This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایواز طاهانین یئنی دیل درسلری باشلانیر.
دیلیمیزین داها گئنیش اؤیرنمهسینه یاردیمچی اولون.لوطفن بو قیسا ویدئونو پایلاشین!
آیرینتیلار بوردا:
https://anlaam.com/azb/
https://anlaam.com/ders-nece1-fa/
https://anlaam.com/ders2-fel-fa-2/
دیلیمیزین داها گئنیش اؤیرنمهسینه یاردیمچی اولون.لوطفن بو قیسا ویدئونو پایلاشین!
آیرینتیلار بوردا:
https://anlaam.com/azb/
https://anlaam.com/ders-nece1-fa/
https://anlaam.com/ders2-fel-fa-2/
چنگ در چهرۀ تراکتور؛ خودزنی با فحش و ناسزا
تماشاگران تراکتور در گرمای تابستان و چلۀ زمستان، با زحمت بسیار، امر سیاسی را به استادیومها بردند؛ جلوههای زیبا از بازنمایی مطالبات آفریدند؛ ساختار ممنوعیت زبان مادری را به لرزه انداختند؛ اما...
صحنههای شعار علیه کریم باقری بسیار غیرانسانی بود. هدفگرفتنِ یک مادر از دهان دستهای از تماشاگران، نه همه، بدون اینکه نسبتی با مستطیل سبز داشته باشد، با هیچ معیار انسانی نمیخواند. اینکه باقری در مقابل شعارهای فاشیستی برخی طرفداران پرسپولیس سکوت کرد، بیسیرتشدن خود را نشان داد. اما جواب این سکوت ناسزاهای ناموسی نیست. میتوانستند با شعارهای موجه و زهرآگینتری چون "زیرپاگذاشتن شرافت انسانی" و "نوکری برای دیگران" مورد خطاب قراردهند.
واقعا از درک این موضوع عاجز ماندهام که چگونه میتوان برای انتقاد از شخصی، الفاظ رکیک را آنهم در یک فضای عمومی با ریتم و هارمونی به صدا در آورد.
این رفتار سقوط اخلاقی است. این شتر میتواند هرجا بخوابد. هرکس از کسی دیگر خوشش نیامد، با شکستن مرزهای اخلاق، چشمانش را خواهد بست، دهانش را باز خواهد کرد و قبیحترین کلمات را به عرصۀ عمومی پرتاب خواهد کرد.
حتا اگر معیارهای اخلاقی را به کناری نهاده و منفعتطلبانه نگاه کنیم این ناسزاها هیچ سودی، نه در تقویت روحیه و کسب نتایج و نه در ارتقا جایگاه تماشاگران ندارند. اتفاقا در شرایط نابرابر رسانهای، مطلقا به زیان تیم و نهضت ضدتبعیض عمل میکنند.
رسانههای اصلی فارسیزبان، هیچوقت به آنچه در استادیومها در سطم امر سیاسی میگذرد اشاره نمیکنند. در اخبار ورزشیشان یک کلمه در بارهٔ فریاد تحصیل به زمان مادری نمیگویند. اما کوچکترین حرکت ناپسند را برجسته میکنند. بعید است تماشگران حرفهای تراکتور این معادلۀ نابرابر را ندانند.
پس چرا خودزنی میکنند؟ چرا خود را از موضع حقانیت به صندلی محکوم میافکنند؟ آنها، به اعتباری، تماشاگر خنثای ایدئولوژیک در استادیوم ویمبلی لندن و یا گروک پارک دوبلین نیستند، سوژۀ سیاسی معظماند در مکانهایی چون نیوکمپ در بارسلون و درهٔ گرگها در تبریز. سوژهای که سرود رهایی ما از تبعیض دیرپای تاریخی ترنم میکند.
پس چرا خود را اینقدر دستکم گرفتهاند، چرا ناخواسته و ندانسته تبریزِ عزیز ما تحقیر میکنند؟ نمیشود با انگشتان آلوده به ناپاکی اشاره کرد؛ نمیشود نژادپرستانه با نژادپرستی مبارزه کرد.
این سنت زشت را باشگاه پرسپولیس با سکوتش درباره شعارهای نژادپرستانۀ تماشاگرانش تقویت کرد. اما باشگاه تراکتور باید موضع مشخص بگیرد. باید بعضی لیدرها را از تریبون و میکروفون و شیپور محروم کند.
تراکتور صرفا یک تیم ورزشی نیست، نمایندۀ یک ملت است.
@eyvaztaha
تماشاگران تراکتور در گرمای تابستان و چلۀ زمستان، با زحمت بسیار، امر سیاسی را به استادیومها بردند؛ جلوههای زیبا از بازنمایی مطالبات آفریدند؛ ساختار ممنوعیت زبان مادری را به لرزه انداختند؛ اما...
صحنههای شعار علیه کریم باقری بسیار غیرانسانی بود. هدفگرفتنِ یک مادر از دهان دستهای از تماشاگران، نه همه، بدون اینکه نسبتی با مستطیل سبز داشته باشد، با هیچ معیار انسانی نمیخواند. اینکه باقری در مقابل شعارهای فاشیستی برخی طرفداران پرسپولیس سکوت کرد، بیسیرتشدن خود را نشان داد. اما جواب این سکوت ناسزاهای ناموسی نیست. میتوانستند با شعارهای موجه و زهرآگینتری چون "زیرپاگذاشتن شرافت انسانی" و "نوکری برای دیگران" مورد خطاب قراردهند.
واقعا از درک این موضوع عاجز ماندهام که چگونه میتوان برای انتقاد از شخصی، الفاظ رکیک را آنهم در یک فضای عمومی با ریتم و هارمونی به صدا در آورد.
این رفتار سقوط اخلاقی است. این شتر میتواند هرجا بخوابد. هرکس از کسی دیگر خوشش نیامد، با شکستن مرزهای اخلاق، چشمانش را خواهد بست، دهانش را باز خواهد کرد و قبیحترین کلمات را به عرصۀ عمومی پرتاب خواهد کرد.
