فردین علیخواه
9.98K subscribers
188 photos
30 videos
13 files
366 links
▪️نوشته هایی به دور از قلمبه سلمبه گویی دربارۀ زندگی روزمره ایرانی
ارسال نظر مستقیم:
✅ @alikhahfardin

▪️شیوۀ حمایت مالی از فعالیت ها:
از طریق سایت حامی باش:

https://hamibash.com/fardinalikhah
Download Telegram
https://www.asriran.com/fa/news/1190694/%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%AA%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85

این روزها بسیار می‌شنویم که کمتر کسی حوصله خواندن متن‌های طولانی را دارد. اگر شما هم با دیدن حجم این نوشته کمی مردد شدید، شاید بد نباشد چند دقیقه‌ای بیشتر به آن فرصت بدهید.
این جستار را با حوصله نوشته‌ام و کوشیده‌ام آنچه را برای درک موضوع ضروری است، با دقت در کنار یکدیگر قرار دهم. شاید خواندنش چند دقیقه بیشتر از یک متن کوتاه زمان ببرد، اما امیدوارم در پایان احساس کنید این چند دقیقه ارزشش را داشته است.
اگر اکنون فرصت خواندن ندارید، آن را برای زمانی دیگر نگه دارید؛ و اگر همراه شده‌اید، دعوتتان می‌کنم تا پایان این نوشته با من بمانید.
❤17👍8👏6👀4
عکس های هوش مصنوعی؛ دلخوشی یا حسرت؟
فردین علیخواه

🔺این روزها خیلی‌ها با عکس‌هایی که هوش مصنوعی می‌سازد، مدام خودشان را در زندگی‌های دیگری می‌بینند؛ نشسته بر کنار یک میز گرد و شیک در هتلی بزرگ، با انبوهی از غذاهای رنگارنگ برای صبحانه؛ با کت‌وشلوار و پاپیون گرانقیمت زیر برج ایفل، یا روی عرشه‌ یک قایق لوکس با نوشیدنی در دست، در هر جایی که شاید هرگز نرفته باشند.

🔺بعضی‌ها ساعت‌ها به عکس خیره می‌شوند. لذت می‌برند، خودشان را در آن زندگی تصور می‌کنند. بعضی‌ها ذوق می‌کنند و با هیجان عکس را به بغل‌دستی‌شان نشان می‌دهند؛ انگار برای لحظه‌ای چیزی از یک زندگی دیگر را به دست آورده‌اند، انگار برای لحظه‌ای از زندگی فعلی گریخته‌اند. بعضی ها حتی عکس را برای دیگران هم می فرستند و احتمالا بعد از خودشان می پرسند چرا یک زندگی خیالی را برای دیگری فرستاده ام؟ به راستی این تصاویر چه چیزی به ما می‌دهند؟ دلخوشی یا حسرت؟

🔺تا پیش از این، اگر می‌خواستیم بدانیم «اگر جور دیگری انتخاب می‌کردم، اگر جای دیگری به دنیا می‌آمدم، اگر در زندگی فرصت دیگری نصیبم می‌شد، چه شکلی می‌شدم؟» تنها چیزی که داشتیم، خیال آن زندگی بود. حالا خیال، تصویر شده است. دیگر فقط تصوّر نمی‌کنیم؛ ما آن را می‌بینیم.

🔺گویی رویاهایی که به آن‌ها نرسیده‌ایم، در این عکس‌ها جان می‌گیرند. زندگی‌های نزیسته، برای چند لحظه زیسته می شوند و روبه‌روی ما، از فکر به تصویر تبدیل می‌شوند.

🔺دیدنِ خودمان در این زندگی‌های خیالی، شاید برای لحظاتی تسکینِ حسرت باشد؛ فرصتی برای اینکه دست‌کم یک بار ببینیم اگر زندگی طور دیگری پیش می‌رفت، چه کسی می‌شدیم. اما عکس، از طرفی رسیدن‌ها را نشان می‌دهد؛ رسیدن به آن لباس، آن سفر، آن میز، آن زندگی. ولی از طرف دیگر معمولا با بستن صفحه‌ نمایش، اندوهِ نرسیدن‌ها به سراغ‌مان می‌آید. گویی این عکس‌ها برای چند لحظه ما را به زندگی‌ای پرتاب می کنند که نداشته‌ایم، خیلی زود با خاموش شدن صفحه، دوباره به زندگی خودمان برمی گردیم. شاید این آخرین تلاش نومیدانۀ ماست برای اینکه بتوانیم آنچه نشده‌ایم را ببینیم.

