Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی!
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی مثل آبان ۹۸ یا دیماه ۱۴۰۴ خواهد داشت.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/jcPunsWgbMc
محسن یزدانپناه از چند اصل در طراحی اصلاحات بنزین دفاع میکند: تدریجی و زمانمند بودن بدون شوک قیمتی؛ تفکیک بین انواع بنزین و انواع بازارهای مصرف بنزین؛ و توجه کردن به اثرات انرژی در کلیت اقتصاد ایران که بر اثر تحریمها حاصل شده و ممکن است بر اثر شوکدرمانی، به فاجعه اقتصادی منجر شود. وی راهکاری برای اصلاحات تدریجی و اثربخش قیمتی و غیرقیمتی ارائه میدهد.
#قیمت_بنزین #آبان_۹۸ #شوک_درمانی #شوک_قیمتی #بازار_بنزین #سهمیه_بنزین
@Irantalk_sn
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی مثل آبان ۹۸ یا دیماه ۱۴۰۴ خواهد داشت.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/jcPunsWgbMc
محسن یزدانپناه از چند اصل در طراحی اصلاحات بنزین دفاع میکند: تدریجی و زمانمند بودن بدون شوک قیمتی؛ تفکیک بین انواع بنزین و انواع بازارهای مصرف بنزین؛ و توجه کردن به اثرات انرژی در کلیت اقتصاد ایران که بر اثر تحریمها حاصل شده و ممکن است بر اثر شوکدرمانی، به فاجعه اقتصادی منجر شود. وی راهکاری برای اصلاحات تدریجی و اثربخش قیمتی و غیرقیمتی ارائه میدهد.
#قیمت_بنزین #آبان_۹۸ #شوک_درمانی #شوک_قیمتی #بازار_بنزین #سهمیه_بنزین
@Irantalk_sn
👍43👎7
Forwarded from کیومرث اشتریان (K. Ashtarian)
سیاه نمایی ایران
کیومرث اشتریان
شرق یکم شهریور ۱۴۰۵
در روزهای گذشته برنامه اینترنتی آزاد با محدودیتهای قضائی مواجه شد و همزمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفتآوری محدودیتهای بیوجهی برای فعالیتهای علمی کشور پدید میآورد. گویی محدودیت نقد سیاسی به محدودیتهای نقد سیاستی ارتقا پیدا کرده است. این محدودیتها نظام فکری، دانشگاهی و تولید علم را مختل میکند؛ نظام سیاستگذاری را از موهبت نقد خبرگی محروم میکند؛ حرص و کینه فراوان میآفریند؛ پیکار سیاسی را به پایینترین و بیپرواترین لایههای اجتماعی میکشاند؛ مبارزان سیاسی زرد تولید میکند و میتواند به بخشی از پروژه «غیرانسانی جلوهدادن ایران» (سیاه نمایی ایران) در سطح بینالملل تبدیل شود.
برخی رسانه های خارجی که یا مستقیما وابسته به قدرتهای سرمایهداریاند یا به طور غیرمستقیم و از روی نژادپرستی فرهنگی در خدمت قدرتهای جنگطلباند، در حال شکلدادن به نوعی چارچوب رواییاند که میتوان آن را با مفهوم «غیرانسانیسازی ایران و جمهوری اسلامی» (dehumanization) تحلیل کرد. منظور از غیرانسانیسازی صرفا ارائه تصویری منفی از ایران نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن یک ملت یا جامعه بهگونهای بازنمایی میشود که رنج، حقوق، زندگی و کرامت اعضای آن در افکار عمومی جهانی کماهمیت یا فاقد ارزش اخلاقی جلوه کند تا خشونت علیه آنان توجیه شود؛ در اینجا تفکیک رژیم سیاسی از مردم و ایران مقدور نیست. معمولا پیش از آغاز هر جنگی این پروژه از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال میشود مثلا ادعاهای مربوط به داشتن سلاحهای کشتارجمعی صدام یا پوشش خبری گسترده از حمله حماس به اسرائیل از این سنخ بود. در رابطه با ایران بزرگنمایی شمار کشتهشدگان اعتراضات سال گذشته به 50 هزار نفر نیز چهرهای غیرانسانی از جمهوری اسلامی نشان داد تا حمله تجاوزکاران به آن مشروع شمرده شود. این، توهم توطئه نیست و با بررسی ادبیات و واژگان کلیدی به کار گرفتهشده، شمار پوشش اخبار و شواهد آماری دیگری قابل تأیید است. این پروژه از دو سو تغذیه میشود؛ یکی از سوی برخی کارگزاران فارسیزبان رسانههای خارجی و از دیگر سو اقداماتی که در داخل صورت میگیرد و برای این پروژه خوراک تبلیغاتی فراهم میشود: آنگاه که رسانهای اینترنتی که امکان گفتوگوی آزاد نخبگان ایرانی و عرصهای عمومی برای نقد و بررسی سیاستها را فراهم کرده، با محدودیت مواجه میشود و آنگاه که به نام مبارزه با نفوذ، نظام دانشگاهی تخریب میشود؛ در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پروژه بازنمایی غیرانسانی ایران به انجام میرسد.
ببینید در این طرح چه کردهاند؟
آنگاه که قاضی حکمی صادر میکند، میتواند مستند قانونی مورد نظر را به شقوق مختلفی تقسیم کند و برای هر یک حکم صادر کند. بنابراین تقطیع حقوقی آن ماده، به ویژه اگر آن ماده طولانی باشد، ضروری است. یک تقطیع منطقی مستخرج از ماده 17 طرح (از نسخهای که در سایت خانه ملت آمده است) چنین است: «هرکس (با علم به اینکه؟) تحت آموزش و... کارگزار بیگانه پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی پیشنهاد دهد که منجر به مخدوششدن اعتماد مردم شود یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند، به حبس درجه یک تا ۳۰ سال محکوم میگردد».
«اصل قانونیبودن جرم و مجازات» یک بنیاد حقوقی است که برای جلوگیری از مجرمسازی گسترده مردمان وضع شده است. طرح مزبور این اصل عمومی در نظامات حقوقی را نقض میکند و بنای فرّخ قانون را به مخروبه مشئوم بدل میسازد. یعنی برای ضابط این امکان فراهم است که به صورت موسع هرگونه سخنی را در این چارچوب قرار دهد و دست قاضی باز است تا هر تفسیری را از متن سخنان و پیشنهادات کارشناسان و دانشگاهیان برگیرد و دامنهای وسیع تا 30 سال زندان! را به عنوان مجازات تعیین کند. چنین تفسیرهای موسعی از جرم و مجازات و «مجرمانگاری» مردمان آنان را به سرکشی وادار میکند تا جایی که بگویند: «من ننگ را شکستم، وز عار توبه کردم».
همچنین است بند3-7 که «تدوین یا نشر کتاب و مجله و مقاله یا ارائه گزارش یا اطلاعات یا آمار یا اخذ بورسیه یا کمكهزینههای تحصیلی و فرصتهای مطالعاتی یا هر گونه همکاری علمی و دانشگاهی دیگر»، عملا دامنهای وسیع را دربر میگیرد. بگذریم از اینکه شمار جاسوس و نفوذی در دستگاههای دیگر عبرتآموز است و در این میان مگر سهم فعالیتهای علمی چقدر است که چنین محدودیتهایی برساخته شده است؟ البته باید با آن دسته از مفسران و فعالان رسانهای در داخل وخارج که با سخنان زهرآگین خود از متجاوزان دعوت به حمله به ایران کردهاند، فاصله روشنی داشت. در دو جنگ اخیر پرشمار متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان را دیدیم که در صف ملت قرار گرفتند. اما چنین متن تفسیربردار و چنین مجازات کشداری با هیچ منطق حقوقی، سیاسی، اجتماعی جور درنمیآید. ادامه 👇
کیومرث اشتریان
شرق یکم شهریور ۱۴۰۵
در روزهای گذشته برنامه اینترنتی آزاد با محدودیتهای قضائی مواجه شد و همزمان طرحی در دستور کار مجلس قرار گرفت که به طرز شگفتآوری محدودیتهای بیوجهی برای فعالیتهای علمی کشور پدید میآورد. گویی محدودیت نقد سیاسی به محدودیتهای نقد سیاستی ارتقا پیدا کرده است. این محدودیتها نظام فکری، دانشگاهی و تولید علم را مختل میکند؛ نظام سیاستگذاری را از موهبت نقد خبرگی محروم میکند؛ حرص و کینه فراوان میآفریند؛ پیکار سیاسی را به پایینترین و بیپرواترین لایههای اجتماعی میکشاند؛ مبارزان سیاسی زرد تولید میکند و میتواند به بخشی از پروژه «غیرانسانی جلوهدادن ایران» (سیاه نمایی ایران) در سطح بینالملل تبدیل شود.