حتا اگر معیارهای اخلاقی را به کناری نهاده و منفعتطلبانه نگاه کنیم این ناسزاها هیچ سودی، نه در تقویت روحیه و کسب نتایج و نه در ارتقا جایگاه تماشاگران ندارند. اتفاقا در شرایط نابرابر رسانهای، مطلقا به زیان تیم و نهضت ضدتبعیض عمل میکنند.
رسانههای اصلی فارسیزبان، هیچوقت به آنچه در استادیومها در سطم امر سیاسی میگذرد اشاره نمیکنند. در اخبار ورزشیشان یک کلمه در بارهٔ فریاد تحصیل به زمان مادری نمیگویند. اما کوچکترین حرکت ناپسند را برجسته میکنند. بعید است تماشگران حرفهای تراکتور این معادلۀ نابرابر را ندانند.
پس چرا خودزنی میکنند؟ چرا خود را از موضع حقانیت به صندلی محکوم میافکنند؟ آنها، به اعتباری، تماشاگر خنثای ایدئولوژیک در استادیوم ویمبلی لندن و یا گروک پارک دوبلین نیستند، سوژۀ سیاسی معظماند در مکانهایی چون نیوکمپ در بارسلون و درهٔ گرگها در تبریز. سوژهای که سرود رهایی ما از تبعیض دیرپای تاریخی ترنم میکند.
پس چرا خود را اینقدر دستکم گرفتهاند، چرا ناخواسته و ندانسته تبریزِ عزیز ما تحقیر میکنند؟ نمیشود با انگشتان آلوده به ناپاکی اشاره کرد؛ نمیشود نژادپرستانه با نژادپرستی مبارزه کرد.
این سنت زشت را باشگاه پرسپولیس با سکوتش درباره شعارهای نژادپرستانۀ تماشاگرانش تقویت کرد. اما باشگاه تراکتور باید موضع مشخص بگیرد. باید بعضی لیدرها را از تریبون و میکروفون و شیپور محروم کند.
تراکتور صرفا یک تیم ورزشی نیست، نمایندۀ یک ملت است.
@eyvaztaha
"مرگ یزدگرد"؛ تاریخِ تکزبان، قدرت تکصدا
بهرام بیضایی در "مرگ یزدگرد" با ساختاری دادگاهیـروایی، فروپاشی نظم ساسانی و مرگ آخرین شاه آن را بازنمایی میکند. فیلم در ظاهر روایتی ضدقدرت و ضدشاه است؛ اما در لایهی عمیقتر، نوعی "بازسازی فارسیمحور از تاریخ ایران" را پیش مینهد که در آن، زبان، سوژهها و حتی مردم در چارچوب روایتی مرکزگرا بازتعریف میشوند.
۱. زبان فارسی بهمثابه زبانِ طبیعی تاریخ
سلسلهی ساسانی یک امپراتوری بود. ساسانیان نیز مثل دیگر امپراتوریها بخش بزرگی از سرزمینهای تحت حاکمیتشان را بزور تصاحب کرده بودند. در نتیجه متصرفات آنها از لحاظ قومی، زبانی و مذهبی تنوع زیادی داشت. آنها نیز مثل امپراتوریهای عرب، مغول، عثمانی، روس و انگلیس نه به نفعشان بود و نه میتوانستند زبانهای مختلف را از بین ببرند، فرهنگهای گوناگون را تماما استحاله کنند و مردمان تحت سلطهشان را به موجودات انتزاعی یکدست و همسان فرو بکاهند.
اما بهرام بیضایی در عالم تخیل مشغول چنین کار مخاطرهآمیزی میشود. در "مرگ یزدگرد"، همهی شخصیتها—از شاه و موبد گرفته تا آسیابان و همسرش—به فارسی معیارِ فاخر و ادیبانه سخن میگویند. این انتخاب، صرفاً یک ضرورت نمایشی نیست؛ بلکه تاریخی را بازنمایی میکند که در آن تنوع زبانیِ امپراتوری ساسانی (پهلوی، پارتی، ترکی، سغدی، زبانهای محلیِ آذریِ کهن، آرامی، عربی و…) بهکلی محو شده و تاریخ بهگونهای روایت میشود که گویی همیشه به فارسی سخن گفته است.این امر نمونهی روشن طبیعیسازی زبان مسلط است: فارسی نه بهعنوان یک زبان تاریخی، بلکه بهعنوان "زبانِ خودِ تاریخ" عرضه میشود.
۲. «مردم» بیچهره، بیقوم، بیزبان
فیلم ظاهرا مدعی است که روایتِ رسمیِ شاهانه را به چالش میکشد و "صدای فرودستان" را وارد تاریخ میکند. اما این فرودستان نه هویت قومی دارند، نه زبان مستقل، و نه حافظهی تاریخیِ جدا از روایت کلان. آسیابان و همسرش، بهجای آنکه نمایندهی مردمی چندقومیتی باشند، به سوژههایی انتزاعی و بیریشه بدل میشوند؛ سوژههایی که فقط در زبان و منطق روایت مرکز (دربار/دادگاه) قابل فهماند. این همان مکانیسمی است که گایاتری اسپیواک آن را "سخن گفتن بهجای فرودست" مینامد.
۳. عرب بهمثابه تهدید بیرونی، نه سوژهی تاریخی
در "مرگ یزدگرد"، اعراب—بهعنوان نیروی تاریخیِ در حال ورود—عمدتاً در مقام تهدید بیرونی و فروپاشنده ظاهر میشوند، نه بهعنوان سوژههایی با منطق، زبان و تاریخ خاص خود. این امر تاریخ را به دوگانهی "ایرانِ اهورایی/ عرب اهریمنی" تقلیل میدهد.
