Eyvaz Taha
1.23K subscribers
170 photos
46 videos
9 files
229 links
Söz candır əgər bilərsə insan/ Sözdür ki, deyirlər özgədir can @etaha
Download Telegram
همه آزادند به فارسی بنویسند | #ایواز_طاها

۱. حکومت کتابفروشی کوچک اندیشه‌ی نو، تنها محل عرضه‌ی کتاب‌های ترکی در پایتخت را تحمل نکرد. همچنین مجوز انتشارات تک‌درخت را که در کنار کتاب‌های فارسی چند کتاب ترکی چاپ کرده بود، لغو کرد و حکم به یکسال حبس تعزیری مدیر مسئول آن داد.

۲. معمولا کسانی از پوزیسیون و اوپوزیسیون که تکیه کلام "ما ملت" از دهانشان نمی‌افتد، در این مواقع سکوت می‌کنند. در این مواقع حقوق شهروندی، کرامت انسانی، دموکراسی و حق آزادی بیان فراموش‌شان می‌شود. زیرا همچنانکه به گمان صاحبان قدرت "همه آزادند حق را بگویند"، به عقیده‌ی اینان نیز "همه آزادند فقط فارسی بنویسند". به همین خاطر است که هرگاه کسی در برابر قوم‌مداری مرکز بر حقوق شهروندی‌اش تأکید می‌کند، فورا از ترکیب ملت کنار گذاشته می‌شود. البته مسئله صرفا به اینجا ختم نمی‌شود بلکه همین سینه‌چاکانِ وحدت ملی نیروهای امنیتی را به سرکوب‌ آن کس فرامی‌خوانند. در عوض وقتی اعتراض‌های منادیان وحدت به کژروی‌های نهاد قدرت بدون حضور آذربایجان به نتیجه نمی‌رسد با جعل خبر و یا مدحیه‌سرایی برای آذربایجان ملتمسانه به میدان دعوتش می‌کنند.

۳. بیش از نیمی از ساکنان تهرانِ بزرگ را ترکان و سایر ائتنیک‌ها تشکیل می‌دهند. آن نیم دیگر از جیب کل مردمان برای خود ده‌ها فرستنده‌ی رادیووتلویزیونی و هزاران مطبوعه و انتشارات دارد اما قوم‌گرا و انحصارطلب نامیده نمی‌شود. لیکن اگر این نیم جمعیت یک رادیو کوچک اف‌ام به زبان مادری‌اش طلب کند پان‌ترکیست و تجزیه‌طلب خوانده می‌شود. البته می‌دانیم که منظور از این وحدت قلابی ادغام دیگران در خاطره‌ی قومی و افسانه‌های تاریخی آنهاست، نه وحدت همه با هم به عنوان انسان‌های برابر با اندیشه‌، افسانه، خاطره و فانتزی‌های خاص خود.

۴. اگر امر سیاسی ماهیت درون‌ماندگار دارد. اگر امر سیاسی به عنوان واقعیت خودبسنده‌ای سایه‌ای از اخلاق و اقتصاد نیست، پس این تبعیض چندان فرقی با بی‌عدالتی اقتصادی ندارد. لذا وقاحت بسیار می‌خواهد که بدون حساسیت به این بُعدِ نظم ناعادلانه‌ سخن از وحدت گفت، و یا توقع همگامی از آسیب‌دیدگانِ بی‌عدالتی داشت و یا فضیلتی برای این کلیتِ تبعیض‌آمیز تراشید.

#اندیشه_نو
#تکدرخت
#آذربایجان
‏#زبان_ترکی

t.me/eyvaztaha
خاطره‌ی جالب بلوهر آصفی درباره‌ی پیشه‌وری

از اوایل حکومت فرقه که اصلاحات شهری را شروع کرده بودند این خاطره را به یاد دارم.

پدرم سرشب که از مسجد برگشت گفت: امشب برای شام باید به خانه‏ ی کیم کییّک بروم که از عتباب برگشته است.

مادرم پرسید من هم باید حاضربشم؟

پدرم گفت مهمانی مردانه است و رفت طرف گنجه‌ه‏ایی که لباس‏های پلوخوری‏‌اش را آن‏جا آویزان می‏کرد، لباس پوشید و بلافاصله راه افتاد. و من هم به دنبالش.

گفت: تو کجا میآیی؟

گفتم: من هم‏کلاسیِ پسرش هستم. امروز در مدرسه، من وجلیل حلمی را دعوت کرد و گفت که شب هم‏راهِ پدرهایتان بیایین خانه‏ ی ما.

تهیه‏ ی شام به‏ عهده‏‌ی حاج حسین چلوپز است. امشب چلو کباب خواهد داد. فاصله‏‌ی خانه ازمنزل ما زیاد دور نبود. با پای پیاده نیم‏ ساعت طول می‏کشید.

ماه محرم بود و بر پشت‏بامِ بیشتر خانه‌ها پرچم سیاه عزاداری به چشم می‏خورد. سرمای سوزناک زمستان بیداد می‏کرد. صدای بیل و کلنگ و کامیون‏های کمپرسی و موتور غلتک‏های سنگین به گوش می‏رسید. باد نجوای کارگران را که در آن سرما زیر نور چراغ‏های متحرک برقی کارمی‏کردند درفضا تاب می‏داد. رسیدیم به چهارراه منصور رو به ششگلان. از دور، در میان ذرات نور چراغ ها انبوه کارگران دیده میشدند و سر و صداهای ماشین آلات و کامیونهایی که درآمد و رفت بودند به گوش می رسید.

