Forwarded from Cine- Argo | سینما آرگو
سینما آرگو
اکران فیلم، نشست و گفتوگو
پروژهی گردآوری و آرشیو سینمای آزاد
با همکاری فیلمخانه ملی ایران
با هادی علیپناه، فرهاد پوراعظم و مجید جوانمرد (سینماگران سینمای آزاد)
سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ | ساعت ۲۰:۳۰
اوبوئی (۱۳۵۴) از بها طاهری
عکس خوب (۱۳۵۳) از فرهاد پوراعظم
خیابان (۱۳۵۱) از مجید جوانمرد
سدای تازه (۱۳۵۴) سهیل سوزنی
فریاد (شماره ۲) (۱۳۵۱) از بهنام جعفری
برای نامنویسی و تهیهی بلیت
به دایرکت اینستاگرام مراجعه کنید.
در قالب مجموعهای تازه از فیلمهای سینمای آزاد که برای نخستین بار بعد از حدود پنج دهه به نمایش درمیآیند به تماشای تجربهورزیها و جستوجوگریهای پنج نفر از اعضای سینمای آزاد خواهیم نشست. هر کدام از این فیلمها به سهم خود تلاشی هستند در مواجهه با مضمون، سوژه، فن و زبان سینما. نمونهای آشکار از تنوع و گوناگونی نگاه و رویکرد فیلمسازان سینمای آزاد به پیرامون خود و بیان سینمایی. در چینش این فیلمها کنار هم تلاش شده علاوه بر نمایاندن نگاه بیآلایش و آزادانه فیلمسازان آماتور، جسارت آنها در پرداخت به موضوعات مختلف و همینطور ابتکار عمل آنها در خلق کردن نمایانده شود.
اکران فیلم، نشست و گفتوگو
پروژهی گردآوری و آرشیو سینمای آزاد
با همکاری فیلمخانه ملی ایران
با هادی علیپناه، فرهاد پوراعظم و مجید جوانمرد (سینماگران سینمای آزاد)
سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ | ساعت ۲۰:۳۰
اوبوئی (۱۳۵۴) از بها طاهری
عکس خوب (۱۳۵۳) از فرهاد پوراعظم
خیابان (۱۳۵۱) از مجید جوانمرد
سدای تازه (۱۳۵۴) سهیل سوزنی
فریاد (شماره ۲) (۱۳۵۱) از بهنام جعفری
برای نامنویسی و تهیهی بلیت
به دایرکت اینستاگرام مراجعه کنید.
در قالب مجموعهای تازه از فیلمهای سینمای آزاد که برای نخستین بار بعد از حدود پنج دهه به نمایش درمیآیند به تماشای تجربهورزیها و جستوجوگریهای پنج نفر از اعضای سینمای آزاد خواهیم نشست. هر کدام از این فیلمها به سهم خود تلاشی هستند در مواجهه با مضمون، سوژه، فن و زبان سینما. نمونهای آشکار از تنوع و گوناگونی نگاه و رویکرد فیلمسازان سینمای آزاد به پیرامون خود و بیان سینمایی. در چینش این فیلمها کنار هم تلاش شده علاوه بر نمایاندن نگاه بیآلایش و آزادانه فیلمسازان آماتور، جسارت آنها در پرداخت به موضوعات مختلف و همینطور ابتکار عمل آنها در خلق کردن نمایانده شود.
Forwarded from فیدان - وبسایت تخصصی فیلم کوتاه
«جنگهای تصنعی»
رویداد دهمین سال فعالیت بنیاد پژمان
پاییز ۱۴۰۴
معرفی پروژه | جنبش سینمای آزاد
پروژهی گردآوری و آرشیو
«جنبش سینمای آزاد» بهعنوان تنها جنبش سینمایی رسمی و منسجم در ایران از تاریخ ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ در تهران و بیش از ۲۰ شهر در سراسر کشور فعالیت کرد. سینمای آزاد به ابتکار بصیر نصیبی و همراهی و حمایت تعدادی از مهمترین چهرههای فرهنگی و سینمایی ایران در واکنش به وضعیت سینمای ایران و انواع محدودیتهای موجود و نیز انحصار لوازم استاندارد برای ساخت فیلم توسط استودیوهای سینمای تجاری و نهادهای دولتی، به دنبال یک آلترناتیو کاربردی برای توسعهی امکان فیلمسازی بین جوانان علاقهمند بود. جوانانی که نه فرصت بهرهمندی از آموزش آکادمیک را داشتند و نه امکان یا تمایل ورود به جریان اصلی سینمای ایران . آنها با استفاده از دوربینهای ۸ میلیمتری که برای مصرف خانگی وارد بازار ایران شده بود و با اتکا به آموختن سینما از مسیر تجربهورزی و به اشتراکگذاری آموختههایشان جریان آماتور سینمای ایران را پایهگذاری کردند.
