سید محمد فواد ابراهیمی
125 subscribers
4.09K photos
80 videos
463 files
177 links
کانال علمی ، آموزشی ، فرهنگی و هنری

برای ارتباط با ادمین از لینک زیر استفاده نمایید :

https://telegram.me/foadroyal8399
Download Telegram
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب نشانه‌هایی از دو ماده شیمیایی مهم در جو یک سیاره‌‌ی فراخورشیدی را شناسایی کردند که در زمین تنها توسط موجودات زنده (مانند جلبک‌های میکروسکوپی دریایی) تولید می‌شوند: دی‌متیل‌سولفید و دی‌متیل‌دی‌سولفید.
این سیاره که در فاصله ۱۲۴ سال نوری از زمین و در منطقه قابل سکونت ستاره‌اش قرار دارد، به عنوان یکی از بهترین نامزدها برای پشتیبانی از حیات فرازمینی شناخته می‌شود. هرچند دانشمندان تأکید دارند که هنوز برای اثبات قطعی وجود حیات زود است و داده‌های بیشتری لازم است، اما شدت سیگنال‌های این ترکیبات شیمیایی بسیار بیشتر از چیزی است که در زمین دیده می‌شود، که احتمال منشأ زیستی را تقویت می‌کند.
با سریع‌ترین فضاپیمای بشر که سرعتش ۱۹۴ کیلومتر بر ثانیه است، رسیدن به این سیاره حدود ۱۹۰ هزار سال طول می‌کشد. پس با فناوری فعلی، چنین سفرهایی همچنان در حد رویاست. مگر اینکه فناوری‌هایی مانند پیشرانه‌های هسته‌ای یا موتورهای هم‌جوشی در آینده شوند.
ناسا: حفره‌ای اسرارآمیز در سطح مریخ، پنجره‌ای رو به اعماق ناشناخته
تصویر روز ناسا ساختاری اسرارآمیز از سطح مریخ را نمایش می‌دهد که توجه دانشمندان را جلب کرده است: حفره‌ای غیرمعمول در دل لایه‌ای از یخ دی‌اکسیدکربن. این تصویر که چشم‌اندازی شبیه پنیر سوئیسی دارد، شامل حفره‌های متعددی‌ است؛ بیشتر آنها لایه نازکی از یخ را بر خاک تیره و غبارآلود مریخی نشان می‌دهند که درحال تبخیر است. اما یکی از این حفره‌ها متفاوت به نظر می‌رسد.
قطر این حفره عجیب که بالای سمت راست تصویر قرار دارد، حدود ۱۰۰ متر است و ظاهراً به لایه زیرین نفوذ کرده. اطراف آن نیز ساختاری دایره‌ای‌ شکل دیده می‌شود که مانند دهانه برخوردی به نظر می‌رسد.
منشأ این حفره هنوز ناشناخته است اما یکی از فرضیه‌ها می‌گوید ممکن است این حفره از برخورد شهاب‌سنگ با سطح مریخ ایجاد شده باشد.
یافته‌های جدید نشان می‌ دهد که جهان بسیار سریع‌تر از آنچه پیش‌بینی می‌شد به سوی نابودی پیش می‌رود. البته محققان تاکید کرده‌اند که «خوشبختانه» هنوز زمان زیادی پیش رو داریم.
فرضیه پیشین درباره زمان نابودی جهان ۱۰ به توان ۱۱۰۰ سال بود، یعنی عددی با ۱۱۰۰ صفر اما تخمین جدید خبر می‌دهد که فروپاشی جهان در ۱۰ به توان ۷۸ سال دیگر رخ خواهد داد.
نتایج پژوهشی در این زمینه، در مقاله‌ای با عنوان «جهان سریع‌تر از تصور قبلی در حال فروپاشی است، اما همچنان زمان زیادی باقی مانده» در مجله کیهان‌شناسی و فیزیک ذرات کیهانی منتشر شده است.
زبان حيوانات
سيدمحمدفواد ابراهيمي
مدرس بازنشسته‌ی رياضيات و کامپيوتر
دانشگاه فرهنگيان سنندج
23 / بهمن / 1401 شمسي