رسیدیم. خانه بزرگی بود در کوچه‌ی قره‏‌باغی ‏ها. یادم نیست چه کسی از مکه یا کربلا برگشته‏ بود. طبق عادت شام مفصلی تهیه دیده بودند. توی اتاق گرمی چند تا از همکلاسی‏ هایم را دیدم. ممی‏ قره می‏رفت هر چند دقیقه یک بار از تَنَبی شیرینی می‏آورد و تند تند می‏خورد. مردی که مسؤول آبدارخانه بود و برای مهمان‏ها چای قلیان و چپق می‏داد، هر ازگاهی با یک سینی چای می‏آمد سری به اتاقی که نشسته بودیم، می‏زد. سینی چایی را می‏گذاشت وسط و می‏رفت. بعد از این‏که ممی‏‌قره دوبار قندان را خالی کرد، دیگر آن مرد سراغ ما نیامد. قند و شکر کم‏یاب بود و گران، بیش‏تر خانواده‏‌های شهری با کشمش و خرما چای می‏خوردند. در حیاط خلوت، زیر آلاچیق بزرگ، حاج حسین چلوپز کارگران خود را با چندتا دیگ بزرگ و پاتیل و منقل‏های دراز کباب‏‌پزی مستقر کرده‏، خودش هم بین مهمان‏ها در تنبی بزرگ نشسته بود.

مسؤولیت پخت‏‌وپز و تقسیمِ غذا را به‏‌عهده‏ ی پسر برادرش آقا نقی، ورزشکاری به نام با صدای دل‌انگیز و قیافه‏‌ی خندان گذاشته بود.

شام تمام شد. آقایان شهیدی و نجفی و مفیدآقا با چند تا از علمای شهر با دعای خیر خانه را ترک کردند.

شب از نیمه گذشته بود که با پدرم و جماعتی از همسایگان به طرف محله‌مان به راه افتادیم. سرما بیداد می‏کرد. ازکوچه‏‌ی قره‏‌باغی ‌ها تا رسیدن به خیابان منصور لرزیدم.

شروع به دویدن کردم از سمت خانه رو به خیابان پهلوی. باد سوزناک صدای خنده و شادی مهمان‏ها را در فضای پشتِ‏ سرم می‏‌پیچاند.

رسیده بودم به نزدیکی‌های چهارراه منصور که در تاریکی، مردی جلویم سبز شد. با لباس تیره و کلاه شاپو آن‏طور که تمام صورت‏‌اش دیده نمی‏‌شد. درست نبش شرقی خیابان منصور و پهلوی.

ذرات نور ضعیف چراغ برق، براده‌های یخ را که از بخار دهان روی شالگردن ‌اش آویزان بود نشان میداد. وحشت زده شده بودم. بر جایم ابستادم. پرسید:

این موقع شب کجا میری پسر! آن هم تک و تنها؟

خودم را گم کرده بودم. گیج و منگ با لکنت زبان گفتم: «خانه»!

پدرم با دوستانش رسید. با دیدن مرد همگی به حالت احترام شق و رق ایستادند و سلام کردند. پس از احوال‏پرسی از یک یک آنان، گفت:

«دونفر را فرستادم برای کارگرها شام بیاورند، هنوز نرسیده ‏اند. نگرانم. بچه‌ها گرسنه‏‌اند.»

پدرم با شنیدن این حرف، روکرد به برادرم گفت: «چند نفری برین خانه‏‌ی … به حاج حسین بگو آن دیگ اضافی را با همه‏ ی مخلفاتش فوری بیارن اینجا برای کارگرها.»

برادرم با چند نفر رفت و طولی نکشید آقانقی درحالی‏که دیگ بزرگی را روی نردبانی با چهار نفر حمل می‏کردند، نزدیک شد. با دیدن مرد تعظیم کرد. و چیزی گفت که نشنیدم ولی مرد به گرمی با آقانقی دست داد.

معلوم بود که همدیگر را می‏شناسند. مرد با لبخندی مهربان گفت:
«پهلوان مزه‌اش هنوز زیر دندانمه. خب بریم پیش بچه ها.»

و هم‏راه آن‏ها رفت به سمت ماشین‏‌آلات و کارگرهایی که در آن نزدیکی سرگرم کار بودند.

پدرم می‏گفت: «اگر باچشم خودم ندیده بودم باور نمی‏کردم که این موقع شب دراین سوز و سرمای گزنده تک و تنها و بدون قراول (یعنی محافظ) این شخص بالای سر کارگرها بایستد و در فکر شام آن‏ها باشد.

من قبلا بارها این مرد را دیده بودم. ولی درآن موقعیت او را نشناختم. این شخص دلسوز و مهربان همان سیدجعفر پیشه‏‌وری بود.

