دغدغه ایران
55.8K subscribers
1.18K photos
521 videos
149 files
2.58K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
درباره کودتای ۲۸ مرداد، قبل و بعد از آن

مجموعه نوشتارهایی درباره مصدق، نفت، ملی شدن و ... که برای فهم تاریخ از زوایای مختلف خوب هستند.

معنی بازنشر، موافقت با همه محتوای مطالب نیست، اما مطالب قابل تأمل بسیار است. 👇👇

https://t.me/jenabegav/1176
👍83👎18
Audio
اپیزود نودویکم پادکست دغدغه ایران
 
خشونت و نظم‌های اجتماعی – بخش سوم
 
بخش سوم از شرح کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» نوشته نورث، والیس و وینگاست، با شرح نمونه‌ای از تحول در نظم دسترسی محدود در بریتانیا از حالت شکننده تا بالغ، و تغییرات در قانون زمین این کشور آغاز می‌شود و با شرح ویژگی‌های «نظم دسترسی باز» به پایان می‌رسد.
 
شماره کارت برای مشارکت در طرح ۱۰۰ میلیون تومان هدیه کتاب
6037998141452853
 
حمایت از پادکست
 
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
 
خرید کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی»
ده درصد تخفیف با کد diran10
 

موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
 
Email: dirancast@gmail.com
 
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
                                
تاریخ انتشار
شهریور هزار و چهارصدودو
 
@dirancast_official
👍61👎1
📝 بر سر شاخه نشستن و بن بریدن


✅ میلاد عظیمی، جواد بشری، وحید عیدگاه طرقبه و... از استادان فاضل، خوشنام و خوش‌آتیه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، در نیمسال تحصیلی آتی از تدریس محروم شده‌اند. بهتر است دقیقتر بگویم دانشجویان این دانشکده از تدریس این استادان عالیقدر محروم گشته‌اند. چرا؟ هیچ کس دلیل آن را نمی‌داند. این عزیزان نه فعال سیاسی‌اند و نه در انجام وظایف آموزشی و پژوهشی خود کوتاهی کرده‌اند. ضمن اینکه افرادی بسیار متدین، ایران‌دوست و در کار خود بسیار متخصص و متبحرند. آثار علمی این همکاران در سال‌های گذشته در جشنواره‌های مختلف ملی مانند جایزه کتاب سال حائز رتبه‌های برتر شده‌ است. اقبال دانشجویان به کلاس‌های درس ایشان نیز چشمگیر بود. استاد استادان دکتر شفیعی کدکنی همواره حمایت و پشتیبانی از این استادان جوان را به ما توصیه می‌کردند. حالا با یک تصمیم شخصی این عزیزان از تدریس محروم شده‌اند.
✅ به عنوان یکی از اعضای هیئت رئیسه سابق دانشکده ادبیات و علوم انسانی عرض می‌کنم از دست دادن چنین استادان شایسته‌ای خسارت بزرگ به دانشکده و دانشگاه تهران است. چند سال دیگر باید طول بکشد تا چنین سرمایه‌هایی تربیت بشوند و در زمانی که باید ثمر بدهند، با اعمال سلایق شخصی کنار گذاشته شوند. این عزیزان می‌توانند سالیان سال جوانان علاقمند به زبان و ادبیات هویت‌بخش کشورمان را از چشمه علم و فضل خود سیراب کنند. 
✅ امیدوارم با درایت مسئولان عالی دانشگاه از این اتفاق سراسر ضرر و خسران جلوگیری بشود و در ترم آینده همچنان دانشجویان عزیز از فضل و دانش این استادان متخصص و متعهد بهره‌مند باشند. 

حسن حضرتی
عضو هیئت رئیسه سابق دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران   

🆔@Hassanhazrati50
👍257👎5
پادکست دغدغه ایران را می‌توانید از اپلیکیشن کستباکس، با امکانات بیشتر، بدون فیلتر و با کنترل بر سرعت پخش صدا بشنوید.

