دغدغه ایران
55.8K subscribers
1.18K photos
522 videos
149 files
2.58K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
من سیاوش کسرائی
را دیده ام!


محمد حسین کریمی پور

آقای من که شما باشی، روزگار همیشه هم آن روی سگی فابریکش را بالا نمی آورد. لابلای پاچه گیری و‌خشتک درانی ها، گاه گداری، از سر رندی، عسل بکامت می کند. میگی نه؟ تحویل بگیر:

در نمایشگاه تجاری مسکو شرکت کرده بودم. جوانی آمد و بفارسی فاخر، رخصت مذاکره خواست. با مترجم ما، روسی را با لهجه سره مسکوویت صحبت می کرد. روی کارتش نوشته بود : مانلی کسرائی! معلوم بود در مسکو بزرگ شده و فارسی را در خانواده ای اهل فرهنگ و طهرانی آموخته. اما کدام طهرانی الاصل مسکونشینی ممکنست اسمی مهجور و باستانی را بر پسرش نهد؟ شاید کسی که عاشق نیما یوشیج و قصه مانلی باشد!

در تمام یکی دو ثانیه ای که شرلوک هلمز وار به تحلیل ذهنی سرگرم بودم، نام فامیل او روی کارت ویزیتش، همانجا جلوی چشم های بابا قوری بی صاحابم بود: کسرائی!
بالاخره دوگوله مبارکه بکار افتاد: سیاوش کسرایی!
فراری های حزب توده!
لامصب، اینجا مسکوست!

تقریبا داد زدم : “شما پسر سیاوش هستید؟” مردجوان ، محجوب و‌طبعا آزرده پاسخ داد: “بله! ایرادی که ندارد؟”
ایراد داشت. به این سوی چراغ ، سر تا پایش ایراد بود. مراوده با کس و‌کار یک عضو‌ سابق دفتر مرکزی حزب توده برای یک جوانک حزب الهی کله خراب، خود ایراد بود. اما آنکه آنجا ایستاده بود، پسر سراینده آرش بود.
.. آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست
گر بیفروزیش،
رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموشست
و ‌خاموشی گناه ماست!..

من با جادوی این شعر، بزرگ شده بودم. قهرمان دنیای پسرانه نسل من، آرش بود. یعنی می شد شاعر را دید؟ و‌با او سخن گفت؟ و قیامت آرش را از زبان خود ساحر کبیر شنید؟
درست مثل شیخ پارسایی که دل و‌ دین به غمزه چشم سیاهی باخته باشد، بدون لحظه ای تردید، پاسخ دادم : “چه ایرادی؟ بفرمایید.”

قصه درازست. با مانلی قرارداد بستم و‌در کمال مرد رندی، خودم را به خانه شان، دعوت کردم. مودب تر از آن بود که امتناع کند.در آن دو سه دیدار، در آن آپارتمانی که پنجره هایش رو به انبوه درختان فروزنسکایا گشوده می شد چه بر من گذشت، بماند! سیاوش و همسرش با آدم زمخت پر مدعای کم دانی مثل من، پذیرا، فروتن و‌مهربان بودند. راستش بعدها فهمیدم، انگاری آنها را یک جوری یاد طهران عزیزشان می انداخته ام. حالا یاد کدام بخش طهران؟ روم سیاه. دانشگاه، کتابخانه ملی، کافه نادری، تجریش و‌ تئاتر شهر نبوده حکما! اما بکار یادآوری سد اسمال، بیخ دیفالی، آب زرشک، معرکه گیری و‌اتوبوس دو طبقه که می آمدم.

از کسرائی یاد گرفتم ایرانیانی با عقاید مختلف ، وقتی در دامن “مادر ایران” بنشینند، چیزهای خوب مشترک زیادی دارند. با آنها نشستم . فردوسی و ناصر خسرو و سعدی و‌حکمت خسروانی و قابوسنامه و نیما و صد چیز خوب ایرانی بما پیوستند.
بزمی شد مصفا چنانکه افتد و دانی.

