از گفتمان دینی به سوی گفتمان قومی
ناسیونالیزه کردن فضای کشور، آنهم با تکیهی افراطی بر اسطورههای یک قوم خاص، نه تنها کمکی به انسجام ملی نمیکند، بلکه موجب از همگسیختگی بیشتر خواهد شد.
دلیل روشن است. آنچه موجباتِ همگرایی ترکان و دیگر اقوام در قلمرو ممالک محروسه را فراهم آورده عامل مذهبی بوده است و نه قومی.
نمیتوان نقطهی ثقل گفتمانِ حکمرانی را تغییر داد و در عین حال ساختار موجودِ قدرت را حفظ کرد.
@eyvaztaha
ناسیونالیزه کردن فضای کشور، آنهم با تکیهی افراطی بر اسطورههای یک قوم خاص، نه تنها کمکی به انسجام ملی نمیکند، بلکه موجب از همگسیختگی بیشتر خواهد شد.
دلیل روشن است. آنچه موجباتِ همگرایی ترکان و دیگر اقوام در قلمرو ممالک محروسه را فراهم آورده عامل مذهبی بوده است و نه قومی.
نمیتوان نقطهی ثقل گفتمانِ حکمرانی را تغییر داد و در عین حال ساختار موجودِ قدرت را حفظ کرد.
@eyvaztaha
توافقنامهی برقراری صلح و روابط بیندولتی میان ارمنستان و آذربایجان
مقدمه
جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان (که از این پس طرفین نامیده میشوند)، با اذعان به نیاز مبرم به برقراری صلح عادلانه، جامع و پایدار در منطقه، تلاش میکنند تا از طریق برقراری روابط بین دولتی، با تکیه بر اساسنامه سازمان ملل متحد، اعلامیه اصول حقوق بینالملل در مورد روابط دوستانه و همکاری بین دولتها مطابق با منشور سازمان ملل متحد (۱۹۷۰)، قانون نهایی کنفرانس هلسینکی در مورد امنیت و همکاری در اروپا (۱۹۷۵) و اعلامیه آلماتی مورخ ۲۱ دسامبر ۱۹۹۱، و با هدف توسعه روابط خود بر اساس هنجارها و اصول تعیین شده در اسناد فوقالذکر، و با اعلام اراده متقابل برای ایجاد روابط حسن همجواری فیمابین، توافق کردند که صلح و روابط بین دولتی مابین خود را بر اساس مواد زیر برقرار کنند:
ماده ۱
با تأیید اینکه مرزهای بین جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی به مرزهای بینالمللی کشورهای مستقل مربوطه تبدیل شده و توسط جامعه بینالمللی نیز به همین شکل به رسمیت شناخته شدهاند، طرفین حاکمیت، تمامیت ارضی، خدشهناپذیر بودن مرزهای بینالمللی و استقلال سیاسی یکدیگر را به رسمیت میشناسند و به آن احترام خواهند گذاشت.
ماده ۲
طرفین با رعایت کامل ماده ۱، تأیید میکنند که هیچ ادعای ارضی نسبت به یکدیگر ندارند و در آینده نیز چنین ادعاهایی نخواهند داشت.
طرفین هیچ اقدامی، از جمله برنامهریزی، آمادهسازی، تشویق و حمایت از چنین اقداماتی، با هدف تجزیه یا اختلال، به طور کامل یا جزئی، در تمامیت ارضی یا وحدت سیاسی طرف دیگر انجام نخواهند داد.
ماده ۳
طرفین در روابط متقابل خود از استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یکدیگر یا به هر روش دیگری که با منشور سازمان ملل متحد مغایرت داشته باشد، خودداری خواهند کرد. طرفین به هیچ طرف ثالثی اجازه نخواهند داد که از قلمروهای مربوطه خود برای استفاده از زور علیه طرف دیگر به شیوهای مغایر با منشور سازمان ملل متحد استفاده کند.
ماده چهارم
طرفین از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری خواهند کرد.
ماده پنجم
پس از تبادل اطلاعیهها توسط دو طرف مبنی بر تکمیل مراحل تصویب این توافقنامه در کشورهای خود، طرفین مطابق با مفاد کنوانسیونهای وین در مورد روابط دیپلماتیک و کنسولی (به ترتیب ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳) ظرف _ روز با یکدیگر روابط دیپلماتیک برقرار خواهند کرد.
ماده ششم
طرفین با رعایت کامل تعهدات خود طبق ماده اول این توافقنامه، به منظور انعقاد توافقنامهای در مورد تعیین حدود و علامتگذاری مرزهای دولتی، مذاکرات را با حسن نیت در کمیسیونهای تعیین حدود مرزهای دو کشور، مطابق با مقررات مورد توافق کمیسیونها انجام خواهند داد.
ماده هفتم
طرفین، نیروهای هیچ طرف ثالثی را در امتداد مرزهای مشترک خود مستقر نخواهند کرد. طرفین، تا زمان تعیین حدود و نشانهگذاری مرزی، در جهت تامین امنیت و اعتمادسازی اقداماتی که در مورد آن متقابلاً به توافق رسیدهاند، از جمله در حوزه نظامی و برای تضمین امنیت و ثبات در مناطق مرزی، انجام خواهند داد.
ماده هشتم
طرفین، هر کدام در محدوده صلاحیت خود، نفرتپراکنی، تبعیض نژادی، جداییطلبی، افراطگرایی خشونتآمیز و تروریسم را در تمام مظاهر آن محکوم نموده و با آن مبارزه خواهند کرد و اجرای تعهدات بینالمللی در قبال چنین اعمالی را تضمین خواهند کرد.
ماده نهم
طرفین متعهد میشوند که در خصوص مفقودالاثرها و کسانی که طی درگیریهای مسلحانه بین دو طرف به اجبار مفقود شدهاند، از طریق تبادل مستقیم یا در صورت لزوم با همکاری سازمانهای بینالمللی مربوطه، تمام اطلاعات موجود در مورد چنین افرادی به همدیگر منتقل کنند. طرفین بدینوسیله بر اهمیت تعیین سرنوشت چنین افرادی و همچنین جستجو، کشف و بازگرداندن بقایای آنها و اطمینان از اجرای عدالت در مورد آنان از طریق تحقیقات مناسب، در راستای دستیابی به آشتی و اعتمادسازی تاکید میکنند. ترتیبات مناسب در این زمینه در یک توافق جداگانه به تفصیل مورد مذاکره و توافق قرار خواهد گرفت.
ماده دهم
طرفین میتوانند به منظور ایجاد همکاری در حوزههای مورد علاقه متقابل توافقنامههایی در زمینههای مختلف، از جمله اقتصادی، ترانزیت و حملونقل، محیط زیست، بشردوستانه و فرهنگی، منعقد کنند.
ماده یازدهم
این توافقنامه حقوق و تعهدات طرفین را تحت قوانین بینالمللی و معاهدات منعقد شده توسط هر یک از طرفین با سایر کشورهای عضو سازمان ملل متحد محدود نمیکند. هر یک از طرفین تضمین میکنند که هیچ توافقنامه بینالمللی لازمالاجرایی که بین آنان و هر طرف ثالثی امضا شود، نمیتواند مانع از انجام تعهدات این توافقنامه نشود.
مقدمه
جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان (که از این پس طرفین نامیده میشوند)، با اذعان به نیاز مبرم به برقراری صلح عادلانه، جامع و پایدار در منطقه، تلاش میکنند تا از طریق برقراری روابط بین دولتی، با تکیه بر اساسنامه سازمان ملل متحد، اعلامیه اصول حقوق بینالملل در مورد روابط دوستانه و همکاری بین دولتها مطابق با منشور سازمان ملل متحد (۱۹۷۰)، قانون نهایی کنفرانس هلسینکی در مورد امنیت و همکاری در اروپا (۱۹۷۵) و اعلامیه آلماتی مورخ ۲۱ دسامبر ۱۹۹۱، و با هدف توسعه روابط خود بر اساس هنجارها و اصول تعیین شده در اسناد فوقالذکر، و با اعلام اراده متقابل برای ایجاد روابط حسن همجواری فیمابین، توافق کردند که صلح و روابط بین دولتی مابین خود را بر اساس مواد زیر برقرار کنند:
ماده ۱
با تأیید اینکه مرزهای بین جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی به مرزهای بینالمللی کشورهای مستقل مربوطه تبدیل شده و توسط جامعه بینالمللی نیز به همین شکل به رسمیت شناخته شدهاند، طرفین حاکمیت، تمامیت ارضی، خدشهناپذیر بودن مرزهای بینالمللی و استقلال سیاسی یکدیگر را به رسمیت میشناسند و به آن احترام خواهند گذاشت.
