دی ۱۴۰۰ صفحه معرفی کتاب #برگ_برگ را راه انداختم. امروز مدیرش میگفت تا حالا ۸۵ کتاب را به کتابخوانان معرفی کردهایم. شما را به دیدن این صفحه دعوت میکنیم. اگر کتاب برای معرفی پیشنهاد کنید، با افتخار بررسی میکنیم.
Https://www.instagram.com/barggbargg
کانالی هم در تلگرام دارد.
https://t.me/barggbargg
@fazeli_mohammad
Https://www.instagram.com/barggbargg
کانالی هم در تلگرام دارد.
https://t.me/barggbargg
@fazeli_mohammad
👍182👎1
#عماد_افروغ هم رفت. روحش شاد. منتقد قدرت بود و سخنش را صریح میگفت. کتابها و سخنانش به یادگار مانده است.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍369👎16
Forwarded from Ermia.ir سایت رسمی رضا امیرخانی (Rza Amrkhany)
رحمت خداوند بر مرحوم دکتر عماد افروغ
تسلیت به خانوادهی محترم ایشان...
جمعهای در سال ۱۳۹۹ با چند نفری دیگر از عزیزان دعوت شدیم به منزل ایشان. سفرهی آش سبزی شیرازی به راه بود...
موضوع عیادت از بیمار نبود...
در آن حال و روز، دکتر افروغ گروهی را دعوت کرده بود که بگوید احساس خطر میکند... و امیدوار است، امیدی که دیگر هستیشناسانه بود و نه معرفتشناسانه... امیدی به یومالله و ایام الله.
بیرونآمدنی فکری بودم که دکتر عماد افروغ در آن حال، آیا جز برای حقیقت، میتوانست حرفی بزند...
تسلیت به خانوادهی محترم ایشان...
جمعهای در سال ۱۳۹۹ با چند نفری دیگر از عزیزان دعوت شدیم به منزل ایشان. سفرهی آش سبزی شیرازی به راه بود...
موضوع عیادت از بیمار نبود...
در آن حال و روز، دکتر افروغ گروهی را دعوت کرده بود که بگوید احساس خطر میکند... و امیدوار است، امیدی که دیگر هستیشناسانه بود و نه معرفتشناسانه... امیدی به یومالله و ایام الله.
بیرونآمدنی فکری بودم که دکتر عماد افروغ در آن حال، آیا جز برای حقیقت، میتوانست حرفی بزند...
👍294👎8
Forwarded from ویرایش ذهن | شهابالدین حائری شیرازی
🔴 دردمندانه
✍شهابالدینحائریشیرازی
جامعه شناس دردآشنا و متعهد دکتر عماد افروغ در لیلة القدر به دیار باقی شتافت. خداوند روحش را با مولایش امیر مؤمنان(ع) محشور نماید.
وی در یکی از مصاحبههایش که لینک آنرا در ادامه میآورم از رهبر گله کرده بود که وقتی چند مطلب انتقادی جامعهشناسانهاش را با واسطهای برای رهبر فرستادم پس از چندی واسطه پیغام آورد، از بیت رهبر گفتهاند: ما خودمان جامعه شناس داریم و اگر ضرورت شد خودمان نظر شما را اخذ میکنیم!
نمونه ای از متنهای دردمندانه ایشان که قبلا در کانالم گذاشتم بهعلاوه چند لینک از مطالب خواندنی ایشان را در ادامه میاورم.
🔴عماد افروغ:
در جامعه ما امكاني براي اعتراض و انتقاد وجود ندارد
ما یک طبقه حاکم داریم که تصمیم می گیرد و یک طبقه وسیع فرو دست داریم که باید تبعیت کند
ما مدام داریم گروه های مختلف اجتماعی را از فرآیند تصمیم گیری ومشارکت حذف میکنیم. در تصمیماتی که گرفته میشود اصلاً فرآیند اقناعی جامعه و مشارکت عمومی جایی ندارد.
بعد ازآنهم امکانی برای بیان عقیده، اعتراض، انتقاد و دیدگاه بخش های مختلف جامعه وجود ندارد.
طبقه متوسط ماطبقه متوسط دیروزنیست ودرحال سقوط به سمت حاشیه است چون قدرت اقتصادیاش در حال اضمحلال است.
اینجا و اینجا و اینجا بیشتر از دغدغههای جامعهشناس دردمند بخوانید.
@virayeshe_zehn
✍شهابالدینحائریشیرازی
جامعه شناس دردآشنا و متعهد دکتر عماد افروغ در لیلة القدر به دیار باقی شتافت. خداوند روحش را با مولایش امیر مؤمنان(ع) محشور نماید.
وی در یکی از مصاحبههایش که لینک آنرا در ادامه میآورم از رهبر گله کرده بود که وقتی چند مطلب انتقادی جامعهشناسانهاش را با واسطهای برای رهبر فرستادم پس از چندی واسطه پیغام آورد، از بیت رهبر گفتهاند: ما خودمان جامعه شناس داریم و اگر ضرورت شد خودمان نظر شما را اخذ میکنیم!
نمونه ای از متنهای دردمندانه ایشان که قبلا در کانالم گذاشتم بهعلاوه چند لینک از مطالب خواندنی ایشان را در ادامه میاورم.
🔴عماد افروغ:
در جامعه ما امكاني براي اعتراض و انتقاد وجود ندارد
ما یک طبقه حاکم داریم که تصمیم می گیرد و یک طبقه وسیع فرو دست داریم که باید تبعیت کند
ما مدام داریم گروه های مختلف اجتماعی را از فرآیند تصمیم گیری ومشارکت حذف میکنیم. در تصمیماتی که گرفته میشود اصلاً فرآیند اقناعی جامعه و مشارکت عمومی جایی ندارد.
بعد ازآنهم امکانی برای بیان عقیده، اعتراض، انتقاد و دیدگاه بخش های مختلف جامعه وجود ندارد.
طبقه متوسط ماطبقه متوسط دیروزنیست ودرحال سقوط به سمت حاشیه است چون قدرت اقتصادیاش در حال اضمحلال است.
اینجا و اینجا و اینجا بیشتر از دغدغههای جامعهشناس دردمند بخوانید.
@virayeshe_zehn
Telegram
ویرایش ذهن | شهابالدین حائری شیرازی
عماد افروغ، جامعهشناس: رهبری نخ تسبیح است و نباید به یک مهره تسبیح تقلیل یابد.
اصلا با شناختی که از عالمان خود در تاریخ آموخته ام به این نتیجه رسیده ام که این صاحب قدرت است که باید در خانه اهل علم را بزند. اگر کسی می خواهد بشنود خودش باید بیاید.
به رابط…
اصلا با شناختی که از عالمان خود در تاریخ آموخته ام به این نتیجه رسیده ام که این صاحب قدرت است که باید در خانه اهل علم را بزند. اگر کسی می خواهد بشنود خودش باید بیاید.
به رابط…
👍251👎11
خداحافظ آقای جامعهشناسِ نقدِ قدرت
(روزنامه اعتماد، ۲۶ فروردین ۱۴۰۲)
محمد فاضلی
عماد افروغ در ۶۷ سالگی از این جهان رخت بربست. نمینویسم «دکتر عماد افروغ» چون تا آنجا که من شناختمش، با این القاب و عناوین توخالی و بیهوده، سر سازگاری نداشت.
آخرین دیدارمان به یک روز بارانی اواخر آذر یا اوایل دیماه ۱۴۰۱ برمیگردد که در منزلشان درباره فساد و مبارزه با آن – برای انتشار در روزنامهای - گفتوگو کردیم. میدانستم بیمار است و بیشتر از گفتوگو میخواستم به دیدار استاد بروم. از یادم نمیرود، چهار ماه مانده به آخرین روزهای عمر، در حالی که بیماری سرطان از او بدنی نحیف باقی گذاشته بود، هنوز شور خواندن، نقد کردن و بیمحافظهکاری متداول عموم اصحاب دانشگاه به نقد قدرت سیاسی پرداختن، در منش و کلامش جاری بود. اگر چشم میبستی و جسم بیمارش را نمیدیدی، صدایش طنین همان #عماد_افروغ منتقد را داشت.
