عقلانیت سیاست عمومی
از امروز تا جهان باقی است، باید عقلانیت سیاست عمومی را مطالبه کنیم. تهیه اسناد پشتیبان معتبر قابل انتشار عمومی یکی - فقط یکی - از ابزارهای تقویت عقلانیت سیاست عمومی است.
شبکههای اجتماعی و ابزارهای رسانهای هم قدرت ما برای تشدید این مطالبه را افزودهاند.
پرسشگری درخصوص هر سیاست عمومی، حق جامعه؛ و انتشار اسناد پشتیبان تصمیم و سیاستها، تکلیف حکومت، بوروکراسی و تصمیمگیران است.
خیلی خونسرد، مطالبه کنیم.
#دغدغه_ایران، #محمد_فاضلی، #سند_سیاستی #عقلانیت_سیاست_عمومی
@fazeli_mohammad
از امروز تا جهان باقی است، باید عقلانیت سیاست عمومی را مطالبه کنیم. تهیه اسناد پشتیبان معتبر قابل انتشار عمومی یکی - فقط یکی - از ابزارهای تقویت عقلانیت سیاست عمومی است.
شبکههای اجتماعی و ابزارهای رسانهای هم قدرت ما برای تشدید این مطالبه را افزودهاند.
پرسشگری درخصوص هر سیاست عمومی، حق جامعه؛ و انتشار اسناد پشتیبان تصمیم و سیاستها، تکلیف حکومت، بوروکراسی و تصمیمگیران است.
خیلی خونسرد، مطالبه کنیم.
#دغدغه_ایران، #محمد_فاضلی، #سند_سیاستی #عقلانیت_سیاست_عمومی
@fazeli_mohammad
👍276👎3
Audio
اپیزود هشتادم پادکست دغدغه ایران
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
آزادی چیست و چگونه به دست میآید؟ دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» استدلال میکنند که آزادی فقط در توازن بین قدرت و ظرفیت حکومت و قدرت جامعه برای مقید کردن این حکومت باظرفیت حاصل میشود. اپیزود ۸۰ پادکست دغدغه ایران – بخش دوم از شرح کتاب راه باریک آزادی – تجربه تاریخی تحقق آزادی در یونان باستان، اروپای غربی و انگلستان را مرور میکند.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
خرید کتاب راه باریک آزادی
از صفحه برگ برگ با ۱۵ درصد تخفیف
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
Kayhan Kalhor & M.R. Shajarian – Desert
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدویک
@dirancast_official
راه باریک آزادی – از یونان باستان تا انگلستان
آزادی چیست و چگونه به دست میآید؟ دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» استدلال میکنند که آزادی فقط در توازن بین قدرت و ظرفیت حکومت و قدرت جامعه برای مقید کردن این حکومت باظرفیت حاصل میشود. اپیزود ۸۰ پادکست دغدغه ایران – بخش دوم از شرح کتاب راه باریک آزادی – تجربه تاریخی تحقق آزادی در یونان باستان، اروپای غربی و انگلستان را مرور میکند.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
خرید کتاب راه باریک آزادی
از صفحه برگ برگ با ۱۵ درصد تخفیف
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
Kayhan Kalhor & M.R. Shajarian – Desert
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدویک
@dirancast_official
👍112
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴منافع سه کشور از توافق
🔺اعتماد ۲۱ اسفند ۱۴۰۱
✍️عباس عبدی
🔘نقش چین در توافق موجود میان ایران و عربستان چیست؟ اساساً چه نیازی به واسطهای مثل چین بوده است؟ مگر پیشتر عراق یا عمان این نقش واسطهگری را ایفا نکردند؟ پس چرا آنان موفق نشدند؟ اصلاً چه نیازی به واسطه است، مگر گفتگوی مستقیم چه نقصی دارد؟ ما حتی با عراق در زمان جنگ و هم پس از پذیرش قطعنامه مستقیم روابط داشتیم، پس چرا حالا باید در چارچوبی کاملاً سری و با حضور کشور ثالث در شرق آسیا وارد این گفتگوها شد؟
🔘به نظر میرسد که این واسطه دو ویژگی داشته است که قبلیها ندارند. اول ویژگی قدرت در شراکت. به عبارت دیگر و به احتمال قوی این توافق فقط میان ایران و عربستان نیست، بلکه بصورت ضمنی یک توافق سهجانبه است، که در ذیل برنامه راهبرد همکاری چین با هر دو کشور معنا دارد و بدون دو توافق دیگر که میان چین با هر کدام از دو کشور ایران و عربستان است، ضلع سوم این توافق محقق نمیشد.
🔘ویژگی دوم قدرت تضمینکنندگی است. به عبارت دیگر برای آنکه این توافق به سرنوشت توافق ۱۳۸۰ میان ایران و عربستان دچار نشود، باید از یک ثبات و پایداری برخوردار باشد و این ثبات و پایداری باید تضمین شده باشد که احتمالاً چین مرجع تضمینکننده مفاد است، چون قدرت آن از هر دو کشور بیشتر است و حضورش حالت تضمین کنندگی دارد.
🔘فارغ از این ویژگیها این توافق برای هر سه کشور نتایج مهمی در بر دارد. اول برای ایران، که ما را به نحوی وارد نوعی از توافقات سیاسی مهم و نظام بینالملل میکند. این کار گر چه امکاناتی برای ایران دارد، ولی محدودیتهای خاص خود را هم دارد. بویژه آنکه چین ادعای به هم زدن نظم بینالملل موجود را ندارد و در این زمینه بسیار محتاط است، نمونه آن پرهیز از درگیر شدن در مسأله اوکراین است. میتوان گفت که این گونه توافقات به سیاست خارجی ایران نوعی نظم در کنار محدودیت را اعمال میکند.