شنیدن از کستباکس

@fazeli_mohammad
👍81👎1
سخن درست بگویم، نمی‌توانم دید
که «غم» خورند «رفیقان» و من نظاره کنم
✍️عباس کاظمی

✴️ نمی‌دانم در این لحظات رنج‌آلود چه بنویسم. این‌روزها هربار که می‌نویسم، مطلب را نیمه‌کاره رها می‌کنم. درواقع، مدت‌هاست که نمی‌توانم نوشتاری را به سرانجام برسانم، شبیه بنایی نیمه‌کاره شده‌ام که به حال خود رها شده اما وانمود می‌کند که اوضاع عادی است و کارها در حالِ انجام: دست‌وپازدن برای دوری از ویرانه‌شدن!
من دربارۀ سرنوشت تلخ و رنج‌های خودم از بیرون‌رانده‌شدن از دانشگاه تهران هرگز ننوشتم. آن زمان با خودم گفتم تجربۀ من چه اهمیتی دارد وقتی که این‌همه آدم هستند که صدایشان در ویرانه‌های زندگی مدفون شده است؛ اما اکنون‌که هرروز صدای لرزان هریک از همکارانِ در معرض تهدید به اخراج یا اخراج‌شده را می‌شنوم‌، نظرم تغییر کرد. برخی همکارانم با دیدن نشانه‌های اخراج، به امیدِ ماندن، در لاک خود فرورفتند، سکوتی سرد همراه با درد، رنج و اضطراب را تحمل می‌کنند، و اغلب آنهایی‌ که اخراج شدند صدایی ندارند! حتی ممکن است هیچ‌گاه نامشان در رسانه‌ها آورده نشود. این روزها زیاد می‌شنوم این ناله‌های نهان را؛ یکی قلبش درد گرفته راهی بیمارستان شده، دیگری افسرده شده، آن دیگر دچار اضطراب شدید و آن دیگری بیماری خودایمنی و...
🔸 معلمان دانشگاه، خود ازطریق سازوکارهای تحقیرکننده استخدام می‌شوند. برخی اوقات مناسک تحقیر را از رده‌های بالاتر از خود تجربه می‌کنند و با انبوهی از درس و کلاس‌ها با دستمزد اندک و موقعیت شغلی بی‌ثبات روزگار می‌گذرانند. شیوۀ استخدام استادان و کار در دانشگاه، مانند ایستادن روی یک بند است، درحالی‌که همیشه چشمت به پایین خیره شده است. این روزها اینکه تا کی در دانشگاه اجازۀ تدریس دارید، دغدغۀ اغلب استادان است (الا متقلبان خاموش).
❇️ اخیراً دوستی، با استاد بزرگوارم نیک‌گوهر گفتگویی داشت. او هنوز رنج‌هایش از تجربۀ اخراج از سال‌های ابتدایی دهۀ ۶۰ کنارش بودند و داغ‌هایش تازه می‌نمودند. دردها اگر به کلمه تبدیل نشوند، جای زخمشان همیشه می‌ماند. بااین‌حال، مردانی چون نیک‌گوهر اگرچه الگوی ایستادن و کارکردن برای همۀ ما هستند اما باید اعتراف کنیم که ما جماعت علوم اجتماعی، وظیفۀ خودمان را برای بودن و ماندن در کنار آنها فراموش کرده بودیم.‌
زمانی که در اواخر دهۀ ۸۰ خیلی از استادان را از دانشگاه به بیرون روان می‌کردند، این‌همه آگاهی که امروز وجود دارد نبود. آنها جماعتی کوچک و تنها بودند و چونان جزامیان از این شهر به آن شهر و از این کشور به آن کشور معلق بودند. من نظاره‌گر آوارگی برخی از آنها از نزدیک بودم. هیچ آدمی در شهر  و دیار خود غریب نباشد! تنهایی یکی از بزرگ‌ترین دردهای ما بعد از اخراج بود.
⚠️ اکنون خیل عظیمی از دانشمندان ما در علوم انسانی، قربانی تبعیض و بی‌انصافی‌های سیاسی و گاهی قبیله‌ای قرار می‌گیرند. آنها ممکن است دوست داشته باشند در لاک خود فروروند. نسل ما، رنج‌هایمان را به بیماری و درد بدل کرده است. لطفاً شما این رنج‌ها را در خود مدفون نکنید؛ به نوشتار درآورید. کلمات شفابخش‌اند؛ دردها را از روحتان بیرون می‌کشند و دیگران نیز با شریک‌شدن در آن، از دشواری‌های پیش‌رویتان می‌کاهند. دوستان آوارۀ من! نوشتن درمان است، جان است، اما تحمل درد و سکوت، درد بی‌امان است.
⬅️با خودم اندیشیدم که چه کمکی به شمایان می‌توانم بکنم. می‌توانم راه‌های رفته و نرفتۀ خودم را با شما قسمت کنم. می‌توانم به شما بگویم بیرون‌آمدن از دانشگاه، مانند خروج از جزیره‌ای است که گویا منفصل از جامعه بوده‌اید. اینک به جامعه خوش آمدید. روشن است که ازنظر من ماندن در دانشگاه یک ضرورت است برای امیدوارنگاه‌داشتن نسل جدید اما اگر چنین نشد، دست از امیدواری و امیدوارکردن برندارید.