ادامه متن در اینجا
@fazeli_mohammad
(روزنامه اعتماد، ۲۶ فروردین ۱۴۰۲)
محمد فاضلی
عماد افروغ در ۶۷ سالگی از این جهان رخت بربست. نمینویسم «دکتر عماد افروغ» چون تا آنجا که من شناختمش، با این القاب و عناوین توخالی و بیهوده، سر سازگاری نداشت.
آخرین دیدارمان به یک روز بارانی اواخر آذر یا اوایل دیماه ۱۴۰۱ برمیگردد که در منزلشان درباره فساد و مبارزه با آن – برای انتشار در روزنامهای - گفتوگو کردیم. میدانستم بیمار است و بیشتر از گفتوگو میخواستم به دیدار استاد بروم. از یادم نمیرود، چهار ماه مانده به آخرین روزهای عمر، در حالی که بیماری سرطان از او بدنی نحیف باقی گذاشته بود، هنوز شور خواندن، نقد کردن و بیمحافظهکاری متداول عموم اصحاب دانشگاه به نقد قدرت سیاسی پرداختن، در منش و کلامش جاری بود. اگر چشم میبستی و جسم بیمارش را نمیدیدی، صدایش طنین همان #عماد_افروغ منتقد را داشت.
ادامه متن در اینجا
@fazeli_mohammad
Telegraph
خداحافظ آقای جامعهشناسِ نقدِ قدرت
عماد افروغ در ۶۷ سالگی از این جهان رخت بربست. نمینویسم «دکتر عماد افروغ» چون تا آنجا که من شناختمش، با این القاب و عناوین توخالی و بیهوده، سر سازگاری نداشت. آخرین دیدارمان به یک روز بارانی اواخر آذر یا اوایل دیماه ۱۴۰۱ برمیگردد که در منزلشان درباره…
👍218👎7
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴افروغ؛ جامعهشناسی آزاده و نقّاد
🔺 هممیهن ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘دکتر عماد افروغ روز جمعه 25 فروردین به دیار باقی شتافت. وی که از بیماری سرطان در رنج بود، مدتهای طولانی تحت درمان و شیمیدرمانی بود. چندی پیش نیز خواهرشان ناباورانه فوت کردند. آقای افروغ بهصورت متعارف در جناحبندیهای سیاسی و فکری جزو مجموعه اصولگرایان محسوب میشد هر چند سالهای اخیر بهویژه از زمان احمدینژاد مرزبندیهایش با آن جریان برجسته شد و فاصله گرفت.
🔘بهرغم اینکه هم به لحاظ رویکرد کلی فکری و هم از نظر مشرب جامعهشناسی اختلاف نظر داشتیم، زیرا آقای افروغ نزدیک یا حتی طرفدار مکتب تضاد بود و شخصا همراهی لازم با این مکتب جامعهشناسانه را ندارم ولی این دو اختلاف مانع از وجود صمیمیت و احترام متقابل میان ما نبود. علت آن حداقل از طرف بنده غلبه ویژگی حریت و آزادمنشی و آزادفکری وی بر سایر ویژگیهایش بود.
🔘در واقع افروغ واجد نوعی صداقت و صراحت بیان کمیاب بود که او را از همفکران مشابهش بهکلی متمایز میکرد. آقای افروغ هنگامی که وارد مجلس هفتم شد، با شور و شوقی وصفنشدنی و اعتقاد به انقلاب اسلامی و عدالت و آزادی بیان آغاز به کار کرد، ولی خیلی زود سرخورده و ناامید شد که با این مجموعه بتواند کاری کند. لذا هم او و هم همفکرانش متوجه شدند که با یکدیگر سر سازگاری ندارند، لذا فاصله گرفتند و حتی مدتی را در یک روستا عزلت گزید.
🔘ولی دو باره باز آمد و این بار نقدهای رادیکالتری را بیان داشت. نقدهایی که خیلی صریح و صادقانه بود. یکی از علل این رویکردش التزام او به دانش جامعهشناسی و حقیقت بود. این ویژگی نزد بسیاری از اهل علم طرفدار ساختار حکم کیمیا یافته است، ولی افروغ التزام خود به علم را از دست نداد؛ از این رو مواضع انتقادی پایان عمرش مورد پسند طرفداران حکومت نبود و با او سرد برخورد میکردند؛ بهطوریکه در یکی از گفتوگوهای واتساپی برایم نوشت که:
▪️«این بیماری به بنده بیشتر فهماند که چه دوستیها و محبتها که قربانی دستهبندیهای کاذب و القایی از سوی این منفعتطلبان متظاهر نشد.»▪️
🔘آخرین بار در اردیبهشت سال گذشته بود که برای عیادت با یکی از دوستان جامعهشناس دیگر به دیدنش رفتیم. از پیشرفت درمان رضایت داشت، ولی ظاهرا سرطان به قول برخی از پزشکان موذی است، باید خیلی محتاط بود.
🔘حدود دو ساعتی گفتوگو کردیم. درباره آخرین تحلیلش توضیح داد. همانها که در گفتوگوهایش با عصر اندیشه و فرهیختگان مفصل گفته بود. توصیه میکنم خوانده شود. برداشتم این بود که برخلاف گذشته میان جمهوریت و عدالت، جمهوریت را مقدم بر عدالت میدانست. او در حرف و عمل طرفدار جامعهشناسی انتقادی بود. صراحت و آزادگی او موجب میشد که از دانش خود بهترین بهره را ببرد. در زمانهای که آزادگی کالای کمیاب است، او این خصیصه را به وفور داشت.
🔘افروغ تا پایان عمر خود به آرمانهایش ایمان داشت و عدول از آن آرمانها را بر نمیتابید. واقعیت را بر اساس همان آرمانهایش نقد میکرد و هیچگاه در شمار گروهی قرار نگرفت که منفعتشان را پشت آرمانگرایی پنهان کنند. از گفتگوهای آخر افروغ به روشنی مشخص است که عدالت، آزادی و به رسمیتشناختن تکثر، آرمانی بود که برای افروغ فقط جنبه این دنیایی نداشت بلکه او آن را آرمانهای دینی میدانست و تا آخر عمر هم به عهد دینی خود پایبند ماند.
🔘🔘این نوشته حداقل وظیفهای بود که در برابرش باید انجام میدادم. در محیط سیاسی و علمی امروز، جوانمردی کالای کمیابی است که با رفتن او کمتر هم شده است.
https://t.me/abdiabbas
🔺 هممیهن ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘دکتر عماد افروغ روز جمعه 25 فروردین به دیار باقی شتافت. وی که از بیماری سرطان در رنج بود، مدتهای طولانی تحت درمان و شیمیدرمانی بود. چندی پیش نیز خواهرشان ناباورانه فوت کردند. آقای افروغ بهصورت متعارف در جناحبندیهای سیاسی و فکری جزو مجموعه اصولگرایان محسوب میشد هر چند سالهای اخیر بهویژه از زمان احمدینژاد مرزبندیهایش با آن جریان برجسته شد و فاصله گرفت.
🔘بهرغم اینکه هم به لحاظ رویکرد کلی فکری و هم از نظر مشرب جامعهشناسی اختلاف نظر داشتیم، زیرا آقای افروغ نزدیک یا حتی طرفدار مکتب تضاد بود و شخصا همراهی لازم با این مکتب جامعهشناسانه را ندارم ولی این دو اختلاف مانع از وجود صمیمیت و احترام متقابل میان ما نبود. علت آن حداقل از طرف بنده غلبه ویژگی حریت و آزادمنشی و آزادفکری وی بر سایر ویژگیهایش بود.