پروژهی پژوهش درباره تاریخ جنبش سینمای آزاد توسط هادی علیپناه از قریب به ۷ سال پیش با تمرکز بر جمعآوری فیلمها، اسناد و تاریخ شفاهی فیلمسازان و اعضای این جنبش آغاز شده است. پیش از این پژوهش از ۱۰۰۰ فیلم ساختهشده در جریان فعالیت این جنبش تقریباً هیچ فیلمی در دسترس نبود و ارتباط با بخش مهمی از ۳۰۰ فیلمساز عضو آن قطع شده بود. از این منظر سینمای آزاد را میتوان مهمترین پارهی گمشده و پنهانمانده از تاریخ سینمای ایران به حساب آورد.
فیلمخانه ملی ایران، موسسه آرسنال برلین و بنیاد پژمان حامیان اصلی این پروژه پژوهشی هستند.
____
با حمایت و همراهی کالین و انبارپنیر
#Argo10Artists #ArgoFactory #PejmanFoundation #RezaAramesh
#Argo10
#ارگو #بنیاد_پژمان
Phony Wars
Group Exhibition
10th Anniversary of the Pejman Foundation
Project introduction | Cinema-ye Azad Movement
Archival Research Project
Cinema-ye Azad or The Free Cinema Movement, recognized as the only organized and formal cinematic movement in Iran, was active between 1969 and 1978 in Tehran and more than twenty cities across the country. Initiated by Basir Nasibi, with the collaboration and support of some of the most significant cultural and cinematic figures of the time, the movement emerged in response to the state of Iranian cinema, the various restrictions in place, and the monopoly held by commercial studios and governmental institutions over standard filmmaking equipment. Its aim was to establish a practical alternative for young enthusiasts who lacked access to academic training and had neither the means nor the inclination to enter the mainstream Iranian film industry. By employing 8mm cameras—originally marketed for home use—and relying on learning through practice and the exchange of experiences, these young filmmakers laid the foundations of Iran’s amateur cinema.
The research project on the history of the Free Cinema Movement, initiated by Hadi Alipanah nearly seven years ago, has focused on collecting films, documents, and oral histories from the filmmakers and members of the movement. Prior to this effort, almost none of the roughly 1,000 films produced within the movement were accessible, and contact with many of its 300 members had been lost. In this sense, the Free Cinema Movement can be regarded as the most significant missing and overlooked chapter in the history of Iranian cinema.
The Iranian National Film Archive, Arsenal – Institute for Film and Video Art (Berlin), and the Pejman Foundation are the principal supporters of this research project.
#Argo10Artists #ArgoFactory #PejmanFoundation #RezaAramesh
#Argo10
رویداد دهمین سال فعالیت بنیاد پژمان
پاییز ۱۴۰۴
معرفی پروژه | جنبش سینمای آزاد
پروژهی گردآوری و آرشیو
«جنبش سینمای آزاد» بهعنوان تنها جنبش سینمایی رسمی و منسجم در ایران از تاریخ ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ در تهران و بیش از ۲۰ شهر در سراسر کشور فعالیت کرد. سینمای آزاد به ابتکار بصیر نصیبی و همراهی و حمایت تعدادی از مهمترین چهرههای فرهنگی و سینمایی ایران در واکنش به وضعیت سینمای ایران و انواع محدودیتهای موجود و نیز انحصار لوازم استاندارد برای ساخت فیلم توسط استودیوهای سینمای تجاری و نهادهای دولتی، به دنبال یک آلترناتیو کاربردی برای توسعهی امکان فیلمسازی بین جوانان علاقهمند بود. جوانانی که نه فرصت بهرهمندی از آموزش آکادمیک را داشتند و نه امکان یا تمایل ورود به جریان اصلی سینمای ایران . آنها با استفاده از دوربینهای ۸ میلیمتری که برای مصرف خانگی وارد بازار ایران شده بود و با اتکا به آموختن سینما از مسیر تجربهورزی و به اشتراکگذاری آموختههایشان جریان آماتور سینمای ایران را پایهگذاری کردند.