به نقل از سایت فرقه‌ی دموکرات
http://adfmk.com/

@eyvaztaha
نادر ازهری‌نی اؤزلرکن

نادر ازهری آذربایجان تورکجه‌سینده بیلگین شاعیرلردن‌دیر. دئمک اولار هم شاعیرانه سئزگییه مالیک‌دیر، هم ده عالیمانه بیلییه. اونون دیلی ایله راضیلاشماسام دا، باسقی آلتیندا گلیشمکده اولان أدبیاتیمیز اوچون أزهری‌نین بیر نعمت، بیر اینجی اولدوغونا اینانیرام. نه یازیق کی، او، سون واخت‌لار یا آز یازیر، یا دا قارماقاریشیق سانال اورتامدا اونون یئنی یازی‌لارینی گؤرمورم.

سئویملی شاعیریمیزین یئنی أثرلرینی اؤزله‌ییرم.

#نادیر_ازهری
#آذربایجان_شعری

@eyvaztaha
بیست‌وشش ژانویه‌ی ۲۰۱۵ شیما الصباغ در خیابان‌های قاهره ایستاده جان داد. همان موقع مطلبی نوشتم:

همه‌ی دیکتاتورهای خاورمیانه از شکست بهار عربی در ساحل نیل شادمانند. سیسی همان جنایتکاری که در یک روز ۱۵۰۰ نفر را در میدان رابعه کشت تا عطش اخوان‌هراسی غرب را سیراب کند، دیروز باز به سینه‌ی مردم شلیک کرد. اسد هم شادمان است، چرا که همزمان با سیسی در یک بازار حومه‌ی دمشق ده‌ها نفر را کشت و کشتارش در هیاهوی داعش‌ستیزی آقای اوباما گم شد. دیکتاتورها مصر را به گروگان گرفته‌اند و سوریه را ویران کرده‌اند، آنگاه غرب توقع دارد انسان خاورمیانه‌ای کشتگان بی‌شمار خود را در سکوت و آرامش دفن کند و به خانه برگردد؛ بی‌خشم و کینه‌ای. وی اگر به حاکمان آدمکش واکنش نشان دهد تروریست نامیده خواهد شد. همه چیز مهیاست. او می‌تواند بی‌اعتنا به ظلم دیکتاتورها و با چشم‌پوشی‌از فقر موروثی‌اش کلیپ‌های رومانتیک تلویزیون روتانا را ببیند و اخبار مالی را از رادیو مونت‌کارلو بشنود.

آقای اولاند چه خوب دنیا را در غم دوازده نفرِ شارلی ابدو عزادار کرد، اما آیا در سوگ شیما الصباغ نیز نم اشکی در چشمانش حلقه زد؟ ما از استبداد و ترور همزمان به تنگ آمده‌ایم، چرا که می‌دانیم این دومی زاییده‌ی آن اولی است و بخشی از هردو محصول نیاز دیگران به نفت و خاورمیانه. استبداد داخلی با استعمار خارجی است که استبدادش را توجیه می‌کند.

دیروز که شیما الصباغ در خیابان‌های قاهره ایستاده جان سپرد، از سر استیصال و در اندوهِ یک انقلابِ بربادرفته اشکی ریختم آنگاه خطاب به وی آهسته زمزمه کردم: روزگار غریبی است نازنین!

@eyvaztaha
پخش بازی پرسپولیس-تراکتور از رسانه‌ی خودخوانده‌ی ملی به گونه‌ای بود که انگار پرسپولیس با یک تیم خارجی مسابقه می‌داد.

#تراکتور #تراختور #تیراختور

@eyvaztaha
توفیق قاسیم‌اوو وفات ائتدی.

توفیق قاسیم‌اوو ۹۲-۹۳-جو ایل‌لری ابوالفضل ائلچی‌بی حؤکومتنیده خاریجی ایش‌لری ناظیری کیمی چالیشمیشدی. مهاجرتده دونیایا گؤز یومموش توفیق بی مستقل آذربایجان رئسپوبلیکاسی‌نین گؤرکملی و نجیب سیاستچی‌لریندن ایدی.

توفیق قاسیم‌اوو، آدی چکیلنده اوره‌ییمده سایغی حیسی دالغالانان نادیر شخصیت‌لردن ایدی.

@eyvaztaha
فضیلت و برابری | #ایواز_طاها

در غیاب فضیلت نه دموکراسی هست و نه برابری.

در هیچ حکومت استبدادی نمی‌توان نشانی از فضیلت یافت. فقدان فضیلت به معنای نابودی عشق و برابری نیز هست. به گفته‌ی منتسکیو حکومت استبدادی نتیجه‌ی ترس است و شکل‌گیری دموکراسی ثمره‌ی پیدایش فضیلت.

فضیلت در حکومت جمهوری امری بسیار ساده است، و آن همانا عشق به جمهوری است، یک احساس خودبه‌خود و بی‌واسطه که با معرفت و دانش به دست نمی‌آید. احساسی است که فروترین و والاترین افراد در یک دولت از آن برخوردارند. عشق به جمهوری همان عشق به برابری است. عشق به برابری سبب می شود که آرمان‌های شخصی منحصر شود به انجام خدمات بزرگتری برای کشور، هموطنان و احساس خوشبختی ناشی از آن.

#جمهوری
#فصیلت
#عشق
#برابری
#خوشبختی
#حکومت_جمهوری
#ترس
#منتسکیو

@eyvaztaha
Məhammad Əmin Rəsulzadə
(31 Yanvar 1884- 6 Mart 1955)

Dəfələrlə demişəm Azərbaycanın çağdaş tarixində böyük Pişəvəri kimi yüksək mərtəbədə hətta ondan da uca bir qonumda dayanmış nadir şəxsiyətlərimizin biri Məhəmməd Əmin Rəsulzadədir. O elə bir sosial demokrat idi ki, zəmanəsinə sığmırdı.