🔘در واقع افروغ واجد نوعی صداقت و صراحت بیان کمیاب بود که او را از همفکران مشابهش بهکلی متمایز میکرد. آقای افروغ هنگامی که وارد مجلس هفتم شد، با شور و شوقی وصفنشدنی و اعتقاد به انقلاب اسلامی و عدالت و آزادی بیان آغاز به کار کرد، ولی خیلی زود سرخورده و ناامید شد که با این مجموعه بتواند کاری کند. لذا هم او و هم همفکرانش متوجه شدند که با یکدیگر سر سازگاری ندارند، لذا فاصله گرفتند و حتی مدتی را در یک روستا عزلت گزید.
🔘ولی دو باره باز آمد و این بار نقدهای رادیکالتری را بیان داشت. نقدهایی که خیلی صریح و صادقانه بود. یکی از علل این رویکردش التزام او به دانش جامعهشناسی و حقیقت بود. این ویژگی نزد بسیاری از اهل علم طرفدار ساختار حکم کیمیا یافته است، ولی افروغ التزام خود به علم را از دست نداد؛ از این رو مواضع انتقادی پایان عمرش مورد پسند طرفداران حکومت نبود و با او سرد برخورد میکردند؛ بهطوریکه در یکی از گفتوگوهای واتساپی برایم نوشت که:
▪️«این بیماری به بنده بیشتر فهماند که چه دوستیها و محبتها که قربانی دستهبندیهای کاذب و القایی از سوی این منفعتطلبان متظاهر نشد.»▪️
🔘آخرین بار در اردیبهشت سال گذشته بود که برای عیادت با یکی از دوستان جامعهشناس دیگر به دیدنش رفتیم. از پیشرفت درمان رضایت داشت، ولی ظاهرا سرطان به قول برخی از پزشکان موذی است، باید خیلی محتاط بود.
🔘حدود دو ساعتی گفتوگو کردیم. درباره آخرین تحلیلش توضیح داد. همانها که در گفتوگوهایش با عصر اندیشه و فرهیختگان مفصل گفته بود. توصیه میکنم خوانده شود. برداشتم این بود که برخلاف گذشته میان جمهوریت و عدالت، جمهوریت را مقدم بر عدالت میدانست. او در حرف و عمل طرفدار جامعهشناسی انتقادی بود. صراحت و آزادگی او موجب میشد که از دانش خود بهترین بهره را ببرد. در زمانهای که آزادگی کالای کمیاب است، او این خصیصه را به وفور داشت.
🔘افروغ تا پایان عمر خود به آرمانهایش ایمان داشت و عدول از آن آرمانها را بر نمیتابید. واقعیت را بر اساس همان آرمانهایش نقد میکرد و هیچگاه در شمار گروهی قرار نگرفت که منفعتشان را پشت آرمانگرایی پنهان کنند. از گفتگوهای آخر افروغ به روشنی مشخص است که عدالت، آزادی و به رسمیتشناختن تکثر، آرمانی بود که برای افروغ فقط جنبه این دنیایی نداشت بلکه او آن را آرمانهای دینی میدانست و تا آخر عمر هم به عهد دینی خود پایبند ماند.
🔘🔘این نوشته حداقل وظیفهای بود که در برابرش باید انجام میدادم. در محیط سیاسی و علمی امروز، جوانمردی کالای کمیابی است که با رفتن او کمتر هم شده است.
https://t.me/abdiabbas
👍258👎10
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴حدود کارآیی قانون جزا
🔺اعتماد ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘برخی افراد گمان دارند که برای تغییر شرایط موجود بسوی مطلوب، کافی است قانونی بنویسند. در واقع باید گفت که برای تحقق این هدف، قانوننویسی بویژه قانون بدون اشکال شرط لازم است و نه کافی. تجربه بشری در این زمینه بسیار گویا است.
🔘نمونه آن در کشور خودمان قانون مواد مخدر است که چند بار در جهت تشدید مجازات تغییر کرد و در نهایت در مسیر تعدیل مجازات قرار گرفت، چرا که اجرای دقیق آن قانون فاجعهبار بود، و اگر قرار بود که کامل انجام شود، سالانه، هزاران نفر باید اعدام میشدند که هزینههای اجتماعی و انسانی و اخلاقی سنگینی داشت. بویژه آن که موجب حل مسأله مواد مخدر هم نمیشد و هنوز هم نشده است.
🔘نمونه دیگر و مشهور آن قانون منع مشروبات الکلی در ایالات متحده است. این ممنوعیت نه از طریق قانون نویسی کنگره، بلکه از طریق اصلاحیه قانون اساسی تصویب شد تا همه ایالات متحده آمریکا را شامل شود. در سال ۱۹۲۰ با اضافه کردن یک متمم و با هدف حفظ اخلاقی عمومی، خرید و فروش و تولید الکل در آن کشور ممنوع شد.
🔘فقط ۱۳ سال وقت لازم بود که متمم جدیدی به قانون اساسی اضافه کنند و قبلی را نقض نمایند. نه به این علت که مردم از فلسفه اولیه حفظ اخلاق عمومی عدول کردند و خواهان بیاخلاقی شدند، بلکه مشاهده کردند که عوارض این منع چنان بود که فاجعهآفرین شده است. افزایش شدید قانونشکنی، گسترش روزافزون قاچاق، شکلگیری سازمانهای حرفهای در امر قاچاق و فروش، افزایش سایر جرایم، بویژه از نوع سازمانیافته و... آمریکاییها را از این مصوبه پشیمان کرد و متوجه شدند که حداقل در این مورد راهحل، منع قانون و جرمانگاری الکل نیست.
🔘این ابهام اکنون در باره کارآمدی ممنوعیت در مورد برخی از مواد مخدر نیز وجود دارد. به همین دلیل برخی از کشورها سیاستهای جرمانگاری را در این زمینه تعدیل کردهاند و اتفاقاً موثر هم بوده است. آیا این گزاره برای همه رفتارهای مجرمانه صادق است. البته که پاسخ منفی است، از جمله سرقت، قتل و مواردی از این دست را هیچ مردمی نمیپذیرند که از حیطه جرمانگاری قانونی خارج شود. براساس نوع رفتار و شدت و میزان اثرگذاری آن بر اختلال در نظم اجتماعی و میزان مخالفت یا موافقت مردم با آن، ممکن است که امکان ایجاد ممنوعیت قانونی نباشد یا اگر هم باشد، در عمل زیان بار شود.
🔘در همین زمینه باید به اصل تناسب میان مجازات و جرم نیز توجه کرد. این امکانپذیر نیست که برای جرایم و تخلفات کماهمیت و به نسبت شایع مجازاتها و جرایم سنگینی را تعیین کرد، بویژه آنکه مردم این را غیر عادلانه میدانند. بنابراین قانونگذاری برای ممنوعیت رفتارهایی که ناپسند بدانیم بسیار آسان است و با یک قیام و قعود نمایندگان انجام میشود، ولی جلوگیری آن به صورت عملی بسیار سخت و در مواردی ناشدنی است.
🔘در واقع قانونِ مناسب، قانونی است که اراده قابل اجرا و توافق و همراهی مردم را تبدیل به قانون کند. کسی دیر به فرودگاه رسید و گفتند هواپیما پرواز کرد، او در مقام انکار و تعجب گفت، کجا رفت؟ بلیط دست من است. او تصور میکرد که هواپیما تابع بلیط است در حالی که بلیط تابع زمانبندی شرکت هواپیمایی است. اکنون هم به صِرف داشتن قانون نمیتوان به تنهایی مشکل را حل کرد، البته بدون قانون هم نمیتوان، همچنان که بدون بلیط هم نمیتوان سوار هواپیما شد.