برخی رسانه های خارجی که یا مستقیما وابسته به قدرتهای سرمایهداریاند یا به طور غیرمستقیم و از روی نژادپرستی فرهنگی در خدمت قدرتهای جنگطلباند، در حال شکلدادن به نوعی چارچوب رواییاند که میتوان آن را با مفهوم «غیرانسانیسازی ایران و جمهوری اسلامی» (dehumanization) تحلیل کرد. منظور از غیرانسانیسازی صرفا ارائه تصویری منفی از ایران نیست؛ بلکه فرایندی است که در آن یک ملت یا جامعه بهگونهای بازنمایی میشود که رنج، حقوق، زندگی و کرامت اعضای آن در افکار عمومی جهانی کماهمیت یا فاقد ارزش اخلاقی جلوه کند تا خشونت علیه آنان توجیه شود؛ در اینجا تفکیک رژیم سیاسی از مردم و ایران مقدور نیست. معمولا پیش از آغاز هر جنگی این پروژه از سوی آمریکا و اسرائیل دنبال میشود مثلا ادعاهای مربوط به داشتن سلاحهای کشتارجمعی صدام یا پوشش خبری گسترده از حمله حماس به اسرائیل از این سنخ بود. در رابطه با ایران بزرگنمایی شمار کشتهشدگان اعتراضات سال گذشته به 50 هزار نفر نیز چهرهای غیرانسانی از جمهوری اسلامی نشان داد تا حمله تجاوزکاران به آن مشروع شمرده شود. این، توهم توطئه نیست و با بررسی ادبیات و واژگان کلیدی به کار گرفتهشده، شمار پوشش اخبار و شواهد آماری دیگری قابل تأیید است. این پروژه از دو سو تغذیه میشود؛ یکی از سوی برخی کارگزاران فارسیزبان رسانههای خارجی و از دیگر سو اقداماتی که در داخل صورت میگیرد و برای این پروژه خوراک تبلیغاتی فراهم میشود: آنگاه که رسانهای اینترنتی که امکان گفتوگوی آزاد نخبگان ایرانی و عرصهای عمومی برای نقد و بررسی سیاستها را فراهم کرده، با محدودیت مواجه میشود و آنگاه که به نام مبارزه با نفوذ، نظام دانشگاهی تخریب میشود؛ در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پروژه بازنمایی غیرانسانی ایران به انجام میرسد.
ببینید در این طرح چه کردهاند؟
آنگاه که قاضی حکمی صادر میکند، میتواند مستند قانونی مورد نظر را به شقوق مختلفی تقسیم کند و برای هر یک حکم صادر کند. بنابراین تقطیع حقوقی آن ماده، به ویژه اگر آن ماده طولانی باشد، ضروری است. یک تقطیع منطقی مستخرج از ماده 17 طرح (از نسخهای که در سایت خانه ملت آمده است) چنین است: «هرکس (با علم به اینکه؟) تحت آموزش و... کارگزار بیگانه پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی پیشنهاد دهد که منجر به مخدوششدن اعتماد مردم شود یا آرای مردم را به نفع گروه یا جریان خاصی جهتدهی کند، به حبس درجه یک تا ۳۰ سال محکوم میگردد».
«اصل قانونیبودن جرم و مجازات» یک بنیاد حقوقی است که برای جلوگیری از مجرمسازی گسترده مردمان وضع شده است. طرح مزبور این اصل عمومی در نظامات حقوقی را نقض میکند و بنای فرّخ قانون را به مخروبه مشئوم بدل میسازد. یعنی برای ضابط این امکان فراهم است که به صورت موسع هرگونه سخنی را در این چارچوب قرار دهد و دست قاضی باز است تا هر تفسیری را از متن سخنان و پیشنهادات کارشناسان و دانشگاهیان برگیرد و دامنهای وسیع تا 30 سال زندان! را به عنوان مجازات تعیین کند. چنین تفسیرهای موسعی از جرم و مجازات و «مجرمانگاری» مردمان آنان را به سرکشی وادار میکند تا جایی که بگویند: «من ننگ را شکستم، وز عار توبه کردم».
همچنین است بند3-7 که «تدوین یا نشر کتاب و مجله و مقاله یا ارائه گزارش یا اطلاعات یا آمار یا اخذ بورسیه یا کمكهزینههای تحصیلی و فرصتهای مطالعاتی یا هر گونه همکاری علمی و دانشگاهی دیگر»، عملا دامنهای وسیع را دربر میگیرد. بگذریم از اینکه شمار جاسوس و نفوذی در دستگاههای دیگر عبرتآموز است و در این میان مگر سهم فعالیتهای علمی چقدر است که چنین محدودیتهایی برساخته شده است؟ البته باید با آن دسته از مفسران و فعالان رسانهای در داخل وخارج که با سخنان زهرآگین خود از متجاوزان دعوت به حمله به ایران کردهاند، فاصله روشنی داشت. در دو جنگ اخیر پرشمار متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان را دیدیم که در صف ملت قرار گرفتند. اما چنین متن تفسیربردار و چنین مجازات کشداری با هیچ منطق حقوقی، سیاسی، اجتماعی جور درنمیآید. ادامه 👇
👍49👎5
Forwarded from کیومرث اشتریان (K. Ashtarian)
👆طبق تبصره -3 ماده 27 «تولید اثر هنری بدون مجوز از نهادهای قانونی کشور، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از فعالیت هنری و دو تا چهار برابر هزینههای تولید اثر خواهد بود» البته این بدان معنا نیست که مثلا «اگر شما در منزل یک نقاشی بکشید، بایستی قبلا از نهادهای قانونی کشور مجوز بگیرید»، اما نوع نگارش آنچنان غیرحرفهای است که امکان سوءاستفاده و توسعه مفهوم جرم را فراهم میکند. به همین سان است عبارت بسیار موسع «تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه» که میتوان هر چیزی را ذیل آن تفسیر مجرمانه کرد. آنچنان این دامنه گسترده است که توبهکردن بر جرم ناکرده نیز جرم باشد؛ مصحف حکم و حکومت، آیه رحمت ندارد؟
اجرای چنین طرحی و محدودیتهای رسانههای مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر میدارد و پیکار سیاسی را به غریزههای کور لایههای زرد اجتماع میبرد و توده را به همانجا میکشاند که در فجایع تلخ دیماه 1404 دیدیم. آنگاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانههای واهی از میدان به در کنید، راه برای همانهایی باز میشود که با تولید فیلمها و آثار هنری زرد و سیاهنمایی چهره ایران در جشنوارههای بینالمللی جایزه میگیرند. طبقهای از روشنفکران زرد و سلبریتیهای کمدانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان سادهدل تبدیل میشوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنهای از «سرکشی» و «سلاح» بر میسازند و باز هم چهرهای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم میزنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیهگر جنگافروزیهای دشمنان میشوید. همین.
اجرای چنین طرحی و محدودیتهای رسانههای مستقل اینترنتی همچون «آزاد» طبقه واسط نخبگان فکری را کلا از میان بر میدارد و پیکار سیاسی را به غریزههای کور لایههای زرد اجتماع میبرد و توده را به همانجا میکشاند که در فجایع تلخ دیماه 1404 دیدیم. آنگاه که هنرمندان و روشنفکران شرافتمند را به بهانههای واهی از میدان به در کنید، راه برای همانهایی باز میشود که با تولید فیلمها و آثار هنری زرد و سیاهنمایی چهره ایران در جشنوارههای بینالمللی جایزه میگیرند. طبقهای از روشنفکران زرد و سلبریتیهای کمدانش با خودنمایی به قهرمانان پوشالی جوانان سادهدل تبدیل میشوند. نهایت کار روشن است؛ دشمنان فتنهای از «سرکشی» و «سلاح» بر میسازند و باز هم چهرهای غیرانسانی از ایران و جمهوری اسلامی رقم میزنید و در برابر افکار عمومی جهانیان توجیهگر جنگافروزیهای دشمنان میشوید. همین.
👍78👎8
گفتوگوهای حیاتی
محمد فاضلی
برای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
گفتوگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایرانتاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفتوگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال میکنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش.
دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی
هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدانپناه بر طرح فعلی وارد میکند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیدهای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفتوگوی اجتماعی، و اجماعسازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین راهحلها وجود ندارد.
همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حاملهای انرژی را میتوان به دیدن این گفتوگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفتوگوها، گفتوگوهای حیاتی هستند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
برای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
گفتوگو با دکتر #محسن_یزدان_پناه اقتصاددان که در رسانه ایرانتاک با عنوان «اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی» منتشر شد؛ تلاشی بود برای باز کردن باب گفتوگو درباره طرحی که برخی در دولت دنبال میکنند، نقد آن و نشان دادن عواقبش.