Doğum günü qutlu olsun.

#Məhəmməd_Əmin_Rəsulzadə
#pişəvəri
#azərbaycan
#sosial_demokrat
#müsavat_höküməti

@eyvaztaha
به یاد محمدامین رسول‌زاده

سی و یکم ژانویه سالروز تولد محمدامین رسول‌زاده معلم و پیشگام سوسیال دموکراسی در ممالک محروسه و نخستین رئیس دولت جمهوری آذربایجان، از نخستین دولت‌های دموکراتیک در آسیا، گرامی باد.

@eyvaztaha
کمیسیون حقوق‌بشر و حقوق‌شهروندی کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی در محکومیت توهینات دامنه‌دار در ورزشگاه‌های کشور علیه شهروندان تورک ایران بیانیه‌ای صادر کرد. در بیانه آمده است:

♦️همانگونه که همگان اذعان دارند، ذات ورزش و هدف غایی آن در نزدیکی انسان‌ها و اتحاد و اتفاقی که به وجود می‌آورد تبلور داشته و بروز رفتار‌های خارج از اخلاق و قانون و شنیده شدن شعار‌های نژاد‌پرستانه در ورزشگاههای‌ کشور بر طبل اختلاف و انشقاق می‌کوبد. بروز توهینات قومی و نژادی در ورزشگاه‌های کشور علیه شهروندان تورک ایران، علی‌الخصوص در مسابقه فوتبال اخیر بین تیم‌های تراکتور و پرسپولیس موجبات تاسف و تاثر بوده و لزوم توجه جدی جهت جلوگیری از تکرار رفتارهای مشابه را می‌طلبد.

♦️کمیسیون حقوق‌بشر و حقوق‌شهروندی کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی ضمن قدردانی از دادستان  محترم شهر تبریز به جهت اعلام جرم علیه برخی از توهین کنندگان و با تاکید بر لزوم برخورد قانونی با عوامل توهین و اهانت‌ها، موارد ذیل را اعلام می‌دارد:

🔹 از آنجا که مخارج و هزینه‌های برخی از تیم‌های پایتخت علیرغم ورود انتقادات فراوان از محل بودجه عمومی تامین می‌گردد، شایسته است که این هزینه‌ها صرفاً به خرید بازیکن و یا مربی اختصاص نیافته و وزارت ورزش و جوانان جهت فرهنگ‌سازی در میان هواداران این تیم‌ها نیز تمهیداتی بیاندیشند.

🔹وزارت ورزش و جوانان به عنوان یکی از نهادهای متولی ورزش در تمام کشور از حمایت‌های تبعیض‌آمیز و سلیقه‌ای اجتناب نموده و با نگاه ملی به تمامی مناطق کشور موجبات توسعه متوازن کشور را در زمینه‌های ورزشی فراهم نمایند.

🔹 صدا و سیما به عنوان رسانه ملی با نگاه یکسان به تمامی نقاط کشور از مجریان و گزارشگرانی که حب و بغض‌ها و علایق شخصی را با وظیفه حرفه‌ای خویش خلط می‌نمایند، استفاده ننمایند.

🔹مجلس شورای اسلامی جهت تصویب، نهایی و اجرایی شدن قوانین مرتبط با مجازات توهین کنندگان به اقوام و نژادها، اقدامات مقتضی را به انجام رسانند.

🔹علاوه بر موارد مذکور، کمیسیون حقوق بشر و حقوق شهروندی کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی بر خود وظیفه می‌داند که با برگزاری نشست‌های تخصصی نسبت به آسیب‌شناسی حقوقی و اجتماعی اتفاقات صورت گرفته پرداخته و نتایج آن را در اختیار افکار عمومی و نهادهای مرتبط قرار دهد.
https://t.me/EastAzarbaijanbar

@eyvaztaha
رؤیای عدالت | #ایواز_طاها

چپ کلاسیک با شعار عدالت‌اش دموکراسی را، که نظریه و رویه‌ای است مبتنی بر برابری، فدا کرد. دریغا نخستین ثمره‌ی شوم برداشتِ خاصی از عدالت، که عاری از مفهوم آزادی بود، فداشدن خود عدالت بود.

اگر سیاست‌های هویتی برپایه‌ی دموکراسی مفصل‌بندی نشوند به استبداد و دیکتاتوری خواهند انجامید. دیکتاتوری مادر همه‌ی رذیلت‌هاست: بسته‌شدن دهان‌ها و انجماد اندیشه‌ها، انسداد مجاری گردش قدرت و ثروت، توزیع نابرابر فرصت‌ها، از بین رفتن همبستگی و مشارکت اجتماعی، دشمن‌تراشی و ناگزیری جنگ.