♦️چند روز پیش، با دو رفیق سرشار از رنج و اضطراب صحبت کردم. با خود اندیشه کردم که کاش می‌شد به همۀ شمایان گفت که چقدر باید در این لحظات پرالتهاب، قوی بایستید و از سیاست‌های شکننده‌ای که قرار است شما را به ویرانه بدل کنند دوری گزینید. کسانی هستند که شما را ویران می‌خواهند. آبادی باشید که روبروی ویرانه لبخند می‌زند.
⚠️برخی از استادانی که اخراج می‌شوند، بسیار تحسین و تکریم می‌شوند، به چشم دانشجویان، قهرمانانی بی‌همتا جلوه‌ می‌کنند، گاهی خود باور می‌کنند که قهرمان‌اند و دست به کارهایی نااندیشیده می‌زنند. شما قهرمان نیستید! این، علوم انسانی است که قهرمان است. اوست که چونان خورشیدی بر جامعه‌ روشنایی افکنده و بر دل اهالی قدرت ترس. زود است که از یادها می‌روید. این سلام‌وصلوات‌ها به خاطره تبدیل می‌شوند، باید فکری برای زندگی خود بکنید. این پرسش مهم به میان ما می‌آید که بعد از اخراج،اغلب اهالی علوم انسانی که بی‌پشتوانه‌اند چه باید بکنند؟ اگر بنویسید و ایده‌هایتان را به اشتراک بگذارید، کمک بزرگی به یکدیگر می‌کنید.

@varikazemi

🆔 @irancsca
👍182👎6
کاش این نوع واقع‌بینی تکثیر شود. شاید طرحی نو درانداختند.
@fazeli_mohammad
👍281👎1
🔲⭕️در ژاپن اعداد خجالت نمی‌کشند! مقایسه ایران و ژاپن

در ژاپن هر کسی دیپلم داره، مفاهیم اولیه آمار رو به صورت کامل بلده و می‌تونه با نرم‌افزارهای تحلیل آماری کار کنه و نمودار و تحلیل براش کار ساده‌ایه. از سوم ابتدایی تا دیپلم، از دانشکده‌های فنی تا دانشکده‌های علوم سیاسی، حقوق و روانشناسی، حداقل نصف وقت افراد صرف آمار، تحلیل و مدل‌سازی ریاضی پدیده‌ها و رویدادها می‌شه. حتی یک میوه‌فروشی کوچیک محلی هم برید، طرف از کشو چندتا برگه پر از جدول و نمودار درمیاره و می‌گه مثلا فروش گوجه گیلاسی بعد از کرونا، سی درصد کمتر شده، یا نسبت به قبل، مردم بیشتر اول صبح خرید می‌کنن! و بعدش طبق چیزی که به دست آورده برنامه‌ریزی کاری آینده رو انجام می‌ده.
در ژاپن ریزترین مسائل هم به صورت آماری بررسی می‌شن. مثلا مدرسه‌ای که من درس می‌دم، هر ماه یه نمودار بهمون می‌دن که چند درصد از کسانی که کلاس آزمایشی میان، واقعا برای ثبت‌نام برمی‌گردن و هر معلم چند درصد در جذب شاگردان آزمایشی موفق بوده.
متاسفانه آمار در ایران بسیار ضعیف و نحیفه. خود من بارها در این دام افتادم که مثلا تو لابراتوار گفتم عه چه جالب ایران هم همین طوره! بعد استادم ذوق زده گفته برو آمارشو بیار که با ژاپن مقایسه کنیم! بعد من رفتم دست از پا درازتر برگشتم که ببخشید از بیخ آمارشو نداریم یا صدتا مرکز حرفای مختلف زدن و همدیگه رو نقض کردن!!
نه فقط تو نکات منفی، که در موارد مثبت مثل موفقیت‌ها هم اگر کشور آمار درستی ارائه می‌کرد، این همه دست دیگران برای شایعه‌سازی باز نبود.
وقتی یک کشوری مثل ژاپن آمار دقیق کوچک‌ترین مشکلاتش رو درمیاره، بعد میاد با سروصدا اعلام می‌کنه، مثل دزدیده شدن سه عدد دوچرخه طی یک سال گذشته در شهر کیوتو، یا اطلاعیه‌های بیشمار پلیس در منطقه ما که یک فرد مزاحم پیدا شده که خانمی که داشته تو بالکن لباس پهن می‌کرده رو دید می‌زده، به همه اعلام کردن اگر آدم مشکوک چشم‌چران دیدین فورا با پلیس تماس بگیرید.
اگر چنین آمارهایی رسما و با سروصدا اعلام می‌شه، کاملا قابل استناده و پلیس و دولت برای اطلاع‌رسانی عمومی این کارو می‌کنن. این به معنای غرق شدن جامعه در دزدی و فساد نیست مثلا. به معنای اینکه «ببین دیگه چه خبره که خودشونم می‌گن» نیست!!