دیدن اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی
هر طرحی قابل نقد است؛ از جمله طرح فعلی دولت؛ و هر نقدی هم قابل نقد است، از جمله نقدهایی که محسن یزدانپناه بر طرح فعلی وارد میکند. مهم این است که برای هر مسأله بدخیم و پیچیدهای – نظیر انرژی در ایران امروز – راهی بهتر از شفافیت سیاستی، گفتوگوی اجتماعی، و اجماعسازی اجتماعی و سیاسی بر سر بهترین راهحلها وجود ندارد.
همه علاقمندان مبحث سیاست انرژی و مباحثات درباره اصلاحات قیمتی و غیرقیمتی در بنزین و سایر حاملهای انرژی را میتوان به دیدن این گفتوگو و ورود در مباحثه اجتماعی درباره آن دعوت کرد. این گفتوگوها، گفتوگوهای حیاتی هستند.
@fazeli_mohammad
YouTube
اصلاحات بنزینی: بدون آتش بازی! | گفتوگو با محسن یزدانپناه
این برنامه در تاریخ 29 مرداد 1405 ضبط شده است.
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک…
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک…
👍78👎2
عفلانیت: نه پوپولیسم و خودفدارکارنمایی
محمد فاضلی
آقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیسجمهور و مسئولیت بهینهسازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرفهایی میزنند و مصاحبههایی میکنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشهداری را زنده میکند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است.
ایشان و همکارانشان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر میگذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است:
یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلالها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخههای محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند.
دو. فرصت گفتوگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند.
سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخگو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهامها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند.
ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویهای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه گزینهای در توییتر برگزار میکنند؛ مصاحبههایی برگزار میکنند که خود را فداکار ملت نشان میدهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه میدهند که انگار میخواهند آبروی خود را در کوتاهمدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیسجمهور را هم قهرمانی جلوه میدهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است.
این نوع رفتارها در ایران ما کمسابقه که نیست، بسی سابقهدار است. کم نبودهاند آنها که از این اداها درآوردهاند و خواستهاند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیتها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آوردهاند. سلوک درست سیاستگذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است.
یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید.
دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آنرا انجام داده و مسئولیت آنرا میپذیرد چه کسانی هستند.
سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟
چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید.
پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آنها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخهای شما قرار گیرد.
شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید.
هفت. فرایند گفتوگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید.
پینوشت: بیش از یک سال فرصت داشتهاید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آنها دیده نشده است.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
آقای #سقاب_اصفهانی که معاونت رئیسجمهور و مسئولیت بهینهسازی انرژی در کشور را دارند، در ایام اخیر، حرفهایی میزنند و مصاحبههایی میکنند که به شدت شائبه پوپولیسم عمیق و ریشهداری را زنده میکند؛ و از رویه عقلانی و کار کارشناسی به دور است.
ایشان و همکارانشان طرحی دارند که از تجربه گذشته و ساختار وابستگی به انرژی در کشور، مشخص است بر همه ابعاد زندگی ایرانیان اثر میگذارد. وقتی چنین طرحی در میان است، راه کارشناسی و عقلانیت این است:
یک. ایده خود را شفاف، مکتوب، با محاسبات و همه استدلالها، منتشر کنند یا حداقل به صورت نسخههای محدود در اختیار شمار زیادی از کارشناسان و متخصصان قرار دهند.
دو. فرصت گفتوگوی عمومی و نقد کارشناسی این طرح را فراهم کنند.
سه. در برابر نقدها به این طرح پاسخگو باشند و حداقل در محافل کارشناسی؛ و در نهایت در عرصه عمومی؛ به صورت روشن از طرح خود دفاع کنند؛ و به انبوه ابهامها درباره ابعاد ریز و درشت این طرح پاسخ دهند.
ایشان به عوض در پیش گرفتن چنین رویهای که با عقل کارشناسی سازگار است؛ نظرسنجی سه گزینهای در توییتر برگزار میکنند؛ مصاحبههایی برگزار میکنند که خود را فداکار ملت نشان میدهند و بیشتر #روضه_انرژی هستند تا بحث کارشناسی؛ چنان جلوه میدهند که انگار میخواهند آبروی خود را در کوتاهمدت فدای خوشبختی درازمدت مردم ایران کنند (#خودفدارکارنمایی)؛ رئیسجمهور را هم قهرمانی جلوه میدهند که با این فداکاری و روی میدان مین رفتن برای گشودن معبر خوشبختی همراه ایشان شده است.
این نوع رفتارها در ایران ما کمسابقه که نیست، بسی سابقهدار است. کم نبودهاند آنها که از این اداها درآوردهاند و خواستهاند راه خوشبختی را هموار کنند، حتی با نیتها خیر، و عاقبت مصیبت به بار آوردهاند. سلوک درست سیاستگذاری، تن دادن به قاعده عقلانیت است.
یک. متن مکتوب طرحی را که در نظر دارید، با همه محاسبات، ملاحظات، مراحل اجرایی، و سناریوهای محتمل منتشر کنید.
دو. مشخص کنید اعضای تیمی که این طرح را تهیه کرده و محاسبات آنرا انجام داده و مسئولیت آنرا میپذیرد چه کسانی هستند.
سه. فرایند کارشناسی-داوری این طرح چگونه است؟
چهار. نظرات منتقدان و کارشناسان در بررسی و نقد طرح را منتشر کنید.
پنج. جلسات کارشناسی با حضور منتقدان درباره این طرح برگزار کرده، حتی آنها را زنده پخش کنید، و اجازه دهید جامعه در جریان طرح، نقدهایش و پاسخهای شما قرار گیرد.
شش. نتیجه تعاملات کارشناسی با منتقدان را در قالب طرح جدید ارائه دهید.
هفت. فرایند گفتوگوی اجتماعی با جامعه را پیش از هر گونه غافلگیر کردن جامعه و به دور از هر گونه #هیجان_پوپولیسم و #خودفداکارنمایی طی کنید.
پینوشت: بیش از یک سال فرصت داشتهاید این کارهای عاقلانه را انجام دهید و تاکنون بروز و ظهوری از آنها دیده نشده است.
@fazeli_mohammad
👍179👎5
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
✳️نامه جمعی از فعالین سیاسی - رسانه ای به رئیس قوه قضائیه، پیرامون توقیف برنامه "رسانه آزاد"
🔹ریاست محترم قوه قضائیه
جناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای
با سلام و احترام،
امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفتوگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، بهعنوان نخستین متولی حراست از آزادیهای اجتماعی، در میان بگذارند.
این نگرانی از آنجا عمیقتر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانههای گفتوگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بودهایم.
همانطور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکافها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبهروست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادیهای اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلافهایی حاشیهای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایراناند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه میتوان این اختلافها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه میتوان آنها را به گفتوگویی مسالمتآمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، بهخصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمیکند، بلکه ممکن است آن را بهصورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد.
به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاههای رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد.
اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نهتنها بستر و زمینه گفتوگو را مهیا نمیسازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمیآورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربههاست؛ رسانهای که تلاش کرده است دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمتآمیز آنها را فراهم کند.
ممکن است درباره کیفیت برخی برنامهها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نهتنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانهای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقیمانده برای گفتوگوی رسانهای شود.
ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامهای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادیهای مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش میآید که چرا میان آنچه اعلام میشود و آنچه در عمل اجرا میگردد، اینقدر فاصله وجود دارد؟
در شرایطی که بهخاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجهای نجومی، ناکارآمدی رسانهای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانهای از کشور خارج شده، بستن رسانههای مفید، آیا میدان تأثیر رسانههای مخرب خارجی را افزایش نمیدهد؟ رسانههایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیتبخشی به تهاجم نظامی، عادیسازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساختهای کشور هستند؟ بهراستی تعطیلی بستر گفتوگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمیکند؟
در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تابآوری اجتماعی مشخص میکند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شدهاند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟
چرا باید مردم شاهد رویههایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر میکند؟
جناب اژهای!
از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهمتری است: در جامعهای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکانهای گفتوگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئلهای قشری، بلکه دغدغهای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است.
لذا ما خواهان رفع محدودیتهای اعمالشده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم.
✍امضاکنندگان:
بهاره آروین
محمدرضا اصنافی
وحید اشتری
محسن بدره
حسین درودیان
محمد درویش
حسین خداپرست
میلاد گودرزی
سلمان کدیور
مجید مرادی
یاسر عرب
علی سرزعیم
عابس قدسی
محمد فاضلی
🔹ریاست محترم قوه قضائیه
جناب حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای
با سلام و احترام،
امضاکنندگان متن زیر بر خود لازم دیدند نگرانی عمیق خود از محدود شدن اندک فضای موجود برای گفتوگو و تبعات آن برای آینده ایران را با شما، بهعنوان نخستین متولی حراست از آزادیهای اجتماعی، در میان بگذارند.
این نگرانی از آنجا عمیقتر شده است که اخیراً شاهد برخورد با برخی رسانههای گفتوگومحور، از جمله «رسانه آزاد»، بودهایم.
