارد رشد می کند.
به آنها #جهت، ایده آل و آرمان ندهید. به آنها نگوید که چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه است. به آنها اجازه دهید که آنرا با #تجربهٔ خودشان بیابند.
شما فقط یک کار می توانید انجام دهید و آن #سهیم کردن زندگی خودتان است.
به آنها بگوید که شما توسط والدین خود #شرطی شده اید؛ و در #محدودیتهای خاصی و مطابق با آرمان های خاصی زندگی کرده اید و به خاطر این محدودیت ها و آرمان ها، زندگی را کاملاً از دست داده اید و نمیخواهید زندگی فرزندان خود را خراب کنید.
شما میخواهید که آنها کاملاً #آزاد باشند: آزاد از شما، چونکه شما برای آنها ارائهٔ دهندهٔ کل #گذشته هستید. این کار نیاز به دل و #جرات دارد و مادر و پدر باید عشق فوق العاده ای داشته باشند که به فرزندان خود بگویند: شما نیاز دارید که از ما #رها باشید. از ما #اطاعت نکنید. به #هوشمندی خودتان تکیه کنید. حتی اگر به #بیراهه بروید، بسیار بهتر از این است که یک #برده باقی بمانید و همواره راه درست را بروید.
بهتر است که مطابق #میل خود مرتکب اشتباه شوید و از آن چیزی #یاد بگیرید تا اینکه از کسی دیگر #پیروی کنید و مرتکب #اشتباه نشوید.
چونکه در این صورت هرگز چیزی جز #پیروی کردن یاد نخواهید گرفت. و این سم است، سم محض.
اگر #عشق داشته باشید، این کار بسیار ساده است. نپرسید « #چگونه» چونکه «چگونه» به این معناست که شما تقاضای یک روش، اسلوب و #تکنیک می کنید.
و #عشق یک تکنیک نیست.
به فرزندان خود #عشق بورزید.
از #آزادی آنها لذت ببرید.
بگذارید آنها #اشتباه کنند، به آنها کمک کنید تا ببینند که در چه جایی مرتکب اشتباه شده اند.
به آنها #بگویید: «مرتکب اشتباه شدن، #اشتباه نیست: هر آنچه که ممکن است مرتکب اشتباه شوید، چونکه این #راهی است که شما بیشتر خواهید آموخت.
اما یک اشتباه را #دوباره و دوباره تکرار نکنید. چونکه این کار شما را #احمق خواهد ساخت.
📘 #کتاب_رابطه_و_تنهايي
OSHO
❤️ @eshghonava
#عشق وحشی است.
لحظه ای که بخواهید آن را اهلی کنید، نابودش می کنید.
عشق گردباد آزادی، #خودانگیختگی و خودسری است.
نمی توان عشق را اداره و کنترل کرد. وقتی عشق کنترل شود، می میرد.
عشق را وقتی می توان کنترل کرد که قبلا آن را کشته باشید.
اگر عشق زنده باشد، شما را کنترل می کند و به تسخیر در می آورد.
شما در آن #غرق می شوید؛
زیرا بزرگتر از شماست؛
پهناورتر، مقدس تر و اساسی تر.
#خدا هم همین گونه است.
همان طور که عشق به سراغتان می آید، خدا هم همان گونه به سراغتان می آید. خدا خودسرتر از عشق است.
خدا را نمی توان به جایی خاص #محدود و محصور کرد.
اگر میخواهید خدا را پیدا کنید،
باید در معرض #انرژیِ وحشیِ زندگی باشید.
#عشق فقط یک چشم انداز است؛
آغاز سفر است.
#خدا اوج این سفر است.
خدا چون گردباد می آید و شما را ریشه کن می کند. شما را تسخیر می کند.
شما را قطعه قطعه می کند، می کشد و از نو حیات می بخشد.
خدا صلیب و در عین حال رستاخیز است.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
لحظه ای که بخواهید آن را اهلی کنید، نابودش می کنید.