🔺استقبال از فناوری با زمینه های اجتماعی پیوند دارد. از منظر جامعه شناختی، جذابیت این تصاویر فقط به بازیگوشی با هوش مصنوعی ارتباط ندارد. در جامعه‌ای که بعضی سفرها، بعضی خانه‌ها، بعضی لباس‌ها و بعضی سبک‌های زندگی بیشتر از آنکه تجربه‌ای روزمره باشند، به تصویرهایی تقریبا دور از دسترس تبدیل شده‌اند، دیدن خود در چنین زندگی‌هایی برای بخشی از جامعه معنای دیگری پیدا می‌کند.

🔺هوش مصنوعی فقط یک عکس نمی‌سازد؛ فاصله میان آنچه داریم و آنچه می‌توانستیم داشته باشیم را هم برای ما لحظه‌ای قابل دیدن می‌کند.

صفحه نویسنده در تلگرام و اینستاگرام: @fardinalikhah
👍42👌9😢5💔5🤷‍♀3
ممکن است آدم کتاب بخواند، تئاتر برود، گالری ببیند، سفر فرهنگی داشته باشد و درباره معماری و موسیقی بداند، اما پول کافی برای ادامه این سبک زندگی را نداشته باشد. به بیان ساده، گاهی سلیقه آدم‌ها از جیبشان جلوتر می‌رود.

مسئله امروز طبقه متوسط فقط این نیست که پول ندارد؛ مسئله این است که به‌تدریج توان مالیِ زیستن مطابق سلیقه‌ای را که سال‌ها برای خودش ساخته است، از دست می‌دهد.

و این همان جایی است که «سلیقه دارم، ولی پول ندارم» از یک جمله روزمره به توصیفی از وضعیت امروز طبقه متوسط تبدیل می‌شود.
 
برای خواندن متن کامل جُستار اینجا کلیک کنید.
👍69💔34😢14❤10👏9
قدردان حمایت تان هستم🙏🏼🙏🏼🙏🏼

«در حسرت زندگی نزیسته» جزو پرفروش های ایران کتاب


https://www.iranketab.ir/
❤56👏18🔥4👎2🍾2
گزارش نشست:
از زندگی روزمره تا جامعه‌شناسی مردم‌مدار؛ سه خوانش از کتاب «در حسرت زندگی نزیسته» نوشته فردین علیخواه

با حضور آقایان علیخواه مؤلف کتاب و منتقدین محمد عاملی و مجتبی ترکارانی
توسط گروه جامعه شناسی مردم مدار با همکاری شورای دانشجویی انجمن جامعه شناسی ایران

#گروه-جامعه شناسی -مردم مدار
#انجمن-جامعه شناسی- ایران

@public_sociology_ir

مشروح گزارش را در لینک زیر بخوانید:

https://isa.org.ir/report-session-from-everyday-life-to-public-sociology-three-readings-of-unlived-life-book/
❤9👍2🥰1
https://gilkhabar.ir/517295

در این نوشته، از عادی‌شدن رفتارهای پرخطری مثل نوشیدن الکل هنگام رانندگی می‌گویم؛ رفتارهایی که در شبکه‌های اجتماعی گاهی در قابِ خوشی و لذت به نمایش گذاشته می‌شوند. زیبا جلوه دادن مخاطره، خوشایند نیست.

تأکیدم این است که باید این رفتارها را پیش از آنکه به حادثه ، و سوگواری خانواده ای تبدیل شوند، جدی بگیریم؛ چون آنچه در قاب تصویر «خوشی» به نظر می‌رسد، ممکن است در جاده به قیمت جان دیگری تمام شود
.
در گیل خبر در لینک پیوست بخوانید
❤20👏10👍5
asriran.com/0050Nt

▪️▪️ایده‌های اساسی این جُستار:

-جوانانی هستند که از نظر فکری، اجتماعی، عاطفی و سبک زندگی تا حد زیادی مستقل شده‌اند، اما همچنان از نظر مکانی با خانواده زندگی می‌کنند.