همانطور که استحضار دارید، جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با شکافها و تضادهای عمیق فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روبهروست. اختلاف بر سر منشأ حکومت، نسبت دولت و مردم، آزادیهای اجتماعی، سیاست خارجی، اقتصاد و بسیاری از مسائل بنیادین، دیگر اختلافهایی حاشیهای نیستند؛ بلکه بخشی از واقعیت امروز ایراناند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چگونه میتوان این اختلافها را حذف کرد؛ پرسش این است که چگونه میتوان آنها را به گفتوگویی مسالمتآمیز و سازنده تبدیل کرد؛ چرا که تجربه تاریخی، بهخصوص در چند سال گذشته، نشان داده است که حذف یک دیدگاه الزاماً آن دیدگاه را از جامعه حذف نمیکند، بلکه ممکن است آن را بهصورت خشونت عریان و مسلح در کف خیابان به نمایش بگذارد.
به همین دلیل، جامعه به نهادهایی نیاز دارد که بتوانند میان دیدگاههای رقیب واسطه شوند و امکان شنیدن، نقد کردن و حتی مخالفت جدی را فراهم کنند. این مهم، طبق قانون اساسی و مفاد ذیل «حقوق ملت»، در درجه اول بر عهده حکومت است که چنین فضایی را فراهم آورد.
اما متأسفانه شاهد آن هستیم که حاکمیت نهتنها بستر و زمینه گفتوگو را مهیا نمیسازد، بلکه اندک فضای موجود و مستقل را نیز تاب نمیآورد؛ توقیف «رسانه آزاد» یکی از همین تجربههاست؛ رسانهای که تلاش کرده است دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهد و امکان مواجهه مستقیم و مسالمتآمیز آنها را فراهم کند.
ممکن است درباره کیفیت برخی برنامهها، انتخاب مهمانان یا حتی بخشی از محتوای «رسانه آزاد» نقدهایی وجود داشته باشد. این امر نهتنها طبیعی، بلکه لازمه فعالیت هر رسانهای است. اما این مسائل نباید سبب نابودی تنها منافذ باقیمانده برای گفتوگوی رسانهای شود.
ملت ایران شاهد بودند که مدتی پیش، رهبری انقلاب در نامهای خطاب به جنابعالی، دفاع و حراست از آزادیهای مشروع اجتماعی را مطالبه کردند. حال، با دیدن وضعیت کنونی، برای آنها این تناقض پیش میآید که چرا میان آنچه اعلام میشود و آنچه در عمل اجرا میگردد، اینقدر فاصله وجود دارد؟
در شرایطی که بهخاطر عملکرد صداوسیما، که با اتلاف بودجهای نجومی، ناکارآمدی رسانهای آن مسجل شده است، مرجعیت رسانهای از کشور خارج شده، بستن رسانههای مفید، آیا میدان تأثیر رسانههای مخرب خارجی را افزایش نمیدهد؟ رسانههایی که با بودجه دشمنان این ملت مشغول مشروعیتبخشی به تهاجم نظامی، عادیسازی اشغال سرزمینی و نابودی زیرساختهای کشور هستند؟ بهراستی تعطیلی بستر گفتوگوهای ملی، دشمنان کشور را تقویت نمیکند؟
در شرایط کنونی که کشور درگیر جنگی بزرگ است و پیروز نهایی این نبرد را تابآوری اجتماعی مشخص میکند، چرا باید دست به اقداماتی زد که تاب و تحمل مردمی را که فشارهای اقتصادی و روانی گوناگونی را متحمل شدهاند تضعیف کند و امیدهای آنان به طلوع فصلی تازه از شیوه حکمرانی را به باد دهد؟
چرا باید مردم شاهد رویههایی باشند که اصرار بر تکرار خطاهای گذشته را در اذهان متبادر میکند؟
جناب اژهای!
از این رو، درخواست ما نه حمایت از یک فرد یا یک برنامه، بلکه دفاع از اصل مهمتری است: در جامعهای با این میزان از اختلاف و شکاف، امکانهای گفتوگو و تضارب آرای مختلف نباید بسته شود. این نه مسئلهای قشری، بلکه دغدغهای از سر نگرانی برای آینده ایران عزیز است.
لذا ما خواهان رفع محدودیتهای اعمالشده بر «رسانه آزاد» و فراهم شدن امکان ادامه فعالیت آن هستیم.
✍امضاکنندگان:
بهاره آروین
محمدرضا اصنافی
وحید اشتری
محسن بدره
حسین درودیان
محمد درویش
حسین خداپرست
میلاد گودرزی
سلمان کدیور
مجید مرادی
یاسر عرب
علی سرزعیم
عابس قدسی
محمد فاضلی
👍221👎13
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
راهبرد کلان امنیت ملی ایران: پرونده هستهای و هزینهها
این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است. نویسنده از سه فصل پایانی کتابش، هزینههای موفقیت محور مقاومت، روند و عواقب پرونده هستهای، وقایع بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و معماهایی را تحلیل میکند که پیش روی امنیت ملی ایران قرار دارد.
دیدن ویدئو
https://youtu.be/2H6wBFhKQvE
این سه فصل انتقادیترین بخشهای کتاب نسبت به کلانراهبرد امنیت ملی ایران هستند و پرسشهای مهمی را پیش روی رهبران و متخصصان راهبردی قرار میدهند. محمد فاضلی در این بخش، ارزیابی خودش از این کتاب و پرسشهای برآمده از آن را نیز ارائه میکند.
@dirancast_official
این آخرین بخش از شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر است. نویسنده از سه فصل پایانی کتابش، هزینههای موفقیت محور مقاومت، روند و عواقب پرونده هستهای، وقایع بعد از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و معماهایی را تحلیل میکند که پیش روی امنیت ملی ایران قرار دارد.
دیدن ویدئو
https://youtu.be/2H6wBFhKQvE
این سه فصل انتقادیترین بخشهای کتاب نسبت به کلانراهبرد امنیت ملی ایران هستند و پرسشهای مهمی را پیش روی رهبران و متخصصان راهبردی قرار میدهند. محمد فاضلی در این بخش، ارزیابی خودش از این کتاب و پرسشهای برآمده از آن را نیز ارائه میکند.
@dirancast_official
👍46👎2
Forwarded from محمدرضا جلائیپور🍀Jalaeipour
⭕️ طرح مساله و راه حل پیشنهادی محسن یزدانپناه در این گفتوگو چند امتیاز دارد که در اغلب راهحلهای بدیل روی میز سیاستگذار دیده نمیشود: تدریجیگرا و در چارچوب طرحی چندمرحلهای و ۵ ساله است؛ وابستگان به بنزین را شورشی نمیکند و در شرایط محاصره و جنگی امنیت ملی را تهدید نمیکند، به اقتضائات اقتصاد سیاسی و سیاست صنعتیِ شرایط تحریمی توجه دارد، میداند که راه حل بخشیِ فنیِ دفعی و ساده برای این مسالهٔ بغرنجِ درهمتنیده با چند مسالهٔ مهم مرتبط با امنیت و معیشت و تولید بحرانساز و خونین خواهد بود. بخشی از نقدهایش به مفروضات و اعدادِ پایهٔ راهحلهای مطرحِ دیگر هم شنیدنی است:
https://t.me/fazeli_mohammad/5153
@jalaeipour
https://t.me/fazeli_mohammad/5153
@jalaeipour
Telegram
دغدغه ایران
گفتوگوهای حیاتی
محمد فاضلی
برای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره…
محمد فاضلی
برای جامعهای که تجربه خونین و فاجعهبار #آبان_۹۸ را دارد، گفتوگو درباره هر طرحی که به تغییر سیاست بنزین و سیاست انرژی ربط دارد حیاتی است.
برای جامعهای که وضعیت #ناترازی_انرژی در آن به مرز حیات و ممات رسیده است، گفتوگو درباره…
👍40👎2
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محسن یزدانپناه، اقتصاددان، از شیوه نادرست مواجه شدن برخی مسئولان دولتی با مسأله بنزین میگوید.
https://youtu.be/jcPunsWgbMc
گفتوگویی تفصیلی درباره مسأله بنزین، نقد راهکار دولت و ارائه راهکار جایگزین است.
@Irantalk_sn
https://youtu.be/jcPunsWgbMc
گفتوگویی تفصیلی درباره مسأله بنزین، نقد راهکار دولت و ارائه راهکار جایگزین است.
