دغدغه ایران
56K subscribers
1.18K photos
508 videos
149 files
2.56K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
فرمان حمله‌ی هسته‌ای-۱

در ساختار حقوقی ایالات متحده آمریکا، یکی از بحث‌برانگیزترین اختیارات ریاست‌جمهوری، توانایی صدور دستور استفاده از سلاح هسته‌ای است. بر اساس ماده‌ی دوم قانون اساسی، رئیس‌جمهور آمریکا در مقام فرمانده کل قوا، از نظر حقوقی می‌تواند بدون اخذ مجوز قبلی از کنگره، فرمان حمله‌ی هسته‌ای را صادر کند. مشاوران نظامی می‌توانند مشورت بدهند، اما تصمیم نهایی تنها با اوست و سازوکار اجرایی این تصمیم به گونه‌ای طراحی شده است که در مدت چند دقیقه قابل اجرا باشد.
رئیس‌جمهور همیشه به همراه خود سامانه‌ای دارد که به آن کیف هسته‌ای (Nuclear Football) می‌گویند که حاویِ ابزار ارتباطی و گزینه‌هایِ از پیش آماده‌شده‌ی حمله است. در کنار آن، رئیس‌جمهور کارتی شخصی در ابعاد یک کارت ویزیت دارد که به بیسکوئیت (Biscuit) معروف است و بر روی آن کدهایی به نام کدهای طلایی (Golden Code) حک شده است که برای احراز هویت رئیس‌جمهور به کار می‌رود. وقتی تصمیم حمله اتمی گرفته شود، افسر مسئول در مرکز فرماندهی نظامی ملی در پنتاگون با رئیس‌جمهور تماس امن برقرار می‌کند و از او یک کد چالشی می‌خواهد؛ رئیس‌جمهور با استفاده از کارت بیسکویت پاسخ درست را می‌دهد. با این کار، نظام فرماندهی مطمئن می‌شود که دستور واقعاً از رئیس‌جمهور صادر شده است.
پس از احراز هویت، دستور به صورت یک پیام بسیار فشرده و رمزگذاری‌شده، معمولاً در قالب پیام اقدام اضطراری، به نیروهای هسته‌ای ارسال می‌شود. این پیام شامل اطلاعات لازم برای اجرای یکی از طرح‌های از پیش طراحی‌شده است: کدام گزینه‌ی حمله، کدام اهداف، کدام نیروها و با چه زمان‌بندی‌ای. در پایگاه‌های موشکی، زیردریایی‌ها و واحدهای بمب‌افکن، فرماندهان محلی پیام را با کدهای خود تطبیق می‌دهند و فقط در صورت تطابق، روند اجرای دستور آغاز می‌شود. در این سطح، اصل قاعده‌ی دو نفره (Two-Person Rule) اهمیت دارد؛ یعنی هیچ فرد واحدی در پایین‌دست نمی‌تواند به تنهایی فرایند شلیک را کامل کند. این قاعده برای جلوگیری از خطای فردی یا اقدام خودسرانه طراحی شده است.
اما پرسش مهم این است که چرا فرایند چنین سریع است؟ پاسخ در منطق جنگ سرد نهفته است. سامانه‌ی هسته‌ای آمریکا در جهانی ساخته شد که فرض بنیادین آن امکان حمله‌ی ناگهانی شوروی بود. اگر موشک‌های بالستیک قاره‌پیما از خاک شوروی به سمت آمریکا شلیک می‌شدند، زمان رسیدن آن‌ها شاید حدود نیم ساعت بود و اگر حمله از زیردریایی‌های نزدیک‌تر انجام می‌گرفت، این زمان حتی کمتر می‌شد. بنابراین کل معماری فرماندهی هسته‌ای برای سناریویی ساخته شد که در آن رئیس‌جمهور ممکن است فقط چند دقیقه برای تصمیم‌گیری داشته باشد: او باید تصمیم بگیرد تا پیش از نابودی احتمالی سیلوها و مراکز فرماندهی، دستورِ پاسخ هسته‌ای را صادر کند.
بنابراین، سرعت در این سامانه یک نقص تصادفی نیست، بلکه بخشی از فلسفه‌ی طراحی آن است؛ در منطقِ شلیک در هنگام حمله (Launch Under Attack)، آمریکا باید بتواند پس از دریافتِ هشدارِ حمله‌ی دشمن و پیش از اصابت موشک‌ها، پاسخ بدخد. اگر زنجیره‌ی فرماندهی کُند، پیچیده یا نیازمند رأی‌گیری سیاسی باشد، ممکن است توان پاسخ با نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای از بین برود و اگر دشمن بداند آمریکا ممکن است فرصت پاسخ نداشته باشد، وسوسه‌ی حمله افزایش می‌یابد. پس سرعت، از منظر بازدارندگی، برای حفظ اعتبار تهدید پاسخ طراحی شده است.
اما همین سرعت، خطرناک‌ترین بخش ماجرا هم هست؛ زیرا سامانه‌ای که برای جلوگیری از فلج‌شدن در برابر حمله‌ی ناگهانی ساخته شده، در بحران‌های مبهم که نیازمند بررسی عمیق است، می‌تواند تصمیم‌گیری را در چند دقیقه خلاصه و قدرتی مافوق تصور به رئیس‌جمهور اعطا کند. بسیاری بر این باورند که چنین اختیاری که از نظر حقوقی در دست رئیس‌جمهور قرار گرفته است، باید از نظر عملی نیز با سازوکاری همراه شود که برای تأمل طولانی، گفت‌وگوی نهادی، یا کنترل سیاسی گسترده تعریف شده باشد. در واقع، فرماندهی هسته‌ای آمریکا در بطن خود با یک پارادوکس همراه است: برای آنکه بازدارندگی معتبر بماند، دستور باید سریع اجراپذیر باشد؛ اما هرچه اجرای آن سریع‌تر باشد، خطر خطا، سوءبرداشت یا تصمیم شتاب‌زده نیز افزایش می‌یابد. این پارادوکس باعث شده که در زمان بحران‌ها، این نگرانی وجود داشته باشد که رئیس جمهور، بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌های این مساله، تصمیمی اتخاذ کند که عواقب گسترده‌ای دارد؛ این نگرانی در دوره ریاست جمهوری ترامپ و همزمان با جنگ با ایران، به حداکثر رسیده است. در بخش بعدی، به نکات دیگری در زمینه‌ی احتمال استفاده از بمب هسته‌ای در جنگ با ایران اشاره خواهم کرد.