دموکراسی باید برپایه‌ی معنایی از عدالت که آزادی را نیز شامل می‌شود، استوار گردد. عدالت به معنای برابری فرصت‌ها و حق برابر در برخورداری از گسترده‌ترین آزادی‌های اساسی، حذف امتیازات بی‌وجه، ایجاد تعادلی واقعی میان خواسته‌های متعارض انسان‌ها. البته اگر به هر دلیلی نابرابری ناگزیر باشد باید به نفع فقرا باشد‌. چنانکه جان راولز اشاره می‌کند نابرابری‌های ناگزیر سیاسی و اقتصادی باید به گونه‌ای تنظیم شوند که بیشترین منفعت را به کم‌بهره‌مندترین‌ اشخاص برسانند.

عدالت برترین فضیلت است.

#عدالت
#دموکراسی
#دیکتاتوری

@eyvaztaha
.
آزادی مهمترین "حق" انسانی است و آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی از اهم فضائل |
عیسی پیله‌ور


این متن، تاملی انتقادی نسبت به متن "رویای عدالت" / "عدالت بالاترین فضیلت" جناب آقای ایواز طاهاست و علیرغم انتقادات محتوایی، به نیت استقبال از متون فکری ایشان و به نیت نوعی تقدیر از فعالیتهای فکری نوشته شده است.

1- آزادی مهمترین "حق" انسانی است و و بدون آن، رشد فضائل دیگر نیز عمدتا مختل می‌شود.

2- عدالت بوضوح مهم است ولی عدالت لزوما بر فردیت افراد مبتنی نیست و عمدتا امری جمعی است و اگر ارجحیت "حق آزادی" و فردیت بر امور دیگر تثبیت نشده باشد، رویای اعمال عدالت می‌تواند بسرعت به محدود کردن همه/ اکثر افراد جامعه منجر شود.

3- جوامع کوچک احتمالا بتوانند عدالت در جامعه را بر مبنای "فضیلت عادل بودن" افراد و حاکمان بنا کنند ولی جوامع بزرگ نمی‌توانند و باید عدالت را بر مبنای ارجحیت آزادی و فردیت افراد و نیز بر مبنای قوانین حداقلی عادلانه بنا کنند.

4- چون قسمت اعظم ارزش مواد، خدمات و امور برای انسانها ذهنی است و و ارزش آنها از فردی به فرد دیگر خیلی متغیر است لذا امکان ندارد که یک سیستم اجتماعیدبتواند آنها را عادلانه بین افراد توزیع کند مگر اینکه افراد حق انتخاب خیلی زیادی داشته باشند که بعضی امور، موارد، خدمات، امتیازات و موقعیتها بر امور، موارد، خدمات، امتیازات و موقعیتهای دیگر ترجیح بدهند در حالی که اکثریت جامعه این ترجیح دادن را موجه ندانند.

5- از بند (4) معلوم می‌شود که حق "آزادی" در یک جامعه‌ای که تحت قوانین حداقلی عادلانه است، به عدالت کمک می‌کند ولی اگر حق "آزادی" از عدالت جمعی کم‌اهمیت‌تر تلقی شود، (چون سیستم جمعی امکان تشخیص و درک ارزشهای ذهنی افراد را ندارد) نه تنها آزادی تضعیف شده بلکه قسمت اعظم عدالت نیز نمی‌تواند محقق شود. و این حلقه معیوب می‌تواند تا انهدام همه آزادی و همه عدالت پیش برود.

6- این صحیح است که سیاستهای هویتی نباید مانع دموکراسی باشند ولی در کنار دموکراسی، رعایت فردیت و آزادی افراد نیز لازم است چون بدون اینها، اکثریت عددی در دموکراسی می‌تواند محدودیتهای غیرعادلانه‌ای را بر اقلیت‌ها تحمیل کند.

7- "نابرابری به نفع فقرا" هر چند می‌تواند بعنوان نوعی آرمان لحاظ شود که در برخی موارد استثنایی قابل اجراست ولی به سه علت مهم نمی‌تواند جزو جریان اصلی جامعه‌ای باثبات باشد:

اولا چون فقرا طبق فرض ضعیف‌اند حال چه کسی/ چه قدرتی قرار است فراتر از تساوی به نفع آنها کار کند؟

ثانیا هزینه این نفع رساندن از جیب چه کسانی قرار است پرداخت شود؟ (طبقه متوسط یا ثروتمندان) آیا ممکن است؟

ثالثا اگر نفع رساندن به فقرا جریان اصلی تبدیل شود، "فقیر شدن" تبدیل می‌شود به روشی برای سواری مجانی گرفتن از جمع. لذا مداوما عده بیشتری "فقیر شدن" را راهی سریعتر و کم‌زحمت‌تر برای "نفع بردن" خواهند یافت.

لذا حداکثر کمک سیستماتیک و جریان اصلی که می توان به فقرا کرد تامین "فرصت مساوی" برای آنها مخصوصا برای کودکان و نوجوانان است. (تامین کمکهای اضطراری موقتی برای فقرا هم بوضوح لازم و صحیح است ولی بوضوح امری استثنایی است.)

@eyvaztaha
.
‌‎نئجه یازاق: یانلیش جومله‌لر | #ایواز_طاها

آشاغیداکی فورمادا یازیلان جومله‌لر یانلیش‌دیر:
«سهند شبکه‌، مدارسین تعطیل اولماقین اعلام الدی»

دوزه‌لیش:
سهند شبکه‌سی مدرسه‌لرین تعطیل اولماسینی اعلام ائله‌دی (یا ائتدی).