-آنها استقلال می‌خواهند، اما شرایط اقتصادی اجازه نمی‌دهد این خواسته به زندگی جداگانه تبدیل شود.

-مسئله فقط پایین بودن درآمد نیست؛ ساختار بازار مسکن و محدود بودن گزینه‌های متناسب با توان مالی جوانان نیز استقلال آنها را دشوار می‌کند.

-حتی داشتن شغل و درآمد نیز لزوماً به معنای توانایی زندگی مستقل نیست؛ زیرا فاصله میان درآمد جوانان و هزینه واقعی یک زندگی جداگانه، به‌ویژه هزینه مسکن، همچنان زیاد است.

-به این وضعیت می‌توان با مفهوم «دوره انتظار برای بزرگسالی» یا Waithood نگاه کرد؛ دوره‌ای که در آن رسیدن به موقعیت‌هایی مانند اشتغال پایدار، ازدواج و تشکیل زندگی برای سال‌ها به تأخیر می‌افتد.

-مسئله فقط «دیر مستقل شدن» نیست؛ بلکه شکافی است میان خواستن و توانستن؛ جوانان استقلال را می‌خواهند و برای آن تلاش می‌کنند، اما شرایط اقتصادی اجازه نمی‌دهد این استقلال به زندگی مستقل تبدیل شود.

✅برای خواندن متن کامل روی INSTANT VIEW بزنید یا به لینک عصر ایران بروید.
❤22👍8👏8
رقابت بر سر « بدون اینکه کسی بفهمه» است

🔺همان‌طور که پیش‌تر در یکی از نوشته‌هایم اشاره کرده بودم، در سال‌های پیشِ رو با پدیده‌ای مواجه خواهیم شد که من آن را «رزومه‌های بادکنکی» می‌نامم.

🔺رزومه‌هایی که روزبه‌روز پربارتر به نظر می‌رسند؛ پر از پروژه، مقاله، تحلیل، محصول و دستاورد. اما پشتِ بخشی و شاید هم تمامیِ این خروجی‌ها، نه الزاماً ساعت‌ها کار، تجربه‌اندوزی، آزمون‌وخطا و خلاقیت فردی، بلکه توانایی سپردن صفر تا صد فرایند به هوش مصنوعی قرار دارد.

🔺«رزومه بادکنکی» دقیقاً به همین فاصله اشاره دارد: فاصله میان حجم و ظاهر دستاوردهای ثبت‌شده در رزومه و میزان واقعیِ تجربه، مهارت و مشارکت افراد در خلق آن‌ها.

🔺آرزو میکنم در آینده، مسئله اصلی دیگر این نباشد که «چه چیزی در رزومه شماست؟»، بلکه این باشد که «کدام بخش از آن واقعاً حاصل کار خود شماست؟»
@fardinalikhah
👍44❤11👌6
khabaronline.ir/xqpw7



املت و رویای شهر دموکراتیک
● جستار با خاطره‌ای از دوران دانشجویی و خوردن املت در قهوه‌خانه‌ای نزدیک تقاطع بهشتی و ولیعصر در تهران آغاز می‌شود؛ غذایی که آن زمان انتخابی از سر اجبار اقتصادی بود.
● سال‌ها بعد، همان فضاها در آن قسمت شهر به مقصد جوانان شیک‌پوش و طبقه متوسط فرهنگی تبدیل شده‌اند و معنای اجتماعی املت تغییر کرده است.
●اشتیاق و استقبال از املت در شهرهای بزرگ از منظر جامعه شناختی چه معنایی می تواند داشته باشد؟
● پرسش نهایی جستار این است که آیا شهر واقعاً دموکراتیک‌تر شده، یا فقط بازی تمایزگذاری طبقاتی پیچیده‌تر شده است؟
👍27❤12💔4
🔺یخچال فقط وسیله‌ای برای نگه‌داشتن غذا نیست؛ بخشی از زندگی روزمره ماست.

🔺گاهی از سر ملال درش را باز می‌کنیم، گاهی برای فرار کوتاهی از خستگی و گاهی فقط برای اینکه ببینیم چه چیزی باقی مانده است.

🔺یخچال جایی است که در آن مرز «مال من» و «مال ما» را یاد می‌گیریم و با مفهوم سهم دیگری روبه‌رو می‌شویم.