@Irantalk_sn
👍57👎5
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهحلهای مناقشه ایران و آمریکا: از دکترین ملی تا بازتعریف قدرت
سهند ایرانهمر، متخصص روابط بینالملل و سیاست خارجی است؛ اگرچه او را بیشتر با شأن نویسنده ادبی میشناسند. او در این گفتوگو، سابقه مناقشه ایران و آمریکا از عصر پهلوی تا امروز را بررسی میکند تا به پیچیدگیهای این رابطه برسد و نشان دهد که چرا این رابطه فقط در فرایندی تدریجی قابل ساماندهی است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/G4p9D-CB28A
سهند ایرانمهر معتقد است جنگهای اخیر دو کشور، زمینههایی برای درکهای متفاوت از وضعیت دو کشور نسبت به یکدیگر ایجاد کرده، و علیرغم همه بیاعتمادیها، زمینههایی برای عبور از تنش و حرکت تدریجی به سمت وضعیت مهار مخاصمه و مدیریت رقابت ایجاد شده است. او راهحلهای مختلفی از جمله ارائه #دکترین_ملی تا بازتعریف قدرت را به عنوان راهحلهای مدیریت مناقشه ایران و آمریکا ارائه میکند.
#سهند_ایرانمهر #دکترین_ملی #بازتعریف_قدرت #ایران_و_آمریکا
@Irantalk_sn
سهند ایرانهمر، متخصص روابط بینالملل و سیاست خارجی است؛ اگرچه او را بیشتر با شأن نویسنده ادبی میشناسند. او در این گفتوگو، سابقه مناقشه ایران و آمریکا از عصر پهلوی تا امروز را بررسی میکند تا به پیچیدگیهای این رابطه برسد و نشان دهد که چرا این رابطه فقط در فرایندی تدریجی قابل ساماندهی است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/G4p9D-CB28A
سهند ایرانمهر معتقد است جنگهای اخیر دو کشور، زمینههایی برای درکهای متفاوت از وضعیت دو کشور نسبت به یکدیگر ایجاد کرده، و علیرغم همه بیاعتمادیها، زمینههایی برای عبور از تنش و حرکت تدریجی به سمت وضعیت مهار مخاصمه و مدیریت رقابت ایجاد شده است. او راهحلهای مختلفی از جمله ارائه #دکترین_ملی تا بازتعریف قدرت را به عنوان راهحلهای مدیریت مناقشه ایران و آمریکا ارائه میکند.
#سهند_ایرانمهر #دکترین_ملی #بازتعریف_قدرت #ایران_و_آمریکا
@Irantalk_sn
👍70👎14
نمونه خوب نقد
محمد فاضلی
مدتهاست که مطلب نمینویسم و به گفتوگوهای رسانهای قناعت کردهام، ولی اگر در ماجراهای فکری اخیر میخواستم چیزی بنویسم، بیش از همه دوست داشتم به ماجرای نقدها بر #عبدالکریم_سروش و تاختن بر #روشنفکری_دینی بپردازم. ولی نشد.
اما مقالهای که #بهروز_ملکی نوشته، خواندنی است. این مطلب بیش از هر چیز و قبل از آنکه دفاع از کسی ( عبدالکریم سروش) باشد، دفاع از شیوه نقد نوشتن دقیق و درست است. خواندنی است.
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-52222
@mohammad_fazeli
محمد فاضلی
مدتهاست که مطلب نمینویسم و به گفتوگوهای رسانهای قناعت کردهام، ولی اگر در ماجراهای فکری اخیر میخواستم چیزی بنویسم، بیش از همه دوست داشتم به ماجرای نقدها بر #عبدالکریم_سروش و تاختن بر #روشنفکری_دینی بپردازم. ولی نشد.
اما مقالهای که #بهروز_ملکی نوشته، خواندنی است. این مطلب بیش از هر چیز و قبل از آنکه دفاع از کسی ( عبدالکریم سروش) باشد، دفاع از شیوه نقد نوشتن دقیق و درست است. خواندنی است.
https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-52222
@mohammad_fazeli
هفته نامه تجارت فردا
سروش در قاب قوچانی
بهروز ملکی /اقتصاددان
مقاله محمد قوچانی در نقد عبدالکریم سروش را میتوان از جهات مختلف بررسی کرد، اما پیش از ورود به جزئیات، شاید لازم باشد
مقاله محمد قوچانی در نقد عبدالکریم سروش را میتوان از جهات مختلف بررسی کرد، اما پیش از ورود به جزئیات، شاید لازم باشد
👍102👎18
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنزین را بدهیم به مردم: اصلاح ناترازی با گواهی سهمیه
صادق الحسینی استدلال میکند که همه راهکارهای ارائهشده توسط وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، و سایر راهحلهایی که دیگران ارائه کردهاند در مقابل طرحی که مبتنی بر دادن سهمیه استفاده از بنزین یارانهای به صورت مساوی به همه مردم است، ناکارآمد و دارای عوارض بیشتری است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
الحسینی معتقد است با توزیع سهمیه یکسان بین همه ایرانیان، بر اساس توزیع ۹۰ میلیون لیتر در روز، و در نظر گرفتن ۳۰ میلیون لیتر برای خودروها و موتورسیکلتهای کار، میتوان ناترازی بنزین را درمان کرد، و مهمتر از آن، سازوکاری اقتصادی و فارغ از مداخله دولت برای بهینهسازی تجهیزات و مصرفکنندههای انرژی ایجاد کرد. وی در این گفتوگوی تفصیلی، همه ابعاد طرحش را توضیح میدهد و در نهایت به نقدها علیه حذف #ارز_ترجیحی نیز میپردازد.
این گفتوگو در پاسخ به نقدهای محسن یزدانپناه به طرح سهمیه برابر بنزین برای همگان، که پیشتر در ایرانتاک منتشر شده بود، ضبط شده است.
#صادق_الحسینی #سهمیه_بنزین #کوپن_انرژی #محسن_یزدان_پناه #ارز_ترجیحی
@Irantalk_sn
صادق الحسینی استدلال میکند که همه راهکارهای ارائهشده توسط وزارت نفت، سازمان برنامه و بودجه، و سایر راهحلهایی که دیگران ارائه کردهاند در مقابل طرحی که مبتنی بر دادن سهمیه استفاده از بنزین یارانهای به صورت مساوی به همه مردم است، ناکارآمد و دارای عوارض بیشتری است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
الحسینی معتقد است با توزیع سهمیه یکسان بین همه ایرانیان، بر اساس توزیع ۹۰ میلیون لیتر در روز، و در نظر گرفتن ۳۰ میلیون لیتر برای خودروها و موتورسیکلتهای کار، میتوان ناترازی بنزین را درمان کرد، و مهمتر از آن، سازوکاری اقتصادی و فارغ از مداخله دولت برای بهینهسازی تجهیزات و مصرفکنندههای انرژی ایجاد کرد. وی در این گفتوگوی تفصیلی، همه ابعاد طرحش را توضیح میدهد و در نهایت به نقدها علیه حذف #ارز_ترجیحی نیز میپردازد.
این گفتوگو در پاسخ به نقدهای محسن یزدانپناه به طرح سهمیه برابر بنزین برای همگان، که پیشتر در ایرانتاک منتشر شده بود، ضبط شده است.
#صادق_الحسینی #سهمیه_بنزین #کوپن_انرژی #محسن_یزدان_پناه #ارز_ترجیحی
@Irantalk_sn
👍63👎44
Forwarded from کار (یاسرعرب)
از «یاسر عرب» به «کار»
چند وقت پیش، بعد از سالها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر میکردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمیخواهم بنویسم!
گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامهها و مصاحبهها. به جایش اگر مطلبی میدیدم که فکر میکردم به درد میخورد، صرفا در کانال همخوان میکردم!
این تصمیم هنوز سر جایش هست.
یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشنتر شد؛
ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم.
رسانهها درباره مسائل کلان کشور بحث میکنند. مردم جلوی دوربین گوشیهایشان از بیآبی و بیبرقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر میگویند. تحلیلگرها و نظریهپردازها هم نشستهاند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف میزنند!
پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعبشان را گذاشت روی میز، آدمهای مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی میافتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همینجا، روی زمین!
واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمیخواهم انفعال را انتخاب کنم!
برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است.
از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانهای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر...
اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار میتوانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همهچیز دست ماست!
اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازهای میرسد.
اما همان اندازه را اگر با دستهای دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود!
اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دستمان برمیآید، اینجا جای اوست.
من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. میخواهم ببینم ما همین امروز چه کاری میتوانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایمشیفت جدی است:
از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار.
و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دستمان برمیآید؟»
از اینجا به بعد، اینجا «کار» است.
ارادت
@yaser_arab57
چند وقت پیش، بعد از سالها نوشتن، تحلیل کردن، توصیف مسائل اجتماعی و گاهی ارائه راهکار به مدیران، دولت، کنشگران اجتماعی و هر کس دیگری که فکر میکردم ممکن است کاری از دستش بربیاید، اینجا نوشتم که برای مدتی نمیخواهم بنویسم!
گفتم فعلاً نه یادداشت، نه تحلیل، نه حضور در برنامهها و مصاحبهها. به جایش اگر مطلبی میدیدم که فکر میکردم به درد میخورد، صرفا در کانال همخوان میکردم!
این تصمیم هنوز سر جایش هست.