🔘دوم برای عربستان که این کشور را از حوزه نفوذ غرب و آمریکا تا حدی مستغنی میکند. سیاستهای عربستان در جریان موضوع هستهای ایران در اتکا به غرب و آمریکا موفق نبود، و نزدیکی به اسراییل هم لزوماً مسایل سعودی را حل نخواهد کرد، چه بسا تشدید هم میکند، لذا یک گردش نسبی در سیاست خارجی آنان و نزدیکی به چین مهم بود، بویژه آنکه بازار اصلی مصرف انرژی به چین منتقل شده است و تضمین این بازار برای فروش نفت انها اهمیت دارد.
🔘و بالاخره سوم برای چین که احتمالاً برنده اصلی است که هم بازار انرژی خود را تضمین کرده است و هم نفوذ دیپلماتیک خود را توسعه داده و هم رابطه دو کشور مهم منطقه را به قراردادهای آنها با چین گره زده است.
🔘اگر از این نکات عبور کنیم، برای ما مهمترین دستاورد همان نکتهای است که گفته شد، ورود ایران به مرحله جدیدی از سیاست خارجی است. این مرحله جدید ما باید با تحولی داخلی در تحلیل مسایل خارجی نیز همراه باشد، زیرا تا کنون نیروهای طرفدار وضع موجود روابط و مسائل خارجی را ایدئولوژیک و غیر واقعی تحلیل و تفسیر میکردند، موضوعات را در قالبهای اسلام و کفر، حق و باطل، و دوگانههای مشابه میدیدند، در حالی که واقعیت مطلقا چنین نیست.
🔘اکنون باید منتظر باشیم تا ببینیم وضعیت یمن، سوریه، مسایل داخلی هر دو کشور تحت تأثیر این توافق چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟
🔘مسأله اصلی باید حفظ منافع ملی کشور باشد. اگر این رویکرد را در ادامه شاهد باشیم، میتوان گفت که این توافق امیدبخش و مفید است، در غیر این صورت چه بسا با کوچکترین موانعی که مواجه شویم دو باره به جای اول برمیگردیم.
🔘البته طرفداران وضع موجود باید متوجه شوند، اینگونه نیست که به راحتی بتوان سیاستهای موجود را در ذیل رویکردهای قبلی توجیه کرد، چنین توجیهاتی ثمربخش نخواهد بود. بنابر این بجای توجیهات غیرقابل قبول بهتر است رویکرد خود را اصلاح کنند تا راه برای اتفاقات بهتر باز شود.
https://t.me/abdiabbas
🔺اعتماد ۲۱ اسفند ۱۴۰۱
✍️عباس عبدی
🔘نقش چین در توافق موجود میان ایران و عربستان چیست؟ اساساً چه نیازی به واسطهای مثل چین بوده است؟ مگر پیشتر عراق یا عمان این نقش واسطهگری را ایفا نکردند؟ پس چرا آنان موفق نشدند؟ اصلاً چه نیازی به واسطه است، مگر گفتگوی مستقیم چه نقصی دارد؟ ما حتی با عراق در زمان جنگ و هم پس از پذیرش قطعنامه مستقیم روابط داشتیم، پس چرا حالا باید در چارچوبی کاملاً سری و با حضور کشور ثالث در شرق آسیا وارد این گفتگوها شد؟
🔘به نظر میرسد که این واسطه دو ویژگی داشته است که قبلیها ندارند. اول ویژگی قدرت در شراکت. به عبارت دیگر و به احتمال قوی این توافق فقط میان ایران و عربستان نیست، بلکه بصورت ضمنی یک توافق سهجانبه است، که در ذیل برنامه راهبرد همکاری چین با هر دو کشور معنا دارد و بدون دو توافق دیگر که میان چین با هر کدام از دو کشور ایران و عربستان است، ضلع سوم این توافق محقق نمیشد.
🔘ویژگی دوم قدرت تضمینکنندگی است. به عبارت دیگر برای آنکه این توافق به سرنوشت توافق ۱۳۸۰ میان ایران و عربستان دچار نشود، باید از یک ثبات و پایداری برخوردار باشد و این ثبات و پایداری باید تضمین شده باشد که احتمالاً چین مرجع تضمینکننده مفاد است، چون قدرت آن از هر دو کشور بیشتر است و حضورش حالت تضمین کنندگی دارد.
🔘فارغ از این ویژگیها این توافق برای هر سه کشور نتایج مهمی در بر دارد. اول برای ایران، که ما را به نحوی وارد نوعی از توافقات سیاسی مهم و نظام بینالملل میکند. این کار گر چه امکاناتی برای ایران دارد، ولی محدودیتهای خاص خود را هم دارد. بویژه آنکه چین ادعای به هم زدن نظم بینالملل موجود را ندارد و در این زمینه بسیار محتاط است، نمونه آن پرهیز از درگیر شدن در مسأله اوکراین است. میتوان گفت که این گونه توافقات به سیاست خارجی ایران نوعی نظم در کنار محدودیت را اعمال میکند.
🔘دوم برای عربستان که این کشور را از حوزه نفوذ غرب و آمریکا تا حدی مستغنی میکند. سیاستهای عربستان در جریان موضوع هستهای ایران در اتکا به غرب و آمریکا موفق نبود، و نزدیکی به اسراییل هم لزوماً مسایل سعودی را حل نخواهد کرد، چه بسا تشدید هم میکند، لذا یک گردش نسبی در سیاست خارجی آنان و نزدیکی به چین مهم بود، بویژه آنکه بازار اصلی مصرف انرژی به چین منتقل شده است و تضمین این بازار برای فروش نفت انها اهمیت دارد.