🔘ولی قانون باید روشن باشد. با ماده موجود مربوط به حجاب هیچ کاری را علیه زنان نمیتوان انجام داد. هنگامی که در همین زمینه توضیحات حقوقی قوه قضاییه غیر دقیق و نادرست باشد، نشان میدهد مشکل عمیقتر از این حرفها است. استفاده از لفظ «کشف حجاب» در توضیحات دستگاه قضایی، مطلقاً معنای قانونی ندارد، بلکه مطابق نص قانون باید از «نداشتن حجاب شرعی» استفاده کرد که در این صورت اکثریت بانوان را مشمول میشود و این اعم از کشف حجاب است که اصطلاحی تعریف نشده است.
🔘توقیف خودرویی که در آن زنان فاقد چنین حجاب باشند نیز وجاهت قانونی و منطقی ندارد که اگر داشت بیشتر خودروهای شهر توقیف میشدند. وضعیت کنونی مربوط به حجاب، محصول بیتوجهی به حدود کارآیی قانون در تنظیم رفتار اجتماعی است. اتفاقاً براساس این جمله مشهور که مردم نسبت به آنچه که منع میشوند حریص هستند و در کتب حدیث نیز به تعابیر متفاوتی آمده است، این قوانین موجب حرص بیشتر مردم به نقض آنها میشود.
🔘همه اینها گفته شد، شاید از امروز که میخواهند علیه زنان مثلاً «کشف حجاب کرده» اقدام کنند، بدانند که به جای آنکه به قدرت برخورد خود تکیه کنند، بهتر است قدری گفتگو کنند، شاید مسایل حل شد. شاید آقایان نیروی انتظامی مطمئن باشند که «دوربین های کنترلی در طرح عفاف و حجاب هیچ خطایی نخواهد داشت.» ولی مشکل اصلی خطای دوربین نیست، مشکل خطای سیاستگذاران است.
https://t.me/abdiabbas
🔺اعتماد ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘برخی افراد گمان دارند که برای تغییر شرایط موجود بسوی مطلوب، کافی است قانونی بنویسند. در واقع باید گفت که برای تحقق این هدف، قانوننویسی بویژه قانون بدون اشکال شرط لازم است و نه کافی. تجربه بشری در این زمینه بسیار گویا است.
🔘نمونه آن در کشور خودمان قانون مواد مخدر است که چند بار در جهت تشدید مجازات تغییر کرد و در نهایت در مسیر تعدیل مجازات قرار گرفت، چرا که اجرای دقیق آن قانون فاجعهبار بود، و اگر قرار بود که کامل انجام شود، سالانه، هزاران نفر باید اعدام میشدند که هزینههای اجتماعی و انسانی و اخلاقی سنگینی داشت. بویژه آن که موجب حل مسأله مواد مخدر هم نمیشد و هنوز هم نشده است.
🔘نمونه دیگر و مشهور آن قانون منع مشروبات الکلی در ایالات متحده است. این ممنوعیت نه از طریق قانون نویسی کنگره، بلکه از طریق اصلاحیه قانون اساسی تصویب شد تا همه ایالات متحده آمریکا را شامل شود. در سال ۱۹۲۰ با اضافه کردن یک متمم و با هدف حفظ اخلاقی عمومی، خرید و فروش و تولید الکل در آن کشور ممنوع شد.
🔘فقط ۱۳ سال وقت لازم بود که متمم جدیدی به قانون اساسی اضافه کنند و قبلی را نقض نمایند. نه به این علت که مردم از فلسفه اولیه حفظ اخلاق عمومی عدول کردند و خواهان بیاخلاقی شدند، بلکه مشاهده کردند که عوارض این منع چنان بود که فاجعهآفرین شده است. افزایش شدید قانونشکنی، گسترش روزافزون قاچاق، شکلگیری سازمانهای حرفهای در امر قاچاق و فروش، افزایش سایر جرایم، بویژه از نوع سازمانیافته و... آمریکاییها را از این مصوبه پشیمان کرد و متوجه شدند که حداقل در این مورد راهحل، منع قانون و جرمانگاری الکل نیست.
🔘این ابهام اکنون در باره کارآمدی ممنوعیت در مورد برخی از مواد مخدر نیز وجود دارد. به همین دلیل برخی از کشورها سیاستهای جرمانگاری را در این زمینه تعدیل کردهاند و اتفاقاً موثر هم بوده است. آیا این گزاره برای همه رفتارهای مجرمانه صادق است. البته که پاسخ منفی است، از جمله سرقت، قتل و مواردی از این دست را هیچ مردمی نمیپذیرند که از حیطه جرمانگاری قانونی خارج شود. براساس نوع رفتار و شدت و میزان اثرگذاری آن بر اختلال در نظم اجتماعی و میزان مخالفت یا موافقت مردم با آن، ممکن است که امکان ایجاد ممنوعیت قانونی نباشد یا اگر هم باشد، در عمل زیان بار شود.
🔘در همین زمینه باید به اصل تناسب میان مجازات و جرم نیز توجه کرد. این امکانپذیر نیست که برای جرایم و تخلفات کماهمیت و به نسبت شایع مجازاتها و جرایم سنگینی را تعیین کرد، بویژه آنکه مردم این را غیر عادلانه میدانند. بنابراین قانونگذاری برای ممنوعیت رفتارهایی که ناپسند بدانیم بسیار آسان است و با یک قیام و قعود نمایندگان انجام میشود، ولی جلوگیری آن به صورت عملی بسیار سخت و در مواردی ناشدنی است.
🔘در واقع قانونِ مناسب، قانونی است که اراده قابل اجرا و توافق و همراهی مردم را تبدیل به قانون کند. کسی دیر به فرودگاه رسید و گفتند هواپیما پرواز کرد، او در مقام انکار و تعجب گفت، کجا رفت؟ بلیط دست من است. او تصور میکرد که هواپیما تابع بلیط است در حالی که بلیط تابع زمانبندی شرکت هواپیمایی است. اکنون هم به صِرف داشتن قانون نمیتوان به تنهایی مشکل را حل کرد، البته بدون قانون هم نمیتوان، همچنان که بدون بلیط هم نمیتوان سوار هواپیما شد.
🔘ولی قانون باید روشن باشد. با ماده موجود مربوط به حجاب هیچ کاری را علیه زنان نمیتوان انجام داد. هنگامی که در همین زمینه توضیحات حقوقی قوه قضاییه غیر دقیق و نادرست باشد، نشان میدهد مشکل عمیقتر از این حرفها است. استفاده از لفظ «کشف حجاب» در توضیحات دستگاه قضایی، مطلقاً معنای قانونی ندارد، بلکه مطابق نص قانون باید از «نداشتن حجاب شرعی» استفاده کرد که در این صورت اکثریت بانوان را مشمول میشود و این اعم از کشف حجاب است که اصطلاحی تعریف نشده است.
🔘توقیف خودرویی که در آن زنان فاقد چنین حجاب باشند نیز وجاهت قانونی و منطقی ندارد که اگر داشت بیشتر خودروهای شهر توقیف میشدند. وضعیت کنونی مربوط به حجاب، محصول بیتوجهی به حدود کارآیی قانون در تنظیم رفتار اجتماعی است. اتفاقاً براساس این جمله مشهور که مردم نسبت به آنچه که منع میشوند حریص هستند و در کتب حدیث نیز به تعابیر متفاوتی آمده است، این قوانین موجب حرص بیشتر مردم به نقض آنها میشود.