یعنی من همچنان قصد ندارم به روال سابق برگردم و دوباره بنشینم و درباره مسائل اجتماعی ایران بنویسم. اما در این مدت، یک چیز در ذهنم روشنتر شد؛
ما در ایران، در بسیاری مواقع با کمبود حرف و تحلیل مواجه نیستیم.
رسانهها درباره مسائل کلان کشور بحث میکنند. مردم جلوی دوربین گوشیهایشان از بیآبی و بیبرقی و گرانی و تورم و مشکلات قوه قضائیه و مسکن و هزار گرفتاری دیگر میگویند. تحلیلگرها و نظریهپردازها هم نشستهاند و درباره جمهوری و پادشاهی و ماندن یا رفتن این نظام و ماندن یا رفتن دولت و اقتصاد و آینده ایران حرف میزنند!
پس دیگر حرف کم نیست. تحلیل هم کم نیست. حتی خدا را شکر راهکار هم کم نداریم. اما آن چیزی که به نظرم کم داریم، کار مشخص است. کارهایی که بشود ایده، طراحی یا مدل ساخت اجتماعبشان را گذاشت روی میز، آدمهای مشخص دورشان جمع شوند، مسئولیت مشخص داشته باشند، منابع مشخص برایشان پیدا شود و بعد، فارغ از اینکه در سطح کلان چه اتفاقی میافتد، شروع کنیم به حل کردن یک مسئله واقعی؛ همینجا، روی زمین!
واقعا شرایط طوری نیست که بتوانم صرفاً بنشینیم و تماشا کنیم. ممکن است تحلیل کردن را کنار گذاشته باشم، اما نمیخواهم انفعال را انتخاب کنم!
برای همین، اسم این کانال را از «یاسر عرب» گذاشتم «کار»؛ و در پرانتز، «یاسر عرب» را نگه داشتم که معلوم باشد این همان کانال قبلی است.
از اینجا به بعد، اینجا قرار نیست محل بازنشر مداوم تحلیل و یادداشت باشد. بلکه سعی دارم محل حل کردن مسئله باشد. این کار ممکن است یک پروژه رسانهای باشد. یا یک مسئله اجتماعی مشخص، یا ممکن است برای یک آسیب قدیمی یا یک مسئله تازه، کاری کوچک یا بزرگ تعریف کنیم. ممکن است در مرکز ایران باشد یا در حاشیه. ممکن است چند نفر باشیم یا چندصد نفر...
اصل ماجرا این است که از «درباره مسئله حرف بزنیم» برویم به سمت «برای مسئله چه کار میتوانیم بکنیم؟» نه با این توهم که ما قرار است ایران را نجات بدهیم. و نه با این تصور که همهچیز دست ماست!
اتفاقاً برعکس؛ با پذیرفتن این واقعیت که دست هر کدام از ما به اندازهای میرسد.
اما همان اندازه را اگر با دستهای دیگری جمع کنیم، شاید چیزی ساخته شود!
اگر کسی دوست دارد یک مسئله واقعی را انتخاب کنیم، آدم پیدا کنیم، تیم بسازیم، منابع جور کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری از دستمان برمیآید، اینجا جای اوست.
من فعلاً قرار نیست درباره «ایران چه باید بشود» حرف بزنم. میخواهم ببینم ما همین امروز چه کاری میتوانیم بکنیم. شاید این تغییر بزرگی به نظر نرسد، اما برای من یک پارادایمشیفت جدی است:
از تحلیلِ مسئله، به کار روی مسئله. از نوشتن درباره مردم، به کار کردن با مردم. از ارائه راهکار، به امتحان کردن راهکار.
و از «چه کسی باید کاری بکند؟» به «ما چه کاری از دستمان برمیآید؟»
از اینجا به بعد، اینجا «کار» است.
ارادت
@yaser_arab57
👍163👎5
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️ ایران در سال ۲۰۳۵ (۱۴۱۴) چه وضعیتی خواهد داشت؟ درد مشترک- درک مشترک
مجتبی لشکربلوکی
نظر شما مهم است. با تکمیل این پرسشنامه، کمک کنیم تصویری جمعی از آینده ایران داشته باشیم.
این پرسشنامه نیازی به تایپ ندارد و فقط کافیست گزینه ها را انتخاب کنید.
آینده ایران، ارزش اندیشیدن دارد. این یک آینده نگری گروهی است؛ یک یادگیری جمعی.
با تکمیل این پرسشنامه می توانیم دردهای مشترک را پیدا کنیم و به درک مشترک برسیم.
https://survey.porsline.ir/s/9cVunfDw
یادآوری مهم: لینک این پرسشنامه را فقط در تلگرام بازنشر کنید و در شبکه های اجتماعی دیگر به به اشتراک نگذارید
مجتبی لشکربلوکی
نظر شما مهم است. با تکمیل این پرسشنامه، کمک کنیم تصویری جمعی از آینده ایران داشته باشیم.
این پرسشنامه نیازی به تایپ ندارد و فقط کافیست گزینه ها را انتخاب کنید.
آینده ایران، ارزش اندیشیدن دارد. این یک آینده نگری گروهی است؛ یک یادگیری جمعی.
با تکمیل این پرسشنامه می توانیم دردهای مشترک را پیدا کنیم و به درک مشترک برسیم.
https://survey.porsline.ir/s/9cVunfDw
یادآوری مهم: لینک این پرسشنامه را فقط در تلگرام بازنشر کنید و در شبکه های اجتماعی دیگر به به اشتراک نگذارید
👍61👎5
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صادق الحسینی در این گفتوگو، طرحش برای مشکل بنزین در ایران را ارائه میکند.
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
@Irantalk_sn
https://youtu.be/4v6GxJolE9A
@Irantalk_sn
👎63👍47
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران زباله: راهکارهای محلی، کوچک و اندیشیده
این گفتوگو برای کسانی است که میخواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند.
وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استانهای شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوههای پسماند نشان میدهند بحران مزمن شده است. پسماندها باعث آلودگی آب، خاک و هوا میشوند و بر سلامت انسانها اثرات ناگوار به جا میگذارند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
نرگس آذری به مدت ده سال درباره #مدیریت_پسماند پژوهش و عمل کرده، سیاستگذاری مدیریت پسماند را بررسی کرده، و دست آخر اندیشکدهای برای فکر کردن و عمل اندیشیده برای مدیریت پسماند ایجاد کرده است. او در این گفتوگو، مشکلات مدیریت پسماند، نقصانهای سیاستگذاری، داستان شکستها و مواردی از موفقیتها در این عرصه را روایت میکند.
#نرگس_آذری #زباله_سوز #زباله_سراوان #کوه_پسماند_آمل #پسماندگاه #دفن_زباله
@Irantalk_sn
این گفتوگو برای کسانی است که میخواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند.
وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استانهای شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوههای پسماند نشان میدهند بحران مزمن شده است. پسماندها باعث آلودگی آب، خاک و هوا میشوند و بر سلامت انسانها اثرات ناگوار به جا میگذارند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
نرگس آذری به مدت ده سال درباره #مدیریت_پسماند پژوهش و عمل کرده، سیاستگذاری مدیریت پسماند را بررسی کرده، و دست آخر اندیشکدهای برای فکر کردن و عمل اندیشیده برای مدیریت پسماند ایجاد کرده است. او در این گفتوگو، مشکلات مدیریت پسماند، نقصانهای سیاستگذاری، داستان شکستها و مواردی از موفقیتها در این عرصه را روایت میکند.
#نرگس_آذری #زباله_سوز #زباله_سراوان #کوه_پسماند_آمل #پسماندگاه #دفن_زباله
@Irantalk_sn
👍123👎4
دلالتهای سیاستی و اهمیت این گفتوگو 👇
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
فراتر از بحثی درباره مدیریت #پسماند و زباله است. این در واقع بحثی درباره کاستیهای نوعی از حکمرانی متمرکز، با بودجهریزی خاص، انکار تنوع و تکثر، و آلوده به فساد است.
@fazeli_mohammad
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
فراتر از بحثی درباره مدیریت #پسماند و زباله است. این در واقع بحثی درباره کاستیهای نوعی از حکمرانی متمرکز، با بودجهریزی خاص، انکار تنوع و تکثر، و آلوده به فساد است.
@fazeli_mohammad
YouTube
بحران زباله: راهکارهای محلی، کوچک و اندیشیده | گفتوگو با نرگس آذری
این برنامه در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴ ضبط شده است.
این گفتوگو برای کسانی است که میخواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند.
وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استانهای شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوههای پسماند نشان میدهند…
این گفتوگو برای کسانی است که میخواهند برای بهبود حال ایران کاری مؤثر انجام دهند.