🔘و بالاخره سوم برای چین که احتمالاً برنده اصلی است که هم بازار انرژی خود را تضمین کرده است و هم نفوذ دیپلماتیک خود را توسعه داده و هم رابطه دو کشور مهم منطقه را به قراردادهای آنها با چین گره زده است.
🔘اگر از این نکات عبور کنیم، برای ما مهمترین دستاورد همان نکتهای است که گفته شد، ورود ایران به مرحله جدیدی از سیاست خارجی است. این مرحله جدید ما باید با تحولی داخلی در تحلیل مسایل خارجی نیز همراه باشد، زیرا تا کنون نیروهای طرفدار وضع موجود روابط و مسائل خارجی را ایدئولوژیک و غیر واقعی تحلیل و تفسیر میکردند، موضوعات را در قالبهای اسلام و کفر، حق و باطل، و دوگانههای مشابه میدیدند، در حالی که واقعیت مطلقا چنین نیست.
🔘اکنون باید منتظر باشیم تا ببینیم وضعیت یمن، سوریه، مسایل داخلی هر دو کشور تحت تأثیر این توافق چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟
🔘مسأله اصلی باید حفظ منافع ملی کشور باشد. اگر این رویکرد را در ادامه شاهد باشیم، میتوان گفت که این توافق امیدبخش و مفید است، در غیر این صورت چه بسا با کوچکترین موانعی که مواجه شویم دو باره به جای اول برمیگردیم.
🔘البته طرفداران وضع موجود باید متوجه شوند، اینگونه نیست که به راحتی بتوان سیاستهای موجود را در ذیل رویکردهای قبلی توجیه کرد، چنین توجیهاتی ثمربخش نخواهد بود. بنابر این بجای توجیهات غیرقابل قبول بهتر است رویکرد خود را اصلاح کنند تا راه برای اتفاقات بهتر باز شود.
https://t.me/abdiabbas
👍234👎3
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴به سوی توازن و پایداری ـ ۱
🔺اعتماد ۲۲ اسفند ۱۴۰۱
✍️عباس عبدی
🔘میخواستم چیزی در باره آیندهنگری سال ۱۴۰۲ بنویسم. در این فکر بودم که از کجا آغاز کنم؟ مقاله «ما آینده خودمانیم» استاد داوری اردکانی رییس فرهنگستان علوم را که دو هفته پیش منتشر شد را دوباره مرور کردم و برخی از نکات را از ایشان تأثیر گرفتم و این یادداشت دو بخشی را تقدیم میکنم.
🔘آیندهنگری موضوعی نو و محصول تغییرات انقلابی در دنیای جدید و عبور از گذشته است. آیندهنگری عبور از مرحله شانس و اتفاق و تقدیری بودن، به مرحله علم و اراده و تسخیر جهان خارج است. عبور از کشاورزی دیم به صنعت کشاورزی با پیشبینی همه جزییات است.
🔘آیندهنگری قرین با گزاره پیشرفت و تسلط به سرنوشت خویش است. آیندهنگری همزاد تجدد و غلبه بر قحطی و فقر و عبور از گذشته برای تصرف آینده است. در این قالب، گذشته فقط تا اندازهای به کار میآید که به تصرف و شکل دادن آینده کمک کند.
🔘آیندهنگری ترکیب علم و اراده برای تعیین سناریوها و انتخاب برترین آنها و بسیج امکانات و منابع کشور براساس قواعد علمی برای تحقق سناریوی مطلوب است. در ساختن چنین آیندهای، قطعاً دولتها نقش تعیینکننده دارند، ولی به هیچ وجه تنها نیروی عامل نیستند. آیندهای که مردم، کارآفرینان، دانشمندان، روشنفکران و مجموعه اقشار اجتماعی در انتخاب و تحقق آن مشارکت نداشته باشند پیشاپیش محکوم به شکست است.
🔘آینده قرن بعد نیست، آینده همین فردا است. اگر برای ۵ یا ۱۰ یا ۲۰ سال بعد هم آیندهنگری میکنیم، به طور قطع و به همین نسبت باید نشانههای آن را در وضعیت فردا، هفته، ماه و سال بعد هم ببینیم. آینده موهوم و خیال نیست. آینده ما همین گذشته و اکنون ما، و حتی شاید هم بدتر است، مگر اینکه مسیر خود را تغییر دهیم.
🔘آینده وعدههای سر خرمن نیست. آینده از جنس علم و دانش و اراده است و نه از جنس وعده. آیندهنگری زایده جامعه و بشر خلاق، آزاد، علمگرا، مشارکتجو و امیدوار و با اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران است.
🔘پس آیندهنگری لقلقه زبانی نیست. شناخت وضع موجود و مسیر طی شدهای است که به اینجا رسیدهایم. سپس سناریوسازیهای گوناگون، حداقل با دو سناریوی ادامه وضع موجود در مقابل سناریوی مطلوب و حتما ممکن؛ و در ادامه نیز شناخت الزامات تحقق آن سناریو در همه حوزهها؛ و در ادامه بسیج همه نیروها برای تحقق آن سناریوی مطلوب و ممکن است. نظارت و پایش مستمر نیز شرط ضروری آن است.