خانم کسرایی، مودبانه توصیه کرد از بستنی خانگی نخورم. با نگرانی گفت: “چیزی به بستنی می زنم که کمی الکل دارد. شما احتمالا اجتناب می کنید.” یاد گرفتم به دیگران، عقاید و‌نگرانی هایشان از صمیم قلب باید احترام نهاد.

شوروی و بلوک شرق فروریخته بود. سیاوش هم دست در دست تاریخ، از تجربه کمونیسم توتالیتر عبور کرده بود. صادقانه و فروتنانه از یافته ها و‌تجدید نظر هایش می گفت. هنوز عمیقا چپ بود. به شیوه خاص خودش چپ عدالتخواه و عمیقا نگران مردم. ما کمتر از سیاست گفتیم. تناسبی بین قد و دانش او و‌ کوتاهی من نبود تا دیالوگی جدی در گیرد. اما کریمانه از ایران و از شعر و ادب با من گفت. اینها حیطه هاییست که ما عوام با خدایان سخن، همزبانی داریم.
خانه شان پر بود از دلتنگی برای ایران و‌طهران. هر ذره سخن در مورد ایران و تحولات فکری و ادبی میهن را می بلعید. بعضی قسمت های نقشه طهران که بدیوار نصب شده بود، پاک شده بود. از بس زن و‌شوهر، با انگشت روی مسیر کوچه و‌خیابانهای خاطرات جوانی گشته بودند.

کاش می شد هر کدام از ما ۸۰ میلیون کله گنده ای که مرغمان یک پا دارد، ساعتی با سیاوش خلوت می کردیم. شاید می توانست نشانمان دهد هنوز، در “ایران” مشترکیم. این، کم میراثی نیست. هنوز می شود در دامان مهر “ننه ایران” نشست و آدم وار گفت و شنید و مهربانی کرد‌ و‌ خرمی دید و آموخت و خراب نکرد و آباد کرد. نکند دامان مادر را آتش بزنیم، ما بچه های تخس ایران!

https://t.me/M_H_Karimipour
👍461👎2
درباره پلمب واحدهای صنفی


همیشه کار کردن در ایران دشوار بوده اما کسب و کارها اعم از خرد و کلان، در شش سال گذشته گرفتار انواع مشکلات شده‌اند و ضمن این‌که روز به روز ضعیف‌تر می‌شوند، چشم‌انداز روشنی پیش روی خود نمی‌بینند.
در چنین شرایطی، تنش‌ها و نااطمینانی‌های داخلی هم به زمین کسب و کارها کشیده شده‌اند و در عین حال از ناحیه بی‌ثباتی اقتصاد کلان، رکود و تورم نیز از میزان مصرف کاسته و خلاصه این‌که کسب و کارها در شرایطی قرار دارند که از همه نظر در چند دهه گذشته بی‌سابقه است.

فشار سنگینی که این روزها به کسبه و بازاریان وارد آمده به حدی است که خیلی از آنها ناچار شده‌اند کسب و کار خود را رها کنند. به تعبیری، این فشارها حتی از زمان جنگ هم شدیدتر است. در چنین فضایی کار کردن بسیار مشکل است.
در کنار این همه گرفتاری‌ها تنش شدید درباره پوشش خانم‌ها نیز به زمین کسب و کارها کشیده شده و هرکس بدون توجه به مقام و مسوولیتی که دارد به خود اجازه می‌دهد کسب و کارهای مردم را تعطیل کند. ظاهرا برخی از مقامات فکر می‌کنند مغازه‌دار و تاجر و سرمایه‌گذار هم کارمند دولت هستند که هر چه بگویند باید عمل شود.