در مشاهدات روزانه و خواب‌های شبانه، جدای از همه‌ی آن صحنه‌هائي که عيان‌اند و جلو چشم همگان در اکرانند و شايد عده‌ی زيادی از آدميان شاهد و ناظر بر آن پديده‌ها و رويدادها باشند، پُشت پَرده‌هائي را من (فواد) مي‌بينم که هيچکس تاکنون آنها را نديده است! آری رويدادهائي که ساری و جاری و همزمان با ساير اتفاقات در هستي و پيرامون وجودمان در حال اجراء هستند، اما برای عموم نامرئي و انگار نوری از آنها به‌چشم بينندگان بازتاب نمي‌خورد و لذا قابل روءيت نيستند. از بسياری ماجراها و فيلم‌ها و تاٌترها و سمينارها و اظهار وجودهائي سخن مي‌گويم که در همان حال که داريم با جديت کاری را انجام مي‌دهيم، در بيخ گوشمان در جريانند و ما از آنها کاملاً بي‌خبر مي‌مانيم. آن جريانات از اين نوع موضوعات شناخته شده که برای عام مردمان حالت معمول پيدا کرده و مرتب با آنها سر و کار داريم، نيستند. بلکه نوعي از رويدادهای ظاهراً مخفي و پنهاني هستند که فقط توسط افرادی خاص که ويژگي علاحده‌ای دارند، قابل درک و فهم و مورد بررسي قرار مي‌گيرند. تعداد اين رويدادهای نامرئي و ظاهراً پنهان بسيار زياد و من مي‌خواهم به‌تعدادی از آنها اشاره نموده و تا حد ممکن راجع به چگونگي و احوال آنها سخن بگويم و دانشمندان و متفکرين را متوجه سازم تا بلکه با همفکری و بَررسي و پژوهش بيشتر بتوانيم، پَرده‌های استتار را کنار زده و به‌روشنگری بپَردازيم. ابتدا به پروسه‌ی يادگيری زبان در دوران طفوليت انسان نگاهي بياندازيم. کاملاً بديهي است که از زمانيکه بچه‌ی آدمي با دستگاه شنوائي از طريق گوش‌ها اصوات و آواها و امواج صوتي و واژه‌ها و ريتم‌ها و ملودي‌ها و فرکانس‌ها و ارتعاشات از نوع خاص را از محيط اطراف خود مي‌گيرد و به‌مراکز اختصاصي در مغز مي‌فرستد و در آن مراکز تمام داده‌ها و اطلاعات خام صوتي، آناليز و پردازش و مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرند و محصولاتي بنام درک و فهم از ورودي‌ها در بايگاني ذهن ذخيره مي‌گردد و اين پروسه مستمر و بدون توقف ادامه داشته و يافته‌های پردازش شده بسيار زياد مي‌شوند، آنگاه موقع مقايسه و محک‌زني و ارزيابي و قضاوت و نمره دادن و ساماندهي و طبقه‌بندی و مجموعه‌سازی و سرانجام استقرار نهائي محصولات انتخاب شده در محلي برای عرضه و استفاده و کاربُرد و ... فرا مي‌رسد. مي‌توان به واژگان زبان محاوره در اين بايگاني و مکان عرضه اشاره نمود که خريدار آن دستگاه و سيستم مکالمه که ابزارش ظاهراً حنجره و زبان در دهان هستند، بوده و متناسب با نياز بَرطبق فرمول و موازيني به‌کار گرفته شده و به‌منظور بَرقراری ارتباط با ديگران از آن واژگان استفاده مي‌شود که همان زبان گشودن و مکالمه و حرف‌زدن و سخن‌راندن و به‌دان‌وسيله اظهار وجود کردن و پيام خود را رساندن باشد. همه‌ی آدميان مي‌دانند که همه‌ی کودکان در باز کردن زبان و اقدام به‌سخن گفتن، در سن خاصي گويا نمي‌شوند. برخي در شش ماهگي و عده‌ای در يک‌سالگي و تعدادی هم بيش از دو سال از سنشان مي‌گذرد و هنوز نمي‌توانند، به‌راحتي حرف بزنند. البته موارد نقص فيزيولوژيکي و مرض خاص و کری و لالي را در اينجا کنار مي‌گذاريم و حالت طبيعي نرمال و سالم بودن دستگاه‌ها و سيستم‌های مربوط به شنوائي و گويائي را مدّ نظر قرار مي‌دهيم. حال بيائيم کمي عميق‌تر و دقيق‌تر به پروسه‌ی شنيداری بپَردازيم. کودک در آغوش مادر انواع صداها و واژگان زبان افراد خانواده و اطرافيان را با گوش‌های سالم دريافت مي‌کند و آرام و بي‌اعلام در مغز خود شنيده‌ها را غربال و شناسائي و در دسته‌های طبقه‌بندی شده جای داده و با صداها و واژگان تکراری قبلي مقايسه نموده و اگر اختلافاتي بيابد، در تصحيح و يا تکميل واژه مي‌کوشد و در واقع به‌حذف و اضافات و تصحيح دست مي‌زند. در طول زمان بارها اين مقايسه‌ها و مطابقت دادنها و پي‌بُردن به مشابهات و تکراري‌ها که امری اجتناب ناپذير بوده، در هر زمان ممکن است، به محصول جديدتری برسد و در اين پروسه که مدام در طول زمان ادامه دارد، به ساختمان و مجموعه‌ای تقريباً مهندسي شده رسيده که از سن چهار پنج سالگي به‌بعد مرتب به نقاشي و تزئينات ساختمان زبان که اصطلاحاً "زبان مادری" گفته مي‌شود، مي‌پَردازد. اين ساختار زباني يکي از ابزارهای مورد نياز کودک برای رشد و تعالي فکری بوده و همزمان با ساير رفتارها و حرکات زيستي از زبان مادری استفاده‌ی کلان مي‌نمايد. روند تکاملي اين ابزار "زبان مادری" تا سال‌ها يعني تا موقع مرگ ادامه داشته که مراحل و سرعت‌های مخصوص خود را دارد.
وقتي بچه، واژه‌ای را از دهان مادرش مي‌شنود و با چشم نيز رفتاری از مادر در همان رابطه با واژه را مشاهده مي‌کند، گذشته‌ از دريافت واژه، باری معنائي نيز به آن مي‌چسباند که با آزمايش و خطاهای فراوان بالاخره به‌يک واژه‌ی با معني و مفهومي اختصاصي مي‌رسد و هرگاه آن واژه را از هر گوينده‌ی ديگری در هرجائي بشنود، در حالتي قرار مي‌گيرد که با شناخت و درک بار معنائي در جهت کاربُرد و رفتار متناسب اقدام مي‌نمايد. به‌عنوان مثال، وقتي مادر مي‌گويد: "بخور" يعني شير از پستان يا شيشه شير را با دهان بمک تا راهي شکم شود، بچه در عمل که توسط مادر، پستان و يا پستانک شيشه شير در دهنش گذاشته شده، در تجزيه و تحليل ذهني کلمه‌ی بخور و خوردن را با مفهوم و بار معنائي ويژه در طبقه‌ی محصولات زباني در کنار ساير واژگان قرار مي‌دهد. برای هزاران واژه‌ی ديگر در موقعيت‌ها و زمان‌های مختلف، برای هر کدام به‌نحوی اين فنومن و فرآيند اتفاق مي‌افتد و در مجموع يک بانک اطلاعاتي عظيم از جميع واژگان ذخيره شده و بچه به توانائي و مهارت داشتن زبان خواهد رسيد. فهميدن "زبان مادری" اينطور نيست که يک پکيج محدود و معلومي را در يک محدوده‌ی مشخصي به کودک بدهيم و او دارای فهم زباني گردد. يادگيری زبان در يک مسير مستمر و متصل و طولاني در دراز مدت به‌انجام مي‌رسد که ميلياردها کنش و واکنش شيميائي و فيزيکي و عصبي برای درک و فهم فقط يک واژه، روی مي‌دهند. آنچه را که همه مي‌دانيم، آن است که کودک بعد از مدت زماني که برای تمام کودکان يکسان نيست، در صورت سالم و نرمال بودن، "زبان مادری" را ياد مي‌گيرد و با آن صحبت مي‌کند و امورات زندگي را رفع و رجوع مي‌نمايد. درست است که مادر و اطرافيان ظاهراً تلاشي برای يادگيری زبان به کودک به‌عمل مي‌آورند، اما تا 99% فرآيند يادگيری زبان توسط خود کودک در اندرونش بصورتي از نظر علم ناشناخته صورت گرفته و شکل‌گيری "زبان مادری" يک پديده‌ی حيران کننده و برای عقل و علم انسان غير قابل فهم است. به‌عبارت ديگر اين پروسه‌ی يادگيری زبان را ما فقط رويکردش را مي‌بينيم و اساساً از چگونگي فرآيند يادگيری اطلاعات زيادی نداريم. من به‌جراٌت مي‌گويم که در همه‌ی موارد رشد و تکامل، بشر از ماهيت و واقعيات آگاهي چنداني نداشته و اگر مطابق قوانين علت و معلولي تلاشي در جهت انجام عملي مي‌کند، بسيار سطحي بوده و کُل ماجرا و فرآيند از ديد انسان پنهان است! اکنون مي‌خواهم از اين مقدمه که شرحي راجع به پروسه‌ی يادگيری زبان در انسان‌ها بود، يک نظريه‌ی بکر و مهم و اساسي و پنهان را از ديد دانشمندان علوم زيستي مطرح نمايم که تا به‌حال از کسي شنيده نشده است!