🔘همه اینها گفته شد، شاید از امروز که میخواهند علیه زنان مثلاً «کشف حجاب کرده» اقدام کنند، بدانند که به جای آنکه به قدرت برخورد خود تکیه کنند، بهتر است قدری گفتگو کنند، شاید مسایل حل شد. شاید آقایان نیروی انتظامی مطمئن باشند که «دوربین های کنترلی در طرح عفاف و حجاب هیچ خطایی نخواهد داشت.» ولی مشکل اصلی خطای دوربین نیست، مشکل خطای سیاستگذاران است.
https://t.me/abdiabbas
👍200👎4
Audio
اپیزود هشتادوسوم پادکست دغدغه ایران (نسخه mp3)
توسعه در تله سیاست: هویت، امنیت و بیثباتی
چرا اقتصاد ایران دچار وضعیت بحرانی درازمدت است؟ چرا دولتها و سیاستگذاران اقتصادی در ایران علیرغم تفاوتهای سیاسی و سر دادن شعارهای متفاوت، خطاهای سیاستی را تکرار میکنند؟ حسین درودیان در اپیزود ۸۳ پادکست دغدغه ایران، کلانتصویری از چگونگی اثر سیاست بر اقتصاد ایران و شکل دادن درهمبافتهای پیچیده میگوید که سببساز بیثباتی، کاهش سرمایهگذاری خصوصی، ناکارآمدی و بهرهوری پایین، و شکل نگرفتن تولید کارخانهای بزرگمقیاس در یک بخش خصوصی کارآمد میشود.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
تاریخ انتشار
فروردین هزار و چهارصد و دو
@dirancast_official
توسعه در تله سیاست: هویت، امنیت و بیثباتی
چرا اقتصاد ایران دچار وضعیت بحرانی درازمدت است؟ چرا دولتها و سیاستگذاران اقتصادی در ایران علیرغم تفاوتهای سیاسی و سر دادن شعارهای متفاوت، خطاهای سیاستی را تکرار میکنند؟ حسین درودیان در اپیزود ۸۳ پادکست دغدغه ایران، کلانتصویری از چگونگی اثر سیاست بر اقتصاد ایران و شکل دادن درهمبافتهای پیچیده میگوید که سببساز بیثباتی، کاهش سرمایهگذاری خصوصی، ناکارآمدی و بهرهوری پایین، و شکل نگرفتن تولید کارخانهای بزرگمقیاس در یک بخش خصوصی کارآمد میشود.
حامی مالی این اپیزود
شرکت اینوتکس ایران
تولیدکننده نرمافزار مدیریت دانشِ «رای وَن»
حمایت از پادکست
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
اینستاگرام پادکست
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: dirancast@gmail.com
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
تاریخ انتشار
فروردین هزار و چهارصد و دو
@dirancast_official
👍60
Forwarded from هممیهن
مُردیم از تکرار!
✍ احمد زیدآبادی
♦️در جوامعی که خاستگاه پدیدۀ روزنامه و حرفۀ روزنامهنگاریاند، برای کسب مهارت و موفقیت در این کار، روزنامهنگاران را تشویق و ترغیب میکنند که شجاع باشند، به دل حادثه بزنند، در میدانهای سخت حضور یابند، جزئیات ماجرا را کشف کنند، از بیان حقیقت نهراسند، چراکه بهروزی بلندمدت یک جامعه در گرو کشف حقیقت و اجرای عدالت است.
♦️در جوامعی که به پدیدۀ روزنامه و حرفۀ روزنامهنگاری اما بهصورتی کالایی وارداتی و اصولاً مزاحم مینگرند و آن را در قالب امری تزئینی و تصنعی و بهصورت ابزاری در خدمت خود میخواهند و وجود آن را صرفاً برای تظاهر به پایبندی به محصولات مدرن تحمل میکنند، ماجرا معکوس است.
♦️تا آنجا که من ماجرای دستگیری الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو همکار زحمتکش و بااستعدادِ حوزۀ گزارشنویسی اجتماعی را دنبال کردهام، «جرم» آنها در انجامِ بهینۀ حرفهشان خلاصه میشود.
♦️چرا بهرغم این همه درخواست، هیچ گشایشی در پروندۀ دو همکار مطبوعاتی صورت نمیگیرد؟ گره کار کجاست؟ آیا آنها گروگان یک ادعای امنیتی شدهاند و تقاص شتابزدگی نهاد خاصی را پس میدهند؟ اگر چنین باشد، پس این همه ادعاهای تکرارشونده از طرف بسیاری از مسئولان درجهت ایجاد تغییر و تحول و اصلاح در رویههای غلط گذشته چیست و قرار است نتیجهاش در کجا ظاهر شود؟
آه که این حرفها چقدر تکراری است! مُردیم از تکرار!
یادداشت هممیهن:
https://b2n.ir/r40879
#هممیهن
@hammihanonline
✍ احمد زیدآبادی
♦️در جوامعی که خاستگاه پدیدۀ روزنامه و حرفۀ روزنامهنگاریاند، برای کسب مهارت و موفقیت در این کار، روزنامهنگاران را تشویق و ترغیب میکنند که شجاع باشند، به دل حادثه بزنند، در میدانهای سخت حضور یابند، جزئیات ماجرا را کشف کنند، از بیان حقیقت نهراسند، چراکه بهروزی بلندمدت یک جامعه در گرو کشف حقیقت و اجرای عدالت است.
♦️در جوامعی که به پدیدۀ روزنامه و حرفۀ روزنامهنگاری اما بهصورتی کالایی وارداتی و اصولاً مزاحم مینگرند و آن را در قالب امری تزئینی و تصنعی و بهصورت ابزاری در خدمت خود میخواهند و وجود آن را صرفاً برای تظاهر به پایبندی به محصولات مدرن تحمل میکنند، ماجرا معکوس است.
♦️تا آنجا که من ماجرای دستگیری الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو همکار زحمتکش و بااستعدادِ حوزۀ گزارشنویسی اجتماعی را دنبال کردهام، «جرم» آنها در انجامِ بهینۀ حرفهشان خلاصه میشود.
♦️چرا بهرغم این همه درخواست، هیچ گشایشی در پروندۀ دو همکار مطبوعاتی صورت نمیگیرد؟ گره کار کجاست؟ آیا آنها گروگان یک ادعای امنیتی شدهاند و تقاص شتابزدگی نهاد خاصی را پس میدهند؟ اگر چنین باشد، پس این همه ادعاهای تکرارشونده از طرف بسیاری از مسئولان درجهت ایجاد تغییر و تحول و اصلاح در رویههای غلط گذشته چیست و قرار است نتیجهاش در کجا ظاهر شود؟
آه که این حرفها چقدر تکراری است! مُردیم از تکرار!
یادداشت هممیهن:
https://b2n.ir/r40879
#هممیهن
@hammihanonline
هممیهن
200 روز بازداشت موقت
ویژهنامهای برای الهه محمدی که از مهر ماه پارسال در زندان است
👍230
Forwarded from ازسوی دیگر | رضا کلاهی (Reza Kolahi)
حد یقف بیحجابی یا حد یقف حجاب؟
محمدرضا کلاهی
یکی از پرسشهایی که مخالفان حجاب اختیاری میپرسند آن است که حد یقف بیحجابی کجا است؟ چه معلوم که بعد از روسری نوبت به بقیهی پوششها نرسد؟ پاسخ این پرسش، نیازی به کوششهای تئوریک ندارد. تجربههای واقعی در کشورهای دیگر (از جمله کشورهای اسلامی) که حجاب در آنها اجباری نیست، نشان میدهد که اجباری نبودن حجاب، به حذف همهی پوششها منجر نمیشود. اما موضوع بحث من اینجا چیز دیگری است. به نظر من سوی مخالفِ این سؤال مهمتر است. مهمتر از اینکه حدیقف بیحجابی کجا است، آن است که حدیقفِ «درحجاب رفتن» کجا است؟ کجا است که خواستِ درحجاب رفتنِ بیشتر، متوقف میشود و حضور زن به رسمیت شناخته میشود؟ پاسخ این پرسش هم نیازمند جحد نظری نیست. تجربههای واقعی، آن هم نه تجربههای دورِ تاریخی، تجربههای همین چهار-پنج سال اخیرِ ایران خودمان نشان میدهد که خواستِ درحجاب رفتن، هیچ حدی ندارد:
امروز پلیس هشدار «کشف حجاب» میدهد. این اصطلاح جدید است. (تا پیش از این فقط برای یک واقعهی تاریخی در زمان رضا خان به کار میرفت.) پلیس امروز – بر خلاف گذشته – دیگر نگران رعایت «حد شرعی حجاب» نیست. همین که حجاب به طور کامل برداشته نشود کافی است. اما به فرض اگر روزی مشکل کشف حجاب حل شود و روسریها بالا بیاید، محدودیت هم یک گام به پیش خواهد آمد و «بدحجابی» مشکل بعدی خواهد شد. چنان که تا همین چند ماه پیش مأموریت گشت ارشاد مقابله با بدحجابی بود نه کشف حجاب.