🔘متاسفانه مهمترین تجربه آیندهنگرانه ایران که با شکست کامل مواجه شد، سند چشمانداز ج.ا.ا در افق ۱۴۰۴ است که سه سال دیگر به پایان این سند مانده است. سندی که در سال ۱۳۸۲ ابلاغ شد، دو سال اول هم به خوبی جلو رفت ولی پس از آن و با آمدن دولت احمدینژاد، مسیر معکوس طی شد و اتفاقات ۱۳۸۸، ۱۳۹۰، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و... وضعیت را به اینجا رساند که نه تنها در نقطهای که آغاز کردیم قرار نداریم، بلکه عقب هم رفتهایم. برای اطلاع بخشی از اهداف این سند را در اینجا میآورم:
▪️«جامعهی ایرانی در افق این چشمانداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت: توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردمسالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهرهمندی از امنیت اجتماعی و قضایی. برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایهی اجتماعی در تولید ملی. امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همهجانبه و پیوستگی مردم و حکومت. برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهرهمند از محیط زیست مطلوب. دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقهی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.»▪️
🔘کدام یک از این اهداف محقق شده است؟ احتمالاً فقط مواردی از جمله در حوزه نظامی تحقق یافته است، ولی اهمیت سند چشمانداز و آیندهنگری، در کلیت و پیوستگی، و در توازن اجزا و پایداری آن است. اگر یک پایه آن قوی و پایههای دیگرش ضعیف شوند این به معنای اجرای نادرست یا هدفگذاری غلط است و منجر به ناپایداری دستاوردها میشود.
🔘با این ملاحظات آینده کشور در سال ۱۴۰۲ و احیاناً ۱۴۰۳ چگونه خواهد بود؟ چه سناریوهایی برای آن متصور است؟ سناریوی ادامه وضع موجود چیست، سناریوی وضع مطلوب کدام است؟ الزامات تحقق این وضع مطلوب چیست؟
▪️ادامه دارد
https://t.me/abdiabbas
🔺اعتماد ۲۲ اسفند ۱۴۰۱
✍️عباس عبدی
🔘میخواستم چیزی در باره آیندهنگری سال ۱۴۰۲ بنویسم. در این فکر بودم که از کجا آغاز کنم؟ مقاله «ما آینده خودمانیم» استاد داوری اردکانی رییس فرهنگستان علوم را که دو هفته پیش منتشر شد را دوباره مرور کردم و برخی از نکات را از ایشان تأثیر گرفتم و این یادداشت دو بخشی را تقدیم میکنم.
🔘آیندهنگری موضوعی نو و محصول تغییرات انقلابی در دنیای جدید و عبور از گذشته است. آیندهنگری عبور از مرحله شانس و اتفاق و تقدیری بودن، به مرحله علم و اراده و تسخیر جهان خارج است. عبور از کشاورزی دیم به صنعت کشاورزی با پیشبینی همه جزییات است.
🔘آیندهنگری قرین با گزاره پیشرفت و تسلط به سرنوشت خویش است. آیندهنگری همزاد تجدد و غلبه بر قحطی و فقر و عبور از گذشته برای تصرف آینده است. در این قالب، گذشته فقط تا اندازهای به کار میآید که به تصرف و شکل دادن آینده کمک کند.
🔘آیندهنگری ترکیب علم و اراده برای تعیین سناریوها و انتخاب برترین آنها و بسیج امکانات و منابع کشور براساس قواعد علمی برای تحقق سناریوی مطلوب است. در ساختن چنین آیندهای، قطعاً دولتها نقش تعیینکننده دارند، ولی به هیچ وجه تنها نیروی عامل نیستند. آیندهای که مردم، کارآفرینان، دانشمندان، روشنفکران و مجموعه اقشار اجتماعی در انتخاب و تحقق آن مشارکت نداشته باشند پیشاپیش محکوم به شکست است.
🔘آینده قرن بعد نیست، آینده همین فردا است. اگر برای ۵ یا ۱۰ یا ۲۰ سال بعد هم آیندهنگری میکنیم، به طور قطع و به همین نسبت باید نشانههای آن را در وضعیت فردا، هفته، ماه و سال بعد هم ببینیم. آینده موهوم و خیال نیست. آینده ما همین گذشته و اکنون ما، و حتی شاید هم بدتر است، مگر اینکه مسیر خود را تغییر دهیم.
🔘آینده وعدههای سر خرمن نیست. آینده از جنس علم و دانش و اراده است و نه از جنس وعده. آیندهنگری زایده جامعه و بشر خلاق، آزاد، علمگرا، مشارکتجو و امیدوار و با اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران است.
🔘پس آیندهنگری لقلقه زبانی نیست. شناخت وضع موجود و مسیر طی شدهای است که به اینجا رسیدهایم. سپس سناریوسازیهای گوناگون، حداقل با دو سناریوی ادامه وضع موجود در مقابل سناریوی مطلوب و حتما ممکن؛ و در ادامه نیز شناخت الزامات تحقق آن سناریو در همه حوزهها؛ و در ادامه بسیج همه نیروها برای تحقق آن سناریوی مطلوب و ممکن است. نظارت و پایش مستمر نیز شرط ضروری آن است.
🔘متاسفانه مهمترین تجربه آیندهنگرانه ایران که با شکست کامل مواجه شد، سند چشمانداز ج.ا.ا در افق ۱۴۰۴ است که سه سال دیگر به پایان این سند مانده است. سندی که در سال ۱۳۸۲ ابلاغ شد، دو سال اول هم به خوبی جلو رفت ولی پس از آن و با آمدن دولت احمدینژاد، مسیر معکوس طی شد و اتفاقات ۱۳۸۸، ۱۳۹۰، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و... وضعیت را به اینجا رساند که نه تنها در نقطهای که آغاز کردیم قرار نداریم، بلکه عقب هم رفتهایم. برای اطلاع بخشی از اهداف این سند را در اینجا میآورم:
▪️«جامعهی ایرانی در افق این چشمانداز چنین ویژگیهایی خواهد داشت: توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردمسالاری دینی، عدالت اجتماعی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسانها و بهرهمندی از امنیت اجتماعی و قضایی. برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایهی اجتماعی در تولید ملی. امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی همهجانبه و پیوستگی مردم و حکومت. برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، تبعیض و بهرهمند از محیط زیست مطلوب. دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقهی آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل. دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.»▪️
🔘کدام یک از این اهداف محقق شده است؟ احتمالاً فقط مواردی از جمله در حوزه نظامی تحقق یافته است، ولی اهمیت سند چشمانداز و آیندهنگری، در کلیت و پیوستگی، و در توازن اجزا و پایداری آن است. اگر یک پایه آن قوی و پایههای دیگرش ضعیف شوند این به معنای اجرای نادرست یا هدفگذاری غلط است و منجر به ناپایداری دستاوردها میشود.