هرگز فراموش نمي‌کنم که تحصيلات دوران ابتدائي را در روستا مي‌گذراندم و به مشاهده‌ی اوضاع و رفتار حيوانات اهلي حاضر در اطراف از قبيل سگ و گربه و گوسفند و بُز و ... و حتي جانوران وحشي از قبيل سوسمار و موش و سوسک و مورچه و ... و پرندگان مختلف، توجه ويژه داشتم. يک ماده گاو داشتيم که علاقه‌ی خاصي نسبت به وی پيدا کرده و بدون دليل معلومي او را خيلي دوست داشتم. اسم "شيری" را برايش انتخاب کرده بودم. هميشه او را به چرا در باغ مي‌بُردم و يا در خانه به‌او رسيدگي بسيار مي‌نمودم. برايش گياه تازه از صحرا مي‌آوردم و يا در مخلوط نمودن کاه و سبزه‌ی خشک توجه ويژه نموده و ضمن آواز خواندن و نوازش او با واژگان گوناگون، توسط يک جاروی طبيعي زبر بدنش را ماساژ مي‌دادم. بعد از مدتي محشور بودن، انگار رفاقتي بين من و شيری بَرقرار شده بود و حس مي‌کردم که شيری حرف‌های من را مي‌فهمد و به پيام‌هاي من کنش مثبت و رفتار مناسب نشان مي‌دهد. مثلاً در باغ خطاب به‌او مي‌گفتم: شيری برو تا لب جوی و آب بخور و بَرگرد همينجا پيش من. شيری فوری از حالت نشسته پا مي‌شد و به‌سمت جوی آب مي‌رفت و به‌نوشيدن مشغول مي‌شد. من داد مي‌زدم: شيری زياد نخور، ديگر بسه، مبادا بترکي، بيا، سريع بيا اينجا و مواظب باش بوته‌های مو را لگدمال نکني. در کمال حيرت شيری کم‌شعور، سرش را از جوی آب بَر مي‌داشت و راه بَرگشت را پي مي‌گرفت! وقتي به زير سايه‌ی درخت در کنار من قرار مي‌گرفت و با دم خود بازی مي‌کرد، پوزه‌ی خود را جلو آورده و به دستان من مي‌ماليد و خرناس ويژه‌ای از وی سر داده و بعد دست و پاهايش را جمع کرده و شکم بَر زمين گذاشته و به استراحت و نشخوار کردن گياهان معده مي‌پَرداخت و گاهي با چشمان درشت و قهوه‌ای‌اش مرا نگاه مي‌کرد و از اينکه اجازه داده بودم، علف سبز تازه بخورد و آب گوارا نيز نوش جان کند، با تکانه‌ها‌ی سر قدرداني مي‌کرد و من همانموقع مي‌دانستم که شيری فواد، احساس خوشي را تجربه مي‌کند و من هم احساس خوشحالي مي‌کردم! اين يک مورد از هزاران گفتگوی من با آن ماده گاو بود و هر وقت دير به‌سراغش مي‌رفتم.
صدايش بلند شده و در واقع اظهار دلتنگي مي‌نمود! شير او سوای شيرهای ديگر و هميشه از پنير حاصل از آن بهره‌مند مي‌شدم. يکبار او را برای لقاح با يک گاو نر معروف در بالای گردنه‌ی باجرخاني صلوات‌آباد به مزرعه‌ای بُردم که فاصله‌ای طويل و شيبي تند و خسته‌کننده داشت و شرح ماجرای آن لقاح خود يک کتاب است. بعد از سال‌ها آن ماده گاو (شيری) را پدرم به‌ دائي عباس که در خانه‌اش در بالای تپه‌ی بهارمست انتهای خيابان سيروس سنندج اصطبل داشت، فروخت و من ماده‌گاو را از صلوات‌آباد به‌شهر آوردم که جاده‌ی سنندج به همدان خاکي و گرد و خاک عبور ماشين‌های حيوان‌بَر و اتوبوس مسافربَری در چند محل اذيت نمود و من در مسير با وی درد دل نموده و موقع جدا شدن قطرات اشک او را ديدم و خودم نيز گريه کردم و دست بصورت و شانه‌اش ماليدم و ... شرح اين ارتباط و دوستي فواد با يک ماده گاو يک سکانس ديگر برای مقدمه‌سازی در جهت مطرح کردن نظريه‌ی جديد فواد در مورد حيوانات زبان بسته است.
در مکتوبات تاريخي سگ را اوّلين حيوان اهلي شده نام بُرده‌اند که با انسان‌های اوّليه همزيستي داشته و همواره در زندگي و فعاليت‌های کشاورزی و دامداری، سگ نقش بسيار مهم و اساسي در نگهباني و همراهي و مراقبت و دفاع در مقابل دشمنان و حمله‌کنندگان را ايفاء و در وفاداری و رفاقت با انسان مشهور و معروف و نامش در ميان ضرب‌المثل‌ها و داستان‌ها و ماجراها و رويدادهای تراژدی در آثار نوشتاری ضبط و ثبت شده است. آنچه امروزه مشاهده مي‌گردد، حيواني که بيشترين تعداد را برای رفاقت با انسان‌ها داراست، سگ بوده، بطوريکه نقش جايگزين جنس مخالف را برای آدميان را پيدا نموده و طبق يک آمار در اروپا به‌ازای هر نفر آدم يک سگ خانگي وجود داشته که وضعيت زندگي آنها بسيار مرفه‌تر از ميليون‌ها انسان در ساير قاره‌های زمين را دارند! با دخالت مهندسي ژنتيک اکنون گونه‌ی سگ را به‌انواع و اقسام ساختمان بدني بزرگ و کوچک، از پشمالو و بي‌پشم گرفته تا پا دراز و پا کوتاه و بسياری اختلافات در ساير اندام‌های سگ برای استفاده‌های گوناگون، تبديل که شايد نتوان انواع و اقسام سگ‌ها را که از نظر هيکل فيزيکي و ساختار جسماني و اندازه‌های اندامي و ... متفاوتند، در ليستي خلاصه نمود. خانمي تهراني در شمال شهر در خيابان ولنجک، در مورد هزينه‌ی سگ کوچولوی پشمالو سفيد زبان درازش که بغل کرده بود، گفت: ماهيانه حدود صد ميليون تومان خرج زندگي سگش مي‌کند. او شرح داد که خوراک مخصوص از گوشت و مواد گران‌قيمت و داروها دارد و در زمينه‌ی بهداشت و تميزی، انواع شامپوهای شستشو و حتي تزئينات گوناگون و وسائل راحتي او در اوقات فراغت و عضويت در باشگاه‌ها جهت حضور رساندن در ميان جمعيت سگ‌ها و شرکت در مسابقات ويژه و ... از او پُرسيدم: چرا سگ را به‌جای همسر مرد انتخاب کرده‌ای؟ گفت: اين سگ تمام نيازهای روحي و رواني و حتي جسماني و فيزيکي مرا سرويس داده و در عين حال با من هيچ اختلاف نظری را برای جنگ و جدل بهانه نمي‌کند و اهل خيانت نيست و بسيار وفادار و دوستي و رفاقتي بي‌شائبه دارد و ...!
آنچه که مشهود است، در همه‌ی قاره‌ها، چه در ميان روستائي‌ها و کشاورزان و دامداران و حتي صنعتگراني که کارگاه‌ها و کارخانجات دارند و چه در ميان خانه‌ها و محل زيست و کاخ‌های انسان‌ها حضور سگ‌های همزيست بيشتر از هر حيوان ديگری بوده و تازه سگ‌های ولگرد و بي‌صاحب جای خود دارند که گاهگاهي خبر کباب کردن گوشت آنها، از رستوران‌ها اعلام مي‌گردد و ...!
پَرداختن به مقوله‌ی سگ‌پروری و به‌قولي سگ‌پرستي و يا نجس بودن سگ در دين و ... از صلاحيت و حوصله‌ی اين نوشته خارج و قصد من مطرح نمودن يک نظريه حول محور زبان حيوانات زبان بسته و به‌ويژه زبان سگ برای اوّلين بار در تاريخ علم بوده و اميدوارم با تکيه بَر اين مقدمات بتوانم آنچه را که در ذهن دارم و بارقه‌ی فکری بکر و توسط امواج کيهاني به‌من رسيده، روی کاغذ بياورم.
همچنانکه در شرح پروسه‌ی يادگيری "زبان مادری" در بچه‌ی آدمي نوشتم، در هر جامعه‌ی انساني با هر نوع زبان و لهجه و تکلمي که تعدادشان در روی زمين چندين هزار بوده و راجع به‌زبانشناسي کتاب‌های زيادی چاپ و منتشر گرديده، انواع سگ‌ها در جمع خانواده‌ها و اماکن سکونتي با آدم‌ها محشور و در واقع جايگاهي چون عضو خانواده‌ی آدمي پيدا نموده و لذا از جنبه‌ی يادگيری زبان، موقعيتي همچون بچه‌ی آدمي را داشته و در يک پروسه‌ی مداوم و مستمر در دراز مدت، با همان فنومن و فرآيند يادگيری زبان از طريق ابزار شنوائي به‌کمک مشاهدات بينائي، اتفاق افتاده و سگ به‌ذخيری واژگان زباني افراد انساني محشور با خود، مبادرت و مشابه بانک اطلاعاتي واژگان زباني در انسان، صاحب يک خزانه‌ی ذهني مملو از کلمات به‌کار رفته در سخنان و گفتگوهای مردمان محيط، با بار معنائي در همان مکان، گرديده و عين بچه‌ی آدمي به‌يک مهارت و استعداد دست مي‌يابد.