عشق گردباد آزادی، #خودانگیختگی و خودسری است.
نمی توان عشق را اداره و کنترل کرد. وقتی عشق کنترل شود، می میرد.
عشق را وقتی می توان کنترل کرد که قبلا آن را کشته باشید.
اگر عشق زنده باشد، شما را کنترل می کند و به تسخیر در می آورد.
شما در آن #غرق می شوید؛
زیرا بزرگتر از شماست؛
پهناورتر، مقدس تر و اساسی تر.
#خدا هم همین گونه است.
همان طور که عشق به سراغتان می آید، خدا هم همان گونه به سراغتان می آید. خدا خودسرتر از عشق است.
خدا را نمی توان به جایی خاص #محدود و محصور کرد.
اگر میخواهید خدا را پیدا کنید،
باید در معرض #انرژیِ وحشیِ زندگی باشید.
#عشق فقط یک چشم انداز است؛
آغاز سفر است.
#خدا اوج این سفر است.
خدا چون گردباد می آید و شما را ریشه کن می کند. شما را تسخیر می کند.
شما را قطعه قطعه می کند، می کشد و از نو حیات می بخشد.
خدا صلیب و در عین حال رستاخیز است.
#اشو
@oshoi
❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانهای بسیار زیبا از خواننده #فرانسوی
با زیرنویس فارسی برای کوروش کبیر پدر حقوق بشر
#هفتم_آبان
"روز جهانی #کوروش کبیر"
گرامی باد.
❤️ @eshghonava
با زیرنویس فارسی برای کوروش کبیر پدر حقوق بشر
#هفتم_آبان
"روز جهانی #کوروش کبیر"
گرامی باد.
❤️ @eshghonava
اشراق، یعنی بتوانی بدون اینکه به خواب بروی،
تفکراتت را متوقف کنی
اشراق ، هوشیاری بدون تفکر است
#اشو
❤️ @eshghonava
تفکراتت را متوقف کنی
اشراق ، هوشیاری بدون تفکر است
#اشو
❤️ @eshghonava
💠 #خاطرات_دردناک_گذشته
🔹همه ما کم و بیش #خاطرات آزاردهنده و دردناکی را از گذشته با خود به یدک می کشیم که #رنج ناشی از یادآوری آنها بارها و بارها ما را بر آن داشته تا همواره در پی یافتن #مرهم معجزه آسایی برآییم تا شاید بواسطه آن بتوانیم این خاطرات دردناک را برای همیشه از صفحه ذهنمان محو کنیم.
اما واقعیت آن است که رد پای #وقایع زندگی در ذهن و روان ما پاک شدنی نبوده و برای همیشه نقش خود را در تار و پود شبکه های عصبی مغزی ما حک کرده اند.
🔹باید بدانیم که #ذهن ما برای مقابله با خاطرات ناخوشایند و دردناک #دو_راه دارد:
1⃣اول اینکه به #نادیده گرفتن، سرکوب کردن و واپس رانی آن خاطرات بپردازد.
پر واضح است که این روش هیچگاه به #محو خاطرات دردناک منجر نشده و تنها موجب میگردد که فرد آنها را نادیده بگیرد.
به این میماند که شما #آشغال های فرش خانه خود را به زیر فرش جارو کنید. در این صورت موجودیت آن آشغال ها از بین نرفته و فقط از حیطه دید شما پنهان مانده اند.
در این حالت #خاطرات_سرکوب شده که از در بیرون شده اند بار دیگر با سماجت از پنجره و پشت بام به درون ما راه پیدا کرده و به اشکال گوناگون خود را در فضای ذهنی و بدنی ما نشان میدهند.
مانند #رویاها و کابوس های شبانه، دردهای روان تنی، حس های مبهم بدنی و احساسات سردرگم و کلافه کننده که خود ما از ماهیت آنها بی خبریم.