و شکست ساسانیان را نه محصول انسداد سیاسی، تضادهای طبقاتی و قومی و سرکوبهای وحشیانهی مذهبی، بلکه صرفا نتیجهی هجوم "دیگریِ خارجی" نشان میدهد. چنین روایتی، کاملاً با تبارگرایی فارسیمحور همخوان است.
۴. دادگاه بهمثابهی استعارهی مرکز
ساختار دادگاهی فیلم، خود استعارهای از قدرت مرکزیِ قضاوتگر است. هر روایت—حتی روایت آسیابان—باید در زبان مرکز بیان شود، در منطق مرکز سنجیده شود، و در نهایت، توسط نمایندگان مرکز داوری گردد. در اینجا، تاریخ نه میدان تکثر روایتها، بلکه صحنهی رقابت روایتها در برابر قدرتی واحد است؛ قدرتی که خود را بیطرف و عقلانی مینمایاند، اما عمیقاً ایدئولوژیک است.
۴. چند نقلقول
«شاه، سایهی خدا بود؛ اگر افتاد، سایه هم افتاد.»
این بیان، فروپاشی نظم سیاسی را به شکلی اسطورهای روایت میکند، نه اجتماعی–قومیتی. در این تصویر، مردم نه کنشگران تاریخ، بلکه تماشاگران سقوط یک نظم مقدساند.
-«این سرزمین، بیشاه نمیماند.»
چنین گزارهای، ناخودآگاه حامل ایدهای تداوم "ایرانِ واحد" است؛ ایرانی که علیرغم اسلامی شدن از موی سر تا ناخن پا، تغییر شاهان، سلسلهها، مرزها و مردمان به زعم بیضایی جوهری ثابت دارد—جوهری که در آثار او، عموماً با فرهنگ فارسی هممعنا میشود.
«مرگ یزدگرد» اثری مهم و پیچیده است، اما از منظر نقد قومی و زبانی، تاریخ تکزبان و تکمرکز میسازد؛ مردم را از هویتهای واقعیشان تهی میکند؛
و شکست تاریخی را در چارچوب ناسیونالیسم تبارگرا بازتفسیر میکند. در نتیجه، با ژست ضدقدرت—در سطحی عمیقتر، بازنویسی فارسیمحور از تاریخ کشور ارائه میدهد؛ بازنویسیای که تنوع قومی و زبانی را یا حذف میکند یا به حاشیه میراند.
بهرام بیضایی که یک تبارگرای تمام عیار بود گهگاه افکارش به فاشیسم فرهنگی نزدیک میشد. وی برای بخش بزرگ از مردمان کشور، که مرکز صدایشان را ناشنیده میگیرد، حبل المتین همگرایی نیست، نماد تبعیض و بازتولید گفتمان مسلط است.
بهرام بیضایی در "مرگ یزدگرد" با ساختاری دادگاهیـروایی، فروپاشی نظم ساسانی و مرگ آخرین شاه آن را بازنمایی میکند. فیلم در ظاهر روایتی ضدقدرت و ضدشاه است؛ اما در لایهی عمیقتر، نوعی "بازسازی فارسیمحور از تاریخ ایران" را پیش مینهد که در آن، زبان، سوژهها و حتی مردم در چارچوب روایتی مرکزگرا بازتعریف میشوند.
۱. زبان فارسی بهمثابه زبانِ طبیعی تاریخ
سلسلهی ساسانی یک امپراتوری بود. ساسانیان نیز مثل دیگر امپراتوریها بخش بزرگی از سرزمینهای تحت حاکمیتشان را بزور تصاحب کرده بودند. در نتیجه متصرفات آنها از لحاظ قومی، زبانی و مذهبی تنوع زیادی داشت. آنها نیز مثل امپراتوریهای عرب، مغول، عثمانی، روس و انگلیس نه به نفعشان بود و نه میتوانستند زبانهای مختلف را از بین ببرند، فرهنگهای گوناگون را تماما استحاله کنند و مردمان تحت سلطهشان را به موجودات انتزاعی یکدست و همسان فرو بکاهند.
اما بهرام بیضایی در عالم تخیل مشغول چنین کار مخاطرهآمیزی میشود. در "مرگ یزدگرد"، همهی شخصیتها—از شاه و موبد گرفته تا آسیابان و همسرش—به فارسی معیارِ فاخر و ادیبانه سخن میگویند. این انتخاب، صرفاً یک ضرورت نمایشی نیست؛ بلکه تاریخی را بازنمایی میکند که در آن تنوع زبانیِ امپراتوری ساسانی (پهلوی، پارتی، ترکی، سغدی، زبانهای محلیِ آذریِ کهن، آرامی، عربی و…) بهکلی محو شده و تاریخ بهگونهای روایت میشود که گویی همیشه به فارسی سخن گفته است.این امر نمونهی روشن طبیعیسازی زبان مسلط است: فارسی نه بهعنوان یک زبان تاریخی، بلکه بهعنوان "زبانِ خودِ تاریخ" عرضه میشود.
۲. «مردم» بیچهره، بیقوم، بیزبان
فیلم ظاهرا مدعی است که روایتِ رسمیِ شاهانه را به چالش میکشد و "صدای فرودستان" را وارد تاریخ میکند. اما این فرودستان نه هویت قومی دارند، نه زبان مستقل، و نه حافظهی تاریخیِ جدا از روایت کلان. آسیابان و همسرش، بهجای آنکه نمایندهی مردمی چندقومیتی باشند، به سوژههایی انتزاعی و بیریشه بدل میشوند؛ سوژههایی که فقط در زبان و منطق روایت مرکز (دربار/دادگاه) قابل فهماند. این همان مکانیسمی است که گایاتری اسپیواک آن را "سخن گفتن بهجای فرودست" مینامد.