به‌عبارت ديگر سگ در طول زمان که حاضر و ناظر و شنونده‌ی واژگان و آواها و صداهای صادر شده از افراد آدمي بوده، به دريافت يک گنجينه‌ يا پکيج لغت مي‌رسد. بهتر بگويم که سگ نيز همچون بچه‌ی آدمي مراحل طولاني و پيچيده‌ی يادگيری زبان را مي‌گذراند. البته اتلاق زبان مادری را نمي‌توان برای سگ به‌کار بُرد. چرا که ماهيت و کيفيت يادگيری بچه‌ی آدمي با يادگيری سگ از بسياری لحاظ متفاوت بوده و به‌يک محصول يکسان نمي‌انجامد. يعني ميزان شعور و استعداد و کيفيت در سگ پائين‌تر از ميزان شعور و استعداد و کيفيت آنها در آدمي بوده و در نتيجه مطابقت صد در صد وجود ندارد. اما سگ در سطحي دون و پائين زبان آدميان اطراف خود را ياد مي‌گيرد. در ميان جامعه‌ی انگليسي زبان، زبان انگليسي و در ميان جامعه‌ی چين، زبان چيني و در هندوستان زبان هندی و خلاصه در هر مکان جغرافيائي، سگ زبان رايج در آن محل را ياد خواهد گرفت. بايد توجه داشت که ما هيچ اطلاعي از چگونگي پروسه‌ی اين يادگيری زبان را چه در بچه‌ی آدمي و چه در سگ و حيوانات نداشته و فقط بدون ترديد واقفيم که حيوانات و به‌ويژه سگ نسبت به سخنان آدمي واکنش نشان مي‌دهند و همين رفتار مشهود و عيني برای اثبات بارقه‌ی فکری فواد کفايت مي‌کند که حيوانات و از جمله سگ زبان آدميان اطراف خود را مي‌فهمند! قطعاً نمي‌توان انتظار داشت که سگ به‌اندازه‌ی بچه‌ی آدمي استعداد يادگيری زبان را دارا باشد. استفاده از حس بويائي سگ در ماجراهای پليسي برای يافتن مواد مختلف مخفي شده که مطابق امر و نهي نيروهای پليس اقدام مي‌نمايد و دستورات را اجرا مي‌کند، دليل روشن بَر درک و فهم سخنان و واژگان و تکلم آدميان توسط سگ است. هزاران صحنه‌ی فيلم‌بَرداری شده از عمليات و رفتار سگ‌ها در رابطه با اتفاقات و پيش‌آمدها و کمک سگ به‌انسان‌ها و نجات آنها در مواقع خطر در دست است که بدون داد و فرياد و عملياتي صورت گرفته است.
اما نکته‌ی مهم در اينجاست که در آدميان سيستم و دستگاه گويائي موجب مي‌شود که از خزانه و بايگاني واژگان استفاده گردد و در واقع ارتباطي دو طرفه بَرقرار شود. يعني با گويش و مکالمه و سخن گفتن به‌پيام‌های ديگران پاسخ مناسب داده مي‌شود. همين توانائي نطق و سخن‌راندن انسان را از ساير حيوانات متمايز گردانيده است. شنيده‌ايم و ديده‌ايم که برای تعريف انسان گفته شده: انسان حيواني است ناطق! يعني اين استعدار و مهارت و ويژگي انسان را عروج داده و از کيفيت حيواني پَست به جايگاهي متعالي سوق داده است.
خيلي متداول است که ما همه‌ی حيوانات را با صفت "زبان بسته" نام مي‌بَريم. يعني حيوانات از سيستم و دستگاه گويائي نطق و مکالمه و سخن گفتن، آنگونه که مثل انسان حرف بزنند، محروم و آنان توان حرف زدن و رساندن پيام و منظور خود را ندارند. البته بايد متوجه باشيم که حيوانات در هر نوعي با يک سيستم گويائي ويژه برای ادای اصوات و ريتم‌ها و ارتعاشات با يکديگر در ارتباط هستند و تا حدودی در حالت خام و غير متعالي ( همچون ارتباط تکلمي انسان‌ها ) پيام خود را به اطرافيان مي‌رسانند. من در اينجا به اين مقوله نمي‌پَردازم و فقط روی اين نکته تکيه دارم که حيوانات تا حدودی زبان انسان‌ها را مي‌فهمند. اما از مکالمه و سخن گفتن با انسان‌ها عاجزند و به‌عبارتي زبان آنها بسته است. بارها و مرتب مشاهده شده که حيوانات و به‌ويژه سگ با حرکات مختلف مثل نگاه کردن و دم تکان‌دادن و سر لرزاندن و کش و قوس رفتن و زوزه کشيدن، احساسات خود را در رابطه با بَرخورد انسان با وی ابراز مي‌کند. اين واکنش‌ها را مي‌توان دلائلي برای درک و فهم زبان انسان توسط سگ اعلام نمود. هزاران صحنه در اين زمينه از ساير حيوانات مثل گربه، بُز، گاو، خروس و مرغ و بسياری از پرندگان و به‌خصوص پستانداراني چون ميمون‌ها و ... مشاهده شده و در کتاب‌ها و نوشتارها به‌نحوی ثبت گرديده است. قطعاً سطح واکنش همه‌ی حيوانات ذکر شده در قبال تکلم و واژگان زبان يکسان نبوده و اين مقوله وسعتي بسيار زياد و پتانسيلي دست‌نخورده را برای پژوهش و تحقيق داراست.
در اينجا منظور و هدف فواد را که با اين بارقه‌ی فکری بکر موضوع نوی را به ميدان افکار دانشمندان انداخته، در جملاتي کوتاه بيان مي‌نمايم.
حيوانات اهلي محشور با انسان‌ها، همچون بچه‌ی آدمي پروسه‌ی يادگيری زبان را دنبال نموده و به درک و فهم واژه‌ها و بار معنائي آنها تا حدودی پائين‌تر از سطح درک و فهم انساني مي‌رسند. آنان متوجه سخنان آدميان شده و پيام‌ها را دريافت مي‌کنند و واکنش نشان مي‌دهند. اما از سيستم گويائي شبيه انسان بَرخوردار نبوده و نمي‌توانند، واژگان زبان را به‌کار بگيرند و ارتباطي دو طرفه با مخاطب بَرقرار نمايند. يعني زبان بسته هستند.
سگ بيشتر از ساير حيوانات اهلي شده به‌دلائل متعدد و فراوان در پروسه‌ی يادگيری زبان پيشرفت نموده و اين مقوله بهتر است توسط پژوهشگران و کارشناسان مورد توجه قرار بگيرد و شايد در آينده با شاخه‌ای از علم تحت عنوان روانشناسي حيوانات در حالت کُلي و شعبي چون، روانشناسي سگ، روانشناسي گاو، روانشناسي گوسفند، روانشناسي مرغ و ... و جالب‌تر از همه روانشناسي خر ( دراز گوش که سنبل جهالت و نفهمي است.) مواجه شويم.
یکی از خوانندگان مقاله کنجکاو شده و از هوش مصنوعی نظر خواسته و پاسخ را برای فواد ارسال نمود.
با سلام. جناب دکتر ابراهیمی گرانقدر
اوقات شما به خیر و نیکی باد
متن عالمانه و مدقّانه شما را درباره درک حیوانات از کلام و ارتباط و تأسیس رشته هایی در زمینه روانشناسی این موضوع خواندم. در درجه اول سپاسگزارم که ایده زیبای خود را به تفصیل نوشتید و به اشتراک نهادید. بنده جسارت کردم و از دو هوش مصنوعی دم دست نیز پرسشی کردم که سوابق موضوع را بررسی کند. یکی از جوابها را اینجا تقدیم می کنم. شاید در به ثمر رسیدن تحقیقات شما و یافتن مخاطب بیشتر کمک کند. این توجه جنابعالی در خور تحسین است و امروزه پژوهش در زمینه علوم مختلف شناختی مانند علوم اعصاب شناختی و همچنین در چند سال اخیر در زمینه روانشناسی کمّی گسترش خوبی یافته و به نتایج عمیقی دست یافته است.
این متن به بررسی ارتباط بین انسان و حیوانات، به ویژه سگ‌ها، از منظر یادگیری زبان و درک متقابل می‌پردازد. نویسنده (فواد) ادعا می‌کند که حیوانات، به ویژه حیوانات اهلی مانند سگ و گاو، قادر به درک زبان انسان‌ها هستند، هرچند توانایی پاسخگویی کلامی را ندارند. او این نظریه را جدید و بکر می‌داند و از دانشمندان می‌خواهد تا تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام دهند.