و یا:
سهند شبکه‌سی‌نین خبرینه گؤره مدرسه‌لر بوگون تعطیل‌دیر.

‎#نئجه_یازاق
‎#NecəYazaq

@eyvaztaha
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار فاشیست

هرچه می‌خواهم از این کلمه‌ی "فاشیست" کمتر استفاده کنم بعضن می‌بینم نمی‌شود. خبرنگار فاشیست خطاب به هادی حجازی‌فر نویسنده‌ی فیلم "آتابای" می‌گوید فیلم فقط باید به زبان فارسی ساخته شود، آنهم با تحکم.

* گومان ائدیردیم حجازی‌فر عینی حالدا بو فیلمین یؤنتمنی‌دیر. بو سهویمه دوزه‌لیش وئردییینه گؤره جناب فرزاد جمالی‌یه تشککورومو بیلدیریرم.

@eyvaztaha
ملاحظاتی پیرامون «رویای عدالت»

[مطلبی نوشته تحت عنوان "رؤیای عدالت". دوستی که خود را معرفی نکرده‌اند با اکانت دنیز دالغاسی‌سولماز درباره‌ی آن مطلب این نقد را فرستاده‌اند. با تشکر از زحمتی که کشیده‌اند.]

دوست عزیز جناب آقای ایواز طاها
با سلام.

نقد تئوریک هر مکتب فکری، اصولاً باید ناظر بر ترمهای ِ نظری آن مکتب باشد و نه پیش فرضهای ِ نادرست که مصداق یکطرفه به قاضی رفتن است. اگر منظور شما از چپ سنتی، عملکرد ِرژیم ِ سیاسی ِ اتحاد شوروی باشد البته محق هستید و الاً نشانگر عدم شناخت ِ شما از مباحث و آرای ِ نظریه پردازان ِ اولیه یِ چپ است. اگر منطق ِ صوری و کشیدن دیوار ِ چین بین تز و آنتی تز را کنار بگذارید و دیالکتیک ِ عدم منافات ِ آزادی و عدالت را بفهمید و ایضاً ازموضوع تقدم و تاخر و اوجب و واجب فراتر بروید می توانید ضرورت ِ اهتمام ِ همزمان به دو مولفه یِ دمکراسی ِ سیاسی ( آزادی) و دمکراسی ِ اقتصادی ( عدالت ) را بهتر درک کنید. امری که در یادداشت ِ شما نیز بطور ضمنی مستتر است.

به گواهی تاریخ، پیشروان چپ اتفاقاً خود را وارث برحق ِ سنتهای ِ لیبرالی، دمکراسی فراگیر و سنت مبارزه برای آزادیهای ِ فردی و سیاسی می دانستند و تحقق عدالت را صرفاً از مسیر دمکراسی ممکن می شمردند و در رسیدن به این هدف از فدا کردن جان خود نیز کوتاهی نکرده اند. مخالفت آنها نه با اصل دمکراسی بلکه با دمکراسی ناقص و دفرمه شده یِ بورژوایی و لیبرالی بود. دمکراسی ِ واقعی از نظر ِ آنها عبارت بود از کنترل مردمی، حقوق و فرصتهای ِ برابر، آزادی بیان، مطبوعات، اجتماعات و اعتراض. علاوه بر اینها حل مسئله‌یِ ارضی، برقراری عدالت اجتماعی و ... هم در حوزه ی ِ شمول دمکراسی است. هرگونه ادعای ِ دمکراسی خواهی که بخشی از این خواسته ها را مستثنا کند البته فرمال و ناقص است، عمیق نیست و نشانی از تعهد به اقتصاد و سیاست مشارکتی، رهائیبخش و برابری طلبانه ندارد.
امیدوارم موفق و سربلند باشید.

@eyvaztaha
حق ‌‏انحصاری یک زبان | #ایواز_طاها

در گفتمان حاکم تبعیض‌ها چنان عادی‌سازی شده‌اند که منابع ثروت و قدرت همچون حق الهی یک الیگارشی جلوه کرده و مدرسه، دانشگاه، فرهنگستان و سینما همچون حق انحصاری یک زبان.

در چنین حالتی افراد حتا اگر ستمگر و نژادپرست نباشند در مواجهه با ناسازه‌ای که هارمونی گفتمان را به هم می‌ریزد، ناخودآگاه ستمگر و نژادپرست خواهند شد.

باید پرده ایدئولوژیک گفتمان مسلط را درید تا ستمگری و نژادپرستیِ پنهان با سیمای کریه خود مواجه شود. بدون چنین مواجهه‌ی رادیکال با گفتمان مسلط، بی‌عدالتی‌های سیاسی و اقتصادی همچنان به صورت هنجارِ طبیعی بازتولید خواهند شد.

#آتابای
#تبعیض_زبانی
#هادی_حجازیفر
#نیکی_کریمی
#فیلم_ترکی
‎@eyvaztaha

https://t.co/Yix6f8QYHj‎
فارسجا دوشونوب تورکجه یازماق | #ایواز_طاها

‏سانال اورتامداکی تورکجه متن‌لرین چوخو فارسجانین ریتوریقاسینا اویغون یازیلیر. بو، متنین قاوراییشینی قولایلاشدیرسا دا، فارسجا دوشونوب، تورکجه یازماغا گتیریب چیخاریر.