@Naghal_bashi
👍24👎6
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
فرمان حمله‌ی هسته‌ای-۲

اما میان «اختیار حقوقی» و «احتمال سیاسی» تفاوتی اساسی وجود دارد. اینکه رئیس‌جمهور از نظر قانونی می‌تواند چنین دستوری صادر کند، به این معنا نیست که استفاده از این سلاح گزینه‌ای محتمل است. از زمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازکی در آگوست ۱۹۴۵ (مرداد ۱۳۲۴)، هیچ دولتی دیگر از سلاح هسته‌ای در میدان نبرد استفاده نکرده است. این خودداری طولانی‌مدت به تدریج به هنجاری نیرومند در سیاست جهانی تبدیل شد؛ هنجاری که Nina Tannenwald آن را «تابوی هسته‌ای» می‌نامد. تاننوالد در کتاب خویش نشان می‌دهد که کاربرد سلاح هسته‌ای نه صرفاً یک اقدام نظامی، بلکه عبور از مرزی اخلاقی و نمادین در وجدان بین‌المللی است؛ مرزی که حتی در سخت‌ترین بحران‌های جنگ سرد نیز شکسته نشد.
در کنار این هنجار اخلاقی، منطق راهبردی بازدارندگی نیز نقش بنیادینی در عدم استفاده از این سلاح دارد. Thomas C. Schelling نیز در کتاب Arms and Influence توضیح می‌دهد که ارزش اصلی سلاح هسته‌ای در کاربرد آن نیست، بلکه در تهدید به کاربرد آن نهفته است؛ به بیان دیگر، قدرت این سلاح دقیقاً از استفاده‌نشدن آن ناشی می‌شود.همین منطق سبب شد که رؤسای جمهور آمریکا در جنگ کره، جنگ ویتنام، بحران موشکی کوبا و بسیاری از بحران‌های دیگر، با وجود بررسی گزینه‌ی هسته‌ای، از عبور از این آستانه خودداری کنند. سنت عدم استفاده، خود به مهم‌ترین عنصر بازدارنده تبدیل شده است.
اهمیت این سنت فقط در گذشته خلاصه نمی‌شود و استفاده‌ی مجدد از آن به مثابه‌ی بازکردن یک جعبه پاندورا خواهد بود که ممکن است عواقبی غیرقابل پیش‌بینی و ویرانگر برای جهان به ارمغان آورد.. اگر ایالات متحده پس از هشتاد سال دوباره از بمب اتمی استفاده کند، صرفاً یک عملیات نظامی انجام نداده، بلکه مهم‌ترین قاعده‌ی نانوشته‌ی عصر هسته‌ای را نقض کرده است. چنین اقدامی می‌تواند اثر الگوسازی قدرتمندی بر سایر قدرت‌های هسته‌ای بر جای گذارد. به عنوان مثال، روسیه که در جریان تجاوز به اوکراین بارها موضوع استفاده‌ی محدود از سلاح هسته‌ای را مطرح کرده است، تاکنون با هزینه‌ی عظیم سیاسی و اخلاقی شکستن سنت عدم استفاده روبه‌رو بوده است. اگر آمریکا خود این مرز را در قبال ایران بشکند، رهبران روسیه و دیگر قدرت‌های هسته‌ای از چین و کره‌شمالی گرفته تا هند و پاکستان، استدلال خواهند کرد که استفاده از این سلاح، در شرایطی خاص، دیگر امری تصورناپذیر نیست. در نتیجه، آستانه‌ی روانی و سیاسی کاربرد جنگ‌افزار هسته‌ای در سراسر جهان کاهش یافته و سلاحی که نقش بازدارندگی داشت، به ابزاری برای نابودی همگان بدل خواهد شد.
در مورد ایران، افزون بر این ملاحظات هنجاری، ضرورت نظامی نیز بسیار اندک است. ایالات متحده برای هدف قرار دادن تأسیسات زیرزمینی ایران به طیف گسترده‌ای از ابزارهای متعارف، از جمله بمب‌های سنگرشکن و حملات دقیق هوایی، دسترسی دارد. بنابراین از منظر عملی نیازی به عبور از آستانه‌ی هسته‌ای وجود ندارد. در مقابل، استفاده از بمب اتمی هزینه‌هایی بسیار سنگین به همراه خواهد داشت: محکومیت جهانی، تضعیف مشروعیت بین‌المللی آمریکا، آسیب به رژیم عدم اشاعه، و تشویق سایر کشورها به پیگیری بازدارندگی هسته‌ای به عنوان تنها تضمین امنیت.
از این رو، هرچند رئیس‌جمهور آمریکا از نظر حقوقی اختیار استفاده از سلاح هسته‌ای را در اختیار دارد، اما همین اختیار در شبکه‌ای از محدودیت‌های اخلاقی، سیاسی، راهبردی و نمادین مهار شده است. سلاح هسته‌ای در جهان امروز بیش از آنکه ابزار متعارف جنگ باشد، نماد نهایی بازدارندگی است؛ و همان‌گونه که شلینگ تأکید می‌کند، قدرت آن در کاربردش نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که همه می‌دانند اگر به کار رود چه پیامدهایی خواهد داشت. به همین دلیل، در هر سناریوی تقابل میان آمریکا و ایران، گزینه‌ی هسته‌ای از لحاظ نظری وجود دارد، اما از منظر محاسبه‌ی واقعی سیاسی و راهبردی، یکی از کم‌احتمال‌ترین گزینه‌های قابل تصور است.

@Naghal_bashi
👍39👎12
گفت‌وگویی برای حال خوب

محمد فاضلی

در یک سال و نیم گذشته در قالب صفحه یوتیوب ایران‌تاک با چند ده نفر گفت‌وگو کرده‌ام و منتشر شده‌اند. اما اخیرا متوجه شدم الگوی دیده شدن گفت‌وگو با #محمد_درویش به کلی با بقیه متفاوت بوده است.