۳. عرب بهمثابه تهدید بیرونی، نه سوژهی تاریخی
در "مرگ یزدگرد"، اعراب—بهعنوان نیروی تاریخیِ در حال ورود—عمدتاً در مقام تهدید بیرونی و فروپاشنده ظاهر میشوند، نه بهعنوان سوژههایی با منطق، زبان و تاریخ خاص خود. این امر تاریخ را به دوگانهی "ایرانِ اهورایی/ عرب اهریمنی" تقلیل میدهد.
و شکست ساسانیان را نه محصول انسداد سیاسی، تضادهای طبقاتی و قومی و سرکوبهای وحشیانهی مذهبی، بلکه صرفا نتیجهی هجوم "دیگریِ خارجی" نشان میدهد. چنین روایتی، کاملاً با تبارگرایی فارسیمحور همخوان است.
۴. دادگاه بهمثابهی استعارهی مرکز
ساختار دادگاهی فیلم، خود استعارهای از قدرت مرکزیِ قضاوتگر است. هر روایت—حتی روایت آسیابان—باید در زبان مرکز بیان شود، در منطق مرکز سنجیده شود، و در نهایت، توسط نمایندگان مرکز داوری گردد. در اینجا، تاریخ نه میدان تکثر روایتها، بلکه صحنهی رقابت روایتها در برابر قدرتی واحد است؛ قدرتی که خود را بیطرف و عقلانی مینمایاند، اما عمیقاً ایدئولوژیک است.
۴. چند نقلقول
«شاه، سایهی خدا بود؛ اگر افتاد، سایه هم افتاد.»
این بیان، فروپاشی نظم سیاسی را به شکلی اسطورهای روایت میکند، نه اجتماعی–قومیتی. در این تصویر، مردم نه کنشگران تاریخ، بلکه تماشاگران سقوط یک نظم مقدساند.
-«این سرزمین، بیشاه نمیماند.»
چنین گزارهای، ناخودآگاه حامل ایدهای تداوم "ایرانِ واحد" است؛ ایرانی که علیرغم اسلامی شدن از موی سر تا ناخن پا، تغییر شاهان، سلسلهها، مرزها و مردمان به زعم بیضایی جوهری ثابت دارد—جوهری که در آثار او، عموماً با فرهنگ فارسی هممعنا میشود.
«مرگ یزدگرد» اثری مهم و پیچیده است، اما از منظر نقد قومی و زبانی، تاریخ تکزبان و تکمرکز میسازد؛ مردم را از هویتهای واقعیشان تهی میکند؛
و شکست تاریخی را در چارچوب ناسیونالیسم تبارگرا بازتفسیر میکند. در نتیجه، با ژست ضدقدرت—در سطحی عمیقتر، بازنویسی فارسیمحور از تاریخ کشور ارائه میدهد؛ بازنویسیای که تنوع قومی و زبانی را یا حذف میکند یا به حاشیه میراند.
بهرام بیضایی که یک تبارگرای تمام عیار بود گهگاه افکارش به فاشیسم فرهنگی نزدیک میشد. وی برای بخش بزرگ از مردمان کشور، که مرکز صدایشان را ناشنیده میگیرد، حبل المتین همگرایی نیست، نماد تبعیض و بازتولید گفتمان مسلط است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیل درسلری یانوارین ۱۳-ده باشلاناجاق
درسهای زبان ترکی آذربایجانی بیست و چهارم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلنجک
⚫
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی درسلرین باشلانیش واختی بیر هفتهیه بللی اولاجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی بیست و چهارم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلنجک
⚫
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی درسلرین باشلانیش واختی بیر هفتهیه بللی اولاجاق.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نئجه یازاق" باشلیقلی دیل درسلری ۱۴ یانوار باشلاناجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی دیل درسلری ۱۴ یانوار باشلاناجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
این تیم هیچگاه ملی نبوده است!
تیم ملی فوتبال ایران با گلی که اتریش در ثانیههای آخر به الجزایر زد از صعود به دور حذفی جام جهانی بازماند. در دقایق اول وقت اضافه الجزایر گل زد تا مجریان تلویزیون دولتی نمایشگرانه به هوا بپرند. اما اتریش در ثانیههای پایانی گل مساوی را زد تا چهرهها درهم شود.
۱. حذف تیم ملی به خاطر اینکه موجب ناراحتی گروه کثیری از مردمان مملکت شد، میتوانست مایهٔ تأسف باشد. اما وقتی حوادث، رفتارها و گفتارهای پس از صعود احتمالی را تصور کردم، احساس رضایتی بر دلم نشست. میدانستم در صورت صعود بارانی از جملات تهی (مثل هنر نزد ایرانیان...) باریدن خواهد گرفت. بر این بیفزایید ماهیت کارکردی چنین تیمی را. تیم ملی نمادی بوده در خدمت هژمونی یک قوم و عادی نشاندادن انکار تنوع فرهنگی.
۲. این تیم، به معنایی بخش بزرگی از مردمان را نمایندگی نمیکند، البته نه صرفا به آن معنایی که اپوزیسیون خارجنشین مراد میکند. طیفهای از خارجنشینان میگویند تیم ملی حامل ایدئولوژی جمهوری اسلامی است، پس تیم آنها نیست. اما مسئله عمیقتر از این است. چند سال پیش که تیم ملی را ستارگان پارسی لقب دادند، معلوم شد قوم نامرئیِ پنهان در پشت واژۀ ایران اشتهای سیریناپذیر دارد. تا جایی که نه در سرکوب فرهنگ، هویت، سنت و زبان دیگر اقوام و ملیتها حدومرزی میشناسد، و نه در تصاحب نمادهای ملی. در چنین وضعیتی باخت تیم ملی خواه-ناخواه به سرمایه شادیبخش بزرگی از مردمان کشور تبدیل میشود؛ مردمانی که هویتشان به حاشیه رانده شده است.