توپلومسال شبکه‌لرده تورکجه یازماغی دؤنه‌دؤنه آلقیشلاساق دا بو چاتیشمازلیغا گؤز یوما بیلمه‌ریک.

#توپلومسال_شبکه
#تورکجه
#نئجه_یازاق
‎#nece_yazaq

@eyvaztaha
نئجه یازاق: بیر پاراگرافدا گئتمیش یانلیشلیق‌لار | #ایواز_طاها

درس اوجاق‌لاریمیزین یوخلوغوندا عادی آدام‌لارین یانلیش یازماسی بیزی شاشیرمامالی‌دیر. بونلار یازاراق اؤیرنیرلر. ألبته یازی باخیمیندان یارین‌لاری بو گون‌لریندن فرقلنمه‌سی شرطی ایله. آنجاق دیل اوجاغی‌نین رولونو اوینایان درگی‌لریمیز، هابئله اؤیرتمن تیمثالیندا چیخیش ائدن یازارلاریمیزین یانلیش یازماق حاققی یوخ‌دور. دوغرودور، تام دوزگون و ایدئال بیر دیل سرگیله‌مک ایمکانینی بیزدن أسیرگه‌میشلر. لاکین بللی بیر قایناق قونوموندا چیخش ائدن یازالار، اؤیرتمن‌لر و رئداکتورلارین أثرلرینده ساده یانلیشلیق‌لار بوراخیلمامالی‌دیر.

✅ آشاغیداکی متن یانلیشلیق بوراخیلمیش متن‌لرین بیر اؤرنه‌یی‌دیر. بو بان درگیسی‌نین رئکلامینا عایددیر. متن او قده‌ر ده پروبلئماتیک دئییل، آنجاق رسمی بیر درگیدن قایناق کیمی ایستیفاده اولوناجاغینی نظره آلاراق، داها دوزگون یازیلمالی ایدی:

«بان ایستیر بیر تریبون اولسون ٬تورکجه یازماغی باشارمیرام٬ دئین بوتون قیز و اوغلان‌لاریمیزا. اونا گؤره بیزیم باخیشیمیزدا بان تنهالیق‌لاریمیزی، سس‌سیز و گیزلین آغلاماق‌لاریمیزی اؤز آنا دیلیمیزده اوشاقلیغیمیزا دوشونرکن یازماغا بیر صحنه‌دی. بیر عؤمور دانیشماغا هئچ بیر کس تاپمامیشیق. آخی بیز اول داریخیب سونرا دانیشمیشیق. بیز ساعات‌لارجا سسسیز شهرلریمیزین خلوت خیاوان‌لارینی گَزمیشیک، بیز شهرلرده، کوچه‌لرده، کافه‌لرده، پارک‌لاردا، قبرستالیق‌لاردا خاطره‌لریمیز وار، بیز اونلاری یازماغی دوشونوروک.»

✅ متنه وئریله‌جک دوزه‌لیش‌لرین بیری بئله اولا بیلر:

«بان بیر تریبون اولماق ایسته‌ییر ”تورکجه یازماغی باجارمیرام“ دئین بوتون قیز و اوغلان‌لاریمیزا. بونا گؤره، بیزیم باخیشیمیزدا بان تنهالیق‌لاریمیزی، سس‌سیز و گیزلین آغلاماق‌لاریمیزی اؤز آنا دیلیمیزده اوشاقلیغیمیزی دوشونرکن یازماغا بیر صحنه‌دیر. بیر عؤمور دانیشماغا هئچ بیر کس تاپمامیشیق. آخی بیز اول داریخیب سونرا دانیشمیشیق. بیز ساعات‌لارجا سسسیز شهرلریمیزین خلوت خیاوان‌لارینی گَزمیشیک، بیزیم شهرلرده، کوچه‌لرده، کافه‌لرده، پارک‌لاردا، قبریستانلیق‌لاردا خاطیره‌لریمیز وار، بیز اونلاری یازماغی دوشونوروک.»

✅ متنده گئتمیش یانلیشلق‌لار:

ــ بان ایستیر بیر تریبون اولسون.
جومله فارسجانین گراماتیماسینا اویغون فورمالاشیب. دوزگون یازیلیش:
ــ بان بیر تریبون اولماق ایسته‌ییر.

بعضی سؤزلر یانلیش یازیلیب. دوزگون یازیلیش:
ــ ایستیر > ایسته‌ییر؛
ــ اوشاقلیغیمیزا دوشونمک > اوشاقلیغیمیزی دوشونمک؛
ــ صحنه‌دی > صحنه‌دیر؛
ــ بیز شهرلرده > بیزیم شهرلرده؛
ــ قبرستالیق > قبریستانلیق.


✅ گراماتیکا جومله‌لرله اوغراشیر. جومله‌لرین سینیرینی آشیب ریتوریقا و سؤیلم پئرسپئکتیویندن متنه باخدیقدا، اونو داها دا دقیقلشدیرمک اولار. بو قبیلدن‌دیر ”بیز“ سؤزونون یئرسیز تکراریندان چکینمک، ”بیر عؤمور“ کیمی سؤز بیرلشمه‌شینی ”عؤمور بویو“ ایله دیشیدیرمک، ”قیز” سؤزونو ”قیزلار“ یازماق، و ”هئچ بیر کس“ یئرینه ”کیمسه“ ایشلتمک.