🔘با این ملاحظات آینده کشور در سال ۱۴۰۲ و احیاناً ۱۴۰۳ چگونه خواهد بود؟ چه سناریوهایی برای آن متصور است؟ سناریوی ادامه وضع موجود چیست، سناریوی وضع مطلوب کدام است؟ الزامات تحقق این وضع مطلوب چیست؟
▪️ادامه دارد
https://t.me/abdiabbas
👍125👎5
Forwarded from وراى حد تقرير | سعيد حجاريان
📝📝📝۲۳ سال
✍️سعید حجّاریان، ۲۲ اسفند ۱۴۰۱
✅در آن نوبت که ما را وقت خوش بود، هزار و سیصد و هفتاد و شش بود و ما، با خرسندی سبکسرانهای به پیشواز آن رخداد رفتیم. اما،
طفل زمان فشرد چو پروانهام به مشت
جرم دمی که بر سر گلها نشستهایم
✅چندی نگذشت که افتاد مشکلها و سلسلهای از قتلها و دیگر وقایع تلخ به وقوع پیوست. یعنی عشق از همان اول آسان نبود بلکه سرکش و خونین بود. آخر چه نسبتی میان بالهای ظریف پروانه و قمه و کارد وجود داشت؟ آیا یاس را با داس درو میکنند؟
✅القصه، من در وادی حیرت بودم که ناگهان دیدم خدایام در آستانه. چه خدایی؟ کدام آستانه؟
✅گویند حاجبی در آستانه حاکمی را ندا میدهد که خدا آمده است تو را ببیند. حاکم دستور میدهد که بیدرنگ او را وارد کنند. حاکم، پیرمرد مفلوکی را میبیند که در آستانه ایستاده است. از وی میپرسد: آیا تو خدا هستی؟ وی پاسخ میدهد: من صاحب ضیاع و عقاری بودهام...کدخدا بودهام...دهخدا بودهام...خانه خدا بودهام...اما عمّال تو همه اینها را از من بِستدند و اینک من خدا ماندهام.
✅متن کامل این نوشتار را اینجا بخوانید و یا روی instant view بزنید
📌نشانیهای سعید حجّاریان در شبکههای مجازی👇:
تلگرام | اینستاگرام | توییتر
.
✍️سعید حجّاریان، ۲۲ اسفند ۱۴۰۱
✅در آن نوبت که ما را وقت خوش بود، هزار و سیصد و هفتاد و شش بود و ما، با خرسندی سبکسرانهای به پیشواز آن رخداد رفتیم. اما،
طفل زمان فشرد چو پروانهام به مشت
جرم دمی که بر سر گلها نشستهایم
✅چندی نگذشت که افتاد مشکلها و سلسلهای از قتلها و دیگر وقایع تلخ به وقوع پیوست. یعنی عشق از همان اول آسان نبود بلکه سرکش و خونین بود. آخر چه نسبتی میان بالهای ظریف پروانه و قمه و کارد وجود داشت؟ آیا یاس را با داس درو میکنند؟
✅القصه، من در وادی حیرت بودم که ناگهان دیدم خدایام در آستانه. چه خدایی؟ کدام آستانه؟
✅گویند حاجبی در آستانه حاکمی را ندا میدهد که خدا آمده است تو را ببیند. حاکم دستور میدهد که بیدرنگ او را وارد کنند. حاکم، پیرمرد مفلوکی را میبیند که در آستانه ایستاده است. از وی میپرسد: آیا تو خدا هستی؟ وی پاسخ میدهد: من صاحب ضیاع و عقاری بودهام...کدخدا بودهام...دهخدا بودهام...خانه خدا بودهام...اما عمّال تو همه اینها را از من بِستدند و اینک من خدا ماندهام.
✅متن کامل این نوشتار را اینجا بخوانید و یا روی instant view بزنید
📌نشانیهای سعید حجّاریان در شبکههای مجازی👇:
تلگرام | اینستاگرام | توییتر
.
Telegraph
۲۳ سال
در آن نوبت که ما را وقت خوش بود، هزار و سیصد و هفتاد و شش بود و ما، با خرسندی سبکسرانهای به پیشواز آن رخداد رفتیم. اما، طفل زمان فشرد چو پروانهام به مشت جرم دمی که بر سر گلها نشستهایم چندی نگذشت که افتاد مشکلها و سلسلهای از قتلها و دیگر وقایع تلخ…
👍134👎7
Forwarded from برگ برگ
📚معرفی سیر مطالعاتی در حوزه توسعه ایران
📚هدف سیر مطالعاتی، ایجاد درک بهتر و عمیقتر از مطالعه برای مخاطب است. ما در برگبرگ تلاش میکنیم تا با نگاهی مشرفانه به کتابها در حوزههای مطالعاتی مختلف، ضمن معرفی کتابهای شاخص در هر حوزه، درک عمیقی از موضوع برای مخاطب فراهم کنیم.
📚در اولین سیر مطالعاتی، به معرفی کتابهای حوزه توسعه ایران خواهیم پرداخت.
📚از طریق لینک زیر وارد صفحه فروشگاه شوید و با وارد کردن کد تخفیف barg10، ده درصد تخفیف در خرید کتابها دریافت کنید.
https://podro.shop/barggbargg
🍃برگبرگ کتاب، تجربه زندگی ناب🍃
📚هدف سیر مطالعاتی، ایجاد درک بهتر و عمیقتر از مطالعه برای مخاطب است. ما در برگبرگ تلاش میکنیم تا با نگاهی مشرفانه به کتابها در حوزههای مطالعاتی مختلف، ضمن معرفی کتابهای شاخص در هر حوزه، درک عمیقی از موضوع برای مخاطب فراهم کنیم.