۳. پس از هر پیروزی تیمهای ملی، به ویژه در مقابل عربها، معمولا شاهد لافزنی در بارۀ هوش، ذکاوت، غیرت و شجاعت نژاد آریایی بودهایم. این رهیافت همچون بیماری مسری خیلی از چیزها را آلوده است: رسانۀ دولتی، تریبونهای مخالفانِ اقتدارطلب، شبکههای اجتماعی و حکومتیانِ شفیتکرده به ناسیونالیسم تبارگرا. این آلودگی ألبته تنها ذهن شوونیستهای وطنی (با اسم رمز ایرانگرایان) را تسخیر نکرده، بلکه دامنۀ سرایتاش از راست میانه تا چپ مقاومتی، از اصلاحطلب حکومتی تا اپوزیسیون سکولار را در بر گرفته است.
۴. نکتهٔ آخر اینکه در هر موفقیت کوچکِ ورزشی فورا پای شرف و غیرت را به میان میکشند؛ شرف و غیرتی که معلوم نیست که چرا در میان اینهمه مللِ دنیا تنها به انحصار یک نژاد موهوم درآمده است. حال آنکه پیروزی در ورزش فوتبال منوط به داشتن شرف و غیرت انحصاری نیست، به عوامل ورزشی مربوط است. ادگار دوگا از استفان مالارمه پرسیده بود: «به رغم آنکه ذهنم پر از اندیشههاست اما نمیتوانم شعر بگویم. تو چطور شعر میسرایی؟» مالارمه هم در جواب گفته بود «دوست من دوگا! شعر را با کلمات میسرایند و نه با اندیشهها.» حالا این دوستان باید ملتفت شده باشند که فوتبال را با مهارت، برنامهریزی، سرمایهگذاری، مربیان زبردست، زیرساختهای لازم و مدیران پاکدست بازی میکنند و نه با شرف و شعار و تملق و ادعاهای نژادپرستانه.
تیم ملی فوتبال ایران با گلی که اتریش در ثانیههای آخر به الجزایر زد از صعود به دور حذفی جام جهانی بازماند. در دقایق اول وقت اضافه الجزایر گل زد تا مجریان تلویزیون دولتی نمایشگرانه به هوا بپرند. اما اتریش در ثانیههای پایانی گل مساوی را زد تا چهرهها درهم شود.
۱. حذف تیم ملی به خاطر اینکه موجب ناراحتی گروه کثیری از مردمان مملکت شد، میتوانست مایهٔ تأسف باشد. اما وقتی حوادث، رفتارها و گفتارهای پس از صعود احتمالی را تصور کردم، احساس رضایتی بر دلم نشست. میدانستم در صورت صعود بارانی از جملات تهی (مثل هنر نزد ایرانیان...) باریدن خواهد گرفت. بر این بیفزایید ماهیت کارکردی چنین تیمی را. تیم ملی نمادی بوده در خدمت هژمونی یک قوم و عادی نشاندادن انکار تنوع فرهنگی.
۲. این تیم، به معنایی بخش بزرگی از مردمان را نمایندگی نمیکند، البته نه صرفا به آن معنایی که اپوزیسیون خارجنشین مراد میکند. طیفهای از خارجنشینان میگویند تیم ملی حامل ایدئولوژی جمهوری اسلامی است، پس تیم آنها نیست. اما مسئله عمیقتر از این است. چند سال پیش که تیم ملی را ستارگان پارسی لقب دادند، معلوم شد قوم نامرئیِ پنهان در پشت واژۀ ایران اشتهای سیریناپذیر دارد. تا جایی که نه در سرکوب فرهنگ، هویت، سنت و زبان دیگر اقوام و ملیتها حدومرزی میشناسد، و نه در تصاحب نمادهای ملی. در چنین وضعیتی باخت تیم ملی خواه-ناخواه به سرمایه شادیبخش بزرگی از مردمان کشور تبدیل میشود؛ مردمانی که هویتشان به حاشیه رانده شده است.
۳. پس از هر پیروزی تیمهای ملی، به ویژه در مقابل عربها، معمولا شاهد لافزنی در بارۀ هوش، ذکاوت، غیرت و شجاعت نژاد آریایی بودهایم. این رهیافت همچون بیماری مسری خیلی از چیزها را آلوده است: رسانۀ دولتی، تریبونهای مخالفانِ اقتدارطلب، شبکههای اجتماعی و حکومتیانِ شفیتکرده به ناسیونالیسم تبارگرا. این آلودگی ألبته تنها ذهن شوونیستهای وطنی (با اسم رمز ایرانگرایان) را تسخیر نکرده، بلکه دامنۀ سرایتاش از راست میانه تا چپ مقاومتی، از اصلاحطلب حکومتی تا اپوزیسیون سکولار را در بر گرفته است.
۴. نکتهٔ آخر اینکه در هر موفقیت کوچکِ ورزشی فورا پای شرف و غیرت را به میان میکشند؛ شرف و غیرتی که معلوم نیست که چرا در میان اینهمه مللِ دنیا تنها به انحصار یک نژاد موهوم درآمده است. حال آنکه پیروزی در ورزش فوتبال منوط به داشتن شرف و غیرت انحصاری نیست، به عوامل ورزشی مربوط است. ادگار دوگا از استفان مالارمه پرسیده بود: «به رغم آنکه ذهنم پر از اندیشههاست اما نمیتوانم شعر بگویم. تو چطور شعر میسرایی؟» مالارمه هم در جواب گفته بود «دوست من دوگا! شعر را با کلمات میسرایند و نه با اندیشهها.» حالا این دوستان باید ملتفت شده باشند که فوتبال را با مهارت، برنامهریزی، سرمایهگذاری، مربیان زبردست، زیرساختهای لازم و مدیران پاکدست بازی میکنند و نه با شرف و شعار و تملق و ادعاهای نژادپرستانه.