این روش در واقع #پاک_کردن صورت مساله بوده و به حل مساله هیچ کمکی نمی کند.
2⃣روش دیگر، #مواجهه با خاطرات و تلاش برای پذیرفتن و در آغوش کشیدن آنهاست.
در این روش ما به جای #اجتناب، به ملاقات خاطرات دردناک خود رفته و با شفقت و بردباری به پردازش مجدد آنها و #هضم کردنشان می پردازیم.
این #مواجهه شفابخش موجب می گردد که خاطرات گذشته در فایل مناسب خود و در قفسه خاطرات گذشته جای گیرند طوری که دیگر به " #زمان_حال" نفوذ نکنند.
در این صورت #خاطرات_دردناک به مثابه محل زخمی بر روی پوست هستند که هر چند جای آن از بین رفتنی نیست اما دیگر مانند روزهای اول عفونی و پر از خونابه نخواهند بود.
❤️ @eshghonava
🔹همه ما کم و بیش #خاطرات آزاردهنده و دردناکی را از گذشته با خود به یدک می کشیم که #رنج ناشی از یادآوری آنها بارها و بارها ما را بر آن داشته تا همواره در پی یافتن #مرهم معجزه آسایی برآییم تا شاید بواسطه آن بتوانیم این خاطرات دردناک را برای همیشه از صفحه ذهنمان محو کنیم.
اما واقعیت آن است که رد پای #وقایع زندگی در ذهن و روان ما پاک شدنی نبوده و برای همیشه نقش خود را در تار و پود شبکه های عصبی مغزی ما حک کرده اند.
🔹باید بدانیم که #ذهن ما برای مقابله با خاطرات ناخوشایند و دردناک #دو_راه دارد:
1⃣اول اینکه به #نادیده گرفتن، سرکوب کردن و واپس رانی آن خاطرات بپردازد.
پر واضح است که این روش هیچگاه به #محو خاطرات دردناک منجر نشده و تنها موجب میگردد که فرد آنها را نادیده بگیرد.
به این میماند که شما #آشغال های فرش خانه خود را به زیر فرش جارو کنید. در این صورت موجودیت آن آشغال ها از بین نرفته و فقط از حیطه دید شما پنهان مانده اند.
در این حالت #خاطرات_سرکوب شده که از در بیرون شده اند بار دیگر با سماجت از پنجره و پشت بام به درون ما راه پیدا کرده و به اشکال گوناگون خود را در فضای ذهنی و بدنی ما نشان میدهند.
مانند #رویاها و کابوس های شبانه، دردهای روان تنی، حس های مبهم بدنی و احساسات سردرگم و کلافه کننده که خود ما از ماهیت آنها بی خبریم.
این روش در واقع #پاک_کردن صورت مساله بوده و به حل مساله هیچ کمکی نمی کند.
2⃣روش دیگر، #مواجهه با خاطرات و تلاش برای پذیرفتن و در آغوش کشیدن آنهاست.
در این روش ما به جای #اجتناب، به ملاقات خاطرات دردناک خود رفته و با شفقت و بردباری به پردازش مجدد آنها و #هضم کردنشان می پردازیم.
این #مواجهه شفابخش موجب می گردد که خاطرات گذشته در فایل مناسب خود و در قفسه خاطرات گذشته جای گیرند طوری که دیگر به " #زمان_حال" نفوذ نکنند.
در این صورت #خاطرات_دردناک به مثابه محل زخمی بر روی پوست هستند که هر چند جای آن از بین رفتنی نیست اما دیگر مانند روزهای اول عفونی و پر از خونابه نخواهند بود.