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی
آنچه خواندیم از زینب بهرامی است که همزمان در ژاپن هم دانشجوی دکتراست و هم معلم مدرسه بزرگسالان. چهار نکته کلیدی و مهم:

◻️«در ژاپن عدد محترم است.» اول آن که عدد تولید می‌شود؛ آن هم مستمر، منظم و با کیفیت. در کشوری که عدد وجود دارد دیگر نمی‌توان گفت که همه مردم از این طرح راضی‌اند! یا نمی‌شود گفت که شرایط بهتر یا بدتر شده است یا نمی‌توان گفت که عملکرد ما نسبت به قبلی‌ها بهتر بوده است، مگر اینکه همراه با یک فکت آماری قابل اطمینان باشد. دیگر کشور با حدس و گمان و حرفِ روی هوا اداره نمی‌شود.

◻️«در ژاپن اعداد خجالت نمی‌کشند!» هر واقعیتی که لازم باشد اندازه‌گیری و افشا می‌شود. در ایران اما اصل بر آبروداری است. به همین خاطر است که ما یعنی عموم جامعه و تحلیل‌گران، اطلاعات دقیقی در مورد تعداد دقیق ایرانیان خارج از کشور، میزان فرار سرمایه، میزان رضایت جامعه از حاکمیت و روسپیان خیابانی و غیرخیابانی نداریم. چرا چون در ایران اعداد خجالت می‌کشند! ما ترجیح می‌دهیم ندانیم تا اینکه بدانیم و شرمگین باشیم. ما اعداد را انکار می‌کنیم. ما ترجیح می‌دهیم اعداد را دفن کنیم!

◻️در ژاپن عدد نه تنها محترم است که «عدد به اشتراک گذاشته می‌شود.» در رسانه و اخبار هم پیوسته نمودار، رقم و آمار ارائه می‌شود و نه کلی‌گویی. اعداد در ژاپن امنیتی نیستند؛ دارایی ملی‌اند. مبنای مفاهمه‌اند. اعداد تولید می‌شوند تا بهبود حاصل شود نه اینکه مبنای اداره افکار عمومی باشد! چگونه؟ بخشی از آن که مطلوب است ارائه شود و بخشی از آن که مطلوب نیست منتشر نشود.

◻️«در ژاپن اعداد فهمیده می‌شوند.» ژاپنی‌ها مسلط به فهم جهان از زاویه اعداد، آمار و ریاضیات هستند. بنابراین نمی‌توان مردم را به راحتی فریفت. نمی‌توان یک بار تورم مصرف‌کننده گزارش داد و یک بار تورم تولیدکننده، یک بار تورم نقطه به نقطه و یک بار ... نمی‌توان با اعداد بازی کرد. نمی‌توان آنقدر اعداد را زجر داد که به هر چه می‌خواهی اعتراف کنند!