کیملیک سیاستی نهدیر
🔹 ایواز طاها آگوست آییندا "کیملیک سیاستی" باشلیغی آلتیندا سئمینار کئچیرهجک.
🔹 بئش اوتوروملوق سئمینار گوگل میت اویغولاماسیندان سونولاجاق.
🔹چیخیشلار فلسفه، دیل و سیاست قووشاغیندا حیاتا کئچهجک.
🔹سئمیناردا قویولاجاق مسئلهلر حاققیندا بو یاخیندا گئنیش بیلگیلر یاییملاناجاق.
🔹قاتیلیم ایمکانلارینین سینیرلی اولدوغو اوجباتیندان سئمینارین قاپیسی تکجه آد یازدیرانلارا آچیق اولاجاق.
🔹سئمینار اؤدهنیشسیز اولاجاق.
🔹سورولاری بو واتساپ نؤمرهسیندن جاوابلاندیراجاغیق:
+98 919 914 6812
کیملیک سیاستی سئمینارینین ایداره هئیأتی
🔹 ایواز طاها آگوست آییندا "کیملیک سیاستی" باشلیغی آلتیندا سئمینار کئچیرهجک.
🔹 بئش اوتوروملوق سئمینار گوگل میت اویغولاماسیندان سونولاجاق.
🔹چیخیشلار فلسفه، دیل و سیاست قووشاغیندا حیاتا کئچهجک.
🔹سئمیناردا قویولاجاق مسئلهلر حاققیندا بو یاخیندا گئنیش بیلگیلر یاییملاناجاق.
🔹قاتیلیم ایمکانلارینین سینیرلی اولدوغو اوجباتیندان سئمینارین قاپیسی تکجه آد یازدیرانلارا آچیق اولاجاق.
🔹سئمینار اؤدهنیشسیز اولاجاق.
🔹سورولاری بو واتساپ نؤمرهسیندن جاوابلاندیراجاغیق:
+98 919 914 6812
کیملیک سیاستی سئمینارینین ایداره هئیأتی
دوشونجهمیزین قراماتیکاسی | ایواز طاها
دۆشونجه یانلیشلیقلاری، اؤنیارغیلار و منطیقی یانیلغیلار بارهده پاتوْلوْژیک تئزلر
[تئزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها و مغالطات منطقی]
بیرینجی جیلد
● کیتاب اینترنت اوزهریندن یاییملاندی.
● کیتابین ساتیش دَیری:
داخیلده: یوز مین تومن
خاریجده: 11 دولار
● کیتابی ساتین آلاجاق ایلک یوز نفر اوچون 55 فایز ائندیریم نظرده توتولموشدور. ائندیریم شیفرهسی: 55FREE
● کیتابی یالنیز آنلاین اولاراق مطالعه ائتمک اولار. آنلاین اوخوما مدّتی آلتی آیدیر.
● کیتابی آشاغیداکی آدرئسی اوخویون:
www.anlamtv.com/shop
اؤنملی آندیرما: کتیابین بؤیوک بؤلومو بوندان اونجه "میللی مسئله و کیملیک سیاستی" آدی ایله ایشیق اوزو گؤروموشدو. او کیتابی اوخویانلارین داها بونا ائحتیاجی یوخدور.
دۆشونجه یانلیشلیقلاری، اؤنیارغیلار و منطیقی یانیلغیلار بارهده پاتوْلوْژیک تئزلر
[تئزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها و مغالطات منطقی]
بیرینجی جیلد
● کیتاب اینترنت اوزهریندن یاییملاندی.
● کیتابین ساتیش دَیری:
داخیلده: یوز مین تومن
خاریجده: 11 دولار
● کیتابی ساتین آلاجاق ایلک یوز نفر اوچون 55 فایز ائندیریم نظرده توتولموشدور. ائندیریم شیفرهسی: 55FREE
● کیتابی یالنیز آنلاین اولاراق مطالعه ائتمک اولار. آنلاین اوخوما مدّتی آلتی آیدیر.
● کیتابی آشاغیداکی آدرئسی اوخویون:
www.anlamtv.com/shop
اؤنملی آندیرما: کتیابین بؤیوک بؤلومو بوندان اونجه "میللی مسئله و کیملیک سیاستی" آدی ایله ایشیق اوزو گؤروموشدو. او کیتابی اوخویانلارین داها بونا ائحتیاجی یوخدور.
انتشار اینترنتی کتاب:
دوشونجهمیزین قراماتیکاسی
[تئزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها و مغالطات منطقی]
آدرس اینترنتی
www.anlamtv.com/shop
● تعداد صفحات: ۱۶۷
● قیمت:
در داخل: یکصد هزار تومان
در خارج: 11 دلار
(صد نفر نخست میتوانند از 55 درصد تخفیف برخوردار شوند.)
● کتاب فقط به صورت آنلاین و به مدت شش ماه قابل مطالعه است.
دوشونجهمیزین قراماتیکاسی
[تئزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها و مغالطات منطقی]
آدرس اینترنتی
www.anlamtv.com/shop
● تعداد صفحات: ۱۶۷
● قیمت:
در داخل: یکصد هزار تومان
در خارج: 11 دلار
(صد نفر نخست میتوانند از 55 درصد تخفیف برخوردار شوند.)
● کتاب فقط به صورت آنلاین و به مدت شش ماه قابل مطالعه است.
"این کتاب را چرا نوشتهام:"
دۆشونجهمیزین قراماتیکاسی
(تزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها، و مغالطات منطقی)
(کتاب را در اینجا بخوانید: anlamtv.com/shop)
کتابی که پیشرویتان است صرفا یک أثر برای سرگرمی نیست، یک پروژۀ فکری و زبانی است. پروژهای که دو هدف والا را همزمان دنبال میکند: از یکسو، پرداختن به آفات اندیشه و مغالطات منطقی، از سوی دیگر، ارائۀ زبان معیارِ پالوده از عناصر غیرلازمِ بیگانه. حتی اگر از تواضع بدور باشد باید بگویم که کتاب تلاشی رادیکال برای نقد اندیشه و گشودن پرسپکتیو جدید به روی زبان معیار ترکی آذربایجانی است.