پروژهی پژوهش درباره تاریخ جنبش سینمای آزاد توسط هادی علیپناه از قریب به ۷ سال پیش با تمرکز بر جمعآوری فیلمها، اسناد و تاریخ شفاهی فیلمسازان و اعضای این جنبش آغاز شده است. پیش از این پژوهش از ۱۰۰۰ فیلم ساختهشده در جریان فعالیت این جنبش تقریباً هیچ فیلمی در دسترس نبود و ارتباط با بخش مهمی از ۳۰۰ فیلمساز عضو آن قطع شده بود. از این منظر سینمای آزاد را میتوان مهمترین پارهی گمشده و پنهانمانده از تاریخ سینمای ایران به حساب آورد.
فیلمخانه ملی ایران، موسسه آرسنال برلین و بنیاد پژمان حامیان اصلی این پروژه پژوهشی هستند.
____
با حمایت و همراهی کالین و انبارپنیر
#Argo10Artists #ArgoFactory #PejmanFoundation #RezaAramesh
#Argo10
#ارگو #بنیاد_پژمان
Phony Wars
Group Exhibition
10th Anniversary of the Pejman Foundation
Project introduction | Cinema-ye Azad Movement
Archival Research Project
Cinema-ye Azad or The Free Cinema Movement, recognized as the only organized and formal cinematic movement in Iran, was active between 1969 and 1978 in Tehran and more than twenty cities across the country. Initiated by Basir Nasibi, with the collaboration and support of some of the most significant cultural and cinematic figures of the time, the movement emerged in response to the state of Iranian cinema, the various restrictions in place, and the monopoly held by commercial studios and governmental institutions over standard filmmaking equipment. Its aim was to establish a practical alternative for young enthusiasts who lacked access to academic training and had neither the means nor the inclination to enter the mainstream Iranian film industry. By employing 8mm cameras—originally marketed for home use—and relying on learning through practice and the exchange of experiences, these young filmmakers laid the foundations of Iran’s amateur cinema.
The research project on the history of the Free Cinema Movement, initiated by Hadi Alipanah nearly seven years ago, has focused on collecting films, documents, and oral histories from the filmmakers and members of the movement. Prior to this effort, almost none of the roughly 1,000 films produced within the movement were accessible, and contact with many of its 300 members had been lost. In this sense, the Free Cinema Movement can be regarded as the most significant missing and overlooked chapter in the history of Iranian cinema.
The Iranian National Film Archive, Arsenal – Institute for Film and Video Art (Berlin), and the Pejman Foundation are the principal supporters of this research project.
#Argo10Artists #ArgoFactory #PejmanFoundation #RezaAramesh
#Argo10
فیدان - وبسایت تخصصی فیلم کوتاه
Video
امروز و فردا دو روز پایانی نمایشگاه سینمای آزاد است
فیدان - وبسایت تخصصی فیلم کوتاه pinned «امروز و فردا دو روز پایانی نمایشگاه سینمای آزاد است»
خطاب به فیلمسازان عزیزی که آثارشان را برای فراخوان انتخاب بهترین فیلم کوتاه سال ۱۴۰۴ فیدان ارسال کردهاند. متاسفانه به دلیل عدم دسترسی ما به اینترنت پایدار امکان تماشای فیلمها و تکمیل فرآیند انتخاب وجود ندارد. از این رو تاریخ اعلام نتایج نهایی را تا اطلاع ثانوی به تاخیر میاندازیم. شما امروز باید ایمیلی از طریق پلتفرم فیلمفریوی با همین مضمون دریافت کرده باشید. با مشخص شدن تاریخ جدید از طریق پلتفرم فیلمفریوی و همین صفحه از زمان آن و سایر تغییرات احتمالی مطلع خواهید شد. سپاس از همراهی شما
مملکت آدمهایی را لازم دارد که یک قدم برمیدارند. در دورههایی که نیروهای فرهنگی و هنری به دلایل مختلف قدمی برنمیدارند دورههای اتلاف وقت است. آدمی پیر میشود و میمیرد و هیچ کاری نکرده است. یکبار من به این مسئله فکر کردم که در میان جمعیت ایران چه میزان از نیروهای خلاق و کارآمد حرام میشوند؟ و البته همانطور که میدانی اگر شخصی در مملکتی باشد که پیشاپیش بداند فکرش را رد خواهند کرد دیگر به نوآوری نمیاندیشد.