چه باید کرد؟ اول اینکه نسل فعلی و بعدی را توانمند کنیم که از دریچه عدد و رقم جهان را ببینند؛ به عبارتی «اعداد را بفهمند». دوم اینکه مطالبه‌گریِ جمعی کنیم که اعداد در ایران منظم، قابل‌اعتماد و پایدار تولید شوند، نه آنکه یک مرکز دولتی تصمیم بگیرد که از این پس آمار مسکن را منتشر نمی‌کنیم. سوم اینکه تلاش کنیم آمارهایی که تولید یا منتشر نمی‌شوند، منتشر شوند. بگذار از خجالت بمیریم اگر قاچاق دختران زیاد شده و ذوق کنیم اگر قاچاق دختران به صفر رسیده.

@Dr_Lashkarbolouki
👍335👎2
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 نطفه اقتصادی انقلاب ۵۷

▫️دولت ولخرج و کسری بودجه از زمان مشروطه تا به امروز یکی از معضلات اساسی کشور ما بوده است؛ به نحوی که محمد قاسمی، اقتصاددان می‌گوید که اولین بودجه مدون کشور نیز حدود ۵۰۰ کرور کسری داشته است.

▫️بسیاری در ریشه‌یابی این مشکلات به نبود نهادهای کارآمد و عدم درک مناسب از آن اشاره می‌کنند که مانع از توسعه‌یافتگی کشور می‌شود.

▫️این عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی در این گفت و گو به بررسی معضلات ساختاری و مالی کشور از شروع مشروطیت تا قبل از انقلاب ۵۷ می‌پردازد که به‌زودی نسخه کامل آن از اکوایران منتشر خواهد شد

📺 @ecoiran_webtv
👍65
🔴تجسم خیرخواهی

🔺اعتماد ۱۱ شهریور ۱۴۰۲

✍️عباس عبدی

🔘سردار سیدعلی صنیع‌خانی در یک عمل جراحی نه چندان سخت دچار عوارض بیمارستانی شد و در روز چهارشنبه هشتم شهریور چشم‌انتظاران به بهبودی خود را تنها گذاشت تا دیگر منتظر صدای گرم و صمیمی او نباشند.

🔘حدود نیم قرن است که آقای صنیع‌خانی را می‌شناسم. او ۷ سال بزرگتر از من بود، شاید یکی از اولین جوانان نازی‌آباد بود که وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد. انسانی نیک‌خواه، خیراندیش و آرام و بسیار مهربان بود که خود را وقف خدمت به مردم و جامعه کرده بود.

🔘او‌ خانوادگی چنین بود و همه مردان خانواده‌اش یا در جنگ شهید شدند یا بعضاً همزمان در جبهه بودند. او انقلابی بود ولی به قول سردار علایی «انقلابی معیار» بود و جز خیرخواهی و محبت به دیگران در وجودش و رفتارش نمی‌دیدید.

🔘ما عادت داریم برای کسی که فوت کرده از محاسن او می‌نویسیم، ولی انصاف باید داشت که در باره سجایای سیدعلی صنیع‌خانی هر چه بنویسیم، باز هم جا دارد. او علی‌رغم آنکه برادرانش شهید شدند و خودش نیز ترکش خورده بود و از حضور در جبهه و جنگ کم و کسری نداشت و می‌توانست چون دیگر مدعیان و حتی بدون تظاهر، پله‌های دیگری را طی کند، ولی نردبان خود را در کوچه مردم گذاشته بود و همچنان تا پایان عمر در پله اول این نردبان ماند و خانه‌ کوچکش نیز در جنوب نازی‌آباد بود.

🔘مهم‌ترین ویژگی‌های سیدعلی در دو چیز بود. اخلاق و مدارایش در کنار تعهدش به حق و مخالفت با بی‌عدالتی و ظلم. در هر دو ثابت‌قدم بود. به نظر من تعهدش به حق نیز متأثر از منش اخلاقی او بود.

🔘هنگامی که دید یک جریان سیاسی برخلاف ارزش‌ها و شعارهای اسلامی و انسانی رفتار می‌کند و پا روی حق و حقیقت گذاشته است، لحظه‌ای در متمایز کردن خود از آن درنگ نکرد، گر چه این را نیز با متانت و رفتار حسنه انجام داد. کافی است گفتگوی ۶ سال پیش او را با سایت شفقنا مرور کنید تا رویکرد سیاسی‌اش را نسبت به چرایی دچار شدن به این وضع اسفناک بدانیم.