❤️ @eshghonava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌲 چرا تحت فشار کارها را خراب میکنیم و چگونه از آن جلوگیری کنیم ؟
ما معمولا وقتی #نگران بهترین عملکردمان در موضوعی هستیم ( بخصوص در #حضور دیگران و یا شرایط #ارزیابی شدن ) و سعی می کنیم بگونه ای #تمرکز کنیم که #بهترین_عملکردمان را در آن موضوع مشخص داشته باشیم ، معمولا نتیجه #بدتر می شود !
#چرا ؟
#چون اغلب سعی می کنیم آن #جنبه هایی را #تحت_کنترل قرار دهیم که باید به حال خود #رها شوند و #خارج از ضمیر #خودآگاه عمل کنند .
استخراج و تلخیص : محمد صالحی
❤️ @eshghonava
ما معمولا وقتی #نگران بهترین عملکردمان در موضوعی هستیم ( بخصوص در #حضور دیگران و یا شرایط #ارزیابی شدن ) و سعی می کنیم بگونه ای #تمرکز کنیم که #بهترین_عملکردمان را در آن موضوع مشخص داشته باشیم ، معمولا نتیجه #بدتر می شود !
#چرا ؟
#چون اغلب سعی می کنیم آن #جنبه هایی را #تحت_کنترل قرار دهیم که باید به حال خود #رها شوند و #خارج از ضمیر #خودآگاه عمل کنند .
استخراج و تلخیص : محمد صالحی
❤️ @eshghonava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ زندگی برای شما اتفاق نمیافته،
بلکه به خاطر شما اتفاق میافته
👤 پای صحبتهای « #جیم_کری»
هنرپیشه و کمدین آمریکایی
زیباترین و واقع بینانه ترین #سخن از کسی که برای خیلیها همه چیز هست، اما خودش به #تجربه ای بس ارزشمتد از حقیقتی نهفته در لابلای زندگی اش اشاره می کند.
❤️ @eshghonava
بلکه به خاطر شما اتفاق میافته
👤 پای صحبتهای « #جیم_کری»
هنرپیشه و کمدین آمریکایی
زیباترین و واقع بینانه ترین #سخن از کسی که برای خیلیها همه چیز هست، اما خودش به #تجربه ای بس ارزشمتد از حقیقتی نهفته در لابلای زندگی اش اشاره می کند.
❤️ @eshghonava
متن و آهنگ #افسوس همایون شجریان و علیرضا قربانی
شعر : هوشنگ ابتهاج
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
به تو ای دوست سلام
دل صافت نفس سرد مرا آتش زد
چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
دیگر ای بادصبا دست زبختم بردار
خبر از یار یار
دل من خاک شد و دوش به بادش دادم
مگر این غم زسرم دور شود
ولی انگار نشد
بگو ای دوست چرا دور نشد؟
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
❤️ @eshghonava
شعر : هوشنگ ابتهاج
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
به تو ای دوست سلام
دل صافت نفس سرد مرا آتش زد
چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست
دیگر ای بادصبا دست زبختم بردار
خبر از یار یار
دل من خاک شد و دوش به بادش دادم
مگر این غم زسرم دور شود
ولی انگار نشد
بگو ای دوست چرا دور نشد؟
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
❤️ @eshghonava
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق واقعی...❤️
40 ساله که صبر کردم، هنوزم صبر می کنم،
باشد که روزی بیاید 😔
بفرست واسه هرکی ادعای عاشقی میکنه
❤️ @eshghonava
40 ساله که صبر کردم، هنوزم صبر می کنم،
باشد که روزی بیاید 😔
بفرست واسه هرکی ادعای عاشقی میکنه
❤️ @eshghonava
#رنج و #معنا
«هر چند بعضی عوامل و #شرایط نامناسب زندگی از قبیل #کمخوابی و بیغذایی و فشارهای روحی و روانی گوناگون سبب میشدند تا #زندانیان به شکلی از خود واکنش نشان دهند، ولی در بررسی نهایی به این اصل میرسیم که زندانی به هر صورتی که درمیآمد، محصول و نتیجهای بود از #تصمیم نهایی خود او، نه نتیجهی تأثیرات زندگی اردوگاهی.