وضعیت مدیریت پسماند در ایران مناسب نیست. استانهای شمالی گیلان و مازندران وضعیت به مراتب بدتری دارند و کوههای پسماند نشان میدهند…
👍66👎4
Forwarded from روش | یادداشتهای ایران و توسعه
شروع فعالیت کانال «روش»
یادداشتهایی حول «ایران» و «توسعه»
از مدتها قبل قصد این را داشتم که یادداشتهایی در باب «ایران» و «توسعه» که عمدتاً متأثر و مرتبط با خواندههای اثرگذار دوران دانشجویی است را در محلی گاهبهگاه منتشر کنم. در موضوعاتی چون تعریف و تبیین «توسعه» در نظریات مختلف، و پیرو آن معنای «واقعیت اجتماعی»، «روششناسی و هستیشناسی»، «نهاد»، «قدرت»، «آزادی»، «استقرار سیاسی»، «سیاست صنعتی»، «پول و بانک»، «کارآفرینی» و در یک نگاه کلیتر «سرمایهداری» و انواع آن. همهی آوردهی دوران طولانی دانشجویی من که هنوز ادامه دارد این بود که این مفاهیم مستقل از یکدیگر امکان فهم ندارند، و نکته در درک «درهمتنیدگی» آنهاست.
ورود من به مسئلهی انرژی که چالش امروز ماست، از همین منظر و موضع است؛ «ارتباط مسیر حل مسئله انرژی با توسعهی فردای ایران». ایرانی که امروز در تقاطع بحرانها در تنگناست.
وقتی در روزهای اخیر بخشی از زمان را صرف توضیح نقدهای وارده به گفتگوی من با دکتر فاضلی کردم، حجم مطالب در حد یک مقالهی تفصیلی شد. مطالبی که به چارچوب سیاستگذاری و روش حل مسئله متمرکز است. و در روزهای آینده در همین کانال منتشر میشود.
از همین جهت، برخلاف برنامهی قبلی، شروع مطالب این کانال حول مسئله انرژی و بنزین خواهد بود و بعد از آن گاهبهگاه یادداشتهایی را در ارتباط با موضوعات پیشگفته در اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
ارادتمند شما
محسن یزدان پناه
@Ravesh_Analys
یادداشتهایی حول «ایران» و «توسعه»
از مدتها قبل قصد این را داشتم که یادداشتهایی در باب «ایران» و «توسعه» که عمدتاً متأثر و مرتبط با خواندههای اثرگذار دوران دانشجویی است را در محلی گاهبهگاه منتشر کنم. در موضوعاتی چون تعریف و تبیین «توسعه» در نظریات مختلف، و پیرو آن معنای «واقعیت اجتماعی»، «روششناسی و هستیشناسی»، «نهاد»، «قدرت»، «آزادی»، «استقرار سیاسی»، «سیاست صنعتی»، «پول و بانک»، «کارآفرینی» و در یک نگاه کلیتر «سرمایهداری» و انواع آن. همهی آوردهی دوران طولانی دانشجویی من که هنوز ادامه دارد این بود که این مفاهیم مستقل از یکدیگر امکان فهم ندارند، و نکته در درک «درهمتنیدگی» آنهاست.
ورود من به مسئلهی انرژی که چالش امروز ماست، از همین منظر و موضع است؛ «ارتباط مسیر حل مسئله انرژی با توسعهی فردای ایران». ایرانی که امروز در تقاطع بحرانها در تنگناست.
وقتی در روزهای اخیر بخشی از زمان را صرف توضیح نقدهای وارده به گفتگوی من با دکتر فاضلی کردم، حجم مطالب در حد یک مقالهی تفصیلی شد. مطالبی که به چارچوب سیاستگذاری و روش حل مسئله متمرکز است. و در روزهای آینده در همین کانال منتشر میشود.
از همین جهت، برخلاف برنامهی قبلی، شروع مطالب این کانال حول مسئله انرژی و بنزین خواهد بود و بعد از آن گاهبهگاه یادداشتهایی را در ارتباط با موضوعات پیشگفته در اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
ارادتمند شما
محسن یزدان پناه
@Ravesh_Analys
Telegram
ایران تاک | IranTalk
اصلاحات بنزینی: بدون آتشبازی!
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی…
دکتر #محسن_یزدانپناه معتقد است وضعیت اقتصاد ایران و تنگناهای دولت برای تأمین بنزین به جایی رسیده که اصلاح قیمتی و غیرقیمتی در بنزین ضروری شده است. اما طرحی که برخی در دولت آنرا مطرح و دنبال میکنند، خطرناک است و عواقب ناخوشایندی…
👍35👎5
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارهای بیفکر
#نرگس_آذری در این گفتوگو فراتر از #مدیریت_پسماند، برخی مشخصات حکمرانی نادرست، از جمله اجرای عمومی تصمیمات غلط و نیندیشیده را نشان میدهد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
@Irantalk_sn
#نرگس_آذری در این گفتوگو فراتر از #مدیریت_پسماند، برخی مشخصات حکمرانی نادرست، از جمله اجرای عمومی تصمیمات غلط و نیندیشیده را نشان میدهد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/R7CB2RPvoWc
@Irantalk_sn
👍79👎2
Forwarded from حسین قتیب
برای شما که شاید سالها بعد این روزها را بخوانید،
نمیدانم ایرانِ ما در کتابهای شما چگونه تعریف خواهد شد.
شاید چند صفحه باشد درباره موشکها، تحریمها، تأسیسات، مذاکرات، تهدیدها، حکومت، مخالفان حکومت، قدرتهای منطقه و قدرتهای بزرگ.
شاید روی نقشهای نشانمان بدهند؛ تکهای رنگ میان خلیج فارس و دریای خزر، با چند فلش قرمز و آبی که از این طرف به آن طرف کشیده شدهاند.
اما من میخواهم پیش از آنکه ایران برای شما تبدیل به نقشه شود، چیزی را بدانید:
ما اینجا زندگی میکردیم.
صبحها بوی نان سنگک در بعضی کوچهها میپیچید. کسی با دمپایی تا نانوایی میرفت و با دو نان داغ برمیگشت، یکی را همان سر کوچه تا میکرد تا نسوزاندش.
راننده اسنپ هنوز از گرانی بنزین و قیمت دلار حرف میزد. مسافر عقب ماشین جوابش را میداد.
مادرها در گروه خانوادگی میپرسیدند: «همه خوبین؟»
بعد همان مادر، پنج دقیقه بعد عکس گلدان شمعدانیاش را میفرستاد.
کسی وسط جلسه اداره یواشکی قیمت ارز را نگاه میکرد.
کسی در صف داروخانه نسخه مادرش را در دست داشت.
کسی دنبال کفش مدرسه بچهاش بود.
کسی جلوی میوهفروشی هندوانهای را بلند میکرد، وزنش را حدس میزد و دوباره سر جایش میگذاشت چون گران بود.
کسی در مترو خوابش برده بود.
کسی برای اولین قرارش نیم ساعت زودتر رسیده بود و وانمود میکرد منتظر کسی نیست.
کسی از پشت فرمان برای ماشین جلویی بوق میزد و همان چند دقیقه بعد، وقتی پیرمردی میخواست از خیابان رد شود، میایستاد.
کسی عصر جمعه دلش گرفته بود.
کسی برای شام سبزی خوردن میشست.
کسی کنار سینک آشپزخانه ظرفها را میشست و از اتاق دیگر صدای اخبار میآمد.
زندگی ما همین بود.
همین چیزهای کوچک.
همین چیزهایی که از ارتفاع سی هزار پا دیده نمیشوند.
وقتی کشورت تبدیل به «پرونده» میشود، کمکم یاد میگیری میان خبرهای بزرگ، دنبال سرنوشت همین چیزهای کوچک بگردی.
یک نفر هزاران کیلومتر دورتر میگوید:
«ما ایران را به عصر حجر برمیگردانیم.»
برای او یک جمله است.
برای یک خانواده ایرانی ممکن است یعنی اینکه مادر بپرسد: «بنزین بزنیم؟»
پدر بگوید: «آره، بد نیست باک پر باشه.»
کسی دو بسته آب بیشتر بخرد.
کسی داروی فشار خون پدرش را برای یک ماه اضافه تهیه کند.
کسی پاسپورتها را از کشوی پایین کمد بیرون بیاورد و تاریخ اعتبارشان را نگاه کند.
کسی به خواهرش در شهر دیگری زنگ بزند و خیلی عادی بپرسد: «شماها خوبین؟»
و هر دو وانمود کنند منظور خاصی ندارند.
برای من ایران همین فاصله میان «همه گزینهها روی میز است» و آن دستی است که شب، بیدلیل، مدارک خانواده را در یک پوشه میگذارد.
همین فاصله میان ژئوپلیتیک و کشوی کمد.
میگویند حمله «دقیق» است.
اما زندگی دقیق نیست.
زندگی در ایران یعنی پیرزنی که صبح زود برای گرفتن نوبت آزمایشگاه آمده.
یعنی پدر و مادری که عصر در پارک روی نیمکت نشستهاند و بچهشان با دوچرخه دورشان میچرخد.