🔘وی پس از بازنشستگی توان خود را صرف بهبودی وضع منطقه‌ای کرد که تحصیل و زندگی‌اش را تماماً در آنجا گذرانده بود. سیدعلی با تشکیل موسسه همیاران نازی‌آباد کوشش کرد که همکاری همه نیروهای قدیم و جدید این منطقه را جلب کند تا به بهبود آن همت گمارند. او محور همه این فعالیت‌ها بود. افراد هر نوع گرایشی را برای این مشارکت دعوت می‌کرد. زندگی خود را وقف خدمت به هم‌نوعش کرده بود.

🔘او تجسم امروزی عارف بزرگ ابوالحسن خرقانی بود که بر سر در خانقاه خود نوشته بود: «هر کس که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد. البته برخوان بوالحسن به نان ارزد.»

🔘سیدعلی نادره روزگار بود. اخلاق و فتوت او زبانزد بود. انقلاب و اسلام برای او نان نبود که مسئولیت بود و گمان می‌کرد هر چه خدمت کند، هنوز کم است. در یکی از آخرین جلسات موسسه برای انجام طرحی جهت رفاه حال سالمندان محله هنگامی که مسأله مالی طرح می‌شود به عنوان اولین کمک چند میلیارد سهم‌الارث مادری خود را روی میز می‌گذارد، برای سالمندانی که در این محله نیازمند انواع کمک‌های روحی و روانی و جسمی و مادی هستند.

🔘علی‌رغم آنکه وضع جسمی او ناشی از عوارض جنگ چندان مناسب نبود ولی تمام‌وقت در خدمت هم‌نوعان خود بویژه جوانان بود، برنامه اشتغال آفرینی موسسه که با همت او اجرا شد نمونه خوب این مسئولیت پذیری است. حیف که نظام اداری ایران بسیار غیر منعطف و سیاست‌زده است، و الا او و امثال او در این محله و دیگر مناطق شهری و روستایی کشور حاضرند با کمال میل به خدمت مردم خود در آیند.

🔘برای درک عملکرد این ساختار کافی است که بگویم یکی از طرح‌های آقای صنیع‌خانی در موسسه همیاران نازی‌آباد، انجام آموزش ضمن خدمت برای معلمان کلاس اول بود تا با کیفیت بالاتری فرزندان مردم را آموزش دهند. این طرح با هزینه قابل توجه موسسه انجام می‌شود، بدون این که نامی از موسسه بیاورند. برای انجام دوره جدید از تکرارش استقبال می‌کنند مشروط بر این که مرحوم صنیع‌خانی در اداره آموزش و پرورش منطقه دیده نشود!! این وضعیت امروز جامعه ماست افرادی با چنان سوابق درخشان و چنین خدمتکاری بی‌ریا باید مطرود، و مشتی رانت خوار و البته بدون تعهد و بدون تخصص مقرب باشند.

🔘مهندس سیدعلی صنیع‌خانی روح یک محله زنده و پویا بود، که خدمت به هم‌محله‌ای‌ها او را از خدمت به میهن و شهرش دور نکرده بود. او با سعه صدر خود و منش اخلاقی و صادقانه خود رفت، ولی زود رفت. شاید می‌شد احتیاط بیش‌تری کرد تا چنین نشود. ولی همین رفتن نیز محصول رفتار مردمی او بود که علاقه‌ای به تمایز در بهره‌مندی از خدمات ویژه درمانی نداشت.

🔘🔘تشییع جنازه دیروز او واجد نکته مهمی بود که شاید در فرصتی به آن بپردازم. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
👍194👎4
دموکراسی مسیر است،نه مقصد!
نگاهی به اپیزودهای ۳ تا ۱۱ پادکست دغدغه ایران(دکتر محمد فاضلی)

فاطمه علمدار

کسی که خواهان تغییر است،باید تصویری از مسیری که پیش رو دارد،داشته باشد.تصویر داشتن،باعث نمیشود که قطعا بفهمد چه اتفاقهایی برایش خواهد افتاد و بتواند همه احتمالات را پیش بینی کند.ولی باعث میشود که ساده انگارانه مدام فکر نکند که به مقصد رسیده!یا هرگز به مقصد نمیرسد...
تصویر داشتن،اراده را قوی میکند و ساده لوحی را کم.اینکه بدانی دیگرانی که توانسته اند،چه روزهای سختی را گذراندند و چند بار زمین خوردند و ایستادند؛ و دیگرانی که نتوانستند،چه چالشهایی داشتند،باعث میشود به خاطر نتوانستن هایت دچار خودتحقیری و ناامیدی نشوی و مراقب توانستن هایت باشی که از دست نروند...
کاری که محمد فاضلی دوسال است که در پادکست دغدغه ایران میکند،ترسیم تصویری از ما ایرانیان است و راهی که پشت سر گذاشته ایم و مسیری که برای رسیدن به توسعه، پیش رو داریم.