من نتوانستهام در ساحت زبان کاری را انجام دهم که پترارک برای زبان ایتالیایی، مارتین لوتر برای زبان آلمانی، دکارت برای زبان فرانسوی و شمسالدین سامی برای زبان ترکی انجام دادند. چون این کار را قبلا بزرگانی چون کایّوم ناصری، حسنبی زردابی، جلیل محمدقلیزاده، بکیر چوبانزاده و اسماعیل گاسپیرالی انجام دادهاند. من در راه آنان قدم گذاشتهام بیآنکه دچار افراطی شوم که أمثال شمسالدین ادیب سلطانی در زبان فارسی شدند. از این رو، برای مواجهه با این پروژه لازم است نوعی انضباط نفس، حوصله و تعهد سیاسی را بکار گیرید.
کتاب حاضر، به رغم آنکه ماهیت فلسفی دارد، چندان مشکل نیست. کوشیدهام کتاب را روان و سرخوشانه بنویسم و با جملات کوتاه مخاطب را در لذت تواناییهای زبان ترکی و تعبیرهای زیبایش شریک کنم. با اینهمه، کتاب به سه دلیل ممکن است کمی دشوار به نظر آید: الف: عدم تدریس زبان ترکی در مراکز رسمی تحصیل، دوم: ذات دشوار اندیشۀ فلسفی، ج: زبان کتاب که محصول نوعی پالایش در زبان دورگۀ کنونی است.
ماهیت مورد الف مشخص است. زبان ترکی در کمربند میانی زمین به طول هفت هزار کیلومتر تکلم میشود. اما سیاست تحمیل زبانی اجازه نمیدهد که این زبان زنده، که از لفکوشا در قبرس تا یاکوتسک در شرق روسیه، صدها میلون گویشور دارد، در مراکز تحصیل تدریس شود. این امر باعث شده که زبان تودۀ عظیم مردم در حد تدبیر منزل فقیر و محدود شود.
دلیل و مانع دوم هم نیاز به توضیح ندارد. زبان فلسفه دشوار است و هر تلاشی برای سادهسازیاش، اغلب، موجب از دسترفتن دقت و عمق اندیشه میشود. ما برای عبور از این سد سکندر ناگزیر از سادهسازی با مقداری اجتناب از تقلیلگرایی بودهایم. این ألبته پارادوکس است. یعنی دربارۀ آفت تقلیلگرایی به اجبار مقداری تقلیلگرایانه صحبت کردهایم. لیکن با فرض اینکه بسیاری از خوانندگان سروکاری با فلسفه ندارند، سعی کردهایم، علاوه بر سادهسازی، أغلب مباحث را از مبانی مربوط شروع کنیم، و خواننده را در متن ماجرا قراردهیم.
این دو دلیل گریزناپذیر بودند، اما دلیل سوم آگانه است. ما دست به پالایش زبان زدهایم. و به گونهای اندیشۀ فاشیستی أمثال محمود افشار را مهندسی معکوم کردهایم. افشار سخنی میگفت به این مضمون: «باید اینقدر واژه فارسی در ترکی بچپانیم که از بینبردناش آسان شود». ما هم برعکس عمل میکنیم. سعی میکنیم کلمات بیگانهای را تصفیه بکنیم که نه در جریان تبادل طبیعی بلکه بر اساس سیاست هویتزدایی به زبان ترکی آذربایجانی تزریق شدهاند. همین رفتار را در زبان فارسی نیز، حتا در مورد کلماتی که در جریان تبادل با دیگر زبانها به صورت طبیعی کاربرد یافته، انجام میدهند.
روش نگارش ما در این کتاب تداوم رادیکال یک رویکرد درازآهنگ است. از زمان مجلات یول و یارپاق در این مسیر قدم گذاشته و در کتاب حاضر آن را تکامل بخشیدهایم. این رویکرد ممکن است خواندن کتاب را مقداری دشوار کند، اما با قاطعیت میتوانیم گفت که بر حلاوت کتاب افزوده است. برای رفع این مشکل ألبته دو افزوده در آخر کتاب قرار دادهایم: یکی تعریف مفاهیم و توضیح اصطلاحات و دیگری فرهنگ لغات کلیدی و فنی. بنابراین مخاطبان گرامی اگر پیش از خود کتاب، این دو افزوده را بخوانند، فهم کتاب به صورت شگفتآوری آسان خواهد شد. (اگرباز هم کلمات، اصطلاحات، ترکیبات و عبارات نامأنوس یافتید برایمان بنویسد تا شرح آنها را هم فراهم آوریم).
این کتاب یک أثر برای سرگرمی نیست، یک پروژۀ فکری و زبانی است. پروژهای برای نقد اندیشه و تلاشی رادیکال برای پالایش زبان معیار ترکی آذربایجانی در ایران.
@eyvaztaha
دۆشونجهمیزین قراماتیکاسی
(تزهای آسیبشناختی دربارۀ خطاهای فکری، پیشداوریها، و مغالطات منطقی)
(کتاب را در اینجا بخوانید: anlamtv.com/shop)
کتابی که پیشرویتان است صرفا یک أثر برای سرگرمی نیست، یک پروژۀ فکری و زبانی است. پروژهای که دو هدف والا را همزمان دنبال میکند: از یکسو، پرداختن به آفات اندیشه و مغالطات منطقی، از سوی دیگر، ارائۀ زبان معیارِ پالوده از عناصر غیرلازمِ بیگانه. حتی اگر از تواضع بدور باشد باید بگویم که کتاب تلاشی رادیکال برای نقد اندیشه و گشودن پرسپکتیو جدید به روی زبان معیار ترکی آذربایجانی است.