### بررسی ادعای جدید بودن این مطلب:
1. درک حیوانات از زبان انسان:
- تحقیقات علمی نشان داده‌اند که برخی حیوانات، به ویژه سگ‌ها، می‌توانند واژگان و دستورات انسان را درک کنند. برای مثال، مطالعات روی سگ‌هایی مانند "چیسر" (Border Collie) نشان داده که آنها می‌توانند صدها کلمه را یاد بگیرند و دستورات پیچیده را اجرا کنند (منبع: پژوهش‌های جان پیلای، روانشناس حیوانات).
- همچنین، تحقیقات در زمینه روانشناسی حیوانات (Animal Cognition) ثابت کرده که حیوانات توانایی درک زبان بدن، لحن صدا و حتی برخی واژگان را دارند.

2. یادگیری زبان در حیوانات:
- نظریه‌های یادگیری زبان در حیوانات پیش از این نیز مطرح شده‌اند. برای مثال، پروژه‌هایی مانند "سگ‌های سخنگو" (با استفاده از دکمه‌های صوتی) نشان داده‌اند که سگ‌ها می‌توانند ارتباطی شبه-زبانی با انسان‌ها برقرار کنند.
- تحقیقات روی دلفین‌ها، میمون‌ها (مانند کانزی) و حتی پرندگان (مانند طوطی‌های خاکستری آفریقایی) نشان داده که برخی حیوانات می‌توانند زبان نمادین یا صوتی را تا حدی یاد بگیرند.