بنابراین، هر #فرد میتوانست در چنین شرایط ناگواری #تصمیم بگیرد که از نظر روحی و معنوی چه روشی داشته باشد.
وی میتوانست #ارزش انسانی خود را حتی در موقعیت سخت زندگی اردوگاه کار اجباری نیز حفظ کند.
چنانکه #داستایفسکی میگوید: «من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینکه #شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.»
وقتی در #اردوگاه اسیرانی را دیدم که رفتارشان، رنجهایشان و مرگشان شاهدی بود بر این که همه چیز را میتوان از انسان گرفت، جز این #آزادی آخرین را.
مشاهده میکردم که این زندانیان بنا به گفتهی داستایفسکی ارزش رنجهایشان را دارا هستند.
نوع #پذیرش آنان از رنج و تحملشان در برابر آن حاکی از یک پیروزی درونی بکر بود و همین #آزادی روحی بود که کسی توان گرفتن آن را از ما نداشت و زندگی را #معنادار و هدفمند میساخت....
برخی از #جزییات... برای من یادآور داستان #زن جوانی در اردوگاه کار اجباری است که به شخصه شاهد و ناظر مرگش بودم.
#داستان آن قدر ساده است و آن قدر گفتنی که به نظر میرسد من خود آن را ساخته و پرداختهام.
اما برای من همانند یک شعر زیباست.
این #زن میدانست که طی چند روز آینده خواهد مُرد، اما با دانستن این موضوع، #نشاط و شادی را از دست نمیداد.
این زن به من گفت: «من از #سرنوشت خود شکرگزارم که چنین ضربهی سختی را بر من وارد آورد.
چون در #زندگی گذشتهام زیادهخواه و از خود راضی بودم و فضایل روحانی و کمال معنوی را جدّی نمیگرفتم.»
آنگاه به پنجرهی کلبه اشاره کرد و گفت: «آن #درخت تنها دوستی است که در لحظات تنهایی در برابرم ایستاده است.»
از پنجره شاخهای از یک درخت شاهبلوط پیدا بود که دو شکوفهی زیبا داشت.
او به من گفت: «من غالباً با این درخت گفتگو میکنم.»
#تعجب کردم. نمیدانستم چه بگویم، آیا این زن هذیان میگفت؟ آیا دچار کابوس شده بود؟ با شگفتی از او پرسیدم که آیا #درخت هم پاسخ میدهد.
گفت: « #آری.»
« #درخت چه میگوید؟»
به من میگوید: «من #اینجا هستم. من اینجا هستم. من زندگی هستم. من زندگی جاویدانم.»
📌انسان در جستجوی معنا، ویکتور فرانکل، ترجمه امیر لاهوتی، نشر جامی، چاپ چهارم، ۱۳۹۷
@sedigh_63
❤️ @eshghonava
«هر چند بعضی عوامل و #شرایط نامناسب زندگی از قبیل #کمخوابی و بیغذایی و فشارهای روحی و روانی گوناگون سبب میشدند تا #زندانیان به شکلی از خود واکنش نشان دهند، ولی در بررسی نهایی به این اصل میرسیم که زندانی به هر صورتی که درمیآمد، محصول و نتیجهای بود از #تصمیم نهایی خود او، نه نتیجهی تأثیرات زندگی اردوگاهی.
بنابراین، هر #فرد میتوانست در چنین شرایط ناگواری #تصمیم بگیرد که از نظر روحی و معنوی چه روشی داشته باشد.
وی میتوانست #ارزش انسانی خود را حتی در موقعیت سخت زندگی اردوگاه کار اجباری نیز حفظ کند.
چنانکه #داستایفسکی میگوید: «من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینکه #شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.»
وقتی در #اردوگاه اسیرانی را دیدم که رفتارشان، رنجهایشان و مرگشان شاهدی بود بر این که همه چیز را میتوان از انسان گرفت، جز این #آزادی آخرین را.