ماده ۲
طرفین با رعایت کامل ماده ۱، تأیید میکنند که هیچ ادعای ارضی نسبت به یکدیگر ندارند و در آینده نیز چنین ادعاهایی نخواهند داشت.
طرفین هیچ اقدامی، از جمله برنامهریزی، آمادهسازی، تشویق و حمایت از چنین اقداماتی، با هدف تجزیه یا اختلال، به طور کامل یا جزئی، در تمامیت ارضی یا وحدت سیاسی طرف دیگر انجام نخواهند داد.
ماده ۳
طرفین در روابط متقابل خود از استفاده از زور یا تهدید به استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یکدیگر یا به هر روش دیگری که با منشور سازمان ملل متحد مغایرت داشته باشد، خودداری خواهند کرد. طرفین به هیچ طرف ثالثی اجازه نخواهند داد که از قلمروهای مربوطه خود برای استفاده از زور علیه طرف دیگر به شیوهای مغایر با منشور سازمان ملل متحد استفاده کند.
ماده چهارم
طرفین از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری خواهند کرد.
ماده پنجم
پس از تبادل اطلاعیهها توسط دو طرف مبنی بر تکمیل مراحل تصویب این توافقنامه در کشورهای خود، طرفین مطابق با مفاد کنوانسیونهای وین در مورد روابط دیپلماتیک و کنسولی (به ترتیب ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳) ظرف _ روز با یکدیگر روابط دیپلماتیک برقرار خواهند کرد.
ماده ششم
طرفین با رعایت کامل تعهدات خود طبق ماده اول این توافقنامه، به منظور انعقاد توافقنامهای در مورد تعیین حدود و علامتگذاری مرزهای دولتی، مذاکرات را با حسن نیت در کمیسیونهای تعیین حدود مرزهای دو کشور، مطابق با مقررات مورد توافق کمیسیونها انجام خواهند داد.
ماده هفتم
طرفین، نیروهای هیچ طرف ثالثی را در امتداد مرزهای مشترک خود مستقر نخواهند کرد. طرفین، تا زمان تعیین حدود و نشانهگذاری مرزی، در جهت تامین امنیت و اعتمادسازی اقداماتی که در مورد آن متقابلاً به توافق رسیدهاند، از جمله در حوزه نظامی و برای تضمین امنیت و ثبات در مناطق مرزی، انجام خواهند داد.
ماده هشتم
طرفین، هر کدام در محدوده صلاحیت خود، نفرتپراکنی، تبعیض نژادی، جداییطلبی، افراطگرایی خشونتآمیز و تروریسم را در تمام مظاهر آن محکوم نموده و با آن مبارزه خواهند کرد و اجرای تعهدات بینالمللی در قبال چنین اعمالی را تضمین خواهند کرد.
ماده نهم
طرفین متعهد میشوند که در خصوص مفقودالاثرها و کسانی که طی درگیریهای مسلحانه بین دو طرف به اجبار مفقود شدهاند، از طریق تبادل مستقیم یا در صورت لزوم با همکاری سازمانهای بینالمللی مربوطه، تمام اطلاعات موجود در مورد چنین افرادی به همدیگر منتقل کنند. طرفین بدینوسیله بر اهمیت تعیین سرنوشت چنین افرادی و همچنین جستجو، کشف و بازگرداندن بقایای آنها و اطمینان از اجرای عدالت در مورد آنان از طریق تحقیقات مناسب، در راستای دستیابی به آشتی و اعتمادسازی تاکید میکنند. ترتیبات مناسب در این زمینه در یک توافق جداگانه به تفصیل مورد مذاکره و توافق قرار خواهد گرفت.
ماده دهم
طرفین میتوانند به منظور ایجاد همکاری در حوزههای مورد علاقه متقابل توافقنامههایی در زمینههای مختلف، از جمله اقتصادی، ترانزیت و حملونقل، محیط زیست، بشردوستانه و فرهنگی، منعقد کنند.
ماده یازدهم
این توافقنامه حقوق و تعهدات طرفین را تحت قوانین بینالمللی و معاهدات منعقد شده توسط هر یک از طرفین با سایر کشورهای عضو سازمان ملل متحد محدود نمیکند. هر یک از طرفین تضمین میکنند که هیچ توافقنامه بینالمللی لازمالاجرایی که بین آنان و هر طرف ثالثی امضا شود، نمیتواند مانع از انجام تعهدات این توافقنامه نشود.
ماده دوازدهم
طرفین در روابط دوجانبه خود تابع قوانین بینالمللی و این توافقنامه خواهند بود. هیچ یک از طرفین نمیتواند به مفاد قوانین داخلی خود به عنوان توجیهی برای عدم رعایت این توافقنامه استناد کند.
طرفین مطابق با کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات (۱۹۶۹)، باید از هرگونه اقدامی که به هدف و منظور این توافقنامه لطمه میزند، تا زمان لازمالاجرا شدن آن،خودداری کنند.
ماده سیزدهم
طرفین اجرای کامل این توافقنامه را تضمین کرده و یک کمیسیون دوجانبه برای نظارت بر اجرای این توافقنامه تشکیل خواهند داد. کمیسیون بر اساس مقرراتی که طرفین بر سر آن توافق خواهند کرد، فعالیت خواهد نمود.
ماده چهاردهم
طرفین بدون خدشه به حقوق و تعهداتی که نسبت به قوانین بینالمللی و سایر معاهدات الزامآور در روابط متقابل خود بر عهده دارند، تلاش خواهند کرد هرگونه اختلاف مربوط به تفسیر یا اجرای این توافقنامه را از طریق مشورتهای مستقیم، از جمله در چارچوب کمیسیون مذکور در ماده سیزدهم، حلوفصل کنند. اگر چنین مشورتهایی ظرف مدت شش ماه به نتیجهای قابل قبول برای هر دو طرف منجر نشود، طرفین به دنبال راههای دیگری برای حلوفصل مسالمتآمیز اختلاف پیشآمده خواهند بود.
ماده پانزدهم
بدون خدشه به ماده چهاردهم، طرفین ظرف یک ماه پس از لازمالاجرا شدن این توافقنامه، هرگونه ادعا، شکایت، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی و اختلافات بین دولتی را که در هر مرجع قانونی مربوط به مسائل موجود بین طرفین قبل از امضای این توافقنامه مطرح شده است، پس گرفته، لغو یا به هر نحو دیگری حلوفصل خواهند کرد و چنین ادعاها، شکایات، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی را آغاز نخواهند کرد و به هیچ وجه در هیچ ادعا، شکایت، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی که توسط طرف ثالثی علیه طرف دیگر مطرح میشود، دخالت نخواهند کرد.
طرفین به هیچ وجه در حوزههای دیپلماتیک، اطلاعاتی یا سایر حوزهها علیه یکدیگر اقدامات خصمانهای که با این توافقنامه مغایرت دارد، انجام نخواهند داد و از تشویق و مشارکت در چنین اقداماتی پرهیز خواهند نمود و برای این منظور مشورتهای منظمی برگزار خواهند کرد.
ماده شانزدهم
این توافقنامه پس از تبادل اسناد مربوط به اعلام تکمیل مراحل تصویب داخلی بر اساس قوانین ملی طرفین، لازمالاجرا خواهد شد. این توافقنامه مطابق با ماده ۱۰۲ منشور سازمان ملل متحد ثبت خواهد شد.
ماده هفدهم
این توافقنامه به زبانهای ارمنی، آذربایجانی و انگلیسی تنظیم شده است که هر سه متن از اعتبار یکسانی برخوردارند. در صورت بروز هرگونه اختلاف در مورد معنای هر یک از مفاد این متون، متن انگلیسی ملاک خواهد بود.
@eyvaztaha
طرفین در روابط دوجانبه خود تابع قوانین بینالمللی و این توافقنامه خواهند بود. هیچ یک از طرفین نمیتواند به مفاد قوانین داخلی خود به عنوان توجیهی برای عدم رعایت این توافقنامه استناد کند.