یعنی بوی برنجی که دم کشیده.
یعنی چایی که بیش از حد روی سماور مانده و پررنگ شده.
یعنی صدای قاشق در استکان.
یعنی تخمه شکستن جلوی تلویزیون.
یعنی کسی که کنترل را برمیدارد و میان خبر و فوتبال مردد میماند.
یعنی دختری که جلوی آینه موهایش را مرتب میکند و از مادرش میپرسد این پیراهن بهتر است یا آن یکی.
یعنی پسری که برای سربازیاش دنبال پارتی میگردد.
یعنی دانشجویی که باید پایاننامهاش را تحویل بدهد و در همان حال هر نیم ساعت خبرها را تازه میکند.
یعنی معلمی که فردا صبح باید سر کلاس حاضر شود، حتی اگر شب تا سه صبح بیدار بوده.
یعنی پرستاری که شیفت شب دارد و در خانه به بچهاش میگوید: «مامان صبح برمیگرده.»
یعنی مغازهداری که صبح کرکره را بالا میدهد، حتی اگر شب قبل صدای انفجار شنیده باشد.
یعنی مردی که جلوی مغازه همسایه میایستد و جمله همیشگی را میگوید: «چه خبر؟»
و جواب میشنود: «سلامتی.»
همان «سلامتی» ایرانی که گاهی یعنی هیچ چیز خوب نیست، ولی هنوز ایستادهایم.
ما درباره حکومت خودمان هم حرف میزدیم.
در اسنپ.
سر میز شام.
در مهمانی.
در گروه واتساپ خانواده.
گاهی با احتیاط.
گاهی با خشم.
گاهی با شوخی.
یکی میگفت همهچیز تقصیر اینهاست: آخوندها.
یکی جواب میداد دنیا هم ولکن ما نیست.
یکی بحث را عوض میکرد و میگفت: «بابا ولش کن، غذا سرد شد.»
زندگی سیاسی در ایران همیشه فقط سخنرانی و تظاهرات و بیانیه نبود.
گاهی سیاست همین بود که قیمت روغن را با ماه قبل مقایسه کنی.
همین که بفهمی دارویی که همیشه بوده، این بار نیست.
همین که حساب کنی شهریه مدرسه را چطور بدهی که تازه مجازی است.
همین که دوستت بگوید برای مهاجرت وقت سفارت گرفته.
همین که یکی بگوید میروم و دیگری جواب بدهد: «من نمیتونم پدر و مادرم رو تنها بذارم.»
ایران پر از همین تصمیمهای نیمهتمام بود.
نمیدانم ایرانِ ما در کتابهای شما چگونه تعریف خواهد شد.
شاید چند صفحه باشد درباره موشکها، تحریمها، تأسیسات، مذاکرات، تهدیدها، حکومت، مخالفان حکومت، قدرتهای منطقه و قدرتهای بزرگ.
شاید روی نقشهای نشانمان بدهند؛ تکهای رنگ میان خلیج فارس و دریای خزر، با چند فلش قرمز و آبی که از این طرف به آن طرف کشیده شدهاند.
اما من میخواهم پیش از آنکه ایران برای شما تبدیل به نقشه شود، چیزی را بدانید:
ما اینجا زندگی میکردیم.
صبحها بوی نان سنگک در بعضی کوچهها میپیچید. کسی با دمپایی تا نانوایی میرفت و با دو نان داغ برمیگشت، یکی را همان سر کوچه تا میکرد تا نسوزاندش.
راننده اسنپ هنوز از گرانی بنزین و قیمت دلار حرف میزد. مسافر عقب ماشین جوابش را میداد.
مادرها در گروه خانوادگی میپرسیدند: «همه خوبین؟»
بعد همان مادر، پنج دقیقه بعد عکس گلدان شمعدانیاش را میفرستاد.
کسی وسط جلسه اداره یواشکی قیمت ارز را نگاه میکرد.
کسی در صف داروخانه نسخه مادرش را در دست داشت.
کسی دنبال کفش مدرسه بچهاش بود.
کسی جلوی میوهفروشی هندوانهای را بلند میکرد، وزنش را حدس میزد و دوباره سر جایش میگذاشت چون گران بود.
کسی در مترو خوابش برده بود.
کسی برای اولین قرارش نیم ساعت زودتر رسیده بود و وانمود میکرد منتظر کسی نیست.
کسی از پشت فرمان برای ماشین جلویی بوق میزد و همان چند دقیقه بعد، وقتی پیرمردی میخواست از خیابان رد شود، میایستاد.
کسی عصر جمعه دلش گرفته بود.
کسی برای شام سبزی خوردن میشست.
کسی کنار سینک آشپزخانه ظرفها را میشست و از اتاق دیگر صدای اخبار میآمد.
زندگی ما همین بود.
همین چیزهای کوچک.
همین چیزهایی که از ارتفاع سی هزار پا دیده نمیشوند.
وقتی کشورت تبدیل به «پرونده» میشود، کمکم یاد میگیری میان خبرهای بزرگ، دنبال سرنوشت همین چیزهای کوچک بگردی.
یک نفر هزاران کیلومتر دورتر میگوید:
«ما ایران را به عصر حجر برمیگردانیم.»
برای او یک جمله است.
برای یک خانواده ایرانی ممکن است یعنی اینکه مادر بپرسد: «بنزین بزنیم؟»
پدر بگوید: «آره، بد نیست باک پر باشه.»
کسی دو بسته آب بیشتر بخرد.
کسی داروی فشار خون پدرش را برای یک ماه اضافه تهیه کند.
کسی پاسپورتها را از کشوی پایین کمد بیرون بیاورد و تاریخ اعتبارشان را نگاه کند.
کسی به خواهرش در شهر دیگری زنگ بزند و خیلی عادی بپرسد: «شماها خوبین؟»
و هر دو وانمود کنند منظور خاصی ندارند.
برای من ایران همین فاصله میان «همه گزینهها روی میز است» و آن دستی است که شب، بیدلیل، مدارک خانواده را در یک پوشه میگذارد.
همین فاصله میان ژئوپلیتیک و کشوی کمد.
میگویند حمله «دقیق» است.
اما زندگی دقیق نیست.
زندگی در ایران یعنی پیرزنی که صبح زود برای گرفتن نوبت آزمایشگاه آمده.
یعنی پدر و مادری که عصر در پارک روی نیمکت نشستهاند و بچهشان با دوچرخه دورشان میچرخد.
یعنی بوی برنجی که دم کشیده.
یعنی چایی که بیش از حد روی سماور مانده و پررنگ شده.
یعنی صدای قاشق در استکان.
یعنی تخمه شکستن جلوی تلویزیون.
یعنی کسی که کنترل را برمیدارد و میان خبر و فوتبال مردد میماند.
یعنی دختری که جلوی آینه موهایش را مرتب میکند و از مادرش میپرسد این پیراهن بهتر است یا آن یکی.
یعنی پسری که برای سربازیاش دنبال پارتی میگردد.
یعنی دانشجویی که باید پایاننامهاش را تحویل بدهد و در همان حال هر نیم ساعت خبرها را تازه میکند.
یعنی معلمی که فردا صبح باید سر کلاس حاضر شود، حتی اگر شب تا سه صبح بیدار بوده.
یعنی پرستاری که شیفت شب دارد و در خانه به بچهاش میگوید: «مامان صبح برمیگرده.»
یعنی مغازهداری که صبح کرکره را بالا میدهد، حتی اگر شب قبل صدای انفجار شنیده باشد.
یعنی مردی که جلوی مغازه همسایه میایستد و جمله همیشگی را میگوید: «چه خبر؟»
و جواب میشنود: «سلامتی.»
همان «سلامتی» ایرانی که گاهی یعنی هیچ چیز خوب نیست، ولی هنوز ایستادهایم.
ما درباره حکومت خودمان هم حرف میزدیم.
در اسنپ.
سر میز شام.
در مهمانی.
در گروه واتساپ خانواده.
گاهی با احتیاط.
گاهی با خشم.
گاهی با شوخی.
یکی میگفت همهچیز تقصیر اینهاست: آخوندها.
یکی جواب میداد دنیا هم ولکن ما نیست.
یکی بحث را عوض میکرد و میگفت: «بابا ولش کن، غذا سرد شد.»
زندگی سیاسی در ایران همیشه فقط سخنرانی و تظاهرات و بیانیه نبود.
گاهی سیاست همین بود که قیمت روغن را با ماه قبل مقایسه کنی.
همین که بفهمی دارویی که همیشه بوده، این بار نیست.
همین که حساب کنی شهریه مدرسه را چطور بدهی که تازه مجازی است.
همین که دوستت بگوید برای مهاجرت وقت سفارت گرفته.
همین که یکی بگوید میروم و دیگری جواب بدهد: «من نمیتونم پدر و مادرم رو تنها بذارم.»
ایران پر از همین تصمیمهای نیمهتمام بود.
👍218👎14