”هئچ بیر کس“ یانلیش اولماسا دا یاخشی ترکیب دئییل. گئنللیک‌له سهو ایشله‌نن ”کیمسه“ سؤزونون یئری بو متن‌دیر. چونکو بو سؤزجوک أساسن منفی جومله‌لرده گئتمه‌لی‌دیر. بونون اوچون ”هئچ بیر کس“ عیبارتیندن‌سه ساده‌جه ”کیمسه“ و یا ”کیمسه‌نی“ یازیلمالی‌ ایدی.

✅ آشاغیداکی جومله‌‌یه آنلاشیلمازلیق سیزیب:

«بیزیم باخیشیمیزدا بان تنهالیق‌لاریمیزی، سس‌سیز و گیزلین آغلاماق‌لاریمیزی اؤز آنا دیلیمیزده اوشاقلیغیمیزا دوشونرکن یازماغا بیر صحنه‌دی.»

یوخاریداکی جومله‌ده ”اؤز“ و ”بیزیم باخیشیمیز“ کیمی سؤزلره گره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ک یوخ‌دور.

✅ متن اوچون اؤنردیییمیز سون دییشیکلیک بئله‌دیر:

«بان بیر تریبون اولماق ایسته‌ییر ”تورکجه یازماغی باجارمیرام” دئین بوتون قیزلار و اوغلان‌لاریمیزا. بونا گؤره، بان آنا دیلیمیزده اوشاقلیغیمیزی دوشونرکن تنهالیق‌لاریمیزی، سس‌سیز و گیزلین آغلاماق‌لاریمیزی یازماغا بیر صحنه‌دیر. عؤمور بویو دانیشماغا کمیسه‌نی تاپمامیشیق. آخی بیز اول داریخیب سونرا دانیشمیشیق. ساعات‌لارجا سسسیز شهرلریمیزین خلوت خیاوان‌لارینی گَزمیشیک. شهرلرده، کوچه‌لرده، کافه‌لرده، پارک‌لاردا، قبریستانلیق‌لاردا خاطیره‌لریمیز وار، بیز اونلاری یازماغی دوشونوروک.»

#ایوازطاها #نئجه_یازاق #بان
#آذربایجان_تورکجه‌_سی #آنادیلی #دیل_کورسلاری

@eyvaztaha
نئجه یازاق: آغلاماقدانسا گولمک یاخشی‌دیر | #ایواز_طاها

‏آشاغیداکی جومله دوزگون‌دور:
اونون یئرینه سس وئردیم. (به جای او رأی دادم.).

آنجاق آشاغیداکی جومله سورونسال‌دیر:
آغلاماق یئرینه گولمک یاخشی‌دیر.

بو فورماداکی جومله‌لر بیزده "قارشیلیق بوداق جومله‌سی‌"نین قایداسینا اویغون یازیلمالی‌دیر:
آغلاماقدانسا گولمک یاخشی‌دیر.

@eyvaztaha
‎
#نئجه_یازاق
#آذربایجان_تورکجه_سی
#آنادیلی
#دیل_کورسلاری

https://t.co/Ihiqbn8anH‎
حمله به روشنفکران با سلاح متافیزیک خشونت | #ایواز_طاها

نقد اینجانب بر گفته‌های استاد #بیژن_عبدالکریمی درباره‌ی فیلم مستند #تئوریسین_خشونت که در دوم دیماه در دانشگاه امام صادق ایراد کرده‌اند.

مشکل اساسیِ سخنانِ عبدالکریمی متافیزیکی‌کردن خشونت است. نتیجه‌ی چنین رویکردی از یک‌سو تبرئه‌ی احمد فردید و رضا داوری از نتایج خشونت‌آمیزٍ محتملِ نظریه‌هایشان است و از سوی دیگر رفع مسئولیت از خشونت ساختاری نهاد قدرت.

به نظر ما ایشان در برخی موارد مصداق لغزش‌ها و برچسب‌هایی هستند که دیگران را به خاطرش با تازیانه‌ی نقد می‌نوازند: نقیضه‌گویی، تصور ذات‌گرایانه از ساختار، غیرتاریخی‌نگری؛ و نیز نگرش نادرست به حکمرانی، ایدئولوژی، امر سیاسی و پوپولیسم. برای مثال در مورد همین اصطلاح اخیر، یعنی پوپولیسم، ایشان از یافته‌های چپ نو چشم می‌پوشند. پوپولیسم در ادبیات امروزیِ فلسفه‌ی سیاست بعضن شأنی همتراز امر سیاسی دارد و دیگر نامی تحقیرآمیز برای هرجنبش خودانگیخته‌ و یا برخلاف اشارات پی‌درپی وی نشانه‌ی عوام‌گرایی نیست. نمونه‌ها زیاد است اما در وجیزه‌‌ی حاضر نمی‌توان به همه‌ی اینها پرداخت و مجبوریم پس از اشاره‌ی کوتاهی به ذات‌گرایی صرفا نکات برجسته‌ای چون “تقدم هستی بر اندیشه”، “امر سیاسی”، “سوژه‌ی تغییر”  و “خشونت” را بررسی کنیم...
@eyvaztaha

متن کامل را اینجا بخوانید:
https://neeloofar.org/1398/11/26/261198/