در متنی که در لینک پایین صفحه قابل دسترسی است،با استفاده از معرفی دکتر فاضلی از دو کتاب"معمای فراوانی" و "نظم و زوال سیاسی"، نگاهی به تجربه تاریخی ایران داشته ام.


@dirancast_official

@fsalamdar

https://bit.ly/3XTgCvc
👍123👎2
Forwarded from هم‌میهن
هم اخلاق خار شد، هم دانشگاه
درباره سخنان عجیب رئیس دانشگاه تهران

 
✍حامد حکمت، روزنامه‌نگار

♦️در روزهای اخیر ماجرای اخراج و تعلیق و تمدیدنکردن قرارداد و ممنوعیت از تدریس اساتید دانشگاه‌های کشور نقل محافل است. هر روز نام استادی تازه به سیاهه مغضوبان اضافه می‌شود و در نتیجه آن بهت و حیرت جامعه از چنین برخوردهایی نیز فزونی می‌گیرد. البته به گمانم وقتی در میان سکوت وزارت علوم و شخص جناب وزیر، مرکز اطلاع‌رسانی وزارت کشور آن بیانیه کذا را داد و بعدتر رئیس‌جمهور نیز آن را تکمیل کرد، حجت بر همه ناباورانی که همیشه بر این طبل می‌کوبند که لابد سوءتفاهمی پیش آمده و انشاءالله گربه است، تمام شد.

♦️باور کنیم یا نه، فصل نوینی آغاز شده است که کشتی‌بانان آن، وقت و حوصله توضیح اضافی را ندارند و بدون تعارف، هر آنچه در قلب‌شان می‌گذرد، بر زبان می‌رانند و ضمن اینکه تعارفات بوروکراتیک را کنار گذاشته‌اند، ابایی نیز از کسی و نهادی ندارند؛ کسی و نهادی که هیچ، مانع ترس از خدا هم انگاری از میان برداشته شده است.

♦️واقع امر، من وقتی این جملات را می‌خواندم، وضع روانی دوگانه‌ای داشتم؛ چیزی بینابین خنده و گریه. اول تصور کردم این سخنان را باید چیزی قلمداد کرد در مایه‌های توجیه‌تراشی و به همین دلیل لبخندی بر لبم آمد. چند ساعت قبل نیز صحبت‌های دکتر تاجیک استاد علوم سیاسی را خوانده بودم که «حذف رادیکال اساتید» را «نشانه استیصال» دانسته بود. اندکی بعدتر اما به نظرم رسید بهتر است این نحوه مواجهه با مسئله را «فرار به جلو» بدانیم.

♦️اصلاً در این فقره‌ آخر، جناب رئیس چنان پرده را بالا گرفته‌اند که دیگر کار از پرده‌دری هم گذشته است. جامعه مانده است و اساتید درمانده‌ای که به اتهامی نواخته می‌شوند که جای دفاع ندارد. اینگونه که می‌شود یعنی بعید است اگر الان بنویسیم «حرمت مومن از حرمت کعبه بیشتر است» کک آقایان بگزد. نه، انگار تصمیمی گرفته شده و قرار است پروژه «خالص‌سازی» با «اخراج مفتضحانه» پیوند بخورد تا بدانیم و بدانند که این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست. واقعاً حرف دیگری باقی نمی‌ماند و بیهوده‌ترین کار این است که بگوییم دانشگاه نهادی علمی است و وجود سلیقه‌ها و افکار متفاوت و رقیب، مایه استعلای آن می‌شود و... نه، خانم‌ها و آقایان دیگر بحث سر اینها نیست.