🔺از طرفی، یخچال بزرگ می‌تواند هم نشانه رفاه باشد و هم نشانه ترس از آینده و نیاز به ذخیره کردن.

🔺در تاریخ هم یخچال فقط یک وسیله خانگی نبوده؛ در جنگ سرد حتی به نمادی برای مقایسه دو شیوه زندگی تبدیل شد.

🔺اما یخچال، حافظه هم دارد: بوی خانه کودکی، غذای باقی‌مانده، عکس‌ها و نقاشی‌هایی که روی درش می‌چسبانیم.

🔺شاید اگر دوربینی داخل یخچال می‌گذاشتیم، چیزی بیشتر از خورد و خوراک می‌دید: اضطراب، ملال، کمبود، فراوانی، خاطره و در نهایت، خودِ زندگی روزمره را.

برای خواندن نسخه کامل مطلب به  اینجا  بروید.
@fardinalikhah
👍36❤25👏5👌5😁1
🔷 دومین همایش ملی «فرهنگ، رسانه و تحولات نسلی در ایران: از جهان واقعی تا جهان مجازی» برگزار می‌شود

پنل اول: زیست دیجیتال و تحولات نسلی در ایران (۱۰ تا ۱۱:۱۵)
دبیر پنل: دکتر احمد شاکری

-دکتر وحید شالچی و محمد سیدغرب (دانشگاه علامه طباطبایی) :گونه‌شناسی سبک‌های زندگی مجازی جوانان تهرانی در بازی سیز

-دکتر فردین علیخواه (دانشگاه گیلان): هوش مصنوعی و بازتعریف شکاف نسلی

-دکتر فاطمه قلاح و اعظم رضایی (معاون مرکز کوثرنسی...): زیست رسانه‌ای ایرانیان در عصر شبکه‌های اجتماعی: خواست نسلی

-دکتر سمیه توحیدی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) : نمایندگی و بازنمایی نسلی
پرسش و پاسخ

(همایش از ساعت ۹ شروع می شود و سایر پنل ها و سخنرانی ها تا ساعت ۱۸ ادامه خواهد داشت)

🔸زمان:
سه‌شنبه، ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵

🔸مکان:
بزرگراه کردستان، خیابان ۶۴ غربی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سالن تمدن

🔗پیوند وبگاه همایش:
www.ihcs.ac.ir/ming/fa

🔗لینک حضور در جلسه:
webinar.ihcs.ac.ir/rooms/htr-wgk-4ib-gsb
❤9
خانه و چیزهایش-۲
از قاب عکسِ آقاجون تا قابِ دیجیتالِ روی دیوارها

✍️فردین علیخواه 

🔹ما فقط دیوار را تزئین نمی‌کنیم؛ بخشی از زندگی‌مان را روی آن می‌چینیم. گاهی چیزی را روی دیوار می‌گذاریم چون می‌خواهیم به یادش بیاوریم، گاهی چون می‌خواهیم دیگران آن را ببینند، گاهی چون نمی‌توانیم از آن دل بکنیم و گاهی چون می‌خواهیم به خودمان و دیگران بگوییم چه چیزهایی را زیبا، ارزشمند یا متعلق به خودمان می‌دانیم.

ادامه مطلب را در آدرس زیر بخوانید:
asriran.com/0051Sy
❤27👍10👎1
✍️ اینترنت ندارم پس نیستم؛ تمرینی برای زندگی در روزهای دشوار

جواد آرامش: در روزهایی که سایه جنگ بر زندگی‌مان سنگینی می‌کند، ساده زیستن آسان نیست. نگرانی برای آینده، دل‌مشغولی‌های روزمره و دلتنگی برای روزهای عادی، حتی لذت بردن از کوچک‌ترین چیزها را دشوار می‌کند. اما شاید درست در همین روزهاست که باید کمی مکث کنیم و دوباره به زندگی نگاه کنیم.

فردین علیخواه در کتاب «اینترنت ندارم پس نیستم؛ جستارهایی درباره روزمرگی‌ها» ما را به همین مکث دعوت می‌کند؛ به دیدن چیزهایی که در شتاب زندگی عادی از کنارشان می‌گذریم: خاطرات، رابطه‌ها، خانه، عادت‌ها و لحظه‌های ساده‌ای که معنای زندگی را می‌سازند.