📚در اولین سیر مطالعاتی، به معرفی کتابهای حوزه توسعه ایران خواهیم پرداخت.
📚از طریق لینک زیر وارد صفحه فروشگاه شوید و با وارد کردن کد تخفیف barg10، ده درصد تخفیف در خرید کتابها دریافت کنید.
https://podro.shop/barggbargg
🍃برگبرگ کتاب، تجربه زندگی ناب🍃
👍71
Audio
اپیزود هشتادویکم پادکست دغدغه ایران
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
آزادی چیست و چگونه به دست میآید؟ دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» استدلال میکنند که آزادی فقط در توازن بین قدرت و ظرفیت حکومت و قدرت جامعه برای مقید کردن این حکومت باظرفیت حاصل میشود. اپیزود ۸۱ پادکست دغدغه ایران – بخش سوم از شرح کتاب راه باریک آزادی – در ادامه شرح تاریخ پیدایش آزادی در اروپای غربی و انگلستان، تجربه تحولات در امپراطوری اسلامی، ایتالیای شمالی، سوئیس، آمریکا، عربستان معاصر، هند و آفریقای جنوبی را بررسی میکند.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
خرید کتاب راه باریک آزادی
از صفحه برگ برگ
با ۱۵ درصد تخفیف
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
Kayhan Kalhor & M.R. Shajarian – Desert
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدویک
@dirancast_official
راه باریک آزادی – از عربستان تا سوئیس
آزادی چیست و چگونه به دست میآید؟ دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» استدلال میکنند که آزادی فقط در توازن بین قدرت و ظرفیت حکومت و قدرت جامعه برای مقید کردن این حکومت باظرفیت حاصل میشود. اپیزود ۸۱ پادکست دغدغه ایران – بخش سوم از شرح کتاب راه باریک آزادی – در ادامه شرح تاریخ پیدایش آزادی در اروپای غربی و انگلستان، تجربه تحولات در امپراطوری اسلامی، ایتالیای شمالی، سوئیس، آمریکا، عربستان معاصر، هند و آفریقای جنوبی را بررسی میکند.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
خرید کتاب راه باریک آزادی
از صفحه برگ برگ
با ۱۵ درصد تخفیف
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
Kayhan Kalhor & M.R. Shajarian – Desert
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
تاریخ انتشار
اسفند هزار و چهارصدویک
@dirancast_official
👍79👎1
Forwarded from چُراز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔷 چرا سفر با قطار سخت شده؟
🔸چرا تراکم خطوط ریلی در ایران نسبت به باقی دنیا کمتره؟
🔹 چه اتفاقاتی برای صنعت ریلی ایران در طول دهههای گذشته افتاد؟
🔸چرا تعداد سفرهای با قطار کاهش پیدا کرد؟
🔹ایران چطور میتونه از موقعیت گذرگاهی خودش استفاده کنه؟
🔸مردم در دنیا و ایران معمولا چطوری سفر میکنن؟ با اتوبوس یا قطار یا هواپیما؟
🔹شرکت رجا مال کیه؟ چرا رجا ضررده شد؟
📍از تجربهتون در سفر با قطار بنویسید، چه مشکلاتی داشتید؟
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران ساخته شده است.
📺@ecoiran_webtv
Youtube: Choraz
Instagram: Chorazmedia
Twitter: Chorazmedia
📱@choraz
🔸چرا تراکم خطوط ریلی در ایران نسبت به باقی دنیا کمتره؟
🔹 چه اتفاقاتی برای صنعت ریلی ایران در طول دهههای گذشته افتاد؟
🔸چرا تعداد سفرهای با قطار کاهش پیدا کرد؟
🔹ایران چطور میتونه از موقعیت گذرگاهی خودش استفاده کنه؟
🔸مردم در دنیا و ایران معمولا چطوری سفر میکنن؟ با اتوبوس یا قطار یا هواپیما؟
🔹شرکت رجا مال کیه؟ چرا رجا ضررده شد؟
📍از تجربهتون در سفر با قطار بنویسید، چه مشکلاتی داشتید؟
این ویدئو با همکاری مجموعه رسانهای اکوایران ساخته شده است.
📺@ecoiran_webtv
Youtube: Choraz
Instagram: Chorazmedia
Twitter: Chorazmedia
📱@choraz
👍128👎2
چه شد که به اینجا رسیدیم؟
منتشرشده در هفته نامه #تجارت_فردا- شماره ۴۹۳
محمد فاضلی/ جامعهشناس
عمده مسائل مانند صندوقهای بازنشستگی، مساله آب، محیط زیست یا آنچه با عنوان ابرچالش از آن یاد میکنند، از دید ما در علوم اجتماعی «فرآیندهای کُندرو» محسوب میشوند. این فرآیندهای کُندرو (Slow Moving) مانند زلزله هستند؛ یعنی مثلاً دو هزار سال در لایههای زیرین زمین اتفاقهایی افتاده است که ناگهان در ۴۰ ثانیه بروز میکند. یعنی آن ۴۰ ثانیه محصول یک اتفاق چندصدساله یا چندهزارساله در لایههای زمین است. مساله آب، صندوقهای بازنشستگی یا حتی وضعیت سیاسی خارجی ما محصول همین فرآیندهای کُندرو است و معنای تاریخی دارد. نکته مهم این است که هوشمندی یک حکمرانی و کیفیت آن را باید در مواجهه با فرآیندهای کُندرو دید. کُندروها مثل رخدادهای بدن انسان است. یک نفر ناگهان سکته میکند و میگویند مثلاً آن لحظه بسیار عصبانی بود اما وقتی به سبک زندگی او نگاه میکنید، میبینید که ۴۰ سال بود ورزش نمیکرد، ۳۰ سال بود نمک زیاد میخورد و سالها هم سیگار میکشید و چربیاش بالا بود. یعنی سکتهاش اگرچه در یک لحظه رخ داد اما نتیجه یک فرآیند کندرو بود.