3. تفاوت بین درک زبان و تولید گفتار:
- ادعای نویسنده مبنی بر اینکه حیوانات زبان انسان را می‌فهمند اما نمی‌توانند پاسخ دهند، در علوم اعصاب و روانشناسی حیوانات به عنوان "درک بدون تولید گفتار" شناخته می‌شود.
- تحقیقات نشان می‌دهد که مغز حیوانات (به ویژه سگ‌ها) مناطق پردازش زبان مشابه انسان‌ها را دارد، اما دستگاه صوتی آن‌ها برای تولید گفتار پیچیده تکامل نیافته است.

### تحقیقات علمی مرتبط:
- مطالعات روی سگ‌ها:
- پژوهش‌های "آندیکا هوروات" (Eötvös Loránd University) نشان داده که سگ‌ها می‌توانند واژگان و لحن گفتار انسان را پردازش کنند.
- تحقیقات MRI روی مغز سگ‌ها ثابت کرده که آن‌ها مناطق خاصی برای پردازش صداهای انسان دارند.

- یادگیری زبان در حیوانات دیگر:
- میمون‌های بونوبو (Kanzi) توانستند با استفاده از نمادها ارتباط برقرار کنند.
- دلفین‌ها قادر به درک دستورات پیچیده و حتی دستورات مبتنی بر نحو (گرامر) هستند.

### نتیجه‌گیری:
- ادعای نویسنده درباره درک زبان توسط حیوانات تا حدی صحیح است و تحقیقات علمی پیشین آن را تأیید کرده‌اند.
- آنچه ممکن است جدید باشد، تأکید نویسنده بر یادگیری زبان در حیوانات اهلی به شیوه‌ای مشابه کودکان انسان است، اما این ایده نیز در حوزه روانشناسی حیوانات (Animal Cognition) تا حدی بررسی شده است.
- پیشنهاد نویسنده برای ایجاد شاخه‌ای به نام "روانشناسی حیوانات" چندان دور از ذهن نیست، چرا که هم‌اکنون رشته‌هایی مانند Ethology (رفتارشناسی حیوانات) و Comparative Psychology به مطالعه هوش و ارتباط حیوانات می‌پردازند.