سوالم از آقایان این است که تا امروز یک سوپر مارکت کوچک را اداره کرده‌اید؟ تا امروز پشت دخلی نشسته‌اید؟ می‌دانید این روزها که اقتصاد از بی‌ثباتی رنج می‌برد و جامعه مستعد تنش‌های تازه است، اداره یک فروشگاه کوچک چقدر سخت است؟ می‌دانید تأمین سرمایه برای یک کارگاه کوچک چقدر سخت است؟ چطور به خودتان اجازه می‌دهید کسب و کار مردم را تعطیل کنید؟


اگر با وجود اتفاقات تأسف‌بار و پر هزینه‌ای که سال گذشته رخ داد، همچنان اصرار دارید که خانم‌ها مطابق میل شما لباس بپوشند، چرا از کسبه می‌خواهید دستورات شما را اجرا کنند؟ این بازی برای کسب و کارها دو سر باخت است؛ اگر به حرف حکومت گوش کند و تذکر حجاب بدهد، مردم تحریمش می‌کنند و اگر بگوید به من ربطی ندارد، حکومت تعطیلش می‌کند. این یک بازی غیر منصفانه است که در هر شکل، اهالی کسب و کار بازنده آن خواهند بود.

گذشته از همه این‌ها، پلمب واحدهای صنفی به خاطر حجاب، مغایر با قانون اساسی است.
اصل چهل و ششم قانون اساسی می‌گوید هیچکس نمی‌تواند امکان کسب و کار را از‌ دیگری سلب کند. شما اگر با پوشش فردی مشکل دارید، قانونی تصویب کنید و مجریان را موظف کنید که آن را اجرا کنند. یا قانون اساسی را تغییر دهید. این که امام جمعه‌ای رأسا دستور به تعطیلی فروشگاه‌ها بدهد، نه تنها خلاف قانون است که فلسفه وجودی قوه قضائیه و نیروی انتظامی را هم زیر سوال می‌برد.

نکته تأسف‌بار این است که در چند دهه گذشته، بازاریان اگر مشکلی پیدا می‌کردند، برای حل مسأله خدمت علما و روحانیون معظم می‌رسیدند، چه اتفاقی رخ داده که روحانیون برای تنبیه و تعزیر بازاریان به مجمتع‌های تجاری می‌روند و حکم تعطیلی کسب و کارها را می‌دهند؟

امیدوارم ساختار سیاسی متوجه وخامت اوضاع شود و در منازعات خود با بخش‌هایی از جامعه، پای کسب و کارها را به میان نکشد.

چرا باید فروشگاه‌ها یا رستوران‌ها را به خاطر پوشش خانم‌ها تعطیل کنند؟ آیا قانونی وجود دارد که چنین اجازه‌ای بدهد؟

☑️محسن جلال‌پور

@mohsenjalalpour
👍345👎3
اثرگذاری تولید محتوا را بر اساس تجربه شخصی دریافته‌ام. این هم یکی از راه‌های تغییر دادن جهان است.

@fazeli_mohammad
👍404
◻️ مرکز پژوهش‌های مجلس دربارۀ اثر برداشت بی‌رویۀ آب‌های زیرزمینی بر فرونشست زمین هشدار داد:

🔻سفره‌های خالی، زمینِ فرونشسته

🔷براساس داده‌های ســازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور تقریبا برای تمام استان‌های کشور در سال ۱۳۹۸، پدیده فرونشست گزارش شده است.

🔷از میان مجموع ۶۰۹ دشت مطالعاتی کشور که شماری از آنها (دشت‌های ممنوعه بحرانی با تعداد ۱۳۴ دشت) دچار فرونشست زمین شده‌اند، ۴۲۰ دشت به‌عنوان ممنوعه و ممنوعه بحرانی قلمداد می‌شود. تعداد دشت‌های ممنوعه برابر ۳۱۷ دشت در سال ۱۳۹۲ بوده است.