مواردی مانند ابرچالش صندوقهای بازنشستگی که در بودجه ۱۴۰۲ بیش از ۳۳۰ هزار میلیارد تومان هزینه تحمیل کرده، یک فرآیند کندرو و نتیجه حکمرانی است. من به آمارهای اقتصادی مسلط نیستم، اما همین رقم بودجه امروز این صندوقها احتمالاً ۱۰ سال قبل کمتر از ۲۰ هزار میلیارد تومان بوده است اما اثر این بدهیها فزاینده است و در مدت چند سال بسیار بزرگتر میشود که میتوان آن را در چند سال آینده دید. نتیجه اینکه به گمان من حکمرانی در ایران هوشمندی و کیفیت لازم برای مواجهه با فرآیندهای کُندرو را ندارد. چرا ندارد؟ من معتقدم که ما با یک فرآیند زوال عقل مواجه شدهایم. منظور از عقل هم چیزی در کتابها و مقالات نیست. از نظر من «عقل» محصول مهار متقابل جامعه و حکومت است؛ این عقل در جامعهای بروز میکند که بتواند حکومت را مهار کند و مانع از این شود که حکومت خواسته کوتاهمدت حاکمانش را بر خواسته درازمدت مردم غلبه دهد.
توجه داشته باشید در همه دههها و سالهایی که اقتصاد ایران روندی نزولی داشته، محیط زیست از بین رفته، منابع کاسته شده و شرایط ما به مرز بحران رسیده؛ تعداد دانشگاهیان و فارغالتحصیلان، تعداد مقالات علمی، تعداد مهندسان و مدیران منابع، اقتصاددانان و جامعهشناسان و... همه شاخصهای علمی افزایش پیدا کرده است. پس چه اتفاقی افتاده که دائم رشد علمی داشتیم، اما میگوییم با زوال عقل مواجه بودیم؟ چون از توان مهار حکومت از سوی جامعه کاسته شده است. برای مثال همین مساله صندوقهای بازنشستگی را ببینید و وقایع اثرگذار بر کسری بودجه آنها را بررسی کنید. میبینید که مثلاً زمانی نمایندههای مجلس در نزدیکی انتخابات و برای اینکه بتوانند رای بگیرند مصوبهای دادند که مثلاً یک گروه را با ۲۵ سال سابقه یا ۲۰ سال سابقه بازنشست کنید یا یک ضریبهایی را در حقوق بازنشستگی افزایش دادند. بعد که صندوقها سوال میکردند منابع این طرح از کجا تامین میشود، میگفتند منابعش را دولت بدهد و تعهد برای دولت ایجاد کردند. اگر یک جامعه قدرتمند، با احزاب قوی و رسانههای قوی، با حق اعتراض و حق اعتصاب وجود داشت، میتوانست در برابر این تصمیمها از خودش دفاع کند. ما چنین جامعهای نداریم؛ جامعه ما نمیتواند از خودش و منافعش در برابر تصمیمات حکومت دفاع کند. در نتیجه عقل کوتاهمدت حاکمان بر عقل درازمدت تمدنی غلبه میکند؛ مثلاً نمایندههای مجلس قانونی را تصویب میکنند که با عنوان ساماندهی چاههای غیرمجاز به همه چاههای غیرمجاز پروانه میدهد. یعنی این سیگنال را میدهد که بروید هرجایی که میخواهید چاه حفر کنید، بعداً پروانهاش را میگیرید. نتیجهاش نابودی منابع آب زیرزمینی است. هیچ کشاورزی با پروانه بهرهبرداری چاه مجاز، هیچ تشکل کشاورزی، هیچ طرفدار محیط زیستی هم نمیتواند در برابر این قانون از خودش و جامعه دفاع کند.
نکته دوم اینکه به لحاظ جامعهشناختی اعتماد در وضعیت امکان مهار متقابل پدید میآید؛ یعنی شما به کسی اعتماد میکنید که بتوانید حدس قابل اطمینانی بزنید با یک درصد مشخص و بالایی که اگر این خواست به منافع من دستدرازی کند، میتوانم جلوی او را بگیرم. جامعه ایران هم به نقطهای رسیده است که احساس میکند حکومت را نمیشود مهار کرد و حکومت هر کاری دلش بخواهد میکند. پس بحران سرمایه اجتماعی پدید میآید. حکومت در کشور ما توازن قدرت را به هم زده است؛ برای مثال در انتخابات هر نامزدی را که بخواهد تایید و هر نامزدی را که بخواهد رد میکند، قدرت را یکدست میکند و همه توافقها را به نفع خودش به هم میزند، اهمیتی هم نمیدهد که ما چه میخواهیم چون ما توان مهارش را نداریم.