من نتوانستهام در ساحت زبان کاری را انجام دهم که پترارک برای زبان ایتالیایی، مارتین لوتر برای زبان آلمانی، دکارت برای زبان فرانسوی و شمسالدین سامی برای زبان ترکی انجام دادند. چون این کار را قبلا بزرگانی چون کایّوم ناصری، حسنبی زردابی، جلیل محمدقلیزاده، بکیر چوبانزاده و اسماعیل گاسپیرالی انجام دادهاند. من در راه آنان قدم گذاشتهام بیآنکه دچار افراطی شوم که أمثال شمسالدین ادیب سلطانی در زبان فارسی شدند. از این رو، برای مواجهه با این پروژه لازم است نوعی انضباط نفس، حوصله و تعهد سیاسی را بکار گیرید.
کتاب حاضر، به رغم آنکه ماهیت فلسفی دارد، چندان مشکل نیست. کوشیدهام کتاب را روان و سرخوشانه بنویسم و با جملات کوتاه مخاطب را در لذت تواناییهای زبان ترکی و تعبیرهای زیبایش شریک کنم. با اینهمه، کتاب به سه دلیل ممکن است کمی دشوار به نظر آید: الف: عدم تدریس زبان ترکی در مراکز رسمی تحصیل، دوم: ذات دشوار اندیشۀ فلسفی، ج: زبان کتاب که محصول نوعی پالایش در زبان دورگۀ کنونی است.
ماهیت مورد الف مشخص است. زبان ترکی در کمربند میانی زمین به طول هفت هزار کیلومتر تکلم میشود. اما سیاست تحمیل زبانی اجازه نمیدهد که این زبان زنده، که از لفکوشا در قبرس تا یاکوتسک در شرق روسیه، صدها میلون گویشور دارد، در مراکز تحصیل تدریس شود. این امر باعث شده که زبان تودۀ عظیم مردم در حد تدبیر منزل فقیر و محدود شود.
دلیل و مانع دوم هم نیاز به توضیح ندارد. زبان فلسفه دشوار است و هر تلاشی برای سادهسازیاش، اغلب، موجب از دسترفتن دقت و عمق اندیشه میشود. ما برای عبور از این سد سکندر ناگزیر از سادهسازی با مقداری اجتناب از تقلیلگرایی بودهایم. این ألبته پارادوکس است. یعنی دربارۀ آفت تقلیلگرایی به اجبار مقداری تقلیلگرایانه صحبت کردهایم. لیکن با فرض اینکه بسیاری از خوانندگان سروکاری با فلسفه ندارند، سعی کردهایم، علاوه بر سادهسازی، أغلب مباحث را از مبانی مربوط شروع کنیم، و خواننده را در متن ماجرا قراردهیم.
این دو دلیل گریزناپذیر بودند، اما دلیل سوم آگانه است. ما دست به پالایش زبان زدهایم. و به گونهای اندیشۀ فاشیستی أمثال محمود افشار را مهندسی معکوم کردهایم. افشار سخنی میگفت به این مضمون: «باید اینقدر واژه فارسی در ترکی بچپانیم که از بینبردناش آسان شود». ما هم برعکس عمل میکنیم. سعی میکنیم کلمات بیگانهای را تصفیه بکنیم که نه در جریان تبادل طبیعی بلکه بر اساس سیاست هویتزدایی به زبان ترکی آذربایجانی تزریق شدهاند. همین رفتار را در زبان فارسی نیز، حتا در مورد کلماتی که در جریان تبادل با دیگر زبانها به صورت طبیعی کاربرد یافته، انجام میدهند.
روش نگارش ما در این کتاب تداوم رادیکال یک رویکرد درازآهنگ است. از زمان مجلات یول و یارپاق در این مسیر قدم گذاشته و در کتاب حاضر آن را تکامل بخشیدهایم. این رویکرد ممکن است خواندن کتاب را مقداری دشوار کند، اما با قاطعیت میتوانیم گفت که بر حلاوت کتاب افزوده است. برای رفع این مشکل ألبته دو افزوده در آخر کتاب قرار دادهایم: یکی تعریف مفاهیم و توضیح اصطلاحات و دیگری فرهنگ لغات کلیدی و فنی. بنابراین مخاطبان گرامی اگر پیش از خود کتاب، این دو افزوده را بخوانند، فهم کتاب به صورت شگفتآوری آسان خواهد شد. (اگرباز هم کلمات، اصطلاحات، ترکیبات و عبارات نامأنوس یافتید برایمان بنویسد تا شرح آنها را هم فراهم آوریم).
این کتاب یک أثر برای سرگرمی نیست، یک پروژۀ فکری و زبانی است. پروژهای برای نقد اندیشه و تلاشی رادیکال برای پالایش زبان معیار ترکی آذربایجانی در ایران.
@eyvaztaha
ایواز طاهانین
"دوشونجهمیزین قراماتیکاسی"
کیتابینین پیدیاف فایلینی پولسوز [رایگان] ائندیرین:
فایل پیدیاف کتاب ترکی
"گرامر اندیشۀ ما"
را به رایگان دانلود کنید.
https://anlamtv.com/download/dusencemizin-qrammatikasi/
"دوشونجهمیزین قراماتیکاسی"
کیتابینین پیدیاف فایلینی پولسوز [رایگان] ائندیرین:
فایل پیدیاف کتاب ترکی
"گرامر اندیشۀ ما"
را به رایگان دانلود کنید.
https://anlamtv.com/download/dusencemizin-qrammatikasi/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اؤیرتمنلیک کورسلاری/چالیشتایی بارهده ایواز طاهانین آچیقلاماسی
توضیح ایواز طاها دربارهٔ کلاس/کارگاه آموزگاری به زبان ترکی آذربایجانی
توضیح ایواز طاها دربارهٔ کلاس/کارگاه آموزگاری به زبان ترکی آذربایجانی