فرخ غفاری
“A country needs people who take a step forward. Periods in which cultural and artistic forces, for various reasons, fail to take any step are wasted times. A person grows old and dies, having done nothing. Once I thought about this: among the population of Iran, how many creative and capable forces are wasted? And of course, as you know, if someone lives in a country where they already know their ideas will be rejected, they will no longer think of innovation.”
Farrokh Ghaffari
فرخ غفاری
“A country needs people who take a step forward. Periods in which cultural and artistic forces, for various reasons, fail to take any step are wasted times. A person grows old and dies, having done nothing. Once I thought about this: among the population of Iran, how many creative and capable forces are wasted? And of course, as you know, if someone lives in a country where they already know their ideas will be rejected, they will no longer think of innovation.”
Farrokh Ghaffari
Forwarded from باشگاه ادبیات
کتاب ایستار
مجله سینمادوستان ایران
به کوشش مجید فخریان
یادداشت اختصاصی
سال ۹۵ بود که تصمیم گرفتیم مجلهای راه بیندازیم؛ فضایی برای «مومنتهای سینهفیلی». در روزگاری که تب مجلات اینترنتی امروز هنوز فراگیر نشده بود، به دنبال پیوندی شخصیتر، حسانیتر و جزئیتر با سینما بودیم. نمیخواستیم فرمانبردار کلانروایتها باشیم؛ برای ما، حقیقت سینما در همان جزئیات پنهانی بود که باید کشف میشدند. «ایستار»—که نامش را از میان سطور کتاب سینهفیلیا و تاریخ کریستین کیثلی بیرون کشیدیم—برای ما باور به سینمایی بود که طرزی از تفکر را در اعوجاج تصاویر صیقلنخورده و خام جستوجو میکرد؛ نوری رقصان در دل تاریکی.
ایستار ۱۵۰۲ روز دوام آورد؛ از اواخر سال ۹۶ تا اوایل ۱۴۰۱. اما از جایی به بعد، وقتی احساس کنی شوری رهاییبخش جای خود را به یک «ترند» همهگیر داده، و سینهفیلیا—که روزی کارش پیوند دادن گمشدگان تاریخ بود—به جریانی مصادرهشده و بیجان تبدیل شده، باید پا پس کشید. ما نیامده بودیم که رکورد سالهای انتشار را به رخ بکشیم. با این همه، قصه را نمیشد فقط به یک تصمیم شخصی فروکاست. تحولات و رخدادهای ناگوار بیرونی نیز در کار بودند؛ طوفانهایی که هر بار وزیدند، و ما را به زمین زدند. در زمانهای که دیوارهای واقعیتِ بیرون فرو میریخت و خیابان میدانِ اصلی احضارِ حقیقت بود، نشستن در تاریکیِ خانه و نوشتن از سینما، دیگر آن ایستاری نبود که بتوان با آن به جهان نگریست. خشم جای آن کشف و شهود صامت را گرفت و وضعیت اقتصادی نیز نویسندگان ایستار را از نوشتن مستمر دور کرد.
مقدمۀ درون کتاب برای سال ۱۴۰۴ است؛ زمانی که کتاب مهیای انتشار و رونمایی کوچکی بود، اما باز هم پشت سد حوادث ناگزیر و سهمگینتری متوقف ماند. اکنون، یک سال پس از آن وقفه گذشته است و با مشورت همراهانم ترجیح دادیم همان مقدمه در کتاب بماند و تغییری نکند. ترجیح؟ فکر کردیم و نتوانستیم واژهای برای وقایع این یک سال بیابیم.