اما اگر بدحجابی هم حل شود باز محدودیت یک گام دیگر پیش میآید: طول مانتو، رنگ مانتو، باز بودن دکمهها. اگر این هم رفع شود، ساپورت تبدیل به مشکل میشود. اگر همهی اینها رعایت شود تازه به یک «حجاب فروتر» رسیدهایم. «حجاب برتر»، چادر است. فرض کنیم همه چادری شوند، هنوز مسأله حل نشده است. کلاسهای درس دانشگاهی باید تفکیک جنیست شود. دانشگاهها باید تک جنسیتی شوند. این هم که حل شود، مشکل دیگر آن است که ورودی دختر به دانشگاههای خیلی زیاد است باید به حال آن هم فکری کرد. این که حل شود، مسأله آن خواهد بود که وظیفهی اصلی زن، مادری کردن و خدمت به شوهر است (بحثهایی که تا همین پارسال مسألهی روز بود و از زبان نمایندگان مجلس شنیده میشد). و ... حد یقفِ در حجاب رفتن کجا است؟
اگر امروز با کشف حجاب مخالفت میشود، به آن دلیل نیست که حد شرعی حجاب، موی سر است. به دلیل آن است که مقاومت زنان، محل نزاع را به پشت خاکریز کشف حجاب پیش برده است. وگرنه حجاب حدی ندارد.
https://t.me/mohammadrezakolahi
محمدرضا کلاهی
یکی از پرسشهایی که مخالفان حجاب اختیاری میپرسند آن است که حد یقف بیحجابی کجا است؟ چه معلوم که بعد از روسری نوبت به بقیهی پوششها نرسد؟ پاسخ این پرسش، نیازی به کوششهای تئوریک ندارد. تجربههای واقعی در کشورهای دیگر (از جمله کشورهای اسلامی) که حجاب در آنها اجباری نیست، نشان میدهد که اجباری نبودن حجاب، به حذف همهی پوششها منجر نمیشود. اما موضوع بحث من اینجا چیز دیگری است. به نظر من سوی مخالفِ این سؤال مهمتر است. مهمتر از اینکه حدیقف بیحجابی کجا است، آن است که حدیقفِ «درحجاب رفتن» کجا است؟ کجا است که خواستِ درحجاب رفتنِ بیشتر، متوقف میشود و حضور زن به رسمیت شناخته میشود؟ پاسخ این پرسش هم نیازمند جحد نظری نیست. تجربههای واقعی، آن هم نه تجربههای دورِ تاریخی، تجربههای همین چهار-پنج سال اخیرِ ایران خودمان نشان میدهد که خواستِ درحجاب رفتن، هیچ حدی ندارد:
امروز پلیس هشدار «کشف حجاب» میدهد. این اصطلاح جدید است. (تا پیش از این فقط برای یک واقعهی تاریخی در زمان رضا خان به کار میرفت.) پلیس امروز – بر خلاف گذشته – دیگر نگران رعایت «حد شرعی حجاب» نیست. همین که حجاب به طور کامل برداشته نشود کافی است. اما به فرض اگر روزی مشکل کشف حجاب حل شود و روسریها بالا بیاید، محدودیت هم یک گام به پیش خواهد آمد و «بدحجابی» مشکل بعدی خواهد شد. چنان که تا همین چند ماه پیش مأموریت گشت ارشاد مقابله با بدحجابی بود نه کشف حجاب.
اما اگر بدحجابی هم حل شود باز محدودیت یک گام دیگر پیش میآید: طول مانتو، رنگ مانتو، باز بودن دکمهها. اگر این هم رفع شود، ساپورت تبدیل به مشکل میشود. اگر همهی اینها رعایت شود تازه به یک «حجاب فروتر» رسیدهایم. «حجاب برتر»، چادر است. فرض کنیم همه چادری شوند، هنوز مسأله حل نشده است. کلاسهای درس دانشگاهی باید تفکیک جنیست شود. دانشگاهها باید تک جنسیتی شوند. این هم که حل شود، مشکل دیگر آن است که ورودی دختر به دانشگاههای خیلی زیاد است باید به حال آن هم فکری کرد. این که حل شود، مسأله آن خواهد بود که وظیفهی اصلی زن، مادری کردن و خدمت به شوهر است (بحثهایی که تا همین پارسال مسألهی روز بود و از زبان نمایندگان مجلس شنیده میشد). و ... حد یقفِ در حجاب رفتن کجا است؟
اگر امروز با کشف حجاب مخالفت میشود، به آن دلیل نیست که حد شرعی حجاب، موی سر است. به دلیل آن است که مقاومت زنان، محل نزاع را به پشت خاکریز کشف حجاب پیش برده است. وگرنه حجاب حدی ندارد.
https://t.me/mohammadrezakolahi
Telegram
M K
پروردگارا سپاس
👍383👎25
Forwarded from هممیهن
خــوی ۸۲ روز بعد
گزارش هممیهن از شرایط زندگی زلزلهزدههای خوی در چادر
خانوادهها و فعالان اجتماعی میگویند پس از سه ماه، روند ساختوساز و کمکهای مالی بسیار کند است
♦️بهمنماه سال گذشته، زلزلهای به بزرگی ۵/۹ ریشتر در عمق ۷ کیلومتری زمین، خوی را لرزاند، بیش از یک هزار نفر را مصدوم کرد و جان سهنفر را گرفت. این زلزله به بالای ۳۵۰۰ خانه خسارت زد و خیلیها را روانه خیابانها و کوچهها کرد. خوی در ۷ ماه گذشته بارها لرزیده؛ لرزشهایی که از شهریورماه ۱۴۰۱ شروع شد و تا همین حالا هم ادامه دارد.
♦️«غفار» از زلزلهزدههای خوی است، او و خانواده ۵ نفرهاش قبل از زلزله ۸ بهمنماه سال گذشته، ساکن یکی از خانههای تخت پل باغ توکلی خوی بود و حالا بیخانه است. زمینلرزه، خانهخرابشان کرد و هرچه داشتند و نداشتند، از بین برد. آنها زیر سقف برزنتی و شیبدار چادری که یکی از خیران به آنها داده، زندگی میکنند.
♦️گلایه زلزلهزدهها از میزان پرداخت برای کمک به ساختوساز خانههایشان است؛ نجفزاده هم این موضوع را تایید میکند.
گزارش زهرا جعفرزاده/ هممیهن
https://b2n.ir/e28197
#هممیهن
@hammihanonline
گزارش هممیهن از شرایط زندگی زلزلهزدههای خوی در چادر
خانوادهها و فعالان اجتماعی میگویند پس از سه ماه، روند ساختوساز و کمکهای مالی بسیار کند است
♦️بهمنماه سال گذشته، زلزلهای به بزرگی ۵/۹ ریشتر در عمق ۷ کیلومتری زمین، خوی را لرزاند، بیش از یک هزار نفر را مصدوم کرد و جان سهنفر را گرفت. این زلزله به بالای ۳۵۰۰ خانه خسارت زد و خیلیها را روانه خیابانها و کوچهها کرد. خوی در ۷ ماه گذشته بارها لرزیده؛ لرزشهایی که از شهریورماه ۱۴۰۱ شروع شد و تا همین حالا هم ادامه دارد.