طرفین مطابق با کنوانسیون وین در مورد حقوق معاهدات (۱۹۶۹)، باید از هرگونه اقدامی که به هدف و منظور این توافقنامه لطمه میزند، تا زمان لازمالاجرا شدن آن،خودداری کنند.
ماده سیزدهم
طرفین اجرای کامل این توافقنامه را تضمین کرده و یک کمیسیون دوجانبه برای نظارت بر اجرای این توافقنامه تشکیل خواهند داد. کمیسیون بر اساس مقرراتی که طرفین بر سر آن توافق خواهند کرد، فعالیت خواهد نمود.
ماده چهاردهم
طرفین بدون خدشه به حقوق و تعهداتی که نسبت به قوانین بینالمللی و سایر معاهدات الزامآور در روابط متقابل خود بر عهده دارند، تلاش خواهند کرد هرگونه اختلاف مربوط به تفسیر یا اجرای این توافقنامه را از طریق مشورتهای مستقیم، از جمله در چارچوب کمیسیون مذکور در ماده سیزدهم، حلوفصل کنند. اگر چنین مشورتهایی ظرف مدت شش ماه به نتیجهای قابل قبول برای هر دو طرف منجر نشود، طرفین به دنبال راههای دیگری برای حلوفصل مسالمتآمیز اختلاف پیشآمده خواهند بود.
ماده پانزدهم
بدون خدشه به ماده چهاردهم، طرفین ظرف یک ماه پس از لازمالاجرا شدن این توافقنامه، هرگونه ادعا، شکایت، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی و اختلافات بین دولتی را که در هر مرجع قانونی مربوط به مسائل موجود بین طرفین قبل از امضای این توافقنامه مطرح شده است، پس گرفته، لغو یا به هر نحو دیگری حلوفصل خواهند کرد و چنین ادعاها، شکایات، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی را آغاز نخواهند کرد و به هیچ وجه در هیچ ادعا، شکایت، تجدیدنظر، اعتراض، دادرسی که توسط طرف ثالثی علیه طرف دیگر مطرح میشود، دخالت نخواهند کرد.
طرفین به هیچ وجه در حوزههای دیپلماتیک، اطلاعاتی یا سایر حوزهها علیه یکدیگر اقدامات خصمانهای که با این توافقنامه مغایرت دارد، انجام نخواهند داد و از تشویق و مشارکت در چنین اقداماتی پرهیز خواهند نمود و برای این منظور مشورتهای منظمی برگزار خواهند کرد.
ماده شانزدهم
این توافقنامه پس از تبادل اسناد مربوط به اعلام تکمیل مراحل تصویب داخلی بر اساس قوانین ملی طرفین، لازمالاجرا خواهد شد. این توافقنامه مطابق با ماده ۱۰۲ منشور سازمان ملل متحد ثبت خواهد شد.
ماده هفدهم
این توافقنامه به زبانهای ارمنی، آذربایجانی و انگلیسی تنظیم شده است که هر سه متن از اعتبار یکسانی برخوردارند. در صورت بروز هرگونه اختلاف در مورد معنای هر یک از مفاد این متون، متن انگلیسی ملاک خواهد بود.
@eyvaztaha
یارپق قزئتینین ایییرمی ایللییی
یارپاق ایییرمی ایل اؤنجه اوکتیابر آییندا ایشیق اوزو گؤردو. آلچاقکؤنوللولوکدن اوزاق اولسا دا قزئت بارهده بیر نئچه گئرچکلییی وورغولاماق یئرینه دوشردی:
۱. یارپاق آذربایجان تورکجهسی معیار دیلینین یوموشالماسی، گؤزللشمهسی و گونئی بدیعی نثر دیلینین بللی چالار قازانماسیندا باشلیجا روا اوینادی.
۲. یارپاق مئدیادا لوگو، دیزاین و ترتیباتمسئلهلرینین اؤنمینی یئترینجه قابارتدی.
۳. یاییم، یؤنهدیم، ائلچیلیکلر شبکهسی و تیراژ باخیمیندان یارپاق بیر یئنیلیک ایدی.
۴. میللی حؤکومت دونمیندن سونرا، یارپاق گونئی آذربایجاندا تام تورکجه بوراخیلان نادیر سامباللی نشریهلردن بیری ایدی.
۵. یارپاق مدنیتیمیزده فولکآرت مرحلهسینی آرخادا قویاراق أدبیات و دوشونجه ساحهلرینده جیددی آددیم آتدی.
۶. آذربایجان مطبوعاتینی مضمون و گؤرکم باخیمیندان یارپاقدان اؤنجه و یارپاقدان سونرا جرگهلره بؤلمک اینصافدان اوزاق بیر ادعا ساییلا بیلمزدی.
زحمت اولماسا سواللار، اؤنریلر، تنقیدلرینیزی بوردان و یا دایرئکته گؤندرین. گئنیش بیچیمده اونلارا موناسیبت بیلدیرهجهیم.
ایواز طاها
یارپاق ایییرمی ایل اؤنجه اوکتیابر آییندا ایشیق اوزو گؤردو. آلچاقکؤنوللولوکدن اوزاق اولسا دا قزئت بارهده بیر نئچه گئرچکلییی وورغولاماق یئرینه دوشردی:
۱. یارپاق آذربایجان تورکجهسی معیار دیلینین یوموشالماسی، گؤزللشمهسی و گونئی بدیعی نثر دیلینین بللی چالار قازانماسیندا باشلیجا روا اوینادی.
۲. یارپاق مئدیادا لوگو، دیزاین و ترتیباتمسئلهلرینین اؤنمینی یئترینجه قابارتدی.
۳. یاییم، یؤنهدیم، ائلچیلیکلر شبکهسی و تیراژ باخیمیندان یارپاق بیر یئنیلیک ایدی.
۴. میللی حؤکومت دونمیندن سونرا، یارپاق گونئی آذربایجاندا تام تورکجه بوراخیلان نادیر سامباللی نشریهلردن بیری ایدی.
۵. یارپاق مدنیتیمیزده فولکآرت مرحلهسینی آرخادا قویاراق أدبیات و دوشونجه ساحهلرینده جیددی آددیم آتدی.
۶. آذربایجان مطبوعاتینی مضمون و گؤرکم باخیمیندان یارپاقدان اؤنجه و یارپاقدان سونرا جرگهلره بؤلمک اینصافدان اوزاق بیر ادعا ساییلا بیلمزدی.
زحمت اولماسا سواللار، اؤنریلر، تنقیدلرینیزی بوردان و یا دایرئکته گؤندرین. گئنیش بیچیمده اونلارا موناسیبت بیلدیرهجهیم.
ایواز طاها
پیشهوری و اتحاد جماهیر شوروی
منطق اقدامات سید جعفر پیشهوری، رهبر حکومت دموکرات آذربایجان، به ویژه همکاری نزدیکش با اتحاد شوروی، بدون عنایت به پسزمینهی رویدادها و وضعیت سیاسی جهان آن دوره قابل درک نیست. در اینکه دو نکتهی اساسی وجود دارد: زمینههای داخلی جنبش و منزلت سوسالیسم موجود در جهان آن روزگار. در اینجا چند فراز از مقاله را تقدیم میکنیم. متن کامل از لینک پایان پست مطالعه کنید.
زمینههای داخلی جنبش
اگر در مقابل دموکراتها، حکومت مرکزیای منزه، مردمسالار، دادگر و خوداتکایی وجود داشت، میشد دربارهی دموکراتها به گونهای دیگر داوری کرد. اما وقتی حکومتی دسیسهگر، خودکامه و بیگانهگرا به جنگ آن حرکت رفت، صورت مسئله عوض میشود.
وقتی مملکت از چنگ یک حکومت پلیسی رهایی یافت، فضای مناسب برای شخصیتها و گروههای سیاسی پدید آمد. در این میان مهاجرانی که در آستانهی جنگ جهانی دوم به ایران کوچانده شده بودند و زندانیان سیاسی و تبعیدیانی که از بند رهایی یافته بودند، فرصت سازماندهی یافتند. آنها با تکیه بر نارضایتی عمیق مردم جنبش جدیدی را پایهگذاری کردند. و در نتیجه گروهها، اتحادیه و احزابی پدید آمد که بعدها ستون فقرات فرقهی دموکرات آذربایجان را تشکیل دادند. با توجه به این سوابق، فرقهی دموکرات یک جنبش خلق الساعه نبود، محصول یک روند تاریخی بود.