ساده زیستن در روزهای بحران، به‌معنای انکار ترس‌ها و دشواری‌ها نیست؛ شاید یعنی یاد بگیریم در میان همه نگرانی‌ها، هنوز جایی برای زندگی کردن باقی بگذاریم.

گاهی برای دوباره دیدن زندگی، فقط باید لحظه‌ای بایستیم و از خودمان بپرسیم: در میان این‌همه نگرانی، چه چیزهایی هنوز ارزش دوست داشتن دارند؟

لینک کوتاه کتاب:
b2n.ir/fw2401

کسی تنهاست که کتاب نمی‌خواند
روزنه:
@rowzanehnashr
☎️ 021-88721514
❤12👍7
آخرین باری که برای خرید به یک مغازه رفتید، فروشنده شما را می‌شناخت؟ می‌دانست چه کسی هستید، در کدام کوچه یا محله زندگی می‌کنید یا معمولاً چه چیزهایی می‌خرید؟

شاید این پرسش‌ها در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسند، اما می‌توانند ما را به پرسشی بزرگ‌تر برسانند: فضاهایی که هر روز در آنها خرید می‌کنیم، فقط محل تهیه کالا هستند یا بخشی از زندگی اجتماعی ما را هم می‌سازند؟

این جُستار تلاشی است برای دنبال کردن همین پرسش؛ از دکان صادق در محله ما در رشت تا هایپرمارکت‌های امروزی. امیدوارم حوصله کنید و بخوانید.

(طراحی پوستر: chatgpt)

اینجا بخوانید
❤38👍13👎1
asriran.com/0051tq


جستاری تازه‌ و در واقع سومین قسمت از مجموعه «خانه و چیزهایش» که امروز منتشر شده است و دوست دارم شما هم بخوانیدش. امیدوارم فرصت و حوصله داشته باشید. شاید چراغی، لوستری یا خاطره‌ای از خانه‌ای قدیمی، شما را هم با خودش ببرد.
❤21👏6
چهارمین جستار از مجموعه «خانه و چیزهایش»
وقتی از مکّه تلویزیون رنگی می آوردند

ورود تلویزیون به خانه‌های ایرانی، فراتر از خرید یک وسیلهٔ تازه، تجربه‌ای از تجدد و برخورد با جهان بیرون بود. تلویزیون کم‌کم جای خود را در مرکز خانه باز کرد و بر چیدمان فضا، روابط خانوادگی و شیوهٔ گذراندن زمان اثر گذاشت.
این جُستار روایتی است از تغییر رابطهٔ ما با تلویزیون؛ وسیله‌ای که روزگاری همه را دور هم جمع می‌کرد و امروز به گمانم هرکس را به صفحه‌ای جداگانه مشغول کرده است.

اینجا بخوانید
❤18👍4
اگر دوست داشتید به هنگام تردد در شهر، می توانید به صفحه مکث در زندگی روزمره بروید و به سایر فایل های صوتی گوش کنید.👆🏽👆🏽👆🏽
❤18
🔹در زندگی امروزی مبل فقط وسیله‌ای نیست که آدم روی آن بنشیند و تلویزیون تماشا کند. ممکن است روی آن بخوابد، وقتی تنهاست غذایش را همان‌جا بخورد یا لحظه‌های عاشقانه‌ای را با کسی که دوست دارد روی آن بگذراند. گاهی روی مبل کتاب می‌خواند، با تلفن حرف می‌زند، چرت می‌زند یا ساعت‌ها بی‌آنکه کار خاصی انجام دهد، در آن فرو می‌رود. مبل شاهد لحظه‌هایی است که شاید هیچ‌وقت در عکس‌های خانوادگی ثبت نشوند، اما بخش مهمی از زندگی را می‌سازند. به همین دلیل، مبل به‌تدریج از یک وسیله معمولی فراتر می‌رود و با خلوت، صمیمیت، عادت‌ها و خاطرات ما گره می‌خورد.

🔹ما با مبل‌هایمان خاطره داریم. گاهی مبل برایمان چیزی شبیه آغوش است؛ جایی که خستگی‌مان را روی آن جا می‌گذاریم، در آن فرو می‌رویم و لحظه‌هایی از زندگی‌مان را می‌گذرانیم.

ادامه جستار را  اینجا بخوانید
❤14👍9