کتاب حاضر اما، یادآوری و برشی از یک زیستِ مشترکِ چهار و اندی ساله است؛ یادگاریِ سالهایی که نوشتن برای ما هنوز شکلی از زیستن بود؛ سالهای کلهداغی و رفاقتهای بیمزد و منت. انتخابهای ما تصادفی نبودند: راینر ورنر فاسبیندر و جان کارپنتر؛ دو قطبِ به ظاهر متفاوت از سینمای روشنفکری و ژانر که نسبتشان برای ما نه از مسیر دستهبندیهای معمول، که پیوندشان در یأسِ فعال، بدبینی هشداردهنده نسبت به زوال جهان، و البته شور بیوصفشان به زندگی است. سینمای پرتغال نیز برای ما واجد اهمیتی مشابه بود؛ سینمایی که رجعت به تاریخ را نه در هیئت بازسازیِ صرف، که در متن اکنون و در جامۀ معاصر ممکن میکند. و در پایان، به سینمای ایران میرسیم؛ سینمایی که در سالهای اخیر، بیش از آنکه با انسان نسبت برقرار کند، در ویترینها و اعتبارهای بیرونی تثبیت شده است.
از همۀ خوانندگانی که در این مسیر همراه ما بودند سپاسگزارم. امیدوارم این کتاب، با همۀ فاصلهای که میان شکلگیری و انتشارش افتاد، هنوز بتواند چیزی از آن ایستار را با خود حمل کند: طرز فکری برای دیدن، و باوری به نوری که در تاریکی میرقصد. و البته امید به تداوم آن، یا دستکم انتشار دیگر شمارهها در قالب کتابهای دوم، سوم و…
مجید فخریان
https://www.bashgaheadabiyat.com/product/eestar-1/
مجله سینمادوستان ایران
به کوشش مجید فخریان
یادداشت اختصاصی
سال ۹۵ بود که تصمیم گرفتیم مجلهای راه بیندازیم؛ فضایی برای «مومنتهای سینهفیلی». در روزگاری که تب مجلات اینترنتی امروز هنوز فراگیر نشده بود، به دنبال پیوندی شخصیتر، حسانیتر و جزئیتر با سینما بودیم. نمیخواستیم فرمانبردار کلانروایتها باشیم؛ برای ما، حقیقت سینما در همان جزئیات پنهانی بود که باید کشف میشدند. «ایستار»—که نامش را از میان سطور کتاب سینهفیلیا و تاریخ کریستین کیثلی بیرون کشیدیم—برای ما باور به سینمایی بود که طرزی از تفکر را در اعوجاج تصاویر صیقلنخورده و خام جستوجو میکرد؛ نوری رقصان در دل تاریکی.
ایستار ۱۵۰۲ روز دوام آورد؛ از اواخر سال ۹۶ تا اوایل ۱۴۰۱. اما از جایی به بعد، وقتی احساس کنی شوری رهاییبخش جای خود را به یک «ترند» همهگیر داده، و سینهفیلیا—که روزی کارش پیوند دادن گمشدگان تاریخ بود—به جریانی مصادرهشده و بیجان تبدیل شده، باید پا پس کشید. ما نیامده بودیم که رکورد سالهای انتشار را به رخ بکشیم. با این همه، قصه را نمیشد فقط به یک تصمیم شخصی فروکاست. تحولات و رخدادهای ناگوار بیرونی نیز در کار بودند؛ طوفانهایی که هر بار وزیدند، و ما را به زمین زدند. در زمانهای که دیوارهای واقعیتِ بیرون فرو میریخت و خیابان میدانِ اصلی احضارِ حقیقت بود، نشستن در تاریکیِ خانه و نوشتن از سینما، دیگر آن ایستاری نبود که بتوان با آن به جهان نگریست. خشم جای آن کشف و شهود صامت را گرفت و وضعیت اقتصادی نیز نویسندگان ایستار را از نوشتن مستمر دور کرد.
مقدمۀ درون کتاب برای سال ۱۴۰۴ است؛ زمانی که کتاب مهیای انتشار و رونمایی کوچکی بود، اما باز هم پشت سد حوادث ناگزیر و سهمگینتری متوقف ماند. اکنون، یک سال پس از آن وقفه گذشته است و با مشورت همراهانم ترجیح دادیم همان مقدمه در کتاب بماند و تغییری نکند. ترجیح؟ فکر کردیم و نتوانستیم واژهای برای وقایع این یک سال بیابیم.