گفت‌وگو با محمد درویش
ایستاده برای محیط‌زیست

یک فرضیه برای مداوم دیده شدن آن بعد از یک سال به ذهنم رسید: گفت‌وگو بر محور امید، خستگی‌ناپذیری و ایران‌دوستی بی‌دریغ بنا شده است. گفت‌وگویی است که حال آدم‌ها را خوب می‌کند حتی در اوضاع بد! انگار چارچوبی امیدوارانه برای نگریستن به جهان و ایران می‌دهد.

@fazeli_mohammad
👍117👎3
نقطه عطفی در آتش بس

پاسخی که ایران به آمریکا در قالب پیش‌شرط‌هایی برای از سرگیری مذاکرات داد و ترامپ آنرا نپذیرفت، یک نقطه عطف در دوره آتش‌بس جاری بود. تا پیش از این تصور من این بود که ترامپ متمایل به از سرگیری جنگ تمام عیار نیست و دستاوردی سریع را برای آن متصور نمی‌داند و بیشتر متوجه فشار اقتصادی و محاصره دریایی و بر خوردهای نظامی مقطعی و موضعی محدود به عنوان مکمل مذاکره است. اما در پی پاسخ ایران، شرایط بطور اساسی دگرگون شده و مذاکرات عملا متوقف شده‌است. لذا فکر می‌کنم احتمال جنگ افزایش قابل توجهی یافته است. از نظر زمانی، اگر علی‌الاصول تصمیم به جنگ بگیرند یا گرفته باشند، زمان آن بستگی به آمادگی‌های نظامی خواهد داشت. و البته هر چه زودتر انجام شود با برنامه‌های سیاسی ترامپ در آمریکا سازگاری بیشتری خواهد داشت. از نظر نوع و کیفیت جنگ، فکر می‌کنم منطقا باید متفاوت از نوع جنگ در دورهای قبلی باشد. چرا که دیگر نباید به عناصر غافلگیری، شوک اولیه و اثرات فوری در پی ترور سران نظام امیدی داشته باشند. بعلاوه، بانک اهداف نظامی و دو منظوره آنها نیز باید تقریبا تمام شده باشد. لذا اینبار ممکن است تمرکز عمدتا بر زیرساختارهای غیر نظامی باشد. متاسفانه.

اکنون عملا تنها عامل بازدارندگی ایران، حمله به اهدافی در منطقه است که اگر چه موثر است، اما تعیین کننده نیست. احتمالا طرف مقابل هم روی پدافند هوایی در منطقه حساب می‌کنند، هم نگران کاهش بیشتر صدور نفت از منطقه نیست، چون این اتفاق قبلا افتاده، و هم اینکه خساراتی که به این کشورها وارد خواهد شد با سپرده‌های هنگفتی که در غرب دارند و با مباشرت شرکت‌های آمریکایی بازسازی خواهد شد. حتی اگر هیچ یک از این عوامل نیز نبود، مقامات ما نباید تصور کنند که ترامپ به خاطر این کشورها، ممکن بود برنامه تجاوزکارانه‌اش را رها کند. ریسک بسیار بالایی که مقامات ما دارند می‌پذیرند حداقل درکش برای من اصلا ممکن نیست.

این "برهه حساس کنونی" از آن برهه حساس کنونی‌های 47 سال گذشته نیست. ترامپ دو دوره جنگ تجاوزکارانه را تحمیل کرد و نتیجه‌ای از آن در جهت تحقق خواسته‌هایش نگرفت. در این جنگ سوم آنها چیز زیادی جز زیر ساخت‌های ما برای زدن ندارند، آن هم زیرساخت‎‌های کشوری که نه پول دارد برای بازسازی آنها و نه تحریم اجازه بازسازی می‌دهد. سیاستمداران ما باید به نحوی مسئولانه مسیر دیپلماتیک را تا ته بروند و با ارائه ایده‌های قابل قبول، حداقل بهانه را از دشمن بگیرند و حداقل در دعوای مقصریابی در آینده نزدیک و در تاریخ نزد افکار عمومی خودی و بیگانه سربلند باشند.
کوروش احمدی
https://t.me/covid_policy_dip
👍65👎11
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ هشدار یک دیپلمات

یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشته‌هایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن می‌گویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجه‌ِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصله‌گیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بی‌اعتنا به هزینه‌ها، از ایستادگی سخن می‌گویند، احمدی از هزینه‌های تحمل‌ناپذیر مقاومت غیرمسئولانه‌ای حرف می‌زند که بنیان‌های زندگی اجتماعی را در هم می‌شکند.

نخستین ضربۀ تحلیلی‌اش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی می‌داند. احمدی تلویحاً تأکید می‌کند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابل‌قبول عملاً بی‌ثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابل‌قبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده می‌شود پوششی است برای تداوم همان بن‌بستی که به جنگ می‌انجامد. مسئله دقیقاً این‌جاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنند‌ه‌اش خواهد بود.

اما هشدار اصلی‌اش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایت‌هایی که هنوز جنگ را در قالب درگیری‌های محدود یا کنترل‌پذیر تصویر می‌کنند، احمدی به‌روشنی می‌گوید که این‌بار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساخت‌های غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکان‌دهنده است: تخریب شبکه‌های حیاتی از انرژی و حمل‌ونقل تا زیست روزمرۀ مردم. این‌جا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا این‌جا بی‌سابقه، ویرانیِ فزاینده‌ترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت می‌پذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیون‌ها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیین‌کننده‌ای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیش‌تری می‌تواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.

همین‌جاست که احمدی یکی از خطرناک‌ترین توهمات را هدف می‌گیرد: باور به بازدارندگی تعیین‌کننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیم‌گیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور می‌کنند. احمدی تصریح می‌کند که ابزارهای موجود گرچه می‌توانند برای طرف‌های مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیین‌کننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبه‌نفس‌های رسمی را فرو می‌ریزد. چگونه می‌توان با اتکا به حدی از بازدارندگی‌ که سرنوشت‌ساز نیست وارد مسیری شد که پی‌آمدش می‌تواند نابودی زیرساخت‌های کشور باشد؟

از دل تحلیل احمدی یک نتیجه‌گیری هولناک سر برمی‌آورد: ما در آستانۀ لحظه‌ای ایستاده‌ایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیین‌کننده سنجیده خواهیم شد. فرصت‌ها رو به پایان‌اند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابل‌قبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بی‌بازگشت است. این‌جا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به‌ سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.