♦️دیدار ماسینیون و صدیقی با این جملات پایان یافته بود: «به مملکتی که سقراط خود را به زندان بیاندازد، امیدی نیست.» صدیقی البته مدتی بعد آزاد شد و تا 26 سال بعد نیز در دانشگاه تدریس کرد و در همان روزهای استیصال، شاه نیز دست یاری دیرهنگامی به او دراز کرد، اما غرضم اینجا یادآوری حرفی از همین انسان صدیق است: «جامعه‌ای شایسته‌ بقاست که در آن انسان ارجمند و عزیز و گرامی باشد.» آقای مقیمی، اختلاف سیاسی و رکود علمی و... قبول، آدمیان را تحقیر نکنیم، حتی اگر دشمن و مخالف‌مان باشند.

B2n.ir/m75917

@hammihanonline
👍279👎6
معرفی یک کتاب مهم

کارآمدی در محیط نهادی ناکارآمد
https://t.me/barggbargg/840?single
👍77
🟢گروه روانشناسی اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران،با همراهی باشگاه اندیشه،برگزار میکند:

معرفی و نقد کتاب

بنده استاد هستم!
مروری بر تجربه نقشی عضو هیئت علمی بودن و حواشی آن


🟡 زنان و چالش های جذب در هیئت علمی
مینا عزیزی(دانشجوی دکتری جامعه شناسی)


🔴متقاضی جذب؛بی هویت،بی قرارداد
دکتر شیوا علینقیان(مردمشناس)



🔵اخراج و پس از آن
دکتر عباس کاظمی(جامعه شناس)



🟠استاد یا کارمند؛مسئله این است!
دکتر محمد فاضلی(جامعه شناس)


🟣پیرامون کتاب
دکتر فاطمه علمدار(جامعه شناس و نویسنده کتاب)


📆شنبه،۱۸ شهریور ۱۴۰۲

🕰ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰

🚪تهران.خ وصال شیرازی.کوچه نایبی.پلاک۲۳.باشگاه اندیشه

📱پخش زنده از صفحه اینستاگرام گروه روانشناسی اجتماعی
@socialpsychology_group

📱صفحه اینستاگرام پخش زنده باشگاه اندیشه
@bashgah.andisheh.live


✅ورود برای عموم،آزاد و رایگان است.
👍62👎1
شهروند بودن

@fazeli_mohammad
👍181👎3
Audio
اپیزود نودودوم پادکست دغدغه ایران
 
کشاورزی در عصر دیجیتال
(اپیزود ویژه)
 
کشاورزی در عصر دیجیتال چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا دنیای دیجیتال می‌تواند به بهبود مسائل آب، کشاورزی و غذا کمک کند؟ رویکرد مناسب برای کاربست فناوری دیجیتال برای بهبود مسائل کشاورزی، آب و غذا چیست؟ دکتر محمدحسین عمادی در اپیزود ۹۲ به این مسائل و سؤالات می‌پردازد.
 
راه‌های ارتباطی با شرکت مشاوره مدیریت رهنمان
http://www.rahnaman.com
 
کنفرانس فرصت‌های ایران در عصر دیجیتال
http://ideas.rahnaman.com
 
حمایت از پادکست
https://hamibash.com/dirancast
 
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
 
 
شماره کارت برای مشارکت در طرح ۱۰۰ میلیون تومان هدیه کتاب
6037998141452853
 
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
 
Email: dirancast@gmail.com
 
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
                                
تاریخ انتشار
شهریور هزار و چهارصدودو
 
@dirancast_official
👍67
.
هزار بار گفته‌اند و گفته‌ایم که بدون مدیریت مصرف و تقاضا، روند تخریب منابع آبی تشدید شده و مسأله آب تعدیل نمی‌شود. البته شرکت‌های لوله‌کش از انتقال آب نفع می‌برند.

اقتصاد سیاسی سازه‌های آبی، مانع بزرگ پیش روی تعدیل مسأله آب در ایران است. پول‌هایی که باید صرف سازگاری با کم آبی و مدیریت مصرف و تقاضا شود، برای کشیدن لوله و دمیدن برافزایش مصرف و تقاضا صرف می‌شود. ادامه این مسیر، نابودی زیست‌پذیری این سرزمین را در پی دارد.

#دغدغه_ایران #محمد_فاضلی #مسأله_آب

@fazeli_mohammad
👍232👎4