♦️«غفار» از زلزلهزدههای خوی است، او و خانواده ۵ نفرهاش قبل از زلزله ۸ بهمنماه سال گذشته، ساکن یکی از خانههای تخت پل باغ توکلی خوی بود و حالا بیخانه است. زمینلرزه، خانهخرابشان کرد و هرچه داشتند و نداشتند، از بین برد. آنها زیر سقف برزنتی و شیبدار چادری که یکی از خیران به آنها داده، زندگی میکنند.
♦️گلایه زلزلهزدهها از میزان پرداخت برای کمک به ساختوساز خانههایشان است؛ نجفزاده هم این موضوع را تایید میکند.
گزارش زهرا جعفرزاده/ هممیهن
https://b2n.ir/e28197
#هممیهن
@hammihanonline
👍96
Forwarded from آینده (عباس عبدی)
🔴الهه محمدی، به انتظار الههی عدالت
🔺هممیهن ۲۸ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘نحوه مواجهه بنده با پروندهها و بازداشتهای سیاسی و مطبوعاتی قدری متفاوت از برخوردهای متعارف است. درباره پروندههایی که علیه خودم هم باز شده یا میشود همین رویکرد را دارم. به این معنی که نسبت به اصل پرونده اعتراضی ندارم، این حق دستگاه قضایی است که اگر اتهامی را وارد دید، رسیدگی کند. البته بشرطی که نسبت به همه یکسان و مثل الهه عدالت بدون سوگیری و با چشمان بسته انجام شود.
🔘این حق از کجا آمده؟ از قانون و نه زور. اگر چنین است باید تمامی اجزای قانون، بهطور کامل رعایت شود و اگر نشود، هر گونه پروندهای یا بازداشتی غیرقانونی و خودسرانه تلقی میشود و نامشروع است. درباره همکارمان خانم الهه محمدی هم فارغ از جنسیت ایشان یا اتهام انتسابی تمامی مراحل را تا آنجا که بهخاطر دارم ذکر میکنم.
🔘۱.وی را احضار میکنند و او هم میرود و پس از بازجویی مرخص میشود. تا اینجا مسئلهای نیست.
🔘۲.دوباره او را احضار میکنند، در حال حرکت به سوی دادسرا بوده که وسط راه او را از ماشین همسرش پیاده کرده و بازداشت کرده و با خود میبرند. این قطعا غیرقانونی است.
🔘۳.مدتها را در انفرادی به سر میبرد که با توجه به اتهام مطبوعاتی و اتهامات عادی این کار غیراخلاقی و نارواست. ضمن اینکه بازداشت موقت برای او خلاف است. هیچ نیازی به این کار نبوده، نه بیم فرار دارد و نه بیم امحای مدارک و مستندات جرم احتمالی.
🔘۴.کیفرخواست نوشته به دادگاه میفرستند، خوب طبیعی است که همه چیز در مرحله دادسرا تمام شده، باید تا رسیدگی نهایی با قرار مناسب آزاد شود. این کار نیز نشده است. تمدید حکم بازداشت خلاف قانون و خلاف اخلاق و مروت است و اصولا پس از مدتی غیرقابل قبول است.
🔘۵.دهها هزار نفر را عفو کردند که کمابیش همین اتهام را دارند. حالا اینها را نمیخواهید عفو کنید، مسئلهای نیست، چرا آزادشان نمیکنید؟ چرا هنوز امکان دسترسی کامل به پرونده نیست؟ چرا دادگاهی نشده است؟ این اطاله دادرسی خلاف آشکار قانون است.
🔘با توجه به این نکات و مشکلات دیگر که ذکر آنها نیازمند حضور دقیق در پرونده است؛ به نظر من برخورد با خانم محمدی نمودی از دارا بودن قدرت نیست. قدرت مسئولان آنجایی است که مطابق مُر قانون عمل کنند، اضافه بر آن ضعف است.
🔘اگر اتهام وی خبررسانی است که مسئولیت آن با مدیرمسئول است که بارها پذیرفته و اگر چیز دیگری است، باز هم این نحوه برخورد مجاز نیست. لطفا هر چه زودتر آنان را آزاد کنید.
🔘اگر شما حق دارید که برخورد کنید، مردم نیز حق دارند که از همه حقوق برخوردار شوند. امیدواریم که با الهه محمدی و همه زندانیان همان گونه برخورد شود که چشمان بسته مجسمه الههی عدالت در دادگستری دستور میدهد.
https://t.me/abdiabbas
🔺هممیهن ۲۸ فروردین ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘نحوه مواجهه بنده با پروندهها و بازداشتهای سیاسی و مطبوعاتی قدری متفاوت از برخوردهای متعارف است. درباره پروندههایی که علیه خودم هم باز شده یا میشود همین رویکرد را دارم. به این معنی که نسبت به اصل پرونده اعتراضی ندارم، این حق دستگاه قضایی است که اگر اتهامی را وارد دید، رسیدگی کند. البته بشرطی که نسبت به همه یکسان و مثل الهه عدالت بدون سوگیری و با چشمان بسته انجام شود.
🔘این حق از کجا آمده؟ از قانون و نه زور. اگر چنین است باید تمامی اجزای قانون، بهطور کامل رعایت شود و اگر نشود، هر گونه پروندهای یا بازداشتی غیرقانونی و خودسرانه تلقی میشود و نامشروع است. درباره همکارمان خانم الهه محمدی هم فارغ از جنسیت ایشان یا اتهام انتسابی تمامی مراحل را تا آنجا که بهخاطر دارم ذکر میکنم.
🔘۱.وی را احضار میکنند و او هم میرود و پس از بازجویی مرخص میشود. تا اینجا مسئلهای نیست.
🔘۲.دوباره او را احضار میکنند، در حال حرکت به سوی دادسرا بوده که وسط راه او را از ماشین همسرش پیاده کرده و بازداشت کرده و با خود میبرند. این قطعا غیرقانونی است.
🔘۳.مدتها را در انفرادی به سر میبرد که با توجه به اتهام مطبوعاتی و اتهامات عادی این کار غیراخلاقی و نارواست. ضمن اینکه بازداشت موقت برای او خلاف است. هیچ نیازی به این کار نبوده، نه بیم فرار دارد و نه بیم امحای مدارک و مستندات جرم احتمالی.
🔘۴.کیفرخواست نوشته به دادگاه میفرستند، خوب طبیعی است که همه چیز در مرحله دادسرا تمام شده، باید تا رسیدگی نهایی با قرار مناسب آزاد شود. این کار نیز نشده است. تمدید حکم بازداشت خلاف قانون و خلاف اخلاق و مروت است و اصولا پس از مدتی غیرقابل قبول است.
🔘۵.دهها هزار نفر را عفو کردند که کمابیش همین اتهام را دارند. حالا اینها را نمیخواهید عفو کنید، مسئلهای نیست، چرا آزادشان نمیکنید؟ چرا هنوز امکان دسترسی کامل به پرونده نیست؟ چرا دادگاهی نشده است؟ این اطاله دادرسی خلاف آشکار قانون است.
🔘با توجه به این نکات و مشکلات دیگر که ذکر آنها نیازمند حضور دقیق در پرونده است؛ به نظر من برخورد با خانم محمدی نمودی از دارا بودن قدرت نیست. قدرت مسئولان آنجایی است که مطابق مُر قانون عمل کنند، اضافه بر آن ضعف است.