این مسیر نه تقدیری اجتناب‌ناپذیر بلکه حاصل انتخاب‌هایی است که هنوز می‌توان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.

🆔 @mmaljoo
👍148👎21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاد جنگ و تاب‌آوری: ضرورت تغییر تفکر
 
دکتر #فرهاد_نیلی متخصص اقتصاد کلان است و به مدت سه دهه در سیاست‌گذاری اقتصادی و هم‌چنین تدریس اقتصاد فعال بوده است. ایشان در این گفت‌وگو شرایط اقتصاد ایران بعد از جنگ و حمله به زیرساخت‌های اقتصادی کشور را بررسی می‌کند. اما مهم‌ترین بخش این گفت‌وگو، توصیه‌های سیاستی او به سیاست‌گذاران و حکمرانان اقتصادی کشور است.
 
دیدن ویدیو
https://youtu.be/VTsBZhqjD4Q

فرهاد نیلی معتقد است در شرایط کمبود اقتصادی ناشی از جنگ، قیمت‌ها در بازار آزاد برای به تعادل رساندن اقتصاد کافی نیستند. هم‌چنین، پارادایم اقتصاد رشد باید به اقتصاد بقا تغییر یابد و سیاست‌گذاری برای چنین دورانی، الزاماتی دارد که به شدت متفاوت از گذشته است. فرهاد نیلی به سیاست‌گذار توصیه می‌کند به بوروکراسی برای نجات اقتصاد ایران در این شرایط امید نبندد و شرکت‌های بزرگ و امتحان‌ پس‌داده اقتصاد ایران را برای غلبه بر دشواری‌های شرایط فعلی به‌کار بگیرد و هم‌زمان اختیارات کافی به ایشان بدهد.
 
#حمله_آمریکا #اقتصاد_ایران #پارادایم_بقا #تورم #بیکاری

@irantalk_sn
👍31👎1
Forwarded from حسین قتیب
‏اگر ایران بخواهد از وضعیت واکنشی خارج شود و وارد مرحله بازسازی بازدارندگی، تنظیم رابطه با چین، بازتعریف چابهار، مدیریت پاکستان، فهم محدودیت‌های روسیه، و طراحی پنجره خروج برای آمریکا شود، به چیزی فراتر از شعار نیاز دارد: یک دستگاه سیاست خارجی حرفه‌ای، هماهنگ، بین‌بخشی و مصون از رقابت‌های سیاسی عوامانه.

‏اجرای چنین تغییری نیازمند هماهنگی میان وزارت خارجه، نهادهای امنیتی، نهادهای نظامی، دستگاه اقتصادی، بخش انرژی، ساختار حمل‌ونقل، سازمان برنامه‌ریزی، بانک مرکزی، نهادهای بندری و دریایی، و حتی دستگاه رسانه‌ای کشور است. سیاست خارجی در این سطح دیگر فقط کار سفیر، مذاکره‌کننده یا یک اداره منطقه‌ای در وزارت خارجه نیست. این سیاست، هم‌زمان به انرژی، کریدورها، بازدارندگی، تجارت، غذا، دارو، روایت‌سازی، مدیریت بحران، و دیپلماسی چندلایه مربوط است. بنابراین اگر هر نهاد بخواهد از زاویه رقابت سیاسی، منافع سازمانی، یا نزاع‌های داخلی خود وارد شود، راهبرد پیش از اجرا فرسوده خواهد شد.
‏یکی از خطرهای جدی در ایران، تبدیل پرونده‌های راهبردی به میدان رقابت‌های عوامانه داخلی است. تصمیم درباره چین، روسیه، پاکستان، کره شمالی، چابهار، تنگه هرمز، یا حتی مذاکره با آمریکا، نباید به سوژه‌ای برای شعارهای مجلس، رقابت جناح‌ها، منازعه رسانه‌ای، یا نمایش‌های کوتاه‌مدت سیاسی تبدیل شود. سیاست خارجی در چنین لحظه‌ای نیازمند محرمانگی حرفه‌ای، اجماع حداقلی نخبگان، تقسیم کار روشن، و پرهیز از مصرف تبلیغاتی است. اگر هر جریان سیاسی بخواهد از این پرونده‌ها برای اثبات انقلابی‌تر بودن، عملگراتر بودن، ضدغربی‌تر بودن یا عقلانی‌تر بودن خود استفاده کند، کشور توان اجرای راهبرد منسجم را از دست می‌دهد.
‏در این میان، وزارت امور خارجه باید از سطح اجرای روزمره مکاتبات و مواضع رسمی فراتر رود و به مرکز تولید دانش راهبردی و هماهنگی اجرایی تبدیل شود. وزارت خارجه نیازمند بدنه کارشناسی دقیق، حرفه‌ای و منطقه‌شناس است؛ بدنه‌ای که بتواند برای هر جزء از این راهبرد، برنامه عملیاتی مشخص ارائه کند. رابطه با چین یک پرونده کلی نیست؛ شامل انرژی، کریدورها، بانک‌ها، بیمه، فناوری، امنیت دریایی، پاکستان، گوادر، چابهار، عربستان، و رابطه چین با آمریکا است. رابطه با روسیه نیز فقط «همکاری با شرق» نیست؛ شامل رقابت گازی، جنگ اوکراین، رابطه مسکو با اسرائیل، نیاز روسیه به کارت ایران، و محدودیت‌های واقعی مسکو است. پاکستان فقط میانجی نیست؛ هم شریک چین است، هم نزدیک به عربستان، هم دارای کانال با آمریکا، هم بازیگر مستقلی که از بحران ایران قیمت ژئوپلیتیک خود را بالا می‌برد.
‏همین منطق درباره کره شمالی، کشورهای عربی، اسرائیل، هند و حتی ایالات متحده نیز صدق می‌کند. ایران برای هرکدام از این پرونده‌ها به دانش تخصصی نیاز دارد، نه برداشت‌های عمومی، ترجمه‌های سطحی، گزارش‌های رسانه‌ای، یا تحلیل‌هایی که از طریق رسانه‌های غربی، اتاق‌های فکر جهت‌دار، یا کانال‌های غیررسمی و تکه‌تکه وارد ذهن سیاستگذار می‌شود. مشکل فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل گاهی وفور اطلاعات بی‌طبقه‌بندی، هدایت‌شده، ترجمه‌زده و بدون چارچوب تحلیلی است. سیاستگذار ایرانی نباید جهان را از پشت خلاصه‌های رسانه‌ای ببیند. باید برای هر بازیگر، پرونده زنده، چندمنبعی، مقایسه‌ای و مبتنی بر زبان، تاریخ، اقتصاد سیاسی، فرهنگ راهبردی و منافع واقعی آن بازیگر داشته باشد.
‏برای مثال، درباره چین باید فهمید که پکن چگونه میان ایران، عربستان، پاکستان، انرژی، گوادر، چابهار و رقابت با آمریکا توازن برقرار می‌کند. درباره روسیه باید دانست که مسکو ایران را کجا شریک می‌بیند، کجا رقیب گازی، و کجا برگ تاکتیکی. درباره پاکستان باید فهمید که اسلام‌آباد چگونه میان چین، آمریکا، عربستان و ایران بازی می‌کند. درباره کره شمالی باید دانست که منطق بقا، بازدارندگی و معامله در پیونگ‌یانگ چگونه عمل می‌کند. درباره کشورهای عربی باید میان عربستان، امارات، قطر، عمان، عراق و مصر تمایز گذاشت و همه را در یک مفهوم کلی «اعراب» فرو نکاست. حتی درباره آمریکا نیز باید میان ترامپ، کنگره، پنتاگون، جامعه اطلاعاتی، لابی‌های منطقه‌ای، جریان‌های انزواگرا، و محافل جنگ‌طلب تمایز تحلیلی قائل شد.
‏وزارت خارجه و ساختار سیاست خارجی ایران نیازمند نوعی «اتاق راهبردی بین‌بخشی» است؛ نهادی که فقط توصیه کلی ندهد، بلکه برای هر محور، نقشه اجرایی تولید کند: چه کسی مذاکره کند، با چه پیامی، در چه سطحی، با چه امتیازی، با چه خط قرمزی، با چه جدول زمانی، با چه مسیر پشتیبان، و با چه سناریوی شکست. راهبرد بدون برنامه اجرایی، مقاله است؛ برنامه اجرایی بدون راهبرد، بوروکراسی کور است. ایران امروز به پیوند این دو نیاز دارد.
👍86👎12
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
‍ معرفی کتاب
پیامدهای ناخواسته کنش‌ اجتماعی