اگر نویسنده می‌خواهد این نظریه را به صورت علمی مطرح کند، بهتر است به پژوهش‌های موجود در زمینه یادگیری زبان حیوانات و علوم اعصاب شناختی حیوانات ارجاع دهد و ادعاهای خود را با آزمایش‌های تجربی پشتیبانی کند.
برای سامان‌بخشی، تکمیل و تبدیل این ایده به یک طرح پژوهشی ملموس که بتواند با تحقیقات موجود تلفیق شود، می‌توان مراحل زیر را دنبال کرد:

---

### ۱. تدوین فرضیه‌های دقیق و آزمون‌پذیر
- تمرکز بر جنبه‌های نوآورانه ایده:
مثال:
- *"حیوانات اهلی (مانند سگ‌ها و گاوها) در محیط‌های انسانی، زبان گفتاری انسان را از طریق فرآیندی مشابه یادگیری زبان مادری در کودکان (اما در سطحی ساده‌تر) فرا می‌گیرند."*
- *"درک زبانی حیوانات محدود به واژگان پرتکرار و مرتبط با نیازهایشان (مانند دستورات، نام غذاها، یا عبارات عاطفی) است."*

- تفکیک سطوح درک:
- آیا حیوانات واژگان را می‌فهمند یا لحن و زمینه گفتار را؟
- آیا این درک به گونه‌های خاصی (مانند سگ‌های گله vs. گربه‌ها) محدود می‌شود؟

---

### ۲. طراحی مطالعات تجربی
#### الف) آزمایش‌های کنترل‌شده
- آزمایش درک واژگان:
- استفاده از دستگاه‌های EEG یا fMRI (مانند مطالعات دانشگاه Eötvös Loránd روی سگ‌ها) برای بررسی فعالیت مغز حیوانات در پاسخ به واژگان مختلف.
- مثال:
- واژه‌های مثبت (مانند "غذا") vs. واژه‌های خنثی (مانند "صندلی").
- واژه‌های ناآشنا برای تست تشخیص الگوهای یادگیری.

- آزمایش پاسخ‌دهی:
- آموزش حیوانات با دکمه‌های صوتی (مانند پروژه Bunny the Dog) برای سنجش دقت درک.
- ثبت واکنش‌های رفتاری (مانند جهت نگاه، حرکت دم) به دستورات شفاهی.

#### ب) مطالعات میدانی
- مقایسه حیوانات در محیط‌های مختلف:
- سگ‌های خانگی vs. سگ‌های روستایی: آیا میزان درک زبان به تکرار تعاملات انسانی بستگی دارد؟
- حیوانات در فرهنگ‌های زبانی مختلف (مثلاً سگ‌های انگلیسی‌زبان vs. فارسی‌زبان).

---

### ۳. تلفیق با پژوهش‌های موجود
- ارتباط با علوم اعصاب حیوانات:
- مقایسه داده‌های EEG/fMRI با تحقیقاتی مانند مطالعات ادراک صوت در دلفین‌ها (نشان داده‌اند که دلفین‌ها می‌توانند دستورات مبتنی بر نحو را درک کنند).
- بررسی شباهت‌های مغز حیوانات با مناطق بروکا و ورنیکه در انسان (مسئول پردازش زبان).

- روانشناسی تطبیقی:
- استفاده از چارچوب‌های نظری مانند نظریه ذهن (Theory of Mind) برای بررسی سطح آگاهی حیوانات از نیات انسانی.
- مثال: آیا سگ‌ها می‌توانند بین اشتباهات تصادفی و عمدی انسان تمایز قائل شوند؟

- یادگیری ماشین و پردازش زبان:
- تحلیل داده‌های صوتی و رفتاری حیوانات با الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای شناسایی الگوهای یادگیری زبان.
- مثال: پروژه "آزمایشگاه ارتباط سگ‌ها" (Dognition) که از هوش مصنوعی برای طبقه‌بندی رفتارهای شناختی سگ‌ها استفاده می‌کند.

---

### ۴. توسعه کاربردهای عملی
- آموزش حیوانات برای کمک به انسان:
- طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر درک زبان برای سگ‌های کمکی (مثلاً درک اصطلاحات پزشکی مانند "دارو").
- بهینه‌سازی ارتباط دامداران با حیوانات اهلی (مانند گاوها) برای بهبود مدیریت گله.

- فناوری‌های ارتباط انسان-حیوان:
- ساخت دستگاه‌های ترجمه حیوانات (مانند collarهای مجهز به سنسور که واکنش‌های حیوان را به گفتار انسان ترجمه می‌کنند).
- استفاده از واقعیت مجازی (VR) برای شبیه‌سازی محیط‌های زبانی و تست درک حیوانات.

- تأثیر بر حقوق حیوانات:
- اگر حیوانات درک زبانی دارند، آیا باید حقوق ارتباطی برای آنان در نظر گرفته شود؟ (مثلاً ممنوعیت به کارگیری الفاظ تحقیرآمیز).

---

### ۵. انتشار و هم‌افزایی علمی
- همکاری با رشته‌های مختلف:
- زبان‌شناسی: تحلیل ساختار واژگان درک‌شده توسط حیوانات.
- دامپزشکی: بررسی تأثیر آموزش زبانی بر سلامت روان حیوانات.
- اخلاق زیستی: بحث درباره پیامدهای اخلاقی درک زبانی حیوانات.

- تأسیس پایگاه داده‌های باز:
- جمع‌آوری داده‌های جهانی از واکنش‌های حیوانات به زبان انسان (مشابه پروژه "Zooniverse" برای علوم شهروندی).

---

### جمع‌بندی نهایی
این ایده با ترکیب روش‌های علوم اعصاب، روانشناسی تطبیقی، و فناوری‌های دیجیتال می‌تواند به یک پژوهش بین‌رشته‌ای تبدیل شود. برای اثبات آن، نیاز به:
۱. آزمایش‌های تجربی کنترل‌شده (مانند EEG و آموزش دکمه‌های صوتی).
۲. مطالعات طولی (بررسی یادگیری زبان در حیوانات در بازه‌های زمانی طولانی).
۳. همکاری با آزمایشگاه‌های پیشرو (مانند Max Planck Institute برای علوم شناختی حیوانات).