کتاب حاضر اما، یادآوری و برشی از یک زیستِ مشترکِ چهار و اندی ساله است؛ یادگاریِ سالهایی که نوشتن برای ما هنوز شکلی از زیستن بود؛ سالهای کلهداغی و رفاقتهای بیمزد و منت. انتخابهای ما تصادفی نبودند: راینر ورنر فاسبیندر و جان کارپنتر؛ دو قطبِ به ظاهر متفاوت از سینمای روشنفکری و ژانر که نسبتشان برای ما نه از مسیر دستهبندیهای معمول، که پیوندشان در یأسِ فعال، بدبینی هشداردهنده نسبت به زوال جهان، و البته شور بیوصفشان به زندگی است. سینمای پرتغال نیز برای ما واجد اهمیتی مشابه بود؛ سینمایی که رجعت به تاریخ را نه در هیئت بازسازیِ صرف، که در متن اکنون و در جامۀ معاصر ممکن میکند. و در پایان، به سینمای ایران میرسیم؛ سینمایی که در سالهای اخیر، بیش از آنکه با انسان نسبت برقرار کند، در ویترینها و اعتبارهای بیرونی تثبیت شده است.
از همۀ خوانندگانی که در این مسیر همراه ما بودند سپاسگزارم. امیدوارم این کتاب، با همۀ فاصلهای که میان شکلگیری و انتشارش افتاد، هنوز بتواند چیزی از آن ایستار را با خود حمل کند: طرز فکری برای دیدن، و باوری به نوری که در تاریکی میرقصد. و البته امید به تداوم آن، یا دستکم انتشار دیگر شمارهها در قالب کتابهای دوم، سوم و…
مجید فخریان
https://www.bashgaheadabiyat.com/product/eestar-1/
با وجود اینکه بخش قابل توجهی از زمان فراخوان این دورهٔ انتخاب بهترین فیلم کوتاه سال در روزهای تاریکی و خاموشی گذشت، روزهای بیپایان این روزها؛ و این موضوع روی تعداد فیلمهای ثبتنام شده بیتاثیر نبوده، اما کماکان این دوره نیز همچون سالهای گذشته میزبان صدها فیلمساز ایرانی از سراسر جهان هستیم. با وجود تاخیر پیشآمده و محدودیتهای موجود مراحل بازبینی و انتخاب فیلمها توسط اعضای تحریریه فیدان در حال انجام است و به زودی فهرست فیلمهای نیمه نهایی و تاریخ اعلام اسامی فیلمهای انتخاب شده را منتشر خواهیم کرد.
سپاس از همراهی شما، فیدان
سپاس از همراهی شما، فیدان
فهرست نیمه نهایی بهترین فیلمهای کوتاه سال 1404 به انتخاب فیدان
بعد از تماشای 737 فیلم کوتاه ثبت نام شده در فراخوان این دوره انتخاب بهترین فیلمهای کوتاه سالِ فیدان 42 فیلم کوتاه راه یافته به فهرست نیمه نهایی این دوره به ترتیب زیر اعلام میشود. در مرحله بعدی با ارزیابی فیلمهای راه یافته به این فهرست، 10 فیلم کوتاه منتخب فیدان به همراه جدول ارزشگذاری منتقدین منتشر خواهد شد.
اعضای تحریریه فیدان که در انتخاب فیلمهای این دوره شرکت داشتهاند عبارتند از: فروغ رستگار، لاله شاکری، علی بکتاش، پریزاد اسماعیلی، امین پاکپرور، کیان خوشمکان، مجتبی بیات، گلچهره صادقزاده، ستاره آزاد، مجید فخریان، انوش دلاوری، محمد رمضانی، بنفشه جوکار و هادی علیپناه
مشاهده فهرست نیمهنهایی: https://www.fidanfilm.ir/?p=16836
بعد از تماشای 737 فیلم کوتاه ثبت نام شده در فراخوان این دوره انتخاب بهترین فیلمهای کوتاه سالِ فیدان 42 فیلم کوتاه راه یافته به فهرست نیمه نهایی این دوره به ترتیب زیر اعلام میشود. در مرحله بعدی با ارزیابی فیلمهای راه یافته به این فهرست، 10 فیلم کوتاه منتخب فیدان به همراه جدول ارزشگذاری منتقدین منتشر خواهد شد.