نوشته ریمون بودون
ترجمه محمدرضا جوادی یگانه و علی راغب
انتشارات دانشگاه تهران. اسفند ۱۴۰۴

صفحات اولیه کتاب را در فرسته بعدی بخوانید.
کتاب را از صفحه دانشگاه تهران (اینجا)‌ می‌توانید بخرید. نسخه کتاب الکترونیکی آن را هم می‌توانید از فیدبیو (اینجا) و طاقچه (اینجا) بگیرید.

در متون کلاسیک جامعه‌شناسی، یکی از نخستین اشاره‌ها به پیامدهای ناخواسته و پیش‌بینی‌نشدۀ کنش‌های اجتماعی، گفتۀ کارل مارکس در هجدهم برومر است که می‌گوید: «آدمیان هستند که تاریخ خود را می‌سازند، ولی نه آن‌گونه که دلشان می‌خواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط داده‌شده‌ای که میراث گذشته است و خود آنان به‌طور مستقیم با آن درگیرند». مهم‌ترین نظریه‌پرداز این موضوع رابرت مرتون است که در دو مقالۀ «پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی کنش اجتماعی هدفمند»‌ (۱۹۳۶) و «کارکردهای آشکار و پنهان» (۱۹۵۷) بر موضوع پیامدهای پیش‌بینی‌نشده تأکید می‌کند. اما چنانکه بودون هم در کتاب حاضر اشاره می‌کند، اکثر جامعه‌شناسان توجه بسیار اندکی به پیامدهای ناخواسته و تناقضات اثرات انحرافی مبذول داشته‌اند.

ریمون بودون از ساختار پیچیدۀ کنش سخن می‌گوید که لزوماً به اهداف مد نظر کنشگر منجر نمی‌شود. اصولاً کنش‌های اجتماعی چون مبتنی بر تعامل با دیگر کنشگران و کنش متقابل آنها است، قابل پیش‌بینی دقیق نیست و به همین دلیل، لزوماً اهداف مورد انتظار محقق نمی‌شود. کتاب حاضر، این فکر را بسط می‌دهد و به تمایز میان پیامدهای ناخواسته یا پیش‌بینی‌نشده و پیامدهای عمدی و پیش‌بینی‌شدۀ کنش‌های انسانی می‌پردازد که کنشگران با آگاهی از آنها و به قصد تحقق آنها کنش خود را انجام می‌دهند. پیامدهای پیش‌بینی‌نشده، گاه فراتر از انتظارات اولیۀ کنشگران است و گاه کاملاً متفاوت با آنچه آنها تصور کرده‌اند. البته این پیامدها لزوماً منفی نیستند و ممکن است نتایج مثبتی هم حاصل شود. بودون با نمونه‌های متعدد و از جمله نظام آموزشی فرانسه نشان دهد که کنش‌های انسانی چگونه به نتایجی متفاوت با مقصود اولیه منجر می‌شوند.

ازآنجاکه تا کنون هیچ کتابی دربارۀ پیامدهای ناخواسته در دسترس خوانندگان فارسی‌زبان نبوده است، امید است که چاپ ترجمۀ فارسی این کتاب کلاسیک که چاپ نخستین آن به زبان فرانسه در سال ۱۹۷۷ و ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، فتح بابی دربارۀ مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
👍14👎4
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
Javadi Yeganeh and Ragheb. selected pages.pdf
6.1 MB
صفحات اولیه کتاب

پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی. ریمون بودن
👍12👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ ایران و آمریکا: تندروها، میانه‌روها و آینده ایران
 
احمد زیدآبادی متخصص علوم سیاسی است و اندیشه او بر الزامات دولت-ملت در عصر مدرن متمرکز بوده است. او هم‌چنین به مدت ۴۰ سال به صورت مستمر سیاست داخلی و خارجی اسرائیل را مطالعه کرده است. او در این گفت‌وگو، علت‌های جنگ از دیدگاه راست افراطی اسرائیل، سیاست داخلی در ایران، و آینده سیاسی ایران را بررسی می‌کند.
 