@fazeli_mohammad
منتشرشده در هفته نامه #تجارت_فردا- شماره ۴۹۳
محمد فاضلی/ جامعهشناس
عمده مسائل مانند صندوقهای بازنشستگی، مساله آب، محیط زیست یا آنچه با عنوان ابرچالش از آن یاد میکنند، از دید ما در علوم اجتماعی «فرآیندهای کُندرو» محسوب میشوند. این فرآیندهای کُندرو (Slow Moving) مانند زلزله هستند؛ یعنی مثلاً دو هزار سال در لایههای زیرین زمین اتفاقهایی افتاده است که ناگهان در ۴۰ ثانیه بروز میکند. یعنی آن ۴۰ ثانیه محصول یک اتفاق چندصدساله یا چندهزارساله در لایههای زمین است. مساله آب، صندوقهای بازنشستگی یا حتی وضعیت سیاسی خارجی ما محصول همین فرآیندهای کُندرو است و معنای تاریخی دارد. نکته مهم این است که هوشمندی یک حکمرانی و کیفیت آن را باید در مواجهه با فرآیندهای کُندرو دید. کُندروها مثل رخدادهای بدن انسان است. یک نفر ناگهان سکته میکند و میگویند مثلاً آن لحظه بسیار عصبانی بود اما وقتی به سبک زندگی او نگاه میکنید، میبینید که ۴۰ سال بود ورزش نمیکرد، ۳۰ سال بود نمک زیاد میخورد و سالها هم سیگار میکشید و چربیاش بالا بود. یعنی سکتهاش اگرچه در یک لحظه رخ داد اما نتیجه یک فرآیند کندرو بود.
مواردی مانند ابرچالش صندوقهای بازنشستگی که در بودجه ۱۴۰۲ بیش از ۳۳۰ هزار میلیارد تومان هزینه تحمیل کرده، یک فرآیند کندرو و نتیجه حکمرانی است. من به آمارهای اقتصادی مسلط نیستم، اما همین رقم بودجه امروز این صندوقها احتمالاً ۱۰ سال قبل کمتر از ۲۰ هزار میلیارد تومان بوده است اما اثر این بدهیها فزاینده است و در مدت چند سال بسیار بزرگتر میشود که میتوان آن را در چند سال آینده دید. نتیجه اینکه به گمان من حکمرانی در ایران هوشمندی و کیفیت لازم برای مواجهه با فرآیندهای کُندرو را ندارد. چرا ندارد؟ من معتقدم که ما با یک فرآیند زوال عقل مواجه شدهایم. منظور از عقل هم چیزی در کتابها و مقالات نیست. از نظر من «عقل» محصول مهار متقابل جامعه و حکومت است؛ این عقل در جامعهای بروز میکند که بتواند حکومت را مهار کند و مانع از این شود که حکومت خواسته کوتاهمدت حاکمانش را بر خواسته درازمدت مردم غلبه دهد.
توجه داشته باشید در همه دههها و سالهایی که اقتصاد ایران روندی نزولی داشته، محیط زیست از بین رفته، منابع کاسته شده و شرایط ما به مرز بحران رسیده؛ تعداد دانشگاهیان و فارغالتحصیلان، تعداد مقالات علمی، تعداد مهندسان و مدیران منابع، اقتصاددانان و جامعهشناسان و... همه شاخصهای علمی افزایش پیدا کرده است. پس چه اتفاقی افتاده که دائم رشد علمی داشتیم، اما میگوییم با زوال عقل مواجه بودیم؟ چون از توان مهار حکومت از سوی جامعه کاسته شده است. برای مثال همین مساله صندوقهای بازنشستگی را ببینید و وقایع اثرگذار بر کسری بودجه آنها را بررسی کنید. میبینید که مثلاً زمانی نمایندههای مجلس در نزدیکی انتخابات و برای اینکه بتوانند رای بگیرند مصوبهای دادند که مثلاً یک گروه را با ۲۵ سال سابقه یا ۲۰ سال سابقه بازنشست کنید یا یک ضریبهایی را در حقوق بازنشستگی افزایش دادند. بعد که صندوقها سوال میکردند منابع این طرح از کجا تامین میشود، میگفتند منابعش را دولت بدهد و تعهد برای دولت ایجاد کردند. اگر یک جامعه قدرتمند، با احزاب قوی و رسانههای قوی، با حق اعتراض و حق اعتصاب وجود داشت، میتوانست در برابر این تصمیمها از خودش دفاع کند. ما چنین جامعهای نداریم؛ جامعه ما نمیتواند از خودش و منافعش در برابر تصمیمات حکومت دفاع کند. در نتیجه عقل کوتاهمدت حاکمان بر عقل درازمدت تمدنی غلبه میکند؛ مثلاً نمایندههای مجلس قانونی را تصویب میکنند که با عنوان ساماندهی چاههای غیرمجاز به همه چاههای غیرمجاز پروانه میدهد. یعنی این سیگنال را میدهد که بروید هرجایی که میخواهید چاه حفر کنید، بعداً پروانهاش را میگیرید. نتیجهاش نابودی منابع آب زیرزمینی است. هیچ کشاورزی با پروانه بهرهبرداری چاه مجاز، هیچ تشکل کشاورزی، هیچ طرفدار محیط زیستی هم نمیتواند در برابر این قانون از خودش و جامعه دفاع کند.
نکته دوم اینکه به لحاظ جامعهشناختی اعتماد در وضعیت امکان مهار متقابل پدید میآید؛ یعنی شما به کسی اعتماد میکنید که بتوانید حدس قابل اطمینانی بزنید با یک درصد مشخص و بالایی که اگر این خواست به منافع من دستدرازی کند، میتوانم جلوی او را بگیرم. جامعه ایران هم به نقطهای رسیده است که احساس میکند حکومت را نمیشود مهار کرد و حکومت هر کاری دلش بخواهد میکند. پس بحران سرمایه اجتماعی پدید میآید. حکومت در کشور ما توازن قدرت را به هم زده است؛ برای مثال در انتخابات هر نامزدی را که بخواهد تایید و هر نامزدی را که بخواهد رد میکند، قدرت را یکدست میکند و همه توافقها را به نفع خودش به هم میزند، اهمیتی هم نمیدهد که ما چه میخواهیم چون ما توان مهارش را نداریم.
@fazeli_mohammad
👍370👎3