منزلت سوسالیسم موجود در جهان آن روزگار
روابط حکومت دموکرات با شوروی را باید در چهارچوب منزلتی که سوسیالیسم موجود در سراسر جهان کسب کرده بود، ارزیابی کرد. در آن زمان تقریبن تمامی جنبشهای آزادیبخش در مقابل دیکتاتوریهای متنوعی که مثل قارچ در همه جای جهان روییده بودند، به شوروی اتکا داشتند. البته در موارد بسیاری این اتکای ناگزیر نتایج مطلوب ببار نیاورد. از آن گذشته، در دورهی مورد بحث، حتا اکثریت عظیم فلاسفه، روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان غربی گرایش شدید شورویایی داشتند. مثالها زیاد است.
هستهی اصلی سیاست رهاییبخش پیشهوری عدالت و آزادی و رهایی انسان آذریایجانی از بحران هویت بود. و در این راه احیای زبان ترکی را که فدای زبان دیگری شده بود، و کاهش تمرکزگرایی حاشیهستیز را عادلانهترین راهحل میدانست. خواستی که ترکان امروز هم تکرارش میکنند، و همان اتهام را از تمامتخواهان ایرانشهری دریافت میکنند. گویا شکوفهی خودآگاهی در برهوت همین اتهامها و استدلالهای زورگویانه میشکفد! شکی نیست که امر سیاسی و سوژهی تغییر اجتماعی از طریق چالش با گفتمانی که زندگی روزمره را بر اساس مرگ دیگری صورتبندی کرده است، به ساحت زندگی بازمیگردد.
https://anlaam.com/%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d9%88%db%8c/
منطق اقدامات سید جعفر پیشهوری، رهبر حکومت دموکرات آذربایجان، به ویژه همکاری نزدیکش با اتحاد شوروی، بدون عنایت به پسزمینهی رویدادها و وضعیت سیاسی جهان آن دوره قابل درک نیست. در اینکه دو نکتهی اساسی وجود دارد: زمینههای داخلی جنبش و منزلت سوسالیسم موجود در جهان آن روزگار. در اینجا چند فراز از مقاله را تقدیم میکنیم. متن کامل از لینک پایان پست مطالعه کنید.
زمینههای داخلی جنبش
اگر در مقابل دموکراتها، حکومت مرکزیای منزه، مردمسالار، دادگر و خوداتکایی وجود داشت، میشد دربارهی دموکراتها به گونهای دیگر داوری کرد. اما وقتی حکومتی دسیسهگر، خودکامه و بیگانهگرا به جنگ آن حرکت رفت، صورت مسئله عوض میشود.
وقتی مملکت از چنگ یک حکومت پلیسی رهایی یافت، فضای مناسب برای شخصیتها و گروههای سیاسی پدید آمد. در این میان مهاجرانی که در آستانهی جنگ جهانی دوم به ایران کوچانده شده بودند و زندانیان سیاسی و تبعیدیانی که از بند رهایی یافته بودند، فرصت سازماندهی یافتند. آنها با تکیه بر نارضایتی عمیق مردم جنبش جدیدی را پایهگذاری کردند. و در نتیجه گروهها، اتحادیه و احزابی پدید آمد که بعدها ستون فقرات فرقهی دموکرات آذربایجان را تشکیل دادند. با توجه به این سوابق، فرقهی دموکرات یک جنبش خلق الساعه نبود، محصول یک روند تاریخی بود.
منزلت سوسالیسم موجود در جهان آن روزگار
روابط حکومت دموکرات با شوروی را باید در چهارچوب منزلتی که سوسیالیسم موجود در سراسر جهان کسب کرده بود، ارزیابی کرد. در آن زمان تقریبن تمامی جنبشهای آزادیبخش در مقابل دیکتاتوریهای متنوعی که مثل قارچ در همه جای جهان روییده بودند، به شوروی اتکا داشتند. البته در موارد بسیاری این اتکای ناگزیر نتایج مطلوب ببار نیاورد. از آن گذشته، در دورهی مورد بحث، حتا اکثریت عظیم فلاسفه، روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان غربی گرایش شدید شورویایی داشتند. مثالها زیاد است.
هستهی اصلی سیاست رهاییبخش پیشهوری عدالت و آزادی و رهایی انسان آذریایجانی از بحران هویت بود. و در این راه احیای زبان ترکی را که فدای زبان دیگری شده بود، و کاهش تمرکزگرایی حاشیهستیز را عادلانهترین راهحل میدانست. خواستی که ترکان امروز هم تکرارش میکنند، و همان اتهام را از تمامتخواهان ایرانشهری دریافت میکنند. گویا شکوفهی خودآگاهی در برهوت همین اتهامها و استدلالهای زورگویانه میشکفد! شکی نیست که امر سیاسی و سوژهی تغییر اجتماعی از طریق چالش با گفتمانی که زندگی روزمره را بر اساس مرگ دیگری صورتبندی کرده است، به ساحت زندگی بازمیگردد.
https://anlaam.com/%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d9%88%db%8c/
**سالاملار سایین دوستلار!
کانالیمیز بیر نئچه گون ألیمیزدن چیخمیشدی. ایکی سئویملی دوستون زحمتیله خوشبختلیکدن نظارتی یئنیدن أله آلمیشیق.**
کانالیمیز بیر نئچه گون ألیمیزدن چیخمیشدی. ایکی سئویملی دوستون زحمتیله خوشبختلیکدن نظارتی یئنیدن أله آلمیشیق.**
"نئجه یازاق" باشلیقلی درسلر باشلانیر
کورسلار «نئجه یازاق؟» باشلیغی آلتیندا کئچیریلهجک.
- درسلرده گراماتیکانین اینجهلیکلرینه توخونولمایاجاق،
- پراکتیک [کاربردی] مقاملارا دیققت یئتیریلهجک.
- دۆزگون یازی قایدالارینا دایر اؤنملی نکتهلر آنالیز ائدیلهجک.
- چوْخسایلی اؤرنکلر واسیطهسیله گئنیش یاییلمیش یازی یانلیشلیقلارینا دوزهلیش وئریلهجک.
- باشقا دیللردن دیلمیزده سوخولموش جومله قورولوشونون دوغما واریانتی وئریلهجک.
بۇندان علاوه، هر درسده دیلین ماهیتی و آنا دیلینی اؤیرنمهیین اهمیتی بارهده بیر فلسفی مؤضوع (15 دقیقهلیک) مۆذاکیره اوْلوناجاق.
درسلره قاتیلیم شرطلرینی بوردا اوخویون:
anlaam.com/dil-nece1
علاقه نؤمرهسی، واتساپ:
+989145788924
کورسلار «نئجه یازاق؟» باشلیغی آلتیندا کئچیریلهجک.
- درسلرده گراماتیکانین اینجهلیکلرینه توخونولمایاجاق،
- پراکتیک [کاربردی] مقاملارا دیققت یئتیریلهجک.
- دۆزگون یازی قایدالارینا دایر اؤنملی نکتهلر آنالیز ائدیلهجک.
- چوْخسایلی اؤرنکلر واسیطهسیله گئنیش یاییلمیش یازی یانلیشلیقلارینا دوزهلیش وئریلهجک.
- باشقا دیللردن دیلمیزده سوخولموش جومله قورولوشونون دوغما واریانتی وئریلهجک.
بۇندان علاوه، هر درسده دیلین ماهیتی و آنا دیلینی اؤیرنمهیین اهمیتی بارهده بیر فلسفی مؤضوع (15 دقیقهلیک) مۆذاکیره اوْلوناجاق.