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo

بخشی از این گفت‌وگو به مواجهه احمد زیادآبادی با تندی‌ها و تلخی‌های فعالیت روزنامه‌نگاری و فعالیت سیاسی در ایران امروز اختصاص دارد. زیدآبادی از شیو‌ه‌های مواجهه‌اش با جهان اجتماعی و رسیدن به صلح درونی می‌گوید.
 
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی

@irantalk_sn
👍66👎19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ ایران و آمریکا: تندروها، میانه‌روها و آینده ایران
 
احمد زیدآبادی در این گفت‌وگو از ضرورت‌های سیاست داخلی و خارجی می‌گوید.
 
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo
 
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی

@irantalk_sn
👎43👍41
‏این پنج تن تنهاترین سرباز هستند؛ سربازانی بی‌نام و بی‌چهره که رفتند و هیچگاه بازنگشتند؛ رفتند تا تصرف پل ⁧ خرمشهر⁩ توسط ارتش عراق را به تاخیر اندازند و مردم وقت کافی برای تخلیه شهر را داشته‌باشند. ای کاش برای پاسداشت چنین جانفشانیِ مردمی ⁧ سوم خرداد⁩ را ⁧ روز دفاع از وطن⁩ می‌نامیدیم.

https://x.com/arashreisi/status/1661303829873164290?s=46

@Iran_Simorq
👍343👎10
Forwarded from حسام الدین آشنا (H Ash)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 در رویداد «شریان‌های ارتباطی پایدار ارتباطات» به میزبانی وزارت ارتباطات بررسی شد: آیا محدودیت اینترنت امنیت‌آفرین است؟

حسام‌الدین آشنا، رئیس اسبق مرکز بررسی‌های ریاست‌جمهوری:
▫️محروم کردن ایرانیان از پلتفرم‌های جهانی یعنی غیبت در نبرد میدان جهانی

هادی خانیکی، هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
▫️قطع ارتباطات در شرایط جنگ می‌تواند اثرات معکوس داشته باشه و منجر به افزایش شایعات و خبرهای جعلی شود

مجتبی قلی‌پور، هیأت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی:
▫️ما به اشتباه گمان می‌کنیم مشکلات کشور بخاطر اینترنت است و این تبدیل به روایت رسمی شده است. همین تصور باعث قطعی کامل اینترنت شده است

محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات:
▫️کنش‌های جمعی تابع هزینه-فایده هستند نه تابع فضاسازی در محیط آنلاین
👍56👎6
به بهانه دوم خرداد

محمد فاضلی

دوم خرداد ۱۳۷۶ لحظه تاریخی مهمی در تاریخ ایران معاصر است که کم‌وبیش به هدر رفته است. بازخوانی آن تجربه برای آینده ایران و امروزش مهم است.

دو سال پیش سعی کردم آن رخداد مهم را در بستر تاریخ معاصر ایران و با چارچوب نظری روشن و البته پیچیده‌ای تفسیر و شناسایی کنم. به گمانم هنوز مطلب قابل استفاده و قابل تأملی است.

بازخوانی ایران معاصر (در تلگرام)
https://t.me/dirancast_official/463

بازخوانی ایران معاصر (در کستباکس)
https://castbox.fm/vb/746759955

@fazeli_mohammad
👍33👎11
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ اقتصادِ بی‌تقاضا: وفور برای اقلیت، حذف برای اکثریت

سخن دبیر انجمن صنعت بسته‌بندی گوشت و مواد پروتئینی کشور داده‌ای کلیدی در اختیار ما می‌گذارد: «تقاضای بازار گوشت قرمز حدود ۵۰ درصد نسبت به سال گذشته سقوط کرده است» و «امسال نیاز به واردات نداریم و تولیدات داخل تمام نیاز بازار را پوشش می‌دهد». این دو گزاره اگر کنار هم قرار گیرند نه‌فقط خبری دربارۀ یک بازار خاص بلکه بهانه‌ای‌اند برای دیدن شکافی عمیق‌تر در اقتصاد سیاسی ایران: شکاف میان نیاز و توان خرید.

برای فهم معنای این سقوط باید به الگوی مصرف گوشت قرمز پیش از جنگ بازگردیم. در سال ۱۴۰۳، زمانی که هنوز کشور وارد چرخۀ جنگ نشده بود، ساختار مصرف گوشت قرمز تصویری عریان از نابرابری ارائه می‌داد. در رأس این هرم با خانوارهای سرمایه‌دار شهری مواجه بودیم که فقط ۱.۷۵ درصد جمعیت کشور را دربر‌می‌گیرند اما مصرف‌ سرانۀ گوشت قرمز در میان‌شان هجده برابر مصرف سرانۀ گوشت قرمز میان تهی‌دستان روستایی بود که پنج درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند و در قاعدۀ هرم معیشتی ایستاده‌اند. در شهرها نیز شکاف بسیار وسیع بود: خانوارهای همان گروه کوچک سرمایه‌دار شش‌ونیم برابر تهی‌دستان شهری که ده درصد جمعیت کشور را شکل می‌دهند مصرف می‌کردند. این نسبت برای طبقۀ کارگر روستایی که چهارونیم درصد جمعیت را دربرمی‌گیرد پنج برابر بود و برای طبقۀ کارگر شهری که ۲۳ درصد جمعیت کشور را شامل می‌شود سه برابر.