🔘اگر اتهام وی خبررسانی است که مسئولیت آن با مدیرمسئول است که بارها پذیرفته و اگر چیز دیگری است، باز هم این نحوه برخورد مجاز نیست. لطفا هر چه زودتر آنان را آزاد کنید.
🔘اگر شما حق دارید که برخورد کنید، مردم نیز حق دارند که از همه حقوق برخوردار شوند. امیدواریم که با الهه محمدی و همه زندانیان همان گونه برخورد شود که چشمان بسته مجسمه الههی عدالت در دادگستری دستور میدهد.
https://t.me/abdiabbas
👍191
کارگاه روایتگری در کسبوکار
📍کارگاه روایتگری در کسبوکار به پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی کمک میکند تا با شیوههای تولید محتوا برای رساندن پیام یک برند و کسبوکار به مخاطب آشنا شوند.
📍برخی از مباحث کارگاه:
- علم داستانسرایی ( شیمی احساسات )
- بازاریابی نسل چهارم و عصر جدید
- استفاده از فرمولهای پلاتی در نوشتن برای خلق کشش روایی
- بوم مدل کردن روایت
- مفاهیم نوشتن متقاعد کننده
📍ویژگیهای کارگاه:
نحوه برگزاری: حضوری/آنلاین
مدت زمان کارگاه: ۱۶ ساعت
آموزش پروژه محور در قالب کار گروهی
مخاطبین کارگاه:
✔️ مدیران بازاریابی و مدیران کسبوکارها
✔ فعالین حوزه برندینگ
✔️مدیران محصول
✔️علاقهمندان به حوزه مارکتینگ
✔️دانشجویان و فارغالتحصیلان جویای کار
🔗https://aanco.ir/aansooevents
📞09300142118
📩@AansooAcademy
اینستاگرام آکادمی آنسو
اینستاگرام احسان طریقت
📍کارگاه روایتگری در کسبوکار به پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی کمک میکند تا با شیوههای تولید محتوا برای رساندن پیام یک برند و کسبوکار به مخاطب آشنا شوند.
📍برخی از مباحث کارگاه:
- علم داستانسرایی ( شیمی احساسات )
- بازاریابی نسل چهارم و عصر جدید
- استفاده از فرمولهای پلاتی در نوشتن برای خلق کشش روایی
- بوم مدل کردن روایت
- مفاهیم نوشتن متقاعد کننده
📍ویژگیهای کارگاه:
نحوه برگزاری: حضوری/آنلاین
مدت زمان کارگاه: ۱۶ ساعت
آموزش پروژه محور در قالب کار گروهی
مخاطبین کارگاه:
✔️ مدیران بازاریابی و مدیران کسبوکارها
✔ فعالین حوزه برندینگ
✔️مدیران محصول
✔️علاقهمندان به حوزه مارکتینگ
✔️دانشجویان و فارغالتحصیلان جویای کار
🔗https://aanco.ir/aansooevents
📞09300142118
📩@AansooAcademy
اینستاگرام آکادمی آنسو
اینستاگرام احسان طریقت
👍47
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 درد مشترک: چرا ایران دور خورد؟
▫️ایران روزگاری شاهراه جهان بود، اما پس از عصر شاه عباس این سرزمین عقب افتاد، چرا؟
▫️فرهاد نیلی اقتصاددان، محمد فاضلی جامعه شناس و آرش رئیسی نژاد مدرس روابط بین الملل در برنامهای با عنوان«درد مشترک» به این پرسش پاسخ داده.اند.
▫️جان کلام این نشست را می توان در یک جمله خلاصه کرد: «وقتی جهان پیچید، ایران نپیچید.»
به همین دلیل ایرانیان امروز در خارج از مرزها به عریانی متوجه تفاوت خود با دیگری میشوند.
اما این دیگران چه کردند که ما نکردیم، چطور ایران از نقشه راههای جهان کنار رفت؟
▫️این سوالات و چندین پرسش دیگر در این نشست در قالب قصهای دراماتیک بحث شده است؛ قصه ای به نام درد مشترک.
▫️این قصه به همت شرکت مشاوره مدیریت رهنمان و پادکست دغدغه ایران تهیه شده و از سوی اکوایران پخش میشود .
📺 @ecoiran_webtv
▫️ایران روزگاری شاهراه جهان بود، اما پس از عصر شاه عباس این سرزمین عقب افتاد، چرا؟
▫️فرهاد نیلی اقتصاددان، محمد فاضلی جامعه شناس و آرش رئیسی نژاد مدرس روابط بین الملل در برنامهای با عنوان«درد مشترک» به این پرسش پاسخ داده.اند.
▫️جان کلام این نشست را می توان در یک جمله خلاصه کرد: «وقتی جهان پیچید، ایران نپیچید.»
به همین دلیل ایرانیان امروز در خارج از مرزها به عریانی متوجه تفاوت خود با دیگری میشوند.
اما این دیگران چه کردند که ما نکردیم، چطور ایران از نقشه راههای جهان کنار رفت؟
▫️این سوالات و چندین پرسش دیگر در این نشست در قالب قصهای دراماتیک بحث شده است؛ قصه ای به نام درد مشترک.
▫️این قصه به همت شرکت مشاوره مدیریت رهنمان و پادکست دغدغه ایران تهیه شده و از سوی اکوایران پخش میشود .
📺 @ecoiran_webtv
👍139👎2
Forwarded from اکوایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 جاده پیچید ایران نپیچید
▫️ایران قلب راه ابریشم بود راهی که علاوه بر داد و ستد اقتصادی، مرکز تعاملات فرهنگی و حتی دینی بوده است. اما ایران از یک برهه به بعد از مسیرها کنار گذاشته شد و برای ایرانیان یک وضعیت غیر عادی رخ داد.
▫️این روزها کافی است در نهادهای مالی خارجی متوجه شوند ملیت فرد ایرانی است تا از ارائه خدمات مالی پرهیز کنند.
▫️کشوری که زمانی در کانون تجارت بود امروز سهمی از داد و ستد جهانی ندارد و حتی در مسیر انتقال بار و مسافر هم نیست.
▫️برای یافتن علت این «درد» باید دید چه اتفاقی رخ داده؛ هم در جهان و هم در ایران.
▫️فرهاد نیلی، محمد فاضلی و آرش رئیسی نژاد در سمینار «درد مشترک» سراغ این درد رفتهاند.
▫️سمینار درد مشترک به همت شرکت مشاوره مدیریت رهنمان و پادکست دغدغه ایران برگزار شده است. اکوایران منتخبی از این سمینار را پخش میکند.
@DaneshgooCo
📺 @ecoiran_webtv
▫️ایران قلب راه ابریشم بود راهی که علاوه بر داد و ستد اقتصادی، مرکز تعاملات فرهنگی و حتی دینی بوده است. اما ایران از یک برهه به بعد از مسیرها کنار گذاشته شد و برای ایرانیان یک وضعیت غیر عادی رخ داد.
▫️این روزها کافی است در نهادهای مالی خارجی متوجه شوند ملیت فرد ایرانی است تا از ارائه خدمات مالی پرهیز کنند.
▫️کشوری که زمانی در کانون تجارت بود امروز سهمی از داد و ستد جهانی ندارد و حتی در مسیر انتقال بار و مسافر هم نیست.
▫️برای یافتن علت این «درد» باید دید چه اتفاقی رخ داده؛ هم در جهان و هم در ایران.
▫️فرهاد نیلی، محمد فاضلی و آرش رئیسی نژاد در سمینار «درد مشترک» سراغ این درد رفتهاند.
▫️سمینار درد مشترک به همت شرکت مشاوره مدیریت رهنمان و پادکست دغدغه ایران برگزار شده است. اکوایران منتخبی از این سمینار را پخش میکند.
@DaneshgooCo
📺 @ecoiran_webtv
👍355👎1