🔷آبخوان‌های ایران در سال ۱۴۰۱ با کسری حدود ۱۴۳ میلیارد مترمکعب روبرو بودند که همین موضوع، باعث شد تا فرونشست زمین در بسیاری از مناطق کشور گزارش شود./#پیام_ما

#محیط_زیست #فرونشست

@payamema
👍85
Forwarded from برگ برگ
📚معرفی کتاب ظلمت در نیمر‌وز

📚خواندنِ رمان ظلمت در نیمروز، صعود از یکی از قله‌هایِ رفیعِ ادبیات سیاسی است. کوستلر به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توان رمان سیاسی نوشت؟ چطور می‌توان رمانی نوشت که هم رمان باشد هم سیاسی. ظلمت در نیمروزِ کوستلر دعوتی است آشکارا به سیاسی نوشتن منهایِ شعاری نوشتن. به تفکری جدی در نسبتِ سیاست، تاریخ و عاملیتِ انسانی. درواقع پرسش اصلیِ کوستلر، برآمده از ایستادن بر سر دوراهی مهمی است که بسیاری از روشنفکران قرن بیستم بر سر آن قرار گرفتند. این پرسش که کدام یک اصالت دارد؛ تاریخ یا انسان؟ به سخنی دیگر، ارادة تاریخ مهمتر است یا ارادة انسان؟

✍🏻نویسنده متن معرفی: علی بیغش

📚رمان ظلمت در نیمروز در سال ۱۳۹۲ توسط مترجم بنام مژده دقیقی ترجمه شده و اکنون به چاپ دهم رسیده است. کتاب در ۲۴۵ صفحه و قطع رقعی و جلد شومیز به قیمت ۷۵ هزار تومان توسط نشر ماهی روانة بازار شده است.

لینک خرید کتاب
👍97
Forwarded from احمد میدری
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات با همکاری مرکز آموزش علمی کاربردی خانه کارگر برگزار می‌کند:

⭕️تحولات اقتصادی اجتماعی و مسائل کارگران

سخنرانان:
دکتر هادی خانیکی (رئیس انجمن)

دکتر احمدی میدری (اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه)

دکتر نوح منوری (جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه)

حسن صادقی (رئیس اتحادیه بازنشستگان جامعه کارگری)

علیرضا حیدری (نماینده کارگران در شورای عالی کار)

مریم سنجری (رئیس شورای اسلامی کار و کارگر نمونه)

زمان: دوشنبه ۱۱ اردیبهشت۱۴۰۲، ساعت ۱۳ الی ۱۵

مکان:
خیابان طالقانی، بعد از تقاطع ولی‌عصر، روبروی بورس کالا پلاک ۴۴۰، مرکز علمی کاربردی خانه کارگر

لینک ورود به جلسه انجمن:

https://www.skyroom.online/ch/irancsca/office

لینک ورود به جلسه مرکز علمی کاربردی خانه کارگر :

http://skyroom.online/ch/khanehkargar/neshaste-tahavolate-ejtemaei-eghtesadi-va-masaele-karegari

@irancsca

@meidari
👍30👎2
👍306👎2
درباره پایان دادن به قرارداد دکتر علی سرزعیم در دانشگاه

از پارسال می‌دانستم که قرارداد علی سرزعیم در دانشگاه را تمدید نکرده و به کارش پایان داده‌اند. نمی‌خواست رسانه‌ای شود، درست هم بود. تازه از دست دانشگاه مدل جدید راحت شده بود. اظهار تأسف کردم برای دانشگاه و به خودش تبریک گفتم.

خودش هم گفته و من هم فکر می‌کنم موضوع سیاسی نیست، بلکه احتمالا عاقبت حسادت کوچولوهای دانشگاهی است.

هر چه هست خیر باشد. حالا فرصت دارد بیشتر کار علمی کند، کتاب‌های تألیف و ترجمه بیشتری پدید آورد، بیشتر به زندگی شخصی بپردازد و از توانایی ذهنی و علاقه‌اش به توسعه ایران، بهره‌ها خلق کند.