وانگهی باید از گروهی نام برد که گرچه از نظر جمعیتی فقط نزدیک به یک درصد جامعه را تشکیل می‌دهد اما جایگاهی تعیین‌کننده در ساختار قدرت دارد: خانوارهای مقام‌ها و مدیران حکومتیِ شهری. این گروه الگویی از مصرف دارد که به‌روشنی از سایرین فاصله می‌گیرد: اگر مبنا را مصرف سرانۀ گوشت قرمز در سال ۱۴۰۳ بگیریم، اعضای این گروه هفده برابر تهی‌دستان روستایی و شش برابر تهی‌دستان شهری گوشت قرمز مصرف می‌کردند.

در چنین زمینه‌ای، سقوط ۵۰ درصدی تقاضا معنای واقعی خود را آشکار می‌کند. این کاهش نه یک افت یکنواخت بلکه یک جابه‌جایی طبقاتی در مصرف است. در بالا تعدیل و در پایین نیز حذف. تهی‌دستان روستایی و شهری و بخش‌هایی از طبقۀ کارگر بیش‌از‌پیش از بازار گوشت قرمز کنار رفته‌اند. بنابراین «کاهش تقاضا» در زبان رسمی فقط نام دیگرِ فرایندی است که طی آن بخش‌های وسیعی از جامعه از دسترسی به یک کالای اساسی محروم می‌شوند.

این‌جا باید بر نکته‌ای تأکید کرد که اکثر تحلیل‌های رسمی نادیده می‌گیرند: بازار می‌تواند در حالی مملو از کالا باشد که بخش بزرگی از جمعیت با کمبود مواجه است. کاهش تقاضا در چنین شرایطی نه نشانۀ اشباع نیاز بلکه علامت فروپاشی قدرت خرید است. آنچه فرومی‌ریزد نه نیاز بلکه توان ارضای نیاز است. بازار کماکان کار می‌کند اما کارکردش نه تأمین نیاز اجتماعی بلکه غربال‌کردنِ فزاینده‌تر جامعه بر اساس توان پرداخت است.

این وضعیت دلالتی فراتر از اقتصاد دارد. در سطح سیاسی، صورت‌بندی «خودکفایی در تولید» می‌تواند نشانۀ موفقیت عرضه جلوه یابد اما همزمان واقعیت نابرابری را پنهان کند. خودکفایی در این‌جا نه محصول تقویت تولید بلکه حاصل تضعیف مصرف است. گوشت قرمز، در شرایط تورمی، از نخستین کالاهایی است که از سبد طبقات اجتماعی فرودست حذف می‌شود، نه به دلیل تغییر ترجیح بلکه بر اثر اجبار بودجه‌ای.

دلالت اجتماعی این روند شاید از همه عمیق‌تر باشد. غذا صرفاً یک کالای اقتصادی نیست. بخشی از کرامت انسانی و مشارکت در زندگی اجتماعی است. وقتی بخش‌های بزرگی از جامعه از مصرف گوشت قرمز محروم می‌شوند، این فقط یک تغییر در رژیم غذایی نیست بلکه نوعی فرود اجتماعی است: عقب‌نشینی از استانداردهای زیستی و کاهش کیفیت زندگی و البته شکل‌گیری احساس طردشدگی.

نهایتاً باید به زمان‌مندی این داده‌ها بازگشت. تمام این شکاف‌ها به سال ۱۴۰۳ تعلق دارند، زمانی که هنوز جنگی رخ نداده بود. اکنون در سال ۱۴۰۵، پس از پشت‌سر‌گذاشتن دو جنگ، دشوار می‌توان تصور کرد که این شکاف‌ها ثابت مانده باشند. اما آنچه امروز در قالب «سقوط تقاضا» ثبت می‌شود نه صرفاً تعمیق نابرابری‌های پیشین بلکه نشانۀ عبور از آستانه‌ای است که در آن بخش‌هایی از جامعه عملاً از جایگاه «تقاضاکننده» در بازار حذف شده‌اند.

خبر بی‌نیازی به واردات گوشت قرمز را باید وارونه خواند: نه نشانۀ وفور بلکه علامت حذف. بازاری که نیازی به واردات ندارد نه لزوماً بازاری سالم بلکه بازاری است که در آن بخش بزرگی از جامعه در شمارِ تقاضاکننده به حساب نمی‌آیند.

🆔 @mmaljoo
👍74👎8
​چه توافقی، چه کشکی؟

​دو روز است اخبار توافق احتمالی اسلام ابادی ایران و آمریکا در سراسر جهان پیچیده است؛ بله، خیلی هم بعید نیست که حتی به زودی جزییات آن اعلام شود. ولی چنین توافقی بیش از آن که یک ازدواج یا پیوند پایدار باشد، یک طلاق کنترل شده است. به عبارت دیگر، هدف آن مدیریت تنش است تا حل تنش. ایران و آمریکا در پی ایجاد فضایی برای تنفس هستند، ولی هر دو اگاهند که مناقشات ژئوپلتیک همچنان مانند استخوان در گلو باقی می مانند. تاریخ جنگ ویتنام با بیش از ۸۷ اتش بس ثابت کرد که اتش بس بدون صلح پایدار، تنها فرصتی برای لیسیدن زخم ها و آماده شدن برای وارد کردن ضربات کاری بعدی است.