اعضای تحریریه فیدان که در انتخاب فیلمهای این دوره شرکت داشتهاند عبارتند از: فروغ رستگار، لاله شاکری، علی بکتاش، پریزاد اسماعیلی، امین پاکپرور، کیان خوشمکان، مجتبی بیات، گلچهره صادقزاده، ستاره آزاد، مجید فخریان، انوش دلاوری، محمد رمضانی، بنفشه جوکار و هادی علیپناه
مشاهده فهرست نیمهنهایی: https://www.fidanfilm.ir/?p=16836
بهترین فیلمهای کوتاه سال 1404 به انتخاب فیدان + جدول ارزشگذاری
لینک: https://www.fidanfilm.ir/?p=16843
@fidanfilm
لینک: https://www.fidanfilm.ir/?p=16843
@fidanfilm
#فیدان #فراخوان
فراخوان انتخاب بهترین فیلم کوتاه سال 1405
فیدان وبسایت تخصصی فیلم کوتاه برای دوازدهمین سال پیاپی قصد دارد از بین فیلمهای کوتاه تولید شده بین سالهای 1404 و 1405 بهترین فیلم کوتاه سال 1405 را بهانتخاب اعضای تحریریه خود معرفی کند.
متن کامل فراخوان (لطفا پیش از ثبت نام کامل مطالعه شود):
https://www.fidanfilm.ir/?p=16854
@fidanfilm
فراخوان انتخاب بهترین فیلم کوتاه سال 1405
فیدان وبسایت تخصصی فیلم کوتاه برای دوازدهمین سال پیاپی قصد دارد از بین فیلمهای کوتاه تولید شده بین سالهای 1404 و 1405 بهترین فیلم کوتاه سال 1405 را بهانتخاب اعضای تحریریه خود معرفی کند.
متن کامل فراخوان (لطفا پیش از ثبت نام کامل مطالعه شود):
https://www.fidanfilm.ir/?p=16854
@fidanfilm
پنجاه و هفت سال پیش در چنین روزی، 11 مهر ماه 1348 سینمای آزاد ایران فعالیت خود را آغاز کرد. اما آنچه امروز بازخوانی و یادآوری تاریخش برای ما به ارمغان میآورد نه صرفا مرور دستاوردها و تاثیرات بینظیرش، بلکه فهم پیشنهادی است که ایدۀ «سینمای آزاد» در ذات خود نهادینه دارد. پیشنهادی برای امروز و فردا. به کار انداختن دوباره منشی که اساسا از دل محدودیتها و در دل محدودیتها معنا پیدا میکند. بصیر نصیبی و همراهانش در طول 10 سال فعالیت سینمای آزاد نهالی را در باغ سینمای ایران کاشتهاند که همواره سبز و جوان باقی مانده و حالا بیشتر از هر زمان دیگری میتواند پشتوانه جوانان نوجو و نواندیش باشد.
این روز را به خانواده بزرگ سینمای آزاد و فیلم کوتاه ایران تبریک میگوییم.
این روز را به خانواده بزرگ سینمای آزاد و فیلم کوتاه ایران تبریک میگوییم.
#فیدان #نقد
فقط نگاه نکن، لمس هم بکن!
دربارۀ فیلم کوتاه «یویو» به کارگردانی محمدرضا میقانی
نوشتۀ هادی علیپناه
از مجموعۀ بهترین فیلمهای کوتاه سال ۱۴۰۴ به انتخاب فیدان
مهم نیست چقدر به راوی فیلم اطمینان میکنیم. مهم این است که یک سفر درونی با یک گردش ساده در خلوت یک ساحل دور افتاده هم عرض شده است. چالش شخصیت یا شخصیتها با مسئله جنسیت با سطوح و رنگها توضیح داده میشود و لایههای متعدد قابها به ما اجازه میدهد در عین سادگی با گزارههای چند وجهی موضوع کلنجار بریم.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16861
@fidanfilm
فقط نگاه نکن، لمس هم بکن!