‏دو کتاب «اقتصاد برای همه: تشریح مفاهیم اقتصاد کلان به زبان ساده» و «بینش اقتصادی برای همه: تبیین مفاهیم اقتصاد خرد به زبان ساده» نوشته ‎#علی_سرزعیم را خواندم و یاد گرفتم، به هر کسی هم پیشنهاد کردم، بعداً تشکر کرده است.

#دغدغه_ایران #محمد_فاضلی

@fazeli_mohammad
👍294👎1
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، مرکز آموزش علمی کاربردی خانه کارگر و دبیرخانه مقابله با فقر و نابرابری آموزشی برگزار می‌کند:

📍عنوان: تحولات اقتصادی اجتماعی و مسائل معلمان

📌سخنرانان:

🔸 علی‌اصغر فانی (وزیر اسبق آموزش و پرورش)

🔸 احمد میدری (اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه)

🔸 سبحان یحیایی (جامعه‌شناس)

🔸 طاهره نقی‌ئی (دبیر کل سازمان معلمان)

🔸 رضا امیدی (پژوهشگر سیاست‌گذاری اجتماعی)

زمان: سه‌شنبه، ۱۲ اردیبهشت، ساعت ۱۲ الی ۱۴

 
نشانی:
خیابان طالقانی، بعد از تقاطع ولی‌عصر، پلاک ۴۴۰، مرکز علمی کاربردی خانه کارگر

لینک حضور : https://www.skyroom.online/ch/irancsca/office

@mashghemaa
mashghma.ir
👍40👎1
توسعه در تله سیاست- دشواری برون‌رفت

قسمت دوم گفت‌وگو با حسین درودیان درباره چشم‌انداز اقتصاد ایران به زودی منتشر می‌شود.

چرا توسعه و ارتقا به دیوار سفت خورده است؟

شنیدن در کست‌باکس

Https://hamibash.com/dirancast

@dirancast_official
👍53
Forwarded from کاتالاکسی
نبرد با ابر تورم: مورد بولیوی

این روزها با داغ شدن موضوع تورم و ارائه راهکارهای مختلف توسط کارشناسان بد نیست به تجربه یکی از کشورهای درگیر با تورم در قرن گذشته بپردازیم. بولیوی کشوری در آمریکای جنوبی محصور بین سلسه جبال آند در غرب و جنگل‌های بارانی در شرق با حدود 11.6 میلیون جمعیت و وسعتی بالغ بر 1.1 میلیون کیلومتر مربع.

در اواسط دهه 1980، بولیوی با نرخ تورم فوق العاده‌ای دست و پنجه نرم می کرد در این دهه تورم به رقم خیره کننده 20000 درصد رسیده بود. وخامت اوضاع به قدری بود که قیمت یک بلیط سینما برای افراد ابتدای صف و انتهای صف متفاوت بود.

در طول دوره تورم شدید در بولیوی در اواسط دهه 1980، این کشور با بی ثباتی سیاسی نیز دست و پنجه نرم می‌کرد و شرایط سیاسی آشفته‌ای را پشت سر می‌گذاشت. در سال 1980، دولت نظامی بولیوی سرنگون شد و گذار به دموکراسی آغاز شد.
در سال 1982، هرنان سیلس زوآزو به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، اما او با چالش‌های مهمی در مدیریت بحران اقتصادی کشور، از جمله تورم فوق العاده، مواجه شد. در سال 1985، در میان افزایش نارضایتی عمومی، او مجبور به استعفا شد و یک نظامی، حکومت را به دست گرفت.

با این حال، حکومت نظامیان نیز کوتاه مدت بود و در اوت 1985، دولت غیرنظامی تازه منتخب ویکتور پاز استنسرو به قدرت رسید. در دولت او بود که سیاست اقتصادی جدید (NEP) اجرا شد که در تثبیت اقتصاد و پایان دادن به تورم، فوق العاده موفق بود.