درسلره قاتیلیم شرطلرینی بوردا اوخویون:
anlaam.com/dil-nece1
علاقه نؤمرهسی، واتساپ:
+989145788924
ثبت نام: به زبان ترکی آذربایجانی چگونه بنویسیم
ایواز طاها در دیماه دورهی جدید تدریس زبان ترکی آذربایجانی برگزار خواهد کرد. این دورهی درسها با عنوان “نئجه یازاق” [چگونه بنویسیم] در سطح ابتدایی ارائه خواهد شد. در این درسها بدون غور در زاوایای گرامر، به نکات کاربردی مهم، و در عین حال ساده، در بارهی شیوهی درستنوشتن اشاره خواهد شد و با ارائه مثالهای متعدد، غلطنویسیهای رایج اصلاح خواهد شد. به علاوه، در هر جلسه یک نکتهی فلسفی درباره ماهیت زبان و اهمیت یادگیری زبان مادری (به مدت پانزده دقیقه) مطرح خواهد شد.
سطح این درس مناسب است برای:
– نو آموزان زبان ترکی آذربایجانی؛
– کسانی که بدون آشنایی با زبان نوشتاری، مشغول نوشتن در شبکههای اجتماعی هستند؛
– کسانی که میخواهند آشنایی مختصر و کاربردی با دستور زبان ترکی آذربایجانی پیدا کنند.
برای آگاهی از نحوهی شرکت در کلاس به آدرس زیر مراجعه کنید
anlaam.com/ders-nece1-fa
شماره واتساپ:
+989145788924
ایواز طاها در دیماه دورهی جدید تدریس زبان ترکی آذربایجانی برگزار خواهد کرد. این دورهی درسها با عنوان “نئجه یازاق” [چگونه بنویسیم] در سطح ابتدایی ارائه خواهد شد. در این درسها بدون غور در زاوایای گرامر، به نکات کاربردی مهم، و در عین حال ساده، در بارهی شیوهی درستنوشتن اشاره خواهد شد و با ارائه مثالهای متعدد، غلطنویسیهای رایج اصلاح خواهد شد. به علاوه، در هر جلسه یک نکتهی فلسفی درباره ماهیت زبان و اهمیت یادگیری زبان مادری (به مدت پانزده دقیقه) مطرح خواهد شد.
سطح این درس مناسب است برای:
– نو آموزان زبان ترکی آذربایجانی؛
– کسانی که بدون آشنایی با زبان نوشتاری، مشغول نوشتن در شبکههای اجتماعی هستند؛
– کسانی که میخواهند آشنایی مختصر و کاربردی با دستور زبان ترکی آذربایجانی پیدا کنند.
برای آگاهی از نحوهی شرکت در کلاس به آدرس زیر مراجعه کنید
anlaam.com/ders-nece1-fa
شماره واتساپ:
+989145788924
ایواز طاهانین یئنی دیل درسلری (ایکینجی سویّه)
آد یازدیرما بیلدیریشی
دی آییندا آذربایجان تۆرکجهسینده دیل درسلری کئچیرهجهییک. (بو درسلر فئورال آییندا تکرار اولوناجاق.)
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
آد یازدیرما بیلدیریشی
دی آییندا آذربایجان تۆرکجهسینده دیل درسلری کئچیرهجهییک. (بو درسلر فئورال آییندا تکرار اولوناجاق.)
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایواز طاهانین یئنی دیل درسلری باشلانیر.
دیلیمیزین داها گئنیش اؤیرنمهسینه یاردیمچی اولون.لوطفن بو قیسا ویدئونو پایلاشین!
آیرینتیلار بوردا:
https://anlaam.com/azb/
https://anlaam.com/ders-nece1-fa/
https://anlaam.com/ders2-fel-fa-2/
دیلیمیزین داها گئنیش اؤیرنمهسینه یاردیمچی اولون.لوطفن بو قیسا ویدئونو پایلاشین!
آیرینتیلار بوردا:
https://anlaam.com/azb/
https://anlaam.com/ders-nece1-fa/
https://anlaam.com/ders2-fel-fa-2/
چنگ در چهرۀ تراکتور؛ خودزنی با فحش و ناسزا
تماشاگران تراکتور در گرمای تابستان و چلۀ زمستان، با زحمت بسیار، امر سیاسی را به استادیومها بردند؛ جلوههای زیبا از بازنمایی مطالبات آفریدند؛ ساختار ممنوعیت زبان مادری را به لرزه انداختند؛ اما...
صحنههای شعار علیه کریم باقری بسیار غیرانسانی بود. هدفگرفتنِ یک مادر از دهان دستهای از تماشاگران، نه همه، بدون اینکه نسبتی با مستطیل سبز داشته باشد، با هیچ معیار انسانی نمیخواند. اینکه باقری در مقابل شعارهای فاشیستی برخی طرفداران پرسپولیس سکوت کرد، بیسیرتشدن خود را نشان داد. اما جواب این سکوت ناسزاهای ناموسی نیست. میتوانستند با شعارهای موجه و زهرآگینتری چون "زیرپاگذاشتن شرافت انسانی" و "نوکری برای دیگران" مورد خطاب قراردهند.
واقعا از درک این موضوع عاجز ماندهام که چگونه میتوان برای انتقاد از شخصی، الفاظ رکیک را آنهم در یک فضای عمومی با ریتم و هارمونی به صدا در آورد.
این رفتار سقوط اخلاقی است. این شتر میتواند هرجا بخوابد. هرکس از کسی دیگر خوشش نیامد، با شکستن مرزهای اخلاق، چشمانش را خواهد بست، دهانش را باز خواهد کرد و قبیحترین کلمات را به عرصۀ عمومی پرتاب خواهد کرد.
حتا اگر معیارهای اخلاقی را به کناری نهاده و منفعتطلبانه نگاه کنیم این ناسزاها هیچ سودی، نه در تقویت روحیه و کسب نتایج و نه در ارتقا جایگاه تماشاگران ندارند. اتفاقا در شرایط نابرابر رسانهای، مطلقا به زیان تیم و نهضت ضدتبعیض عمل میکنند.
رسانههای اصلی فارسیزبان، هیچوقت به آنچه در استادیومها در سطم امر سیاسی میگذرد اشاره نمیکنند. در اخبار ورزشیشان یک کلمه در بارهٔ فریاد تحصیل به زمان مادری نمیگویند. اما کوچکترین حرکت ناپسند را برجسته میکنند. بعید است تماشگران حرفهای تراکتور این معادلۀ نابرابر را ندانند.
پس چرا خودزنی میکنند؟ چرا خود را از موضع حقانیت به صندلی محکوم میافکنند؟ آنها، به اعتباری، تماشاگر خنثای ایدئولوژیک در استادیوم ویمبلی لندن و یا گروک پارک دوبلین نیستند، سوژۀ سیاسی معظماند در مکانهایی چون نیوکمپ در بارسلون و درهٔ گرگها در تبریز. سوژهای که سرود رهایی ما از تبعیض دیرپای تاریخی ترنم میکند.
پس چرا خود را اینقدر دستکم گرفتهاند، چرا ناخواسته و ندانسته تبریزِ عزیز ما تحقیر میکنند؟ نمیشود با انگشتان آلوده به ناپاکی اشاره کرد؛ نمیشود نژادپرستانه با نژادپرستی مبارزه کرد.
این سنت زشت را باشگاه پرسپولیس با سکوتش درباره شعارهای نژادپرستانۀ تماشاگرانش تقویت کرد. اما باشگاه تراکتور باید موضع مشخص بگیرد. باید بعضی لیدرها را از تریبون و میکروفون و شیپور محروم کند.
تراکتور صرفا یک تیم ورزشی نیست، نمایندۀ یک ملت است.
@eyvaztaha
تماشاگران تراکتور در گرمای تابستان و چلۀ زمستان، با زحمت بسیار، امر سیاسی را به استادیومها بردند؛ جلوههای زیبا از بازنمایی مطالبات آفریدند؛ ساختار ممنوعیت زبان مادری را به لرزه انداختند؛ اما...
صحنههای شعار علیه کریم باقری بسیار غیرانسانی بود. هدفگرفتنِ یک مادر از دهان دستهای از تماشاگران، نه همه، بدون اینکه نسبتی با مستطیل سبز داشته باشد، با هیچ معیار انسانی نمیخواند. اینکه باقری در مقابل شعارهای فاشیستی برخی طرفداران پرسپولیس سکوت کرد، بیسیرتشدن خود را نشان داد. اما جواب این سکوت ناسزاهای ناموسی نیست. میتوانستند با شعارهای موجه و زهرآگینتری چون "زیرپاگذاشتن شرافت انسانی" و "نوکری برای دیگران" مورد خطاب قراردهند.