مشاهده میکردم که این زندانیان بنا به گفتهی داستایفسکی ارزش رنجهایشان را دارا هستند.
نوع #پذیرش آنان از رنج و تحملشان در برابر آن حاکی از یک پیروزی درونی بکر بود و همین #آزادی روحی بود که کسی توان گرفتن آن را از ما نداشت و زندگی را #معنادار و هدفمند میساخت....
برخی از #جزییات... برای من یادآور داستان #زن جوانی در اردوگاه کار اجباری است که به شخصه شاهد و ناظر مرگش بودم.
#داستان آن قدر ساده است و آن قدر گفتنی که به نظر میرسد من خود آن را ساخته و پرداختهام.
اما برای من همانند یک شعر زیباست.
این #زن میدانست که طی چند روز آینده خواهد مُرد، اما با دانستن این موضوع، #نشاط و شادی را از دست نمیداد.
این زن به من گفت: «من از #سرنوشت خود شکرگزارم که چنین ضربهی سختی را بر من وارد آورد.
چون در #زندگی گذشتهام زیادهخواه و از خود راضی بودم و فضایل روحانی و کمال معنوی را جدّی نمیگرفتم.»
آنگاه به پنجرهی کلبه اشاره کرد و گفت: «آن #درخت تنها دوستی است که در لحظات تنهایی در برابرم ایستاده است.»
از پنجره شاخهای از یک درخت شاهبلوط پیدا بود که دو شکوفهی زیبا داشت.
او به من گفت: «من غالباً با این درخت گفتگو میکنم.»
#تعجب کردم. نمیدانستم چه بگویم، آیا این زن هذیان میگفت؟ آیا دچار کابوس شده بود؟ با شگفتی از او پرسیدم که آیا #درخت هم پاسخ میدهد.
گفت: « #آری.»
« #درخت چه میگوید؟»
به من میگوید: «من #اینجا هستم. من اینجا هستم. من زندگی هستم. من زندگی جاویدانم.»
📌انسان در جستجوی معنا، ویکتور فرانکل، ترجمه امیر لاهوتی، نشر جامی، چاپ چهارم، ۱۳۹۷
@sedigh_63
❤️ @eshghonava
متن و #آهنگ ترانه ی " ای #ساربان لیلای من کجا می بری "
#ترانه سرا : رحیم #معینی کرمانشاهی
ترانه خوان: #بامداد فلاحتی
#آهنگساز: همایون #خرّم
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای کاروان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
فنا نگیرد به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد آسمانی
به یاد یاری، خوشا آه و اشکی، سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دل ها، به قصه بماند، به نام دل ما
که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود
که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی
تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی
تو از عاشقی، تو از عاشقی، چه می دانی؟
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
❤️ @eshghonava
#ترانه سرا : رحیم #معینی کرمانشاهی
ترانه خوان: #بامداد فلاحتی
#آهنگساز: همایون #خرّم
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای کاروان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا
در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
فنا نگیرد به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد آسمانی
به یاد یاری، خوشا آه و اشکی، سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دل ها، به قصه بماند، به نام دل ما
که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود
که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود
تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی
تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی
تو از عاشقی، تو از عاشقی، چه می دانی؟
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟
❤️ @eshghonava
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#خانمی با لباس کتان راه راه و #شوهرش با کت و شلوار دست دوز و کهنه به دیدار رئیس دانشگاه #هاروارد رفتند و سپس بازگشتند و ...
دیدن این کلیپ ۳ دقیقه ای برای همگان، قطعا سرشار #زیبایی و امیدآفرین است .
❤️ @eshghonava
دیدن این کلیپ ۳ دقیقه ای برای همگان، قطعا سرشار #زیبایی و امیدآفرین است .
❤️ @eshghonava