دربارۀ فیلم کوتاه «یویو» به کارگردانی محمدرضا میقانی
نوشتۀ هادی علیپناه
از مجموعۀ بهترین فیلمهای کوتاه سال ۱۴۰۴ به انتخاب فیدان
مهم نیست چقدر به راوی فیلم اطمینان میکنیم. مهم این است که یک سفر درونی با یک گردش ساده در خلوت یک ساحل دور افتاده هم عرض شده است. چالش شخصیت یا شخصیتها با مسئله جنسیت با سطوح و رنگها توضیح داده میشود و لایههای متعدد قابها به ما اجازه میدهد در عین سادگی با گزارههای چند وجهی موضوع کلنجار بریم.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16861
@fidanfilm
#فیدان #نقد
سینمای هذیانی
زن، سانسور و حافظه در فیلمهای مریم تفکری
نویسنده: مجید فخریان
زن درون فیلمهای مریم تفکری در فاصله میان تصویر دیده شده و تصویر قدغن شده نفس میکشد. گرچه بعید میدانم «نفس میکشد» گزارهای درست باشد. بیشتر انگار در فاصله میان این دو تصویر، آنچه از او باقی مانده، تبخیر، تکه تکه و حتا مثله میشود. بیمار میشود و این بیماری نه فقط فیزیکی (فلج شدن تن) و نه فقط پاتولوژیک است که بعضاً حتا در بغرنج ترین لحظاتش ریشه در امراضی از عالم خفیه دارد. بدن انگار دچار امراض غیبی و ماورایی است. فیلمهایی از جنس «نظربازی» و «گل شب نشان میدهند که چطور در ناخودآگاه تاریخی/فرهنگی ما که سینما فقط بازتابندهاش است، بدن زن از لحظهای که به بلوغ میرسد وارد یک اقلیم آلوده به راز و محل رخنه نیروهای نادیدنی می شود.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16866
سینمای هذیانی
زن، سانسور و حافظه در فیلمهای مریم تفکری
نویسنده: مجید فخریان
زن درون فیلمهای مریم تفکری در فاصله میان تصویر دیده شده و تصویر قدغن شده نفس میکشد. گرچه بعید میدانم «نفس میکشد» گزارهای درست باشد. بیشتر انگار در فاصله میان این دو تصویر، آنچه از او باقی مانده، تبخیر، تکه تکه و حتا مثله میشود. بیمار میشود و این بیماری نه فقط فیزیکی (فلج شدن تن) و نه فقط پاتولوژیک است که بعضاً حتا در بغرنج ترین لحظاتش ریشه در امراضی از عالم خفیه دارد. بدن انگار دچار امراض غیبی و ماورایی است. فیلمهایی از جنس «نظربازی» و «گل شب نشان میدهند که چطور در ناخودآگاه تاریخی/فرهنگی ما که سینما فقط بازتابندهاش است، بدن زن از لحظهای که به بلوغ میرسد وارد یک اقلیم آلوده به راز و محل رخنه نیروهای نادیدنی می شود.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16866
#فیدان #نقد
زمزمهی گم گشته
درباره فیلم کوتاه «سنگهای نجواگر» ساخته علی محمد ترحمی
نوشته علی بکتاش
از مجموعۀ بهترین فیلمهای کوتاه سال ۱۴۰۴ به انتخاب فیدان
یکی از مهمترین وجوه فیلم، تقابل میان سکوت طبیعت و صدای دخالتِ انسان است. در چنین نظمی طبیعی، کوه، سنگ، حیوان و زمین هر یک شیوهی خاص خود را برای بودن دارند، بیآنکه لزوماً در خدمت هدفی انسانی قرار گرفته باشند. با ورود انسان و آغاز فعالیت معدنی، این نظم دستخوش تغییر میشود. انسان با ابزار و تکنیک، سنگ را میشکافد، کوه را منفجر میکند و زمین را به مادهای قابل استخراج تبدیل میکند.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16873
زمزمهی گم گشته
درباره فیلم کوتاه «سنگهای نجواگر» ساخته علی محمد ترحمی
نوشته علی بکتاش
از مجموعۀ بهترین فیلمهای کوتاه سال ۱۴۰۴ به انتخاب فیدان
یکی از مهمترین وجوه فیلم، تقابل میان سکوت طبیعت و صدای دخالتِ انسان است. در چنین نظمی طبیعی، کوه، سنگ، حیوان و زمین هر یک شیوهی خاص خود را برای بودن دارند، بیآنکه لزوماً در خدمت هدفی انسانی قرار گرفته باشند. با ورود انسان و آغاز فعالیت معدنی، این نظم دستخوش تغییر میشود. انسان با ابزار و تکنیک، سنگ را میشکافد، کوه را منفجر میکند و زمین را به مادهای قابل استخراج تبدیل میکند.
لینک متن کامل: https://www.fidanfilm.ir/?p=16873