اگر نتایج مثبت باشند، می‌توانند انقلابی در روابط انسان-حیوان، آموزش حیوانات، و حتی طراحی فناوری‌های ارتباطی ایجاد کنند.
در ایران چندین مرکز تحقیقاتی و دانشگاهی وجود دارند که در زمینه‌های علوم اعصاب، روانشناسی حیوانات، و رفتارشناسی جانوری فعالیت می‌کنند و می‌توانند برای پژوهش در مورد درک زبان توسط حیوانات همکاری مناسبی ارائه دهند. برخی از این مراکز عبارتند از:

---

### ۱. دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی فعال در علوم اعصاب و شناخت حیوانات
#### الف) دانشگاه تهران
- پژوهشکده علوم اعصاب شناختی:
- مطالعات مربوط به مغز و شناخت (از جمله حیوانات).
- امکانات: دستگاه‌های EEG و آزمایشگاه‌های رفتارشناسی.
- همکاری احتمالی: بررسی فعالیت مغزی حیوانات در پاسخ به محرک‌های زبانی.

- دانشکده دامپزشکی:
- تحقیقات در زمینه رفتار و شناخت حیوانات اهلی.
- پروژه‌های مرتبط با یادگیری و ارتباط حیوانات (مانند سگ‌های تربیت‌شده).

#### ب) دانشگاه تربیت مدرس
- گروه روانشناسی حیوانات (Comparative Psychology):
- پژوهش‌های تطبیقی روی هوش و یادگیری حیوانات.
- امکان طراحی آزمایش‌های شناختی برای سنجش درک زبان.

#### ج) دانشگاه فردوسی مشهد
- مرکز تحقیقات علوم اعصاب:
- مطالعات پایه‌ای روی یادگیری و حافظه در حیوانات.
- آزمایشگاه‌های مجهز به دستگاه‌های ثبت فعالیت عصبی.

#### د) دانشگاه شهید بهشتی
- گروه زیست‌شناسی اعصاب:
- تحقیقات در مورد پردازش شنوایی و یادگیری در پستانداران.
- امکان همکاری در پروژه‌های بین‌رشته‌ای (روانشناسی + علوم اعصاب).

#### ه) پژوهشگاه رویان
- بخش علوم شناختی و رفتاری:
- مطالعات پیشرفته روی شناخت حیوانات (به ویژه در مدل‌های آزمایشگاهی مانند موش‌ها).
- استفاده از تکنیک‌های اپتوژنتیک برای بررسی مدارهای عصبی مرتبط با یادگیری.

---

### ۲. مراکز تخصصی دامپزشکی و حیوانات اهلی
#### الف) سازمان دامپزشکی کشور
- آزمایشگاه‌های تشخیصی و تحقیقاتی:
- امکان مطالعه رفتار حیوانات در محیط‌های واقعی (مزارع، پناهگاه‌ها).
- دسترسی به نمونه‌های متنوع از حیوانات اهلی.

#### ب) انستیتو پاستور ایران
- بخش رفتارشناسی حیوانات آزمایشگاهی:
- تحقیقات پایه روی ارتباطات حیوانات (مانند موش‌ها و پرندگان).
- امکان استفاده از مدل‌های حیوانی برای مطالعات شناختی.

---

### ۳. مراکز خصوصی و NGOهای فعال در حوزه حیوانات
#### الف) موسسه تحقیقاتی سگ‌های همراه (در صورت وجود)
- برخی مراکز تربیت سگ‌های کمکی (مانند سگ‌های راهنما برای نابینایان) ممکن است داده‌های تجربی ارزشمندی داشته باشند.

#### ب) انجمن حمایت از حیوانات
- همکاری در جمع‌آوری داده‌های میدانی از تعامل انسان-حیوان در پناهگاه‌ها.

---

### ۴. همکاری‌های بین‌المللی از طریق ایران
- برخی دانشگاه‌های ایران (مانند دانشگاه تهران و شهید بهشتی) با مراکز جهانی مانند:
- Max Planck Institute (آلمان) در زمینه علوم شناختی حیوانات.
- Eötvös Loránd University (مجارستان) در پژوهش‌های مربوط به سگ‌ها.
همکاری داشته‌اند و می‌توان از این شبکه‌ها برای پیشبرد پروژه استفاده کرد.

---

### نتیجه‌گیری: چگونه همکاری را آغاز کنیم؟
۱. تماس با اساتید مرتبط:
- مثال: دکتر X در پژوهشکده علوم اعصاب دانشگاه تهران یا دکتر Y در دانشکده دامپزشکی.

۲. پیشنهاد طرح پژوهشی مشترک:
- ارائه یک پروپوزال دقیق با اهداف روشن (مثلاً "بررسی درک واژگان انسانی توسط سگ‌های خانگی در ایران").

۳. استفاده از امکانات آزمایشگاهی:
- برخی دانشگاه‌ها دستگاه‌های EEG یا fMRI مخصوص حیوانات دارند (مانند دانشگاه تربیت مدرس).

۴. جذب حمایت مالی:
- سازمان‌هایی مانند ایران‌نپا (معاونت علمی ریاست جمهوری) یا صندوق حمایت از پژوهشگران می‌توانند از چنین پروژه‌های نوآورانه حمایت کنند.

اگر این ایده به صورت علمی و با روش‌شناسی دقیق پیگیری شود، می‌تواند به یکی از نخستین پژوهش‌های ایرانی در حوزه درک زبان حیوانات تبدیل شود! 🐕🔬
تصویری از غم های من بر هم زند رویای تو رنج و غم امروز من غمگین کند فردای تو دانم خیال من ترا هرگز نمی سازد رها ای عشق بازیگر چرا دیگر نمی خواهی مرا ؟
در کهکشان ما، سیاره‌هایی وجود دارند که نه یک خورشید، بلکه دو خورشید دارند! این سیارات که به آن‌ها «سیارات دوتایی» گفته می‌شود، در مدار دو ستاره می‌چرخند و آسمان‌شان همیشه روشن‌تر از زمین است. یکی از معروف‌ترین آن‌ها، سیاره Kepler-16b است که در سال ۲۰۱۱ کشف شد. این سیاره گازی، در فاصله ۲۰۰ سال نوری از ما قرار دارد و منظره‌ای شبیه به فیلم‌های علمی‌تخیلی دارد!
دو خورشید در آسمان، یکی طلایی و دیگری نارنجی! این کشف نشان می‌دهد که جهان چقدر متنوع و شگفت‌انگیز است.