واقعا از درک این موضوع عاجز ماندهام که چگونه میتوان برای انتقاد از شخصی، الفاظ رکیک را آنهم در یک فضای عمومی با ریتم و هارمونی به صدا در آورد.
این رفتار سقوط اخلاقی است. این شتر میتواند هرجا بخوابد. هرکس از کسی دیگر خوشش نیامد، با شکستن مرزهای اخلاق، چشمانش را خواهد بست، دهانش را باز خواهد کرد و قبیحترین کلمات را به عرصۀ عمومی پرتاب خواهد کرد.
حتا اگر معیارهای اخلاقی را به کناری نهاده و منفعتطلبانه نگاه کنیم این ناسزاها هیچ سودی، نه در تقویت روحیه و کسب نتایج و نه در ارتقا جایگاه تماشاگران ندارند. اتفاقا در شرایط نابرابر رسانهای، مطلقا به زیان تیم و نهضت ضدتبعیض عمل میکنند.
رسانههای اصلی فارسیزبان، هیچوقت به آنچه در استادیومها در سطم امر سیاسی میگذرد اشاره نمیکنند. در اخبار ورزشیشان یک کلمه در بارهٔ فریاد تحصیل به زمان مادری نمیگویند. اما کوچکترین حرکت ناپسند را برجسته میکنند. بعید است تماشگران حرفهای تراکتور این معادلۀ نابرابر را ندانند.
پس چرا خودزنی میکنند؟ چرا خود را از موضع حقانیت به صندلی محکوم میافکنند؟ آنها، به اعتباری، تماشاگر خنثای ایدئولوژیک در استادیوم ویمبلی لندن و یا گروک پارک دوبلین نیستند، سوژۀ سیاسی معظماند در مکانهایی چون نیوکمپ در بارسلون و درهٔ گرگها در تبریز. سوژهای که سرود رهایی ما از تبعیض دیرپای تاریخی ترنم میکند.
پس چرا خود را اینقدر دستکم گرفتهاند، چرا ناخواسته و ندانسته تبریزِ عزیز ما تحقیر میکنند؟ نمیشود با انگشتان آلوده به ناپاکی اشاره کرد؛ نمیشود نژادپرستانه با نژادپرستی مبارزه کرد.
این سنت زشت را باشگاه پرسپولیس با سکوتش درباره شعارهای نژادپرستانۀ تماشاگرانش تقویت کرد. اما باشگاه تراکتور باید موضع مشخص بگیرد. باید بعضی لیدرها را از تریبون و میکروفون و شیپور محروم کند.
تراکتور صرفا یک تیم ورزشی نیست، نمایندۀ یک ملت است.
@eyvaztaha
"مرگ یزدگرد"؛ تاریخِ تکزبان، قدرت تکصدا
بهرام بیضایی در "مرگ یزدگرد" با ساختاری دادگاهیـروایی، فروپاشی نظم ساسانی و مرگ آخرین شاه آن را بازنمایی میکند. فیلم در ظاهر روایتی ضدقدرت و ضدشاه است؛ اما در لایهی عمیقتر، نوعی "بازسازی فارسیمحور از تاریخ ایران" را پیش مینهد که در آن، زبان، سوژهها و حتی مردم در چارچوب روایتی مرکزگرا بازتعریف میشوند.
۱. زبان فارسی بهمثابه زبانِ طبیعی تاریخ
سلسلهی ساسانی یک امپراتوری بود. ساسانیان نیز مثل دیگر امپراتوریها بخش بزرگی از سرزمینهای تحت حاکمیتشان را بزور تصاحب کرده بودند. در نتیجه متصرفات آنها از لحاظ قومی، زبانی و مذهبی تنوع زیادی داشت. آنها نیز مثل امپراتوریهای عرب، مغول، عثمانی، روس و انگلیس نه به نفعشان بود و نه میتوانستند زبانهای مختلف را از بین ببرند، فرهنگهای گوناگون را تماما استحاله کنند و مردمان تحت سلطهشان را به موجودات انتزاعی یکدست و همسان فرو بکاهند.
اما بهرام بیضایی در عالم تخیل مشغول چنین کار مخاطرهآمیزی میشود. در "مرگ یزدگرد"، همهی شخصیتها—از شاه و موبد گرفته تا آسیابان و همسرش—به فارسی معیارِ فاخر و ادیبانه سخن میگویند. این انتخاب، صرفاً یک ضرورت نمایشی نیست؛ بلکه تاریخی را بازنمایی میکند که در آن تنوع زبانیِ امپراتوری ساسانی (پهلوی، پارتی، ترکی، سغدی، زبانهای محلیِ آذریِ کهن، آرامی، عربی و…) بهکلی محو شده و تاریخ بهگونهای روایت میشود که گویی همیشه به فارسی سخن گفته است.این امر نمونهی روشن طبیعیسازی زبان مسلط است: فارسی نه بهعنوان یک زبان تاریخی، بلکه بهعنوان "زبانِ خودِ تاریخ" عرضه میشود.
۲. «مردم» بیچهره، بیقوم، بیزبان
فیلم ظاهرا مدعی است که روایتِ رسمیِ شاهانه را به چالش میکشد و "صدای فرودستان" را وارد تاریخ میکند. اما این فرودستان نه هویت قومی دارند، نه زبان مستقل، و نه حافظهی تاریخیِ جدا از روایت کلان. آسیابان و همسرش، بهجای آنکه نمایندهی مردمی چندقومیتی باشند، به سوژههایی انتزاعی و بیریشه بدل میشوند؛ سوژههایی که فقط در زبان و منطق روایت مرکز (دربار/دادگاه) قابل فهماند. این همان مکانیسمی است که گایاتری اسپیواک آن را "سخن گفتن بهجای فرودست" مینامد.
۳. عرب بهمثابه تهدید بیرونی، نه سوژهی تاریخی
در "مرگ یزدگرد"، اعراب—بهعنوان نیروی تاریخیِ در حال ورود—عمدتاً در مقام تهدید بیرونی و فروپاشنده ظاهر میشوند، نه بهعنوان سوژههایی با منطق، زبان و تاریخ خاص خود. این امر تاریخ را به دوگانهی "ایرانِ اهورایی/ عرب اهریمنی" تقلیل میدهد.
و شکست ساسانیان را نه محصول انسداد سیاسی، تضادهای طبقاتی و قومی و سرکوبهای وحشیانهی مذهبی، بلکه صرفا نتیجهی هجوم "دیگریِ خارجی" نشان میدهد. چنین روایتی، کاملاً با تبارگرایی فارسیمحور همخوان است.
۴. دادگاه بهمثابهی استعارهی مرکز
ساختار دادگاهی فیلم، خود استعارهای از قدرت مرکزیِ قضاوتگر است. هر روایت—حتی روایت آسیابان—باید در زبان مرکز بیان شود، در منطق مرکز سنجیده شود، و در نهایت، توسط نمایندگان مرکز داوری گردد. در اینجا، تاریخ نه میدان تکثر روایتها، بلکه صحنهی رقابت روایتها در برابر قدرتی واحد است؛ قدرتی که خود را بیطرف و عقلانی مینمایاند، اما عمیقاً ایدئولوژیک است.
۴. چند نقلقول
«شاه، سایهی خدا بود؛ اگر افتاد، سایه هم افتاد.»
این بیان، فروپاشی نظم سیاسی را به شکلی اسطورهای روایت میکند، نه اجتماعی–قومیتی. در این تصویر، مردم نه کنشگران تاریخ، بلکه تماشاگران سقوط یک نظم مقدساند.
-«این سرزمین، بیشاه نمیماند.»
چنین گزارهای، ناخودآگاه حامل ایدهای تداوم "ایرانِ واحد" است؛ ایرانی که علیرغم اسلامی شدن از موی سر تا ناخن پا، تغییر شاهان، سلسلهها، مرزها و مردمان به زعم بیضایی جوهری ثابت دارد—جوهری که در آثار او، عموماً با فرهنگ فارسی هممعنا میشود.
«مرگ یزدگرد» اثری مهم و پیچیده است، اما از منظر نقد قومی و زبانی، تاریخ تکزبان و تکمرکز میسازد؛ مردم را از هویتهای واقعیشان تهی میکند؛
و شکست تاریخی را در چارچوب ناسیونالیسم تبارگرا بازتفسیر میکند. در نتیجه، با ژست ضدقدرت—در سطحی عمیقتر، بازنویسی فارسیمحور از تاریخ کشور ارائه میدهد؛ بازنویسیای که تنوع قومی و زبانی را یا حذف میکند یا به حاشیه میراند.