ویکتور پاز استنسرو یک شخصیت سیاسی برجسته در بولیوی بود که پیش از آن در دهه‌های 1950 و 1960 رئیس‌جمهور بولیوی شده بود. او عضو حزب جنبش ملی گرایی انقلابی (MNR) بود که در دهه 1940 تأسیس شده و در آن زمان یکی از نیروهای سیاسی غالب در بولیوی بود.

دولت Paz Estenssoro چندین اصلاحات اقتصادی و اجتماعی مهم را در طول دوران تصدی خود اجرا کرد، از جمله سیاست اقتصادی جدید برای مقابله با تورم. او همچنین مدافع جدی اصلاحات ارضی با هدف توزیع مجدد زمین بین فقرای روستایی بود.

وزیر خزانه داری در آن زمان، خوان کاریاگا، که توسط دولت تازه منتخب ویکتور پاز استنسورو منصوب شد اقتصاددانی معتبر بود که قبلاً برای صندوق بین المللی پول (IMF) کار می کرد.

اولین اولویت کاریاگا کاهش کسری بودجه بود که یکی از عوامل اصلی تورم به شمار می‌رفت. او برای دستیابی به این هدف، مجموعه‌ای از اقدامات از جمله کاهش هزینه‌های دولت، حذف یارانه‌ها، مسدود کردن حقوق بخش‌های دولتی و وضع مالیات سنگین بر ثروت را اجرا کرد.

یکی از مهم‌ترین اقدامات Cariaga، رویکرد جدیدی در مدیریت بودجه با هدف متعادل کردن بودجه به صورت روزانه بود. به نحوی که وزارت دارایی فقط به میزان درآمد مالیاتی جمع‌آوری‌شده در روز قبل اجازه داشت هزینه‌ کند. با این شیوه تا اطمینان حاصل می‌شد که مخارج دولت در محدوده منابع موجود بوده و خطر ایجاد فشارهای تورمی جدید کاهش خواهد یافت.

سیاست مهم دیگر کاریاگا، تجدید ساختار بدهی عمومی بولیوی بود. او با طلبکاران بین المللی برای تغییر زمان پرداخت بدهی کشور مذاکره کرد که به کاهش بار پرداخت بدهی و آزادسازی منابع برای سایر اولویت‌ها کمک کرد.

دولت همچنین بسیاری از شرکت‌های دولتی را تعطیل کرد که منجر به از دست دادن مشاغل و کاهش خدمات دولتی شد. این اقدامات هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی داشت و بخش‌های مختلف جامعه را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار داد.
حذف یارانه‌ها منجر به افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند مواد غذایی و سوخت شد و بیشترین ضربه را به فقرا وارد کرد. تعلیق حقوق بخش دولتی به این معنی بود که بسیاری از کارگران شاهد کاهش درآمد واقعی خود بوده و تامین هزینه های روزانه خود را برای آنها دشوار می کرد. کاهش ناگهانی حجم پول نیز شوک قابل توجهی به اقتصاد وارد کرد و تأثیر اقدامات دولت را تشدید کرد.
هزینه های اجتماعی سیاست جدید اقتصادی بسیار زیاد بود و اعتراضات خیابانی شدیدی به همراه داشت. با این حال، علیرغم ناآرامی‌ها، دولت تعهد خود را به برنامه ضد تورمی حفظ کرد. موفقیت این سیاست در عرض یک ماه آشکار شده و تورم متوقف شد.

این برنامه کاهش 5 درصدی تولید ناخالص داخلی را به همراه داشت با این حال، مزایای بلندمدت ثبات اقتصادی و کاهش تورم برای توسعه اقتصادی آینده کشور و انضباط مالی و ایجاد اعتبار نزد طلبکاران بین المللی از نتایج آن بود.

https://t.me/Catalax
👍186👎3