​۱- نبود شرایط ساختاری
​در ساختار سیاسی ایالات متحده، هر معاهده صلحی باید به تایید دو سوم سنا برسد. هر توافقی که این فاز را طی نکند، تنها یک توافق اجرایی  است که تنها با امضای رییس جمهور بعدی قابل ابطال است. آمریکای ترامپیزه شده هرگز چنین تضمین بلندمدتی به ایران نمی دهد و تهران نیز نمی تواند روی امضایی حساب کند که اعتبارش با یک انتخابات جابجا می شود.
​۲- نقش دیگر بازیگران
​اسراییل و دیگر بازیگران منطقه ای، هرگونه توافقی را که شامل محدودسازی قطعی توان پهپادی، موشکی و هسته ای ایران نباشد، ناقص می پندارند. این بازیگران ممکن است با اقدامات تقابلی چون ترور یا عملیات خرابکارانه، توافق را در نطفه خفه کنند. از سوی دیگر، واشینگتن خواهان عقب نشینی ایران از نفوذ منطقه ای است، در حالی که تهران آن را عمق از استراتژیک و غیرقابل مذاکره می داند.
​۳- مخالفت های داخلی
​جریان های پرنفوذ در واشینگتن هرگونه کاهش فشار بر تهران را در حکم باج دهی پنداشته و اماده اند با ابزارهای قانونی جلوی گشایش های مالی را بگیرند. در مقابل، جریان های قدرتمند در تهران نیز با هرگونه عقب نشینی در برابر آمریکا مخالف بوده و آن را مقدمه ای برای تغییر رفتار نظام دانسته و به دیده شک می نگرند.
​۴- هراس از نداشتن اهرم فشار
​جمهوری اسلامی نگران است که با کاهش ذخایر غنی سازی شده، سنگین ترین اهرم فشار خود برای لغو تحریم ها را از دست بدهد، بی آن که تضمینی برای بقای اقتصادی و ثبات سیاسی داشته باشد. در واقع، نقد دادن در برابر نسیه گرفتن، ریسکی است که تهران به راحتی زیر بار آن نخواهد رفت.
​۵- متغیر چین-روسیه
​ایالات متحده نمی خواهد در جهانی که به سرعت به سمت بلوک بندی پیش می رود، زیر بار توافقی دائمی برود که به تقویت جایگاه چین در خلیج فارس بینجامد. با نزدیکی استراتژیک ایران به محور چین-روسیه، پرونده ایران دیگر یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه بخشی از شطرنم قدرت های بزرگ محسوب می شود که واشینگتن تمایلی به واگذاری امتیاز در آن ندارد.
​۶- نبود اعتماد
​فرای بندهای قانونی، آن چیزی که غایب بزرگ این صحنه است، اطمینان و اعتماد است. طرفین حتی بر سر تعاریف اولیه واژگانی چون ثبات و امنیت نیز توافق ندارند. وقتی طرفین یکدیگر را به عنوان تهدید وجودی تعریف می کنند، هر توافقی تنها یک وقفه تاکتیکی برای بازسازی قواست، نه تفاهمی بر سر اصول مشترک.
​۷-  کاسبان تنش سیاسی
​در هر دو سو، ذینفعانی وجود دارند که از وضعیت نه جنگ و نه صلح سود می برند. در سایه تحریم و انسداد، ساختارهای اقتصادی خاصی شکل گرفته اند که در صورت عادی سازی روابط، موجودیتشان به خطر می افتد. این  کاسبان تنش در هر دو پایتخت، مانند ترمزی در برابر هرگونه گشایش واقعی عمل می کنند.

​ختم کلام
​در نهایت باید گفت آنچه امروز به عنوان توافق از آن یاد می شود، نه یک سند صلح، بلکه نقشه راهی برای گونه ای از همزیستی دشمنانه است. ایران و آمریکا در حال تمرین برای مدیریت فروپاشی روابط هستند، نه بازسازی آن. این توافق اگر هم اجرایی شود، تنها حکم یک مسکن قوی برای بیماری را دارد که به جراحی ریشه ای نیاز دارد؛ جراحی ای که هیچ کدام از طرفین فعلا نه جرات انجامش را دارند و نه ابزارش را. بنابراین، نباید پشت واژه های دیپلماتیک به دنبال معجزه گشت؛ این صرفا وقفه ای است پیش از طوفان بعدی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
👍121👎16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ چهل روزه: ریشه‌ها و مسأله هسته‌ای (بخش اول)
 
این بخش اول از گفت‌وگویی مفصل با مهدی خراتیان است که در آن ریشه‌های جنگ، تأثیر شرایط داخلی بر جنگ، نقش وقایع فاجعه‌بار ۱۸ و ۱۹ دی در پیدایش جنگ، و مسیر طی‌شده تا رسیدن به امروز در میانه آتش‌بس را بررسی می‌کند. بخش اول گفت‌وگو مقدمه و زمینه‌ای برای رسیدن به راهکار مطرح‌شده از سوی او با عنوان «آخرین انعطاف هسته‌ای و ماشه هسته‌ای» است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/cjzR-5b9prg
 
#حمله_آمریکا #راست_افراطی  #راست_وحشی #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍59👎45
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
‏نه با بسته نگه داشتن اینترنت سبد رای‌ای افزایش پیدا می‌کند، نه با باز کردنش، رهاکردگان سیاست، متمایل به رای دادن می‌شوند.
‏
فارغ از رای و شو، اینترنت را بخاطر آرامش ذهنی مردم و حذف تبعیض طبقاتی، باز کنید.
👍182👎9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ چهل روزه: ریشه‌ها و مسأله هسته‌ای (بخش دوم)

این بخش دوم گفت‌وگویی مفصل با مهدی خراتیان درباره ریشه‌های جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. وی در بخش اول گفت‌وگو تأثیر شرایط داخلی بر جنگ را بررسی کردن و در این بخش راهکار پیشنهادی خود را با عنوان «آخرین انعطاف هسته‌ای و ماشه هسته‌ای» را ارائه می‌دهد.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/UZAXvoFo1q4

#حمله_آمریکا #ماشه_هسته_ای #انعطاف_هسته_ای #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی

@irantalk_sn
👍52👎48
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چین از درون: بایسته‌های روابط ایران و چین

زبان چینی مانع بزرگی در مسیر ایرانیانی است که قصد شناخت چین را دارند. دکتر حامد وفایی ده سال در چین تحصیل و زندگی کرده و به زبان چینی مسلط است و از همین‌رو می‌تواند نگاهی از درون به چین داشته باشند و این کشور را از زاویه غربی‌ها و متون انگلیسی نگاه نکند.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI

ایشان در این گفت‌وگو منطق سیاست خارجی، رفتار چینی‌ها و روابط چین با آمریکا و ایران را بررسی می‌کند. وی کاستی‌ها و قوت‌های رابطه ایران و چین را بررسی کرده و نشان می‌دهد ایران برای توسعه روابط با چین و بهره‌گیری از آن در شرایط امروز ایران چه نیازمندی‌هایی دارد. وی در این گفت‌وگو بایسته‌های روابط درست با چین و انتظارات معقول از این رابطه را نیز بررسی می‌کند.

#حامد_وفایی #ایران_چین #چین_آمریکا #چین_عربستان #مطالعات_چین #چین_شناسی #محمد_فاضلی

@irantalk_sn
👍53👎7