بهرام بیضایی که یک تبارگرای تمام عیار بود گهگاه افکارش به فاشیسم فرهنگی نزدیک میشد. وی برای بخش بزرگ از مردمان کشور، که مرکز صدایشان را ناشنیده میگیرد، حبل المتین همگرایی نیست، نماد تبعیض و بازتولید گفتمان مسلط است.
بهرام بیضایی در "مرگ یزدگرد" با ساختاری دادگاهیـروایی، فروپاشی نظم ساسانی و مرگ آخرین شاه آن را بازنمایی میکند. فیلم در ظاهر روایتی ضدقدرت و ضدشاه است؛ اما در لایهی عمیقتر، نوعی "بازسازی فارسیمحور از تاریخ ایران" را پیش مینهد که در آن، زبان، سوژهها و حتی مردم در چارچوب روایتی مرکزگرا بازتعریف میشوند.
۱. زبان فارسی بهمثابه زبانِ طبیعی تاریخ
سلسلهی ساسانی یک امپراتوری بود. ساسانیان نیز مثل دیگر امپراتوریها بخش بزرگی از سرزمینهای تحت حاکمیتشان را بزور تصاحب کرده بودند. در نتیجه متصرفات آنها از لحاظ قومی، زبانی و مذهبی تنوع زیادی داشت. آنها نیز مثل امپراتوریهای عرب، مغول، عثمانی، روس و انگلیس نه به نفعشان بود و نه میتوانستند زبانهای مختلف را از بین ببرند، فرهنگهای گوناگون را تماما استحاله کنند و مردمان تحت سلطهشان را به موجودات انتزاعی یکدست و همسان فرو بکاهند.
اما بهرام بیضایی در عالم تخیل مشغول چنین کار مخاطرهآمیزی میشود. در "مرگ یزدگرد"، همهی شخصیتها—از شاه و موبد گرفته تا آسیابان و همسرش—به فارسی معیارِ فاخر و ادیبانه سخن میگویند. این انتخاب، صرفاً یک ضرورت نمایشی نیست؛ بلکه تاریخی را بازنمایی میکند که در آن تنوع زبانیِ امپراتوری ساسانی (پهلوی، پارتی، ترکی، سغدی، زبانهای محلیِ آذریِ کهن، آرامی، عربی و…) بهکلی محو شده و تاریخ بهگونهای روایت میشود که گویی همیشه به فارسی سخن گفته است.این امر نمونهی روشن طبیعیسازی زبان مسلط است: فارسی نه بهعنوان یک زبان تاریخی، بلکه بهعنوان "زبانِ خودِ تاریخ" عرضه میشود.
۲. «مردم» بیچهره، بیقوم، بیزبان
فیلم ظاهرا مدعی است که روایتِ رسمیِ شاهانه را به چالش میکشد و "صدای فرودستان" را وارد تاریخ میکند. اما این فرودستان نه هویت قومی دارند، نه زبان مستقل، و نه حافظهی تاریخیِ جدا از روایت کلان. آسیابان و همسرش، بهجای آنکه نمایندهی مردمی چندقومیتی باشند، به سوژههایی انتزاعی و بیریشه بدل میشوند؛ سوژههایی که فقط در زبان و منطق روایت مرکز (دربار/دادگاه) قابل فهماند. این همان مکانیسمی است که گایاتری اسپیواک آن را "سخن گفتن بهجای فرودست" مینامد.
۳. عرب بهمثابه تهدید بیرونی، نه سوژهی تاریخی
در "مرگ یزدگرد"، اعراب—بهعنوان نیروی تاریخیِ در حال ورود—عمدتاً در مقام تهدید بیرونی و فروپاشنده ظاهر میشوند، نه بهعنوان سوژههایی با منطق، زبان و تاریخ خاص خود. این امر تاریخ را به دوگانهی "ایرانِ اهورایی/ عرب اهریمنی" تقلیل میدهد.
و شکست ساسانیان را نه محصول انسداد سیاسی، تضادهای طبقاتی و قومی و سرکوبهای وحشیانهی مذهبی، بلکه صرفا نتیجهی هجوم "دیگریِ خارجی" نشان میدهد. چنین روایتی، کاملاً با تبارگرایی فارسیمحور همخوان است.
۴. دادگاه بهمثابهی استعارهی مرکز
ساختار دادگاهی فیلم، خود استعارهای از قدرت مرکزیِ قضاوتگر است. هر روایت—حتی روایت آسیابان—باید در زبان مرکز بیان شود، در منطق مرکز سنجیده شود، و در نهایت، توسط نمایندگان مرکز داوری گردد. در اینجا، تاریخ نه میدان تکثر روایتها، بلکه صحنهی رقابت روایتها در برابر قدرتی واحد است؛ قدرتی که خود را بیطرف و عقلانی مینمایاند، اما عمیقاً ایدئولوژیک است.
۴. چند نقلقول
«شاه، سایهی خدا بود؛ اگر افتاد، سایه هم افتاد.»
این بیان، فروپاشی نظم سیاسی را به شکلی اسطورهای روایت میکند، نه اجتماعی–قومیتی. در این تصویر، مردم نه کنشگران تاریخ، بلکه تماشاگران سقوط یک نظم مقدساند.
-«این سرزمین، بیشاه نمیماند.»
چنین گزارهای، ناخودآگاه حامل ایدهای تداوم "ایرانِ واحد" است؛ ایرانی که علیرغم اسلامی شدن از موی سر تا ناخن پا، تغییر شاهان، سلسلهها، مرزها و مردمان به زعم بیضایی جوهری ثابت دارد—جوهری که در آثار او، عموماً با فرهنگ فارسی هممعنا میشود.
«مرگ یزدگرد» اثری مهم و پیچیده است، اما از منظر نقد قومی و زبانی، تاریخ تکزبان و تکمرکز میسازد؛ مردم را از هویتهای واقعیشان تهی میکند؛
و شکست تاریخی را در چارچوب ناسیونالیسم تبارگرا بازتفسیر میکند. در نتیجه، با ژست ضدقدرت—در سطحی عمیقتر، بازنویسی فارسیمحور از تاریخ کشور ارائه میدهد؛ بازنویسیای که تنوع قومی و زبانی را یا حذف میکند یا به حاشیه میراند.
بهرام بیضایی که یک تبارگرای تمام عیار بود گهگاه افکارش به فاشیسم فرهنگی نزدیک میشد. وی برای بخش بزرگ از مردمان کشور، که مرکز صدایشان را ناشنیده میگیرد، حبل المتین همگرایی نیست، نماد تبعیض و بازتولید گفتمان مسلط است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیل درسلری یانوارین ۱۳-ده باشلاناجاق
درسهای زبان ترکی آذربایجانی بیست و چهارم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلنجک
⚫
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی درسلرین باشلانیش واختی بیر هفتهیه بللی اولاجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی بیست و چهارم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلنجک
⚫
ایکینجی سویّهده کئچیریلهجک بو درسلر تامامیله “فعل” مؤوضوعسونا حصر ائدیلهجک.
چکیلن [تصریف اولونان] فعللر:
– فعلین معناجا نؤوعلری
– فعلین قوروشولوجا نؤوعلری
– زامان گاتئگورییالاری
چکیلمهین فعللر:
– مصدر؛
– فعلی ایسم؛
– فعلی صیفت؛
– فعلی باغلاما.
فعلله یاناشی:
– گوندهلیک یازیلارداکی عادی یانلیشلیقلار أله آلیناجاق.
– مئدیادا، توْپلومسال شبکهلرده گئدن یازیلارین یانلیش طرفینه توخونولاجاق.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/ders2-fel/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی درسلرین باشلانیش واختی بیر هفتهیه بللی اولاجاق.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نئجه یازاق" باشلیقلی دیل درسلری ۱۴ یانوار باشلاناجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
"نئجه یازاق" باشلیقلی دیل درسلری ۱۴ یانوار باشلاناجاق.
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
درسهای زبان ترکی آذربایجانی تحت عنوان "نئجه یازاق" (سطح اول) بیست و پنجم دیماه آغاز خواهد شد. لینک درس در گوگل میت به موقع از واتساپ ارسال خواهد شد.
⚫
ساعات: ۲۱-۲۳
Google meet
کئچید واختیندا گؤندهریلهجک.
⚫
درسه قاتیلیم شرطلرینی بوردان اوخویون:
https://anlaam.com/azb/dil-nece1/
علاقه اوچون واتساپ نؤمرهسی:
+989145788924
این تیم هیچگاه ملی نبوده است!
تیم ملی فوتبال ایران با گلی که اتریش در ثانیههای آخر به الجزایر زد از صعود به دور حذفی جام جهانی بازماند. در دقایق اول وقت اضافه الجزایر گل زد تا مجریان تلویزیون دولتی نمایشگرانه به هوا بپرند. اما اتریش در ثانیههای پایانی گل مساوی را زد تا چهرهها درهم شود.
۱. حذف تیم ملی به خاطر اینکه موجب ناراحتی گروه کثیری از مردمان مملکت شد، میتوانست مایهٔ تأسف باشد. اما وقتی حوادث، رفتارها و گفتارهای پس از صعود احتمالی را تصور کردم، احساس رضایتی بر دلم نشست. میدانستم در صورت صعود بارانی از جملات تهی (مثل هنر نزد ایرانیان...) باریدن خواهد گرفت. بر این بیفزایید ماهیت کارکردی چنین تیمی را. تیم ملی نمادی بوده در خدمت هژمونی یک قوم و عادی نشاندادن انکار تنوع فرهنگی.
۲. این تیم، به معنایی بخش بزرگی از مردمان را نمایندگی نمیکند، البته نه صرفا به آن معنایی که اپوزیسیون خارجنشین مراد میکند. طیفهای از خارجنشینان میگویند تیم ملی حامل ایدئولوژی جمهوری اسلامی است، پس تیم آنها نیست. اما مسئله عمیقتر از این است. چند سال پیش که تیم ملی را ستارگان پارسی لقب دادند، معلوم شد قوم نامرئیِ پنهان در پشت واژۀ ایران اشتهای سیریناپذیر دارد. تا جایی که نه در سرکوب فرهنگ، هویت، سنت و زبان دیگر اقوام و ملیتها حدومرزی میشناسد، و نه در تصاحب نمادهای ملی. در چنین وضعیتی باخت تیم ملی خواه-ناخواه به سرمایه شادیبخش بزرگی از مردمان کشور تبدیل میشود؛ مردمانی که هویتشان به حاشیه رانده شده است.
۳. پس از هر پیروزی تیمهای ملی، به ویژه در مقابل عربها، معمولا شاهد لافزنی در بارۀ هوش، ذکاوت، غیرت و شجاعت نژاد آریایی بودهایم. این رهیافت همچون بیماری مسری خیلی از چیزها را آلوده است: رسانۀ دولتی، تریبونهای مخالفانِ اقتدارطلب، شبکههای اجتماعی و حکومتیانِ شفیتکرده به ناسیونالیسم تبارگرا. این آلودگی ألبته تنها ذهن شوونیستهای وطنی (با اسم رمز ایرانگرایان) را تسخیر نکرده، بلکه دامنۀ سرایتاش از راست میانه تا چپ مقاومتی، از اصلاحطلب حکومتی تا اپوزیسیون سکولار را در بر گرفته است.
۴. نکتهٔ آخر اینکه در هر موفقیت کوچکِ ورزشی فورا پای شرف و غیرت را به میان میکشند؛ شرف و غیرتی که معلوم نیست که چرا در میان اینهمه مللِ دنیا تنها به انحصار یک نژاد موهوم درآمده است. حال آنکه پیروزی در ورزش فوتبال منوط به داشتن شرف و غیرت انحصاری نیست، به عوامل ورزشی مربوط است. ادگار دوگا از استفان مالارمه پرسیده بود: «به رغم آنکه ذهنم پر از اندیشههاست اما نمیتوانم شعر بگویم. تو چطور شعر میسرایی؟» مالارمه هم در جواب گفته بود «دوست من دوگا! شعر را با کلمات میسرایند و نه با اندیشهها.» حالا این دوستان باید ملتفت شده باشند که فوتبال را با مهارت، برنامهریزی، سرمایهگذاری، مربیان زبردست، زیرساختهای لازم و مدیران پاکدست بازی میکنند و نه با شرف و شعار و تملق و ادعاهای نژادپرستانه.
تیم ملی فوتبال ایران با گلی که اتریش در ثانیههای آخر به الجزایر زد از صعود به دور حذفی جام جهانی بازماند. در دقایق اول وقت اضافه الجزایر گل زد تا مجریان تلویزیون دولتی نمایشگرانه به هوا بپرند. اما اتریش در ثانیههای پایانی گل مساوی را زد تا چهرهها درهم شود.
۱. حذف تیم ملی به خاطر اینکه موجب ناراحتی گروه کثیری از مردمان مملکت شد، میتوانست مایهٔ تأسف باشد. اما وقتی حوادث، رفتارها و گفتارهای پس از صعود احتمالی را تصور کردم، احساس رضایتی بر دلم نشست. میدانستم در صورت صعود بارانی از جملات تهی (مثل هنر نزد ایرانیان...) باریدن خواهد گرفت. بر این بیفزایید ماهیت کارکردی چنین تیمی را. تیم ملی نمادی بوده در خدمت هژمونی یک قوم و عادی نشاندادن انکار تنوع فرهنگی.
۲. این تیم، به معنایی بخش بزرگی از مردمان را نمایندگی نمیکند، البته نه صرفا به آن معنایی که اپوزیسیون خارجنشین مراد میکند. طیفهای از خارجنشینان میگویند تیم ملی حامل ایدئولوژی جمهوری اسلامی است، پس تیم آنها نیست. اما مسئله عمیقتر از این است. چند سال پیش که تیم ملی را ستارگان پارسی لقب دادند، معلوم شد قوم نامرئیِ پنهان در پشت واژۀ ایران اشتهای سیریناپذیر دارد. تا جایی که نه در سرکوب فرهنگ، هویت، سنت و زبان دیگر اقوام و ملیتها حدومرزی میشناسد، و نه در تصاحب نمادهای ملی. در چنین وضعیتی باخت تیم ملی خواه-ناخواه به سرمایه شادیبخش بزرگی از مردمان کشور تبدیل میشود؛ مردمانی که هویتشان به حاشیه رانده شده است.
۳. پس از هر پیروزی تیمهای ملی، به ویژه در مقابل عربها، معمولا شاهد لافزنی در بارۀ هوش، ذکاوت، غیرت و شجاعت نژاد آریایی بودهایم. این رهیافت همچون بیماری مسری خیلی از چیزها را آلوده است: رسانۀ دولتی، تریبونهای مخالفانِ اقتدارطلب، شبکههای اجتماعی و حکومتیانِ شفیتکرده به ناسیونالیسم تبارگرا. این آلودگی ألبته تنها ذهن شوونیستهای وطنی (با اسم رمز ایرانگرایان) را تسخیر نکرده، بلکه دامنۀ سرایتاش از راست میانه تا چپ مقاومتی، از اصلاحطلب حکومتی تا اپوزیسیون سکولار را در بر گرفته است.
۴. نکتهٔ آخر اینکه در هر موفقیت کوچکِ ورزشی فورا پای شرف و غیرت را به میان میکشند؛ شرف و غیرتی که معلوم نیست که چرا در میان اینهمه مللِ دنیا تنها به انحصار یک نژاد موهوم درآمده است. حال آنکه پیروزی در ورزش فوتبال منوط به داشتن شرف و غیرت انحصاری نیست، به عوامل ورزشی مربوط است. ادگار دوگا از استفان مالارمه پرسیده بود: «به رغم آنکه ذهنم پر از اندیشههاست اما نمیتوانم شعر بگویم. تو چطور شعر میسرایی؟» مالارمه هم در جواب گفته بود «دوست من دوگا! شعر را با کلمات میسرایند و نه با اندیشهها.» حالا این دوستان باید ملتفت شده باشند که فوتبال را با مهارت، برنامهریزی، سرمایهگذاری، مربیان زبردست، زیرساختهای لازم و مدیران پاکدست بازی میکنند و نه با شرف و شعار و تملق و ادعاهای نژادپرستانه.